Alice* سروران این را می هایید ؟ (تایید می کنید ! )
دیگر کاربرانراسل، آنارشی و .. بمهر این را پاسخ دهند
😏
Alice* سروران این را می هایید ؟ (تایید می کنید ! )
دیگر کاربرانراسل، آنارشی و .. بمهر این را پاسخ دهند
😏
Mehrbodفرهنگ در گرایش جنسی نقش بسیار کمرنگی دارد ایرانبانو. یک چیزی را هم ما چند سالیه بناکامی میکوشیم بدریابانیم! آنهم اینکه: گرایش جنسی ≠ بی قید و بندی جنسی
"گرایش جنسی" یا همان خوشی بردن از سکس هیچ پیوندی به بی قید و بندی جنسی (promiscuity) ندارد. دخترها بسیار کم بی قید و بند هستند، ولی همه پسرها بی چون و چرا در گزینش هنباز جنسی (sexpartner) بی قید و بند هستند. اینکه گرایش جنسی کدام بیشتر است یا کدام جنس بیشتر از سکس خوشی میبرد نقش انچنانی در بی قید و بندی ندارد. پس سراغ پدرسالاری (patriarchy) و این چرندیات که مردها زور بیشتری دارند یا نمیدانم همبود را میگردانند پس میتوانند گرایش جنسیاشان را بیاشکارند نروید که همان چرندیاتی بیش نیستند 😏
ببخشید؟وقتی میگیم یک زن در ابراز گرایشا و تمایلات جنسیش داچار محدودیته انتظار دارید در مورد بی قید و بندی جنسی چه طور رفتار کنه؟؟؟
شاخص شما برای شناسایی چرندیات احیانا نظرات خودتونه؟؟
Mehrbodدیگر کاربرانراسل، آنارشی و .. بمهر این را پاسخ دهند
این بحث را چندجا مفصل کرده ایم.پیدایشان کنیم بد نیست.سری آخر امیر گرامی هم نکات جالبی اضافه کرد خود من هم درست یادم نیست بدم نمیاید دوباره بخوانم.
iranbanooببخشید؟وقتی میگیم یک زن در ابراز گرایشا و تمایلات جنسیش داچار محدودیته انتظار دارید در مورد بی قید و بندی جنسی چه طور رفتار کنه؟؟؟
در اینکه محیط تاثیر میگذارد حرفی نیست،ولی اینکه شما میگویید اینست که اثر بیولوژیکی اینجا در حد صفر است.اینکه شما میگویید اینست که اگر شرایط محیطی یکسان باشد زن و مرد کاملا یکسان رفتار میکنند.خوب این چیزیست که درست نیست.مسلم است وقتی ما هم میگوییم مردان از زنان بیشتر گرایش به سکس یلخی دارند عامل محیطی در تحلیل داده ها هم در نظر گرفته شده.
Russellاینچیزی که شما در مقابل میگویید یکنوع همان لوح سفید بودن انسانهاست.مانند این است که من بگویم انسانها بدلیل فرگشتی گرایش به سکس دارند بعد کسی بگوید یکسری انسانها میروند راهب میشوند اصلا سکس ندارند.مغز انسان هم اینجور نیست که غریزه یکطرف باشد یکطرف خرد و تمدن باشد،این مغز فرگشت یافته و لایه لایه روی هم چیده شده و مغز ما از دوزیستان هم یادگاری دارد.وقتی دلیل فرگشتی اینکه مثلا چرا ما شیرینی دوست داریم یا از تاریکی یا مار و عقرب میترسیم را میگوییم من ندیده ام کسی بگوید که اینها برای گذشته است و امروز چنین چیزی نیست و... ولی وقتی از تفاوت مغز زن و مرد سخن میگوییم یا علت فرگشت عشق رمانتیک و تفاوت گرایش جنسی و... اینها نادرست میشوند و در برابرشان مقاومت میشود.اساسا اگر چنین باشد باید قید بررسی رفتار انسانی را بکل بزنیم بگوییم همه چیز در همه حالت در انسانها به یک اندازه محتمل است و 50-50 قید روانشناسی و درک رفتار و گرایشات انسان را بکل بزنیم.
نه...
من نه منکر مسائل فرگشت شدم و نه منکر تفاوت بین رفتار های جنسی نر و ماده.
تمام تمرکز من براین هست که رفتارهایی که ما به نام مردانه -زنانه میشناسیم در طول زمان به این شکل به دست مارسیدند و چه بسا شدید تر از این میبودند اما به دست انسان و تمدن از شدتشان کاسته شده و تغییر ماهیت داده.
بنا براین اینکه رفتارهای جنسی زنان ومردان را امری طبیعی و غیر قابل تغییر بدانیم اساسا نظر درستی نیست و همواره این انسان بوده که بر تمامی این مسائل اعمال نفوذ داشته.این تغییرات اعمال شده باعث شده که چیزی به نام جامعه معنا یابد.مثلا در همین موضوع ادمخواری که غریزتا در انسان وجود دارد نمیتوانم منکر شوم که علائمش به کل از رفتار های انسانی از میان رفته و وجود ندارد.چرا که در همین موضوع سکس ارتباط های دهانی و گزیدن و لیسیدن اندام های طرفین خود نمودی از غریزه ی ادمخواری در انسان است اما این رفتار های جزئی در مقابل خصیصه های انسانی که به جنسیت مربوط میشود مسلما به خاطر درجه ی پایین اهمیتش و همچنین رضایت بخش بودنش برای انسان ,کمتر مورد توجه بوده که تغییر کند.اتفاقا ارتقا یافته که کمتر نشده.اما عدم توازن در رفتار های انسانی در بین دو جنس زن و مرد اساسا موضوعیست که جدا از مسائل زیست شناختی به اثر تمدن بیشتر نزدیک است و اعمال تغییر در ان به این وسیله میسر است.
Russellدر اینکه محیط تاثیر میگذارد حرفی نیست،ولی اینکه شما میگویید اینست که اثر بیولوژیکی اینجا در حد صفر است.اینکه شما میگویید اینست که اگر شرایط محیطی یکسان باشد زن و مرد کاملا یکسان رفتار میکنند.خوب این چیزیست که درست نیست.مسلم است وقتی ما هم میگوییم مردان از زنان بیشتر گرایش به سکس یلخی دارند عامل محیطی در تحلیل داده ها هم در نظر گرفته شده.
سکس یلخی یعنی چی؟
میشه کمی توضیح بدید.
iranbanooنه...
من نه منکر مسائل فرگشت شدم و نه منکر تفاوت بین رفتار های جنسی نر و ماده.
تمام تمرکز من براین هست که رفتارهایی که ما به نام مردانه -زنانه میشناسیم در طول زمان به این شکل به دست مارسیدند و چه بسا شدید تر از این میبودند اما به دست انسان و تمدن از شدتشان کاسته شده و تغییر ماهیت داده.
بنا براین اینکه رفتارهای جنسی زنان ومردان را امری طبیعی و غیر قابل تغییر بدانیم اساسا نظر درستی نیست و همواره این انسان بوده که بر تمامی این مسائل اعمال نفوذ داشته.
چرا دیگر شما دارید بروشنی میگویید رفتار انسان را طبیعی بدانیم (در مقابل رفتار محیطی) درست نیست چرا که تغییر ناپذیر میشود.من تغییر تاپذیر بودن یا نبودنش را مطمئن نیستم ولی حدسم اینست که در آینده با تسلط انسان بر ژنتیک و توان مهندسی احتمالا همه چیز را میشود تغییر دارد.ولی این تفاوتی در مساله ایجاد نمیکند،ما داریم میگوییم اکنون این تفاوت طبیعی وجود دارد.اینکه ما باید متمدن شویم و اینها این تغییری در اینکه امروز اینگونه است ایجاد نمیکند.امروز اندازه مردان بزرگتر از زنان است بطور طبیعی،اینکه خوب است این تفاوت کمتر شود یا بیشتر یک سخن است و اینکه اساسا این تفاوت را منکر بشویم یک حرف دیگر.من در اینکه کم شدن تفاوت انسانها در کل مفید بوده مخالفت چندانی ندارم ولی تفاوتها هم بسیار مهم هستند و در بسیاری موارد خواستنی.در اینجا کلا دوستان فمینیست بنظر میرسد که نه تنها میخواهند درباره اینکه چه تفاوتهایی خوب است و کدام بد بتنهایی تصمیم میگیرند بلکه یکسری از تفاوتهای موجود امروز را بکل منکر میشوند.
iranbanooبنا براین اینکه رفتارهای جنسی زنان ومردان را امری طبیعی و غیر قابل تغییر بدانیم اساسا نظر درستی نیست و همواره این انسان بوده که بر تمامی این مسائل اعمال نفوذ داشته.این تغییرات اعمال شده باعث شده که چیزی به نام جامعه معنا یابد.مثلا در همین موضوع ادمخواری که غریزتا در انسان وجود دارد نمیتوانم منکر شوم که علائمش به کل از رفتار های انسانی از میان رفته و وجود ندارد.چرا که در همین موضوع سکس ارتباط های دهانی و گزیدن و لیسیدن اندام های طرفین خود نمودی از غریزه ی ادمخواری در انسان است اما این رفتار های جزئی در مقابل خصیصه های انسانی که به جنسیت مربوط میشود مسلما به خاطر درجه ی پایین اهمیتش و همچنین رضایت بخش بودنش برای انسان ,کمتر مورد توجه بوده که تغییر کند.اتفاقا ارتقا یافته که کمتر نشده.اما عدم توازن در رفتار های انسانی در بین دو جنس زن و مرد اساسا موضوعیست که جدا از مسائل زیست شناختی به اثر تمدن بیشتر نزدیک است و اعمال تغییر در ان به این وسیله میسر است.
در این سخنان درباره رابطه آدمخواری و سکس دهانی هم توضیح دهید ممنون میشوم چرا که چنین سخنی برایم بسیار عجیب است.این سکس دهانی و اینها اتفاقا در انسانها و بونوبوها تنها وجود دارد:
Sexual intercourse plays a major role in bonobo society observed in captivity, being used as what some scientists perceive as a greeting, a means of forming social bonds, a means of conflict resolution, and postconflict reconciliation.[34] Bonobos are the only nonhuman animal to have been observed engaging in all of the following sexual activities: face-to-face genital sex (although a pair of western gorillas has been photographed performing face-to-face genital sex,[35]) tongue kissing, and oral sex.[36] In scientific literature, the female–female behavior of touching genitals together is often referred to as GG rubbing or genital–genital rubbing. The sexual activity happens within the immediate community and sometimes outside of it. Bonobos do not form permanent monogamous sexual relationships with individual partners. They also do not seem to discriminate in their sexual behavior by sex or age, with the possible exception of abstaining from sexual intercourse between mothers and their adult sons. When bonobos come upon a new food source or feeding ground, the increased excitement will usually lead to communal sexual activity, presumably decreasing tension and encouraging peaceful feeding
mahtab71سکس یلخی یعنی چی؟
میشه کمی توضیح بدید.
مهتاب گرامی منظور من casual یا به قول دوستان همان بی قید و بند است.
Russellچرا دیگر شما دارید بروشنی میگویید رفتار انسان را طبیعی بدانیم (در مقابل رفتار محیطی) درست نیست چرا که تغییر ناپذیر میشود.من تغییر تاپذیر بودن یا نبودنش را مطمئن نیستم ولی حدسم اینست که در آینده با تسلط انسان بر ژنتیک و توان مهندسی احتمالا همه چیز را میشود تغییر دارد.ولی این تفاوتی در مساله ایجاد نمیکند،ما داریم میگوییم اکنون این تفاوت طبیعی وجود دارد.اینکه ما باید متمدن شویم و اینها این تغییری در اینکه امروز اینگونه است ایجاد نمیکند.امروز اندازه مردان بزرگتر از زنان است بطور طبیعی،اینکه خوب است این تفاوت کمتر شود یا بیشتر یک سخن است و اینکه اساسا این تفاوت را منکر بشویم یک حرف دیگر.من در اینکه کم شدن تفاوت انسانها در کل مفید بوده مخالفت چندانی ندارم ولی تفاوتها هم بسیار مهم هستند و در بسیاری موارد خواستنی.در اینجا کلا دوستان فمینیست بنظر میرسد که نه تنها میخواهند درباره اینکه چه تفاوتهایی خوب است و کدام بد بتنهایی تصمیم میگیرند بلکه یکسری از تفاوتهای موجود امروز را بکل منکر میشوند.
خیر این تفاوت ها طبیعی نیست.دقت کنید که تنها از این تفاوتها سخن میگوییم نه تفاوت در پیکره ی زن و مرد.رفتار هایی جنسی که گرایشات و تمایلات یا بی قیدی و بندی جنسی گرچه اثراتی زیست شناختی در آن موثر است اما بخش عمده ی آن دست خودمان است و ماهستیم که به آن سمت و سو میدهیم.
اتفاقا من اصلا از دیدگاه فمنیستی بحث نمیکنم چرا که اگر از ان دیدگاه باشد که ایراد ها به این رفتار ها بسیار است و همین مسائل است که زمینه ساز بسیاری از مشکلات و بروز تجاوزات جنسی و روحی بر زن میشود.
گرچه به نظرم این مردان و رفتار های انان است که مشخص میکنند ملاک لذت بخشی رفتار های جنسی بر چه مبنائیست.
Russellدر این سخنان درباره رابطه آدمخواری و سکس دهانی هم توضیح دهید ممنون میشوم چرا که چنین سخنی برایم بسیار عجیب است.این سکس دهانی و اینها اتفاقا در انسانها و بونوبوها تنها وجود دارد:
این غریزه در یکی از دوران های رشد در کودک اگر تثبیت شود بعد ها به صورتهای مختلفی از انواع سکس های دهانی بروز پیدا میکند.
این مسائل را فکر میکنم در یکی از کتاب های فروید خوانده بودم که لی بیدو یا شهوت در دوران کودکی هر فرد در لب ها و دهان استقرار میابد .در این دروان است که کودک از مکیدن,گاز گرفتن ویا نگه داشتن مدفوع خود لذت میبرد.این اعمال خود به مراحل مختلفی منجر میشود و اگر در هر دام از مراحل لی بیدو تثبیت شود مظاهر آن در رفتار های جنسی درجاتی از انحرافات سادیستی را نمایان میکند.فروید این مرحله را دوران دندانی میخواند به cannibalisme یا ادمخواری نسبت میدهد.
مظاهر ان نیز در درجاتی مختلف از خونین کردن طرف مقابل برای درک لذت تا گزیدن ها خفیف یا fellatioوجود دارد
Mehrbodنه همان اشتباه میکنید یاسی جان، دخترها هرچند راهبرد دوگانه دارند، ولی با هر کسی که رسید نمیخواهند بخواهند.
پسرها بی چون و چرا با هر دختری - اگر براستی زشت نبود - با خوشنودی هر چه بیشتر میخوابند.
راهبرد دوگانه رو متوجه نشدم مهربد جان
باز هم من فكر میكنم فقط متفاوت بودن شرایط باعث این تفاوت میشه
چون من این میل با هر كسی خوابیدن( اگر شرط پسر ها برای با هر كسی خوابیدن زیبایی است برای دختر ها هم خوب یه سری ویژگی دیگه) تو خیلی از دختر ها دیدم
iranbanooخیر این تفاوت ها طبیعی نیست.دقت کنید که تنها از این تفاوتها سخن میگوییم نه تفاوت در پیکره ی زن و مرد.رفتار هایی جنسی که گرایشات و تمایلات یا بی قیدی و بندی جنسی گرچه اثراتی زیست شناختی در آن موثر است اما بخش عمده ی آن دست خودمان است و ماهستیم که به آن سمت و سو میدهیم.
اتفاقا من اصلا از دیدگاه فمنیستی بحث نمیکنم چرا که اگر از ان دیدگاه باشد که ایراد ها به این رفتار ها بسیار است و همین مسائل است که زمینه ساز بسیاری از مشکلات و بروز تجاوزات جنسی و روحی بر زن میشود.
گرچه به نظرم این مردان و رفتار های انان است که مشخص میکنند ملاک لذت بخشی رفتار های جنسی بر چه مبنائیست.
خوب همینست من میگویم روانشناسی را شما بکل منکر میشوید.ما از ابتدا میگوییم اثرات وراثت و طبیعت در گرایش جنسی وجود دارد و قابل ملاحظه هم هست،گزینه های دیگر محیط میماند و شانس و باقی مکانیزمها.اینکه شما میگویید دست خودمان است این میان یکهو اختیار و اراده آزاد را میاورید بکل منکر وجود مکانیزمها در مغز انسان میشوید.اینطور باشد مثلا در تحلیل گرایش به قتل هم یکی بگوید "هر کس دست خودش است" میشود تحلیل روانشناسی.
شما دارید معکوس استدلال میکنید و مصادره به مطلوب میکنید.بحث اخلاقی و تعهد یک بحث است بحث گرایش و تحلیل روانشناسی یکچیز دیگر است،شما برای سرزنش بی قید و بندی جنسی دارید میگویید دست خودمان است اراده آزاد داریم چرا که طبیعی بودن را مانع شرزنش اخلاقی میدانید،در حالی که ربطی ندارد و اساسا ربطی به طبیعی بودن هم ندارد،عامل محیط (که آنرا دیگر گمان نکنم بکل نفی کنید و خودتان گفتید که جامعه و مردان رفتار جنسی را تعیین میکنند) هم فرقی ندارد.اگر علت مثلا بی قید و بندی مردی محیط باشد باز هم از دیدی که وارد شده اید نمیشود که سرزنش کنید طرف را،چون محیط او را مجبور کرده.اینست که بکل باید روانشناسی و علیت را بگذاریم کنار بگوییم انسانها اختیار دارند چرا که ما مخواهیم آنها را سرزنش اخلاقی کنیم.
اینست که این دو مطلب اخلاق و چه باید بکنیم را از اینکه چه هست و مشاهده میکنیم جدا کنید همه چیز حل است.
iranbanooاین غریزه در یکی از دوران های رشد در کودک اگر تثبیت شود بعد ها به صورتهای مختلفی از انواع سکس های دهانی بروز پیدا میکند.
این مسائل را فکر میکنم در یکی از کتاب های فروید خوانده بودم که لی بیدو یا شهوت در دوران کودکی هر فرد در لب ها و دهان استقرار میابد .در این دروان است که کودک از مکیدن,گاز گرفتن ویا نگه داشتن مدفوع خود لذت میبرد.این اعمال خود به مراحل مختلفی منجر میشود و اگر در هر دام از مراحل لی بیدو تثبیت شود مظاهر آن در رفتار های جنسی درجاتی از انحرافات سادیستی را نمایان میکند.فروید این مرحله را دوران دندانی میخواند به cannibalisme یا ادمخواری نسبت میدهد.
مظاهر ان نیز در درجاتی مختلف از خونین کردن طرف مقابل برای درک لذت تا گزیدن ها خفیف یا fellatioوجود دارد
حواسم اصلا بجناب فروید نبود،ولی مشخص است که این بخش سخنان جناب فروید منسوخ شده و توضیخات بسیار علمیتر آن مانند چرایی مکیدن کودکان در کودکی هم جالب است که از روانشناسی فرگشتی میایند.
Russellخوب همینست من میگویم روانشناسی را شما بکل منکر میشوید.ما از ابتدا میگوییم اثرات وراثت و طبیعت در گرایش جنسی وجود دارد و قابل ملاحظه هم هست،گزینه های دیگر محیط میماند و شانس و باقی مکانیزمها.اینکه شما میگویید دست خودمان است این میان یکهو اختیار و اراده آزاد را میاورید بکل منکر وجود مکانیزمها در مغز انسان میشوید.اینطور باشد مثلا در تحلیل گرایش به قتل هم یکی بگوید "هر کس دست خودش است" میشود تحلیل روانشناسی.
شما دارید معکوس استدلال میکنید و مصادره به مطلوب میکنید.بحث اخلاقی و تعهد یک بحث است بحث گرایش و تحلیل روانشناسی یکچیز دیگر است،شما برای سرزنش بی قید و بندی جنسی دارید میگویید دست خودمان است اراده آزاد داریم چرا که طبیعی بودن را مانع شرزنش اخلاقی میدانید،در حالی که ربطی ندارد و اساسا ربطی به طبیعی بودن هم ندارد،عامل محیط (که آنرا دیگر گمان نکنم بکل نفی کنید و خودتان گفتید که جامعه و مردان رفتار جنسی را تعیین میکنند) هم فرقی ندارد.اگر علت مثلا بی قید و بندی مردی محیط باشد باز هم از دیدی که وارد شده اید نمیشود که سرزنش کنید طرف را،چون محیط او را مجبور کرده.اینست که بکل باید روانشناسی و علیت را بگذاریم کنار بگوییم انسانها اختیار دارند چرا که ما مخواهیم آنها را سرزنش اخلاقی کنیم.
اینست که این دو مطلب اخلاق و چه باید بکنیم را از اینکه چه هست و مشاهده میکنیم جدا کنید همه چیز حل است.
فکر میکنم تا اینجا روال بحث به گونه ای پیش میرود که من مدام از خودم و سخنانم دفاع کنم و اتهام ها را رد!
راسل عزیز من به هیچ وجه جنبه ی اخلاقی را اشاره نمیکنم.تنها از موقعیت هایی میگویم که در شرایط نرمال هر دو جنس میتوانند به یک نسبت ابراز وجود کنند.نه به روش یکسان!
این مسئله را شاید با مثال های عینی نیز بتوان اثبات کرد.مسائل روانشناسی نیز خود متاثر از مسائل اجتماعی و فرهنگی است.بنا بر این من نه تنها به ان بی توجه نیستم که اتفاقا بر ان تاکید دارم.
مشکل شما این است که این عطش کامجویی مردان از زنان را محصول طبیعی و غریز جنس مرد میدانید و ذاتا زن را موجودی میپندارید که این تمایلات را با این شدت ندارد و اصولا زن دوست دارد هر ان زمان که مرد مورد خواستش او را مفعول قرار دهد پذیرای سکس است.در حالی که ذهن زن نیز همان قدر که مرد به سکس مشغول است درگیر است منتهی سرکوب گر های اجتماعی و فرهنگی به او اجازه ی طغیان نمیدهد.
اما در نظر من سکس بدون هنجار است و در نهاد هر انسان به سهم برابر گرچه متفاوت بروز میکند.این که ولع آن در یک جنس بیش از جنس دیگر است بی توجه به مسائل فرهنگی و اجتماعی یک ادعاست که تنها از یک دریچه به ان نگریسته میشود و نمی توان به ان اعتماد داشت.
پژوهش های مرد شناسانه به دست امده نشان میدهد که قوت غریزه ی جنسی مردان به نگرش ها و ارزش های فرهنگی بستگی دارد.باربارا تونردر یکی از پژوهش ها نشان میدهد که در میان یکی از اقوام گینه ی نو این قوت ها به حدی از برابری قرار دارد که حتی فرایندی به نام تجاوز ذاتا ناشناخته است!در حالیکه در بسیاری از جوامع یکی از اشکال کنترل اجتماعیست.متاسفانه کتاب هایم همراهم نیست وگرنه شرح بسیاری از این تعیین رفتار ها ی جنسی را میتوانستم عنوان کنم.به هر سو انچه که به نظر من در دیدگاه شما دیده نمیشود توجه به مسائل اجتماعی و فرهنگی و...است که به خودی خود عامل قدرتمندی در جهت دهی به نگرش های جنسی و رفتارهای جنسی است.
Russellحواسم اصلا بجناب فروید نبود،ولی مشخص است که این بخش سخنان جناب فروید منسوخ شده و توضیخات بسیار علمیتر آن مانند چرایی مکیدن کودکان در کودکی هم جالب است که از روانشناسی فرگشتی میایند.
خوب اگر منسوخ شده باشد که به نفع موضع من است:)))
چون من در پی این بودم که غرایز جنسی باز پس زده شدند اما مجبور شدم اقرار کنم که مظاهر آن باقی مانده اند.اما با این اوصاف ه شما میگویید گویا تسلط نسل بشر بر انچه که به نام غریزه میشناسیم بیش از ان است که من میپنداشتم:)))
iranbanooفکر میکنم تا اینجا روال بحث به گونه ای پیش میرود که من مدام از خودم و سخنانم دفاع کنم و اتهام ها را رد!
ما که تا اینجا برعکس آنرا دیده ایم،من تا اینجا چندین بار گفته ام که محیط هم میتواند موثر باشد و باز شما همینجور میگویید که ما میگوییم نیست،در یک خصیصه میتواد چند عامل موثر باشد،ما اثر عوامل دیگرا انکار نکردیم بلکه بر موثر بودن غیر قابل نادیده گرفتن یک عامل تاکید کردیم،برعکسش شما عامل بیولوژیکی را بکل انکار میکنید و به آنکه میرسد انسانها مختار میشوند !!
چطور است موقع اثر محیط و فرهنگ انسانها مختار نیستند و اثر دارد ولی وقتی صحبت از طبیعت میشود مختار میشوند؟
iranbanooراسل عزیز من به هیچ وجه جنبه ی اخلاقی را اشاره نمیکنم.تنها از موقعیت هایی میگویم که در شرایط نرمال هر دو جنس میتوانند به یک نسبت ابراز وجود کنند.نه به روش یکسان!
این مسئله را شاید با مثال های عینی نیز بتوان اثبات کرد.مسائل روانشناسی نیز خود متاثر از مسائل اجتماعی و فرهنگی است.بنا بر این من نه تنها به ان بی توجه نیستم که اتفاقا بر ان تاکید دارم.
مشکل شما این است که این عطش کامجویی مردان از زنان را محصول طبیعی و غریز جنس مرد میدانید و ذاتا زن را موجودی میپندارید که این تمایلات را با این شدت ندارد و اصولا زن دوست دارد هر ان زمان که مرد مورد خواستش او را مفعول قرار دهد پذیرای سکس است.در حالی که ذهن زن نیز همان قدر که مرد به سکس مشغول است درگیر است منتهی سرکوب گر های اجتماعی و فرهنگی به او اجازه ی طغیان نمیدهد.
قسمتهای اول بلد شده گفتمان سرزنش اخلاقی شماست در حالی که جمله هایی که زیرشان خط کشیده شده گزاره هایی فکچوال هستند درباره اینکه آنچه هست.
گزاره هایی که درباره آنچه هست گفته میشوند نیازمند تایید توسط علم هستند نه نتجه شدن از گزاره اخلاقی.من حرفی با ابراز وجود بانوان ندارم همینجاست که میگویم دو حوزه جدای اخلاق و روانشناسی را با هم قاطی میکنید.
نظر اخلاقی من هم اینستت هر کسی چه مرد و زن آزاد است هر مقدار و هرجور که دوست دارد رابطه جنسی برقرار کند.
این یک مساله است،حالا اینکه زن و مرد چقدر گرایش به سکس بی قید و بند و یا کلا گرایش به سکس نشان میدهند چیز دیگریست.در اینجا عامل محیط هم میتواند اثر داشته باشد (دقت کنید که من منکر تاثیر محیط نبوده و نیستم) در میزان فعلیت این گرایش ولی تغییری در وجود خود این گرایش ندارد.اینکه شما میگویید اگر مردسالاری را برداریم همه با هم برابر هستند یک ادعاست که نیاز به اثبات به روش علمی دارد و توجه کنید که معنی مستقیمش اینست که اثر طبیعت انسان اینجا صفر است.معنیش اینست که تنها و تنها و تنها محیط موثر است در گرایش به سکس و بی قید و بندی در انتخاب شریک جنسی در انسانها.این ادعا ادعایی بسیار بزرگیست (چرا که یک عامل همیشه مهم بنام طبیعت و وراثت و بیولوژی را بکل منکر میشود) و مدارک بهمان بزرگی هم طلب میکند.
iranbanooپژوهش های مرد شناسانه به دست امده نشان میدهد که قوت غریزه ی جنسی مردان به نگرش ها و ارزش های فرهنگی بستگی دارد.باربارا تونردر یکی از پژوهش ها نشان میدهد که در میان یکی از اقوام گینه ی نو این قوت ها به حدی از برابری قرار دارد که حتی فرایندی به نام تجاوز ذاتا ناشناخته است!در حالیکه در بسیاری از جوامع یکی از اشکال کنترل اجتماعیست.متاسفانه کتاب هایم همراهم نیست وگرنه شرح بسیاری از این تعیین رفتار ها ی جنسی را میتوانستم عنوان کنم.به هر سو انچه که به نظر من در دیدگاه شما دیده نمیشود توجه به مسائل اجتماعی و فرهنگی و...است که به خودی خود عامل قدرتمندی در جهت دهی به نگرش های جنسی و رفتارهای جنسی است.
خوب رسیدیم به اصل داستان،ما وقتی میگوییم این سخنان غیر علمیست همینجاها را میگوییم.و این خانم باربارا بطور بسیار تصادفی فمینیست نیستند؟
iranbanooخوب اگر منسوخ شده باشد که به نفع موضع من است:)))
چون من در پی این بودم که غرایز جنسی باز پس زده شدند اما مجبور شدم اقرار کنم که مظاهر آن باقی مانده اند.اما با این اوصاف ه شما میگویید گویا تسلط نسل بشر بر انچه که به نام غریزه میشناسیم بیش از ان است که من میپنداشتم:)))
ای بابا چرا شما اینطور نگاه میکنید،این مطلب بنظر من عجیب بود و بعدش هم گفتم توضیح فرگشتیک آن امروز وجود دارد مساله نفع و امتیاز و اینها نبود.
باز هم من متوجه نمیشوم چطور غریزه جنسی امروزه کاهش یافته،در امروز سکس و لذتهای مرتبط با آن بطور مستقیم و غیر مستقیم بیش از هر زمان دیگریست،حرف از باز ماندن و باقی ماندن نیست بلکه حرف از انفجار آنست.
iranbanooببخشید؟وقتی میگیم یک زن در ابراز گرایشا و تمایلات جنسیش داچار محدودیته انتظار دارید در مورد بی قید و بندی جنسی چه طور رفتار کنه؟؟؟
شاخص شما برای شناسایی چرندیات احیانا نظرات خودتونه؟؟
سنجه یا شاخص بسیار ساده است، چند کشور گوناگون بروید، یکجا مانند ایران که بگوییم
یک دختر نمیتواند آزادانه و آشکار با هر کس بخوابد، یک کشور مانند هلند یا فرانسه که یک
دختر نه تنها میتواند با هر کس بخوابد، که کوچکترین زشتیای نیز در فرهنگش نیست، خواهید دید که
همه جا دخترها یکجور رفتار میکنند، هنگامیکه اگر این گرایش به بی قید و بندی فرهنگی بود،
بگوییم مانند گرایش به کتابخوانی، آنگاه همانجور که چشمداشت آن میرفت دیدههای ما نیز
بسیار ورتاتر (variant) بودند: یکجا مانند ایران میانگین میتواند 1 دقیقه باشد یکجا 7 ساعت.
دخترها فرگشتیکوار نگرهپردازی شده که راهبردی دوگانه ولی پیش میگیرند، بدین چم که برای دستیابی هم به پشتیبانی مالی
هم ژنهای خوب میتوانند، همزمان با دو تن باشند. این بی بند و باری نیست، یک راهبُرد (= استراتژی) در جفتگزینی به شمار میرود.
جدای اینها خود گرایش جنسی یا اندازهای که دختر یا پسر از سکس خوشی میبرند گفتیم یک چیز سراسر
دگرسان است و پیوند آنچنانی اینجا ندارد، مگر در موردهایی کمیاب، مانند کژخویی (اعتیاد) به سکس.
yasyراهبرد دوگانه رو متوجه نشدم مهربد جان
باز هم من فكر میكنم فقط متفاوت بودن شرایط باعث این تفاوت میشه
چون من این میل با هر كسی خوابیدن( اگر شرط پسر ها برای با هر كسی خوابیدن زیبایی است برای دختر ها هم خوب یه سری ویژگی دیگه) تو خیلی از دختر ها دیدم
گرایش با هر کسی خوابیدن با هر کسی خوابیدن دو چیز دگرساناند. مانند بگوییم گرایش به لاغر شدن و براستی لاغر شدن!
زن و مرد میتوانند یک اندازه گرایش برای همخوابگی داشته باشند، ولی نیروی بازدارندهای که در دختر هست او را از کار بازدارد،
یا اگر کرد به او پادافره احساسی (درد) بدهد: دخترهایی که one-night-stand دارند چند برابر از پسرها (اگر بشوند!) دچار پشیمانی میشوند.
این بازدارندههای احساسی مانند ناز کردن، دوری کردن، moody رفتار کردن (یکروز دوست داشتن، یکروز نداشتن)
در پسرها نیست و کارکرد فرگشتیکشان نیز همان پیشگیری از بی بند و باری دختر در جفتگزینی بوده است.
راهبرد دوگانه نیز بالا اندکی گفتیم، یک دختر میتواند انگیزه بالایی برای خیانت کردن داشته باشد، ولی این خیانت از روی
بی بند و باری جنسی نیست، برای بهرهگیری همزمان از بُنمایهها (پول، خانه، ..) و ژنهای خوب (زیبایی، تندرستی، ...) است.
این راهبرد دوگانه را یک نپاهنده خام (naive observer) میتواند بی بند و باری جنسی ببیند، هنگامیکه بی بند
و باری جنسی بسادگی میشود اینکه کَس با هرکس که از راه رسید آمادگی همخوابگی را - بی بازدارنده - داشته باشد.
Russellما که تا اینجا برعکس آنرا دیده ایم،من تا اینجا چندین بار گفته ام که محیط هم میتواند موثر باشد و باز شما همینجور میگویید که ما میگوییم نیست،در یک خصیصه میتواد چند عامل موثر باشد،ما اثر عوامل دیگرا انکار نکردیم بلکه بر موثر بودن غیر قابل نادیده گرفتن یک عامل تاکید کردیم،برعکسش شما عامل بیولوژیکی را بکل انکار میکنید و به آنکه میرسد انسانها مختار میشوند !!
چطور است موقع اثر محیط و فرهنگ انسانها مختار نیستند و اثر دارد ولی وقتی صحبت از طبیعت میشود مختار میشوند
خیر من چندین بار بر تفاوت ها تاکید کرد و منکر مسائل مطرح شده از جانب شما نشدم.منتهی تمام حرف من این بود که عوامل اجتماعی و فرهنگی و تلقین جامعه بر زن بسیار قوی تر است و اگر یک زن قرار باشد نسبت به گرایشات جنسی اش کنترل داشته باشد مقاومتی با نمره ی 10 داشته باشد بازدارنده های اجتماعی ان را 80 میکنند.
Russellسمتهای اول بلد شده گفتمان سرزنش اخلاقی شماست در حالی که جمله هایی که زیرشان خط کشیده شده گزاره هایی فکچوال هستند درباره اینکه آنچه هست.
گزاره هایی که درباره آنچه هست گفته میشوند نیازمند تایید توسط علم هستند نه نتجه شدن از گزاره اخلاقی.من حرفی با ابراز وجود بانوان ندارم همینجاست که میگویم دو حوزه جدای اخلاق و روانشناسی را با هم قاطی میکنید.
نظر اخلاقی من هم اینستت هر کسی چه مرد و زن آزاد است هر مقدار و هرجور که دوست دارد رابطه جنسی برقرار کند.
این یک مساله است،حالا اینکه زن و مرد چقدر گرایش به سکس بی قید و بند و یا کلا گرایش به سکس نشان میدهند چیز دیگریست.در اینجا عامل محیط هم میتواند اثر داشته باشد (دقت کنید که من منکر تاثیر محیط نبوده و نیستم) در میزان فعلیت این گرایش ولی تغییری در وجود خود این گرایش ندارد.اینکه شما میگویید اگر مردسالاری را برداریم همه با هم برابر هستند یک ادعاست که نیاز به اثبات به روش علمی دارد و توجه کنید که معنی مستقیمش اینست که اثر طبیعت انسان اینجا صفر است.معنیش اینست که تنها و تنها و تنها محیط موثر است در گرایش به سکس و بی قید و بندی در انتخاب شریک جنسی در انسانها.این ادعا ادعایی بسیار بزرگیست (چرا که یک عامل همیشه مهم بنام طبیعت و وراثت و بیولوژی را بکل منکر میشود) و مدارک بهمان بزرگی هم طلب میکند.
بله من با فرض برداشتن مرد سالاری و اینگونه تفکرات رفتار های زنان را در سکس بی پروا تر ادعا میکنم.دلایل علمی نیز مسلما میتوان به جوامعی اشاره داشت که چنین مسائلی در آن نمود ندارد.ادعای من یک ادعای جامعه شناختی است و مسلما دلایل و مدارکم نیز باید در این راستا باشد.مثال هم زدیم که در اقوامی مانند یکی از اقوام گینه ی نو که روابط جنسی به این حد برابر گونه است چنین مسائلی کم رنگ تر است.منتهی شما برای نپذیرفتن ان به فمنیست بودن پژوهش گر اشاره کردید که فکر نمیکنم بر رد آن موفق باشد.
به هر حال خوشحالم که این مسائل را نیز مد نظر قرار دادید و بالاخره مسائل اجتماعی و محیطی را پذیرفتید گرچه کم!!
:)))
Russellخوب رسیدیم به اصل داستان،ما وقتی میگوییم این سخنان غیر علمیست همینجاها را میگوییم.و این خانم باربارا بطور بسیار تصادفی فمینیست نیستند؟
بفرما....
الان چون خانم باربارا فمنیست است پژوهشش هم غیر علمی شد!!!
شما تصادفا با فمنیست ها مشکل خاصی دارید؟؟
Russellباز هم من متوجه نمیشوم چطور غریزه جنسی امروزه کاهش یافته،در امروز سکس و لذتهای مرتبط با آن بطور مستقیم و غیر مستقیم بیش از هر زمان دیگریست،حرف از باز ماندن و باقی ماندن نیست بلکه حرف از انفجار آنست.
غریزه ی جنسی کاهش نیافته بلکه حرف بر سر این بود که بسیاری از غرایز انسان میتواند بر اثر تمدن شکلی ملایم تر به خود بگیرد.
iranbanooخیر من چندین بار بر تفاوت ها تاکید کرد و منکر مسائل مطرح شده از جانب شما نشدم.منتهی تمام حرف من این بود که عوامل اجتماعی و فرهنگی و تلقین جامعه بر زن بسیار قوی تر است و اگر یک زن قرار باشد نسبت به گرایشات جنسی اش کنترل داشته باشد مقاومتی با نمره ی 10 داشته باشد بازدارنده های اجتماعی ان را 80 میکنند.
شما وقتی میگفتید عامل فرهنگی حذف شود همه یکسان رفتار میکنند معنی بلاواسطه اش میشود اثر عامل طبیعی و بیولوژیکی "صفر" است.حالا این سخن بهتر است ولی باز هم این یک مساله فکچوال است،اینکه اثر محیط چقدر است و اثر بیولوژیک چقدر.در ایران البته حرفی نیست که عامل محیطی در بالاترین حد خود است ولی اینجورها هم نیست 8 برابر باشد چنانکه همان عامل محیطی میگوید دختران پیش از ازدواج سکس نداشته باشند کلا ولی در عمل وا میماند.
iranbanooبله من با فرض برداشتن مرد سالاری و اینگونه تفکرات رفتار های زنان را در سکس بی پروا تر ادعا میکنم.دلایل علمی نیز مسلما میتوان به جوامعی اشاره داشت که چنین مسائلی در آن نمود ندارد.ادعای من یک ادعای جامعه شناختی است و مسلما دلایل و مدارکم نیز باید در این راستا باشد.مثال هم زدیم که در اقوامی مانند یکی از اقوام گینه ی نو که روابط جنسی به این حد برابر گونه است چنین مسائلی کم رنگ تر است.منتهی شما برای نپذیرفتن ان به فمنیست بودن پژوهش گر اشاره کردید که فکر نمیکنم بر رد آن موفق باشد.
به هر حال خوشحالم که این مسائل را نیز مد نظر قرار دادید و بالاخره مسائل اجتماعی و محیطی را پذیرفتید گرچه کم!!
:)))
شما تا همین پست قبلی بکل منکر بیولوژی بودید میگفتید اختیار و تمدن داریم،بعد ما که از پست اول داریم تکرار میکنیم منکر محیط نیستیم را الان متهم میکنید حرفمان را عوص کرده ایم؟ 😏
ما فقط نگفتیم که این خانم چون فمینیست است داده هاشان قبول نیست،بلکه بطور معجزه آسایی حدس زدیم از نوع تحلیل علمی ایشان که ایشان فمینیست است(سرچ هم حتی نکردم نام این خانم را هنوز).بعد هم بسیار جالب است که مثلا ایشان میگوید مفهومی برای تجاوز ندارند و نتیجه این میشود که مردسالاری فرهنگی ساخت مردان نباشد تجاوز هم نیست !!
خوب ایشان کولاکی هستند برای خودشان
!!
iranbanooشما تصادفا با فمنیست ها مشکل خاصی دارید؟؟
من که با کسی مشکلی ندارم !!
اینجا را ما دوست داریم،رحم کنید به ما
😊
iranbanooغریزه ی جنسی کاهش نیافته بلکه حرف بر سر این بود که بسیاری از غرایز انسان میتواند بر اثر تمدن شکلی ملایم تر به خود بگیرد.
کاهش نیافته بعد ملایمتر شده یعنی چه؟
من وقتی میگویم غریزه جنسی منفجر شده یعنی بسیار بسیار بیشتر تحریک و ارضا میشود ارضایش هم تنها خود intercourse نیست بلکه همه جا را گرفته.حالا شما بفرمایید در این انفجار لذت از سکس ملایم شده یعنی چه و چطور هر گونه رابطه معکوسی بین جامعه مدرن و عریزه جنسی میبینید؟!!
Russellکاهش نیافته بعد ملایمتر شده یعنی چه؟
من وقتی میگویم غریزه جنسی منفجر شده یعنی بسیار بسیار بیشتر تحریک و ارضا میشود ارضایش هم تنها خود intercourse نیست بلکه همه جا را گرفته.حالا شما بفرمایید در این انفجار لذت از سکس ملایم شده یعنی چه و چطور هر گونه رابطه معکوسی بین جامعه مدرن و عریزه جنسی میبینید؟!!
رفتارهای جنسی که نرم شدهاند، ولی نمیاندیشم افزایش چندانی هم یافته باشند راسل جان، اگر آدم امروز را با آدم باستانی بهمسنجیم، کدام در آشکاردن رفتارهای
جنسی آزادتر است؟ بدید من سخنگویی درباره سکس افزایش فراوانی یافته، ولی خود کنش سکس آنچنان دگرسانیای نداشته، از روی همان حسهای بازدارنده دخترها.
گرچه دخترهای امروزی بویژه در غرب میکوشند لایههای فرهنگی روی رفتار خود کشیده و سکس برای خوشی داشته باشند، ولی آن اندازه که باید
این رویکرد خوب کار نمیکند و همان پادافرههای درونی (درد) که گفتیم کار را تباه میکنند. برای نمونه یک دختر میتواند با نوشیدن الکل حس شرم و
خودداری خود را فروپیچیده (override) و سکس داشته باشد، ولی فردای آن کمابیش دچار پشیمانی و دلزدگی از خود میشود، گرچه فرهنگی که در آن است چنین رفتاری را برستاید (praise).
من میگمانم ما بیشتر از هر زمانی درباره سکس سخن میگوییم، ولی قانون 30-70 هم از روی جهانیکیدن (globalization) هر چه بیشتر اینجا هم دیده میشود: نزدیکِ 30 درسد مردان با 70 درسد زنان سکس دارند.
Mehrbodرفتارهای جنسی که نرم شدهاند، ولی نمیاندیشم افزایش چندانی هم یافته باشند راسل جان، اگر آدم امروز را با آدم باستانی بهمسنجیم، کدام در آشکاردن رفتارهای
جنسی آزادتر است؟ بدید من سخنگویی درباره سکس افزایش فراوانی یافته، ولی خود کنش سکس آنچنان دگرسانیای نداشته، از روی همان حسهای بازدارنده دخترها.گرچه دخترهای امروزی بویژه در غرب میکوشند لایههای فرهنگی روی رفتار خود کشیده و سکس برای خوشی داشته باشند، ولی آن اندازه که باید
این رویکرد خوب کار نمیکند و همان پادافرههای درونی (درد) که گفتیم کار را تباه میکنند. برای نمونه یک دختر میتواند با نوشیدن الکل حس شرم و
خودداری خود را فروپیچیده (override) و سکس داشته باشد، ولی فردای آن کمابیش دچار پشیمانی و دلزدگی از خود میشود، گرچه فرهنگی که در آن است چنین رفتاری را برستاید (praise).من میگمانم ما بیشتر از هر زمانی درباره سکس سخن میگوییم، ولی قانون 30-70 هم از روی جهانیکیدن (globalization) هر چه بیشتر اینجا هم دیده میشود: نزدیکِ 30 درسد مردان با 70 درسد زنان سکس دارند.
صحبت من از غریزه جنسی و توجه به آن است نه خود سکس لزوما.این به لذتجویی به سکس و غذا و اینها برمیگردد که در قدیم این با فاصله بسیار زیاد ناممکن بود نسبت به امروز،منظور من سعی در تحریک حداکثر این غرایز است.اما در مورد خود سکس همینست که میگویی.
Russellشما وقتی میگفتید عامل فرهنگی حذف شود همه یکسان رفتار میکنند معنی بلاواسطه اش میشود اثر عامل طبیعی و بیولوژیکی "صفر" است.حالا این سخن بهتر است ولی باز هم این یک مساله فکچوال است،اینکه اثر محیط چقدر است و اثر بیولوژیک چقدر.در ایران البته حرفی نیست که عامل محیطی در بالاترین حد خود است ولی اینجورها هم نیست 8 برابر باشد چنانکه همان عامل محیطی میگوید دختران پیش از ازدواج سکس نداشته باشند کلا ولی در عمل وا میماند.
بله عامل فرهنگی برداشته شود همه به طور یکسان رفتار های سکسی خود را بروز میدهند نه به این معنی که یکسان رفتار میکنند بلکه با روشی متفاوت انرژی خود را میرهانند.
اما اثر زیست شناختی در چه صفر است؟بله من هنوز توجیه نشده ام که یک شرم و بازدارندگی ذاتی در زن باعث میشود که شرکای جنسی خود را تقلیل دهد!!
اصلا چرا یک زن وقتی از یک رابطه ای که مایل است باشد امتناع میکند؟؟مسلما به خاطر عواقبی که برایش دارد.حال یا در حین سکس یا بعد از ان ...
اما اگر اینگونه نگرانی ها نباشد زن نیز مانند مرد هر ان که احساس کرد مایل به ایجاد رابطه است بی پروا این کار را خواهد انجامید.
پس این یک اثر زیست شناختی نیست یک عامل باز دارنده از طرف اجتماع است که بر زن در طول زمان تحمیل شده.ایران و غرب نیز ندارد .در هر فرهنگی به اندازه ی خود این چنین رفتار هایی وجود دارد.
Russellشما تا همین پست قبلی بکل منکر بیولوژی بودید میگفتید اختیار و تمدن داریم،بعد ما که از پست اول داریم تکرار میکنیم منکر محیط نیستیم را الان متهم میکنید حرفمان را عوص کرده ایم؟
ما فقط نگفتیم که این خانم چون فمینیست است داده هاشان قبول نیست،بلکه بطور معجزه آسایی حدس زدیم از نوع تحلیل علمی ایشان که ایشان فمینیست است(سرچ هم حتی نکردم نام این خانم را هنوز).بعد هم بسیار جالب است که مثلا ایشان میگوید مفهومی برای تجاوز ندارند و نتیجه این میشود که مردسالاری فرهنگی ساخت مردان نباشد تجاوز هم نیست !!
خوب ایشان کولاکی هستند برای خودشان !!
شما از اولین پست بانام فرگشت علیه السلام زنان را به کل مفعول بی زبان و احساس نشان میدادید.من شما را متهم نمیکنم بلکه تشویقتان میکنم که به این بعد از رفتارهای جنسی جنس مخالفتان توجه کردید:))
ضمنا مسلم است که این نوع پژوهش ها از طرف یک خانم آنهم از نوع فمنیستش صورت میگیرد نه از طرف یک مرد.مگر مردان بی کارند که شرایطی را که به نفعشان است را بر خود سخت کنند؟پس حدس چندان سختی هم نبود.خواهش دارم که بی توجه به اینکه توسط چه کسی یا کسانی است به اصل مسئله توجه کنید.در یک جامعه یا افراد آگاهانه به امیال یکدیگر توجه میکنند و ان را میپذیرند یا آنکه آنقدر جامعه ابتداییست که به این مسائل اصلا توجهی ندارند که به اینگونه مسائل معنا بخشند.
Russellکاهش نیافته بعد ملایمتر شده یعنی چه؟
من وقتی میگویم غریزه جنسی منفجر شده یعنی بسیار بسیار بیشتر تحریک و ارضا میشود ارضایش هم تنها خود intercourse نیست بلکه همه جا را گرفته.حالا شما بفرمایید در این انفجار لذت از سکس ملایم شده یعنی چه و چطور هر گونه رابطه معکوسی بین جامعه مدرن و عریزه جنسی میبینید؟!!
فراموش نکردید که ما از غرایزی از انسان صحبت میکردیم که به آدمخواری اشاره داشت.گرچه شما تغییر حالت ها را که از جانب فروید نقل کردیم را منسوخ میدانید(حال بماند که دلایلش را نیز عنوان نفرمودید) اما توجه داشته باشید که تمدن در انسان باعث شد تا چهره ی سکس را معقول تر جلوه کند.مثلا سکس فرزند با پدر یا مادر را فکر نمیکنم در هیچ فرهنگی منطقی بدانند.این یعنی یک گام به جهت دهی به سکس و فاصله انداختن آن با حالت وحشی اش.
Russellمن که با کسی مشکلی ندارم !!
اینجا را ما دوست داریم،رحم کنید به ما
👍
به هر حال هروقت مشکلی بود من در خدمتتونم:))
iranbanooبله عامل فرهنگی برداشته شود همه به طور یکسان رفتار های سکسی خود را بروز میدهند نه به این معنی که یکسان رفتار میکنند بلکه با روشی متفاوت انرژی خود را میرهانند.
خوب بسلامتی رفتار متفاوت دارند هم اینجا معنیش میشود رهاندن انرژی و شکافت هسته ای !!
رفتار رفتار است دیگر.تبدیل واژه به انرژی رهاندن اهیانا ربطی ندارد به اینکه این سخنان فکچوال است و قرار است اندازه گیری شوند؟
این جمله بالای شما منطق میگوید معنیش اینست که عامل طبیعت اینجا صفر مطلق است.نه حتی نسبت 10 به 80 و اینها که در پست قبل میگفتید.
معنیش اینست بزبان ساده که تابع رفتار جنسی تک متغییره است که آن متغییر را ثابت کنیم تابع رفتار هم ثابت میشود یا فقط نویز باقی میماند.بنابراین اثر طبیعت صفر مطلق است.
خوب این سخنان از نظر علمی بسیار عجیب هستند و مدارک عجیب هم میخواهند.بعد ما میگوییم اینجور حرفها در میان برخی فمینستها همه چیز هست جز علمی بما متد علمی آموزش میدهید
iranbanooاما اثر زیست شناختی در چه صفر است؟بله من هنوز توجیه نشده ام که یک شرم و بازدارندگی ذاتی در زن باعث میشود که شرکای جنسی خود را تقلیل دهد!!
اصلا چرا یک زن وقتی از یک رابطه ای که مایل است باشد امتناع میکند؟؟مسلما به خاطر عواقبی که برایش دارد.حال یا در حین سکس یا بعد از ان ...
اما اگر اینگونه نگرانی ها نباشد زن نیز مانند مرد هر ان که احساس کرد مایل به ایجاد رابطه است بی پروا این کار را خواهد انجامید.
پس این یک اثر زیست شناختی نیست یک عامل باز دارنده از طرف اجتماع است که بر زن در طول زمان تحمیل شده.ایران و غرب نیز ندارد .در هر فرهنگی به اندازه ی خود این چنین رفتار هایی وجود دارد.
بانوی گرامی ما بحث صد در صد علمی و فکچوال داریم اینجا.این حرفها چیست.مثل اینست که بگوییم من هنوز توجیه نشده ام زمین بدور خورشید میگردد بلکه زمین مرکز جهان است.حرف از داده و علم اینها هم که بکل نیست بسلامتی.من میگویم این هست همین هست که هست !
iranbanooشما از اولین پست بانام فرگشت علیه السلام زنان را به کل مفعول بی زبان و احساس نشان میدادید.من شما را متهم نمیکنم بلکه تشویقتان میکنم که به این بعد از رفتارهای جنسی جنس مخالفتان توجه کردید:))
ضمنا مسلم است که این نوع پژوهش ها از طرف یک خانم آنهم از نوع فمنیستش صورت میگیرد نه از طرف یک مرد.مگر مردان بی کارند که شرایطی را که به نفعشان است را بر خود سخت کنند؟پس حدس چندان سختی هم نبود.خواهش دارم که بی توجه به اینکه توسط چه کسی یا کسانی است به اصل مسئله توجه کنید.در یک جامعه یا افراد آگاهانه به امیال یکدیگر توجه میکنند و ان را میپذیرند یا آنکه آنقدر جامعه ابتداییست که به این مسائل اصلا توجهی ندارند که به اینگونه مسائل معنا بخشند.
نخست اینکه حمله شخصی آنهم بدون سند نکنید،پستها من موجود هست.نقل قول بیاورید یا حمله شخصی اینجور روی هوا را فراموش کنید.این سخنان هم شوخیست دیگر،متد علمی این حرفها را ندارد.اینجور که نیست چنین ادعاهای عجیبی کرد همینجور بعد بگوییم تمام جامعه علمی توطئه کرده.
iranbanooفراموش نکردید که ما از غرایزی از انسان صحبت میکردیم که به آدمخواری اشاره داشت.گرچه شما تغییر حالت ها را که از جانب فروید نقل کردیم را منسوخ میدانید(حال بماند که دلایلش را نیز عنوان نفرمودید) اما توجه داشته باشید که تمدن در انسان باعث شد تا چهره ی سکس را معقول تر جلوه کند.مثلا سکس فرزند با پدر یا مادر را فکر نمیکنم در هیچ فرهنگی منطقی بدانند.این یعنی یک گام به جهت دهی به سکس و فاصله انداختن آن با حالت وحشی اش.
چرا دلایلش بماند؟
روانکاوی امروز بیشتر جزو تاریخ روانشناسیست،علمی هم که نیست به این معنی که ابطال پذیر نیست،بعد هم آن بخشی از آن که هنوز به آن رجوع میشود این سخنان نیست.اینکه بگوییم سکس دهانی علتش آدمخواریست امروزه مضحک است باور بفرمایید.
میگویم به بیولوژی و فرگشت کم لطفی میفرمایید همین است دیگر،اتفاقا این عدم سکس با پدر و مادر در بین حیوانات بوفور وجود دارد و این را هم در روانشناسی فرگشتی داریم.آن سخنان جناب فروید و قصه ای که تعریف میکند در اینباره اگر چه قابل احترام از نظر تاریخیست ولی از لحاظ علمی شوخیست امروز.
iranbanooبه هر حال هروقت مشکلی بود من در خدمتتونم:))
خواهش میکنم خدمت از ماست !! 😊
Russellخوب بسلامتی رفتار متفاوت دارند هم اینجا معنیش میشود رهاندن انرژی و شکافت هسته ای !!
رفتار رفتار است دیگر.تبدیل واژه به انرژی رهاندن اهیانا ربطی ندارد به اینکه این سخنان فکچوال است و قرار است اندازه گیری شوند؟
این جمله بالای شما منطق میگوید معنیش اینست که عامل طبیعت اینجا صفر مطلق است.نه حتی نسبت 10 به 80 و اینها که در پست قبل میگفتید.
معنیش اینست بزبان ساده که تابع رفتار جنسی تک متغییره است که آن متغییر را ثابت کنیم تابع رفتار هم ثابت میشود یا فقط نویز باقی میماند.بنابراین اثر طبیعت صفر مطلق است.
خوب این سخنان از نظر علمی بسیار عجیب هستند و مدارک عجیب هم میخواهند.بعد ما میگوییم اینجور حرفها در میان برخی فمینستها همه چیز هست جز علمی بما متد علمی آموزش میدهید
خوب انرژی هسته ای حق مسلم ماست:)
ببینید دوست گرامی شما اصرار دارید انچه را که طبیعتا در جنس زن است را نادیده بگیرید.مسلم میدانم که رفتار ها متفاوت است و در همه ی پست ها هم اقرار کردم اما مسئله این است که این تفاوت ها در چگونگی رفتار سکس است نه امیال...
وقتی این گفتمان ها در مورد سکس انسان را با فیزیولوژی درمورد گیاهان و جانوران مقایسه میکنیم ناهماهنگی اشکار میشود.گفتمان ما در مورد زیست شناختی سکس و پیشرفت ان و جامعه شناختی ان درحقیقت مبادله ایست که به تولید حقیقت بینجامد.شما مبنا را علمی نو پا قرار داده اید که شکلی منحصر به فرد به سکس دهید.در حالی که تلاش من بر این است با اتکا به بسیاری از عوامل (از جمله ادعای علم در تعیین رفتار ها) دستگاهی برای تولید حقیقت ساخته شود خصوصا اینکه به عنوان یک زن میتوانم نماینده ی ادعاهایم باشم.
بحث به هیچ روی از زبان فمنیست ها نیست که پیوند دادن تحلیل های جامعه شناختی و علمیست.
شما فقط سازو کارهایی را در سطح فرد نشان میدهید که به سطح فزاینده انتقال می دهید اما آن چیزی را حذف میکنید که این سکسینه سازی بر مبنای ان شکل گرفته.پس تا زمانی که ما زبان مشترکی نیابیم برای یافتن علت این تفاوت رفتار ها فکر نمیکنم به نتیجه ی مشخصی دست یابیم.لازمه ی رسیدن به یک نتیجه ی روشن پذیرفتن تحلیل های جامعه شناختی و یا با جسارت بگویم فمنیستی از جانب شماست::)
iranbanooخوب انرژی هسته ای حق مسلم ماست:)
ببینید دوست گرامی شما اصرار دارید انچه را که طبیعتا در جنس زن است را نادیده بگیرید.مسلم میدانم که رفتار ها متفاوت است و در همه ی پست ها هم اقرار کردم اما مسئله این است که این تفاوت ها در چگونگی رفتار سکس است نه امیال...
وقتی این گفتمان ها در مورد سکس انسان را با فیزیولوژی درمورد گیاهان و جانوران مقایسه میکنیم ناهماهنگی اشکار میشود.گفتمان ما در مورد زیست شناختی سکس و پیشرفت ان و جامعه شناختی ان درحقیقت مبادله ایست که به تولید حقیقت بینجامد.شما مبنا را علمی نو پا قرار داده اید که شکلی منحصر به فرد به سکس دهید.در حالی که تلاش من بر این است با اتکا به بسیاری از عوامل (از جمله ادعای علم در تعیین رفتار ها) دستگاهی برای تولید حقیقت ساخته شود خصوصا اینکه به عنوان یک زن میتوانم نماینده ی ادعاهایم باشم.
بحث به هیچ روی از زبان فمنیست ها نیست که پیوند دادن تحلیل های جامعه شناختی و علمیست.
شما فقط سازو کارهایی را در سطح فرد نشان میدهید که به سطح فزاینده انتقال می دهید اما آن چیزی را حذف میکنید که این سکسینه سازی بر مبنای ان شکل گرفته.پس تا زمانی که ما زبان مشترکی نیابیم برای یافتن علت این تفاوت رفتار ها فکر نمیکنم به نتیجه ی مشخصی دست یابیم.لازمه ی رسیدن به یک نتیجه ی روشن پذیرفتن تحلیل های جامعه شناختی و یا با جسارت بگویم فمنیستی از جانب شماست::)
آخر بالاخره علم نوپاست و دستگاه دیگری استفاده میکنید یا تحلیل هایتان مدعی هستید علمیست؟
باز هم تکرار میکنم،سخن من بر سر باید و نباید نیست،من محدود کردن و دخالت در رفتار جنسی افراد را نااخلاقی میدانم.ولی برای بحث بر سر فکتهای جهان و آنچه که هست من تنها زبان متد علمی را میشناسم،شما اگر روش دگری سراغ دارید بفرمایید.