انسان چون هوشمند است وبسیاری از باورها وعقاید را از محیط رشد جغرافیائی خویش گرفته است ، حتی این سوال هم از بن مایه ابهامی ایجاد شده است که ریشه در یک آموخته و تکرار سابق دارد.
انسان می تواند بر اساس توان ذاتی خود با هر انسان دیگری دوستی داشته باشد ،چه دوستی و چه عشق ،بستگی به دانستگی های شما دارد.
می توان عاشق یک روسپی شد؟
نصیرانسان چون هوشمند است وبسیاری از باورها وعقاید را از محیط رشد جغرافیائی خویش گرفته است ، حتی این سوال هم از بن مایه ابهامی ایجاد شده است که ریشه در یک آموخته و تکرار سابق دارد.
انسان می تواند بر اساس توان ذاتی خود با هر انسان دیگری دوستی داشته باشد ،چه دوستی و چه عشق ،بستگی به دانستگی های شما دارد.
با درود و خوشآمد به شما 🌹،
آغاز کننده جستار درباره همین امر نوشته بودند:
بهمنیار..نخست توان را به داشتن نیرو نگیرید. می توان عاشق یک سوسک هم شد. ..
شاید بایستی پرسش را شخصی کرد. آیا خود شما میتوانید عاشق یک روسپی بشوید؟
🌹
از سوی دیگر این پرسش می توانست مثلا به این صورت مطرح بشود، برخورد (اخلاقی) ما با افرادی که ایذر دارند چگونه باید باشد؟ این ها پرسش هایی است که فرد را به چالشی کشیده و روا بودن دیدگاه های سنتی را به ویژه از نوع ایرانی را زیر پرسش برده و امیوارم که به سوی بهتر شدن ببرد.
البته دیر یا زود این گفتگو به بخش اجتماعی می رسید. در کل برای این عشق یا هر گونه عشق دیگری نیاز به دلیل نیست. تنها در عشق به روسپی باید چند مرحله را طی نمود. نخست باید بدانیم یک چیزهایی در جامعه هست. سپس باید بدانیم که این چیزها شاید آدم باشند. سپس ببینیم این ها آدم هستند (هم چنین میان هر کدام از این ها چندین گام است). بعد این انسان ها مانند انسان های دیگر در جامعه باید حقوقی داشته باشند . . . . تا برسد به این که ارزشی به آن بدهی تا آن حد بتوانی عاشق او بشوید.
البته من شنیده ام که بهشتی آخوند که معروف به دکتربهشتی بود (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C) و در جریان 7 تیر 1360 دفتر حزب جمهوری کشته شد (یا طالقانی http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF_%D8%B9%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%B7%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C) ، گفته بوده که خانه نیاز به دستشویی دارد و جامعه نیز نیاز به فاحشه خانه. خوب این سخن یکی از تئوریسین های این نظام است. در واقع بنا به ادعا خودشان فرنگ نیز رفته است چه رسد به درس نخوانده ما😭 😟
ممنونم از خوشامد گوئی شما .
برای دادن پاسخ شخصی از شما ابتدا می خواهم فاحشه را تعریف کنید. تعریفی جامع افراد ومانع اغیار
.
نصیرممنونم از خوشامد گوئی شما .
برای دادن پاسخ شخصی از شما ابتدا می خواهم فاحشه را تعریف کنید. تعریفی جامع افراد ومانع اغیار .
- روسپی/فاحشه: کسی که در ازای پول/کالا تنفروشی میکند.
- تنفروشی: برآوردن نیازهای جنسی دیگران با بدن خود (میتواند از سکس دهانی تا سکس کامل باشد)
بهمنیار🌹
البته من شنیده ام که بهشتی آخوند که معروف به دکتربهشتی بود (http://fa.wikipedia.org/wiki/%d8%b3%db%8c%d8%af_%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af_%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86%db%8c_%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c) و در جریان 7 تیر 1360 دفتر حزب جمهوری کشته شد (یا طالقانی http://fa.wikipedia.org/wiki/%d8%b3%db%8c%d8%af_%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af_%d8%b9%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c_%d8%b7%d8%a7%d9%84%d9%82%d8%a7%d9%86%db%8c) ، گفته بوده که خانه نیاز به دستشویی دارد و جامعه نیز نیاز به فاحشه خانه. خوب این سخن یکی از تئوریسین های این نظام است. در واقع بنا به ادعا خودشان فرنگ نیز رفته است چه رسد به درس نخوانده ما😭 😟
من با این تشبیه زشت موافق نیستم، ولی بودن روسپیخانه (مرد و زن) را یک چیز بایسته و بسیار خوب برای همبودگاه و جامعه میدانم.
نصیرممنونم از خوشامد گوئی شما .
برای دادن پاسخ شخصی از شما ابتدا می خواهم فاحشه را تعریف کنید. تعریفی جامع افراد ومانع اغیار .
این می شود گیر سه پیچ
Mehrbodمن با این تشبیه زشت موافق نیستم، ولی بودن روسپیخانه (مرد و زن) را یک چیز بایسته و بسیار خوب برای همبودگاه و جامعه میدانم.
قبول دارم که این یک کم کاربردی است و کسی که این را گفته بی گمان نقشی که این کار شاید می توانسته داشته باشد را دیده است. ولی گفتگو به این جا نیز برمی گردد که اگر همبودگاهی درست بود و کسی این کاره نشد مردم آن جا بدون دستشویی چکار می کنند ؟ اگر یک کسی یک دشواری پیدا می کند و در اثر آن به بیراه می رود آن گاه وظیف ما چه می شود؟ از همه این ها گذشته آیا می توان خود را قانع سازیم که عاشق آن شخص بشویم؟
راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است !
مگر هردو از یک تن نیست؟
بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین.
(( فریدون فرخزاد ))
حسینبله احتمالا شما پیغمبر تر باشید . اما اینکه چیزی نیست میگویند شیطان بعد از چند هزار سال عبادت کافر شد ! برای همین دعا برای عاقبت به خیری اهمیت خاصی دارد .
خدایی که نزدیکترین بنده اش رو بخاطر یک اختلاف نظر بچه گانه به سخت ترین راه ممکن مجازات کنه خدا نیست! یک موجود ضعیف و احمق و روانیه!
همنشینی و دوستی با همچین خدایی از رفاقت با یک قاچاقچی عمده ی مواد مخدر هم خطرناک تره! چون هر لحظه ممکنه قاطی کنه و تمام رفاقت چندین ساله رو کنار بگذاره و آدم رو با نابودی بدون بازگشت مجازات کنه.
واقعا سوالیه که چرا خدا پرستان از یک همچین خدای روانی و نامردی انتظار بخشش و امنیت دارند!
این خدا به رفیق چند صد!! هزار ساله اش رحم نکرد چطور فکر میکنید به شماها رحم میکنه؟!
با تمام تناقضاتی که این داستان داره این فقط یک داستان برای لالایی و خوابیدن بچه هاست. ما داریم راجع به دنیای واقعی حرف میزنیم.
مطمئنا من و شیطان(بر فرض محال در صورت وجود) و سایر بر و بکس از شما بیشتر راجع به این خدای دیوانه اطلاعات داشتیم و حرفمون سندیت بیشتری داره
این داستان مثل آبکش پر از سوراخه. اشکالات زیادی داره. یکی اش رو که به بحث ما مربوطه رو گفتم
حسینیک جاهایی که به نظر خیلیها هم میتواند فقط اتفاقی باشد
اتفاق یعنی شانس. شانس هم هیچوقت در یک روند و پلان عقلانی جایی نداره. برای همه این اتفاق ها پیش اومده. بستگی به نحوه ی ترجمه ی خودت از برخورد با این اتفاقات داره.
اگر 3000 سال پیش زندگی میکردی حتما این اتفاقات رو به خدایان و الهه ها ربط میدادی و الان چون در سال 2011 زندگی میکنی به یک خدا ربط میدی.
اتفاق در زندگی من هم افتاده و من این هارو به شانس ربط میدم چون میدونم من خدا رو قبول ندارم و کماکان این اتفاق ها ممکنه برام در زندگیم پیش بیاد. همونجوری که در زندگی خیلی های دیگه پیش میاد. خیلی وقت ها هم ممکنه این اتفاقات در زندگی آدم پیش نیاد!
این اتفاقاتی که شما ازش حرف میزنی بدلیل اینکه منطق خاصی نداره در زندگی همه وجود داره صرفا یک جور شانس و فرصته و چیز مهمی نیست که بشه برداشت دینی و عرفانی ازش کرد و همونطور که گفتم اکثر مردم دنیا بدلیل سیکیم خیاری اتفاق افتادن این اتفاقات بهش میگن شانس! یا موقعیت
حسیننه من حداقل قسمتهایی از اون کتابها را خواندم اما بطرز ابتدایی مشکل داشتند واینکه آدم خودش دو دو تا بکنه خوب هست اما میتواند پر اشتباه باشد .
من اون کتاب ها رو نخوندم که ببینم مشکل داشتن یا نه.
دودوتا همیشه مساوی چهارتا هست. چه ایران چه آمریکا چه هرجای دیگه. منطق یک زبان بین المللیه و ما برای فهم محیطمون جز عقل و منطق ابزار و راه دیگه ای نداریم. چیزی که با عقل و منطق جور در نیاد غلطه و راه دیگری برای اثباتش تا الان کشف نشده و خدایی که آدم رو آفریده حتما از این موضوع آگاه بوده که دلایل کافی برای اثبات وجودش رو در این دنیا قرار بده
حسینحالا یک چیز جالب تر بگم .یکی از برادرهای بزرگم یک وقتی آنقدر مذهبی بود که یکبار وسط خواب بلند شده و نماز خوانده و بقیه همکلاسیهایش تعجب کردند و بهش گفتند ! حالا اون کاملا بی خدا هست . من چندین بار باهاش صحبت کردم . یک کمی سر به سرم میذاره و بعد هم سکوت میکنه !
یک بار یکی دیگه از برادرهام گفت تو از کجا مطمئنی که روز قیامت برپا میشه و ماها دوباره زنده میشیم . گفتم به سادگی ما تقریبا همیشه اینرا می بینیم اما چون تکرار میشه برامون عادی میشه . بعد گفتم فرض کن یک آدم در اول تیرماه بدنیا بیاد و تا آخر مرداد زنده بمونه ! آیا فکر میکنی باور میکنه که چند وقت دیگه این درختها همه ظاهری خشک پیدا میکنند و هیچ برگی ندارند .و حالا یکی در دیماه بدنیا بیاد و بهمن ماه هم بمیره باور میکنه همین درختها روزی برگ پیدا میکنند و سبز میشند ؟! ادامه دادم هستند حشراتی که عمر چند هفته ای دارند .خب اونها چطور به این موضوع فکر میکنند ؟! بعد گفتم خواب و بیداری ما خیلی شبیه مردن وزنده شدن هست فقط چون تکرار میشه برای ما عادی شده ! در یک تاپیک دیگر گفتم که علیرغم سعی در بیخدا شدن مسلمان تر میشم . همین موضوعات هست . ما برای خشک وسبز شدن بلافاصله بدنبال مکانیسمهای این اتفاق میریم و فکر میکنیم همه چیز را فهمیدیم در حالیکه وجود قیامت هم میتواند توسط مکانیسمهایی که بعضا بعدا شناخته میشند صورت بگیره . یک وقتی آخوندها میگفتند دو تا فرشته روی شانه ها هستند که تمام اعمال و افکار آدم را ثبت میکنند و حتما بیخداهای 50 سال پیش به اون میخندیدند اما حالا ثبت تمام افکار و رفتار یک آدم از تولد تا مرگ چیز عجیب و دور از ذهنی نیست !
ببین عزیزم شما مطالعه ت و تفکرت در این باره کمه. شما اول باید مشکلت با دین رو حل کنی بعد کم کم به سمت نقد خدا کوچ کنی. نمیشه همینطوری جهشی بپری بغل بیخدایی. این چیزها الان برات قابل درک نیست چون باید مرحله به مرحله بری جلو و راجع بهش فکر بشه. تو خوب فکر میکنی و مغز کپک زده مثل مسلمان های دیگه نداری. مشکلت اینه که میخوای یک هویی به جواب تمام سوال هات برسی. تو اول باید با دروغ بودن و ضرر داشتن دین کنار بیای تا بعد نوبت به دروغ و ضرر داشتن خدا برسه.
بازی کامپیوتری نیست که کد بزنی و به مرحله آخر برسی
من نمیتونم برداشتت از موضوعات مختلف رو تغییر بدم و برای رد داستان هات دائم دلیل بیارم. چون تصویری که تو از دنیا داری یک تصویر دینی و ناقص و خیالیه! باید با منطق قضیه کنار بیای بعد دیگه هی داستان و قصه تعریف نمیکنی.
حسیندر یکی از نوشته های آرش بیخدا توی وبلاگش یک تیکه کوچک آمده بود در باره همین موضوع . اون گفت حتی میتونه روز قیامت برپا باشه اما خدا وجود نداشته باشه ! من اون موقع وقت پرسش بیشتر را نداشتم اما برام جالب بود چون در واقع اون تلویحا اشاره کرده بود که برپایی قیامت هم با توجه به قوانین فیزیک دور از ذهن نیست .
من اطلاعی در این باره ندارم. از خود آرش سوال کن ببین منظورش چی بوده
می توان عاشق یک روسپی شد؟
این سوال از پایه مشکل داره. عاشق شدن چیزیه که دست خود آدم نیست. هرچند درسته که میشه در برابرش مقاومت کرد و پیروز شد.
من سوال رو یکجور دیگه مطرح میکنم . آیا حاضری با یک فاحشه ازدواج کنی؟ چرا؟
برای شروع ازبهمنیار شروع کننده ی تاپیک سوال میکنم
Reactorاین خدا به رفیق چند صد!! هزار ساله اش رحم نکرد چطور فکر میکنید به شماها رحم میکنه؟!
رحم کردن به ما که گفته خود خدا در قرآن است . میدونی که خدا دروغ نمیگه :" كتب ربكم علي نفسه الرحمه`"یعنی پروردگار شما رحمت را بر خود واجب کرد.
اما اینکه با رفیق چند هزار ساله چکار کرده من را یاد یک سخنی میاندازد که میگوید :مورچه فکر میکنند خدا یک مورچه بزرگی است با دوشاخک بسیار بزرگ بر روی سر! خلاصه که حداقل مسلمانان خدای یگانه با توصیف الله اکبر (خدا بزرگتر از آنست که بتوان توصیف کرد ) میپرستند نه خدایان آتنی را ! جایی خواندم که اغلب منکرین خدا در واقع منکر خدای ذهن خود هستند .
Reactorاتفاق یعنی شانس. شانس هم هیچوقت در یک روند و پلان عقلانی جایی نداره. برای همه این اتفاق ها پیش اومده. بستگی به نحوه ی ترجمه ی خودت از برخورد با این اتفاقات داره.
من هم که گفتم به نظر خیلیها این فقط شانس بوده یعنی همون اختلاف ترجمه اما در مورد اینکه برای بیخدایان هم چنین مسائلی پیش میاید خدمتتان عرض کنم که وضع خوب ثروتمندان بیخدا در همان اوان کودکی برایم سئوال پیش آورد که چرا ؟! بعدا با مفهومی آشنا شدم بنام "استدراج "
Reactorمن اون کتاب ها رو نخوندم که ببینم مشکل داشتن یا نه.
دودوتا همیشه مساوی چهارتا هست. چه ایران چه آمریکا چه هرجای دیگه. منطق یک زبان بین المللیه و ما برای فهم محیطمون جز عقل و منطق ابزار و راه دیگه ای نداریم. چیزی که با عقل و منطق جور در نیاد غلطه و راه دیگری برای اثباتش تا الان کشف نشده و خدایی که آدم رو آفریده حتما از این موضوع آگاه بوده که دلایل کافی برای اثبات وجودش رو در این دنیا قرار بده
حالا خداییش شما چه کتابهایی در باره بیخدایی یا خداباوری خواندی ؟! بگو شاید من هم هدایت شدم ! اینکه عقل و منطق بین المللی هست را فکر نکنی خودت کشف کردی ها ! حداقل 700 سال پیش سعدی گفته :همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال ! و یک جایی دیگه قشنگتر میگه :
گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد
بخود گمان نبرد هیچکس که نادانم
خلاصه که این عقل و منطقی که میگی خودش باید تحلیل بشه !
Reactorببین عزیزم شما مطالعه ت و تفکرت در این باره کمه. شما اول باید مشکلت با دین رو حل کنی بعد کم کم به سمت نقد خدا کوچ کنی. نمیشه همینطوری جهشی بپری بغل بیخدایی. این چیزها الان برات قابل درک نیست چون باید مرحله به مرحله بری جلو و راجع بهش فکر بشه. تو خوب فکر میکنی و مغز کپک زده مثل مسلمان های دیگه نداری. مشکلت اینه که میخوای یک هویی به جواب تمام سوال هات برسی. تو اول باید با دروغ بودن و ضرر داشتن دین کنار بیای تا بعد نوبت به دروغ و ضرر داشتن خدا برسه.
این یکی را قبول دارم که برای رسیدن به پاسخ سئوالم عجول هستم اما پریدن به بغل بیخدایی خیلی هم سخت نیست .فقط کافیه اونکارهایی را که دلت میخواهد انجام بدهی ! ولی خداباوری کار سختیه چون باید برای خودت محدودیت ایجاد کنی ! وگرنه بیخدا شدن که کاری نداره:هرچی دستت میرسه ودوست داری بخور هرچی دوست داری ببین هرچی دوست داری کارهای دیگه .
اما در باره موضوعی که آرش بیخدا یک تیکه آمده بود یعنی میتواند قیامت باشد اما خدا نباشد که البته حالا مدتها از اون پست آرش گذشته اما تا حالا فکر کردی که چه نشانه هایی بیش از اینکه هست برای اثبات وجود خدا لازمه ؟!
Reactorاین سوال از پایه مشکل داره. عاشق شدن چیزیه که دست خود آدم نیست. هرچند درسته که میشه در برابرش مقاومت کرد و پیروز شد.
من سوال رو یکجور دیگه مطرح میکنم . آیا حاضری با یک فاحشه ازدواج کنی؟ چرا؟برای شروع ازبهمنیار شروع کننده ی تاپیک سوال میکنم
گمان کنم که این پرسش را نمی توان با پرسش آغاز کننده تاپیک همسان دانست. چون همان گونه که می دانید ازدواج یک قرارداد است که می توان در آن شرط هایی در نگر گرفت. 🤫برای نمونه می توان در نگر گرفت که این خانم این کار را ادامه دهد یا ندهد. یا آقا. هم چنین می توان شرط کرد برای نمونه به عنوان اسپانسر مرد درصدی از درآمد را برای خودش بردارد . همان کاری که اکنون نیروی انتظامی می کند.
در پیش تر یک اصطلاح به نام نشاندن برای این موضوع به کار می رفت. برخی از این حاجی بازاری ها پولدار رقاصه های کارباره ها را به عقد خود در می آورده یک خونه برای او می گرفتند و یک بچه هم برایش درست می کردند تا سرش گرم شود و به اصطلاح او را می نشاندند و خرجی او و بچه را می دادند ( برای رضای الله، البته) در کوچه ما یکی از این موارد بود خانمی بود که حدود 55 سااله یک پسر هم سن ما هم داشت که هم بازی بودیم. البته پانزده، بیست سال پیش
اکنون دست فروش ها و گدایان و روسپیان در جاهایی از خیابان که مستقر هستند سرقفلی می دهند. این موضوع در مستند فقر و فحشا نیز گفته می شود (فکر کنم نسخه یک ). یک جایی می گوید که این طرف مشتریان با پراید آن طرف 206 و مزدا سوار می کنند. قیمت ها فرق می کند. (چون فیلم اکنون در دستم نیست به طور دقیق نمی دانم چه می گفت ولی چنین معنایی داشت)
پس نمی توان در چهارچوب پرسش اصلی این پرسش را دید. البته روشن است که عاشقی به اجتماع چندان ربطی ندارد ولی به طور کامل بریده از اجتماع هم نیست. برای نمونه برای وحشی بافقی چنین رویدادی پیش آمده است. در زندگی نامه وی نوشته که مردم کرمان جمع می شوند که یک روسپی به نام فخری را بکشند فخری خبردار شده و از کرمان به سوی بافق فرار می کند. از سویی وحشی بافقی یک آخوند بسیار زشت با صورتی مهیب بوده که در بافق مولانا شمسالدین یا کمالالدین محمد وحشیبافقی او را می بیند. فخری در چند روزی که با مولانا بوده حسابی وی را اسیر کرده و چون از جان خویش می ترسیده و مردم رد او را گرفته بودند از آن جا فرار می کند و وحشی می شود وحشی.
به نام علم
به نظر من نمیشود عشق را قسمت نمود
بدن وروحی که ده ها ویا صدها مرد را لمس کرده چطور میتواند متعلق به بک شخص شود
تاکسی هیچ موقع لمبورگینی نمیشود
shillaبه نام علم
به نظر من نمیشود عشق را قسمت نمود
بدن وروحی که ده ها ویا صدها مرد را لمس کرده چطور میتواند متعلق به بک شخص شود
تاکسی هیچ موقع لمبورگینی نمیشود
به گمانم لمس نکرده باشد هم نمیتواند از آن یک نفر شود شیلا جان.
shillaبه نام علم
به نظر من نمیشود عشق را قسمت نمود
بدن وروحی که ده ها ویا صدها مرد را لمس کرده چطور میتواند متعلق به بک شخص شود
تاکسی هیچ موقع لمبورگینی نمیشود
حالا بدن رو ول کنیم،روحشو از کجا در اوردیم؟ :)
از نظر شما عشق=مالکیت ؟
قربان یك روسپی كه میشود رفت ؟ :دی
درود به دوستان
در تعوری همه چیز ممکن است اما در عمل چه؟
این موضوع روسپیان از اول تاریخ مشگل ساز بوده برای بشریت
ادم یاد فیلم ابگوشتی های زمان پهلوی های ملا پرور میندازه!
اب توبه مشهد مقدس قم چادر چند مرد سیبلو
عشق در کل بی معنی ومزخرف است
انسانها در نهایت همدیگر را به خاطر نیاز یا غریزه مورد التفات قرار میدهند
رابطه ببن زن مرد هم پیرو اقتصاد وبهره است
زن از مرد بهره می برد وزن هم پناهگاه را در مرد خویش می جوید
اگر علمی به مسایل عاطفی نگاه کنیم در پس انها نیاز خفته است
البته میشود عاشق یک روسپی هم شد اما نه برای همیشه
shillaدرود به دوستان
در تعوری همه چیز ممکن است اما در عمل چه؟
این موضوع روسپیان از اول تاریخ مشگل ساز بوده برای بشریت
ادم یاد فیلم ابگوشتی های زمان پهلوی های ملا پرور میندازه!
اب توبه مشهد مقدس قم چادر چند مرد سیبلو
عشق در کل بی معنی ومزخرف است
انسانها در نهایت همدیگر را به خاطر نیاز یا غریزه مورد التفات قرار میدهند
رابطه ببن زن مرد هم پیرو اقتصاد وبهره است
زن از مرد بهره می برد وزن هم پناهگاه را در مرد خویش می جوید
اگر علمی به مسایل عاطفی نگاه کنیم در پس انها نیاز خفته است
البته میشود عاشق یک روسپی هم شد اما نه برای همیشه
نگرش دانشیک درست شیلا جان، ولی چرا روسپیان مشکلساز بودهاند؟ به نگر من روسپیها بویژه امروزه
که کارشان را بهداشتی و کنترل شده انجام میدهند، کارکرد بسیار خوبی هم در همبود (اجتماع) دارند، اینجور نیست؟
به نام نیاز
موضوع در مورد عشق وروسپی است استاد
ولی من شخصا روسپی ها را هم یک قشر اقتصادی می بینم
وصد در صد مفید به حال جامعه وجوانان وپیران وافرادی که از قید تعهد فراری؟
ولی میتوان عاشق شد ولی تا کی وچه زمانی سوال اینجاست
تازه فرض خانم یا اقای روسپی عاشق من هم شد یا برعکس
در اخر یا باید این خانم یا اقا از کارش استعفا بده
وگرنه در ظمن خدمت به جامعه کا نمی شود عاشق هم شد
به نظر من کار وخدمت به جامعه از عشق به یک نفر مهم تراست
البته روسپی مرد هم داریم در تبلیغات بیگانه من تبلیغ مرد هم دیدم!!!
میشه عاشق یک روسپی هم شد.
اصولا زیبایی عشق در همین نکته نهفته شده که بدون قید و شرطه.
اما اینکه برای کسی که روسپیگری رو بعنوان یک شغل انتخاب کرده تعهدات عاطفی چه معنایی داره یه مساله دیگه هست.
مثلا فرد روسپی(چه زن و یا چه مرد)اگه قراره به فرد دیگه ای متعهد باشه چطور میخواد اینکار رو انجام بده؟
هر چند ناگفته نماند که اکثر روسپی هااگه نیاز مالی نداشته باشن و از لحاظ اقتصادی تامین باشن تن به اینکار نمیدن.
mahtab71هر چند ناگفته نماند که اکثر روسپی هااگه نیاز مالی نداشته باشن و از لحاظ اقتصادی تامین باشن تن به اینکار نمیدن.
اکثرا بله مهتاب جان.
اما هستند افرادی که این مسئله رو در زندگیشون میپسندند و کلا به این مسئله به عنوان یک ماجرا جویی نگاه میکنند.و البته اگر جسارت نباشد در مرد ها بیشتر نمود دارد.اینکه شرکای جنسی زیاد داشته باشند و بر همین اصل با دیگران رابطه برقرار میکنند(این تنها یک نظر بود)
iranbanooاکثرا بله مهتاب جان.
اما هستند افرادی که این مسئله رو در زندگیشون میپسندند و کلا به این مسئله به عنوان یک ماجرا جویی نگاه میکنند.و البته اگر جسارت نباشد در مرد ها بیشتر نمود دارد.اینکه شرکای جنسی زیاد داشته باشند و بر همین اصل با دیگران رابطه برقرار میکنند(این تنها یک نظر بود)
دید خانمها و آقایون نسبت به سکس یکسان نیست.اکثر خانمها از اینکه با هر کسی ارتباط جنسی داشته باشند بیزارند و تمایل دارند که ارتباطات خاصشون رو تنها با معشوقشون داشته باشند.
واقعا اگه نیاز مالی نباشه درصد بسیار کمی از خانمها روسپی میشن.
دقیقا.فکر میکنم پدیده ی روسپی گری در خانم ها یک مسئله ی اجباریست و محیط و شرایط مجبور به این کارشان میکند.
اما در مورد اقایان مطمئن نیستم.البته امیدوارم منجر به سوءبرداشت نشود.
اگر قرار باشد نسبت به یک روسپی احساس داشت که این کار را به انتخاب خود برگزیده فکر میکنم دچار اشتباه بزرگی شده ایم!
iranbanooاکثرا بله مهتاب جان.
اما هستند افرادی که این مسئله رو در زندگیشون میپسندند و کلا به این مسئله به عنوان یک ماجرا جویی نگاه میکنند.و البته اگر جسارت نباشد در مرد ها بیشتر نمود دارد.اینکه شرکای جنسی زیاد داشته باشند و بر همین اصل با دیگران رابطه برقرار میکنند(این تنها یک نظر بود)
یعنی شما به کسانی که شرکای جنسی متعدد دارن میگید روسپی؟
Anarchyیعنی شما به کسانی که شرکای جنسی متعدد دارن میگید روسپی؟
نه به این معنا.اصولا روسپی گری را در برابر دریافت مبلغی یا کلا به عنوان یک شغل و فرایند درآمد زا میشناسیم.خوب اگر فردی در زندگی تمامی انرژی و برنامه های خود را بر این مسئله پایه ریزی کند آیا به نظر شما روسپی نیست؟
iranbanooنه به این معنا.اصولا روسپی گری را در برابر دریافت مبلغی یا کلا به عنوان یک شغل و فرایند درآمد زا میشناسیم.خوب اگر فردی در زندگی تمامی انرژی و برنامه های خود را بر این مسئله پایه ریزی کند آیا به نظر شما روسپی نیست؟
بر کدوم پایه؟ اینکه فردی میل جنسی بالایی داشته باشه یا تمایل به سکس با افراد مختلف اصلا ربطی به روسپی بودن نداره...
روسپی
نشانه های اختصاری
روسپی . (ص ) در پهلوی رسپیک ۞ . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). تلفظ قدیم رُسپی . (از فرهنگ فارسی معین ). زن فاحشه و بدکاره . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (از فرهنگ فارسی معین ). زن قحبه .(از ناظم الاطباء) (غیاث اللغات ) (از شرفنامه ٔ منیری ). زنجه . (شرفنامه ٔ منیری ). جنده . زانیه . مخفف روسپید است . و این لفظ را بر زنان بدکاره برسبیل طعنه اطلاق کرده اند. (از آنندراج ) (از انجمن آرا). اطلاق این کلمه بر زن بدکاره از قبیل تسمیه ٔ شی ٔ بضد است . (از یادداشت مؤلف ). و در تاریخ سیستان است :
مرا غرمج آبی بپختی به پی
به پی از چه پختی تو ای روسپی .
خجسته .پس عباد [ ابن زیاد ] او [ ابن مفرغ ] را بیاورد و ادب کرد و محبوس ، و بدست حجامان داد آن حجامان برفته بودند و خوکان اهلی را سیکی بار کردند و بیاوردند و این شاعر [ ابن مفرغ ] آن بخورد و مست گشت دیگر روز اندر مستی او را اسهال افتاد کودکان نگاه همی کردند، از بس سیاهی که آن اسهال او بود و منادی می کردند بزبان پارسی که : شبست این ... او جواب کرد ایشان را هم بپارسی که :
آبست و نبیذست
و عصارات زبیب است
دنبه ٔ فربه و پی است
و سمیه هم روسپی است .
و سمیه نام مادرزیاد بود. (تاریخ سیستان ص 96).
ای زن او روسپی این شهر را دروازه نیست
نه بهر شهری مرا از مهتران پروازه نیست .
مرصعی (از فرهنگ اسدی ).عالم دون روسپی است چیست نشانی آن
آنکه حریفیش پیش وآن دگری در قفاست .
مولوی (دیوان شمس ).حکما گویند چار کس از چار کس بجان برنجند حرامی از سلطان و دزد از پاسبان و فاسق از غماز و روسپی از محتسب . (گلستان ).
- زن روسپی ؛ آنکه زن روسپی دارد. دشنامی بوده است چون زن قحبه :
یا بکش این کافر زن روسپی را آشکار
پادشاهان از برای مصلحت صد خون کنند.
انوری .چگویی در علی آبی چگویی
که خاک از خون این زن روسپی به .
نظامی عروضی .چون نبودش صبرمی پیچید او
کاین سگ زن روسپی ناچیز گو.
مولوی (مثنوی ).نی حلیمی مخنث وار نیز
که شود زن روسپی زآن و کنیز.
این جُستار اندکی زن ستیزانه ست !
بانوان گرامی به واررون این فرهشت نیز پاسخ دهند :
آیا می توان عاشق مردی شد که با n زن همخواب بوده است ؟
در یک دید کلان می شود ولی ؛
به نگر من : هرگز !
خوب آنارشی عزیز این که شما آوردید با مطلب بالایی من متفاوت نبود.روسپی گری تنها برای خانم ها نیست که آقایان هم شاملش میشوند.
اما اینکه فرد تمایل جنسی بالایی داشته باشد و شرکای جنسی متعدد یک چیز است اما فردی که بر اساس سکس ارتباط های رومره اش را گزینش میکند ,در همین راستا درآمد زایی میکند,در همین جهت زندگی میکند خوب دیگر میل جنس اش بالا نیست که سکس ستون زمدگی اوست.ببخشید روسپی فحش نیست بلکه یک خصوصیت یا یک صفت است.خوب روسپی است آنکه زندگیش را با سکس می گذراند
iranbanooخوب آنارشی عزیز این که شما آوردید با مطلب بالایی من متفاوت نبود.روسپی گری تنها برای خانم ها نیست که آقایان هم شاملش میشوند.
اما اینکه فرد تمایل جنسی بالایی داشته باشد و شرکای جنسی متعدد یک چیز است اما فردی که بر اساس سکس ارتباط های رومره اش را گزینش میکند ,در همین راستا درآمد زایی میکند,در همین جهت زندگی میکند خوب دیگر میل جنس اش بالا نیست که سکس ستون زمدگی اوست.ببخشید روسپی فحش نیست بلکه یک خصوصیت یا یک صفت است.خوب روسپی است آنکه زندگیش را با سکس می گذراند
من هم نگفتم این کلمه فحش هست...اصلا اگر هم بود اهمیتی نداشت!! اما اون تعریفی که در اولین پستتون در مورد آقایون نوشتین با تعریف روسپی گری متفاوت بود...چیزی که در مردها میبینیم این هست که تمایل به داشتن شرکای جنسی متعدد دارن ولی این با روسپی خطاب کردنشون تفاوت داره ایران بانو...
Aliceاین جُستار اندکی زن ستیزانه ست !
بانوان گرامی به واررون این فرهشت نیز پاسخ دهند :
آیا می توان عاشق مردی شد که با n زن همخواب بوده است ؟
در یک دید کلان می شود ولی ؛
به نگر من : هرگز !
میشه عاشق مردی هم شد که با nزن همخواب بوده.
گذشته ی یک فرد ربطی به ما نداره.
Anarchyمن هم نگفتم این کلمه فحش هست...اصلا اگر هم بود اهمیتی نداشت!! اما اون تعریفی که در اولین پستتون در مورد آقایون نوشتین با تعریف روسپی گری متفاوت بود...چیزی که در مردها میبینیم این هست که تمایل به داشتن شرکای جنسی متعدد دارن ولی این با روسپی خطاب کردنشون تفاوت داره ایران بانو...
خوب رفع شبه شد گویا
اما یک مسئله دیگر که به قسمت بولد شده اشاره دارد اینکه درست است که تمایلات جنسی افراد متفاوت است اما این نیست که اقایان طبیعتا تمایل به شرکای جنسی متفاوت داشته باشند.چرا که ممکن است به همان نسبت خانم ها نیز چنین تمایلات تنوع طلبانه ای داشته باشند.اما محیط و شرایط ابراز آن برای زنان معمولا مهیا نیست.
از این بابت است که زنان جسور و تنوع طلب به انواع و اقسام عناوین ملقب میشوند اما اقایان را به طبیعتشان حواله میکنند.
mahtab71دید خانمها و آقایون نسبت به سکس یکسان نیست.اکثر خانمها از اینکه با هر کسی ارتباط جنسی داشته باشند بیزارند و تمایل دارند که ارتباطات خاصشون رو تنها با معشوقشون داشته باشند.
واقعا اگه نیاز مالی نباشه درصد بسیار کمی از خانمها روسپی میشن.
من فكر میكنم این تفاوت دید آقایان و خانم ها به سكس یك جور هایی تحمیل شده توسط جامعه عرف خانواده و آقایان!
شاید فكرم اشتباه باشه ولی من چون رو مقاله ای كا كردم در مورد روش وازكتومی واسه آمار گیری مجبور به انجام یك سری آزمایشات شدم و این آزمایش ها باعث شد یك مقداری با خیلی از دختر ها و خانم های دوروبرم صحبت كنم و این احساس بهم دست داد كه این تنوع طلبی در خیلی از خانم ها است ولی نهفته است چون جامعه دید مثبتی به آن ندارد نه كه به آقایان داشته باشد بیشتر منظورم خانم ها و آقایان مجرد است چون بالاخره ازدواج باعث یك تعهد احساسی میشود كه بهتر است تا وقتی این تنوع طلبی ها است ازدواجی صورت نگیرد
البته این ربطی به روسپیگری ندارد!
yasyمن فكر میكنم این تفاوت دید آقایان و خانم ها به سكس یك جور هایی تحمیل شده توسط جامعه عرف خانواده و آقایان!
شاید فكرم اشتباه باشه ولی من چون رو مقاله ای كا كردم در مورد روش وازكتومی واسه آمار گیری مجبور به انجام یك سری آزمایشات شدم و این آزمایش ها باعث شد یك مقداری با خیلی از دختر ها و خانم های دوروبرم صحبت كنم و این احساس بهم دست داد كه این تنوع طلبی در خیلی از خانم ها است ولی نهفته است چون جامعه دید مثبتی به آن ندارد نه كه به آقایان داشته باشد بیشتر منظورم خانم ها و آقایان مجرد است چون بالاخره ازدواج باعث یك تعهد احساسی میشود كه بهتر است تا وقتی این تنوع طلبی ها است ازدواجی صورت نگیرد
البته این ربطی به روسپیگری ندارد!
از این منظر گفتم دیدشون متفاوته که خانمها مایلند با مردی ارتباط جنسی برقرارکنند که نسبت بهش احساس داشته باشند.صرفا خود سکس اصل نیست بلکه همآغوشی با مردی که دوسش دارن براشون اصله.این به این معنا نیست که خانمها تنوع طلب باشند یا نه،بلکه نمایانگر اینه که خانمها درهر سکسی عشق ولو به مقدار اندک رو طالب هستند.
در اینباره پیشتتر بگمانم چندبار نشان داده بودیم که تحقیقات نشان میدهد گرایش مردان به سکس و تعدد شرکای جنسیشان بیشتر است و یک فکت مسلم است.علت آنهم استراتژی متفاوت فرگشتیست.
در مورد تعریف روسپی من چندان مطمئن نیستم.بگمانم عامل اصلی چیز دیگریست،هر دوس تعدد شرکای جنسی و تبادل پول یا هر چیزی در این بین شاخص روسپیگریست.بنظر من تبادل پول در این بین مهمتر است.علت تاکید بر روسپیگری برای زنان هم به استراتژی متفاوت زن و مرد برای تشکیل خانواده و مخصوصا نوع تکهمسری آن برمیگردد و یکنوع روش اطمینان برای مردان میتوان گفت بوده احتمالا.
دوستان دقت کنند این با اینکه چه باید کرد و یا توجیه تعهد دادن و سپس خیانت کردن متفاوت است،این تداخل موضوعها زیاد اتفاق میافتد.
iranbanooخوب رفع شبه شد گویا
اما یک مسئله دیگر که به قسمت بولد شده اشاره دارد اینکه درست است که تمایلات جنسی افراد متفاوت است اما این نیست که اقایان طبیعتا تمایل به شرکای جنسی متفاوت داشته باشند.چرا که ممکن است به همان نسبت خانم ها نیز چنین تمایلات تنوع طلبانه ای داشته باشند.اما محیط و شرایط ابراز آن برای زنان معمولا مهیا نیست.
از این بابت است که زنان جسور و تنوع طلب به انواع و اقسام عناوین ملقب میشوند اما اقایان را به طبیعتشان حواله میکنند.
البته که اگر زنی هم با مردان زیادی رابطه جنسی داشته باشه اسمش روسپی نیست...اما حقیقتا نمیتونم بگم آیا این تمایل مردان بیشتر ناشی از فرگشت هست یا اجتماع یا هر دو !!! البته فکر میکنم جای دیگه ای به طور مفصل در این مورد بحث کرده باشیم...
Anarchyالبته که اگر زنی هم با مردان زیادی رابطه جنسی داشته باشه اسمش روسپی نیست...اما حقیقتا نمیتونم بگم آیا این تمایل مردان بیشتر ناشی از فرگشت هست یا اجتماع یا هر دو !!! البته فکر میکنم جای دیگه ای به طور مفصل در این مورد بحث کرده باشیم...
آنارشی جان من کجا گفتم تعدد شرکای جنسی نشانگر روسپی گریه؟؟؟!!!
Russellدر اینباره پیشتتر بگمانم چندبار نشان داده بودیم که تحقیقات نشان میدهد گرایش مردان به سکس و تعدد شرکای جنسیشان بیشتر است و یک فکت مسلم است.علت آنهم استراتژی متفاوت فرگشتیست.
ای بابا تو این فروم نمیشه حرف زد.همه چی به فرگشت منتهی میشه:)))
اصلا حالا که اینطوره خل بازی های احمدی نژادم حاصل فرگشته:)
چه کاریه....
mahtab71از این منظر گفتم دیدشون متفاوته که خانمها مایلند با مردی ارتباط جنسی برقرارکنند که نسبت بهش احساس داشته باشند.صرفا خود سکس اصل نیست بلکه همآغوشی با مردی که دوسش دارن براشون اصله.این به این معنا نیست که خانمها تنوع طلب باشند یا نه،بلکه نمایانگر اینه که خانمها درهر سکسی عشق ولو به مقدار اندک رو طالب هستند.
متوجه صحبت شما شدم عزیز تنها به خاطر مرتبط بودن پست شما رو نقل قول كردم
ولی باز هم من مخالف این صحبت هستم خیلی از خانم ها و دختر ها اگر ترس از دیدگاه جامعه و خانواده نداشته باشند هنگام نیاز جنسی ممكن است با شخصی همبستر شوند كه احساس آنچنانی بهش ندارند
نیاز به هم اغوشی عشق و محبت هم نوعی نیاز جنسی است و كلا هر خانومی از سكس همچین توقعی دارد ولی برای رد و بدل كردن احساست تو سكس نیازی به عاشق بودن هر چند كم نیست.
iranbanooای بابا تو این فروم نمیشه حرف زد.همه چی به فرگشت منتهی میشه:)))
اصلا حالا که اینطوره خل بازی های احمدی نژادم حاصل فرگشته:)
چه کاریه....
چه در داخل فروم و چه در خارج فروم درستترش اینست که همه چیز از فرگشت ناشی شده است !!
در مواردی مانند سکس و جنسیت میشود گفت روانشناسی ،روانشناسی فرگشتی در توضیح چنین پدیده هایی یکه تاز است، البته تازه در آغاز راه است و بیشتر از اینها هم از آن خواهید شنید.
خب روسپی طبق تعریف کسی هست که که در ازای خدمت جنسی پول میگیره:
person who provides sexual services for a fee
ولی لزوما در هر شغلی که که سکس و پول همراه هم باشند،روسپی گری وجود نداره،مثلا یک پورن استار درگیر یک فرایند مهم هست واونم نمایش هست و این نمایش اون رو بیشتر به یک بازیگر شبیه میکنه تا یک روسپی.
اگر هم پولی این وسط نباشه که کلی روسپیگری نیست،فرضا هم که شخصی شرکای جنسی متعدد داشته باشه.
حالا اینکه این شخص تعهد نداره،هوس باز هست یا هر برچسب دیگه ارتباط به روسپیگری نداره.
پیام بازرگانی بود این :)
روی هم رفته عاشق روسپی که میتوان شد، ولی روسپی هم میتواند عاشق یکی بشود؟
شاید باید پرسید مگر روسپیها دل ندارند؟ 😁
yasyمن فكر میكنم این تفاوت دید آقایان و خانم ها به سكس یك جور هایی تحمیل شده توسط جامعه عرف خانواده و آقایان!
شاید فكرم اشتباه باشه ولی من چون رو مقاله ای كا كردم در مورد روش وازكتومی واسه آمار گیری مجبور به انجام یك سری آزمایشات شدم و این آزمایش ها باعث شد یك مقداری با خیلی از دختر ها و خانم های دوروبرم صحبت كنم و این احساس بهم دست داد كه این تنوع طلبی در خیلی از خانم ها است ولی نهفته است چون جامعه دید مثبتی به آن ندارد نه كه به آقایان داشته باشد بیشتر منظورم خانم ها و آقایان مجرد است چون بالاخره ازدواج باعث یك تعهد احساسی میشود كه بهتر است تا وقتی این تنوع طلبی ها است ازدواجی صورت نگیرد
البته این ربطی به روسپیگری ندارد!
نه همان اشتباه میکنید یاسی جان، دخترها هرچند راهبرد دوگانه دارند، ولی با هر کسی که رسید نمیخواهند بخواهند.
پسرها بی چون و چرا با هر دختری - اگر براستی زشت نبود - با خوشنودی هر چه بیشتر میخوابند.
Aliceاین جُستار اندکی زن ستیزانه ست !
بانوان گرامی به واررون این فرهشت نیز پاسخ دهند :
آیا می توان عاشق مردی شد که با n زن همخواب بوده است ؟
در یک دید کلان می شود ولی ؛
به نگر من : هرگز !
زن ستیزی ناخواسته که میگویند همین است، چون شما در ذهنتان روسپی را دختر دیدهاید، هنگامیکه روسپی میتواند هم پسر باشد هم دختر!
Russellچه در داخل فروم و چه در خارج فروم درستترش اینست که همه چیز از فرگشت ناشی شده است !!
در مواردی مانند سکس و جنسیت میشود گفت روانشناسی ،روانشناسی فرگشتی در توضیح چنین پدیده هایی یکه تاز است، البته تازه در آغاز راه است و بیشتر از اینها هم از آن خواهید شنید.
ببینید من درست متوجه شدم؟
یعنی در طول زمان و بر اثر انتخاب طبیعی قوا و تمایلات جنسی در مرد تشدید شده؟
اون هم به علت اینکه بتونه جنس ماده رو جذب کنه؟
من اثر انتخاب طبیعی بر قدرت جنس نر رو مطلع بودم اما این که بر رفتار های جنسی هم اثر گذار بوده رو نه.
اما با این وجود من فکر میکنم اثر زمان نه تنها به خاطر این مسئله که فاکتور اخلاق اجتماعی و فرهنگ ها و دیدیگاه های جنسی خیلی خیلی بیشتر اثر گزار بوده بر این تا یک قضیه ی زیست شناختی.
چون در حال حاضر هم شاهد این هستیم که تمایلات جنسی زن به مراتب قوی تره اما امکان بروزش محدوده.در حالیکه مرد این امان بروز براش مهیاست و از این رو اونچه ه در ظاهر قضیه نمایان هست مورد بررسی و کنکاش قرار گرفته.
Mehrbodزن ستیزی ناخواسته که میگویند همین است، چون شما در ذهنتان روسپی را دختر دیدهاید، هنگامیکه روسپی میتواند هم پسر باشد هم دختر!
من خودم به همه ی زن ستیزی های نهانی هُشیارم دوست من ؛ نیازی نیست به
من گوشزد کنید ! چون بانوان ما این نکته ی ریز که آماج آغازنده ی جُستار از روسپی
، زن بدکاره بود را درنیافته بودند ؛ من نیز برنتاویدمــــ... !
Mehrbodنه همان اشتباه میکنید یاسی جان، دخترها هرچند راهبرد دوگانه دارند، ولی با هر کسی که رسید نمیخواهند بخواهند.
پسرها بی چون و چرا با هر دختری - اگر براستی زشت نبود - با خوشنودی هر چه بیشتر میخوابند.
کارساز فرگشتیک این ماجرا که چرا بانوان با هرکسی نمی خوابند روشن است !
ولی این هم که پسرها بی چون و چرا با هر دُختری که رسید ( و خوشروی بود ) ؛
آن هم با خشنودی هرچه بیشتر می خوابند کمی تا اندکی به نگرم درست نمی نماید* !
* سروران این را می هایید ؟ (تایید می کنید ! )
iranbanooببینید من درست متوجه شدم؟
یعنی در طول زمان و بر اثر انتخاب طبیعی قوا و تمایلات جنسی در مرد تشدید شده؟
اون هم به علت اینکه بتونه جنس ماده رو جذب کنه؟
من اثر انتخاب طبیعی بر قدرت جنس نر رو مطلع بودم اما این که بر رفتار های جنسی هم اثر گذار بوده رو نه.
اما با این وجود من فکر میکنم اثر زمان نه تنها به خاطر این مسئله که فاکتور اخلاق اجتماعی و فرهنگ ها و دیدیگاه های جنسی خیلی خیلی بیشتر اثر گزار بوده بر این تا یک قضیه ی زیست شناختی.
چون در حال حاضر هم شاهد این هستیم که تمایلات جنسی زن به مراتب قوی تره اما امکان بروزش محدوده.در حالیکه مرد این امان بروز براش مهیاست و از این رو اونچه ه در ظاهر قضیه نمایان هست مورد بررسی و کنکاش قرار گرفته.
علتش تولید مثل موفقتر بوده.در قبلتر این مطلب را جای دیگر بحث کرده بودیم یادم نیست دقیقا کجا بود.اینکه گرایش مردان هم در تعداد سکس و هم تنوع شریک جنسی بیشتر است اساسا حرفی در آن نیست نمیدانم این سخن را شما از کجا میگویید،اساسا زمان فرگشت انسان به نسبت شهرنشینی و فرهنگ و اینها بسیار طولانیتر است و که قابل قیاس نیست و حتی در پس از پیدایش فرهنگ هم فرگشت ادامه دارد،در مورد گرایش جنسی هم اتفاقا بعلت اینکه شدیدا غریزیست مسائل زیستی در آن پر رنگتر میشود نه برعکس.مثلا چطور میشود با فرهنگ کسی را متقاعد کرد که گرایش جنسی کلا ندارد؟
اساس این مساله هزینه نامتقارن زن و مرد در بارداریست.در عموزاده های نزدیک ما مثلا شامپانزه ها هم اثر این مساله مشاهده میشود.اساسا تکهمسری در تاریخ فرگشتی پدیده جدیدیست در بسیاری از نقاط دنیا همین امروز هم تکهمسری غالب نیست هر چند خود ظهور این پدیده با هم فرگشتیست.حالا اینکه بکدام سمت میرود مساله دیگریست ولی اینکه بگویند انسان طبیعتش تک همسریست یا گرایشات جنسی غریزی زن و مرد یکسان است و... بکل بیپایه است.
یک مساله مهم اینست که فرگشتی بودن یک مساله یعنی باعث بقای اجداد ما شده،اینکه در حال تغییر است و شرایط امروز ما میتواند استراتژی دیگری را غالب کند بهیچ وجه خللی به توضیح فرگشتی وارد نمیکند.
Russellعلتش تولید مثل موفقتر بوده.در قبلتر این مطلب را جای دیگر بحث کرده بودیم یادم نیست دقیقا کجا بود.اینکه گرایش مردان هم در تعداد سکس و هم تنوع شریک جنسی بیشتر است اساسا حرفی در آن نیست نمیدانم این سخن را شما از کجا میگویید،اساسا زمان فرگشت انسان به نسبت شهرنشینی و فرهنگ و اینها بسیار طولانیتر است و که قابل قیاس نیست و حتی در پس از پیدایش فرهنگ هم فرگشت ادامه دارد،در مورد گرایش جنسی هم اتفاقا بعلت اینکه شدیدا غریزیست مسائل زیستی در آن پر رنگتر میشود نه برعکس.مثلا چطور میشود با فرهنگ کسی را متقاعد کرد که گرایش جنسی کلا ندارد؟
اساس این مساله هزینه نامتقارن زن و مرد در بارداریست.در عموزاده های نزدیک ما مثلا شامپانزه ها هم اثر این مساله مشاهده میشود.اساسا تکهمسری در تاریخ فرگشتی پدیده جدیدیست در بسیاری از نقاط دنیا همین امروز هم تکهمسری غالب نیست هر چند خود ظهور این پدیده با هم فرگشتیست.حالا اینکه بکدام سمت میرود مساله دیگریست ولی اینکه بگویند انسان طبیعتش تک همسریست یا گرایشات جنسی غریزی زن و مرد یکسان است و... بکل بیپایه است.
یک مساله مهم اینست که فرگشتی بودن یک مساله یعنی باعث بقای اجداد ما شده،اینکه در حال تغییر است و شرایط امروز ما میتواند استراتژی دیگری را غالب کند بهیچ وجه خللی به توضیح فرگشتی وارد نمیکند.
جناب راسل خیلی از مواردی که در طول زمان در بند غریزه بوده به وسیله ی تمدن باز پس زدگی داشته و مطرود شده و یا به کل حذف شده و یا سمت و سوی ملایم تر گرفته و یا اصولا تغییر جهت داده.
پس هر اونچه که در گذر زمان به دست ما رسیده لزوما شکل خام و اصیل اون نیست و در طول زمان دست خوش خیلی از عوامل شده.
به عنوان مثال زمانی بوده که انسان به طور غریزی به آدمخواری روی آورده بوده اما این مسئله به خودی خود به وسیله ی تمدن باز پس زده میشه و مطرود میشه.شاید بگید کشتار از نوع دیگه در انسان نمود داره اما مهم اینه که از شکل وحشی خودش فاصله گرفته و از غالب آدمخواری در اومده.
یا مثلا سکس و اخلاق سکسی در بین اکثریت انسان ها تبیین شده و شرکای جنسی رو انسان به وسیله خرد ورزی و تمدن تعیین میکنه.اما باز این مسائل مبرا از خطا نیستند و درشون هنوزم که هنوزه ایراد بیشماره و این یکی از این ایراد هاست که خصوصیاتی رو ذاتا به مرد و زن نسبت میدن در حالی که تجربه ی افراد در سطح وسیع خلاف این نظریه ها رو میگه.
البته منکر این نظریات نمشم اما اثرشون رو در برابر تمدن ضعیف تر میبینم.چرا که کر می کنم در طول تاریخ انسان ثابت کرده که به خیلی از غرایز و تمایلاتش احاصه و تسلط و کنترل داره و موضوع سکس گرچه که ایراد های زیادی به اون وارده از این قاعده مستثنی نیست
iranbanooجناب راسل خیلی از مواردی که در طول زمان در بند غریزه بوده به وسیله ی تمدن باز پس زدگی داشته و مطرود شده و یا به کل حذف شده و یا سمت و سوی ملایم تر گرفته و یا اصولا تغییر جهت داده.
پس هر اونچه که در گذر زمان به دست ما رسیده لزوما شکل خام و اصیل اون نیست و در طول زمان دست خوش خیلی از عوامل شده.
به عنوان مثال زمانی بوده که انسان به طور غریزی به آدمخواری روی آورده بوده اما این مسئله به خودی خود به وسیله ی تمدن باز پس زده میشه و مطرود میشه.شاید بگید کشتار از نوع دیگه در انسان نمود داره اما مهم اینه که از شکل وحشی خودش فاصله گرفته و از غالب آدمخواری در اومده.
یا مثلا سکس و اخلاق سکسی در بین اکثریت انسان ها تبیین شده و شرکای جنسی رو انسان به وسیله خرد ورزی و تمدن تعیین میکنه.اما باز این مسائل مبرا از خطا نیستند و درشون هنوزم که هنوزه ایراد بیشماره و این یکی از این ایراد هاست که خصوصیاتی رو ذاتا به مرد و زن نسبت میدن در حالی که تجربه ی افراد در سطح وسیع خلاف این نظریه ها رو میگه.
البته منکر این نظریات نمشم اما اثرشون رو در برابر تمدن ضعیف تر میبینم.چرا که کر می کنم در طول تاریخ انسان ثابت کرده که به خیلی از غرایز و تمایلاتش احاصه و تسلط و کنترل داره و موضوع سکس گرچه که ایراد های زیادی به اون وارده از این قاعده مستثنی نیست
اینچیزی که شما در مقابل میگویید یکنوع همان لوح سفید بودن انسانهاست.مانند این است که من بگویم انسانها بدلیل فرگشتی گرایش به سکس دارند بعد کسی بگوید یکسری انسانها میروند راهب میشوند اصلا سکس ندارند.مغز انسان هم اینجور نیست که غریزه یکطرف باشد یکطرف خرد و تمدن باشد،این مغز فرگشت یافته و لایه لایه روی هم چیده شده و مغز ما از دوزیستان هم یادگاری دارد.وقتی دلیل فرگشتی اینکه مثلا چرا ما شیرینی دوست داریم یا از تاریکی یا مار و عقرب میترسیم را میگوییم من ندیده ام کسی بگوید که اینها برای گذشته است و امروز چنین چیزی نیست و... ولی وقتی از تفاوت مغز زن و مرد سخن میگوییم یا علت فرگشت عشق رمانتیک و تفاوت گرایش جنسی و... اینها نادرست میشوند و در برابرشان مقاومت میشود.اساسا اگر چنین باشد باید قید بررسی رفتار انسانی را بکل بزنیم بگوییم همه چیز در همه حالت در انسانها به یک اندازه محتمل است و 50-50 قید روانشناسی و درک رفتار و گرایشات انسان را بکل بزنیم.
چرا نشه؟ مگه عیسی عاشق ماگدالنا نشد؟
Aliceمن خودم به همه ی زن ستیزی های نهانی هُشیارم دوست من ؛ نیازی نیست به
من گوشزد کنید ! چون بانوان ما این نکته ی ریز که آماج آغازنده ی جُستار از روسپی
، زن بدکاره بود را درنیافته بودند ؛ من نیز برنتاویدمــــ... !
💐
Aliceکارساز فرگشتیک این ماجرا که چرا بانوان با هرکسی نمی خوابند روشن است !
ولی این هم که پسرها بی چون و چرا با هر دُختری که رسید ( و خوشروی بود ) ؛
آن هم با خشنودی هرچه بیشتر می خوابند کمی تا اندکی به نگرم درست نمی نماید* !
* سروران این را می هایید ؟ (تایید می کنید ! )
پسرها بی چون و چرا با هر دختری که رسید خواهند خوابید،
هر پسری که گفت نمیخوابد تنها وانمود به چیزی میکند که نیست.
iranbanooببینید من درست متوجه شدم؟
یعنی در طول زمان و بر اثر انتخاب طبیعی قوا و تمایلات جنسی در مرد تشدید شده؟
اون هم به علت اینکه بتونه جنس ماده رو جذب کنه؟
من اثر انتخاب طبیعی بر قدرت جنس نر رو مطلع بودم اما این که بر رفتار های جنسی هم اثر گذار بوده رو نه.
اما با این وجود من فکر میکنم اثر زمان نه تنها به خاطر این مسئله که فاکتور اخلاق اجتماعی و فرهنگ ها و دیدیگاه های جنسی خیلی خیلی بیشتر اثر گزار بوده بر این تا یک قضیه ی زیست شناختی.
چون در حال حاضر هم شاهد این هستیم که تمایلات جنسی زن به مراتب قوی تره اما امکان بروزش محدوده.در حالیکه مرد این امان بروز براش مهیاست و از این رو اونچه ه در ظاهر قضیه نمایان هست مورد بررسی و کنکاش قرار گرفته.
فرهنگ در گرایش جنسی نقش بسیار کمرنگی دارد ایرانبانو.
یک چیزی را هم ما چند سالیه بناکامی میکوشیم بدریابانیم! آنهم اینکه:
گرایش جنسی ≠ بی قید و بندی جنسی
"گرایش جنسی" یا همان خوشی بردن از سکس هیچ پیوندی به بی قید و بندی جنسی (promiscuity) ندارد. دخترها
بسیار کم بی قید و بند هستند، ولی همه پسرها بی چون و چرا در گزینش هنباز جنسی (sexpartner) بی قید و بند هستند.
اینکه گرایش جنسی کدام بیشتر است یا کدام جنس بیشتر از سکس خوشی میبرد نقش انچنانی در بی قید و بندی ندارد.
پس سراغ پدرسالاری (patriarchy) و این چرندیات که مردها زور بیشتری دارند یا نمیدانم
همبود را میگردانند پس میتوانند گرایش جنسیاشان را بیاشکارند نروید که همان چرندیاتی بیش نیستند
😏