ایه اسمانی: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِیَجِدُواْ فِیكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ. ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است! آیه زمینی: یا ایها العاقلون لا تقتلوا الذین یلونکم من المخالفین ولیجدوا فیكم رحمة و الانسانیه واعلموا ان الله مع العادلین. ای خردمندان، کسانی از مخالفان که در نزد شمایند را نکشید! تا در شما ترحم و انسانیت را بیابند. و بدانید که خداوند با عدالت پیشگان است!
اسلام دین حق است و وظیفه مسلمین را مبارزه با کفر قرار داده همانطور که لیبرالیسم و سکولاریسم به آمریکا دستور داده در گوآنتانمو و ابو قریب و عراق و افغانستان از کفار دفاع کند و بر حق بتازد. پس لیبرالیسم و سکولاریسم که به آن اعتقاد داری...🚽
اما باید بدانید قرآن حق است اگر در حقانیت آن شک دارید یک ایه مثل آن بیاورید. صهیونیست ها با 5000 دانشمند در چند دهه نتوانستند ...
بسم الله الرحمن الرحیم من میتوانم یک ایه، عیناً با ساختار قران برایتان بیاورم ؛ افزون بر اینها پایور میکنم که محمد (ص) هرگز معجزه ی دیگری جز کتاب اسمانی اش نداشته است ! اگر در حد و اندازه بحث های ادبیک هستی ، اعلام آمادگی کن تا آیه های قرانی ام را برایت بسُرایم ! پ ن : بیسواد یک ایه نه ، تحدی قران عبارت است از آوردن یک «سوره» از قران ، نه یک ایه ، بیسواد اسلامیست !(:
اولا چرا شما اسم غربی رو خودتون گذاشتین؟ آلیس! این نشاندهنده خودباختگی فرهنگی است.
ثانیا شما در یک موضوع جداگانه آیاتی بیاورید ببینیم چقدر می تواند با قران رقابت کند.
در اولین سفر انسان به ماه آنان پی به شکافهایی در ماه بردند که حاکی از شق القمر بود و این باعث شد صهیونیست ها دچار ترس شده و امریکا را وادر کردند تا در طی چند سفر به ماه آثار شق القمر را نابود کنند.
ترول جان سند و مدرکی ارائه هم داری یا از قصه هایی که قبل از خواب مادربزرگت برات تعریف میکرد اینها رو شنیدی؟
ضمنا بی سواد کلا یک سفر به ماه بیشتر نشده...کدوم سفر های بعدی؟
مورد بعدی قرآن است که صهیونیستها حدود 5000 داشنمند و ادیب را به مدت چند دهه گرد هم آوردند تا یک آیه مثل قرآن بیاورند اما نتوانستند و چندین دانشمند صهیونیست وقتی دیدند نمی توانند حتی یک آیه مثل قرآن بیاورند سریعا به دین اسلام گرویدند ولی توسط صهیونیست ها ترور شدند.
این یکی که جک سال بود!! شما به قول کروبی از این 5000 تا 2 تا دانشمند و ادیبش رو نام ببر که صهیونیست ها گرد آورده بودن؟ میخوای من الان برات یه سوره بیارم مثل قرآن؟این هم خدمت شما:
انا اعطیناک الجماهر، فصل لربک و هاجر، ان مبغضک رجل کافر .
این هم آخریش:
[h=2]پاسخی به تحدی قرآن[/h] نگارنده (گان):ناشناخته پاسخی به تحدی قرآن بسم الله الرحمن الرحیم ثشقیل الفیل ما الفیل و ما ادراک ما الفیل هذا صاحب الخرطوم الطویل الفیل خیر من الف ابل فتفکر فی الفیل وان الله یحب الفیل والابابیل و هو لا یحب الکفار و الاباطیل
این سوره دارای خصوصیات بی نظیری است که از هر جهت انتساب آن به یک بشر عادی غیر ممکن به نظر می رسد. در آیۀ نخست ما پنج حرف از رموز قرآنی را می بینیم که تا کنون بسیاری از مفسرین قرآن از تفسیر آن عاجز مانده اند و حتی علمای یهود و مسیحیت نیز در مورد عمق این گفتار زبان به اعتراف گشوده اند. در عین حال این آیه با آیۀ بعد هم قافیه است که خود یکی دیگر از اعجاز درونی قرآن میباشد. سه حرف اول این آیه در هیچ کدام از آیات دیگر تکرار نشده است. یک فیزیک دان یهودی در دانشگاه کالیفرنیا با تجزیه و تحلیل این آیه متوجه عدم تکرار سه حرف نخست و تکرار حروف \"ی\" و \"ل\" در آیات بعدی شد و با قرار دادن این الگو در فرمول نسبیت انیشتین پی به راز انبساط کائنات شد.
در آیۀ بعدی خداوند ما را به تفکر در مورد فیل فرا می خواند. امروزه زیست شناسان با شگفتی در مورد تفاوت فیل با جانوران دیگر سخن می گویند. کلمۀ فیل در این آیۀ شریفه به صورت زوج آمده است که خود حکایت از وجود دو جنس نر و ماده در این جانور دارد یعنی چیزی که اوزاکا اوشاواتا، زیست شناس ژاپنی، پس از 50 سال تحقیق متوجه آن شد و کتابها و مقالات بسیاری در مورد آن چاپ نمود.
در آیۀ شریفۀ سوم خداوند جهل ما را نسبت به فیل مجددا به ما گوشزد می کند. در سوره های دیگری از قرآن نیز خداوند جهل ما را در مورد زیتون، انجیر و دیگر نعمتهای خود گوشزد می کند. زیتون و انجیر از میوه های مورد علاقۀ فیل هستند که منابعی سرشار از ویتامین آ، ب، ث، د و املاح را برای فیل فراهم می سازند. بنابراین این سوره در کنار دیگر سوره های قرآن اطلاعات جامعی از رژیم غذایی این جانور و اهمیت ویتامین ها برای سوخت و ساز بدن فراهم می سازد که اگر مسلمانان به مفاد این آیه عمل کنند به هیچ درد و مرضی مبتلا نخواهند شد.
در آیۀ چهارم سخن از خرطوم طویل فیل به میان آمده است. این تنها آیه ای است که خداوند متعال در آن سخن از اهمیت این عضو جانور به میان آورده است. فیل تنها موجودی است که در حال حاضر دارای چنین عضوی می باشد و جانوران دیگری که در گذشته دارای عضوی مشابه بوده اند یعنی ماموت ها منقرض شده اند. چنان چه می بینیم در این آیۀ شریفه از ضمیر هذا به معنی این استفاده شده است نه از ذلک یا هولاء چرا که ماموت ها اکنون منقرض شده اند. این خود دلیلی بر اشراف خداوند بر اقراض نسل ماموت ها است که در این آیه منعکس شده است.
در آیۀ پنجم خداوند یک فیل را برتر از هزار شتر می خواند. می دانیم که در زندگی اعراب شتر از اهمیت خاصی برخوردار بوده است و حتی اشعار بسیار زیادی از دوران جاهلیت اعراب باقی است که اشعار زیبایی را در مورد وصف این جانور سروده اند. با این همه اعراب از درک عظمت فیل غافل مانده اند و خداوند با برتر خواندن فیل از هزار شتر اعراب را برای کسب فیل فرا خوانده است. فیل جانوری است که در حجاز یافت نمی شود و اعراب می بایست برای دسترسی به آن از یک سو به شبه قارۀ هند و از سوی دیگر به قارۀ آفریقا می رفتند که این خود سببی برای گسترش اسلام می باشد که خداوند به گونه ای تلویحی ما را به گسترش اسلام فرا می خواند و مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای، نیز با استناد بر این آیه امر مهم رهبری دنیای اسلام و گسترش آن را به شرق و غرب جهان بر عهده گرفته اند.
در آیۀ ششم خداوند ما را دگر باره به تفکر در آفرینش فیل فرا می خواند و در عین حال بر محبت خود بر فیل و پرستو تاکید می کند. می دانیم که چندی پیش از تولد پیامبر اسلام پادشاه حجاز لشگریانی را سوار بر فیل برای نابودی کعبه می فرستد که این سپاه توسط پرستوهایی که از جانب خداوند مامور شده بودند، همگی نابود شدند. با وجودی که توان نظامی این سپاه کفر بر پایۀ فیل استوار بود، خداوند مهر و محبت بی پایان خود را بر این جانوران در این آیه به نمایش می گذارد و چه بسا این محبت را کمتر از محبت خود به پرستوها نمی داند. خداوند در این آیه به گونه ای تلویحی ما را به گذشت و رحمت فراخوانده است. وزیرجنگ اسراییل در سخنان اخیر خود گفته است اگر مسلمانان تنها به دستورات اخلاقی این آیه در مورد گذشت و رحمت عمل کنند دوستی و مودت ایجاد شده در آنان برای محو اسراییل کافی است.
در آیۀ پایانی خداوند بلافاصله در کنار رحمتی که در آیۀ قبل ذکر شد عقاب خویش را نسبت به کفار و هر گونه باطلی که از جانب آنها صادر می شود بیان می کند. مسلمانان باید از ترتیب این آیات بیاموزند که رحمت به مسلمانان باید در کنار تنفر و انزجار از کفار و اباطیل باشد. ولی نکتۀ جالب این آیۀ شریفه در این است که خداوند در این آیه برخلاف بسیاری از آیات دیگر قرآنی سخنی از کشتار کفار به میان نمی آورد و همواره دری از رحمت را به سوی گمراهان باز باقی می گذارد.
تمامی آیات این سوره دارای یک وزن درونی بوده و همگی به حرف لام خاتمه می یابد تا به هر گونه شک و تردیدی نسبت به فرازمینی بودن این آیه خاتمه دهد. در عین حال تعداد آیات این سورۀ شریفه هفت می باشد که خود عددی مبارک در میان عالم اعلی می باشد چنانچه خداوند نیز آسمان را در هفت طبقه آفریده است که تعداد آیات این سوره دلیل محکمی بر این امر است.
ترول جان سند و مدرکی ارائه هم داری یا از قصه هایی که قبل از خواب مادربزرگت برات تعریف میکرد اینها رو شنیدی؟
همین نشان میدهد شما کوری هستید که عصا کش کوران دگرید. بیسواد سفر انسان به ماه چندبار صورت گرفته. البته اول قرار بوده یکبار باشد ولی نیل ارمسترانگ از ماه بر می گردد و به صهیونیست ها می گوید من آثار شق القمر را در ماه دیده ام و همین باعث میشود امریکا چندین بار خرج گزاف را متحمل شود تا آثار شق القمر را نابود کنند.
همچنین گویا چند فضانورد قصد سرپیچی از اسلام ستیزی داشتند که دچار سانحه کردندشان.
این یکی که جک سال بود!! شما به قول کروبی از این 5000 تا 2 تا دانشمند و ادیبش رو نام ببر که صهیونیست ها گرد آورده بودن؟ میخوای من الان برات یه سوره بیارم مثل قرآن؟این هم خدمت شما:
ببینید افشاگری اسناد می تواند برای مخبرین ما مشکل ایجاد کند. مثلا همین اسناد ویکی لیکس را یک سرباز صفر که گویا مهر آقا امام زمان به دلش نشسته بود به آسانژِ استکبار ستیز می دهد ولی همین اسناد آمریکا را به منبع افشا کننده اسناد راهنمایی کرد و الان این جوان در خطر اعدام و مرگ قرار دارد.
همین نشان میدهد شما کوری هستید که عصا کش کوران دگرید. بیسواد سفر انسان به ماه چندبار صورت گرفته. البته اول قرار بوده یکبار باشد ولی نیل ارمسترانگ از ماه بر می گردد و به صهیونیست ها می گوید من آثار شق القمر را در ماه دیده ام و همین باعث میشود امریکا چندین بار خرج گزاف را متحمل شود تا آثار شق القمر را نابود کنند.
ببینید افشاگری اسناد می تواند برای مخبرین ما مشکل ایجاد کند. مثلا همین اسناد ویکی لیکس را یک سرباز صفر که گویا مهر آقا امام زمان به دلش نشسته بود به آسانژِ استکبار ستیز می دهد ولی همین اسناد آمریکا را به منبع افشا کننده اسناد راهنمایی کرد و الان این جوان در خطر اعدام و مرگ قرار دارد.
نه انگار تو یه پست هم یه کم تحویلت گرفتیم و جدی جوابت رو دادیم باز وارد فاز توهمی شدی...بیخیال شما ادامه بده🐫
این مورد ظاهرا حق با شماست که چند سفر دیگه هم بوده!! اما باز ادعای اصلی شما که مدارکش رو هم نمیتونید لو بدید مونده...من موندم اگه ترکی رو کره ماه بوده چطوری با گروه های چند نفره تونستن مخفیش کنن😄!!
درود یک سوال درجه چندم چرا اکثر موجودات دو تا چشم دارند؟ البته ممکنه که ژن همه موجودات زنده یک منشع داشته باشند ولی چرا با این همه سال تکامل باز هم موجودات دو چشم غالب هستند شاید نودونه درصد... من خودم موجود یک چشم ندیدم!!! اگر ممکنه دوستن مجربتر پاسخ بدن؟
دوست عزیز این سوال رو فقط در مورد چشم نمیشه پرسید مثلا میشه پرسید که چرا تمام پستانداران یک قلب دارن؟ چرا بیشتر انسان ها دو دست دارن؟ من فکر میکنم علت این موضوع این هست که اکثر موجوات دو چشمی که الان میبینیم همه از نسل یک موجود دو چشمی تولید شده اند که وجود دو چشم برای اون موجود بهترین شرایط رو برای زندگی در محیط برای اون موجود به ارمغان آورده, یا اگر هم زمانی مثلا انسان سه چشمی به دنیا اومده به دلیل مشکلاتی که در طول حیات واسش پیش اومده نتونسته این خصوصیت رو به نسل دیگه ای منتقل کنه , شاید در طول تاریخ تعداد زیادی انسان در سراسر سیاره با سه چشم به دنیا اومدن و این خصوصیت خیلی هم به نفعشون بوده ولی به دلیل ظاهر نا متعارف هیچ زنی حاضر به ازدواج با اونها نمیشده در نتیجه این انسان موفق به انتقال این صفت به نسل بعدی نشده ( این یک مثال خیلی تخیلی است صرفا جهت تفهیم موضوع ) ,اگه بخوام منظورم رو روشن توضیح بدم میتونم از شما سوال کنم که چرا اکثر اتومبیل ها چهار تا چرخ دارن؟ خوب ممکنه اگه اتومبیلی با شش چرخ ساخته شه خیلی روی سطح جاده پایداریش بیشتر باشه ولی خیلی از مردم به دلیل هزینه ای که برای خرید لاستیک اضافه پرداخت میکنن و خیلی از دلایل احتمالی دیگه حاضر به خرید این اتومبیل نیستن در نتیجه شرکت سازنده اتومبیل تولید این خودرو رو متوقف میکنه منظور من این هست که اگر صفتی برای موجودی مفید هم واقع شه هزاران مورد جانبی هست که باعث تثبیت یا حذف اون صفت از درختچه ی نسل اون موجود میشه.
چرا دخترها پریود و moody میشوند؟ اینهم از آن پرسشهایی است که دانش پاسخی ندارد ... 😉
دوست عزیز این موضوع مربوط به نحوه ی تولید مثل انسان و سیستم مربوط به اون هست و فقط هم مخصوص انسان نیست خیلی از حیوانات پریود میشن, و طرز کار اون هم از نظر علمی کاملا شناخته شده است کافیه شما یه کم توی ویکی پدیا بچرخین, بعد بفرماید دقیقا کجای مساله برای شما ابهام داره؟😊
دوست عزیز این موضوع مربوط به نحوه ی تولید مثل انسان و سیستم مربوط به اون هست و فقط هم مخصوص انسان نیست خیلی از حیوانات پریود میشن, و طرز کار اون هم از نظر علمی کاملا شناخته شده است کافیه شما یه کم توی ویکی پدیا بچرخین, بعد بفرماید دقیقا کجای مساله برای شما ابهام داره؟😊
آنکه بیشتر شوخی بود آزاد گرامی، ولی خوب در دریافت آدموار من از فرایند پریود و فرگشت سردرگمی فراوانی پیش میاید.
چرا دردناک باشد؟ چه سودی دارد یک دختر چند روز هر ماه به دیگران و mate خود بپرد؟ و پرسشهای اینچنینی.
از دیدگاه طراحی هوشمند که فرایند پریود یک چیزی ماست مالی کشکی فرگشته شده بیشتر نیست و سخنی در آن نمیرود، ولی هتا در همان تراز فرگشتیک هم بیش از اندازه ناکارآمد میزند، مگر آنکه فرگشتوار سودی چیزی داشته باشد که از چشم ما پنهان مانده؟
به نظرم اگر یک زن به خاطر فقط همین یک مورد هم به خدای آفریننده شک کنه حق داره :) آخه این چه نوع آفرینش هوشمندیه:))
بسی پندار پوچ است ... شما هر چیزی را بدست دین بسپاری یک جوری کارکرد پیدا میکند undead جان. پریود از دیدگاه مسیحیت پادافرهای است بر گناه حوا که آدم را به خوردن سیب ممنوعه فریفت و در برآیند، روح القدس هم کاری کرد که دخترهای او هر ماه به درد و بدبختی بیافتند تا بزرگی خدا روشن[تر] شود 😁
آنکه بیشتر شوخی بود آزاد گرامی، ولی خوب در دریافت آدموار من از فرایند پریود و فرگشت سردرگمی فراوانی پیش میاید.
چرا دردناک باشد؟ چه سودی دارد یک دختر چند روز هر ماه به دیگران و mate خود بپرد؟ و پرسشهای اینچنینی.
از دیدگاه طراحی هوشمند که فرایند پریود یک چیزی ماست مالی کشکی فرگشته شده بیشتر نیست و سخنی در آن نمیرود، ولی هتا
در همان تراز فرگشتیک هم بیش از اندازه ناکارآمد میزند، مگر آنکه فرگشتوار سودی چیزی داشته باشد که از چشم ما پنهان مانده؟
اتفاقا به نظر من چیز عجیبی نیست،چرا؟
چون در فرایند فرگشت اگر یک ویژگی سوددهی مطلوب نداشته باشه لزوما حذف نمیشه(اصلا به همین دلیل کامل نیست)بلکه ویژگی اولویت حذف شدن رو داره که بقای گونه یا ژن رو به خطر بندازه(البته مفهوم هر دو نزدیکه،ولی مثلا اگر همه زن ها پریود بشن یا اینکه فقط یک زن در اثر جهش ژنی پریود میشد،در هر صورت تا زمانی که این ویژگی با فاکتورهای مربوط به بقا کاری نداره ممکنه همچنان وجود داشته باشه)
من یک سری فرض دارم،مثلا اینکه فرایند پریود در دوره شیر دهی و حاملگی پریودی اتفاق نمیافته و این باعث میشه جنس ماده تشویق با بارور شدن رها بشه در غیر این صورت تعداد پریود ها حدودا 4 برابر(ریاضیمم ضعیف شده ها!حدود 8 برابر D: ) میشه!که به نظرم نوعی تنبیه فرگشتیک هم هست.
بین مطالبی که دیده بودم این تا حدی اقناع کننده بود:
Do Women in Groups Bleed Together? On Menstrual Synchrony | Context and Variation, Scientific American Blog Network
These days in industrial and post-industrial populations, women can expect to have around 400 menstrual cycles in their lives, give or take a few depending on the number of pregnancies they have and degree of energetic constraint they experience from breastfeeding or exercise (Strassmann 1997). Family planning and contraceptive use increases the number of cycles as well, so we are looking at a biocultural phenomenon. With so many women cycling so often, there is a higher chance of menstrual cycles aligning, or at least appearing to align.
Contrast that with the number of cycles women have in forager populations, which is probably around 50. Forager women tend to have higher energetic constraint from the amount of physical work they need to do to acquire food. This work isn’t necessarily substantial in the sense that they are sprinting all day long, but contrast walking ten miles slowly over the course of one day while carrying food and a kid with an American sitting at a desk, and you can see how the calories burned add up.
Perhaps most important of all, forager women are usually natural fertility, which means overall they aren’t actively limiting their fertility (though again, it’s important to note that they still might try to limit number of offspring). This means that within a few years after their first period they are having their first baby, breastfeeding for many years, then maybe cycling a few times before getting pregnant again. Six to eight pregnancies with four years between each one and you’re almost to menopause! You can see how rare synchrony would be in a population where women are breastfeeding or pregnant through most of their reproductive years.
اتفاقا به نظر من چیز عجیبی نیست،چرا؟ چون در فرایند فرگشت اگر یک ویژگی سوددهی مطلوب نداشته باشه لزوما حذف نمیشه(اصلا به همین دلیل کامل نیست)بلکه ویژگی اولویت حذف شدن رو داره که بقای گونه یا ژن رو به خطر بندازه(البته مفهوم هر دو نزدیکه،ولی مثلا اگر همه زن ها پریود بشن یا اینکه فقط یک زن در اثر جهش ژنی پریود میشد،در هر صورت تا زمانی که این ویژگی با فاکتورهای مربوط به بقا کاری نداره ممکنه همچنان وجود داشته باشه) من یک سری فرض دارم،مثلا اینکه فرایند پریود در دوره شیر دهی و حاملگی پریودی اتفاق نمیافته و این باعث میشه جنس ماده تشویق با بارور شدن رها بشه در غیر این صورت تعداد پریود ها حدودا 4 برابر(ریاضیمم ضعیف شده ها!حدود 8 برابر D: ) میشه!که به نظرم نوعی تنبیه فرگشتیک هم هست. بین مطالبی که دیده بودم این تا حدی اقناع کننده بود: Do Women in Groups Bleed Together? On Menstrual Synchrony | Context and Variation, Scientific American Blog Network
آری گرامی، من هم دقیقا در همین باره خوانده بودم. فرهنگ براستی در تار و پود ما فرومیرود بی آنکه به آن چندان آگاهانه بیاندیشیم، ولی در گذشتههای نه چندان دور همانگونه که در نوشتار انگلیسی آمده بود، دخترها بیشتر زمانشان را یا در شیردهی یا بارداری میگذراندهاند و این ماهانگی هر ماهه که امروز داریم یکی از پیامدهای فرهنگ امروزین است.
این در کنار یک باگ فرگشتیک دیگر که پیشتر سخن گفتهایم، خود شده دردسری برای ما پسرها!
آری گرامی، من هم دقیقا در همین باره خوانده بودم. فرهنگ براستی در تار و پود ما فرومیرود بی آنکه به آن چندان آگاهانه بیاندیشیم، ولی در گذشتههای نه چندان دور همانگونه که در نوشتار انگلیسی آمده بود، دخترها بیشتر زمانشان را یا در شیردهی یا بارداری میگذراندهاند و این ماهانگی هر ماهه که امروز داریم یکی از پیامدهای فرهنگ امروزین است.
این در کنار یک باگ فرگشتیک دیگر که پیشتر سخن گفتهایم، خود شده دردسری برای ما پسرها!
فکر کنم برای حل این مورد اساسا نیاز به مهندسی ژنتیک باشه :) البته اگر سناریو زامبی های پریودی پیش نیاد :)) جدا این فرایند پریود شدن واقعا چیز مزخرفیه!هم تاثیرات خلقی و روانی داره هم جسمی،یعنی تا زمانی که دختر یائسه نشه مجبوره این زجر رو تحمل کنه(که خود یائسگی هم باز دردسرهای خودش رو داره) بی خود نیست این خانم ها الکی خوش بودن رو درک نمیکنند
فکر کنم برای حل این مورد اساسا نیاز به مهندسی ژنتیک باشه :) البته اگر سناریو زامبی های پریودی پیش نیاد :)) جدا این فرایند پریود شدن واقعا چیز مزخرفیه!هم تاثیرات خلقی و روانی داره هم جسمی،یعنی تا زمانی که دختر یائسه نشه مجبوره این زجر رو تحمل کنه(که خود یائسگی هم باز دردسرهای خودش رو داره) بی خود نیست این خانم ها الکی خوش بودن رو درک نمیکنند ;)
جالب اینجاست كه انقدر به این درد و رنج عادت شده كه روش های جلوگیری از بارداری ای كه باعث متوقف شدن پریود میشود كه اتفاقا روش هایی هستند با ضریب شكست خیلی كم نه فقط تو ایران بلكه تو كل جهان روش های كم طرفداری هستند! كلا یه مرضیه كه اگه نباشه بیشتر آدم عصبی میشه:l
آنکه بیشتر شوخی بود آزاد گرامی، ولی خوب در دریافت آدموار من از فرایند پریود و فرگشت سردرگمی فراوانی پیش میاید.
چرا دردناک باشد؟ چه سودی دارد یک دختر چند روز هر ماه به دیگران و mate خود بپرد؟ و پرسشهای اینچنینی.
از دیدگاه طراحی هوشمند که فرایند پریود یک چیزی ماست مالی کشکی فرگشته شده بیشتر نیست و سخنی در آن نمیرود، ولی هتا در همان تراز فرگشتیک هم بیش از اندازه ناکارآمد میزند، مگر آنکه فرگشتوار سودی چیزی داشته باشد که از چشم ما پنهان مانده؟
جناب مهربد به نظر من علت بروز درد در اندام های جنسی و روحیه ی خشن در جنس ماده طی چند روز عاملی هست که باعث میشه از ایجاد را بطه ی جنسی جلوگیری شه و این برای سلامت جنس ماده مفید هست چون در این دوران محیط رحم به علت نابود شدن تخمک قبلی برای پذیرش اسپرم جدید مناسب نیست
جناب مهربد به نظر من علت بروز درد در اندام های جنسی و روحیه ی خشن در جنس ماده طی چند روز عاملی هست که باعث میشه از ایجاد را بطه ی جنسی جلوگیری شه و این برای سلامت جنس ماده مفید هست چون در این دوران محیط رحم به علت نابود شدن تخمک قبلی برای پذیرش اسپرم جدید مناسب نیست
این همه نکته درخور نگرشی است، هر چند گمان نمیکنم یک مشت اسپرم کار چندانی آنجا بکنند... جدا از گفتمان بیماریهای جنسی که اگر نه از این راه، از راه دیگری کارشان را انجام میدهند.
خدمت جناب ازاد و مهربد عزیز باید عرض كنم كه روحیه خشن شاید اصطلاح زیاد مناسبی نباشه بیشتر حالت نوسانات مود در این دوران قابل لمس تره والبته نزدیكتر به حالت دپرشن ؛در اكثر زنان در این دوره حالتهای بی حوصلگی ؛دپرشن و رفتارهای تكانشی دیده میشه البته میل جنسی چند روز قبل از شروع و حتی بیشتر مواقع در روزهای پریودی نه تنها كم نمیشه بلكه افزایش هم پیدا میكنه :))
دوستان فیزیکدان کسی میتواند برای من توضیح بدهد که اگر به راستی ماده و پادماده یکدیگر را نابود میکنند و همواره نیز همزمان پدید میآیند چرا و چگونه ماده وجود دارد؟
دوستان فیزیکدان کسی میتواند برای من توضیح بدهد که اگر به راستی ماده و پادماده یکدیگر را نابود میکنند و همواره نیز همزمان پدید میآیند چرا و چگونه ماده وجود دارد؟
نمیدونم داستان پیش بینی پل دیراک از وجود پاد ذره رو میدونید یا نه. خیلی جالب و از بزرگترین دستاوردهای فیزیک قرن اخیره. پل دیراک خودش وجود پاد ذره رو فقط محتمل میدونست. نه اینکه در طبیعت وجود داره. مثل این که در روابط بین سیستم و محیط، همواره آنتروپی رو به افزایشه نه کاهش. این به این معنی نیست که آنتروپی رو به کاهش وجود نداره. بلکه باید ساختش. پاد ذره هم احتمالن به این دلیل که در طبیعت وجود نداره نمیتونه ذره رو از بین ببره. پرسش اینجاست که پس چرا پاد ذره وجود نداره؟ به نظر من اصل انسانی پاسخ خوبی میده: چون اگر وجود داشت ما اینجا نبودیم که این پرسش رو مطرح کنیم.
نمیدونم داستان پیش بینی پل دیراک از وجود پاد ذره رو میدونید یا نه. خیلی جالب و از بزرگترین دستاوردهای فیزیک قرن اخیره. پل دیراک خودش وجود پاد ذره رو فقط محتمل میدونست. نه اینکه در طبیعت وجود داره. مثل این که در روابط بین سیستم و محیط، همواره آنتروپی رو به افزایشه نه کاهش. این به این معنی نیست که آنتروپی رو به کاهش وجود نداره. بلکه باید ساختش. پاد ذره هم احتمالن به این دلیل که در طبیعت وجود نداره نمیتونه ذره رو از بین ببره. پرسش اینجاست که پس چرا پاد ذره وجود نداره؟ به نظر من اصل انسانی پاسخ خوبی میده: چون اگر وجود داشت ما اینجا نبودیم که این پرسش رو مطرح کنیم.
بله با نظریه آشنا هستم، من میخواهم بدانم توضیح فیزیکدانان چیست برای این تناقض؟ اگر ماده و پادماده همواره یکدیگر را نابود میکنند و موجودیت آنها نیز بصورت آینهای و برابر با یکدیگر است، چگونه ماده میتواند وجود داشته باشد؟ آیا برای ماده تا وجود داشته باشد لازم نیست که فراوانی آن بیشتر از پادماده شده باشد؟ ساخاروف دربارهی این موضوع چیزهایی نوشته که(تا آنجاکه من فهمیدم)در آغاز جهان میزان بسیار فراوانی ماده و پادماده یکدیگر را نابود کردند و آنچه اکنون وجود دارد پسماندهی آن واقعه است، اینکه عدم تقارن میان ماده و پادماده ناشی از آنست که جهان مادی وضعیتیست که پس از این نابودیهای مداوم رخ میدهد، وضعیتی که به آن لقب baryogenesis را دادهاند. اینرا هم میدانم که چگونگی این وضعیت میتواند برآمده از(و قابل توضیح با)نقض سیپی باشد که برطبق آن اگر آزمایشی را با ماده بکنید و سپس آنرا در شرایط آینهای و یکسان با پادماده تکرار بکنید نتیجهی یکسان نمیگیرید(در شرایطی که باید بگیرید)و جهان ما میتواند نتیجهی آزمایشی همسان بوده باشد که متفاوت تمام شده، اما سوال اینست که «چرا»؟ آیا نظریهای در اینباره هست یا هنوز پاسخی برای آن نداریم؟
آیا میتوان ادعا کرد که پس از بیگبنگ ماده بر پادماده غلبه کرد؟ یعنی پس از نابودی هنوز ماده باقی مانده بود اما هیچ پادمادهای در کار نبود؟
ظاهرن فرض شما بر اینه که قبل از اون هم ماده بوده و هم پاد ماده. این فرض ممکنه دارای اشکالاتی باشه به دلیل اینکه همجواری هر ذره با پاد خودش همونطور که میدونید منجر به تابش انرژی و تغییر ماهیت اون ذرات میشه و همونطور که میدونید پیش از مهبانگ، تکینگی وجود داشته و تکینگی جاییه که در اون قوانین علم فرو میپاشه و احتمالن وجود ماده و پاد ماده در کنار هم کنشی به همراه نداشته. از طرفی ذرات در لحظات بعد از مهبانگ بوجود اومدند و این یعنی قبلش وجود نداشتند یا داشتند و در تکینگی به شکلهای دیگه ای بودند.
از طرفی من با مراجعه به یکی از جزواتم یادم افتاد که استیون هاوکینگ هم یک مدلی برای پیدایش پاد ذره پیشنهاد کرده. به این شکل که در نزدیکی سیاهچاله هر جای تهی تقسیم به یک ذره و یک پاد ذره میشه که یکی از این دو لنگه به درون سیاه چاله میفته و دیگری میگریزه. این مدل به تابش هاوکینگ معروفه.
با توجه به این موضوعات قضیه پیچیده تر میشه. آیا پس از مهبانگ که ذرات کم کم شکل گرفتند و پاد ذرات هنوز سانش وجود نداشتند؟ اگه اینطور باشه تابش هاوکینگ میتونه مدل خوبی باشه. یا آیا به قول شما پاد ذرات در مهبانگ از بین رفتند و انرژی شدند و ذرات موندند؟ باز هم مدل هاوکینگ سر جای خودشه. ولی موضوع جالب برای من اینه که در اینجا آیا میشه در نظر گرفت که خود تکینگی مهبانگ شامل فضاهای تهی متشکل از ماده و پاد ماده بوده که یکی آزاد شده و دیگری گیر افتاده؟ البته هر پاسخی به این پرسش باز هم منو گیج میکنه و پرسش های بیشتری بوجود میاره.
ظاهرن فرض شما بر اینه که قبل از اون هم ماده بوده و هم پاد ماده. این فرض ممکنه دارای اشکالاتی باشه به دلیل اینکه همجواری هر ذره با پاد خودش همونطور که میدونید منجر به تابش انرژی و تغییر ماهیت اون ذرات میشه و همونطور که میدونید پیش از مهبانگ، تکینگی وجود داشته و تکینگی جاییه که در اون قوانین علم فرو میپاشه و احتمالن وجود ماده و پاد ماده در کنار هم کنشی به همراه نداشته. از طرفی ذرات در لحظات بعد از مهبانگ بوجود اومدند و این یعنی قبلش وجود نداشتند یا داشتند و در تکینگی به شکلهای دیگه ای بودند.
اینکه بگوییم پیش از بیگبنگ «وجود» نداشته چیزی بجز همانگویی نیست. البته من با آن مخالف نیستم، بیشتر اینست که آنرا نمیفهمم. بیشک باید نوعی از زمان وجود میداشته، درست است که زمان برپایهی تاثیر بر ماده قابل درک است و در صورت عدم وجود ماده تاثیری هم بر آن متصور نیست که بخواهد مبنای زمانی باشد، اما به هر حال چیزی میان «هیچ» و «هست» وجود داشته و این فاصله میان نبودن ماده تا بودن آن میتواند زمان باشد. تصور بکنید که من یک فیلم از یک فضای مطلقا خالی به شما نشان میدهم که در آن هیچ چیز نیست، و از شما میپرسم که آیا فیلم درحال پلی است یا استاپ، بدیهیست که شما نمیتوانید پاسخی بدهید. سپس همان فیلم را نشانتان میدهم اما در حالی که شیئی در آن درحال حرکت است، اکنون شما میتوانید ببینید که در قیاس با ویدیوی سابق در این یکی زمان به یک معنا سپری شده، اگر در این مثال فرض بگیریم که فضای خالی همان هیچ است و شیء در حال حرکت بیگبنگ، چگونه نمیتوان پیش از آنرا تصور کرد؟ چرا فیلم ثابت نمیتواند پیش از آن باشد؟ آیا نمیتوان گفت که پیش از سیزده میلیارد سال قبل هیچ چیز وجود نداشته؟ آنچه مرا به شگفتی انداخته وجود کنش و واکنش میان ماده و پادماده است، طبق نظریه تا پیش از بیگبنگ «میزان» آنها یکسان بوده(حالا هر معنایی میخواهد داشته باشد)و در نتیجه هیچکدام به معنای قابل درکی وجود نداشتهاند، پس از بیگبنگ بوده که تنها یکی باقی مانده و بر دیگری چیزه شده و به وجود معنا داده
از طرفی من با مراجعه به یکی از جزواتم یادم افتاد که استیون هاوکینگ هم یک مدلی برای پیدایش پاد ذره پیشنهاد کرده. به این شکل که در نزدیکی سیاهچاله هر جای تهی تقسیم به یک ذره و یک پاد ذره میشه که یکی از این دو لنگه به درون سیاه چاله میفته و دیگری میگریزه. این مدل به تابش هاوکینگ معروفه.
یعنی چه؟ یعنی پادماده همان ماده است که در جهتی مخالف زمان حرکت میکند؟ مگر میتوان نمودار فاینمن را گرفت و با بالعکس کردن تمام فلشها از راست به چپ وضعیت را تغییر داد؟!
با توجه به این موضوعات قضیه پیچیده تر میشه. آیا پس از مهبانگ که ذرات کم کم شکل گرفتند و پاد ذرات هنوز سانش وجود نداشتند؟ اگه اینطور باشه تابش هاوکینگ میتونه مدل خوبی باشه. یا آیا به قول شما پاد ذرات در مهبانگ از بین رفتند و انرژی شدند و ذرات موندند؟ باز هم مدل هاوکینگ سر جای خودشه. ولی موضوع جالب برای من اینه که در اینجا آیا میشه در نظر گرفت که خود تکینگی مهبانگ شامل فضاهای تهی متشکل از ماده و پاد ماده بوده که یکی آزاد شده و دیگری گیر افتاده؟ البته هر پاسخی به این پرسش باز هم منو گیج میکنه و پرسش های بیشتری بوجود میاره.
بله سوالات بسیار جالبی هستند. به گمان پاسخ کنونی سوال اول اینست که مهابنگ یک چگالی انرژی بسیار بزرگ را گرفت و سپس فضا و زمان را گسترش داد به طوری که چگالی انرژی به سردی گرایید و از طریق E=MC2 تبدیل به ماده شد.
اینکه بگوییم پیش از بیگبنگ «وجود» نداشته چیزی بجز همانگویی نیست. البته من با آن مخالف نیستم، بیشتر اینست که آنرا نمیفهمم. بیشک باید نوعی از زمان وجود میداشته، درست است که زمان برپایهی تاثیر بر ماده قابل درک است و در صورت عدم وجود ماده تاثیری هم بر آن متصور نیست که بخواهد مبنای زمانی باشد، اما به هر حال چیزی میان «هیچ» و «هست» وجود داشته و این فاصله میان نبودن ماده تا بودن آن میتواند زمان باشد. تصور بکنید که من یک فیلم از یک فضای مطلقا خالی به شما نشان میدهم که در آن هیچ چیز نیست، و از شما میپرسم که آیا فیلم درحال پلی است یا استاپ، بدیهیست که شما نمیتوانید پاسخی بدهید. سپس همان فیلم را نشانتان میدهم اما در حالی که شیئی در آن درحال حرکت است، اکنون شما میتوانید ببینید که در قیاس با ویدیوی سابق در این یکی زمان به یک معنا سپری شده، اگر در این مثال فرض بگیریم که فضای خالی همان هیچ است و شیء در حال حرکت بیگبنگ، چگونه نمیتوان پیش از آنرا تصور کرد؟ چرا فیلم ثابت نمیتواند پیش از آن باشد؟ آیا نمیتوان گفت که پیش از سیزده میلیارد سال قبل هیچ چیز وجود نداشته؟ آنچه مرا به شگفتی انداخته وجود کنش و واکنش میان ماده و پادماده است، طبق نظریه تا پیش از بیگبنگ «میزان» آنها یکسان بوده(حالا هر معنایی میخواهد داشته باشد)و در نتیجه هیچکدام به معنای قابل درکی وجود نداشتهاند، پس از بیگبنگ بوده که تنها یکی باقی مانده و بر دیگری چیزه شده و به وجود معنا داده .
اگر منظورتون اینه که من گفتم قبل از مهبانگ هیچ وجود داشته، خیر من اینو نگفتم و منطقی هم نیست.
یعنی چه؟ یعنی پادماده همان ماده است که در جهتی مخالف زمان حرکت میکند؟ مگر میتوان نمودار فاینمن را گرفت و با بالعکس کردن تمام فلشها از راست به چپ وضعیت را تغییر داد؟!
یک روش بهتر برای طرح سوال آغازین به ذهنم رسید: « اگر ماده و پادماده یکدیگر را نابود میکنند و به ازای هر میزان ماده، پادماده [STRIKE]وجود[/STRIKE] دارد، و [ -10 + 10 = 0]، چگونه جهان ما وجود دارد و معادله شده است [-10 + 10 = 1 (یا 10 یا هرچه، بجز صفر)] ؟
خُب اینکه پادماده، مادهی گیر افتاده درون سیاه چاله است یعنی موقعیتی کاملا آینهای با ماده دارد، وقتی ماده در زمان به جلو میرود، پادماده باید در جهت مخالف آن حرکت بکند دیگر. میشود بالعکس کردن نمودار فاینمن، که بنظرم غلط باشد..!
یک روش بهتر برای طرح سوال آغازین به ذهنم رسید:
« اگر ماده و پادماده یکدیگر را نابود میکنند و به ازای هر میزان ماده، پادماده [STRIKE]وجود[/STRIKE] دارد، و [ -10 + 10 = 0]، چگونه جهان ما وجود دارد و معادله شده است [-10 + 10 = 1 (یا 10 یا هرچه، بجز صفر)] ؟ »
اینکه چی باعث شده تکینگی تبدیل به جهان ما بشه هنوز ناشناختست ولی مسئله اینجاست که ما اصلا نمیدونیم توی تکینگی دقیقا چی اتفاقی رخ میده و آیا ماده و پادماده به اندازه یکسان توش هستند(اگر انرژی نباشند) با این حال برای اینکه چطور بعد از بیگ بنگ جهان ما موجود شده(اگر نسبت ماده و پا ماده برابر باشه) توضیحاتی میشه داد:
خُب اینکه پادماده، مادهی گیر افتاده درون سیاه چاله است یعنی موقعیتی کاملا آینهای با ماده دارد، وقتی ماده در زمان به جلو میرود، پادماده باید در جهت مخالف آن حرکت بکند دیگر. میشود بالعکس کردن نمودار فاینمن، که بنظرم غلط باشد..!
نگاره در دسترس نمیباشد
برداشتی که از این نمودار میشه کرد این هست که "پوزیترون الکترونی هست که در زمان به عقب میره" که با تعمیم دادنش به کل پادماده میشه گفت:در این حالت بیشتر بودن ماده طبیعی هست چون ماده در جهت مثبت زمان در حال حرکت هست و پادماده در جهت منفی و چون ما فقط داریم با جهت مثبت زمان جلو میریم بنابراین ماده بیشتری رو مشاهده میکنیم.
این برداشت با نمودار فاینمن مشکلی نداره و حتی اینطور توجیه میشه که بخش زیادی از پاد ماده تولید شده در لحظات ابتدایی بیگ بنگ به درون تکینگی برگشته.
برداشتی که از این نمودار میشه کرد این هست که "پوزیترون الکترونی هست که در زمان به عقب میره" که با تعمیم دادنش به کل پادماده میشه گفت:در این حالت بیشتر بودن ماده طبیعی هست چون ماده در جهت مثبت زمان در حال حرکت هست و پادماده در جهت منفی و چون ما فقط داریم با جهت مثبت زمان جلو میریم بنابراین ماده بیشتری رو مشاهده میکنیم.
من باز هم نفهمیدم. مطمئنید که میشه استنباط کرد که چون ذره به موقعیت شعاع شوارتزشیلد رسیده پس در زمان رو به جلو حرکت کرده؟
من باز هم نفهمیدم. مطمئنید که میشه استنباط کرد که چون ذره به موقعیت شعاع شوارتزشیلد رسیده پس در زمان رو به جلو حرکت کرده؟
راستش یک توضیح جالب در ادامه اینها دارم،اخیرا مقاله ای رو خوندم که در مورد زمان منفی بود. زمان منفی نه از یک نقطه آغاز توافقی،بلکه با بیگ بنگ زمان از دو جهت آغاز میشه،در یکی پاده ماده بیشتره و ماده به سمت تکینگی حرکت میکنه و در اون یکی ماده بیشتره و پادمادست که این روند رو طی میکنه.اینطور در اصل زمان+ماده(و پاده ماده) متقارن میشه.
البته این در حوزه فیزیک نظری هست و هنوز تائید شده نیست،خودم هم به جز یک مقاله چیزی ازش نخوندم،اگر چیز جدیدی پیدا کردم حتما توضیح میدم;)