مهاجرت

برگ ۳ از ۵

Russell #۱۰۱
Mehrbod

من هم متوجه نشدم!
من گفتم سودمندی فرگشتیک میهن‌دوستی یا بهتر بگوییم، تیره‌گرایی (tribalism) آشکار است، پیشتر داویده شده (-> مهاد هر شبکه طبیعی است) و خوبی آن نیز اثبات شده (طبیعت).

اکنون برخی میگویند این درست نیست، اینها باید بروند داو ما را بپوچند که نه، تیره‌گرایی خوب نیست به این و آن بهمان.

باز هم ربطی به بار اثبات ندارد،بعد هم قبیله گرایی کجا سودمندیش ثابت شده؟در جنگهای بین قبیله ای مثلا؟
عجیب است این حرفها از تو مهربد جان،خوب دین و تجاوز و بچه کشی هم میتواند ریشه فرگشتی داشته باشند.دلیل نمیشود که.

Mehrbod

. هدف نهایی چرا این است؟
2. پیشرفت چگونه به این سو میرود؟
3. پایبندی چه پیوندی به بودن یا نبودن این همپیوندگی‌ها (associations) دارد؟

هدف نهایی از نظر اخلاقی اینست،چرا که دوست داشتن همه نژادها بجای یک نژاد اخلاقی تر از نژاد پرستی و دوست داشتن همه جانداران و همزیستی با آنها بجای آزار آنها بهتر از آزار سایر جانداران و محدود شدن تنها به انسان است.
مساله پایبندی نیست،مساله کارایی است،در مثالی که من زدم خروجی بدون در نظر گرفتن اخلاق همانست.

Mehrbod

من که نشان دادم، نه تنها یک چیز من در آوردی نیست، که در هر شبکه‌ای (natural network) این گره‌ها خود به خود ساخته میشوند. برای ما:

خویش
خویشاوندان
نزدیکان
دوستان
همسایگان
همشهریان
هم‌استانان
هم‌میهنان
هم‌گونگان (=بشریت)
همزیستان (=جانوران)

کسی اینها را از خودش در نیاورده، خود به خود ساخته میشوند.

دو اینکه، مگر کسی داویده که اینها باید جایگزین ناپذیر یا نافروپیچشمند (non-overridable) باشند؟

شما دوستتان را هم میتوانید بدگرانید، آیا این به این چم است که فرایافتی بنام «دوست» من در آوردی است و واقعیت ندارد!؟

هم استانیان و هم میهنان با سایرین متفاوت هستند و قراردادی هستند،در حالی که در سایر موارد اینطور نیست.دوستی قرار داد نیست که مثلا امروز فسخ شود فردا دیگر دوستی وجود نداشته باشد خیلی خیلی متفاوت است با هم میهن،چطور فرقی ندارند؟

Mehrbod #۱۰۲
Russell

باز هم ربطی به بار اثبات ندارد،بعد هم قبیله گرایی کجا سودمندیش ثابت شده؟در جنگهای بین قبیله ای مثلا؟
عجیب است این حرفها از تو مهربد جان،خوب دین و تجاوز و بچه کشی هم میتواند ریشه فرگشتی داشته باشند.دلیل نمیشود که.

آری، سودمندی تیره‌گرایی در همان پدافندی از خود و دسته خود است، جنگهای تیره‌ای نمونه‌ای از آن.

ما داریم «در عمل» سخن میگوییم، اگر نه در جهان آرمانی ذهنی شاید «خویش» هم نباشد و همه با هم یکسان و هنباز (مشترک) باشند!

Russell

هدف نهایی از نظر اخلاقی اینست،چرا که دوست داشتن همه نژادها بجای یک نژاد اخلاقی تر از نژاد پرستی و دوست داشتن همه جانداران و همزیستی با آنها بجای آزار آنها بهتر از آزار سایر جانداران و محدود شدن تنها به انسان است.
مساله پایبندی نیست،مساله کارایی است،در مثالی که من زدم خروجی بدون در نظر گرفتن اخلاق همانست.

این تنها چیزی است که تو بنام اخلاق داری میگویی راسل

جان، من چنین اخلاقی نمیبینم، برای من دوستم باارزش‌تر از یک بیگانه در خیابان است.
برای چه باید هر دو را یک اندازه دوست داشته باشم؟

اخلاقیات همزیستی هم چنانکه پیشتر گفته‌ایم در این کوتاه میشود: همزیستی آشتی‌آمیز = peaceful coexistence

در جایی از آن نیامده ما باید دیگران را یک اندازه دوست داشته باشیم! یا همه فرهنگ‌ها برایمان یکی باشند!! یا بی میهن باشیم!!!

Russell

هم استانیان و هم میهنان با سایرین متفاوت هستند و قراردادی هستند،در حالی که در سایر موارد اینطور نیست.دوستی قرار داد نیست که مثلا امروز فسخ شود فردا دیگر دوستی وجود نداشته باشد خیلی خیلی متفاوت است با هم میهن،چطور فرقی ندارند؟

دوستی قرار هم نیست امروز فسخ نشود، میتواند بشود میتواند نشود.

من هم گفتم همه اینها قراردادی است. هتا پیوند خویشاندی هم قراردادی است، بگوییم کسی فردا با دانش ژنتیک آمده و
ژنش را دگراند، آیا باز هم پیوند ژنتیکی‌ای که با پدر و مادر خود داشت مایه‌ی وِیژه بودن آن میشود، زمانیکه هتا ژن‌اش دیگر از آنها هم نیست؟

از سوی دیگر من کی گفتم فرق ندارند، اگر با یکدیگر «فرقی» نداشتند که دسته‌بندی‌های گوناگون نمیشدند. روشنه که با
هم فرق دارند، ولی همگی از یک جنس هستند که همان همپیوندگی (association) میان گره‌های شبکه باشد.

این میشود بر پاد سخن بالاترت بر اینکه «میهن‌دوستی» قراردادی میباشد، ولی «دوستی» قراردادی نیست،
ولی چنانکه میبینیم هر دو قراردادی بوده و هر دو خود به خود در یک شبکه طبیعی (natural network) ساخته میشوند.

Russell #۱۰۳
Mehrbod

آری، سودمندی تیره‌گرایی در همان پدافندی از خود و دسته خود است، جنگهای تیره‌ای نمونه‌ای از آن.

ما داریم «در عمل» سخن میگوییم، اگر نه در جهان آرمانی ذهنی شاید «خویش» هم نباشد و همه با هم یکسان و هنباز (مشترک) باشند!

خوب دین هم دقیقا همینگونه است و شاید موثرتر،مساله آنچنان جهان آرمانی و اینها نیست،وقتی ما میگوییم دین فرگشتیک بوده و چه بسا باعث همبستگی در جنگ و... اما امروز باید حذف شود همینطور است برای کشور و میهنپرستی و میهندوستی.
همینطور این نتیجه اش نمیشود نتیجه اش کومونیست و اشتراک و اینها،لزومی ندارد چنین چیزی.فقط خرد را جایگزین احساس میکنیم،مثل همان سیستم مثلا خدمات اجتماعی و مالیات بجای کمک یک عده از روی ترحم.

Mehrbod

این تنها چیزی است که تو بنام اخلاق داری میگویی. من چنین اخلاقی نمیبینم، برای من دوستم باارزش‌تر از یک بیگانه در خیابان است.
برای چه باید هر دو را یک اندازه دوست داشته باشم؟

اخلاقیات همزیستی هم چنانکه پیشتر گفته‌ایم در این کوتاه میشود: همزیستی آشتی‌آمیز = peaceful coexistence

در جایی از آن نیامده ما باید دیگران را یک اندازه دوست داشته باشیم! یا همه فرهنگ‌ها برایمان یکی باشند!! یا بی میهن باشیم!!!

اخلاق که من و تو ندارد مهربد جان،وقتی میگویم باید و اخلاق منظور درست و نادرست است،وگره دوست داشتن زوری که نداریم(البته داریم ولی مزخرف و دروغ است).آنچه من میگویم اینست که بر اساس آنچه میگویی (بر اساس empathy) مشکلی در کمک به سگ و گربه نزدیک بما و مردن میلیونها نفر انسان در دور دست نیست.
"باید" من "باید" چگونگی عمل است نه چگونگی حس ما نسبت به دوست یا یک نفر غریبه.ما ممکن است حسمان چی دیگری باشد اما چیز دیگری را اخلاقی بدانیم و عمل کنیم.

Mehrbod

دوستی قرار هم نیست امروز فسخ نشود، میتواند بشود میتواند نباشد.

من هم گفتم همه اینها قراردادی است. هتا پیوند خویشاندی هم قراردادی است، بگوییم کسی فردا با دانش ژنتیک آمده و
ژنش را دگراند، آیا باز هم پیوند ژنتیکی‌ای که با پدر و مادر خود داشت مایه‌ی وِیژه بودن آن میشود، زمانیکه هتا ژن‌اش دیگر از آنها هم نیست؟

از سوی دیگر من که گفتم فرق ندارند، اگر با یکدیگر «فرقی» نداشتند که دسته‌بندی‌های گوناگون نمیشدند. روشنه که با
هم فرق دارند، ولی همگی از یک جنس هستند که همان همپیوندگی (association) میان گره‌های شبکه باشد.

این میشود بر پاد سخن بالاترت بر اینکه «میهن‌دوستی» قراردادی میباشد، ولی «دوستی» قراردادی نیست،
ولی چنانکه میبینیم هر دو قراردادی بوده و هر دو خود به خود در یک شبکه طبیعی (natural network) ساخته میشوند.

چطور متناقض میشود؟
دوستی متفاوت است با میهن و دولت و اینها که قرار دادهای اجتماعی هستند.دوستی چیزی عینیست،میهن مفهومی انتزاعیست که با سیستم حکومت و اینها باید تقویتش کرد که بر نیافتد.
من البته در امروز ایران بنظرم میهن و میهن دوستی اخلاقی و خوب است،ولی مشکلات آنرا جدی میدانم مخصوصا در طولانی مدت،این سیستم
"خویش
خویشاوندان
نزدیکان
دوستان
همسایگان
همشهریان
هم‌استانان
هم‌میهنان
هم‌گونگان (=بشریت)
همزیستان (=جانوران)
"
را برای اخلاقی بودن یا نبودن میهنپرستی (یا میهندوستی) ناکافی و بعضا بی ربط میدانم.کلا سخن من بیشتر همان کارایی و توجیه سیستم بالاست تا بطور خاص خود میهن و ایراندوستی و اینها

Mehrbod #۱۰۴
Russell

خوب دین هم دقیقا همینگونه است و شاید موثرتر،مساله آنچنان جهان آرمانی و اینها نیست،وقتی ما میگوییم دین فرگشتیک بوده و چه بسا باعث همبستگی در جنگ و... اما امروز باید حذف شود همینطور است برای کشور و میهنپرستی و میهندوستی.
همینطور این نتیجه اش نمیشود نتیجه اش کومونیست و اشتراک و اینها،لزومی ندارد چنین چیزی.فقط خرد را جایگزین احساس میکنیم،مثل همان سیستم مثلا خدمات اجتماعی و مالیات بجای کمک یک عده از روی ترحم.

دین بر سر ارزش‌های آهنجیک (abstract) است، کشور بر سر نزدیکی و مرزهای فیزیکی!

دنباله پاسخ را اینجا دادم: مفهوم میهن دوستی‌ و patriotism

Anarchy #۱۰۵

https://www.facebook.com/mehdi.khalaji1?ref=ts&fref=ts

من معنای ایران را وقتی فهمیدم که ایران را ترک کردم. فاصله گرفتن برای تغییر رابطه‌ی «طبیعی» و نااندیشیده به رابطه‌ی خلاق با زادگاه ضروری است. در سال‌های گذشته به کشورها و شهرهای زیادی سفر کرده‌ و مردمان بسیاری دیده‌ام. بسیار جاها در جهان هست که از طبیعت ایران زیباتر است. تمدن‌هایی کهنه‌تر و تاریخ‌هایی زنده‌تر از ایران نیز وجود دارد. مردمان بافرهنگ و ادب و مهربان در جهان بسیارند. به خصوص که در کشورهای خاورمیانه تقریباً همه‌ی خصلت‌هایی را که ایرانیان دارند می‌توان دید؛ زشت و زیبا. فهمیدم که فخر کردن به زادگاه و سینه جلو دادن که من اهل فلان جا هستم، ریشه در عوامی و خامی دارد.
هیچ‌گاه دچار غم غربت نشدم. حسرت هیچ گذشته‌ای در دل‌ام نیست. در بیروت و پاریس و واشنگتن از شهر خودم آسوده و سبک‌بال‌ترم. بارها در این سه شهر زاده شدم.
اما ایران را دوست دارم. آن‌قدر که روزی نبود بی یاد آن برخیزم. در سال‌های بیرون از ایران، ایران بسی بیشتر با من بوده تا سال‌هایی که در ایران بودم. در این سال‌ها بیشتر به ایران اندیشیده‌ام تا وقتی که در ایران می‌زیستم. رابطه‌ی اندیشیده با ایران مهر مرا به این سرزمین روز به روز افزون کرد.
دانستم که «وطن‌پرستی» شعار عوام و سیاست‌مداران عوام‌فریب است. اما ایران‌دوستانِ واقعی همان‌ها هستند که ایران را به مثابه‌ی هویتی فرهنگی- تمدنی ساخته‌اند؛ یعنی اهل فرهنگ؛ کسانی که تاریخ آن را می‌نویسند و آینده‌ی آن را می‌سازند. برای من فخر ورزیدن به ایران رنگ باخت و جای آن را تمنایی ژرف برای بهبود و پیشرفت آن گرفت. بسیاری را دیدم که متعصبانه ایران را می‌پرستند و شماری دیگر که از ایرانی بودن خود شرمسارند. اما من نه می‌پرستم‌اش نه از آن شرم دارم. به آینده‌ی آن می‌اندیشم و به سهمی که به مثابه‌ی یک شهروند می‌توانم در بالاتر نشستن آن بگزارم.
روز به روز کشف کردم که هر جا باشم و هر سبک بزیم، ایرانی‌تر از آن هستم که حتا خودم گاه می‌توانم تصور کنم. هنوز به زبان فارسی خواب می‌بینم و هنوز مکان‌ها در خواب من در ایران‌اند. ایران را دوست دارم بدون آن‌که این دوست داشتن بتواند چشم‌های من را بر زشتی‌های تاریخ‌اش و کژی رفتار مردم‌اش ببندد. خودم ایران متجسد شدم. کلنجار رفتن با خودم و سعی در اصلاح فکر و اخلاق‌ام انگار عین کلنجار با ایران شد. ایران را دوست دارم همان‌طور که خودم را دوست دارم؛ بی‌آن‌که کاستی‌ها و ناراستی‌هایش را بتوانم بپوشم یا بتوانم دمی از غم‌خواری برای فردایش دست بشویم. دریافتم آن‌ها که هویتِ فکری، فرهنگی و اجتماعی و سیاسی ایران را نقد می‌کنند محبوب اهل سلطه و عوام نیستند اما از قضا بهترین دوستداران ایران‌اند؛ همان‌طور که راز مرا کسانی دانستند که از این رو به آن رویم گرداندند. آینده‌ی ایران آینده‌ی خودِ من است. با این تفاوت که من چند سالی بیشتر در سرای طبیعت نمی‌مانم، اما آرزو دارم تا جهان در کار بودن است، ایران پویا بماند.

Theodor Herzl #۱۰۶

دوستان داخل ایران که می‌‌خواهند برای تحصیل بیان اروپا ، کشوری مثل نروژ شهریه دانشگاه اصلا نداره ، اتریش هم فکر کنم همین باشه ، تحصیلات دانشگاهی مجانی‌ هست ، حتی برای کسانی‌ که با ویزای دانشجویی هستند ، این هم وبسایت خوبی‌ هست راجع به نروژ ، در ضمن کلی‌ از رشته‌ها هم به انگلیسی‌ در نروژ تدریس می‌شه که راحت تر هست.

Study in Norway/

folaani #۱۰۷

منکه سالهاست یک حالت روح جهانی و Universal دارم.
یعنی تقریبا هرجای جهان که بگی من احساس میکنم اونجا هم میتونه مکانی برای زیستن من باشه. حتی احساس نوستالژیک بهم دست میده مثلا وقتی تصاویرش رو توی تلویزیون یا جای دیگه میبینم. حتی نسبت به تاریخ و فرهنگ کشورهای دیگر. خصوصا کشورهای برجسته یا پیشرفته.
انگار که خودم قبلا در اونجاها یا جاهای مشابهی زندگی کرده باشم.
حتی بیشتر از ساکنان فعلی/بومی اونجا گاهی احساس میکنم که اونجا حق زندگی و آشنایی و لیاقت دارم.
گاهی احساس میکنم از خیلی از آمریکایی ها آمریکایی ترم!
یک آمریکایی اصل.

البته از دید من بعید هم نیست که قبلا در همهء این مکانها زندگی کرده باشم. من به نظام زندگی های چندگانه اعتقاد دارم. بازگشت روح. مردن و زاده شدن های بسیار. تجربه هایی در زمانها و مکانهای مختلف. تلخ و شیرین. در مجموع همهء اینها باعث پیشرفت و تکامل انسان میشه.

از قطب و یخ و برف بگیر تا مرداب های تاریک و مرطوب. جنگلهای انبوه.
وای چقدر دوست دارم. هرکدام رو یک جوری دوست دارم.
ولی از بیابان و کشورهای درپیت خاورمیانه خوشم نمیاد.
از اروپا خوشم میاد. ولی بیشتر اون زمان قدیمش که جنگلهای انبوه و مرداب و اینا میشد رفت و زندگی کرد. زندگی های تنها و در آرامش رو دوست دارم. زندگی های کماندویی رو هم دوست دارم. مثلا از درخت بری بالا مثل گربه 😄
یک شب خواب میدیدم همراه قبیله ای زندگی میکردم. همونطوری از درخت و اینا میرفتم بالا. چابک و زرنگ بودم. بعد دشمن با یک لشکر انبوه در درهء ای در پایین چادر زده بودن و آتش روشن کرده بودن موقع شب که ما داشتیم از بالا نگاه میکردیم و کلی نقطهء نورانی میدیدیم و میدونستیم فردا به سمت ما حرکت میکنن و اگر فرار نکنیم هممون رو میکشن. شاید ما فقط در مسیر اونها بودیم. من میتونستم فرار کنم، یا حتی بالای درخت قایم بشم، اما یک دوست هم داشتم که همراهم بود و ضمنا نمیخواستم مردم قبیلمون رو تنها بذارم. زنهامون همشون شل و ول و گنده و وا رفته بودن و نمیتونستن با سرعت کافی فرار کنن. زمینگیر بودن و ما هم بخاطر اونا چاره ای نداشتیم. البته مردهای اینطوری هم داشتیم. بچه ها هم بودن. و پیرها احتمالا. واقعا نمیشد یک شبه همه رو جمع کرد و به موقع و با سرعت کافی فرار کرد. یعنی حتی اگر فرار میکردیم اونا در نهایت بهمون میرسیدن، یا بلایایی که کمتر نبود سرمون میامد. همش جنگل و راه سخت بود و خطرات و مکانهای دوردست ناآشنا بودن برامون.
نمیدونم آخرش چه بلایی سرمون اومد. خواب همونجا تموم شد. احتمالا تا عصر فرداش هممون کشته شدیم!

Ouroboros #۱۰۸
David Hume

دوستان داخل ایران که می‌‌خواهند برای تحصیل بیان اروپا ، کشوری مثل نروژ شهریه دانشگاه اصلا نداره ، اتریش هم فکر کنم همین باشه ، تحصیلات دانشگاهی مجانی‌ هست ، حتی برای کسانی‌ که با ویزای دانشجویی هستند ، این هم وبسایت خوبی‌ هست راجع به نروژ ، در ضمن کلی‌ از رشته‌ها هم به انگلیسی‌ در نروژ تدریس می‌شه که راحت تر هست.

در نروژ و فرانسه و دیگر کشورهایی که شهریه دانشگاه ندارند، اخذ فاند و بورس و دیگر کمک‌ هزینه‌ها جهت گذران ِ زندگی بسیار دشوار است و پیدا کردن کار بدون تسلط کامل به زبان محلی ناممکن.. این یعنی خود شخص باید هزینه‌ی زندگی را با این وضع ناگوار ِ ارز از طریق داشته‌های خود در ایران تقبل بکند که خُب برای خیلی‌ها(از جمله خود من)ممکن نیست. نظر من اینست که دوستان به تمام دانشگاه‌ها و موسسات تحقیقاتی و اساتیدی که می‌توانند ایمیل بزنند، و فقط در صورت گرفتن اسکالرشیپ یا پارتنرشیپ اقدام به مهاجرت تحصیلی بکنند، چراکه بجز آن با این شرایطی که هست به نظر ناممکن می‌آید..

Angela #۱۰۹

برای کار چطور؟
شرایطش چه جوریه توی کشورهایی که در موردشون اطلاع دارید؟

Theodor Herzl #۱۱۰
Ouroboros

در نروژ و فرانسه و دیگر کشورهایی که شهریه دانشگاه ندارند، اخذ فاند و بورس و دیگر کمک‌ هزینه‌ها جهت گذران ِ زندگی بسیار دشوار است و پیدا کردن کار بدون تسلط کامل به زبان محلی ناممکن.. این یعنی خود شخص باید هزینه‌ی زندگی را با این وضع ناگوار ِ ارز از طریق داشته‌های خود در ایران تقبل بکند که خُب برای خیلی‌ها(از جمله خود من)ممکن نیست. نظر من اینست که دوستان به تمام دانشگاه‌ها و موسسات تحقیقاتی و اساتیدی که می‌توانند ایمیل بزنند، و فقط در صورت گرفتن اسکالرشیپ یا پارتنرشیپ اقدام به مهاجرت تحصیلی بکنند، چراکه بجز آن با این شرایطی که هست به نظر ناممکن می‌آید..

البته هرچه که scholarship اینها که بگیرند خوبه ، ولی‌ مثلا جای بروند که ایرانی‌‌ها زیاد باشند ، کار می‌شه پیدا کرد که زبان محلی هم لازم نداره ، ولی‌ خوب نمی‌شه ریسک کرد ، اول واسه هرچی‌ bursery و scholarship هست اقدام کنید ، هرچی‌ پول بیشتر تو جیبتون باشه راحت تر درس میخونید.

Mehrbod #۱۱۱
Ouroboros

در نروژ و فرانسه و دیگر کشورهایی که شهریه دانشگاه ندارند، اخذ فاند و بورس و دیگر کمک‌ هزینه‌ها جهت گذران ِ زندگی بسیار دشوار است و پیدا کردن کار بدون تسلط کامل به زبان محلی ناممکن.. این یعنی خود شخص باید هزینه‌ی زندگی را با این وضع ناگوار ِ ارز از طریق داشته‌های خود در ایران تقبل بکند که خُب برای خیلی‌ها(از جمله خود من)ممکن نیست. نظر من اینست که دوستان به تمام دانشگاه‌ها و موسسات تحقیقاتی و اساتیدی که می‌توانند ایمیل بزنند، و فقط در صورت گرفتن اسکالرشیپ یا پارتنرشیپ اقدام به مهاجرت تحصیلی بکنند، چراکه بجز آن با این شرایطی که هست به نظر ناممکن می‌آید..

من کشورهای دیگر اروپایی که دانشگاه رایگان نیست ولی هزینه‌های زندگی پایین هستند را پیشنهاد میکنم.

دانشگاه‌های نروژ و .. سیستم کارشان همینه که با رایگاندن دانشگاه دانشجوها را به کشور میاورند ولی هزینه‌ی زندگی بجایش بسیار بالا است و از این راه جبران میشود.
کشورهای دیگر مانند دانمارک یا آلمان هزینه‌های زندگی پایینتر هستند و دانشگاه نیز هزینه‌ اندکی دارد که هر کس با داشتن یک کار کناری از پس پرداخت هر دو برمیاید.

Ouroboros #۱۱۲
Angela

برای کار چطور؟
شرایطش چه جوریه توی کشورهایی که در موردشون اطلاع دارید؟

در اروپا آنقدرها که در ایران گمان می‌کنند بد نیست، ولی بدبختی‌های زیادی دارد، اولا سابقه‌ی کار ما در ایران را حساب نمی‌کنند، ثانیا به راحتی از ایران ویزای کاری به کسی نمی‌دهند، یعنی حتی اگر شما کار هم پیدا بکنید، خیلی از کشورها حاضر نیستند بهتان ویزای کاری بدهند. ثالثا در برخی کشورها باید بتوانید اثبات بکنید شغلی که می‌خواهید بگیرید را یک بومی نمی‌تواند انجام بدهد، یعنی فوق تخصصی‌ست و فقط شما قادر به انجام آن هستید...

پس اگر تخصص جالبی دارید و به نحوی دیگر به اروپا رسیده‌اید برایتان کار خواهد بود(خصوصا اگر کمی توقع خود را پائین بیاورید)، اما اگر می‌خواهید از ایران اقدام بکنید بسیار دشوار خواهد بود. روال را بگذارید روی یک مرحله پائین‌تر، یعنی اگر لیسانسه هستید، مشاغل معمولی به پائین ِ آدمهای دیپلمه‌ی بومی را خواهید یافت، اگر فوق لیسانس دارید، شغل و حقوق اشخاص لیسانسه بومی را پیدا می‌کنید و اگر دکتری دارید کارتان از همه سخت‌تر است، و احتمال پیدا کردن شغل تخصصی برایتان بسیار پائین. پس از فوق جلوتر نروید و از لیسانس کمتر نیایید... گذشته از اینها، به گمانم کشورهای مهاجرپذیر(استرالیا، کانادا، آمریکا و ...)برای مهاجرت کاری خیلی بهتر باشد.

Ouroboros #۱۱۳

مهربد جان یورو به دانه‌ای شش هزار تومان نزدیک می‌شود و دانمارک و آلمان هم الان برای 90% جامعه‌ی جوان ایرانی دست نیافتنی‌ هستند، و بی‌کار به آنجاها رفتن ریسک بزرگی‌ست 😚
بهتر اینست که دوستان یا با فاند کامل بیایند، یا از کشورهای ضعیف و ارزان شروع بکنند و از آنها به عنوان سکوی پرتاب بهره ببرند.

folaani #۱۱۴

ما را گاهید این اسلام حضرات!
ببین چطور ما را در دنیا منزوی و زمینگیر و آسیب پذیر کرده اند.

Waffen #۱۱۵

عجیب هست... دوستان قبولی در دانشگاه های آمریکا رو خیلی سخت میدونند ولی تعداد قبول شدگان دانشگاه های این کشور در چند سال اخیر بالاتر هم رفته...
بنده افرادی رو میشناسم که با مدرک لیسانس دانشگاه آزاد و با معدل خیلی متوسط ولی با رتبه ی تافل و GRE بالا تونستند partial found هم بگیرند... البته تعداد این افراد زیاد نبوده ولی به هر حال مسئله ی قابل توجهی است...
نظر دوستان چی هست؟

در ضمن داشتن خانواده ی درجه یک (برادر-خواهر-مادر و پدر) با توجه به اینکه توانایی مالی بالا داشته باشند آیا در قبولی تاثیری داره یا خیر؟

به شخصه فکر میکنم تحصیل در آمریکا از کشور های اروپایی ساده تر باشه...

Mehrbod #۱۱۶
Ouroboros

مهربد جان یورو به دانه‌ای شش هزار تومان نزدیک می‌شود و دانمارک و آلمان هم الان برای 90% جامعه‌ی جوان ایرانی دست نیافتنی‌ هستند، و بی‌کار به آنجاها رفتن ریسک بزرگی‌ست 😚
بهتر اینست که دوستان یا با فاند کامل بیایند، یا از کشورهای ضعیف و ارزان شروع بکنند و از آنها به عنوان سکوی پرتاب بهره ببرند.

ولی با داشتن پروانه‌یِ کار که مرزمند (محدود) میدهند, هرکس میتواند یک کارِ کناریِ کوڃک برای هزینه‌هایش بیابد امیرجان.

sonixax #۱۱۷
shilla

جمهوری فدرال المان از نظر تئوری کاملا قوانین جهانی را اجرا میکند مخصوصا از موقعه روی کار امدن مرکل
و المان به عنوان سومین اقتصاد دنیا و اولین در اروپا تمام سعی خود را برای حل مسلمات امیز مسایل دنیا انجام میدهد

آلمان نه تنها به حقوق بشر توجهی ندارد (البته در قیاس با آمریکا ، سوئیس و سایر کشورهای آزاد) بلکه بدترین وضعیت را نیز برای غیر فراهم آورده . انواع و اقسام محدودیت ها و مشکلات .

برای نمونه در تک تک بندهای منشور حقوق بشر شما میخوانید : تمام افراد فارق از رنگ پوست و نژاد و ملیت و... فلان حقوق را دارند .

و در آلمان اگر شخصی اجازه اقامت دریافت نکرده باشد جزو تمام افراد محسوب نمیشود ، لذا اجازه تحصیل (اگر بالای 18 سال سن داشته باشد) ، انتخاب مکان زندگی و حتا مسافرت به سایر شهرهای آلمان ، اجازه کار ، اجازه دریافت گواهینامه رانندگی ، اجازه گشودن حساب بانکی (که اتفاقن بسیاری از کارهای همانها باید با حساب بانکی انجام شود از جمله خرید بلیط وسایل نقلیه عمومی !!!!) و بسیاری موارد دیگر را ندارد .

این شرایط و زندگی در این سگدونی ها:

PDF۲.۰ مگابایت


مادامی که شخص اجازه اقامت دریافت کند پابرجاست !!! و پس از دریافت اجازه اقامت هم شخصی که تا کنون اجازه هیچ کاری نداشت به یکباره تحت فشار حکومت به جای تحصیل و یا آماده شدن برای ورود به جامعه مجبور میشود بر سر بدترین شغلهای موجود برود و اگر اعتراضی بکند از طرف همانهایی که پیشتر آن همه محدودیت برایش ایجاد کرده بودند پاسخهایی مانند :

این همه سال پس چه کار میکردی !!!!!!!
مردم آلمان وظیفه ندارند مالیات بدهند که تو درس بخوانی !!!!

میشنود .

Fox #۱۱۸

بزرگواران، برای کسی که در رشته‌های رایانه تخصص دارد و از یکی از دانشگاه‌های نسبتا معتبرِ ایران هم فارغ‌التحصیل شده است ، چه جاهایی برای گرفتنِ ویزای کار ساده‌تر است؟ امیدی به رهایی از این باتلاق هست آیا؟
چقدر هزینه و وقت میخواهد ؟ یعنی چند میلیون تومان هزینه باید بکنم تا بتوانم اقامتِ کارِ یکی از کشورهای اروپایی را بگیرم؟
این صفحه را ببینید.نظرتان چیست؟ کشورهایی چون بلژیک چطورند؟ گویا ورودیِ خوبی دارد در این زمینه .
در کل خیلی سپاسگذار میشوم اگر بتوانید قدری مرا راهنمایی کنید.( فعلا روی کار بیشتر تمرکز دارم تا تحصیل).

Mehrbod #۱۱۹
Fox

بزرگواران، برای کسی که در رشته‌های رایانه تخصص دارد و از یکی از دانشگاه‌های نسبتا معتبرِ ایران هم فارغ‌التحصیل شده است ، چه جاهایی برای گرفتنِ ویزای کار ساده‌تر است؟ امیدی به رهایی از این باتلاق هست آیا؟
چقدر هزینه و وقت میخواهد ؟ یعنی چند میلیون تومان هزینه باید بکنم تا بتوانم اقامتِ کارِ یکی از کشورهای اروپایی را بگیرم؟
این صفحه را ببینید.نظرتان چیست؟ کشورهایی چون بلژیک چطورند؟ گویا ورودیِ خوبی دارد در این زمینه .
در کل خیلی سپاسگذار میشوم اگر بتوانید قدری مرا راهنمایی کنید.( فعلا روی کار بیشتر تمرکز دارم تا تحصیل).

به نگر من به هر راهی که میتوانید خودتان را به یکی از کشورهای اروپایی برسانید, آنجا هم یک ازدواجی چیزی بکنید و بیخود راه‌های سخت نروید.

رایانه هم کاری است که میتوان بآسانی آنرا outsource نمود و برادران همکار از هند هماکنون بازار اش را در دست دارند و کسی به این سادگی‌ها دست به استخدام نمیزند!

Fox #۱۲۰
Nâxodâ

به نگر من به هر راهی که میتوانید خودتان را به یکی از کشورهای اروپایی برسانید, آنجا هم یک ازدواجی چیزی بکنید و بیخود راه‌های سخت نروید.

به نظر نمیرسد به همین سادگی‌ها باشد! حالا اینکه چطور خود را به آنجا برسانیم یک طرف ، چگونه کسی را بیابیم که حاضر باشد با ما برای این کار ازدواج کند؟ (شنیده‌ام زنان و مردانی که از این ازدواج‌های سوری میکنند پولِ زیادی بابت‌تش طلب میکنند) . از سویی دولت هم گویا روشهای بسیار هوشمندانه‌ای بکار میگیرد تا دریابد که آیا این ازدواج صرفا صوری است یا حقیقی

.

Mehrbod

رایانه هم کاری است که میتوان بآسانی آنرا outsource نمود و برادران همکار از هند هماکنون بازار اش را در دست دارند و کسی به این سادگی‌ها دست به استخدام نمیزند!

خب در آن صفحه ای که آدرس‌اش را دادم نشان میدهد که برنامه‌نویسان و مهندسین کامپیوتر از بازار کارِ خوبی برخوردار هستند . یعنی شانسی نیست؟ این بنگاه‌ها یا مشاورانی که در ازای دریافت مبلغی برای آدم کار پیدا میکنند چگونه‌اند؟

Mehrbod #۱۲۱
Fox

به نظر نمیرسد به همین سادگی‌ها باشد! حالا اینکه چطور خود را به آنجا برسانیم یک طرف ، چگونه کسی را بیابیم که حاضر باشد با ما برای این کار ازدواج کند؟ (شنیده‌ام زنان و مردانی که از این ازدواج‌های سوری میکنند پولِ زیادی بابت‌تش طلب میکنند) . از سویی دولت هم گویا روشهای بسیار هوشمندانه‌ای بکار میگیرد تا دریابد که آیا این ازدواج صرفا صوری است یا حقیقی .

رساندن آنچنان سخت نیست, بویژه برای درس میتوان باسانی پذیرش از دانشگاه گرفت (بسیاری از دوستان من هماکنون کرده‌اند).

ازدواج هم باز آن اندازه سخت نیست, دولت آن اندازه هوشمند نیست و فردید من هم همان سوری
بود که یک پولی بدهید کار انجام شود و اینجوری هم گذرنامه میگیرد هم پس از چندسال تابعیت.

به نگر من اگر اندکی خوش برخورد باشید و یک داستان خوب هم جور کنید میتوانید آسانتر از این سخنان یکی را بیابید که رایگان و برای شما تن به
ازدواج بدهد, اگرنه پول هم خوبه ولی باید اندکی هوشمندانه پول را هزینه کنید (بویژه یادتان باشد دخترها moody هستند و معامله با ایشان خطرناک).

Fox

خب در آن صفحه ای که آدرس‌اش را دادم نشان میدهد که برنامه‌نویسان و مهندسین کامپیوتر از بازار کارِ خوبی برخوردار هستند . یعنی شانسی نیست؟ این بنگاه‌ها یا مشاورانی که در ازای دریافت مبلغی برای آدم کار پیدا میکنند چگونه‌اند؟

این بخش را شوربختانه نمیدانم.

دلسرد نشوید و با چشمان باز پیوسته گزینه‌هایِ پیش روی اتان را دنبال کنید همیشه یک
راهی باز میشود و همیشه هم یک راه آسانتر و یک راه باز بسیار آسانتر و کم هزینه‌تر آنجا هست.

Fox #۱۲۲
Nâxodâ

رساندن آنچنان سخت نیست, بویژه برای درس میتوان باسانی پذیرش از دانشگاه گرفت (بسیاری از دوستان من هماکنون کرده‌اند).

ازدواج هم باز آن اندازه سخت نیست, دولت آن اندازه هوشمند نیست و فردید من هم همان سوری
بود که یک پولی بدهید کار انجام شود و اینجوری هم گذرنامه میگیرد هم پس از چندسال تابعیت.

به نگر من اگر اندکی خوش برخورد باشید و یک داستان خوب هم جور کنید میتوانید آسانتر از این سخنان یکی را بیابید که رایگان و برای شما تن به
ازدواج بدهد, اگرنه پول هم خوبه ولی باید اندکی هوشمندانه پول را هزینه کنید (بویژه یادتان باشد دخترها moody هستند و معامله با ایشان خطرناک).

سپاس از توضیحا‌تتان. در تکاپویی شگرف برای گریز از این سرزمین نفرین شده هستم :-{ .
یک پرسش جانبی : یکی از دوستان پیش از سربازی توانسته ویزای تحصیل دریافت کند . حال اگر برود آنجا و ازدواج کند، آیا بازهم میتواند اقامت بگیرد و همانجا ماندگار شود؟ خودش میگوید میشود و تعدادی از نزدیکانش چنین کرده‌اند گویا . اما به نظر خیلی غیرمنطقی می‌آید . مخصوصا که گویا باید وسیقه‌ای چیزی بگذارید برای خروج از کشور!

Mehrbod #۱۲۳
Fox

سپاس از توضیحا‌تتان. در تکاپویی شگرف برای گریز از این سرزمین نفرین شده هستم :-{ .
یک پرسش جانبی : یکی از دوستان پیش از سربازی توانسته ویزای تحصیل دریافت کند . حال اگر برود آنجا و ازدواج کند، آیا بازهم میتواند اقامت بگیرد و همانجا ماندگار شود؟ خودش میگوید میشود و تعدادی از نزدیکانش چنین کرده‌اند گویا . اما به نظر خیلی غیرمنطقی می‌آید . مخصوصا که گویا باید وسیقه‌ای چیزی بگذارید برای خروج از کشور!

اگر مرد باشید, یکی از امتیاز‌هایِ ویژه‌یِ همبود[1] مردسالار به شما اینه که نمیتوانید به این آسانی‌ها از کشور بیرون بروید, "امیتاز" ویژه‌ای است که دولتها تنها به ما مردان میدهند (:

برای برونرفت از کشور اگر از شما وثیقه خواستند که خوب باید بگذارید و بروید و راه دیگری نیست و باید کلاهتان را هم بالا اندازید که به شما "طرح" نخورده
اگر دانشجوی پزشکی‌ای چیزی بودید.

پس از رفتن از کشور میتوانید سربازی‌اتان را بخرید (من خریده‌ام) و دیرتر برگردید: اینهم بامزه است که در درون کشور به شما سربازی را نمیفروشند, ولی همینکه
از دستشان در رفتید ناگهان "اهل معامله" میشوند.

رویهمرفته با پولی که بیرون از ایران میتوانید دربیاورید ٢٠ میلیون وثیقه چیزی نیست و هتا با گارسونی هم میتوانید در چند ماه همه اش را درآورده و بیخیال وثیقه اتان بشوید.

به هر روی, سربازی یک دشواری ویژه‌ای است که گریبانگیر ما پسران است - همبود مردسالار (; - و راهکارهای خود اش را دارد.

----
1. ^ Hambud || همبود: اجتماع Ϣiki-En society

sonixax #۱۲۴
Fox

خب در آن صفحه ای که آدرس‌اش را دادم نشان میدهد که برنامه‌نویسان و مهندسین کامپیوتر از بازار کارِ خوبی برخوردار هستند . یعنی شانسی نیست؟ این بنگاه‌ها یا مشاورانی که در ازای دریافت مبلغی برای آدم کار پیدا میکنند چگونه‌اند؟

این حرفه ! در عمل خیلی هم بازارش خوب نیست !

برای مثال آلمان یکی از کشورهایی هستش که به شدت متخصص در این زمینه کم داره و داره التماس میکنه که بیاند ولی وقتی که نیروی متخصص میاد کلی مانع سر راهش میتراشند از جمله اینکه زبان آلمانی بلد نیستی ! (در برنامه نویسی یک کلمه آلمانی هم به کار نمی آید) ، مدرکت مورد قبول نیست !!! (بنده تحصیل کرده انگلیس هستم و در آلمان مدرکم مورد قبول نیست {نبود} !!!!) البته این بحث مدرک گویا برای کار اخیرن منتفی شده ولی برای ادامه تحصیل کماکان سخت میگیرند و مشکلات دیگر !

به نظر من بهترین راه این است که ابتدا خودتان را برسانید به هر ترتیبی که شده حتا درخواست پناهندگی خودتان را آویزان اینجا بکنید . سپس برای گرفتن اقامت اندازه موهای سرتان راه هست ، بوده و خواهد بود چون اینها مهاجر لازم دارند 👍 چه متخصص چه هیچ کاره ی مفت خور

!

Fox #۱۲۵
Nâxodâ

اگر مرد باشید, یکی از امتیاز‌هایِ ویژه‌یِ همبود[1] مردسالار به شما اینه که نمیتوانید به این آسانی‌ها از کشور بیرون بروید, "امیتاز" ویژه‌ای است که دولتها تنها به ما مردان میدهند (:

برای برونرفت از کشور اگر از شما وثیقه خواستند که خوب باید بگذارید و بروید و راه دیگری نیست و باید کلاهتان را هم بالا اندازید که به شما "طرح" نخورده
اگر دانشجوی پزشکی‌ای چیزی بودید.

پس از رفتن از کشور میتوانید سربازی‌اتان را بخرید (من خریده‌ام) و دیرتر برگردید: اینهم بامزه است که در درون کشور به شما سربازی را نمیفروشند, ولی همینکه
از دستشان در رفتید ناگهان "اهل معامله" میشوند.

رویهمرفته با پولی که بیرون از ایران میتوانید دربیاورید ٢٠ میلیون وثیقه چیزی نیست و هتا با گارسونی هم میتوانید در چند ماه همه اش را درآورده و بیخیال وثیقه اتان بشوید.

به هر روی, سربازی یک دشواری ویژه‌ای است که گریبانگیر ما پسران است - همبود مردسالار (; - و راهکارهای خود اش را دارد.

----
1. ^ Hambud || همبود: اجتماع Ϣiki-En society

سیستم مردسالارانه‌ای که مردان اولین و بیشترین قربانیانِ همه‌ی فجایع و بدبختی‌ها و نکبت‌ها هستند به راستی از بزرگترین متناقض‌نماهایی‌ست که من سراغ دارم ! شنیده‌ام اینجا آکادمی مردسالاری هم دارید ! پذیرش دارد ما هم وارد شویم؟

به نگرتان میشود سر و ته قضیه را با 40 50 میلیون تومان جور آورد ؟(آن وثیقه را فاکتور بگیرید) . ویزای تحصیلی فکر کنم راحت باشد به نسبت . اما هزینه‌های جاری زندگی قدری فشار می‌آورد به آدم!
پ.ن : الان برای خروج، آن وثیقه 20 میلیون تومان است؟

Fox #۱۲۶
sonixax

این حرفه ! در عمل خیلی هم بازارش خوب نیست !

برای مثال آلمان یکی از کشورهایی هستش که به شدت متخصص در این زمینه کم داره و داره التماس میکنه که بیاند ولی وقتی که نیروی متخصص میاد کلی مانع سر راهش میتراشند از جمله اینکه زبان آلمانی بلد نیستی ! (در برنامه نویسی یک کلمه آلمانی هم به کار نمی آید) ، مدرکت مورد قبول نیست !!! (بنده تحصیل کرده انگلیس هستم و در آلمان مدرکم مورد قبول نیست {نبود} !!!!) البته این بحث مدرک گویا برای کار اخیرن منتفی شده ولی برای ادامه تحصیل کماکان سخت میگیرند و مشکلات دیگر !

به نظر من بهترین راه این است که ابتدا خودتان را برسانید به هر ترتیبی که شده حتا درخواست پناهندگی خودتان را آویزان اینجا بکنید . سپس برای گرفتن اقامت اندازه موهای سرتان راه هست ، بوده و خواهد بود چون اینها مهاجر لازم دارند 👍 چه متخصص چه هیچ کاره ی مفت خور !

سپاس از توضیحاتِ شما.

من آلمانی هم اگر شده برای خروج از اینجا خواهم آموخت! هرکاری لازم باشد میکنم . راستش، حدود 50 میلیون بودجه دارم و به نظرتان با این بودجه آیا میشود به اروپا رسید برای هرچیز از جمله پناهندگی و پس از آن به دیگرِ کارهای اقامتی رسید؟

Anarchy #۱۲۷
Fox

سپاس از توضیحا‌تتان. در تکاپویی شگرف برای گریز از این سرزمین نفرین شده هستم :-{ .
یک پرسش جانبی : یکی از دوستان پیش از سربازی توانسته ویزای تحصیل دریافت کند . حال اگر برود آنجا و ازدواج کند، آیا بازهم میتواند اقامت بگیرد و همانجا ماندگار شود؟ خودش میگوید میشود و تعدادی از نزدیکانش چنین کرده‌اند گویا . اما به نظر خیلی غیرمنطقی می‌آید . مخصوصا که گویا باید وسیقه‌ای چیزی بگذارید برای خروج از کشور!

کشور مقصد اصولا کاری به قوانین کشور مبدا و خدمت زیر پرچم نداره !! همین که شما با یک عدد پاسپورت از کشور مبدا خارج شید کفایت میکنه...حتی در حین تحصیل هم فکر کنم سالی 3 ماه میتونید بدون گذروندن سربازی بیاید ایران و برای بعدش هم میتونید سربازی رو بخرید...

Nâxodâ

اگر مرد باشید, یکی از امتیاز‌هایِ ویژه‌یِ همبود[1] مردسالار به شما اینه که نمیتوانید به این آسانی‌ها از کشور بیرون بروید, "امیتاز" ویژه‌ای است که دولتها تنها به ما مردان میدهند (:

برای برونرفت از کشور اگر از شما وثیقه خواستند که خوب باید بگذارید و بروید و راه دیگری نیست و باید کلاهتان را هم بالا اندازید که به شما "طرح" نخورده
اگر دانشجوی پزشکی‌ای چیزی بودید.

پس از رفتن از کشور میتوانید سربازی‌اتان را بخرید (من خریده‌ام) و دیرتر برگردید: اینهم بامزه است که در درون کشور به شما سربازی را نمیفروشند, ولی همینکه
از دستشان در رفتید ناگهان "اهل معامله" میشوند.

رویهمرفته با پولی که بیرون از ایران میتوانید دربیاورید ٢٠ میلیون وثیقه چیزی نیست و هتا با گارسونی هم میتوانید در چند ماه همه اش را درآورده و بیخیال وثیقه اتان بشوید.

به هر روی, سربازی یک دشواری ویژه‌ای است که گریبانگیر ما پسران است - همبود مردسالار (; - و راهکارهای خود اش را دارد.

----
1. ^ Hambud || همبود: اجتماع Ϣiki-En society

گفتی سربازی و کردی کبابم...

بدترین دوران زندگی من تو همین سربازی بود ، به معنای واقعی هر روزش برام مثل جهنم بود !! وسط یه مشت آدم بودم که هر چی فکر میکردم من چرا باید اینجا باشم نمیفهمیدم...

بدترین از اون تظاهری بود که باید میکردم و چه نماز ها که نخوندم !! البته نمازها کاملا ابداعی خودم بود، مثلا نماز یک رکعتی یا نماز بدون رکوع و ارکان نماز😜 ، خلاصه داستانی داشتیم !!! بیچاره الله میگفت این بنده ما چرا این مدلی در حال اتصال با ما هست، مدام قطع و وصل میشد و آنتن نمیداد😉

sonixax #۱۲۸
Fox

من آلمانی هم اگر شده برای خروج از اینجا خواهم آموخت! هرکاری لازم باشد میکنم . راستش، حدود 50 میلیون بودجه دارم و به نظرتان با این بودجه آیا میشود به اروپا رسید برای هرچیز از جمله پناهندگی و پس از آن به دیگرِ کارهای اقامتی رسید؟

یعنی 10 هزار یورو ! فکر کنم زیادی هم بودجه دارید

!

Fox #۱۲۹
sonixax

یعنی 10 هزار یورو ! فکر کنم زیادی هم بودجه دارید !

یعنی بروم قبر بخرم؟ کدام راهها را پیشنهاد میکنید ؟ آمپولِ هوا ، برق ، قطع رگ، طنابِ دار و ....

در کل چقدر بودجه میخواهد به نظرتان اگر بخواهم کلا از اینجا بروم و به اروپا برسم و اقامت بگیرم؟

sonixax #۱۳۰
Fox

یعنی بروم قبر بخرم؟ کدام راهها را پیشنهاد میکنید ؟ آمپولِ هوا ، برق ، قطع رگ، طنابِ دار و ....

در کل چقدر بودجه میخواهد به نظرتان اگر بخواهم کلا از اینجا بروم و به اروپا برسم و اقامت بگیرم؟

من گفتم فکر میکنم زیاد هم دارید !
یعنی گمان میکنم با ده هزار یورو یا شاید هم بیشتر میتوانید به اینجا برسید یک چیزی هم دستتان بماند

!

Fox #۱۳۱
sonixax

من گفتم فکر میکنم زیاد هم دارید !
یعنی گمان میکنم با ده هزار یورو یا شاید هم بیشتر میتوانید به اینجا برسید یک چیزی هم دستتان بماند !

به اشتباه فکر کردم کنایه بود .
البته با قدری تقلا و قرض و این چیزها میتوانم یک 20 میلیون دیگر هم جور کنم و رویش بگذارم!
با این تفاسیر و اینکه مشکلِ سربازی همچنان سرِ جایش است(البته فعلا دارم از معافیتِ تحصیل بهره برداری میکنم)، من برای خارج شدن از اینجا، بهتر است برای تحصیل سرمایه گذاری کنم؟ (دوره‌ی ارشد) . شنیده‌ام فنلاند هزینه تحصیل و زندگی پائینی دارد. با 50 تا 70 تومان میتوان آنجا دوره‌ی ارشد را گذراند و سپس برای کار و اقامت هم اقدام کرد ؟
پناهندگی را فکر کنم باید بی‌خیال شوم، چرا که میگویند باید وضعیتِ بس ناجوری را گذراند که در نهایت هم به احتمال زیاد بازگشت میخورید!
پ.ن:پوزش مرا بپذرید برای سوال‌های فراوان. شرایطِ زندگی در ایران باید برایتان آنقدر آشنا باشد که وضعیتِ شخصی چون مرا درک کنید.

sonixax #۱۳۲
Fox

به اشتباه فکر کردم کنایه بود .
البته با قدری تقلا و قرض و این چیزها میتوانم یک 20 میلیون دیگر هم جور کنم و رویش بگذارم!
با این تفاسیر و اینکه مشکلِ سربازی همچنان سرِ جایش است(البته فعلا دارم از معافیتِ تحصیل بهره برداری میکنم)، من برای خارج شدن از اینجا، بهتر است برای تحصیل سرمایه گذاری کنم؟ (دوره‌ی ارشد) . شنیده‌ام فنلاند هزینه تحصیل و زندگی پائینی دارد. با 50 تا 70 تومان میتوان آنجا دوره‌ی ارشد را گذراند و سپس برای کار و اقامت هم اقدام کرد ؟
پناهندگی را فکر کنم باید بی‌خیال شوم، چرا که میگویند باید وضعیتِ بس ناجوری را گذراند که در نهایت هم به احتمال زیاد بازگشت میخورید!
پ.ن:پوزش مرا بپذرید برای سوال‌های فراوان. شرایطِ زندگی در ایران باید برایتان آنقدر آشنا باشد که وضعیتِ شخصی چون مرا درک کنید.

فرانسه هم گزینه خوبیست ! تحصیل در آنجا برای همه رایگان است و دانشجو هنگام تحصیل اجازه کار هم دارد ، پس از تمام شدن تحصیل هم در صورت پیدا کردن کار میتوانید همانجا بمانید و اقامت دایم بگیرید و باقی ماجرا . یادگیری زبانش هم به نسبت از آلمانی و سیار زبانهای مشابه راحت تر است ! کاربردی تر هم هست .

پ.ن : خواهش میکنم

🌹

Fox #۱۳۳
sonixax

فرانسه هم گزینه خوبیست ! تحصیل در آنجا برای همه رایگان است و دانشجو هنگام تحصیل اجازه کار هم دارد ، پس از تمام شدن تحصیل هم در صورت پیدا کردن کار میتوانید همانجا بمانید و اقامت دایم بگیرید و باقی ماجرا . یادگیری زبانش هم به نسبت از آلمانی و سیار زبانهای مشابه راحت تر است ! کاربردی تر هم هست .

پ.ن : خواهش میکنم

سپاس از شما بزرگوار .
من فکر میکنم باید برای چند دانشگاه به طور همزمان تقاضا بفرستم و اگر جایی مرا پذیرفتند بروم (البته آنجاهایی که هزینه زندگی و تحصیل چندان زیاد نباشد ) . اکنون صرفا از دو منظر نگران هستم، یکی اینکه پولم نرسد برای رفتن و گذراندنِ دوره‌ی ارشد و دیگر اینکه جایی نتوانم پذیرش بگیرم . به هر روی به طور دائم در حال تحقیق و کاوش هستم تا راهی بیابم . سعی میکنم نتایج تحقیقاتم را همین جا بیاورم . یک موردی که هم‌اکنون دانسته‌ام به راستی خنده‌دار است ، این است که شما اگر برای دوره‌ی ارشد بخواهید از کشور خارج شوید و سرباز هم باشید باید حدود 15 میلیون وثیقه بگذارید . حال اگر رفتید و بازنگشتید، همان پانزده میلیون را بر میدارند و تمام . واقعا خنده‌دارتر از این نمیشود! خب چرا همین را برای عمومِ مردم نمگذارند که هرکس خواست 15 میلیون بدهد و سربازی نرود دیگر!
به هر حال سپاس از شما و دیگر دوستانی که مرا راهنمایی کرده (و احتمالا میکنند ).

sonixax #۱۳۴
Fox

پناهندگی را فکر کنم باید بی‌خیال شوم، چرا که میگویند باید وضعیتِ بس ناجوری را گذراند که در نهایت هم به احتمال زیاد بازگشت میخورید!

آری ، در ابتدا باید شرایط سختی را سپری کنید ! پیشتر عکسهایش را هم گذاشته ام !
ولی مزایایی دارد که انواع دیگر مهاجرت ندارد !

مثلن :

  • با پاسپورت ایرانی هیچ بانکی برای شما حساب باز نمیکند اگر هم باز کند همین طوری بیدلیل حساب را میبندند ! و بدون حساب اینجا یعنی کشک !
  • با پاسپورت ایرانی امکان سفرتان محدود است (نهایتن کشورهای شنگن) ولی با پاسپورت آبی به راحتی میتوانید ویزای هر جایی را بگیرید !
  • پاسپورت آبی خود به خود پس از 3 سال تبدیل به اقامت دایم میشود (در آلمان) و پس از گذشت 8 سال در مجموع (مدتی هم که به انتظار دریافت اقامت نشسته بودید محاسبه میشود) میتوانید درخواست شهروندی بدهید (اگر مجرد باشید - اگر نباشید 6 سال) .
  • با پاسپورت آبی به نوعی شما شهروند (تنها حق رای و به استخدام پلیس درآمدن ندارید) محسوب میشوید و نه میهمان ! که همانها هم پس از دریافت شهروندی (سیتیزن شیپ) برای شما میسر میشود .
  • و ...

منتها این راه اندکی شکیبایی و بردباری میخواهد . اگر در یکی از شهرهای بزرگ مثل برلین ، فرانکفورت ، هامبورگ ، کلن ، هانوفر و ... بیوفتید این مدت برای شما بسیار راحت سپری میشود ولی امان از زمانی که در ده کوره ها بیوفتید :دی

Fox #۱۳۵
sonixax

آری ، در ابتدا باید شرایط سختی را سپری کنید ! پیشتر عکسهایش را هم گذاشته ام !
ولی مزایایی دارد که انواع دیگر مهاجرت ندارد !

مثلن :

  • با پاسپورت ایرانی هیچ بانکی برای شما حساب باز نمیکند اگر هم باز کند همین طوری بیدلیل حساب را میبندند ! و بدون حساب اینجا یعنی کشک !
  • با پاسپورت ایرانی امکان سفرتان محدود است (نهایتن کشورهای شنگن) ولی با پاسپورت آبی به راحتی میتوانید ویزای هر جایی را بگیرید !
  • پاسپورت آبی خود به خود پس از 3 سال تبدیل به اقامت دایم میشود (در آلمان) و پس از گذشت 8 سال در مجموع (مدتی هم که به انتظار دریافت اقامت نشسته بودید محاسبه میشود) میتوانید درخواست شهروندی بدهید (اگر مجرد باشید - اگر نباشید 6 سال) .
  • با پاسپورت آبی به نوعی شما شهروند (تنها حق رای و به استخدام پلیس درآمدن ندارید) محسوب میشوید و نه میهمان ! که همانها هم پس از دریافت شهروندی (سیتیزن شیپ) برای شما میسر میشود .
  • و ...

منتها این راه اندکی شکیبایی و بردباری میخواهد . اگر در یکی از شهرهای بزرگ مثل برلین ، فرانکفورت ، هامبورگ ، کلن ، هانوفر و ... بیوفتید این مدت برای شما بسیار راحت سپری میشود ولی امان از زمانی که در ده کوره ها بیوفتید :دی

حقیقت‌اش، من توانِ تحمل زندگی سخت (البته نه فاجعه‌بار ) را برای دو سه سال دارم . اما برای پناهندگی فکر کنم افرادی هستند که خیلی بیشتر از من به آن نیاز دارند. یعنی وضعیتِ من از لحاظِ امنیتی آنجنان وخیم نیست که برای پناهندگی اقدام کنم و همیشه به کسانی همین‌طور الکی میروند تقاضای پناهندگی میدهند در حالی که بسیاری از افرادی که واقعا جانشان در خطر است دیپورت میشوند، حس بدی داشته‌ام . حال اگر همه‌ی راهها را رفتم و نشد ناچارم بروم دنبالِ پناهندگی.
حالا آن مزایایی که فرمودید اگر بخواهیم با ویزای تحصیلی برویم و بعد اقامتِ دایم بگیریم وجود ندارد؟
مگر میشود بودن حسابِ بانکی زندگی کرد؟ گاهی این اروپایی‌ها از پاسدارانِ سپاه هم تهوع‌آورتر میشوند.

sonixax #۱۳۶
Fox

حقیقت‌اش، من توانِ تحمل زندگی سخت (البته نه فاجعه‌بار ) را برای دو سه سال دارم . اما برای پناهندگی فکر کنم افرادی هستند که خیلی بیشتر از من به آن نیاز دارند. یعنی وضعیتِ من از لحاظِ امنیتی آنجنان وخیم نیست که برای پناهندگی اقدام کنم و همیشه به کسانی همین‌طور الکی میروند تقاضای پناهندگی میدهند در حالی که بسیاری از افرادی که واقعا جانشان در خطر است دیپورت میشوند، حس بدی داشته‌ام . حال اگر همه‌ی راهها را رفتم و نشد ناچارم بروم دنبالِ پناهندگی.
حالا آن مزایایی که فرمودید اگر بخواهیم با ویزای تحصیلی برویم و بعد اقامتِ دایم بگیریم وجود ندارد؟
مگر میشود بودن حسابِ بانکی زندگی کرد؟ گاهی این اروپایی‌ها از پاسدارانِ سپاه هم تهوع‌آورتر میشوند.

با ویزای تحصیلی پس از اتمام تحصیل شما 18 ماه فرصت دارید (در آلمان و سایر کشورهای شنگن تحت قانون کارت آبی) تا یک کار ثابت با یک حداقل دستمزد در رابطه با رشته ای که درش تحصیل کرده اید پیدا کنید ، که البته این روزها به خاطر مسایل تحریم برای ایرانیان اگر نه غیر ممکن بسیار سخت شده است . پس از دریافت اقامت دایم شما کماکان پاسپورت ایرانی دارید ! و به خاطر وجود آن پاسپورت منحوص دریافت پاس آلمانی برای شما سخت تر میشود . ولی نهایتن شما باید 8 سال در اینجا زندگی کنید و در صورت داشتن اقامت دایم و پرداخت دست کم 12 دوره مالیات تمام وقت (روزی 8 ساعت) و نداشتن کوچکترین خلاف (حتا تخلفات کوچک رانندگی) و یک بک گراند خوب میتوانید شهروندی اینجا را دریافت کنید . تمام این مراحل با داشتن پاسپورت آبی بسیار راحت تر میشود ، چون دست کم ، دیگر ادارات مرتبط دنبال رابطه احتمالی شما با جمهوری اسلامی و کمک برای دور زدن تحریمها و وابستگی به گروههای تروریستی و ... نمیروند و فقط کافیست یک سری حداقلهایی را دارا باشید .

همچنین من بر این باورم پناهندگی حق تک تک ایرانیان مخالف جمهوری اسلامیست چه در خطر باشند چه نباشند !

در مورد حساب بانکی هم بله میشود ! چون شما پاسپورت ایرانی دارید و ممکن است با جمهوری اسلامی رابطه داشته باشید بانکهای اینجا ریسک نمیکنند و یا برایتان حساب باز نمیکنند و یا اگر باز کنند بی دلیل آن را میبندند برای اینکه در روابطشان با بانکهای آمریکایی مشکلی پیش نیاید !

حساب بانکی ایرانی‌ها در آلمان در تیررس تحریم‌ها | پرونده‌ی هسته‌ای ایران | DW.DE | 13.02.2013
بسته شدن حساب برخی از ایرانیان در بانک‌های آلمان

Fox #۱۳۷

در تمامِ کشورهای اروپایی همین وضعیت‌هایی که گقتید برقرار هستند یعنی؟ مثلا در سوئد یا فرانسه هم پیدا کردنِ کار پس از تحصیل اینقدر سخت است ؟ یا 8 سال شهروندِ درجه‌ی دوم یا سوم حساب میشویم؟ این که خیلی فجیع میشود ! اینها هم فهمیده‌اند وضعیتِ ما در ایران چگونه است دارند نمک می‌پاشند .
ازدواج چطور؟ خیلی سخت است که زنی را بیابیم که با او ازدواج سوری کنم (حالا یا با پول یا با زبان !)؟ میشود دولت را گول زد بعد ؟ و پس از این آیا بازهم شهروندِ درجه چندم حساب میشوم؟

در مورد پناهندگی، بلی حرفتان درست است . حقِ همه‌‌ی مخالفان است . اما به نظرم آنان که در خطر جانی هستند (که کم نیستند ) در الویتِ بیشتری هستند و متاسفانه خیلی از اینها دیپورت میشود در عوض کسانی که از اروپا صرفا دیسکو و ویسکی را فهمیده‌اند میروند آنجا، در نهایت هم آبروی هرچه ایرانی را میبرند!

sonixax #۱۳۸
Fox

در تمامِ کشورهای اروپایی همین وضعیت‌هایی که گقتید برقرار هستند یعنی؟ مثلا در سوئد یا فرانسه هم پیدا کردنِ کار پس از تحصیل اینقدر سخت است ؟ یا 8 سال شهروندِ درجه‌ی دوم یا سوم حساب میشویم؟ این که خیلی فجیع میشود ! اینها هم فهمیده‌اند وضعیتِ ما در ایران چگونه است دارند نمک می‌پاشند .
ازدواج چطور؟ خیلی سخت است که زنی را بیابیم که با او ازدواج سوری کنم (حالا یا با پول یا با زبان !)؟ میشود دولت را گول زد بعد ؟ و پس از این آیا بازهم شهروندِ درجه چندم حساب میشوم؟

در مورد پناهندگی، بلی حرفتان درست است . حقِ همه‌‌ی مخالفان است . اما به نظرم آنان که در خطر جانی هستند (که کم نیستند ) در الویتِ بیشتری هستند و متاسفانه خیلی از اینها دیپورت میشود در عوض کسانی که از اروپا صرفا دیسکو و ویسکی را فهمیده‌اند میروند آنجا، در نهایت هم آبروی هرچه ایرانی را میبرند!

به طور کلی همه جا همین آش و همین کاسه است ! ممکن است اندکی سخت تر یا آسان تر باشد ! من خودم 3 تا 4 سال طول کشید تا اقامتم در اینجا محکم شد .
بعد از دریافت شهروندی شما میتوانید بروید در انتخابات شرکت کنید و در صورت برنده شدن جای هورست سیهوفر (رئیس جمهور فعلی) بشینید !
ولی تا قبل از آن و با داشتن اجازه اقامت به شما به چشم یک میهمانِ اغلب ناخوانده نگاه میشود .

ازدواج داستان دیگری دارد ! اگر کیس مناسب پیدا کنید بهترین راه است .
میتوانید 3 تا 4 ساله شهروندی اینجا را کسب کنید و از همان ابتدا همه راهها برایتان باز است (اگر با یک شهروند ازدواج کرده باشید در غیر این صورت همان بساط اقامت دانشجوییست با این تفاوت که اگر کار پیدا نکردید دولت خرجتان را میدهد 18 ماه ضرب العجل هم برای یافتن کار ندارید) . اگر از یک آلمانی بچه دار شوید که دیگر بنشینید روی سیبیل شاه و نقاره بزنید :دی

دیپورتی در کار نیست گرامی ! تنها در شرایطی که پاسپورت ایرانی شخص موجود باشد خطر دیپورت وجود دارد در غیر این صورت به هیچ شکل امکان دیپورت کردن نیست . دیسکو و ... هم رفتنش نه بد است و نه جرم ولی هستند کسانی که خود را پناهنده معرفی میکنند و به محض گرفتن اقامت به ایران سفر میکنند که همین کار باعث سخت شدن شرایط برای بقیه میشود که این افراد را باید گرفت و ....

Fox #۱۳۹

با این تفاسیر، به قولِ شما و دیگر دوستان بهتر است هرطور شده خود را به آنجا برسانم و پس از آن از همان روزِ نخست به فکر راهی برای دریافتِ اقامتِ دائم باشم . فکر کنم بهترین کار در حالِ حاضر رفتن به قصدِ تحصیل باشد (چرا که هم ارزانتر و هم راحت‌تر است ) و آنجا هرجور شده کسی را بیابم تا بتوانم با او ازدواج کنم . در چند کشور اروپایی فامیلهایی دارم که شاید بتوانند کمکم کنند .

در مورد دیسکو و ویسکی هم نگفتم بد هستند برادر . بلکه گفتم خیلی‌ها فقط همین را فهمیده‌اند . بعد هم به قولِ شما سالی ده بار به ایران می‌آیند و باعث میشوند بسیاری از کسانی که واقعا نیاز به حمایت دارد دچارِ دشواری‌های فراوان شوند .

منظورم از دیپورت، اخراج بود .

Mehrbod #۱۴۰
Fox

شما نمیدانید که آیا همه‌ی دانشگاه‌های اروپایی نیاز به مدرکِ زبان دارند یا خیر ؟ چون من اگرچه انگلیسی‌ام خوب است، اما تافل یا آیلتس ندارم !
کلا چندان اعتبارِ دانشگاه برایم اهمیت ندارد و بیشتر خروج از این زندان برایم در اولویت است!

چرا بیشتر زمانها نیاز به گواهیِ ielts یا toefl دارید, اگر انگلیسی اتان خوب است آزمون اش را بدهید به کار میاید و رنجه‌یِ[1]

چندانی هم ندارد.

\----
1. ^ ranj+e::Ranje || رنجه: زحمت Ϣiki-En trouble; inconvenience

sonixax #۱۴۱
Nâxodâ

چرا بیشتر زمانها نیاز به گواهیِ ielts یا toefl دارید, اگر انگلیسی اتان خوب است آزمون اش را بدهید به کار میاید و رنجه‌یِ[1] چندانی هم ندارد.

آلمان و فرانسه را میدانم که باید مدارک زبان همان کشور ها را داشته باشید در اکثر رشته ها .

Fox #۱۴۲

خب من هم‌اکنون در حالِ تحقیق هستم در مورد کشورهای مختلف . نکته اینکه برخی از کشورها آمده‌اند مثلا تحصیلاتِ رایگان برپا کرده‌اند ولی از آن طرف هزینه زندگی در آنجا سرسام‌آورد است مثل نروژ . دوستان بهتر است در مورد این کشورها حواسشان را خوب جمع کنند . مثلا همین نروژ از لحاظِ هزینه‌های زندگی از گرانترین کشورهای جهان است .
کشورهایی چون اتریش را به کلی دروش را خط بکشید چرا که بی اندازه چرند هستند و در انتها مدارکِ تحصیلی‌تان در حدِ همان پیامِ نورِ ایران است.

فرانسه در حالِ حاضر بهترین گزینه است که تنها مشکلش این است که برای ورود به دانشگاههای آنجا بیش از معمول روی دانش زبانِ فرانسه‌ی شما گیر میدهند.

یک نکته اینکه برای آیلتس باید حداقل 6 را داشته باشید تا بتوانید رقابت کنید.
من در حالِ جمع‌آوری مطالبِ مدون در موردِ کشورهای مختلف هستم. کشورها را دانه به دانه بررسی میکنم و انچیزهایی که گردآوری میکنم را سعی میکنم همینجا منتشر کنم.

Theodor Herzl #۱۴۳

یک چیزی رو بگم که اگر فکر مهاجرت هستید ، من اروپا رو به آمریکا و کانادا ترجیح می‌دهم. من نصف بیشتر عمرم در کانادا و آمریکا گذشته است ، و اروپا نیز زیاد بوده ام. ۲ دنیای متفاوت هست اینجا‌ها ، البته کانادا کمی‌ به اروپا شبیه تر است ولی‌ شباهتش به آمریکا بسیار بیشتر است. آمریکایی شمالی همه چیز ماشینی است ، انگاری وارد یک شرکت شدید ، از فرهنگ و هنر خبری نیست، به قول معروف آن charm اروپا را اینجا ندارد. در اروپا خیلی‌ راحت به مسافرت می‌روید در آمریکا و کانادا خیلی‌ خوش شانس باشید سالی‌ ۲ هفته ، اروپا فرهنگ لیبرال بهتری دارد و ...

البته از ایران بخواهید بیایید که ۱۰۰۰ برابر آمریکا و کانادا از ایران بهتر است ، و این چیز‌هایی‌ که من میگویم را شاید بگویید تو هم دلت خوشه ها! ولی‌ با استاندارد خارج از ایران و نه مقایسه ایران و خارج ، من اروپا را به آمریکا و کانادا ترجیح میدهم!

Theodor Herzl #۱۴۴

آمریکا فقط به درد این می‌خورد که یک پول گنده داشته باشید و بخواهید پول‌دار‌تر شوید ، وگرنه احتمال پولدار شدن افرادی مثل ما که فکر می‌کنم middle class هستیم تقریبا صفر است ، پس چه بهتر جایی زندگی‌ کنیم که با همینی که داریم به ما خوش بگذرد.👌

Fox #۱۴۵
Theodor Herzl

آمریکا فقط به درد این می‌خورد که یک پول گنده داشته باشید و بخواهید پول‌دار‌تر شوید ، وگرنه احتمال پولدار شدن افرادی مثل ما که فکر می‌کنم middle class هستیم تقریبا صفر است ، پس چه بهتر جایی زندگی‌ کنیم که با همینی که داریم به ما خوش بگذرد.

من از کشورهایی چون آمریکا و کانادا که مثلا مهاجرپذیر هستند تعجب میکنم . اروپا خیلی خیلی راحت‌تر از آنها مهاجر میپذیرند . پذیرشِ دانشگاه‌هایش که تقریبا میتوان گفت غیرممکن است . سرمایه‌گذاری هم که در حالِ حاضر باید میلیاردر باشید تا بتوانید به آمریکا یا کانادا بروید . کار هم همینطور . در اروپا حداقل میتوان برای درس رفت و پس از مدتی به یک دوز و کلکی اقامت‌اش را گرفت

.

Ouroboros #۱۴۶
Fox

من از کشورهایی چون آمریکا و کانادا که مثلا مهاجرپذیر هستند تعجب میکنم . اروپا خیلی خیلی راحت‌تر از آنها مهاجر میپذیرند . پذیرشِ دانشگاه‌هایش که تقریبا میتوان گفت غیرممکن است . سرمایه‌گذاری هم که در حالِ حاضر باید میلیاردر باشید تا بتوانید به آمریکا یا کانادا بروید . کار هم همینطور . در اروپا حداقل میتوان برای درس رفت و پس از مدتی به یک دوز و کلکی اقامت‌اش را گرفت .

از آنجاکه گویا گفتید شش ماه بیشتر فرصت ندارید، راستش بعید می‌دانم کار خاصی بتوانید بکنید، تمام کشورها حداقل یک سال زبان و تلاش برای آماده شدن مدارک و اخذ دیپلم رسمی زبان ِ خودشان و .... را نیاز دارند. با اینهمه امیدوارم موفق باشید، اما اگر از همه جا رانده و مانده، شش ماه دیگر شد و خواستید بروید سربازی، از من ِ سربازی‌رفته به شما نصیحت که چنان نکنید. یک گزینه‌ی نه هرگز خوب، اما بی‌شک بهتر وجود دارد: Légion étrangère . گروهانی از ارتش فرانسه متشکل از نیروهای خارجی که مایل به فعالیت در آن هستند، که با شما قراردادی پنج ساله می‌بندد، ماهی هزار یورو حقوق می‌دهد، و پس از سه سال می‌توانید ملیت(و نه اقامت، ملیت کامل)فرانسوی بگیرید. ملیت

کنونی، سن، بلد بودن زبان فرانسه، میزان تحصیلات و ... هیچکدام معیار نیستند، فقط باید از نظر جسمانی سالم باشید، کمی آمادگی بدنی داشته باشید و آماده باشید که پنج سال از زندگی خود را برای اخذ ملیت فرانسوی به نوعی دور بریزید. ایرادهای آن البته اینست که قطعا طی پنج سال به جنگ فرستاده خواهید شد(به احتمال زیاد افغانستان، بدلیل بلد بودن فارسی)، اما تعداد تلفات آن جنگها از کشته‌های ارتش و سپاه در مانورهای هر ساله کمتر است. در یک ارتش واقعی و بسیار پیشرفته خدمت می‌کنید نه زیر تخم آخوند. بدن و روانتان را نابود می‌کنند اما دستکم شخصیت شما را کاری نخواهند داشت و ... در کل گمان می‌کنم پنج سال در ارتشی نخبه بهتر از دو سال در ارتش/سپاه/پلیس ایران، یا مدتی حقیقتا نامعلوم صبر کردن کمپ پناهندگان و سردرگمی‌ست. البته همه‌اش بستگی به حالات و روحیات خودتان دارد.

Fox #۱۴۷
Ouroboros

از آنجاکه گویا گفتید شش ماه بیشتر فرصت ندارید، راستش بعید می‌دانم کار خاصی بتوانید بکنید، تمام کشورها حداقل یک سال زبان و تلاش برای آماده شدن مدارک و اخذ دیپلم رسمی زبان ِ خودشان و .... را نیاز دارند. با اینهمه امیدوارم موفق باشید، اما اگر از همه جا رانده و مانده، شش ماه دیگر شد و خواستید بروید سربازی، از من ِ سربازی‌رفته به شما نصیحت که چنان نکنید. یک گزینه‌ی نه هرگز خوب، اما بی‌شک بهتر وجود دارد: Légion étrangère . گروهانی از ارتش فرانسه متشکل از نیروهای خارجی که مایل به فعالیت در آن هستند، که با شما قراردادی پنج ساله می‌بندد، ماهی هزار یورو حقوق می‌دهد، و پس از سه سال می‌توانید ملیت(و نه اقامت، ملیت کامل)فرانسوی بگیرید. ملیت، سن، بلد بودن زبان فرانسه، میزان تحصیلات و ... هیچکدام معیار نیستند، فقط باید از نظر جسمانی سالم باشید، کمی آمادگی بدنی داشته باشید و آماده باشید که پنج سال از زندگی خود را برای اخذ ملیت فرانسوی به نوعی دور بریزید. ایرادهای آن البته اینست که قطعا طی پنج سال به جنگ فرستاده خواهید شد(به احتمال زیاد افغانستان، بدلیل بلد بودن فارسی)، اما تعداد تلفات آن جنگها از کشته‌های ارتش و سپاه در مانورهای هر ساله کمتر است. در یک ارتش واقعی و بسیار پیشرفته خدمت می‌کنید نه زیر تخم آخوند. بدن و روانتان را نابود می‌کنند اما دستکم شخصیت شما را کاری نخواهند داشت و ... در کل گمان می‌کنم پنج سال در ارتشی نخبه بهتر از دو سال در ارتش/سپاه/پلیس ایران، یا مدتی حقیقتا نامعلوم صبر کردن کمپ پناهندگان و سردرگمی‌ست. البته همه‌اش بستگی به حالات و روحیات خودتان دارد.

سپاس از شما دوستِ بزرگوار .
گزینه‌ی جالبی است و احتمالا در نهایت اگر راهی برایم نماند این را برمیگزینم . اما چگونه میتوانم به آن دسترسی داشته باشم؟ آیا باید از طریقِ سفارتِ آن در تهران اقدام کنم؟
به قولِ شما خب اگر میخواهم دو سال را در لجن‌سرای نظام وظیفه‌ی جمهوری اسلامی بگذرانم همان بِه بروم آنجا .
ولی به هرحال اگر خیلی سخت و فاجعه‌آمیز باشد که عاقلانه نیست . اینطور که نیست؟

Ouroboros #۱۴۸
Fox

سپاس از شما دوستِ بزرگوار .
گزینه‌ی جالبی است و احتمالا در نهایت اگر راهی برایم نماند این را برمیگزینم . اما چگونه میتوانم به آن دسترسی داشته باشم؟ آیا باید از طریقِ سفارتِ آن در تهران اقدام کنم؟
به قولِ شما خب اگر میخواهم دو سال را در لجن‌سرای نظام وظیفه‌ی جمهوری اسلامی بگذرانم همان بِه بروم آنجا .
ولی به هرحال اگر خیلی سخت و فاجعه‌آمیز باشد که عاقلانه نیست . اینطور که نیست؟

خواهش می‌کنم، باید حتما به خاک فرانسه بروید. روند کار چنین است که به سفارت‌خانه‌ی فرانسه در کشور خودتان می‌روید و از آنها درخواست یک فرم را می‌کنید که پس از پر کردن آن به شما ویزای محدودی داده می‌شود برای رفتن به مرکز لژیونرها و ثبت نام و سپس شرکت در آزمون جسمانی و پزشکی و روانشناسی. در صورت پذیرفته شدن(که اگر مشکل خاصی نداشته باشید حتما پذیرفته می‌شوید)دوره‌ی آموزشی سه ماهه و پس از آن دوره‌ی خدمت عمومی شما آغاز خواهد شد. اما حتما اینرا از سفارت فرانسه در تهران بپرسید، ممکن است ایران بامبول خاصی داشته باشد. اگر چنین بود، به یک کشور بی‌طرفی بروید و اقدام بکنید.

البته که بسیار سخت و خطرناک خواهد بود، مردان دور انداختنی هستند، هیچ‌جا این بی‌ارزشی بیشتر از ارتش نمایان نیست. نه فقط جان شما در مقام یک انسان فاقد هرگونه ارزشی محسوب می‌شود، از بسیار حقوق ابتدایی انسانی خود محروم خواهید شد(مثل داشتن ماشین، حساب بانکی، خانه‌ی شخصی و ...). پس بی‌تردید دورانی خواهد بود دشوار و ستوه‌آور، اما بله، به نظر منهم بسیار بهتر از خدمت مفت و مجانی به ارتش جمهوری اسلامی‌ست. حداقل اینست که پول سیگارتان را می‌دهند، مثل یک حیوان با شما رفتار نمی‌کنند(هرچند از نوع درجه سه، ولی هنوز انسان هستید)، مجبور به تحمل اسلام‌گرایی نیستید، و پرستیژ بسیار خوبی هم دارد، یعنی برخلاف سرباز ایرانی که دختر خیکی کریهی او را که می‌بیند فرار می‌کند آنطرف خیابان، حداقل لژیونرها را بخاطر تمام فداکاری‌هایشان کمی احترام می‌گذارند.

Fox #۱۴۹
Ouroboros

خواهش می‌کنم، باید حتما به خاک فرانسه بروید. روند کار چنین است که به سفارت‌خانه‌ی فرانسه در کشور خودتان می‌روید و از آنها درخواست یک فرم را می‌کنید که پس از پر کردن آن به شما ویزای محدودی داده می‌شود برای رفتن به مرکز لژیونرها و ثبت نام و سپس شرکت در آزمون جسمانی و پزشکی و روانشناسی. در صورت پذیرفته شدن(که اگر مشکل خاصی نداشته باشید حتما پذیرفته می‌شوید)دوره‌ی آموزشی سه ماهه و پس از آن دوره‌ی خدمت عمومی شما آغاز خواهد شد. اما حتما اینرا از سفارت فرانسه در تهران بپرسید، ممکن است ایران بامبول خاصی داشته باشد. اگر چنین بود، به یک کشور بی‌طرفی بروید و اقدام بکنید.

البته که بسیار سخت و خطرناک خواهد بود، مردان دور انداختنی هستند، هیچ‌جا این بی‌ارزشی بیشتر از ارتش نمایان نیست. نه فقط جان شما در مقام یک انسان فاقد هرگونه ارزشی محسوب می‌شود، از بسیار حقوق ابتدایی انسانی خود محروم خواهید شد(مثل داشتن ماشین، حساب بانکی، خانه‌ی شخصی و ...). پس بی‌تردید دورانی خواهد بود دشوار و ستوه‌آور، اما بله، به نظر منهم بسیار بهتر از خدمت مفت و مجانی به ارتش جمهوری اسلامی‌ست. حداقل اینست که پول سیگارتان را می‌دهند، مثل یک حیوان با شما رفتار نمی‌کنند(هرچند از نوع درجه سه، ولی هنوز انسان هستید)، مجبور به تحمل اسلام‌گرایی نیستید، و پرستیژ بسیار خوبی هم دارد، یعنی برخلاف سرباز ایرانی که دختر خیکی کریهی او را که می‌بیند فرار می‌کند آنطرف خیابان، حداقل لژیونرها را بخاطر تمام فداکاری‌هایشان کمی احترام می‌گذارند.

چقدر این مرد بودن برایمان مزایا دارد! هر جا میرویم از مزایایش بهره‌مند میشویم.
بازهم سپاس از شما ( من نمیدانم این تورِ لعنتی چه مرگش شده که نمیتوانم سپاس یا لایک بزنم) .
حتما میروم میپرسم چون بدجوری مرا وسوسه میکند . پنج سال خدمت در آنجا برایم حتی از دوره‌ی سه ماهه‌ی آموزشی و خایه‌مالیِ آخوند در این سرزمینِ نفرین شده بهتر است . این ظرفیتِ پذیرش و اینها که ندارد ؟ برای سابقه بیماری‌هایی چون مثلا و به فرض روده یا چه میدانم سیگاری بودن و... که گیر نمیدهند؟

Ouroboros #۱۵۰
Fox

چقدر این مرد بودن برایمان مزایا دارد!
بازهم سپاس از شما ( من نمیدانم این تورِ لعنتی چه مرگش شده که نمیتوانم سپاس یا لایک بزنم) .
حتما میروم میپرسم چون بدجوری مرا وسوسه میکند . پنج سال خدمت در آنجا برایم حتی از دوره‌ی سه ماهه‌ی آموزشی و خایه‌مالیِ آخوند در این سرزمینِ نفرین شده بهتر است . این ظرفیت و اینها که ندارد . برای سابقه بیماری‌هایی چون مثلا روده یا چه میدانم سیگاری بودن و... که گیر نمیدهند؟

سپاس لازم نیست، کمک به یافتن هر راهی که بتوان از طریق آن کسان را از خدمت به نظامی که از او بیزار است و برای بدبخت کردن او همه کاری می‌کند، کافی‌ست.
این صفحات را نگاه بکنید:
French Foreign Legion - Recruiting
French Foreign Legion - Recruiting
French Foreign Legion - Recruiting

اگر وقت و سرعت اینترنت دارید نگاهی هم به ویدیوهای این کانال بیاندازید:
https://www.youtube.com/watch?v=HHCe4c2h_VA&list=PL8524970FCF08F851

در مدت آموزشی ِ هیچ ارتشی در سرتاسر جهان حق سیگار کشیدن ندارید، ایران، آمریکا، فرانسه یا هرچه. بعد از آن فقط در برخی مواقع و مکانها محدودیت خواهید داشت. اگر در ایران معافی پزشکی نمی‌گیرید، به احتمال قوی مشکلی نخواهید داشت، مواردی هم گویا بوده که طرف را با مشکلات پزشکی هم پذیرفته‌اند اگر ناتوانی خاصی برای او بوجود نمی‌آورده. این ارتش به طور سنتی متعلق به خلاف‌کارانی بوده که قصد فرار از دولتها را داشته‌اند، اما اخیرا چک می‌کنند که مبادا قاتل، متجاوز جنسی و یا تروریست باشید، بجز آن به هر دلیلی تحت تعقیب هر دولتی(از جمله دولت فرانسه)که باشید لژیون به شما پناه و یک اسم جدید می‌دهد و می‌توانید در آن خدمت بکنید. اگر می‌خواهید ملیت بگیرید ولی حتما باید با اسم حقیقی خودتان خدمت بکنید و سوء سابقه‌ای نداشته باشید.