خب در راستای طرح بیرون کشیدن جستارهای مفید از زیر خاک،امروز این جستار رو انتخاب کردم😜..دوستان غربت نشین اگر ممکن هست در مورد مسائل و مشکلاتی که ابتدای حضور در خارج از ایران داشتید صبحت کنید...جزییات رو به طور خاص بگید...چقدر تفاوت داشت با ذهنیتتون؟چه چیزهایی بیشتر از همه براتون جالب و دوست داشتنی بود و چه چیزهایی به مذاقتون خوش نیومد؟کلا ما رو در جریان بذارید ببینیم دنیا دست کیه😬
هیچ دگرسانی آنچنانی نداشت، همان چیزی بود که پیشتر فکر میکردم. راستش روز یکم که از ایران آمدم بیرون تازه احساس کردم برگشتم خانه!
زبان هم جای دیگر گفته بودم چون انگلیسی بود هیچ دشواریای نداشتم. اگر بخواهم از روی آروین (تجربه) بگویم
از دید فرهنگی هم دگرش چندانی با فرهنگ خودمان ندارند - در همسنجی با جاهایی از تهران مانند بام تهران و .. که آزاد است.
بهترین چیز برایم آشکار کردن بیدینی بود. مانند بچهها ذوق کرده بودم زمانیکه برچسب بیدین رویم خورد.
چیز دیگری که زیاد در ایران درباره انیرانیها میگویند خونگرم نبودن آنهاست که سراسر نادرست بود، من گمان میکنم ایرانیها فزونکاوی
(فضولی) و اینها در زندگی دیگران را خونگرمی میدانند 😏 اگر نه مردم کمابیش همه جای جهان یک اندازه خونگرم هستند تا آنجاییکه من دیدهام.
شاید ایرانیها بیشتر مهماننواز باشند، ولی خونگرمتر نه!
برخی چیزهای ریز فرهنگی هم در کشورها میدگرند. برای نمونه چراغ قرمز رهگذر و اینها در ایران نبود آن زمان من که رفتم.
برخی قانونهای نانوشته هست (در راستای سخنان ژیژک) که باید اینها را آروینیک بیاموزید. برخی را میشود شکاند،
برخی را اگر نشکنید یک خوردهای شما را نادان نشان میدهد، برخی را هم نباید بشکنید اگرنه بیفرهنگ به شمار میروید.
نمونه دم دست آن، همین چراغهای رهگذر را اگر در روزهای کاری رد شوید، مانند یک قانونشکن
بچشم میایید، ولی اگر روزهای تعطیل شنبه یکشنبه پشتشان بایستید مانند یک آدم ساده بچشم میایید.
از دید پوشش و اینها هم برای یک پسر گمان نمیکنم کوچکترین دگرسانیای داشته باشد، دخترها
در اینجا یک خوردهای روزهای یکم سختاشان است ولی تنها همان چند روز آغازینه، سپس زود خو میگیرند.
چیزهایی که دوست نداشتم؟ 🤫
راستش نمیدانم، همه چیز بدید من خوبه. روشنه که همه چیز میتواند همیشه بهتر هم شود، ولی به اندازه بسنده هم خوبه.
یکی از کارهای بسیار دوستداشتنی دیگر برای من ولی بوسیدن و make out و اینها در public بود. من از بس با گشت ارشاد
و بازداشت یکسره خودرو و .. در ایران درگیری داشتم که براستی روی این یکی عقدهای شده بودم. از همینرو نخستین دوست
دختری که گرفته بودم اینجور بود که در خیابان و پارک و کافی شاپ و هر جایی که میشد به سر و پای هم میپیچیدیم ... و آزادی کار مزه خوبی داشت 😁
جدای اینها، خوشبختانه اکنون در شهری زندگی میکنم که سرریز از هنر و همچنین شهر بسیار شب زندهداری است. هنر که براستی به زندگی شور
ویژهای میدهد. تنها پیاده راه رفتن در گوشه و کنار شهر مایه شنیدن ساز و آواز و کارهای هنری آن اندازه زیبایی است که روان آدم را برمیانگیزد!
باز کردن حساب روی دموکراتیک بودن سیستمهای غربی، پلیس همه جا به یک اندازه وحشیست.
کمابیش تایید میشود. پلیس در بیشتر کشورهای غربی بسیار بسیار بهتر از ایران است، همسنجپذیر نیست!
ولی همچنان میتوان دید که باز نیروی سرکوبگری بیش نیستند و هر از گاهی این سرشتشان را رو میکنند.
پرداختن به خاطرات بد نیست و من هم لذن میبرم ازش اما مبالغه آمیز و تصویر زیبا ساختن هست که مشکل داره...ولی همیشه فکر کردم که من مجبور و محکوم نیستم فقط در خاکی که بدون انتخاب خودم درش متولد شدم تا آخر عمر بمونم...
جدا از همه خوبیهای غرب، من ساختن را بیشتر از گُسارش دوست دارم. همانجور که کسرای گرامی جای دیگر گفت، خاک میهن خودمان را برمیگزینم (ترجیح میدهم).
ایران براستی تَوند (potential) بسیار بالایی برای پیشرفت دارد، افسوس که ولی این اسلام مانند چنگار روی میهنمان افتاده.
مشکل دیگری که اغلب شماری از فرهیختگان چپگرای ایرانی به آن مبتلا میشوند، نفرتی توصیفنشدنی از جامعهی میزبان است. دیدن اینهمه منابع و آزادیها و امکانات که هیچکس به آنها اعنتایی نمیکند و قدرشان را نمیداند، همواره همراه با سطحی هراسناک از بیزاری نسبت به جامعهی بورژوازیست که برای اعضای آن بود و نبود آزادی بیان برایش اهمیتی کمتر از آبجوی عصرانه در بار سر خیابان دارد.
این را من هم زیاد دیدهام، ولی خوب گمان میکنم در ایران تراز هوتادین (کیفی) زندگی آن اندازه پایین است که ما یک زندگی کمابیش خوب را بیشتر از آنکه باید بها میدهیم.
اگرنه در اینجا شرکتهای بزرگ کم کم دارند جای دین و مذهب را میگیرند و شما باید برای یک زندگی خوب مانند برده کار کنید و باز هم قانون 90 به 10 بچشم میخورد: 90 درسد مردم همه کارها را میکنند، هنگامیکه 10 درسد یا کمتر 90 درسد پول و منابع را بدست میاورند.
تنها دگرش با ایران در این است که منابع بسیار فراوانتر هستند و این نابرابری آنچنان به چشم نمیاید.
خوشبختانه در کنارش آزادیهایی که هست این شانس را نیز به هر کس میدهد که با گزینش درست پیشه و کار، دستکم بتواند زندگی خودش را جدا کرده و بمانند ایران وادار نیست که برای بهزیستی (رفاه) خود بیشتر زمانها به دزدی و کلاهبرداری و عمامه و .. روی بیاورد!
آیا مقداری از بالا به خاور میانه ای ها نگاه نمیکنند؟ من با چند برخوردی که داشتم احساس کردم اینگونه بود، مطمئن نیستم واقعا اینطور بود یا من اینطور فکر میکردم، واکنش آنها با شنیدن نامهای عربی چیست؟ منظور اگر کسی نام عربی داشته باشد بهتر نیست آن را در آنجا تغییر دهد؟ موضوع دیگر اینکه اگر بتوانید خوب ارتباط برقرار کنید آیا آنها بین خودشان قبولتان میکنند یا همیشه به خود یادآوری میکنند که شما اینجا به دنیا نیامده اید؟
آیا مقداری از بالا به خاور میانه ای ها نگاه نمیکنند؟ من با چند برخوردی که داشتم احساس کردم اینگونه بود، مطمئن نیستم واقعا اینطور بود یا من اینطور فکر میکردم، واکنش آنها با شنیدن نامهای عربی چیست؟ منظور اگر کسی نام عربی داشته باشد بهتر نیست آن را در آنجا تغییر دهد؟ موضوع دیگر اینکه اگر بتوانید خوب ارتباط برقرار کنید آیا آنها بین خودشان قبولتان میکنند یا همیشه به خود یادآوری میکنند که شما اینجا به دنیا نیامده اید؟
نه نگاه نمیکنند .
حداقل به ایرانی ها که اینطور نگاه نمیکنند
. چون اکثر ایرانیهای اروپا پناهنده هستند و از نظر اقتصای هم وضعشان خوب است به ایرانیان در اینجا پناهنده های اشرافی میگویند . ترکها هم که برای خودشون اینجا امپراطوری دارند و کسی جرات نمیکنه بهشون از بالا نگاه کنه . ولی در مورد اعراب و فلسطینی ها و ... نمیدونم . شاید اینطور باشد .
نکنه میترسن که یک موقع ما پاشیم بیایم اونجا جای اینارو تنگ کنیم؟
به نظر من دقیقن همینی هست که گفتی . من بارها و بارها اشخاصی رو دیدم که از اروپا مینالند و دیگران رو منصرف میکنند ! بعد خودشون چهار چنگولی چسبیدند به اینجا . میگم تو که انقدر بدت میاد و دیگران رو منصرف میکنی چرا خودت بر نمیگردی ؟! میگه من دیگه عادت کردم !!!!
ولی حقیقت ماجرا این نیست . کسانی که میگند اروپا یا آمریکا یا کلن یک کشور درست حسابی خارجی بده و نژاد پرستی و هزینه و کوفت و درد و زهر مار داره و یا ایران برای پول درآوردن بهتره و زندگی توی ایران بهتره - دروغ میگند .
غرب از هر نظر که بگید از ایرانِ فعلی بهتره . از هر نظری . از طبیعت بگیرید تا اقتصاد و فرهنگ و معماری و خوراک و ...
کسانی که اون طوری میگن دقیقن فکر میکنند با اومدن سایرین جاشون تنگ تر میشه . حقیقت اینه که کسی که در غرب زندگی میکنه به خاطر فرهنگ عقب مانده در ایران نسبت به داخلی ها از نظر اجتماعی جایگاه برتر و بهتری داره و وقتی که میاد ایران همه تحویلش میگرند که طرف خارجیه و اینا .
وقتی شمار ایرانیان ساکن غرب بیشتر بشه طبیعتن رنگ و روی این کلاسی که اینها میذارند هم کمتر میشه و اینها این رو نمیخواند . برای همین شروع میکنند به خالی بستن که غرب بده و از چاله در میای میوفتی تو چاه و بده و نیا و بیای پشیمون میشی و نژاد پرستند و خلاصه جهنمی برای شخص ترسیم میکنند از جهنم محمد در قرآن وحشتناک تر و بدتر .
همین نژادپرستها ببینید با خارجی ها چه طور رفتار میکنند - برای کسی که تازه به این کشور اومده حداقل امکانات زندگی رو فراهم میکنند . زمانی که با جامعه ی اینجا هماهنگ شد بهش شهروندی اینجا رو میدند . اگر درآمد کمی داشته باشه بهش کمک مالی میکنند و حتا مخارج زندگیش رو میدند . در آموزش و پرورش کمکش میکنند و برای شرایط رایگان تحصیل در بهترین دانشگاه ها رو فراهم میکنند . در نهایت هم اون شخص به اقتصاد و فرهنگ و تنوع فرهنگی همین غرب کمک میکنه . بعد به اینها میگن نژادپرست !
توی ایران کدوم اینها هست ؟! به فرض که دولت گُه . مردم چی ؟ رفتار ایرانیان با ایرانیان رو ببینید . طرف سرش زیر تنش بمونه عین خیال دیگران نیست . باقی مسایل پیشکش .
دیشب توی بفرمایید شام اون یارو خپله که یک کمی اوا میزد داشت همین مزخرفات رو تحویل میداد که آی به هر حال تو خارجی هستی و از بالا بهت نگاه میکنند و ... اگر بده چرا این همه ساله موندی اونجا مثل کنه ول نمیکنی ؟
مهربدجان به نظرت این حرف، کمی تا حدودی شعار دادن نیست؟
کمی نیست، شعاره.
راستش پس از خواندن داستان امیر یک خوردهای دچار پشیمانی شدم که انگار بیش از اندازه آسانگیر هستم و خواستم بگویم که همه اینها به کنار، از واقعیتهای دیگر هم سر در میاوریم.
ولی شعار بودن یک چیز به چَم پوشالین بودن آن نیست، ایران تَوند پیشرفت بسیاری دارد، خاک میهن هم روشنه که از هر جای دیگری بهتره، دستکم تا زمانیکه این مرزبندی کشورها را داریم.
راستش پس از خواندن داستان امیر یک خوردهای دچار پشیمانی شدم که انگار بیش از اندازه آسانگیر هستم و خواستم بگویم که همه اینها به کنار، از واقعیتهای دیگر هم سر در میاوریم.
ولی شعار بودن یک چیز به چَم پوشالین بودن آن نیست، ایران تَوند پیشرفت بسیاری دارد، خاک میهن هم روشنه که از هر جای دیگری بهتره، دستکم تا زمانیکه این مرزبندی کشورها را داریم.
خب ولی به طور آماری نگاه کنی با شرایط موجود میل به رفتن بیش از موندن هست برای هر کسی که امکانش رو داشته باشه...حرف تو زمانی درسته که ایران بتونه پتانسیل هاش رو عملی کنه!!! اون زمان معلومه کسی دلش نمیخواد بره از ایران...ایران هم توند پیشرفت زیادی داره اما فعلا چشم اندازی براش متصور نیستم!!
من یک روز هم نمیتونم در ایران امروز زندگی کنم ، ولی زمانی که رژیم سقوط کنه ، برمیگردم و تمامی تلاشم رو میکنم در حکومت جدید ، زمان انقلاب هم بهشتی ، ابراهیم یزدی ، قطب زده و همه اینها از خارج به ایران برگشتند. ایران واقعا پتانسیل خیلی بالایی برای پیشرفت دارد ، من محیط زندگی اینجا را دوست دارم ولی ترجیح میدهم این را در ایران داشته باشم ، با هم میهنان خودم ، ما ۱۰۰ سال هم که اینجا زندگی کنیم باز خارجی هستیم.
به نظر من دقیقن همینی هست که گفتی . من بارها و بارها اشخاصی رو دیدم که از اروپا مینالند و دیگران رو منصرف میکنند ! بعد خودشون چهار چنگولی چسبیدند به اینجا . میگم تو که انقدر بدت میاد و دیگران رو منصرف میکنی چرا خودت بر نمیگردی ؟! میگه من دیگه عادت کردم !!!!
ولی حقیقت ماجرا این نیست . کسانی که میگند اروپا یا آمریکا یا کلن یک کشور درست حسابی خارجی بده و نژاد پرستی و هزینه و کوفت و درد و زهر مار داره و یا ایران برای پول درآوردن بهتره و زندگی توی ایران بهتره - دروغ میگند .
غرب از هر نظر که بگید از ایرانِ فعلی بهتره . از هر نظری . از طبیعت بگیرید تا اقتصاد و فرهنگ و معماری و خوراک و ...
کسانی که اون طوری میگن دقیقن فکر میکنند با اومدن سایرین جاشون تنگ تر میشه . حقیقت اینه که کسی که در غرب زندگی میکنه به خاطر فرهنگ عقب مانده در ایران نسبت به داخلی ها از نظر اجتماعی جایگاه برتر و بهتری داره و وقتی که میاد ایران همه تحویلش میگرند که طرف خارجیه و اینا .
وقتی شمار ایرانیان ساکن غرب بیشتر بشه طبیعتن رنگ و روی این کلاسی که اینها میذارند هم کمتر میشه و اینها این رو نمیخواند . برای همین شروع میکنند به خالی بستن که غرب بده و از چاله در میای میوفتی تو چاه و بده و نیا و بیای پشیمون میشی و نژاد پرستند و خلاصه جهنمی برای شخص ترسیم میکنند از جهنم محمد در قرآن وحشتناک تر و بدتر .
همین نژادپرستها ببینید با خارجی ها چه طور رفتار میکنند - برای کسی که تازه به این کشور اومده حداقل امکانات زندگی رو فراهم میکنند . زمانی که با جامعه ی اینجا هماهنگ شد بهش شهروندی اینجا رو میدند . اگر درآمد کمی داشته باشه بهش کمک مالی میکنند و حتا مخارج زندگیش رو میدند . در آموزش و پرورش کمکش میکنند و برای شرایط رایگان تحصیل در بهترین دانشگاه ها رو فراهم میکنند . در نهایت هم اون شخص به اقتصاد و فرهنگ و تنوع فرهنگی همین غرب کمک میکنه . بعد به اینها میگن نژادپرست !
توی ایران کدوم اینها هست ؟! به فرض که دولت گُه . مردم چی ؟ رفتار ایرانیان با ایرانیان رو ببینید . طرف سرش زیر تنش بمونه عین خیال دیگران نیست . باقی مسایل پیشکش .
دیشب توی بفرمایید شام اون یارو خپله که یک کمی اوا میزد داشت همین مزخرفات رو تحویل میداد که آی به هر حال تو خارجی هستی و از بالا بهت نگاه میکنند و ... اگر بده چرا این همه ساله موندی اونجا مثل کنه ول نمیکنی ؟
میلاد جان حرفات خیلی جالب و تامل برانگیز بود. یک تشکر ازت کم بود. اکثر این آشناهای ما هر موقع که احوالی ازشون میگیری میگن اینجا سخته و قصه میگن و ننه من غریبم بازی در میارن و میگن اینجا تو خیابون راه میری به ایرانی ها میگن تروریست! همین چند وقت پیش ها بود به یکیشون گفتم تو که زبان هم بلدی مگه تو خیابون راه میری رو پیشونیت نوشته ایرانی یا پاسپورتت عین بیلبورد سر هر خیابونی نصبه که میفهمن تو ایرانی هستی؟ بعد سریع بحثو عوض کرد و گفت خودت چطوری و این حرفا. یعنی خـــــــــآ ک...
البته نژادپرستی در اروپا وجود دارد، و بطور قطع دستکم چند بار قربانی آن خواهید شد. بشر سفیدپوست اروپایی قرنهاست که دچار مریضی برتر دیدن خود از باقی دنیا بوده و به نظر نمیرسد به این زودیها درمان شدنی باشد. هرچند دوران نژادپرستی خشن و زمختی که در آن سوژه به شدیدترین شکل ممکن مورد تهاجم مستقیم قرار میگیرد سپری شده، نژادپرستی امروز چیزی به مراتب درجات ژرفتر، خاصتر و غیرقابل لمستر است.
اسلاوی ژیژک خاطرهای جالب تعریف میکند که در برلین برایش اتفاق افتاده: در آنسوی خیابان دو نفر را میبینید که به موازات هم در عرض خیابان حرکت میکنند، هرگاه یکی قصد عبور دارد، دیگری جلوی او را سد میکند و اجازهی آنرا نمیدهد، این حرکت پابهپا برای چند دقیقه ادامه پیدا میکند، ژیژک میگوید برای لحظات اول گمان میکرده ایندو در حال انجام نوعی رقص دوستانه هستند، اما پس از لحظاتی از چهرهی برآشفته و وحشتزدهی مرد آسیایی و لبخند معنادار شخص سفیدپوست مقابل او، متوجه میشود درحال تماشای یکی از شگفتانگیزترین نمودهای نژادپرستیست. فاشیست این داستان برخلاف تصویر سنتی دست به اقدام خشونتآمیز نمیزند، حتی از واژگان تحقیرآمیز یرای برخورد با «عناصر اضافه» استفاده نمیکند، روشی که پیشه کرده آزاریست بسیار نا-آشنا و فوقالعاده پیچیده که عملا هیچ راهی برای برخورد با آن نیست.
ژیژک در ادامه به بیتفاوتی عابران به این صحنه اشاره میکند، «نه چنانکه دیدن چنین رفتاری امریست عادی، بلکه اساسا چنین رفتاری از بنیاد دیده نمیشود، و برای کسی بجز قربانی-مجرم قابل فهم نیست». من با این دست از نژادپرستی در اروپا خیلی برخورد داشتهام، چیزی که در فضایی ابهامآلود پنهان شده و نمیتوان آن را گرفت و به ناظر بیطرف نشان داد(آنرا نخواهد دید، یا به عنوان نژادپرستی به رسمیت نخواهد شناخت یا...)، اما با خشونتی حتی شاید بیشتر از کلهپوستیهای روسیه وجود و جریان دارد.
من یک روز هم نمیتونم در ایران امروز زندگی کنم ، ولی زمانی که رژیم سقوط کنه ، برمیگردم و تمامی تلاشم رو میکنم در حکومت جدید ، زمان انقلاب هم بهشتی ، ابراهیم یزدی ، قطب زده و همه اینها از خارج به ایران برگشتند. ایران واقعا پتانسیل خیلی بالایی برای پیشرفت دارد ، من محیط زندگی اینجا را دوست دارم ولی ترجیح میدهم این را در ایران داشته باشم ، با هم میهنان خودم ، ما ۱۰۰ سال هم که اینجا زندگی کنیم باز خارجی هستیم.
کسری جان ولی همین حرف هم شعاری بیش نیست...اگر فردای سقوط رژیم برگردی،مطمئن باش که پس فردای اون دوباره از ایران خواهی رفت.ایران ویرانه ای شده که سقوط رژیم هم آینده چندان روشن و قابل قبولی برای من یکی که ایجاد نمیکنه...چند نسل تغییر لازم هست در بهترین شرایط!!! مردم ما خودشون هزار درد بی درمون قبل از روی کار اومدن این رژیم داشتن...دیگه سی و چند سال حاکمیت اینها،وضع رو دو چندان بدتر کرده...
کسری جان ولی همین حرف هم شعاری بیش نیست...اگر فردای سقوط رژیم برگردی،مطمئن باش که پس فردای اون دوباره از ایران خواهی رفت.ایران ویرانه ای شده که سقوط رژیم هم آینده چندان روشن و قابل قبولی برای من یکی که ایجاد نمیکنه...چند نسل تغییر لازم هست در بهترین شرایط!!! مردم ما خودشون هزار درد بی درمون قبل از روی کار اومدن این رژیم داشتن...دیگه سی و چند سال حاکمیت اینها،وضع رو دو چندان بدتر کرده...
آنارشی جان شعار بخودی خود چیز بدی نیست، شعار = motto. اینکه یک شعاری را زمینه کارمان کنیم چیز بدی نیست.
چند زادمان (نسل) هم که میشود 200 300 سال! نه گرامی، اگر کمی آزادی باشد در یکی دو دهه ایران به غرب میرسد.
آنارشی جان شعار بخودی خود چیز بدی نیست، شعار = motto. اینکه یک شعاری را زمینه کارمان کنیم چیز بدی نیست.
چند زادمان (نسل) هم که میشود 200 300 سال! نه گرامی، اگر کمی آزادی باشد در یکی دو دهه ایران به غرب میرسد.
منظورم این بود که این کار منطقی نیست و تنها از روی احساس هست...نمیدونم بگم بد هست یا نه ولی چندان عملی به نظر نمیرسه!!
2-3 نسل هم شما حساب کن 100-150 سال😷!! امیدارم همینی که شما میگی باشه اما آزادی که وارد کردنی نیست که بخواهد باشد!! مردم ما و شاید روشنفکران ما هنوز درک درستی از آزادی ندارن...خود آزادی دادن پیش زمینه های زیادی میخواد و گرنه همین افغانستان به نظر تو خیلی پیشرفت کرده؟
من اگه یه روز مهاجرت کنم از ایران دیگه پشت سرم هم نگاه نمیکنم. حداقل تو کشورهایی خارجی اگه خارجی هستم چند نسل بعدم دیگه خارجی نیستن. تو ایران حتی اگه رژیم منحوس هم که عوض بشه تفکر عقب مونده مردم حالا حالاها عوض نمیشه. خوش به حال خودم که کوچکترین وابستگی و عرق خاکی و ملی میهنی ندارم. :D
واقعیتش اینه که اگر بچشم لذتجویانه نگاه کنیم منهی نگاه ایدئولوژیک،همه مون باید از ایران بریم چرا که حداقل برای ما و احتمالا محیط بزرگ کردن بچه هامون بهتره.ولی خود اینکه نسل قبلی ما نتونستن اینکارو برای ما بکنند و نفرت من از تمام مزخرفات و خرافات و تمامیتخواهی خودش یک لذت خیلی زیاد و تا حدی مقدس برای من یکی شده.بنظر من نفرت میتونه انگیزه خوب و قوی برای ما باشه مخصوصا نفرت از پلیدی و شر.دیدن یک ایران آزاد و سکولار و سربلند و ریختن این اراذل با دست خودمون به سطل زباله لذتی داره
منظورم این بود که این کار منطقی نیست و تنها از روی احساس هست...نمیدونم بگم بد هست یا نه ولی چندان عملی به نظر نمیرسه!!
2-3 نسل هم شما حساب کن 100-150 سال😷!! امیدارم همینی که شما میگی باشه اما آزادی که وارد کردنی نیست که بخواهد باشد!! مردم ما و شاید روشنفکران ما هنوز درک درستی از آزادی ندارن...خود آزادی دادن پیش زمینه های زیادی میخواد و گرنه همین افغانستان به نظر تو خیلی پیشرفت کرده؟
وضعیت افغانستان را هم باید زمان داد و دید، گفتیم چند دهه، نه چند سال!
ایران هم 30 سال بیشتر نیست این ریختی شده، یکی دو دهه هم بیشتر زمان نمیبرد تا درست شود (با به شمار آوردن فاکتور سختتر بودن ساختن در برابر ویراندن).
چیزی به نام احساسی هم نداریم اینجا، همه جای جهان باید کمابیش همگن
پیش برود، اگر نه همین میشود که امروز
میبینیم، یک کشور واپسمانده بنام ایران که مانند گره چنگارین (غده سرطانی) بوده و دیر یا زود با بمب اتم همه جهان را نابود میکند.
ما چون ایرانی هستیم از خویشکاریهای ما نیز هست که این گندی که پدران و مادرانمان زدهاند را درست کنیم تا هم خودمان در آسایش زندگی کنیم، هم آیندگان!
واقعیتش اینه که اگر بچشم لذتجویانه نگاه کنیم منهی نگاه ایدئولوژیک،همه مون باید از ایران بریم چرا که حداقل برای ما و احتمالا محیط بزرگ کردن بچه هامون بهتره.ولی خود اینکه نسل قبلی ما نتونستن اینکارو برای ما بکنند و نفرت من از تمام مزخرفات و خرافات و تمامیتخواهی خودش یک لذت خیلی زیاد و تا حدی مقدس برای من یکی شده.بنظر من نفرت میتونه انگیزه خوب و قوی برای ما باشه مخصوصا نفرت از پلیدی و شر.دیدن یک ایران آزاد و سکولار و سربلند و ریختن این اراذل با دست خودمون به سطل زباله لذتی داره 🔞
در جهان امروز اینجوری نیست که ما گند بزنیم و برویم و چیزی نشود. همه کنشها و رفتارهای ما یا پدرمان و مادران نابخردمان
البته بنسبت افغانستان ایران واقعا جلو هست،افغانستان اقتصادی نداره در واقع ایران جز منابعی که داره (که بعضا دردسر هم هست) نیروی انسانی و موقعیت استراتژیک خوبی داره که اینها رو فقط معلق کردن میشه از اینها در آینده استفاده کرد.
در جهان امروز اینجوری نیست که ما گند بزنیم و برویم و چیزی نشود. همه کنشها و رفتارهای ما یا پدرمان و مادران نابخردان دیر یا زود گریبانگیر خودمان هم میشود.
این بازگشت همچین خیلی موارد طولانی مدت میشه و در بازه عمر یک آدمی مثل اونهایی که گند رو زدند و رفتند نمیگنجه،هزینه ای که اونها دادن در مقایسه با کسانی که هزینه واقعی رو در ایران دادند قابل قیاس نیست.
این بازگشت همچین خیلی موارد طولانی مدت میشه و در بازه عمر یک آدمی مثل اونهایی که گند رو زدند و رفتند نمیگنجه،هزینه ای که اونها دادن در مقایسه با کسانی که هزینه واقعی رو در ایران دادند قابل قیاس نیست.
نه، با پیشرفت روزافزون تکنولوژی نه تنها امروز دیگر بازگشت درازی ندارد، که روز به روز کوتاهتر هم میشود.
همین نمونه بمب اتم، شما کجا میخواهی زندگی کنی زمانیکه جنگ اتمی راه افتاد راسل جان!؟
تازه چیزهای دیگری مانند ویروسهای آزمایشگاهی و .. هم در راه هستند، با اینها نمیشود فرار کرد، باید دیر یا زود درست کرد.
این نیم نگاه نیست...این نگاه از دریچه دلخواه عکاس هست!!! افغانستان گذشته با شکوهی نداشته...به مراتب هم از ایران عقب مانده تر بوده...چند تا عکس کلوز آپ که نشد مدرک از گذشته!!!
وضعیت افغانستان را هم باید زمان داد و دید، گفتیم چند دهه، نه چند سال!
بله...پس یعنی هنوز نمیشه مطمئن بود که این آزادی با طعم شیاف 😬 و وارداتی حتما تاثیر گذار باشه!!! فعلا که طالبان در حال ظهور مجدد هست و به رسمیت هم شناخته میشه کم کم...
ایران هم 30 سال بیشتر نیست این ریختی شده، یکی دو دهه هم بیشتر زمان نمیبرد تا درست شود (با به شمار آوردن فاکتور سختتر بودن ساختن در برابر ویراندن).
مخالفم....ایران فقط در دوران پهلوی کمی دگرگون شد اما بافت سنتی-مذهبی خودش رو داشت...جامعه ای کاملا متناقض!!! اگر جز این بود آخوند نمیتونست شاه رو کنار بزنه!!!
چیزی به نام احساسی هم نداریم اینجا، همه جای جهان باید کمابیش همگون پیش برود، اگر نه همین میشود که امروز میبینیم، یک کشور واپسمانده بنام ایران که مانند گره چنگارین (غده سرطانی) بوده و دیر یا زود با بمب اتم همه جهان را نابود میکند.
ما چون ایرانی هستیم از خویشکاریهای ما نیز هست که این گندی که پدران و مادرانمان زدهاند را درست کنیم تا هم خودمان در آسایش زندگی کنیم، هم آیندگان!
منظورم حرف کسری بود...گفت در حکومت فعلی زندگی در ایران برام مقدور نیست ولی فردای تغییر خوام اومد!! خب فردای رفتن اینها چیزی عوض نخواهد شد...همین مردم سرحال باز خواهند بود و مثل قبل عمل خواهند کرد!! مشکل با باز شدن دو تا بار و دیسکو که حل نمیشه...داستان عمیق تر از اینهاست..
مخالفتی با پیشرفت ایران ندارم اما با اینکه فکر کنیم فردای رفتن اینها چیزی عوض خواهد شد چرا !!! درست کردن این گند هم زمان بر است...
نه، با پیشرفته روزافزون تکنولوژی نه تنها امروز دیگر بازگشت درازی ندارد، که روز به روز کوتاهترم میشود.
همین نمونه بمب اتم، شما کجا میخواهی زندگی کنی زمانیکه جنگ اتمی راه افتاد راسل جان!؟
تازه چیزهای دیگری مانند ویروسهای آزمایشگاهی و .. هم در راه هستند، با اینها نمیشود فرار کرد، باید ماند و درست کرد.
حنگ اتمی که بعید میدونم بشود مگر القاعده و اینها،برای ایران باجگیری اتمیست وگرنه جنگ اتمی نمیشود حتی اینها هم اینقدر عقل دارند و همان باجگیریش هزینه و خطر امنیتی دارد.ولی ادم عوضی مثل همین تریتا پارسی از همان هم میتواند پول بسازد و دنیا رو بگند بکشد.
مشکل فقط جمهوری اسلامی نیست که با از بین رفتنش همه چی درست بشه. مردم ایران هر کدومشون به تنهایی یه پا جمهوری اسلامی هستن. فکر کردید اینا از کجا اومدن؟ همشون از همین مردم هستن. ممکنه یکیشون اصلاح طلب تر و یکی متحجر تر باشه ولی ماهیتشون یکی هست. شما برید تو اداره ها. شرکتها سازمانها. ببینید چقدر همشون شبیه رهبر و رئیس جمهورو مابقی ارازل و اوباش هستن از نظر رفتاری و اخلاقی و طرز فکر.
این نیم نگاه نیست...این نگاه از دریچه دلخواه عکاس هست!!! افغانستان گذشته با شکوهی نداشته...به مراتب هم از ایران عقب مانده تر بوده...چند تا عکس کلوز آپ که نشد مدرک از گذشته!!!
خوب میتوانیم به تاریخ هم بپردازیم، افغانستان تا همین چند سال پیش مانند ایران و
بسیار هم پیشرو بود و اینگونه نیست که از 1000 سال پیش مانند طالبان امروز زندگی کرده باشند.
بله...پس یعنی هنوز نمیشه مطمئن بود که این آزادی با طعم شیاف 😬 و وارداتی حتما تاثیر گذار باشه!!! فعلا که طالبان در حال ظهور مجدد هست و به رسمیت هم شناخته میشه کم کم...
اینها چه پیوندی به ایران دارد!؟
از سوی دیگر، این چه دگرشی در خویشکاری ما در درست کردن گندهای کشورمان دارد؟
گفتیم اگر ما نکنیم، در جهان امروز بسیار زودتر از آنکه گمان شود به خودمان برمیگردد، به خودمان هم برنگشت، به بچههایمان برمیگردد.
مخالفم....ایران فقط در دوران پهلوی کمی دگرگون شد اما بافت سنتی-مذهبی خودش رو داشت...جامعه ای کاملا متناقض!!! اگر جز این بود آخوند نمیتونست شاه رو کنار بزنه!!!
ایران کشور بزرگی بوده و هست و ما تنها تاریخ بخشی از آنرا میدانیم، اگر نه در هر بازه زمانی دولتهای گوناگون و شیوههای کشورداری گوناگونی
را گذرانده و امروز هم آنچنان وضع بدی از بسیاری دیدگاهها، همانند فرهنگ و منابع و زیرساختها و .. ندارد - با نگاه به کشورهای پیرامون و دیگر.
در زمان پهلوی همین 30 سال پیش هم مردم نشان دادند که اگر کمی آزادی باشد بخوبی از آن بهره خواهند برد و هتا انقلاب خواهند کرد.
چیزهایی به نام «شانس» و «بدشانسی» و randomness هم آنجا نقش بس مهمی دارند و گویا دوستان اصلا فاکتور نمیشمارند!؟
منظورم حرف کسری بود...گفت در حکومت فعلی زندگی در ایران برام مقدور نیست ولی فردای تغییر خوام اومد!! خب فردای رفتن اینها چیزی عوض نخواهد شد...همین مردم سرحال باز خواهند بود و مثل قبل عمل خواهند کرد!! مشکل با باز شدن دو تا بار و دیسکو که حل نمیشه...داستان عمیق تر از اینهاست..
مخالفتی با پیشرفت ایران ندارم اما با اینکه فکر کنیم فردای رفتن اینها چیزی عوض خواهد شد چرا !!! درست کردن این گند هم زمان بر است...
نگرش کسرا همان اندکی آزادی بود. اندکی آزادی به چه چمی است؟ به اینکه بتوانیم روزنامه خودمان را چاپ کنیم، کانال
تلویزیونی شخصی خودمان را داشته باشیم و بتوانیم آزادانه و بی نگرانی زیاد از ترور شدن خردگرایی را با توان هر چه بیشتر گسترش بدهیم.
آزادی آزادی میاورد. یک خورده ازادی مطبوعات زودتر از آنکه کسی بتواند هتا ببیند به آزادیهای مدنی و بالاتر میرسد.
فراموش نشود که 30 سال پیش نه اینترنت بود، نه ماهواره بود، نه facebook.
روی هم رفته من نمیگویم از خویشکاری (وظیفه) هر ایرانیای است که کشور را بماند یا برگردد و درست کند، ولی میگویم هر کس که میخواهد زندگی خوبی
داشته باشد باید از خودش و پیرامون و میهنش بیاغازد و نگذارد چنین گندهایی روی هم انبار شوند. در این ریخت خویشکار (موظف) است، اگرنه که هیچ.
حنگ اتمی که بعید میدونم بشود مگر القاعده و اینها،برای ایران باجگیری اتمیست وگرنه جنگ اتمی نمیشود حتی اینها هم اینقدر عقل دارند و همان باجگیریش هزینه و خطر امنیتی دارد.ولی ادم عوضی مثل همین تریتا پارسی از همان هم میتواند پول بسازد و دنیا رو بگند بکشد.
اینها دیدگاه خوشبینانه یا خودفریبانه هستند و چنانکه پیشتر هم گفتهایم، این خوشبینیهای واهی هتا کارکرد فرگشتیک دارند.
اگرنه ما چیزی به نام equilibrium یا هتا درک دوسویه نداریم، این رویدادها و جنگهای اتمی آسانتر از آنکه گمان میکنیم رخ میدهند و از اسلامی هم که برجهای دوقلو میاندازد هر چیزی برمیاید.
مشکل فقط جمهوری اسلامی نیست که با از بین رفتنش همه چی درست بشه. مردم ایران هر کدومشون به تنهایی یه پا جمهوری اسلامی هستن. فکر کردید اینا از کجا اومدن؟ همشون از همین مردم هستن. ممکنه یکیشون اصلاح طلب تر و یکی متحجر تر باشه ولی ماهیتشون یکی هست. شما برید تو اداره ها. شرکتها سازمانها. ببینید چقدر همشون شبیه رهبر و رئیس جمهورو مابقی ارازل و اوباش هستن از نظر رفتاری و اخلاقی و طرز فکر.
اینها دیدگاه خوشبینانه یا خودفریبانه هستند و چنانکه پیشتر هم گفتهایم، این خوشبینیهای واهی هتا کارکرد فرگشتیک دارند.
اگرنه ما چیزی به نام equilibrium یا هتا درک دوسویه نداریم، این رویدادها و جنگهای اتمی آسانتر از آنکه گمان میکنیم رخ میدهند و از اسلامی هم که برجهای دوقلو میاندازد هر چیزی برمیاید.
خوب فعلا که میبینیم بعد از 1945 دیگر استفاده نشده اند،البته این نیازمند حس حفظ خود و اینها میشود که فقط همان القاعده و بن لادن اینها هستند که آنرا ندارند،امروزه حتی چین و آمریکا هم بنفعشان نیست دیگری نابود شود.ج.ا هم آنقدر سرش میشود که بمب اتم استفاده کند کارش تمام است.
خوب فعلا که میبینیم بعد از 1945 دیگر استفاده نشده اند،البته این نیازمند حس حفظ خود و اینها میشود که فقط همان القاعده و بن لادن اینها هستند که آنرا ندارند،امروزه حتی چین و آمریکا هم بنفعشان نیست دیگری نابود شود.ج.ا هم آنقدر سرش میشود که بمب اتم استفاده کند کارش تمام است.
این همان خوشباوری واهی است که گفتیم!
آینده ما هم در گروی این است که آخوندها دوراندیش! و خردگرا!! 😰 باشند و جنگ اتمی راه نیاندازند ...
روشنه که امیدوارم حق با تو باشد راسل جان، ولی این برونیابیها (extrapolations) چیزی بیشتر از وهم و پندار نیستند.
خوب میتوانیم به تاریخ هم بپردازیم، افغانستان تا همین چند سال پیش مانند ایران و بسیار هم پیشرو بود و اینگونه نیست که از 1000 سال پیش مانند طالبان امروز زندگی کرده باشند.
تا پیشرو رو چی بدونیم...از زمانی که دنیا به ریخت نیمه مدرن و مدرن در اومده، ایران و افغانستان و کشورهای مشابه در حال دست و پا زدن در مزخرفات دینی خودشون بودن...
از سوی دیگر، این چه دگرشی در خویشکاری ما در درست کردن گندهای کشورمان دارد؟ گفتیم اگر ما نکنیم، در جهان امروز بسیار زودتر از آنکه گمان شود به خودمان برمیگردد، به خودمان هم برنگشت، به بچههایمان برمیگردد.
پیوندی که داره در بودن آزادی هست که گفتی اگر کمی باشه...نمونه جلوی چشمان ما هست که آزادی وارداتی مفید نیست به تنهایی. با بقیه حرفت هم موافقم...منظورم به خوشبینی بیش از حد بود این وسط !!!
ایران کشور بزرگی بوده و هست و ما تنها تاریخ بخشی از آنرا میدانیم، اگر نه در هر بازه زمانی دولتهای گوناگون و شیوههای کشورداری گوناگونی را گذرانده و امروز هم آنچنان وضع بدی از بسیاری دیدگاهها، همانند فرهنگ و منابع و زیرساختها و .. ندارد - با نگاه به کشورهای پیرامون و دیگر.
در زمان پهلوی همین 30 سال پیش هم مردم نشان دادند که اگر کمی آزادی باشد بخوبی از آن بهره خواهند برد و هتا انقلاب خواهند کرد.
چیزهایی به نام «شانس» و «بدشانسی» و randomness هم آنجا نقش بس مهمی دارند و گویا دوستان اصلا فاکتور نمیشمارند!؟
همین انقلاب نشان داد که آزادی تنها ملاک خوبی برای پیشرفت نیست...البته آزادی های دوره پهلوی گویا محدود بوده به همین بار و دیسکو آبجو خوردن!!! کار اساسی برای روشنگری انجام نشده بود...
نگرش کسرا همان اندکی آزادی بود. اندکی آزادی به چه چمی است؟ به اینکه بتوانیم روزنامه خودمان را چاپ کنیم، کانال تلویزیونی شخصی خودمان را داشته باشیم و بتوانیم آزادانه و بی نگرانی زیاد از ترور شدن خردگرایی را با توان هر چه بیشتر گسترش بدهیم.
آزادی آزادی میاورد. یک خورده ازادی مطبوعات زودتر از آنکه کسی بتواند هتا ببیند به آزادیهای مدنی و بالاتر میرسد.
فراموش نشود که 30 سال پیش نه اینترنت بود، نه ماهواره بود، نه facebook.
آزادی رو کی میخواد بده و کی میخواد تضمین کنه؟ همین عراق و افغانستان مگه به کجا رسیدن؟
روی هم رفته من نمیگویم از خویشکاری (وظیفه) هر ایرانیای است که کشور را بماند یا برگردد و درست کند، ولی میگویم هر کس که میخواهد زندگی خوبی داشته باشد باید از خودش و پیرامون و میهنش بیاغازد و نگذارد چنین گندهایی روی هم انبار شوند. در این ریخت خویشکار (موظف) است، اگرنه که هیچ.
مخالفتی ندارم و شاید بحثی هم نبود بین ما☺️!! فقط بدبختانه من هیچ چیز روشنی در آینده نزدیک نمیبینم...
آینده ما هم در گروی این است که آخوندها دوراندیش! و خردگرا!! باشند و جنگ اتمی راه نیاندازند ...
روشنه که امیدوارم حق با تو باشد راسل جان، ولی این برونیابیها (extrapolations) چیزی بیشتر از وهم و پندار نیستند.
خوب برونیابی بهترین و تنها راه ما در پیش بینی آینده است دیگر،ممکن است گروهی بی نام و نشان و تروریست که بدون نشانی برای برگشت لطفهای ارسالی باشد برای ایجاد وحشت روزی چنین کاری بکند،ولی آخوندهای خودمان اینقدر میفهمند که جنگ اتمی آخر کارشان است.
تا پیشرو رو چی بدونیم...از زمانی که دنیا به ریخت نیمه مدرن و مدرن در اومده، ایران و افغانستان و کشورهای مشابه در حال دست و پا زدن در مزخرفات دینی خودشون بودن...
اینجورها هم نیست آنارشی جان، در برابر همان افغانستان براستی ایران امروز سنجشپذیره؟
ما با این هم خرافههای دینی آیا براستی فرهنگ بسیار بالاتری نداریم، دستکم در جاهایی که آزادی بیشتری بوده، مانند بخشیهایی از تهران یا شهرستانهای آزادتر؟
Anarchy
پیوندی که داره که در بودن آزادی هست که گفتی اگر کمی باشه...نمونه جلوی چشمان ما هست که آزادی وارداتی مفید نیست به تنهایی.
با بقیه حرفت هم موافقم...منظورم به خوشبینی بیش از حد بود این وسط !!!
برای این فرجامیابیها هنوز زوده، باید زمان داد. نمیشود که 30 سال به اسلام زمان بدهیم، سپس بخواهیم در گذر 5 سال همه چیز درست شود!
همین انقلاب نشان داد که آزادی تنها ملاک خوبی برای پیشرفت نیست...البته آزادی های دوره پهلوی گویا محدود بوده به همین بار و دیسکو آبجو خوردن!!! کار اساسی برای روشنگری انجام نشده بود...
خب این شانس چقدر این وسط نقش داشته مگه؟
بسیار زیاد
ما براستی در راستای پرش تاریخی و رسیدن اروپا و فرای آن بودیم که این بدشانسی را آوردیم.
آزادیهای دوران پهلوی را با چند فرتور از گوشه و کنار در بالا نشان دادم، همهاش آبجو و دیسکو نبوده - چیزی که در ذهن ما جا انداختهاند،
ولی رسانههای توانمندی مانند امروز هم نبوده. با این همه، روند رو به پیشرفت و خوبی را میگذراندهاند، همینکه
امروز ما کمپین «حجاب آزاد» داریم و فرهنگمان با عربستان و طالبان و .. سنجشپذیر نیست از یادگار! همان دوران نیز هست.
مخالفتی ندارم و شاید بحثی هم نبود بین ما☺️!! فقط بدبختانه من هیچ چیز روشنی در آینده نزدیک نمیبینم...
بحثی که نیست، ولی خوب یک خوردهای هم میان خودمان میتوانیم گفتگو کنیم.
روی هم رفته نگرش من و گویا امیر گرامی در اینه که مردم ما هتا همین امروز تَوند بس بالایی دارند، ولی نگرش دیگر
دوستان (خودت، راسل و شیرین) گویا اینه که نه، مردم ما جادو شدهاند و هرگز نمیتوانند دیگر به پای اروپا برسند
پیوندی که داره که در بودن آزادی هست که گفتی اگر کمی باشه...نمونه جلوی چشمان ما هست که آزادی وارداتی مفید نیست به تنهایی. با بقیه حرفت هم موافقم...منظورم به خوشبینی بیش از حد بود این وسط !!!
اتفاقا مرغوبترین و پر مصرفترین نوع و شاید تنها نوع آزادی یافت شده همان نوع وارداتیست 😜 بنظر من ایران شرایطش باشد خیلی خیلی راحتتر از بقیه همسایگان و کشورهای اسلامی و اینها میتواند به آزادی برسد،فقط باید شرایط طوری باشد که آزادی پا بگیرد و تعادل بسمت همکاری و سود مشترک پیش رود تا خشونت و ناامنی
خوب برونیابی بهترین و تنها راه ما در پیش بینی آینده است دیگر،ممکن است گروهی بی نام و نشان و تروریست که بدون نشانی برای برگشت لطفهای ارسالی باشد برای ایجاد وحشت روزی چنین کاری بکند،ولی آخوندهای خودمان اینقدر میفهمند که جنگ اتمی آخر کارشان است.
نه، بهترین راه برای پیشبینی آینده کنترل کردن آینده است.
ما هم نباید بگذاریم آخوند و بمب اتم با هم باشند، کسان دیگر در جاهای دیگر جهان هم اگر مانند ما رفتار کنند، خود به خود تروریستی هم دیگر در کار نخواهد بود.
اینجورها هم نیست آنارشی جان، در برابر همان افغانستان براستی ایران امروز سنجشپذیره؟ ما با این هم خرافههای دینی آیا براستی فرهنگ بسیار بالاتری نداریم، دستکم در جاهایی که آزادی بیشتری بوده، مانند بخشیهایی از تهران یا شهرستانهای آزادتر؟
خب درسته و حرفی نیست...ما به دلایل گوناگونی از اونها جلوتریم که البته همون شانس هم در اون خیلی دخیل بوده و من سهم کمتری رو به تلاش مردم خودمون میدم!!! مثلا موقعیت جغرافیایی،داشتن نفت و منابع طبیعی و حتی مورد توجه بیشتر قدرت های جهانی بودن.
ما براستی در راستای پرش تاریخی و رسیدن اروپا و فرای آن بودیم که این بدشانسی را آوردیم.
آزادیهای دوران پهلوی را با چند فرتور از گوشه و کنار در بالا نشان دادم، همهاش آبجو و دیسکو نبوده - چیزی که در ذهن ما جا انداختهاند،
ولی رسانههای توانمندی مانند امروز هم نبوده. با این همه، روند رو به پیشرفت و خوبی را میگذراندهاند، همینکه امروز ما کمپین «حجاب آزاد» داریم و فرهنگمان با عربستان و طالبان و .. سنجشپذیر نیست از یادگار! همان دوران نیز هست.
نمیتونم بپذیرم که شانس این همه دخیل بوده...ما خودمون به دست خودمون این کار رو کردیم!! مثلا بدشانسی شاید بشه گفت بیماری شاه بوده یا نوشتن مقاله احمد رشیدی مطلق...
من تحت تاثیر 4 تا آخوند نمیگم آزادی خلاصه شده بوده در آبجو و ویسکی!! ناراحتیم از اینه که خیلی بهتر از این میشد عمل کرد و از همه ظرفیت استفاده نشد...ولی در اینکه اون دوران برای ما شده یه تکیه گاه و انگیزه خب بد نیست!! اما ای کاش اصلا تغییری اتفاق نمیوفتاد که امروز از اون روزها به عنوان پشتوانه یاد کنیم.
بحثی که نیست، ولی خوب یک خوردهای هم میان خودمان میتوانیم گفتگو کنیم.
روی هم رفته نگرش من و گویا امیر گرامی در اینه که مردم ما هتا همین امروز تَوند بس بالایی دارند، ولی نگرش دیگر دوستان (خودت، راسل و شیرین) گویا اینه که نه، مردم ما جادو شدهاند و هرگز نمیتوانند دیگر به پای اروپا برسند
تا چند سال پیش منم خیلی خوش بین بودم...اما هر چه بیشتر وارد اجتماع شدم و مسائل رو لمس کردم بیشتر مطمئن شدم که خیلی غیر واقعی فکر میکردم...اخلاقیات مردم اصلا دگرگون شده و اینها به عنوان فرهنگ جا افتاده...از شدن که میشه اما همون چند نسل رو فراموش نکن...در کل میخواستم بگم من دارم سعی میکنم ایران رو فراموش کنم😢
روی هم رفته نگرش من و گویا امیر گرامی در اینه که مردم ما هتا همین امروز تَوند بس بالایی دارند، ولی نگرش دیگر دوستان (خودت، راسل و شیرین) گویا اینه که نه، مردم ما جادو شدهاند و هرگز نمیتوانند دیگر به پای اروپا برسند
من کجا نظرم اینه؟ 😱 من اختلافم سر چیز دیگه ایه یا بهتر بگم بود وگرنه در این مورد نظر من به شما و امیر نزدیکتر است 👻
یعنی ایران پتاسیل بالاتری داره و میتواند آزاد شود،ولی در مورد قبل از انقلاب و زمان پهلوی بگمانم بعضی حرفهای آنارشی هم درسته،یعنی آزادی های قبل از انقلاب خیلی عمیق نبود،فرق من با دکتر ولی اینه که من میگم این یعنی روش و شرایط و زمان کم مشکل بوده و باید بسمت آزادی رفت ولی دوستان دیگه نامحتمل میدونند موفقیت آزادی رو
نه، بهترین راه برای پیشبینی آینده کنترل کردن آینده است.
ما هم نباید بگذاریم آخوند و بمب اتم با هم باشند، کسان دیگر در جاهای دیگر جهان هم اگر مانند ما رفتار کنند، خود به خود تروریستی هم دیگر در کار نخواهد بود.
خوب من هم میگم نباید دست آخوند به بمب برسد و بد است برای ما،ولی این با اینکه آخوندها در ایران از بمب اتم استفاده خواهند کرد یا نه متفاوت هست.
یعنی ایران پتاسیل بالاتری داره و میتواند آزاد شود،ولی در مورد قبل از انقلاب و زمان پهلوی بگمانم بعضی حرفهای آنارشی هم درسته،یعنی آزادی های قبل از انقلاب خیلی عمیق نبود،فرق من با دکتر ولی اینه که من میگم این یعنی روش و شرایط و زمان کم مشکل بوده و باید بسمت آزادی رفت ولی دوستان دیگه نامحتمل میدونند موفقیت آزادی رو
راسل جان منم نگفتم نمیتونه یا مثلا در مقابل افغانستان پتانسیل بالاتری نداره!! میگم ولی زیاد هم خوش بین نیستم،حداقل در کوتاه مدت...
راسل جان منم نگفتم نمیتونه یا مثلا در مقابل افغانستان پتانسیل بالاتری نداره!! میگم ولی زیاد هم خوش بین نیستم،حداقل در کوتاه مدت...
خوب بستگی داره کوتاه مدت رو چقدر بگیری،همون 10-20 سال که مهربد گفت بنظر منم تازه زیادم هست برای موفقیت.از ما میگذره ولی خوب حداقل اشتباه پدرانمون رو نمیکنیم یکچیز درست درمون میدیم دست نسلهای بعد،خودمونم یکچیزهاییش رو شاید استفاده کردیم.
بحثی که نیست، ولی خوب یک خوردهای هم میان خودمان میتوانیم گفتگو کنیم.
روی هم رفته نگرش من و گویا امیر گرامی در اینه که مردم ما هتا همین امروز تَوند بس بالایی دارند، ولی نگرش دیگر دوستان (خودت، راسل و شیرین) گویا اینه که نه، مردم ما جادو شدهاند و هرگز نمیتوانند دیگر به پای اروپا برسند
من پیشتر به تفصیل نظرم را در اینباره گفتهام. جامعهی ایرانی یک سر و گردن از تمام جوامع همقد خود بالاتر است، با یک تبصره: خطری بسیار جدی ایران را تهدید میکند و آن هیولای نژادپرستیست. من آذریها را به شدت دچار به عوالم نژادی مییابم(و مایهی تاسف منست که این پدیده را دیگر نمیتوان فقط محدود به شماری اندک اما شلوغ از «پانترکها» دانست)، در میان دیگر اقوام هم عدهی زیادی به نژادگرایی گرویدهاند و به نظر میرسد فاشیسم در میان نوجوانان ایرانی جایی گرم و نرم برای خود پیدا کرده. دلیل آنهم میتواند بحران هویت جوان ایرانی با سقط شدن اسلامیت از ایران باشد، میتواند سرکوب چند دههای ِ تاریخ و فرهنگ ایرانی باشد و یا .. اما اگر این خطر را زود نشناسیم و به مبارزه با آن نپردازیم احتمال افتادن از ورطهی اسلامگرایی به نژادگرایی بسیار زیاد خواهد بود.
به باور من باید از هر فرصتی برای مواجهه با ناسیونالیسم سیاسی(هر نوعی از آن)بهره جست، و هرگز در دام پذیرفتن آن به عنوان جایگزینی امن برای اسلامگرایی نیافتاد.
این همان اشتباهیست که اجداد ما در گرویدن به تشیع مرتکب شدند، و آنرا راه نجاتی از اسلام دیدند.
به باور من باید از هر فرصتی برای مواجهه با ناسیونالیسم سیاسی(هر نوعی از آن)بهره جست، و هرگز در دام پذیرفتن آن به عنوان جایگزینی امن برای اسلامگرایی نیافتاد.
خوب امیر گرامی راهکار چیست؟ بالاخره مقداری ناسیونالیسم نباشد که کشور نمیتواند تعریف شود،من البته موافقم با گفته بالا ولی آلترناتیو چیست؟
خوب امیر گرامی راهکار چیست؟ بالاخره مقداری ناسیونالیسم نباشد که کشور نمیتواند تعریف شود،من البته موافقم با گفته بالا ولی آلترناتیو چیست؟
دوست داشتن جایی که در آن بدنیا آمدهاید و بزرگ شدهاید و دل سوزاندن برای آن چیزیست از بنیاد متفاوت با ناسیونالیسم. اولی را تقریبا تمام انسانها، بدلیل کارکرد فرگشتیک آن دارند، دومی اما یک ایدئولوژی راستگرای مهاجم است که اول ملت را دستچین میکند(آنهم اغلب با معیارهایی شدیدا سیاسی-ایدئولوژیک)و سپس آنرا درجایگاه چیزی انتزاعی و خیالی مورد ستایش قرار میدهد، تا از طریق تحریک عواطف، ساختن دشمنان فرضی و طرح مفاهیم دروغین تودهها را برپاد منافع طبقاتی خودشان بسیج کرده، در برابر یکدیگر قرار بدهد. من امیدوارم این آتش همانقدرکه سریع افروخته شده، سریع هم فروبنشیند و با چشیدن طعم دموکراسی و جامعهی مدنی، خیلی زود از میان برود. راستش راهکار به خصوصی بجز گسترش آگاهی و نقد مداوم نمیشناسم.
دوست داشتن جایی که در آن بدنیا آمدهاید و بزرگ شدهاید و دل سوزاندن برای آن چیزیست از بنیاد متفاوت با ناسیونالیسم. اولی را تقریبا تمام انسانها، بدلیل کارکرد فرگشتیک آن دارند، دومی اما یک ایدئولوژی راستگرای مهاجم است که اول ملت را دستچین میکند(آنهم اغلب با معیارهایی شدیدا سیاسی-ایدئولوژیک)و سپس آنرا درجایگاه چیزی انتزاعی و خیالی مورد ستایش قرار میدهد، تا از طریق تحریک عواطف، ساختن دشمنان فرضی و طرح مفاهیم دروغین تودهها را برپاد منافع طبقاتی خودشان بسیج کرده، در برابر یکدیگر قرار بدهد. من امیدوارم این آتش همانقدرکه سریع افروخته شده، سریع هم فروبنشیند و با چشیدن طعم دموکراسی و جامعهی مدنی، خیلی زود از میان برود. راستش راهکار به خصوصی بجز گسترش آگاهی و نقد مداوم نمیشناسم.
بنظر میرسه تفاوت تنها بر سر تعریف واژه و نامگذاری باشه،در حالی که ریشه هر دو یکیه،فرگشتی بودن قبیله گرایی هم خیلی ربطی به اخلاقی بودنش نیست،بنظر میرسه جنس قبیله گرایی و مذهب خیلی مفید نباشه و اتفاقا اگر قرار هست جوابی هم میداده در گذشته نوع افراطی آن با ایجاد انگیزه برای کشته شدن و جنگیدن کارکردی داشته. مگر خود قبول چیزی بنام کشور مفهومی ناسییونالیستی در خود ندارد،حالا میشود گفت که نوع نابخرد آن میشود آن ناسیونالیستی که شما میگویی امیر جان ولی تا آنجا که من فهمیدم در جنس و اساس تفاوتی نیست.
بنظر میرسه تفاوت تنها بر سر تعریف واژه و نامگذاری باشه،در حالی که ریشه هر دو یکیه،فرگشتی بودن قبیله گرایی هم خیلی ربطی به اخلاقی بودنش نیست،بنظر میرسه جنس قبیله گرایی و مذهب خیلی مفید نباشه و اتفاقا اگر قرار هست جوابی هم میداده در گذشته نوع افراطی آن با ایجاد انگیزه برای کشته شدن و جنگیدن کارکردی داشته. مگر خود قبول چیزی بنام کشور مفهومی ناسییونالیستی در خود ندارد،حالا میشود گفت که نوع نابخرد آن میشود آن ناسیونالیستی که شما میگویی امیر جان ولی تا آنجا که من فهمیدم در جنس و اساس تفاوتی نیست.
خوب این فقط میگوید پرستش(دوست داشتن بی قید و نابخردانه) بد است و دوست داشتن بخردانه خوب. ولی چیزی درباره خوبی یا بدی خود دوست داشتن میهن (یا هر چیز دیگری که جایگزین آن کنیم) نمیکند. شاید بتوان گفت که میهن پرستی کلا چیز بدیست،ولی شرایط موجود و عامل بقا آنرا ضروری و اخلاقی میکند،شاید در آینده این هم یک Prisoner's Dilemma باشد که بشود با خردگرایی از سد آن تا حدود زیادی(خیلی بیشتر از امروز) گذشت.و این تفاوت فقط به اطرافیان و دوستان محدود شود.
خوب این فقط میگوید پرستش(دوست داشتن بی قید و نابخردانه) بد است و دوست داشتن بخردانه خوب. ولی چیزی درباره خوبی یا بدی خود دوست داشتن میهن (یا هر چیز دیگری که جایگزین آن کنیم) نمیکند. شاید بتوان گفت که میهن پرستی کلا چیز بدیست،ولی شرایط موجود و عامل بقا آنرا ضروری و اخلاقی میکند،شاید در آینده این هم یک Prisoner's Dilemma باشد که بشود با خردگرایی از سد آن تا حدود زیادی(خیلی بیشتر از امروز) گذشت.و این تفاوت فقط به اطرافیان و دوستان محدود شود.
خوب آوند (دلیل) خوب بودن میهندوستی که روشنه راسل جان: فرگشت
اینجا نباید شما بگویید چرا بد است؟ چون چه خوب باشد چه کاری نکند، کمابیش برایمان یکسان است، ولی اگر بد باشد میشود یک جور داو (ادعا).
جدای این، این یکی از مهادهای شبکههای طبیعی است که گرهها خواه ناخواه ریخت میگیرند:
خوب آوند (دلیل) خوب بودن میهندوستی که روشنه راسل جان: فرگشت
اینجا نباید شما بگویید چرا بد است؟ چون چه خوب باشد چه کاری نکند، کمابیش برایمان یکسان است، ولی اگر بد باشد میشود یک جور داو (ادعا).
منکه متوجه نشدم مهربد جان،خوب ادعا بشود.بالاخره ما ندانیم خوب است یا بد است هم پیش انگاشت ما میشود خنثی،ولی بالاخره میهندوستی باید بررسی شود از نظر اخلاقی حتی فرض (محال) بار اثبات بر دوش مخالفان هم باشد.
ولی ناگهان برخی میایند و میگویند خویش خوب است، خویشاوندان خوب است، نزدیکان خوب است، دوستان خوب است، میهن بد است، بشریت خوب است ..
پرسشی که به میان میاید، چرا؟ چرا همه گزینههای دیگر خوب هستند، ولی میهن خوب نیست؟
ناگهان ندارد،نخست اینکه اینها پیشرفت است،یعنی هدف نهایی اینست که این تمایزها از بین بروند و خویش و همه جانداران تنها بمانند.ساختار همدردی انسانها هم آن اندازه به این چیزها پایبند نیست،یعنی میشود کسی به یک گربه ملوس بیشتر نزدیکی نشان دهد تا یک کودک در حال مرگ از گرسنگی در آفریقا.
و نکته آخر هم اینکه تنها میهن این وسط کاملا یک چیز من درآوردیست و در آن لیست یکجور وصله ناجور است،همزبانی و هم فرهنگی و قوم و خویش و اینها را میتوان با سایر گزینه ها توضیح داد.میهن ولی با یک قرار داد سیاسی میشود یکسری که دیروز هموطن بودند فردا دیگر نباشند جایشان یکسری دیگر هموطن شوند مانند همین افغانستان و ایران خودمان.
منکه متوجه نشدم مهربد جان،خوب ادعا بشود.بالاخره ما ندانیم خوب است یا بد است هم پیش انگاشت ما میشود خنثی،ولی بالاخره میهندوستی باید بررسی شود از نظر اخلاقی حتی فرض (محال) بار اثبات بر دوش مخالفان هم باشد.
من هم متوجه نشدم!
من گفتم سودمندی فرگشتیک میهندوستی یا بهتر بگوییم، تیرهگرایی (tribalism) آشکار است، پیشتر داویده شده (-> مهاد هر شبکه طبیعی است) و خوبی آن نیز اثبات شده (طبیعت).
اکنون برخی میگویند این درست نیست، اینها باید بروند داو ما را بپوچند که نه، تیرهگرایی خوب نیست به این و آن بهمان.
ناگهان ندارد،نخست اینکه اینها پیشرفت است،یعنی هدف نهایی اینست که این تمایزها از بین بروند و خویش و همه جانداران تنها بمانند.ساختار همدردی انسانها هم آن اندازه به این چیزها پایبند نیست،یعنی میشود کسی به یک گربه ملوس بیشتر نزدیکی نشان دهد تا یک کودک در حال مرگ از گرسنگی در آفریقا.
1.
هدف نهایی چرا این است؟
2. پیشرفت چگونه به این سو میرود؟
3. پایبندی چه پیوندی به بودن یا نبودن این همپیوندگیها (associations) دارد؟
و نکته آخر هم اینکه تنها میهن این وسط کاملا یک چیز من درآوردیست و در آن لیست یکجور وصله ناجور است،همزبانی و هم فرهنگی و قوم و خویش و اینها را میتوان با سایر گزینه ها توضیح داد.میهن ولی با یک قرار داد سیاسی میشود یکسری که دیروز هموطن بودند فردا دیگر نباشند جایشان یکسری دیگر هموطن شوند مانند همین افغانستان و ایران خودمان.
من که نشان دادم، نه تنها یک چیز من در آوردی نیست، که در هر شبکهای (natural network) این گرهها خود به خود ساخته میشوند. برای ما: