با درود
تو مملکتی که نمی تونی با دوست خودت در باره مذهب و مملکت صحبت کنی
از ترس اینکه طرف زیر اب تو نزن دلمون به سایت گفتگو خوش بود که اونم رفت
حال که با این سایت اشنا شدیم از بخت بد ما اینم رونق نداره
جدا دارم می گم دیگه دارم می پوسیم
یه کاری کنید که این سایت رونق بگیر
به امید ایران ازاد
رونق دادن به تارنمای دفترچه
2567با درود
تو مملکتی که نمی تونی با دوست خودت در باره مذهب و مملکت صحبت کنی
از ترس اینکه طرف زیر اب تو نزن دلمون به سایت گفتگو خوش بود که اونم رفت
حال که با این سایت اشنا شدیم از بخت بد ما اینم رونق نداره
جدا دارم می گم دیگه دارم می پوسیم
یه کاری کنید که این سایت رونق بگیر
به امید ایران ازاد
خوب سایتهای این شکلی معمولن شلوغ پلوغ نیستند ولی در همون حد و اندازه ی خودش رونق داره
، همین الان طی مدت کوتاهی که دفترچه رو من شناختم حدود 3000 تا پست توش فرستاده شده یعنی چیزی حدود 3 ماه ، به نظر آمار بدی نیست به خصوص که گویا سایت فیلتر هم هست
.
ولی به نظر خود من بهتره که Vbseo رو اینجا هم نصب کرد تا در موتور های جستجو آمار خوبی بگیره و از بحث های مختلفی که توش راه میندازیم توی بالاترین لینک بدیم و اگر بشه یک تبلیغی براش بکنیم خوب اوضاعش بهتر میشه ، و در عین حال شخصن با خیلی شلوغ شدن اینجا مخالفم .
sonixax یک جستار دیگر برای شیوههای شلوغ کردن سایت داشتیم؟
2567با درود
تو مملکتی که نمی تونی با دوست خودت در باره مذهب و مملکت صحبت کنی
از ترس اینکه طرف زیر اب تو نزن دلمون به سایت گفتگو خوش بود که اونم رفت
حال که با این سایت اشنا شدیم از بخت بد ما اینم رونق نداره
جدا دارم می گم دیگه دارم می پوسیم
یه کاری کنید که این سایت رونق بگیر
به امید ایران ازاد
گرامی، پیش از هر چیز ورود شما به دفترچه را خوشآمد میگویم.🌹
اما برای چیزی که گفتید،
بهتر است چند دوست بیدین و خردگرا برای خودتان پیدا کنید؛ اگر نه
به نگر شخصی من کسی که مذهبی یا حتی دیندار باشد، در جایگاه «دوست» نمیتواند به شمار برود.
مهربدsonixax یک جستار دیگر برای شیوههای شلوغ کردن سایت داشتیم؟
فکر کنم داشتیم ،
منتها در حیطه مدیریت من نیست که بخواهم منتقلش کنم .
مهربدبهتر است چند دوست بیدین و خردگرا برای خودتان پیدا کنید؛ اگر نه
به نگر شخصی من کسی که مذهبی یا حتی دیندار باشد، در جایگاه «دوست» نمیتواند به شمار برود.
این چه حرفیست؟ صمیمیترین دوست ِ من یک کشیش کاتولیک است! همیشه با هم بحثهایی بسیار جذاب و طوفنده داریم و اصلا همین در سر و کله زدنهای ِ دائمی باعث گرمی روابط میان ِ ماست. میان پیروان ِ دیگر مذاهب هم اینجور آدمها بسیارند. من شک دارم که این دوستمان سن ِ کمی دارد و یا در محیطی بسته زندگی میکند، اگرنه آدمهای ِ مذهبی ِ حسابی کم نیستند.
__________________________
من طرفدار شلوغی هرچه بیشتر ِ ایجا هستم. گیر افتادن در حلقهی ِ آدمهایی با طرز فکر شبیه به خودتان بیمسئولیتی در قبال نوشتهها و نابودی ِ خلاقیت و پویایی را درپی خواهد داشت. راههایی هم که به نظرم میرسند ایجاد ِ چند تالار ِ غیرمذهبی ِ ضروری(مثل موسیقی و سینما)و همینطور تبلیغ برای ِ سایت در سایتهای پربازدید ِ ایرانی برای مدتیست.
sonixax، همین الان طی مدت کوتاهی که دفترچه رو من شناختم حدود 3000 تا پست توش فرستاده شده یعنی چیزی حدود 3 ماه ، به نظر آمار بدی نیست به خصوص که گویا سایت فیلتر هم هست .
هزار تایِ آنها را شما یک تنه نوشتهاید😛🌹
Ouroborosهزار تایِ آنها را شما یک تنه نوشتهاید
715 تا ، با این میشه 716 تا 😁
در مورد تالار های اضافی نظر من اینه که یک نظر سنجی چیزی بذاریم و نتیجه رو به ادمین بگیم ببینیم چه میشود .
Ouroborosاین چه حرفیست؟ صمیمیترین دوست ِ من یک کشیش کاتولیک است! همیشه با هم بحثهایی بسیار جذاب و طوفنده داریم و اصلا همین در سر و کله زدنهای ِ دائمی باعث گرمی روابط میان ِ ماست. میان پیروان ِ دیگر مذاهب هم اینجور آدمها بسیارند. من شک دارم که این دوستمان سن ِ کمی دارد و یا در محیطی بسته زندگی میکند، اگرنه آدمهای ِ مذهبی ِ حسابی کم نیستند.
مسیحیاش را نمیدانم امیر جان، ولی مسلمان جماعت بدرد دوستی نمیخورد.
2567با درود
تو مملکتی که نمی تونی با دوست خودت در باره مذهب و مملکت صحبت کنی
از ترس اینکه طرف زیر اب تو نزن دلمون به سایت گفتگو خوش بود که اونم رفت
حال که با این سایت اشنا شدیم از بخت بد ما اینم رونق نداره
جدا دارم می گم دیگه دارم می پوسیم
یه کاری کنید که این سایت رونق بگیر
به امید ایران ازاد
موافقم
از روزی که عضو شدم میام سر میزنم و وقتی میبینم خبری نیست... کمتر لاگین میکنم.
به نظر من هم یک فکری بشه بهتره.
پیشرفت سایت خیلی کنده.
باید کاری کنیم سایت یک تکونی بخوره.
شاید یک دلیل مهم نیامدن مذهبی ها به اینجا، "دین فکاهی های" فراوان و بی لزوم دوستان غیرمذهبی باشد.
مذهب جزء وجود انسان مذهبی است، توهین به مذهب مذهبی، توهین به خود اوست.
Philoشاید یک دلیل مهم نیامدن مذهبی ها به اینجا، "دین فکاهی های" فراوان و بی لزوم دوستان غیرمذهبی باشد.
مذهب جزء وجود انسان مذهبی است، توهین به مذهب مذهبی، توهین به خود اوست.
توهین به انسان مذهبی کافی نیست، بایستی در مقابل
ایشان جنگید و حقوق پایمال شده خود را از آنها گرفت.
مهربدتوهین به انسان مذهبی کافی نیست
البته توهین به عقاید انسان مذهبی ، نه به خودش 🌹
مهربدتوهین به انسان مذهبی کافی نیست، بایستی در مقابل
ایشان جنگید و حقوق پایمال شده خود را از آنها گرفت.
متوجه نشدم، شما تمام مذهبی ها را دشمن خود ميدانيد يا گروهی از آن ها را يا خود مذهب را؟ واقعا ميفرماييد حقوق شما را تک تک مذهبی ها به اتفاق پايمال كرده اند؟
با اين شرايط اگر ديگر كاربران اين سايت هم مثل شما خود را در "ميدان جنگ" با دشمنانی به نام دينداران تصور كنند و توهين به آن ها را مجاز و حتی ناكافی بپندارند، طبيعتا نبايد انتظار داشته باشند كه گفتگويی هم شكل بگيرد.
شما بايد بپذيريد كه اعتقادات مذهبی، كه موجوديت و شخصيت دينداران با ان ها گره خورده، با موضع گيری های ذهنی علمي و فلسفی شما كه فقط ذهن را از "گزاره ها" انباشته می كند فرق دارند، مزخرف خواندن تكامل يا فلسفه ی سياسی ارسطو كسی را متاثر نمي كند، ولی مزخرف خواندن كتاب مقدس دل های فراوانی ميشكند. من كه فكر نميكنم انسانيت حكم به رنجاندن انسان ها بدهد.
البته توهین داریم تا توهین،وقتی چیزی به این حد خنده دار هست که نسبت به آن داگما وجود دارد،مثل بخشهای فراوانی از قرآن و به نظر شما خنده دار است چرا نباید به آن خندید.البته این با توهین به خود فرد مقابل متفاوت است.من هیچ مشکلی ندارم کسی به تفکرات من بخندند.بیایند به بیخدایی و انسانگرایی من بخندند.
Philoولی مزخرف خواندن كتاب مقدس دل های فراوانی ميشكند.
خیر - اینچنین نیست . مزخرف خواند ، مزخرفات دل کسی را نمیشکاند به خصوص که اگر با دلیل و مدرک هم باشد و مزخرف خواندن اعتقادات و یا کتاب دینی یک فرد مذهبی به هیچ عنوان در رده ی توهین قرار نمیگیرد .
این که بیاییم بگوییم گیر دادن به اعتقادات مذهبی افراد مذهبی موجب دلشکستگیان میشود و نباید این کار را انجام داد موجب این میشود که دامنه ی مذهب به واسطه عقایدی اینچنینی نفوذ ناپذیر شود و از آنجه که مذاهب به خصوص اسلام تمامیت خواه هستند تاثیر مستقیم بر زندگی بشریت میگذارد و نه تنها بشر را به عقب میراند بلکه حوادثی مانند 11 سپتامبر چپ و راست تکرار میشود .
در مورد مسلمانان همان طور که پیشتر گفتم چون اغلب حرفی برای گفتن ندارند وارد چنین محیط هایی نمیشوند ، آنهایی هم که به وضوح در استخدام دولت هستند برای مقابله با سایتهای اینچنینی (مانند جناب 4 کی در گفتگو و اینجا که خودشون هم این موضوع رو اعلام کرده بودند با سربلندی !) بعد از مدتی که دیگر توان پاسخگویی ندارند به پرت و پلا گویی میوفتند و دو راه برایشان میماند :
1 - کلا از این مدل بحث ها بکشند بیرون و یا حمله انتحاری کنند عله آن وبسایت .
2 - به جاهایی بروند که بیخدایان و اسلامستیزان یا در آنجا نیستند و یا خیلی کم هستند تا کسی نباشد که پاسخشان را بدهد و آن دسته هم که هستند و فعال هستند نوشتارشان به واسطه ی وجود گردانندگان اسلامگرا حذف میشود مانند عندیشه ها .
ولی در اینجا تا کنون هیچ سانسوری علیه هیچ فردی صورت نگرفته - حتا علیه کاربران پانترکی که زمانی فکر میکردند میتوانند با استفاده از محیط باز اینجا هر چرندی را تحویل دهند و پاسخی دریافت نکنند ، همان جناب 4 کی در گفتگو مدیر بودند ! ولی شما عمرن نمیتوانید یک مدیر اسلامستیز یا بیخدا را در یک وبسایت مذهبی و اسلامی و یا وابسته به اسلامگرایان پیدا کنید !
Philoشما بايد بپذيريد ...
چرا باید بپذیریم؟!
عقیدهی ِ هرکس برای ِ «خودش» محترم است و طبیعتا علاقه ندارد آن را هزل شده، نقد شده و یا مورد تردید بیابد، این نه دلیلیست برای سانسور(از هر نوع ِ آن)و نه بهانهی ِ کافی برای ِ شرکت نکردن در گفتگوها. تاپیک ِ «دین فکاهی» تاپیکی بود در گفتمان(به گمانم مارمولک یا مزدک آن را آغازیدند)، 8 سالی سابقه دارد، و در آنجا هم برخی کاربران ِ مسلمان تمامی بحثهای ِ انتقادی را رها کرده، به آن تاپیک بند کرده بودند که خصمآلود و توهینآمیز و غیره است..! اصلا هدف از وجود ِ محیطهای ِ باز و بهرهمند از آزادی ِ بیان اینست که به مسلمان جماعت بیاموزیم باورهای ِ او هم برای ِ بقیه «باور»هایی بیش نیستند که میتوانند جالب، ملالآور، احمقانه و یا مضحک باشند، و هرکس حق هزل، نقد، ریشخند، تشکیک و ابطال آنها را بطور ِ کامل دارد.
جناب امیر منظورم از باید should هست، بخوانید: "این یک حقیقت است که..."
تمام حرف من این است: عقیدهی یک انسان مذهبی برای او خیلی بیشتر از "محترم بودن" است. شما وقتی پیامبر یا کتاب مقدس یک مذهبی را ریشخند می کنید، گویی دارید مادر یا برادر او را مسخره می کنید و به همان اندازه او را میرنجانید، فرض کنید برادر من واقعا هم منگل باشد، حالا این اخلاقی است که شما دائما جلوی من برای برادرم جک بسازید و بخندید؟ میدانم که برادر با پیامبر خیلی فرق میکند، ولی آنچه من روی آن تاکید می کنم رابطه ی شخص مذهبی با مذهبش است که با رابطه ی شما با "آنارکوسندیکالیسم" واقعا متفاوت است.
این دلیل من برای "غیر اخلاقی" بودن تمسخر و توهین به اعتقادات یک دیندار است.
حالا شما اگر می فرمایید من اشتباه می کنم و مسلمانان بیخود می کنند که ناراحت می شوند، حداقل می توانید به عنوان یک سیاست زیرکانه برای باز کردن پای مسلمانان به این سایت کمتر با دینشان شوخی کنید.
Philoجناب امیر منظورم از باید should هست، بخوانید: "این یک حقیقت است که..."
تمام حرف من این است: عقیدهی یک انسان مذهبی برای او خیلی بیشتر از "محترم بودن" است. شما وقتی پیامبر یا کتاب مقدس یک مذهبی را ریشخند می کنید، گویی دارید مادر یا برادر او را مسخره می کنید و به همان اندازه او را میرنجانید، فرض کنید برادر من واقعا هم منگل باشد، حالا این اخلاقی است که شما دائما جلوی من برای برادرم جک بسازید و بخندید؟ میدانم که برادر با پیامبر خیلی فرق میکند، ولی آنچه من روی آن تاکید می کنم رابطه ی شخص مذهبی با مذهبش است که با رابطه ی شما با "آنارکوسندیکالیسم" واقعا متفاوت است.
این دلیل من برای "غیر اخلاقی" بودن تمسخر و توهین به اعتقادات یک دیندار است.
حالا شما اگر می فرمایید من اشتباه می کنم و مسلمانان بیخود می کنند که ناراحت می شوند، حداقل می توانید به عنوان یک سیاست زیرکانه برای باز کردن پای مسلمانان به این سایت کمتر با دینشان شوخی کنید.
قیاسی که میکنید نه فقط مع الفارق است، بلکه عجیب هم هست. خندیدن به چیزی که شخص در آن نقشی نداشته(مثل ِ معلولیتها و نقصهای ِ جسمی یا روانی)از جمله بالاترین نشانههای ِ بیفرهنگی و کمشعوری و خریت ِ محض ِ یک نفر است، درحالی که خندیدن به باورهای ِ خندهداری که شخصی آنها را مقدس میداند و به عنوان ِ کلام ازلی و ابدی ِ از آسمان نازل شده پذیرفته واکنشی طبیعی به چنان وضعیتیست.
شکی نیست که نوع ِ ارتباط ِ من و آنارکوسندیکالیسم با جنس ِ ارتباط ِ یک مسلمان و دینش تفاوت دارد، چه در مقدمات و نحوهی ِ رسیدن به باورها و چه در شکل ِ ظهور و کارکردشان. وانگهی اینها هیچکدام دلیل نمیشوند که ما خودسانسوری بکنیم تا مبادا عواطف ِ یک مسلمان پیرامون ِ مقدسات ِ به زعم ِ من موهومش نرنجد. مقدس بودن ِ گاو نزد یک هندو و ساختن بُت از آلت مردانه و زنجیر زدن برای حسین برای ِ من بیخردی ِ خندهآوریست و ابایی هم از خندیدن به آن ندارم!
من از این جهت یکسره با مهربد همنظرم، به باور من نه فقط مقدسات ِ مذهبی را باید از هر جهت مورد ِ تهاجم قرار داد، بلکه باید اشخاص ِ مذهبی را هم لحظهای راحت نگذاشت. جای ِ دیگری «محترم بودن» عقاید را نفی کردم و گفتم که از جمله مخربترین و مهملترین دستاوردهای ِ بشر ِ غربی یکی همینست، من به کتک زدن ِ زنان و قطع ِ اعضای ِ بدن و چندهمسری و غیره احترام نخواهم گذاشت و «سکوت» دربرابر ِ آن را غیراخلاقی میشمارم.
یک چیز ِ دیگر را هم اضافه بکنم، و آن اینست که موضع ِ ما(حداقل خود ِ من)یک موضع ِ سادیستی ِ انتقامجویانه نیست. هرچند سه دهه در این کشور مذهبیون ما را سرکوب کردهاند و به حریم خصوصی ِ ما دست انداختهاند، با این وجود به قصد ِ «رنجش» و «آزار» آنها چیز نمینویسیم، خود ِ من اگر جایی مذهبی را ریشخند کردهام، قصدم بیش از هرچیز استفاده از کارکرد ِ «روان ضربهای»ِ طنز برای انتقال حداکثری ِ منظور(که نشان دادن ِ ذات ِ تهی و یکسر یاوهی ِ مذهب است)بوده، نه عذاب دادن ِ کسی. حالا اگر در این جریان به کسی برخورده، تصور میکنم مشکل از خود ِ او و نحوهی ِ درکش از جهان ِ خارج از باورهایش باشد، نه روشمندی ِ من. عنایت بفرمایید که من لذت ِ ذاتی ِ نهفته در «توهین به مقدسات» و «هنجارشکنی» که از جمله خصایل ِ آنارشیستی و دلچسب ِ نوع بشر است را انکار نمیکنم، بلکه متوجه بودن ِ نوک ِ پیکان ِ این توهینها به شخص ِ باورمند به جای ِ باورهای ِ او را مردود میدانم.
Philoمتوجه نشدم، شما تمام مذهبی ها را دشمن خود ميدانيد يا گروهی از آن ها را يا خود مذهب را؟ واقعا ميفرماييد حقوق شما را تک تک مذهبی ها به اتفاق پايمال كرده اند؟
با اين شرايط اگر ديگر كاربران اين سايت هم مثل شما خود را در "ميدان جنگ" با دشمنانی به نام دينداران تصور كنند و توهين به آن ها را مجاز و حتی ناكافی بپندارند، طبيعتا نبايد انتظار داشته باشند كه گفتگويی هم شكل بگيرد.
در کشوری مانند ایران که اسلام به دگراندیشان زورچپان شده، جایگاه «بیطرف» نداریم. یا شما مسلمان هستید و به گونهای مستقیم
از این زورچپانی طرفداری میکنید (بسیجی، آخوند، شریعتی و ..) و یا با بیطرفی خود مهر رضایت بر رفتارهای دولت میزنید (بیشتر مسلمانها).
یک مسلمان در ایران تنها زمانی احترام دارد که گرایش خود به جدایی دین خود از دولت را آشکار بیان کند؛ سد البته هر مسلمانی که اینچنین کند را نمیتوان
دیگر "مسلمان" دانست، چراکه اسلام دینی سیاسی است و سدها سوره و آیه کشورداری دارد و نمیتوان دلبخوا،ه فلان سوره را پذیرفت و دیگری را نه.
Philoشما بايد بپذيريد كه اعتقادات مذهبی، كه موجوديت و شخصيت دينداران با ان ها گره خورده، با موضع گيری های ذهنی علمي و فلسفی شما كه فقط ذهن را از "گزاره ها" انباشته می كند فرق دارند، مزخرف خواندن تكامل يا فلسفه ی سياسی ارسطو كسی را متاثر نمي كند، ولی مزخرف خواندن كتاب مقدس دل های فراوانی ميشكند. من كه فكر نميكنم انسانيت حكم به رنجاندن انسان ها بدهد.
این انسانگراهای لطیف با سکوت خود، روزانه دستکم یک جوان را به جرمهایی از قبیل «مفسد
فیالارض»، «لواط» و «محاربه با خدا و رسولالله» و مزخرفات اینچنینی پای چوبه دار میفرستند.
بماند که چه شمار هنگفتی هم روزانه در اوین و خرم آباد و کهریزک و ... شکنجه و تجاوز میشوند.
دل این آدمها شکسته شود بهتر است یا کشته شدن جوانهای ما؟
دوستان کسی در فاروم هممیهن نیست؟
مهربددوستان کسی در فاروم هممیهن نیست؟
من فکر کنم خیلی وقت پیش اونجا یه آی دی داشتم اما اینکه فعالیتی داشته باشم نه....
مهربددوستان کسی در فاروم هممیهن نیست؟
گویا بنده هم عضو هستم
!
البته این جور که من شنیدم به هیچ وجه انجمن قابل اعتمادی نیست...
sonixaxگویا بنده هم عضو هستم !
avadar_e_Democracyالبته این جور که من شنیدم به هیچ وجه انجمن قابل اعتمادی نیست...
من هم نگرم همین است که انجمن قابل اعتمادی نیست و برای ج.ا. کار میکند.
من برای جستار پرسش و پاسخ مزدک که جستوجو میکردم، جستارش را از هممیهن بدون
سر و سدا پاک کرده بودند و تنها اعتراض یکی از کاربرها (Behfar) روی بایگانی، آنهم اینجا مانده بود:
فرومهای معتبر فارسی کدومها الان هستند ، من هرچی فروم دیدم همش راجع کامپیوتر و موبایل و اینها بوده ، آنها که داخل ایران کاربر زیاد داره.
shinbetفرومهای معتبر فارسی کدومها الان هستند ، من هرچی فروم دیدم همش راجع کامپیوتر و موبایل و اینها بوده ، آنها که داخل ایران کاربر زیاد داره.
من که هیچی نمیشناسم - همون کامپیوتری هاش هم دونه دونه دارند میترکند ! انجمن هایی هم که توشون آزادی برای هر نوع بحثی وجود داره یک جورهایی نایاب هستند ! اون عندیشه ها که رو که کلن ولش کنید . ۴ تا آدم حسابی هم توش بود دیگه نیست ! الان برید ببینید چند وقته یک پست هم توش فرستاده نشده . که البته حقشونه و بنده از این بابت خرسند 😏
مزدک هم که ازش خبری نیست ! روزهای اول اومد اینجا ثبت نام کرد و بعدش رفت که رفت - فکر کنم اگر جایی بچه مسلمون پررو نباشه مزدک دور و برش آفتابی نمیشه 😆
sonixaxبه نظر من فکر خوبی هستش .
من که هیچی نمیشناسم - همون کامپیوتری هاش هم دونه دونه دارند میترکند ! انجمن هایی هم که توشون آزادی برای هر نوع بحثی وجود داره یک جورهایی نایاب هستند ! اون عندیشه ها که رو که کلن ولش کنید . ۴ تا آدم حسابی هم توش بود دیگه نیست ! الان برید ببینید چند وقته یک پست هم توش فرستاده نشده . که البته حقشونه و بنده از این بابت خرسند 😏
مزدک هم که ازش خبری نیست ! روزهای اول اومد اینجا ثبت نام کرد و بعدش رفت که رفت - فکر کنم اگر جایی بچه مسلمون پررو نباشه مزدک دور و برش آفتابی نمیشه 😆
از مزدک در هیچ فارومی خبری نیست. من نگرانش شده ام.
راستی از گفتمانیهای قدیم کسی اینجا هست؟
Kavehاز مزدک در هیچ فارومی خبری نیست. من نگرانش شده ام.
مزدک فقط گاهی در فیس بوک آنلاین میشه.خودش هم میگفت مثل سابق دیگه زیاد انرژی و حوصله ندارم.
Kavehراستی از گفتمانیهای قدیم کسی اینجا هست؟
از گفتمانی های قدیم هم جناب Ouroboros و مهربد هستن.امیر که چند ماهی هست سر نزده به اینجا و مهربد هم در کمال تعجب یک هفته هست که اینجا لاگین نکرده!
مهربد چند وقته سراغ اون يكي پروژه هم نرفته !
نگرانش شدم
.
Havadar_e_Democracyاز گفتمانی های قدیم هم جناب Ouroboros و مهربد هستن.امیر که چند ماهی هست سر نزده به اینجا و مهربد هم در کمال تعجب یک هفته هست که اینجا لاگین نکرده!
sonixaxمهربد چند وقته سراغ اون يكي پروژه هم نرفته !
نگرانش شدم .
با سپاس از دوستان (و پوزش برای پروژه)، من چند روزی خانه نبودم و دسترسی به اینترنت نداشتم 🌹
به کوری چشم ج.ا.، زندهتر و بهتر از همیشه اینجاییم 😁
Kavehاز مزدک در هیچ فارومی خبری نیست. من نگرانش شده ام.
راستی از گفتمانیهای قدیم کسی اینجا هست؟
کاوه گرامی همانجور که دوستان اشاره کردن من هم از گفتمان هستم.
هموندی و عضویت شما را هم خوشآمد میگویم
🌹
مهربدکاوه گرامی همانجور که دوستان اشاره کردن من هم از گفتمان هستم.
هموندی و عضویت شما را هم خوشآمد میگویم
ممنون!
من اتفاقی اینجا را پیدا کردم. امیدوارم روز به روز رونق بیشتری بگیرد. تنها جاییست که می بینم هوای آزاد برای تنفس دارد!
متاسفانه در پی داستان فیلترینگ در ایران. گویا وب فارسی هم دچار افول شده. تمامی فارومها چنان دچار خودسانسوریند طوری که روی سانسورچی های ج.ا را سفید کرده اند. اینها باعث شده نوعی رکود فکری در نوشته ها به چشم بخورد. تعجبی نیست که مزدک دیگر انرژی و حوصله سابق را ندارد. نمی دانم اینها را چه می توان نامید. نسل خالص پرورده ج.ا ؟ همه جا به سوی تک قطبی شدن و تک صدایی شدن پیش می رود. نمی دانم خاصیت اینترنت است یا ج.ا. ولی وضعیت خوبی نیست. وقتی مقایسه می کنمش با گفتمان افسوس می خورم. عده ای چنان در تفکرات عجیب و غریب مذهبی غرقند که گویا از دنیایی دیگر آمده اند و عده ای دیگر هم اصولا با فکر کردن مشکل دارند. سیاست هم تقسیم شده به دنیاهایی ایزوله و تک قطبی که هیچ ارتباطی با هم ندارند.
شوربختانه، گفتمان یکی از فارومهایی بود که تجربه آن را نمیتوان به این سادگیها فراموش کرد گرامی.
البته در آن زمان هنوز چیزی بنام فیلترینگ هم نبود و این فیلترینگ همانگونه که گفتی کار را برایمان سخت کرده.
البته من ایران نیستم، ولی گمان نمیکنم دور زدنش آن اندازه هم سخت باشد، بویژه اینروزها که VPN و .. هم فراوان ریخته است.
هرآینه داشتم در همین راستا مرامنامه یکی از فارومهای شلوغ ایرانی (persiantools) را میخواندم:
***
توجه: مطابق با دستور کمیته فیلترینگ، هر گونه بحث و تبادل نظر در مورد موضوعات مرتبط با انتخابات (موافق یا مخالف) مجاز نیست و دسترسی کاربران خاطی مسدود می شود.
6. بحث در مورد دين، سياست، مذهب، مقدسات و مسایل مربوطه در هر نوع و روش آن (چه موافق و چه مخالف) ، هيچ كمكي در راستاي نيل به اهداف فني سايت ننموده و تحت هیچ شرایطی مجاز نیست.
7. بحث در مورد راه های عبور از فیلتر، نرم افزارهای فیلترشکن و مسایل مرتبط تحت هیچ شرایطی مجاز نیست.
...
با توجه به قوانین مربوط به جرایم رایانه ای، از این پس هرگونه بحث و مطلبی که مصداقی از موارد مطرح شده در این قوانین باشد، مجاز نمی باشد.
مدیران فروم نسبت به حذف مطالب و برخورد با کاربران خاطی اقدام خواهند کرد:
الف ) محتوای علیه عفت و اخلاق عمومی
1. اشاعه فحشاء ومنكرات (بند2 ماده6 ق. .م)
2. تحریك ، تشویق ، ترغیب ، تهدید یادعوت به فساد و فحشاء و ارتکاب جرایم منافی عفت یا انحرافات جنسی
3. ( بند ب ماده 15 قانون ج.ر و ماده 649 ق.م.ا))
4. انتشار، توزیع ومعامله محتوای خلاف عفت عمومی(مبتذل ومستهجن) (بند2 ماده6 ق.م وماده 14 قانون ج.ر)
5. تحریك ، تشویق ، ترغیب ، تهدید یاتطمیع افراد به دستیابی به محتویات مستهجن ومبتذل ( ماده 15 قانون جرایم رایانه ای)
6. استفاده ابزاری از افراد(اعم از زن ومرد) در تصاویر ومحتوی، تحقیر وتوهین به جنس زن، تبلیغ تشریفات وتجملات نامشروع وغیرقانونی. (بند10 ماده6 ق.م)ب)محتوای علیه مقدسات اسلامی
1. محتوای الحادی ومخالف موازین اسلامی(بند1ماده6 ق.م)
2. اهانت به دین مبین اسلام ومقدسات آن (بند 7 ماده6 ق.م وماده 513 ق. م.ا)
3. اهانت به هر یک از انبیاء عظام یا ائمه طاهرین (ع) یا حضرت صدیقه طاهره(س)( ماده 513 ق. م.ا)
4. تبلیغ به نفع حزب گروه یا فرقه منحرف ومخالف اسلام(بند9 ماده6 ق.م)
5. نقل مطالب از نشریات ورساناها واحزاب وگروههای داخلی وخارجی منحرف ومخالف اسلام به نحوی كه تبلیغ ازآنها باشد . (بند9 ماده6 ق.م)
6. اهانت به امام خمینی(ره) وتحریف آثار ایشان (ماده514 ق .م.ا)
7. اهانت به مقام معظم رهبری( امام خامنه ای) وسایرمراجع مسلم تقلید(بند 7 ماده6 ق.م)ج) محتوای علیه امنیت وآسایش عمومی
1. تشكیل جمعیت ، دسته ، گروه در فضای مجازی(سایبر) باهدف برهم زدن امنیت كشور(ماده 498 ق.م..ا)
2. هر گونه تهدید به بمب گذاری (ماده 511ق.م..ا)
3. محتوایی كه به اساس جمهوری اسلامی ایران لطمه وارد كند(بند1 ماده6 ق.م)
4. انتشار محتوی علیه اصول قانون اساسی. (بند12 ماده6 ق.م)
5. تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران(ماده500 ق .م.ا)
6. اخلال در وحدت ملی و ایجاد اختلاف مابین اقشار جامعه به ویژه ازطریق طرح مسائل نژادی وقومی (بند 4 ماده6 ق.م)
7. تحریك یا اغوای مردم به جنگ وكشتار یكدیگر (ماده 512 ق.م.ا)
8. تحریك نیروهای رزمنده یا اشخاصی كه به نحوی ازانحا در خدمت نیروهای مسلح هستند به عصیان ، فرار، تسلم یا عدم اجرای وظایف نظامی(ماده504 ق.م..ا)
9. تحریص وتشویق افراد وگروهها به ارتكاب اعمالی علیه امنیت، حیثیت ومنافع جمهوری اسلامی ایران در داخل یا خارج از كشور(بند5 ماده6 ق.م)
10. تبلیع به نفع گروهها وسازمانهای مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران (ماده500 ق .م.ا)
11. فاش نمودن وانتشارغیر مجاز اسناد و دستورها ومسایل محرمانه و سری دولتی وعمومی(بند 6 ماده6 ق.م ومواد 2و3 قانون مجازات انتشار و افشای اسناد محرمانه و سری دولتی وماده 3 قانون ج.ر)
12. فاش نمودن وانتشار غیر مجاز اسرار نیروهای مسلح(بند 6 ماده6 ق.م)
13. فاش نمودن وانتشار غیر مجاز نقشه واستحكامات نظامی(بند 6 ماده6 ق.م)
14. انتشار غیر مجاز مذاكرات غیرعلنی مجلس شورای اسلامی(بند6 ماده6 ق.م)
15. انتشار بدون مجوز مذاكرات محاكم غیرعلنی دادگستری وتحقیقات مراجع قضایی(بند 6 ماده6 ق.م)
16. انتشار محتوایی که از سوی شورای عالی امنیت ملی منع شده باشد.د)محتوای علیه مقامات ونهادهای دولتی و عمومی
1. اهانت وهجو نسبت به مقامات، نهادها و سازمان های حکومتی وعمومی. (بند8 ماده6 ق.م ومواد 609و700ق.م.ا)
2. افترا به مقامات، نهادها وسازمان های حکومتی و عمومی. (بند8 ماده6 ق.مطبوعات و697 ق.م.ا)
3. نشراكاذیب وتشویش اذهان عمومی علیه مقامات ،نهادها وسازمانهای حکومتی.(بند11 ماده6 ق.م و 698 ق.م. ا)ه )محتوایی که برای ارتکاب جرایم رایانه ای به کار می رود ( محتوای مرتبط با جرایم رایانه ای)
1. انتشار یا توزیع ودر دسترس قراردادن یامعامله داده ها یانرم افزارهای كه صرفاً برای ارتكاب جرایم رایانه ای به كار
2. می رود. ( ماده 25 قانون ج.ر)
3. فروش انتشار یا در دسترس قراردادن غیرمجاز گذر واژه ها وداده هایی كه امكان دسترسی غیرمجاز به داده ها یا سامانه های رایانه ای یا مخابراتی دولتی یاعمومی رافراهم می كند. ( ماده 25 قانون ج.ر)
4. انتشاریا در دسترس قراردادن محتویات آموزش دسترسی غیرمجاز، شنود غیرمجاز، جاسوسی رایانه ای، تحریف واخلال در داده ها یا سیستم های رایانه ای ومخابراتی. ( ماده 25 قانون ج.ر)
5. آموزش و تسهیل سایر جرایم رایانه ای. ( ماده21 قانون ج.ر)
6. انتشار فیلتر شكن ها وآموزش روشهای عبور از سامانه های فیلترینگ( بند ج ماده 25 قانون ج.ر)
7. انجام هرگونه فعالیت تجاری واقتصادی رایانه ای مجرمانه مانند شركت های هرمی.(قانون اخلال در نظام اقتصادی کشور وسایر قوانینز)محتوای مجرمانه مربوط به امور سمعی و بصری و مالکیت معنوی
1. انتشار وسرویس دهی بازی های رایانه ای دارای محتوای مجرمانه( مواد مختلف ق. م.ا و قانون ج.ر)
2. معرفی آثار سمعی وبصری غیر مجاز به جای آثار مجاز. (ماده 1 قانون نحوه مجازات.اشخاصی که در امور سمعی وبصری فعالیت غیر مجاز دارند )
3. عرضه تجاری آثار سمعی وبصری بدون مجوز وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی (ماده 2 قانون نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت غیر مجاز دارند )
4. تشویق وترغیب به نقض حقوق مالکیت معنوی ( ماده 1 قانون حمایت از حقوق پدید آورندگان نرم افزار های رایانه ای وماده 74 قانون تجارت الکترونیکی)و ) محتوایی که تحریک،ترغیب ،یا دعوت به ارتکاب جرم می کند( محتوای مرتبط با سایرجرایم)
1. انتشار محتوی حاوی تحریک،ترغیب ،یا دعوت به اعمال خشونت آمیز وخود کشی(ماده 15 قانون ج.ر)
2. تبلیغ وترویج مصرف موادمخدر، موادروان گردان وسیگار (ماده 3 قانون جامع كنترل و مبارزه ملی با دخانیات 1385)
3. باز انتشار و ارتباط (لینک) به محتوای مجرمانه تار نماها ونشانی های اینترنتی مسدود شده ،نشریات توقیف شده و رسانه های وابسته به گروهها وجریانات منحرف وغیر قانونی.
4. تشویق تحریک وتسهیل ارتكاب جرائمی كه دارای جنبه عمومی هستند از قبیل اخلال در نظم ،تخریب اموال عمومی ، ارتشاء اختلاس ،كلاهبرداری ، قاچاق موادمخدر، قاچاق مشروبات الكلی وغیره. ( ماده 43 ق.م.ا)
5. تبلیغ و ترویج اسراف و تبذیر(بند 3 ماده6 ق.م)
***
من نمیدانم دیگر با این همه بند و تبصره در سایتهایمان، جایی هم برای بیان باور و عقیده هم آیا مانده که بخواهیم درباره سکوت ایرانیها چیزی بگوییم.
من هم مانند شما امیدوارم که این کرختی و سکوت شکسته شود و یکبار دیگر، گفتگوهای داغ فلسفی/دینی و دانشیک آن زمان را داشته باشیم.
عبور از فیلترینگ سخت نیست اما وجود فیلترینگ منجر به این می شود که کاربران تازه اینترنت (جوانان و نوجوانان و طلبه ها!) در همان محیطهای استریل بچرخند و از لحاظ فکری کودن بمانند. به نظر من در دنیای امروز حتی یک مسلمان معتقد نیاز دارد به مواجهه با دیدگاههای مخالف تا هم تفکرات خود را سیقل ببخشد هم روش فکر کردن بیاموزد و با دنیای مدرن آشنا شود. اما چرخیدن در محیطی هم سو ذهن را تنبل و یک قطبی می کند. توان دیدن دنیا، به درستی را از فرد می گیرد. همین مساله برای طرفهای مقابل هم وجود دارد. فرضا سایت بالاترین با بستن و کوپنی کردن عضویت راه را بر ورود تفکر مخالف بسته است. افراد در محیطی یکدست هستند و خوشحال و تصور می کنند اکثریت چنینند.
قوانین فارومها و این ماجرای قانون جرائم رایانه ای روزی در تاریخ اینترنت به عنوان دوران تاریک در ایران درس داده خواهد شد. البته عجیب هم نیست. تا قبل از اینترنت همه چیز در پستوی خانه ها بود و در بیرون ظواهر اسلامی رعایت می شد اما با اینترنت تمامی پایه های اعتقادی اینها مورد حمله قرار گرفته است. وقتی مبنی 1400 سال پیش باشد کل اینترنت حرام است!
من به آینده خوش بین نیستم. اگر در دوران شاه احزاب را غیرقانونی کردند و راه را برای مبارزه خشونت بار باز کردند. اکنون نه تنها احزاب بلکه تفکر هم تعطیل شده است. در مدارس که جز حفظیات و بدآموزی کاری نمی کنند. در دانشگاه هم که فکر کردن ممنوع شده و در اینترنت نیز محیطهای تک قطبی که به ندرت تعارض آرا در آنها به چشم می خورد. وقتی زمینه های مثبت اینترنت بسته شود را برای تاریکیهای آن باز می شود.
خودسانسوری خیلی بدتر از سانسور شدن است و باعث از بین رفتن عزت نفس و شجاعت فکری اخلاقی میشود.این خمودگی جامعه بنظر من بیش از هر چیز بخاطر خود سناسوریست.
مهربدمن نمیدانم دیگر با این همه بند و تبصره در سایتهایمان، جایی هم برای بیان باور و عقیده هم آیا مانده که بخواهیم درباره سکوت ایرانیها چیزی بگوییم.من هم مانند شما امیدوارم که این کرختی و سکوت شکسته شود و یکبار دیگر، گفتگوهای داغ فلسفی/دینی و دانشیک آن زمان را داشته باشیم.
پس از مدتی که بسیاری از پست ها پاک و جستارها قفل شدند تنها پست ها یا مطالب مجازی که قابل به انتشار باشند این ها هست
نفر بعدیت رو توصیف کن
رنگ چشمات چه رنگیه؟!
نفر قبلی رو چقدر دوست داری؟
حاضری با نفر بعد برقصی؟!
یه ماچ میدی؟!!![]()
با نگرش به هموندان تازهامان (متمتال، ممد1 و ...)، اگر چیزی به ذهنتان برای شلوغتر کردن فروم میرسد بمهر بگویید 🌹
من فکر میکنم همین شیوه فعالیت در فورم های دیگه و بعد دعوت دوستان میتونه خیلی تاثیرگذار باشه...ضمنا راه چاره برای این فیلتر شدن هم باید پیدا کرد!!!
سایت گفتمان در اون زمان کاربرهای خودش رو قبل از فیلترینگ جمع کرده بود که یکی از پرمراجعه ترین و پرکاربرترین سایت های زمان خودش بود. همینطور در کنار بحث های مذهبی و فلسفی تالارهای سرگرمی فعالی داشت که مشتری جلب کن بودند و مثل یک ویترین قشنگ آروم آروم کاربر رو جذب خودش میکردند.
بحث های فلسفی و مذهبی کاربر تازه کار رو میترسونه. لازمه که کاربر آروم آروم با این محیط آشنا بشه وگرنه ممکنه بترسه و فرار کنه.
خیلی ساده بگم کاربرهای این سایت بار علمی زیادی دارند و اکثر کاربرها وقتی به این سایت میان یک جورهایی میترسن که اطلاعاتشون کمه و از ترس کم آوردن در بحث ها شرکت نمیکنند حتی اگر نظرشون موافق باشه.
برای همین این سایت هر روز حدود 300 نفر بازدید کننده داره ولی سرجمع 10 نفر هم پست نمیدن!!
به نظر من اول باید یک فکری به حال جذب کاربر بشه و در قدم بعدی باید تالارهای سرگرمی فعال باشن تا کاربرها نپرن!
یک جورهایی باید دون بپاشیم...
گفتمان مرحوم خیلی میتونست مفید واقع بشه چون همه ی چیزهایی که ما امروز دنبالشیم رو یکجا داشت فقط تنها مشکلش این بود که ادمین احمق و بی عرضه ای داشت که سایتی با اون وزن علمی رو داون کرد!
خیلی از مقاله های آرش بیخدا در اصل نوشته ها و گردآوری های کاربرهای گفتمان بود که آرش همه رو دسته بندی کرد و روی زندیق قرار داد.
خیلی از بچه های کمپین نقی هم به ادعای خودشون از بچه های گفتمان هستند.
Kavehمن به آینده خوش بین نیستم. اگر در دوران شاه احزاب را غیرقانونی کردند و راه را برای مبارزه خشونت بار باز کردند. اکنون نه تنها احزاب بلکه تفکر هم تعطیل شده است. در مدارس که جز حفظیات و بدآموزی کاری نمی کنند. در دانشگاه هم که فکر کردن ممنوع شده و در اینترنت نیز محیطهای تک قطبی که به ندرت تعارض آرا در آنها به چشم می خورد. وقتی زمینه های مثبت اینترنت بسته شود را برای تاریکیهای آن باز می شود.
عکس شما بنده به آینده بسیار بسیار خوشبین هستم. اینجور بحث ها همیشه مشتری های خودش رو داشته و آب هر طور که هست میگرده و راهش رو پیدا میکنه.
ما الان همونطور که یکی از دوستان اشاره کرد در دوران دارک ایج هستیم ولی هنوز داریم خیلی خوب کار میکنیم. با وجود فیلترینگ و بگیر بگیر و فتوای قتل و وحشی بازی دیگه اوضاع از این بدتر که نمیشه؟! ولی هنوز هم داریم یار میگیریم.
خوشبختانه اینترنت و فیسبوک و این قبیل سایت ها و فاروم ها و وبلاگ ها رو داریم و همینطور اشتیاق جوانان به اینترنت که محیطیه که ما توش تجربه زیاد داریم و یک اصل ثابت شده اینکه معجون اینترنت قدرتش از خفقان اسلامی خیلی بیشتره!! و روز به روز هم داره بیشتر میشه.
ما الان قسمت سربالایی جاده نرسیده به قله ی سختی راه هستیم و شاید در آینده یک مدت زمان کوتاهی یک کم دردش بیشتر بشه
😁 ولی زیاد با الان فرقی نمیکنه و وقتی به اونجا برسه خیلی زود رو به خوب شدن میره.
سر بالاییش قسمت سختشه و سر پایینیش و اصل کیفش هنوز مونده.
هنوز مونده ولی یک روزی نوبت ما هم میرسه...
Reactorخیلی ساده بگم کاربرهای این سایت بار علمی زیادی دارند و اکثر کاربرها وقتی به این سایت میان یک جورهایی میترسن که اطلاعاتشون کمه و از ترس کم آوردن در بحث ها شرکت نمیکنند حتی اگر نظرشون موافق باشه.
این دقیقا اتفاقی بود که برای خودم افتاد...سال 2006 که تو گفتگو عضو شدم جرات شرکت تو بحث ها رو نداشتم چون فکر میکردم در حد بقیه نیستم...چند سالی طول کشید تا اولین پستم رو اونجا دادم!!!
Reactorهنوز مونده ولی یک روزی نوبت ما هم میرسه...
چه روزی هست اون روز!!! یعنی میشه واقعا اون روز بیاد🙂..
Reactorعکس شما بنده به آینده بسیار بسیار خوشبین هستم. اینجور بحث ها همیشه مشتری های خودش رو داشته و آب هر طور که هست میگرده و راهش رو پیدا میکنه.
ما الان همونطور که یکی از دوستان اشاره کرد در دوران دارک ایج هستیم ولی هنوز داریم خیلی خوب کار میکنیم. با وجود فیلترینگ و بگیر بگیر و فتوای قتل و وحشی بازی دیگه اوضاع از این بدتر که نمیشه؟! ولی هنوز هم داریم یار میگیریم.
خوشبختانه اینترنت و فیسبوک و این قبیل سایت ها و فاروم ها و وبلاگ ها رو داریم و همینطور اشتیاق جوانان به اینترنت که محیطیه که ما توش تجربه زیاد داریم و یک اصل ثابت شده اینکه معجون اینترنت قدرتش از خفقان اسلامی خیلی بیشتره!! و روز به روز هم داره بیشتر میشه.
ما الان قسمت سربالایی جاده نرسیده به قله ی سختی راه هستیم و شاید در آینده یک مدت زمان کوتاهی یک کم دردش بیشتر بشه ولی زیاد با الان فرقی نمیکنه و وقتی به اونجا برسه خیلی زود رو به خوب شدن میره.
سر بالاییش قسمت سختشه و سر پایینیش و اصل کیفش هنوز مونده.
هنوز مونده ولی یک روزی نوبت ما هم میرسه...
من هم دوست دارم خوشبین باشم و این اینترنت واقعا ابزار موثری می توانست باشد فرضا در دهه 50 ایران و دوران انقلاب پدیده ای مثل اینترنت ابزار آرمانی و ایده آلی می توانست برای روشنفکران باشد ولی امروز اینترنت برای ما چنین کارکردی را ندارد:
1- در اینترنت و دقیقتر اگر بگویم محیطهای اجتماعی افراد هم عقیده دور هم جمع شده و به دور از برخورد با دیگران می مانند. ما دچار این تصور شده ایم که فرضا همسو بودن و لایک های بیشمار و نظرخواهی ها واقعا نظرات کل جامعه را نشان می دهد. به همین صورت هم افراد طرفدار رژیم و یا ایدئولوگ در محیطها و جو خودشان همین تصور اشتباه را پیدا می کنند. این ایزوله شدن افکار فایده ای ندارد. گرچه برای افرادی که به دنبال حقیقت هستند و خود جستجوگرند منابع اطلاعات و ارتباط با دیگر افراد راحت و آسان شده اما از طرفی خود اجتماع واقعی مردم که توان انجام کاری واقعی را دارند تصورات درستی از عقاید خودش ندارد و همه را هم عقیده با خود می بیند.
2- این مبارزات اینترنتی این توهم را در ذهن افراد ایجاد کرده که واقعا دارند کاری می کنند و خیل انبوهی هم که فرضا در فیس بوک مطلب به اشتراک می گذارند و یا لایک میزنند دچار این تصورند که دارند کاری سیاسی در جهت منافع ایران می کنند. در حالکه در عمل نه قدرتی در دست دارند نه توان سازماندهی مردم را دارند و نه توان کوچکترین مقابله.
3- بیشتر فعالین اینترنتی در خارج از ایران هستند و وقتی کوچکترین تهدیدی شوند سریع به ... خوردم می افتند. مثال نمی زنم چون واقعا خودم را شجاعتر از هیچ کدامشان نمی دانم. این چتر حمایتی ناشناس بودن وقتی برداشته می شود شهامت واقعی زیادی نمی ماند.
4- روشنفکران و هنرمندانمان و بزرگان و دانشمندانمان هم که قربانشان بروم حتی جرات حمایت از هم صنفی های در بند خود را هم ندارند و ترجیح می دهند منافعشان را به خطر نیندازند. جالب اینکه اکثرشان بچه هایشان را فرستاده اند خارج باز هم دل نمی کنند!
...
آه بگذریم که من جز تاریکی نمی بینم در این عصر!
🌹
خوب دوستان موافقند بخش سرگرمی رو بیشتر فعال کنیم؟
مثلن تاپیکهای فیلم و موزیک و خبر و اینها رو فعال کنیم یا نه؟
البته بنظر من باید در همهموارد سعی کنیم از مطالبی استفاده کنیم که در تالارهایی که فیلتر نیستند ممنوع هست و از این فیلتر بودن استفاده کنیم حداقل.
Kaveh1- در اینترنت و دقیقتر اگر بگویم محیطهای اجتماعی افراد هم عقیده دور هم جمع شده و به دور از برخورد با دیگران می مانند. ما دچار این تصور شده ایم که فرضا همسو بودن و لایک های بیشمار و نظرخواهی ها واقعا نظرات کل جامعه را نشان می دهد. به همین صورت هم افراد طرفدار رژیم و یا ایدئولوگ در محیطها و جو خودشان همین تصور اشتباه را پیدا می کنند. این ایزوله شدن افکار فایده ای ندارد. گرچه برای افرادی که به دنبال حقیقت هستند و خود جستجوگرند منابع اطلاعات و ارتباط با دیگر افراد راحت و آسان شده اما از طرفی خود اجتماع واقعی مردم که توان انجام کاری واقعی را دارند تصورات درستی از عقاید خودش ندارد و همه را هم عقیده با خود می بیند.
کل جامعه اصلا مهم نیست. یک مشت مردم عادی جز به کار انقلاب و شورش و کشته شدن و سپر گلوله شدن به هیچ دردی نمیخورند. یک مقدار واقعی باید نگاه کنیم. کل جامعه کاربر اینترنتی نیستند. تقریبا تاثیرگذارترین و آینده ساز ترین قشر یعنی جوانان تحصیلکرده که سرشون به تنشون میارزه با اینترنت سر و کار دارند. ما هم هدفمون تاثیر گذاری روی همین هاست. مثلا قرار نیست من برم روی قصاب محلمون که 40 سال از من بزرگتره و موقع مردنشه تاثیر بگذارم تا اون رو بیدین کنم. یک آدم بیسواد و عامی چه بیدین بشه چه بادین فرقی نمیکنه خصوصا اگر مال نسل قبل و زمان انقلاب باشه. این ها اگر عقل تو سرشون بود که وضع مملکت این نبود.
هدف اینه که روی آدم های جوان و آینده ساز و تاثیر گذار و عاقل و باهوش که تقریبا همشون رو میشه توی اینترنت پیدا کرد کار بشه.
ما اگر بتونیم توی این وضعیت یک درصد کوچکی از این جمعیت رو هم دنبال خودمون بیاریم باز خودش کلی کاره و چیزی در حد شاخ غول شکوندیم!!
همیشه هم تغییرات از سوی گروه کوچکی آدم تاثیر گذار انجام شده. اینکه یک لشگر آدم بی سواد و عامی یا پیر و پاتال دنبال ما راه بیوفتن دردی رو دوا نمیکنه. سیاهی لشگر بدرد ما نمیخوره. نه ما توانش رو داریم که روی همه ی مردم تاثیر بگذاریم و نه منطقا امکانات عملیاتی این کار رو داریم. همین الان در سکولار ترین کشورهای دنیا هم امکانپذیر نیست. اما میتونیم از امکانات و فضای کمی هم که داریم استفاده ی خودمون رو ببریم. وقتی تعداد کمی آدم حسابی که عقلی توی سر دارن و کاری از دستشون بر میاد یا روزی بر خواهد آمد با ما هم عقیده باشند خیلی تاثیر گذار تره. یعنی کار ما روی کیفیته نه کمیت.
کیفیت هم مشتری خاص خودش رو داره. مشتری های ما یعنی جوانان تحصیلکرده ی آینده دار که همشون روی اینترنت هستند و برای ما قابل دسترسند.
Kaveh2- این مبارزات اینترنتی این توهم را در ذهن افراد ایجاد کرده که واقعا دارند کاری می کنند و خیل انبوهی هم که فرضا در فیس بوک مطلب به اشتراک می گذارند و یا لایک میزنند دچار این تصورند که دارند کاری سیاسی در جهت منافع ایران می کنند. در حالکه در عمل نه قدرتی در دست دارند نه توان سازماندهی مردم را دارند و نه توان کوچکترین مقابله.
اگر منظور شما اینه که این ها کار نیست و هدف ما باید به این ختم بشه که بتونیم یک عده افراد رو سازماندهی کنیم که بریزن توی خیابون و حکومت رو عوض کنند باید بگم هدف من این نیست. به 2 دلیل. 1- تجربه نشون داده با تظاهرات و راهپیمایی و اعتراض نمیشه این سیستم رو از بین برد. 2- من یک نفر که واقعا دلم نمیاد یکی از بچه های سایت یا یک نفر آدم عاقل دیگه که چند سال روی فکرش کار شده و عقلی در سرش جوانه زده و میتونه در آینده خیلی تاثیرات روی خیلی ها بگذاره بعنوان اعتراض پاشه بره توی خیابون و در کسری از ثانیه با شلیک یک گلوله تموم بشه!
اگر همه ی آدم های عاقل بخوان برن توی خیابون و بمیرن حتی اگر با به خیابون رفتن این ها تغییری هم ایجاد بشه باز هم به دلیل از بین رفتن آدم های عاقل ---> یک عده احمق قدرت و ثروت رو بدست میگیرن و روز از نو روزی از نو...
Kaveh3- بیشتر فعالین اینترنتی در خارج از ایران هستند و وقتی کوچکترین تهدیدی شوند سریع به ... خوردم می افتند. مثال نمی زنم چون واقعا خودم را شجاعتر از هیچ کدامشان نمی دانم. این چتر حمایتی ناشناس بودن وقتی برداشته می شود شهامت واقعی زیادی نمی ماند.
اینکه وقتی هویت یک مبارز لو میره و طرف به غلط کردن میوفته که نشد عیب. بنده و شما و هر آدم عاقل دیگری رو هم بگیرن میزنیم زیر همه چیز و منکر میشیم. مگر اینکه عاقل و باتجربه نباشیم و مغز کودکانه و رشد نکرده ای داشته باشیم. یک بار یادم نیست اینجا بود یا وبلاگ آرش بود راجع به این موضوع خیلی خوب نوشتم. بهرحال همه ی ما آدمیم سوپرمن که نیستیم که از گلوله و چاقو چاقو شدن نترسیم. بهر صورت طرز فکر و عقیده مون رو که نمیتونن عوض کنند. تازه شاید وقتی هویتمون لو رفت فعالیتمون هم بیشتر شد! امکانات و اقتضای ما الان در همین حده. اگر امکانات بیشتری داشتیم و زمان 30 سال بعد در زمان یک حکومت سکولار بود این ترس از تهدید و کشته شدن غیر منطقی و حرف شما منطقی بود.
Kaveh4- روشنفکران و هنرمندانمان و بزرگان و دانشمندانمان هم که قربانشان بروم حتی جرات حمایت از هم صنفی های در بند خود را هم ندارند و ترجیح می دهند منافعشان را به خطر نیندازند. جالب اینکه اکثرشان بچه هایشان را فرستاده اند خارج باز هم دل نمی کنند!
شرایط این کشور به سمتی رفته که این مسائل پیش آمده. اینکه خیلی ها معتقدن که تنها راه آزادی ایران حمله ی آمریکاست یکیش همین دلایلی هست که شما هم ذکر میکنید.
Anarchyاین دقیقا اتفاقی بود که برای خودم افتاد...سال 2006 که تو گفتگو عضو شدم جرات شرکت تو بحث ها رو نداشتم چون فکر میکردم در حد بقیه نیستم...چند سالی طول کشید تا اولین پستم رو اونجا دادم!!!
فکر میکنم اکثر ما همین جوری بودیم. اوائل بخاطر فقر زیاد منطقی و عدم آگاهی و تعصب زیاد , نوشتن در این جور سایت ها بخاطر دید منطقی و اطلاعات بالایی که کاربران این سایت ها دارند سخت بود. خود من یک پروسه ی زمانی در گفتمان فقط تماشاچی بودم!!
Anarchyچه روزی هست اون روز!!! یعنی میشه واقعا اون روز بیاد..
وقتی چتر حمایتی و ساپورت مالی و قدرتی حکومت و سیستم مدیریتی کشور از روی دین برداشته میشه دیگه علی میمونه و حرف حساب. چیزی که گفتم اصلا آروز و خیال بعیدی نیست. این اتفاق حتما میوفته. وقتی با این وضع سانسور و اختناق , مخالفت با دین همچین انعکاس و بازخورد مثبتی رو در اینترنت داره میشه امیدوار بود که در صورت ساپورت نشدن دین از جانب حکومت و وجود یک سیستم سکولار تعداد کفار به جمعیت قابل توجه ای برسه :))))
به نظر من مردم ایران پتانسیل قابل توجه ای در مخالفت با اسلام دارند. این انرژی بالقوه ست. باید در یک بستر مناسب بالفعل شود. بستر مناسبش هم یک روزی با روی کار آمدن یک سیستم سکولار بوجود می آید...
Reactorاگر منظور شما اینه که این ها کار نیست و هدف ما باید به این ختم بشه که بتونیم یک عده افراد رو سازماندهی کنیم که بریزن توی خیابون و حکومت رو عوض کنند باید بگم هدف من این نیست. به 2 دلیل. 1- تجربه نشون داده با تظاهرات و راهپیمایی و اعتراض نمیشه این سیستم رو از بین برد. 2- من یک نفر که واقعا دلم نمیاد یکی از بچه های سایت یا یک نفر آدم عاقل دیگه که چند سال روی فکرش کار شده و عقلی در سرش جوانه زده و میتونه در آینده خیلی تاثیرات روی خیلی ها بگذاره بعنوان اعتراض پاشه بره توی خیابون و در کسری از ثانیه با شلیک یک گلوله تموم بشه!
اگر همه ی آدم های عاقل بخوان برن توی خیابون و بمیرن حتی اگر با به خیابون رفتن این ها تغییری هم ایجاد بشه باز هم به دلیل از بین رفتن آدم های عاقل ---> یک عده احمق قدرت و ثروت رو بدست میگیرن و روز از نو روزی از نو...
صحبتهایتان درست است و مورد قبول بنده فقط در این بخش یک کامنتی اضافه کنم.
با این سیر روشنگری خیلی هنر کنیم سرنوشت ما می شود چون شوروی. کمونیسم می رود و جایش مشتی دیکتاتور ریز و درشت می مانند. مبارزان فکری در سالهای قبل شوروی مبارزاتشان این بود که نوار آهنگ از غرب قاچاقی وارد و پخش می کردند و یا از گوشی تلفن همگانی برای ساخت گیتار برقی استفاده می کردند تا زیر زمین آهنگ غربی بزنند. بالاخره اما علت فروپاشی شوروی اینها نبودند. ورشکستگی شدید اقتصادی برخواسته از سیاستهای غلط شوروی منجر به شورشهای همگانی و از هم پاشیدگی ارکان حکومت شد اما همین اجزا بلافاصله سراسر شوروی را به غارت بردند هر کدام از کشورها زیر حکومت یک دیکتاتور (اعضای سابق کمیته مرکزی حزب کمونیست) رفتند. روسیه هم که می بینید به کجا رسید.
انبوهی از این جوانان و مخالفان به خارج فرار کردند اکنون اما نسل دوم و سوم اینها حداکثر اینکه خود را روس نژاد می دانند ولی مملکت خود را کشور میزبان. به روسیه هم مک دونالد و موسیقی راک و کازینو و تمام مظاهر غرب آمد ولی دموکراسی خیر!
ایران آینده را هم بنده همین می بینم. کازینو و مشروب فروشی و کنسرت ابی و لیدی گاگا می آید ولی خبری از دموکراسی و آزادی نخواهد بود.
مساله تعیین کننده بعد از فروپاشی رژیم توازن قواست.اگر در اون موقع نیروهای سکولار و هوادار دموکراسی قوی باشند شانسی هست.وگرنه مثل روسیه مافیا و kgb های سابق یا سپاهی های خودمان ریشها را میزنند(برخی که الان هم زده اند) میایند با پولهای دزدی سر کار.
اوضاع مساعد بشود ایرانی های موفق خارج هم شاید عرق ملیشان باعث شود بیایند کمک کنند و سرمایه گذاری کنند.مهم اما اینست که یک نیروی پشتیبان خارجی حامی سکولاریزم و دموکراسی باشد.آمریکا ممکن هست منافع کوتاه مدتش با دموکراسی خاورمیانه خیلی همراه نباشه ولی در دراز مدت بنفعش هست بنظر من یک ایران قوی.واقعیت اینه که اونجاهایی که دموکراسی موفق بوده اکثرن ساپورت خارجی داشته همونطور که همیشه دشمنی خارجی داره.برای پا گرفتن دموکراسی باید امیدوار باشیم که یک قدرتی باشه که جلوی لاشخورها رو بگیره.
احتمالش خیلی بالا نیست،ولی خوب ممکن هست نشون به این نشون که این همه دموکراسی در غرب پا گرفته،همین آمریکا بدون حمایت فرانسه (که تازه خودشم در زمان انقلاب آمریکا دموکراسی نبود) شاید هیچموقع نمیتونست همچین دموکراسی بسازه.
درود بر همه
یه نظری که توی ذهن من هست اینه که به فرض ما تلاش کردیم و کاربران هم فکر خودمون رو به اینجا کشوندیم و نگهشون هم داشتیم
به نظر من برای پویایی بحث ها و در نهایت سایت باید کاربرانی از طیف مخالف هم حضور داشته باشند
در سایتی مثل همیهن همون موافقین نظام هم انچنان نمیتونن نظر بدند که سریع قیچی میشه
باید طعم ازادی و هوای ازاد رو اونها هم بچشند
البته اینجا باز یک سوالی پیش میاد که
چه افرادی از طیف فکری مقابل باید دعوت بشند؟
همینطور گتره ای ؟
یا روی حساب و کتاب؟
چه افرادی با چه خصوصیاتی
این نظر من بود
به هر حال اگر نظر دوستان این باشه که لزومی برای حضور طیف مخالف نیست
دوست دارم این نظر ها رو ببینم و بشنوم
Kavehصحبتهایتان درست است و مورد قبول بنده فقط در این بخش یک کامنتی اضافه کنم.
با این سیر روشنگری خیلی هنر کنیم سرنوشت ما می شود چون شوروی. کمونیسم می رود و جایش مشتی دیکتاتور ریز و درشت می مانند. مبارزان فکری در سالهای قبل شوروی مبارزاتشان این بود که نوار آهنگ از غرب قاچاقی وارد و پخش می کردند و یا از گوشی تلفن همگانی برای ساخت گیتار برقی استفاده می کردند تا زیر زمین آهنگ غربی بزنند. بالاخره اما علت فروپاشی شوروی اینها نبودند. ورشکستگی شدید اقتصادی برخواسته از سیاستهای غلط شوروی منجر به شورشهای همگانی و از هم پاشیدگی ارکان حکومت شد اما همین اجزا بلافاصله سراسر شوروی را به غارت بردند هر کدام از کشورها زیر حکومت یک دیکتاتور (اعضای سابق کمیته مرکزی حزب کمونیست) رفتند. روسیه هم که می بینید به کجا رسید.
انبوهی از این جوانان و مخالفان به خارج فرار کردند اکنون اما نسل دوم و سوم اینها حداکثر اینکه خود را روس نژاد می دانند ولی مملکت خود را کشور میزبان. به روسیه هم مک دونالد و موسیقی راک و کازینو و تمام مظاهر غرب آمد ولی دموکراسی خیر!
ایران آینده را هم بنده همین می بینم. کازینو و مشروب فروشی و کنسرت ابی و لیدی گاگا می آید ولی خبری از دموکراسی و آزادی نخواهد بود.
فقط یک عامل بود که باعث شد شوروی کمونیست تبدیل به روسیه ی مافیایی شود و اون قدرت بالای نظامی و خصوصا بمب های هسته ای شوروی بود که به روسیه به ارث رسید. این مانع از این شد که غرب و آمریکا بتونن تاثیر کافی برای رشد دموکراسی رو روی روسیه بگذارند. همین قدرت اتمی هست که باعث شده دنیای متمدن نتونه روی کره ی شمالی پیزوری اثر بگذاره. مثال دیگری هم که میشه زد پاکستانه که به همین صورته.
با یک نگاه میشه فهمید که تمام رجال مدیریتی این کشورها در سیاست و اقتصاد و تجارت و فرهنگ همه از دم نظامی هستند یا بودند.
اما خوبی که ایران داره اینه که ارتش کشور ضعیفه و در کل خارج از معادلات کشوریه.
سپاه هم قدرت نظامی نداره و فقط تبلیغات میکنه و به موقعش صدای طبل توخالیش گوش همه ی مفت خورهایی که به قدرت نظامی سپاه ایمان!!!! داشتند رو کر میکنه.
*سپاه یک قدرت اقتصادیه و در نهایت اگر اعضاش تحت پیگیری قرار نگیرند میتونن بیان در یک بازار آزاد فعالیت کنند مثل بقیه سرمایه داران. بازار آزاد پر از سرمایه داران گردن کلفت بین المللی هست و قوانین شفاف و سفت و سخت و بازدارنده ی زیادی داره که نمیگذاره کسی مانور ایدئولوژیکی بده و هزینه هارو براش خیلی زیاد میکنه که بحثش جداست.
در کل بمب اتم قدرت بازدارنگی زیادی داره و همه رو میترسونه و هیچ کشوری ریسک نمیکنه که بخاطر حمایت از دموکراسی در یک کشور دیگر کشورش تهدید به حمله ی اتمی بشه!
نظام حاکم کشورمون هم بخاطر همین عامل بازدارندگی که بمب هسته ای داره و تقریبا حکومت حاکم رو بیمه میکنه به این صورتی که شاهدش هستیم و با توسل به هر دوز و دغل و کلکی سعی داره به بمب اتم دست پیدا کنه.
تا وقتی که ایران به تکنولوژی ساخت بمب هسته ای دست پیدا نکنه امید برای وجود آینده ای روشن برای این کشور زیاده!
کسی نمیدونه ما اگر توانایی ساخت بمب اتم رو داشتیم چه گَندی میشدیم! دیگر همین روزنه ی امید برای تغییر وضعیت به کمک غرب هم دیگر وجود نداشت.
mamad1درود بر همه
یه نظری که توی ذهن من هست اینه که به فرض ما تلاش کردیم و کاربران هم فکر خودمون رو به اینجا کشوندیم و نگهشون هم داشتیم
به نظر من برای پویایی بحث ها و در نهایت سایت باید کاربرانی از طیف مخالف هم حضور داشته باشند
در سایتی مثل همیهن همون موافقین نظام هم انچنان نمیتونن نظر بدند که سریع قیچی میشه
درست میگویید. ولی اینجا یکی دو ساله هست که فیلتر شده و گویا کاربران معمولی برای رد کردن فیلترینگ دشواری دارند.
ما دوست داریم همه جور طیفی کاربر اینجا داشته باشیم، ولی تاکنون تنها و تنها
دگراندیشان اینجا پابرجا شدهاند، مسلمانان و طیفهای فکری دیگر بسیار کم میایند و چون تنها هستند بسیار زود هم میروند.
شاید باید مانند هممیهن تالارهای سرگرمی و فان خوبی داشته باشیم، ولی بدی کار اینجاست که هیچکدام
از کاربرهای کنونی ما اهل این جستارهای بعدی چی میگه، قبلی فکر میکنی چه شکلیه و .. نیستن.
چه راهکارهای به ذهن خودت میرسه ممد جان؟