من خودم در يك رشته فنی تحصيل كردم و طبيعی است كه با توجه به سيستم آموزشی ايران آشنایی با فلسفه و علوم انسانی نداشته باشم. و از طرفی گفتگو در چنين فارومی در مورد همين موضوعات است و به نظر من دانستن اين موضوعات برای يك فرد – در حد آشنايی حداقلی – ضروری است. به نظر شما اين مشكل را بايد چگونه حل كرد و از كجا بايد شروع كرد؟
يادگيری علوم انسانی
Babakمن خودم در يك رشته فنی تحصيل كردم و طبيعی است كه با توجه به سيستم آموزشی ايران آشنایی با فلسفه و علوم انسانی نداشته باشم. و از طرفی گفتگو در چنين فارومی در مورد همين موضوعات است و به نظر من دانستن اين موضوعات برای يك فرد – در حد آشنايی حداقلی – ضروری است. به نظر شما اين مشكل را بايد چگونه حل كرد و از كجا بايد شروع كرد؟
1. برید سر کلاس های درس مرتبط با این موضوعات بشینید.
2. در این فاروم ها بحث کنید.
3. وبلاگ ها رو مطالعه کنید.
تنها راه فهمیدن در ایران از نظر من این سه مورد توأم هست.
رفتن سر كلاسش بهترين و مشكلترين راه هست.چون بهترين دانشگاهها هم اساتيد ناخودي رو در علوم انساني درو كردن.
مثلاً بخواي بري سر كلاس دانشگاه تهران راحت نميدن كه به اين سادگي.
Russellرفتن سر كلاسش بهترين و مشكلترين راه هست.چون بهترين دانشگاهها هم اساتيد ناخودي رو در علوم انساني درو كردن.
مثلاً بخواي بري سر كلاس دانشگاه تهران راحت نميدن كه به اين سادگي.
با استاد صحبت کنید راه میدن. هدفتون هم از سر کلاس رفتن نباید رسیدن به پاسخ هایی باشه که دنبالشونید. سیستم آموزش در ایران بر اساس توحید بنا شده. در هر کتابی سرک بکشید اسم خدا و پیغمبر می بینید. پس یقینن نمیشه به تحقیق جامع و مانعی در این کلاس ها رسید. فقط میتونید مفاهیم اولیه رو در اونجاها بفهمید.
یک زبان ِ خارجی(ترجیحا و به ترتیب انگلیسی، فرانسه، آلمانی)را درحد ِ متوسط ِ مایل به خوب یاد بگیرید و آثار پرشماری که از فلاسفه در اینترنت بصورت رایگان پیدا میشود را مطالعه بکنید. سه نکته را مد ِ نظر داشته باشید: 1. فلسفه خواندن برای اثبات باورهایی که الان دارید کاری مضحک و بی مورد است. عقاید فعلی خود را موقتا کنار بگذارید و با ذهنی باز به مطالعه مشغول بشوید. 2. همیشه آثار خود فلاسفه بهترین مرجع برای شناخت عقاید و دیدگاههای ِ آنهاست، اگر در فهم ِ بعضی از آنها دچار مشکل شدید یا به آنها علاقهمند و خواستار آشنایی بیشتر به شارحانشان مراجعه بکنید. 3. اگر نمیدانید از کجا شروع بکنید و هنوز پیشفرضی یا علاقهمندی ِ بخصوصی ندارید چه بهتر، نظم ِ تاریخی را مد نظر قرار بدهید. از سوفیسم شروع بکنید و به نظریات انتقادی ِ فرانسوی، یا پراگماتیسم ِ متأخر ِ سنت تحلیلی برسید. بعضی ها که «به نظر من» هرگز نباید خواندنشان را از دست بدهید به ترتیب اهمیت: هیدگر، افلاطون، ارسطو، هگل، کانت، دکارت، اسپینوزا، مارکس، نیچه، سنت آگوستین، هوسرل، ویتگنشتاین، فیشته/راسل، ساختارگرایان(لکان، لوی استروس، آلتوسر)، متفکران بعد از آنها در سنت فلسفی فرانسه(فوکو، دلوز، دریدا)، گادامار، هگلیها(اشتیرنر و آدورنو حرفهایی برای شنیدن دارند)، سنت آکویناس، کیر کگار و غیره!
فعلا طرف ِ هابز و شوپنهاور نروید بهتر است. من بودم طرف پراگماتیستها هم نمیرفتم و مطالعاتم در فلسفهی ِ تحلیلی را به همان حلقهی ِ وین و پوزیتیویستها محدود میکردم.
kourosh_bikhodaتنها راه فهمیدن در ایران از نظر من این سه مورد توأم هست.
پس مطالعه آثار فلاسفه در نظر شما «راه» به حساب نمیآید؟!
Ouroborosیک زبان ِ خارجی(ترجیحا و به ترتیب انگلیسی، فرانسه، آلمانی)را درحد ِ متوسط ِ مایل به خوب یاد بگیرید و آثار پرشماری که از فلاسفه در اینترنت بصورت رایگان پیدا میشود را مطالعه بکنید. سه نکته را مد ِ نظر داشته باشید: 1. فلسفه خواندن برای اثبات باورهایی که الان دارید کاری مضحک و بی مورد است. عقاید فعلی خود را موقتا کنار بگذارید و با ذهنی باز به مطالعه مشغول بشوید. 2. همیشه آثار خود فلاسفه بهترین مرجع برای شناخت عقاید و دیدگاههای ِ آنهاست، اگر در فهم ِ بعضی از آنها دچار مشکل شدید یا به آنها علاقهمند و خواستار آشنایی بیشتر به شارحانشان مراجعه بکنید. 3. اگر نمیدانید از کجا شروع بکنید و هنوز پیشفرضی یا علاقهمندی ِ بخصوصی ندارید چه بهتر، نظم ِ تاریخی را مد نظر قرار بدهید. از سوفیسم شروع بکنید و به نظریات انتقادی ِ فرانسوی، یا پراگماتیسم ِ متأخر ِ سنت تحلیلی برسید. بعضی ها که «به نظر من» هرگز نباید خواندنشان را از دست بدهید به ترتیب اهمیت: هیدگر، افلاطون، ارسطو، هگل، کانت، دکارت، اسپینوزا، مارکس، نیچه، سنت آگوستین، هوسرل، ویتگنشتاین، فیشته/راسل، ساختارگرایان(لکان، لوی استروس، آلتوسر)، متفکران بعد از آنها در سنت فلسفی فرانسه(فوکو، دلوز، دریدا)، گادامار، هگلیها(اشتیرنر و آدورنو حرفهایی برای شنیدن دارند)، سنت آکویناس، کیر کگار و غیره!
فعلا طرف ِ هابز و شوپنهاور نروید بهتر است. من بودم طرف پراگماتیستها هم نمیرفتم و مطالعاتم در فلسفهی ِ تحلیلی را به همان حلقهی ِ وین و پوزیتیویستها محدود میکردم.
من يك ديپلم زبان انگليسی در دوره دبيرستان گرفتم اما بدليل فرار بودن زبان الآن زبانم ضعيف شده.😞
اما مثلا خواندن ترجمه انگليسی آثار هايدگر جايز است؟ يا حتما بايد به زبان اصلی خواند؟
نكته ديگر اينه كه وارد شدن به هر موضوعی نياز به يك حداقلهايی دارد و مثلا كسی كه ميخواهد يك انتگرال دوگانه را حل كند بايد در وهله اول بداند اصلا انتگرال چيه. حالا يك نفر كه در طول تحصيلاتش يك واحد منطق و فلسفه نخوانده است چطور بايد شروع كند؟ البته من خودم يك كارهايی را شروع كردم و سعی كردم ابتدا با خواندن كتابهای مقدماتی در زمينه منطق ، وارد فلسفه بشوم. شما چه نظری داريد؟
نظرتان در مورد خواندن كتابهايی كه به شكل گفتگو است چيست؟ به نظر ميرسد اين كتابها برای خوانندهای مثل من مناسبتر باشد. مثل كتابهای برايان مگی.
Babakمن يك ديپلم زبان انگليسی در دوره دبيرستان گرفتم اما بدليل فرار بودن زبان الآن زبانم ضعيف شده. اما مثلا خواندن ترجمه انگليسی آثار هايدگر جايز است؟ يا حتما بايد به زبان اصلی خواند؟
نكته ديگر اينه كه وارد شدن به هر موضوعی نياز به يك حداقلهايی دارد و مثلا كسی كه ميخواهد يك انتگرال دوگانه را حل كند بايد در وهله اول بداند اصلا انتگرال چيه. حالا يك نفر كه در طول تحصيلاتش يك واحد منطق و فلسفه نخوانده است چطور بايد شروع كند؟ البته من خودم يك كارهايی را شروع كردم و سعی كردم ابتدا با خواندن كتابهای مقدماتی در زمينه منطق ، وارد فلسفه بشوم. شما چه نظری داريد؟
نظرتان در مورد خواندن كتابهايی كه به شكل گفتگو است چيست؟ به نظر ميرسد اين كتابها برای خوانندهای مثل من مناسبتر باشد. مثل كتابهای برايان مگی.
زبان همانقدر که زود از خاطر میرود، با اندکی تلاش و مرور دوباره به خاطر باز میآید، زبانتان را به یک جایی برسانید، که کلا از نان ِ شب واجبتر است!
همهی ِ اینها بستگی به جدیت ِ شما دارد، اگر میخواهید در گفتگوها پیروز بشوید و همین عقایدی را که دارید مستدل بکنید، همان منطق برایتان کافیست، چندین کتاب هم دربارهی ِ این موضوع در فارسی چاپ شده که میتوانید از آنها استفاده بکنید. اما اگر حقیقتا به «فلسفه» علاقه دارید، علاوه بر جدیت، به میزان ِ نسبتا زیادی وقت ِ آزاد، علاقه و پشتکار احتیاج خواهید داشت. جایی میان ِ راه علاقهمندی ِ مشخصی پیدا خواهید کرد و مطالعاتتان قطعا هدفمندتر و منسجمتر خواهند شد، خود ِ من وقتی به هگل برخوردم شیفتهی ِ روشمندی ِ او شدم و همین هگلگرایی مرا به سوی شارحان و ناقدان او کشاند، و از آن طریق سر از فلسفهی ِ انتقادی ِ فرانسه درآوردم و از آنها به هیدگر و ویتگنشتاین رسیدیم و ... یکباره میبینید فیلسوفی که شما را جلب میکند فرانسویست، یا آلمانیست، و آنقدر علاقهمند میشوید که به یادگیری ِ زبان اصلی او میپردازید تا بتوانید آثارش را بدون کمترین واسطهای مطالعه بکنید. اینکه میشود به ترجمهها اعتماد کرد یا نه سوال سختیست، ترجمهی ِ انگلیسی آثار ِ فلاسفهی ِ متأخر ِ فرانسوی برای مثال جدا از ناقص بودن، افتضاح هم هست، اما وسعت و تعدد ِ آثار و دسترسی ِ کم نظیری که آشنایی با این زبان در اختیار شما قرار میدهد امتیازیست که به سادگی نمیتوان از آن گذشت. یکسری آثار ِ فلسفی هستند که از بُعدی زبانشناختی برخوردارند(همچون آثار هیدگر یا لکان)، برخی دیگر دارای دشواری ِ فنی هستند(همچون هگل یا نیچه)، ترجمههای ِ اینها قطعا پرعیبتر از بقیه خواهد بود.
اگر «خیلی» مبتدی هستید، یا میخواهید از نقطهی ِ ماقبل ِ -0- شروع بکنید کتاب ِ «دنیای سوفی» بد نیست. رمان ِ نوجوانپسند ِ سرگرمکنندهای که تاریخ عقاید فلسفی را به نحوی محدود اما قابل تحمل روایت میکند. بعد از آن(یا اگر میخواهید جدیتر شروع بکنید و حوصلهی ِ این بچهبازیها را ندارید)همان «تاریخ فلسفه غرب» راسل فعلا بهترین اثر این تیپی ِ موجود در زبان فارسیست. بعد از این اگر همچنان علاقه و انگیزهی ِ اولیه را داشتید از طریق همان نظم ِ زمانی شروع به آثار خود فلاسفه بکنید.
پ.ن: راستی "تاریخ فلسفه" فردريک كاپلستون را میتوانید جایگزین کتاب راسل بکنید، اما بیش از حد برای همچو کتابی حجیم است.
يكى از دوستان ميگفت كتاب مصباح يزدى هم مفاهيم اوليه رو خيلى خوب توضيح داده .
میگم چند وقت دیگه جمهوری اسلامی کلا علوم انسانی رو تعلیل میکنه و میگه به جاش علوم حیوانی از این به بعد تدریس میکنیم😁
Ouroborosپس مطالعه آثار فلاسفه در نظر شما «راه» به حساب نمیآید؟!
خیر. به نظر من دستکم دو تا از مواردی که نام بردم باید با هم قاطی بشند انشاء الاسپاگتی.
Ouroborosاگر نمیدانید از کجا شروع بکنید و هنوز پیشفرضی یا علاقهمندی ِ بخصوصی ندارید چه بهتر، نظم ِ تاریخی را مد نظر قرار بدهید. از سوفیسم شروع بکنید و به نظریات انتقادی ِ فرانسوی، یا پراگماتیسم ِ متأخر ِ سنت تحلیلی برسید. بعضی ها که «به نظر من» هرگز نباید خواندنشان را از دست بدهید به ترتیب اهمیت: هیدگر، افلاطون، ارسطو، هگل، کانت، دکارت، اسپینوزا، مارکس، نیچه، سنت آگوستین، هوسرل، ویتگنشتاین، فیشته/راسل، ساختارگرایان(لکان، لوی استروس، آلتوسر)، متفکران بعد از آنها در سنت فلسفی فرانسه(فوکو، دلوز، دریدا)، گادامار، هگلیها(اشتیرنر و آدورنو حرفهایی برای شنیدن دارند)، سنت آکویناس، کیر کگار و غیره!
امیر جان میشود به ترتیبی که نوشتید کتابها را معرفی کنید ؟ (پررنگ شان کرده ام)
چون هر کدام از اینهایی که معرفی کردید n تا کتاب دارند !!!
منظورتان آثار مهمشان است؟
Ouroborosمنظورتان آثار مهمشان است؟
بله ، آنهایی که بهتر است خوانده شود
.
sonixaxبله ، آنهایی که بهتر است خوانده شود .
همهی ِ اینها بسیار مهم هستند. یعنی کلا یک دهم ِ تاریخ فلسفه هستند که مهمترین بخش ِ آن محسوب میشوند. اما در زیر لیستی از مهمترین آثار ِ این مهمترین متفکران را قرار دادم، توجه داشته باشید که اینها آثاری هستند که بدون ِ آنها شناخت ِ ابتدایی اندیشههای آن متفکر ممکن نیست، و برای شناخت متوسط و دقیق باید نه فقط تمامی آثار آنها را خواند، بلکه دهها و صدها جلد کتاب تفسیری که بر آنها نوشته شده را هم باید مطالعه کرد:
از سوفیستها هم مثل سقراط اثر ِ مستقیمی بجا نمانده و آنها را از طریق آثار بجا مانده از تئوفراستوس و افلاطون و ارسطو میشناسیم. میتوانید برای آشنایی نسبتا جامعی با آنها جدا از آثار این سه فیلسوف(در زبان انگلیسی)به این کتب رجوع بکنید:
The Virtuous Life in Greek Ethics
The Cambridge Companion to Greek Early Philosophy
(هر دو از انتشارات کمبریج)
و همینطور جزوهای گردآوری شده از آثار نیچه در اینباره به نام ِ : «فلسفهی آغازین ِ یونان».
تمام ِ آثار ارسطو و افلاطون بسیار مهم هستند و مطالعهی آنها برای خوانندهی جدی ِ فلسفه ضروریست.
مارتین هیدگر: هستی و زمان(Being and Time)، مسئلهی تکنولوژی(The Question Concerning Technology)، پایان ِ فلسفه(the end of philosophy)
فردریش هگل: فنومنولوژی روح(Phenomenology of Spirit)، فلسفهی حقوق(Elements of the Philosophy of Right)
امانوئل کانت: سنجش ِ خرد ِ ناب(نقد ِ عقل ِ محض، Critique of Pure Reason )، متافیزیک اخلاق(Metaphysics of Morals)
رنه دکارت: تأملات(Meditations)، اصول فلسفه(Principles of Philosophy)،
باروخ اسپینوزا: اخلاقیات(Ethics)، رسالهی خداشناختی-سیاسی(A Theologico-Political Treatise)
مارکس: نقد فلسفهی حق هگل(Critique of Hegel's Philosophy of Right)، هجدهم برومر لویی بناپارت(The Eighteenth Brumaire of Louis Napoleon)، مانیفست کمونیست(Manifesto of the Communist Party)، تزهایی دربارهی فوئرباخ(Theses on Feuerbach)
نیچه: اراده معطوف به قدرت(The Will to Power)، تبارشناسی اخلاق(On the Genealogy of Morality)، فراسوی نیک و بد(Beyond Good and Evil)، دانش شاد(The Gay Science)
سنت آگوستین: شهر خدا(City of God)، اعترافات(Confessions)، در باب ِ حق انتخاب(On Free Choice of the Will)
ادموند هوسرل: ایدههایی در ارتباط درک پدیدارشناسی محض و یک پدیدارشناسی فلسفی(Ideas Pertaining to a Pure Phenomenology and to a Phenomenological Philosophy)، تأملات دکارتی(Cartesian Meditations)، پژوهشهای منطقی(Logical Investigations)
لودویگ ویتگنشتاین: رسالهی منطقی-فلسفی( Tractatus Logico-Philosophicus)، پژوهشهای فلسفی(Philosophical Investigations)، دربارهی رنگها(Remarks on Colour)، فرهنگ و ارزش(Culture and Value)، در باب ِ یقین(On Certainty)
گوتلیب فیشته:دانش ِ دانایی(The Science of Knowledge)، دانش دانستن(The Science of Knowing)_دو کتاب ِ متفاوت و مهم هستند_، خطاب به ملت آلمان(Addresses to the German Nation)، مبانی حق طبیعی(Foundations of Natural Right).
بقیهاش را هم بعدا در همین پست اضافه میکنم، خسته شدم. 😛
Ouroborosاگر «خیلی» مبتدی هستید، یا میخواهید از نقطهی ِ ماقبل ِ -0- شروع بکنید کتاب ِ «دنیای سوفی» بد نیست. رمان ِ نوجوانپسند ِ سرگرمکنندهای که تاریخ عقاید فلسفی را به نحوی محدود اما قابل تحمل روایت میکند. بعد از آن(یا اگر میخواهید جدیتر شروع بکنید و حوصلهی ِ این بچهبازیها را ندارید)همان «تاریخ فلسفه غرب» راسل فعلا بهترین اثر این تیپی ِ موجود در زبان فارسیست. بعد از این اگر همچنان علاقه و انگیزهی ِ اولیه را داشتید از طریق همان نظم ِ زمانی شروع به آثار خود فلاسفه بکنید.
جهت آگاه سازی 🌹
دوستانی که در زمینه فلسفه استاد هستن لطفا کتاب هایی که خوندن یا میخونن رو معرفی کنن شاید منم یه چیزایی تونستم یاد بگیرم.
Havadar_e_Democracyدوستانی که در زمینه فلسفه استاد هستن لطفا کتاب هایی که خوندن یا میخونن رو معرفی کنن شاید منم یه چیزایی تونستم یاد بگیرم.
هوادار جان من البته خودمم تازه کارم نسبتاً،اما از دیده ها و شنیده ها به این نتیجه رسیدم که بهتره از یه تاریخ فلسفه شروع کنی اول.به نظرم تاریخ فلسفه ویل دورانت یا تاریخ فلسفه غرب راسل خوبند.مهم نیست زیاد از کجا،مهم اینه که شروع کنی.
آقا نخونید این اباطیل را. اسلام عزیز هرچه میکشد از دست علوم انسانیست. مقام معظم رهبری و استاد گرانقدر حضرت مصباح یزدی مردم را روشن کرده اند. ببندید این تاپیک را.بخوانید این قرآنو حدیث را.🤫 :82:
Havadar_e_Democracyدوستانی که در زمینه فلسفه استاد هستن لطفا کتاب هایی که خوندن یا میخونن رو معرفی کنن شاید منم یه چیزایی تونستم یاد بگیرم.
Philosophy for Dummies
به نگر من کتاب آغازین بسیار خوبی است، البته من خودم در حوزه فلسفه تازه کار تازه کار هستم ولی این کتاب بهتر از همه آن هایی که خواندم کمک کرد. هم چنین این کتاب منبع بسیاری از کتاب های تالیف شده وطنی بدون نام بردن منبع شده است
حالا براستی اگر یک کتاب برگردان به نام «فلسفه برای خنگها» بود کسی میخرید؟
مهربدحالا براستی اگر یک کتاب برگردان به نام «فلسفه برای خنگها» بود کسی میخرید؟
یک کتاب دیگر هم به نام complete idiot's guide to philosophy هست ولی خوب نگفتن رفرنس، روی هم رفته، پسندیده نیست. چون دست رنج کسی یا کسان دیگری است که چپاول می شود.
شیوه نوشتاری در سری dummies به نگر من گیراتر می رسد. شاید هم ناخودآگاه به همان نکته ای که شما گفتید پیوند داشته باشد.
بهمنیارشیوه نوشتاری در سری dummies به نگر من گیراتر می رسد. شاید هم ناخودآگاه به همان نکته ای که شما گفتید پیوند داشته باشد.
راستش نکته نامبرده این بود که نام این کتابها به هیچ شکل گیرا نیست!
مهربدراستش نکته نامبرده این بود که نام این کتابها به هیچ شکل گیرا نیست!
من که هیچ وقت از روی اسم چیزی در مورد محتواش قضاوت نمیکنم !
شاید اسم یکی خالد مشعل عبدلله حزب الله باشه ولی تروریست نباشه 😁
sonixaxمن که هیچ وقت از روی اسم چیزی در مورد محتواش قضاوت نمیکنم !
شاید اسم یکی خالد مشعل عبدلله حزب الله باشه ولی تروریست نباشه 😁
اگر دو تا دختر ایرانی داشته باشیم، یکی «رکسانا فراهانی» و اون یکی «زینبالله علیمشعلی»، کدامشان برای dating کاندیدای بهتری میشود میلاد؟ 😁
در همین راستا یک سرچ کوچک در images.google.com میدهد:
رکسانا:

زینبالله:

و http://www.delparizad.ir/wp-content/uploads/2011/10/zeynab-imani.jpg
دوستان حالا یکی راهنمایی کنه از کجا میشه این کتاب ها رو تهیه کرد!!! بخوای با واسطه بخری قیمتش چند برابر میشه....در مورد اسمش هم به نظر من اتفاقا خیلی باحاله چون جذابیت ایجاد میکنه🙂!!!
مهربداگر دو تا دختر ایرانی داشته باشیم، یکی «رکسانا فراهانی» و اون یکی «زینبالله علیمشعلی»، کدامشان برای dating کاندیدای بهتری میشود میلاد؟ 😁
در همین راستا یک سرچ کوچک در images.google.com میدهد:
رکسانا:
زینبالله:
و http://www.delparizad.ir/wp-content/uploads/2011/10/zeynab-imani.jpg
Dating یک مساله متفاوتی است با قضاوت در مورد محتوای یک کتاب یا شخصیت افراد
.
خود من برایم فرقی نمیکند اخلاق یک زن چگونه باشد ، هیکل و قیافه اش برایم مهم تر است ولی شاید برای خیلی ها این طور نباشد و اخلاق برایشان مهم تر باشد . البته شرایط سنی هم مهم است ، اون عکس دومی رسمن بچه هستش
.
بگذارید این طوری مطرح کنم ، کدامیک از این افراد یک مجرم بین المللی است ؟





سه نفر اول ، تحت تعقیب پلیس بین الملل هستند :
http://www.interpol.int/Wanted-Persons/(wanted_id)/2009-6664
http://www.interpol.int/Wanted-Persons/(wanted_id)/1996-18317
http://www.interpol.int/Wanted-Persons/(wanted_id)/2011-56687
در صورتی که تیپ و قیافه ی دو نفر آخر بیشتر شبیه تروریستها و خلافکارهاست و هیچ جرمی هم مرتکب نشده اند 😁


![]()


sonixaxDating یک مساله متفاوتی است با قضاوت در مورد محتوای یک کتاب یا شخصیت افراد .
چرا متفاوت است؟ من روی این گفتم که بیشتر پسرها دوست دارند با دختری باشند که زیبا و بگوییم آراسته و آرایش کرده باشد.
زیبایی هم ژنتیکی است و هم از پیرامون (تغذیه خوب و .. میآید) و آراستگی و آرایش کردن نیز یک چیز فرهنگی است، اکنون:
- هوش با زیبایی پیوند سرراست دارد: http://www.psychologytoday.com/blog/the-scientific-fundamentalist/200903/beautiful-people-are-more-intelligent-i
- هوش با دینداری (اسلام) پیوند ناسرراست دارد: Atheists are more intelligent than religious people
- فرهنگ با اسلام پیوند بسیار دارد (نیاز به ریفرنس میرود؟)
پس با یک حساب و کتاب ساده میتوان دید که یک دختر از خانواده بسیار مذهبی، احتمالا نه هوش بالایی دارد و نه
فرهنگ بالایی که هر دو روی پارامتر زیر نگرش ما (زیبایی) تاثیر بسیار گذاشته و آن دختر کاندیدای خوبی برای dating به شمار نخواهد رفت.
sonixaxخود من برایم فرقی نمیکند اخلاق یک زن چگونه باشد ، هیکل و قیافه اش برایم مهم تر است ولی شاید برای خیلی ها این طور نباشد و اخلاق برایشان مهم تر باشد . البته شرایط سنی هم مهم است ، اون عکس دومی رسمن بچه هستش .
بسته به context، نام میتواند بسیاری چیزها را روشن کند. اگر در عربستان نگاه کنیم، «زینبالله» میتواند نام هر دختری باشد پس اهمیتی نخواهد داشت، ولی در ایران اگر نگاه
شود، خانوادهای که نام دختر خود را «زینبالله» گذاشته باشد به احتمال بسیار بالایی یک خانواده مومن اسلامی خواهد بود که این نکته به نوبه خود، چیزهای بسیار دیگری را روشن میکند.
sonixaxبگذارید این طوری مطرح کنم ، کدامیک از این افراد یک مجرم بین المللی است ؟
ظاهر افراد هم میتواند نمایانگر بسیاری چیزها باشد. ما درباره «احتمالات» سخن میگوییم.
مهربدهوش با زیبایی پیوند سرراست دارد:
مثال نقضش هاوکینز است 😁
مهربدهوش با دینداری (اسلام) پیوند ناسرراست دارد.
این هم بستگی دارد ، من شخصن افراد بسیار باهوشی را میشناسم که خلی هم دیندار یا حتی حزب اللهی هستند برای منافع شخصی خودشان
.
مهربدبسته به context، نام میتواند بسیاری چیزها را روشن کند. اگر در عربستان نگاه کنیم، «زینبالله» میتواند نام هر دختری باشد پس اهمیتی نخواهد داشت، ولی در ایران اگر نگاه
شود، خانوادهای که نام دختر خود را «زینبالله» گذاشته باشد به احتمال بسیار بالایی یک خانواده مومن اسلامی خواهد بود که این نکته به نوبه خود، چیزهای بسیار دیگری را روشن میکند.
من شما را نمیدانم خبر دارید یا نه ، ولی در ایران زمانی قانونی بود که به افراد به جز اسامی اسلامی اجازه داده نمیشد تا بر روی فرزندانشان بگذارند ، برای همین امروزه شما در ایران خیلی ها را میبینید که نامشان پدرام و پویا و ... است ! ولی در شناسنامه نوشته شده حجت الله و رسول و کریم 🤢 یا چیزی شبیه آنها
.
مهربدظاهر افراد هم میتواند نمایانگر بسیاری چیزها باشد. ما درباره «احتمالات» سخن میگوییم.
خوب کجا در احتمالات آورده شده اگر نام کتابی مثلن آشپزی برای خنگولها باشد محتوایش بیخود است ؟ این دقیقن چیزی است که من میگویم ، از روی تیتر کتاب نباید در باره ی محتوایش نتیجه گرفت - البته خیلی ها هستند که چنین روشی را در انتخاب کتاب دارند و من منکرشان نمیشوم و برای همین است که کتابی چاپ میشو با نام مثلن سفری به اعماق بدن ، ولی محتوایش خرافات اسلامی و روح و جن پری است . من چنین کتابی داشتم ولی اسم دقیقش خاطرم نیست
.
sonixaxمثال نقضش هاوکینز است 😁
آماری گویا زیبایی و هوش پیوند دارند.
sonixaxاین هم بستگی دارد ، من شخصن افراد بسیار باهوشی را میشناسم که خلی هم دیندار یا حتی حزب اللهی هستند برای منافع شخصی خودشان .
باز هم آماری گفتیم. آماری شمار پسرهای ریاضیدان ده برابر دخترها است (که به سادگی اثباتپذیر است)، ولی مثال نقض هم بسیار ساده میشود پیدا کرد.
البته سواستفاده از دینداری مردم به نگر من تنها میتواند نشانه «باهوش» بودن باشد نه «بسیار باهوش».
sonixaxمن شما را نمیدانم خبر دارید یا نه ، ولی در ایران زمانی قانونی بود که به افراد به جز اسامی اسلامی اجازه داده نمیشد تا بر روی فرزندانشان بگذارند ، برای همین امروزه شما در ایران خیلی ها را میبینید که نامشان پدرام و پویا و ... است ! ولی در شناسنامه نوشته شده حجت الله و رسول و کریم 🤢 یا چیزی شبیه آنها .
این هم درست است. بهتر است به آن نامی که فرد روی خودش گذاشته دقت شود 😁
sonixaxخوب کجا در احتمالات آورده شده اگر نام کتابی مثلن آشپزی برای خنگولها باشد محتوایش بیخود است ؟ این دقیقن چیزی است که من میگویم ، از روی تیتر کتاب نباید در باره ی محتوایش نتیجه گرفت - البته خیلی ها هستند که چنین روشی را در انتخاب کتاب دارند و من منکرشان نمیشوم و برای همین است که کتابی چاپ میشو با نام مثلن سفری به اعماق بدن ، ولی محتوایش خرافات اسلامی و روح و جن پری است . من چنین کتابی داشتم ولی اسم دقیقش خاطرم نیست .
من نتیجه خاصی برای کتاب برای خنگها ندارم، تنها نام تنهای آن مایه آن میشود که خودم هیچگاه سراغشان نروم.
از سوی دیگر، نگاره روی جلد و سرنمایه کتاب نخستین چیزهایی هستند که توجه آدم را میگیرند
و از همینرو پارامترهای بسیار مهمی به شمار میروند و چشمداشت آن میرود که نویسنده نیز این را بفهمد.
به بیان دیگر، اگر یک نویسندهای آن اندازه زمان گذاشته که یک کتاب کامل بنویسد، منطقی است که روی گزینش جلد و سرنمایه آن هم وسواس به خرج بدهد.
یکی از فرنودهای دیگر برای این کتابهای for dummies که من سراغشان نمیروم این است که نویسنده کتاب، به سادگی دیده چون for dummies فروش
خوبی دارد سرنمایه کتاب خودش را هم همان کرده است. دستِکم دستِکم، آیا این به شما نمیگوید که نویسنده از خود originality و نوآوری نشان نداده؟
در یک همانندی، فکر نمیکنم هیچ کس برود چهار سال زمان بگذارد که یک دکتر معمولی شود، هر کس چهار سال درس میخواند که «بهترین دکتر» شود.
خواندن کتابی که میانهترین و معمولیترین قشر را مخاطب خود قرار داده نیز احتمال بسیار کمی دارد
که به این رویکرد «بهترین بودن» در رشته مذکور نزدیک کند، دست بالا خواننده را هم یک میانه دیگر میکند.
مهربدحالا براستی اگر یک کتاب برگردان به نام «فلسفه برای خنگها» بود کسی میخرید؟
for Dummies
من چند کتاب برنامه نویسی دانلود کردم که for Dummies خیلی خوب از صفر تا سطح متوسط توضیح داده بود.
for Dummies یعنی خنگ هم باشی آنقدر خوب درس میده که یاد میگیری
مهربدحالا براستی اگر یک کتاب برگردان به نام «فلسفه برای خنگها» بود کسی میخرید؟
البته گمان کنم آن را برای تازه کارها (for dummies) برگردان کنیم بهتر باشد.
یعنی نمی توان گفت که این کتاب برای خنگ ها (کمابیش = با کسانی که دیرتر یاد می گیرند) نوشته شده، بلکه برای کسانی که تازه این جستار را می خواهند آغاز نمایند، بدردخور است. چون خیلی دور از اندیشه است که کسی که در یادگیری کند است، به گمان یادگیری فلسفه بیفتد.
بهمنیارالبته گمان کنم آن را برای تازه کارها (for dummies) برگردان کنیم بهتر باشد.
جدا از فرهشت جُستار بهترین برگردان را میلاد داد:
- dumb = خنگ
- dummy = خنگول
بهمنیاریعنی نمی توان گفت که این کتاب برای خنگ ها (کمابیش = با کسانی که دیرتر یاد می گیرند) نوشته شده، بلکه برای کسانی که تازه این جستار را می خواهند آغاز نمایند، بدردخور است. چون خیلی دور از اندیشه است که کسی که در یادگیری کند است، به گمان یادگیری فلسفه بیفتد.
خیر، تنها از یک شوخطبعی نه چندان گیرا از دید من میگوید، اگر نه کتابهای خوبی هم میانشان هست.
هر چند من در فلسفه صفر کیلومتر هستم، ولی به نظرم کتاب درآمدی بر تحلیل فلسفی نوشته جان هاسپرس هم باید برای شروع مناسب باشد.