درود در زندیق مقاله ای وجود داره تحت عنوان "قلب جایگاه تفکر" تو این مقاله تلاش شده قلب رو از دید قرآن با استناد به آیات جایگاه تفکر نشون بده نه مغز از اونجایی که عموم اسلام ستیزها هم از این مورد آگاهی دارند و با آن موافقن خواستم دلایل دوستان در پاسخ به مقاله زیر که سعی در رد این ادعا دارد رو دیده باشیم
در كل مقاله اين برادر مسلمان مجموعهای از مغالطات و ادعاهای پوچ است. همين بشر به قول آقايان ناقص العقل(!) برای وضع يك قانون در پارلمان مدتها بحث و گفتگو ميكند. بر سر تمامی واژههای به كار رفته در آن ماده قانونی بحث ميكنند و سعی ميكنند از واژهای استفاده كنند كه باعث تفسير و فهم نادرست آن ماده قانونی نشود. اما الله معلوم نيست به چه هدفی از واژههای دو پهلو استفاده ميكند؟!
در كل مقاله اين برادر مسلمان مجموعهای از مغالطات و ادعاهای پوچ است. همين بشر به قول آقايان ناقص العقل(!) برای وضع يك قانون در پارلمان مدتها بحث و گفتگو ميكند. بر سر تمامی واژههای به كار رفته در آن ماده قانونی بحث ميكنند و سعی ميكنند از واژهای استفاده كنند كه باعث تفسير و فهم نادرست آن ماده قانونی نشود. اما الله معلوم نيست به چه هدفی از واژههای دو پهلو استفاده ميكند؟!
در اینجا بایستی من یک نکتهای را بگویم و آن اینکه زبان پارسی میتواند با توانایی بسیار بالای خود، این فرآیند قرآنی را با زیبایی هر چه بیشتر توصیف نموده و به جای واژه ناشایسته دوپهلو، واژگان سیزده-پهلو و یا چهارده-پهلو را در بیاورد.
نکته جالب و نشان دهنده حماقت یا وقاحت این آقایان که در چند سال اخیر بارها شاهد آن بودیم این است که دسترسی به سایتی را ممنوع می کنند یا کتابی در ایران حتی بردن نامش ممنوع است ولی می توانند برایش آزادانه جوابیه بنویسند. این را در مورد کتابهایی تولدی دیگر و 23 سال دیده ایم. اصولا چون ادیان به جای منطق روی احساس استوار هستند مرتب از واژه قلب استفاده می کنند. قلب بخشی از بدن است که با تحریک بخش احساسات در مغز انسان شروع به تپش با سرعت بالاتر می کند و اینکه ادیان و پیروانشان مرتب به قلب و دل گیر داده اند دلیلش این است.
با یک آخوندی بحث می کردم (البته به اجبار!) بعد این موضوع رو مطرح کردم .. همینطور هاج و واج داشت مثل بز نگاه می کرد ! بعد برگشت گفت یک مثال بهتر بزن ، آخه اینم ارزش پاسخ دادن داره که بخوام الکی خودمو خسته کنم؟
ماشالا این تناقضات قرآنی یکی دو هم نیستند و مسلمین عزیز برای رفع این شبهات دچار سرگیجه شده اند و در هنگام ماله کشی یک سوتی دیگه میدن ! و باز روز از نو روزی از نو
با یک آخوندی بحث می کردم (البته به اجبار!) بعد این موضوع رو مطرح کردم .. همینطور هاج و واج داشت مثل بز نگاه می کرد ! بعد برگشت گفت یک مثال بهتر بزن ، آخه اینم ارزش پاسخ دادن داره که بخوام الکی خودمو خسته کنم؟
ماشالا این تناقضات قرآنی یکی دو هم نیستند و مسلمین عزیز برای رفع این شبهات دچار سرگیجه شده اند و در هنگام ماله کشی یک سوتی دیگه میدن ! و باز روز از نو روزی از نو !
درود. موضوعی ذهن منو مشغول کرده و انهم اینه که در بعضی سایتها یا فیلمهای مستند میبینم چیزای عجیبی در باره قلب گفته میشه راستش نتونستم خودمو توجیه کنم . مثلا دیده میشه کسانیکه قلب پیوندی دارند در شخصیت و سلایق و علایقشون تغییرات عمیقی صورت میگیره یعنی از جنبه هایی که ذکر کردم میشن مثل دهنده قلب !! میشه لطف کنند دوستان و نظر بدهند؟؟ بدرود
درود. موضوعی ذهن منو مشغول کرده و انهم اینه که در بعضی سایتها یا فیلمهای مستند میبینم چیزای عجیبی در باره قلب گفته میشه راستش نتونستم خودمو توجیه کنم . مثلا دیده میشه کسانیکه قلب پیوندی دارند در شخصیت و سلایق و علایقشون تغییرات عمیقی صورت میگیره یعنی از جنبه هایی که ذکر کردم میشن مثل دهنده قلب !! میشه لطف کنند دوستان و نظر بدهند؟؟ بدرود
دوست عزیز بحث هایی که در این زمینه مطرح میشه مربوط میشه به تئوری حافظه سلولی!! در این تئوری گفته میشه سلول های بدن هر کدام میتونن جدا از نورون های مغز,خاطرات رو در خودشون ذخیره کنن و به همین زمانی که پیوندی انجام میشه خاطرات از فرد اهدا کننده به فرد دریافت کننده عضو منتقل میشه..البته این تئوری در حوزه شبه علم قرار میگیره و اثبات نشده هست.. [h=1]Body memory[/h][h=2]Body Memories: And Other Pseudo-Scientific Notions of "Survivor Psychology"[/h]
دوست عزیز بحث هایی که در این زمینه مطرح میشه مربوط میشه به تئوری حافظه سلولی!! در این تئوری گفته میشه سلول های بدن هر کدام میتونن جدا از نورون های مغز,خاطرات رو در خودشون ذخیره کنن و به همین زمانی که پیوندی انجام میشه خاطرات از فرد اهدا کننده به فرد دریافت کننده عضو منتقل میشه..البته این تئوری در حوزه شبه علم قرار میگیره و اثبات نشده هست.. Body memory
درود بر شما. سوال دیگه :اگه قلب حافظه داره و ویژگیهای شخصیتی فرد دهنده رو به فرد گیرنده قلب انتقال میده با توجه به اینکه گفته میشه این مغزه که اعضا بدن رو کنترل میکنه پس چه دلیلی داره که در این افراد دیده میشه انگار قلبه که هدایت ان فرد رو در دست میگیره ؟؟!! منظور اینه که اگه شخصیت و سلایق ووو این فرد توسط مغزش ایجاد شده چطوریه که این مغز اجازه میده شخصیت و سلایق ووو فرد دهنده عضو کنترل مغز گیرنده عضو رو در دست بگیره؟؟
درود بر شما. سوال دیگه : اگه قلب حافظه داره و ویژگیهای شخصیتی فرد دهنده رو به فرد گیرنده قلب انتقال میده با توجه به اینکه گفته میشه این مغزه که اعضا بدن رو کنترل میکنه پس چه دلیلی داره که در این افراد دیده میشه انگار قلبه که هدایت ان فرد رو در دست میگیره ؟؟!! منظور اینه که اگه شخصیت و سلایق ووو این فرد توسط مغزش ایجاد شده چطوریه که این مغز اجازه میده شخصیت و سلایق ووو فرد دهنده عضو کنترل مغز گیرنده عضو رو در دست بگیره؟؟
گفتیم که «اگر» قلب حافظه داشت اینجوری میشد، که ندارد.
درود بر شما. سوال دیگه :اگه قلب حافظه داره و ویژگیهای شخصیتی فرد دهنده رو به فرد گیرنده قلب انتقال میده با توجه به اینکه گفته میشه این مغزه که اعضا بدن رو کنترل میکنه پس چه دلیلی داره که در این افراد دیده میشه انگار قلبه که هدایت ان فرد رو در دست میگیره ؟؟!! منظور اینه که اگه شخصیت و سلایق ووو این فرد توسط مغزش ایجاد شده چطوریه که این مغز اجازه میده شخصیت و سلایق ووو فرد دهنده عضو کنترل مغز گیرنده عضو رو در دست بگیره؟؟
دوست عزیز نوشتم که صرفا یک تئوری هست.تازه همون تئوری هم اینی که شما میگید رو نمیگه!!! این نیست که قلب بر فرض مثال کنترل فرد رو به دست بگیره...افرادی که مدعی این تئوری هستن میگن فرد دریافت کننده عضو رفتارهایی رو گاهی از خودش نشون داده بعد از عمل که متفاوت با قبل بودن یا شبیه به رفتارهای فرد اهدا کننده بودن... در هر حال لینک ها رو مطالعه کنید متوجه موضوع میشید.
دوست عزیز نوشتم که صرفا یک تئوری هست.تازه همون تئوری هم اینی که شما میگید رو نمیگه!!! این نیست که قلب بر فرض مثال کنترل فرد رو به دست بگیره...افرادی که مدعی این تئوری هستن میگن فرد دریافت کننده عضو رفتارهایی رو گاهی از خودش نشون داده بعد از عمل که متفاوت با قبل بودن یا شبیه به رفتارهای فرد اهدا کننده بودن... در هر حال لینک ها رو مطالعه کنید متوجه موضوع میشید.
درود و سپاس از پاسختان. دوست عزیز من انگلیسیم خوب نیست با گوگل ترانسلیت ترجمه کردم ولی ترجمه بسیار نامفهوم بود بهرحال من از این لینکها نتونستم چیزی بفهمم اگه لینک فارسی دارید لطفا بذارید بهر حال بازم سپاسگذارم. اما در مورد فرضیه بودن باید بگم تو اینترنت سرچ کردم ادعاهایی وجود داشت که افرادی شش یا کلیه و قلب دریافت کرده اند و پس از تغییرات شخصیتی به پزشکان خودشون مراجعه کرده اند یا تو کانال تلویزیونی voaوmanoto فیلم های مستندی دیدم که در مصاحبه با دریافت کنندگان قلب ثابت میکرد که شخصیت این افراد شبیه دهندگان عضو شده ولی نمیدونم چرا با وجود این شواهد باز هم حرف از فرضیه زده میشه؟؟!
درود و سپاس از پاسختان. دوست عزیز من انگلیسیم خوب نیست با گوگل ترانسلیت ترجمه کردم ولی ترجمه بسیار نامفهوم بود بهرحال من از این لینکها نتونستم چیزی بفهمم اگه لینک فارسی دارید لطفا بذارید بهر حال بازم سپاسگذارم. اما در مورد فرضیه بودن باید بگم تو اینترنت سرچ کردم ادعاهایی وجود داشت که افرادی شش یا کلیه و قلب دریافت کرده اند و پس از تغییرات شخصیتی به پزشکان خودشون مراجعه کرده اند یا تو کانال تلویزیونی voaوmanoto فیلم های مستندی دیدم که در مصاحبه با دریافت کنندگان قلب ثابت میکرد که شخصیت این افراد شبیه دهندگان عضو شده ولی نمیدونم چرا با وجود این شواهد باز هم حرف از فرضیه زده میشه؟؟!
دوست گرامی به اون مستند ها میگن شبه علم ! یعنی میاند یک سری خرافات رو به صورت علمی پاچه مخاطب میکنند . برای نمونه میشه به مجموعه تلویزیونی راز اشاره کرد که در مورد جاذبه و ... صحبت میکنه . اون افرادی هم که در فیلم میبینید همه خالی بند هستند ! این ویدئو رو ببینید بیشتر متوجه میشید :
درود و سپاس از پاسختان. دوست عزیز من انگلیسیم خوب نیست با گوگل ترانسلیت ترجمه کردم ولی ترجمه بسیار نامفهوم بود بهرحال من از این لینکها نتونستم چیزی بفهمم اگه لینک فارسی دارید لطفا بذارید بهر حال بازم سپاسگذارم. اما در مورد فرضیه بودن باید بگم تو اینترنت سرچ کردم ادعاهایی وجود داشت که افرادی شش یا کلیه و قلب دریافت کرده اند و پس از تغییرات شخصیتی به پزشکان خودشون مراجعه کرده اند یا تو کانال تلویزیونی voaوmanoto فیلم های مستندی دیدم که در مصاحبه با دریافت کنندگان قلب ثابت میکرد که شخصیت این افراد شبیه دهندگان عضو شده ولی نمیدونم چرا با وجود این شواهد باز هم حرف از فرضیه زده میشه؟؟!
خب هر چیزی که ازش مستند ساختن یا تو اینترنت براش تبلیغ کردن که قابل اعتماد نیست.اول اینکه در این داستان بحث قلب تنها نیست که مورد استفاده برادران مسلمان قرار بگیره و بگن امامان و پیامبر ما 1400 سال پیش این رو میدونستن و دیگه اینکه یه بررسی دقیق علمی شرایط خاص خودش رو داره.از انتخاب جمعیت نمونه گرفته تا تقسیم دو گروه به عنوان شاهد و مورد آزمایش که همه اینها باید به درستی انجام بشه و شرایط خاص خودش رو داره و در نهایت دو سو کور بودن تحقیق...تازه اگه نتیجه گرفته شد که بین پیوند اعضا و تغییر رفتار ارتباطی وجود داره باید به ساز و کار سلولی مولکولی اون پرداخته شه!!! اون زمان میشه گفت از حالت فرضیه بودن خارج شده. اینی که یه نفر رو بیارن جلو و دوربین که بگه آره فلان رفتار رو پیدا کردم به تنهایی ارزشی نداره.هر زمانی شما این مطلب رو به عنوان موضوعی اثبات شده در یک ژورنال معتبر پزشکی دیدید میتونید بهش استناد کنید. متاسفانه به زبان فارسی چیز زیادی در این مورد نداریم.من این لینک رو دیدم که خیلی مختصر در این مورد صحبت کرده!!! حافظه سلولی (cellular memory)
درود. موضوعی ذهن منو مشغول کرده و انهم اینه که در بعضی سایتها یا فیلمهای مستند میبینم چیزای عجیبی در باره قلب گفته میشه راستش نتونستم خودمو توجیه کنم . مثلا دیده میشه کسانیکه قلب پیوندی دارند در شخصیت و سلایق و علایقشون تغییرات عمیقی صورت میگیره .
این مستند هایی که میگی کجا نشون داده (رسانه ایران؟) و توسط چه کسی و چه کانالی ساخته شده (من فقط مستندات نشنال جئوگرافیک و بی بی سی رو قبول دارم)؟ در ضمن حتی اگر خودت یه بار تصادف کنی و رنده بمونی مطمئن باش روحیاتت بعد از سلامتی مثل قبل نمیشه هیچ وقت. تغییرات روحی بعد از یه جراحی تعویض اعضا و دونستن این نکته که ممکنه در هر زمانی پیوند پس زده شود و این که تا مدتها در برابر هر نوع ویروس زرشکی ای احتمال مرگ براش رو داره معلومه که ممکنه مدتها باعث تغییر رفتار بشه. به نظر من که اگه یه آدمی بعد از پیوند هیچ تغییری نکنه ناراحتی روانی داره. چون مرگ رو میخواد و این یعنی خودکشی
در ضمن زیاد فیلم های the eye نگاه نکن. یا اگه نگاه میکنی جدی نگیر.
این مستند هایی که میگی کجا نشون داده (رسانه ایران؟) و توسط چه کسی و چه کانالی ساخته شده (من فقط مستندات نشنال جئوگرافیک و بی بی سی رو قبول دارم)؟ در ضمن حتی اگر خودت یه بار تصادف کنی و رنده بمونی مطمئن باش روحیاتت بعد از سلامتی مثل قبل نمیشه هیچ وقت. تغییرات روحی بعد از یه جراحی تعویض اعضا و دونستن این نکته که ممکنه در هر زمانی پیوند پس زده شود و این که تا مدتها در برابر هر نوع ویروس زرشکی ای احتمال مرگ براش رو داره معلومه که ممکنه مدتها باعث تغییر رفتار بشه. به نظر من که اگه یه آدمی بعد از پیوند هیچ تغییری نکنه ناراحتی روانی داره. چون مرگ رو میخواد و این یعنی خودکشی
در ضمن زیاد فیلم های the eye نگاه نکن. یا اگه نگاه میکنی جدی نگیر.
دوست عزیز قبلا گفتم کانال فارسی امریکا و کانال من و تو و مستند هم بودند.
اما برای توضیح مقاله : http://pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38060 حوصله خوندن مثالهای زرشکی اش رو ندارم. ما هم میتونیم مثال بیاریم از متون علمی و تایید شده. در پاسخ به جایگاه تفکّر از نظر حکما دارویی برای درمان افسردگی وجود دارد (الان اسمش یادم نمیاد). که یک ماده است. این دارو باعث افزایش گرایش به خدا در انسان میشود! یعنی فعل و انفعالات غیر نفسانی ! باعث تغییر روح میشه! چی بگم واضح تر از این؟ واضح تر میخایین؟ برخی ضربات وارده بر مغز باعث پاک شدن حافظه میشه. و حالا اگه روح مکان نگهداریه و پذیرش چطور با ضربه دیدن مغز روح هم محل نگهداریش رو از یاد میبره؟ مثلا فکر کنین بعد از سانحه آسیب مغزی عشقش رو به خاطر نیاره. سوال من اینجاست این روح مگر چسبیده به سلول مغز؟ اگه آره که خوب همه چی حله روح هم مادیه. اگه نه خوب چرا اینطوریه؟ مگه روح هم با ماده اصابت مهلک میکنه؟ قلب در دیدگاه عرفا شما فهمیدن بین این لطیفه گوشت ها چی میگه؟ حتی خودش هم نتونسته مستقیم بفهمونه چیه و فقط پیچیده اش کرده. مثل این میمونه یکی در کنفرانس علمی مقاله بده ولی توش شعر بگه با کلی آرایه و حفظ قشنگی ولی اصل موضوع رو بیانی کنه که از اصل قضیه صحبت نکنه . چی بگم، واتسون و کریک با مقاله 4 صفحه ای دنیا رو متحول کردن حول DNA ولی این کاشانی فکر نکنم تو 100 صفحه بتونه منظورش رو بفهمونه. توجه کنین که : پیچیده کردن مسائل سخت نیست ساده کردن سخت است ، به جای گشتن دنبال پاسخ های قلمبه برین دنبال ساده ها چون بسیار حرفه ای تر است (انیشتین میگفت که هر خری میتونه مسائل رو پیچیده کنه. {فکر کنم در مشاجره با اونی که نظریه کوانتوم رو داشت})
یه نکته ای برای من جالبه. برای هر علمی که ناقض آیایت قرانی باشه هزاران بار حمله میکنن به علم که آقا این فرضیه است و فرضیه هیچ گاه پایدار نیشت و همیشه عوض میشه عین تغییر فیزیک نیوتنی با نسبیتی و ... و ... و... این در حالیه که این آقایون فرق میان نظریه و اصل علمی رو هم نمیدونن. ولی همین آقایون الهیاتی هر وقت لازم باشه از مباحثی علمی استفاده میکنن که حتی یک مقاله هم در تایید آن وجو ندارد.
مثلا تا کنون هیچ شاهدی بر غلط بودن فرگشت نیست و همه نشانه در تایید ان است ولی اینا قبول ندارنش! در عوض همین مثال شما مورد قبول اکثریت آن است در حالی که هیچ شاهدی موثق از درستی آن نیست!
جالبه که در این مقاله نوشته شده ابو حنیفه باور داشته که عقل انسان در مغز او قرار دارد !
درود. دوست عزیز تمام این بحثها و مناظرات رو دیده و خوانده ام و هیچ شکی ندارم که منظور قران قلب صنوبری است . مدافعان قران خودشان هم سر کلاف را گم کرده اند که نشان از دستپاچگی انهاست!! یکعده میایند ادعا میکنند که علم ثابت کرده قلب هم تفکر میکند و ادعای معجزه برای قران میکنند که 1400 سال قبل قران اینو گفته !! یکعده میگن منظور قران قلب صنوبری نیست!! بالاخره قران چی گفته ؟؟!! مسلمانان بهتره اول تکلیفشون رو با قرانشون مشخص کنند بعد بیان نظر بدن!!مگه نمیگن قران مبینه خب این چه مبینیه که بعد 1400 سال اینهمه اما و اگر درش هست؟؟!! در مورد لینکهاتون هم بگم در مناظره گنجی با مهاجرانی جناب مهاجرانی پس از تناقض گویی های بسیار نتوانستند ادعاشون رو ثابت بکنند و در مورد لینک عربیتون هم انچه من فهمیدم میگفت قلب اطلاعات رو ذخیره میکنه که اینهم غیر علمیه!!
درود. دوست عزیز تمام این بحثها و مناظرات رو دیده و خوانده ام و هیچ شکی ندارم که منظور قران قلب صنوبری است . مدافعان قران خودشان هم سر کلاف را گم کرده اند که نشان از دستپاچگی انهاست!! یکعده میایند ادعا میکنند که علم ثابت کرده قلب هم تفکر میکند و ادعای معجزه برای قران میکنند که 1400 سال قبل قران اینو گفته !! یکعده میگن منظور قران قلب صنوبری نیست!! بالاخره قران چی گفته ؟؟!! مسلمانان بهتره اول تکلیفشون رو با قرانشون مشخص کنند بعد بیان نظر بدن!!مگه نمیگن قران مبینه خب این چه مبینیه که بعد 1400 سال اینهمه اما و اگر درش هست؟؟!! در مورد لینکهاتون هم بگم در مناظره گنجی با مهاجرانی جناب مهاجرانی پس از تناقض گویی های بسیار نتوانستند ادعاشون رو ثابت بکنند و در مورد لینک عربیتون هم انچه من فهمیدم میگفت قلب اطلاعات رو ذخیره میکنه که اینهم غیر علمیه!!
درود متوجه منظور شما از تعابیر "لینکهاتون" و "لینک عربیتون" نشدم,
درباره لینک عربی هم نظر نویسنده این است که مغز اطلاعات را از محیط دریافت می کند سپس آن را برای قلب ارسال می کند و سپس قلب دستور نهایی را صادر می کند ! (مغز را به یک منشی برای قلب تشبیه می کند)
همونطور که بچه ها هم گفتن این نظریه حافظه سلولی با این مزخرفات خیلی متفاوته،این از اون چیزاییه که مسلمین اگر بفمند تا چه حد نشون دهنده شارلاتان بازیهای محمد اسمش رو هم نباید بیارند. این قکر کردن با قلب مثل همون کیهان شناسی قرانی دسته سه مسروقه قران هست.یعنی ارسطو هزار و ... قبل از قران تحقیقات علمی کرده.از عجیبترین نتایجش هم این بوده که مغز رادیاتور بدن هست که کارش اینه که خون رو خنک کنه و قلب هم جای تفکر هست.از اونجا که فران مشخصن سرقت علمی از انجیل و عهد عتیق کرده این سرقت خیلی توضیح علمیتری برای این مساله هست تا علم(؟) محمد به شبه علم ابله های نسلهای بعدی.
Ancient Greeks: Unfortunately, the knowledge of brain function at that time was limited by the strong aversion to dissecting the brain. They had a number of mistaken beliefs, including Aristotle'slocalization of mental functions in the heart. This theory explained that people with heavy upper bodies were intellectualy dull due to the extra weight bearing on the heart. The view that the heart is the organ of the human mind or consciousness is called the "cardiac or cardiocentric hypothesis". Aristotle identified the heart as "the most important organ of the body," and the first to form according to his observations of chick embryos. It was the seat of intelligence, motion, and sensation - a hot, dry organ. Aristotle described it as a three-chambered organ that was the center of vitality in the body. Other organs surrounding it (e.g. brain and lungs) simply existed to cool the heart.
درباره لینک عربی هم نظر نویسنده این است که مغز اطلاعات را از محیط دریافت می کند سپس آن را برای قلب ارسال می کند و سپس قلب دستور نهایی را صادر می کند ! (مغز را به یک منشی برای قلب تشبیه می کند)
خیام عزیز من متوجه موضع خود شما نشدم..میشه در این مورد توضیح بدین؟!
درود متوجه منظور شما از تعابیر "لینکهاتون" و "لینک عربیتون" نشدم,
درباره لینک عربی هم نظر نویسنده این است که مغز اطلاعات را از محیط دریافت می کند سپس آن را برای قلب ارسال می کند و سپس قلب دستور نهایی را صادر می کند ! (مغز را به یک منشی برای قلب تشبیه می کند)
درود. منظورم از لینکهاتون همون لینکهایی که ادرس داده بودید! منم منظور شما رو از این سوال متوجه نشدم !؟ مگه وقتی کسی میگه لینکهاتون یعنی اون لینکها و مطالبشو شما نوشتین!؟؟ بهر حال دوست عزیز همین عبارت مغز منشی قلب هم نمی تواند علمی باشد بهر حال چیزی تو همون مایه های حرف منه منم گفتم قلب از نظر این لینک عربی محل حفظ اطلاعات هست حالا چه اینو مستقیم بگیره یا مغز بگیره و بهش بده یا بقول شما مغز منشی قلب باشه فکر کنم همش یک معنی میده! در ضمن خطاب من به همه مدافعان قران بود که رویه مشخصی ندارند منظورم شخص شما نبودید.
همونطور که بچه ها هم گفتن این نظریه حافظه سلولی با این مزخرفات خیلی متفاوته،این از اون چیزاییه که مسلمین اگر بفمند تا چه حد نشون دهنده شارلاتان بازیهای محمد اسمش رو هم نباید بیارند. این قکر کردن با قلب مثل همون کیهان شناسی قرانی دسته سه مسروقه قران هست.یعنی ارسطو هزار و ... قبل از قران تحقیقات علمی کرده.از عجیبترین نتایجش هم این بوده که مغز رادیاتور بدن هست که کارش اینه که خون رو خنک کنه و قلب هم جای تفکر هست.از اونجا که فران مشخصن سرقت علمی از انجیل و عهد عتیق کرده این سرقت خیلی توضیح علمیتری برای این مساله هست تا علم(؟) محمد به شبه علم ابله های نسلهای بعدی.
حلاصه مطلب این هست که نظر ارسطو درباره قلب تا قبل از رنسانس نظر غالب بوده هم در اروپا و هم در کشورهای مسلمان که آثار ارسطو خیلی تاثیر گزار بوده و بعد رنسانس هست که تازه با بررسی اناتومی قلب توسط افرادی مثل داوینچی و... معلوم میشه که کارکرد اصلی قلب پمپاژ خون هست.
خیام عزیز من متوجه موضع خود شما نشدم..میشه در این مورد توضیح بدین؟!
به نظر من طبق شواهد و قرائن به احتمال قوی و نزدیک به یقین منظور قرآن از قلب به عنوان محل تفکر همون قلب صنوبری شکل هست! مخاطبان اولیه قرآن هم همین معنی را از متن قرآن برداشت کرده بودند
از نظر علمی هم که تاثیر قلب بر تفکر تا الان به اثبات نرسیده, در لینکی هم که شما ارائه کردید حافظه ی بدن را فقط یک "فرضیه" معرفی می کنه, و می دانیم که رسیدن یک فرضیه به مرحله ی نظریه راه بسیار سخت و طولانی است و استناد به یک فرضیه هیچ چیزی را اثبات نمی کند در لینک دوم هم نوشته شده که یک سایکولوژیست به اسم Susan E. Smith این فرضیه رو شبه علم و باور به اون رو مربوط به بی سوادی و ساده لوحی جامعه می داند [COPY] "The belief in these pseudoscientific concepts appears to be related to scientific illiteracy, gullibility, and a lack of critical thinking skills and reasoning abilities in both the mental health community and in society at large"[/COPY]
حتی بر فرض این که روزی این فرضیه به اثبات برسه ! چیزی که در این فرضیه گفته میشه اصلا برابر با این نیست که قلب محل تفکر است ! توی این فرضیه گفته میشه سلول های قلب (یا حتی تمام بدن) می توانند اطلاعات رو در خودشون ذخیره کنند, اما ذخیره ی اطلاعات با توان تفکر و پردازش آن ها تفاوتی ندارد؟ در ویدئو زیر می توانید شیوه ی کار کردن مغز را ببینید:
ما برای تفکر و پردازش اطلاعات نیاز به یک شبکه ای از انواع نورون ها و ارتباط پیچیده بین آن ها داریم که همچین شبکه ای در قلب وجود ندارد, در چند سایت دیدم که مسلمانان استناد می کنند به این موضوع که در قلب یک شبکه ی عصبی وجود دارد و آن را به تفکر ربط می دهند, که این مطلب هم ناشی از نا آگاهی انان درباره کاکرد سیستم عصبی قلب است
شکل بالا تصویری نمادین از سیستم عصبی قلب است, این سیستم مسئول خود تحریکی و انتقال ایمپالس های قلبی است نه محل تفکر !!
پ.ن : این حدیث هم به عنوان یک شاهد معتبر می تواند مورد استناد قرار گیرد «أَلا وَإِنَّ فِي الْجَسَدِ مُضْغَةً إِذَا صَلَحَتْ صَلَحَ الْجَسَدُ كُلُّهُ وَإِذَا فَسَدَتْ فَسَدَ الْجَسَدُ كُلُّهُ أَلا وَهِيَ الْقَلْبُ» یعنی در جسد پاره گوشتی است که هرگاه خوب باشد جسد خوب میشود و اگر فاسد باشد موجب فساد جسد قرار میگیرد.
درود. منظورم از لینکهاتون همون لینکهایی که ادرس داده بودید! منم منظور شما رو از این سوال متوجه نشدم !؟ مگه وقتی کسی میگه لینکهاتون یعنی اون لینکها و مطالبشو شما نوشتین!؟؟ بهر حال دوست عزیز همین عبارت مغز منشی قلب هم نمی تواند علمی باشد بهر حال چیزی تو همون مایه های حرف منه منم گفتم قلب از نظر این لینک عربی محل حفظ اطلاعات هست حالا چه اینو مستقیم بگیره یا مغز بگیره و بهش بده یا بقول شما مغز منشی قلب باشه فکر کنم همش یک معنی میده! در ضمن خطاب من به همه مدافعان قران بود که رویه مشخصی ندارند منظورم شخص شما نبودید.
من از لحن شما متوجه شدم که شما من رو جزو مدافعان قرآن می دونید در صورتی که من همچین نظری ندارم ! معلوم شد که اشتباه متوجه شدم 😉
درود در زندیق مقاله ای وجود داره تحت عنوان "قلب جایگاه تفکر" تو این مقاله تلاش شده قلب رو از دید قرآن با استناد به آیات جایگاه تفکر نشون بده نه مغز از اونجایی که عموم اسلام ستیزها هم از این مورد آگاهی دارند و با آن موافقن خواستم دلایل دوستان در پاسخ به مقاله زیر که سعی در رد این ادعا دارد رو دیده باشیم
مسلمانان سه جور پاسخ برای این موضوع دارند: یکم: الله خودش مخصوصاّ نگفته است که مغز سر جای اندیشه و سهش است چونکه مردمان ان زمان انجور فکر میکردند..و الله نخوسته آنان را شوکه بکند.😏
دوم: اشاره به قلب ، به عنوان جای اندیشه و تفکر و احساس، نمادین است سوم: هنوز علم ثبات نکرده است که تنها مغز جای احساس و اندیشه است
این کار و پاسخ مسلمانان نورمال است. چون تا زمانی که آنان محمد را پیغمبر خدا میشناسند و به قرآن ایمان دارند، نمیتوانند یکهو بما بگویند که آری شما راست میگویید. آنهایی که خستو میشوند کسانی هستند که تنها خواننده هستند و وارد بحث ها نمی شوند. بنابرین ما بایستی با بردباری اینگونه گفتمان ها را دنبال بکنیم و آماج ما نباید خستو کردن کسانی باشد که با ما گفتمان میکنند. چونکه انان هرگز قانع نخواهند شد. کار روشنگری مانند اگهی های بازرگانی است ؛ هرچه بیستر گفته و تکرار بشود بیشتر نتیجه بخش خواهد بود.
دوم: اشاره به قلب ، به عنوان جای اندیشه و تفکر و احساس، نمادین است
نخیر ! گویا این "نمادین" بودن داستان درازی دارد ؛ هرکجا فرنود به ته میکشد یهو همهچیز "نمادین" میشود ! :)))
مطهری غرض از داستان آفرینش آدم را در قرآن برخی تعالیم اخلاقی و تربیتی میداند نه بیان نحوه خلقت انسان. او تصریح میکند که داستان آدم در قرآن سمبلیک است .
من که در جدال با این دوستان وادارشون میکنم یا بپذیرند قران مثل کتب هنری و ادبی هست(و از این لحظه فاتحه هرگونه مجزه علمی و قرانی و بلاغت خونده میشه!)یا اینکه بپذیرند کتاب علمی هست و میشه با روش علمی تحلیلش کرد که حسابی دردسر میشه،اینها که مورد خاصی نیست همون اجنه و شهاب سنگ ها رو دریابید:))
نخیر ! گویا این "نمادین" بودن داستان درازی دارد ؛ هرکجا فرنود به ته میکشد یهو همهچیز "نمادین" میشود ! :)))
مطهری غرض از داستان آفرینش آدم را در قرآن برخی تعالیم اخلاقی و تربیتی میداند نه بیان نحوه خلقت انسان. او تصریح میکند که داستان آدم در قرآن سمبلیک است .
آیا خلقت بشر تدریجی بوده
:))
زنده باد مطهری! که اگر نبود امروز در دبیرستانهای ایران هیچ بچهای درست فرگشت نمیخواند. پیشتر چند بار در اینترنت از بزرگی مرتضی مطهری در قیاس با دیگر اسلامگرایان یاد کردهام، او آنقدر باهوش بود که توان سترگ علم در قیاس با دین را ببیند و در جهت آشتی دادن اسلام با آن گام برداشت، آنقدر شریف بود که از «دینفروشی» در عاشورا گلایه میکرد و آنقدر صادق بود که ساختگی بودن داستان «رقیه» دختر خردسال حسین که بر سر بریدهی پدر آنقدر گریست تا مرد را برملا سازد. این، جانوریست بسیار نایاب در گونهی ملاها.
زنده باد مطهری! که اگر نبود امروز در دبیرستانهای ایران هیچ بچهای درست فرگشت نمیخواند. پیشتر چند بار در اینترنت از بزرگی مرتضی مطهری در قیاس با دیگر اسلامگرایان یاد کردهام، او آنقدر باهوش بود که توان سترگ علم در قیاس با دین را ببیند و در جهت آشتی دادن اسلام با آن گام برداشت، آنقدر شریف بود که از «دینفروشی» در عاشورا گلایه میکرد و آنقدر صادق بود که ساختگی بودن داستان «رقیه» دختر خردسال حسین که بر سر بریدهی پدر آنقدر گریست تا مرد را برملا سازد. این، جانوریست بسیار نایاب در گونهی ملاها.
من جایی میخواندم (یادم نیست کجا) که کل داستان نوشتههایِ مطهری برای دفاع از اسلام بوده یا حداقل به باقی آخوندها اینطور میگفته دراینباره. باقی آثارش را اگر مثلا درباره چمیدانم برهان نظم و نقد هیوم تا چه میدانم زناشویی و نقد راسل اگر نگاه کنیم بیشتر به مبارزه برای نه چندان صادقانه و سر همبندی شده برای حفظ اسلام شبیه است تا بروز شدن.هر چند لنگه کفش هم در بیابان غنیمتیست
من جایی میخواندم (یادم نیست کجا) که کل داستان نوشتههایِ مطهری برای دفاع از اسلام بوده یا حداقل به باقی آخوندها اینطور میگفته دراینباره.
باقی آثارش را اگر مثلا درباره چمیدانم برهان نظم و نقد هیوم تا چه میدانم زناشویی و نقد راسل اگر نگاه کنیم بیشتر به مبارزه برای نه چندان صادقانه و سر همبندی شده برای حفظ اسلام شبیه است تا بروز شدن.هر چند لنگه کفش هم در بیابان غنیمتیست !!
نه, این کسانی که اسلام را نرم کردهاند مانند «شریعتی» و همین مردک «چمران»
سدها بار کثیفتر از مسلمینِ تنروی دیگر بودهاند و راز پایستگی اسلام هم در کار همینها نهفته است.
یک گفتآورد زیبایی از اسکار وایلد داریم در همین فرهشت:
بدترینِ بردهداران کسانی بودند که با بردههایشان مهربان بودند.
همین داستان را هم ما با اسلام و ایران داریم و از همینرو
هر چه بگردید از امثال این شریعتری خاٸنتر و میهنفروشتر نمییابید.
آری خوب شریعتی که جانوری بود،ولی مشکلش این بود که با آزادی مشکل داشت. آب بستن و شل کردن موضع اگر درست باشد میتواند سودمند باشد.مثل همین داستان آموزش فرگشت در مدارس،اسلام از نظر انعطاف ناپذیری اوضاعش از مسیحیت و اینها خیلی خرابتر است و حتی هنوز هم اصرار دارند 99.9% مسلمانان که معنی تحت الفظی (پارسیش با خودت !!) قرآن درست است و خط به خطش مهم است و باید اجرا شود. مشکل این بود که اینها با آزادی مشکل داشتند و مثلا میاید همین مطهری از حجاب دفاع میکند در حالی که میشود براحتی حجاب را به این تفسیر که مربوط به زنان پیامبر است و بس از نظر قرآنی هم مشکل ندارد.
مشکل این بود که اینها با آزادی مشکل داشتند و مثلا میاید همین مطهری از حجاب دفاع میکند در حالی که میشود براحتی حجاب را به این تفسیر که مربوط به زنان پیامبر است و بس از نظر قرآنی هم مشکل ندارد.
مطهری محصول جامعهی خودش بود، اگر به راستی میلی در ایران به بیحجابی وجود میداشت و مسئلهای به گستردگی امروز بود شاید ملایی هم پیدا میشد که برای آن فتوایی صادر بکند، چنانکه در ایران فردا یقین بدانید آخوندی فتوا خواهد داد که اسلام حق انتخاب پوشش به زنان داده و هرچه خواستند بکنند به ما چه ربطی دارد! مسئلهی ایراد گرفتن و مخالفت کردن با اسلام خیلی خیلی جدیدتر از آن چیزیست که فکرش را بکنید.
به هر حال مطهری تلاش کرد تشیع را از موضعی بسیار جدید و بکر تغییر بدهد، و بسیار اصیلتر از شریعتی و امثال او بود.
آری خوب شریعتی که جانوری بود،ولی مشکلش این بود که با آزادی مشکل داشت. آب بستن و شل کردن موضع اگر درست باشد میتواند سودمند باشد.مثل همین داستان آموزش فرگشت در مدارس،اسلام از نظر انعطاف ناپذیری اوضاعش از مسیحیت و اینها خیلی خرابتر است و حتی هنوز هم اصرار دارند 99.9% مسلمانان که معنی تحت الفظی (پارسیش با خودت !!) قرآن درست است و خط به خطش مهم است و باید اجرا شود. مشکل این بود که اینها با آزادی مشکل داشتند و مثلا میاید همین مطهری از حجاب دفاع میکند در حالی که میشود براحتی حجاب را به این تفسیر که مربوط به زنان پیامبر است و بس از نظر قرآنی هم مشکل ندارد.
نمیدانم از کدام راه بهتره, ولی هر دو رویکرد یکجورهایی درست به نگر میایند (:
من جایی میخواندم (یادم نیست کجا) که کل داستان نوشتههایِ مطهری برای دفاع از اسلام بوده یا حداقل به باقی آخوندها اینطور میگفته دراینباره.
قطعا همینطور است، اما یک آخوند صادق که به الله و قرآن و محمد ایمان دارد و تنها به دنبال انباشتن خیک و جیب خود نیست، در زبالهدانی جمکران به راستی گوهریست که باید قدر آنرا دانست! مطهری مقاومتی بود که شیعهگری از خود در برابر جنبش روشنفکری دینی نشان داد، یعنی اصلاح مذهب از درونیترین پوستهی ممکن، وقیحانه است اما شریعتی را بگذارید به جای لوتر، و مطهری را به جای اراسموس(هزار برابر کوتولهتر البته).
خب هر چیزی که ازش مستند ساختن یا تو اینترنت براش تبلیغ کردن که قابل اعتماد نیست.اول اینکه در این داستان بحث قلب تنها نیست که مورد استفاده برادران مسلمان قرار بگیره و بگن امامان و پیامبر ما 1400 سال پیش این رو میدونستن و دیگه اینکه یه بررسی دقیق علمی شرایط خاص خودش رو داره.از انتخاب جمعیت نمونه گرفته تا تقسیم دو گروه به عنوان شاهد و مورد آزمایش که همه اینها باید به درستی انجام بشه و شرایط خاص خودش رو داره و در نهایت دو سو کور بودن تحقیق...تازه اگه نتیجه گرفته شد که بین پیوند اعضا و تغییر رفتار ارتباطی وجود داره باید به ساز و کار سلولی مولکولی اون پرداخته شه!!! اون زمان میشه گفت از حالت فرضیه بودن خارج شده. اینی که یه نفر رو بیارن جلو و دوربین که بگه آره فلان رفتار رو پیدا کردم به تنهایی ارزشی نداره.هر زمانی شما این مطلب رو به عنوان موضوعی اثبات شده در یک ژورنال معتبر پزشکی دیدید میتونید بهش استناد کنید. متاسفانه به زبان فارسی چیز زیادی در این مورد نداریم.من این لینک رو دیدم که خیلی مختصر در این مورد صحبت کرده!!! حافظه سلولی (cellular memory)
همان که آقای آنارشی گفتند، اینها بیشتر خالی بندی و داستانسازی هستند که در برنامه های تلویزیونی و اینترنت ..گه گاه می بینیم. من یادم هست که با اولین کس که قلب مکانیکی برایش کار گذاشیه بودند (دندانپزشک بارنارد) م صاحبه میکردند... خوب یادم هست که او اشک از چشمانش میریخت... بهر دلیل که بود. او همان احساس شاد و یا غمگین بودن را داشت. پس با از دست دادن قلبش احساس هایش را از دست نداده بود. اما جایگزین کردن قلب یکی با قلب کس دیگر بیگمان کارپیچیده ای است چونکه عصب هایی باید پیوند داده بشوند ، نه تنها رگ ها. من فکر میکنم، قلب خودش یک برنامه ی ویژه هم در جایی از مغز شاید داشته باشد که با ان کار میکند. یعنی برای هر تپش، مغز به آن فرمان نمیدهد. پس زمانی که ترانسپلنت میشود این سامانه بهم میخورد.
((218- ابوجمیله از امام صادق (علیه السلام ) روایت كرده كه فرمود: دوراندیشى و احتیاط (مركزش ) در قلب است ،و مهر و خشونت جایش در جگر است ، و حیا و شرم در ریه و شش است . و در حدیث دیگرى كه ابى جمیله روایت كرده چنین است : عقل و خرد جایگاهش در قلب است . ))
در اصول كافى، كتاب العقل و الجهل از حضرت موسى بن جعفر سلام الله علیهما نقل شده كه فرمود: «یا هشام ان اللَّه تعالى یقول فی كتابه: إِنَّ فِی ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ یعنى عقل» «اى هشام به راستى خداى تعالى در كتاب خود مىفرماید: «به راستى در این قرآن یادآورى است براى كسى كه دلى دارد یعنى عقل دارد»
قال علی علیه السلام: أَلاَ وإِنَّ مِنَ الْبَلاَءِ الْفَاقَةَ وَأَشَدُّ مِنَ الْفَاقَةِ مَرَضُ الْبَدَنِ، وَأشدُّ مِنْ مَرَضِ الْبَدَنِ مَرَضُ الْقَلْبِ. أَلاَ وإِنَّ مِنَ النِّعَم سَعَةَ الْمَالِ، وَأَفْضَلُ مِن سَعَةِ الْمَالِ صِحّةُ الْبَدَنِ، وَأَفْضَلُ مِنْ صِحَّةِ الْبَدَنِ تَقْوَى الْقَلْبِ. (1) آگاه باشید!فقر یكى از بلاها است و بدتر از آن بیمارى بدن است، و از آن بدتر بیمارى قلب است. بدانید كه تقواى قلب دلیل صحت بدن خواهد بود(منظور امام از بیمارى قلب فساد اخلاق و انحراف عقیده است) .
"و قال علی علیه السلام: لَقَدْ عُلِّقَ بِنِیَاطِهذَا الاْنْسَانِ بَضْعَةٌهِیَ أَعْجَبُ مَا فِیهِ: وَذلِكَ الْقَلْبُ، وَلَهُ مَوَادّ مِنَ الْحِكْمَةِ وَأَضْدَادٌ مِنْ خِلاَفِهَا، فَإِنْ سَنَحَ لَهُ الرَّجَاءُ أَذَلَّهُ الطَّمَعُ، وَإِنْ هَاجَ بِهِ الطَّمَعُ أَهْلَكَهُ الْحِرْصُ،إِنْ مَلَكَهُ الْیَأْسُ قَتَلَهُ الاْسَفُ." (3) در درون سینه انسان قطعه گوشتى آویخته است كه عجیبترین اعضاى وجود او است: و آن قلب او است. و این شگرفى بخاطر آنست كه انگیزههائى از حكمت و ضد آن در آن جمع است. هر گاه آرزوها در آن ظاهر شود طمع او را ذلیل خواهد كرد و هنگامى كه طمع در او به هیجان آید حرصاو را هلاك مىكند، و هنگامى كه یاس مالك او گردد تاسف او را از پاى درمىآورد...
امیر مۆمنان(علیه السلام) فرمودند: " وَم َنْ عَشِقَ شَیْئاً أَعْشَىبَصَرَهُ، وَ أَمْرَضَ قَلْبَهُ، فَهُوَ یَنْظُرُ بِعَیْنٍ غَیْرِ صَحِیحَةٍ، وَیَسْمَعُ بَأُذُنٍ غَیْرِ سَمِیعَةٍ،"(5) هر كس به چیزى(دیوانهوار) عشق ورزد نابینایش می كند، و قلبش را بیمار می سازد، با چشمى معیوب می نگرد، و با گوشى غیر شنوا می شنود.
قَالَ أَمِیرُ الْمُۆْمِنِینَ علیه السلام:" لَا وَجَعَ أَوْجَعُ لِلْقُلُوبِ مِنَ الذُّنُوب"(6) هیچ دردی بر دل ها دردناک تر از گناهان نیست. خدای متعال فرمود:" فَبِما نَقْضِهِمْ میثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِیَة ...."(7) پس به سبب اینکه پیمانشان را شکستند لعنتشان کردیم و دل هایشان را سخت و حق ناپذیر گردانیدیم.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: "به راستی زیاده گویی در غیر یاد خدا دل را سخت می کند."(8) رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: " سه چیز موجب قساوت دل می شود. گوش سپردن به لهو ، در پی شکار(تفریحی) رفتن و رفت و آمد به دربار سلطان. "(9)
در اینکه قلب صنوبری چه ارتباطی با قلب روحانی دارد؛ علامه در «المیزان» گفته است: قلب صنوبری نخستین عضوی است که روح به آن تعلق میگیرد چرا که در اثر بیهوشی و غش و امثال آن شعور و ادراک انسان از کار میافتد ولی ضربان قلب و نبضش هنوز زنده است در صورتی که اگر قلبش از کار بیفتد دیگر حیاتی برایش باقی نمیماند. بارها در آزمایشهای علمی مغز مرغ را بیرون آوردهاند و دیدهاند که آن حیوان همچنان زنده است. پس مبدأ حیات در آدمی، قلب اوست به این معنی که روحی که در هر جانداری هست نخست به قلب او تعلق میگیرد و پس از آن به سایر اعضا تعلق میگیرد. و همچنین به طور یقین آثار و خواص روحی و روانی چون احساسات، شعور و اراده، حب، بغض، امید و ترس و... همه مربوط به قلب است یعنی روح وقتی این حالتهای روحی را به وسیله مغز درک میکند اثر آن در قلب صنوبری و جریان خون ظاهر میشود. [و الاشارات و التنبیهات، ج3، ص414، 415.] و همین مسئله باعث شده که ادراک و شعور و هر چه بویی از شعور در آن است از قبیل حب، بغض، ترس، حسد، و شجاعت و... را به قلب صنوبری نسبت دهند چرا که روح به وسیله قلب به بدن تعلق میگیرد و آثار این ادراکات نیز در قلب ظاهر میشود.