صدور حکم اعدام آقای ندرخانی اعتراضهایی بینالمللی را به دنبال داشت
براساس گزارشها، یوسف ندرخانی، کشیش ایرانی که پیش از این گفته میشد به اعدام محکوم شده، امروز، شنبه، ۱۸ شهریور (هشتم سپتامبر) از زندان آزاد شده است.کوروش لاهوتی، سخنگوی رسمی "کلیسای ایرانیان" به بیبیسی فارسی گفت که آقای ندرخانی طبق حکم دادگاهی که امروز تشکیل شد، از اتهام ارتداد مبرا و آزاد شده است. او گفت: دادگاه امروز، آقای ندرخانی را به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" به سه سال زندان محکوم کرد و چون او برای نزدیک به سه سال بدون حکم دادگاه در زندان بود، دستور آزادی او را صادر کرد.آقای ندرخانی که یک کشیش پروتستان ایرانی است، در اکتبر سال ۲۰۰۹ میلادی بازداشت شده بود.گزارش شده است که او در ۱۹ سالگی آیین خود را از اسلام به مسیحیت تغییر داد و در زمان بازداشت، رهبری یک گروه کوچک از مسیحیان به نام "کلیسای ایرانیان" را در شهر رشت به عهده داشت.براساس گزارشها، او در دادگاهی در گیلان براساس قوانین شریعت اسلامی به اتهام ارتداد به اعدام محکوم شده بود.گفته شد که به دنبال تایید حکم اعدام آقای ندرخانی در دادگاه تجدیدنظر در استان گیلان، او از دیوان عالی ایران خواهان رسیدگی دوباره به پروندهاش شده بود. دیوان عالی ایران هم مهر سال گذشته اعلام کرد که حکم اعدام آقای ندرخانی به دلیل "نقص تحقیقات" نقض شده، ولی پرونده او مختومه نشده است.کوروش لاهوتی درباره روند رسیدگی به این پرونده توضیح داد: "دیوان عالی ایران حکم ارتداد آقای ندرخانی را تایید کرده و عدم اجرای آن را به توبه کردن و بازگشت او به اسلام مشروط کرده بود، ولی آقای ندرخانی این شرط را نپذیرفت."او گفت: به دنبال فعالیتها و اعتراضات شدید جامعه بینالملل به صدور این حکم، اجرای آن به اعلام نظر رهبر جمهوری اسلامی منوط شد و سرانجام چند ماه پیش، رهبر ایران اعلام کرد که بهتر است یکبار دیگر دادگاه برای بررسی ارتداد او برگزار شود که زمینهساز جلسه امروز دادگاه شد."آقای لاهوتی گفت: در حکمی که برای آزادی آقای ندرخانی صادر شد، به شرط توبه از آیین مسیحیت اشارهای نشده است و هماکنون او یک شهروند آزاد مسیحی در ایران است. او یادآور شد: "هنوز زندانیان دیگری همچون کشیش بهنام ایرانی، علیرضا سیدیان و فرشید فتحی به جرم (گرویدن به آیین) مسیحیت در زندان هستند و امیدواریم آزادی آقای ندرخانی زمینهساز آزادی این زندانیان شود." سخنگوی رسمی کلیسای ایرانیان اضافه کرد: در گذشته افرادی همچون کشیش دیباج به اتهام مشابهی بازداشت شده و بعد از آزادی، توسط افرادی که از سوی مقامات ایران "افرادی غیرتمند به اسلام" معرفی شدند، ربوده شده و به قتل رسیدهاند. او گفت: امیدواریم تاریخ تکرار نشود و در عین حال، اعلام میکنیم که تامین امنیت جانی یوسف ندرخانی و خانوادهاش به عهده حکومت ایران خواهد بود.صدور حکم اعدام آقای ندرخانی اعتراضهایی بینالمللی را به دنبال داشت و از موارد نقض حقوق بشر و بی توجهی به "آزادی مذهبی" در ایران خوانده شد.مقامات رسمی آمریکا، بریتانیا، آلمان و لهستان هم نسبت به اجرایی شدن این حکم ابراز نگرانی کرده بودند و دزموند توتو، اسقف اعظم آفریقای جنوبی و برنده جایزه صلح نوبل از دولت ایران خواسته بود تا آقای ندرخانی را آزاد کند.
اینکه همه شهروندان اروپا باسوادند، خالی از حقیقت است. روز بین المللی سوادآموزی شاهد بر این است که از هرپنج جوان پانزده ساله در اروپا، یکی قادر به خواندن و نوشتن نیست. چندی پیش، اتحادیه اروپا، هیئتی را مامور رسیدگی به این معضل و راه حل آن کرد که پیشنهاد کرده اند در میان سایر اقدامات، کمک بیشتری به آموزشگاهها داده شده و نیز در مناطق و محله های غیر معمول کتابخانه هایی هر قدر کوچک ایجاد شود. انجمن بلژیکی ُخواندن و نوشتن ُ که کلاسهای سواد آموزی دائر کرده است می گوید مشکلات تازه ای برای بیسوادان بوجود آمده است: “نیاز جوامع گسترش یافته است، و آن بیسوادی کلمات و زبان تکنولوژی است. برای مثال، ما بیش از پیش باید برای امور بانکی و خریدن بلیط قطار و دیگر اقلام، از ماشینهای خودکار استفاده کنیم. بنابراین باید خواندن و نوشتن را به نواحی جدیدی بسط دهیم.” یکی از شهروندان شهر لیژ در بلژیک، نقاشی است که تا قبل از تصادفی که او را از ادامه تخصصش باز داشت، با اندک سوادش امورش را می گذراند. با رویارویی با مسئله کم سوادی، تصمیم گرفت به انجمن سواد آموزی مراجعه کند. او به یورونیوز گفت: “[برای پنهان کردن بیسوادیم] تظاهر می کردم. می گفتم عینکم را نیاورده ام، کاغذم یادم رفته، یا حتی دستم را باند پیچی می کردم. حالا حس می کنم دوباره مثل پروانه متولد شده ام. مثل بقیه شده ام.”
واکنش سلمان رشدی به افزایش جایزه قتل خود؛ «یک آخوند ایرانی به دنبال شهرت است»
سلمان رشدی، نویسنده کتاب جنجالی «آیه های شیطانی»، تهدیدهای جدید علیه خود را بی اهمیت دانسته و آن را نتیجه حرف های «یک نفر آخوند به دنبال شهرت در ایران» توصیف کرده است. به گزارش روزنامه آمریکایی «بوستون هرالد»، نویسنده «آیه های شیطانی»، روز سه شنبه ۲۸ شهریور، در سخنانی در یکی از شعبه های کتابفروشی معروف «بارنز اند نوبل» در برابر جمعیتی حدود ۴۰۰ نفره، در حالی از بی اهمیت بودن تهدیدهای جانی تازه علیه خود صحبت می کرد که سال ها از زمان فتوای آیت الله خمینی در ۱۹۸۹مبنی بر ارتداد وی و برخی تلاش ها برای قتل این نویسنده می گذرد.
پس از بالا گرفتن اعتراض های خونین مسلمانان در خاورمیانه به ساخت فیلمی که بسیاری آن را توهین آمیز نسبت به پیامبر اسلام تلقی می کنند، یکی از بنیادهای نیمه رسمی در ایران (بنیاد ۱۵ خرداد) که تحت مدیریت آیت الله حسن صانعی قرار دارد، جایزه قتل رشدی را از ۲/۸ میلیون دلار به ۳/۳ میلیون دلار افزایش داد.
در واکنش به این اقدام، سلمان رشدی که فیلم یاد شده را «بدترین فیلم سایت یوتیوب» توصیف کرده، می گوید مدتی طولانی است که صانعی برای قتل او جایزه تعیین کرده اما افراد زیادی او را جدی نگرفته اند.
این نویسنده جنجالی تهدید جدید را صرفاً محصول تازه ای از «کارخانه خشم» دانسته و افزوده است که «هیچ سندی» وجود ندارد که نشان دهنده آن باشد افرادی به جایزه تعیین شده علاقه نشان داده باشند.
سلمان رشدی می گوید نگرانی او از بابت جوخه های مرگ دولتی و «قاتلان حرفه ای» است. نویسنده کتاب «بچه های نیمه شب» همچنین تصریح می کند که روزهای اختفا برای او به پایان رسیده و اکنون دیگر به آزادی در خیابان ها پیاده روی می کند، در صف سوپرمارکت می ایستد و مانند دیگر نویسندگان در جلسات کتابخوانی شرکت می کند.
دولت ایران مدتهاست که از حکم و فتوای خمینی فاصله گرفته اما احساسات ضد سلمان رشدی همچنان در این کشور وجود دارد. اما اصل موضوع سخنرانی نویسنده ۶۵ ساله بریتانیایی هندی تبار درباره کتاب جدیدش بود با عنوان «جوزف آنتون» که شرح حال او از ماجرای فتوا و زندگی پرماجرایش را روایت می کند، کتابی که با فروش دلگرم کننده و نقدهای خوبی مواجه شده است.
رشدی می گوید آخر داستانش خوش است اما به هیچ وجه مایل نیست به جز بر روی کاغذ دوباره آن روزها را زندگی و تجربه کند.
زمانی که فتوای آیت الله خمینی زندگی سلمان رشدی را دستخوش تغییر کرد، وی به ناچار تحت نظر ۲۴ ساعته نیروهای امنیتی و پلیس درآمد. در آن زمان مأموران تیم امنیتی از نویسنده خواستند برای خود نامی مستعار انتخاب کند که در ارتباطات برای اشاره به او مورد استفاده قرار گیرد و سلمان رشدی نیز از ترکیب نام کوچک دو نویسنده محبوب خود، «جوزف کُنراد» و «آنتون چخوف»، نام «جوزف آنتون» را برای خود انتخاب کرد که امروز به عنوان نام کتاب جدید این نویسنده مورد استفاده قرار گرفته است.
رشدی می گوید یک نقل قول از «جوزف کُنراد» را سرلوحه زندگی خود قرار داده است: «باید تا زمانی که بمیرم زندگی کنم.»
سلمان رشدی جان به در بُرد، اما همه دست اندرکاران انتشار کتاب او به اندازه نویسنده خوش شانس نبودند. نویسنده کتاب «آیه های شیطانی» می گوید ناشر نروژی کتابش را به یاد می آورد که هدف سه گلوله از پشت سر قرار گرفت و به شدت مجروح شد و در مقابل «نه تنها کوتاه نیامد که نسخه های بیشتری از کتاب را سفارش داد.»
علاوه بر ناشر نروژی رشدی از دوستان وفادار دیگری مانند «کریستوفر هیچنز» و بسیاری از کتابفروشی های ایالات متحده قدردانی کرد که در بحبوحه تهدیدها به بمب گذاری، کتاب او را خریداری کردند.
سلمان رشدی در کتاب «جوزف آنتون» می نویسد: تجربه فتوای قتل باعث شد نیکی و بدی را در انسان ها مشاهده کند. او به یاد می آورد که چطور زمانی آماج انتقادهای محافظه کاران و حتی بعضی لیبرال ها قرار گرفته بود و چگونه ده سال زندگی مخفیانه منجر به شکست دو ازدواجش شد. اما توصیه سلمان رشدی به حاضران هم جالب بود، «از محکوم به مرگ شدن توسط رهبر یک کشور استبدادی اجتناب کنید!»
رشدی می گوید آن فتوا زندگی اش را به یک رمان تبدیل کرد. نویسنده «جوزف آنتون» می گوید دیگر برایش عادی شده بود که افسران مسلح پلیس، که «حکم تیر داشتند» در آشپزخانه اش این ور و آور بروند، یا خیابانی را در پاریس به طور کامل قرق کنند که خودروی حامل او رد شود و ادامه می دهد: روزی در حالی که از پنجره یک کافه بیرون را تماشا می کردم، آرزو داشتم می توانستم قاطی مردمی شوم که آن بیرون با هم می نوشیدند و سیگار می کشیدند و تلاش می کردند ببینند این همه برو و بیا مربوط به چه کسی است . سلمان رشدی می گوید: به کتاب خود و نبردی که برای این ارزشمندترین نوع آزادی انجام داده، افتخار می کند؛ آزادی بیان.
وی تاکید می کند که «تروریسم در واقع هنر کاشت وحشت است و تنها راهی که می توان با آن مبارزه کرد، ترس به خود راه ندادن است.»
روزنامه شرق در پی درج کاریکاتوری که واکنش مسئولان کشور، نمایندگان مجلس و تشکلهای دانشجویی را بر انگیخته است، با رای هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد.
به گزارش جهان، این روزنامه در شماره روز گذشته خود و در صفحه آخر این جریده، کاریکاتوری را به چاپ رساند که بطور غیرمستقیم موجب وهن ارزش های دفاع مقدس شده است.
این کاریکاتور رزمنده های جبهه را در حال بستن سربند بر روی چشم همدیگر نشان می دهد؛ کنایه از اینکه تصمیم و ایثارگری رزمندگان کورکورانه صورت گرفته است.:
یک سند پاپیروس متعلق به قرن چهارم میلادی نشان میدهد که عیسی مسیح احتمالا دارای همسر بوده است. این سند که بهوسیله "کارن کینگ" مورخ آمریکایی بازخوانی شده، نخستین سند تاریخی است که مجرد بودن مسیح را رد میکند.
قطعه پاپیروسی را که از همسر داشتن پیامبر مسیحیان جهان حکایت میکند، کارن کینگ برای اولین بار در ماه دسامبر سال پیش کشف کرد. او به رسانههای آمریکایی گفته است که در آغاز نسبت به اصالت این قطعه پاپیروس تردید داشتم و فکر میکردم جعلی است، اما متخصصان پاپیروس پس از بررسیهای دقیق اصالت آن را تایید کردند.
مسیح گفت: همسر من....
قطعه پاپیروس مورد نظر مورخ آمریکایی اندازه یک کارت ویزیت معمولی است. پاپیروسشناسان گفتهاند که این سند احتمالا متعلق به قرن چهارم میلادی است. نوشتههای روی این قطعه ۸ سطر و نوشتههای پشت آن ۶ سطر هستند و با حروف قبطیان مصر نوشته شدهاند. در این نوشته آمده است:«مسیح به آنان گفت: همسر من...» در اینجا پاپیروس پاره شده و دنباله جمله قابل ردیابی نیست.
خوانش این سند، در میان مسیحیان هیجان فوقالعادهای ایجاد کرده است، زیرا آنچه بیان میکند بیسابقه است. اسناد کلیسای کاتولیک همواره از مجرد بودن مسیح حکایت داشتهاند. در گذشته بسیاری از منابع تاریخی حدس میزدند که مسیح با ماریا ماگدالنا رابطه داشته است. ماریا، زنی فوقالعاده زیبا و جذاب بود که در زمان حیات مسیح افراد متعصب او را به فحشا متهم کرده و میخواستند بکشند، اما مسیح او را نجات داد.
یکزن در میان همه مردان مسیح؟
عیسی مسیح حواریون خود را «پسران من» خطاب میکرد. در اسناد کلیسای کاتولیک همه حواریون مسیح مرد بودهاند. اکنون در سند تازه کشف شده یک جمله دیگر هست که این فرضیه را نیز با تردید روبرو میکند. در این سند، از قول مسیح آمده است:«او، حواری زن من خواهد بود.»
بهگزارش رسانههای آلمانی، درباره قطعه پاپیروسی که از متاهل بودن مسیح حکایت دارد، تحقیقات گستردهای آغاز خواهد شد. اما کسانی هم هستند که چون محل نوشته شدن این سند روشن نیست، آن را رد میکنند. کسی که این سند را در اختیار دارد، مایل نیست شناخته شود. او تنها گفته است که قطعه پاپیروس را در سال ۱۹۹۷ همراه با دستنوشتههای دیگری از یک آلمانی خریده است.
یک دستنوشته آلمانی نیز در میان این اسناد بوده است. در این دست نوشته آمده است که قطعه پاپیروس نظریه متاهل بودن مسیح را مطرح میکند.
بحث متاهل یا مجرد بودن مسیح، از قدیم بسیاری از محققان و مورخان را به خود مشغول کرده، اما این نخستینباری است که یک سند مکتوب درباره آن منتشر میشود.
برای آخرین بار دن براون نویسنده آمریکایی در کتاب پرفروشی بهنام "زاکریلگ" درباره همسر و بازماندگان مسیح نوشت. اما کارن کینگ از این نویسنده جنجالی فاصله میگیرد. او به خبرنگاران آمریکایی گفته است:«لطفا فقط ننویسید که دن براون حق داشت.»
GERMANY is poised to reinstate an old law banning sex with animals after a sharp rise in incidents of bestiality — and even the pimping of farm animals.
[h=5]آمریکا بهخاطر اسرائیل در حال تغییر نقشه خاورمیانه است ( گفتگوی حسنی مبارک با روزنامه الفجر در زندان ) [/h] ۱۵ - آذر - 1391 حسنی مبارک که اکنون در زندان طره مصر دوره ی محکومیت حبس ابد خود را سپری میکند، اسرار بسیاری را در رابطه با طرح آمریکایی- صهیونیستی با مشارکت برخی کشورهای همپیمان برای تقسیم و تجزیه منطقه خاورمیانه از جمله تبدیل اردن به کشور فلسطینیان و یکپارچه ساختن سرزمینهای اشغالی برای رژیم صهیونیستی، فاش کرد. مبارک در گفتوگو با روزنامه مصری« الفجر » گفت: آنچه در مصر رخ داد ، یک طرح آمریکایی – اسرائیلی با کمک تعدادی از کشورهای همپیمان ،با هدف تقسیم منطقه خاورمیانه و تجزیه مصر و سرنگون کردن همه رژیمهای عربی و ایجاد هرج و مرج گسترده در منطقه بود تا به این ترتیب اعراب توانایی خود برای مقابله با اسرائیل را از دست بدهند. مبارک همچنین به دفاع از خود پرداخت و از انقلاب مصر بهعنوان « شورش » یاد کرد و گفت طنطاوی که به وی پیشنهاد منصب معاون رئیسجمهور را کرده بود، به وی خیانت کرده است و به قدرت رسیدن اخوانالمسلمین با موافقت کامل آمریکا و اسرائیل صورت گرفته است. مبارک همچنین اذعان کرد ، « شورش » دارای بعد اجتماعی و سیاسی است و افزود : « من قبول دارم که مردم از شدت فقر و گرسنگی شورش کردند و این حق آنهاست ؛ اما من از اقداماتی که انجام دادم راضی هستم. من عمر خود را برای خدمت به مردم صرف کردم . » در بعد سیاسی نیز مبارک تأکید کرد : « آنچه در مصر رخ داد یک طرح بینالمللی آمریکایی – اسرائیلی است و عمر این طرح بیش از ۶۰ سال و هدف از آن نیز تقسیم منطقه خاورمیانه، تجزیه مصر و تقسیم آن به سه دولت کوچک است . آنها اکنون سوریه، لیبی و سودان را تخریب میکنند و سپس به اردن روی خواهند آورد تا بهعنوان مرحله آخر ، اردن را به وطن کامل برای فلسطینیان تبدیل کنند و فلسطین به عنوان یک وطن یکپارچه برای یهودیان باقی بماند. مبارک تصریح کرد : « این طرح آمریکایی- اسرائیلی که قدرتهای همپیمان منطقهای پشت آن قرار دارند، سعی دارد همه رژیمهای عربی را ساقط کرده و هرج و مرج گستردهای ایجاد کند تا به این ترتیب ، اعراب توانایی خود برای مقابله با رژیم صهیونیستی را از دست بدهند. » طنطاوی از من خواست کنارهگیری کنم مبارک در این مصاحبه همچنین گفت به اطرافیانش اعتماد کرده ،اما آنها افراد بامسئولیتی نبودهاند . وی افزود: « گزارشهایی از منابع مختلف از جمله سازمان اطلاعات مصر به دست من میرسید که هشداری در رابطه با انفجار عمومی در کشور بود. من این گزارشها را با گروه جدید حزب ملی متشکل از جمال مبارک و دیگر اعضا بررسی کردم ؛ اما آنها گفتند که در این گزارشها مبالغه شده است من قصد داشتم دست به تغییرات و اصلاحاتی در کشور بزنم ؛ اما سرعت شورش از ما بیشتر بود . » مبارک اشاره کرد ، از شخصیتهای بسیاری اعم از فرماندهان ارتش، استادان دانشگاه، پزشکان و بازرگانان کمک خواسته است ، اما آنها وی را تحقیر و به وی خیانت کردهاند . وی از روابط خود با طنطاوی ، فرمانده کل سابق نیروهای مسلح مصر گفت و افزود : « من از سخنان طنطاوی احساس کرده بودم وی هرگز در کنار من نخواهد ماند و به من خیانت خواهد کرد. من به طنطاوی پیشنهاد کردم معاون من باشد ؛ اما او این پیشنهاد را رد کرد . سپس از وی خواستم دولت تشکیل دهد . اما او این پیشنهاد را نیز رد کرد . در برابر پیشنهادهای من او گفت ، ارتش هرگز حتی یک گلوله هم به سوی تظاهرکنندگان شلیک نمیکند و ثبات کشور را حفظ خواهد کرد . » مبارک همچنین گفت : « طنطاوی از من خواست از قدرت کنارهگیری کرده و قاهره را ترک کنم تا به این ترتیب کشور وارد جنگ خیابانی نشود . » آمریکا و اسرائیل به دلیل ترس از ایران به اخوانالمسلمین روی آوردند رئیسجمهور مخلوع مصر درباره نتایج انتخابات ریاست جمهوری مصر نیز گفت : « به قدرت رسیدن اخوانالمسلمین در مصر با موافقت کامل آمریکا و اسرائیل صورت گرفت ؛ پیش از آنکه نوبت سوریه برسد ، این اتفاق در مصر رخ داد. زیرا آمریکا و اسرائیل سعی دارند سوریه را ساقط کنند و اخوانالمسلمین را روی کار بیاورند تا به این ترتیب سلطه آنها بر منطقه کامل شود . و تقویت این جریان نیز به ترس آمریکا و اسرائیل از ایران برمیگردد. مبارک همچنین اعتراف کرد که مصر در زمان جنگ عراق علیه ایران، از عراق حمایت میکرد و برای نخستین بار اذعان کرد که آمریکا در زمان تهاجم عراق ، مصر را برای ایجاد پایگاه نظامی در دریای سرخ تحت فشار قرار داد ؛ اما مبارک مخالفت و شرط کرده است که این پایگاه تنها به مدت ۵ سال وجود داشته باشد و پس از این دوره این هواپیماها به مصر تحویل داده شود و خلبانان مصری نیز آموزش ببینند. به گفته ی مبارک، همین اتفاق نیز افتاد و هواپیماها به مصرداده شد و آمریکاییها نیز از مصر خارج شدند. برگرفته از : روزنامه ایران ، شماره ی ۵۲۲۴ ، ۲۲ آبان ماه ۱۳۹۱ ، صفحه ۲۷
سلیمان بوقیث سخنگوی رسمی القاعده که بعد از ۱۰ سال اقامت از ایران به ترکیه رفته بود ، با پاسپورت قلابی عربستان در خاک ترکیه دستگیر شد.
نظر من: این کسی که ۱۰ سال ایران بوده و به ترکیه میره را آمریکا از ورودش به ترکیه اطلاع داشته! این نشون میده که CIA تا امنیتیترین مکانهای جمهوری اسلامی هم نفوذ کرده و خبردار میشه که یک عضو مهم القاعده میخواهد به ترکیه بره!
[COPY]در عکس العمل به برنامه تبلیغاتی دانشجویان سعودی که در خیابانهای نیویورک به پخش شاخههای گل میان عابران دست زده بودند، روزنامه واشینگتن تایمز با لحنی بیسابقه به دین اسلام تاخته و ادعای دین صلح و آشتی بودن اسلام را رد کرده است.
«اسلام دین صلح و آشتی نیست.» این تیتر مقالهای است در روزنامه واشینگتن تایمز امروز که در عکسالعمل به خبری در رسانههای آمریکایی در مورد حرکت دانشجویان عربستان سعودی در روزهای «عید پاک» مسیحی منتشر شده است.
CNN و دیگر رسانههای آمریکایی، پخش شاخه گلهای رُز از سوی گروهی از دانشجویان سعودی در میدان تایمز نیویورک به مناسبت عید مسیحی پاک را گزارش دادند. نویسنده واشینگتن تایمز اما میپرسد، «آیا پخش کردن گل یعنی اسلام دین صلح و آشتی است؟» و سپس چنین ادامه میدهد:
«بسیاری در رسانهها سعی میکنند اسلام را به عنوان یک دین صلح جویانه تصویر کنند. همین هفته در The Five، برنامه پربیننده فاکس نیوز «باب بکل» افراطیهای مسلمان را سرزنش میکرد که با رفتارهای تروریستی خود چهره محمد پیغمبر اسلام را خراب میکنند، و «دینا پریو» ادامه داد که محمد با مسیحیان و یهودیان با مدارا برخورد میکرد و گفت اینکه او یک همسر مسیحی داشته هم شاهدی بر این مدعاست.
نویسنده اما اضافه میکند که اما بکل و پریو اشتباه میکردند، و مینویسد: «محمد وقتی در مکه بود یک همسر مسیحی داشت، اما آن پیش از تبدیل شدنش به یک جنگجو بود، و حتی پیش از آن بود که چیزی به نام اسلام وجود خارجی داشته باشد. پس اگرچه همسر محمد مسیحی بود، اما این ربطی به تحمل دین وی توسط محمد نداشت. اسلام در سال ۶۲۲ میلادی، سال هجرت محمد از مکه به مدینه آغاز شد. در دوران زندگیش در مدینه، پیغمبر در بیشتر از ۸۰ جنگ شرکت داشت؛ با دختری ازدواج کرد که طبق مراجع مختلف تاریخی تنها شش یا هفت سال از عمرش گذشته بود؛ هزاران یهودی و مسیحی را به قتل رساند و مورد تجاوز جنسی قرار داد؛ و خشن ترین دین در تاریخ را پایه گذاشت.»
نویسنده سپس به عدم مدارای پیامبر اسلام با مسیحیان و یهودیان میپردازد: «محمد، مثل مسلمانهای افراطی امروز، کافران را بوزینه و خوک میخواند. در سرتاسر قرآن محمد از زبان خدا میگوید که او مسیحیان و یهودیها را از عربستان بیرون خواهد کرد. عربستان سعودی یک حکومت کاملا اسلامی است. در سرتاسر عربستان هیچ کلیسایی وجود ندارد، هیچ کنیسهای وجود ندارد. در عربستان هیچ گونه تحمل ادیان وجود ندارد.»
مقاله واشینگتن تایمز سپس به نقل آیههای مختلفی از قرآن میپردازد که در آن پیغمبر اسلام از زبان خدا مومنان را به جنگ و قتل مخالفان اسلام و آنانی که به الله تسلیم نمیگردند فرا خوانده است. نویسنده این مقاله سپس میافزاید: «اغلب در پاسخ به بحث خشونت در اسلامی صحبت از خشونتهایی میکنند که به نام مسیحیت صورت گرفته است، از جمله خشونتهای بیحد و حصر جنگهای صلیبی. اما تفاوت عمدهای که وجود دارد این است که عیسی مسیح در طول عمرش هرگز در جنگی شرکت نداشت و هیچوقت پیروانش را به خشونت دعوت نکرد. محمد یک جنگجو بود و به خشونت دعوت میکرد. قرآن هردوی این واقعیتها را در خود دارد. دادن گل به عابران حرکت قشنگی است، اما اسلام را به دین صلح و آشتی تبدیل نمیکند. نام صحیحتر کاری که این دانشجوها دارند انجام میدهند «جنگ با یک شاخه گل» است.[/COPY]
اساسا اینها همه خبرنگار حرفهای هستند و سعی دارند چهره بی طرفی از خود نشان دهد.مشخص است که کس باید مغز خر خورده باشد اینها را در وبلاگ به اسم خودش منتشر کند. در مورد کارمندان بی بی سی کار به جعل نوشته ختم نمیشود و حتی خانواده و آشنایانشان را در ایران تحت فشار گذاشتهاند و گروگان گیری کردهاند .
امروز در ونزولا انتخابات امپریالیستی برگزار شد و پیش بینی میشود رفیق مادورو بر کاپریلاس امپریالیست پیروز شود مادور ادامه دهنده راه سوسیالییسم هگو چاوز است ----------------------------------------------------------------- ودر خبری جالب طلا یک روزه صد دلار افت نمود اکنون نرخ هر اونس 1437 دلاره؟ ------------- علتش دسیسه قبرس برای سر کیسه کردن روسهاست
[h=2] افشای آمار واقعی اشتغالزایی دولت:بجای دو ونیم میلیون نفر ، فقط 14 هزار! [/h] در حالی که دولت مدعی اشتغالزایی چند میلیونی است و محمود احمدی نژاد نیز زمستان گذشته اعلام کرده بود که دولت او توانسته 6 میلیون شغل ایجاد کند ، بررسی های علمی نشان می دهند میزان خالص اشتغالزایی در دوران احمدی نژاد نزدیک به "صفر" بوده است.
به گزارش عصرایران ، شب گذشته ، دکتر مسعود نیلی ، یکی از برجسته ترین اقتصاددانان ایران مهمان ویژه برنامه تلویزیونی "پایش" بود که به طور مستقیم از شبکه اول سیما پخش شد.
این استاد اقتصاد ، به همراه خود ، نمودارهایی از وضعیت اقتصادی کشور را آورده بود که غافلگیر کننده ترین و تکان دهنده ترین آن ، مربوط به میزان اشتغالزایی در دولت احمدی نژاد و دولت های قبلی بود که به طور زنده بر روی آنتن رفت.
این اقتصاددان ، در نمودار تخصصی اشتغال ، میزان اشتغال ایجاد شده در بازه های زمانی 5 و 10 ساله را از سال 1335 تا 1390 را اعلام کرد که بر اساس آن ، کمترین اشتغال خالص ایجاد شده در نیم قرن گذشته ، مربوط به دولت کنونی است. اشتغال خالص ، ناظر به میزان اشتغال ایجاد شده و میزان افراد بیکار شده در یک دوره زمانی خاص است.
بر این مبنا ، در سال های 1385 تا 1390 ، میزان اشتغالزایی خالص سالانه ، تنها 14 هزار و 200 بوده است که بسیار ناچیز و در حد صفر است. این در حالی است که بنا بر ادعای احمدی نژاد ، میزان اشتغالزایی سالانه در 7 سال گذشته ،به طور متوسط سالانه 857 هزار نفر بوده است.البته همین دولت مدعی است در سال های 89 و 90 ، به میزان 2.5 میلیون نفر اشتغالزایی کرده و در سال 91 نیز 2 میلیون شغل ایجاد کرده است!
ارائه آمار 14 هزار و 200 شغل در سال در رسانه ملی در حالی است که طبق همین آمار ، در دولت قبل از احمدی نژاد ، میزان اشتغالزایی خالص ، بالغ بر 695 هزار نفر در سال بوده است. آمار اشتغالزایی خالص در دوران دفاع مقدس نیز که کشور درگیر یک جنگ تمام عیار 8 ساله بود ، حدود 200 هزار شغل در سال بود که 14 برابر بیشتر از دوران کنونی است که بالاترین درآمد نفتی کل تاریخ ایران را داشته است.
در زیر نمودار تکان دهنده ای که در برنامه زنده پایش از شبکه یک سیما پخش شد را می بینید:
fuck...! again? خوشبختانه اما گویا تلفات چندانی نداشته.به نظرم در مناطقِ کم جمعیت بوده.کجایند آنها که میگفتند در ایران بیش از شش و نیم ریشتر زلزله نمیآید. خود مرکز زلزله نکچگاری ایران گفته شدت زلزله 7.7 ریشتر بوده😳
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی در مصاحبه با «بی بی سی» اعلام کرده است: سلاح هایی را که غرب برای مخالفان بشار اسد می فرستد، متوقف خواهد کرد، چرا که شاید این سلاح ها در اختیار اسلام گرایان تندرو قرار گیرد. به گزارش «تابناک»، نتانیاهو همچنین افزوده است: اگر سلاح های پیشرفته در اختیار اسلام گرایان تندرو قرار گیرد، امنیت منطقه را به خطر خواهند انداخت. وی همچنین این گونه پرسیده که غرب چه سلاحی در اختیار چه شورشیانی خواهد گذارد؟ نتانیاهو که برای حضور در مراسم مارگارت تاچر به انگلیس سفر کرده، افزود: ما گستاخ نیستیم، اما از خودمان دفاع خواهیم کرد و مردم هم می دانند که من حساب شده و جدی در این باره سخن می گویم. وی همچنین ادامه داد: سلاح هایی که غرب در اختیار مخالفان بشار اسد گذارده و می گذارد، نگرانی هایی برای ما پدید آورده که عبارتند از: سلاح های ضد هواپیما، سلاح های شیمیایی و سلاح های بسیار خطرناکی که قاعده بازی در منطقه را بر هم خواهد زد. نتانیاهو همچنین گفت: این سلاح هایی که غرب در اختیار مخالفان قرار داده و یا قرار است در اختیار آنان بگذارد، شرایط را در منطقه تغییر خواهد داد، توازن قوا را از بین خواهد برد و شبکه جهانی از تروریست ها را تقویت خواهد کرد. گفتنی است، سخنان اخیر نتانیاهو، پرده از سکوت رسانه های خبری درباره سلاح های ارسالی غرب برای مخالفان بشار اسد برداشته است؛ جایی که نخست ورزیر رژیم صهیوینستی، با تأکید این سلاح ها را سلاح های بسیار خطرناکی می نامد که می تواند توازن قوا را در منطقه به سود بنیادگرایان افراطی بر هم زند!👻 ------------------------------------------
آره بنظر میاد واقعا اشتباه کردن/بدشانسی آوردن. بشار اسد و ج.ا از این تروریست ها و وهابی ها بهترن. البته غرب هم که احمق نیست. حتما میخوان حداکثر هزینه و ضعیف شدن و کش دادن رو ایجاد کنن برای ایران و سوریه و اینها. وگرنه فکر نمیکنم بخوان اینا بجای بشار روی کار بیان. حتی الامکان هم میخوان که بشار بره و کس دیگری جاش بیاد (ولی احتمالا شدنی نیست).
بقول یه یارو توی یوتیوب، دنیا هر روز داره عجیب تر میشه. خب البته تنها همون عامل علم و فناوری پیشرفته هم خودش بقدر کافی میتونه دنیا رو عجیب کنه! 11 سپتامبر خیلی مشکوک بود. هارپ. موجودات فضایی. همهء اینا یجورایی فراتر از تصادف و شبه علم و تئوری توطئه میزنن. احتمالش کم نیست که واقعا در دنیا خبرهای زیادی باشه پشت پرده. من امروز یوتیوب نگاه میکردم و یاد مسائل و مواردی افتادم که در گذشته مطرح شدن، واقعا شک کردم. قبلا این چیزا رو جدی نمیگرفتم. آخه دیگه تکذیب ها هم یجوری خیلی تخیلی شده. مثلا یه همچون پدیدهء عجیبی (کلیپ بندر لنگه رو میگم) رو طرف براحتی میگه Typhoon. والا ما تاحالا از اینطور Typhoon ها ندیده بودیم و نشنیده بودیم! یه مقالهء عملی و نمونهء مشابهی کسی میتونه ارائه کنه براش؟
در دنیای به هم پیوسته و درهم تنیده اقتصادی امروز نرخ برابری ارزها عاملی مهم در بالا و پایین رفتن شاخص های مالی کشورها و به طبع آن قدرت خرید داخلی و خارجی مردم آن کشورهاست. ولی در مورد کشوری مانند ایران به جرات می توان گفت زندگی ما ایرانیان به گونه ای استثنائی به ارزش برابری ریال و دلار امریکا گره خورده است، ارزشی که تنها نشانگر قدرت خرید ریال نیست، بلکه در ابعادی وسیعتر، جامعه ایرانی را متاثر می سازد . از یک سو همه بازیگران اقتصادی (حتی آنهایی که وابستگی مستقیم به نرخ ارز ندارند) قیمتهای خود را بر مبنای نرخ دلار تعیین می کنند و از سوی دیگر بالا یا پائین رفتن نرخ ارز تبدیل شده است به یک شاخص برای اندازه گیری جهت گیری سیاسی و اقتصادی کشور. در این یادداشت تلاش خواهم کرد تا اندازه ای از تحولات ارزی ماه های اخیر، دلایل آن و همچنین تبعاتش برای مردم کوچه و خیابان رمز گشایی کنم. ابتدا نگاهی اجمالی بیاندازیم به ۳ نرخ موجود در بازار فعلی (لازم به ذکر است این اولین بار نیست که بازار ارز چند نرخی شده است و ما در دهه های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ نیز با این وضع روبرو بودیم):
نرخ اول ارزش رسمی دلار است (۱۲۲۶۰ ریال) که از طرف دولت تعیین می شود و باز طبق تصمیم دولت برای واردات مواد پایه غذایی، دارو و کالاهای اساسی با اولویت بالا منظور شده است. البته زمزمه هایی شنیده می شود که در سال ۱۳۹۲ این نرخ به کلی حذف خواهد شد.
نرخ دوم به صورت شناور در مرکز مبادلات ارزی تعیین می شود (فعلا حدود ۲۵۰۰۰ ریال برای یک دلار) و برای اولویت های دیگر وارداتی با ثبت سفارش در اختیار واردکنندگان کالا قرار می گیرد. اخیرا اعلام شد که دانشجویان خارج از کشور نیز می توانند از این نرخ استفاده کنند.
نرخ سوم در بازار آزاد و بر مبنای عرضه و تقاضا شکل می گیرد و این روزها بین ۳۴۰۰۰ و ۳۷۰۰۰ ریال نوسان می کند.
سه نکته مهم: -- نرخ ارز را دستوری و بخشنامه ای نمی توان تعیین کرد. زمانی بود که اند ازه ذخایر طلای هر کشور قدرت خرید ارز آن کشور را تعیین می کرد. طلای بیشتر،پول قوی تر، قدرت خرید بیشتر نسبت به ارزهای دیگر. در دوره بعدی، چون قیمت طلا با واحد دلار امریکا محاسبه می شد، دارایی ها و دریافت و پرداخت های دلاری به منزله ذخایر طلا عمل می کرد تا نرخ برابری ارزها مشخص شود. امروزه، در سیستم شناور ارزی و اقتصاد جهانی، این حرکت سرمایه و توان معامله کنندگان و بازارها و توان اقتصاد های ملی (با نقش آفرینی عواملی همچون تورم) است که بیش از هر عامل دیگری نرخ برابری ارزها را تعیین می کند. -- برابری نزدیک به یک با دلار امریکا الزامن به معنی قدرت یک ارز نیست. قدرت آن ارز در حجم تبادلات مالی و اقتصادی بین المللی و توان داخلی خرید آن تعیین می شود. اگر هر دینار بحرین معادل دو و نیم دلار امریکا و صد ین ژاپن معادل یک دلار باشد، این به معنی قدرت بالاتر اقتصادی بحرین نسبت به ژاپن نیست. دیگر این که بزرگی یورو به نسبت دلار به معنی رفاه اقتصادی و قدرت خرید ساکنین منطقه یورو نیست، چرا که شاید درآمد واقعی یک نانوا در لهستان نصف درآمد همکارش در امریکا باشد. -- و دست آخر این که کاهش نرخ برابری یک ارز در برابر ارز دیگر تغییر در حجم صادرات و واردات بین یک کشور با کشور دیگر را به همراه می آورد. اگر نرخ برابری یوان چین به دلار معادل شش به یک باشد و قیمت یک کمربند چرمی هم شش یوان، کاهش نرخ برابری یوان به شرط ثابت ماندن قیمت کمربند در چین به معنی امکان خرید تعداد بیشتری کمربند با دلار امریکاست. این یعنی اشتیاق بیشتر بازرگانان امریکایی یا در سال های اخیر ایرانی به خرید هرچه بیشتر کمربند های چینی. چرا دلار گران شد، چرا دلار ارزان نمی شود و آینده ریال چه گونه است؟ ۱- ریشه فروپاشی ارزش ریال را باید در ۱۵ ماه گذشته در سالها تلاش دولت و بانک مرکزی برای مصنوعی پایین نگه داشتن نرخ ارز از طریق تزریق دلارهای نفتی به بازار جست . تورم داخلی قدرت خرید واقعی ریال را کاهش می داد و همه کالا ها گرانتر می شدند، در حالی که نرخ برابری ریال به دلار تقریبا ثابت مانده بود. اگر دلار را همچون کالا فرض کنیم نتیجه چیزی نبود جز ارزانتر شدن دلار، در حالی که کالاهای دیگر، به خصوص کالاهای ساخت داخل همچنان گران می شدند. در عالم واقع هر روز از ارزش ریال کاسته می شد و دولت تنها توهمی از ریال قوی درست کرده بود. به این ترتیب برای همه به صرفه تر بود که دلار بخرند و با آن دلار کالا یا خدمات خارجی وارد کنند. برخی به شوخی می گفتند تعطیلات در دبی ارزانتر از تعطیلات در جزیره کیش در می آمد. بدون شک اگر نرخ ارز در چند سال گذشته پله به پله و با منطق کارشناسی اصلاح می شد و در آمد اقشار گوناگون نیز به همان نسبت افزایش پیدا می کرد، شوک اخیر به جامعه ما تحمیل نمی شد. ۲- نرخ رسمی ارز نه دیگر واقعی است و نه پایدار. کنار گذاشتن آن نرخ بلافاصله تبعات تورمی خواهد داشت که البته در تورم حدود ۴۰٪ حال حاضر انعکاس چندانی نخواهد یافت. از سوی دیگر بهتر است هر چه زودتر این نرخ را حذف کنند تا مدیران فاسد برای سوء استفاده از اختلاف نرخ ارز وسوسه نشوند.اگر بپذیریم که نرخ تعیین شده در سال ۱۳۸۰ (دلار ۸۰۰۰ ریالی) واقعی بوده است و آنگاه بر مبنای یک روند کارشناسی (با استفاده از اختلاف تورم ایران و آمریکا) ارزش امسال آن را حساب کنیم، می رسیم به ارزش حدود ۳۰۰۰۰ ریال در برابر دلار برای سال ۱۳۹۲. ۲.۱ بدینترتیب نه نرخ دوم واقعی است و نه نرخ سوم. نرخ دوم را دولت باز مصنوعی نگاه داشته است تا اثرات تورمی را تا حدی کنترل کند و نرخ سوم به دلیل تبعات روانی وضع سیاسی موجود بالاتر از حد معقول است و نوسانات آن هم تابع تحولات سیاسی داخلی و سیاست خارجی است (مثلا بعد از بی نتیجه ماندن مذاکرات اخیر آلماتی نرخ دلار باز بالا رفت). ۲.۲ باید بپذیریم که بر خلاف وعده های مسئولین نرخ دلار به حالت پیشین باز نخواهد گشت و ما باید با تبعات این نرخ زندگی کنیم. ۲.۳ البته در کنار اثرات منفی و تورمی، این نرخ پیامدهای مثبتی را هم می تواند داشته باشد و دولت بعدی با مدیریت درست می تواند از آن برای رونق اقتصاد بهره ببرد. به طور مثال نرخ جدید محصولات صادراتی ایرانی را در بازار جهانی ارزانتر و رقابت پذیرتر می کند و رشد صادرات می تواند برای همه ما شغل ایجاد کند. از سوی دیگر با گرانتر شدن کالاهای وارداتی، بازار کالاهای داخلی بهبود می یابد که باز برای صنعت کشور مفید است. ۳- دست آخر این که حتما همه می خواهیم بدانیم که نرخ دلار تا پایان سال به کدام سمت خواهد رفت؟ پاسخ این پرسش بستگی زیادی به دو تحول مهم دارد، یعنی نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و همچنین سرانجام مذاکرات هسته ای. اگر دولتی معتدل و کارشناس امور کشور را به عهده بگیرد و از سوی دیگر مذاکرات هسته ای به سوی تنش زدایی حرکت کند، به شرط مهار تورم، دلار در نیمه دوم سال به حدود ۳۰۰۰۰ ریال بازمی گردد. ولی اگر صحنه به گونه ای رقم بخورد که نگرانی بازیگران اقتصادی و مردم بیشتر شود و تورم لجام گسیخته ادامه یابد، آنگاه دلار از ۴۰۰۰۰ ریال سر در خواهد آورد. در یادداشت های آتی درباره روش هائی که می توان با آن ریسک تغییر نرخ ارز را بر اقتصاد خانواده کمتر کرد (همانند سرمایه گذاری در بورس، طلا و ...) و یا درباره پرسش های دیگری که خوانندگان مطرح خواهند کرد، صحبت خواهم کرد.
عجب دیوانه هایی هستن اینا. آخه بمب میذاری دو نفر آدم رو رندوم میکشی که چی بشه. حیف زندگی نبود؟
حالا خداییش این بوکس هم رشتهء بیخودیه! طرف اینقدر ضربه خورده سرش اسگول شده. اصلا هم اسگول ها میرن سراغ این ورزش مزخرف. کسانی که هوش و شعور بیشتر از این ندارن که بزن توی سر و کله هم درب و داغون بشن دو طرف.
اولش میگفتند که بمبگذارها خیلی حرفه ای بودند ! الان معلوم شد که خیلی هم گاگول و آماتور بودند ! آخه اولین شرط بمب گذاری موفق تغییر قیافه هستش که از روی فیلم و عکس نتونند پیدات کنند !!! اینها رو سر 2 روز گرفتند :))
پلیس کانادا میگوید که دو نفر مرتبط با «عناصر القاعده در ایران» را به اتهام تلاش برای خط خارج کردن یک قطار مسافربری در کانادا دستگیر کرده است.
گفته میشود که شهاب الصغیر ۳۰ ساله، ساکن مونتریال و رائد جاسر ۳۵ ساله، ساکن تورنتو، برای انجام حمله به یک قطار مسافربری «وایا ریل» در ناحیه تورنتو برنامه ریزی میکردند. انتظار میرود که این دو نفر سه شنبه برای بررسی قرار وثیقه در دادگاهی در تورنتو حاضر شوند. اتهامات آنها شامل توطئه برای حمله و توطئه در همکاری با یک گروه تروریستی برای قتل افراد است. پلیس سواره سلطنتی کانادا در یک کنفرانس خبری گفت که مظنونان «از حمایت عناصر القاعده در ایران» برخوردار بودند و «هیچ نشانهای از اینکه این حملات با حمایت یک دولت انجام شده باشد وجود ندارد.» پلیس میگوید که این دو نفر شهروند کانادا نیستند. تابعیت متهمان هنوز روشن نیست. جنفر استرچمن، رئیس پلیس میگوید که دو مظنون رفت و آمد قطارها را در اطراف تورنتو زیر نظر گرفته بودند و خط قطار مشخصی را برای حمله مد نظر داشتند. او نگفت که کدام خط مورد نظر متهمان بوده است. این مقام پلیس گفت: «ما این اتهام را مطرح میکنیم که این دو نفر گامهایی برداشتند و اقداماتی کرده بودند تا یک حمله تروریستی انجام بدهند.» به گفته او، این حمله «قریب الوقوع» نبوده است. شبکه سی بیسی کانادا به نقل از منابع امنیتی گزارش میدهد که دو متهم از بیش از یک سال پیش تحت نظر ماموران امنیتی قرار داشتند. مقامهای ایرانی القاعده یک گروه تروریستی میدانند و هر گونه همکاری با این سازمان را تکذیب میکنند. با این وجود، دولت آمریکا در گذشته در مواردی ایران را به انجام معاملات مخفی با عناصر القاعده متهم کرده است. در ژوئیه سال ۲۰۱۱ میلادی، وزارت خزانه داری ایالات متحده طی بیانیهای ایران را یکی از گذرگاههای مهم برای تامین مالی شبکه القاعده در افغانستان و پاکستان توصیف کرد. براساس بیانیه وزارت خزانهداری «این شبکه به عنوان یک مجرای مهم که القاعده از طریق آن پول، عوامل و تسهیل کنندگان را از سراسر خاورمیانه به جنوب آسیا انتقال میدهد» عمل میکند. بر اساس بیانیه این نهاد، در آن زمان شش عضو القاعده در ایران فعال بودند که یک نفر از آنها با آگاهی ایران در این کشور فعالیت میکرد. اسامه بن لادن رهبر القاعده در ماه مه سال ۲۰۱۱ توسط کماندوهای آمریکایی در ویلایی در شهر ابیت آباد پاکستان کشته شد.
انفجار خمپاره سه کودک سوسنگردی را به کام مرگ کشید
رهیاب نیوز :مهدی و مرتضی دوبرادر خردسالی بودند که همراه پسرعمویشان جواد دیشب مثل همه کودکان هم سن و سال خود به زمین خاکی فوتبال روستا می روند با این تفاوت که دیگر برنگشتند! آنها در زمین بازی شی عجیبی را می بینند غافل از این که این مهمان ناخوانده زمین خاکی روستا یک خمپاره به جای مانده از جنگ تحمیلی است. به گزارش خبرنگار رهیاب نیوز از سوسنگرد انفجار خمپاره در روستای مرعی از توابع این شهرستان باعث کشته شدن 3کودک شد. مهدی و مرتضی دوبرادر خردسالی بودند که همراه پسرعمویشان جواد دیشب مثل همه کودکان هم سن و سال خود به زمین خاکی فوتبال روستا می روند با این تفاوت که دیگر برنگشتند! آنها در زمین بازی شی عجیبی را می بینند غافل از این که این مهمان ناخوانده زمین خاکی روستا یک خمپاره به جای مانده از جنگ تحمیلی است. کودکان سرگرم بازی با شئ عجیب درون زمین فوتبال می شوند که ناگهان انفجاری در زمین فوتبال رخ می دهد به گزارش شاهدان عینی شدت انفجار به حدی بوده است که از فواصل دور صدای انفجار به گوش می رسد و ترکش های آن به برخی خانه های روستا اصابت می کند. مهدی و مرتضی سیاحی کودکان 7و9ساله دو برادری بودند که در دم جان می دهند وجواد پسر عموی آنها پس از انتقال به بیمارستان بیش از 20 ساعت دوام نمی آورد. گفتنی است رژیم بعث عراق در ایام جنگ تحمیلی باعبور از سوسنگرد تا شهرستان حمیدیه پیشروی کرده است مین گذاری های وسیع بعثی ها در منطقه و بمباران مناطق مسکونی در آن ایام موجب شده است که پس از گذشت 24سال از جنگ تحمیلی و مین زدایی های وسیع زمین های کماکان زمین های منطقه برای زندگی امن نباشد.
به نام تیمور لنگ🌺 یک جوان امریکایی چچن تبار به نام تیمور لنگ برای 48 ساعت امریکا را در حالت امنیتی فرو برد👻 تیمور لنگ با بمب دست ساز خود که باعث هلاکت سه امپریالیست و صدها زخمی گردید ثابت کرد امریکا ابر قدرت نیست😜 بحث در مورد تعطیلی 48 ساعته بوستون که میلیاردها دلار خسارت مالی به این شهر وارد کرده باعث طنز در رسانه های اروپایی گشته😱 که چرا امریکا برای دستگیری یک نفر شهر میلیون نفری را بلکل تعطیل نموده؟🚽
یاد وخاطره شهید تیمور لنگ مبارز راستین ضد امپریالیسم برای همیشه در تاریخ زنده خواد ماند✌️