از وقتی که ویروس کورنا بوجود اومد دانستم انسان با این پیشرفت و تکنولوژی که در اختیار داره چقدر میتونه خطرناک و بیرحم باشه!
شما ببینید مردم چطور به سمت فروشگاه مواد غذایی حمله میکنند و قبل از ظهر تمام فروشگاه را خالی و جارو میکنند، آن هم در کشورهایی که مدعی انسانیت و حقوق بشر و حقوق حیوانات هستند، البته این رفتار را نمیشود به آمریکاییها و اروپاییهای بومی تعمیم داد به هر حال اکثریت ساکنین این سرزمینها آسیاییها و اروپای شرق هستند که اونها هم بویی از تمدن نبردن و رفتارشان شنیعتر از مردمان آسیای غرب است، اما سیر کردن شکم و ترس از مرگ گویی این چیزهها سرش نمیشود و انسان دارد به سمتی پیش میرود که برای زنده ماندن حاضر است دیگری را بکشد و از بین ببرد.
من خودم شخصا بعد از اینکه دانستم قرار است به قرنطینه طولانی مدت برویم، اولین کاری که کردم خودکار و دفتر خریدم برای درس خواندن و تمرین و تا این لحظه مایحتاح خورد و خوراک را به اندازه مصرف تهیه میکنم و اگر اوضاع حادتر شود اولین قربانی من هستم چون اکثریت انبار و خزینه خود را فول ذخیره کردن.
توی اینستا تصاویری دیدم که آشپزخانه از کنسرو تا برنج و حبوبات و روغن و گوشت به اندازه فروشگاه ذخیره داشتن.
اما چه ضمانتی وجود داره که اگر اوضاع وخیمتر بشه این انسانهای نادان به خانه من حمله نکنند و به سبک اعراب اندک خوراکیهای منو به غارت نبرن و با قساوت منو نکشن؟
امثال من که با کمترین امکانات و حداقلها زندگی خود را میگذارنیم قطعا هیچ خطری برای جامعه نداریم و نهایت اگر وضعیت بدتر هم بشه میتونم
از رودخانه ماهی صید کنم یا اینکه به جنگل بزنم و با گیاهان خوراکی و قارچ و میوه خودم رو سیر کنم و تا یک مدت طولانی دوام بیارم اما وقتی میبینم مردم به سمت فروشگاهها حجوم میبرن و قفسهها را لخت میکنند بیشتر به حقارت و نادانی انسانها پی میبرم.
کلا در ایران این غارت سوپرمارکتها خیلی اتفاق نیافتاده چون مردم به زندگی در فلاکت و آستانهی نابودی عادت کردهاند و تهدید مداوم موشک و گلوله سپاهی، تهاجم خارجی، گرانی و ... ما را کمی مقاوم کرده.
از وقتی که ویروس کورنا بوجود اومد دانستم انسان با این پیشرفت و تکنولوژی که در اختیار داره چقدر میتونه خطرناک و بیرحم باشه! شما ببینید مردم چطور به سمت فروشگاه مواد غذایی حمله میکنند و قبل از ظهر تمام فروشگاه را خالی و جارو میکنند، آن هم در کشورهایی که مدعی انسانیت و حقوق بشر و حقوق حیوانات هستند، البته این رفتار را نمیشود به آمریکاییها و اروپاییهای بومی تعمیم داد به هر حال اکثریت ساکنین این سرزمینها آسیاییها و اروپای شرق هستند که اونها هم بویی از تمدن نبردن و رفتارشان شنیعتر از مردمان آسیای غرب است، اما سیر کردن شکم و ترس از مرگ گویی این چیزهها سرش نمیشود و انسان دارد به سمتی پیش میرود که برای زنده ماندن حاضر است دیگری را بکشد و از بین ببرد.
من خودم شخصا بعد از اینکه دانستم قرار است به قرنطینه طولانی مدت برویم، اولین کاری که کردم خودکار و دفتر خریدم برای درس خواندن و تمرین و تا این لحظه مایحتاح خورد و خوراک را به اندازه مصرف تهیه میکنم و اگر اوضاع حادتر شود اولین قربانی من هستم چون اکثریت انبار و خزینه خود را فول ذخیره کردن. توی اینستا تصاویری دیدم که آشپزخانه از کنسرو تا برنج و حبوبات و روغن و گوشت به اندازه فروشگاه ذخیره داشتن.
اما چه ضمانتی وجود داره که اگر اوضاع وخیمتر بشه این انسانهای نادان به خانه من حمله نکنند و به سبک اعراب اندک خوراکیهای منو به غارت نبرن و با قساوت منو نکشن؟ امثال من که با کمترین امکانات و حداقلها زندگی خود را میگذارنیم قطعا هیچ خطری برای جامعه نداریم و نهایت اگر وضعیت بدتر هم بشه میتونم از رودخانه ماهی صید کنم یا اینکه به جنگل بزنم و با گیاهان خوراکی و قارچ و میوه خودم رو سیر کنم و تا یک مدت طولانی دوام بیارم اما وقتی میبینم مردم به سمت فروشگاهها حجوم میبرن و قفسهها را لخت میکنند بیشتر به حقارت و نادانی انسانها پی میبرم.
«آسیاییها و اروپای شرق هستند که اونها هم بویی از تمدن نبردن» «سبک اعراب اندک خوراکیهای منو به غارت نبرن»
آری ! ولی به هرحال، شمار کسانی که کرونا آنان را به کام مرگ کشاند ؛ کمتر از کسانی خواهند بود که از نژادپرستی کشته شدند.
نگرهی بازیها را همواره در یاد بدارید. کشورهایی که بیرویه دارند میخرند و میانبارند به دولت و همشهریهایِ خودشان اعتماد ندارند. اروپای شرقی یکی از آنهاست. آمریکا هم ندارند, چون سرزمین سرمایهداری و بکشبکش است, گرچِه در فراوانی و دارایی به سر میبرد. کشورهایی که خوب از پس آن بر آمدند: ژاپن, چین, (هنگ کنگ), کرهی جنوبی, ...
کلا در ایران این غارت سوپرمارکتها خیلی اتفاق نیافتاده چون مردم به زندگی در فلاکت و آستانهی نابودی عادت کردهاند و تهدید مداوم موشک و گلوله سپاهی، تهاجم خارجی، گرانی و ... ما را کمی مقاوم کرده.
بیپولی گمانم مهمتر است, کمتر کسی توانایی خرید و انبار کردن دارد, اگرنه ایران همه یکپا استاد احتکار و این چیزهاییم.
بیپولی گمانم مهمتر است, کمتر کسی توانایی خرید و انبار کردن دارد, اگرنه ایران همه یکپا استاد احتکار و این چیزهاییم.
👎
پس چگونه پول برای خرید شب عید و پستهی هر کیلو ۲۰۰ تومان و مسافرت در کمال بیمسئولیتی و بیخیالی و عیاشی فراوان است؟ احتکار هم به قصد سود بردن است نه از سر احتیاط. مردم ما به زندگی در شرایط آخرالزمانی عادت کردهاند و البته کمی هم دچار توهم شدهاند که این سلسلهی سگجانیان هرگز قرار نیست جایی بروند و تا بوده همین بوده و تا هست همین خواهد بود، یک کامیونی بار میزنند و سوپر مارکتها را پُر نگه میدارند اگر خودمان خالیشان نکنیم. شاید هم ایمان کور و بیش از حد به نظام مستقر اجتماعیست. به هر حال اگر شما هنوز در یکی از این شهرهای میلیونی و صدهزاری زندگی میکنید باید حسابی مراقب خودتان باشید، و تهدید اصلی ویروس نیست. من به یارانم همواره پیشنهاد میکنم که صدها و هزاران ویدیو از داعش، کارتلهای مواد مخدر مکزیکی، خلافکاران برزیلی و ... نگاه بکنند تا کمی از توهماتی که دربارهی طبیعت انسان دارند برطرف بشود. هیچ ارتباطی هم با دین و فرهنگ و نژاد و اینها ندارد، طبیعت انسان است. ۴۸ ساعت به هر دلیلی به این کلان شهرها غذا و سوخت و دارو نرسد همه جا میشود «غرب وحشی». همین آدمهای متشخص و حسابی که امروز برای ما در نکوهش نژادپرستی مقاله مینویسند همسایههای کوچه پائینی را گردن میزنند برای یک لیتر آب.
این است که من اواسط بهمن از تهران گریختم به خانهای رفتم در نقطهای دور از تمدن، در روستایی کم جمعیت و فاصلهی بیش از صد کیلومتر با شهری چند هزار نفری که سالهاست برای این قبیل شرایط خریده و کنار گذاشتهام. اینجا من برای شش تا نه ماه آب و غذا ذخیره دارم، پنجاه کیلو برنج، سی کیلو آرد، بیست کیلو لوبیا و ده کیلو عدس به همراه بیست تا بیشتر تُن ماهی. در این چند سال چند بار اینها دور ریختهام و از نو خریدهام چون اینجا انبار هستند، آن دو سه نفری که از این داستان خبر داشتند این را خُلبازی آدمی بجز این نرمال تلقی میکردند که زیاد فیلم ترسانک تماشا کرده، اما it's better to be safe than sorry!
ج.ا در این سالها هرچه نکرده ضریب نفوذ وسایل ابتدایی تمدن مدرن را به خوبی گسترش داده، و این دولت به اصطلاح سنتگرای مدرنیتهستیز اساسا گویا کاری بجز کشیدن آب و برق و گاز و تلفن و اینترنت و جاده به هر کورهدهاتی نداشته! اینجا همه چیز هست، فعلا. حتی یک بهداری کوچک در روستای مجاور که کمی بزرگتر است. اما من از آنها مجهزترم، دستگاه کمکتنفس و اکسیژنساز و دهها مدل دارو از آنتیبیوتیک و ضدقارچ تا ضد-درد و ... دارم. بذر سیبزمینی و گوجه فرنگی و گندم دارم. وسایل کشاورزی سنتی همه مدل دارم، دو عدد موتور برق کار گذاشتهام. میخواستم پنل خورشیدی بگیرم اما خیلی گران بود. تانکر هزار لیتری و دستگاه تصفیه آب هم دارم. حتی یک اسلحهی گرم حرفهای به قیمت بسیار بالا از بازار سیاه خریدهام و همراه صد قطعه فشنگ اینجا پنهان کردهام! شراب ناب هم چند خمری انداختهام! بیرون بنا و زمین را دستکاری نکردم مبادا اهالی بومی پی ببرند و به خانه دستبرد بزنند، زمین را هم اجاره سالیانه دادهام به همسایه روی آن سیبزمینی میکارد. اما درون خانه، کمی جلوتر از در ورودی یک درب آهنین سنگین و ضدسرقت کار گذاشتم و پنجرهها را حفاظ اهنین زدهام. فراهم کردن اینجا برایم به قیمت یک خانه متوسط در شمال ِ تهران تمام شد، مطمئن شدم که بهترین زمین روستا را میخرم که چاه داشته باشد و چشمه از آن بگذرد. حفظ آن برایم کمتر از سالی بیست میلیون هزینه دارد که آنهم هزینه سالی یکبار دور ریختن و نو کردن همان مواد مصرفیست، این از اجارهاش در میآید. هر سال که هوای تهران دو سه ماه غیرقابل تنفس میشود، کار و بار را تعطیل میکنم و به اینجا میآیم و دور از شلوغی و کثافت سوپرشهر سوپرمدرن اندکی به ارامش و سلامت روانی و جان میرسم. اینبار هم اهالی گمان کردند پیرو سفر هر ساله به اینجا آمدهام اما واقعیت این است که امسال اصلا قصد آمدن نداشتم چراکه وضع کار خیلی خراب بود و نمیتوانستم آن را تعطیل بکنم. اما مدتی پس از آغاز قرنطینه ووهان بیمناک شدم و همراه یکی از این دخترکان کمخرد به اینجا گریختم. اشتباهم این بود که سر خر آوردم و پس از درآمدن گند ِ اوضاع در قم و تهران او نگران خانوادهاش شد و هر قدر تازینهاش زدم فایده نکرد و مرا وادار کرد او را برگردانم تهران و دو روزی هم در آن پیتریدیش سپری بکنم.
اینهمه را به شما گفتم که بگویم آغازگر این جستار صد-در-صد محق است، من این کارها را نکردهام از ترس ویروس بلکه از ترس آدمیزاد ِ متمدن ِ شهرنشین!
تفرقه بیانداز و حکومت کن...در ایران علاوه بر ان شایعه بینداز و حکومت کن...فکر کنم روز شنبه بود که شایعه کردن تهران قرنطینه خواهد شد و فردای ان روز مردم چنان هجوم اوردند که فروشگاه ها خالی شد...جالب اینجاست که مردم از قحطی می ترسند ولی از کنار هم ایستادن و صف بستن که احتمال ابتلا به کرونا را بالا می برد نمی ترسند....این شایعه که تهران را قرنطینه می خواهند بکنند واقعا جیب عده ای را پر کرد.
👎
پس چگونه پول برای خرید شب عید و پستهی هر کیلو ۲۰۰ تومان و مسافرت در کمال بیمسئولیتی و بیخیالی و عیاشی فراوان است؟ احتکار هم به قصد سود بردن است نه از سر احتیاط. مردم ما به زندگی در شرایط آخرالزمانی عادت کردهاند و البته کمی هم دچار توهم شدهاند که این سلسلهی سگجانیان هرگز قرار نیست جایی بروند و تا بوده همین بوده و تا هست همین خواهد بود، یک کامیونی بار میزنند و سوپر مارکتها را پُر نگه میدارند اگر خودمان خالیشان نکنیم. شاید هم ایمان کور و بیش از حد به نظام مستقر اجتماعیست. به هر حال اگر شما هنوز در یکی از این شهرهای میلیونی و صدهزاری زندگی میکنید باید حسابی مراقب خودتان باشید، و تهدید اصلی ویروس نیست. من به یارانم همواره پیشنهاد میکنم که صدها و هزاران ویدیو از داعش، کارتلهای مواد مخدر مکزیکی، خلافکاران برزیلی و ... نگاه بکنند تا کمی از توهماتی که دربارهی طبیعت انسان دارند برطرف بشود. هیچ ارتباطی هم با دین و فرهنگ و نژاد و اینها ندارد، طبیعت انسان است. ۴۸ ساعت به هر دلیلی به این کلان شهرها غذا و سوخت و دارو نرسد همه جا میشود «غرب وحشی». همین آدمهای متشخص و حسابی که امروز برای ما در نکوهش نژادپرستی مقاله مینویسند همسایههای کوچه پائینی را گردن میزنند برای یک لیتر آب.
این است که من اواسط بهمن از تهران گریختم به خانهای رفتم در نقطهای دور از تمدن، در روستایی کم جمعیت و فاصلهی بیش از صد کیلومتر با شهری چند هزار نفری که سالهاست برای این قبیل شرایط خریده و کنار گذاشتهام. اینجا من برای شش تا نه ماه آب و غذا ذخیره دارم، پنجاه کیلو برنج، سی کیلو آرد، بیست کیلو لوبیا و ده کیلو عدس به همراه بیست تا بیشتر تُن ماهی. در این چند سال چند بار اینها دور ریختهام و از نو خریدهام چون اینجا انبار هستند، آن دو سه نفری که از این داستان خبر داشتند این را خُلبازی آدمی بجز این نرمال تلقی میکردند که زیاد فیلم ترسانک تماشا کرده، اما it's better to be safe than sorry!
ج.ا در این سالها هرچه نکرده ضریب نفوذ وسایل ابتدایی تمدن مدرن را به خوبی گسترش داده، و این دولت به اصطلاح سنتگرای مدرنیتهستیز اساسا گویا کاری بجز کشیدن آب و برق و گاز و تلفن و اینترنت و جاده به هر کورهدهاتی نداشته! اینجا همه چیز هست، فعلا. حتی یک بهداری کوچک در روستای مجاور که کمی بزرگتر است. اما من از آنها مجهزترم، دستگاه کمکتنفس و اکسیژنساز و دهها مدل دارو از آنتیبیوتیک و ضدقارچ تا ضد-درد و ... دارم. بذر سیبزمینی و گوجه فرنگی و گندم دارم. وسایل کشاورزی سنتی همه مدل دارم، دو عدد موتور برق کار گذاشتهام. میخواستم پنل خورشیدی بگیرم اما خیلی گران بود. تانکر هزار لیتری و دستگاه تصفیه آب هم دارم. حتی یک اسلحهی گرم حرفهای به قیمت بسیار بالا از بازار سیاه خریدهام و همراه صد قطعه فشنگ اینجا پنهان کردهام! شراب ناب هم چند خمری انداختهام! بیرون بنا و زمین را دستکاری نکردم مبادا اهالی بومی پی ببرند و به خانه دستبرد بزنند، زمین را هم اجاره سالیانه دادهام به همسایه روی آن سیبزمینی میکارد. اما درون خانه، کمی جلوتر از در ورودی یک درب آهنین سنگین و ضدسرقت کار گذاشتم و پنجرهها را حفاظ اهنین زدهام. فراهم کردن اینجا برایم به قیمت یک خانه متوسط در شمال ِ تهران تمام شد، مطمئن شدم که بهترین زمین روستا را میخرم که چاه داشته باشد و چشمه از آن بگذرد. حفظ آن برایم کمتر از سالی بیست میلیون هزینه دارد که آنهم هزینه سالی یکبار دور ریختن و نو کردن همان مواد مصرفیست، این از اجارهاش در میآید. هر سال که هوای تهران دو سه ماه غیرقابل تنفس میشود، کار و بار را تعطیل میکنم و به اینجا میآیم و دور از شلوغی و کثافت سوپرشهر سوپرمدرن اندکی به ارامش و سلامت روانی و جان میرسم. اینبار هم اهالی گمان کردند پیرو سفر هر ساله به اینجا آمدهام اما واقعیت این است که امسال اصلا قصد آمدن نداشتم چراکه وضع کار خیلی خراب بود و نمیتوانستم آن را تعطیل بکنم. اما مدتی پس از آغاز قرنطینه ووهان بیمناک شدم و همراه یکی از این دخترکان کمخرد به اینجا گریختم. اشتباهم این بود که سر خر آوردم و پس از درآمدن گند ِ اوضاع در قم و تهران او نگران خانوادهاش شد و هر قدر تازینهاش زدم فایده نکرد و مرا وادار کرد او را برگردانم تهران و دو روزی هم در آن پیتریدیش سپری بکنم.
اینهمه را به شما گفتم که بگویم آغازگر این جستار صد-در-صد محق است، من این کارها را نکردهام از ترس ویروس بلکه از ترس آدمیزاد ِ متمدن ِ شهرنشین!
فکمان افتاد از این همه دور اندیشی آخر الزمانی برادر😬!!!
البته این تحلیل هایی که در مورد تفاوت هجوم مردم مغرب زمین به فروشگاه ها با ایران میشه هیچ کدام کاملا درست و دقیق نیستند. نه مردم ایران از روی بی حسی ناشی از بدبختی همیشگی، فروشگاه ها رو خالی نکردن نه اینکه در مغرب زمین به کل تمام فروشگاه ها خالی شدن. همین مردم ایران هم کم استعداد در هجوم برای خالی کردن فروشگاه ها یا پر کردن باک بنزین ندارن با اعلام یک شایعه که از فردا فلان اتفاق خواهد افتاد... اگر رسانه های مستقلی وجود داشت یک خبرنگار تشریف میبرد در بسیاری از فروشگاه ها مشخص میشد که چه اقلامی همین امروز کمیاب یا نایاب شدن...
پ. ن : راستی آدرس بده اگر واقعا آخر الزمان شد بیایم در مزرعه شما مشغول به کار شیم
👎
پس چگونه پول برای خرید شب عید و پستهی هر کیلو ۲۰۰ تومان و مسافرت در کمال بیمسئولیتی و بیخیالی و عیاشی فراوان است؟ احتکار هم به قصد سود بردن است نه از سر احتیاط. مردم ما به زندگی در شرایط آخرالزمانی عادت کردهاند و البته کمی هم دچار توهم شدهاند که این سلسلهی سگجانیان هرگز قرار نیست جایی بروند و تا بوده همین بوده و تا هست همین خواهد بود، یک کامیونی بار میزنند و سوپر مارکتها را پُر نگه میدارند اگر خودمان خالیشان نکنیم. شاید هم ایمان کور و بیش از حد به نظام مستقر اجتماعیست. به هر حال اگر شما هنوز در یکی از این شهرهای میلیونی و صدهزاری زندگی میکنید باید حسابی مراقب خودتان باشید، و تهدید اصلی ویروس نیست. من به یارانم همواره پیشنهاد میکنم که صدها و هزاران ویدیو از داعش، کارتلهای مواد مخدر مکزیکی، خلافکاران برزیلی و ... نگاه بکنند تا کمی از توهماتی که دربارهی طبیعت انسان دارند برطرف بشود. هیچ ارتباطی هم با دین و فرهنگ و نژاد و اینها ندارد، طبیعت انسان است. ۴۸ ساعت به هر دلیلی به این کلان شهرها غذا و سوخت و دارو نرسد همه جا میشود «غرب وحشی». همین آدمهای متشخص و حسابی که امروز برای ما در نکوهش نژادپرستی مقاله مینویسند همسایههای کوچه پائینی را گردن میزنند برای یک لیتر آب.
این است که من اواسط بهمن از تهران گریختم به خانهای رفتم در نقطهای دور از تمدن، در روستایی کم جمعیت و فاصلهی بیش از صد کیلومتر با شهری چند هزار نفری که سالهاست برای این قبیل شرایط خریده و کنار گذاشتهام. اینجا من برای شش تا نه ماه آب و غذا ذخیره دارم، پنجاه کیلو برنج، سی کیلو آرد، بیست کیلو لوبیا و ده کیلو عدس به همراه بیست تا بیشتر تُن ماهی. در این چند سال چند بار اینها دور ریختهام و از نو خریدهام چون اینجا انبار هستند، آن دو سه نفری که از این داستان خبر داشتند این را خُلبازی آدمی بجز این نرمال تلقی میکردند که زیاد فیلم ترسانک تماشا کرده، اما it's better to be safe than sorry!
ج.ا در این سالها هرچه نکرده ضریب نفوذ وسایل ابتدایی تمدن مدرن را به خوبی گسترش داده، و این دولت به اصطلاح سنتگرای مدرنیتهستیز اساسا گویا کاری بجز کشیدن آب و برق و گاز و تلفن و اینترنت و جاده به هر کورهدهاتی نداشته! اینجا همه چیز هست، فعلا. حتی یک بهداری کوچک در روستای مجاور که کمی بزرگتر است. اما من از آنها مجهزترم، دستگاه کمکتنفس و اکسیژنساز و دهها مدل دارو از آنتیبیوتیک و ضدقارچ تا ضد-درد و ... دارم. بذر سیبزمینی و گوجه فرنگی و گندم دارم. وسایل کشاورزی سنتی همه مدل دارم، دو عدد موتور برق کار گذاشتهام. میخواستم پنل خورشیدی بگیرم اما خیلی گران بود. تانکر هزار لیتری و دستگاه تصفیه آب هم دارم. حتی یک اسلحهی گرم حرفهای به قیمت بسیار بالا از بازار سیاه خریدهام و همراه صد قطعه فشنگ اینجا پنهان کردهام! شراب ناب هم چند خمری انداختهام! بیرون بنا و زمین را دستکاری نکردم مبادا اهالی بومی پی ببرند و به خانه دستبرد بزنند، زمین را هم اجاره سالیانه دادهام به همسایه روی آن سیبزمینی میکارد. اما درون خانه، کمی جلوتر از در ورودی یک درب آهنین سنگین و ضدسرقت کار گذاشتم و پنجرهها را حفاظ اهنین زدهام. فراهم کردن اینجا برایم به قیمت یک خانه متوسط در شمال ِ تهران تمام شد، مطمئن شدم که بهترین زمین روستا را میخرم که چاه داشته باشد و چشمه از آن بگذرد. حفظ آن برایم کمتر از سالی بیست میلیون هزینه دارد که آنهم هزینه سالی یکبار دور ریختن و نو کردن همان مواد مصرفیست، این از اجارهاش در میآید. هر سال که هوای تهران دو سه ماه غیرقابل تنفس میشود، کار و بار را تعطیل میکنم و به اینجا میآیم و دور از شلوغی و کثافت سوپرشهر سوپرمدرن اندکی به ارامش و سلامت روانی و جان میرسم. اینبار هم اهالی گمان کردند پیرو سفر هر ساله به اینجا آمدهام اما واقعیت این است که امسال اصلا قصد آمدن نداشتم چراکه وضع کار خیلی خراب بود و نمیتوانستم آن را تعطیل بکنم. اما مدتی پس از آغاز قرنطینه ووهان بیمناک شدم و همراه یکی از این دخترکان کمخرد به اینجا گریختم. اشتباهم این بود که سر خر آوردم و پس از درآمدن گند ِ اوضاع در قم و تهران او نگران خانوادهاش شد و هر قدر تازینهاش زدم فایده نکرد و مرا وادار کرد او را برگردانم تهران و دو روزی هم در آن پیتریدیش سپری بکنم.
اینهمه را به شما گفتم که بگویم آغازگر این جستار صد-در-صد محق است، من این کارها را نکردهام از ترس ویروس بلکه از ترس آدمیزاد ِ متمدن ِ شهرنشین!
کاملا درست است. نسیم نیکولاس طالب میگوید:
Those who panicked early don't have to panic today
.
و همچنین:
When paranoid, you can be wrong 1000 times & you will survive.
If non-paranoid; wrong once, and you, your genes, & the rest of your group are done.
نکته دیگر اینکه بنظرم اگر واقعا چنین کردهاید، باید ذخیره آذوقهتان را بیشتر کنید. چون جدای از شیوع کرونا -که بیشتر خواهد شد و در پاییز مرگبارتر بازخواهد گشت - و جدای از وخامت شدید اوضاع اقتصادی که از ۹۶ شروع و در نیمه اول ۹۹ به نهایت خود میرسد، بنده تحرکات نظامی این ۳ سال اخیر را هم رصد کردهام و با احتمال فوقالعاده بالایی میتوانم بگویم یک درگیری نظامی مستقیم از جنس حمله ناتو به یوگسلاوی در ۱۹۹۱، پیشروی ماست (که به معنی چند ماه بیبرقی، بیآبی و ... است). اگر کسی درباره این پیشبینی شک دارد و آن را همرده حرفهای زیرشکمی ۴۱ ساله مجریان شبکههای ماهوارهای میگیرد، من حاضرم جدا و واقعا روی آن «شرط بزرگ» ببندم تا از طریق وارد کردن «پوستم در بازی» میزان دقت پ جدیتام در این پیشبینی را اثبات کنم.
نکته دیگر اینکه بنظرم اگر واقعا چنین کردهاید، باید ذخیره آذوقهتان را بیشتر کنید. چون جدای از شیوع کرونا -که بیشتر خواهد شد و در پاییز مرگبارتر بازخواهد گشت - و جدای از وخامت شدید اوضاع اقتصادی که از ۹۶ شروع و در نیمه اول ۹۹ به نهایت خود میرسد، بنده تحرکات نظامی این ۳ سال اخیر را هم رصد کردهام و با احتمال فوقالعاده بالایی میتوانم بگویم یک درگیری نظامی مستقیم از جنس حمله ناتو به یوگسلاوی در ۱۹۹۱، پیشروی ماست (که به معنی چند ماه بیبرقی، بیآبی و ... است). اگر کسی درباره این پیشبینی شک دارد و آن را همرده حرفهای زیرشکمی ۴۱ ساله مجریان شبکههای ماهوارهای میگیرد، من حاضرم جدا و واقعا روی آن «شرط بزرگ» ببندم تا از طریق وارد کردن «پوستم در بازی» میزان دقت پ جدیتام در این پیشبینی را اثبات کنم.
پ.ن: اینترنت ماهوارهای فراموشتان نشود!
با توجه به عملکرد فوق العاده ترامپ و ایستادن پای حرفش و ترور سلیمانی، داشتیم به نقطه درگیری نزدیک میشدیم. اما در سال برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و همچنین رکود اقتصادی ناشی از کرونا حداقل تا یک سال آینده بسیار بعیده درگیری نظامی رخ بده ولی برای بعدش محتمل هست مخصوصا که سیاست فشار حداکثری ترامپ کارد رو به استخوان رژیم رسونده.
حالا میشه دقیق تر منظورتون رو از تحرکات نظامی به طور خاص بگید؟؟
پ. ن : راستی آدرس بده اگر واقعا آخر الزمان شد بیایم در مزرعه شما مشغول به کار شیم
من آدرس جنرال به شما میدهم که استان لرستان است، اما من جا و غذای کافی برای دوستان ندارم و خودتان باید به فکر باشید، من دست بالا یک دختری برای تولیدمثل با خودم ببرم!
نکته دیگر اینکه بنظرم اگر واقعا چنین کردهاید، باید ذخیره آذوقهتان را بیشتر کنید.
آری حق با شماست. به خصوص اکنون من دارم از اینها میخورم و کم میشوند میبینم خیلی کمتر از آنچه که باید غذا دارم. من اشتباه کردم پس از دو سه بار فاسد شدن کمپوتهای میوه دیگر از آنها نخریدم. بعد از بازگشت به تهران در نیمهی فروردین دوباره همین اندازه بار میزنم. بدبختی این است که تا وقتی شهر زنده است نمیتوان از آن کند، آنهمه پول، آنهمه دختر زیبا...
اما من فکر آنجا را هم کردهام و یک موتورسیکلت ِ پُرتوان دارم که برای روزی که فاجعه میآید و من هنوز در شهر هستم، که با موتور از شهر بگریزم.
بنده تحرکات نظامی این ۳ سال اخیر را هم رصد کردهام و با احتمال فوقالعاده بالایی میتوانم بگویم یک درگیری نظامی مستقیم از جنس حمله ناتو به یوگسلاوی در ۱۹۹۱، پیشروی ماست (که به معنی چند ماه بیبرقی، بیآبی و ... است). اگر کسی درباره این پیشبینی شک دارد و آن را همرده حرفهای زیرشکمی ۴۱ ساله مجریان شبکههای ماهوارهای میگیرد، من حاضرم جدا و واقعا روی آن «شرط بزرگ» ببندم تا از طریق وارد کردن «پوستم در بازی» میزان دقت پ جدیتام در این پیشبینی را اثبات کنم.
شاید. به نظرتان عربستان و اسرائیل حمله میکنند؟ آمریکا و اروپا که ول معطل هستند فعلا.
چیزهای خیلی ضروریتری هست، اگر برق قطع بشود آنقدر سوخت وجود نخواهد داشت که بتوان بیش از روزی نیم ساعت آنهم فقط برای چند ماه از برق ژنراتور استفاده کرد.
با این اقداماتی مخوفی که انجام دادی، یاد سخن صادقهدایت افتادم که گفته بود: همه از مرگ میترسند و من از زندگی سمج خودم! من خودم کمی از مرگ میترسم، اما خب حاضر نیستم به هر قیمتی زنده بمانم، وقتی اتفاقاتی پیش بیاید که بستگان و هموطنانم را در حال مرگ و میر ببینم، دیگر انگیزهای برای زنده ماندن نیست البته باید در شرایط قرار گرفت! این روحیه در من دیده میشه و هست شناخت کافی از روحیات خودم دارم، وقتی میبینم مردم شاد نیستند و جامعه نگران کورنا ویروس هستند و در ایران به هموطنان و بستگانم خوش نمیگذرد دل و دماغ تبریک گفتن عید را نداشتم.
با توجه به عملکرد فوق العاده ترامپ و ایستادن پای حرفش و ترور سلیمانی، داشتیم به نقطه درگیری نزدیک میشدیم. اما در سال برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و همچنین رکود اقتصادی ناشی از کرونا حداقل تا یک سال آینده بسیار بعیده درگیری نظامی رخ بده ولی برای بعدش محتمل هست مخصوصا که سیاست فشار حداکثری ترامپ کارد رو به استخوان رژیم رسونده.
حالا میشه دقیق تر منظورتون رو از تحرکات نظامی به طور خاص بگید؟؟
هیچ چیزی دور از انتظار نیست، اما الان جنگ بیولوژیک روی بورس افتاده. یک مقاله جایی خواندم که گفته بود ویروس کشندهتر از کورنا در راه هستش که فوری از پا میندازه و از چشمان خون سرازیر میشود، لینکش رو پیدا کردم حتما میزارم، به هر حال نمیدونم چقدر واقعیت داره.
اما در سال برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و همچنین رکود اقتصادی ناشی از کرونا حداقل تا یک سال آینده بسیار بعیده درگیری نظامی رخ بده ولی برای بعدش محتمل هست مخصوصا که سیاست فشار حداکثری ترامپ کارد رو به استخوان رژیم رسونده
متغیر انتخابات معمولا خیلی زیاد و بیجا در تحلیلهای جدی و عوامانه وارد میشود که ناشی از تصور ضد جنگ بودن غالب مردم آمریکاست که توسط رسانهها به دنیا قالب شده است. اما واقعیت این است که این متغییر آنقدر هم مهم نیست. برای مثال ۲ نوامبر ۲۰۰۴ تاریخ انتخابات ریاست جمهوری و شانس دو دورهای شدن بوش پسر بود و در ۲۰ مارچ ۲۰۰۳ عملیات نظامی علیه عراق آغاز شد، بدون توجه به عواقب آن بر نتیجه انتخابات (واقعا هم نداشت). جالب اینکه در همان دوران تظاهراتهای ضد جنگ بزرگی هم انجام شد اما خللی در اراده کاخ سفید برای شروع جنگ ایجاد نکرد. یک جنگ برای بالارفتن قیمت نفت و متعاقبا تحرک در بازارها و بصرفه شدن استخراج نفت شیل موثر است و اتفاقا خواستنی است. نکته دیگر اینکه جمهوری اسلامی نمیتواند خیلی پشت شیوع کرونا مظلومانه بایستد و کارت قربانی هم تا جایی کاربرد دارد. اگر در هفته سه بار گروهکهای وابستهشان به سفارت/پایگاههای ایالات متحده کاتیوشاپرانی کنند، یا برای تاسیسات و کشتیهای کشورهای دیگر خطر ایجاد کنند دیگر پشت هیچ کارت قربانی نمیتوانند پنهان شوند. این یاغیگریها تا همین حالا هم با بردباری زیادی در طرف مقابل تحمل شدهاند.
حالا میشه دقیق تر منظورتون رو از تحرکات نظامی به طور خاص بگید؟؟
بظور خاص مثلا اینکه نزدیک به ۵۰ اکانت OSINT در توییتر دنبال میکنم که آخرین اخبار و تحرکات نظامی از جابجایی ناوها تا راکتپرانیهای برادران، دست گلهایشان در سوریه و ... را پوشش میدهند.
شاید. به نظرتان عربستان و اسرائیل حمله میکنند؟ آمریکا و اروپا که ول معطل هستند فعلا.
برای چنان عملیاتی تنها ایالات متحده تجهیزات کافی را دارد.
ترامپ بارها گفته است که در جنگ محتمل با جمهوری اسلامی میلی به تهاجم و تسخیر زمینی ندارد. یک حمله نظامی شبیه به حمله ناتو به یوگسلاوی در ۱۹۹۱، توسط ایالات متحده با پشتیبانی مالی کشورهایی نظیر امارات و سعودی و از طریق پایگاههایشان در آن کشورها، با ۹۰ روز عملیات ممتد هیچ زیرساختی از جمله پلها، نیروگاهها، پالایشگاهها، خطوط برق، خطوط انتقال گاز، پایگاههای نظامی، پدافندی، هستهای و ... باقی نخواهد گذاشت و تا تسلیم خفتبار ادامه پیدا خواهد کرد. ماموریت اسرائیل ظاهرا آنطور که با ایالات متحده تقسیم کار کردهاند دفع خطر گروهکهای وابسته به جمهوری اسلامی در لبنان، سورریه و غزه است و وارد حمله مستقیم به خود ایران نمیشود (دو ماه پیش رزمایش مشترکی برای تمرین این سناریو انجام دادند).
بظور خاص مثلا اینکه نزدیک به ۵۰ اکانت OSINT در توییتر دنبال میکنم که آخرین اخبار و تحرکات نظامی از جابجایی ناوها تا راکتپرانیهای برادران، دست گلهایشان در سوریه و ... را پوشش میدهند.
اینها را لطفا لینک بکنید تا منهم تماشا بکنم. من حاضر به عضویت در جایی نیستم اما صفحههایی که دوست دارم را بوکمارک میکنم و هر از گاهی به آنها سر می زنم.
برای چنان عملیاتی تنها ایالات متحده تجهیزات کافی را دارد.
من به شدت بعید میدانم، بحث انتخابات و اینها هم نیست، به باور من قدرت ایالات متحده پوشالین است، چنانکه میبینیم حتی قادر به درست کردن یک تست کرونایی که تفاوت میان ویروس و آب را تشخیص بدهد نیستند! دههها دشمنی با مردان سفیدپوست دگرجنسگرا که مولدترین و خلاقترین افراد آن جامعه بودند، تبعیض مثبت و راه دادن زورکی زنان و رنگینپوستان به دانشگاهها و بخشیدن مقامات فلهای بجای شایستهسالاری، برپا کردن قوانین مضحکی که محیط آکادمیک و ادارهجات دولتی را به شدت برای مردان فردگرا و مولد بدل به فضایی ناخوشایند کرده، آنها را فراری میداد، پشت کردن به دانش ِ تهی از ایدئولوژی و چسبیدن به دروغهای دلفریب به جای حقایق دلآزار همه و همه باعث شدهاند تکنولوژی آمریکایی و از آنهم مهمتر مردانگی آمریکایی که آنها را به آقایی جهان رسانده بود تا اندازهی بسیار زیادی تحلیل برود. از جنگ دوم به این سو آمریکا در هیچ جنگی به پیروزی نرسیده، اگر پیروزی را رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده بنامیم. تماشای مضحکهی آمریکایی اصلا یکی از دلایلی بود که من پنج سال پیش تئوری «ناکارآمدی متقابل» را به عنوان سدی محکم در برابر پیشرفت معطوف و منجر به نابودی ِ تکنولوژی پیش کشیدم. ترامپ از این حقیقت تلخ مطلع است و بسیار بعید است جنگی براه بیاندازد که در آن ناچارا پوشالی بودن همهی آنچه آمریکا از مرگ ریگان به این طرف ساخته را به دشمنانش نشان بدهد.
ضمن اینکه افکار عمومی آمریکا به هیچ عنوان جنگ نمیخواهند، این تنها موضوعیست که جامعهی آمریکا بر سر آن به دو سو تقسیم نمیشود. جنگ با ایران برای اسرائیل بهای بسیار سنگینتر ِ از دست دادن جامعه و درپی آن پس از چند سال(و شاید حتی پس از جنگی داخلی)حمایت آمریکا خواهد بود. من گمان میکنم پس از داستان کرونا، که در واقع میتوان با قطعیت گفت دولت ایران با پنهان کردن وجودش از ملت باعث سفر ایرانیان بیمار پرشماری به جهان و بیمار کردن دهها کشور دیگر شد، اروپا پشت ایران را خالی خواهد کرد و به آمریکا خواهد پیوست. تا امروز اگر ج.ا سر کار مانده بخاطر کشتن انحصاری بشر قهوهای پوست است، جان چند هزار سفیدپوست دخلشان را خواهد آورد. آنها هم به چین و روسیه فشار میآورند تا پروسهی کرهی شمالیزه شدن ایران کامل بشود و در پایان یا ما بیمریم، یا اینا!
با این اقداماتی مخوفی که انجام دادی، یاد سخن صادقهدایت افتادم که گفته بود: همه از مرگ میترسند و من از زندگی سمج خودم! من خودم کمی از مرگ میترسم، اما خب حاضر نیستم به هر قیمتی زنده بمانم، وقتی اتفاقاتی پیش بیاید که بستگان و هموطنانم را در حال مرگ و میر ببینم، دیگر انگیزهای برای زنده ماندن نیست البته باید در شرایط قرار گرفت! این روحیه در من دیده میشه و هست شناخت کافی از روحیات خودم دارم، وقتی میبینم مردم شاد نیستند و جامعه نگران کورنا ویروس هستند و در ایران به هموطنان و بستگانم خوش نمیگذرد دل و دماغ تبریک گفتن عید را نداشتم.
من چند بار خود را موقعیتهای بسیار خطرناکی قرار دادهام تا من خویشتن را بسنجم و ببینم با این دنیا چند چندم و خوشحالم و مفتخرم از اینکه بگویم هیچ ترسی از مرگ ندارم و چنان زندگی و رفتار و تفکر میکنم که گویی هر لحظه آمادهی فشردن خود به سینهی سرد او هستم. شما چه باور بکنید یا نه، من خود میدانم که مشکلم اصل مردن نیست، چگونه مردن است. در تلاش برای بجا گذاشتن نامی از خود در صفحات ِ با خون مکتوب شدهی تاریخ؟ برای سربلندی خاندان؟ در تلاش برای رسیدن به ادرنالین؟ سر ِ پیری و پس از آنکه بچههای فراوان داشتی و تجربهها و خندهها و گریههای فراوان کردی؟ اینها همه پذیرفتنی و زیبا و پهلوانانه و رمانتیک و حتی خواستنیست. بیمار و تبدار و لرزان و دبنگ، بخاطر اینکه فلان چینی حرامزاده سوپ ِ خفاش کوفت کرده، چنین مرگی ننگ است و حقارت است و بلاهت است و خلاصه که دور باد از من چنین خفتی!
شما هم اگر بهتان برنمیخورد بگویم که تنها دارید خودفریبی میکنید، شما از مرگ هراسان هستید اما اعتیاد به این سبک زندگی مدرن در شما شدیدتر است، حتی زمانی که میدانید، در عمیقترین مراحل آگاهی خود، که فاسد و پلید است. البته بر شما حرجی نیست همه ما از جمله من همینطور هستیم.
هیچ چیزی دور از انتظار نیست، اما الان جنگ بیولوژیک روی بورس افتاده. یک مقاله جایی خواندم که گفته بود ویروس کشندهتر از کورنا در راه هستش که فوری از پا میندازه و از چشمان خون سرازیر میشود، لینکش رو پیدا کردم حتما میزارم، به هر حال نمیدونم چقدر واقعیت داره.
تئوری توطئه همیشه هست! هیچ کشوری سلاح بیولوژیکی که قابل کنترل نباشه و مثل بومرنگ بر گرده بخوره توی سر خودش تولید نمیکنه! بکنه هم استفاده نمیکنه. اگر بخوایم فرض کنیم که کرونا یک سلاح بیولوژیکی بوده باید بگردید کشوری رو پیدا کنید که آلوده نشده! بعد احتمالن اونها تولیدش کردند! کیا الان آلودذه نیستند؟ یک سری کشور عقب افتاده آفریقایی!!!! کرونا قابل کنترل نیست و به شدت همه گیره و غیر قابل کنترل پس سلاح بیولوژیکی نیست به همین سادگی. بعضی از این تئوریسینها زیادی رزیدنت اویل بازی کردند!!!
تئوری توطئه همیشه هست! هیچ کشوری سلاح بیولوژیکی که قابل کنترل نباشه و مثل بومرنگ بر گرده بخوره توی سر خودش تولید نمیکنه! بکنه هم استفاده نمیکنه. اگر بخوایم فرض کنیم که کرونا یک سلاح بیولوژیکی بوده باید بگردید کشوری رو پیدا کنید که آلوده نشده! بعد احتمالن اونها تولیدش کردند! کیا الان آلودذه نیستند؟ یک سری کشور عقب افتاده آفریقایی!!!! کرونا قابل کنترل نیست و به شدت همه گیره و غیر قابل کنترل پس سلاح بیولوژیکی نیست به همین سادگی. بعضی از این تئوریسینها زیادی رزیدنت اویل بازی کردند!!!
یعنی فکر میکنی این ویروس از خفاشخوری بوجود آمده؟ اما ریشه "همهچیزخواری" چینیها تازگی ندارد! چرا نباید اینطور فکر کنیم اونی که سلاح بیولوژیک تولید میکنه حتی یکسری افراد اسقاطی و بدرد نخور جامعه خودش رو حذف میکنه؟ آمارها در بهترین حالت نسبی هستند. حتا به آمارهای معتبر جهانی هم باید شک کرد! شاید کشورهای اسکاندیناوی و آلمان و آمریکا و ژاپن آمار نزدیک بتونن ارائه بدن، اون هم مطلق نیست.
یعنی فکر میکنی این ویروس از خفاشخوری بوجود آمده؟ اما ریشه "همهچیزخواری" چینیها تازگی ندارد! چرا نباید اینطور فکر کنیم اونی که سلاح بیولوژیک تولید میکنه حتی یکسری افراد اسقاطی و بدرد نخور جامعه خودش رو حذف میکنه؟ آمارها در بهترین حالت نسبی هستند. حتا به آمارهای معتبر جهانی هم باید شک کرد! شاید کشورهای اسکاندیناوی و آلمان و آمریکا و ژاپن آمار نزدیک بتونن ارائه بدن، اون هم مطلق نیست.
تمامی تحقیقات و مطالعات ویروس شناسان و دانشمندان و سازمان بهداشت جهانی نشون میده که این ویروس به شکل کاملن طبیعی فرگشت یافته! باور داشتن به اینکه همه سیستم بهداشتی دنیا دست به دست هم دارند دروغ میگند تا این ویروس رو بندازند به جون مردم که میشود جنون! این ویروس از حیوان زنده به انسان انتقال پیدا کرده نه از سوپ خفاش!!! از این مدل بیماریهای هم از حیوان به انسان زیاد منتقل شده معروفترینهایشان : سارس، مرس، ایدز.
در پژوهشی که به تازگی در مجله علمی معتبر نیچر منتشر شده گروهی از پژوهشگران گفتهاند نتیجه مطالعه آنها بر ساختار ژنتیک ویروس جدید کرونا به روشنی نشان میدهد که این ویروس نتیجه تکامل طبیعی در خانواده ویروس سارس (سندروم حاد تنفسی) بوده است.
تاکنون در بررسیهای مستقل دانشمندان خلاف چنین یافتهای مطرح نشده و در مجلات معتبر علمی مقالهای منتشر نشده که عامل بیماری کووید-۱۹ را ساخته دست بشر بداند.
با این وجود در هفتههای اخیر در رسانههای عامهپسند و شبکههای اجتماعی بارها فرضیههایی مطرح شده که ویروس کرونا را آزمایش نوعی سلاح زیستی یا محصول سهلانگاری و سرایت احتمالی آن از آزمایشگاهی میدانند.
هیچ کشوری سلاح بیولوژیکی تولید نمیکنه که برگرده بخوره توی سر خودش! افراد بالای 70 سال ته تهش 20 سال دیگه میمیرند! دلیلی نداره دست به قتل عام اون هم این طوری زده بشه. چون وجودشون در 20 سال هیچ وزنه ای بر اقتصاد، محیط زیست و ... نیست. در ضمن ریسک چنین کاری هم به شدت زیاده! فرض کنید در 10 سال 30 سال یا اصلن 100 سال آینده اطلاعاتی نشت کند که نشان دهد این وروس سلاح بیولوژکی ساخت فلان کشور بوده! آن وقت عملن از آن کشور هیچ چیزی باقی نمیماند. و مجددن باور داشتن به اینکه همه کشورهای دنیا در اجلاسی سری دور هم نشسته اند و تصمیم به پخش این ویروس گرفته اند باز هم عین جنون است!
من آدرس جنرال به شما میدهم که استان لرستان است،
اما من جا و غذای کافی برای دوستان ندارم و خودتان باید به فکر باشید، من دست بالا یک دختری برای تولیدمثل با خودم ببرم! 😏🐈
اون حرف که شوخی بود...ما در همان شهر با همه خطراتش میمانیم😬!!
شما هم در سال جهش تولید تا میتوانید در تولید نسل جوان کوشا باشید😜
متغیر انتخابات معمولا خیلی زیاد و بیجا در تحلیلهای جدی و عوامانه وارد میشود که ناشی از تصور ضد جنگ بودن غالب مردم آمریکاست که توسط رسانهها به دنیا قالب شده است. اما واقعیت این است که این متغییر آنقدر هم مهم نیست. برای مثال ۲ نوامبر ۲۰۰۴ تاریخ انتخابات ریاست جمهوری و شانس دو دورهای شدن بوش پسر بود و در ۲۰ مارچ ۲۰۰۳ عملیات نظامی علیه عراق آغاز شد، بدون توجه به عواقب آن بر نتیجه انتخابات (واقعا هم نداشت). جالب اینکه در همان دوران تظاهراتهای ضد جنگ بزرگی هم انجام شد اما خللی در اراده کاخ سفید برای شروع جنگ ایجاد نکرد.
یک جنگ برای بالارفتن قیمت نفت و متعاقبا تحرک در بازارها و بصرفه شدن استخراج نفت شیل موثر است و اتفاقا خواستنی است. نکته دیگر اینکه جمهوری اسلامی نمیتواند خیلی پشت شیوع کرونا مظلومانه بایستد و کارت قربانی هم تا جایی کاربرد دارد. اگر در هفته سه بار گروهکهای وابستهشان به سفارت/پایگاههای ایالات متحده کاتیوشاپرانی کنند، یا برای تاسیسات و کشتیهای کشورهای دیگر خطر ایجاد کنند دیگر پشت هیچ کارت قربانی نمیتوانند پنهان شوند. این یاغیگریها تا همین حالا هم با بردباری زیادی در طرف مقابل تحمل شدهاند.
موضوع جنگ عراق رو بدون توجه به یازده سپتامبر در فاصله کمتر از 9 ماه از آغاز ریاست جمهوری جرج بوش تحلیل کردن خیلی عاقلانه نیست. فضای اون زمان جنگ رو حتی به شکل همه جانبه کاملا توجیه میکرد اما شعار های فعلی ترامپ کاملا بر خلاف تز جنگ هست در هر شکلی. البته این به معنی منتفی بودن جنگ نیست. برای من سواله ترامپ چرا بعد از داستان کشتن قاسم سلیمانی و حمله ایران به عین الاسد، جواب قاطع توسط ترامپ داده نشد؟؟ دیگه منتظر چه اتفاق و بهونه ای بود؟؟
بظور خاص مثلا اینکه نزدیک به ۵۰ اکانت OSINT در توییتر دنبال میکنم که آخرین اخبار و تحرکات نظامی از جابجایی ناوها تا راکتپرانیهای برادران، دست گلهایشان در سوریه و ... را پوشش میدهند.
یه جوری گفتید من فکر کردم از دفتر ژنرال مکنزی فرمانده سنت کام اطلاعاتی به شما رسیده 😬!!!
خب ادامه راکت پرانی های فعلی دقیقا مربوط میشه به جواب ندادن ترامپ بعد از ماجرای عین الاسد...
با توجه به هزینه بر بودن جنگ با ایران و وجود گزینه های موثر دیگه مثل همین تحریم که هزینه ای برای امریکا نداره و اگر چند سال دیگه ادامه پیدا کنه ...توان ایران در حمایت از نیروهای نیابتی اش در منطقه کاهش پیدا می کنه و خواه ناخواه منطقه تحت کنترل نیروهای طیف امریکا می شه ...بعید می دونم جنگ کلاسیک به وجود بیاد. نکته دیگه اینکه رژیم ایران برای اقتصاد برامده از جنگ ضروری است....فروش سلاح به عربستان و تامین امنیت کشورهای منطقه بدون وجود نیروی متخاصم منطقی نیست. نکته مهم این هست که امریکا اهداف مردم ایران براش اهمیتی نداره...ازادی و امنیت و رفاه چیزهایی است که برای بدست اوردنش ما ایرانیان خودمان باید هزینه اش رو بدهیم.. اگر ایران به سمت هسته ای شدن حرکت کند احتمال درگیری صد در صد است...
یک خبری آمد که کارکنان حوزهی بهداشت و سلامت در هند مورد هجوم قرار گرفتهاند و از خانههای اجارهای بیرون انداخته شدهاند و ... در راستای تائید آغازگر جستار که انسان شرور است.
یک خبری آمد که کارکنان حوزهی بهداشت و سلامت در هند مورد هجوم قرار گرفتهاند و از خانههای اجارهای بیرون انداخته شدهاند و ... در راستای تائید آغازگر جستار که انسان شرور است.
کمبود بُنمایهها همواره به خشونت خواهد انجامید, بیشتر از اینکه نشانگر "بد" بودن آدم باشد از کمهوشی او میگوید.
به همه بسنده بنمایه بدهید, خشونت هم از میان خواهد رفت.
کمبود بُنمایهها همواره به خشونت خواهد انجامید, بیشتر از اینکه نشانگر "بد" بودن آدم باشد از کمهوشی او میگوید.
به همه بسنده بنمایه بدهید, خشونت هم از میان خواهد رفت.
موضعی به شدت سادهلوحانه، اشتباه و خطرناک!
به این جستار رحوع بکنید : ماجرای جوک بیمزه!تازه نوع دیگری از انسان که من آنجا دربارهاش صحبت نکردم سادیست است، که بسیار هم فراوان هستند و برخلاف جنونپیشگان درپی ِ بهرهی حداکثری یا پاداش نیستند، مقاصد آنها به دید دیگران غیرعقلانی میرسد، آنها صرفا از آزار و تخریب و نابودی لذت میبرند. عدهی آنها هم خیلی بیشتر از مشتی منحرف جنسی و متجاوز زندانیست، در زندگی روزمره از این افراد میتوان بسیار دید که با ظرافت و حوصلهای شگرف انرژی و وقت خود را صرف آزردن بیدلیل دیگران میکنند و نه فقط پاداشی نمیبرند بلکه میتوان از عواقب احتمالی رفتارشان مثل دشمنتراشی و ... به عنوان عواملی که این رفتار را ذاتا زیانآور میکنند یاد کرد. پس آدمهای پرشماری هستند که بیهیچ چشمداشت مادی از آزردن و نابود کردن دیگران لذت عاطفی یا جنسی میبرند و حاضرند برای رسیدن به این ابژهی تمنای خود بهای شخصی هم بپردازند.
موضعی به شدت سادهلوحانه، اشتباه و خطرناک!
به این جستار رحوع بکنید : ماجرای جوک بیمزه!تازه نوع دیگری از انسان که من آنجا دربارهاش صحبت نکردم سادیست است، که بسیار هم فراوان هستند و برخلاف جنونپیشگان درپی ِ بهرهی حداکثری یا پاداش نیستند، مقاصد آنها به دید دیگران غیرعقلانی میرسد، آنها صرفا از آزار و تخریب و نابودی لذت میبرند. عدهی آنها هم خیلی بیشتر از مشتی منحرف جنسی و متجاوز زندانیست، در زندگی روزمره از این افراد میتوان بسیار دید که با ظرافت و حوصلهای شگرف انرژی و وقت خود را صرف آزردن بیدلیل دیگران میکنند و نه فقط پاداشی نمیبرند بلکه میتوان از عواقب احتمالی رفتارشان مثل دشمنتراشی و ... به عنوان عواملی که این رفتار را ذاتا زیانآور میکنند یاد کرد. پس آدمهای پرشماری هستند که بیهیچ چشمداشت مادی از آزردن و نابود کردن دیگران لذت عاطفی یا جنسی میبرند و حاضرند برای رسیدن به این ابژهی تمنای خود بهای شخصی هم بپردازند.
این فرجامیابی شما هم شناختشناسانه گیر دارد, ببینید شما دارید نخست میگویید آ بد است, سپس میگود برخی ذاتا آ را دارند و بخش بامزهی داستان, نمیدانیم چرا ولی هست!! (ارجاع به جادو و از ما فرا و
...).
اینکه برخی دگرآزاری دارند سخنی پذیرفته است, من خودم دوست دختری داشتم که دگرآزاری داشت و دیرتر نشان داد اینرا - خودش هم گاهی به ستوه میآمد -
ولی بروشنی چیزهایی که از بزرگ شدن اش تعریف میکرد نشان میدادند از کجا ریشه گرفته است,
از هیچ که کسی دگرآزار نمیشود,
بویژه زمانیکه فرگشتانه هیچ "انگیزهی نیست" که رفتاری که به خود آسیب میرساند بفرگردد. پس ریشه در "روانگرههای" مغزی'ست.
منطقا, سرشت آدم بسوی نیکی بیشتر میگراید تا بدی, چون سود آن برایِ جاندار بالاتر است که نیک و آشتیجو باشد و درزی به سخن من نمیرود که اگر بنمایههای بسنده هر کس بدارد, خودبهخود تراز خشونت به ۰ خواهد گرایید. در طبیعت هم میبینیم, جاهایی که بنمایهها فراوان بودهاند جانداران آشتیجو و هتا تیرههایِ آدمی آشتیجو پدید آمدهاند (جزیرههایِ کاراییب), و هر کجا بنمایهها کم بود اند, جنگ و ستیز و درندهخویی.
این فرجامیابی شما هم شناختشناسانه گیر دارد, ببینید شما دارید نخست میگویید آ بد است, سپس میگود برخی ذاتا آ را دارند و بخش بامزهی داستان, نمیدانیم چرا ولی هست!! (ارجاع به جادو و از ما فرا و ...).
خب گیرش کجاست؟ 💩 اذغان به ندانستن و ندانستنی بودن یا دستکم هنوز دانسته نشده بودن ِ چیزی گیر شناختشناسیک است؟ هرچه در شما احساس نا-امنی پدید میآورد و خرافههایی که جهت نظم بخشیدن به عینیت بینظم بیرونی و احساس آرامش کردن در مواجهه با مغاک، درونی کردهاید را به چالش میکشد اشتباه نیست.
ضمن آنکه من هیچکجا نگفتم آ بد است. صرفا گفتم آ هست و شما باید جوری زندگی بکنید که آ هست چون هیچیک از کسانی که قربانی آ شدند گمان نمیبردند قربانی آ بشوند. ذاتی یا غیرذاتی بودن آن را نمیدانیم. به احتمال بسیار زیاد ذاتیست. اینکه چرا ذاتیست یا چگونه ذاتی شده را نمیدانیم. به احتمال زیاد ذاتیست چون تحت تاثیر عوامل بیرونی نیست.
ولی بروشنی چیزهایی که از بزرگ شدن اش تعریف میکرد نشان میدادند از کجا ریشه گرفته است
هیچ «روشنی» در کار نیست، اینها تلاش ذهن ِ مواجه شده با آشوب شما برای به نظم درآوردن و بازگشتن به خواب شیرین است که ارتباط علیتی در جایی که ارتباط علیتی به هیچ عنوان نمیتوان گفت وجود دارد پیدا میکند. مثل زنی که شوهرش را میکشد و هرکس از راه میرسد میگوید «لابد بلایی چیزی سر زن آورده بوده». شما برای احساس آرامش نیاز به چیزی دارید که پدیده غیرقابل توضیح را توضیح بدهد وگرنه ناچار میشوید بپذیرید «منطق» اینجا هم زاییده. من آدم میشناسم، دوست خودم، که در کودکی مورد تجاوز جنسی شدید و آزار جسمی بسیار هولناکی قرار گرفته و تمام بدنش جای زخم و پارگی و سوختگیست، اما امروز آدمی بسیار سربهزیر و آرام و مهربان است و هر روز میرود به گربههای پارک لاله غذا میدهد!
شک ندارم که الان شما برای ما با منطق خللناپذیر خود توضیح میدهید که دقیقا چگونه دو واقعهی مشابه در دو انسان به دو واکنش متفاوت منجر میشوند، و هیچ هم احساس نخواهید کرد که مدل ِ ذهنی شما از ابطالناپذیری رنج میبرد.
بویژه زمانیکه فرگشتانه هیچ "انگیزهی نیست" که رفتاری که به خود آسیب میرساند بفرگردد. پس ریشه در "روانگرههای" مغزی'ست.
خب من با این موافقم، اگر منظور از روانگره این است که «طرف کسخل است». سوال این است که چرا. تنها حیوانی که پس از جفتگیری ماده را میکشد انسان است. کسی نمیداند چرا. سوال دیگر هم این است که ما باید چطور با اینها مواجه بشویم.
منطقا, سرشت آدم بسوی نیکی بیشتر میگراید تا بدی, چون سود آن برایِ جاندار بالاتر است که نیک و آشتیجو باشد و درزی به سخن من نمیرود که اگر بنمایههای بسنده هر کس بدارد, خودبهخود تراز خشونت به ۰ خواهد گرایید. در طبیعت هم میبینیم, جاهایی که بنمایهها فراوان بودهاند جانداران آشتیجو و هتا تیرههایِ آدمی آشتیجو پدید آمدهاند (جزیرههایِ کاراییب), و هر کجا بنمایهها کم بود اند, جنگ و ستیز و درندهخویی.
🙄
عده و شمار و درصد هم اینجا بیارزش است، یک جنونپیشه کل قبیلهی هزار نفری را میتواند به نابودی بکشاند، در جهان امروز که دیگر به لطف «بخردانگی» و تکنولوژی و ... یک جنونپیشه میتواند میلیونها انسان را بکشد! تحقیقاتی هم آن بیرون هست که اینها یک درصد جمعیت جامعهی عادی هستند اما نیمی از جامعهی مجرمان ِ خشن زندانها را تشکیل میدهند. پس آسیبی که میزنند ارتباطی با شمار آنها ندارد و هرقدر شما بکوشید با برنامههای اجتماعی و اقتصادی و تربیتی تعداد آنها را کاهش بدهید باز از میزان آسیب آنها الزاما کم نخواهد شد.
خب گیرش کجاست؟ 💩
اذغان به ندانستن و ندانستنی بودن یا دستکم هنوز دانسته نشده بودن ِ چیزی گیر شناختشناسیک است؟ هرچه در شما احساس نا-امنی پدید میآورد و خرافههایی که جهت نظم بخشیدن به عینیت بینظم بیرونی و احساس آرامش کردن در مواجهه با مغاک، درونی کردهاید را به چالش میکشد اشتباه نیست.
ضمن آنکه من هیچکجا نگفتم آ بد است. صرفا گفتم آ هست و شما باید جوری زندگی بکنید که آ هست چون هیچیک از کسانی که قربانی آ شدند گمان نمیبردند قربانی آ بشوند. ذاتی یا غیرذاتی بودن آن را نمیدانیم. به احتمال بسیار زیاد ذاتیست. اینکه چرا ذاتیست یا چگونه ذاتی شده را نمیدانیم. به احتمال زیاد ذاتیست چون تحت تاثیر عوامل بیرونی نیست.
درسته, من هم نبود گواهی را گواهی نبود نگرفتم. ولی از دید کاربردگرایانه, و نگاهی فرگشتمندانه, من هر چه مینگرم نمیبینم چرا باید رفتاری که به جاندار اسیب میزند بتواند بفرگردد.
درسته, همیشه میتواند توضیحی آن بیرون باشد, هتا چه میدانیم شاید در تراز اجتماعی داشتن مُشتی روانپریش برایِ پیکرهیِ اجتماعی سودمند باشد, مانند باکتریهایی که در معده داریم, ولی همچُنان, تیغ اوکام میگوید توضیح آن سادهتر و پیشپاافتادهتر است.
هیچ «روشنی» در کار نیست، اینها تلاش ذهن ِ مواجه شده با آشوب شما برای به نظم درآوردن و بازگشتن به خواب شیرین است که ارتباط علیتی در جایی که ارتباط علیتی به هیچ عنوان نمیتوان گفت وجود دارد پیدا میکند. مثل زنی که شوهرش را میکشد و هرکس از راه میرسد میگوید «لابد بلایی چیزی سر زن آورده بوده». شما برای احساس آرامش نیاز به چیزی دارید که پدیده غیرقابل توضیح را توضیح بدهد وگرنه ناچار میشوید بپذیرید «منطق» اینجا هم زاییده. من آدم میشناسم، دوست خودم، که در کودکی مورد تجاوز جنسی شدید و آزار جسمی بسیار هولناکی قرار گرفته و تمام بدنش جای زخم و پارگی و سوختگیست، اما امروز آدمی بسیار سربهزیر و آرام و مهربان است و هر روز میرود به گربههای پارک لاله غذا میدهد!
شک ندارم که الان شما برای ما با منطق خللناپذیر خود توضیح میدهید که دقیقا چگونه دو واقعهی مشابه در دو انسان به دو واکنش متفاوت منجر میشوند، و هیچ هم احساس نخواهید کرد که مدل ِ ذهنی شما از ابطالناپذیری رنج میبرد.
اینک, کسی که رفتارهای خودویرانگرانه دارد چه میشود؟ بروشنی, نرمافزاری که بسنده خوب کار نمیکند. چرایی اینکه این نرمافزار درست کار نمیکند بیشمار است, میتواند از خللی در مغز (بستر) ریشه بگیرد, میتواند از مشتی دادههای نادرست ریشه بگیرد, هرآینه در نمونهی آن دوست دختر من, در کنار همهی فاکتورهایِ دیگر تا اندازهی بالایی از همان کودکی هم ریشه میگرفت.
اینکه ما نمیتوانیم درست انگشت بگذاریم روی عاملهای ویرانگار تنها از ناتوانی کنونی ما در واکاوفی و خواندن ذهن میباشد. همین گرفتاری با پیشرفتهتر شدن نرمافزارهای دستساز ما هم دیده میشد, ولی آنجا ما ابزارهای بسیار خوبی برای واکاوی و بازشناسی گیرها داریم, ولی برای ذهن نداریم.
اینک دو تن این اندازه متفاوت به راهکار رسیدهاند هم برایِ من کوچکترین چیز شگفتی در خود ندارد, ذهن آدم پیشرفتهترین نرمافزاری'ست که ما در هستی میشناسیم و نگرهی آشوب بخوبی میگوید که چگونه کوچترین تفاوت میتوند به برایاندی سراسر متفاوت بینجامد.
آن "بروشنی" که شما از من میخوانید این نیست که بفرمایید, گیر درست روی این نقطه است, بساکه "بروشنی" فلسفیک است که کراننگرانه چرایی را میداند و احتمالاتی میداند گیر از کجاست. آن قطعیت در کار نیست, ولی در گذر زمان آن هم در دست خواهد بود.
خب من با این موافقم، اگر منظور از روانگره این است که «طرف کسخل است». سوال این است که چرا. تنها حیوانی که پس از جفتگیری ماده را میکشد انسان است. کسی نمیداند چرا. سوال دیگر هم این است که ما باید چطور با اینها مواجه بشویم.
من پرسشی فلسفیک از شما میکنم, اگر دو تن یک اندازه منطق و یک اندازه آگاهی دربارهی چیزی بدارند, آیا همواره به راهکاری همانند خواهند رسید؟
اینکه چگونه با اینها روبرو بشیم را نسیم طالب پرداخته, آنهم پرداختن به بجای است. به این معنی که بجایِ درست کردن همگان, کوشش روی کاهشِ آسیب همواره باشد. ب.ن. بجای پیشبینی زمینلرزه, کوشش ساخت ساختمانهای پادزمینلرزه باشد.
عده و شمار و درصد هم اینجا بیارزش است، یک جنونپیشه کل قبیلهی هزار نفری را میتواند به نابودی بکشاند، در جهان امروز که دیگر به لطف «بخردانگی» و تکنولوژی و ... یک جنونپیشه میتواند میلیونها انسان را بکشد! تحقیقاتی هم آن بیرون هست که اینها یک درصد جمعیت جامعهی عادی هستند اما نیمی از جامعهی مجرمان ِ خشن زندانها را تشکیل میدهند. پس آسیبی که میزنند ارتباطی با شمار آنها ندارد و هرقدر شما بکوشید با برنامههای اجتماعی و اقتصادی و تربیتی تعداد آنها را کاهش بدهید باز از میزان آسیب آنها الزاما کم نخواهد شد.
کاریش نمیشود کرد, یک دانه یاخته سرطانی هم برای از پا در آوردن یک آدم گنده بسنده است. با این همه میبینیم آدم عمر طولانی میکند, و تازه زمان بسنده بدارد سرطان را هم میتواند درمان کند, پس گویا در طبیعت راهش هست!
نبود هم نبود, من فرزامگرا نیستم هر چه در توانمان هست میکنیم: شد شد, نشد نشد.
درسته, من هم نبود گواهی را گواهی نبود نگرفتم. ولی از دید کاربردگرایانه, و نگاهی فرگشتمندانه, من هر چه مینگرم نمیبینم چرا باید رفتاری که به جاندار اسیب میزند بتواند بفرگردد.
من با شما موافقم که احتمال دارد فرگشتیک نباشد، در همان پست هم گفتم که انسان تنها موجودیست که ممکن است ماده را پس از جفتگیری بکشد و هرگز فرگشت نمیتواند چنین انحراف شدیدی را بلافاصله تا انقراض کامل اصلاح نکند(توضیح آن هزاران بار سختتر از مشکل توضیحناپذیر همجنسگراییست). در عین حال این تئوری هم نزدیکترین تئوری به حقیقت به نظر میرسد: https://en.wikipedia.org/wiki/Killer_ape_theory
اما اینها هم نمیتوانند خشونت و خباثت خارقالعادهی انسان را توضیح بدهند.
ضمن آنکه در هرگونه بحثی پیرامون فرگشت انسان بسیار مهم است که به خاطر داشته باشیم این پروسه همچنان در جریان است و به پایان نرسیده و ما محصول «بینقص نهایی» نیستیم، و ممکن است هنوز طبیعت در حال از میان برداشتن نقصهایی بوده باشد که اینهم یکی از آنهاست.
ضمن اینکه ممکن است من و شما برخطا باشیم، و تئوریهای بنا شده بر بستر متریالیسم توانایی توضیح همهی جوانب و کارکردهای ذهن انسان را نداشته باشند.
اینکه ما نمیتوانیم درست انگشت بگذاریم روی عاملهای ویرانگار تنها از ناتوانی کنونی ما در واکاوفی و خواندن ذهن میباشد. همین گرفتاری با پیشرفتهتر شدن نرمافزارهای دستساز ما هم دیده میشد, ولی آنجا ما ابزارهای بسیار خوبی برای واکاوی و بازشناسی گیرها داریم, ولی برای ذهن نداریم.
شاید فرصتی برای یپشرفتهتر شدن برای ما باقی نمانده باشد؟ جنونپیشه از سادهلوحی ِ نهفته در دل ِ لیبرال دموکراسی مدرن غربی و آزادیهایی که سرمایهداری پدید میآورد برای تسخیر نهادهای قدرت بهره میبرد و موفقیتی حسرتبرانگیز برای خود جفت و جور. سیستمهای اجتماعی همین حالا در همه جای دنیا تا مرز تکمیل ظرفیت تحت فشار قرار گرفتهاند و نمیتوانند به نحوی که طراحی شده بودند به حیات خود ادامه بدهند. تقریبا تمامی نهادهای اجتماعی مفید محصول جامعهی سنتییست که آدمها را از طریق تحمیلهای اخلاقی-اجتماعی بسیار شدیدی وادار به رفتار در چهارچوبی محدود و منطبق با شماری مشخص از ارزشهای ثباتآفرین، اعتماد-افزا و تنشزدا میکرد. در یک کلام، این نهادها با این پیشفرض که قرار است توسط آدمهای «شریف» و «غیرتمندی» اداره بشود که عمیقا و تماما به مفاهیمی همچون آبرو و آخرت و حرومحلال و کارما و ... پایبند هستند، اما الان بیش از نیم قرن است که در اختیار آدمهای مطلقا و تماما حقهباز، فریبکار، دروغگو و منفعتطلب قرار گرفته. هر لحظه احتمال فروپاشی کامل کل سیستم زیر این فشار وجود دارد.
پیرو همین بحث من مدتی پیش به پدیدهی پلیس میاندیشیدم، که یک زمانی در شهروند قانونمدار ِ عادی احساس امنیت بوجود میآورد، باکونین و پرودون هر دو نوشتههایی دارند که چرا این احساس امنیت کاذب است و تلاش میکنند آنرا تقبیح بکنند که یعنی چنین احساس امنیتی یک زمانی وجود داشته. حالا اما در بیشتر جاهای دنیا پلیس که میبینید احساس نا-امنی میکنید. بخشی از این بدلیل خرابی ِ قوانین است، به نحوی که دیوانهای اداری برای تقویت خود هزاران و دهها هزار قانون بلاهتآلودی که هیچکس از آنها سر در نمیآورد روی کاغذ آوردهاند و یک مامور فکسنی پلیس اگر از ریخت شما خوشش نیاید میتواند شما را به پنج جرم مختلف دستگیر بکند. اما یک دلیل مهمتر آن جذب شدن آدمهای قلدرمنش، بدطینت و ضعیفالنفس که بجز با یک سلاح و نشان و یونیفورم نمیتوانند در زندگی احساس قدرتمندی بکنند به این سبک حرفهها جذب میشوند. کیفیت آدمهایی که به سمت پلیس شدن میروند پائین آمده و سادیستها و جنونپیشگان و ... که خویشتنداری بیشتری دارند به سمت آن میروند نه مردان ِ دلیر غیرتمند قانونمند...
اینک دو تن این اندازه متفاوت به راهکار رسیدهاند هم برایِ من کوچکترین چیز شگفتی در خود ندارد, ذهن آدم پیشرفتهترین نرمافزاری'ست که ما در هستی میشناسیم و نگرهی آشوب بخوبی میگوید که چگونه کوچترین تفاوت میتوند به برایاندی سراسر متفاوت بینجامد.
آن "بروشنی" که شما از من میخوانید این نیست که بفرمایید, گیر درست روی این نقطه است, بساکه "بروشنی" فلسفیک است که کراننگرانه چرایی را میداند و احتمالاتی میداند گیر از کجاست. آن قطعیت در کار نیست, ولی در گذر زمان آن هم در دست خواهد بود.
😒
خب پس روشنیای وجود ندارد دیگر جانم، شما اما امیدوار هستید به آینده که قطعیت آن در دست بیاید. یعنی هرچند به درستی آموختهاید که تکنولوژی نمیتواند مشکلات برآمده از تکنولوژی را بدون پدید آوردن مشکلات دیگر حل بکند، هنوز معتقد هستید روش علمی و بخردانگی میتوانند مشکلات برآمده از روش علمی و بخردانگی را حل بکنند. از منظری کارکردگرایانه و پراگماتیستی، بنا گذاشتن فرهنگ و رهیافت اجتماعی بر پایهی تئوری ِ «روح» بسیار موفقتر بوده در کاهش شدت آسیبهایی که جنونپیشگان و دگرآزاران میتوانند اعمال بکنند.
اینکه چگونه با اینها روبرو بشیم را نسیم طالب پرداخته, آنهم پرداختن به بجای است. به این معنی که بجایِ درست کردن همگان, کوشش روی کاهشِ آسیب همواره باشد. ب.ن. بجای پیشبینی زمینلرزه, کوشش ساخت ساختمانهای پادزمینلرزه باشد.
من گمان میکنم به ترکیبی از هر دو نیاز داریم، با عنایت بیشتر به پیشگیری. مسیحیت راهحل این موضوع را دو هزار سال پیشتر پیدا کرده بود: با همه از بدو تولد جوری رفتار بکنید که انگار بدترین گناه عالم را مرتکب شدهاند و عادیترین و انسانیترین و بیآزارترین و حتی گاهی مفیدترین عواطف آنها که به هر نحوی میتواند مایهی خشونت ِ درونگروهی بشود را به شدت سرکوب بکنید. احساس گناه اساسا چیزی بجز ندای وجدان نیست، و بالا بردن حساسیت وجدان جامعه را به شاخصی بالاتر از امنیت و آرامش و اعتماد میرساند. احساس گناه باید پرورانده بشود و تشدید بشود. زن همسایه نظر دارید؟ احساس گناه مانع میشود از رفتار کردن بر این وسوسه. میهمانی گرفتهاید؟ احساس گناه نمیگذارد همسایهی پائینی را بیدار نگه دارید. مرغ و پلوی خوش عطر فراهم دیدهاید؟ احساس گناه نمیگذارد بیاعتنا به شکمگرسنگان باشید. اینهم بینقص نبود اما هزار هزار بار بهتر از «هر آنچه میخواهی بکن» جهان هیپیها بود. یک دلیلی دارد که با آغاز زوال نظام اخلاقی مدرن و سر کار آمدن رهیافتهای این چنینی برای مدتی شمار قاتلان سریالی سر به فلک گذاشت. من قبلا هم اینجا گفتهام که انسان مبتذل ِ رذل گمان میکند همه مثل خود او از گناه فقط سکس و شراب و طرب و ... اینها را میخواهند و برای گناه نبودن گناهان و روا بودن همه چیز و رجوع کردن به طبیعت و آری گفتن به انسان و ... شعارهای هیپی وار سر میدهند، در حالیکه بسیار در میان ما هستند که ندای دیوهای درونشان چیزهایی بجز اینها میطلبد. هرگونه ترویج آری گفتن به تن در جامعه منجر به رها شدن این دیوها خواهد شد.
ج.ا در این سالها هرچه نکرده ضریب نفوذ وسایل ابتدایی تمدن مدرن را به خوبی گسترش داده، و این دولت به اصطلاح سنتگرای مدرنیتهستیز اساسا گویا کاری بجز کشیدن آب و برق و گاز و تلفن و اینترنت و جاده به هر کورهدهاتی نداشته! اینجا همه چیز هست، فعلا. حتی یک بهداری کوچک در روستای مجاور که کمی بزرگتر است. اما من از آنها مجهزترم، دستگاه کمکتنفس و اکسیژنساز و دهها مدل دارو از آنتیبیوتیک و ضدقارچ تا ضد-درد و ... دارم. بذر سیبزمینی و گوجه فرنگی و گندم دارم. وسایل کشاورزی سنتی همه مدل دارم، دو عدد موتور برق کار گذاشتهام. میخواستم پنل خورشیدی بگیرم اما خیلی گران بود. تانکر هزار لیتری و دستگاه تصفیه آب هم دارم. حتی یک اسلحهی گرم حرفهای به قیمت بسیار بالا از بازار سیاه خریدهام و همراه صد قطعه فشنگ اینجا پنهان کردهام! شراب ناب هم چند خمری انداختهام! بیرون بنا و زمین را دستکاری نکردم مبادا اهالی بومی پی ببرند و به خانه دستبرد بزنند، زمین را هم اجاره سالیانه دادهام به همسایه روی آن سیبزمینی میکارد. اما درون خانه، کمی جلوتر از در ورودی یک درب آهنین سنگین و ضدسرقت کار گذاشتم و پنجرهها را حفاظ اهنین زدهام. فراهم کردن اینجا برایم به قیمت یک خانه متوسط در شمال ِ تهران تمام شد، مطمئن شدم که بهترین زمین روستا را میخرم که چاه داشته باشد و چشمه از آن بگذرد. حفظ آن برایم کمتر از سالی بیست میلیون هزینه دارد که آنهم هزینه سالی یکبار دور ریختن و نو کردن همان مواد مصرفیست، این از اجارهاش در میآید. هر سال که هوای تهران دو سه ماه غیرقابل تنفس میشود، کار و بار را تعطیل میکنم و به اینجا میآیم و دور از شلوغی و کثافت سوپرشهر سوپرمدرن اندکی به ارامش و سلامت روانی و جان میرسم. اینبار هم اهالی گمان کردند پیرو سفر هر ساله به اینجا آمدهام اما واقعیت این است که امسال اصلا قصد آمدن نداشتم چراکه وضع کار خیلی خراب بود و نمیتوانستم آن را تعطیل بکنم. اما مدتی پس از آغاز قرنطینه ووهان بیمناک شدم و همراه یکی از این دخترکان کمخرد به اینجا گریختم. اشتباهم این بود که سر خر آوردم و پس از درآمدن گند ِ اوضاع در قم و تهران او نگران خانوادهاش شد و هر قدر تازینهاش زدم فایده نکرد و مرا وادار کرد او را برگردانم تهران و دو روزی هم در آن پیتریدیش سپری بکنم.
😇
من نیز یک همچین مکانی را در شهری شمالی، دورافتاده و کمجمعیت تدارک دیدهام، البته نه با این جزئیات و نه توسط خودم! در واقع پیش از آن خانه آنجا وجود داشت، من تنها برای شرایط بحرانی آن را کمی مهیاتر کردهام. در زمان حملهی ایران به پایگاه نظامی آمریکا، نیمهشب فوراً به آنجا گریختم! ولی به گمانم تمام اینها خودفریبی هستند امیر. مسخره است به نظرم. به قول مهربد، جایی که به راستی بتوان خود را از دست این وحوش مصون و امن نگه داشت، ناموجود است.