اینجور سادهسازی هم درست نیست مهربد، آخوند برآیند فرایند رفتار مردم جامعه است. الان هم میبینیم با اینکه آخوند تضعیف شده و پذیرفته دیگر کارکرد یک دهه پیش خودش را ندارد، اما جامعه ولکن ماجرا نیست و هنوز آخوندزده و آخوندساز است. چند دهه و چند نسل نیاز است که ملت بفهمد یک زمانی آخوند برای عقب راندن جامعه به شکنجهگاه، کنترل کردن، آدمفروشی، فرهنگ چاپلوسی و هزاران ترفند آخوندی دیگر که همه ما میشناسیم نیاز داشت تا جامعه را فاسد و منحط کند.
اما الان، با وجود اینکه نقش آخوند در جامعه کمرنگ شده، شما هنوز رفتار آخوندیسم را در رفتار مردم میبینید؛ فرهنگ چاپلوسی و بتسازی.
چی شد به شکل دیگه همون حرفی که من و امیر از پارسال میزدیم رو داری میزنی 😆😆😆؟
من نمیدونم چرا اصلا بحث رو بردی به سمت آخوندشناسی من حرفم چیز دیگری بود، موضوع مهمی که وجود دارد مسئولیت فردی است یعنی اینکه من به عنوان شهروند نمیتوانم تپه نریده باقی نزارم و باز بیام یقه دیگران را بگیرم و آنها را مقصر بدانم.
- شما ببینید از ابتدای انقلاب اسلامی که یک عده فریب خمینی را خوردن و هم رزم او شدن و برای او آدم کشتن و به جایگاه رسیدن و عده ای نابود شدن و عده ای تواب.
- عده ای هم مامور اطلاعات، سپاهی، بسیجی و طلبه آخوند شدن.
- دو دهه با شعار سازندگی ما را سرگرم کردن.
- عده ای هم در این سالها فریب خوردن و جزو رای دهندگان برای تداوم و بقای ج.ا شدن.
- عده دیگر هم فریب دستمال سبز و اصلاحات را خوردن.
- یک عده هم فریب آخوند بنفش روحانی خوردن.
تمام این وقایع و رویدادهایی که مثال زدم این اشخاص با بینش ناقص خود پیرامون فلسفه زندگی خطاهای جدی انجام دادن و باعث تداوم و وضع حاکم موجود در کشور شدند.
الان هم داریوش میگوید همهتان غلط میکنید من میروم روضه علی گدا و یا آنارشی میگوید چرا برای مرگ علی گدا میرقصید و میگوید ایران آزاد شود تا خارجنشینها با شهروندی آمریکا و کانادا و ماشینهای لوکسشان بعد از آزادی وارد ایران شوند؟
تکلیف من و کسانی که مثل من هیچ سهمی در هیچ جایی نخواستن و نداشتن چیست؟ منی که تمام عمرم را وقف ستیز با جمهوری اسلامی کردم، همهچیزم را در این راه از دست دادم و امروز تنها داراییام لباسهایی است که بر تن دارم و کفشهایی که قرار بود سال گذشته تعویض کنم. باز هم باید توی دهنی بخورم؟ از کسانی که به من میگویند غلط میکنی که میگویی جمهوری اسلامی نباشد؟
چی شد به شکل دیگه همون حرفی که من و امیر از پارسال میزدیم رو داری میزنی 😆😆😆؟
چرا به مردم فهیم ایران توهین میکنی 😂؟!
اگر دقت کرده باشی در همان مقطع من مخالف این سخنان نبودم حتی اخیرن در نوشتهای جدید دیگری امیر بسیار موشکافانه به این موضوع پرداخته و من پستهای او را پسند زدم. بلکه شما هر دو حتی قبل از جنگ اول با اسرائیل مدام داشتید میگفتید که هیچ چارهای نیست و هیچ چیزی تغییر نمیکنه و انقلابی نمیشه و من کماکان میگم بله و برای تغییر خوشبین هستم البته این تغییر نیاز به کار بی وقفه داره و ضمن اینکه تاریخ مشخصی رو هم نمیشه وعده داد.
اختلاف ما جایی هست که شما میخواهی تمام کاسه کوزهها را یا سر پادشاهیخواهان یا طرفداران پهلوی بشکنی و یا بگویی مقصر مردم هستند پس نمیشود و هیچ کاری نمیکنیم و بشینی فحش بدی که همه بد هستند.
در ثانی وقتی خود امیر جزو رای دهندگان و آبیاری دهنده بوده که البته من هرگز از کامنت او با خبر نبودم تا اینکه خودت از بایگانی بیرون کشیدی.
باید از امیر پرسید شما که به پیچ و خم و دالانهای خوارکسهگی جامعه آشنا هستی چرا نگاهی به رفتار خودت نمیاندازی و چرا خودت را جدا از بقیه میدانی؟ و از بالا به موضوع نگاه میکنی؟
گرچه ما اینجا نیستیم که به همدیگر ثابت کنیم تو خطا کردی و من سوختم.
برمیگردیم به همان حرف مهربد که در یک کامنتی به خود شخص تو گفت که بقیه را حداقل ناامید نکنید.
توهین نیست! باید خطاها، ضعفها و حماقتها را یادآوری کرد و مدام برای تغییر در حرکت باشیم. این فلسفه من در زندگی است که کارکرد داشته.
اگر دقت کرده باشی در همان مقطع من مخالف این سخنان نبودم حتی اخیرن در نوشتهای جدید دیگری امیر بسیار موشکافانه به این موضوع پرداخته و من پستهای او را پسند زدم. بلکه شما هر دو حتی قبل از جنگ اول با اسرائیل مدام داشتید میگفتید که هیچ چارهای نیست و هیچ چیزی تغییر نمیکنه و انقلابی نمیشه و من کماکان میگم بله و برای تغییر خوشبین هستم البته این تغییر نیاز به کار بی وقفه داره و ضمن اینکه تاریخ مشخصی رو هم نمیشه وعده داد.
اختلاف ما جایی هست که شما میخواهی تمام کاسه کوزهها را یا سر پادشاهیخواهان یا طرفداران پهلوی بشکنی و یا بگویی مقصر مردم هستند پس نمیشود و هیچ کاری نمیکنیم و بشینی فحش بدی که همه بد هستند.
در ثانی وقتی خود امیر جزو رای دهندگان و آبیاری دهنده بوده که البته من هرگز از کامنت او با خبر نبودم تا اینکه خودت از بایگانی بیرون کشیدی.
باید از امیر پرسید شما که به پیچ و خم و دالانهای خوارکسهگی جامعه آشنا هستی چرا نگاهی به رفتار خودت نمیاندازی و چرا خودت را جدا از بقیه میدانی؟ و از بالا به موضوع نگاه میکنی؟
گرچه ما اینجا نیستیم که به همدیگر ثابت کنیم تو خطا کردی و من سوختم.
برمیگردیم به همان حرف مهربد که در یک کامنتی به خود شخص تو گفت که بقیه را حداقل ناامید نکنید.
توهین نیست! باید خطاها، ضعفها و حماقتها را یادآوری کرد و مدام برای تغییر در حرکت باشیم. این فلسفه من در زندگی است که کارکرد داشته.
مشکل تو اینه فکر میکنی فقط کسانی که تو زمین بازی آخوند هستن جز قشر نفهم ایرانی محسوب میشن !!
خیر ... اون بی شرف هایی که برای بمباران کشور رقصیدن و ۲۴ ساعته خایه مال ترامپ و نتانیاهو هستن اگر بدتر از خایه مالان آخوند نباشن قطعا بهتر نیستن !
همون هایی که الان مثلا دارن حرف های روبیو در آتن علیه ایرانیان باستان رو هم ماست مالی میکنن ... با این انسان های بی شرافتی که حاضرن ایران و زیر ساخت هاش کاملا نابود شه تا شاید آخوند و سیستم سیاسی حاکم بره کنار، ایران هیچ آینده ای جز نابودی و به قهقرا رفتن بیشتر نخواهد داشت .
ایرانی اگه نتونه از خودش فکر مستقل داشته و مدام از خایه این و اون آویزون نباشه و نقشه درست و دقیق بر اساس موقعیت ژئوپلیتیک و تاریخی ایران طراحی کنه، با آخوند و بی آخوند سرنوشتش به یه جا ختم خواهد شد .
شاید بگی آیه یاس میخونم ... اما میتونی صبر کنی و چند سال بعد بیای بحث رو ادامه بدیم.
آنارشی میگوید چرا برای مرگ علی گدا میرقصید و میگوید ایران آزاد شود تا خارجنشینها با شهروندی آمریکا و کانادا و ماشینهای لوکسشان بعد از آزادی وارد ایران شوند؟
اگر کمتر کسشعر بگی به جایی بر میخوره ؟؟ همین جماعتی که خارج از کشور رقاصی میکردن، الان امروز داخل ایران کسی بره کنسرت فلان خواننده برقصه ، بهش حمله میکنند چرا تو این شرایط داری عادی سازی میکنی یا کسی کنسرتی بذاره داخل یا خارج از کشور میگن خون شوی نظام و پرستو و فلان و بهمان !!
مخصوصا اون جماعت بی شرف خارج نشین فقط ایران رو هر روز خرابتر، روحیه مردم رو هر روز بدتر و اقتصاد ایران رو هر روز خرابتر میخوان ...
هیچ نکته مثبت یا جایگزین با اینها قابل بحث نیست . هیچ گفتگوی متفاوتی با این جماعت فحاش عاشق ترامپ و نتانیاهو نمیشه داشت ... شبیه عده ای زامبی شدن !
کسی اگر حداقلی از شرافت و شعور داشته باشه از صد فرسخی این جماعت هم رد نخواهد شد چه برسه بخواد باهاشون همراه بشه . من چند بار از سر کنجکاوی در روزهایی که هسته تجمع فقط همین جماعت بودن و قبل از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران ، رفتم نزدیک تجمع اینها ببینم کی هستن و چی میگن ... به شخصه حتی ۵ دقیقه گفتگو همه نمیشه با اینها نمیتونم داشته باشم . اینها روی دیگه سکه همون کله خر های مسلمون هستن !!
بقیه جماعت حاضر در این تجمعات هم اگر اندازه اینها کله خر نباشن ، قدرت تحلیل شخصی ندارن و سریع با مسیر باد همراه میشن .
پس اگر تعجب میکنی چرا مخالف براندازی در این یک سال اخیر هستم چون مجبور بودم یه انتخاب خیلی خیلی سخت بکنم ...
همین جماعتی که خارج از کشور رقاصی میکردن، الان امروز داخل ایران کسی بره کنسرت فلان خواننده برقصه ، بهش حمله میکنند چرا تو این شرایط داری عادی سازی میکنی یا کسی کنسرتی بذاره داخل یا خارج از کشور میگن خون شوی نظام و پرستو و فلان و بهمان !!
درسته, چون بهنگام جنگ و «کشته شدن دستکم ۳۵۰۰۰ تن» بایست در کنسرت خوانندگان رفت و رقصید.
بقیه جماعت حاضر در این تجمعات هم اگر اندازه اینها کله خر نباشن ، قدرت تحلیل شخصی ندارن و سریع با مسیر باد همراه میشن .
باز هم درسته, بجای همراهی و سرنگون کردن دولت دیکتاتوری, هر یک باید بنشینند گفتمان راه بیاندازند و سرکار آنارشی را متقاعد کنند که کشوریکه اقتصادش بر لبهیِ ورشکستگیست, جای رقصیدن نیست.
اینجور سادهسازی هم درست نیست مهربد، آخوند برآیند فرایند رفتار مردم جامعه است. الان هم میبینیم با اینکه آخوند تضعیف شده و پذیرفته دیگر کارکرد یک دهه پیش خودش را ندارد، اما جامعه ولکن ماجرا نیست و هنوز آخوندزده و آخوندساز است. چند دهه و چند نسل نیاز است که ملت بفهمد یک زمانی آخوند برای عقب راندن جامعه به شکنجهگاه، کنترل کردن، آدمفروشی، فرهنگ چاپلوسی و هزاران ترفند آخوندی دیگر که همه ما میشناسیم نیاز داشت تا جامعه را فاسد و منحط کند.
اما الان، با وجود اینکه نقش آخوند در جامعه کمرنگ شده، شما هنوز رفتار آخوندیسم را در رفتار مردم میبینید؛ فرهنگ چاپلوسی و بتسازی
.
به این بایست بمانند جنبش پارسیگویی بنگرید. اگر همین امروز به همین نوشتهیِ خودتان نگاه کنید, خب میگویید این "فارسی" هنوز کو تا شود پارسیک! ولی اگر به پیشرفتی که ما در همین ۱۰ سال گذشته داشتهایم پـُرنگرید, میبینید که از عربی ۶۵% رسیدهایم به ۳۰% و بساکه کمتر, و این روندیست نارژگون (non-linear), درست همانند ورشکستگی اقتصادی رژیم اسلامی که در بالا آمد و آنهم روندیست نارژگون, نخست اندک اندک تومان افت پیدا میکند, ناگاه ۱۰ برابر ۱۰ برابر میافتد, و سرانجام ناگهان چشم باز میکنید میبینید که ارز از بیخ ارزشاش را از دست داد و اقتصاد کشور, ورشکست.
پدیدهی آخوندگرایی (غربیاش, کشیشگرایی) پدیدهای جهانگسترست نه چیزیکه ویژهی ایران باشد, در همین اروپایِ سکولار هم شما چند سده پیش را نگاه کنید, زنان را به جرم جادوگری از گیس میآویختند و آتش میزدند.
بزنگاهی که ایران امروز در آن ایستاد درست مرزیست میان نوگرایی و کهنهگرایی, و این جنگی که میبینید, در ترازی فلسفیکتر همان میشود که امیر در این پیک آورد:
جمهوری اسلامی ایران را در برزخی میان مدرنیته و پستمدرنیته گرفتار کرده و تحت مدیریت آن جامعه بدترین خصایل قابل تصور یک کشور سنتی و مدرن را یکجا دارد، مثل یک جامعه مدرن پدر خانواده معتاد و قمارباز و رفیقباز و خانمباز است اما مثل یک جامعه سنتی همین «پدر» از اختیارات و حقوق و امتیازات و جایگاه یک پدر مقید و وظیفهشناس در یک نظام پدرسالار برخوردار است. مثل یک جامعه مدرن همدم و میراث ژنتیکی و رفیق و یار و یاور آدمها شده سگ و گربه، اما مثل یک جامعه سنتی نسبت به سگ بازی و گربه بازی و تجرد و ترشیدگی هنوز بار منفی عظیم اجتماعی و فرهنگی و قانونی وجود دارد. مثل یک جامعه مدرن پیوندهای خانوادگی سست شده و فک و فامیل از پشت و پناه آدمها، به زحمت اضافه و دشمن خونی بدل شدهاند، اما مثل یک جامعه سنتی هنوز انتظارات فامیلی بافی مانده، خویشاوندی را که به شما آسیب میرساند همچنان این انتظار وجود دارد که او را به مراسم خود دعوت بکنید و از او پذیرایی بکنید و تظاهر بکنید که برایتان عزیز است. مثل یک جامعه مدرن روابط میان طبقات اجتماعی به جای همکاری به دشمنی کشیده و اتحاد اجتماعی از هم پاشیده و در پی آن، تمام آنچه انسان میتواند اخلاق حرفهای تلقی بکند نابود شده، اما مثل یک جامعه سنتی قداست هر پیشه همچنان به آن متصل مانده و به عنوان مانعی برای مقابله با انواع بداخلاقیهای حرفهای عمل میکند: پزشک دزد جان و سلامت است اما چون طبابت شغل مقدسیست میتواند با خیال راحت به دزدی خود ادامه بدهد، معلم و استاد دانشگاه نمره فروشی میکنند و به ناموس مردم نظر دارند و هرکدام بیست دوستدختر از میان شاگردان خود داشتهاند و اگر کلاس خصوصی بیرون نروید و کتابشان را نخرید نمره نمیآورید، اما معلمی شغل پیامبران است. لولهکش و خلاکن و مستراحبردار کار شما را دست میگیرد و نیمهکاره رها میکند چون کار دیگری به پست او خورده و بهانه میکند که پسرم مرده و پدرم بیمارستان افتاده، اما کارگر نان زحمتکشی میخورد و نانش حلال است و ثمره عرق جبین خود را میبرد، پس جایی برای شکایت نیست. تا صبح میشود از این مثالها زد.
این همان برزخیست که ایران, امروز در آن جای دارد. چند باورسامانه (school of thought) در ستیز با یکدیگر فرگشتهاند و ما به آستانهای نزدیک میشویم که فرجام آن, از سرنوشت ایران پرده برخواهدداشت.
باورسامانهیِ یکم: اسلام (سنّت)
این باورسامانه که بنیاد انقلاب ۵۷ بود, امروز سستترین گشته, چه که ۴۷ سال زندگی زیر یوغ رژیم اسلامی, کمابیش همهیِ ایرانیان را که از دیرباز هنوز باورهایی مذهبی و "آقا سید است, احترام دارد" و "پیامبر اسلام فرمود" و ... داشتند را زبیخ از اسلام بیزار و گریزانده, بساکه اسلامستیز و بدنبال آن, سنّتستیز هم کرده است.
باورسامانهیِ دوّم: ایرانگرایی (آیین)
این باورسامانه کهنترین بوده و بنیاد پدید آمدن کشوری به نام ایران است. این باورسامانه امروز در برابر باورسامانهیِ یکم, بیشترین باورمندان را به خود گرفته, چه که در نبود اسلام, آنچه برای ما در جایگاه مردمی یکزبان و کمابیش یکفرهنگ بجا میماند, خواه ناخواه, خاکی به نام ایران است.
ایرانگرایی در خود آیینگرایی و سنّت هم دارد, ولی چون این آیینها دیرزمانیست فراموش گشتهاند, بهنگام بازیابی دست باورمندان برای "بروزرسانی" آنها باز است. برای نمونه, ما هتّا ولنتاین ایرانی به نام اسپندارمذگان هم درست کردهایم و ازینرو, نمیتوان آنرا نه نوینگراییِ ناب نامید, نه کهنهگرایی, بساکه نوینگراییای میباشد آیینبازپسنگرانه.
باورسامانهیِ سوّم: شرق در برابر غرب
این باورسامانه همانیست که بیشتر میان ایرانیِ درون و برونکشور پدید آمده. از آنجاییکه میتوانیم بگوییم نزدیک به ۱۰ تا ۲۰% همهی ایرانان امروزه بیرون از ایران میزیند, این دسته خود دو گروه گشتهاند, کسانیکه سالها با زندگی در کشورهای غربی و سرخوردگی, از غرب و هر چه غرب میگوید بیزار شدهاند و به شرقگرایی روی آوردهاند, و کسانیکه بخوبی در غرب میزیند و خانه و کاشانه راه انداختهاند و به اندیشهیِ غرب بیشتر از خاورزمین بها میدهند.
باورسامانهیِ چهّارم: خردگرایی
این باورسامانه, که ما هم در دفترچه در ایران پیشتاز آن بودهایم, باورسامانهایست که میکوشد نگاهی کلان و خردینتر, فرای دین, میهن و گیتاشناسی داشته و میان باورسامانههای دیگر به جایگاهی ترازمند برسد, چنانکه میان همهی آنها همزیستیای آشتیآمیز و پیشرفتمندانه, شدنی گردد.
درسته, چون بهنگام جنگ و «کشته شدن دستکم ۳۵۰۰۰ تن» بایست در کنسرت خوانندگان رفت و رقصید.
یاد یک ویدئویی افتادم. میگفت با این آمارهایی که از کشته ها بیرون دادن ، شما دو سه تا صفر دیگه بذار جلوش تا خلاصه همه مرده باشیم و کار تموم بشه ... کنتور که نمیندازه!!
بعد هم به تو ربطی نداره مردم میرن کنسرت یا نه ... زندگی خودشونه و اونجا کشورشونه و دارن زندگی میکنن !!!
تو نه کشورت ایرانه نه ایرانی هستی نه اونجا زندگی میکنی !!
همین شماها و رذالت و دیکتاتوری فکریتون رو دیدیم که فهمیدیم ایران رو خراب و داغون میخواید و گفتیم صد رحمت به همون آخوند و سپاهی !!
باز هم درسته, بجای همراهی و سرنگون کردن دولت دیکتاتوری, هر یک باید بنشینند گفتمان راه بیاندازند و سرکار آنارشی را متقاعد کنند که کشوریکه اقتصادش بر لبهیِ ورشکستگیست, جای رقصیدن نیست.
زندگی مردم در داخل ایران به زباله های خارج نشین ربطی نداره... شما براي اونها مرگ و نابودی میخواید به هر قیمتی !!
یاد یک ویدئویی افتادم. میگفت با این آمارهایی که از کشته ها بیرون دادن ، شما دو سه تا صفر دیگه بذار جلوش تا خلاصه همه مرده باشیم و کار تموم بشه ... کنتور که نمیندازه!!
۳۵۰۰ تنی که رژیم اسلامی خودش خستو است را ما با تاریخچهی گل و بلبلی که از راستگویی دارد (هواپیما, سینما؟) گفتیم دستکم ۱۰ برابر برونمییابیم که میشود همان ۳۵۰۰۰ تن.
گرچه, باز هم شما درست میفرمایید که میگویید ۳۵۰۰ تن چیزی نیستند و رقصیدن گیری ندارد.
خب حالا منظور ؟ بیا بگو از هر چه داغون شدن تر اقتصاد ایران و زندگی مردم چقدر خوشحالی ...
بیسواد, این شمایید که نخست میگویید ایرانیان بدِ بیرون از ایران دارند از اقتصاد شکوفای رژیم بد میگویند, ما هم گفتیم نه بیسواد, اقتصاد رژیم براستی بر لبهیِ ورشکستگیست, پس این شمایید که دارید برای رژیم ماله میمالید نه چیز دیگر.
نشستی از پشت مانیتور لاف جنگ میزنی ؟؟ نکنه فرمانده میدانی جنگ رهایی بخش مردم ایران از دست حکومتی که زر میزنی ؟
نه, باز هم بیسوادی و خودبزرگبینیاتان را نمایاندید که گمان میبرید تنها فرماندگان جنگ حق سخن گفتن دارند, و هر کس دیگری پس ناچار باید زبان به کام بگیرد, چون فرمانده نیست 😀
زندگی مردم در داخل ایران به زباله های خارج نشین ربطی نداره... شما براي اونها مرگ و نابودی میخواید به هر قیمتی !!
باز هم بیجاست, این خود مردم درون ایراناند که فریاد «جاوید شاه» سر دادهاند و کشته دادهاند, ولی آنارشی (که خودش هم ریشخندآمیزانه بیرون از ایران باشد) کاسهی داغتر از آش شده و از همگان, چه ایرانی درون, چه ایرانی برون, میخواهد خفه شوند و چیزی نگویند (چون فرمانده نیستند).
مهربد جان، آیا برایت مقدور است این گفتگوهای اخیر را به تاپیک واژگشت منتقل کنی آنجا ادامه بدهیم؟ این تاپیک کمی برایم شخصی است و میخواهم خودم بعدتر به آن مراجعه کنم واقعیتاش و اگر میشد مباحثات و مجادلاتمان را در تاپیکی دیگر، مثل واژگشت ادامه دهیم، خوشحالتر میبودم.
۳۵۰۰ تنی که رژیم اسلامی خودش خستو است را ما با تاریخچهی گل و بلبلی که از راستگویی دارد (هواپیما, سینما؟) گفتیم دستکم ۱۰ برابر برونمییابیم که میشود همان ۳۵۰۰۰ تن.
گرچه, باز هم شما درست میفرمایید که میگویید ۳۵۰۰ تن چیزی نیستند و رقصیدن گیری ندارد.
گفتم که چند تا صفر دیگه بذار جلوش ... کنتور نمیندازه !!
در مورد رقصیدن هم پیام قبلی رو ویرایش کردم و جوابت رو دادم . به توی انیرانی اصلا ربطی نداره !!
بیسواد, این شمایید که نخست میگویید ایرانیان بدِ بیرون از ایران دارند از اقتصاد شکوفای رژیم بد میگویند, ما هم گفتیم نه بیسواد, اقتصاد رژیم براستی بر لبهیِ ورشکستگیست, پس این شمایید که دارید برای رژیم ماله میمالید نه چیز دیگر.
ابله کجا نوشتم اقتصاد شکوفا ؟ این سفسطه بازی رو ببر جای دیگه ... گفتم شما میخواید ایران هر روز بدتر بشه !! بعد از پای منقل میخواید بهترشو بسازید ...
نه, باز هم بیسوادی و خودبزرگبینیاتان خودتان را نمایاندید که گمان میبرید تنها فرماندگان جنگ حق سخن گفتن دارند, و هر کس دیگری پس ناچار باید زبان به کام بگیرد, چون فرمانده نیست 😀
یادت رفته چی گفتی انگار ... اتفاقا تویی که میگی زمان تجاوز نظامی به کشور و واژگشت تخیلی شماها که کمترین نقشی در اون ندارید بقیه باید سکوت کنن و گوش به فرمان جفنگیات فکری شما باشن !!
باز هم بیجاست, این خود مردم درون ایراناند که فریاد «جاوید شاه» سر دادهاند و کشته دادهاند, ولی آنارشی (که خودش هم ریشخندآمیزانه بیرون از ایران باشد) کاسهی داغتر از آش شده و از همگان, چه ایرانی درون, چه ایرانی برون, میخواهد خفه شوند و چیزی نگویند (چون فرمانده نیستند).
همون مردم داخل ایران میرن کنسرت و میرقصن بعد زباله خارج نشین از پای مانیتور میگه نه شما ها غلط میکنید میخواید زندگی کنید ... الان هنگامه جنگ و واژگشته و باید همتون بمیرید تا اهداف ما محقق بشه و نیاید عادی سازی کنید !!
بعد جالبه در وضعیت فعلی ایران همون شازده مشنگ بی شرف از این مهمونی به اون مهمونی با پولی که معلوم نیست از کجا میاد میره و میاد و خایه هاش تو دهن اون زباله های خارج نشینه ... خود زباله های خارج نشین هم میرن نیم ساعت چهار تاشعار و قری میدن و در حالی که فکر میکنن خیلی کار خفنی کردن از همون راه میرن مهمونی و بار و رقاصی و عیش و نوش !!
ابله کجا نوشتم اقتصاد شکوفا ؟ این سفسطه بازی رو ببر جای دیگه ... گفتم شما میخواید ایران هر روز بدتر بشه !! بعد از پای منقل میخواید بهترشو بسازید ...
باز هم نه, توزردی سخنتان درآمد اینک به سفسته چنگ میآویزید.
باری دیگر, گفتید "ایرانیان انیرانیِ بیرون از ایرانِ بد بد (خدا بزنه تو کمرشان), اقتصاد ایران را بد جا میزنند" ما هم گفتیم نه سرکار, شمایید که اقتصاد رژیم را دارید مالهمیکشید, گرنه براستی, اقتصاد رژیم اسلامی هر آنی ورخواهدشکست = رُخکرد (fact)
این میان هم روشن نیست چه کسی از چه چیزی شادی کردهست و گویا ما بیماریم که دنبال ورشکستگی کشورمان باشیم! روشن هم نیست چه سودی برای من مهربد دارد که ایران ورشکسته شود یا نشود!! روشن هم نیست شما از بیخ, چگونه درآوردهاید که مهربدان بیرون از ایران دارند شادی میکنند که مردم مردهاند و نمیدانم کجا و کِی جشن شادی گرفتهاند که کشور دارد ورشکست میشود!!!
به اسپاگتی که مرز میان خرد و دیوانگی را دارید میپیمایید.
یادت رفته چی گفتی انگار ... اتفاقا تویی که میگی زمان تجاوز نظامی به کشور و واژگشت تخیلی شماها که کمترین نقشی در اون ندارید بقیه باید سکوت کنن و گوش به فرمان جفنگیات فکری شما باشن !!
باز هم هوش نکردید, مردم ایران ۴۷ ساله دارند "گفتگوی نرم" میکنند و پاسخ نگرفتهاند, اینکه به کسانیکه کارد به استخوانشان رسیده و هزاران کشته دادهاند برمیگردید میگویید «بنشین پای گفتمان دانشیک» همانا چیزی نیست جز ترفندی بازدارنده و به سود رژیم.
شما هم دو تا راهپیمایی رفتهاید و هواداران پهلوی بهتان بدرستی گفتهاند «یاوه نگو, یا از مایی یا بر ما» و اینک عقده گرفتهاید و زمین و زمان را بهم ریختهاید.
همون مردم داخل ایران میرن کنسرت و میرقصن بعد زباله خارج نشین از پای مانیتور میگه نه شما ها غلط میکنید میخواید زندگی کنید ... الان هنگامه جنگ و واژگشته و باید همتون بمیرید تا اهداف ما محقق بشه !!
نه بیسواد, مردم درون ایران زمانیکه هممیهنانشان در راه آزادی کشته شدهاند نمیروند رقص و پایکوبی, آن شمار انگلزاده و دیکتاتورزادهای که این وضع را فراهم آوردهاند میروند رقصیدن و "عادّی جازدن" شرایط تا بازهم سالها جا برای اختلاس و دزدیاشان باز نگه داشته باشند.
بیشترین کسانیکه از "عادّیسازی" پروا میدهند نیز ایرانیان درون میباشند که میگویند «ما کشته ندادهایم که بروید برقصید!», ولی آنارشی بیرون از ایران اینجا کاسهی داغتر از آش شده و میگوید «نه, بیخود است! کسی را نکشتهاند (مشتی خس و خاشاک), به اقتصاد رژیم هم گیر ندهید ای خارجهنشینهای بد بد, با آن شازدهی مشنگ, فرمانده هم نیستید خفه شوید» ..!
رویهمرفته نیز همگان بایست خفه شوند تا سرکار آنارشی بهشان برنخورد. 😀
مخصوصا اون جماعت بی شرف خارج نشین فقط ایران رو هر روز خرابتر، روحیه مردم رو هر روز بدتر و اقتصاد ایران رو هر روز خرابتر میخوان ...
زمانیکه میگویید "ایرانیان بیرون از ایران" اقتصاد ایران رو خرابتر میخواهند پس این بیشرفها لابد دارند گزافه گویی هم میکنند دیگر, نمیکنند؟ یا اینکه بیشرفها دارند واقعیتها را بازمیگویند, سرانجام کدام است؟ 😀
زمانیکه میگویید "ایرانیان بیرون از ایران" اقتصاد ایران رو خرابتر میخواهند پس این بیشرفها لابد دارند گزافه گویی هم میکنند دیگر, نمیکنند؟ یا اینکه بیشرفها دارند واقعیتها را بازمیگویند, سرانجام کدام است؟ 😀
الان من سفسطه میکنم یا تو ؟ من کجا نوشتم اقتصاد ایران را بد "جا" میزنید ؟ خودت با دست خودت رسوا شدی ...
و بله دقیقا یکی مثل تو که به زیر ساخت های ایران میگی گه ساخت و تخریب اونها رو کاری مثبت و اخلاقی میدونی ، یعنی اقتصاد ایران رو خرابتر میخواهی و زندگی مردم رو با عذاب بیشتر ...
همون مردم داخل ایران میرن کنسرت و میرقصن بعد زباله خارج نشین از پای مانیتور میگه نه شما ها غلط میکنید میخواید زندگی کنید ... الان هنگامه جنگ و واژگشته و باید همتون بمیرید تا اهداف ما محقق بشه و نیاید عادی سازی کنید !!
این هم یاوه است.
نخست اینکه ایرانیان بیرون از ایران که کشته ندادهاند سرکار, از خود ایران بودهاند که با جاویدشاه به خیابانها ریختند و کشته شدند.
دوّم اینکه, منطقا, کدام گروه بیشتر از "رقصیدن" پروا خواهد داد, بازماندگان این ۳۵۰۰۰ تنی که جان باختهاند و بیشمار کسان دیگری که در زندانها به سر میبرند, کور شدهاند, یا شکنجه شدهاند, یا ایرانی بیرون از ایران؟
نکتهی سوّم, شما میخواهید ایرانی بیرون از ایران سرانجام صدای هممیهن و خانودهی درون ایران خود باشد یا نباشد؟
اگر نه,
چرا؟
اگر آری,
خب پس این دسته باید پیروی همان صدای درون باشند که میگوید اینک زمان عادّیسازی نیست.
بعد جالبه در وضعیت فعلی ایران همون شازده مشنگ بی شرف از این مهمونی به اون مهمونی با پولی که معلوم نیست از کجا میاد میره و میاد و خایه هاش تو دهن اون زباله های خارج نشینه ... خود زباله های خارج نشین هم میرن نیم ساعت چهار تاشعار و قری میدن و در حالی که فکر میکنن خیلی کار خفنی کردن از همون راه میرن مهمونی و بار و رقاصی و عیش و نوش !!
باز هم هوش نکردید سرکار, شاهزادهیِ پهلوی باید هم با نشست و برخاستها سیاسی, چاپلوسی بیگانه را بکند و باید هم باج بدهد تا کشور را برهاند, که اگر این کارها را بدرستی و هوشمندانه بیانجامد و باجهایی که میدهد جبرانپذیر باشند, بازی را بخوبی رفته است.
تازه از دید خود من بخواهید, گیر پهلوی این است که با غرب هنوز درافتادگی دارد و نمیدانم در برنامه تلویزیون در پاسخ به خبرنگار تکّه میاندازد «آن زمان که شما نازیها را میپرودید ما بهمان میکردیم»!
به گاهِ نیاز, ما باید سرمان را در برابر ابرکشورها فرو بیاوریم و چاپلوسیشان را هم بکنیم تا کارمان راه بیفتد.
الان من سفسطه میکنم یا تو ؟ من کجا نوشتم اقتصاد ایران را بد "جا" میزنید ؟ خودت با دست خودت رسوا شدی ...
و بله دقیقا یکی مثل تو که به زیر ساخت های ایران میگی گه ساخت و تخریب اونها رو کاری مثبت و اخلاقی میدونی ، یعنی اقتصاد ایران رو خرابتر میخواهی و زندگی مردم رو با عذاب بیشتر ...
گیری ندارد من که سخن را به شما نچسباندم, بساکه از آن اینجور برداشتم که این بیشرفهایی که میگویید بیگمان گزافه هم میگویند, ولی اینک روشن شد این بیشرفهای خارجهنشین دارند بیچارهها راستش را میگویند و اقتصاد رژیم براستی رو به ورشکستگیست!!
و بله دقیقا یکی مثل تو که به زیر ساخت های ایران میگی گه ساخت و تخریب اونها رو کاری مثبت و اخلاقی میدونی ، یعنی اقتصاد ایران رو خرابتر میخواهی و زندگی مردم رو با عذاب بیشتر ...
داریم دربارهی ایرانخودرو و مسکن مهر سخن میگوییم دیگر؟ 😀
پس اینجا روشن میشود که این لغزش شماست که هرکس واقعیتها را میگوید خودکار انگ "بدخواه" میزنید.
این گیر بروشنی از شماست که به کسیکه میگوید اقتصاد رژیم ورشکسته است میگویید "پس دنبال ورشکستگی ایرانی"!
به کسیکه میگوید زیرساختهایِ اختلاسی و سرهمبندی شده گرچه روشنه ارزش دارند (کاچی بهز هیچی) ولی به اندازهی جان مردم ارزش ندارند, میگویید « دنبال نابودی زیرساختهایی» (!!)
روشن نیست در مغزتان هم چه کنش و بازکنشهایی رخ میدهد که بازگویی "واقعیتها" را به "خواست گوینده" پیوند میدهید, گویا هر کس گفت ماست سفید است, دنبال سفیدی ماست باشد!
این هم فراموش نشود سرکار @Anarchy, بوارون شما من نه از ایرانیان بیرون از ایران دیو انگاشتهام, نه فرشته, بساکه رویهمرفته رفتارشان را سودمند و کارآمد دیدهام.
این رویهمرفتگی و کوشیدن در «دیدن واقعیتهاست» که شما به سیاه و سپید کوتاه میکنید.
خود زباله های خارج نشین هم میرن نیم ساعت چهار تاشعار و قری میدن و در حالی که فکر میکنن خیلی کار خفنی کردن از همون راه میرن مهمونی و بار و رقاصی و عیش و نوش !!
نخست اینکه, این اندک شماری که میگویید هم من دیدهام در همان شبکههایِ اجتماعی که بس سرکوفت خوردهاند که چرا مهمانی و رقص و پایکوبی میروند و از آن بدتر, چرا آنرا جار میزنند!
و اینکه از دید شما جوان دانشجوی دولاقبایی که پول دستی گرفت و با قطار سیاه خودش را به گردهمایی مونیخ رساند و جریمه شد که صدای ایرانیان را به گوش انیرانیان رسانده باشد کارش بیارزش است, از بدسرشتی خودتان میگوید!
به این کاری که شما میکنید هم بیشتر میگویند تفرقهافکنی (دودستهسازی), جوریکه هی میکوشید درون و برون درست کنید و نمیدانم این را بدخواه بنامید, آن یکی را نادان بنامید, و ... فرجام سخن هم به این کوتاه میشود که همگان خفه بگیرند, آخوند بهترین است!
رفتار درست همانیست که سرکار @Scaryدارد و خوب و بد, همهیِ اینها را میپذیرد و میکوشد هر روز اندکی هم شده, بهتر و کارآمدتر پیش رفته باشد, چه که هیچکس اینجا نه میگوید همهی برونایرانیان فرشتهاند, نه میگوید بهترین راه را رفتهاند, بساکه میگوییم رویهمرفته, راه را خوب رفتهایم و بکوشیم, بسی بهتر برویم!
گفتگوی بدردبخور و سازنده اینجا این است که بگویید این بیشرفهای خارجهنشین بایست چه کار کنند, یا نمیدانم شازدهی مشنگ باید چه راهی برود, که بباورید یا نه, اینها به یکی دردی میخورند چون دستکم در همان X خودتان و دیگران میتوانید به پهلوی پیام بدهید و نمیدانم پیک بفرستید که بهمان راه را بروید, و اگر سخنتان خردپذیر باشد بخت بالایی برای گسترش و خوانده شدن هم خواهد داشت.
که باری دیگر, هیچ بخردی نه سرش برای سرنگونی و واژگشت درد میکند, نه عاشق چشم و ابروی اسراییلیِ همجنسگراست و نه کسی دلش برای ترامپ املاکی دمدمی غش میرود, بساکه میان گزینهها و اینکه به کدام باج بدهیم, بیگانه را از خودی اندکی بهتر دیدهایم!
با ۳۵۰۰ تا چکار میکنیم, مانند تومان دو تا از صفرهایش را بیندازیم یا چه, سرکار؟
اگه ما بگیم در تعداد کشته ها به عمد بزرگنمایی شده میگید نه چون خودشون گفتن انقدر پس باید در ده ضرب کنیم ! فرمول کیلویی که از کجا اومده معلوم نیست . بعد وقتی نتونید عدد بزرگ رو ثابت کنید میگید مگر سه هزار و پانصد تا کمه ... کلا خود درگیری دارید ؟
"دربارهیِ تنزیدن هم پیام پیشین رو ویراستم و پاسخت را دادم. به توی انیرانی هیچ پیوندی نداره!!"
دستکم بکوشیم به زبان "فارسی" سخن نگویید سرکار, شاید انیرانی انگ زدنتان دستکم یک بختی پیدا کند 😀
همچنین, در دستور زبان, پیش از "!" یا "." فاصله نمیاید: «دادم . به» —> «دادم. به».
چه ربطی به دستور زبان فارسی داره آخه پروفسور 😁 !! خودم دوست دارم فاصله بذارم چون قشنگ تره . اجباری هم نیست مگر برای فایل ورد یا بعضی صفحات وب ... حتی اینم بلد نیستی !
باز هم نه, توزردی سخنتان درآمد اینک به سفسته چنگ میآویزید.
باری دیگر, گفتید "ایرانیان انیرانیِ بیرون از ایرانِ بد بد (خدا بزنه تو کمرشان), اقتصاد ایران را بد جا میزنند
" ما هم گفتیم نه سرکار, شمایید که اقتصاد رژیم را دارید مالهمیکشید, گرنه براستی, اقتصاد رژیم اسلامی هر آنی ورخواهدشکست = رُخکرد (fact)
این میان هم روشن نیست چه کسی از چه چیزی شادی کردهست و گویا ما بیماریم که دنبال ورشکستگی کشورمان باشیم! روشن هم نیست چه سودی برای من مهربد دارد که ایران ورشکسته شود یا نشود!! روشن هم نیست شما از بیخ, چگونه درآوردهاید که مهربدان بیرون از ایران دارند شادی میکنند که مردم مردهاند و نمیدانم کجا و کِی جشن شادی گرفتهاند که کشور دارد ورشکست میشود!!!
به اسپاگتی که مرز میان خرد و دیوانگی را دارید میپیمایید.
جواب این حرف هم که مشخص شد ... فیلم شادی ها و قر دادن هاتون رو هم میخواید منکر شید؟ هر جایی بمب خورد اگر مدرسه بود اول گفتید کار خود رژیم بوده بعد گفتید سپر انسانی بوده ! اگر کارخانه یا مرکز علمی بمب خورد گفتید مال سپاه بوده یا پوششی بوده ... اگر پل منفجر شد گفتید ماشین های سپاه از روش رد میشدن ... بله شما ها بیمار و متوهمید بدون هیچ شکی !!
شازده مشنگ و بی شرف شما هم تا سه سرباز آمریکایی به درک واصل شدن فوری فلفل به مقعد شده و جهت خایه مالی به سرعت پیام چاکرم و مخلصم برای ترامپ فرستاد اما ترامپ هنوز که هنوز این موجود حقیر رو به تخمش هم حساب نکرده .. اما همین بی شرف هیچ وقت در مورد بچه های میناب چیزی نگفت ...
نه, بوارون, زیرساختی که با دزدی و اختلاس درست شده و مسکن مهر و ایرانخودرو ازش درآمده, براستی نیز همان گوهساخت میباشد.
زیرساختهای بهتری هم که از پیشترها و زمان پهلوی داشتهایم شوربختانه در این جنگ میتوانند فدا شوند, که آنهم میشود هزینهیِ جنگ.
شما برای درست کردن نیمرو هم باید چند تا تخم مرغ بشکنید, مگر آنکه در عالم هپروت سپری کنید که همه چیز خودبهخودی و بی هیچ هزینه و باجی درست میشود 😀
ابله ... اول که زیر ساخت فقط مسکن مهر و ایران خودرو نیست . البته میدونم عمدا خودت رو به خریت زدی . مثل یک انسان عاقل و متمدن برو گوگل کن یا به قول خودت از هوشواره بپرس به کدام زیر ساخت های ایران آسیب رسیده !!
نکته بعد این که شما بعدا از پای منقل میخوای برامون بهترش رو بسازی ؟ مثل همون هایی که از پای منقل میخواستن بهترش رو در عراق و لیبی بسازن ؟
باز هم هوش نکردید, مردم ایران ۴۷ ساله دارند "گفتگوی نرم" میکنند و پاسخ نگرفتهاند, اینکه به کسانیکه کارد به استخوانشان رسیده و هزاران کشته دادهاند برمیگردید میگویید «بنشین پای گفتمان دانشیک» همانا چیزی نیست جز ترفندی بازدارنده و به سود رژیم.
شما هم دو تا راهپیمایی رفتهاید و هواداران پهلوی بهتان بدرستی گفتهاند «یاوه نگو, یا از مایی یا بر ما» و اینک عقده گرفتهاید و زمین و زمان را بهم ریختهاید.
مردم ایران مگر الان در حال بمباران مواضع رژیم هستن که میخوای واقعیت رو جوری نشون بدی که انگار مردم در حال مبارزه هستن و من میگم نه مردم نرید بمبارون کنید و بیاید گفتگو کنید ؟ چرا انقد جفنگ به هم میبافی؟ این جنگ اول از همه داره زیست همین مردمی که ارواح شکمت سنگشون رو به سینه میزنی ، از بین میبره ... مبارزه پیشکش !!
در مورد راهپیمایی و هواران پهلوی به قول خودت هوش نکردی و درست نخوندی ... گفتم برخورد من با این اراذل ، حتی قبل از حمله اسرائیل به ایران در تابستان سال قبل بود . استعداد من در زباله شناسی خوبه پس اصولا حتی یک ثانیه هم با اینها وارد بحث و گفتگویی جدی نشدم . فقط برای چند ساعت کنار اونها بودم ببینم این جماعت اصولا کی هستن و چطوری فکر میکنن ... ضمنا کون لق پهلوی و اراذل طرفدارش !!
نه بیسواد, مردم درون ایران زمانیکه هممیهنانشان در راه آزادی کشته شدهاند نمیروند رقص و پایکوبی, آن شمار انگلزاده و دیکتاتورزادهای که این وضع را فراهم آوردهاند میروند رقصیدن و "عادّی جازدن" شرایط تا بازهم سالها جا برای اختلاس و دزدیاشان باز نگه داشته باشند.
بیشترین کسانیکه از "عادّیسازی" پروا میدهند نیز ایرانیان درون میباشند که میگویند «ما کشته ندادهایم که بروید برقصید!», ولی آنارشی بیرون از ایران اینجا کاسهی داغتر از آش شده و میگوید «نه, بیخود است! کسی را نکشتهاند (مشتی خس و خاشاک), به اقتصاد رژیم هم گیر ندهید ای خارجهنشینهای بد بد, با آن شازدهی مشنگ, فرمانده هم نیستید خفه شوید» ..!
رویهمرفته نیز همگان بایست خفه شوند تا سرکار آنارشی بهشان برنخورد. 😀
ابله ... الان که عهد بوق نیست . اینترنت در دسترسه و روزانه ده ها ویدئو از زندگی مردم عادی مردم ایران میشه دید جدا از تماس با خانواده و دوستان . همین خاصیت مشنگ پروری طرفداران پهلوی هست که تو رو هم مشنگ کرده جوری که میگی این روزها هر کس رفت کنسرت و رقصید و اصلا زندگی عادی داشت حتما انگل زاده و دیکتاتور زاده اس . میگی مردم ایران یا باید کشته بشن یا بدبخت شن یا بشینن ماتم بگیرن و خوشی نداشته باشن و گرنه انگل زاده هستن !! عینا طبق همون منطقی که من رو هم آقا زاده دونستی ...
کمی سرت رو از این توئیتر تخمی و به قول خودت دایره بسته اطلاعاتی که برای خودت ساختی بیار بیرون تا بفهمی در ایران چه خبره .
نخست اینکه ایرانیان بیرون از ایران که کشته ندادهاند سرکار, از خود ایران بودهاند که با جاویدشاه به خیابانها ریختند و کشته شدند.
دوّم اینکه, منطقا, کدام گروه بیشتر از "رقصیدن" پروا خواهد داد, بازماندگان این ۳۵۰۰۰ تنی که جان باختهاند و بیشمار کسان دیگری که در زندانها به سر میبرند, کور شدهاند, یا شکنجه شدهاند, یا ایرانی بیرون از ایران؟
نکتهی سوّم, شما میخواهید ایرانی بیرون از ایران سرانجام صدای هممیهن و خانودهی درون ایران خود باشد یا نباشد؟
اگر نه,
چرا؟
اگر آری,
خب پس این دسته باید پیروی همان صدای درون باشند که میگوید اینک زمان عادّیسازی نیست.
کل حرف خودت یاوه اس !! اول این که بر اساس تحلیل ویدئو های تجمعات مردم شعار به نفع پهلوی شعار همه و رتبه اول در ایران نبود . شعارهای دیگه ای بود که مردم از سالها قبل مطرح میکردن که در دی ماه هم اونها درصد بالاتری داشتن . بله اقبال به پهلوی هم بیشتر از دفعات قبل بود به دلایلی که ربطی به این بحث نداره .
دوم این که خانواده کشته شده ها میتونن هر نظری داشته باشن ، قرار نیست بقیه طبق اون عمل کنن . ما سالها در دهه شصت و هفتاد منتقد این بودیم که هر چیزی میخواستیم بگیم میگفتن نه نگید که خانواده شهدا ناراحت میشن ... قرار نیست اگر کسی کشته شده در راه آزادی یا زندانی شده ، حرف خانواده اش ارجحیتی به افراد دیگه داشته باشه .
اون چیزی که یا نمیفهمی یا نمیخوای بفهمی اینه که مردم میخوان زندگی کنن نه برای توهمات عده ای روزهای خودشون رو با افسردگی و احساس بدبختی بیشتر از اونچه که واقعا هست سپری کنن تا نهایتا با بی حسی عاطفی آماده بمب های عمو ترامپ و بی بی جون بشن ...
شما صدای اونایی که میخوای باش ... کسی جلوت رو نگرفته ! اما اگر کسی خواست زندگی کنه کنسرت بره برقصه یا هر چیز دیگه ای تو نمیتونی زر مفت بزنی که انگل زاده اس ... بعد خودت نیم ساعت بعد از چهار شعار پاشی بری بار مشروبتو بخوری و گل بکشی و بری مهمونی عشق و حال !!
باز هم هوش نکردید سرکار, شاهزادهیِ پهلوی باید هم با نشست و برخاستها سیاسی, چاپلوسی بیگانه را بکند و باید هم باج بدهد تا کشور را برهاند, که اگر این کارها را بدرستی و هوشمندانه بیانجامد و باجهایی که میدهد جبرانپذیر باشند, بازی را بخوبی رفته است.
تازه از دید خود من بخواهید, گیر پهلوی این است که با غرب هنوز درافتادگی دارد و نمیدانم در برنامه تلویزیون در پاسخ به خبرنگار تکّه میاندازد «آن زمان که شما نازیها را میپرودید ما بهمان میکردیم»!
به گاهِ نیاز, ما باید سرمان را در برابر ابرکشورها فرو بیاوریم و چاپلوسیشان را هم بکنیم تا کارمان راه بیفتد.
این مشنگ همین کار هم بلد نیست ... فکر کنم تنها موفقیتش اینه که یه بار تو مراسم لیندسی گراهام ترامپ از جلوش رد شده 😂!!
گیری ندارد من که سخن را به شما نچسباندم, بساکه از آن اینجور برداشتم که این بیشرفهایی که میگویید بیگمان گزافه هم میگویند, ولی اینک روشن شد این بیشرفهای خارجهنشین دارند بیچارهها راستش را میگویند و اقتصاد رژیم براستی رو به ورشکستگیست!!
فرق بین خراب و خراب تر رو نمیفهمی انگار ... مثلا الان دلار 250 تومن هست ... برای زباله های خارج نشین خبر پایین اومدنش به 200 تومن باعث ناراحتی و رسیدنش به 300 تومن باعث خوشحالیه !
حالا بماند که دلیل این وضع اسفناک تحریم ها و جنگ یک سال اخیره به شکل عمده ... که شماها از جفتش هم خوشحالید !! هم جنگ بیشتر هم تحریم بیشتر ...
داریم دربارهی ایرانخودرو و مسکن مهر سخن میگوییم دیگر؟ 😀
پس اینجا روشن میشود که این لغزش شماست که هرکس واقعیتها را میگوید خودکار انگ "بدخواه" میزنید.
این گیر بروشنی از شماست که به کسیکه میگوید اقتصاد رژیم ورشکسته است میگویید "پس دنبال ورشکستگی ایرانی"!
به کسیکه میگوید زیرساختهایِ اختلاسی و سرهمبندی شده گرچه روشنه ارزش دارند (کاچی بهز هیچی) ولی به اندازهی جان مردم ارزش ندارند, میگویید « دنبال نابودی زیرساختهایی» (!!)
روشن نیست در مغزتان هم چه کنش و بازکنشهایی رخ میدهد که بازگویی "واقعیتها" را به "خواست گوینده" پیوند میدهید, گویا هر کس گفت ماست سفید است, دنبال سفیدی ماست باشد!
جوابت رو دادم ... شما ایران خرابتر رو بیشتر دوست دارید !! ایران غمگین تر با مردمانی افسرده تر رو میخواید ... هیچ خبر مثبتی نباید از ایران بیاد . مردم ایران نباید شاد باشن ... باید فقط خرابتر و خرابتر بشه ... چرا ؟ چون بعدها میخواید از پای منقل با پهلوی سوم بهترش رو بسازید .
اگه ما بگیم در تعداد کشته ها به عمد بزرگنمایی شده میگید نه چون خودشون گفتن انقدر پس باید در ده ضرب کنیم ! فرمول کیلویی که از کجا اومده معلوم نیست . بعد وقتی نتونید عدد بزرگ رو ثابت کنید میگید مگر سه هزار و پانصد تا کمه ... کلا خود درگیری دارید ؟
باز هم هوش نکردید و بوارون, شمایید که خودتان را به کوچهی علی چپ میزنید و میگویید در برابر رژیمی که ۴۷ سال کارش سرکوب و دروغگوییست, شما چرا برای ما سند آشکار نمیکنید و نام و نام خانوادگی و آدرس این ۵۰۰۰۰ هزار تن را نمیآورید؟! 😀
در کنار آن, از روز یک بروید بخوانید, ما گفتهایم که ۱۰۰۰ تن هم برای واژگشت میبسد, ۳۵۰۰ تن که جای خود دارد, ۳۵۰۰۰ هم دگرسانیای نمیدهد و همان میشود.
تازه, این ۳۵۰۰ تنی که خود رژیم خستو شده هم تنها «یک دست از واپسین کشتارهای رژیم» میباشند, گرنه شما که این همه آمار دوست دارید بفرمایید, ۴۷ سال کشتار این رژیم اسلامی را روی هم جمع کنیم, چه شماری میشود, سرکار؟ برای استانداردهای شما چند تن باید کشته شوند, ببینیم به آستانهیِ سرکار نزدیک شدهایم یا نه؟
چه ربطی به دستور زبان فارسی داره آخه پروفسور 😁 !! خودم دوست دارم فاصله بذارم چون قشنگ تره . اجباری هم نیست مگر برای فایل ورد یا بعضی صفحات وب ... حتی اینم بلد نیستی !
گویند ملانصرالدین رد میشد کسی را دید سر در جوی فرو کرده و آب مینوشید, به او برگشت و گفت «نخور, این آب کثیف است, دیوانه میشوی».
جواب این حرف هم که مشخص شد ... فیلم شادی ها و قر دادن هاتون رو هم میخواید منکر شید؟ هر جایی بمب خورد اگر مدرسه بود اول گفتید کار خود رژیم بوده بعد گفتید سپر انسانی بوده ! اگر کارخانه یا مرکز علمی بمب خورد گفتید مال سپاه بوده یا پوششی بوده ... اگر پل منفجر شد گفتید ماشین های سپاه از روش رد میشدن ... بله شما ها بیمار و متوهمید بدون هیچ شکی !!
باز هم یاوه است, مدرسه کار رژیم هم نبوده باشد (که به گمان بالا هست, همانجور که هواپیما هم کار بودش بود و برخی مانند شما هی میگفتند نیست) از دستآوردهایِ رژیمیست که در مدرسهها سنگر درست میکند و بجای هشدار دادن و سنگ ساختن برای مردم, آنها را سپر انسانی میکند.
شازده مشنگ و بی شرف شما هم تا سه سرباز آمریکایی به درک واصل شدن فوری فلفل به مقعد شده و جهت خایه مالی به سرعت پیام چاکرم و مخلصم برای ترامپ فرستاد اما ترامپ هنوز که هنوز این موجود حقیر رو به تخمش هم حساب نکرده .. اما همین بی شرف هیچ وقت در مورد بچه های میناب چیزی نگفت ...
بوارون, این فرومایگی شماست که مدرسهی میناب را کردهاید پرچم عثمان و از آن دیواری برای پدافند از رژیمی خونخوار که اندازهی هزاران مدرسهیِ میناب و بساکه بیشتر آدم کشته ساختهاید.
شاهزاده رضا پهلوی در مصاحبهای که بخشهایی از آن را در شبکههای اجتماعی خود منتشر کرد، برای نخستینبار به نقش و تاثیر خود در تصمیم به آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل به ایران و همچنین حمله هوایی به مدرسه ابتدایی در میناب اشاره کرد.
او در بخشی از گفتگویش با تلویزیون تازهتاسیس «انقلاب ملی ایران» گفت: «تلاشها و سفرهای من برای این است که دنیا میان مردم ایران و رژیم جمهوری اسلامی تفاوت قائل شود و از مردم در آزادیشان حمایت کنند. فکر میکنم یکی از دلایل عمده برخورد جهانی، بهخصوص اسرائیل و آمریکا که با جمهوری اسلامی درگیر شدند، حاصل سفری بود که من دو سال پیش به اسرائیل کردم.»
آقای پهلوی با خانوادههایی که عزیزی را در جنگ از دست دادهاند ابراز همدردی و برای نخستینبار دستکم بهشکل عمومی به حمله میناب اشاره کرد. او گفت: «تمام هدفم این است که در این مبارزه با کمترین تلفات جانی بتوانیم کارمان را پیش ببریم. بر خلاف نظامی که برایش مهم نیست چند نفر از بین برود.»
او گفت: «هیچکس نمیخواهد جان انسانی غیرنظامی و بیگناه از بین برود اما متاسفانه شرایط جنگی گاهی این وضعیت را پیش میآورد اما مسئولیتش نهایتا با همین نظام است.»
سخنی هم که اینجا شاهزاده زده سراسر درست و بجاست. نخست اینکه هیچ سودی برای آمریکا نداشته و ندارد مدرسه بزند.
دوّم اینکه, رژیم اسلامیست که در مدرسهها سنگر درست میکند و از مردم ایران سپری انسانی ساخته است.
سوّم اینکه, رژیم اسلامی هیچگونه زنگ هشداری به مردم نداد و بجای آگاهیرسانی, از عمد مردم را در ناآگاهی نگه میداشت که با پیش آمدن این لغزشها (که اگر بپذیریم کار خودش نباشد) از آمریکا آتو گرفته و پرچم عثمان درست کند و نوچهی نظام که شما باشید را با آن سرگرم سازد.
ابله ... اول که زیر ساخت فقط مسکن مهر و ایران خودرو نیست . البته میدونم عمدا خودت رو به خریت زدی . مثل یک انسان عاقل و متمدن برو گوگل کن یا به قول خودت از هوشواره بپرس به کدام زیر ساخت های ایران آسیب رسیده !!
نه بیسواد, باز هم هوش نکردید, ما از روز یک گفتیم هر زیرساختی بهتر از هیچ است, ولی به گاهِ جنگ ارزششان از جان مردم بیشتر نیست.
این دیگر گناه ما نیست که شما هیچ دریافتی از «هزینه» ندارید و مرغاتان یک پا دارد و یکسره هی میگویید: شما میخواهید زیرساختهای ما را نابود کنید!! 😀
نکته بعد این که شما بعدا از پای منقل میخوای برامون بهترش رو بسازی ؟ مثل همون هایی که از پای منقل میخواستن بهترش رو در عراق و لیبی بسازن ؟
منقل و وافور را هم نادرست رفتهاید سرکار, این را رهبر فقیدتان که همچون شما همه را دژمن میدید, میکشید! 😀
عراق و لیبی هم هیچکدام نمونهوار, یک درسد ایرانیان امروز اسلامستیز نبودهاند آلمان و چه شمار کشور دیگر هم پس از یورش دشمن بجاماندن و بساکه بهتر هم شدند, گرچه همه در آغاز همان پرشمار "زیرساختهایی" که بیشتر از جان مردم بها میدهید را از دست دادند!
مردم ایران مگر الان در حال بمباران مواضع رژیم هستن که میخوای واقعیت رو جوری نشون بدی که انگار مردم در حال مبارزه هستن و من میگم نه مردم نرید بمبارون کنید و بیاید گفتگو کنید ؟ چرا انقد جفنگ به هم میبافی؟ این جنگ اول از همه داره زیست همین مردمی که ارواح شکمت سنگشون رو به سینه میزنی ، از بین میبره ... مبارزه پیشکش !!
خودتان هم سردرنیاوردید چه گفتید. روشنه که مردم (نه شما) دارند مبارزه میکنند سرکار, نکند گمان بردهاید همه همچون شما بیرون از ایران میگویند «اشکالی ندارد, سر کنید, با رژیم کنار بیایید»؟!
ابله ... الان که عهد بوق نیست . اینترنت در دسترسه و روزانه ده ها ویدئو از زندگی مردم عادی مردم ایران میشه دید جدا از تماس با خانواده و دوستان . همین خاصیت مشنگ پروری طرفداران پهلوی هست که تو رو هم مشنگ کرده جوری که میگی این روزها هر کس رفت کنسرت و رقصید و اصلا زندگی عادی داشت حتما انگل زاده و دیکتاتور زاده اس . میگی مردم ایران یا باید کشته بشن یا بدبخت شن یا بشینن ماتم بگیرن و خوشی نداشته باشن و گرنه انگل زاده هستن !! عینا طبق همون منطقی که من رو هم آقا زاده دونستی ...
نه بیسواد, باز هم هوش نکردید, هیچکس نمیگوید کس زندگی نکند, میگویند «عادّیسازی» نکنید.
روشنه که جاییکه مردم سوگوارند نباید رقصید و کنسرت رفت, و اگر کسی رفت نباید آنرا در بوق و کرنا کرده نمیدانم اینساگرام بیاورد.
اگر این اندازه هم هوش نمیکنید دیگر اسپاگتی هم به داد شما نمیتواند برسد, به گمانم شما همان "بخورید" و در مراسم ختم کسی هم رفتید با لباس ورزشی بروید و تنبک و وافور هم با خودتان بروید, گوه میخورند میگویند شادی نکنید! بیشرفها!! 😀
این هم فراموش نشود سرکار @Anarchy, بوارون شما من نه از ایرانیان بیرون از ایران دیو انگاشتهام, نه فرشته, بساکه رویهمرفته رفتارشان را سودمند و کارآمد دیدهام.
این رویهمرفتگی و کوشیدن در «دیدن واقعیتهاست» که شما به سیاه و سپید کوتاه میکنید.
کدام واقعیت رو دیدید که فکر میکردید چهل و هشت ساعته کار تمامه و حالا که دیدید این قدر شوت بودید رو آوردید به خزعبلاتی مثل این که خامنه ای در ثانیه اول کشته شد پس حرفم درست بوده ... جای منبر رفتن برای من ببینید چقدر تا الان واقع بین بودید !!
در مورد ایرانیان خارج از کشور هم مجموعا مشتی حزب باد منفعت طلب یا اراذل فحاش غیر قابل گفتگو هستن .
نخست اینکه, این اندک شماری که میگویید هم من دیدهام در همان شبکههایِ اجتماعی که بس سرکوفت خوردهاند که چرا مهمانی و رقص و پایکوبی میروند و از آن بدتر, چرا آنرا جار میزنند!
این جماعت اراذل گاهی با همدیگه هم درگیر میشن چون خودشون هم نمیدونن برنامه چیه و باید چیکار کنن ...
و اینکه از دید شما جوان دانشجوی دولاقبایی که پول دستی گرفت و با قطار سیاه خودش را به گردهمایی مونیخ رساند و جریمه شد که صدای ایرانیان را به گوش انیرانیان رسانده باشد کارش بیارزش است, از بدسرشتی خودتان میگوید!
جای این حرف های احساسی بیا بگو ببینم این چه جوکی هست که میگید ما آمدیم صدای مردم ایران رو به گوش جهانیان برسونیم ؟ مگر دوران ما قبل تاریخه ؟ هم اینترنت هست هم ده ها رسانه خبری... غربی جماعت به اندازه کافی میدونه چه خبره اما نهایت اینه یه سری به نشانه تاسف نشون میده و میره ... اون تجمع مونیخ در اصل برای این بود که شازده مثلا بگه من خیلی خفنم ببینید چقدر طرفدار دارم که مثلا بتونه بره گدایی پیش سیاستمدار غربی که البته به پشم هیچ سیاستمدار غربی هم نبود . البته در همون مونیخ شازده که حقیقتا مشنگه توسط دو کمدین روس سر کار رفت .
به این کاری که شما میکنید هم بیشتر میگویند تفرقهافکنی (دودستهسازی), جوریکه هی میکوشید درون و برون درست کنید و نمیدانم این را بدخواه بنامید, آن یکی را نادان بنامید, و ... فرجام سخن هم به این کوتاه میشود که همگان خفه بگیرند, آخوند بهترین است!
درون و برون رو من درست نکردم ... خودش وجود داشته . هیچ کس نگفته آخوند بهترین است اما شما چه برنامه عملی برای براندازی داشتید یا دارید ؟
رفتار درست همانیست که سرکار @Scaryدارد و خوب و بد, همهیِ اینها را میپذیرد و میکوشد هر روز اندکی هم شده, بهتر و کارآمدتر پیش رفته باشد, چه که هیچکس اینجا نه میگوید همهی برونایرانیان فرشتهاند, نه میگوید بهترین راه را رفتهاند, بساکه میگوییم رویهمرفته, راه را خوب رفتهایم و بکوشیم, بسی بهتر برویم!
گفتگوی بدردبخور و سازنده اینجا این است که بگویید این بیشرفهای خارجهنشین بایست چه کار کنند, یا نمیدانم شازدهی مشنگ باید چه راهی برود, که بباورید یا نه, اینها به یکی دردی میخورند چون دستکم در همان X خودتان و دیگران میتوانید به پهلوی پیام بدهید و نمیدانم پیک بفرستید که بهمان راه را بروید, و اگر سخنتان خردپذیر باشد بخت بالایی برای گسترش و خوانده شدن هم خواهد داشت.
این حرف ها با حمایت شما از حمله نظامی به ایران یا توجیه کشتار مدرسه میناب خیلی جور در نمیاد !! جز مشتی یهودی افراطی ، تقریبا کل جماعت غربی انگشت به دهان بودن که چطور ممکنه عده ای تظاهرات کنن برای تشکر از حمله نظامی به کشور خودشون ... حالا میدونم میای میگی اینها چپول و ساده و نفهم هستن !
رضا مشنگ هم جهت اطلاع تمام راه های ارتباطی و انتقادی رو بسته . هیچ چیز این بشر شفاف نیست. بارها دروغ گفته . پرونده سیاسی این آدم مختومه اس . الان هم اگر هنوز حضور رسانه ای داره به این دلیل هست که یه جورایی دارایی رسانه ای دولت اسرائیل محسوب میشه .
که باری دیگر, هیچ بخردی نه سرش برای سرنگونی و واژگشت درد میکند, نه عاشق چشم و ابروی اسراییلیِ همجنسگراست و نه کسی دلش برای ترامپ املاکی دمدمی غش میرود, بساکه میان گزینهها و اینکه به کدام باج بدهیم, بیگانه را از خودی اندکی بهتر دیدهایم!
تا کجا باید پیش بره این جریان که بفهمید اشتباه کردید ؟ منتظر حمله اتمی به ایران هستید لابد ...
مشکل تو اینه فکر میکنی فقط کسانی که تو زمین بازی آخوند هستن جز قشر نفهم ایرانی محسوب میشن !!
خیر ... اون بی شرف هایی که برای بمباران کشور رقصیدن و ۲۴ ساعته خایه مال ترامپ و نتانیاهو هستن اگر بدتر از خایه مالان آخوند نباشن قطعا بهتر نیستن !
همون هایی که الان مثلا دارن حرف های روبیو در آتن علیه ایرانیان باستان رو هم ماست مالی میکنن ... با این انسان های بی شرافتی که حاضرن ایران و زیر ساخت هاش کاملا نابود شه تا شاید آخوند و سیستم سیاسی حاکم بره کنار، ایران هیچ آینده ای جز نابودی و به قهقرا رفتن بیشتر نخواهد داشت .
ایرانی اگه نتونه از خودش فکر مستقل داشته و مدام از خایه این و اون آویزون نباشه و نقشه درست و دقیق بر اساس موقعیت ژئوپلیتیک و تاریخی ایران طراحی کنه، با آخوند و بی آخوند سرنوشتش به یه جا ختم خواهد شد .
شاید بگی آیه یاس میخونم ... اما میتونی صبر کنی و چند سال بعد بیای بحث رو ادامه بدیم.
تا حدودی با حرفات موافقم. رفتار یک ملت بسیار تأثیرگذار است در روند و سیاستهای اون کشور. برای همین وقتی من به این درک و آگاهی رسیدم، گرچه هیچوقت سازنده تولید محتوا نبودم، اما تصمیم گرفتم هرگز وارد این جریانات نشوم. گرچه در امنیت هستم، اما مخاطبین خودم را هرگز تحریک نکنم. چون سیاست لایهها و پیچیدگیهای خودش را داره و بارها شده یک تحلیل، حرف و عکسالعمل کاملاً موضوع رو به انحراف برده و یا اصلاً اون چیزی نبوده که توده مردم بزرگش کرده بودن و بهش باور داشتن. برای همین سالهاست خودم را بازنشست کردم.
در رابطه با نابودی زیر ساخت ما بارها در اینجا به تو گفتیم که ما ایرانیان هیچگاه نتوانستیم حریف این رژیم جانی شویم بنابرین ناچار بودیم که صدایمان را به آنطرف مرزها برسانیم بلکه دشمنان مشترک ما با ج.ا در یک راستا با آنها بجنگیم که نتیجه بدی نداشته و بخشی از ساختار اصلی رژیم نابود شد و مابقی هم قطعا اینطور نمیتواند ادامه دهد و با رفرمیست و یا نیازهای جامعه آتی ایران قطعا به چالش خواهد خورد و مسیر و بافت فکری جامعه دگرگون و دچار تغییرات جدی خواهد شد برای همین من بارها به تو گفتم تاریخ و وعده نمیشود داد که مثلا تا ۲۰۳۰ ما میشویم ژاپن باید پیوسته و بیوقفه کار کرد.
تا حدودی با حرفات موافقم. رفتار یک ملت بسیار تأثیرگذار است در روند و سیاستهای اون کشور. برای همین وقتی من به این درک و آگاهی رسیدم، گرچه هیچوقت سازنده تولید محتوا نبودم، اما تصمیم گرفتم هرگز وارد این جریانات نشوم. گرچه در امنیت هستم، اما مخاطبین خودم را هرگز تحریک نکنم. چون سیاست لایهها و پیچیدگیهای خودش را داره و بارها شده یک تحلیل، حرف و عکسالعمل کاملاً موضوع رو به انحراف برده و یا اصلاً اون چیزی نبوده که توده مردم بزرگش کرده بودن و بهش باور داشتن. برای همین سالهاست خودم را بازنشست کردم.
در رابطه با نابودی زیر ساخت ما بارها در اینجا به تو گفتیم که ما ایرانیان هیچگاه نتوانستیم حریف این رژیم جانی شویم بنابرین ناچار بودیم که صدایمان را به آنطرف مرزها برسانیم بلکه دشمنان مشترک ما با ج.ا در یک راستا با آنها بجنگیم که نتیجه بدی نداشته و بخشی از ساختار اصلی رژیم نابود شد و مابقی هم قطعا اینطور نمیتواند ادامه دهد و با رفرمیست و یا نیازهای جامعه آتی ایران قطعا به چالش خواهد خورد و مسیر و بافت فکری جامعه دگرگون و دچار تغییرات جدی خواهد شد برای همین من بارها به تو گفتم تاریخ و وعده نمیشود داد که مثلا تا ۲۰۳۰ ما میشویم ژاپن باید پیوسته و بیوقفه کار کرد.
میگی نتیجه بدی نداشته ... در یک سناریو فرضی بیا از زبان خودت بگو اگر چطور بشه خواهی گفت نتیجه این کمک بشر دوستانه آمریکا و اسرائیل ( طبق بیانیه حضرت شازده) ، بد بوده ؟
میگی نتیجه بدی نداشته ... در یک سناریو فرضی بیا از زبان خودت بگو اگر چطور بشه خواهی گفت نتیجه این کمک بشر دوستانه آمریکا و اسرائیل ( طبق بیانیه حضرت شازده) ، بد بوده ؟
بالاخره این رو هم حتما در نظر گرفتی.
ببین، ابتدا باید به واقعیت امر توجه داشت که هیچ آزادی بیهزینه نخواهد بود و آزادی هیچ گارانتی و تضمینی نخواهد داشت؛ یعنی شما برای رسیدن به آزادی، در هر حال نیاز دارید ریسک را بپذیرید و آمادهٔ پرداخت هزینه باشید، در غیر این صورت باید زندگی انگلوار زیر نعلین ملا را بپذیرید و ثروتهای مملکت جلوی چشمانمان خرج بمب و سلاح و حسن خرس الله شود.
شما یک زندانی حبس ابد را در نظر بگیر؛ چند راه بیشتر ندارد: یا اینکه بپذیرد تا ابد حبس خواهد بود و تمام زندگی خود را باید در سلول بگذراند، یا اینکه خودکشی کند و به زندگی خود پایان دهد، و یا اینکه سوراخسمبهای پیدا کند که بتواند از زندان بگریزد. بنابرین آزادی او بدون هزینه نخواهد بود؛ ممکن است همبندیها متوجه بشوند و گزارش او را بدهند، یا در حال گریز گرفته شود، و یا اینکه در آخر موفق شود.
این جنگ چه چیزی برای ما داشت؟ اتفاق مهمی که افتاد، ساختار و ستون نظام از بین رفت؛ حکومت ولایت فقیهی دیگر وجود خارجی ندارد. بله، موافقم هزینه دادیم، عدهای کشته شدند و جاهایی هم تخریب شد، اما اگر ولایت فقیه و ساختار سرکوب او هنوز در حیات بودند یا ساختار نظام حفظ میشد، آیا ما امروز امیدوارتر بودیم یا ناامیدتر؟ آیا اگر یک روزی ژاپن شدیم باید متوقف شویم و بگویم همه چی گل و بلبل است و نیازی نیست دیگر اعتراض کنیم و یا جایی را اصلاح کنیم و یا قوانین را بر اساس ساکنین و نسلهای جدید بروزرسانی کنیم؟
اختلاف من و تو همینجاست که لقمه را حاضر آماده میخواهی و حاضر نیستی برای خروج از جهنم بها و هزینه بدهی و انتظار داری که یک شبه همه چیز تغییر کند و اگر هم بخش اساسی مملکت درست شد دیگر نیازی نیست کاری انجام دهیم و میتوانیم تمام روز را با تخمهای خود بازی کنیم و به شادی بپردازیم.
هزاران بار گفتم باید با تداوم و جدیت کار کرد. مگر اروپا یکشبه اروپا شد؟ چه جنگها و خونریزیها و انقلابهایی که اتفاق نیفتاد و منجر به دگرگونیهای بنیادین شد. این داستان هرگز پایان ندارد همین الان هم اروپا بسیار درگیر مشکلات است که پیوسته در حال کار کردن و تلاش برای تغییر و بهبود اوضاع هستند.
ببین، ابتدا باید به واقعیت امر توجه داشت که هیچ آزادی بیهزینه نخواهد بود و آزادی هیچ گارانتی و تضمینی نخواهد داشت؛ یعنی شما برای رسیدن به آزادی، در هر حال نیاز دارید ریسک را بپذیرید و آمادهٔ پرداخت هزینه باشید، در غیر این صورت باید زندگی انگلوار زیر نعلین ملا را بپذیرید و ثروتهای مملکت جلوی چشمانمان خرج بمب و سلاح و حسن خرس الله شود.
شما یک زندانی حبس ابد را در نظر بگیر؛ چند راه بیشتر ندارد: یا اینکه بپذیرد تا ابد حبس خواهد بود و تمام زندگی خود را باید در سلول بگذراند، یا اینکه خودکشی کند و به زندگی خود پایان دهد، و یا اینکه سوراخسمبهای پیدا کند که بتواند از زندان بگریزد. بنابرین آزادی او بدون هزینه نخواهد بود؛ ممکن است همبندیها متوجه بشوند و گزارش او را بدهند، یا در حال گریز گرفته شود، و یا اینکه در آخر موفق شود.
این جنگ چه چیزی برای ما داشت؟ اتفاق مهمی که افتاد، ساختار و ستون نظام از بین رفت؛ حکومت ولایت فقیهی دیگر وجود خارجی ندارد. بله، موافقم هزینه دادیم، عدهای کشته شدند و جاهایی هم تخریب شد، اما اگر ولایت فقیه و ساختار سرکوب او هنوز در حیات بودند یا ساختار نظام حفظ میشد، آیا ما امروز امیدوارتر بودیم یا ناامیدتر؟ آیا اگر یک روزی ژاپن شدیم باید متوقف شویم و بگویم همه چی گل و بلبل است و نیازی نیست دیگر اعتراض کنیم و یا جایی را اصلاح کنیم و یا قوانین را بر اساس ساکنین و نسلهای جدید بروزرسانی کنیم؟
اختلاف من و تو همینجاست که لقمه را حاضر آماده میخواهی و حاضر نیستی برای خروج از جهنم بها و هزینه بدهی و انتظار داری که یک شبه همه چیز تغییر کند و اگر هم بخش اساسی مملکت درست شد دیگر نیازی نیست کاری انجام دهیم و میتوانیم تمام روز را با تخمهای خود بازی کنیم و به شادی بپردازیم.
هزاران بار گفتم باید با تداوم و جدیت کار کرد. مگر اروپا یکشبه اروپا شد؟ چه جنگها و خونریزیها و انقلابهایی که اتفاق نیفتاد و منجر به دگرگونیهای بنیادین شد. این داستان هرگز پایان ندارد همین الان هم اروپا بسیار درگیر مشکلات است که پیوسته در حال کار کردن و تلاش برای تغییر و بهبود اوضاع هستند.
باز هم هوش نکردید و بوارون, شمایید که خودتان را به کوچهی علی چپ میزنید و میگویید در برابر رژیمی که ۴۷ سال کارش سرکوب و دروغگوییست, شما چرا برای ما سند آشکار نمیکنید و نام و نام خانوادگی و آدرس این ۵۰۰۰۰ هزار تن را نمیآورید؟! 😀
اثرات اجاره دادن بالا خونه ... شما و کانال کسشعر نشنال هر عددی بگید کسی نباید بپرسه از کجا این عدد اومد ... گفتم که دو سه تا صفر دیگه هم بذار جلوش تا ما هم بمیریم و بحثی نمونه.
از زمانی که من به درجه آقازادگی نائل شدم ، مهربد دسترسی مدیریتی من رو بدون اطلاع قبلی گرفته 😆 ... در نتیجه خودش باید بیاد پست های بی ربط رو منتقل کنه . نوشتم همینجا براش. منتظریم تشریف فرما بشن 😂😂.
جامعهی سهلگیر-سختگیر: با نگاهی به نظریه عصبیت ابنخلدون
یکی از نخستین شوکهای فرهنگی زندگی من، آن زمانی بود که از زادگاهِ خود، یعنی گیلان برای اولین بار به مناطق غربی و مرکزی ایران رفتم. برای اولین بار در 15 سالگی به کردستان رفتم و از آنجا تصاویر و خاطراتی با من ماند که تا مدتها ذهن من را مشغول میداشتند. به باور من، کردها سکولارترین قوم ایرانی هستند و نقش مذهب در زندگی روزمره آنها تقریبا قابل چشمپوشی است. اما چه آن سال و چه سالهای بعدتر که رفت و آمدم به کردستان بیشتر شد، میدیدم که علارغم کمرنگ بودن باورهای مذهبی در زندگی روزمره و مراودات عمومی، همچنان به شدت محافظهکار هستند. برای نمونه یکبار سه شب در خانهی دوستی در دهستان دهگلان بودم. مادرش همان روز اول مرا درآغوش گرفت و رویم را بوسید، اما روز آخر و موقع خداحافظی تازه فهمیدم در همان خانه کوچک و محقر روستایی، دختر مجردی هم بود که اصلا او را ندیدم!
این تصاویر و مشاهدات با آنچه در گیلان دیده بودم تماما تعارض داشت. در آنجا جامعه به وضوح برای زنان بازتر بود، حضور آنان در بازار، مهمانیها، جمعهای خصوصی، محیطهای کار و ... بسیار پررنگ بود و کسی آنها را در این مورد عقب نمیراند. برای نمونه در گیلان قهوهخانههایی که زنان آنها میگردانند یا زنان در کنار مردان حضور دارند به وفور یافت میشود، در مهمانیها و عروسیها زنان همپای مردان حاضر بودند و ای بسا پررنگتر هم بودند و تقریبا جایی نبود یا شکلی از فعالیت و گردهمایی اجتماعی نبود که در آن زنان غایب باشند. این فرهنگ برای سایر نقاط ایران چنان عجیب بود که به مردانِ گیلانی لقب «بیغیرت» را دادند و برایشان جکها ساختند.
این معما همیشه در ذهنم حاضر بود که با آنکه هر دوی این جوامع، از سکولارترین اقوام ایرانی هستند، چرا این اندازه تفاوت فرهنگی در آنهاست؟ تا آنکه پس از مدتها به طور تصادفی به نظریه اجتماعی ابنخلدون برخوردم که در مطلبی تحتِ عنوان عصبیه تشریح میکرد که در محیطهای سخت، همبستگی درونگروهی و قبیلهای بیشتر میشود (و پذیرش دیگری یا غریبه سختتر در نتیجه بیگانهستیزتر میشود). این مفهوم عصبیتِ ابنخلدون در نظریه اجتماعیاش به گمانم بسیار درخشان و دقیق است و به شدت توصیه میکنم مطالعهی آن را.
فهمیدم که مهمترین عامل تمایز گیلان و کردستان، در واقع جغرافیا، حاصلخیزی و وفور غذا بوده. در میان تمامِ کاستیها و کمبودهای دوران کودکی و نوجوانی، من هرگز به خاطر نداشتم که در مورد تغذیه کمترین نگرانی برای ما وجود داشته باشد؛ همیشه ماحصل همان زمینهای کشاورزی و ماکیانِ حاضر در حیاط و باغ و غیره در بدترین حالت حاضر بودند برای سیر کردنِ ما، در حالی که در غرب و مرکز ایران، تامین آب و غذا، چالشی دائمی و بسیار سخت بود و هرآن ممکن بود قحطی و گرسنگی جمعی یک روستا را بطور کامل از بین ببرد (نمونههای آثار این روستاها در مناطق مرکزی ایران و کردستان بسیارند که یا بطور کامل ناگهان برچیده شدهاند و یا فرار کردهاند از آنجا).
با پیگیری در این باره فهمیدم که این موضوع چه اندازه در مقالات علمی مورد تحقیق و بررسی بوده. برای نمونه این مقالات دقیقا همین موضوع را مورد بررسی و تحلیل عملی قرار دادهاند و بر آن صحه گذاشتهاند:
البته که هنوز حلقههای مفقود و چند پله تا رسیدن به اینکه چرا محدودیت بر زنان در این نوع از جوامع بیشتر است باید کشف شوند تا تئوری من قویتر شود اما بر پایه شناختِ محیطی، تصور من این است که حضور بیگانه، به معنای سهم کمتر برای قبیلهی و در نتیجه درونزایی کمتر خواهد بود. این موضوع در مورد شرق و غرب نیز سازگار است. در اروپا که مهاجرپذیرتر است، به دلیل زمینهای کشاورزی و وفور بیشتر نعمات، نگرانی برای کمبود غذا و سهم کمتر، چندان موضوعیت نداشته.
اما چه چیزی باعث شده زنان در این جوامع محدودتر باشند؟ برای من همیشه سئوال بود که چرا در جوامع و خانوادههایی که به وضوح سکولار هستند در ایران و باور مذهبی در میانشان وجود ندارد، همچنان بسیار سختگیر هستند در مورد زنان خانوادهی خود؟ چرا همچنان از درآمیختنِ زنان خانوادهی خود هراسناک هستند؟ چرا همچنان حجاب همچنان برایشان بسیار اهمیت داشته؟ در واقع هر چه بیشتر به این موضوع فکر کردم و مشاهدات و مطالعات را درنظر آوردم، دیدم حجاب اجباری و محدودسازی زنان در جوامع شرقی، به خصوص خاورمیانه، به دلیل شرایط بسیار دشوار اقلیمی، منبعث از دین و شریعت نیست، اگرچه با آن ارتباطهایی قوی دارد اما قطعا معلول آن نیست.
من در این مورد هنوز در حال مطالعه هستم اما نگاهم در مورد حجاب و محدودسازی زنان در این جوامع تغییرات زیادی داشتند.
خاورمیانه به طور تاریخی مهاجرپذیرترین و مهاجمپذیرترین نقطه روی زمین بوده و در دارایی تا همین پانصد سال پیش از اروپا جلو بوده اما در «سرکوب زنان» همواره پیشی داشته. محدودسازی زن و غرایز او سنگ بنای تمدن هستند. غرب از همه به بازی تمدن جدیدالورودتر است بنابراین کمتر محدودیت دارد. به زودی اما برای کاهش شدت زوال تمدنی خود ناگزیر از پذیرفتن حقیقت میشوند و همین حالا در برخی حلقهها زبانزدی ساختهاند مبنی بر «اسلام درباره زنان حق دارد».
کردها سکولارترین قوم ایرانی هستند و نقش مذهب در زندگی روزمره آنها تقریبا قابل چشمپوشی است. اما چه آن سال و چه سالهای بعدتر که رفت و آمدم به کردستان بیشتر شد، میدیدم که علارغم کمرنگ بودن باورهای مذهبی در زندگی روزمره و مراودات عمومی، همچنان به شدت محافظهکار هستند.
این مشاهدات و برداشتهای شما از ایشان ثمره ایمان زیاد به اثر «عقاید» در رفتار انسانها و آگاهی کم از اثر «غریزه» در آنهاست.
کارکرد اینجهانی دین افزایش امکان همکاری میان اشخاص غریبه در شهر است، و دلیل آنکه خاورمیانه زادگاه مذاهب بسیاری بوده آنست که خاورمیانه پیش از و بیش از دیگر نقاط شهریگری را آغاز کرده. در محیط اجدادی همکاری دارای فایده مستقیم زیستشناختیست زیرا دیگر اعضای قبیله یا قوم و خویش ژنتیکی شما هسند و پیروزی آنها پیروزی ژنتیکی شما نیز به حساب میآید یا نفع مستقیم و بلادرنگ و آشکار به شما میرسانند. در شهر بزرگ و مملو از غریبهها اما دلیلی برای اعتماد کردن به این غریبهها که هیچ پیوند خونی با شما ندارد در میان نیست، و دین از طریق مناسک مشترک، آداب مشترک، رسوم مشترک و از همه مهمتر یک نظام اخلاقی مشترک باعث میشود بستری فرهنگی در جایی که ساختار ژنتیکی کم آورده فراهم بشود. در جوامع مملو از خویشگزینی همچون کردستان و لرستان و بلوچستان و خوزستان و ... که ازدواج با محارم درجه دوم بسیار شایع است، هنوز دلیل عینی برای دین به شکلی که مثلا در تهران یا گیلان یا یزد احساس میشده وجود ندارد. خیلی از غریبهها احتمالا پسرعمو و پسردایی شما هستند و همکاری کمابیش کج دار و مریض پیش میرود. کردها نیاز چندانی به مظاهر دین ندارند اما نظام اخلاقی اسلام را جدای از دین به خصوصی که مشغول به آن هستند جدیتر میگیرند زیرا اخلاقیات انتزاعاتی که خدا گفته نیست بلکه قانون در جریان و حاکم به زندگی روزمره است و تهدید تضعیف آن برای زندگی نرمال خیلی زودتر احساس میشود.
گیلان و شمال هم خودشان همینطور هستند و اتفاقا دینداری کمتر آنها از همین طریق توضیح داده میشود. حضور اجتماعی زن اما یک بحث متفاوت است.
ه طور تصادفی به نظریه اجتماعی ابنخلدون برخوردم که در مطلبی تحتِ عنوان عصبیه تشریح میکرد که در محیطهای سخت، همبستگی درونگروهی و قبیلهای بیشتر میشود (و پذیرش دیگری یا غریبه سختتر در نتیجه بیگانهستیزتر میشود).
عصبیت با خویشگزینی بیشتر میشود و با شهرنشینی کاهش مییابد. سختی اما واکنشهای متفاوتی را در مردم بوجود میآورد. آب و هوای خوب برای مثال ارتباط بسیار جدیتر و مستقیمتری با بیگانهستیزی یا مهاجرپذیری دارند تا سختی و راحتی. که هیچ جا زندگی سختتر از مرکز فلات ایران نبوده اما هیچ مردمی در ایران از ایشان میهمان نوازتر نیستند، و هیچ جا زندگی راحتتر از شمال نبوده و (با کمال احترام به شما و دیگر شمالیهای عزیز) کمتر جایی در ایران مردم غریبکشتر هستند. آب و هوای خوب و آب فراوان و زمین حاصلخیز = تقاضای زیاد برای ورود غریبه و دلیل برای جلوگیری از ورود او. آب و هوای بد و زمین بیابانی = دلیل برای غریبنوازی چراکه بیشتر مایحتاج جامعه شما را غریبه از راه رسیده از جاهای دیگری که امکان تولیدشان هست با خود آورده و بازگشت او لازم است و جغرافیای سرزمینتان دلیل کافی برای فراری دادن بیشتر متقاضیان مهاجرت هست. البته اینهم عمومیت ندارد ولی یک قاعده کلیست.
اما چه چیزی باعث شده زنان در این جوامع محدودتر باشند؟ برای من همیشه سئوال بود که چرا در جوامع و خانوادههایی که به وضوح سکولار هستند در ایران و باور مذهبی در میانشان وجود ندارد، همچنان بسیار سختگیر هستند در مورد زنان خانوادهی خود؟ چرا همچنان از درآمیختنِ زنان خانوادهی خود هراسناک هستند؟
سخت گیری به زنان با هدف اطمینان بخشیدن به مرد است برای یقین از صحت والدی. یک استراتژی جنسی از سوی خود زنان است تا مردان حاضر به ازدواج کردن و تعهد دادن پس از جفتگیری با آنها بشوند. در جوامعی که زن پس از بارداری نیاز مستقیم به دسترنج مرد و باقی ماندن او دارد(نمیتواند بدون ایفای نقش او زندگی بکند و بچههای خود را بزرگ بکند)باید شک طبیعی که در مرد از والدیاش وجود دارد برطرف یا تضعیف بشود. در این جوامع مرد اغلب مواقع روز را دور از خانه سپری میکند و زن خود را نمیبیند (مثل جامعه گوسفندچران کرد و لر) خطر کاکاولد شدن و بزرگ کردن ثمره ژنتیکی مردی دیگر در جامعهای که زنان آزادی جنسی دارند آنقدر بزرگ میشود که اکثر مردان از ازدواج کردن و نگه داری از فرزندی که نمیتوانند از خودی بودنش مطمئن باشند امنتناع میورزند. زنان برای مقابله با این مجموعهای از محدودیتها را به یکدیگر تحمیل میکنند که پیام «نجابت» را مخابره میکنند، حجاب از جمله اینهاست. پیام اینست که من نجیب هستم و تو را کاکاولد نمیکنم. هر قدر وابستگی زن به دسترنج مرد بیشتر باشد و هرقدر تردید مردان شدیدتر، محدودیتهایی که زنان باید به یکدیگر تحمیل بکنند شدیدتر میشوند. الان برای مثال اگر زن ایرانی بخواهد روزی مرد ایرانی دوباره به او اعتماد بکند و آمار تجرد زنان ایران از پنجاه درصد به پنج درصد قدیم برگردد، باید حق تحصیل و اشتغال و طلاق و تملک و ... را به کلی بدهند برود. چون میزان اعتماد مردان از همیشه کمتر شده و میزان آشنایی آنها با طبیعت زنان از همیشه بیشتر شده. در ایندهای نه چندان دور چنین هم خواهد شد. البته ابتدا در غرب ما شاهد بازگشت اینگونه محدودیتها خواهیم بود، کار به جایی میکشد که طالبان مدافع حقوق زنان به نظر بیایند.
در گیلان زن و مرد کنار هم سر زمین کار میکردهاند و شوهر تمام روز چشمش روی همسرش بوده، بنابراین نیاز به محدودیتها کمتر میشود.
اما چه چیزی باعث شده زنان در این جوامع محدودتر باشند؟
اینرا اضافه بکنم که روی زمین مردانی نیستند که بتوانند چیزی را به زنان در قالب جمعی تحمیل بکنند و مرد به قدری برده دودول و غریزه جنسی خود است و زن در مقام نگهبان دروازههای تولید مثل چنان قدرت عظیم طبیعی بر مرد دارد که هر سیاست جنسی و جنسیتی بجز با رضایت و همراهی کامل اکثریت آنها عملیاتی نمیشود. تا بضاعت یک جامعه در حدی نیست که زن قادر به تولید مثل موفق جدا از کار مرد باشد، زنان به مردان هر امتیازی برای کسب اطمینان والدی آنها لازم باشد میدهند و به هر «محدودیتی» تن میدهند، به محض آنکه کشوری به توانایی مالی رسید که در آن زن قادر است خود و فرزند خود را به نحوی بجز بهرهگیری مستقیم از دسترنج یک مرد زنده نگه بدارد، الگوهای رفتاری او به علایق و سلایق طبیعی او باز میگردد و خود خدا هم جلودار او نیست چنانکه اراذل ج.ا در این سالها نتوانستهاند یک روسری نازک را بر سر ایشان نگه بدارند آنهم با تمام ادواتی که مدرنیته در اختیار یک دولت مقتدر مرکزی قرار میدهد. زن اگر در حصر است به انتخاب خود اوست و اگر «آزاد» است باز انتخاب خود اوست. در همین غرب که تا بیست سال پیش زن پرستی مذهب رسمی بود، زنان طی یک نسل مردان زنستیز و متجاوز و متعرض و ... را نبش قبر کردند و دوباره بوجود آوردند چراکه چنین مردانی را به مردان نرمخوی خود ترجیح میدهند😀
تحلیل جالبیست و در کل درست است اما نکات مهمی را نادیده گرفته.
مثل همیشه بسیاری نکاتِ دقیق و درستی را گفتی، من هم از تو سپاسگزارم و هم فکر میکنم دوباره به این موضوع بازگردیم و ازت کمک بخواهم. به گمانِ من نقش جغرافیا در تمامِ تحلیلهای شخصی خودم دستِ کم گرفته شده بودند و نیاز به یک بازنگری جدی در این مورد دارم. همینجا کمکم آنها را مطرح میکنم.
اما در راستای آن پاراگراف آخر که گفتی، آنچه برایم جالب است اینکه پیشروانِ این جنبش بازگشتِ زنان به پستو و اندرونی، خیلی قبلتر و بیشتر از مردها، زنان بوده و هستند: https://www.youtube.com/shorts/ejdIyW2rQUs
فکر میکنم OnlyFans و اپستین، در این بازنگری بیتاثیر نبودند اما فاکتور اساسی همچنان همان سختتر شدن شرایط زندگی مستقل است، نه؟ داریم از آن دورههای رفاه عمومی بازمیگردیم به زمانی که دشواریهای تشکیل و ادارهی یک زندگی مرفه چنان سنگین و سخت میشود که زنِ غربی به نظرش میرسد چه بهتر بازگشتن به آشپزخانه و به او وفادار بودن و مادر خوبی بودن...