دین‌دار و بی‌دین

Timsar

درود،

در این جستار میخواهیم ببینم ایراد اسلام در کجاست ؟

من اکثر نظرات دوستان در تاپیک "چرا و چگونه به باورهای امروز خود رسیدید؟" را خواندم دو تن از این اشخاص این تالار از همان بدو تولد بی‌دین بودن که بحث اینها جداست ولی عده‌ای مسلمان بودن که هیچوقت نمازه و روزه‌شان ترک نمیشده، برای من جای سواله که چطور به یکباره تغییر جهت دادن و با شرکت در انجمن‌ها و سایت "زندیق" به قول خودشان دین را ترک کرده‌اند !!

خب حالا از خودم میگویم من در خانواده‌ای کاملا مذهبی بزرگ شده‌ام هیچوقت نماز و روزه‌شان ترک نمیشود، از همان کودکی مادرمان ما را به نماز و دستورات دینی آموزش میداد اما متاسفانه من هیچوقت نماز خواندن و روزه گرفتن را دوست نداشتم و از همان سن 8 سالگی که مادرم مرا اجبارا به نماز خواندن وادار میکرد یعنی به خیال خودش با این کار منو به نماز خواندن عادت میده، من هم از ترس اینکه کتک بخورم نماز میخواندم آن هم چه نمازی فقط دولا و راست شدن نه ذکری حفظ میکردم که در نماز بخوانم نه هیچ آن هم فقط برای اینکه دهن خانواده‌ام را ببندم که غز نزنند و بگویند بچه‌مان دارد نماز میخواند، اما دریغ از یک نماز درست. هتا با گذشت این همه سال خانواده‌ام حجابشان هنوز هم کامل است و تعصب به دین‌شان هم بیشتر شده ولی بعد از گذشت این همه سال ذات من تغییر نکرده، یکبار هم نماز درست حسابی نخواندم، برعکس برادران دیگرم همه نماز خوان هستن و بچه هیئتی ... گاهی بهشان حسودی میکنم که چقدر اراده محکم و خوبی دارن همه چیزشان روی حساب کتاب است نماز خواند روزه گرفتن. با خودم میگویم چه گوهی میخوری چرا انقدر احمق و بی‌اراده هستی، لااقل اگر ادعای مسلمانی میکنی چرا نماز خواندنت درست نیست؟ چرا به دستورات اسلامی عمل نمیکنی؟. جالبیش اینست که جدایی از همه‌ی اینها اسلام را هنوز کامل‌ترین دین و بسیار لازم میدانم و خودم را مقصر.

mbk

"بسم الله الرحمن الرحیم
انا انزلناه فی لیلة القدر و ما ادراک ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهر تنزل الملائکة والروح فیها باذن ربهم من کل امر سلام هی حتی مطلع الفجر"
به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
چونیم فرودآورده ایمش در شبی ارزش هم چه دریافتی چیست شبی ارزش شبی ارزش بهتریست از هزار ماهی فرو می آید داراگشته های فرشته هم جان درش به دستور پروردگارشان از هر دستوری درودیست او تاهنگامی آشکار گشته برآمده"
آره درست است نماز خواندن خواستنیست اگر سربه زیر هم ترسنده باشیم از خداوند
اگر خواستهء آدمی پایدار باشد آن را کنار نمی گذارند من همیشه به خانواده هم دوربری هایم بازگو می شوم نمازشان را بخوانند درزمانش بخوانند جز کسی که رویگردانده که کششی بهشان ندارم می گویم به من چه هم بازارشان نمی گذارم
خداوندا مرا نماز گذار داشته باش که به راستی مرا به یادت می آورد

Timsar

سوالاتی زیادی دارم که شاید هر کدام جستاری جداگانه ای بطلبد

آیا دین مانع پیشرفت و دانستن بشر میشود؟

یعنی نمیشود هم دین‌دار بود و هم دنباله دانش و تحقیق برویم؟

انتظار ما از دین چیست که آن را دست و پا گیر میبینیم؟

Timsar
mbk

"بسم الله الرحمن الرحیم
انا انزلناه فی لیلة القدر و ما ادراک ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهر تنزل الملائکة والروح فیها باذن ربهم من کل امر سلام هی حتی مطلع الفجر"
به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
چونیم فرودآورده ایمش در شبی ارزش هم چه دریافتی چیست شبی ارزش شبی ارزش بهتریست از هزار ماهی فرو می آید داراگشته های فرشته هم جان درش به دستور پروردگارشان از هر دستوری درودیست او تاهنگامی آشکار گشته برآمده"
آره درست است نماز خواندن خواستنیست اگر سربه زیر هم ترسنده باشیم از خداوند
اگر خواستهء آدمی پایدار باشد آن را کنار نمی گذارند من همیشه به خانواده هم دوربری هایم بازگو می شوم نمازشان را بخوانند درزمانش بخوانند جز کسی که رویگردانده که کششی بهشان ندارم می گویم به من چه هم بازارشان نمی گذارم
خداوندا مرا نماز گذار داشته باش که به راستی مرا به یادت می آورد

خب mbk اینها را عمری دارند به ما میگویند اما کو گوش شنوا، میگویند کسی که تارک الصلاة باشد در آن دنیا پدر جدش را در می‌آورند و جهنمی میشود، منی که عمری آزارم به یک مورچه هم نرسیده و حق و ناحق نکرده‌ام چرا با نخواندن نماز و روزه نگرفتن باید بروم در اعماق جهنم و بسوزم؟

Anarchy
Timsar

در این جستار میخواهیم ببینم ایراد اسلام در کجاست ؟

درود و خوش آمد به شما دوست گرامی . در مورد سوال شما بهتره اول از همه چیز بپرسیم دقیقا تعریف یا برداشت شما از اسلام چیه ؟

Timsar

آیا دین مانع پیشرفت و دانستن بشر میشود؟

خب دین یه چیز واحد نیست که بشه جواب بله و خیر داد ... اما در جاهایی بله مانع بشه !!

Timsar

یعنی نمیشود هم دین‌دار بود و هم دنباله دانش و تحقیق برویم؟

احتمالا میشه

...

Timsar

انتظار ما از دین چیست که آن را دست و پا گیر میبینیم؟

در واقع باید بپرسید انتظار دین از ما چیه ، نه بر عکسش

!!

mbk

به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
"كَمَا أَرْسَلْنَا فِیكُمْ رَسُولاً مِّنكُمْ یَتْلُو عَلَیْكُمْ آیَاتِنَا وَیُزَكِّیكُمْ وَیُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَیُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ 151 فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِی وَلاَ تَكْفُرُونِ 152 یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ 153وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبیلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُونَ 154 "
"چور چه فرستادیم درتان فرستنده ای ازتان بلندخوانی می کند برتان نشانه هامان هم دانا می کندتان نوشتار هم فرمان هم دانا می کندتان چه نبوده می دانستید 151 بازگو شویدم بازگو شومتان هم پاسگذاری برایم هم نباشد رخ می گردانید 152 ای هر آن کسانی باورکردید بخواهید یاری به شکیبایی هم نماز چون خداوندِ با شکیبایان 153هم نباشد می گویید برای کسی کشته می شود در راه خداوند مرده هایی نه آره زنده هایی هم تا برای بود در نمی یابید 154"

Timsar

خب mbk اینها را عمری دارند به ما میگویند اما کو گوش شنوا، میگویند کسی که تارک الصلاة باشد در آن دنیا پدر جدش را در می‌آورند و جهنمی میشود، منی که عمری آزارم به یک مورچه هم نرسیده و حق و ناحق نکرده‌ام چرا با نخواندن نماز و روزه نگرفتن باید بروم در اعماق جهنم و بسوزم؟

دوست دارید بهرهمند باشید به رخ گردانی از خداوند آنی که آسمانها هم زمین را آفرید هم بهتان چشم گوش دست زبان داد باشید هیچ بهانه ای جای نماز خواندن را نمی گیرد همانند کارمندانی که می گویمشان چرا زمان گوش رسانی برای نماز نمی روید می گویند کارمان ارزشمند تر است که به دیدم همه شان بهانه جو برای فرارکردنند که شاید اینجا آب هم نانی فراهم کنند باز در واپسین در آتش می افتند تازه اگر نماز نمی خوانید با تو کار دارد خداوند نه پدرت نه دیگری که فریب نزدیک دنیا را خوردی فرمان خداوند را انجام ندادی بهانه دست خودت هم دیگری دادی تنبلی هم خودخواهی بجای خداوند بیگانه را پرستش کردن دل به آرزو دادن کج رفتاریهاییست که من در پیرامونم در نمازنخوان ها دیدم برخی هم در نمازشان چند تا خدا دارند می گویند {وعجل فرجهم} آن سودمند نیست هم فرمان خداوند نیست
اگر خداوند بخواهد به شما آسیب برساند یا سودی چه کسی می خواهد جلویش را بگیرد ؟خودتان پدرتان آشنایان
روزه گیری هم سودمندی فراوان دارد باز کمی چون ناخوشی دارم دوسه سالی توانش را ندارم باز آنزمانی که می گرفتم خیلی برایم سودمند بود که خواسته هایم پایدارتر بود روی چیزی نه سست خواسته هم کم توان
باز از خداوند می خواهم کمکم کند بهتر شوم از سر بگیرم
سراسر تنبل های بهانه جو به آسیب خودشان است که پی دگرگون کردن سخنان خداوندند نه چیز دیگر

Timsar
Anarchy

درود و خوش آمد به شما دوست گرامی . در مورد سوال شما بهتره اول از همه چیز بپرسیم دقیقا تعریف یا برداشت شما از اسلام چیه ؟

ممنون، تعریف من اینه که اسلام برای نجات بشر از کفر ، فساد و هر آنچه که بدی است آمده و میگوید این دنیا برای عبادت و نیکی است و دنیای بعد از این وعده پاداش و بهشت را داده است.

Anarchy

خب دین یه چیز واحد نیست که بشه جواب بله و خیر داد ... اما در جاهایی بله مانع بشه !!

احتمالا میشه ...

مثلا؟

Anarchy

در واقع باید بپرسید انتظار دین از ما چیه ، نه بر عکسش !!

خب این شما و دیگر دوستانتان بودین که اسلام را رها کردین من هم پرسیدم انتظار ما از دین چیست، منظورم روی سخنم با شما بود.

ارتابان
Timsar

ممنون، تعریف من اینه که اسلام برای نجات بشر از کفر ، فساد و هر آنچه که بدی است آمده و میگوید این دنیا برای عبادت و نیکی است و دنیای بعد از این وعده پاداش و بهشت را داده است.

مثلا؟

خب این شما و دیگر دوستانتان بودین که اسلام را رها کردین من هم پرسیدم انتظار ما از دین چیست، منظورم روی سخنم با شما بود.

گرامی نگاه ما به دین اینگونه است که بایستی
دست کم برنامه درست و درمانی برای اینده ادمی
دست و پا کرده باشد وانگه هراندازه که در پرسمانهای
دینی کندوکاو میکنیم درمیابیم که دین نه تنها
برنامه درست و درمانی برای اینده
همبودهای هومنی امروزی ندارد که به
وارونه با واپس گرایی جلوی پیشرفت همبود هومنی را
نیز میگیرد

Timsar
ارتابان

گرامی نگاه ما به دین اینگونه است که بایستی
دست کم برنامه درست و درمانی برای اینده ادمی
دست و پا کرده باشد وانگه هراندازه که در پرسمانهای
دینی کندوکاو میکنیم درمیابیم که دین نه تنها
برنامه درست و درمانی برای اینده
همبودهای هومنی امروزی ندارد که به
وارونه با واپس گرایی جلوی پیشرفت همبود هومنی را
نیز میگیرد

من خودم به تازه‌گی شک‌گرا شدم اما تا وقتی که شکم تبدیل به یقین نشه همانند دیگر دوستان دفترچه به این زودی وا نمیدهم و میخواهم در اینباره بیشتر بدانم، میشه بگید کجای دین مخالف پیشرفت و اندیشه های نو بوده؟

kourosh_iran #۱۰

اصولا باید پرسید دلیل برای اثبات دین و خداش چیه. چون دین امری است که هزینه های زیادی رو تحمیل میکنه، پس باید اثبات و توجیه بشه، نه همینطوری از روی تصور و ادعا و تخیل و ترس و این حرفها.

بقول خودتون میگید من چرا آزارم به مورچه هم نرسیده بخاطر نماز نخوندن باید برم جهنم!
خب این خودش یکی از دلایل غیرمنطقی بودن و یاوه گو بودن ادیان که توشون پر از این موارده.
چرا آدم باید چیزی رو که منطقش قابل درک نیست، با وجدان خود آدمی جور درنمیاد، باور کنه؟
البته باید بگم درمورد نماز و اینها اینطورها هم نیست و این فقط مذهبیون دو آتشه و امثال آخوندها هستن که این حرفا رو میزنن وگرنه خیلی از مکاتب و بزرگان مذهبی دیگر حالا ضمنی یا صریح گفتن که خدا از حق خودش (حق الله) میگذره.
منکه شخصا باور نمیکنم اگر فرضا خدایی باشه، خدای درست و حسابی، اونوقت بخاطر این مسائل مسخره انسانها رو بندازه جهنم. اونم برای ابد و این حرفا!
تازه مکاتبی هستن که به نظام زندگیهای چندگانه اعتقاد دارن. من معتقد هستم اگر خدا و نظام الهی درست و حسابی در کار باشه طبیعتا این بهترین و معقول ترین و محتمل ترین گزینه است. چرا باید بیام مثلا در مقابلش اسلام کلاسیک رو که خیلی محدودتر و خشک مغزتره باور کنم؟!

kourosh_iran #۱۱
Timsar

میشه بگید کجای دین مخالف پیشرفت و اندیشه های نو بوده؟

ادیان پر از کلی گویی و مبهم گویی و مغلطه هستند. اصولا قوهء عاقله و نحوهء استدلال غلطی را به انسان القا میکنند. همه چیز رو از خودشون تعریف میکنن بدون اینکه اثبات روشن و محکمی براش ارائه کنن. اینه که مثلا وضعیت مسیحیت نهایتا به جایی کشید که بصورت گسترده در برابر عقل و علم و وجدان بشری قرار گرفت. چون دین رو براحتی بخاطر همین کلی گویی ها و مبهم بودن و مغالطه و توسل به چیزهای به اصطلاح ماورایی و الهام و خرافات و غیره میشه براحتی آلت دست کرد، دانسته یا ندانسته، و زمینهء خوبی برای ایجاد انواع عقاید و نظامهای فکری ساختگی و نتیجه گیری های غلط و کلی گویی و مبهم گویی و مغالطه ایجاد میکنه. همین بود که کلیسا به اون وضعیت قرون وسطی رسید و دست آخر اینقدر گندش بالا اومد و نتونستن جلوی دانشمندان و آدمهای باهوشی مثل گالیله استوار بمونن و سرانجام بشریت کلیسا رو از منصب قدرت و مرجعیت خودش پایین کشید. مسیحیت که حالا وضعش خیلی خرابه، چون حتی قدیسین بزرگی داشته که علنا و صریحا ابزار کردن که عقل و ایمان دشمن هم هستن! بعد شما فکر کن چرا اونا به چنین نتایجی رسیدن؟ آیا علتش خود دین نبوده؟ پس چی بوده؟ آیا دین حداقل نقش کاتالیزور رو نداشته و این مسئله رو تسهیل نکرده؟

kourosh_iran #۱۲

کلا در دین مسائل ضد و نقیض زیاده. اصلا مرجع و منبعش هم معلوم نیست بالاخره کیه چیه. و حتی بزرگان و افرادی که به قدیس بودن معروف هستن هم دچار همین تناقضها و مسائل غیرقابل درک هستن.
مثلا من مطالبی دربارهء آیت اله بهجت خوندم قبلا. در جایی صحبتی کرده بود که این صحبتش هم معروفه. همون داستانی که حضرت مسیح از خدا خواهش میکنه یا نمیدونم میپرسه که آیا شیطان رو میبخشه یا نه، خدا میگه که اگر شیطان توبه کنه و بیاد به خطای خودش اعتراف کنه میبخشمش، حضرت مسیح میره به شیطان اینو میگه اما شیطان قبول نمیکنه و این حرفا... حالا بحث چیه؟ بحث اینه که خود کسی مثل بهجت که اینقدر میگن آدم بزرگی بوده مقامات کرامات داره این حرف رو میزنه خودش هم میگه ببینید خدا چقدر بخشنده است که شیطان رو که تمام این مسائل از گور اون بلند شده این همه آدم رو گمراه کرده به این راحتی میبخشه و این حرفا...
خب پس تا اینجا ما میتونیم آیا به مرجعیت و حرف آقای بهجت استناد کنیم بگیم خدایی که اینقدر بخشنده است اینقدر آسون میگیره، نمیاد آدم رو فقط بخاطر نماز نخوندن جهنم بندازه یا نه؟
ولی من میگم شایدم خدا میدونسته شیطان قبول نمیکنه این حرف رو زده - lol
مطمئن باش بحثش بشه امثال همین mbk و خیلی آخوندها همین رو میگن که بله اون حرف خدا بخاطر این بوده که میدونسته شیطان این کار رو نمیکنه این کار براش خیلی سخته!!
دوست عزیز دین همش همینه. بخوای بری سمت دین یعنی کون پارگی حاد، یعنی عقل و شعور و منطق و وجدان رو بذار در کوزه آبش رو بخوره!
حالا بقیهء ماجرا رو واست بگم! من از همین آقای بهجت دیدم جای دیگه نقل شده بود گفته بود که بله نمیدونم در خوابی چیزی دیدم که در اون دنیا یا شایدم برزخ اینه یه عده آدمهای عزب رو دارن عذاب میکنن!
حالا شما ببین این مسئله و روایت با اون یکی داستان چقدر هماهنگی داره؟ خدایی که خود بهجت میگه اینقدر بخشنده است که شیطان رو با یک توبه میبخشه، حالا چطور شده داره یک عده انسان مفلوک عزب بدبخت رو عذاب میکنه بخاطر عزب موندنشون!!
اینه که ادیان و مدعیان اونا آش شله قلم کاری از انواع تناقض گویی و مسائل غیرمنطقی و مخالف عقل و منطق و علم و وجدان بشری هستن.
من یکی اصلا توی کتم نمیره یه آدم عزب واسه چی باید عذاب بشه! عزب موندن خودش بقدر کافی سخت هست، آدم کسخل نیست که دستی دستی خودش رو عزب کنه، حتما یه مشکلی یا مشکلاتی هست بالاخره که عزب میمونه یا این انتخاب رو میکنه. مثلا من خودم یه آدم عزب هستم 😃 آقا کسخل نبودم مگه خودآزاری دارم که خودم رو از این لذت محروم کنم؟ حتما که دلیل و دلایل سخت و روشنی از دید خودم داشتم واسه خودم داشتم که عزب موندم. حالا اون خدایی که بخواد منو بابت این مقصر بدونه و مجازات کنه، من میگم برو به درک! نه ازش میترسم نه باورش دارم، چون بهرصورت وقتی چیزی با عقل و منطق و وجدان و هیچی از دید من جور درنمیاد دیگه بود و نبودش عملا با هم تفاوتی نداره، گذشته از اینکه به این راحتی باور کردنش یعنی اینکه کارایی مغز من با مغز خر تفاوتی نداره بلکه بدتر هم هست!! صد رحمت به خر که نمیفهمه حداقل اینقدر مغزش بدوی هست که دچار این کس شعرها و ویروسهای فکری نمیشه راحت فقط درحال خوردن و ریدن و کردنه!

kourosh_iran #۱۳

ادیان در دنیا مایهء دردسر و اشتباه و سوء استفاده هستن. شاید یه زمانی بیشتر از ضررشون سود داشتن، ولی امروزه فکر نمیکنم دیگه این قاعده چندان بشه بهش مطمئن بود!

شما نگاه کنید مثلا همین اسرائیل که بناش بر ظلم و اشغالگری نظامی و جنایت و حیله هست بر اساس منابع و اعتقادات دینی اومد حالا بهانه کرد هرچی بهرحال تشکیل شد.

یعنی یک انسان مذهبی اینقدر مغزش کس شعره که پیرو منابع مذهبی خودشه میگه آهان خدا گفته این زمین واسه ماست پس باید حقمون رو پس بگیریم!
دیگه عقل و منطق و شعور و وجدان خود آدم رفته کجا؟ ددر!!

ریدم به اون مغزها به اون کس شعر همهء مذاهب که ریدن به هرچی عقل و منطق و شعور و وجدان بشریت!

خاک بر سر این همه انسان ابله.
کودن هایی مثل mbk.
و حقه بازها و شارلاتان ها و دروغگوهایی امثال آخوندها.
آدمهای کس مغز بیکار بی خاصیت علاف.
حیف اون مغز که توش رو پر بکنی با این همه زیاد گویی و اراجیف مذهب!
از اون گندهشون که خمینی بود ماست مالی و ماله کشی کردن تا بقیشون. خودشون هم میدونن دین چقدر بی سر و ته و پر از مسائل مبهم و متناقضه.

حالا اسرائیل اونطور با دروغ و حیله و ظلم و زور تشکیل شد، ولی الانش از اینور هم بنظر من اینکه برای مسلمان ها هم مثلا میگن قدس قبلهء اول و مقدس و این حرفا و بخاطر دوتا این حرفها و یه مشت سنگ و گل و خاک و دیوار خرابه میان اینقدر گیر میدن اینقدر رنج و بدبختی و کون پارگی اینقدر کشته از زن و مرد و پیر و جوان و کودک و بالغ، بخاطر اینکه ارزشها و مقدسات و آموزه ها و دستورات و ادعاهای دین حفظ بشن، بنظر من فرقی نمیکنه اینا هم یه مشت احمق دیگه بیشتر نیست که بخاطر توهم و چیزهایی که با عقل و منطق و وجدان بشری سازگار نیستن حاضرن کون خودشون و دیگران رو پاره کنن.

یا اون مکه یه چهاردیواری خشت و گلی بوده وسط بیابون ساختن حالا این همه آدم سالیانه باید برن اونجا کلی پول هم بریزن توی حلقوم اون عرب های عقب مونده وحشی و شهوت ران شکم گنده کیر گنده بعد بچه هاشون رو هم بگیرن تجاوز بکنن بهشون!!
خاک بر سر تفکر و عقاید و آدمهایی که اینقدر دربست تسلیم این تفکرها که آدمها رو به کارهای غیرمنطقی و کون پارگی حاد سوق میدن شدن. ریدم به هرچی عرب و دین و اعتقادشون. منکه حاضر نیستم یه ریال هم پول خرج کنم واسه این چیزا واسه رفتن و دیدن و دور یه ساختمون چهارگوش چرخیدن یا محافظت کردن ازش هزینه ای بکنم کون خودم یا دیگران رو پاره کنم یا به خطر بندازم.

یا مثلا چقدر در همین سوریه هزینه کردن آدم کشته و زخمی و ناقص شده ظاهرا بخاطر حفاظت از مکانهای مقدس. بنظر منکه هیچ ماده ای در این دنیا ارزش اینو نداره که انسانهای دیگر همینطور فقط بخاطر اسم تقدس که روش هست بخاطرش فنا بشن رنج بکشن بیچاره بشن ناقص بشن کشته بشن و غیره.
حالا اینا میدونن اگر این مکانها رو حفظ نکنن دین سست میشه این همه هالو که هستن اونوقت چی دارن که دلشون خوش باشه بالاخره آدمهایی که مغز ضعیفی دارن نیاز دارن یه سری نمادهای برونی و اینا باشه یه چیزی باشه تجسم خارجی بکنن بهش دست بکشن پارچه ببندن بوس کنن که اون به اصطلاح ایمانشون قوی نگه داشته باشه شک نکنن باور کنن دلشون خوش باشه بعد دنبال یه مشت آخوند و پاپ و اسقف مثل گوسفند رام باشن بشینن پای منبر اینا.

kourosh_iran #۱۴

من نمیدونم این خدای دین چیه از کدوم جهنم دره ای اومده همش فقط میخواد دهن آدما رو سرویس کنه این دنیا رو جهنم کنه بلکه اون دنیا وعده و وعید و زندگی بهتری نصیبمون بشه!
همش میخواد ما رو بگاد! کونمونو پاره کنه به بهانه های واهی.
اصلا چرا اینقدر دنبال مقصر میگرده دنبال مجازات و عذاب و انتقام و این حرفاس؟ عقده داره؟ سادیسم داره؟ واسه سرگرمیشه؟
والا منم از خدا دل خوشی ندارم شده خیلی وقتا هرچی فحشه بهش میدم، ولی پای انتقام و عذاب و مجازات که فکرم میره میگم نه خدایا من مثل تو نیستم مثل تو فکر نمیکنم هرچی کردی کردی دیگه ما رو گاهیدی کونمون رو پاره کردی ولی من کاری باهات ندارم حتی اگر بتونم ولی بازم دنبال مجازات و انتقام و عذاب کردن تو یا هرکس دیگری نیستم چون بی معنیه چون بیهودس چون کینه ای نیستم چون کینه عقلانی نیست فایده نداره کاری که شد شد گذشت نباید میشد که شد حالا که شد من اینقدر احمق نیستم اینقدر علاف نیستم که دنبال عذاب و مجازات و انتقام باشم، که چی بشه آخه، از بابتش چی به من میرسه، آیا چیزی که سرم اومده برمیگرده کار شده نشده میشه، آیا نفعی برام داره؟
نمیدونم اصلا درک نمیکنم این حرفهای انتقام و عذاب و مجازات اونم برای مسائل و زندگی سختی که ما خودمون همین الان داریم رنج و بدبختیش رو میکشیم و بقدر کافی رنج و مکافات و عبرت و تجربه توی همین دنیا همین زندگی هست آخه چرا خدایی که کمال مطلق قادر مطلق رحیم و مهربان و خیرخواهه خودش وضعش خوبه خوشبختی مطلق و بینهایت داره و به ما هم نیازی نداره کسی نمیتونه آزارش کنه بهش صدمه ای بزنه، باید بخواد این داستان بدبختی و خشونت و کینه و عذاب و انتقام رو همینطور امتداد بده بسط بده دنیای دیگه هم همین مسائل بی ارزش و مسخره و بد باشه آخه از بدبختی و رنج و عذاب یه مشت مخلوق بدبخت مفلوک چی عاید کسی میشه ارزش و معناش در چیه!

Timsar #۱۵
kourosh_iran

اصولا باید پرسید دلیل برای اثبات دین و خداش چیه. چون دین امری است که هزینه های زیادی رو تحمیل میکنه، پس باید اثبات و توجیه بشه، نه همینطوری از روی تصور و ادعا و تخیل و ترس و این حرفها.

هنگامی که به دلیل دین داری، نظر بیفکنیم،

متوجه ضرورت دین داری می شویم.

و با این نگاه، سخن از چیستی و چگونگی فایده های دین، جای طرح چندانی ندارد.

چون انسان وقتی در مقام اضطرار و ناچاری قرار گرفت،

راه دیگری برایش مطرح نمی شود تا بخواهد به سنجش و ارزیابی فایده ها و سبک و سنگین کردن آن ها برسد!

آیا کسی که در وسط دریا، در شرف غرق شدن قرار گرفته، از تکه الواری که در کنارش است، دست می کشد؟ و در آرزوی قایقی تفریحی می ماند؟

kourosh_iran

بقول خودتون میگید من چرا آزارم به مورچه هم نرسیده بخاطر نماز نخوندن باید برم جهنم!
خب این خودش یکی از دلایل غیرمنطقی بودن و یاوه گو بودن ادیان که توشون پر از این موارده.
چرا آدم باید چیزی رو که منطقش قابل درک نیست، با وجدان خود آدمی جور درنمیاد، باور کنه؟
البته باید بگم درمورد نماز و اینها اینطورها هم نیست و این فقط مذهبیون دو آتشه و امثال آخوندها هستن که این حرفا رو میزنن وگرنه خیلی از مکاتب و بزرگان مذهبی دیگر حالا ضمنی یا صریح گفتن که خدا از حق خودش (حق الله) میگذره.
منکه شخصا باور نمیکنم اگر فرضا خدایی باشه، خدای درست و حسابی، اونوقت بخاطر این مسائل مسخره انسانها رو بندازه جهنم. اونم برای ابد و این حرفا!
تازه مکاتبی هستن که به نظام زندگیهای چندگانه اعتقاد دارن. من معتقد هستم اگر خدا و نظام الهی درست و حسابی در کار باشه طبیعتا این بهترین و معقول ترین و محتمل ترین گزینه است. چرا باید بیام مثلا در مقابلش اسلام کلاسیک رو که خیلی محدودتر و خشک مغزتره باور کنم؟!

من هم این را شنیده‌ام که خدا از حق خودش "حق الله" میگذره و این هم شاید بستگی به دیگر اعمال آن طرف دارد

Timsar #۱۶
kourosh_iran

ادیان پر از کلی گویی و مبهم گویی و مغلطه هستند. اصولا قوهء عاقله و نحوهء استدلال غلطی را به انسان القا میکنند. همه چیز رو از خودشون تعریف میکنن بدون اینکه اثبات روشن و محکمی براش ارائه کنن. اینه که مثلا وضعیت مسیحیت نهایتا به جایی کشید که بصورت گسترده در برابر عقل و علم و وجدان بشری قرار گرفت. چون دین رو براحتی بخاطر همین کلی گویی ها و مبهم بودن و مغالطه و توسل به چیزهای به اصطلاح ماورایی و الهام و خرافات و غیره میشه براحتی آلت دست کرد، دانسته یا ندانسته، و زمینهء خوبی برای ایجاد انواع عقاید و نظامهای فکری ساختگی و نتیجه گیری های غلط و کلی گویی و مبهم گویی و مغالطه ایجاد میکنه. همین بود که کلیسا به اون وضعیت قرون وسطی رسید و دست آخر اینقدر گندش بالا اومد و نتونستن جلوی دانشمندان و آدمهای باهوشی مثل گالیله استوار بمونن و سرانجام بشریت کلیسا رو از منصب قدرت و مرجعیت خودش پایین کشید. مسیحیت که حالا وضعش خیلی خرابه، چون حتی قدیسین بزرگی داشته که علنا و صریحا ابزار کردن که عقل و ایمان دشمن هم هستن! بعد شما فکر کن چرا اونا به چنین نتایجی رسیدن؟ آیا علتش خود دین نبوده؟ پس چی بوده؟ آیا دین حداقل نقش کاتالیزور رو نداشته و این مسئله رو تسهیل نکرده؟

اما به نظر من اینطور نیست ، مقصر ما هستیم که درک درستی از دین نداریم و به آن عمل نمیکنیم، وگرنه دین خوب و بد را گفته حلال و حرام را برای ما تعریف کرده و حتی محرمات غذایی را برای ما توضیح داده چه بسا که بعد از 1400 سال میبینیم به تازگی غربی‌ها ذبح اسلامی حیوانات را تایید کرده‌اند و به مضرات گوشت خوک پی برده‌اند آیا اینها همه دلیل نیست؟ من خودم شخصا مخالف خرافه‌گرایی هستم و هر چه با عقل و برهان مطابق نباشد آن را نمیپذیرم

شما چه طور انتظار دارید سر صاحب دین و خلیفه خدا بر روی نیزه باشد و شهر به شهر گردانده شود و مردمان شادمان و رقصان از این کشتار باشند و بعد کدام اسلام بیاید و چه کار کند؟! دشمنان نگذاشتند که نمونه ای از اسلام حقیقی شکل بگیرد. در همان چند سالی هم که امیرالمومنین علی (ع) روی کار آمد با سه جنگ بزرگ بر علیه او شوریدند و بعد چه کسانی بر سر کار آمدند ؟ وقتی هم که ولایت نباشد بقیه چیزها سیاهی لشکر می شوند. پوچ می شوند. گردوی بدون مغز ندیده اید؟ ظاهرش مثل بقیه گردوهاست، اما وقتی می شکنید مثل ذغال است.

Timsar #۱۷
kourosh_iran

کلا در دین مسائل ضد و نقیض زیاده. اصلا مرجع و منبعش هم معلوم نیست بالاخره کیه چیه. و حتی بزرگان و افرادی که به قدیس بودن معروف هستن هم دچار همین تناقضها و مسائل غیرقابل درک هستن.
مثلا من مطالبی دربارهء آیت اله بهجت خوندم قبلا. در جایی صحبتی کرده بود که این صحبتش هم معروفه. همون داستانی که حضرت مسیح از خدا خواهش میکنه یا نمیدونم میپرسه که آیا شیطان رو میبخشه یا نه، خدا میگه که اگر شیطان توبه کنه و بیاد به خطای خودش اعتراف کنه میبخشمش، حضرت مسیح میره به شیطان اینو میگه اما شیطان قبول نمیکنه و این حرفا... حالا بحث چیه؟ بحث اینه که خود کسی مثل بهجت که اینقدر میگن آدم بزرگی بوده مقامات کرامات داره این حرف رو میزنه خودش هم میگه ببینید خدا چقدر بخشنده است که شیطان رو که تمام این مسائل از گور اون بلند شده این همه آدم رو گمراه کرده به این راحتی میبخشه و این حرفا...
خب پس تا اینجا ما میتونیم آیا به مرجعیت و حرف آقای بهجت استناد کنیم بگیم خدایی که اینقدر بخشنده است اینقدر آسون میگیره، نمیاد آدم رو فقط بخاطر نماز نخوندن جهنم بندازه یا نه؟
ولی من میگم شایدم خدا میدونسته شیطان قبول نمیکنه این حرف رو زده - lol
مطمئن باش بحثش بشه امثال همین mbk و خیلی آخوندها همین رو میگن که بله اون حرف خدا بخاطر این بوده که میدونسته شیطان این کار رو نمیکنه این کار براش خیلی سخته!!
دوست عزیز دین همش همینه. بخوای بری سمت دین یعنی کون پارگی حاد، یعنی عقل و شعور و منطق و وجدان رو بذار در کوزه آبش رو بخوره!
حالا بقیهء ماجرا رو واست بگم! من از همین آقای بهجت دیدم جای دیگه نقل شده بود گفته بود که بله نمیدونم در خوابی چیزی دیدم که در اون دنیا یا شایدم برزخ اینه یه عده آدمهای عزب رو دارن عذاب میکنن!
حالا شما ببین این مسئله و روایت با اون یکی داستان چقدر هماهنگی داره؟ خدایی که خود بهجت میگه اینقدر بخشنده است که شیطان رو با یک توبه میبخشه، حالا چطور شده داره یک عده انسان مفلوک عزب بدبخت رو عذاب میکنه بخاطر عزب موندنشون!!
اینه که ادیان و مدعیان اونا آش شله قلم کاری از انواع تناقض گویی و مسائل غیرمنطقی و مخالف عقل و منطق و علم و وجدان بشری هستن.
من یکی اصلا توی کتم نمیره یه آدم عزب واسه چی باید عذاب بشه! عزب موندن خودش بقدر کافی سخت هست، آدم کسخل نیست که دستی دستی خودش رو عزب کنه، حتما یه مشکلی یا مشکلاتی هست بالاخره که عزب میمونه یا این انتخاب رو میکنه. مثلا من خودم یه آدم عزب هستم 😃 آقا کسخل نبودم مگه خودآزاری دارم که خودم رو از این لذت محروم کنم؟ حتما که دلیل و دلایل سخت و روشنی از دید خودم داشتم واسه خودم داشتم که عزب موندم. حالا اون خدایی که بخواد منو بابت این مقصر بدونه و مجازات کنه، من میگم برو به درک! نه ازش میترسم نه باورش دارم، چون بهرصورت وقتی چیزی با عقل و منطق و وجدان و هیچی از دید من جور درنمیاد دیگه بود و نبودش عملا با هم تفاوتی نداره، گذشته از اینکه به این راحتی باور کردنش یعنی اینکه کارایی مغز من با مغز خر تفاوتی نداره بلکه بدتر هم هست!! صد رحمت به خر که نمیفهمه حداقل اینقدر مغزش بدوی هست که دچار این کس شعرها و ویروسهای فکری نمیشه راحت فقط درحال خوردن و ریدن و کردنه!

به نظر من آقای بهجت انسان معصومی نیست شاید علم و اندیشه ایشان در این حد بوده و شاید هم دلیل خاص خودش را برای این حرفها داشته اینها همش ربطی به تناقص اسلام نداره

کوروش-ایران اما من مثل تو انقدر دین را برای خودم سخت و عذاب آور نمیکنم

تعریف من از دین اینه که انسان خلق شده برای اینکه در این دنیا خدای خود را عبادت کند و کارهای نیک انجام دهد سفارشات دین را بهره بگیرد و هر آنچه خوبی است را انجام دهد و از بدی دوری کند،

اگر دین نبود شاید ما تا الان زندگی حیوانی داشتیم، انسان کافر ترس از خدا ندارد چون اصلا اعتقادی به خدا نداره و ممکنه هر گناهی ازش سر بزنه شاید افراد مبتلا به ایدز را دیده و یا تصاویر آن ها را رصد کرده باشید، آن ها همان افرادی هستند که برای خوشی های زود گذر و لحظه‌ای، گرفتار این بیماری و مصیبت شده اند.

Timsar #۱۸

بدن انسان دارای مزاج چهارگانه است و تعادل یا عدم تعادل در این مزاجها بیماری و سلامتی رو رقم میزنه
مصرف بیش از حد غذاهایی با مزاجی خاص طبع رو بسمت آن مزاج سوق می دهد مثلا مصرف زیاد غذاهایی با طبع سرد مزاج را هم سرد خواهد کرد
مثلاً معصوم می‌فرماید: اگر مردم می‌دانستند در نمک چه هست، به غیر نمک مداوا نمی‌کردند، اما پزشکی روز می‌گوید نمک نخورید!
معصومین می‌فرمایند گوشت ماهی کم بخورید. امیرالمؤمنین می‌فرماید مرغ، خوکِ پرندگان است.

آن‌وقت دکترها می‌گویند گوشت سفید مصرف کنید، ماهی زیاد بخورید، مرغ بخورید.

معصومین می‌فرمایند: گوشت گوسفند دواست، اما دکترها می‌گویند گوشت قرمز کم بخورید. روایت داریم که گوشت شتر را نمی‌خورد مگر مؤمن. روایت داریم آب کم بخورید،

ولی دکترها می‌گویند روزانه حداقل 6 تا 8 لیوان آب بخورید.
پس معلوم است که منبع اهل بیت نیستند. خب، حالا چرا این‌قدر اختلاف؟
فرض کنید اصلاً تحقیق کرده‌اند و به این‌جا رسیده‌اند، ولی آیا می‌شود این فرض را پذیرفت؟
چه‌طور تحقیقات‌شان خلاف فرمایش معصومین از آب در می‌آید؟ وقتی بررسی کنید می‌فهمید منبع جای دیگریست!

وقتی یک بررسی اجمالی می‌کنیم می‌بینیم علوم ما، یعنی همان مطالبی که دارد در دانشگاه‌های ما تدریس می‌شود، از همان جا می‌آید که قرآن می‌گوید «أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً».
خداوند در قرآن می فرماید : «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا»1؛ ای پیامبر! تحقیقاً، یقیناً، موکداً شدیدترین دشمنی را نسبت به مؤمنین در یهودیان و مشرکین پیدا می‌کنی.
قرآن وقتی چیزی را بزرگ حساب می‌کند واقعاً بزرگ است: «أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً». اما مسلمانان دقیقاً برعکس این آیه رفتار کرده‌اند. آن افرادی را که قرآن می‌گوید دشمن سرسخت شما هستند و شدیدترین دشمنی را با شما دارند، مسلمان‌ها بیش‌ترین دوستی را با آن‌ها برقرار کرده‌اند! کجا؟ کی؟ در عمل!
من یک سوال از شما می‌پرسم. این مطالبی که الآن به عنوان علم در دانشگاه‌های ما تدریس می‌شود و به جوانان تعلیم داده می‌شود، از کجا می‌آید؟ تا حالا فکر کرده‌ایم یا نه؟ این مطالب از امام صادق و امام باقر است؟ این علم پزشکی که الآن در جامعه‌ی ما و در دانشگاه‌های ماست، منبعش فرمایشات معصومین است یا از جای دیگری می‌آید؟ اگر از امام صادق باشد که نباید این همه تعارض بین نظرات پ
پزشکی روز و فرمایشات معصومین باشد؟
حالا به این روایات توجه کنید :
امیر المومنین (ع) در مورد ماهی می فرماید : أقلوا من أکل الحیتان فإنها تذیب البدن وتکثر البلغم، وتغلظ النفس.
کمتر ماهی بخورید - چون بدن را ذوب می کند و بلغم را زیاد می نماید و نفس را سنگین می کند .
بلغم ، خلط سرد و تری است که ریشه خیلی از بیماری ها ست از جمله تنگی نفس ، فشار خون ....
آن‌ها را دوست خالص و مخلص خودمان فرض کرده‌ایم. چه‌طور؟
مثلا توصیه می کنند به مصرف گوشت ماهی آنهم هفته ای دو تا سه بار . توصیه به مصرف شیر ماست لبنیات گوشت سفید ، آب و ... در صورتی که ریشه هر دردی در غلبه سردی است . گاهی بیمار مراجعه می کند ، بیست تا مریضی دارد و خودش هم فکر می کند که بیست تا مریضی دارد در حالی که وقتی که بررسی می کنیم می بینیم تمام این بیست مریضی در واقع یک مریضی بیشتر نیست و آن مریضی ، غلبه سردی است و اگر سردی را از وجود این بیمار بردارند در خیلی از موارد مشکل حل می شود
خلاصه حالا بی‌رویه توصیه به خوردن گوشت سفید می‌کنند! در مورد گوشت مرغ از
امیرالمومنین روایت داریم که «الدُّجاجُ خِنزیرُ الطَّیر»؛
مرغ، خوکِ پرندگان است. علتش هم گفته شده؛ مرغ مثل خوک نجاست‌خوار است، با این تفاوت که خوک نجاست خودش را می‌خورد، اما مرغ هر نجاستی را که بیابد می‌خورد و پشتک هم می‌زند و کیف هم می‌کند!

تازه مرغی که امیرالمومنین می‌فرمایند مرغ رسمی خانه‌گی است، نه این مرغ ماشی نی با این فرمولی که الآن وجود دارد! مرغِ آن زمان، که نماز شب می‌خواند!!!!

بالا بردن آمار طلاق - عقیمی و ناباروری - تضعیف قوه جنسی - ضعف اعصاب - ضعف و بی حالی - افسردگی عمومی- مشکلات ذهنی و کند فهمی ها .... از جمله مشکلاتی هست که سردی خواری در سطح جامعه بر جای میگذارد.

یکی از سیاست های مهم دشمن که خیلی روی آن مانور می دهد و کار می کند سیاست شوم « سردی خواری » است که سعی کرده اند به عنوان علم پزشکی در مراحل مختلف سردی خواری را ترویج کنند، در صورتی که ریشه هر دردی در غلبه ی سردی بر جسم انسان است و اگر این یک کلمه از جامعه ما برداشته شود بسیاری از مشکلات جامعه ما حل خواهد شد .
پزشکان روز دائما می گویند که سردی بخورید و در تجویزهایشان سفارش به خوردن گرمی خیلی کم پیدا می شود .
دوستی می گفت : مادری آمد پیش من در دوران بارداری. وگفت من بهترین رژیم غذایی را داشتم.شیر، لبنیات و ماه
ماهی ن
یز زیاد مصرف می‌کردم. وقتی بچه به دنیا آمد رفتیم آزمایش. به ما گفتند بچه کمبود کلسیم دارد!» بنده عرض کردم؛ «خانم! شما که می‌فرمایید ماهی زیاد خوردید، لبنیات زیاد خوردید، پس چرا بچه‌تان مشکل کمبود کلسیم پیدا کرده؟ یک سرّی دارد؛ یک فن و فوتی دارد که آن را به شما نمی‌گویند
مثل کوزه‌گری که یک فن و فوتی دارد.»
بله، فوت کوزه‌گری را که نقطه‌ی اصلی است دست مردم نمی‌دهند!

بچه‌ای که مادرش در دوران بارداری لبنیات و سردی‌جات زیاد بخورد، انواع بیماری‌ها و گرفتاری‌ها را از روز تولدش خواهد داشت
یا آشامیدن آب . حتما شنیدید که اطبا فرنگی می فرمایند روزی 7-8 لیوان خوردن آب بر همگان واجب است در حالی که :

امام صادق (ع) می فرمایند :
«أقلِل‏ مِن شُربِ الماءِ؛ فَإِنَّهُ یَمُدُّ كُلَّ داءٍ، وَاجتَنِبِ الدَّواءَ ما احتَمَلَ بَدَنُكَ الدّاء».
(الكافی، ج ۶، ص ۳۸۲، ح۲)
«آب بسیار مخور كه هر دردی را به سوی تو می كشد و تا تاب داری دوا مخور».

« لا تُكثِر مِن شُربِ الماءِ؛ فَإِنَّهُ مادَّةٌ لِكُلِّ داءٍ».(الكافی، ج ۶، ص ۳۸۲، ح ۴)
«زیاد آب ننوشید كه ماده هر بیماری است».
یا در رابطه با نمک : لو یعلم الناس ما فی الملح ما تداووا الا به . اگر مردم از آنچه در نمک هست آگاهی داشتند به غیر نمک با چیزی دیگر مداوا نم کردند.
خداوند عز و جل به موسى بن عمران وحى كرد كه : «با نمك ، آغاز كن و با نمك ، پایان ده ؛ چرا كه درمان هفتاد درد ، در نمك است و كمترینِ این دردها دیوانگى ، جذام ، پیسى ، گلودرد ، دندان‏درد و شكم‏درد است» .
هر كس پیش از هر چیز و پس از هر چیز ، نمك بخورد ، خداوندْ سیصد و سى نوع بلا را كه كمترینش جذام است ، از او برمى‏دارد .

بالاخره بسیاری از مطالبی که طب جدید اصرار بر آن دارد از دیدگاه طب اسلامی مردود است.

mbk #۱۹

به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْنِ وَ إِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدِیکُمْ مِنْهُ مَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لٰکِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿6﴾المائده" < br / > "ای هرآن کسانی باورکردید گداری برپا شدید سوی نماز باز بشویید چهره هاتانُ هم دستهاتانُ سوی آرنج هم بمالید به سرهاتان هم پاهاتانُ سوی دوغوز هم اگر بودید همنشین شده باز پاک بزدایید هم اگر بودید بیماری یا در زمین گردی یا آمد یکی ازتان از درروجا یا سائیدید زنانُ باز نبوده پیدا می کنید آبی باز روی آورید سختی پاکیزه ای باز بمالید به رخ هاتان هم دستهاتان ازش چه می خواهد خداوند برای می گذارد برتان از رنجی هم تا برای بود می خواهد برای پاکیزه می کندتات هم برای رسا می کند سراسر بخششُ برتان تا برای انگیزدتان خوش بجا می آورید خوان6"< br / >

Timsar

... حالا به این روایات توجه کنید : امیر المومنین (ع) در مورد ماهی می فرماید : أقلوا من أکل الحیتان فإنها تذیب البدن وتکثر البلغم، وتغلظ النفس. کمتر ماهی بخورید - چون بدن را ذوب می کند و بلغم را زیاد می نماید و نفس را سنگین می کند . بلغم ، خلط سرد و تری است که ریشه خیلی از بیماری ها ست از جمله تنگی نفس ، فشار خون .... آن‌ها را دوست خالص و مخلص خودمان فرض کرده‌ایم. چه‌طور؟ مثلا توصیه می کنند به مصرف گوشت ماهی آنهم هفته ای دو تا سه بار . توصیه به مصرف شیر ماست لبنیات گوشت سفید ، آب و ... در صورتی که ریشه هر دردی در غلبه سردی است . گاهی بیمار مراجعه می کند ، بیست تا مریضی دارد و خودش هم فکر می کند که بیست تا مریضی دارد در حالی که وقتی که بررسی می کنیم می بینیم تمام این بیست مریضی در واقع یک مریضی بیشتر نیست و آن مریضی ، غلبه سردی است و اگر سردی را از وجود این بیمار بردارند در خیلی از موارد مشکل حل می شود خلاصه حالا بی‌رویه توصیه به خوردن گوشت سفید می‌کنند! در مورد گوشت مرغ از امیرالمومنین روایت داریم که «الدُّجاجُ خِنزیرُ الطَّیر»؛ مرغ، خوکِ پرندگان است. علتش هم گفته شده؛ مرغ مثل خوک نجاست‌خوار است، با این تفاوت که خوک نجاست خودش را می‌خورد، اما مرغ هر نجاستی را که بیابد می‌خورد و پشتک هم می‌زند و کیف هم می‌کند! تازه مرغی که امیرالمومنین می‌فرمایند مرغ رسمی خانه‌گی است، نه این مرغ ماشی نی با این فرمولی که الآن وجود دارد! مرغِ آن زمان، که نماز شب می‌خواند!!!! ..

زمانی که خداوند تنها خوک را ناروا کرد پی ناروا کردن دیگر جانوران هم بخشهایی از بدن آزاد گوشتان همانند دنبلان یا بخشهای مغزشان یا چشمش نروید ما تا کنون هر چه مرغ گونه های گوشت چهار پایان خوردیم بیماری نگرفتیم جز که گزافکاری کرده باشیم خداوندا ما را بیشتر از این روزی های پاک خوشمزه بده بخوریم

Timsar #۲۰
mbk

به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْنِ وَ إِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدِیکُمْ مِنْهُ مَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لٰکِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿6﴾المائده" < br / > "ای هرآن کسانی باورکردید گداری برپا شدید سوی نماز باز بشویید چهره هاتانُ هم دستهاتانُ سوی آرنج هم بمالید به سرهاتان هم پاهاتانُ سوی دوغوز هم اگر بودید همنشین شده باز پاک بزدایید هم اگر بودید بیماری یا در زمین گردی یا آمد یکی ازتان از درروجا یا سائیدید زنانُ باز نبوده پیدا می کنید آبی باز روی آورید سختی پاکیزه ای باز بمالید به رخ هاتان هم دستهاتان ازش چه می خواهد خداوند برای می گذارد برتان از رنجی هم تا برای بود می خواهد برای پاکیزه می کندتات هم برای رسا می کند سراسر بخششُ برتان تا برای انگیزدتان خوش بجا می آورید خوان6"< br / > زمانی که خداوند تنها خوک را ناروا کرد پی ناروا کردن دیگر جانوران هم بخشهایی از بدن آزاد گوشتان همانند دنبلان یا بخشهای مغزشان یا چشمش نروید ما تا کنون هر چه مرغ گونه های گوشت چهار پایان خوردیم بیماری نگرفتیم جز که گزافکاری کرده باشیم خداوندا ما را بیشتر از این روزی های پاک خوشمزه بده بخوریم

خب دیگر من هم در اینجا اشاره به افراط داشتم که در پست پیشین گفتم منظورتان از چهارپایان یعنی همه‌ی حیوانات چهارپا را خوراک میکنید؟ فرقی نمیکند چه حیوانی باشد؟

Timsar #۲۱

جناب mbk شما از چه دینی پیروی میکنید؟

mbk #۲۲

به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
"(نبیء عبادیانی انا الغفور الرحیم ، و ان عذابی هو العذاب الالیم )49,50" "هوشیار کن بندگانم چونم من خیلی آمرزنده خیلی مهربان ,هم که چون ناگواراییم اوست ناگوارا خیلی دردناک 49,50"

Timsar

خب دیگر من هم در اینجا اشاره به افراط داشتم که در پست پیشین گفتم منظورتان از چهارپایان یعنی همه‌ی حیوانات چهارپا را خوراک میکنید؟ فرقی نمیکند چه حیوانی باشد؟

همون گاو گوسفند خودمون من فرمانبردار مسلمانم هم بس نه شیعه نه سنی خداوند پرستم اونی که من هم شما را از تخمی از پدر مادرمان در شکم مادرمان پرورش داد زاده شدیم هم با خوردن خوابیدن بزرگ شدیم پسش می میریم پسش واپسین بازخواست می شویم
پناه بر خداوند خیلی مهربان

kourosh_iran #۲۳
Timsar

هنگامی که به دلیل دین داری، نظر بیفکنیم،

دلیل؟ کدوم دلیل؟

Timsar

متوجه ضرورت دین داری می شویم.

ما که متوجه این ضرورت نشدیم!

Timsar

چون انسان وقتی در مقام اضطرار و ناچاری قرار گرفت

هه هه! کدوم اضطرار کدوم ناچاری؟

Timsar

آیا کسی که در وسط دریا، در شرف غرق شدن قرار گرفته، از تکه الواری که در کنارش است، دست می کشد؟ و در آرزوی قایقی تفریحی می ماند؟

گفتم که من حس نمیکنم که وسط دریا در حال غرق شدن باشم! حالم هم خیلی خوبه.
ضمنا ادیان کلاسیک و خداشون بنظر من درحد چوب پنبه درب بطری هم نیستن! از نظر عقلانی آویزون شدن بهش هیچ توجیه و فایده ای نخواهد داشت!
فرض وسط دریا در حال غرق هم که باشیم، خب تکه الوارهای متعددی اطراف میبینیم که در فواصل مختلفی از ما قرار گرفتن، ما میریم دنبال اونی که بنظرمون به اندازهء کافی بزرگه که بتونه ما رو روی آب نگه داره، و ضمنا فاصلهء اون تا ما هم اونقدری باشه این همه شنا میکنی انرژی و فرصتش رو داشته باشی شانس کافی داشته باشی که بهش برسی و ارزشش رو داشته باشه.
ادیان کلاسیک گفتم که بنظر من یک مشت چوب پنبه درب بطری هم نیستن! حالا میخواد بغل دست آدم هم باشه. من ترجیح میدم شنا کنم و برم دنبال تکه های بزرگتری از دید خودم که بتونن واقعا منو روی آب نگه دارن. به دید من ادیان کلاسیک یک فریب و برای احمق ها هستن!
بعدم گفتم که حالا بفرمایید الان دقیقا این غرق شدن قضیش چیه! منکه دارم زندگیم رو میکنم مشکل خاصی هم نمیبینم. بعد از مرگ هم معلوم نیست چی باشه یا اصلا چیزی باشه. اگرم چیزی باشه، قاعدتا باید فرض کنیم چیزیه که با عقل و خرد و علم و وجدان بشری سازگاری داره، نه اراجیف صدمن یک غاز ادیان کلاسیک.

من شخصا به اصول بنیادین معنویت و از ادیان هم در حد مشترکات و معقولات و چیزهای قابل درک و وجدانی که درشون وجود داره سعی میکنم پایبند باشم. برای من اون تکه الوار همینه.

دیگه این دینهای عریض و طویل پر از تناقض و ابهام و کلی گویی و مغلطه و اراجیف چیزی نیست که بنظر من بیاد تکه الوار خوبی برای انتخاب کردن باشه. هزینه های زیادی دارن، از اون طرف عقل و وجدان میگه که خیلی مشکوک و متناقض و غیرمنطقی و غیرقابل باور هستن.

kourosh_iran #۲۴
Timsar

به نظر من آقای بهجت انسان معصومی نیست شاید علم و اندیشه ایشان در این حد بوده و شاید هم دلیل خاص خودش را برای این حرفها داشته اینها همش ربطی به تناقص اسلام نداره

من یه مثال واضح زدم. وگرنه در طول سالها نه یکی نه دوتا بلکه بارها از مراجع و افراد و منابع مختلف این تناقضها رو دیدم. اساسا فکر میکنم تفکر دینی خودش منشاء خوبی برای این تناقضهاست. اصولا ادیان خودشون پر از تناقض و ابهام و سوالات بی جواب هستن که به این مسائل دامن میزنن. مردم سعی میکنن اونا رو درست فرض کنن، بدون تناقض فرض کنن، اما خب در واقعیت اینطور نیست.

Timsar

کوروش-ایران اما من مثل تو انقدر دین را برای خودم سخت و عذاب آور نمیکنم

دین خودش سخت و عذاب آور هست!
اصلا در قدم اول همینکه یک آدم باهوش و دانشمند بخواد به این اراجیف باور بیاره خودش عذابه. بنابراین این کار رو نمیکنه در نهایت، مگر اینکه زور باشه.

Timsar

تعریف من از دین اینه که انسان خلق شده برای اینکه در این دنیا خدای خود را عبادت کند و کارهای نیک انجام دهد سفارشات دین را بهره بگیرد و هر آنچه خوبی است را انجام دهد و از بدی دوری کند

جان من تو اینقدر حال داری اینقدر هم باز انرژی برات مونده که فکر این چیزا باشی؟
منکه فقط در فکر دفاع کردن از خودم بودم همینکه بتونم گلیم خودم رو از آب بیرون بکشم شاهکار کردم دیگه انرژی و دلخوشی ای چیزی باقی نمیمونه بخوام اینقدر رومانتیک و تخیلی باشم برم اون خدایی رو که این جهان ضعیف کش رو آفریده عبادت کنم بگم بهبه دستت درد نکنه عجب کون ما رو قشنگ پاره کردی خوب ما رو گاهیدی وه چه هنرمندی!!
البته یک مسئله ای هست که نیکی و بدی، خیر و شر، و تاثیر و ماهیت اون رو انسان خودش تاحد زیادی اونایی که عمومی و روشنه حداقل و انحصاری به دین نداره و صرف باور و ادعا و آموزه ها و امر و نهی های دینی نیست انسان خودش به مرور میفهمه و در این زمینه رشد میکنه. من تا این حد رو قبول دارم. البته اینم به شرطی که انسان تحت شرایط فراتر از حد تحملش قرار نگیره و دلیلی برای دلخوشی و خوشبینی و پایداری داشته باشه.

kourosh_iran #۲۵
Timsar

بدن انسان دارای مزاج چهارگانه است و تعادل یا عدم تعادل در این مزاجها بیماری و سلامتی رو رقم میزنه
مصرف بیش از حد غذاهایی با مزاجی خاص طبع رو بسمت آن مزاج سوق می دهد مثلا مصرف زیاد غذاهایی با طبع سرد مزاج را هم سرد خواهد کرد
مثلاً معصوم می‌فرماید: اگر مردم می‌دانستند در نمک چه هست، به غیر نمک مداوا نمی‌کردند، اما پزشکی روز می‌گوید نمک نخورید!
معصومین می‌فرمایند گوشت ماهی کم بخورید. امیرالمؤمنین می‌فرماید مرغ، خوکِ پرندگان است.

آن‌وقت دکترها می‌گویند گوشت سفید مصرف کنید، ماهی زیاد بخورید، مرغ بخورید.

معصومین می‌فرمایند: گوشت گوسفند دواست، اما دکترها می‌گویند گوشت قرمز کم بخورید. روایت داریم که گوشت شتر را نمی‌خورد مگر مؤمن. روایت داریم آب کم بخورید،

ولی دکترها می‌گویند روزانه حداقل 6 تا 8 لیوان آب بخورید.
پس معلوم است که منبع اهل بیت نیستند. خب، حالا چرا این‌قدر اختلاف؟
فرض کنید اصلاً تحقیق کرده‌اند و به این‌جا رسیده‌اند، ولی آیا می‌شود این فرض را پذیرفت؟
چه‌طور تحقیقات‌شان خلاف فرمایش معصومین از آب در می‌آید؟ وقتی بررسی کنید می‌فهمید منبع جای دیگریست!

وقتی یک بررسی اجمالی می‌کنیم می‌بینیم علوم ما، یعنی همان مطالبی که دارد در دانشگاه‌های ما تدریس می‌شود، از همان جا می‌آید که قرآن می‌گوید «أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً».
خداوند در قرآن می فرماید : «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا»1؛ ای پیامبر! تحقیقاً، یقیناً، موکداً شدیدترین دشمنی را نسبت به مؤمنین در یهودیان و مشرکین پیدا می‌کنی.
قرآن وقتی چیزی را بزرگ حساب می‌کند واقعاً بزرگ است: «أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً». اما مسلمانان دقیقاً برعکس این آیه رفتار کرده‌اند. آن افرادی را که قرآن می‌گوید دشمن سرسخت شما هستند و شدیدترین دشمنی را با شما دارند، مسلمان‌ها بیش‌ترین دوستی را با آن‌ها برقرار کرده‌اند! کجا؟ کی؟ در عمل!
من یک سوال از شما می‌پرسم. این مطالبی که الآن به عنوان علم در دانشگاه‌های ما تدریس می‌شود و به جوانان تعلیم داده می‌شود، از کجا می‌آید؟ تا حالا فکر کرده‌ایم یا نه؟ این مطالب از امام صادق و امام باقر است؟ این علم پزشکی که الآن در جامعه‌ی ما و در دانشگاه‌های ماست، منبعش فرمایشات معصومین است یا از جای دیگری می‌آید؟ اگر از امام صادق باشد که نباید این همه تعارض بین نظرات پ
پزشکی روز و فرمایشات معصومین باشد؟
حالا به این روایات توجه کنید :
امیر المومنین (ع) در مورد ماهی می فرماید : أقلوا من أکل الحیتان فإنها تذیب البدن وتکثر البلغم، وتغلظ النفس.
کمتر ماهی بخورید - چون بدن را ذوب می کند و بلغم را زیاد می نماید و نفس را سنگین می کند .
بلغم ، خلط سرد و تری است که ریشه خیلی از بیماری ها ست از جمله تنگی نفس ، فشار خون ....
آن‌ها را دوست خالص و مخلص خودمان فرض کرده‌ایم. چه‌طور؟
مثلا توصیه می کنند به مصرف گوشت ماهی آنهم هفته ای دو تا سه بار . توصیه به مصرف شیر ماست لبنیات گوشت سفید ، آب و ... در صورتی که ریشه هر دردی در غلبه سردی است . گاهی بیمار مراجعه می کند ، بیست تا مریضی دارد و خودش هم فکر می کند که بیست تا مریضی دارد در حالی که وقتی که بررسی می کنیم می بینیم تمام این بیست مریضی در واقع یک مریضی بیشتر نیست و آن مریضی ، غلبه سردی است و اگر سردی را از وجود این بیمار بردارند در خیلی از موارد مشکل حل می شود
خلاصه حالا بی‌رویه توصیه به خوردن گوشت سفید می‌کنند! در مورد گوشت مرغ از
امیرالمومنین روایت داریم که «الدُّجاجُ خِنزیرُ الطَّیر»؛
مرغ، خوکِ پرندگان است. علتش هم گفته شده؛ مرغ مثل خوک نجاست‌خوار است، با این تفاوت که خوک نجاست خودش را می‌خورد، اما مرغ هر نجاستی را که بیابد می‌خورد و پشتک هم می‌زند و کیف هم می‌کند!

تازه مرغی که امیرالمومنین می‌فرمایند مرغ رسمی خانه‌گی است، نه این مرغ ماشی نی با این فرمولی که الآن وجود دارد! مرغِ آن زمان، که نماز شب می‌خواند!!!!

بالا بردن آمار طلاق - عقیمی و ناباروری - تضعیف قوه جنسی - ضعف اعصاب - ضعف و بی حالی - افسردگی عمومی- مشکلات ذهنی و کند فهمی ها .... از جمله مشکلاتی هست که سردی خواری در سطح جامعه بر جای میگذارد.

یکی از سیاست های مهم دشمن که خیلی روی آن مانور می دهد و کار می کند سیاست شوم « سردی خواری » است که سعی کرده اند به عنوان علم پزشکی در مراحل مختلف سردی خواری را ترویج کنند، در صورتی که ریشه هر دردی در غلبه ی سردی بر جسم انسان است و اگر این یک کلمه از جامعه ما برداشته شود بسیاری از مشکلات جامعه ما حل خواهد شد .
پزشکان روز دائما می گویند که سردی بخورید و در تجویزهایشان سفارش به خوردن گرمی خیلی کم پیدا می شود .
دوستی می گفت : مادری آمد پیش من در دوران بارداری. وگفت من بهترین رژیم غذایی را داشتم.شیر، لبنیات و ماه
ماهی ن
یز زیاد مصرف می‌کردم. وقتی بچه به دنیا آمد رفتیم آزمایش. به ما گفتند بچه کمبود کلسیم دارد!» بنده عرض کردم؛ «خانم! شما که می‌فرمایید ماهی زیاد خوردید، لبنیات زیاد خوردید، پس چرا بچه‌تان مشکل کمبود کلسیم پیدا کرده؟ یک سرّی دارد؛ یک فن و فوتی دارد که آن را به شما نمی‌گویند
مثل کوزه‌گری که یک فن و فوتی دارد.»
بله، فوت کوزه‌گری را که نقطه‌ی اصلی است دست مردم نمی‌دهند!

بچه‌ای که مادرش در دوران بارداری لبنیات و سردی‌جات زیاد بخورد، انواع بیماری‌ها و گرفتاری‌ها را از روز تولدش خواهد داشت
یا آشامیدن آب . حتما شنیدید که اطبا فرنگی می فرمایند روزی 7-8 لیوان خوردن آب بر همگان واجب است در حالی که :

امام صادق (ع) می فرمایند :
«أقلِل‏ مِن شُربِ الماءِ؛ فَإِنَّهُ یَمُدُّ كُلَّ داءٍ، وَاجتَنِبِ الدَّواءَ ما احتَمَلَ بَدَنُكَ الدّاء».
(الكافی، ج ۶، ص ۳۸۲، ح۲)
«آب بسیار مخور كه هر دردی را به سوی تو می كشد و تا تاب داری دوا مخور».

« لا تُكثِر مِن شُربِ الماءِ؛ فَإِنَّهُ مادَّةٌ لِكُلِّ داءٍ».(الكافی، ج ۶، ص ۳۸۲، ح ۴)
«زیاد آب ننوشید كه ماده هر بیماری است».
یا در رابطه با نمک : لو یعلم الناس ما فی الملح ما تداووا الا به . اگر مردم از آنچه در نمک هست آگاهی داشتند به غیر نمک با چیزی دیگر مداوا نم کردند.
خداوند عز و جل به موسى بن عمران وحى كرد كه : «با نمك ، آغاز كن و با نمك ، پایان ده ؛ چرا كه درمان هفتاد درد ، در نمك است و كمترینِ این دردها دیوانگى ، جذام ، پیسى ، گلودرد ، دندان‏درد و شكم‏درد است» .
هر كس پیش از هر چیز و پس از هر چیز ، نمك بخورد ، خداوندْ سیصد و سى نوع بلا را كه كمترینش جذام است ، از او برمى‏دارد .

بالاخره بسیاری از مطالبی که طب جدید اصرار بر آن دارد از دیدگاه طب اسلامی مردود است.

خوبه خودت همه اینا رو گفتی چون منم نمیدونستم که منابع دینی حتی در زمینهء پزشکی/تغذیه هم اینقدر با علم روز دنیا در تضاد آشکار هستن 😃

هر عاقل و خردمند و دانشمندی میدونه که علم روز دنیا معتبرتره و دلایل علمی و تجربی و اثبات های قابل درک و لمس داره. بقیش هم که یه مشت تئوری توطئه مسخره بافتی واسه خودت.
همین ژاپنی ها با اون رژیم غذایی که دارن غذاهای دریایی مثلا ماهی زیاد میخورن (اونم خیلی وقتا خام!) بخاطر همین سلامتی و طول عمر زیادی دارن.

ارتابان #۲۶
Timsar

من خودم به تازه‌گی شک‌گرا شدم اما تا وقتی که شکم تبدیل به یقین نشه همانند دیگر دوستان دفترچه به این زودی وا نمیدهم و میخواهم در اینباره بیشتر بدانم، میشه بگید کجای دین مخالف پیشرفت و اندیشه های نو بوده؟

گرامی برای نمونه دانش فرگشت یکی از بنیادی ترین
دانش های امروز جهان میباشد که مایه پیشبرد
بسیاری از دانشها مانند ژنتیک میباشد وانگه دین داران
با چنین دانشی میستیزند و ان را پس میزنند
هر چند که برخی از اسلام گراهای روشن اندیش تر
ان را پذیرفته اند

Timsar #۲۷
kourosh_iran

دلیل؟ کدوم دلیل؟

ما که متوجه این ضرورت نشدیم!

به نظر من دین و ایمان لازمه زندگی بشر است فرضا مجرمی به خانه شما بیاید "البته عذر میخوام اینطور مثال میزنم" به نوامیستان خواهر و مادرتان تعرض جنسی کند و مال و اموال شما را غارت کند آنوقت چه کار میکنید؟ اگر دین را قبول نداشته باشی و تابع دموکراسی کشوری که احیانا برای خودت قوانینش را پذیرفته‌ای و در آنجا زندگی میکنی، نهایت میگویی هر چه قانون گفت دزد را میگیرند و من هم خسارتم را مطالبه میکنم و طرف را چند سالی بستگی به نوع جرم حبس میکنند. آنوقت هم این حرف را میزنی که گور بابای ادیان که همچین مجرمی را سنگسار میکنند؟ یا این حرفها و بالای منبر رفتن‌ها برای امثال من است؟ حالا برعکس این قضیه خودت این جرم را مرتکب شده باشی چون دینی نداری و به خدا اعتقادی نداری شاید با خودت بگویی ب کیرم میرم کُس مردم رو میکنم و هر چی هم دارن میدزدم نهایت چند سال زندانه بعد آزاد میشم و برای خودم خوش میگذرانم، اما دین دار اینجور مواقع کمی تفکر و تامل میکنه دین و وجدان و ایمانش همچین اجازه‌ای رو بهش نمیده که دنباله خلاف باشه. پ.ن: این مثال از خودم بود بیشتر میخوام بدونم نظرت در این مورد چیه.

😳

undead_knight #۲۸
Timsar

به نظر من دین و ایمان لازمه زندگی بشر است فرضا مجرمی به خانه شما بیاید "البته عذر میخوام اینطور مثال میزنم" به نوامیستان خواهر و مادرتان تعرض جنسی کند و مال و اموال شما را غارت کند آنوقت چه کار میکنید؟ اگر دین را قبول نداشته باشی و تابع دموکراسی کشوری که احیانا برای خودت قوانینش را پذیرفته‌ای و در آنجا زندگی میکنی، نهایت میگویی هر چه قانون گفت دزد را میگیرند و من هم خسارتم را مطالبه میکنم و طرف را چند سالی بستگی به نوع جرم حبس میکنند. آنوقت هم این حرف را میزنی که گور بابای ادیان که همچین مجرمی را سنگسار میکنند؟ یا این حرفها و بالای منبر رفتن‌ها برای امثال من است؟ حالا برعکس این قضیه خودت این جرم را مرتکب شده باشی چون دینی نداری و به خدا اعتقادی نداری شاید با خودت بگویی ب کیرم میرم کُس مردم رو میکنم و هر چی هم دارن میدزدم نهایت چند سال زندانه بعد آزاد میشم و برای خودم خوش میگذرانم، اما دین دار اینجور مواقع کمی تفکر و تامل میکنه دین و وجدان و ایمانش همچین اجازه‌ای رو بهش نمیده که دنباله خلاف باشه. پ.ن: این مثال از خودم بود بیشتر میخوام بدونم نظرت در این مورد چیه. 😳

اینکه در پاکستان با اکثریت مسلمان هر دو ساعت یک تجاوز و هر هشت ساعت یک تجاوز جمعی وجود داره مطلقا هیچ ارتباطی به اسلام نداره :))
تازه رفتار مسلمین با سایر مسلمین هست، رفتار مسلمین با کفار رو میتونید در داعش ببینید.
البته اشتباه نکن، من نمیگم آدم ها بدون دین دست به این کارها نمیزنم فقط میگم ادیان در این زمینه رفوزه هستند.دلیلش هم مشخص هست در هر دین به تعداد آدم ها اختلاف تفسیر دین هست، و وقتی این اختلاف ها شدید میشه همدیگه رو کافر اعلام میکنند.

حالا اگر اصرار به برداشت احساسی داری:اولا مجازات خشن و وحشیانه اختراع ادیان نیستند، در تمام دنیا وجود داشتند و برای اجرا کردنشون لازم نیست دیندار باشیم.

دوما فرض کن کسی سه نفر از اعضای خانوادت رو کشته،حالا اگر تو دلت خواست سه نفر از اعضای خانوادش رو بکشی چی؟!پس یه جایی باید واکنش احساسی محدود بشه.

سوما قانون جزایی مدرن برای انتقام گیری نیست، چون پایانی بر انتقام جویی نمیشه متصور بود. هدف این هست که خطر مجرم از سر اجتماع برداشته بشه(با تنبیه، حبس، کشتنش) و بازدارندگی ایجاد بشه.اینکه چه مجازاتی بازدارنده هست هم یک مسئله آماری هست و با تصورات نمیشه به نتیجه رسید ولی به طور کلی تاریخ نشون داده مجازات های وحشیانه نتونستند جرم رو منقرض کنند.

mbk #۲۹

به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
" هُوَ الَّذِی خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یُخْرِجُكُمْ طِفْلا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُیُوخًا وَمِنْكُمْ مَنْ یُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلا مُسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ( 67 ) الغافر"
"اوست کسی آفریدتان از خاکی پس از تخمی پس از آویزانی پس درمی آوردتان کودکی پس تا می رسید سختیتان پس برای می شوید پیرهایی هم ازتان سراسر جان می دهد از پیشتر هم برای می رسید پایانگاهی شناسه گشته ای هم تا برای انگیزدتان اندیشه می شوید 67 آمرزنده"

ارتابان

گرامی برای نمونه دانش فرگشت یکی از بنیادی ترین
دانش های امروز جهان میباشد که مایه پیشبرد
بسیاری از دانشها مانند ژنتیک میباشد وانگه دین داران
با چنین دانشی میستیزند و ان را پس میزنند
هر چند که برخی از اسلام گراهای روشن اندیش تر
ان را پذیرفته اند

ببینید این فرگشت شما کجا هم فرگشتی که خداوند گفته کجا؟
هی می پرونید از نواده های میمونیم میونها هم زاده دیگر جانوران هم دیگر جانوران از گیاهان تا برسیم به خاک ؟یا می گویید رفتارها ژنتیکی اند چرا رفتارهای زشت را خداوند در آدم گذاشت خداوند با این که ژنتیک یا هر کج رفتاری را گذاشته باز توان فرار را هم به آدمی داده نمونه اش کسی کشش به دزدی دارد اندیشه هم شکیبایی هم به او می دهد ترس یا مژده هم به او داده که پیامدش بد است یا خوب
چرا خداوند را ناتوان می انگارید که نتواند آدمی بسازد بی آنکه از میمون درآمده باشد ؟خداوند گفت آدمی را از گل بدبو آفرید خوب این نشان از این دارد که آدمی تا از گل آجر مانند ساخته شود دچار دگرگونی های فراوانی شده نه که از میمون جهش کند
همانند این که بگویید هواپیما موتورش از تیلر های های کشاورزی است شاید همانندی هایی داشته باشند
یا یک برنامه ساز رایانه ای الگوریتمی را بلد است بخواهد با زبان برنامه سازی که تازه خودش ساخت پیاده کند که پیشتر نبوده آن زبان یا اگر بوده کاربردی آنچنانی برای الگوریتمش نداشته که سراسر پیاده شود
تازه اینها را برای ساده سازی گفتم یا همان عیسی درود خداوند برش باد با آنکه بی پدر به دنیا آمد باز چندی در شکم مادرش بوده تا زائیده شده
دانش خداوندی را که همش را ما بلد نیستیم کمی را در دست ما داده
برخی اینجا هی زور می زنند که بگویند آیین های پیشین هزینه های سرسام آوری دارد که به دیدم روی گمان چیزی پرداندن بیش نیست

من خودم زمان نماز خیلی اندیشه ام سرجا می آید هم رها از فشار کار زندگی که می شوم دریافت بهتری به پیرامونم دارم در برابر زمانی که همه اش به اندیشهء دویدن های الکی باشم یا روزه گرفتن زمانی که خودم می گرفتم دوسه روز آغازین کمی سخت می نمود همانند کوهنوردی بود پسش باهاش آسوده بودم دوربری هایم نزدیک چنین چیزی را می گویند

خداوندا مرا به آسیب می رسانی مرا سود می رسانی دست کسی دیگر نیست تنها به تو تکیه می کنم

Timsar #۳۰
undead_knight

اینکه در پاکستان با اکثریت مسلمان هر دو ساعت یک تجاوز و هر هشت ساعت یک تجاوز جمعی وجود داره مطلقا هیچ ارتباطی به اسلام نداره :))
تازه رفتار مسلمین با سایر مسلمین هست، رفتار مسلمین با کفار رو میتونید در داعش ببینید.

در اینکه تجاوز در همه‌ی دنیا وجود داره هیچ شکی نیست اروپا، آسیا، کشورهای اسلامی این را که دیگر نمیشود انکار کرد،

شاید آمار تجاوز در کشورهای اسلامی بدلیل فقر فرهنگی نیز بیشتر باشد. چندی پیش اخبار بی‌بی‌سی را که رصد میکردم از تجاوز چند مرد پاکستانی به دختر 22 ساله میگفت، جالبه که تا یه مدت کسی از این تجاوز خبر نداشت تا اینکه متجاوزین کلیپ سکسی را در فضای مجازی پخش کردن !! پلیس بی قانون پاکستان هم انگار نه انگار اتفاقی افتاده است این ماجرا نمونه‌ای است بارز از ناتوانی نظام حقوقی پاکستان در هم‌گام شدن با تغییرات سریع فن‌آوری و جامعه. به نظر من اینها هیچ ربطی به احکام اسلامی ندارد و همش بخاطر بی‌عرضگی و بی‌قانونی کشورهای عقب افتاده پاکستان ، عراق ، ایران ، افغانستان و ... میباشد

در مورد داعش که اینها ادعای مسلمانی میکنند اما بویی از اسلام نبرده‌اند همچنین مسئولین مملکت ایران به نظر من اینها هیچ فرقی با دواعش ندارند و همگی از یه قماش هستند، طرف بخاطر 2000 دلار عضو داعش شده بود !! جالب است پلیس عراق را با 100 دلار خریده بودن که راه بین شهری را بدون درگیری برای داعش باز کند

!!

undead_knight

البته اشتباه نکن، من نمیگم آدم ها بدون دین دست به این کارها نمیزنم فقط میگم ادیان در این زمینه رفوزه هستند.دلیلش هم مشخص هست در هر دین به تعداد آدم ها اختلاف تفسیر دین هست، و وقتی این اختلاف ها شدید میشه همدیگه رو کافر اعلام میکنند.

این اختلاف تفسیر را قبول دارم این تندروی‌ها ربطی به دین نداره مشکل از مبلغان دین است و این امری طبیعی است که یک یهودی و یا مسیحی یا سنی و هندو بر اساس تعصبی که به دین خود دارد بگوید دین من بهتر و کامل‌تر است اما انسان عقل و خرد دارد هر آنچه منطقی باشد میپذیرد.

undead_knight

حالا اگر اصرار به برداشت احساسی داری:اولا مجازات خشن و وحشیانه اختراع ادیان نیستند، در تمام دنیا وجود داشتند و برای اجرا کردنشون لازم نیست دیندار باشیم.

میشود مثالی در این مورد بزنید؟
مثلا مجازاتی که در اسلام ایراد داشته باشد در مورد تجاوز و سکس.

undead_knight

دوما فرض کن کسی سه نفر از اعضای خانوادت رو کشته،حالا اگر تو دلت خواست سه نفر از اعضای خانوادش رو بکشی چی؟!پس یه جایی باید واکنش احساسی محدود بشه.

در کجا چنین اختیاری را بهت میدن که اگر سه نفر از اعضای خانواده‌ات را کشتند و بری از خانواده‌اش سه نفر را گلچین کنی؟

😳

undead_knight

سوما قانون جزایی مدرن برای انتقام گیری نیست، چون پایانی بر انتقام جویی نمیشه متصور بود. هدف این هست که خطر مجرم از سر اجتماع برداشته بشه(با تنبیه، حبس، کشتنش) و بازدارندگی ایجاد بشه.اینکه چه مجازاتی بازدارنده هست هم یک مسئله آماری هست و با تصورات نمیشه به نتیجه رسید ولی به طور کلی تاریخ نشون داده مجازات های وحشیانه نتونستند جرم رو منقرض کنند.

من هم این را قبول دارم خطر مجرم از سر اجتماع برداشته بشه و این را هم قبول دارم مجازات‌های وحشیانه نتونستند جرم را منقرض کنند 🌹 ولی اجرای درست مجازات میتونه مملکت را از هر دمبیلی قانون‌مندتر بکند.

Russell #۳۱
undead_knight

اینکه در پاکستان با اکثریت مسلمان هر دو ساعت یک تجاوز و هر هشت ساعت یک تجاوز جمعی وجود داره مطلقا هیچ ارتباطی به اسلام نداره :))
تازه رفتار مسلمین با سایر مسلمین هست، رفتار مسلمین با کفار رو میتونید در داعش ببینید.
البته اشتباه نکن، من نمیگم آدم ها بدون دین دست به این کارها نمیزنم فقط میگم ادیان در این زمینه رفوزه هستند.دلیلش هم مشخص هست در هر دین به تعداد آدم ها اختلاف تفسیر دین هست، و وقتی این اختلاف ها شدید میشه همدیگه رو کافر اعلام میکنند.

ما امروز میدانیم که سکس ترافیک و تجاوز پاکستانی‌ها اگر در راه کوبیدن
ارزش‌هایِ جامعه و «مالتی‌کالچرالیسم» باشد خیلی هم خوب است و
مورد حمایت انسانگرایان چپ هم قرار خواهید گرفت:
Rotherham child sex abuse scandal: Labour Home Office to be probed over what Tony Blairs government knew - and when - UK Politics - UK - The Independent

kourosh_iran #۳۲
Timsar

به نظر من دین و ایمان لازمه زندگی بشر است فرضا مجرمی به خانه شما بیاید "البته عذر میخوام اینطور مثال میزنم" به نوامیستان خواهر و مادرتان تعرض جنسی کند و مال و اموال شما را غارت کند آنوقت چه کار میکنید؟ اگر دین را قبول نداشته باشی و تابع دموکراسی کشوری که احیانا برای خودت قوانینش را پذیرفته‌ای و در آنجا زندگی میکنی، نهایت میگویی هر چه قانون گفت دزد را میگیرند و من هم خسارتم را مطالبه میکنم و طرف را چند سالی بستگی به نوع جرم حبس میکنند. آنوقت هم این حرف را میزنی که گور بابای ادیان که همچین مجرمی را سنگسار میکنند؟ یا این حرفها و بالای منبر رفتن‌ها برای امثال من است؟ حالا برعکس این قضیه خودت این جرم را مرتکب شده باشی چون دینی نداری و به خدا اعتقادی نداری شاید با خودت بگویی ب کیرم میرم کُس مردم رو میکنم و هر چی هم دارن میدزدم نهایت چند سال زندانه بعد آزاد میشم و برای خودم خوش میگذرانم، اما دین دار اینجور مواقع کمی تفکر و تامل میکنه دین و وجدان و ایمانش همچین اجازه‌ای رو بهش نمیده که دنباله خلاف باشه. پ.ن: این مثال از خودم بود بیشتر میخوام بدونم نظرت در این مورد چیه. 😳

اولا که شما دارید از عقل و وجدان بشری سوال میکنید، پس چه نیازی به دین هست؟
اگر بشر خودش تشخیص داده، در یک دموکراسی، یا اندیشمندان و قانونگذاران خبره، که مجازات هرجرمی چی باشه، پس دیگه حرفی باقی نمیمونه. حالا اگر عده ای، که بنظرم اقلیت باشن، اعتقاد به مجازات سخت تری داشته باشن، اونا چاره ای ندارن که به قوانین اجتماعی که درش زندگی میکنن احترام بذارن. صرفنظر از اینکه نظر کی درسته. این قانون زندگی اجتماعیه. یکسری چیزها بدست میاری، یکسری مزایا، حقوق، محافظت ها، و یکسری آزادیها رو هم از دست میدی و باید بعضی چیزهایی رو هم که خلاف نظر و خوشایند خودت باشه بپذیری و بهت تحمیل میشه.

بعدم فرضا هم من با مجازات اسلام در یک زمینه ای موافق باشم، خب که چی؟ فقط بخاطر این تک و توک موارد که نمیام کلیت اسلام رو بپذیرم و بخوام باورش کنم، بهش متعهد بشم، تمام کلیات و جزییاتش رو رعایت کنم، یا بگم حکومت اسلامی باشه! بلکه باید ببینم در کل جمع جبری سود و ضرر، درست و نادرست، معقول و چرند در اون نظام فکری چیه. اینه بخاطر چند مورد اینطور و اینکه آهان یه روزی اگر اینطور شد اونوقت نظر من رعایت بشه بیام و این نظام عریض و طویل و پرهزینه رو بپذیرم و بر خودم و دیگران حاکم کنم، منطقی نیست. نظامی که غلط/بی پایه باشه حتی جعلی و کار یک کلاهبردار باشه، لزوما اینطور نیست که درش چیزهای درست و خوب وجود نداشته باشه. پس وجود اون چیزها دلیل نمیشه بگیم خود اون نظام کلش یا از اساس درسته و ثابت میشه به این خاطر.

حالا پس اصلا دلیلی برای جواب دادن صریح به سوالات شما باقی نمیمونه، چون گفتم توضیح دادم که بهرحال چیزی رو در عمل عوض نمیکنه و دلیل کافی برای تغییر تفکر و تصمیم من یکی که نیست! ولی فقط اینو بگم که خیالت راحت شه: حتی اگر نظر من در این زمینه با قانون اسلام یکی باشه، ولی بازم این رو بعنوان هزینه برای راحت شدن از شر اسلام قبول میکنم که در جامعه ای زندگی کنم که قانونش مثل کشورهای غربی باشه. چون زندگی خیلی گسترده تر و فراتر از اینهاست و نیازها و بدبختی ها بیش از این هست که دلم بخواد فقط به امثال این خوش باشه که بله اگر یه روزی یه دزدی چیزی اومد این کار رو کرد اونوقت این مجازات درمورد اعمال بشه یا به این خاطر اثر بازدارندگی داشته باشه و در نتیجه اینطور جرم ها کمتر بشه و این حرفا! اگر هم این قانون واقعا از نظر عقل و وجدان بشری مناسب بود، خب میتونن خودشون وضع کنن، چه نیازی به دین هست؟ لابد بنظرشون درست نبود که اینطور وضع نکردن. شما داری از خود بشر میپرسی، یعنی از عقل و وجدان خودش. طوری صحبت میکنی که انگار این مسئله که حکم دین درست تره بدیهیه و بشریت اومده خلافش رو انجام داده برخلاف عقل و وجدان خودش!! میشه بپرسم اگر بر خلاف عقل و وجدان خودش بوده پس چرا این کار رو کرده؟!

kourosh_iran #۳۳
mbk

من خودم زمان نماز خیلی اندیشه ام سرجا می آید هم رها از فشار کار زندگی که می شوم دریافت بهتری به پیرامونم دارم در برابر زمانی که همه اش به اندیشهء دویدن های الکی باشم یا روزه گرفتن زمانی که خودم می گرفتم دوسه روز آغازین کمی سخت می نمود همانند کوهنوردی بود پسش باهاش آسوده بودم دوربری هایم نزدیک چنین چیزی را می گویند

تجربهء من اینطور نبوده.
حالا نظر علما چیه؟
اگر یه مسئلهء تجربی و دریافت های مستقیم یا شخصی خودت رو گفتی، پس نمیتونی همینطوری به دیگران بسط بدی و تحمیل کنی. هرکس باید خودش تجربه کنه خودش بفهمه و تعقل کنه و بر اساس نظر خودش عمل کنه در این باب.
خیلی ها باشن مثل شما، خیلی ها هم هستن غیر شما و برخلاف شما.
تازه از کجا معلوم که حتی درمورد امثال شما هم اینا همش حاصل خیال پردازی و تلقین و القا و تحت تاثیر باورهای صرف نباشه؟ تاثیر تلقین در انسان خیلی وقته ثابت و پذیرفته شده. بخصوص در مسائل روانی که 100% که شکی درش نیست که میتونه کارایی داشته باشه.

Timsar #۳۴
kourosh_iran

اولا که شما دارید از عقل و وجدان بشری سوال میکنید، پس چه نیازی به دین هست؟
اگر بشر خودش تشخیص داده، در یک دموکراسی، یا اندیشمندان و قانونگذاران خبره، که مجازات هرجرمی چی باشه، پس دیگه حرفی باقی نمیمونه. حالا اگر عده ای، که بنظرم اقلیت باشن، اعتقاد به مجازات سخت تری داشته باشن، اونا چاره ای ندارن که به قوانین اجتماعی که درش زندگی میکنن احترام بذارن. صرفنظر از اینکه نظر کی درسته. این قانون زندگی اجتماعیه. یکسری چیزها بدست میاری، یکسری مزایا، حقوق، محافظت ها، و یکسری آزادیها رو هم از دست میدی و باید بعضی چیزهایی رو هم که خلاف نظر و خوشایند خودت باشه بپذیری و بهت تحمیل میشه.

من به تو قول میدهم اگر دینی وجود نداشت در مورد جرمی که مثال زدم به بدترین شکل ممکن کون طرف را جر میدادن جوری بهاش برخورد میکردن که طرف از بدنیا اومدنش پیشمون بشه، حالا این شعارها قشنگ برای کوبیدن دین و تشویش افکار مسلمین است.

kourosh_iran

بعدم فرضا هم من با مجازات اسلام در یک زمینه ای موافق باشم، خب که چی؟ فقط بخاطر این تک و توک موارد که نمیام کلیت اسلام رو بپذیرم و بخوام باورش کنم، بهش متعهد بشم، تمام کلیات و جزییاتش رو رعایت کنم، یا بگم حکومت اسلامی باشه! بلکه باید ببینم در کل جمع جبری سود و ضرر، درست و نادرست، معقول و چرند در اون نظام فکری چیه. اینه بخاطر چند مورد اینطور و اینکه آهان یه روزی اگر اینطور شد اونوقت نظر من رعایت بشه بیام و این نظام عریض و طویل و پرهزینه رو بپذیرم و بر خودم و دیگران حاکم کنم، منطقی نیست. نظامی که غلط/بی پایه باشه حتی جعلی و کار یک کلاهبردار باشه، لزوما اینطور نیست که درش چیزهای درست و خوب وجود نداشته باشه. پس وجود اون چیزها دلیل نمیشه بگیم خود اون نظام کلش یا از اساس درسته و ثابت میشه به این خاطر.

اینطور که من فهمیدم چند مورد است که خیلی‌ها بی‌دینی را ترجیح میدهند:

  • برای فرار از تکلیف دین، حوصله انجام تکلیف ندارم
  • دین تناقض دارد
  • حکومت‌های اسلامی قوانین درستی ندارند و از اساس باطل هستن
  • رفتارهای ضد بشری مسلمین
  • دین باعث حبس در یک محدوده فکری میشود لذا باید کنار گذاشته شود

اما به نظر من اینها هیچک یک دلیلی برای بی‌دینی بودن نیست دین نمیگوید دنباله علم و دانش نرو رفتار تندرو چند مسلمان نمیتواند الگوی دین باشد، مشکل از مبلغان دین است حکومت اسلامی ایران از پایه و اساس مشکل دارد این هم باز ربطی به اسلام ندارد در پاکستان و عراق و دیگر کشورهای اسلامی اگر تجاوز جنسی و کشتار بین مسلمین هست ربطی به دین ندارد مشکل کسیه که نقاب دین میزنه و میگه خون من رنگین تره پس یا حرف من یا نابودیه باقی، دین یه فرموله برای رسیدن به کمال و بنظرم کاملا شخصیه.

kourosh_iran

حالا پس اصلا دلیلی برای جواب دادن صریح به سوالات شما باقی نمیمونه، چون گفتم توضیح دادم که بهرحال چیزی رو در عمل عوض نمیکنه و دلیل کافی برای تغییر تفکر و تصمیم من یکی که نیست! ولی فقط اینو بگم که خیالت راحت شه: حتی اگر نظر من در این زمینه با قانون اسلام یکی باشه، ولی بازم این رو بعنوان هزینه برای راحت شدن از شر اسلام قبول میکنم که در جامعه ای زندگی کنم که قانونش مثل کشورهای غربی باشه. چون زندگی خیلی گسترده تر و فراتر از اینهاست و نیازها و بدبختی ها بیش از این هست که دلم بخواد فقط به امثال این خوش باشه که بله اگر یه روزی یه دزدی چیزی اومد این کار رو کرد اونوقت این مجازات درمورد اعمال بشه یا به این خاطر اثر بازدارندگی داشته باشه و در نتیجه اینطور جرم ها کمتر بشه و این حرفا! اگر هم این قانون واقعا از نظر عقل و وجدان بشری مناسب بود، خب میتونن خودشون وضع کنن، چه نیازی به دین هست؟ لابد بنظرشون درست نبود که اینطور وضع نکردن. شما داری از خود بشر میپرسی، یعنی از عقل و وجدان خودش. طوری صحبت میکنی که انگار این مسئله که حکم دین درست تره بدیهیه و بشریت اومده خلافش رو انجام داده برخلاف عقل و وجدان خودش!! میشه بپرسم اگر بر خلاف عقل و وجدان خودش بوده پس چرا این کار رو کرده؟!

متوجه این هزینه نشدم که تو همه پستات ازش سخن میگی، چه هزینه‌ای؟

خب به من بگو در غرب یا در اون چهارچوب بی‌دینی و یا بی‌خدایی چه چیز خوبی است که من بخوام دینم را رها کنم؟ که اگر واقعا خوبه منم دست بکار شم. در مورد این جنایات و مثالهایی که زدم چطور باید قانون را اجرا کرد؟

راستی شما کاربر فُلانی هستی؟ >> Folaani

undead_knight #۳۵
Timsar

در اینکه تجاوز در همه‌ی دنیا وجود داره هیچ شکی نیست اروپا، آسیا، کشورهای اسلامی این را که دیگر نمیشود انکار کرد... به نظر من اینها هیچ ربطی به احکام اسلامی ندارد و همش بخاطر بی‌عرضگی و بی‌قانونی کشورهای عقب افتاده پاکستان ، عراق ، ایران ، افغانستان و ... میباشد

گرامی متوجه نشدید؟! به همین سادگی "بازدارندگی مطلق" ادیان رد شد.پس دیگه نمیتونید ادعا کنید دین داشتن باعث میشه جلوی جرم و جنایت گرفته و دین نداشتن جرم و جنایت رو زیاد میکنه.(برای امار جرم و جنایت پایین میتونید به کشورهای نسبتا بی دین حوزه اسکاندیناوی مراجعه کنید) میگید به فرهنگ، اقتصاد، نظام قضایی بستگی داره!؟ این دقیقا حرف من هست و رد کردن حرف اولیه شما که دین رو مهمترین عامل حساب کردید.

Timsar

در مورد داعش که اینها ادعای مسلمانی میکنند اما بویی از اسلام نبرده‌اند همچنین مسئولین مملکت ایران به نظر من اینها هیچ فرقی با دواعش ندارند و همگی از یه قماش هستند، طرف بخاطر 2000 دلار عضو داعش شده بود !! جالب است پلیس عراق را با 100 دلار خریده بودن که راه بین شهری را بدون درگیری برای داعش باز کند !!

فکر میکنید صدر اسلام خیلی فرق داشته؟! نقش وعده های غنائم و... رو خیلی دست کم میگیرید، همون موقع ها هم بین محمد و پیروانش سر اینها دعوا میشده 😌
و اینکه راهزنی ، گردن زنی یهودیان،برده داری، به کنیزی گرفتن و تجاوز به زن و دختر کفار در زمان خود خود محمد هم بوده!
استدلال"اعراب همشون اونطور بودند" فایده نداره، چون اگر آدمی معمولی این کار رو میکرد انتظاری نداشتیم ولی وقتی دینی مدعی میشه فراتر از تاریخ هست، نمیتونه ادعا کنه وابسته به جبر زمانی و جغرافیایی بوده.

Timsar

این اختلاف تفسیر را قبول دارم این تندروی‌ها ربطی به دین نداره مشکل از مبلغان دین است و این امری طبیعی است که یک یهودی و یا مسیحی یا سنی و هندو بر اساس تعصبی که به دین خود دارد بگوید دین من بهتر و کامل‌تر است اما انسان عقل و خرد دارد هر آنچه منطقی باشد میپذیرد.

وقتی پیامبر، آورنده یک دین خودش سراپا اشکال باشه دیگه نمیشه گفت مشکل از آدم هاست نه دین!

Timsar

میشود مثالی در این مورد بزنید؟
مثلا مجازاتی که در اسلام ایراد داشته باشد در مورد تجاوز و سکس.

فهرست روش‌های اعدام - WiKi
منظور این هست که اگر شما میخواید کسی رو سنگسار(یا هر مجازات وحشیانه دیگه) بکنید، نیاز ندارید مسلمون باشید! میشه مثل خیلی از جوامع در طول تاریخ با وضع قانون چنین کاری رو کرد.

Timsar

در کجا چنین اختیاری را بهت میدن که اگر سه نفر از اعضای خانواده‌ات را کشتند و بری از خانواده‌اش سه نفر را گلچین کنی؟

باز هم متوجه نشدید:))
توسل به احساس - WiKi
استدلالی که شما اوردید اسمش"توسل به احساسات" هست، یعنی با برانگیختن حس شخص نظرش رو میپرسید(اوردن اسم خواهر و مادر به همین خاطره)، خب من هم میگم اگر حس طرف رای به تجاوز به خواهر و مادر متجاوز داد چی؟!

Timsar

من هم این را قبول دارم خطر مجرم از سر اجتماع برداشته بشه و این را هم قبول دارم مجازات‌های وحشیانه نتونستند جرم را منقرض کنند 🌹 ولی اجرای درست مجازات میتونه مملکت را از هر دمبیلی قانون‌مندتر بکند.

من دارم میگم فرضا شما خواستار مجازاتی مثل اعدام برای متجاوز/قاتل باشید، هیچ نیازی به دین مخصوصا در حکومت ندارید و نمونش هم کشور های لائیک یا سکولاری هستند که مجازات اعدام رو داشته یا دارند.
+

Timsar

به تو قول میدهم اگر دینی وجود نداشت در مورد جرمی که مثال زدم به بدترین شکل ممکن کون طرف را جر میدادن جوری بهاش برخورد میکردن که طرف از بدنیا اومدنش پیشمون بشه، حالا این شعارها قشنگ برای کوبیدن دین و تشویش افکار مسلمین است

شما به طرز فجیعی از کمبود اطلاعات رنج میبرید، اون هم در عصر اینترنت😓

undead_knight #۳۶
Russell

ما امروز میدانیم که سکس ترافیک و تجاوز پاکستانی‌ها اگر در راه کوبیدن
ارزش‌هایِ جامعه و «مالتی‌کالچرالیسم» باشد خیلی هم خوب است و
مورد حمایت انسانگرایان چپ هم قرار خواهید گرفت:
Rotherham child sex abuse scandal: Labour Home Office to be probed over what Tony Blairs government knew - and when - UK Politics - UK - The Independent

missed again :))
ارزش این حرف در حد حرف کسی هست که به خاطر حمله آمریکا به عراق بگه "جهان غرب" مسئول جمگ عراق هست.

Russell #۳۷
undead_knight

missed again :))
ارزش این حرف در حد حرف کسی هست که به خاطر حمله آمریکا به عراق بگه "جهان غرب" مسئول جمگ عراق هست.

بله، سرودن «اسلام در خود ندارد عیبی، هر چه عیب است در مسلمانی ماست» تنها برای کوبیدن
مسلمان مسئول و دلسوزی مثل همین دوست گرامیان هست، در مذهب چپولی هیچ چیزی
به هیچ چیزی ربط ندارد چون اصلا هیچ چیز جز کوبیدن فضلیت اهمیتی ندارد

((:))

mbk #۳۸

به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
" إِنَّا أَرْسَلْنَا إِلَیْكُمْ رَسُولًا شَاهِدًا عَلَیْكُمْ كَمَا أَرْسَلْنَا إِلَى فِرْعَوْنَ رَسُولًا 15فَعَصَى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْنَاهُ أَخْذًا وَبِیلًا 16 فَكَیْفَ تَتَّقُونَ إِن كَفَرْتُمْ یَوْمًا یَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِیبًا 17 السَّمَاء مُنفَطِرٌ بِهِ كَانَ وَعْدُهُ مَفْعُولًا 18 إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا 19 إِنَّ رَبَّكَ یَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِن ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِّنَ الَّذِینَ مَعَكَ وَاللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَن لَّن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَیْكُمْ فَاقْرَؤُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَن سَیَكُونُ مِنكُم مَّرْضَى وَآخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُوا مَا تَیَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَیْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ 20 المزمل "
"چونیم فرستاده ایم سویتان فرستنده ای گواهیست برتان جور چه فرستاده ایم سوی فرعون فرستنده ای 15باز سرکشی کرد فرعون فرستندهُ باز گرفتیمش گرفتی درشتی 16 باز چگونه بیم می دارید اگر روی گردانیدید زمانی می گذارد نوزادانُ سپید مویی 17 آسمان شکافته گشته ایست بهش بود پیش پیمانش انجام گردنده ای 18 چون این چند بازگوییست باز کسی خواست چند گیرد سوی پروردگارش راهی 19 چون پروردگارت می داند که چونی برپا می شوی نزدیکی از دو سومِ شب هم نیمی هم یک سومی هم گردنده ایند از کسانی باهات هم خداوند اندازه می گذارد شب هم روز دانست که نبوده شماره نگاه می داریدش باز پشیمانی پذیرفته برتان باز بخوانید چه آسان می شود از سخن شده ها دانست زود می شود ازتان بیماری هم دیگرانی می زنند در زمین می جویند از بیشتری خداوند هم دیگرانی می کشند در راه خداوند باز بخوانید چه آسان می شود ازش هم برپا بدارید نماز هم بدهید پاکیزه هم وام بدهید خداوندُ وامی نیکویی هم چه پیش می گذارید برای تنتان از بهتری می یابیدش نزد خداوند اوست بهتر هم بزرگترِ مزدی هم بخواهید آمرزشِ خداوندُ چون خداوند خیلی آمرزنده ایست خیلی مهربانی 20 پیچیده گشته به پیراهن"
شماهایی که روی گردانیدید از خداوند بهتان خوش نگذرد من که روی آوردم بهش همهء بخششهام را از خداوند می دانم در نمازم به تک تک واژه ها تیزبینم می دانم چه می گویم هم آن را تند تند نمی خوانم رودرروی مردم اینجا بیشترین نماز را می خوانم هر زمان بیکار شده ام یا زمان درازی پی خوانی بلند خوانی از سخن خداوند می کنم اگر سختی دارد شیرین است اگرارزشمند نبوده پی اش نمی رفتم
خانواده ام آغاز مرا واسهء همین پیش پزشکان فراوانی بردند می گفتند زیاده کار در گرایش افراطی مذهبی هم بیمارستان من واسهء خداوندم بستری بودم همنشینانم واسهء الکل خوردن یا خل شدن, وابستگی به چیزها سم خوری خودکشی افسردگی هم آخوندها بهم سفارش میکردند که برو بچسب به زندگیت گوش به هیچکدام ندادم کنون هم پزشکان اینجا با من خوب شدند با اینکه دوساله یکبار هم پیششان نرفتم هم دوا هر جند استامینوفن نمی خورم هم کمی از آخوند ها هر چند که گیر فراوانی به همه شان می دهم که ازین مهدی بازی دسته روی دست بردارند با من خوبند
با آن که از همه شان دلخورم نمی خواهم پیوندم با مردم هم دیگران برداشته شود سخن خداوند است که چون پیامبران دارای برترین شکیبایی هم هدف باشم نه سرخورده زده شده
خداوند هم نماز هم سخن خداوند را با هیچی جاگزین نمی کنم ارزشی واسم ندارد که کسی مرا نادان بخواند یا که ازم خوشش بیاید جز خداوندی که نزدیک هم واپسینم دستش هست پناه برتو ای که دم بازدم هم چشم گوش بهم دادی

undead_knight #۳۹
Russell

بله، سرودن «اسلام در خود ندارد عیبی، هر چه عیب است در مسلمانی ماست» تنها برای کوبیدن
مسلمان مسئول و دلسوزی مثل همین دوست گرامیان هست، در مذهب چپولی هیچ چیزی
به هیچ چیزی ربط ندارد چون اصلا هیچ چیز جز کوبیدن فضلیت اهمیتی ندارد ((:))

وقتی چیزی به "اشتراکات" یک گروه ربط داره، میشه این حرف رو زد ولی نه وقتی به تفاوت هاشون(مثل این مورد) مرتبطه.
انتقاد به قران در مورد همه مسلمین صدق میکنه، ولی انتقاد به امامان شیعه اینطور نیست.

+وقتی حرف از دین گونگی میزنی عامل اصلی رو داشتن "مناسک" میبینی یا "دگم"؟!
و اینکه این حرف بیل هاپکینز هم با این پرتاب کردن مکرر برچسب دین منافات داره، چون به نظر میاد پتانسیل مورد نظر کاملا پراستفاده هست.

Russell #۴۰
undead_knight

وقتی چیزی به "اشتراکات" یک گروه ربط داره، میشه این حرف رو زد ولی نه وقتی به تفاوت هاشون(مثل این مورد) مرتبطه.
انتقاد به قران در مورد همه مسلمین صدق میکنه، ولی انتقاد به امامان شیعه اینطور نیست.

بله خوب اشتراک است که به گروه ربط پیدا میکند دیگر، مگر کسی غیر
این گفته که توضیح واضحات میدهی؟

undead_knight

+وقتی حرف از دین گونگی میزنی عامل اصلی رو داشتن "مناسک" میبینی یا "دگم"؟!
و اینکه این حرف بیل هاپکینز هم با این پرتاب کردن مکرر برچسب دین منافات داره، چون به نظر میاد پتانسیل مورد نظر کاملا پراستفاده هست.

این برچسب نیست، یک حقیقت که هرکس که در این دین نباشد میتواند
گواهی بدهد و از تجرابش بگوید وقتی که لیبرال دموکراسی، برابری و «آزادی» چپ‌ها و...
بعنوان ارزش‌هایِ بدیهی و ازلی و ابدی مورد پذیرش قرار نمیگیرد. دراینباره بعدا شاید مفصلتر
نوشتم ولی همینقدر بگویم که:«دگم» محدود به ادیان باستانی نیست،
حالا نام خوشگلترش اکسیسم و تئوری و این‌ها میشود، ماهی در آب است حتی اگر
یک پارچه‌نوشته به خودش ببندد که از آب بدش میآید و بیرون از آب شنا میکند.

و احتمالا منظور از "Man"، چپ‌هایی که به مدد ضدارزش‌ها با تیشه به جان
ریشه‌یِ تمدن افتاده‌اند نبوده. آن‌ها فعلا انرژی دارند تا بکار خود ادامه دهند،
انرژی شبه دینشان قابل مقایسه با دین نیست ولی خب وجود دارد.

kourosh_iran #۴۱
Timsar

من به تو قول میدهم اگر دینی وجود نداشت در مورد جرمی که مثال زدم به بدترین شکل ممکن کون طرف را جر میدادن جوری بهاش برخورد میکردن که طرف از بدنیا اومدنش پیشمون بشه، حالا این شعارها قشنگ برای کوبیدن دین و تشویش افکار مسلمین است.

قولت به درد عمت میخوره 😃
چیزی رو که نمیتونی ثابت کنی نمیتونی سند و دلیل بکنی واسه دیگران.
تازه ادیان اگر نقشی هم در متمدن شدن بشر داشته باشن، دلیل چی میشه، چه نتایجی ازش گرفته میشه، چطوری؟ اینکه حقیقت مطلق هستن و در تمام کلیات و جزییاتشون شکی نیست؟ اینکه تا ابد باید در چهارچوب اونا حرکت کنیم؟ من فکر نمیکنم اینا مسائل ثابت شده و معقولی باشه.
تازه ادیان خودشون دنیایی هستن ما هزار جور دین هزار جور تفسیر هزار جور دعوا بین خودشون داریم که با هم تضادها و تناقضهای زیاد و لاینحلی دارن. شما یدونه رو میچسبی فرض میکنی چون دین مادرزاد خودت بوده چون بهش اعتقاد داری فکر میکنی یک چیز ثابت و مشخصی است بحث ادیان!
منکه بهت گفتم اول و آخرش، میرسیم به همون مشترکات ادیان و اصول بنیادین و نه بیشتر.

Timsar

اینطور که من فهمیدم چند مورد است که خیلی‌ها بی‌دینی را ترجیح میدهند:

  • برای فرار از تکلیف دین، حوصله انجام تکلیف ندارم
  • دین تناقض دارد
  • حکومت‌های اسلامی قوانین درستی ندارند و از اساس باطل هستن
  • رفتارهای ضد بشری مسلمین
  • دین باعث حبس در یک محدوده فکری میشود لذا باید کنار گذاشته شود

اما به نظر من اینها هیچک یک دلیلی برای بی‌دینی بودن نیست دین نمیگوید دنباله علم و دانش نرو رفتار تندرو چند مسلمان نمیتواند الگوی دین باشد، مشکل از مبلغان دین است حکومت اسلامی ایران از پایه و اساس مشکل دارد این هم باز ربطی به اسلام ندارد در پاکستان و عراق و دیگر کشورهای اسلامی اگر تجاوز جنسی و کشتار بین مسلمین هست ربطی به دین ندارد مشکل کسیه که نقاب دین میزنه و میگه خون من رنگین تره پس یا حرف من یا نابودیه باقی، دین یه فرموله برای رسیدن به کمال و بنظرم کاملا شخصیه.

هرچی فهمیدی واسه خودت فهمیدی بازم به درد عمت میخوره 😃
آره دین میگه دنبال علم و دانش برو، ولی در چهارچوب اصول و عقاید من. اگر راهی باشه چیزی باشه که ببینی داره ایمان تو رو سست میکنه آیا حق داری بازم بری سراغش؟ آیا یک آدم مذهبی میره دنبال یک مبحث علمی که فرض های پایهء اون با عقاید دینی در تضاد هستن؟ مثلا دانشمندانی که رفتن دنبال اینکه ببینن موجودات زنده چطور بصورت تصادفی و بدون دخالت یک موجود هوشمند میتونستن بوجود آمده باشن، آیا اگر عقاید مذهبی اونا در تضاد با این بود و اصولا آدمهایی مذهبی و مقید به مذهب بودن، میرفتن دنبال چنین مبحثی؟ انگیزه ای داشتن؟ اصلا محتمل میدونستن که بخوان برن دنبالش؟ بنظرشون ارزشش رو داشت؟

Timsar

متوجه این هزینه نشدم که تو همه پستات ازش سخن میگی، چه هزینه‌ای؟

هزینه بسیار است. منتها این شاید خودش تاپیک و مجال های دیگری را میطلبد. دقت کنی من نمونه هایی و اشاره هایی از این هزینه ها رو در این تاپیک و حتی همین پست هم ذکر کردم. ولی نمیدونم دوزاری تو نمی افته یا خودت رو میزنی به اون راه!
دین یکسری هزینه ها داره مستقیم و صریح، که واضح ترین و اولین مواردش که به ذهن هرکس میرسه نماز و روزه و اینطور چیزهاست، بعد یکسری هزینه ها هم داره غیرمستقیم و ضمنی که اینا هم کم نیست. مثلا همون مثال محدودیت در علم و تفکر یک نمونهء مهمش است. ذهنی که تحت تاثیر پیشفرض ها و چهارچوب های محدود دین باشه کارایی بهینه ای نداره و همین در زندگی هزینه های زیادی رو برای اون شخص بوجود خواهد آورد. من خودم چون در زندگی این موارد رو عملا تجربه کردم بنابراین نسبت بهش اطمینان دارم، اما نیامدم مثلا این موارد رو یادداشت و ثبت بکنم که بعدا بخوام به دیگران منتقل کنم یا به کسی جواب پس بدم. اما اگر بیشتر روش فکر و بحث کنیم و مجالش باشه شاید موارد بیشتری هم به ذهنم برسه براتون بگم.

Timsar

خب به من بگو در غرب یا در اون چهارچوب بی‌دینی و یا بی‌خدایی چه چیز خوبی است که من بخوام دینم را رها کنم؟ که اگر واقعا خوبه منم دست بکار شم. در مورد این جنایات و مثالهایی که زدم چطور باید قانون را اجرا کرد؟

جان؟
نفهمیدیم چی میگی.
جوابت رو که قبلا دادم.
گفتم فرض کن نظر من هرچی باشه، موافق یا مخالف، خب که چی؟ چطور چه نتیجه ای ازش میگیرید؟
حرف اینه که بله در دین هم ممکنه یکسری چیزهای خوب و درستی باشه، شکی هم نیست، همونطور که در خیلی چیزهای دیگر هم به همین نحو است. ممکنه عقل و علم و تمدن بشری در باب یکسری مسائل هم اشتباه کرده باشه یا مناسب نباشه، ولی تمام اینا باعث اثبات حقانیت دین و دلیل روشن و محکم کافی برای باور و حاکم کردن کلیت این ادیان عریض و طویل و پیچیده و پرهزینه و پر از تناقض و یاوه گویی نمیشه. خوبه حالا بشریت تجربهء معاصر مستندش رو هم داره که همون قرون وسطی بود و اینکه در صورت حاکمیت مذهب اینطور مسائل میتونن براحتی رخ بدن. آخرش هم حکومت دینی بود که رسوا و طرد شد و شکست خورد. اینکه فکر کنیم دین رو بذاریم جای حکومت و قوانین و همه چیز درست میشه، یا از عقل و علم و خرد و تصمیمات خود بشر کاراتره، چرندی بیش نیست! اگر به همین راحتی بود و این مسئله ثابت شده بود که این همه دعوا نبود اصلا ماجرای قرون وسطی و تقابل کلیسا با علم و خرد و وجدان بشری واقع نمیشد.
اگر حکومت غیردینی باشه بنظر من راحتتر میشه عقلانیت و خرد و علم و حقوق بشر رو حاکم کرد. دین مسائل رو بیش از حد پیچیده و مخدوش میکنه و اساسا خودش هم ثابت نشده است. فکر کن این همه دین و مکتب و تفسیر متفاوت هم هست حالا هرکدام با ادعای حقانیت و درستی حرف خودشون بیان سرکار اونوقت دنیا چه شود!
بنظر من همون عقل و علم و خرد و وجدان بشری و حقوق بشر فعلا مبنای مشترک و ثابت شده تری است و بنابراین برای ادارهء دنیا کاراتره.
یه مشت ملا و پاپ و اسقف دنیای امروز رو نمیتونن اداره کنن و مطمئن باش این وسط اینقدر هم فساد و اشتباه و سوء استفاده رخ خواهد داد که دمار از روزگار همه درمیاد. تازه دین و ایمان مردم هم میپره! ولی حکومت اگر حداقل بصورت مستقیم دینی نباشه، حداقل دین و ایمان شخصی مردم میتونه محفوظ تر بمونه.

kourosh_iran #۴۲
Timsar

برای فرار از تکلیف دین، حوصله انجام تکلیف ندارم

شما اول دین و خدات رو ثابت کن، بعد بگو فرار از تکلیف دین!
میشه بپرسم دین و خدای شما چطور ثابت میشه؟
دوما اینکه آدم خودش عقل داره تجربه داره دریافت داره.
من اگر ببینم یه عملی رو انجام میدم ولی هیچی ازش عایدم نمیشه و فقط بار افزوده است، خب انجامش نمیدم، حالا میخواد کار کوچک و راحتی هم باشه.
مثلا من خودم شخصا در نماز هیچوقت هیچ خاصیتی کاربرد عملی ای چیزی، حسی، تغییری در خودم، حالی، خلاصه هیچی مشاهده نکردم. بخاطر همین گذاشتمش کنار! مثلا میگن نماز به مرور انسان رو از گناهان پاک میکنه، ولی من در این زمینه هم هیچ تفاوتی ندیدم شخصا. هرچی خوندم هیچ فایده نداشت همه چیز بهتر نشد که بدتر شد!
یوقت به شما میگن برو فلان کار رو بکن، میری کاری راحتی هم هست داری انجام میدی، ولی بالاخره داری یه وقتی تمرکزی روش میذاری میبینی در مقابل اصلا نمیفهمی این کار واسه چیه به چه دردی میخوره، کم کم شک میکنی که اصلا حالا بهت یه حرفی زدن تو بر چه اساسی باور کردی قبول کردی که داری انجامش میدی و داری وقت خودت رو تلف میکنی؟! کم کم بیشتر ظن میبری که سر کارت گذاشتن، شوخی بوده، دروغ بوده، اصلا خودشون هم اشتباه فکر میکردن. اونوقت میخوای مثل احمق ها تا ابد اون کار رو انجام بدی؟
برای یک آدم باهوش انجام کاری که خودش شخصا به این نتیجه و اطمینان زیادی رسیده که هیچ خاصیتی نداره خودش یک فشار و عمل شاقی است! بحث این نیست که خود عمل چقدر سخته چقدر هزینه داره. اینکه یک کار احمقانه رو انجام بدی برات سخته. احساس میکنی سر کار رفتی، مسخره شدی، به شعور و عقل و تجربیات خودت توهین شده. اینه که هیچ دلیلی نداری که ادامش بدی!
تازه نماز و روزه همچین هم کم هزینه نیست! میخوای برات بگم چقدر هزینه داره. واسه آدمی که هدفمنده در زندگیش و دنبال هدفهای دشوار و طولانی است، همون زمان که امثال شما به ظاهر میگید کمه و اهمیت نداره، همون گشنگی و بی حالی و وقت و انرژی ای که ازت تلف میکنه، ارزش زیادی داره.

یه کارهایی هست که به آدم حس حماقت میدن. این روشنه!
مثلا یه آدمی رو بذارن سرکار و با چاخان بفرستن دنبال نخود سیاه، مدتی سرکار بره، ولی دست آخر خیلی شکش ببره و به این نتیجه برسه که سرکارش گذاشتن، خب ناراحت میشه، به شخصیتش برمیخوره، اصلا خودش از دست خودش ناراحت میشه که چرا اینقدر پپه و ساده لوح بوده و حرف دیگران رو به این راحتی باور کرده و سر کار رفته.

من نمیدونم شاید نماز برای بعضی افراد هم واقعا خوب باشه خاصیت داشته باشه، اصلا شاید سطح فکری سطح روحانی آدمها با هم تفاوت داره که باعث میشه نماز برای بعضیا خیلی مفیدتر باشه. ولی شخصا برای من اینطور نبوده سالها امتحان کردن هزار بار تست شده! دیگه قرار نیست همینطوری تا آخر عمرم این رو تکرار کنم! پس نقش عقل و تجربه و وجدان خودم چی میشه؟

بله اگر دین و خداش اینکه واقعا وجود داره واقعا اونطوری هست که ادعا میشه واقعا دستوراتش هموناییه که میگن آیا منابع واقعا اصیل و دست نخورده هستن آیا تفسیرها درستن و غیره و غیره، اونوقت باز میشد گفت حالا یه کاری هم دستور داده که نمیدونی درک نمیکنی چرا چه فایده ای داره تجربه و عقل خودت دلیلی براش نمیاره، انجام میدی بخاطر اینکه اون خدا گفته مطمئن هستی در این باب که از خودشه و اون خدا خدای واقعی و درست و حسابی و قابل اعتماد و امیدی است.
ولی در واقعیت دوست عزیز، اینطور نیست، بنظر بنده! همه چیز خیلی بیش از این حرفها پیچیده و مبهم و دشوار و مشکوک و متناقض است. اون چیزی که در تربیت و فرهنگ و تبلیغات نظامهای دینی در این باب از بچگی به خورد ما دادن، بزرگتر که شدم خودم دیدم تجربه کردم فهمیدم خوندم مطلع شدم، فهمیدم که گول مالیدن سر بچه بوده! شما الان اصرار داری روی این قضیه چون اینا رو از کودکی توی ذهن شما فرو کردن شما رو اینطور بار آوردن با این پیشفرض ها با این بنیان اعتقادی و ستونهای به ظاهر استواری که بهشون تکیه زدید از نظر روانی بهشون وابسته شدید، وگرنه اگر این آموزه ها این تلقین ها و القاها و شکل دهی از کودکی نبود، الان اینقدر مشکل و گیر نداشتید سر این مسائل و میخواستن با این اسناد و استدلال های دوزاری شما رو قانع و وادار به تبعیت از دین خودشون بکنن بهشون میخندیدید! البته به شرطی که بقدر کافی باهوش و آگاه بودید! وگرنه بله در غرب هم آدمهای زیادی هستن که براشون دوتا آیه و حدیث از قشنگ های قرآن و اسلام رو که انتخاب میکنن میخونن حال میکنن علاقمند میشن اصلا میان مسلمون میشن بخاطر همون دوتا حرف قشنگ؛ چرا؟ چون از اونور توی غرب هم تحمیق و خلاء معنویت به شکل دیگری وجود دارن و انسانها دچار روزمرگی و نداشتن هدف و انگیزه های متعالی هستن که اصلا بنظر من میشه گفت تاحد زیادی تقصیر و حماقت از خودشونه خب! من مثلا دنبال علم و قدرتهای اصیل و درونی هستم و معنویت هم در حد خودم دارم، از ماهیت و داستان کامل و واقعی ادیان هم خیلی خوب اطلاع دارم، بنابراین دیگه علاقه ای به چرندیات و اراجیف صدمن یک غاز ادیان ندارم میدونم اینا چقدر با هم درگیر هستن و چقدر چیزها توشون ماست مالی و پنهان میشه! همین قرآن که میگن خیلی قشنگه خیلی پرمغزه من خودم یک بار کامل با ترجمه خوندم باید بگم اتفاقا خیلی آیاتش هم اصلا هیچ تناسب و زیبایی و مغز نه معنایی و نه ظاهری نداشت بنظرم، ولی اونایی که توی رسانه ها پخش و تبلیغ میکنن و ترجمه میذارن اگر دقت کنید اکثرا فقط یکسری سوره ها و آیات خاص و محدودی است.

kourosh_iran #۴۳
Timsar

بدن انسان دارای مزاج چهارگانه است و تعادل یا عدم تعادل در این مزاجها بیماری و سلامتی رو رقم میزنه
مصرف بیش از حد غذاهایی با مزاجی خاص طبع رو بسمت آن مزاج سوق می دهد مثلا مصرف زیاد غذاهایی با طبع سرد مزاج را هم سرد خواهد کرد
مثلاً معصوم می‌فرماید: اگر مردم می‌دانستند در نمک چه هست، به غیر نمک مداوا نمی‌کردند، اما پزشکی روز می‌گوید نمک نخورید!
معصومین می‌فرمایند گوشت ماهی کم بخورید. امیرالمؤمنین می‌فرماید مرغ، خوکِ پرندگان است.

آن‌وقت دکترها می‌گویند گوشت سفید مصرف کنید، ماهی زیاد بخورید، مرغ بخورید.

معصومین می‌فرمایند: گوشت گوسفند دواست، اما دکترها می‌گویند گوشت قرمز کم بخورید. روایت داریم که گوشت شتر را نمی‌خورد مگر مؤمن. روایت داریم آب کم بخورید،

ولی دکترها می‌گویند روزانه حداقل 6 تا 8 لیوان آب بخورید.
پس معلوم است که منبع اهل بیت نیستند. خب، حالا چرا این‌قدر اختلاف؟
فرض کنید اصلاً تحقیق کرده‌اند و به این‌جا رسیده‌اند، ولی آیا می‌شود این فرض را پذیرفت؟
چه‌طور تحقیقات‌شان خلاف فرمایش معصومین از آب در می‌آید؟ وقتی بررسی کنید می‌فهمید منبع جای دیگریست!

وقتی یک بررسی اجمالی می‌کنیم می‌بینیم علوم ما، یعنی همان مطالبی که دارد در دانشگاه‌های ما تدریس می‌شود، از همان جا می‌آید که قرآن می‌گوید «أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً».
خداوند در قرآن می فرماید : «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا»1؛ ای پیامبر! تحقیقاً، یقیناً، موکداً شدیدترین دشمنی را نسبت به مؤمنین در یهودیان و مشرکین پیدا می‌کنی.
قرآن وقتی چیزی را بزرگ حساب می‌کند واقعاً بزرگ است: «أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً». اما مسلمانان دقیقاً برعکس این آیه رفتار کرده‌اند. آن افرادی را که قرآن می‌گوید دشمن سرسخت شما هستند و شدیدترین دشمنی را با شما دارند، مسلمان‌ها بیش‌ترین دوستی را با آن‌ها برقرار کرده‌اند! کجا؟ کی؟ در عمل!
من یک سوال از شما می‌پرسم. این مطالبی که الآن به عنوان علم در دانشگاه‌های ما تدریس می‌شود و به جوانان تعلیم داده می‌شود، از کجا می‌آید؟ تا حالا فکر کرده‌ایم یا نه؟ این مطالب از امام صادق و امام باقر است؟ این علم پزشکی که الآن در جامعه‌ی ما و در دانشگاه‌های ماست، منبعش فرمایشات معصومین است یا از جای دیگری می‌آید؟ اگر از امام صادق باشد که نباید این همه تعارض بین نظرات پ
پزشکی روز و فرمایشات معصومین باشد؟
حالا به این روایات توجه کنید :
امیر المومنین (ع) در مورد ماهی می فرماید : أقلوا من أکل الحیتان فإنها تذیب البدن وتکثر البلغم، وتغلظ النفس.
کمتر ماهی بخورید - چون بدن را ذوب می کند و بلغم را زیاد می نماید و نفس را سنگین می کند .
بلغم ، خلط سرد و تری است که ریشه خیلی از بیماری ها ست از جمله تنگی نفس ، فشار خون ....
آن‌ها را دوست خالص و مخلص خودمان فرض کرده‌ایم. چه‌طور؟
مثلا توصیه می کنند به مصرف گوشت ماهی آنهم هفته ای دو تا سه بار . توصیه به مصرف شیر ماست لبنیات گوشت سفید ، آب و ... در صورتی که ریشه هر دردی در غلبه سردی است . گاهی بیمار مراجعه می کند ، بیست تا مریضی دارد و خودش هم فکر می کند که بیست تا مریضی دارد در حالی که وقتی که بررسی می کنیم می بینیم تمام این بیست مریضی در واقع یک مریضی بیشتر نیست و آن مریضی ، غلبه سردی است و اگر سردی را از وجود این بیمار بردارند در خیلی از موارد مشکل حل می شود
خلاصه حالا بی‌رویه توصیه به خوردن گوشت سفید می‌کنند! در مورد گوشت مرغ از
امیرالمومنین روایت داریم که «الدُّجاجُ خِنزیرُ الطَّیر»؛
مرغ، خوکِ پرندگان است. علتش هم گفته شده؛ مرغ مثل خوک نجاست‌خوار است، با این تفاوت که خوک نجاست خودش را می‌خورد، اما مرغ هر نجاستی را که بیابد می‌خورد و پشتک هم می‌زند و کیف هم می‌کند!

تازه مرغی که امیرالمومنین می‌فرمایند مرغ رسمی خانه‌گی است، نه این مرغ ماشی نی با این فرمولی که الآن وجود دارد! مرغِ آن زمان، که نماز شب می‌خواند!!!!

بالا بردن آمار طلاق - عقیمی و ناباروری - تضعیف قوه جنسی - ضعف اعصاب - ضعف و بی حالی - افسردگی عمومی- مشکلات ذهنی و کند فهمی ها .... از جمله مشکلاتی هست که سردی خواری در سطح جامعه بر جای میگذارد.

یکی از سیاست های مهم دشمن که خیلی روی آن مانور می دهد و کار می کند سیاست شوم « سردی خواری » است که سعی کرده اند به عنوان علم پزشکی در مراحل مختلف سردی خواری را ترویج کنند، در صورتی که ریشه هر دردی در غلبه ی سردی بر جسم انسان است و اگر این یک کلمه از جامعه ما برداشته شود بسیاری از مشکلات جامعه ما حل خواهد شد .
پزشکان روز دائما می گویند که سردی بخورید و در تجویزهایشان سفارش به خوردن گرمی خیلی کم پیدا می شود .
دوستی می گفت : مادری آمد پیش من در دوران بارداری. وگفت من بهترین رژیم غذایی را داشتم.شیر، لبنیات و ماه
ماهی ن
یز زیاد مصرف می‌کردم. وقتی بچه به دنیا آمد رفتیم آزمایش. به ما گفتند بچه کمبود کلسیم دارد!» بنده عرض کردم؛ «خانم! شما که می‌فرمایید ماهی زیاد خوردید، لبنیات زیاد خوردید، پس چرا بچه‌تان مشکل کمبود کلسیم پیدا کرده؟ یک سرّی دارد؛ یک فن و فوتی دارد که آن را به شما نمی‌گویند
مثل کوزه‌گری که یک فن و فوتی دارد.»
بله، فوت کوزه‌گری را که نقطه‌ی اصلی است دست مردم نمی‌دهند!

بچه‌ای که مادرش در دوران بارداری لبنیات و سردی‌جات زیاد بخورد، انواع بیماری‌ها و گرفتاری‌ها را از روز تولدش خواهد داشت
یا آشامیدن آب . حتما شنیدید که اطبا فرنگی می فرمایند روزی 7-8 لیوان خوردن آب بر همگان واجب است در حالی که :

امام صادق (ع) می فرمایند :
«أقلِل‏ مِن شُربِ الماءِ؛ فَإِنَّهُ یَمُدُّ كُلَّ داءٍ، وَاجتَنِبِ الدَّواءَ ما احتَمَلَ بَدَنُكَ الدّاء».
(الكافی، ج ۶، ص ۳۸۲، ح۲)
«آب بسیار مخور كه هر دردی را به سوی تو می كشد و تا تاب داری دوا مخور».

« لا تُكثِر مِن شُربِ الماءِ؛ فَإِنَّهُ مادَّةٌ لِكُلِّ داءٍ».(الكافی، ج ۶، ص ۳۸۲، ح ۴)
«زیاد آب ننوشید كه ماده هر بیماری است».
یا در رابطه با نمک : لو یعلم الناس ما فی الملح ما تداووا الا به . اگر مردم از آنچه در نمک هست آگاهی داشتند به غیر نمک با چیزی دیگر مداوا نم کردند.
خداوند عز و جل به موسى بن عمران وحى كرد كه : «با نمك ، آغاز كن و با نمك ، پایان ده ؛ چرا كه درمان هفتاد درد ، در نمك است و كمترینِ این دردها دیوانگى ، جذام ، پیسى ، گلودرد ، دندان‏درد و شكم‏درد است» .
هر كس پیش از هر چیز و پس از هر چیز ، نمك بخورد ، خداوندْ سیصد و سى نوع بلا را كه كمترینش جذام است ، از او برمى‏دارد .

بالاخره بسیاری از مطالبی که طب جدید اصرار بر آن دارد از دیدگاه طب اسلامی مردود است.

حالا جالب اینه خودت یه مطالبی میذاری که مثالهای همون هزینه های غیرمستقیم دین باوری هستن.
مثلا همین مطالب کاملا غیرعلمی و ناصحیح از نظر پزشکی مدرن و علمی امروز!
خب یه آدمی که دین باوره اینا رو بره تبعیت کنه که در تضاد با یافته های علمی و پزشکی مدرن امروزی هستن، هزینش رو هم میپردازه! حداقلش یه درد و رنجی بیخودی میکشه چون دوا و درمان درست و حسابی نمیکنه.
شاید بگی خب اینا جزو اصول دین نیست و جزو مواردی نیست که پیروی ازشون واجب باشه، ولی بهرحال اینا تاثیر خودش رو میذاره و امثال اینطور مطالب در دین کم نیستن به شکلهای دیگر در موارد دیگر هم وجود دارن و مطمئن باش روی یک آدم مذهبی بالاخره تاثیر خودشون رو میذارن.

ولی آدمی که دین باور نیست، یعنی بطور مطلق دین رو باور نداره و تبعیت نمیکنه، نیازی نداره اینقدر توی این همه منابع حجیم و پیچیده دینی غرق و سردرگم بشه. مثلا منو بگی، فهمیدم که اینطور مطالب رو نباید جدی گرفت. بجاش از علم روز و تجربه و عقل خودم استفاده میکنم، که بقدر کافی هم کارا بوده تاحالا. حالا از منابع دیگر حتی دینی هم میخواد باشه یه چیزایی به گوشم برسه بخونم خودم فکر میکنم تعقل میکنم با تجربه های خودم مقایسه میکنم ببینم اگر محتوی و چیز بدردبخور و درستی بنظرم توش بود، خب استفاده میکنم. اینطوری مدیریت همه چیز و حل مسائل ساده تر و کاراتر میشه.
اما اگر آدم مذهبی بودم و اینطور منابع و افراد رو پیشفرض درست میدونستم، مشکل زیادی وجود میداشت و حداقلش این بود که سردرگم میشدم بین یافته های روز علمی و تجربیات خودم و منابع دینی و نظرات توصیه های اونا در این باب.

حالا حرف این نیست که بگم مطمئن هستم دین بی پایه و سراسر جعلیه، بلکه حرف اینه که با عقل و تجربهء خودم متوجه شدم منابع و ادعاهای دین، دچار ابهامات و تناقضات و موارد مشکوک زیادی هستن که بنابراین نمیشه اصلا روشون حساب کرد و به درد کاربرد در زندگی واقعی نمیخورن. یعنی بنظر من یه مشکلات اساسی در جاهایی وجود داره، ولی نمیدونم چی دقیقا و چرا و نمیتونم اونا رو حل کنم. دین یک مسئلهء لاینحل تاریخی است بنظر من. قرار نیست و ما هم نمیتونیم تمام این مسائل تاریخی رو حل کنیم. بیشتر اونا رو باید به بایگانی سپرد چون چارهء دیگری نیست و بیش از اون مبهم و ناقص و چپ و چول هستن و ما هم به حقیقت و گذشته دسترسی کافی و اطلاع نداریم که بتونیم این مسائل پیچیده و هزارتو رو حل کنیم. عمرت رو باید بذاری آخر هم بنظر بنده محتمل نیست به جواب بقدر کافی روشن و محکم و مفیدی برسیم. بنابراین بنظر من اصلا ارزشش رو نداره و صرف نمیکنه.

kourosh_iran #۴۴

برای دین دار بودن باید ایمان قوی داشت، که ما نداریم!
اثبات روشن و محکمی برای دین و خدا هم که موجود نیست!
اینم بگم که خیلی ها فقط فکر میکنن اعتقاد و ایمان دارن! همونطور که گفتم این مسائل از کودکی چون به ما تلقین شده و آلترناتیوهای دیگری ندیدیم و فکر میکنیم بدون این اعتقادات نمیشه زندگی کرد، از نظر روانی بهشون وابسته شدیم تاحالا، در نتیجه افرادی میان از دین دفاع میکنن براش غیرت نشون میدن که درواقع خودشون متوجه نیستن که بدون اینکه بخوان به مدافعان دین تبدیل شدن! اینا بیشترش تلقین و وابستگی روانی و ترس از تغییر است. نداشتن آلترناتیو. فرو ریختن پایه های پناهگاه و آرامش روانی. چه ربطی به خدا و حقیقت و عقل و خرد و وجدان داره؟!

kourosh_iran #۴۵

بنظر من بدون دین میشه زندگی کرد و آدم موفق و حتی آدم خوبی بود و حتی آدم معنوی بود!
این معنویته که اساسیه. دین اساسی نیست. یعنی بدون اون هم ممکنه. آدمهایی که ایمان ندارن، کسانی که دلیل عقلی و تجربی کافی برای باور و پیروی دربست از دین ندارن، بنظر من هیچ اجباری نیست که دین دار باشن.
یک مشکل اینه که ادیان خودشون اساسا ثابت نشده هستن و هزار جور هم دارن که همه با هم درگیری داخلی و خارجی دارن. اصلا سر و ته خودشون معلوم نیست. اینکه اسلام بهتره، مسیحیت، بودایی، کدام درسته بالاخره کدام تعریف خدا و دین واقعیه. نمیشه که همه با هم! تازه در هر تک دین هم کلی فرقه و مکتب و تعریف و تفسیر وجود داره که با هم متفاوت و حتی ناسازگار هستن.
اینا همه نشون میده که دین خودش هنوز مسئلهء حل نشده و مبهمی است، اونوقت شما چطور انتظار دارید که ما بیایم دین رو باور و ازش تبعیت کنیم؟! کدوم دین کدوم تعریف اصلا؟

kourosh_iran #۴۶

حالا شما علم رو نگاه کن!
تعریفش مشخصه. ممکنه در بعضی موارد مرزی و جزییات و فرعیات ابهامات و بحث هایی باشه، اما در کلیات و موارد مهم و اساسی این همه تعریف و تفاوت و ناسازگاری وجود نداره.
علم رو هرکسی هم با کمی استعداد و تلاش میتونه درک کنه و خودش ببینه و تست و استفاده کنه.
حالا در مقابل، ادیان و مذاهب کی اینطور بودن؟
چرا اینقدر تفاوت هست میان علم و دین؟
کدوم بهتره؟
کدوم رو باید حق تر فرض کنیم؟
منکه نمیام برم حرف منابع دینی رو در مقابل علم روز و دستاوردهای پزشکی مدرن بپذیرم! مگه خلم؟ حالا شما دوست داری برو کلی نمک بخور، مرغ و ماهی نخور. شما که اعتبار منابع دینی رو از علم و تجربهء بشری بیشتر میدونی.
علم علم شد و این همه موفقیت و کاربرد عملی داره، چون علمه، چون دین نیست!
میفهمی؟
چون دین پایه درست و حسابی نداره از اول هم نداشته بنظرم!
حداقل نه چیزی که بتونه بصورت عمومی به بشریت اثبات بشه.
این همه میگن پیامبران معجزه داشتن، که البته حتی یکیش رو هم نمیشه ثابت کرد، ولی علم خودش کارهایی که تاحالا کرده مثل کلی معجزهء بزرگ بوده! غیر از اینه؟ پس من باید حقانیت و کارایی علم رو باور کنم، نه دین رو.

kourosh_iran #۴۷

آدم وقتی دین باور و خداباور دربست باشه، همیشه چشم امید داره همیشه منتظره، و وقتی جواب نمیگیره خب ضدحال میخوره. گذشته از اینکه اگر میدونستی نمیشه روی خدا حساب کرد خب شاید میتونستی گزینه های دیگری رو از ابتدا انتخاب کنی که بعد توی یه شرایط و تنگنایی قرار نگیری که فقط خدا بتونه نجاتت بده!
منم توی زندگی خیلی وقتا انتظار داشتم در جاهایی که شرایط سختی داشتم و مثلا توسط آدمهای زورگو و خطرناک که از من قوی تر بودم مورد تهدید و زورگویی و ارعاب قرار گرفتم خدا یه کاری بکنه، اما خدا هیچ کاری نکرد! و من بودم که هزینهء این رو دادم. شخصیتم خورد شد، آبروم رفت، رنج کشیدم...
بعدا به مرور فهمیدم که یا اصلا خدایی در کار نیست و همه این حرفا کس شعره و جهان هستی فقط بر مبنای تصادف و روابط بنیادین فیزیک و قدرت میگرده یا اینکه هرچی هست به هر دلیلی توی این مسائل دخالت نمیکنه. این بود که فهمیدم باید خودم خودم رو قوی کنم و هیچوقت در اینطور مسائل روی خدا زیادی و بطور اساسی حساب نکنم! یعنی حداقل وقتی میتونم و آلترناتیوهای دیگری دارم.
بله این بود که رفتم دنبال قدرت. قدرت فیزیکی یکیش بود که واقعا هم جواب داد. درحالیکه اون همه سال به امید دین و خدا بودن یک صدم اون مقدار هم جواب نداده بود! آره من رفتم ورزش سختی کردم که جوابی که به من داد ظرف مدت کوتاهی، از هرچی دین و خدا و قرآن و معجزهء پیامبران هم موثرتر بود حداقل در این زمینهء خاص! حالا تو داری میای به من میگی بیا دین دار باش!! بقول یارو میگه هه هه هه، خندم میگیره! عزیزم آخه دین مگه چه خاصیتی داره به چه دردی میخوره اصلا من در زندگیم چه خاصیتی چه راستی ای چه حقانیتی چطوری درش باید دیده باشم که حالا بیام باورش کنم و هزینه هم بکنم بابتش؟!
البته با این حال من نسبت به خدا کاملا بی اعتقاد نیستم. ولی خدای من یک خدای احتمالاتی است و با خدای ادیان هم سازگاری چندانی نداره. من واسه خودم به اصول بنیادین معنویت و مشترکات معقول و قابل درک و وجدان میان ادیان سعی میکنم پایبند باشم سعی میکنم در این باب تا وقتی میتونم برام مقدوره مرتکب خطا نشم و احتیاط کنم. چون هرچی هم آدم قدرت که داشته باشه هرچی هم فکر میکنی حساب همه جا رو کردی، ولی یه وقتا واقعا اینو انگار تجربه میکنی حس میکنی و میبینی که بدی و شر و ظلم به خودت برمیگرده! من تا این حد قبول دارم. ولی بیش از اون رو نه، چون دلیلی ندارم، چون عقل و تجربه بهم خلافش رو ثابت کرده. مثلا من این همه در باب دین و خدا حرفهایی میزنم که اگر بنا به اعتقادات دینی بخواد باشه الان خدا باید زده باشه چپر چلاقم کرده باشه، درحالیکه برعکس حالم خیلی خوبه و اگر واقعا خدایی در کار باشه احتمالا کلی هم هوام رو داشته تازه!! پس یا خدایی نیست، یا خدایی که هست اونطورها که مدعیان ادیان میگن و توی کتابها و منابعشون اومده نیست همینطور بخاطر بی اعتقادی و نماز نخوندن و روزه نگرفتن و حتی بد و بیراه و فحش دادن به دین و مقدسات نمیاد عقده نداره کینه ای نیست که بزنه کسی رو چپرچلاق کنه بخواد عذابش کنه. نمیدونم شایدم بعضی نکات مثبتی که من دارم باعث میشه خدا از گناهان من بگذره؛ مثلا مادرم از من خیلی راضیه و منم تا تونستم توان داشتم امکانش رو داشتم رعایتش رو کردم اذیتش نکردم باری به دوشش تحمیل نکردم. من به بعضی چیزا مثل این اعتقاد دارم. یعنی مثلا محبت به پدر و مادر و البته اینم که فکر کنم جزو مشترکات بین ادیان و اینها باشه، و بهرحال چیز معقول و وجدانی هست، و یه چیزای دیگری مثل صدقه دادن حتی.

kourosh_iran #۴۸

بنظر من دین رو بیش از حد گنده کردن و در باب یکسری مسائل اغراق زیادی شده.
وگرنه شما آدم خوبی باش در حد درک و توان خودت خوب باش، بنظر من عمرا یه خدای درست و حسابی نمیاد شما رو بندازه جهنم یا بگه چرا نماز نخوندی روزه نگرفتی یا چرا بی اعتقاد بودی چرا دین و خدای عوام الناس رو مسخره کردی و این حرفا!
حتی فقط در همین حد که آزارت عمدا به کسی نرسه.
مثلا من درسته بی اعتقادم ولی آزارم به کسی نمیرسه. به خدا هم گفتم که روزی منو برسونی کونم نذاری بخاطر این دوزار زندگی منم آزارم به کسی نمیرسه، ولی اگر زیادتر از میل و رضایت و تحملم کونم گذاشتی من هیچ تضمینی بهت نمیدم نه ادعایی دارم نه چیز دیگه.
ببخشید حالا خدا آزار داره که به من آزار برسونه؟
دین و ایمان و این حرفا هم واسه امثال من نیست و بخاطر این چرندیات صدمن یک غاز خدا نمیاد موجودی رو عذاب کنه بنظر من. البته یک خدای درست و حسابی معقول و منطقی و خوب واقعی منظورمه ها!
یه ماجرا و بحثی شد یه طرفی تعریف میکرد میگفت من یه کارهای شایسته ای نیکی در حق چندتا بچه یتیم کردم، یه شب مادرم خوابی دید درمورد من، رفتم واسه پیشنماز محل که یه روحانی بود تعریف کردم گفت تو کاری کردی که از 70 تا حج بالاتره!
حالا اینو میخوام بگم دوست عزیز، که یه چیزایی هست اینقدر بزرگه اهمیت داره که همهء این جزییات اینکه آی استطاعت داشتی حج رفتی نرفتی آی نماز خوندی نخوندی آی روزه گرفتی اعتقاد داشتی یا نداشتی آیا چه حرفی زدی نظرت دربارهء دین بد بود مسخرش کردی، همه رو پاک میکنه تازه بعید نیست کلی هم تهش باقی بمونه واسه اون دنیا یا شاید زندگی بعدیت (منکه شخصا میگم نظام زندگیهای چندگانه حقه) حداقل!
منی که مادرم ازم دربست راضیه، دیگه باقی قضایا تاحد زیادی حله! و اینقدر باهوش بودم زیرک بودم من که اینا رو فهمیدم و ازشون استفاده کردم 😉
ظلم نکن، حق پدر و مادرت اطرافیان رو رعایت کن، تمومه دیگه! غیر از اینه؟ حالا نمیگم دین خاصیت و فواید نداره اجر نداره و آدم فقط با ظلم نکردن و حق پدر و مادر رو رعایت کردن میتونه به همه چیز همهء درجات برسه، اما من دارم از حداقل ها و چیزهای اساسی و سرنوشت ساز صحبت میکنم که مرز میان خوبی و بدی و خیر و شر، حق و ناحق رو مشخص میکنه.
اونی که داره میگه شما جهنمی هستی چون دین رو اعتقاد نداری واجبات رو عمل نمیکنی، اتفاقا بنظر من اونه که داره ناحق میگه و اونه که باید بازخواست بشه! (البته اگر واقعا این طرز صحبت از خبیث بودن خودش بوده و نه کمبود عقل و شعور درست و حسابی) وگرنه منی که بر طبق تجربه و وجدان و عقل و درک خودم عمل میکنم و حداقلی رو که میتونم و اساسیه خوب هستم، خدا واسه چی باید منو مقصر بدونه و مجازات کنه؟! حالا میخواد اصلا گشاد بوده باشم تنبل بوده باشم حال نداشتم دین رو اجرا کنم، نهایت اینه که از بعضی مزایا و درجات محروم میشم تازه اونم شاید زندگیهای دیگری درپیش باشه بهرحال و بهرحال یجوری جای دیگه وقت دیگه بتونم طی کنم و بهشون برسم.

خدا به عبادت و حتی ایمان و اعتقاد داشتن ما نیازی نداره.
اینم که ادیان اینطوری هستن خب بنظر من یه چیزایی گفتن یجوری گفتن که شاید بخاطر شرایط زمان و مکان و عامهء مردم مصلحت بوده بالاخره سعی کردن بترسونن و تاثیر بذارن و کسی دست کم نگیره اهمال نکنه که فردا پشیمون بشه. ولی الان این دوره زمونه بخصوص برای آدمهای باهوشی مثل من (😃) خب دستشون رو شده دیگه اون اثر رو نداره دیگه این اغراق ها و ترسوندن ها تاثیر نداره.

kourosh_iran #۴۹

اینه که دوست عزیز، واسه امثال من تئوری و داستان تعریف نکن، چون ما خودمون همهء این درسا رو قبلا پاس کردیم میدونیم قضیه چی هست چی نیست!
آدم باهوش و درست خودش در زندگی میتونه بیشتر چیزا رو درست و درمون متوجه بشه نیازی نداره یه مشت کلیشه و کاغذ پاره که یه عده آوردن میگن همهء حق و حقایق همینه و خودشون هم تفسیر میکنن کورکورانه تقلید بکنه، چون خودش میفهمه نهایت به مشکل میخوره متوجه میشه که اینا همهء حق و حقایق نیست و یه جا و جاهای کار میلنگه! اونم اساسی!
من خودم در زندگی همهء اینا رو لمس کردم تجربه کردم مثل دیدن میمونه! دیگه دوتا برگ و نوشته و عقاید دیگران واسه من چه اعتباری داره میخوام چکار کنم؟ اون چیزی که میبینی خودت تجربه میکنی درک میکنی لمس میکنی بنظرت معتبرتر واقعی تر نیست؟

kourosh_iran #۵۰

چی دین؟! 😳
برو بینیم باووو حال نداریم 😄
دوست عزیز اینا همش به درد دکون و مغازه امثال ملاها میخوره!
من یکی در زندگیم دارم سعی میکنم تا میتونم قدرت جمع کنم در درون خودم. جسمی، ذهنی، همه چیز.
چرا؟ چون گفتم برات تعریف کردم که خدا خودش مجبورم کرد چون جاهایی که فکر میکردم انتظار داشتم امید داشتم بهش نیاز داشتم خودم توان و قدرتش رو نداشتم دست روی دست گذاشت کاری نکرد!
حالا هم من اینقدر سرم با پیشرفت خودم گرمه و اینکه گلیم خودم رو از آب زندگی بیرون بکشم، که دیگه وقت و حال و حوصله ای برای دین های عریض و طویل و پیچیده باقی نمیمونه! با اون همه تناقض و ناکارایی و یاوه گویی هم که درشون دیدم اساسا نمیتونم آدم دینداری بشم چون اونوقت خودم رو یک احمق میبینم!
توان من درک من ظرفیت من در همین حده. دیگه بیشترش شرمنده نداریم، ادعایی هم نداریم، مقامات بالا هم نمیخوایم خب، ولی انتظار نداریم خدا با بهانه های دوزاری دینی و اینها کونمون رو پاره کنه چه این دنیا چه اون دنیا! این دیگه خیلی بی معرفتی ظلمه واقعا! تازه من از خدا بیش از اینها انتظار دارم. اگر خودش در اون حد نیست کرامت و بخشندگیش در اون حد نیست من دیگه نمیدونم چون خدا نیستم! من یه خدای دوست داشتنی واسه خودم داشتم و دارم که امیدوارم وجود داشته باشه. امید و اعتمادی به خدای ادیان ندارم!