موافق اعدامید یا مخالف آن ؟ چرا ؟

برگ ۲ از ۳

sonixax #۵۱
Agnostic

اعدام تروریستهایی که علیه لیبرالیسم و دموکراسی قتل انجام دهند + قتل عمد در صورت درخواست قصاص = درست میدانم.

با اعدام به خاطر عقیده و دزدی و اختلاص و هر چیز دیگری غیر از اقدام به قتل ، مخالفم .

فقط اگر کسی قتل عمد یا قتل مذهبی و تروریستی انجام داد اعدامش مجاز است.

همچنین با اعدام آمرین به قتل موافقم در حالیکه عمل کننده را اعدام می کنند و به آمرین کاری ندارند!

خیلی ها به اتهام قتل عمد بازداشت و محاكمه میشوند ، دادگاه رای به گناهكار بودنشان میدهد و پس از اعدام معلوم میشود كه بیگناه بوده اند .
برای همین بنده صد در صد با اعدام مخالفم ، حتا اگریك بیگناه هم كشته شود خیلی زیاد است .

Anarchy #۵۲
Agnostic

اعدام تروریستهایی که علیه لیبرالیسم و دموکراسی قتل انجام دهند + قتل عمد در صورت درخواست قصاص = درست میدانم.

با اعدام به خاطر عقیده و دزدی و اختلاص و هر چیز دیگری غیر از اقدام به قتل ، مخالفم .

فقط اگر کسی قتل عمد یا قتل مذهبی و تروریستی انجام داد اعدامش مجاز است.

همچنین با اعدام آمرین به قتل موافقم در حالیکه عمل کننده را اعدام می کنند و به آمرین کاری ندارند!

من مخالفم مخصوصا با مورد اول شما که که قصاص و در واقع داستان انتقام گیری صرف از طرف بازمانده های مقتول باشه...این کار هیچ ربطی به اجرای عدالت نداره.کمااینکه در جوامع اسلامی طرف میتونه با یه رضایت گرفتن و دادن پول از این مجازات پوچ فرار کنه...

Nocturne

من با اعدام مطلقا مخالف نیستم، من معتقدم بهتره وقتی کسی جرم بزرگی مرتکب میشه یک گروه روانشناس و جامعه شناس جلسه ای در این مورد برگزار کنند و تصمیم بگیرند که آیا مجرم بعد از گذشت مدتی در زندان و کار شدن بر روی شخصیت اجتماعیش قابلیت اینکه به عنوان یک انسان که به بقیه آسیبی نمیزنه میتونه به اجتماع برگرده یا نمیتونه، اگر نمیتونه به نظرم کشته بشه بهتره، البته نه به روش های وحشیانه و قرون وسطایی، این کشته شدن رو هم فقط به خاطر هزینه ای که روی دست اجتماع میزاره درست میدونم و نه چیز دیگری.

خب این کار عملا شدنی نیست..اول اینکه هیچ کس نمیتونه آینده رو پیش بینی کنه به طور قطعی و دوم اینکه هیچ گروه مستقلی 100% ای رو نمیشه با این اندازه علم و دانش که بر سر جون یه انسان تصمیم بگیره رو پیدا کرد...در واقع کاملا خطای انسانی تاثیر گذاری رو در چنین صورتی خواهیم دید..

-------------------------------------------------------------------------------------------

داستان اعدام اینه که باید دید فلسفه اون چیه...آیا اجرای عدالت هست یا انتقام؟ به قول راسل گرامی در بحث دیگه ای اصولا عدالت رو پیاده کردن عملی نیست..فردی که کشته شده دیگه کشته شده و ما 1000 نفر دیگه رو هم بکشیم اون برنمیگرده جز اینکه هدفمون انتقام باشه...

پس تنها و تنها باید اون فرد رو از جامعه ایزوله کنیم تا به بقیه آسیب نرسونه...خود اعدام هم یه جور جنایت هست اما به طور سیستماتیک و ظاهرا قانونی از طرف حاکمیت و به همون اندازه هم وحشیانه...

Nocturne #۵۳
Anarchy

خب این کار عملا شدنی نیست..اول اینکه هیچ کس نمیتونه آینده رو پیش بینی کنه به طور قطعی و دوم اینکه هیچ گروه مستقلی 100% ای رو نمیشه با این اندازه علم و دانش که بر سر جون یه انسان تصمیم بگیره رو پیدا کرد...در واقع کاملا خطای انسانی تاثیر گذاری رو در چنین صورتی خواهیم دید..

به نظر من شدنی هست، به طور مثال فرض کنید کسی که سنش بالای پنجاه سال هست و کسی که سنش بیست سال هست از نظر قابلیت تغییر و برگشتن به اجتماع با هم تفاوت دارند و یا کسی که بیست نفر رو به صورت وحشیانه کشته با کسی که یک نفر رو در دعوای خیابانی کشته از نظر اینکه توانایی این رو داشته باشه که بعد از مدتی بتونه به جتماع برگرده با هم تفاوت دارند، درسته هیچ تضمینی وجود نداره ولی خوب روی یک احتمال خوب میشه حساب هایی باز کرد.

Anarchy

داستان اعدام اینه که باید دید فلسفه اون چیه...آیا اجرای عدالت هست یا انتقام؟ به قول راسل گرامی در بحث دیگه ای اصولا عدالت رو پیاده کردن عملی نیست..فردی که کشته شده دیگه کشته شده و ما 1000 نفر دیگه رو هم بکشیم اون برنمیگرده جز اینکه هدفمون انتقام باشه...

پس تنها و تنها باید اون فرد رو از جامعه ایزوله کنیم تا به بقیه آسیب نرسونه...خود اعدام هم یه جور جنایت هست اما به طور سیستماتیک و ظاهرا قانونی از طرف حاکمیت و به همون اندازه هم وحشیانه...

نه کشتن یک جانی که قابلیت بازگشت سالم به اجتماع رو نداره تنها به به دلیل انتقام نیست و از نظر من اصلا نباید به دلیل انتقام صورت بگیره، بلکه به دلیل هزینه هایی که روی دست اجتماع میذاره، اگر هزینه هایی که اینطور افراد روی دست اجتماع میذارن مد نظر نبود من دلیل دیگری برای کشته شدن این افراد نمیبینم، در ضمن اعدامی که مد نظر من هست اعدام در ملا عام نیست و همچنین اعدامی که باعث زجر کشیدن مجرم بشه هم نیست، بلکه تمام کردن زندگی فردیست که ادامه ی زندگیش نه برای خودش سودی خواهد داشت و نه برای اجتماع.

Anarchy #۵۴
Nocturne

به نظر من شدنی هست، به طور مثال فرض کنید کسی که سنش بالای پنجاه سال هست و کسی که سنش بیست سال هست از نظر قابلیت تغییر و برگشتن به اجتماع با هم تفاوت دارند و یا کسی که بیست نفر رو به صورت وحشیانه کشته با کسی که یک نفر رو در دعوای خیابانی کشته از نظر اینکه توانایی این رو داشته باشه که بعد از مدتی بتونه به جتماع برگرده با هم تفاوت دارند، درسته هیچ تضمینی وجود نداره ولی خوب روی یک احتمال خوب میشه حساب هایی باز کرد.

خب گرامی همین هایی که میگید هم شدنی نیست...در همه اینها برای سنجش معیار مطلقی نداریم و طبق صبحت شما بحث احتمالات مطرح میشه...این رو شما در نظر بگیرید که داریم در مورد گرفتن جون یک انسان صبحت میکنیم که برگشت ناپذیر هست.افرادی که میخوان تصمیم بگیرن ممکنه تحت تاثیر مسائل مختلف نظراتشون عوض شه!! این که شما میگی شکل جهش یافته همون داستان هیات ژوری دادگاه هست که میگه حکم چی باشه...

Nocturne

نه کشتن یک جانی که قابلیت بازگشت سالم به اجتماع رو نداره تنها به به دلیل انتقام نیست و از نظر من اصلا نباید به دلیل انتقام صورت بگیره، بلکه به دلیل هزینه هایی که روی دست اجتماع میذاره، اگر هزینه هایی که اینطور افراد روی دست اجتماع میذارن مد نظر نبود من دلیل دیگری برای کشته شدن این افراد نمیبینم، در ضمن اعدامی که مد نظر من هست اعدام در ملا عام نیست و همچنین اعدامی که باعث زجر کشیدن مجرم بشه هم نیست، بلکه تمام کردن زندگی فردیست که ادامه ی زندگیش نه برای خودش سودی خواهد داشت و نه برای اجتماع.

خب باز هم کی میخواد مشخص کنه که قطعا فرد قابلیت بازگشت سالم به احتماع رو نداره؟ اصلا معیار سالم رو کی تشخصی میده؟ هزینه های مالی رو هم بالاخره میشه تامین کرد...جامعه باید برای تک تک اعضای خودش در همون حد ارزش و اعتبار قائل باشه....اون افراد جانی هم قربانی اجتماع و/یا ژنتیک هستن پس جامعه در مقابلشون مسووله...در مورد هزینه های دیگه هم با ایزوله کردن اون افراد خب قابل حل هست دیگه!!!

در مورد رو اعدام هم بهترینش که تزریق سه ماده بیهوشی و شل کننده عضلات و پتاسیم باشه باز هم مخالفین خودش رو داره چه برسه به دار زدن و صندلی برقی و ...هر کدوم در نهایت کشتن یک انسان هست و اون رو زجر میده...

فکر نمیکنم ما بتونیم در مورد گرفتن جون افراد دیگه به همین راحتی که چون مفید نیستن پس نابودشون کنیم نظر بدیم....

Russell #۵۵

علاوه بر اینهایی که آنارشی عزیز گفت اینرو هم یادمون نره که علم پیشرفت داره میکنه روزانه و شاید افراد psychopath رو هم بشه کاری کرد که برای جامعه خطرناک نباشند.
کشتن اینها پاک کردن صورت مساله هست.در ثانی مگه چند نفر سالانه مجرم شناخته میشند بجرم قتل درجه 1 که اینقدر فکر میکنید کنترلشون سخته.دولت اگر نتونه 4 نفر رو تحت نظر داشته باشه و درمان کنه که بدرد نمیخوره

Agnostic #۵۶

یک چیزی خیلی برایم جالبه. بی دین ها که به جهان آخرت اعتقاد ندارند با قصاص و انتقام گیری مخالفند ولی دینداران که ادعای جهان آخرت دارند خیلی بر قصاص و انتقام گیری پافشاری می کنند!!! (یاد آن ضرب المثل افتادم که می گفت ما در شهرمان یک مسلمان داریم آنهم مسیحی است)

Agnostic #۵۷

قصاص می تواند انتقام هم تعبیر شود ولی در مورد قتل می تواند نقش بازدارندگی هم داشته باشد.

Nocturne #۵۸
Anarchy

خب گرامی همین هایی که میگید هم شدنی نیست...در همه اینها برای سنجش معیار مطلقی نداریم و طبق صبحت شما بحث احتمالات مطرح میشه...این رو شما در نظر بگیرید که داریم در مورد گرفتن جون یک انسان صبحت میکنیم که برگشت ناپذیر هست.افرادی که میخوان تصمیم بگیرن ممکنه تحت تاثیر مسائل مختلف نظراتشون عوض شه!! این که شما میگی شکل جهش یافته همون داستان هیات ژوری دادگاه هست که میگه حکم چی باشه...

خب باز هم کی میخواد مشخص کنه که قطعا فرد قابلیت بازگشت سالم به احتماع رو نداره؟ اصلا معیار سالم رو کی تشخصی میده؟ هزینه های مالی رو هم بالاخره میشه تامین کرد...جامعه باید برای تک تک اعضای خودش در همون حد ارزش و اعتبار قائل باشه....اون افراد جانی هم قربانی اجتماع و/یا ژنتیک هستن پس جامعه در مقابلشون مسووله...در مورد هزینه های دیگه هم با ایزوله کردن اون افراد خب قابل حل هست دیگه!!!

در مورد رو اعدام هم بهترینش که تزریق سه ماده بیهوشی و شل کننده عضلات و پتاسیم باشه باز هم مخالفین خودش رو داره چه برسه به دار زدن و صندلی برقی و ...هر کدوم در نهایت کشتن یک انسان هست و اون رو زجر میده...

فکر نمیکنم ما بتونیم در مورد گرفتن جون افراد دیگه به همین راحتی که چون مفید نیستن پس نابودشون کنیم نظر بدیم....

فکر میکنم حق با شماست، منم مخالف اعدام هستم پس🌹

Anarchy #۵۹
Agnostic

قصاص می تواند انتقام هم تعبیر شود ولی در مورد قتل می تواند نقش بازدارندگی هم داشته باشد.

اول اینکه واژه عربی قصاص این معنی رو میده:

"قصاص در لغت، اسم مصدر از ریشه «قصَّ یقُصُّ» به معنای پی گیری نمودن اثر چیزی است.[۱]"

اما در فقه و حقوق قصاص مجازات مجرم به شکلی معمولا مشابه جرم را گویند.

به عنوان مثال اعدام قاتل به سبب انجام قتل، یا کور کردن فردی که بینایی دیگری را از او گرفته است.
"قصاص و یا نهادهایی شبیه به آن، درمیان جوامع انسانی بی سابقه نبوده است، حتی در قدیمی‏ترین قوانین بر جای مانده از تمدن‏های کهن شرقی و غربی، می‏توان نمونه‏هایی از «مقابله به مثل» را در نظام‏های کیفری پیدا کرد.[۲]

که به طور خلاصه همون مقابله به مثل کردن و داستان انتقام هست...پس در واژه قصاص نه معنی پیشگیری وجود داره و نه در فلسفه اون همچین قصدی بوده و هست و خواهد بود!!!

اما مجازات اعدام برای جرائمی مثل قتل عمد که از جنبه اجتماعی یکی از مسائل همین داستان بازدارندگی هست خیلی مطرح شده و میشه...در مورد ایران که اوضاع کلا قابل توصیف نیست...از مسائل زمینه ساز پرورش افراد بزهکار اجتماعی بگیر که جامعه در قبالشون مسوول هست و کاری نمکنه تا پس از بروز جرائم و رسیدگی و تحقیق بسیار غیر تکنیکی پلیس که اغلب متوسل به شکنجه و کتک میشه برای گرفتن اعتراف حتی دروغین و بعد هم بیدادگاه های نظام مقدس که قاضی نه علم کافی داره نه شخصیت کاملا مستقل برای صدور حکم عادلانه...اخیرا هم در لایخه جدید قانون مجازات اسلامی به قاضی اختیارات بالاتری دادن که میتونه حتی در صورت عدم وجود مدارک کافی طبق علم خودش حتی حکم اعدام بده که کم هم ندیدیم از این دست احکام....

پس در ایران هم از نظر کل سیر تولید و بعد رسیدگی به جرائم اوضاع خراب تر از اون هست که بشه فکر کرد با اعدام اثر بازدارندگی احتمالی رو اعمال کنیم...ضمن اینکه در آمار هم چیزی به نفع این اثر بازدارندگی ندیدیم که هیچ به وارونه بر ضد اون هم بوده.ضمنا در صورتی میشه همچین نتیجه ای گرفت که دو سیستم(مثلا هم اعدام هم زندانی کردن طولانی مدت) رو در کنار هم یا جدا اعمال کنیم تا اثر بخشی اونها رو بسنجیم...ما که تا الان جز قصاص ندیدیم در ایران پس اصلا ادعای بازدارندگی پوچ تر از اون هست که نیاز به بحث داشته باشه!!!

در جوامعی مثل آمریکا هم که اعدام داریم مثل ایران یلخی و فله ای نیست...مثلا گاهی میبینم اولین اعدام زن بوده در یک قرن اخیر در فلان ایالت!!! تازه همونجا هم باز مخالفین زیادی داره اعدام...

غیر از اینا بعد غیر اخلاقی گرفتن آگاهانه جون یک انسان با تشریفات و مراسم ویژه, به نظر من از اون قتلی که قاتل مرتکب شده مشمئز کننده تره...احتمال خطا هم در تشخیص اینکه فرد قتلی رو واقعا مرتکب شده یا نه رو هم که واضح هست...

Mehrbod #۶۰
Nocturne

فکر میکنم حق با شماست، منم مخالف اعدام هستم پس🌹

1500 سال هم میان مسلمین باشید، هرگز نمیبیند یکی‌اشان به این سادگی برگشته و باور و نگرش خود را بدگراند.

همین است که آدم به خردگرایی‌اش می‌بالد! 🌹

Anarchy

که به طور خلاصه همون مقابله به مثل کردن و داستان انتقام هست...پس در واژه قصاص نه معنی پیشگیری وجود داره و نه در فلسفه اون همچین قصدی بوده و هست و خواهد بود!!!

جدا از گفتمان اعدام، برای "انتقام" من می‌گُمانم که فرنودهای فرگشتیکی هم بوده که مایه اخلاقی بودن این رفتار باشد.

امروز هم ما به دولت این حق را میدهیم که به جانشینی از ما انتقام‌مان را با دادخواست و شکایت و .. از دیگران بگیرد و تا همینجا هم خوب
است، ولی زیاده‌روی در این حق و دادن حق اعدام و کشتن خودمان به دولت از هر دیدگاهی که بنگریم، زیان بیشتری تا سود برایمان دارد.

Anarchy

غیر از اینا بعد غیر اخلاقی گرفتن آگاهانه جون یک انسان با تشریفات و مراسم ویژه, به نظر من از اون قتلی که قاتل مرتکب شده مشمئز کننده تره...احتمال خطا هم در تشخیص اینکه فرد قتلی رو واقعا مرتکب شده یا نه رو هم که واضح هست...

آری، کشتنی که از روی احساس یا همان passion* و خشم انتقام کورکورانه انجام میگیرد بارها
پذیرفتنی‌تر از کشتنی است که دولت با خونسردی و از پیش برنامه‌ریزی شده و با همکاری دیگران انجام میدهد.

* در فرانسه هم گویا در گذشته کشتنی که از روی احساس بوده را کاهش یا بخشش میداده‌اند: Crime of passion - Wikipedia, the free encyclopedia

Newton #۶۱

به نام نیاز مادر تمام اختراعات
مجازات اعدام کاریست عبث بهترین راه وبالاترین مجازات حبث ابد است
حتی جانوران تروریستی چون ملا عمر وبشار اسد را هم نباید اعدام کرد
باید انها را در قفس حیوانات در گذرعموم به نمایش گذارند
تا مایه عبرت دیکتاتورها وکتوله های سیاسی منطقه شوند
ولی با کشتن انها خاطره انها به سرعت به فراموشی سپرده میشود
بدترین بالا محرومیت از حقوق اجتماعیست
در ظمن دوستان توجه کنن که عامل تجاوزات به کودکان وانواع قتلها تک تک ما انسانها هستیم
باایجاد نابرابری اقتصادی واجتماعی
اگر جامعه باعث شود یک فرد بی سواد شود خوب باید منتظر خطر همان فرد نیز باشد
چون همان فرد به قانون نا اگاه میشود رای خود را میفروشد ودر قبل کمترین پول وشاید لذت جنسی ادم هم میکشد

Russell #۶۲

انتقام به احتمال زیاد ریشه فرگشتی دارد،ولی اتفاقا کنار گذاشتنش و بجایش رو آوردن به بازداشتن نمادی مهم از تمدن انسانیست،اینکه از خرد خود استفاده کرده ایم و یک مرحله به پیش رفته ایم.وگرنه انتقام بنظر من غیر اخلاقیست،اگر میخواهیم از انتقام هم استفاده کنیم باید در واقع "بازداشتن" باشد که حالا شکل شبیه به انتقام آن بهترین گزینه روی میز ماست.

Russell #۶۳
Mehrbod

آری، کشتنی که از روی احساس یا همان passion* و خشم انتقام کورکورانه انجام میگیرد بارها
پذیرفتنی‌تر از کشتنی است که دولت با خونسردی و از پیش برنامه‌ریزی شده و با همکاری دیگران انجام میدهد.

این کشتن خونسردانه نشان از خطر بالا و قصاوت قلبی دارد،وگرنه فرقی در اصل ماجرا ندارد و توجیه نمیکند.
من یادم نیست دقیقا کجا ولی یکجا خوندم که در زمانی نچندان دور در آمریکا اگر اشتباه نکنم کسی مثلا میرفت خونه و یکی رو میدی تو تخت با زنش میزد اونرو میکشت باعث تخفیف در مجازات میشد،جای معتبری بود خوندم یادمه ولی دقیق یادم نیست کجا بود 😁

Soheil #۶۴

[h=2]هرانا؛ فلسفه ی مجازات / امین قضایی[/h]
یک مقدمه:

در بخش پیشین نشان دادیم که تعیین حقوق در جامعه ی مدرن براساس اصل آزادی صورت می گیرد. بدان معنا که فرد آزادی انجام هر عملی را دارد مگر آنکه آن عمل، آزادی عمل دیگران را سلب کند. با تکیه بر این اصل می توانیم به تعریف دقیقی از مفهوم حق دست یابیم. برای مثال آزادی مطلق بیان به اثبات می رسد: من حق بیان و تبلیغ عقاید و نظرات خود را در جامعه دارم چرا که به هیچ وجه بیان من مانعی برای بیان و رفتار دیگران نیست. در این بخش می خواهیم با ارجاع به همین تعریف از حق دریابیم که نظام مجازات یک جامعه ی مدرن چگونه باید باشد.

چگونه حق در جامعه تجلی می یابد؟

با استفاده از تعریف حق، می توانیم مستدل سازیم که افراد در جامعه از چه حقوقی برخوردار هستند. اما این حقوق به چه شکل در جامعه خود را نشان می دهند؟ تلاش های بسیاری برای توضیح اشکال مختلف تجلی حق در حیطه های مختلف اجتماعی شده است که شاید بهترین نمونه ی آن کتاب فلسفه ی حق هگل باشد.
حق در حالت منفرد، جز اراده ی ذهنی فرد تجلی دیگری نمی تواند داشته باشد، اما در حالت اجتماعی می بایست به شکل قانون در آید. برای اینکه قانون بتواند تجلی حق باشد می بایست دو شراط را برآورده کند: نخست اینکه مکتوب بوده و دوم اینکه افراد جامعه از پیش از محتوای آن آگاه باشند. با قانونی که قبلا نوشته نشده و فرد به آن علم ندارد، نمی توان کسی را مورد مجازات قرار داد. به عبارت دیگر قانون شفاهی نه تنها محق نیست بلکه حتی قانون هم نیست. بنابراین اموری مانند حکمیت و یا کدخدامنشی نه تنها ارتباطی با عدالت و حق ندارند بلکه آنها را قانونی نیز نمی توان دانست. در جوامع پیچیده ی امروزی محتویات قانون آنچنان مفصل و جزئی است که آگاهی پیشینی عموم مردم به قانون میسر نیست، به همین دلیل و برای اینکه قانون بتواند تجلی حق باشد و این شرط برآورده شود، افراد حق گرفتن وکیل را دارند. وکیل کسی است که از محتوای قانون آگاه است و این آگاهی را به فرد منتقل می کند و یا به او کمک می کند تا بتواند مانع تضییع حقوق خود شود. پس با به رسمیت شناختنِ حق مسلم گرفتن ِ وکیل، این شرط (یعنی آگاهی و علم فرد به محتوای مکتوب قانون) برآورده می شود. بدون این حق، هیچ دادگاه و قانونی تجلی حق نخواهد بود.
گام دوم برای تجلی حق در جامعه ممانعت از تضییع حق است. به معنای دیگر جامعه می بایست رفع تخلف کند و این تنها به کمک نظام قضایی میسر است. باید دقت داشت که مجازات تنها برای ممانعت از تضییع حق و در صورت امکان اعاده ی حق (مانند بازگرداندن مال دزدی به مالک اصلی یا پرداخت جریمه و خسارت) مشروعیت دارد و نه جز آن. اگرچه متاسفانه فلسفه ی وجودی مجازات و زندان در طول تاریخ چیزی جز سرکوب و سلطه بر مردم نبوده است، اما این واقعیت، ضرورت چنین نظامی را برای جامعه از بین نمی برد.

حق پیمان یا توافق نیست

یک نکته ی بسیار مهم آن است که حقوق مردم براساس توافق اکثریت یا پیمانی میان آنها تعیین نمی شود. ممکن است عده ای فکر کنند که این کار بسیار دموکراتیک است، اما اگر ایشان کمی فکر کنند متوجه نتایج حرف خود خواهند شد. برای مثال این صورت می توان به بردگی گرفتن اقلیتی از مردم را هم با این توافق اکثریت توجیه کرد. (تنها حقوق به مثابه مسئولیت را می توان با رای اکثریت مشخص کرد. به عبارت دیگر تنها تفویض حق است که می تواند انتخابی باشد و نه خود حق). پس حق از آزادی منتج می شود و نه از توافق. همچنین حق تنها به شکل قانون و با رفع تخلف یعنی مجازات می تواند تجلی یابد و نه با پیمان و تعهد. یک مثال خوب اعلامیه ی جهانی حقوق بشر است که متاسفانه چون تنها بر پیمان و تعهد دولت ها استوار است، نتوانسته و نخواهد توانست تجلی حق در سطح بین المللی باشد.

تخلف یا جرم می بایست اثبات شود

از آنجایی که تخلف می بایست به اثبات برسد، و اضح است که هر متهمی این حق مسلم را داراست که در دادگاهی بی طرف و عادلانه محاکمه شود. تا زمانی که تخلف متهم توسط دادگاه به اثبات نرسیده باشد، او مجرم نیست، نمی بایست مجازات شده و حتی مجرم خوانده شود. متهم به طور پیش فرض بی گناه است مگر آنکه در طی دادگاه دلایل کافی و مستدل ارائه شده به طوری که مجموعه ای از افراد دارای عقل سلیم را به گناه کار بودن وی متقاعد کند. این مجموعه افراد بالغ و عاقل (با تعریف هنجارین از عقل) را که می بایست از مردمان عادی انتخاب شوند را هیات منصفه می گویند.

حق مجازات از کجا می آید؟

اگر تنها دلیل وجود مجازات، ممانعت از انجام عمل جرم و اعاده ی حق مظلوم است، پس به هیچ عنوان نمی توان مجازات را براساس دلایل کارکردی مانند عبرت آموزی دیگران، ارعاب و غیره تعیین کرد. مجازات تنها می بایست آزادی عمل و امکانات فرد را تا حدی محدود کند که مانع تکرار عمل جرم توسط وی شود. اگرچه این تعریف از هدف مجازات را می توان در دسته نظریات نتیجه گرا (consequentialism) جای داد اما باید دقت داشت که منظور از تکرار عمل جرم، اهداف کارکردی مانند کاهش جرم و غیره نیست. این اصل فوق، حد مجازات را مشخص می کند. متاسفانه به نظر من هیچکدام از بهترین نظام های مجازات جهان به تحقق این اصل پایبند نبوده و البته نظام قضایی حکام مستبدی مانند ایران فرسنگها با چنین عقلانیتی فاصله دارند و در واقع اصلا بر پایه ی حق استوار نیستند.
باید دقت داشت که مجرم، با هر جرمی، می بایست از تمامی حقوق خویش برخوردار باشد به غیر از آن حقوقی که امکان تکرار جرم را برای وی میسر می سازد. از آنجایی که ممانعت از تکرار جرم توسط مجرم در سطح جامعه بسیار دشوار است و نمی توان برای هر مجرم یک نگهبان تعیین کرد، یکی از روش های صرفه جویانه، حصر مجرم و دور نگاه داشتن موقتی او از جامعه است به طوریکه مدت حصر و مضرات آن برای مجرم بیش از منفعت حاصل از تکرار جرم باشد. باید دقت داشت که زندانی حق برخورداری از هرگونه امکاناتی را دارست اگر که آن امکانات باعث تکرار جرم نشود. همچنین باید در نظر داشت که زندان برای جرایم خفیف شکل مناسبی برای ممانعت از تکرار جرم نیست. (ما درباره ی زندان می بایست دیدگاه براندازگرایانه را تایید کنیم) بنابراین با پیشرفت امکانات و فن آوری و افزایش توان کنترل و نظارت، می توان مجرم آزاد را نیز از انجام جرم بازداشت. (مانند محروم کردن مجرم از ورود به برخی از مکان های خاص یا ملزم کردن او به معرفی خویش نزد پلیس در دوره های زمانی مشخص)

مجازات تلافی یا انتقام نیست.

برخی از نظریه پردازان مجازات، به اشتباه هدف مجازات را تلافی جرم به همان اندازه ای می دانند که مجرم شایسته ی آن است. (retributivism) متاسفانه بسیاری از مردم نیز تصور می کنند اگر درست همان بلایی را که مجرم سر قربانی خود آورده بر سر او بیاوریم، عدالت اجرا شده است. حتی اگر این ایده منصفانه به نظر آید اما نکته اینجاست که هیچ کس حق اجرای چنین نوعی از عدالت را ندارد و قرار نیست که حکومت مانند خدا بر سر مردم عمل کرده و هر تخلفی را با عکس العملی مساوی پاسخ دهد. سیستم مجازات وسیله ی انتقام جویی نیست. همانطور که گفتیم هدف مجازات، تنها محافظت از قربانی و جامعه در مقابل مجرم است. از این امر نتیجه می گیریم که سیستم قضایی یک جامعه ی مدرن الزاما باید سکولار باشد یعنی خود را مجری عدالت الهی نداند. هیچ چیز مخوف تر از این نیست که کسی خود را در جایگاه آفریننده ی خیالی جهان دانسته و درباره ی جان و مال انسانها حکم صادر کند.

جرایم عمومی و خصوصی

متاسفانه در ایران ما با نظامی از مجازات روبرو هستیم که جان انسانها در مالکیت خانواده، والدین و نزدیکان است. این نوع نگاه به انسان به عنوان مایملک خانواده که ایده ی خون بها را به میان آورد، ناشی از روابط میان قبایل اعراب بیابان نشین بوده است که امروز جمهوری اسلامی آن را مردم ایران تحمیل کرده است. باید توجه داشت که جرایمی مانند قتل، جرایمی عمومی هستند یعنی شاکی در این جرایم نه فقط صاحبین خون ِ مقتول مانند خانواده بلکه کل جامعه است. ایده ی به شدت عقب مانده خون بها، می تواند موجب فجایع بسیاری شود چرا که در این صورت کودکان به مایملک والدین تبدیل شده و جامعه هیچ محافظتی از جان و امنیت آنان نخواهد کرد.

نتیجه گیری

حق یک مفهوم انتزاعی باقی خواهد ماند اگر چه به صورت قانون در جامعه تجلی نیابد. قانون می بایست مکتوب بوده و همه ی اعضای جامعه به محتوای آن علم داشته باشند. با توجه به اینکه در جوامع امروزی احاطه به محتوای مفصل قانون جز متخصصین علم حقوق از عهده مردم خارج است، بنابراین آنها در هر حالتی حق گرفتن وکیل دارند و با این حق، حق دانستن محتوای قانون را نیز بدست می آورند.
مجازات متخلف تنها جهت این است که مانع تکرار عمل جرم توسط وی شود. مجازات نمی بایست برای عبرت آموزی، ارعاب، انتقام جویی و یا دلایل کارکردی مانند کاهش جرم و... صورت گیرد. مجرم تنها می بایست در دوره ی زمانی مشخصی تنها از آندست امکاناتی محروم شود که موجب تکرار عمل جرم می شود.

پ.ن: جای بهتری برای این مقاله سودمند نیافتم.

----
دوستان دیگر بخصوص موافقان اعدام نظر و دلایلشان را درباره اعدام بگویند. به نظر من خیلی عقیده ی بد و مخربیه که با اعدام موافق باشیم.

iranbanoo #۶۵
Anarchy

وزنامه شرق نوشت: حکم قصاص چشم، لاله‌گوش راست و بینی جوانی که روی دختر موردعلاقه‌اش اسید پاشیده و او را کور کرد.....

من همیشه فکر میکنم حکم چنین حیوونایی که به فکر اسید پاشی میفتن چیه؟!!

Anarchy #۶۶
iranbanoo

من همیشه فکر میکنم حکم چنین حیوونایی که به فکر اسید پاشی میفتن چیه؟!!

هر چی هست ، حکمش این نیست که چند حیوون آماده به جنایت و تربیت شده دیگه به نام پزشک و مامور اجرای احکام بیان همون کار یا بدترشو تکرار کنن

....

iranbanoo #۶۷
Anarchy

هر چی هست ، حکمش این نیست که چند حیوون آماده به جنایت و تربیت شده دیگه به نام پزشک و مامور اجرای احکام بیان همون کار یا بدترشو تکرار کنن ....

فکر نمی کنید شدت عمل تو این دست موارد باعث بشه کمتر چنین اتفاقایی بیفته؟

Anarchy #۶۸
iranbanoo

فکر نمی کنید شدت عمل تو این دست موارد باعث بشه کمتر چنین اتفاقایی بیفته؟

من قرار نیست فکر کنم 😖 !! در مورد چنین مجازات هایی هم جنبه اخلاقی رو باید در نظر گرفت هم جنبه روانشناختی و هم مستند به آمار یا تجربه چنین چیزی ثابت شده باشه ...

آنچنان فرهنگ ما با انتقام خو گرفته که باور اینکه کسی چنین عملی رو انجام بده و مثلا فقط محکوم به 20 سال زندان یا بیشتر بشه برامون غیر ممکنه

!!

iranbanoo #۶۹
Anarchy

من قرار نیست فکر کنم !! در مورد چنین مجازات هایی هم جنبه اخلاقی رو باید در نظر گرفت هم جنبه روانشناختی و هم مستند به آمار یا تجربه چنین چیزی ثابت شده باشه ...

آنچنان فرهنگ ما با انتقام خو گرفته که باور اینکه کسی چنین عملی رو انجام بده و مثلا فقط محکوم به 20 سال زندان یا بیشتر بشه برامون غیر ممکنه !!

پس کی فکر کنه؟:))
باید هر فردی بدونه وقتی مرتکب خطایی جبران ناپذیر بشه ممکنه یک نتبیه جبران ناپذیر در انتظارش باشه یا نه فقط 20 سال زندانی شدن در انتظارشه و بعدش میتونه آزاد بشه؟!! ضمن اینکه زندگی یک فرد دیگرو با این روش گرفتن و اونو تا اخر عمر زجر کش کردن با 20 سال حبس جبران میشه؟
البته به نظر من تا یک مدتی که این دست کارای وحشیانه از ذهن جامعه پاک بشه شدت عمل لازمه.وقتی امار این دست موارد پایین رسید شاید بشه از در دیگه وارد شد😖

Anarchy #۷۰
iranbanoo

پس کی فکر کنه؟:))
باید هر فردی بدونه وقتی مرتکب خطایی جبران ناپذیر بشه ممکنه یک نتبیه جبران ناپذیر در انتظارش باشه یا نه فقط 20 سال زندانی شدن در انتظارشه و بعدش میتونه آزاد بشه؟!! ضمن اینکه زندگی یک فرد دیگرو با این روش گرفتن و اونو تا اخر عمر زجر کش کردن با 20 سال حبس جبران میشه؟
البته به نظر من تا یک مدتی که این دست کارای وحشیانه از ذهن جامعه پاک بشه شدت عمل لازمه.وقتی امار این دست موارد پایین رسید شاید بشه از در دیگه وارد شد😖

مشکل همین جاست که فکر میکنیم هدف از مجازات ، جبران آسیبی هست که به قربانی وارد شده ... جبران چنین چیزی ممکن نیست !! تنها میشه فرد رو از جامعه جدا کرد برای همیشه یا مدت مشخص ...

ترس از مجازات سنگین واقعا روی اون افراد تبهکار ، تاثیر خیلی کمی داره ... اونها به هر حال کار خودشونو میکنن !! پس این مدت زمانی که شما میگید با شدت عمل و اینها گذرونده نمیشه

...

iranbanoo #۷۱
Anarchy

مشکل همین جاست که فکر میکنیم هدف از مجازات ، جبران آسیبی هست که به قربانی وارد شده ... جبران چنین چیزی ممکن نیست !! تنها میشه فرد رو از جامعه جدا کرد برای همیشه یا مدت مشخص ...

ترس از مجازات سنگین واقعا روی اون افراد تبهکار ، تاثیر خیلی کمی داره ... اونها به هر حال کار خودشونو میکنن !! پس این مدت زمانی که شما میگید با شدت عمل و اینها گذرونده نمیشه ...

با قسمت اول حرفتون موافقم👍
گر چه خوب باید برای قربانی هم حقی قائل شد
ولی من توی جامعه ی خودمون دیدم که شدت عمل اثر کمی هم نداشته.درسته ممکنه تا مدتی تر و خشک رو با هم بسوزونن.اگر تبهکار بدونه عواقب بدی میتونه منتظرش باشه و قانون هیچ آسون گیری ای در برابر کارش نداره میتونه جلوی خیلی از کاراشو بگیره.حد اقل مشاهدات من اینو میگه...

sonixax #۷۲
iranbanoo

فکر نمی کنید شدت عمل تو این دست موارد باعث بشه کمتر چنین اتفاقایی بیفته؟

ایران بالاترین نرخ اعدام (شدید ترین نوع مجازات) نسبت به جمعیتش در دنیا رو داره!
آیا این نرخ بالای اعدام در ایران عامل بازدارنده در مقابل جرایمی که در ایران حکمشون اعدامه مثل آدم کشی ، تجاوز ، محاربه!!!!!!!!!!!!!!!!!! ، سب نبی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ، تبلیغ علیه نظام و فعالیت های سیاسی!!!!!!!!!!!!!!!! ، ترک دین!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ، فروش مواد مخدر ، دزدی های سنگین و میلیاردی ، آدم دزدی ، قاچاق مواد مخرد و ... بودند ؟!
مطلقن خیر وگرنه نرخ اعدام در ایران تا به این اندازه نبود چون همه میترسیدند طرفش نمیرفتند.

شدت عمل هم در این دست موارد تنها میتونه منجر به ترویج خشونت در جامعه و بروز اقدامات انتقام جویانه از طرف خانواده مجرم بشه و در عین حال هم تنها و تنها پاک کردن صورت مساله هستش نه حل کردن مشکل.

قوانین اروپا عملن به نفع مجرم تنظیم شدند! ولی با این حال میبینیم که همین کشورها پایین ترین نرخ جرم و جنایت رو هم در دنیا دارند. چون این کشورها دنبال انتقام گرفتن و کور کردن و کشتن یکی دیگه نرفتند بلکه دنبال حل کردن ریشه ای مشکل رفتند.
99% جرایمی نظیر اسید پاشی ، قتل ، دزدی و ... ریشه در فقر و عدم احساس امنیت اقتصادی و ... دارند.
همین فرهنگ زشت اسید پاشی هم با کور کردن یا اسید پاشیدن روی مجرم ریشه کن نمیشه بلکه با فرهنگ سازی و ایجاد امنیت اقتصادی برای افراد ممکن میشه. چرا یک فرد دست به اسید پاشی روی دختر مورد علاقه اش میزنه ؟ به نظر من اولین دلیلش اینه که از این ترس داره که هرگز بهتر از اون یا حتا در حد و اندازه همون دختر گیرش نیاد! خوب وقتی زندگی احساسی خودش رو به باد فنا رفته میبنه با قصد انتقام جویی میره و زندگی احساسی طرف که هیچ کل زندگی طرف رو به باد فنا میده.

سوای این مساله فرهنگ نـــــــــــــــــاب اسلامی در کنار قوانینی که به اون قدرت میبخشند هم باعث و بانی داستانه. اگر از نظر قانونی زن و دختر در ایران قیم نداشته باشند و بتونند مستقل زندگی کنند شدت جرایم این شکلی به میزان چشم گیری کاهش پیدا میکنه. اینجا وظیفه دولته که پشت پسر/دختر باشه در رابطه با تحمیل های زورکی خانواده های کله خر! نه اینکه بیاد طرف اون خانواده هایی در بیاد که تا میبینند دخترشون / خواهرشون رفته با یه پسری دوست شده یا برعکس طرف رو زندانی کنند توی خونه! (تازه این زندان بانها خوب خوباشونن)

پ.ن : ! به این خاطر هستند چون اونها اصلن جرم نیستند.

Russell #۷۳
Anarchy

هر چی هست ، حکمش این نیست که چند حیوون آماده به جنایت و تربیت شده دیگه به نام پزشک و مامور اجرای احکام بیان همون کار یا بدترشو تکرار کنن ....

بنظر من حتی حکم اعدام در این مواقع بسیار خردمندانه‌تر، اخلاقی‌تر، انسانی‌تر و حیوانی‌تر و... محسوب می‌شود!

iranbanoo #۷۴
sonixax

یران بالاترین نرخ اعدام (شدید ترین نوع مجازات) نسبت به جمعیتش در دنیا رو داره!
آیا این نرخ بالای اعدام در ایران عامل بازدارنده در مقابل جرایمی که در ایران حکمشون اعدامه مثل آدم کشی ، تجاوز ، محاربه!!!!!!!!!!!!!!!!!! ، سب نبی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ، تبلیغ علیه نظام و فعالیت های سیاسی!!!!!!!!!!!!!!!! ، ترک دین!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ، فروش مواد مخدر ، دزدی های سنگین و میلیاردی ، آدم دزدی ، قاچاق مواد مخرد و ... بودند ؟!
مطلقن خیر وگرنه نرخ اعدام در ایران تا به این اندازه نبود چون همه میترسیدند طرفش نمیرفتند.

شدت عمل هم در این دست موارد تنها میتونه منجر به ترویج خشونت در جامعه و بروز اقدامات انتقام جویانه از طرف خانواده مجرم بشه و در عین حال هم تنها و تنها پاک کردن صورت مساله هستش نه حل کردن مشکل.

قوانین اروپا عملن به نفع مجرم تنظیم شدند! ولی با این حال میبینیم که همین کشورها پایین ترین نرخ جرم و جنایت رو هم در دنیا دارند. چون این کشورها دنبال انتقام گرفتن و کور کردن و کشتن یکی دیگه نرفتند بلکه دنبال حل کردن ریشه ای مشکل رفتند.
99% جرایمی نظیر اسید پاشی ، قتل ، دزدی و ... ریشه در فقر و عدم احساس امنیت اقتصادی و ... دارند.
همین فرهنگ زشت اسید پاشی هم با کور کردن یا اسید پاشیدن روی مجرم ریشه کن نمیشه بلکه با فرهنگ سازی و ایجاد امنیت اقتصادی برای افراد ممکن میشه. چرا یک فرد دست به اسید پاشی روی دختر مورد علاقه اش میزنه ؟ به نظر من اولین دلیلش اینه که از این ترس داره که هرگز بهتر از اون یا حتا در حد و اندازه همون دختر گیرش نیاد! خوب وقتی زندگی احساسی خودش رو به باد فنا رفته میبنه با قصد انتقام جویی میره و زندگی احساسی طرف که هیچ کل زندگی طرف رو به باد فنا میده.

سوای این مساله فرهنگ نـــــــــــــــــاب اسلامی در کنار قوانینی که به اون قدرت میبخشند هم باعث و بانی داستانه. اگر از نظر قانونی زن و دختر در ایران قیم نداشته باشند و بتونند مستقل زندگی کنند شدت جرایم این شکلی به میزان چشم گیری کاهش پیدا میکنه. اینجا وظیفه دولته که پشت پسر/دختر باشه در رابطه با تحمیل های زورکی خانواده های کله خر! نه اینکه بیاد طرف اون خانواده هایی در بیاد که تا میبینند دخترشون / خواهرشون رفته با یه پسری دوست شده یا برعکس طرف رو زندانی کنند توی خونه! (تازه این زندان بانها خوب خوباشونن)

پ.ن : ! به این خاطر هستند چون اونها اصلن جرم نیستند.

خوب حرفاتون درسته.ولی خوب جرم و کسی که مرتکب جرم میشه تو افراد با انگیزه های مختلف متفاوته.
مصلا جرم های سیاسی و مواد مخدر و ...غیره که انگیزه های کلان پشتش هست با مثلا زد و خورد های آنی خیابانی و مسائل خانوادگی و غیره فرق میکنه .

ضمن اینکه اصلاح فرهنگی و فرهنگ سازی یه پروسه ی زمان بره و تو این حین به هر حال باید قوانینی باشه که بشه بهش رجوع کرد.شما برای فردی که قربانی شده حقی قائل هستید؟اگر قربانی و خانوادش حس کنن که قانونی حامی اونها نیست آیا انگیزه نمیشه که خودشون به فکر تلافی و انتقام باشن؟

Anarchy #۷۵
iranbanoo

با قسمت اول حرفتون موافقم👍
گر چه خوب باید برای قربانی هم حقی قائل شد
ولی من توی جامعه ی خودمون دیدم که شدت عمل اثر کمی هم نداشته.درسته ممکنه تا مدتی تر و خشک رو با هم بسوزونن.اگر تبهکار بدونه عواقب بدی میتونه منتظرش باشه و قانون هیچ آسون گیری ای در برابر کارش نداره میتونه جلوی خیلی از کاراشو بگیره.حد اقل مشاهدات من اینو میگه...

یعنی حق قربانی اینه که بتونه همون وحشی گری رو تکرار کنه ؟! خیلی برام این حرف عجیب هست . پس با این حساب باید بقیه قوانین اسلامی رو هم بپذیرید ...

این اثری که شما دیدین مستند به کدوم آمار و نتایج هست ؟ همین رشد اعدام در ایران و کسب رتبه اول سرانه اعدام ، یعنی اثری نداشته ...

باور کنید کسی که جرم سنگینی رو مرتکب میشه اون لخظه اصلا به مجازاتی که ممکنه براش در نظر گرفته بشه فکر نمیکنه ...

kourosh_bikhoda #۷۶
iranbanoo

باید هر فردی بدونه وقتی مرتکب خطایی جبران ناپذیر بشه ممکنه یک نتبیه جبران ناپذیر در انتظارش باشه یا نه فقط 20 سال زندانی شدن در انتظارشه و بعدش میتونه آزاد بشه؟!! ضمن اینکه زندگی یک فرد دیگرو با این روش گرفتن و اونو تا اخر عمر زجر کش کردن با 20 سال حبس جبران میشه؟

بالاخره دارید دو چیزو با هم مقایسه میکنید. اگر فرض کنیم که فلسفه مجازات مجرم، تلافی عملش باشه (که در همین یه مورد هم شک و تردید هست)، به نظر شما چند سال زندانی شدن میتونه جبران مافات باشه؟

sonixax #۷۷
iranbanoo

ضمن اینکه اصلاح فرهنگی و فرهنگ سازی یه پروسه ی زمان بره و تو این حین به هر حال باید قوانینی باشه که بشه بهش رجوع کرد.شما برای فردی که قربانی شده حقی قائل هستید؟اگر قربانی و خانوادش حس کنن که قانونی حامی اونها نیست آیا انگیزه نمیشه که خودشون به فکر تلافی و انتقام باشن؟

قطعن فرد قربانی حق و حقوقی داره و این حق و حقوق رو باید از حکومت بگیره نه شخصی که مرتکب جرم شده اون هم با تکرار همون عملی که غیر قانونی و وحشی گری و جرم محسوب میشه.
به قول منصور حکمت :"اعدام شنیع ترین شکل قتل عمد است."

کسی که فردی رو اعدام میکنه ده ها برابر کارش غیر اخلاقی تر از کسیه که در نتیجه خشم ناگهانی ، اتفاق ، تصادف ، دعوا و چیزهایی شبیه اینها مرتکب قتل شده. چون اولی در نتیجه ی عدم تسلط بر خود مرتکب چنین جنایتی شده و دومی در نهایت خونسردی این کار رو کرده. خیلی فرق هست بین این دو نفر با هم. شاید اولی مجرم باشد ولی دومی قطعن یک جانیست.

با مجازاتِ سنگین مجرم تنها اتفاقی که میوفته به یک سری انسان بی گناهِ دیگه (خانواده طرف) آسیبهای روانی و حتا اقتصادی شدید میرسونیم و این سوای بها و هزینه ی سنگینی به نام ترویج خشونت در جامعه هستش که رفته رفته نتیجه اش میشه ایرانِ امروز با مردمانی عجیب و غریب! که به جای کمک کردن به شخصی که جانش در خطره یا مشکلی براش پیش اومده موبایلهاشون رو در میارند و فیلم میگیرند و سوت میزنند و تخمه میشکنند و بعد میذارند روی فیس بوک و یوتیوب که لایک جمع کنند!

من یک وقتهایی چیزهایی در اینجا میبینم که با دیدنش به حال خودم افسوس میخورم و به جامعه ای که ازش اومدم فحش میدم! به جمهوری اسلامی فحش میدم.

مثلن یک بار تبلت یک خانم (سیاه پوست) رو در مترو ازش زدند. طرف درست قبل از اینکه درها بسته بشه تبلت رو از دستش قاپید و پرید بیرون و در بسته شد و زن بیچاره موند توی قطار!
زن بیچاره که زبان هم بلد نبود فقط جیغ کشید! یکی از مسافرها در جا دستگیره ترمز قطار رو کشید از اون طرف مردمی که خارج از قطار بودند هم دنبال طرف کردند و گرفتنش و خلاصه تحویل پلیسش دادند .
در ایران جلوی چشم صدها نفر کیف دختر خاله من رو ازش زدند همه وایساده بودند سوت میکشیدند!

وقتی تماشای اعدام و دست و پا زدن و رقص مرگ یک نفر برای مردم عادی بشه طبیعتن کسی به مسایل کوچکی مثل کیف دزدی اهمیتی نمیده و میگه باسن لق قربانی!

آخرین مورد انتقام گیری از کسی که خودش قربانی ی انتقام گیرنده ها بوده داستان فرزانه مرادی هستش. طرف رو در بچگی به زور شوهر دادند به یک مردیگه عوضی! حق طلاق هم که نداره و برای خلاصی از دست طرف میزنه میکشتش و دست آخر هم اعدام میشه!
یک مشت عوضی که زندگی یک شخص رو از بین بردند و در قبال واکنشش برای باز پس گیری زندگیش اعدامش میکنند.

kourosh_bikhoda #۷۸
sonixax

کسی که فردی رو اعدام میکنه ده ها برابر کارش غیر اخلاقی تر از کسیه که در نتیجه خشم ناگهانی ، اتفاق ، تصادف ، دعوا و چیزهایی شبیه اینها مرتکب قتل شده. چون اولی در نتیجه ی عدم تسلط بر خود مرتکب چنین جنایتی شده و دومی در نهایت خونسردی این کار رو کرده. خیلی فرق هست بین این دو نفر با هم. شاید اولی مجرم باشد ولی دومی قطعن یک جانیست.

البته حذف صد در صدی اعدام هم کار درستی نیست. به نظر من گاهی لازمه. در موارد نادر باید دست قانون برای صدور حکم اعدام باز باشه.

Persepolis #۷۹
kourosh_bikhoda

البته حذف صد در صدی اعدام هم کار درستی نیست. به نظر من گاهی لازمه. در موارد نادر باید دست قانون برای صدور حکم اعدام باز باشه.

واقعن بعضی ها وجودشون برای اجتماع و حتا درونِ خودِ زندان هم انگله و من هیچ رقمه نمی دانم چرا نمی توانم بغیر از اعدام راهی دیگر برای اینجور افراد بیابم! البته همچین جانورانی به ندرت پیدا می شوند نه اینکه بخاطر مخالفت با خدا و رسول خدا بگیرند اعدام کنند!

sonixax #۸۰
kourosh_bikhoda

البته حذف صد در صدی اعدام هم کار درستی نیست. به نظر من گاهی لازمه. در موارد نادر باید دست قانون برای صدور حکم اعدام باز باشه.

به نظر من حبس ابد برای این مدل افراد راهکار بهتریه چون :

1 - این شانس رو پیدا میکنیم که روی چنین روانی هایی بیشتر مطالعه کنیم .
2 - میشه در محیط زندان ازشون بهره برد و تا حدودی خسارتی که به جامعه زدند رو برطرف کرد.

iranbanoo #۸۱
kourosh_bikhoda

بالاخره دارید دو چیزو با هم مقایسه میکنید. اگر فرض کنیم که فلسفه مجازات مجرم، تلافی عملش باشه (که در همین یه مورد هم شک و تردید هست)، به نظر شما چند سال زندانی شدن میتونه جبران مافات باشه؟

چرا فرض کنیم؟مجازات یعنی تاوان عمل که متناسب با جرم در نظر گرفته میشه.
خوب جرمی مثل اسید پاشی که قابل جبران نیست ولی به هر حال باید به نوعی جلوی جرم های مشابه رو گرفت یا نه!

فردی که اسید پاشی میکنه تنها میخواد از ادامه ی زندگی معمول طرفش ممانعت کنه.خوب زندان 20 ساله آیا نمی ارزه که به هدفش برسه؟من فکر نمیکنم پشتش ندامتی نهفته باشه یا حتی ارعابی.یکسری وحشی گری هایی مثل اسید پاشی گاها مجازات شدید طلب میکنه

iranbanoo #۸۲
sonixax

کسی که فردی رو اعدام میکنه ده ها برابر کارش غیر اخلاقی تر از کسیه که در نتیجه خشم ناگهانی ، اتفاق ، تصادف ، دعوا و چیزهایی شبیه اینها مرتکب قتل شده. چون اولی در نتیجه ی عدم تسلط بر خود مرتکب چنین جنایتی شده و دومی در نهایت خونسردی این کار رو کرده. خیلی فرق هست بین این دو نفر با هم. شاید اولی مجرم باشد ولی دومی قطعن یک جانیست.

فرض کنیم که اعدام توسط شخص صورت نگیره.چه میدونم یعنی کسی یا کسانی مستقیما دست به قتل عمد نزنن!
من با نفس اعدام مخالفم نه به خاطر اینکه نا اخلاقیه.اگر واقعا کسی مستحق مرگ و نیستی باشه دیگه اخلاق اینجا به چه کار میاد.با اعدام مخالفم چون فکر میکنم فایده نداره.یعنی در این مواقع زندان که یک تنبیه مستمر و طولانیه بیشتر از تنبیه آنی و لحظه ای جواب میده.البته در قبال مرگ نه جرمی مثل اسید پاشی!

sonixax

با مجازاتِ سنگین مجرم تنها اتفاقی که میوفته به یک سری انسان بی گناهِ دیگه (خانواده طرف) آسیبهای روانی و حتا اقتصادی شدید میرسونیم و این سوای بها و هزینه ی سنگینی به نام ترویج خشونت در جامعه هستش که رفته رفته نتیجه اش میشه ایرانِ امروز با مردمانی عجیب و غریب! که به جای کمک کردن به شخصی که جانش در خطره یا مشکلی براش پیش اومده موبایلهاشون رو در میارند و فیلم میگیرند و سوت میزنند و تخمه میشکنند و بعد میذارند روی فیس بوک و یوتیوب که لایک جمع کنند!

با مجازات سبک هم فکر نمیکنید مجرمان بالقوه! از انجام کارشون باکی نداشته باشن؟
به هر سو نمیشه از ابزار ارعابی مجازات چشم پوشی کرد.
ولی خوب این حرف که با مجازات های اینچنین افراد دیگه ای که دخالت نداشتن هم تحت تاثیر این مجازات قرار میگیرن موافقم.خوب اینهم علتش اینه که غالبا در چنین جرم هایی در قانون نفس جرم مد نظر قرار میگیره و نه مجرم.
از این بابت هست که خشونت توی ایران نسبتا بالاست...

kourosh_bikhoda #۸۳
iranbanoo

چرا فرض کنیم؟مجازات یعنی تاوان عمل که متناسب با جرم در نظر گرفته میشه.
خوب جرمی مثل اسید پاشی که قابل جبران نیست ولی به هر حال باید به نوعی جلوی جرم های مشابه رو گرفت یا نه!

نا امید شدم ازت 😒
برای درک بهتر قضیه فرض کنید کسی تجاوز کرده باشه. طبق تئوری شما باید رای دادگاه این باشه بهش تجاوز بشه.

iranbanoo

فردی که اسید پاشی میکنه تنها میخواد از ادامه ی زندگی معمول طرفش ممانعت کنه.خوب زندان 20 ساله آیا نمی ارزه که به هدفش برسه؟من فکر نمیکنم پشتش ندامتی نهفته باشه یا حتی ارعابی.یکسری وحشی گری هایی مثل اسید پاشی گاها مجازات شدید طلب میکنه

من نگفتم 20 سال میرزه یا نه. من فقط از شما پرسیدم که چند سال براش کافیه به نظر شما؟

undead_knight #۸۴
iranbanoo

فرض کنیم که اعدام توسط شخص صورت نگیره.چه میدونم یعنی کسی یا کسانی مستقیما دست به قتل عمد نزنن!
من با نفس اعدام مخالفم نه به خاطر اینکه نا اخلاقیه.اگر واقعا کسی مستحق مرگ و نیستی باشه دیگه اخلاق اینجا به چه کار میاد.با اعدام مخالفم چون فکر میکنم فایده نداره.یعنی در این مواقع زندان که یک تنبیه مستمر و طولانیه بیشتر از تنبیه آنی و لحظه ای جواب میده.البته در قبال مرگ نه جرمی مثل اسید پاشی!

با مجازات سبک هم فکر نمیکنید مجرمان بالقوه! از انجام کارشون باکی نداشته باشن؟
به هر سو نمیشه از ابزار ارعابی مجازات چشم پوشی کرد.
ولی خوب این حرف که با مجازات های اینچنین افراد دیگه ای که دخالت نداشتن هم تحت تاثیر این مجازات قرار میگیرن موافقم.خوب اینهم علتش اینه که غالبا در چنین جرم هایی در قانون نفس جرم مد نظر قرار میگیره و نه مجرم.
از این بابت هست که خشونت توی ایران نسبتا بالاست...

"چشم در برابر چشم تمام جهان را کور خواهد کرد"
-گاندی

توی دفاع از مجازات های خشن همیشه یکی از استدلال ها اینه"خودتون رو جای طرف بزارید..."،این سفسطه توسل به احساسات هست.
اگر به خانوادتون تجاوز کرده باشه، اگر کشته باشه اونها رو ، اگر شکنجش کرده باشه و... حب شاید شما بخواید همین بلا رو نه فقط سر خودش یا حتی خانوادش،بلکه سر دوستان و آشنایانش هم بیارید!

باید دقت کرد هدف از مجازات "انتقام" نیست حتی "خنک شدن دل" قربانی نیست، هدف اینه که نشون داده بشه جرم بدون پاسخ نمیمونه و خطر احتمالی شخص دفع بشه که آسیب بیشتری به جامعه نزنه.

ما در مقام قربانی موقع جرم حق "دفاع" داریم ولی پس از رخ دادنش فقط حق "جبران خسارت" داریم(هرچند در بسیاری از مواقع قابل جبران نیست).به همین خاطره که اگر شما یک محکوم به اعدام رو بکشید،حتی اگر از خانواده مقتول باشید باز هم شما رو مجازات میکنند!
قربانی حق انتقام یا مجازات نداره،این حق فقط به سیستم قضایی تعلق داره.

وقتی به کسی آسیب روانی یا جسمی یا مالی زده میشه، مجازات اون آسیب رو "نابود" یا "درمان" یا "undo" نمیکنه،تنها آسیب مالی رو میشه جبران کرد که البته باز هم همچنان فشار روانی که به شخص در اون موقع اومده جبران نشدنیه.
بنابراین مجازات کردن هیچ دلیل منطقی نداره جز "پیشگیری" هم از رخ دادن دوباره جرم و هم اینکه افراد بدونند جرم بی پاسخ نمیمونه.
در این موارد هم البته آمارها نشون میده که مجازات های خشن تاثیر خاصی روی جرائم خشن ندارند.سرچ کن.

+یکی اینها رو ببره یه تاپیک مرتبط تر.

Theodor Herzl #۸۵

من با مجازات مرگ در زمان صلح برای جرایمی مثل قتل مخالف هستم ، ولی‌ در زمان جنگ از ترور دشمن نیز حمایت می‌کنم.

sonixax #۸۶
iranbanoo

فرض کنیم که اعدام توسط شخص صورت نگیره.چه میدونم یعنی کسی یا کسانی مستقیما دست به قتل عمد نزنن!
من با نفس اعدام مخالفم نه به خاطر اینکه نا اخلاقیه.اگر واقعا کسی مستحق مرگ و نیستی باشه دیگه اخلاق اینجا به چه کار میاد.با اعدام مخالفم چون فکر میکنم فایده نداره.یعنی در این مواقع زندان که یک تنبیه مستمر و طولانیه بیشتر از تنبیه آنی و لحظه ای جواب میده.البته در قبال مرگ نه جرمی مثل اسید پاشی!

اعدام یعنی ترویج خشونت و ترویج خشونت به هر حال غیر اخلاقیه!

iranbanoo

با مجازات سبک هم فکر نمیکنید مجرمان بالقوه! از انجام کارشون باکی نداشته باشن؟

خیر

iranbanoo #۸۷
undead_knight

"چشم در برابر چشم تمام جهان را کور خواهد کرد"
-گاندی

توی دفاع از مجازات های خشن همیشه یکی از استدلال ها اینه"خودتون رو جای طرف بزارید..."،این سفسطه توسل به احساسات هست.
اگر به خانوادتون تجاوز کرده باشه، اگر کشته باشه اونها رو ، اگر شکنجش کرده باشه و... حب شاید شما بخواید همین بلا رو نه فقط سر خودش یا حتی خانوادش،بلکه سر دوستان و آشنایانش هم بیارید!

باید دقت کرد هدف از مجازات "انتقام" نیست حتی "خنک شدن دل" قربانی نیست، هدف اینه که نشون داده بشه جرم بدون پاسخ نمیمونه و خطر احتمالی شخص دفع بشه که آسیب بیشتری به جامعه نزنه.

ما در مقام قربانی موقع جرم حق "دفاع" داریم ولی پس از رخ دادنش فقط حق "جبران خسارت" داریم(هرچند در بسیاری از مواقع قابل جبران نیست).به همین خاطره که اگر شما یک محکوم به اعدام رو بکشید،حتی اگر از خانواده مقتول باشید باز هم شما رو مجازات میکنند!
قربانی حق انتقام یا مجازات نداره،این حق فقط به سیستم قضایی تعلق داره.

وقتی به کسی آسیب روانی یا جسمی یا مالی زده میشه، مجازات اون آسیب رو "نابود" یا "درمان" یا "undo" نمیکنه،تنها آسیب مالی رو میشه جبران کرد که البته باز هم همچنان فشار روانی که به شخص در اون موقع اومده جبران نشدنیه.
بنابراین مجازات کردن هیچ دلیل منطقی نداره جز "پیشگیری" هم از رخ دادن دوباره جرم و هم اینکه افراد بدونند جرم بی پاسخ نمیمونه.
در این موارد هم البته آمارها نشون میده که مجازات های خشن تاثیر خاصی روی جرائم خشن ندارند.سرچ کن.

چند مسئله
اول اینکه به هر صورت سیستم قضایی به نوعی از طرف قربانی نماینده ی مجازات مجرمه.جامعه حق داره در برابر مجرم کیفر متناسب با جرمش رو اعمال کنه و تو این بین نقش دولت و سیستم قضایی مشخصه و باید بدون هیچ تسامحی این کار رو انجام بده(مگر در برابر جرم علیه حاکمیت)

بعد هم اینکه مجازات شدید مجازات خشن نیست.مثلا تو همین لینکی که آنارشی آورد مثلا قاضی حکم داده که دماغ و گوش طرف رو ببرند!! این یک حکم غیر عقلانیه و من هیچ دفاعی از این نوع ندارم.
مسئله دیگه موضوع حقه.حق قربانی که این اطمینان رو حاصل کنه که نسبت به خسارتی که بهش وارد شده هیچ تسامح و عفوی صورت نگرفته و حق مجرم که مجازات و کیفر که حق مجرم هست.
حق قربانی نه به نیت انتقام جویی بلکه از این بابت که خسارتی که دیده نادیده انگاشته نشده و اعتماد و نمایندگی ای که به سیستم قضایی و دولت داده پوچ نبوده و همتراز با هزینه ای که داده مجرم رو بازخواست میکنه.
چرا من کمی که فکر می کنم شاید از لحاظ روانی بتونه قربانی رو تسلی بده مجازاتی که به مجرم اعمال میشه.
ولی خوب هدف اصلی از مجازات مسلما این نیست.
هدف اصلی از مجازات ارعاب-بازدارندگی- ناتوان سازی مجرم هست.در کل مجازات باید فایده ای داشته باشه و این باید با در نظر گرفتن ماهیت جرم ها در نظر گرفته بشه.
یکسری جرم ها مثل اسید پاشی باید به هر صورت ممکن نابود و نیست بشه.جدا از کارهای فرهنگی ای که میشه انجام داد شدت و عفو ناپذیری در برابر این جرم هست.تسامح و آسان گیری باعث میشه مجرمین بالقوه به فکر انجامش بیفتن.انگلیس عزیز یک زمانی جرم دزدی درش اعدام بود!

iranbanoo #۸۸
kourosh_bikhoda

نا امید شدم ازت
برای درک بهتر قضیه فرض کنید کسی تجاوز کرده باشه. طبق تئوری شما باید رای دادگاه این باشه بهش تجاوز بشه.

kourosh_bikhoda

من نگفتم 20 سال میرزه یا نه. من فقط از شما پرسیدم که چند سال براش کافیه به نظر شما؟

من از مقابله به مثل حرفی نزدم کورش جان!
ضمن اینکه من قاضی نیستم که در مورد طول مدت زندان مجرم قضاوت کنم.نظر من اینه که مجازات نباید ضابطه مند باشه.یعنی مجرم و انگیزه و شرایط بروز جرم هم باید در نظر گرفته بشه .شاید یک مجرم در طول 20 سال زندان (زندان= تنبیه هر روزه ,مستمر و طولانی ) تاوان کارش رو ببینه و شاید بعد از 20 سال که آزاد شد دوباره این خطا رو انجام بده.
من در مورد جرم های خاص مثل اسید پاشی که نیتی کینه توزانه پشتش هست نظرم به شدت هر چه تمام تره.

undead_knight #۸۹
iranbanoo

چند مسئله
اول اینکه به هر صورت سیستم قضایی به نوعی از طرف قربانی نماینده ی مجازات مجرمه.جامعه حق داره در برابر مجرم کیفر متناسب با جرمش رو اعمال کنه و تو این بین نقش دولت و سیستم قضایی مشخصه و باید بدون هیچ تسامحی این کار رو انجام بده(مگر در برابر جرم علیه حاکمیت)

بعد هم اینکه مجازات شدید مجازات خشن نیست.مثلا تو همین لینکی که آنارشی آورد مثلا قاضی حکم داده که دماغ و گوش طرف رو ببرند!! این یک حکم غیر عقلانیه و من هیچ دفاعی از این نوع ندارم.
مسئله دیگه موضوع حقه.حق قربانی که این اطمینان رو حاصل کنه که نسبت به خسارتی که بهش وارد شده هیچ تسامح و عفوی صورت نگرفته و حق مجرم که مجازات و کیفر که حق مجرم هست.
حق قربانی نه به نیت انتقام جویی بلکه از این بابت که خسارتی که دیده نادیده انگاشته نشده و اعتماد و نمایندگی ای که به سیستم قضایی و دولت داده پوچ نبوده و همتراز با هزینه ای که داده مجرم رو بازخواست میکنه.
چرا من کمی که فکر می کنم شاید از لحاظ روانی بتونه قربانی رو تسلی بده مجازاتی که به مجرم اعمال میشه.
ولی خوب هدف اصلی از مجازات مسلما این نیست.
هدف اصلی از مجازات ارعاب-بازدارندگی- ناتوان سازی مجرم هست.در کل مجازات باید فایده ای داشته باشه و این باید با در نظر گرفتن ماهیت جرم ها در نظر گرفته بشه.
یکسری جرم ها مثل اسید پاشی باید به هر صورت ممکن نابود و نیست بشه.جدا از کارهای فرهنگی ای که میشه انجام داد شدت و عفو ناپذیری در برابر این جرم هست.تسامح و آسان گیری باعث میشه مجرمین بالقوه به فکر انجامش بیفتن.انگلیس عزیز یک زمانی جرم دزدی درش اعدام بود!

1-چرا جامعه حق "مجازات" داره؟ جز برای پیشگیری از تکرار جرم توسط مجرم و نشون دادن مجازات جرم(باز هم برای پیشگیری از جرائم مجرمان دیگه)،که اون هم "حق" نیست،صرفا از دیدگاه نتیجه گرایانه هم قابل توجیه و فرض وجود "حق" این وسط توسط تیغ اوکام قابل حذفه.

2-چرا مجازات "حق" مجرم هست؟شما به احیانا به عدالت فرامادی باور دارید؟آیا مجازات در جامعه چیزی جز یک "قرارداد" هست؟اگر نیست چطوره که نوع مجازات ها برای یک جرم قابل تغییره؟
Two wrongs make a right - WiKi
این یک سفسطه هست که جزای کار بد، مجازات هست.چون این مسئله اخلاقی یک مسئله ریاضی نیست که منفی در منفی رو مثبت بدونیم! مجازات ذاتا کاری منفی هست(مثلا اعدام که نوعی کشتاره) و هیچ کس اونها رو وقتی "مجازات" تلقی نمیکنه،مثبت نمیدونه،بنابراین ما اشتباها فکر میکنیم که کار منفی وقتی در برابر یک کار منفی دیگه باشه،کار درستیه.

3-آیا میشه یک جرم رو کاملا از بین برد؟خیر.از زمان پدید اومدن سیستم قضایی تا به حال انواع مجازات های خشن و وحشیانه برای مبارزه با جرم های مختلف انجام شده،حتی کار فرهنگی هم بسیار شده.آیا میتونید جایی رو نشون بدید که جرم یا جرم های خشن توش منقرض! شده باشه؟!همچنان حتی در همه کشورهای پیشرفته قتل؛ تجاوز و... رخ میده.چه زمانی که مجازات های خشن مثل اعدام داشتند و چه زمانی که نداشتند.
بنابراین مجازات شدید در نهایت میتونه فقط زندان طولانی مدت باشه و نه فراتر از اون،چون تاثیر قابل توجهی بر وقوع جرم نداره.

نکته:حس روانی مورد نظر اصلا نمیتونه مبنای مجازات باشه،چون شاید یه نفر از زندان رفتن مجرم حس خوبی پیدا نکنه،یا حتی از اعدامش،دلش بخواد خانوادش هم مجازات بشند!یا اینکه اصلا از مجازات شدن مجرم خوشحال نشه و اینطور بزاریم مجرم آزاد بگرده! همونطور که گفتم توسل به احساسات مغلطه آمیزه.

Mehrbod #۹۰
iranbanoo

یکسری جرم ها مثل اسید پاشی باید به هر صورت ممکن نابود و نیست بشه.جدا از کارهای فرهنگی ای که میشه انجام داد شدت و عفو ناپذیری در برابر این جرم هست.تسامح و آسان گیری باعث میشه مجرمین بالقوه به فکر انجامش بیفتن.انگلیس عزیز یک زمانی جرم دزدی درش اعدام بود!

چرا انگلیس 'عزیز'؟

اینکه یک زمانی در انگلیس برای دزدی میکشتند نمیگوید بسته به زمانه و پریستارها سخت‌گیری خوب است.

تنها نگرش درست در همچین زمانهایی نگرش ریشه‌این است, باید دید همچو رفتارهای تبهکارانه‌ای از کجا سرچشمه میگیرند و
از ریشه خُشکانداد اشان, نه اینکه همانجور که آرَش بزیبایی همانندید, مزدائیک‌وار - را با - بخواهیم + کرده‌ باشیم.

برای اسیدپاشی هم روشن است, سرکوب نیازهای مردان, نبود روسپی‌خانه‌ها و نبود دسترسی بفراخور آسان به جنس مادینه.
روسپی‌خانه‌هایِ ارزان و قانونی برپا شوند, خود به خود این رفتارهای تبهکارانه که ریشه از کمبود مهر و سکس و گرانفروشی دختران ایرانی میگیرند, کاسته خواهند شد.

پارسیگر

Russell #۹۱
Mehrbod

برای اسیدپاشی هم روشن است, سرکوب نیازهای مردان, نبود روسپی‌خانه‌ها و نبود دسترسی بفراخور آسان به جنس مادینه.
روسپی‌خانه‌هایِ ارزان و قانونی برپا شوند[٦], خود به خود این رفتارهای تبهکارانه که ریشه از کمبود مهر و سکس و گرانفروشی دختران ایرانی میگیرند, کاسته خواهند شد.

البته این بیشتر به عشق یعنی.. و باور به نیمه‌یِ گمشده و این‌ها مربوط می‌شود.

undead_knight #۹۲

یه نمونه خوب توی ذهنم اومد.
فکر کنید ما یک قاتل و متجاوز سریالی رو میگیریم،با این حال به مغزش دستگاهی وصل میکنیم که در صورت تلاشش برای انجام این جرم ها یا جدا کردن دستگاه بمیره.
خب به نظر شما آیا میشه این شخص رو آزاد گذاشت یا نه؟

Persepolis #۹۳
undead_knight

یه نمونه خوب توی ذهنم اومد.
فکر کنید ما یک قاتل و متجاوز سریالی رو میگیریم،با این حال به مغزش دستگاهی وصل میکنیم که در صورت تلاشش برای انجام این جرم ها یا جدا کردن دستگاه بمیره.
خب به نظر شما آیا میشه این شخص رو آزاد گذاشت یا نه؟

درورد🌹.. دقیقن همین تو ذهنم بود یه چیزی تو مایه های فیلم Stoker

Mehrbod #۹۴
undead_knight

یه نمونه خوب توی ذهنم اومد.
فکر کنید ما یک قاتل و متجاوز سریالی رو میگیریم،با این حال به مغزش دستگاهی وصل میکنیم که در صورت تلاشش برای انجام این جرم ها یا جدا کردن دستگاه بمیره.
خب به نظر شما آیا میشه این شخص رو آزاد گذاشت یا نه؟

در فربود که هر دستگاهی را میشود گول زد و پیچاند و آزادسازی همچو کسی همچنان یک ریسکی دربر دارد.

جُدایِ آن نه نمیشود, سخن تو درباره‌یِ - در - همیشه + نمیشود اندیش‌برانگیز بود و باید گفت در فرهود در
پُرسمان بزهکاری ما - در - را + میکنیم, زیرا نائین اینجا همان negative reinforcement است که تا اندازه‌ای مایه‌یِ بازدارندگی رفتار میشود.

سخن تو در اینجا باریک بود که این بازدارندگی بتنهایی بسنده نبوده و ریشه‌این نیست. همانندی دیگر یاخته‌هایِ پیکر
هستند که میدانیم پراسنج‌هایِ بیرونی مایه‌یِ پیدایش یاخته‌هایِ چنگارین (سرطانی) میشوند, ولی پیکر زنده اینجا با فرستادن
نشال‌هایِ نائین/negative فرمان کشتن این دسته از یاخته‌ها را میدهد که این تا اندازه‌ای راهگشای است, ولی راهکار دیرنده
نیست و اگر زمان بسنده دهیم و هیچ کنشگر دیگری هم مایه‌یِ مرگ جاندار نشود, همین چنگار وی را سرانجام از پاخواهد درآورد —> ناکارآمدی رویکرد.

پس اینجا باید به بزهکار یک - داد و گوش‌مالاند اش, ولی این گوشمالی باید فرهنگیده و فراخور باشد, نه کورسازی و دست و پا بُری.

پارسیگر

undead_knight #۹۵
Mehrbod

در فربود که هر دستگاهی را میشود گول زد و پیچاند و آزادسازی همچو کسی همچنان یک ریسکی دربر دارد.
جُدایِ آن نه نمیشود, سخن تو درباره‌یِ - در - همیشه + نمیشود اندیش‌برانگیز بود و باید گفت در فرهود در
پُرسمان بزهکاری ما - در - را + میکنیم, زیرا نائین اینجا همان negative reinforcement است که تا اندازه‌ای مایه‌یِ بازدارندگی رفتار میشود.
سخن تو در اینجا باریک بود که این بازدارندگی بتنهایی بسنده نبوده و ریشه‌این نیست. همانندی دیگر یاخته‌هایِ پیکر
هستند که میدانیم پراسنج‌هایِ بیرونی مایه‌یِ پیدایش یاخته‌هایِ چنگارین (سرطانی) میشوند, ولی پیکر زنده اینجا با فرستادن
نشال‌هایِ نائین/negative فرمان کشتن این دسته از یاخته‌ها را میدهد که این تا اندازه‌ای راهگشای است, ولی راهکار دیرنده
نیست و اگر زمان بسنده دهیم و هیچ کنشگر دیگری هم مایه‌یِ مرگ جاندار نشود, همین چنگار وی را سرانجام از پاخواهد درآورد —> ناکارآمدی رویکرد.
پس اینجا باید به بزهکار یک - داد و گوش‌مالاند اش, ولی این گوشمالی باید فرهنگیده و فراخور باشد, نه کورسازی و دست و پا بُری.
پارسیگر

البته هدف من "فرض" مطلق بودن قدرت دستگاه و غیرقابل گول زدنش بود،یعنی یک آزمایش کاملا فرضی.

حالا فرض دیگه ای که میخوام اضافه کنم اینه که جامعه فکر کنه که ما این شخص رو مجازات کردیم،یعنی اثر "بازدارندگی" مجازات روی جامعه هم وجود داره.
حالا از اونجایی که ما کاملا مطمئن هستید هم اثر بازدارندگی وجود داره و هم شخص دیگه چنین کاری رو تکرار نمیکنه،باز هم باید مجازاتش کنیم؟

البته من فکر میکنم وجود این دستگاه خودش یه مجازاته،چون بخشی از آزادی فرد رو میگیره.

Mehrbod #۹۶
undead_knight

البته هدف من "فرض" مطلق بودن قدرت دستگاه و غیرقابل گول زدنش بود،یعنی یک آزمایش کاملا فرضی.

حالا فرض دیگه ای که میخوام اضافه کنم اینه که جامعه فکر کنه که ما این شخص رو مجازات کردیم،یعنی اثر "بازدارندگی" مجازات روی جامعه هم وجود داره.
حالا از اونجایی که ما کاملا مطمئن هستید هم اثر بازدارندگی وجود داره و هم شخص دیگه چنین کاری رو تکرار نمیکنه،باز هم باید مجازاتش کنیم؟

البته من فکر میکنم وجود این دستگاه خودش یه مجازاته،چون بخشی از آزادی فرد رو میگیره.

آری «آزادی خواست» را میگیرد.
من چون نمونه فربودین نیست چندان با آن کنار نمیتوانم بیایم, ولی به دید خام من بازدارندگی تنها بخشی از پرسمان است, چیزهایِ دیگری هم باید باشند

...

undead_knight #۹۷
Mehrbod

آری «آزادی خواست» را میگیرد.
من چون نمونه فربودین نیست چندان با آن کنار نمیتوانم بیایم, ولی به دید خام من بازدارندگی تنها بخشی از پرسمان است, چیزهایِ دیگری هم باید باشند ...

به هر حال به نظرت آیا به جز این باز هم باید مجازات دیگه ای بشه!؟
هرچند من هم بیشتر این رو از جهت نابود سازی امکان رخ دادن جرم توسط همون شخص گفتم نه مجازات(ولی خب مجازات از کار در اومد)

من فکر میکنم مقاومت در برابر این ایده از اونجا میاد که یک میل ناخوداگاه به انتقام گیری در ما هست مگرنه چرا باید شخص رو چنین حالتی مجازات مضاعف بکنیم؟

iranbanoo #۹۸
undead_knight

-چرا جامعه حق "مجازات" داره؟ جز برای پیشگیری از تکرار جرم توسط مجرم و نشون دادن مجازات جرم(باز هم برای پیشگیری از جرائم مجرمان دیگه)،که اون هم "حق" نیست،صرفا از دیدگاه نتیجه گرایانه هم قابل توجیه و فرض وجود "حق" این وسط توسط تیغ اوکام قابل حذفه.

2-چرا مجازات "حق" مجرم هست؟شما به احیانا به عدالت فرامادی باور دارید؟آیا مجازات در جامعه چیزی جز یک "قرارداد" هست؟اگر نیست چطوره که نوع مجازات ها برای یک جرم قابل تغییره؟
Two wrongs make a right - WiKi
این یک سفسطه هست که جزای کار بد، مجازات هست.چون این مسئله اخلاقی یک مسئله ریاضی نیست که منفی در منفی رو مثبت بدونیم! مجازات ذاتا کاری منفی هست(مثلا اعدام که نوعی کشتاره) و هیچ کس اونها رو وقتی "مجازات" تلقی نمیکنه،مثبت نمیدونه،بنابراین ما اشتباها فکر میکنیم که کار منفی وقتی در برابر یک کار منفی دیگه باشه،کار درستیه.

اینجا حق چیزی هست که از جانب جامعه تعیین شده و واکنش در برابر عمل مجرم شبیه به یک ضد حمله است.این حق یعنی واکنش! که شدید ترین نوع ( و شاید نخستین گزینه)این واکنش مجازات هست.
بله مجازات در ذات و نفس خودش شر مطلقه که از طرف جامعه انتخاب شده.
من اینجا به دنبال چرایی و فلسفه ی مجازات نیستم.صد البته اگر سطح یک جامعه به حدی برسه که گزینه ی مجازات از بین بره بهتر خواهد بود ولی جایی که ما الان هستیم تنها میتونیم در مورد سطح مجازات و تخفیف و شدتش صحبت کنیم.

undead_knight

-آیا میشه یک جرم رو کاملا از بین برد؟خیر.از زمان پدید اومدن سیستم قضایی تا به حال انواع مجازات های خشن و وحشیانه برای مبارزه با جرم های مختلف انجام شده،حتی کار فرهنگی هم بسیار شده.آیا میتونید جایی رو نشون بدید که جرم یا جرم های خشن توش منقرض! شده باشه؟!همچنان حتی در همه کشورهای پیشرفته قتل؛ تجاوز و... رخ میده.چه زمانی که مجازات های خشن مثل اعدام داشتند و چه زمانی که نداشتند.
بنابراین مجازات شدید در نهایت میتونه فقط زندان طولانی مدت باشه و نه فراتر از اون،چون تاثیر قابل توجهی بر وقوع جرم نداره.

رواج هر جرم در هر فرهنگ و جامعه ای متفاوته.چیزی مثل دزدی و یا قتل یا از این دست جرائم که در هر جامعه ای با هر میزان سطح فرهنگ و شرایط سیاسی و اقتصادی رواج داره ولی یکسری جرائم مختص جوامعی خاصه که ممکنه در جایی دیگه به ندرت پیش بیاد.
اینجا موازی با بهبود و اصلاح فرهنگی نیاز هست به یک نظارت و قانون علیه بروز و شیوعش.اسید پاشی مختص جامعه ای مثل جامعه ی ماست و مثلا در اروپا چنین چیزی کمتر و کمتر و شاید هیچ گاه دیده نشه.
خوب ما چه طور میتونیم خودمون رو به مثلا سطح صفر اروپا برسونیم؟
قانون نمیتونه منتظر نتایج فرهنگی باشه.فقط میتونه برحسب نتایجی که به بار میاد خودش رو شدید تر و یا ملایم تر تغییر بده.اسید پاشی عمل وحشیانه ایه و یک واکنش مشدد میتونه باهاش مقابله کنه.

iranbanoo #۹۹
Mehrbod

اینکه یک زمانی در انگلیس برای دزدی میکشتند نمیگوید بسته به زمانه[١] و پریستارها[٢] سخت‌گیری خوب است.

تنها نگرش درست در همچین زمانهایی نگرش ریشه‌این است, باید دید همچو رفتارهای[٣] تبهکارانه‌ای از کجا سرچشمه میگیرند و
از ریشه خُشکانداد اشان, نه اینکه همانجور که آرَش بزیبایی همانندید[٤], مزدائیک‌وار[٥] - را با - بخواهیم + کرده‌ باشیم.

اینجا هیچ موضوع زمان و مفطع زمانی نیست.در بهترین حالتی که بتوانیم بحث کنیم این است که شما آیا اثر بازدارندگی مجازات را قبول دارید یا بدون توجه به آمار جرائم و آسیب های احتمالی پیش رو تنها به دنبال بهبود شرایط توجه دارید؟

Mehrbod

برای اسیدپاشی هم روشن است, سرکوب نیازهای مردان, نبود روسپی‌خانه‌ها و نبود دسترسی بفراخور آسان به جنس مادینه.
روسپی‌خانه‌هایِ ارزان و قانونی برپا شوند[٦], خود به خود این رفتارهای تبهکارانه که ریشه از کمبود مهر و سکس و گرانفروشی دختران ایرانی میگیرند, کاسته خواهند شد.

مهربد جان بحث بر سر نوع قانون اعمالی بر روی جرم است.
در یک جامعه که پتانسیل بالایی برای بروز جرائم خشن وجود دارد شاید با باز کردن روسپی خانه ها و روابط جنسی آزاد باز هم چنین مواردی دیده شود و اگر من بخواهم نگاه جنسیتی بکنم میگویم جسارت مردان در چنین مواردی بیشتر است.چرا از جانب زنان چنین جرادمی دیده نمیشود .زنان دیده میشد که خود کشی یا فرار میکردند ولی اسید پاشی؟به ندرت!

Mehrbod #۱۰۰
iranbanoo

مهربد جان بحث بر سر نوع قانون اعمالی بر روی جرم است.
در یک جامعه که پتانسیل بالایی برای بروز جرائم خشن وجود دارد شاید با باز کردن روسپی خانه ها و روابط جنسی آزاد باز هم چنین مواردی دیده شود و اگر من بخواهم نگاه جنسیتی بکنم میگویم جسارت مردان در چنین مواردی بیشتر است.چرا از جانب زنان چنین جرادمی دیده نمیشود .زنان دیده میشد که خود کشی یا فرار میکردند ولی اسید پاشی؟به ندرت!

فرجام سخن؟ سرانجام بازکردن روسپیخانه در ایران خوب است یا بد؟