بررسی اقتصادهای جهان و سنجش سودمندی آنان برای مردم

Agnostic

درود
چند تاپیک با موضوعات غیر اقتصادی مثلا عید قربان و اسلحه و فیزیک هست که پر شده از بحث کمونیسم و کاپیتالیسم و ...
این تاپیک را زدم تا بصورت اختصاصی درباره انواع اقتصاد و میزان سودمندی آن برای مردم کشورها و مردم زمین بحث و گفتگو کنیم.
چه خوب است بحث های آن تاپیکها نیز منتقل به این فروم شود یا در صورت امکات از این تاپیک ادامه یابد.
مرسی

Agnostic

من در تاپیکی دیگر کمونیست و کاپیتالیسم را هر دورا بد و نامناسب دانستم و بهترین مدل موجود را همین اقتصاد سوسیالیستی اروپا معرفی کردم.
دوستمان سونیکس گفتند:

آوای دهل شنیدن از دور خوش است اگناستیک جان.
سوای اینها در اروپا حق مالکیت شخصی چه بر ابزار تولید چه بر شورتی که پاتونه به رسمیت شناخته میشه! چیزی که در کمونیسم به رسمیت شناخته نمیشه.
نتیجتن شما میتوانید انتخاب کنید زیر چتر سوسیالها باشید یا کاپیتالیستها! من دومی را انتخاب کرده ام و با توجه به تجربه ای که پیشتر با اولی ها داشته ام اکنون خیلی هم خوشحال و راضی هستم، نسبت به تمام کسانی که همکاری با اولی ها را انتخاب کرده اند وضع بسیار بهتری دارم، دفتر دستک خودم را دارم و یک نفری !!! بله یک نفری و بدون کارگر و کارمند و ... درآمدی دارم که هیچ یک از آن آویزانهای سوسیالیسم ندارند. همه آنها یا دارند برای ادارات دولتی خر حمالی میکنند! که اتفاقن بسیاریشان هم راستای همین دفتر دستک سوسیالیست، خیلی هایشان هم یا دارند حقوق بیکاری میگیرند (از مالیت همانهایی که دارند خر حمالی میکنند) و یک طوری از شیره مالیدن سر دولت حرف میزنند انگار که رفته اند بن لادن را دستگیر کرده اند! یا به زور یک بخور و نمیری در میاورند و روزی میگذرانند.
من تنها یک دهه است که اینجایم و کمتر از 4 سال است که مشغولم! آنها هر کدام بیش از 30-40 سال است که تنها از گرفتن شهروندی آلمانشان میگذرد!!!
با این حال شرایط اینجا بسیار غیر عقلانی و بد است! و من دارم همه روزه جان میکنم و از ماحصل جان کندنم مالیات بالای 30% به دولت میدهم که بریزد در خیک آن مفت خورهای سوسیالیستِ تن پرورِ گدا گشنه.
به همین جهت هم بخشی از تجارتم را از آلمان خارج کرده ام و در فکر خارج کردن بقیه اش هم هستم! (شاید حالا اندکی بتوانید درک کنید چرا مردم از بلاد کمونیستی فراری میشوند)

در پاسخ:

۱- دوست گرامی شما به غرب پناهنده شده اید. تقریبا موافقان پذیرش پناهندگی احزاب سوسیالیست هستند و مخالفان مهاجرت و پناهندگی دست راستی ها هستند.

۲- برای جان گرفتن در دوران پناهندگی از کمک هزینه های نظام اقتصادی سوسیالیسم استفاده کرده اید.

۳- اگر در اروپا از آمریکا دزدی کمتر است بخاطر امنیت اقتصادی اجتماعی حاصل از پول بیکاری سوسیالیسم است

۴- اگر در اروپا گدا و فقیر نیست بخاطر پول بیکاری و بیمه درمانی واقعی حاصل سوسیالیسم هست.

۵- اگر سرمایه داران اروپا امنیت دارند بخاطر پول بیکاری و بیمه مردم اروپا است.

۶- دولت کشورهای اروپا که نماینده کل مردم است با سیاست خارجی مناسب کارچاق کن سرمایه داران است حالا چرا آنان دین خود را به مردم ادا نکنند و مردم بیکار پول بیکاری و بیمه درمانی نداشته باشند؟

۷- در آلمان به بیکاران ۴۰۰ یورو پول بیکاری و ۴۰۰ یورو یارانه غیر مستقیم می دهند. یک آلمانی به نفعش است کار کند چون ۴۰۰ یورو ممکن است برای پناهندگانی که شهروندی گرفتن و از ایران و ترکیه وافریقا به آلمان رفتن خیلی خوب و چشمگیر باشد ولی برای آلمانی جالب نیست. من دوستی دارم که در آلمان است پسر دوست وی آلمانی است و مثل اکثر دیپلمه های آلمان فنی حرفه ای خوانده و دو سالی است در کارخانه تایرسازی کارگری می کند و با اضافه کاری ماهی ۵۰۰۰ یورو حقوقش است آیا مرض دارد بیکار کند خود را و ۴۰۰ یورو+ ۴۰۰ یورو یارانه غیر نقدی بگیرد؟

مردم بیکار یک کشور باید یک حداقل در آمدی داشته باشند تا تکریم شوند نه این که مثل ایران به گدایی و کلاهبرداری و دزدی و فحشا کشیده شوند.

Agnostic

در نظام کاپیتالیستی آمریکا کارمندان خیلی راحت تر از نظام سوسیالیستی اروپا اخراج میشوند. مثلا در اخبار می شنویم جنرال موتورز ۵۰هزار کارگر و کارمند را نه به دلیل بدکارکردن و قانون شکنی بلکه برای سوداوری بیشتر اخراج کرده در حالیکه کارخانه های اروپای سوسیالیست به سختی اجازه می یابند چنین کاری کنند!

ببینید در غرب خانه و ماشین و لوازم منزل از دم قسط است و کارگران و کارمندان از همان ۱۸-۲۰ سالگی که استخدام میشوند اینها را می خرند و با قسط ۲۰-۳۰ ساله می خرند. حالا حساب کن در نظام کاپیتالیستی ۲۰ سال قسط پرداخت کردی و ۱۰ سال دیگر مانده یکدفعه از کارخانه اخراج میشوی و دیگر پول نداری بقیه قسط را بدی و بانک خانه و زندگی ات را مصادره می کند. در آمریکای کاپیتالیست خیلی چنین چیزی اتفاق می افتد در اروپای سوسیالیست کمتر چنین چیزی می بینید.

مزدك بامداد

این سوسیالیسمی که شما میگویید، همان کاپیتالیسم است که از سوی
برخی مهاد های کمونیستی و در پی تلخی های که بر سر اروپا آمده،
مهار شده است. در این جاها ، کاپیتالیستها همواره و هنوز هم میکوشند
که این " زنجیر" را را پاره کنند یا یک جوری آبکی اش کنند و از زیرش دربروند
و همواره یک استرس برای مردم است که هی باید جلوی این انگلهارا بگیرند
بزبان دیگر، این خوبی که در اینجاها که گفتید هست، تنها و تنها به فرخندگی
برخی آموز های کمونیستی بدست امده است. و اگر ١۰۰% کمونیستی میبود،
١۰۰% بهتر نیز میبود. اینکه در گذشته نشده است، برای کارشکنی های همین
کاپیتالیست ها بوده که تا امروزهم بحران زا میباشند,جنگ براه میاندازند، کوچیدن
ندارها، نابودی جنگلها، آلودگی زیستبوم، برپایی جمهوری اسلامی ، داعش ، ...

پارسیگر

Agnostic
مزدك بامداد

این سوسیالیسمی که شما میگویید، همان کاپیتالیسم است که از سوی
برخی مهاد های کمونیستی و در پی تلخی های که بر سر اروپا آمده،
مهار شده است. در این جاها ، کاپیتالیستها همواره و هنوز هم میکوشند
که این " زنجیر" را را پاره کنند یا یک جوری آبکی اش کنند و از زیرش دربروند
و همواره یک استرس برای مردم است که هی باید جلوی این انگلهارا بگیرند
بزبان دیگر، این خوبی که در اینجاها که گفتید هست، تنها و تنها به فرخندگی
برخی آموز های کمونیستی بدست امده است. و اگر ١۰۰% کمونیستی میبود،
١۰۰% بهتر نیز میبود. اینکه در گذشته نشده است، برای کارشکنی های همین
کاپیتالیست ها بوده که تا امروزهم بحران زا میباشند,جنگ براه میاندازند، کوچیدن
ندارها، نابودی جنگلها، آلودگی زیستبوم، برپایی جمهوری اسلامی ، داعش ، ...

پارسیگر

من با کمونیسم مخالفم در تمام کشورهایی که ایجاد شد ثابت کرد کارامد نیست.

من با سوسیال دموکراسی که چیزی بین کمونیسم و کاپیتالیسم است

و درواقع مزایای هر دو را دارد و معایب آن دو را ندارد موافقم. البته هر نظامی به اصلاحات نیاز دارد.

Agnostic

سوسیال دموکراسی چیست؟
[COPY]سوسیال‌دموکراسی یا مردم‌سالاری جامعه‌خواه یک ایدئولوژی سیاسی چپ در قالب سیاست کلاسیک است. حرکت سوسیال دموکراسی معاصر مسیر اصلاح نظام سرمایه داری را با در نظر گرفتن عدالت اجتماعی طی می‌کند.[۱]

ابتدا سوسیال دموکراسی شامل انواع گرایش‌های مارکسیستی از گرایش‌های انقلابی همچون رزا لوکزامبورگ و ولادیمیر لنین تا گرایش‌های مختلفی همچون کائوتسکی و برنشتاین را شامل بود، اما بخصوص پس از جنگ جهانی اول و انقلاب اکتبر در روسیه، سوسیال دموکراسی بیشتر و بیشتر به گرایشی غیرانقلابی بدل شد.

تا آن جا که گرایش رویزیونیستی که ادوآرد برنشتاین نمایندگی می‌کرد، مبنی بر اینکه سوسیالیسم نه از طریق انقلاب که از طریق اصلاحات تدریجی به دست می‌آید تقریباً بر کل سوسیال دموکراسی حاکم گشت. شعار بعضی سوسیال دموکرات‌ها «نه به انقلاب، آری به اصلاح» بوده‌است. (Evolution, not Revolution)

در میانه‌های سده بیستم سوسیال‌دموکرات‌ها از اِعمال قوانین جدی‌تر کار، ملی کردن صنایع اصلی و ایجاد دولت رفاهی هواداری می‌کردند.

امروزه سازمان انترناسیونال سوسیالیستی مهم‌ترین سازمانی است که در سطح جهانی احزاب سوسیال دموکرات را (در کنار احزاب سوسیالیست دموکراتیک) دربر می‌گیرد.[/COPY]

سوسیال دموکراسی - WiKi

Agnostic

[COPY]تفاوت با سوسیالیسم دموکراتیک
گل رز قرمز معمولا به عنوان نماد مردم‌سالاری سوسیال به کار می‌رود. این نماد در دوره‌ای پس از جنگ جهانی دوم انتخاب شد.[۲]

سوسیال دموکراسی نباید با "سوسیالیسم دموکراتیک" اشتباه گرفته شود.

سوسیالیسم دموکراتیک در واقع انشعابی فکری از سوسیال دموکراسی است.

تفاوت این دو همیشه کاملاً مشخص نیست اما سوسیالیسم دموکراتیک معمولاً چپتر از سوسیال دموکراسی است.

احزاب سوسیال دموکرات به همراه احزاب سوسیالیست دموکراتیک در "انترناسیونال سوسیالیستی" گرد آمده‌اند.[/COPY]

Agnostic

من کمی هم با اکو سوسیالیسم موافقم.

اکو سوسیالیسم چیست:
[COPY]اکوسوسیالیسم، سوسیالیسم سبز یا سوسیالیسم بوم یک ایدئولوژی است که از ترکیب و ادغام جنبه‌ها و نمودهایی از مارکسیسم، سوسیالیسم، سیاست‌های سبز، بوم شناسی و جنبش ضد جهانی سازی شکل گرفته‌است. اکوسوسیالیست‌ها عموماً معتقدند که سیستم سرمایه‌داری (کاپیتالیسم) باعث محرومیت‌های اجتماعی، فقر، و نابودی محیط زیست از طریق جهانی‌سازی و امپریالیسم تحت حاکمیت حکومت‌های سرکوب‌گر و ساختارهای چنددولتی می‌شود. اکوسوسیالیست‌ها مدافع خلع سلاح و نابودی بدون خشونت کاپیتالیسم و حکومت‌ها هستند و کانون تفکرات خود را بر مالکیت اشتراکی ابزار تولید به‌وسیله شرکای آزاد تولید و استقرار مجدد کمون‌ها (مردم عادی) بر قدرت بنا نهاده‌اند.

اکوسوسیالیست‌ها منتقد بسیاری از فرم‌های گذشته و حال سوسیالیسم و سیاست سبز می‌باشند. معمولاً اکوسوسیالیست‌ها را با نام سبزهای سرخ می‌شناسند - پیرو سیاست‌های سبزشان و مخالفت آشکارشان با کاپیتالیسم که اغلب ملهم از مارکسیسم است. (برای فهم بهتر سبزهای سرخ باید آنها را برای مقایسه در مقابل سبزهای آبی قرار داد). به زبان کنایه و تمسخر به سبزهای سرخ هندوانه می‌گویند بنا به این واقعیت که آنها عدالت اجتماعی را بر اهداف محیط زیستی خود ترجیح می‌دهند. دلالت بر اینکه در ظاهر سبز هستند ولی در باطن سرخ. ابداع اصطلاح «هندوانه» را معمولاً به پتر بکمن (Petr Beckmann) و بیشتر به وارن ت.بروکس (Warren T. Brookes) نسبت می‌دهند که هر دو از مخالفین سرسخت جنبش محیط زیست اند.

اکوسوسیالیست‌ها همچنین با بوروکراسی و برخی تئوری‌های سوسیالیستی مثل مائوئیسم و استالینیسم مخالفت می‌ورزند. ایشان با آنچه به کاپیتالیسم دولتی یا بوروکراسی اشتراکی معروف است مخالف اند. در عوض، اکوسوسیالیست‌ها بر ترکیب سوسیالیسم و بوم‌شناسی تاکید می‌کنند در عین حال که اهداف آزادی خواهانهٔ سوسیالیسم اولیه را ارج می‌نهند. اکوسوسیالیست‌ها در جستجوی دنیایی هستند که مالکیت اشتراکی ابزار تولید از طریق «شرکای آزاد تولید» بر آن حاکم باشد و هرگونه سلطه به خصوص نابرابری جنسی (تبعیض بین زن و مرد) و نژادپرستی از آن رخت برافکنده باشد. خواسته‌های ایشان همچنین شامل استقرار مجدد مردم عادی بر قدرت، به جای مالکیت خصوصی می‌شود. در عمل، اکوسوسیالیست‌ها تئوری‌های گوناگونی را بسط داده‌اند که به ایجاد جهانی پست کاپیتالیسمی، پست دولتی منتهی خواهد شد.[/COPY]

اکو سوسیالیسم - WiKi

Agnostic

در مورد دریافت حقوق بیکاری بدون محدودیت زمانی.
اصولا امکان یافت شدن کار برای همه مردم یک کشور بعید است. می توان مثل کمونیستها شغل فرمایشی ایجاد کرد تا همه مردم سرشان به کاری گرم باشد ولی اینکار ضد اقتصادی است.
همچنین تصور اینکه مردم دریافت کننده یارانه و حقوق بیکاری گدا گشنه و مفت خور هستند زشت است.
من چند سال پیش در یک فروم خارجی با یک برنامه نویس آشنا شدم که شغل نداشت و حقوق بیکاری می گرفت ولی صبح تا شب روی توسعه نرم افزارهای اوپن سورس رایگان کار می کرد.
بی بی سی هم در کلیک چند وقت پیش جوانان فقیری را نشان داد که اشتراکی زندگی می کردند در خانه های درب و داغون ولی مخ نرم افزار بودند و روی اوپن سورس و بیت کویین کار می کردند.

sonixax #۱۰
Agnostic

۱- دوست گرامی شما به غرب پناهنده شده اید. تقریبا موافقان پذیرش پناهندگی احزاب سوسیالیست هستند و مخالفان مهاجرت و پناهندگی دست راستی ها هستند.

من اگر در آن زمان که دار و ندارم توسط اسلامگرایان مصادره شد امکان مالی بیشتری میداشتم به آلمان نمیامدم! به جای دیگری میرفتم! مخالفان پناهندگی های دروغین دست راستی ها هستند! بر کسی پوشیده نیست که اکثر جمعیت پناهجویان با دروغ خود را در معرض خطر معرفی میکنند! برای همین هم باید راه برای اینها سخت تر شود تا حق آنهایی که به راستی در خطر هستند پایمال نشود. همچنین دست راستی ها مخالف مهاجرت نیستند! مهاجرت قانونی موجب سرازیر شدن سرمایه و استعداد به کشور میشود و نتیجه اش پیشرفت آن کشور است! کاری که آمریکا و انگلیس و ... سالهاست که دارند انجام میدهند.

Agnostic

۲- برای جان گرفتن در دوران پناهندگی از کمک هزینه های نظام اقتصادی سوسیالیسم استفاده کرده اید.

ما از ثانیه اول درخواست کار کردیم! نظام اقتصادی سوسیالیس اجازه نداد! به همین جهت مخارج ما را تا زمانی که اقامت بگیریم پرداخت کردند (که باید میکردند چرا که خودشان مانع از کار کردن ما شده بودند - هزینه های یک زندانی هم بر عهده زندان و دولت است در هر نظامی فارق از کمونیستی بودن یا سرمایه داری بودنش) پس در اینجا هم اینها منتی بر سر ما ندارند و به عکس ما از اینها طلبکار هم هستیم که چند سالی از زندگیمان به خاطر این عدم اجازه ها هدر رفت و اتفاقن در دادگاه هم این ادعای ما مورد پذیرش قاضی قرار گرفت و خسارت مالی بهمون پرداخت شد. که مبلغ دریافتی از اون خسارت تمامن کمک شد جهت نوسازی یکی از کمپ های پناهندگی تا شاید اینگونه شرایط بسیار بدی را که ما تحمل کرده بودیم بعدی ها تحمل نکنند.

Agnostic

۳- اگر در اروپا از آمریکا دزدی کمتر است بخاطر امنیت اقتصادی اجتماعی حاصل از پول بیکاری سوسیالیسم است

تنها شکل دزدی در اینجا متفاوت است وگرنه کمتر نیست! همچنین اخبار بسیاری از این دزدیها اصلن منتشر نمیشود! برای همین بازار کار کسانی که دوربینهای مداربسته و آلارم و ... نصب میکنند حسابی داغ است.
این پول بیکاری هم شامل حال همه نمیشود! مثلن مهاجران رومانیایی از آن محروم هستند!!! برای همین در جای جای شهر و کشور مشغول دزدی، شیشه شوری، گدایی و ... هستند! چیزی که تعجب خود آلمانی ها را در پی داشته.
همچنین بیشتر تفکر مردم در اینجا حول محور چگونگی دور زدن مالیاتها میچرخد! در بین آلمانی ها مثلی هست مبنی بر اینکه کسی که به دولت تمام مالیاتش رو میده احمقه!

Agnostic

۴- اگر در اروپا گدا و فقیر نیست بخاطر پول بیکاری و بیمه درمانی واقعی حاصل سوسیالیسم هست.

چنین حرفی درست نیست :

کافیست واژه های Bettler in Deutschland یا obdachlose in deutschland را جستجو کنید و ببینید که در اروپا هم همان صحنه هایی که در ایران و ... میبینید دیده میشود. در اینجا به اینها Penner هم گفته میشود! که اغلب واژه ای بی ادبانه برای توصیف الکلی هاست ولی به اینها هم میگویند.

Agnostic

۵- اگر سرمایه داران اروپا امنیت دارند بخاطر پول بیکاری و بیمه مردم اروپا است.

یکی از بی امنیت ترین قشرهای در اروپا همین سرمایه داران هستند! اینها اغلب حتا توانایی گرفتن یک وام را هم ندارند! مگر اینکه خیلی خیلی گنده باشند!! به عبارت ساده تر اگر شما کارمند یا کارگر نباشید و به شکل شخصی و متکی بر خود کار کنید بهتر است قید کردیت کارتهای درست و حسابی و وام بانکی و قسطی خریدن و اینها را بزنید. در صورت ورشکست شدن هم کسی نیست که دست شما را بگیرد و جلوی ورشکستگیان را بگیرد مگر اینکه از یک تعدادی بیشتر کارمند داشته باشید که در همان صورت هم کمکی که به شما میشود به اندازه ی کافی نیست و نهایتن باز هم نابود میشوید! نمونه های پیشین :
Max Bahr (فروشگاه فروش ابزار آلات و مصالح ساختمانی و ... - ورشکست شد، تعطیل شد)، Praktiker (به مانند همان قبلی)، Schleker (فروشگاه لوازم بهداشتی - ورشکست شد، تعطیل شد)، Karstadt (فروشگاه لوازم ورزشی، لباس، تشک،لوستر، آینه و خلاصه هر چیزی از این دست - در حال ورشکستگی)، Fegro (کلی فروشی برای مشاغل کوچک مانند کیوسکها، رستورانها و ... - ورشکست شد توسط SelGros خریداری شد.) ، Toom (فروشگاه های زنجیره ای مانند شهروند یا رفاه در ایران - ورشکست شد، توسط Rewe خریداری شد)، Kabs (فروشگاه زنجیره ای مبلمان فروشی، در حال ورشکستگی) و ...
نمونه هایی از این دست بسیار زیاد هستند.

Agnostic

۶- دولت کشورهای اروپا که نماینده کل مردم است با سیاست خارجی مناسب کارچاق کن سرمایه داران است حالا چرا آنان دین خود را به مردم ادا نکنند و مردم بیکار پول بیکاری و بیمه درمانی نداشته باشند؟

بالاتر توضیح داده شد!بیشتر مالیات نه از سرمایه داران و Selbstständig ها (افراد مستقل) بلکه از کارمندان و کارگران و ... گرفته میشود و فشار در حقیقت از طرف ساختار سوسیالی حکومت بر روی دوش افرادیست که سوسیالیستها داعیه ی حمایت از آنان را دارند.
ولی آنان که روابط خود را با این ساختار تا جای ممکند گسسته اند چنین فشاری بر روی دوششان نیست یا کمتر هست. من افرادی رو میشناسم که گردش مالیشون در اینجا ماهانه بیش از 1 میلیون یورو هست (یک نفر افغانی ی زبر و زرنگ و نمونه ی مهاجر موفق) ولی مالیاتی که به دولت در یک سال پرداخت میکند از مالیاتی که یک کارمند یا کارگر در سال پرداخت میکند کمتر است! (سوای Umsatzsteuer که از مشتری میگیری به دولت پرداخت میکنی - یعنی از خودت پرداخت نمیکنی) زیر آبی هم نمیرود.

Agnostic

۷- در آلمان به بیکاران ۴۰۰ یورو پول بیکاری و ۴۰۰ یورو یارانه غیر مستقیم می دهند. یک آلمانی به نفعش است کار کند چون ۴۰۰ یورو ممکن است برای پناهندگانی که شهروندی گرفتن و از ایران و ترکیه وافریقا به آلمان رفتن خیلی خوب و چشمگیر باشد ولی برای آلمانی جالب نیست. من دوستی دارم که در آلمان است پسر دوست وی آلمانی است و مثل اکثر دیپلمه های آلمان فنی حرفه ای خوانده و دو سالی است در کارخانه تایرسازی کارگری می کند و با اضافه کاری ماهی ۵۰۰۰ یورو حقوقش است آیا مرض دارد بیکار کند خود را و ۴۰۰ یورو+ ۴۰۰ یورو یارانه غیر نقدی بگیرد؟

در آلمان به بیکاران 650 یورو پول بیکاری (در صورتی که بالای 25 سال سن داشته باشد و مستقل باشد) و تا سقف 2000 یورو یارانه غیر مستقیم میدهند (هزینه اجاره منزل، پول آب و برق، سوسیال کارت برای خرید ارزان تر بلیط و ...، پول بیمه و ...)، کسی که ماهی 5000 یورو حقوق میگیرد دست کم باید 2000 یوروی آن را مالیات بدهد! به خصوص اگر مجرد باشد و خانواده نداشته باشد! یعنی زیر Steuerklasse 1 هستش! در اینجا میتونید مبلغش رو محاسبه کنید : Brutto Netto Rechner 2014 2013 Gehaltsrechner 2014 2013 Lohnrechner 2014 2013 Gehalt

در برلین کسی که 25 سال سن دارد و ماهی 5000 یورو حقوق میگیرد و از بیمه های دولتی (همانهایی که جناب مزدک پیشتر در باره شان صحبت کرده اند) استفاده میکند ماهیانه 1271 یورو مالیات و 931 یورو Sozial Abgabe پرداخت میکند! جمع این دو میشود 2202 یورو در ماه! و میزان 2797 یورو برای خودش میماند (خرده هایش را حساب نکرده ام برای همین یک یورو اختلاف دارد) .
این میزان رقمی سرسام آور است! و اگر در یک سال آن را جمع کنیم میشود 26424 یورو! اگر فرض را بر این بگیریم که شخصی 10 سال کار کند و پس از 10 سال یک بیماری سخت بگیرد آیا هزینه های درمانی آن بیماری 264 هزار یورو هست ؟! (توجه داشته باشید که با این پول میشه اینجا قصر خرید!) حالا شما این رو حساب کنید در 40 یا 50 سال کار کردن و در شرایطی که با گرفتن ترفیع و ... میزان حقوق هم بالا میرود و مطابق آن مالیات پرداختی هم بیشتر میشود. پول پرداخت شده 5 برابر میشود یعنی یک میلیون سیصد بیست هزار یورو! یعنی هر فردی که چنین سقف حقوقی داره باید این مقدار پول بده! شاید یک روزی بیماری بگیره که به فرض 200 هزار یورو هم هزینه ی درمانش باشه! تازه اگر بیمه هزینه های درمانیش رو قبول کنه! وقتی سن از یک حدی بالاتر است و امید به درمان کم هزینه ها درست و حسابی پرداخت نمیشوند و کلی بهانه تراشی میشود و شخص مجبور به پرداخت شخصی بخشی از هزینه ها میشه. کما اینکه همواره شما مجبور به پرداخت بخشی از هزینه ها هستید خواه نا خواه. به طور مثال در قبال هر دارو باید 5 یورو سر نسخه پرداخت کنید و اگر دارو در فهرست داروهای مورد پوشش بیمه نباشد باید شخصی بخرید! دکترها هم اغلب از نوشتن نسخه و دارو برای بیمار سر باز میزنند، دلیلش معاملاتی هست که خودشون با بیمه دارند.

داستان این آمار اندکی فرق میکند زمانی که شما خانواده دار هستید و باید هزینه آنها را هم بدهید! ولی مادامی که همسر شما شاغل نباشد! اگر باشد مالیات پرداختی همین حدود و حتا سنگین تر میشود! کلاسهای مالیاتی آلمان را میتوانید اینجا ببینید :
- WiKi

Agnostic

مردم بیکار یک کشور باید یک حداقل در آمدی داشته باشند تا تکریم شوند نه این که مثل ایران به گدایی و کلاهبرداری و دزدی و فحشا کشیده شوند.

همان طور که بالاتر دیدید، در اروپا و به خصوص آلمان که من از شرایط و قوانینش خبر دارم هم گدا، کلاهبردار، دزد و فاحشه هست! در مورد فحشا سوای آنهایی در هر سوراخی پیدا میشوند خیابانهایی داریم که بین ایرانیان به خیابانهای ویترینی معروف هستند! طرف پشت ویترین خوابیده! میرید میبینید اگر پسند کردید میرید تو کرکره میاد پایین!!! یا میرید اتاق پشتی.
شخصن ترجیح میدهم این میزان مالیات را پس انداز کنم یا از بیمه های خصوصی استفاده کنم ولی چنین مالیاتی به دولت پرداخت نکنم. پیش از این زمانی که یک بیماری ساده مانند سرماخوردگی میگرفتم بیمه مداوای آن را پوشش نمیداد! نتیجه این میشد که فقط حق ویزیت دکتر پرداخت میشد و هیچ دارویی تجویز نمیشد برای همین بیماری گاه تا بیش از دو ماه طول میکشید! که برخی یادگاریهایش مثل سرفه هنوز با من است و دلیلش عدم تمایل بیمه (دولتی) به پرداخت هزینه درمان بوده!!! از وقتی از بیمه های خصوصی استفاده میکنم دکتر را میتوانم مجبور کنم برایم دارو تجویز کند و بیماری بیش از یکی دو هفته طول نمیکشد! اوضاع سرفه هایم هم دارد بهتر میشود ولی هنوز تا بهبودی کامل خیلی مانده. خیلی روشن دکتر فعلیم دلیل این سرفه ها رو تورم سینوسها در نتیجه درست مداوا نشدن در گذشته عنوان کرد و به همین خاطره که ترشحات داخل سینوسهایم زیاده و میریزه روی دریچه ی نای و باعث سرفه میشه! یعنی این مدل بیمه یک بیماری حاد را به یک بیماری مضمن تبدیل کرده! و 2 سال است که تحت مداوا هستم تا خوب بشود!

از چُس ناله که بگذریم، آنچه بالاتر برای شما آوردم مستند و مستدل است! و نشان میدهد اطلاعات شما در مورد اروپا بیشتر بر پایه تبلیغات است تا واقعیتها! البته قطعن اروپا از ایران و روسیه و چین و عراق و اسرائیل و ... بهتر است.
اگر شما با آنچه بالاتر نوشتم مشکلی نداشته باشید قطعن زندگی خوبی در اینجا خواهید داشت! ولی اگر مشکل داشته باشید دو حالت برای شما وجود دارد :

1 - یا در صدد دور زدن سیستم بر می آیید تا شرایط خود را بهتر کنید.
2 - یا مدام سر و کله تان را به در و دیوار میکوبید و حرص میخورد و دست آخر در صورتی که توانایی اش را داشته باشید به جای دیگری مهاجرت میکنید.

مزدك بامداد #۱۱
Agnostic

من با سوسیال دموکراسی که چیزی بین کمونیسم و کاپیتالیسم است

ایندو تا با هم گردآمدنی نیستند و مانند آب و روغن سرانجام از هم جدا
میشوند همچنان که نمیشود گفت فلان زن یه خورده آبستن است.

kourosh_iran #۱۲
مزدك بامداد

ایندو تا با هم گردآمدنی نیستند و مانند آب و روغن سرانجام از هم جدا
میشوند همچنان که نمیشود گفت فلان زن یه خورده آبستن است.

ادعایی ثابت نشده است.
بنظرم تاریخ بیشتر نشان میدهند که این مطلق گراییست که خسارت ببار میاورد و محکوم به شکست است! (مگر در نظامهای دیکتاتوری که به زور آن را حفظ کنند)

مزدك بامداد #۱۳
kourosh_iran

ادعایی ثابت نشده است.
بنظرم تاریخ بیشتر نشان میدهند که این مطلق گراییست که خسارت ببار میاورد و محکوم به شکست است! (مگر در نظامهای دیکتاتوری که به زور آن را حفظ کنند)

این نشان میدهد که شما هیچ آگاهی در باره ی کمونیسم و .. ندارید!

کمونیسم : بهره کشی هومن از هومن نارواست و غدغن است
کاپیتالیسم: بهره کشی هومن از هومن رواست و قانونی است!

پس ایندو نمیتواند باهم یکجا باشند، هتّا اگر یه خورده ! هم بهره کشی
باشد، بازهم بهره کشی است و جنگ میان بهره کش و بهره ده، دنباله دارد
تا اینکه یکی بر دیگری پیروز شود و چون بهره کش به بهره ده نیاز دارد،
هرگز نمیتواند بهره دهان را ١۰۰% از میان ببرد

ولی از انجا که بهره ده،
به بهره کش نیاز ندارد، اگر یکبار بتوانیم آنهارا ١۰۰% نابود کنیم، به
آرمان خود رسیده و از بهره کشی رها گشته ایم.

kourosh_iran #۱۴
مزدك بامداد

کاپیتالیسم: بهره کشی هومن از هومن رواست و قانونی است!

بنظر بنده ثابت نشده است!
در کمونیسم هم میشود به شکلهای دیگری بهره کشی کرد.

مثلا حکومت/طبقهء حاکم اقلیت خودش از همه بهره کشی میکند!

بنده قبلا درمورد این موضوع بحث کرده ام و مثالهایی زده ام که از جوابهای شما قانع نشدم.
تفاوت در بهره مندی بهرحال در جهان ما وجود داشته است و طبیعی است و هرکس به صرف اینکه بهره مندی اش از دیگران بیشتر بود نمیتوان گفت که دیگران را استثمار (عمدی) کرده است.
کاپیتالیسم هم نمیگوید که بهره کشی رواست، وگرنه این قوانین کار و حداقل حقوق و ساعات کار استاندارد و غیره برای چیست؟ برای این است که تفاوت های نامنصفانه در بهره مندی را اگر نمیتواند کاملا ریشه کن کند حداقل آنرا تا حد ممکن کاهش دهد و زمینه برای اینکه اگر کسی تلاش کرد و نخواست ازش بهره کشی شود بتواند فراهم شود.

تفکر کمونیسم مطلق احمقانه است! این سیستم تلاش میکند یا ادعا میدارد که میخواهد بهره کشی و/یا تفاوت در بهره مندی را بطور کامل ریشه کن کند،

اما چون جهان ما ایدئال نیست و یکسری عوامل و حقوق دیگر با این امر تداخل و تضاد دارند، خود مرتکب ظلم و سلب آزادی و حقوق طبیعی انسانها و سرکوب و جنایت و بهره کشی ولو به انحاء دیگری ولو از کسانی که با آن توافق ندارند میشود.
کاپیتالیسم هم نمیگوید که بهره کشی خوب و مورد قبول است، اما میداند/میپذیرد که تفاوت در بهره مندی بطور طبیعی وجود دارد و نمیتوان بدون سایدافکت های بدتری جلوی آن را گرفت، مقدور نیست، یعنی در توان بشر نیست، و بهره کشی هم گرچه نامطلوب است اما کم و بیش و بطور محدود هم اگر در این نظام اتفاق بیفتد نمیتوان کل این نظام را زیر سوال برد و گفت ماهیتش اینطور است یا اجازه میدهد و قانونی میداند و این حرفها!

مزدك بامداد #۱۵
kourosh_iran

مثلا حکومت/طبقهء حاکم اقلیت خودش از همه بهره کشی میکند!

طبقه در آنجا نیست.
در کاپیتایسم:
١- کار همگانی است
٢- سرمایه همگانی ینست
در کمونیم:
١- کار همگانی است
٢-سرمایه همگانی است
از اینرو کسی سرمایه دار نیست که بهره بکشد، سرمایه دار ، دولت نماینده ی مردم است
و دولتی ها هم حقوق میگیرند نه انیکه سرمایه مال آنها باشد.
بر این پایه ، نگر شما مهند نیست و باید به اموزه های مارکسیسم و کاپیتالیسم بنگرید.
اینکه

۹۰% دارایی و بنمایه های جهان در دست یک درسد یا کمتر از مردم جهان است،

نمیتواند با این گزاره که " بهره مندی ها یکسان نیستند"، پاسخ داده شود یا بدتر از ان که
بگوییم بهره کشی نیست! چرا که فربود جهان، و دارا تر شدن انگل ها و ندار تر شدن کارگران،
که سازندهی همه ی فراورده ها میباشند، با آمار و شمار در دست است!


Distribution of wealth - WiKi
پارسیگر

مزدك بامداد #۱۶
kourosh_iran

فکر کمونیسم مطلق احمقانه است! این سیستم تلاش میکند یا ادعا میدارد که میخواهد بهره کشی و/یا تفاوت در بهره مندی را بطور کامل ریشه کن کند

بیجاست،
بهره کشی و دگرسانی در بهره مندی دو چیز سراسر جداگانه میباشند.
دگرسانی در بهره مندی در کمونیسم رواست و تازه آنهم یک بهره مندی کمترینه دارد
و در آنجا چنین ینست که پارسی هیلتون شب تا بامداد پارتی برود روز تا شب هم
بخوابد و و میلیاردر هم باشد و دیگران نوکری اش را بکنند و کمترین بهره نداشته باشند.
هیچ رده ای بیشتر از کسانی که کار و مغز خود را میفروشند، : کارگران و هنداسگران و
کشاورزان و ... کار نمیکند و هیچ رده ای ندار تر از اینها نیست!! پس نمیشود این را
با گفتن اینکه "بهره مندی ها طبیعتا! یکسان نیستند" ماست مالی کرد و کمونیسم هم هیچ
چیز احمقانه ای ندارد، جز اینکه کسانی که آگاهی ندارند که کمونیسم چه میگوید، از روی
گمانه زنی های خود داوری های احمقانه نمایند!



پارسیگر

mbk #۱۷
مزدك بامداد

بیجاست،
بهره کشی و دگرسانی در بهره مندی دو چیز سراسر جداگانه میباشند.
دگرسانی در بهره مندی در کمونیسم رواست و تازه آنهم یک بهره مندی کمترینه دارد
و در آنجا چنین ینست که پارسی هیلتون شب تا بامداد پارتی برود روز تا شب هم
بخوابد و و میلیاردر هم باشد و دیگران نوکری اش را بکنند و کمترین بهره نداشته باشند.
هیچ رده ای بیشتر از کسانی که کار و مغز خود را میفروشند، : کارگران و هنداسگران و
کشاورزان و ... کار نمیکند و هیچ رده ای ندار تر از اینها نیست!! پس نمیشود این را
با گفتن اینکه "بهره مندی ها طبیعتا! یکسان نیستند" ماست مالی کرد و کمونیسم هم هیچ
چیز احمقانه ای ندارد، جز اینکه کسانی که آگاهی ندارند که کمونیسم چه میگوید، از روی
گمانه زنی های خود داوری های احمقانه نمایند!

پارسیگر

به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
" إن الله لا یغفر أن یشرك به ویغفر ما دون ذلك لمن یشاء ومن یشرك بالله فقد افترى إثما عظیما ( 48 )"
"چون خداوند نباشد می آمرزد که همتا گذاشته می شود بهش هم می آمرزد چه جدای این برای کسی می خواهد هم کسی همتا می گذارد به خداوند باز پیشتر بافد گناه خیلی بزرگی 48"
آنچه که من در ایران در پیرامون خود می بینم برای سیر کردن شکمم اگر توانایی دارم نباید خانه بخوابم اگر دارایی چندانی در کف ندارم یا بیمار نیستم

اما سرمایه دار ی که بیشتر کارکرد اندوخت یا از دیگری دریافت به گونه ء درست تازمانی که ته نکشید می تواند بخوابد اگر آزار سختی به دوربری هاش نرسد نمونه اش مغازه داری که دوربرش مغازه های همجورش است

پس خودتان بیاندیشید این دو راه برای آدمهای تندرست است اما چیز دیگری هم در کار است
یک پنجم بهره افزون آمده یا خمس همچنین پرداخت پاکیزه ها زکات هم راست دانسته شده صدقه هم پرداختی های دیگری است که برای خداوند هم فرستاده رسول اگر هست کسی که دارایی سراسری به دست اوست که به نیازمندان هم دیگر جاها به کار می برد به دیدم اگر وام گیری از دیگر ادبیات نمی کردیم خراج مالیات بیمه ها کارمان بسامانتر می بود که نه گدای بیمه گر بودیم هم نه اندوهگین از پرداخت مالیات سنگین که فشار سنگین دچار شدیم
همچنین بالا گیری که رسم شد چک دو سه ماهه بیشتر می زنند از درجا نقدی در آیین جلوگیری شدیم همچنین دو برابر سود یا بیشتر از خرید هم فروشش که بار خودمه هر چی بفروشیم هم جلوگیری شدیم که با اندوه می بینیم هم از بانکها هم دیگر جا برش نادیده می گیرند خداوندا تو نباشی راه می نمایانی خویشانی ستمکاران را که آفتاب از برآمد گاه می آوری به یک سو پیوسته

sonixax #۱۸
مزدك بامداد

ولی از انجا که بهره ده،
به بهره کش نیاز ندارد، اگر یکبار بتوانیم آنهارا ١۰۰% نابود کنیم، به
آرمان خود رسیده و از بهره کشی رها گشته ایم.

چه کسی پول را تامین میکند ؟! سرمایه دار!

پس سرمایه نباشد کار کارگر دو زار ارزش ندارد و برعکس! به فرض هم که ریختید و زدید و کشتید و تمام سرمایه داران را له کردید و خودتان (دولت) شدید سرمایه دار اعظم! وقتی مدیریت سرمایه را بلد نباشید همه اش را سر کل کل و ... به باد میدهید!
یعنی این دو باید همواره با هم تعامل داشته باشند تا کارها درست پیش برود! هر کدام از این دو پا نباشند سیستم لنگ میشود. یکی باید کار کند و آن را مدیریت کند، دیگر باید سرمایه را تامین کند و آن را مدیریت کند.
همان طور که خودتان هم پیشتر فرموده بودید اگر کلنگ را بگذارید در انباری دیگر ابزار کار نیست! یعنی اگر شخصی ثروتش را بگذارد درون گاو صندوق و بهش دست نزند دیگر اسمش سرمایه نیست و به مرور زمان هم ارزشش کم میشود و سر انجام بی ارزش میشود! اگر هم بروید به زور وارد خانه اش شوید ثروتش را تصاحب کنید میشوید دزد!!!

در مدلی که شما ازش دفاع میکنید چیزی به نام مدیریت وجود ندارد! و این عدم مدیریت را میشود از اوضاع خراب اقتصادی کشورهای کمونیستی دید! همین کشورهای کمونیستی اگر با هم متحد میبودند با توجه به وسعت، منابع و نیروی انسانی که در اختیار داشتند تحریمهای غرب اصلن رویشان تاثیر نمیگذاشت! تحریم زمانی تاثیر میگذارد که اقتصاد سیستم به مرحله خود پسندی و خود محوری نرسیده باشد و وابسته به تعامل با دیگران باشد! پس در آن صورت تحریم اوضاعشان را خراب میکند.
باقی سخنانتون هم در این باره که نقاشی و شعار و تهی هستند و پیشتر پاسخ داده شده اند.

kourosh_iran #۱۹
مزدك بامداد

۹۰% دارایی و بنمایه های جهان در دست یک درسد یا کمتر از مردم جهان است

اولا که بنظر بنده این مهمترین چیز نیست که دیگری 1000 تا دارد و من 10 تا، بلکه مهمتر اینست که آیا 10 تا برای من کافیست و به اندازهء منصفانه در برابر کار و زحمت و استعدادهای خودم بوده است یا نه.
دوما اینکه آن 990 تا اضافه دیگری از کجا آمده است، شما طوری صحبت میکنید که انگار همهء آنرا من شخصا تولید کرده ام و حالا دست کس دیگریست پس نتیجه میشود که از من دزدیده (مرا استثمار کرده).
بنظر بنده قضیه به این سادگی نیست و جای بحث و تحلیل بیشتری دارد.
این افراد بهرحال استعداد تجارت و پول درآوردن داشته اند یا هدفشان این بوده است خب یک شرایطی را ایجاد کرده اند که این ثروت ها تولید شوند (بدون آنها این ثروت اضافه زیاد تولید نمیشد). این وسط من هم سود خود را برده ام (درصورت کافی و منصفانه بودن آن 10 تا در مقابل کار و زحمت و استعداد خودم) و تازه برایم خوب شده است چون آن افراد با انگیزه و با استعداد در زمینهء تجارت، بازار کار و رونق و پیشرفت صنعت را ایجاد کرده اند که موجب پیشرفت علم و فناوری و رفاه همگانی هم میشود (که منهم از نتایج آن بهره مند میشوم) و من توانسته ام با کار منصفانه ای زندگی منصفانه ای داشته باشم. دیگر اینکه چرا آنها صدها و هزاران برابر من پول درآورده اند بدون اینکه صدها و هزاران برابر من کار کنند، خب این مسئلهء دوم و فرعی میشود در مقابل اینکه برای منهم شرایط مساعدتری برای زندگی بهتری فراهم شده (کار و درآمد و زندگی راحتتر از حالتی که اینقدر رونق تجارت و صنعت نبود).

البته ما فرض را بر این گذاشتیم که شرایط واقعا اینگونه باشد و اینقدر متعادل و منصفانه و افراد بصورت شخصی راضی باشند! یعنی مثلا من یک کار استانداردی بکنم و فشار زیادی به خودم نیاورم ولی پول کافی برای یک زندگی عادی دربیاورم و امکانات و کیفیت زندگی در حد قابل قبول داشته باشم. در عمل شاید اکثرا شرایط اینقدر ایدئال نیست، ولی من خواستم اساس مسئله را مطرح کنم که بگویم داستان بیشتر از این گسترده و پیچیده است.
شما یک طور صحبت میکنید که انگار حتی بدون وجود این افراد باانگیزه که دنبال پول هستند و سرمایه دار میشوند، افراد میتوانستند با همان مقدار کار همان قدر پول/آسایش و بهره مندی بدست بیاورند. ولی فکر کنید اگر این سرمایه دارها نبودند الان شاید من و شما هنوز باید روی زمین با گاو شخم میزدیم و صبح زود بلند میشدیم و شیر گاوها را میدوشیدیم، که این فکر نمیکنم فرضا از شغل و درآمد و زندگی ای که من اکنون دارم راحتتر باشد! هرچند در این مورد هم جای تردیدهای جدی و بحث هست! و بهرحال خیلی ها خیلی سخت تر از این زندگی میکنند این را قبول دارم، اما حرف من اینست که در درجهء اول این مهم نیست که چرا یک سرمایه دار با زحمت خیلی کمتری پول و بهره مندی خیلی بیشتری دارد، بلکه این مهم است که آیا آنها کیفیت زندگی دیگران را نسبت به حالتی که نبوده باشند، ارتقا میدهند یا خیر؟ آیا کیفیت زندگی بشر را در مجموع افزایش داده اند یا خیر؟ آیا مثلا امروز یک نفر 8 ساعت کار استاندارد با رعایت تمامی قوانین کار میکند و از کارش راضی است و فشار زیاد و بیش از حد به خودش نمی آورد، بعد از امکانات و زندگی و آسایش و رفاهی که برخوردار است، آیا کافی است و آیا نسبت به گذشته های دور که این سیستم وجود نداشت در مجموع زندگی راحتتر و بهره مندتری است یا خیر؟ آیا بدون وجود سرمایه دارها و نظام سرمایه داری و تجارت خصوصی، وضع زندگی افراد معمولی بهتر میبود یا نه؟ مسئلهء اصلی اینست، نه اینکه سرمایه دار خیلی بیشتر از کارگر پول دارد!
یک وقت هست من یک استعدادی دارم، اما خودم بلد نیستم/عرضه ندارم از آن استفاده کنم، یک نفر آدم زرنگ می آید و از استعداد من استفاده میکند و 1000 تا پول درمیاورد، 10 تا به من میدهد و 990 تا را خودش برمیدارد. اینجا درست است که شاید این تقسیم منصفانه نبوده باشد، ولی اصل وجود آن شخص و برخورد و همکاری من با او در کل میتواند مفید بوده باشد چون اگر آن شخص و آن همکاری نبود من خودم از استعدادم استفاده ای نمیکردم و آن 10 تا را هم بدست نمی آوردم! پس باید دید در قبال زحمت و فشاری که به من آمده است آیا آن 10 تا ارزشش را داشته یا نه، نه اینکه بگویم چون تقسیم منافع حاصله منصفانه نبوده پس این برخورد و همکاری از اساس نامفید بوده است.
نظام سرمایه داری هم داستانش همین است که باوجود تمام بی انصافی ها در آن باید دید که در مجموع آیا نسبت به شرایطی که وجود نمیداشت، کیفیت زندگی همگان را بالاتر برده است یا خیر! مسئلهء اصلی اینست که برای توجیه وجود و مشروعیت آن کافیست! بعد میرسیم به این مسئله که اگر بی انصافی در آن هست خب چطور میتوانیم آن را به حداقل ممکن برسانیم.

sonixax #۲۰
kourosh_iran

اولا که بنظر بنده این مهمترین چیز نیست که دیگری 1000 تا دارد و من 10 تا، بلکه مهمتر اینست که آیا 10 تا برای من کافیست و به اندازهء منصفانه در برابر کار و زحمت و استعدادهای خودم بوده است یا نه.
دوما اینکه آن 990 تا اضافه دیگری از کجا آمده است، شما طوری صحبت میکنید که انگار همهء آنرا من شخصا تولید کرده ام و حالا دست کس دیگریست پس نتیجه میشود که از من دزدیده (مرا استثمار کرده).
بنظر بنده قضیه به این سادگی نیست و جای بحث و تحلیل بیشتری دارد.
این افراد بهرحال استعداد تجارت و پول درآوردن داشته اند یا هدفشان این بوده است خب یک شرایطی را ایجاد کرده اند که این ثروت ها تولید شوند (بدون آنها این ثروت اضافه زیاد تولید نمیشد). این وسط من هم سود خود را برده ام (درصورت کافی و منصفانه بودن آن 10 تا در مقابل کار و زحمت و استعداد خودم) و تازه برایم خوب شده است چون آن افراد با انگیزه و با استعداد در زمینهء تجارت، بازار کار و رونق و پیشرفت صنعت را ایجاد کرده اند که موجب پیشرفت علم و فناوری و رفاه همگانی هم میشود (که منهم از نتایج آن بهره مند میشوم) و من توانسته ام با کار منصفانه ای زندگی منصفانه ای داشته باشم. دیگر اینکه چرا آنها صدها و هزاران برابر من پول درآورده اند بدون اینکه صدها و هزاران برابر من کار کنند، خب این مسئلهء دوم و فرعی میشود در مقابل اینکه برای منهم شرایط مساعدتری برای زندگی بهتری فراهم شده (کار و درآمد و زندگی راحتتر از حالتی که اینقدر رونق تجارت و صنعت نبود).

یک اصل ساده وجود دارد! خریدار! فروشنده.
یک کارگر (من کارگر رو از دید دوستان اینجا تعریف میکنم نه از دید خودم! در این تعریف مهندس، عمله، بنا، دکتر، راننده تاکسی، خلبان و خلاصه هر کسی که کار میکند میشود کارگر) یک کالا دارد برای فروش! نام آن کالا نیروی کار است.
سرمایه دار هم خریدار آن کالا (نیروی کار است) . پس سرمایه دار می آید نیروی کار کارگر را میخرد و سپس آن را در جایی دیگر با مقداری سود میفروشد!
این کار غیر اخلاقی نیست! یعنی اگر شما بروید از یک باغبان 10 کیلو سیب بخرید 10 دلار و بعد بفروشید 20 دلار! کارتان غیر اخلاقی نبوده.
در اینجا دیگر به کسی ربطی ندارد که خریدار با کالای خریداری شده چه میکند! تنها بحثی که پیش می آید پرداخت مبلغ عادلانه در قبال کالا هستش! یعنی اگر شما برای کالایی که 50 دلار ارزش دارد 10 دلار بدهید کلاهبرداری کرده اید! اگر 100 دلار بدهید سرتان کلاه رفته!

طبیعتن کالاها قیمتهای متفاوتی دارند بسته به ماهیت و کاربردشون! پس از آنجایی هم که نیروی کار کالاست (خود کمونیستها هم این رو قبول دارند و بارها و بارها در کتابهاشون بهش اشاره کردند که کارگر کالایی به جز نیروی کار خودش برای فروش نداره) و انواع و اقسام دارد! پس ارزشهای متفاوتی هم براش وجود داره! مثلن :

یک مهندس هوافضا ارزش نیروی کارش بیشتر از یک راننده اتوبوس است! به همین دلیل پولی که در قبال فروش نیروی کارش دریافت میکند بیشتر است.

یک عده هم هستند این وسط! مثل من، مثل شما، مثل مهربد! که نه تنها نیروی کار (که یکی از ابتدایی ترین دارایی های هر فرد سالمی هست) رو در اختیار دارند! بلکه اندکی سرمایه علمی و مالی هم در اختیار دارند و میتونند از ترکیب اینها کالاهای جدید تری تولید کرده و بدون واسطه بفروشند! به خصوص در دنیای فعلی. یعنی چه ؟

یعنی فرد مورد اشاره در اینجا یک دانشی دارد مثلن برنامه نویسی (آگاهی، سرمایه علمی) ، توانایی استفاده از آن و تولید برنامه های کامپیوتری را هم دارد (نیروی کار) ، یک کامپیوتر هم در منزل دارد با کامپایلرها و برنامه های مورد نظر برای ساخت یک برنامه (سرمایه + ابزار تولید) .

این شخص میاد از هر سه اینها استفاده میکنه! یک برنامه ی کامپیوتری درست میکنه از طریق فروشگاهِ آنلاینِ خودش! یا دیگران اون رو به هر قیمتی که دوست داره برای فروش میذاره! و از این طریق کسب درآمد میکنه. حالا اگر استعدادش و ایده ای که داشته به اندازه کافی خوب باشه حتا میتونه خیلی زود میلیونر هم بشه! نمونه های این چنینی هم خیلی زیاد وجود داشته! ولی در یک نظام کمونیستی از بیخ چنین چیزی غیر ممکن است! چون شخص حق ندارد مالک آن کامپیوتر و نرم افزارهایش باشد! پس وقتی حق ندارد مالکش باشد حق هم ندارد آن طور که خود دوست دارد از آن استفاده کند! نتیجتن هرگز نمیتواند محصولی که مد نظرش است را تولید کند! به فرض هم که بتواند محصول نهایی مال وی نیست!!!! در اینجا نقش فرد مورد نظر درست مساوی است با عمله و حمال.

این فقط یک مثالِ ساده بود. شاید طرف آهنگر باشد!!!!! شاید کشاورز باشد!!!! شاید هر چیز دیگری باشد. تازه در مثالی که من زدم پیاده سازی ایده های شخصی به کل غیر ممکن است چرا که خود شما بهتر از من میدانید یک کامپیوتر عمومی چه مشکلاتی با خود دارد!

در نظام شراکتی فرد تولید میکند همه استفاده میکنند! در نتیجه تولید فرد باید با صلاحدید بقیه (در مورد نظامهای کمونیستی دولت) باشد! نه خودش در نتیجه آن عمله ای که مقامش از فرد بالاتر باشد با تصمیم گیریهایش منجر به گندهایی میشود مانند چرنوبیل!
(متصدی نیروگاه چرنوبیل بدون توجه به هشدارهای مهندسان و متخصصین دستور آزمایش یکی از راکتورهای در حال توسعه و نیمه تمام آن را در عین غیر فعال کردن سیستم امنیتی داده بود که همین امر در کنار متریال نا مرغوب و غیر استاندارد منجر به منفجر شدنش شد)
این حادثه به خوبی نشان میدهد که در چنین سیستمهایی اگر شخص یا اشخاص بالادستی تخصص کافی نداشته باشند میتوانند فاجعه هم درست کنند! در نظامهایی مانند نظامهای کمونیستی که همیشه و بدون استثناء کارشان به فساد کشیده شده (تا کنون) شانس به قدرت رسیدن افراد بیسواد در نتیجه رابطه و پارتی بازی و ... بیشتر هم میشود و در نتیجه شانس رخ دادن چنین فجایعی هم بیشتر میشود. دقیقن یکی از دلایل بدبختی ایرانِ امروز هم همین است! افراد بیسواد و نالایق تنها و تنها به خاطر داشتن رابطه! در مسند کارهایی هستند که در باره اش نه تخصص کافی! بلکه اصلن دانشی ندارند! نتیجه میشود گندهای پیاپی اقتصادی، نظامی، سیاسی، آموزشی، ورزشی، اجتماعی، علمی، صنعتی ، پزشکی و ...

یک سری مهندش و دانشمند و ... می آیند یک راکتور درست میکنند! آنهایی که تخصص دارند میگویند هنوز آماده به کار نیست و نمیشود این آزمایشها را رویش انجام داد! ولی یک سری گوسفند دستور شروع آزمایشی که متخصصین گفته اند راکتور توانش را ندارد را صادر میکنند (فقط و فقط برای کل کل با غرب) نتیجه چیزی نیست جز فاجعه! آخر سر هم آقایون کشف میکنند که انگشت آمریکا توی گلوی راکتور گیر کرده بوده :))

در حادثه ی مشابهی در تری مایل آیلند آمریکا (قبل از چرنوبیل) نه گوسفندی و بی شعوری مقامات! بلکه نقص فنی و ایراد در طراحی (چراغهای هشدار دهنده در جای مناسب نصب نشده بودند و همین امر باعث شده بود متخصصان 8 ساعت بعد متوجه داستان بشوند) منجر به این حادثه شده بوده!
در حادثه ی مشابهی دیگر در فوکوشیمای ژاپن، عامل نه نفهمی مقامات بلکه زلزله بوده!

هر دوی این حوادث خرابیهای کمتری (غیر قابل مقایسه با چرنوبیل حتا) بر جای گذاشتند.

مزدك بامداد #۲۱
mbk

اما سرمایه دار ی که بیشتر کارکرد اندوخت یا از دیگری دریافت به گونه ء درست تازمانی که ته نکشید می تواند بخوابد اگر آزار سختی به دوربری هاش نرسد نمونه اش مغازه داری که دوربرش مغازه های همجورش است

😂😂😂🐫

مزدك بامداد #۲۲
kourosh_iran

اولا که بنظر بنده این مهمترین چیز نیست که دیگری 1000 تا دارد و من 10 تا، بلکه مهمتر اینست که آیا 10 تا برای من کافیست و به اندازهء منصفانه در برابر کار و زحمت و استعدادهای خودم بوده است یا نه.

اگر بسنده بود که اینهمه گرسنگی و شورش و کوچ و جنگ و .. اینها نبود.
کار این سیستم این است که با این فشار، همواره گروه یرا آماده ی بهره کشی نگه دارد!
فزون بر این، اگر کسی از شما بدزدد و برای شما تکه نانی را بگذارد، شادمانید؟

مزدك بامداد #۲۳
sonixax

چه کسی پول را تامین میکند ؟! سرمایه دار!

😄

لابد از خدا بهش رسیده این سرمایه؟

👏

mbk #۲۴

به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان

مزدك بامداد

لابد از خدا بهش رسیده این سرمایه؟

از خداوند که همیشه می رسد

یکی از راه درست از خداوند می گیرد یکی از راه کج اما نه که خداوند آگاه نباشد تنها آزمونی است که زمانی پاسخگو بایستی باشد چگونه دریافت. پناه بر خداوند

sonixax #۲۶
مزدك بامداد

😂😂😂🐫

یعنی شما واقعن فهمیدی این چی نوشته

؟! 😨

مزدك بامداد

لابد از خدا بهش رسیده این سرمایه؟

نه خیر از جانکندن فراوان بهش رسیده! چیزی که شما اصلن توانایی درکش را ندارید و فکر میکنید سرمایه دار از روز ازل سرمایه دار بوده !
بسیاری از سرمایه داران خودشان روزی ندار، بدبخت بیچاره و کارگر بوده اند!
ولی هوش و استعداد و کون تنگ تر و میزان ریسک پذیری بیشتری نسبت به بقیه داشتند خود را به جایی رساندند و پس از آن دست یک سری کور و کچل را هم گرفتند. از میان همین کور و کچل ها هم همیشه افرادی بلند میشوند که لیاقت داشته ، هوش و استعداد کافی دارند و دفتر دستکی به اندازه استعدادشان به راه خواهند انداخت! بعضی ها هم تا آخر عمر کور و کچل باقی میمانند! ولو دکتر و مهندس باشند.
کافیست به همه ی آنهایی که ایده های کمونیستی دارند و این پایبندیشان راستین است و نقاب نگاه کنید! همگی از بیخ کور و کچل و ندار و عقب مانده هستند. جالبترش اینکه همگی یه وری و در به داغون و تعمیری هم هستند و مدام آویزون این پزشک و آن پزشک هستند!
یعنی اعتقاد به کمونیسم رابطه مستقیم دارد با بزرگی کالیبر! 😄

مزدك بامداد #۲۷
sonixax

یعنی شما واقعن فهمیدی این چی نوشته

همان یاوه هایی را نوشته که شما نوشتید در همین پیام واپسین تان!
که گویا سرمایه دار از کار و کوشش و اینها ! به میلیارد ها رسیده است
که درست است ولی از کار و کوشش دیگران !
😃
کالیبر پاریس هیلتون هم که گویا بسی ریز است!

😄😂😂

sonixax #۲۸
مزدك بامداد

همان یاوه هایی را نوشته که شما نوشتید در همین پیام واپسین تان!
که گویا سرمایه دار از کار و کوشش و اینها ! به میلیارد ها رسیده است
که درست است ولی از کار و کوشش دیگران !

کالیبر پاریس هیلتون هم که گویا بسی ریز است!

در مورد پاریس هیلتون : گربه دستش به گوشت نمیرسد میگوید پیف پیف!

در مورد نوشتارشون هم که من کماکان نفهمیدم چی نوشته! ولی قطعن با این گفتار خنک نمیشود! دمایی که اکنون به آن رسیده اید بالای حد مجاز است پدر جان و ممکن است سکته کنید :))
همچنین مغز گرفتار به ویروس کمونیسم مزدک توانایی درک بازار آزاد و اقتصاد و این چیزها را ندارد! اوج دفاعیاتش از کمونیسم هم بر میگرده به شوروی و استالین! که به بدبختی تمام تار و مار شد 😉

Agnostic #۲۹

کمونیسم و کاپیتالیسم هر کدام معایبی دارند که شاید بگویند این کمونیسم و کاپیتالیسم واقعی نیست و کمونیسم و کاپیتالیسم واقعی آن است که ما انتظار داریم و می گوییم. مثل بهانه های مسلمانان که مثلا می گویند داعش اسلام راستین نیست و مثلا اسلام ولایت فقیه اسلام ناب است یا اسلام سروش و ملی مذهبی ها اسلام درست است.

۱- کمونیست میگوید کارگران باید حکومت کنند و از کارگران برای حمایت پوپولیستی از حکام استفاده می کنند. حقیقت این است که عده ای از حکام بجای کارگران خوب می خورند و کارگران بهانه هستند و کارگران باز قشر فقیر هستند. مثالش چین و شوروی و کره شمالی و حتی کوبا.

در ضمن مزیت کارگر بیسواد نسبت به تحصیکرده گان با سواد چیست که آنان باید حکومت کنند؟

۲- کمونیست عملا فقر را بین مردم تقسیم می کند. بجای اینکه دست کارگران را بگیرد و بالا ببرد بقیه را پایین میکشد.

این دو مورد عملا در کمونیسم شوروی و اروپای شرقی و چین و کره و.. مشاهده شده.

دو مزیت مشاهده شده در کمونیسم:
۱- افزایش سطح سواد و افزایش درصد مردم با سواد در کشورهای جهان سوم که کمونیست شدند. مثلا کوبا
۲- مبارزه با دین
۳- فقیر خیلی بدبخت ندارند و فقیرترینشان هم از یک استاندارد زندگی برخوردار بودند

اما مزایای ذکر شده در برابر سوسیال دموکراسی اروپای کنونی هیچ است

Agnostic #۳۰

همانطور که در قبل گفتم:

[COPY]کمونیسم و کاپیتالیسم هر کدام معایبی دارند که شاید بگویند این کمونیسم و کاپیتالیسم واقعی نیست و کمونیسم و کاپیتالیسم واقعی آن است که ما انتظار داریم و می گوییم. مثل بهانه های مسلمانان که مثلا می گویند داعش اسلام راستین نیست و مثلا اسلام ولایت فقیه اسلام ناب است یا اسلام سروش و ملی مذهبی ها اسلام درست است.[/COPY]

۱- در کاپیتالیسم بقدری سودطلب است که آینده نگری ندارد و هرچه اصلاحات درباره آینده شده حاصل فشار سوسیالیستها بوده.

مثلا:
در آمریکا تدابیر ممانعت از گازهای گلخانه ای و گاز ضد اوزون با تاخیر انجام گرفته و برخی موارد که سوسیال دموکراسی اروپا رعایت کرده آمریکا نکرده. در نتیجه محیط زیست و انسانها در معرض خطر شدید قرار گرفته اند.
مثال دیگر:

نفت در حال آلوده کردن هوا است و از طرفی منبع تولید مواد مختلف است. اما کمپانی های پرنفوذ نفتی نمی گذارند ماشینها از سوخت غیر نفت استفاده کنند. از هیدروژن و برق و.. در نتیجه هوا آلوده و همچنین نفت تمام خواهد شد و منبع تولید مواد شیمیایی ضروری از بین می رود. مثلا در ۵۰۰ سال آینده آیا نفتی هست مواد شیمیایی ضروری تولید شود؟

۲- کاپیتالیسم برعکس کمونیسم دین پرور است و در آمریکا برای خوش آیند کلیسا نظریه تکامل را از کتب درسی حذف کردند (در دوران جرج بوش)

۳- کاپیتالیسم برای سودآوری جنگ راه می اندازدو کودتا می کند. نمونه اش کودتای ۲۸ مرداد

۴- در کاپیتالیسم تبلیغات مردم خر کن مجاز است. و با این تبلیغات پول مردم دزدیده به جیب سرمایه داران می رود.

۵- مردم فقیر کم اهمیت هستند و مثل اروپای سوسیال دموکرات دارای بیمه درمانی درست و حسابی و حقوق بیکاری درست و حسابی نیستند.

sonixax #۳۱
Agnostic

کمونیسم و کاپیتالیسم هر کدام معایبی دارند که شاید بگویند این کمونیسم و کاپیتالیسم واقعی نیست و کمونیسم و کاپیتالیسم واقعی آن است که ما انتظار داریم و می گوییم. مثل بهانه های مسلمانان که مثلا می گویند داعش اسلام راستین نیست و مثلا اسلام ولایت فقیه اسلام ناب است یا اسلام سروش و ملی مذهبی ها اسلام درست است.

کاپیتالیسم واقعی چیست ؟ تلاش و آویزان شدن به هر وسیله ای برای حفظ سرمایه!
در نتیجه مثل تیغ دو لبه میماند اگر کنترلش نکنی میتواند کشنده باشد! برای همین در کنار کاپیتالیسم یک چیز دیگری پدید آمده به نام لیبرالیسم که پایه های دنیای آزاد فعلی رو تشکیل میده و این طوری کاپیتالیسم رو (که در حقیقت تنها و تنها یک ابزاره) کنترل میکنه.

پس نمیشه گفت یک ابزار به خودی خود بد هست یا خوب هست! شما با زبان برنامه نویسی C میتونید یک سیستم عامل خفن پفن بنویسید اسمش رو بذارید لینوکس و به بشریت خدمت کنید! میتونید یک ویروس خیلی خطرناک بنویسید و کلی خراب کاری کنید!!!

همین دوستان کمونیستِ ما اصلن متوجه نیستند که صدقه سری لیبرالیسم هست که میتونند حرفشون رو آزادانه در جوامع آزادِ غربی و سرمایه داری بزنند! در صورتی که کاپیتالیست اصلن نمیتواند در کمونیسم نفس بکشد!

چه برسد به ابراز عقیده!!! استدلال های چُسکی شون هم بر میگرده به اینکه آقا دزده حق نداره از خودش دفاع کنه!!!! 💨💩 ما هم میگیم دیکتاتورها و کسانی که حرف از دیکتاتوری میزنند حق ندارند از خودشون دفاع کنند! خوب پس بریزیم مثل وحوش همدیگه رو بکشیم! (اتفاقی که در تمام بلاد کمونیستی افتاده ، میوفته و خواهد افتاد) .

Agnostic

۱- کمونیست میگوید کارگران باید حکومت کنند و از کارگران برای حمایت پوپولیستی از حکام استفاده می کنند. حقیقت این است که عده ای از حکام بجای کارگران خوب می خورند و کارگران بهانه هستند و کارگران باز قشر فقیر هستند. مثالش چین و شوروی و کره شمالی و حتی کوبا.

👏
آفرین، اگر تمرکز سرمایه بد است! دیگر بیل گیتس و پاریس هیلتون و شوروی ندارد! اگر خوب است! باز هم فرقی نمیکند دست دولت باشد یا دست فرد! تازه دست فرد باشد بهتر است چرا که میزان جنایتش کمتر میشود. شما تا حالا جایی خوندید که بیل گیتس جنایت کرده باشه ؟! ولی تا دلتون بخواد از جنایات شوروی سند و مدرک و ... هست و از سیبیل استالین خون میچکد.

Agnostic

۲- کمونیست عملا فقر را بین مردم تقسیم می کند. بجای اینکه دست کارگران را بگیرد و بالا ببرد بقیه را پایین میکشد.

👏

Agnostic

۱- در کاپیتالیسم بقدری سودطلب است که آینده نگری ندارد و هرچه اصلاحات درباره آینده شده حاصل فشار سوسیالیستها بوده.

چرا سوسیالیستها سرکوب یا سانسور نمیشوند در همین دنیاهای کاپیتالیستی ؟! مثلن آمریکا،ژاپن،آلمان و ... زورشان نمیرسد سوسیالیستها را خفه و یا محو کنند ؟! آیا این جوجه سوسیالیستها زورشان از شوروی بیشتر است ؟! اگر هست چرا در سایر جاهای دنیا مثل ایران که سیستم یک صدم زور آمریکا را هم ندارد توانایی خفه کردنشون وجود داره و همه شون فراری شدند و صداشون به گوش داخل نمیرسه ؟! دلیلش همونیه که بالاتر گفتم.

Agnostic

نفت در حال آلوده کردن هوا است و از طرفی منبع تولید مواد مختلف است. اما کمپانی های پرنفوذ نفتی نمی گذارند ماشینها از سوخت غیر نفت استفاده کنند. از هیدروژن و برق و.. در نتیجه هوا آلوده و همچنین نفت تمام خواهد شد و منبع تولید مواد شیمیایی ضروری از بین می رود. مثلا در ۵۰۰ سال آینده آیا نفتی هست مواد شیمیایی ضروری تولید شود؟

اینکه کنسرسیومهای نفتی نمیذارند منابع سوختی عوض بشه یک شایعه و توهم توطئه هستش.

درست کردن یک خودروی کاملن الکترونیکی خیلی گرون تمام میشد!!!! ماشینهای الکترونیکی توانِ ماشینهای درون سوز رو ندارند و از همه مهم تر هزینه نگهداریشون خیلی زیاده!

با همه اینها ایستگاه های شارژ برای این خودرو ها در بیشتر کشورهای اروپایی مجانی هستش! یا خیلی ارزون! مثلن پارک کردن در گوشه خیابانی که پارکومتر داره در آلمان میتونه تا ساعتی 2 یورو و بیشتر باشه! ولی اگر همونجا یک ایستگاه شارژ باشه شما میتونید همون یک ساعت رو پارک کنید، 2 یورو رو بدید و از خدمات شارژ مجانی بهره مند بشید!
خودروی هیدروژنی هم فعلن! افسانه هستش تا واقعیت. یک سری خودروهایی هستند که باتری های هیدروژنی دارند و نه موتور هیدروژنی! یعنی موتور الکترونیکی خودرو میتونه برق مورد نیاز خودش رو از یک منبع هیدروژنی تامین کنه که این مدل خودرو ها خیلی گرون هستند و هر کسی توانایی خریدشون رو نداره! دلیل گرونی، گرون بودن تجهیزاته.

ولی با همه ی اینها شما میبینید که روز به روز به تعداد ماشینها Hybrid داره افزوده میشه، رفته رفته خودروهای شهری جای خودشون رو دارند میدند به Smart و IQ و ... به خصوص انواع الکترونیکیش. کشتیهای اقیانوس پیما با سوخت فسیلی دارند از رده خارج میشند، حتا شرکتهای هواپیمایی روی هواپیماهای مسافر بری خورشیدی تحقیق میکنند، در کشورهای پیشرفته حتا کارخانه های ذوب آهن با سوخت فسیلی کار نمیکنند و با القای الکترونیکی فلزات رو ذوب میکنند، بیشتر سیستم حمل و نقل و راه آهن الکترونیکی شده یا داره میشه، در اروپا در کمتر خانه ای گاز پیدا میکنید و همه چیز برقیه! و خلاصه اینکه این اعمال نفوذ شرکتهای نفتی فقط یک سری شایعه هستش! مثلن اگر از فردا VW تصمیم بگیره خودروی بنزینی یا دیزلی تولید نکنه کدوم کنسرسیوم نفتی میخواد جلوش رو بگیره ؟! به خصوص که امروزه میشه تمام مصنوعاتی که از نفت به دست میاد مثل لاستیک و پلاستیک و ... رو از روشهای دیگه و بدون وابستگی به نفت هم تولید کرد(به طور مثال و تنها برای نمونه : BIOplastics Home ). حتا در اروپا دست کم 20-30% دیزل مصرفی خودروها بیو دیزل هست! که نه از دل زمین و چاه های نفت بلکه از مزارع به دست میاد! شرکتهای نفتی هم این مساله رو خیلی خوب میدونند و الان دارند روی منابع دیگه سرمایه گذاری میکنند! مثلن BP در تمام دیزلهایی که به مصرف کننده عرضه میکنه 7% بیو دیزل قاطی کرده.

Agnostic

۲- کاپیتالیسم برعکس کمونیسم دین پرور است و در آمریکا برای خوش آیند کلیسا نظریه تکامل را از کتب درسی حذف کردند (در دوران جرج بوش)

یورش بردن به دین آن هم در ابعاد دولتی تنها و تنها نتیجه عکس میدهد! خود شوروی نمونه ی خوبیست که امروزه بسیاری از مردمان ساکن در سرزمینهای جدا شده متدین هستند. پیشتر برای جناب مهدی در این باره نوشته ام.

Agnostic

۳- کاپیتالیسم برای سودآوری جنگ راه می اندازدو کودتا می کند. نمونه اش کودتای ۲۸ مرداد

مگر کومونیسم راه نمیندازد ؟! بعد واقعه ی 28 مرداد نه برای سود آوری بلکه برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم بوده و تازه اصلن نمیشه اسم کودتا رو روش گذاشت به خاطر اینکه تمام اتفاقاتی که افتاده بود در چارچوب قوانین کشور صورت گرفته بوده.
نمیشه که یکی نصب مصدق توسط شاه رو در چارچوب قانون مشروطه قانونی بدونه ولی عزلش رو نه! چنین حقی خیلی روشن در قوانین مشروطه به شاه داده شده بوده. تنها کمونیستها و اسلامگرایان اسم واقعه 28 مرداد رو کودتا میذارند! و مدام این مساله رو تبلیغ میکنند.
بحث به حق بودن یا نبودن مصدق یک چیز دیگه هستش و میشه جداگانه در موردش صحبت کرد! ولی چون کاری که شاه کرده در چارچوب قوانین کشور بوده اسمش کودتا نمیشه. البته در دراز مدت هم به نفع ایران شد و کشور به دستِ توده ای ها نیوفتاد! چون در آن صورت وضع خیلی خیلی بدتر میشد و قطعن یک هولدومور دیگر ولی این بار در ایران به راه میوفتاد.

Agnostic

۴- در کاپیتالیسم تبلیغات مردم خر کن مجاز است. و با این تبلیغات پول مردم دزدیده به جیب سرمایه داران می رود.

تبلیغات باید همواره مجاز باشد، نام این کار Marketing است. آن چیزی که مجاز نیست کلاهبرداریست. به طور مثال کمونیستها با همین تبلیغات به قول شما مردم خر کن مردم را بر علیه سیستم و به امید آینده ی بهتر میشورانند و دست آخر کره شمالی به راه میندازند و علت جنایت پیشه بودن و گند و کثافت کاریشون رو انگشت آمریکا معرفی میکنند!!!!
در دنیای آزادِ امروز هم شما حق ندارید در تبلیغات خود دروغ بگویید! مثلن نمیتوانید بگویید این نوشابه شکر ندارد ولی با شکر اشباعش کنید. اسم این کار میشود کلاه برداری و میزنند کاس و کوزتون رو میشکنند! حتا اپل نتونست این طوری زیر آبی بره و زدند پدر صاحبش را در آوردند (سر قضیه ی سازگاری محصولات اپل با محیط زیست).

Agnostic

۵- مردم فقیر کم اهمیت هستند و مثل اروپای سوسیال دموکرات دارای بیمه درمانی درست و حسابی و حقوق بیکاری درست و حسابی نیستند.

این حقوق از کجا تامین میشود !؟ از مالیاتی که سرمایه داران و شرکتهای بزرگ و تمام تشکیلاتشان (کارگرانشان) و اقتصادهای کوچک و بزرگ و ... به دولت میپردازند. در عین حال خود دولت هم منابع درآمد برای خودش دارد که همیشه ملی هستند! چون دولت چیزی سوا از کشور و ملت و اموال عمومی نیست.

نتیجتن امکان عدم رشد برای همین فقرا و قشر کم درآمد در همین اروپای سوسیال دموکرات است که فراهم میشود! میدانید چرا ؟! چون یک کارگر باید حدود نیمی از درآمدش را مالیات و بیمه و ... بدهد! (پیشتر با جدول و منبع و سند و ... نشان داده ایم) و اگر مجبور به پرداخت هزینه های دیگران باشد! مثلن خانواده دار باشد درست است که مالیاتش کمتر میشود و قدرت پس انداز کردنش هم به همان اندازه کم میشود و به این صورت تا آخر عمرش نمیتواند پول زیادی پس انداز کند! در نتیجه هرگز ثروتمند نمیشود! و در مقابل همیشه یک زندگی بخور و نمیر خواهد داشت.
بعد انسانی این داستان که مدام کمونیستها و مزدکها و خیارها و هویجها رویش مانور میدهند این است که کسی گشنه و مریض و بیخانمان نمیماند! ولی بعد غیر انسانی داستان که همیشه از طرف همینها سانسور میشود این است که فرد هر چه قدر هم که سگ دو بزند شانس پیشرفتِ بسیار اندکی دارد

و در سیستمهای تمام کمونیستی که اصلن چنین شانسی ندارد!!!
مادامی که بعد دوم هست! بعد اول خواه نا خواه کم اهمیت میشود!!! میدانید چرا ؟! چون جمعیت فقرا و آنهایی که ممکن است از گشنگی بمیرند به مراتب از آنهایی که شبانه روز سگ دو میزنند تا به جایی یا چیزی برسند خیلی خیلی کم تر است! برای همین آن جمعیتی که سگ دو میزند ولی به جایی نمیرسد (انگار که روی تردمیل است) شروع میکند به زیر آبی رفتن و پیچاندن مالیات و ... تا بتواند اندکی ثروت و آسایش برای خودش دست و پا کنه! و لب کلام اینکه از اینکه کار کند، مالیات و کوفت و ... بدهد و پولهایی که میدهد به جای اینکه خرج آبادانی محل زندگیش شود خرج پول تو جیبی کسی شود که نمیخواهد کار کند (نه آنی که نمیتواند) احساس خوبی نخواهد داشت! برای همین است که دولت در آلمان به شدت از طرف آنهایی که کار میکنند تحت فشار است و مدام دارد چوب در ماتحت بیکاران میکند تا بروند کار کنند. البته ناگفته نماند اکثریت مطلق افراد فقیر که از نظر جسمانی سالم هستند یا کودن هستند یا کون گشاد!!! افراد سخت کوش حتا اگر در شروع کار فقیر هم باشند سر انجام فقر را شکست خواهند داد!

به قول بیل گیتس : تقصیر شما نیست اگر فقیر به دنیا بیاید! ولی تقصیر شماست اگر فقیر از دنیا برید!!!

پس میبینیم این سیستم هم نهایتن منجر به نارضایتی عمومی میشود و راه حل دایمی و درست این نیست. به نظر من دولت تنها و تنها باید کمک حال آنهایی باشد که به دلیل بیماری، عقب ماندگی ذهنی، پیری و ... توانایی کار کردن ندارند! و مقدمات کارکردن را برای آنهایی که میخواهند کار کنند فراهم کند. حالا یا با آموزش، یا با تامین بخشی از سرمایه اولیه به صورت وام و ... اینکه شیوه که تو بیکاری من بهت پول میدم برو برای خودت بچر! کار درستی نیست و در دراز مدت تنها و تنها باعث فراری شدن سرمایه و استعدادها از کشور میشود و ضرری جبران ناپذیر به کل سیستم خواهد زد.

Agnostic #۳۲
Agnostic

کمونیسم و کاپیتالیسم هر کدام معایبی دارند که شاید بگویند این کمونیسم و کاپیتالیسم واقعی نیست و کمونیسم و کاپیتالیسم واقعی آن است که ما انتظار داریم و می گوییم. مثل بهانه های مسلمانان که مثلا می گویند داعش اسلام راستین نیست و مثلا اسلام ولایت فقیه اسلام ناب است یا اسلام سروش و ملی مذهبی ها اسلام درست است.

من سخنم را اصلاح بکنم. در ادیان بخصوص اسلام چون فرض شده در چند صد سال قبل یک دین کامل آمده و تمام دستورات دین تا ابد واجب الاجرا است و پیامبر داناترین انسان تاریخ است؛ مذاهب منشعبه مدعی می شوند دین به مرور زمان از خط راست خارج شده و دین اصیل دست آنان است.
اما کاپیتالیسم و کمونیسم ادعای تقدس ندارند و می توانند به راحتی خود را اصلاح کنند و اشتباهات بنیانگزاران خود را تایید کنند. الان کمونیست هایی هستند که مارکس و لنین را زیر سوال می برند. همچنین کاپیتالیسم اروپا بصورت سوسیال دموکرات درآمده و کاپیتالیسم فعلی آمریکا مثل ۵۰ سال پیش نیست.

Agnostic #۳۳
sonixax

کاپیتالیسم واقعی چیست ؟ تلاش و آویزان شدن به هر وسیله ای برای حفظ سرمایه!
در نتیجه مثل تیغ دو لبه میماند اگر کنترلش نکنی میتواند کشنده باشد! برای همین در کنار کاپیتالیسم یک چیز دیگری پدید آمده به نام لیبرالیسم که پایه های دنیای آزاد فعلی رو تشکیل میده و این طوری کاپیتالیسم رو (که در حقیقت تنها و تنها یک ابزاره) کنترل میکنه.

منظور من هم کاپیتال دموکراسی آمریکاست.

Agnostic #۳۴
sonixax

چرا سوسیالیستها سرکوب یا سانسور نمیشوند در همین دنیاهای کاپیتالیستی ؟! مثلن آمریکا،ژاپن،آلمان و ... زورشان نمیرسد سوسیالیستها را خفه و یا محو کنند ؟! آیا این جوجه سوسیالیستها زورشان از شوروی بیشتر است ؟! اگر هست چرا در سایر جاهای دنیا مثل ایران که سیستم یک صدم زور آمریکا را هم ندارد توانایی خفه کردنشون وجود داره و همه شون فراری شدند و صداشون به گوش داخل نمیرسه ؟! دلیلش همونیه که بالاتر گفتم.

منظورم از سوسیالیست ها ، سوسیال دموکرات ها بود! سبزها و حکومت سوسیالیستی اروپا.
من در بحثها سوسیالهای کمونیست را کمونیست و سوسیالهای دموکرات سرمایه دار را سوسیالیست می نامم.

Agnostic #۳۵
sonixax

نتیجتن امکان عدم رشد برای همین فقرا و قشر کم درآمد در همین اروپای سوسیال دموکرات است که فراهم میشود! میدانید چرا ؟! چون یک کارگر باید حدود نیمی از درآمدش را مالیات و بیمه و ... بدهد! (پیشتر با جدول و منبع و سند و ... نشان داده ایم) و اگر مجبور به پرداخت هزینه های دیگران باشد! مثلن خانواده دار باشد درست است که مالیاتش کمتر میشود و قدرت پس انداز کردنش هم به همان اندازه کم میشود و به این صورت تا آخر عمرش نمیتواند پول زیادی پس انداز کند! در نتیجه هرگز ثروتمند نمیشود! و در مقابل همیشه یک زندگی بخور و نمیر خواهد داشت.
بعد انسانی این داستان که مدام کمونیستها و مزدکها و خیارها و هویجها رویش مانور میدهند این است که کسی گشنه و مریض و بیخانمان نمیماند! ولی بعد غیر انسانی داستان که همیشه از طرف همینها سانسور میشود این است که فرد هر چه قدر هم که سگ دو بزند شانس پیشرفتِ بسیار اندکی دارد

در یک برنامه اقتصادی بی بی سی نشان داد که در آمریکا سرمایه داران کمتر مالیات می دهند و کارگران و کارمندان بیشترین مالیات را می دهند (از لحاظ درصد مثلا کارمند ۴۰ درصد درامدش را مالیات می دهد و یک میلیارد مثلا ۱۵ درصد). اوباما می خواست این را اصلاح کند نمی دانم توانست یا نه.
در اروپا برعکس آمریکا هست من شنیده ام سرمایه داران تا ۸۰ درصد مالیات می دهند.
یک برنامه بی بی سی فقرای اروپا را نشان می داد که ماشین آخرین مدل و تلویزیون بزرگ ال سی دی و فرش دستباف و مبلمان شیک داشتند. این همان سیستم اقتصادی خوب است که یک فقیر بیکار چنین زندگی دارد.

Agnostic #۳۶
sonixax

یورش بردن به دین آن هم در ابعاد دولتی تنها و تنها نتیجه عکس میدهد! خود شوروی نمونه ی خوبیست که امروزه بسیاری از مردمان ساکن در سرزمینهای جدا شده متدین هستند. پیشتر برای جناب مهدی در این باره نوشته ام.

در یک آمار که معتبر بود دیدم آذربایجان که زمانی مردمش مثل آذربایجان ایران اکثرا شیعه دو آتشه بودند اکنون درصد قابل توجهی بیخدا و بی دین دارد. و دیندارانش هم معتدل هستند. آنقدر که روسری به سر در ترکیه می بینی در آذربایجان نمی بینی.

Agnostic #۳۷
sonixax

به قول بیل گیتس : تقصیر شما نیست اگر فقیر به دنیا بیاید! ولی تقصیر شماست اگر فقیر از دنیا برید!!!

مثلا این قحطی زدگان بیابان۸ای آفریقا که اسکلت شدند چه کار می توانند بکنند؟؟

من در یک مجله مربوط به ۳۰ سال قبل خواندم که اروپا و آمریکا سالانه مقادیر عظیمی از گندم و سایر محصولات غذایی را در دریا می ریزند تا قیمت کالاها حفظ شود و کشورزان و دهاتی های اروپا و آمریکا ضرر نکنند.

خب این یک اقتصاد بر حسب بازار آزاد است. نمی دانم چرا این مازاد تولید را به فقرای آفریقا نمی دهند؟

چون به نظر نمی رسد باعث سقوط قیمت بشود جون افریقا خارج مجموعه بازار جهانی است.

kourosh_iran #۳۸
sonixax

درست کردن یک خودروی کاملن الکترونیکی خیلی گرون تمام میشد!!!! ماشینهای الکترونیکی توانِ ماشینهای درون سوز رو ندارند و از همه مهم تر هزینه نگهداریشون خیلی زیاده!

ظاهرا درحال حاضر پیشرفت فناوری آنقدری بوده که این گفته های شما دیگر چندان صدق نمیکنند!
بنده قبلا یک تاپیک در یک مورد مشابه زده بودم: خودروهای برقی تسلا

اتفاقا خودروهای الکتریکی از نظر ساختمان و قطعات متحرک (و تعداد قطعات متحرک) بسیار ساده تر از خودروهای درون سوز میباشند و به همین خاطر خرابی و هزینه های نگهداری و تعمیر آنها میتواند از خودروهای درون سوز در کل بسیار کمتر باشد.

شاید هزینهء تولید و قیمت اولیه کمی زیاد باشد و در ابتدا تا فراگیر شوند هزینهء قطعات و تعمیر آنها بالا باشد، اما بعد وضع خیلی بهتر خواهد بود و بنظرم خیلی از اجزای آنها را هم (مثلا باتریهای لیتیومی) را میشود بازیافت کرد که با گسترش تولید و حمایت از آنها این امر مقدور خواهد شد.
از نظر توان هم که همین نمونه که در آن تاپیک مطرح کردم نشان میدهد که این حرف دیگر صدق نمیکند و توان این خودروها در حال حاضر به یاری باتری های بسیار کارا و قوی و الکتروموتورهای پیشرفته قدرتمندی که در دسترس هستند کمتر از خودروهای غیربرقی نیست بلکه میتواند حتی بیشتر هم باشد! (درواقع درمورد خودروهای تسلا چنین حرفی میزدند!)

تنها مسئلهء عمده ای که باقی میماند زمان شارژ باتری هاست.

البته یک مسئلهء دیگر هم این است که کمپانی هایی که در این زمینه پیشتاز بوده اند و پیشرفت خوبی داشته باشند بنابراین انحصارهای فکری زیادی را هم در این زمینه به ثبت رسانده اند و بنابراین دیگران نمیتوانند به سادگی وارد این فیلد شده و از فناوریهای جدید و پیشرفته ابداع شده، گرچه خودشان به آنها برسند و طراحی کرده و بسازند، استفاده کنند.

یک مستند دیگری هم یک بار از یکی از کانال های ماهواره دیدم که نامش فکر کنم «انتقام خودروی برقی» بود که درمورد این بود که یک زمانی در گذشته (سالها پیش) بحث این خودروها داغ شده بود و یک تعدادی کمپانی ها نیز وارد این حیطه شدند و یکسری اتومبیل های کم و بیش با کیفیت و پتانسیل رقابت قابل توجهی هم تولید شد، ولی بصورت تاحدی عجیب و سوال برانگیزی این بحث و تولید این خودروها مسکوت ماند و متوقف شد. یک فرد عادی که یک زمانی یکی از این ماشین ها را داشته صحبت میکرد و میگفت که خیلی از آن اتومبیلش راضی بوده و آن را دوست داشته و افسوس میخورد که چرا آن اتومبیل ها دیگر پشتیبانی و تولید نشدند. تازه این ماجرا مال سالها پیش است (نمیدانم دقیقا چقدر شاید چند دهه قبل) که پیشرفت و امکانات فناوری در این زمینه مثل الان نبود.

یک مورد دیگری هم که شخصا سراغ دارم و البته از نوع موتورهای درون سوز است، موتور دورانی وانکل میباشد که ظاهرا یک کمپانی ژاپنی روی آن کار کرده و اتومبیل هایی را هم مجهز به این موتور تولید کرده است که چند تا از آنها در مسابقات استقامت (از نظر دوام در شرایط سخت در زمان طولانی) مقام اول را آورده بودند که این نشان از پیشرفت این نوع موتور و رفع اشکالات آن توسط این کمپانی دارد و اینکه بخاطر ساده تر بودن مکانیزم/کمتر بودن قطعات متحرک نسبت به موتورهای پیستونی از دوام بیشتری برخوردار است. اما این موتور هم بصورت گسترده جایگزین موتورهای پیستونی نشده، هرچند فکر نمیکنم کاملا در انحصار آن شرکت ژاپنی باشد و تاجاییکه میدانم در موتورهای هواپیما هم از آن استفاده شده است. و شاید دلیل این عدم فراگیر شدن انحصارهای فکری روی فناوریهای تکمیلی آن باشد، اما دلایل سیاسی و همدستی نظام تجارت و سرمایه داران بخاطر منافع مالی بیشتر موجود در موتورهای پیستونی هم به گمانم امکان دارد! البته ما به این شکل میگوییم همدستی و توطئه، ولی درواقع شاید این باشد که به سادگی، تولید این خودروها سود کمتری برای این شرکتها دارد و از طرفی هم ریسک وارد شدن به این حیطه و هزینهء اولیه تحقیقات و توسعه و رفع مشکلات آن، و خب بنابراین این کمپانی ها تمایل و ریسک پذیری زیادی در این زمینه از خود نشان نمیدهند حداقل تا وقتی که بازار خودروهای غیربرقی بقدر کافی برقرار و آباد است و فشار و اجبار زیادی برای تغییر ندارند. شاید حکومت ها در اینطور موارد بهتر است دخالت کنند بخاطر منافع عمومی و محیط زیست و طولانی مدت. بهرحال این میتواند یک نقیصه نظام سرمایه داری و اتکا تنها به روابط رقابت و بازار آزاد باشد. بازار آزاد تا وقتی نفت تمام نشده است و تقاضا هست اتومبیل بنزینی تولید میکند و برایش اینکه تا 50 یا 100 سال دیگر چه میشود آنقدرها مهم و تاثیر گذار نیست! حتما باید به لبهء پرتگاه فاجعه آنقدر نزدیک شوند و برای خودشان هم خطر جدی بشود تا کاری بکنند، و بنابراین معقول بنظر نمیرسد که سرنوشت همه چیز را صرفا بدست بازار آزاد و رقابت و تقاضا و سرمایه داران شخصی بسپاریم. گرچه باید گفت که اتومبیل های با سوخت فسیلی هم نسبت به گذشته در زمینهء میزان مصرف سوخت و میزان آلایندگی پیشرفت های خوبی کرده اند، ولی فکر نمیکنم برای ادامهء طولانی مدت این صنعت این بهبود کافی باشد، و از سوی دیگر تعداد و میزان استفاده از این اتومبیل ها نیز نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده.

sonixax #۳۹
Agnostic

منظور من هم کاپیتال دموکراسی آمریکاست.

آمریکا در مسیر اصلاح است! ولی در عین حال موفق ترین نمونه ی کاپیتالیسم هم هست. یعنی آمریکا به خوبی نشان داده که کاپیتالیسم کار میکند! فقط باید چگونگی این کارکرد تحت کنترل باشد. برای همین رفته رفته سیستم به جای اینکه ضعیف تر شود (بر خلاف ادعای کمونیستها) قوی تر و پایدار تر میشود. چون رفته رفته ایرادهایش رفع میشوند (اصلاح پذیر است) .

Agnostic

منظورم از سوسیالیست ها ، سوسیال دموکرات ها بود! سبزها و حکومت سوسیالیستی اروپا.
من در بحثها سوسیالهای کمونیست را کمونیست و سوسیالهای دموکرات سرمایه دار را سوسیالیست می نامم.

متوجه شدم 👍

Agnostic

در یک برنامه اقتصادی بی بی سی نشان داد که در آمریکا سرمایه داران کمتر مالیات می دهند و کارگران و کارمندان بیشترین مالیات را می دهند (از لحاظ درصد مثلا کارمند ۴۰ درصد درامدش را مالیات می دهد و یک میلیارد مثلا ۱۵ درصد). اوباما می خواست این را اصلاح کند نمی دانم توانست یا نه.
در اروپا برعکس آمریکا هست من شنیده ام سرمایه داران تا ۸۰ درصد مالیات می دهند.
یک برنامه بی بی سی فقرای اروپا را نشان می داد که ماشین آخرین مدل و تلویزیون بزرگ ال سی دی و فرش دستباف و مبلمان شیک داشتند. این همان سیستم اقتصادی خوب است که یک فقیر بیکار چنین زندگی دارد.

نه در اروپا هم همین است! سرمایه دار همواره مالیت کمتری میدهد. چرا ؟! چون کار آفرینی میکند و به همین خاطر میتواند مخارج کارهایش را از مالیات پرداختی کم کند. حالا چه طوری مالیات کمتری میده ؟! میره به اسم شرکتش یک فراری لیزینگ میکنه و هزینه لیزینگ رو از مالیاتی که پرداخت میکنه کم میکنه! این طوری اون فراری رو تقریبن مجانی یا با قیمت خیلی کم سوار میشه!!! (این کاریه که خود من هم میکنم و برای همین الان یک کامارو دارم - مجانی هم سوارش میشم).
ولی یک کارمند نه تنها چنین امکانی را ندارد! بلکه پرداخت حق سوسیال و بیمه و ... برایش اجباریست!!! (در صورتی که برای من مثلن نیست - من نه کارمند دارم نه برای کسی کار میکنم، تک و تنها کار میکنم). بیمه ی دولتی هم استفاده نمیکنم بیمه ی خصوصی دارم که هزینه اش تقریبن برابر ولی امکانات و مزایایش ده ها برابر بیشتر است.
دلیل این فشار سنگین روی قشر کارگر همان قوانین سوسیالیستیست که دوستان کمونیست ما ازش دفاع میکنند! ولی من چون بخشی از اون سیستم نیستم و بهش وابستگی ندارم اون فشار سنگین روم نیست و راه فرار (قانونی) هم زیاد دارم - با همه ی اینها باز هم انتقال سرمایه به خارج از کشور و ادامه روند فعالیتهای اقتصادی در خارج از اروپا را ترجیه دادم و از تصمیمم هم راضی هستم.

Agnostic

در یک آمار که معتبر بود دیدم آذربایجان که زمانی مردمش مثل آذربایجان ایران اکثرا شیعه دو آتشه بودند اکنون درصد قابل توجهی بیخدا و بی دین دارد. و دیندارانش هم معتدل هستند. آنقدر که روسری به سر در ترکیه می بینی در آذربایجان نمی بینی.

ولی به جایش اوکراین و حتا خود روسیه تا دلتان بخواهد مسیحی دو آتشه دارد!
امتحان کنید! بروید به یک دیندار بگویید ریدم به قبر پیامبرت ببینید چه میکند!!!!!!

Agnostic

مثلا این قحطی زدگان بیابان۸ای آفریقا که اسکلت شدند چه کار می توانند بکنند؟؟

کاری که خیلیهایشان کردند! مهاجرت یا تلاش برای ساختن یک زندگی بهتر. بیشتر این قحطی زدگان دست روی دست گذاشته اند و منتظر کمکهای خارجی هستند!!!
اگر به آفریقا سفر کنید متوجه حرف من میشوید.

Agnostic

من در یک مجله مربوط به ۳۰ سال قبل خواندم که اروپا و آمریکا سالانه مقادیر عظیمی از گندم و سایر محصولات غذایی را در دریا می ریزند تا قیمت کالاها حفظ شود و کشورزان و دهاتی های اروپا و آمریکا ضرر نکنند.

30 سال پیش! و در اوج جنگ سرد و پروپاگاندای کمونیستها! برای تحریک عوام!
من خیلی گشتم و هیچ منبع متعبری در این باره پیدا نکردم! اگر کسی منبع معتبری در این باره داره خیلی هم خوشحال میشوم که ببینم چون این مساله برای خود من هم یک سوال است.

Agnostic

چون به نظر نمی رسد باعث سقوط قیمت بشود جون افریقا خارج مجموعه بازار جهانی است.

دقیقن به همین دلیل این مساله برای من یک سوال است و تحقیق کردم و چیزی هم پیدا نکردم!

kourosh_iran

ظاهرا درحال حاضر پیشرفت فناوری آنقدری بوده که این گفته های شما دیگر چندان صدق نمیکنند!
بنده قبلا یک تاپیک در یک مورد مشابه زده بودم: خودروهای برقی تسلا

خوب این تسلا که میفرامیید میدونید قیمتش چنده ؟ تازه دست دومش!!!

Tesla Tesla Model S 85 Performance wie NEU EU Fahrzeug als Limousine in Berching

115 هزار یورو! خوب آدم میرود فراری میخرد یک دفعه ای!

kourosh_iran

اتفاقا خودروهای الکتریکی از نظر ساختمان و قطعات متحرک (و تعداد قطعات متحرک) بسیار ساده تر از خودروهای درون سوز میباشند و به همین خاطر خرابی و هزینه های نگهداری و تعمیر آنها میتواند از خودروهای درون سوز در کل بسیار کمتر باشد.

تنها هزینه ی تعویض باتری یک اسمارت برقی حدودن نصف قیمت کل ماشین است!

kourosh_iran

تنها مسئلهء عمده ای که باقی میماند زمان شارژ باتری هاست.

در مدلهای جدید حدود نیم ساعت!

در حال حاضر بهترین نوع خودروهای Hybrid هستند که با مدت کمی راندن با سوخت فسیلی باتری شارژ شده و میتوانید سوییچ کنید! در نتیجه مصرف سوخت به شدت پایین می آید! ولی با همه اینها این ماشینها یخ، بی صدا و بی بخار هستند.

kourosh_iran #۴۰
sonixax

خوب این تسلا که میفرامیید میدونید قیمتش چنده ؟ تازه دست دومش!!!

Tesla Tesla Model S 85 Performance wie NEU EU Fahrzeug als Limousine in Berching

115 هزار یورو! خوب آدم میرود فراری میخرد یک دفعه ای!

من مطمئن نیستم این همون باشه. مشخصات دقیقش رو هم ظاهرا نزده (سرعت و شتاب و برد).
بهرحال معلومه که باید گرون باشه چون یک ماشین اسپورته. اونطور که طرف میگفت حتی پرشتاب ترین اتومبیل جهانه! باور کن! طرف خودش نشست توش گاز که داد گفت مغزم داشت میامد توی دهنم 😜
حالا قیمت فراری چنده مگه؟
ضمنا ماشین برقی بهرحال بعضی مزایایی داره. مثلا سر و صدای تقریبا صفر، خرابی و بنظرم نگهداری ساده تر و کمتر.

sonixax

تنها هزینه ی تعویض باتری یک اسمارت برقی حدودن نصف قیمت کل ماشین است!

خب باید دید باتریش چه طول عمری داره چقدر احتمال خرابی داره هر چند وقت چقدر باید پول بدی و در مقابل هزینه های دیگری که نداره و صرفه جویی میکنه صرف میکنه یا نه.
اتفاقا فکر کنم توی اون برنامه دربارهء هزینه های نگهداریش هم یک مقدار صحبت کردن ولی متاسفانه من یادم نیست.

sonixax

در مدلهای جدید حدود نیم ساعت!

من میگم میتونن باتری ها رو بصورت ماجولی که میشه راحت و سریع تعویضش کرد درست کنن و مثلا در مکانهای شارژ اینطوری باشه که باتری هایی رو که از قبل کاملا شارژ شدن با باتری هایی که روی ماشین هست فورا تعویض کنن. اینطوری زمان رو میشه به حداقل رسوند!

sonixax

در حال حاضر بهترین نوع خودروهای Hybrid هستند که با مدت کمی راندن با سوخت فسیلی باتری شارژ شده و میتوانید سوییچ کنید! در نتیجه مصرف سوخت به شدت پایین می آید! ولی با همه اینها این ماشینها یخ، بی صدا و بی بخار هستند.

بهرحال Hybrid مثل برقی خالص نمیشه. در یک Hybrid شما پیچیدگی و هزینه های هردوی احتراقی و برقی رو کم و بیش با هم ترکیب و جمع کردید، بعد وزن اضافی دارید که زمانیکه یک موتور کار میکنه باید هزینه وزن اضافی اون یکی رو هم بپردازه.

Robert #۴۱

من خودم الان گیج شدم و فکر نمیکنم کشورهای اروپایی سوسیالیتی باشند ، چون اسم شوروی کمونیست هم در زمان خودش اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود. بهتر نیست سه تعریف رسمی و دقیق (از نظر اقتصادی ) از کمونیسم ، سوسیالیسم و کاپیتالیسم ابتدا ارائه کنید؟

sonixax #۴۲
kourosh_iran

من مطمئن نیستم این همون باشه. مشخصات دقیقش رو هم ظاهرا نزده (سرعت و شتاب و برد).
بهرحال معلومه که باید گرون باشه چون یک ماشین اسپورته. اونطور که طرف میگفت حتی پرشتاب ترین اتومبیل جهانه! باور کن! طرف خودش نشست توش گاز که داد گفت مغزم داشت میامد توی دهنم
حالا قیمت فراری چنده مگه؟
ضمنا ماشین برقی بهرحال بعضی مزایایی داره. مثلا سر و صدای تقریبا صفر، خرابی و بنظرم نگهداری ساده تر و کمتر.

اینی که من گذاشتم فقط یک تسلای دست دوم جهت فروش هست از بزرگترین سایت جستجوی ماشین در آلمان! حالا همون هست یا نیست زیاد مهم نیست چون محصولات این کمپانی همه توی همین مایه ها هست قیمتش!

قیمت فراری صفر کیلومتر هم :
Ferrari F430 Spider "NEU" ohne Km Lp. 210.000 als Cabrio/Roadster in Mühlheim/Main

یعنی قیمت صفرش تو مایه های دست دوم این هست! خود شما بودی این جیگر طلای 489 اسب بخاری رو میخریدی یا تسلا ؟ :دی

من یکی که هیچ وقت این کار رو نمیکنم به خصوص که پشت هر دوتاش نشستم و به جرات میتونم بگم رانندگی با تسلا اصلن حال نمیده.

kourosh_iran

خب باید دید باتریش چه طول عمری داره چقدر احتمال خرابی داره هر چند وقت چقدر باید پول بدی و در مقابل هزینه های دیگری که نداره و صرفه جویی میکنه صرف میکنه یا نه.
اتفاقا فکر کنم توی اون برنامه دربارهء هزینه های نگهداریش هم یک مقدار صحبت کردن ولی متاسفانه من یادم نیست.

عمرش به طرز استفاده ی صاحب ماشین بستگی داره و اغلب 4 سال! یعنی شما بعد از 4 سال باید نصف قیمت ماشین (در روز خرید) و کل قیمت ماشین (پس از 4 سال) رو بدید باتری عوض کنید!!!!!!
Hybrid ها عمر باتریشون بیشتره برای همین به صرفه تر هستند، افت قیمتشون هم خیلی کمتره.

kourosh_iran

من میگم میتونن باتری ها رو بصورت ماجولی که میشه راحت و سریع تعویضش کرد درست کنن و مثلا در مکانهای شارژ اینطوری باشه که باتری هایی رو که از قبل کاملا شارژ شدن با باتری هایی که روی ماشین هست فورا تعویض کنن. اینطوری زمان رو میشه به حداقل رسوند!

این باتری ها خیلی گنده هستند!

و مکان قرار گیریشون برای اینکه فضای ماشین حروم نشه معمولن زیر صندلی سرنشینان عقب هستش! یعنی تعویضشون کار سختی هست حتا اگر ماژولار باشند (که البته مدل جدیدهاش هستند) .
شما فکر کن قرار باشه هر 150 کیلومتر لاستیک ماشین رو عوض کنی! اصلن اون رو میخری ؟! شارژ به هر حال به صرفه تره! مثلن میری توی یک فروشگاهی خرید همونجا میزنی شارژ میشه (بیشتر پارکینگهای این فروشگاه ها ایستگاه شارژ دارند بعضی ها هم مجانی هستند اصلن).

kourosh_iran

بهرحال Hybrid مثل برقی خالص نمیشه. در یک Hybrid شما پیچیدگی و هزینه های هردوی احتراقی و برقی رو کم و بیش با هم ترکیب و جمع کردید، بعد وزن اضافی دارید که زمانیکه یک موتور کار میکنه باید هزینه وزن اضافی اون یکی رو هم بپردازه.

ولی باز به صرفه تر از برقی خالی هستش! چرا ؟!

1 - مجبور به توقف برای شارژ نیستید.
2 - اگر باتری ماشین خراب بشه یا خالی بشه باز هم میتونید به راهتون ادامه بدید و ماشین گیر نمیکنه.
3 - هزینه ی نگهداری کمتری دارند.
4 - در صورت خرابی باتری اجباری برای تعویضش نیست!
5 - افت قیمت ماشین خیلی کمتره!
6 - میشه گفت با یک بار پر کردن باک ماشین میتونید حدود یک ماه با ماشین رانندگی کنید البته اگر مقدار مصرفتون از ماشین خیلی زیاد نیست! مثلن من ماهی 3 تا 5 هزار کیلومتر ماشینم رو راه میبرم! پس اگر دست من باشه بیشتر از یک باک لازمم میشه در ماه.

sonixax #۴۳
razi

من خودم الان گیج شدم و فکر نمیکنم کشورهای اروپایی سوسیالیتی باشند ، چون اسم شوروی کمونیست هم در زمان خودش اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود. بهتر نیست سه تعریف رسمی و دقیق (از نظر اقتصادی ) از کمونیسم ، سوسیالیسم و کاپیتالیسم ابتدا ارائه کنید؟

من پیشتر چنین تعریفی رو ارایه کرده بودم! از نظر من کمونیسم زیر شاخه ای از سوسیالیسم، برای همین من جفتشون رو یک پُخ میدونم. خود دوستان کمونیست انجمن هم مشکلی با این تعریف ندارند.
این دو ماهیتن یکی هستند،

نازیسم هم زیر مجموعه ای از سوسیالیسم بوده،

حالا این کمونیستهای انجمن خودشون رو جر هم بدهند فرقی در اصل داستان و حقیقتی که وجود داشته نمیکنه!
این استدلال های چسکی هم که فورد رفته برای آلمان تانک ساخته پس آلمان سوسیالی نبوده هم دو زار ارزش ندارند! خود استدلال کنندگان دارند در کشورهای سرمایه داری زندگی میکنند حاضر به ترک اونجا هم نیستند! پس با این حساب کمونیست نیستند!!!!!!! برای همین این مدل استدلالهای کشکی به کل مردوده.

از میون تمام این اشکال سوسیالیسم، افتضاح ترین ایده و مخرب ترین ایده ی موجود تا حالا کمونیسم بوده و حتا نازیسم به اندازه ی کمونیسم مخرب نبوده! (ولی غیر انسانی تر و وحشیانه تر بوده) .
دلیل این مخرب بودن هم پرده ی تقدسیه که طرفداران این ایدئولوژیهای پوسیده به دورشان کشیده اند! نتیجه میشود ظهور مخوف ترین دیکتاتوریهای تاریخ بشریت که انواع کمونیستیش از بیخ در پیتی و به درد نخور بوده اند.

Robert #۴۴

در ویکی پدیا نوشته شده است:
هدف سوسیالیسم لغو مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید و برقراری مالکیت اجتماعی بر ابزارهای تولید است.

و گویا حالت نهایی و ایده آل سوسیالیسم میشود کمونیسم.

درباره کاپیتالیسم هم نوشته شده:
کپیتالیسم (به انگلیسی: Capitalism) یا سرمایه‌داری،[۱][۲][۳] سرمایه‌محوری[۴] یک نظام اقتصادی است که در آن پایه‌های یک سیستم اقتصادی بر روی مالکیت خصوصی ابزارهای تولیدِ اقتصادی است و در دست مالکان خصوصی است و از این برای ایجاد بهره‌مندی اقتصادیدر بازارهایی رقابتی استفاده می‌شود. که به این نظام، آزادی مالکیت شخصی نیز گفته می‌شود. که معنای آن، تولید و توزیع کالا هاست.[۵]

پس اقتصاد کشورهایی چون آلمان یا حتی اسکاندیناویی با اینکه مالیات زیادی میگیرند ، طبق تعاریف بالا سوسیالیستی نیستند.

این مطلب از فردریش فون هایک با عنوان ریشه های سوسیالیستی نازیسم هم خواندنی است :

ریشه های سوسیالیستی نازیسم - باغ مخفی

آنچه نازی ها از مارکس امانت گرفته اند - باغ مخفی

sonixax #۴۵
razi

در ویکی پدیا نوشته شده است:
هدف سوسیالیسم لغو مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید و برقراری مالکیت اجتماعی بر ابزارهای تولید است.

و گویا حالت نهایی و ایده آل سوسیالیسم میشود کمونیسم.

درباره کاپیتالیسم هم نوشته شده:
کپیتالیسم (به انگلیسی: Capitalism) یا سرمایه‌داری،[۱][۲][۳] سرمایه‌محوری[۴] یک نظام اقتصادی است که در آن پایه‌های یک سیستم اقتصادی بر روی مالکیت خصوصی ابزارهای تولیدِ اقتصادی است و در دست مالکان خصوصی است و از این برای ایجاد بهره‌مندی اقتصادیدر بازارهایی رقابتی استفاده می‌شود. که به این نظام، آزادی مالکیت شخصی نیز گفته می‌شود. که معنای آن، تولید و توزیع کالا هاست.[۵]

پس اقتصاد کشورهایی چون آلمان یا حتی اسکاندیناویی با اینکه مالیات زیادی میگیرند ، طبق تعاریف بالا سوسیالیستی نیستند.

این مطلب از فردریش فون هایک با عنوان ریشه های سوسیالیستی نازیسم هم خواندنی است :

ریشه های سوسیالیستی نازیسم - باغ مخفی

آنچه نازی ها از مارکس امانت گرفته اند - باغ مخفی

نه اقتصاد آلمان سوسیالیستی نیست! ولی در سیستم حکومتداری آلمان المان هایی از سوسیالیسم دیده میشه و همین المانها در عین حال که تونسته برای قشر کون گشاد، مریض، کور، کچل، فلج و ... امکاناتی رو فراهم کنه، تونسته پدر صاحب بچه ی اکثریت مطلقی که کار میکنند رو هم در بیاره! برای همین در آلمان سخته شما کسی رو پیدا کنید که به دنبال دسترسی به راه هایی برای پیچوندن مالیات نباشه!

ابزار تولید هم خیلی خودمونی و بدون پیچاندن و تاب دادن اضافی (ماستمالیهای کمونیستی)! یعنی هر چیزی که بتوانید با آن پول در بیاورید ولو سوراخی مابین دو پایتان باشد! دقیقن برای همینه که کمونیستها با تن فروشی هم مشکل دارند ولی این مخالفت رو خیلی با سیاست بیان میکنند! یعنی میگویند باید برای افرادی که این کار را میکنند جواز کسب صادر کرد ولی در عین حال باید کاری کرد که دیگه این کار رو نکنند!

از کتاب یک دنیای بهتر (برنامه حزب کمونیست کارگری) :

مبارزه با فحشاء

مبارزه فعال با فحشاء از طریق از میان بردن زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن و مقابله قاطع با شبکه ای سازماندهی فحشاء، دلالان، واسطگان و باج خورها.

ممنوعیت اکید هر نوع سازماندهی فحشاء، دلالی، واسطگی و بهره کشی از افرادی که مبادرت به تن فروشی میکنند.

غیر جنایی کردن زندگی و کار افرادی که دست به تن فروشی میزنند. کمک به بازیابی حرمت اجتماعی و احترام به نفس آنها و کوتاه کردن دست شبکه ها و باندهای جنایتکار از زندگی آنها از طریق:

رفع ممنوعیت فروش سکس بعنوان یک شغل فردی و حمایت قانون و نهادهای انتظامی از این افراد در مقابل شبکه ها و باندهای گانگستری، باج خورها و اوباش.

صدور جواز کسب برای افرادی که بعنوان یک شغل فردی مبادرت به تن فروشی میکنند، مصون داشتن شخصیت و حیثیت آنها بعنوان شهروندان محترم جامعه و کمک به سازمانیابی آنها در سازمان صنفی خویش.

ارائه رایگان خدمات پزشکی ویژه پیشگیرانه و درمانی برای مصون داشتن این افراد از بیماری ها و صدمات ناشی از مبادرت به این حرفه.

کار آگاهگرانه، ترغیب و مساعدت های عملی نهادهای مسئول دولتی به افراد تن فروش در کناره گیری از این حرفه، کسب مهارت و آموزش لازم برای اشتغال در بخش های دیگر جامعه.

این بخش مبارزه با فحشا شما رو یاد طرح امر به معروف و نهی از منکر جمهوری اسلامی ننداخت ؟! 😄

همچنین این بخش بسیار خواندنیست و البته بیربط به بحث بالا! فقط خواستم بدانید با چه جانورانی طرف هستید :

مساله کرد
نظر به سابقه طولانی ستم ملی بر مردم کرد در همه کشورهای منطقه و سرکوب خونین خواست های حق طلبانه و جنبش های اعتراضی و خودمختاری طلبانه در کردستان ایران در رژیم های سلطنتی و اسلامی، حزب کمونیست کارگری بعنوان یک اصل، حق جدایی از ایران و تشکیل دولت مستقل از طریق یک پروسه انتخاب آزاد و عمومی را برای مردم کردستان به رسمیت میشناسد و هر نوع اقدام قهرآمیز و نظامی برای جلوگیری از این انتخاب آزادانه را قویا محکوم میکند. حزب کمونیست کارگری خواهان حل فوری مساله کرد در ایران از طریق برگزاری یک رفراندم آزاد در مناطق کردنشین غرب ایران ، زیر نظارت مراجع رسمی بین المللی است. این رفراندم باید با خروج نیروهای نظامی دولت مرکزی و تضمین یک دوره فعالیت آزادانه کلیه احزاب سیاسی در کردستان به منظور آشنا کردن توده مردم با برنامه و سیاست و نظرشان در رفراندم، انجام شود.

حزب کمونیست کارگری در هر مقطع تنها در صورتی به جدایی کردستان رای موافق میدهد که قویا محتمل باشد چنین مسیری کارگران و زحمتکشان در کردستان را از حقوق مدنی پیشرو تر و موقعیت اقتصادی و مناسبات اجتماعی برابرتر و ایمن تری برخوردار خواهد ساخت. موضع رسمی حزب کمونیست کارگری در هر مقطع بر مبنای یک بررسی مشخص از موقعیت موجود و مصالح و منافع کل طبقه کارگر و مردم کارگر و زحمتکش در کردستان بطور اخص تعیین خواهد شد.

حزب کمونیست کارگری طرح های مختلف خودمختاری کردستان را که از جانب نیروهای خودمختاری طلب در کردستان ارائه میشود را نه فقط گامی به پیش در امر حل مساله ملی کرد تلقی نمیکند، بلکه آنها را نسخه ای برای دائمی کردن هویت های ملی کرد و غیر کرد در یک چهارچوب کشوری واحد، ابدی کردن و قانونیت بخشیدن به جدایی های ملی و زمینه ای برای تداوم تخاصمات و کشمکش های ملی در آینده ارزیابی میکند.

حزب کمونیست کارگری هر نوع ترتیباتی در مورد آینده سیاسی کردستان را که بدون مراجعه به آراء عمومی خود مردم کردستان و صرفا بر مبنای تصمیمات دولت مرکزی و یا توافقات از بالا میان دولت و احزاب محلی به اجراء گذاشته شود، فاقد مشروعیت و غیرقانونی میداند.

خلاصه اش کنم! اکثریت این شعارهایی که در این مدل کتابهای مردم خر کن و تبلیغات کمونیستی وجود دارد در هیچ کشور کمونیستی تا کنون وجود نداشته!!!!

لینک به نوشته : مصوبات حزب

kourosh_iran #۴۶
sonixax

قیمت فراری صفر کیلومتر هم :
Ferrari F430 Spider "NEU" ohne Km Lp. 210.000 als Cabrio/Roadster in Mühlheim/Main

یعنی قیمت صفرش تو مایه های دست دوم این هست! خود شما بودی این جیگر طلای 489 اسب بخاری رو میخریدی یا تسلا ؟ :دی

32 هزار یورو قیمتشون فرق میکنه. کمه بنظرت؟

ضمنا اون عددهای ریزتر زیرش که زده برای تسلا مثلا ‎97,059 EUR (net)‎ دقیقا نمیدونم چیه. اختلاف اونم 27 هزار تاست.

بعد تسلا لیموزین هست و 4 درب و جای 5 نفر داره، درحالیکه اون فراری رودستر 2 درب و جای 2 نفر داره. بنابراین از نظر کاربردی بودن تسلا خیلی بیشتر همه کاره است.

بعد تجهیزات جانبی و اینا که زده ظاهرا برای تسلا بیشتره.

قدرت فراری هم درسته که 68 اسب بخاطر بیشتره، ولی فکر نمیکنم این اختلاف خیلی زیاد و سرنوشت سازی در انتخاب باشه (مگر اینکه بخوای مدام توی اتوبان اونم اگر بتونی و جاش باشه و قانونی باشه مسابقه بدی!)،

و از طرف دیگه فقط قدرت نیست که حداکثر سرعت و شتاب رو مشخص میکنه بلکه به پارامترهای دیگر مثل وزن و غیره هم بستگی داره. اطلاعات راجع به حداکثر سرعت و شتاب اونا رو نزده ظاهرا.

تازه حالا هرچی بنظر من این اختلافهای کم در عمل چندان اهمیتی ندارن چون مسابقه که نمیخوایم بدیم! اصلا نه جاش هست نه چیز دیگه. اینا بیشتر ترفندهای تبلیغاتیه یا مال آدمهای به شدت دیوونه سرعت و مسابقه! فکر نمیکنم برای من و شما اهمیت چندانی داشته باشی که مثلا یکی از صفر تا 100 چند ثانیه کمتره و حداکثر سرعتش مثلا 350 کیلومتره یا 300 کیلومتر بر ساعت! البته من قبلا به این موارد درمورد تسلا اشاره کرده بودم بخاطر نشون دادن میزان پیشرفت و توانایی این فناوری جدید باتری ها و الکتروموتورهاشون که به حد قابل رقابت و حتی برتر نسبت به اتومبیل های سوخت فسیلی رسیده.

sonixax

من یکی که هیچ وقت این کار رو نمیکنم به خصوص که پشت هر دوتاش نشستم و به جرات میتونم بگم رانندگی با تسلا اصلن حال نمیده.

این احتمال زیاد صرفا عادته. اگر تاحالا فقط ماشین برقی سوار شده بودی و حالا میرفتی اتومبیل بنزینی سوار بشی احتمالا این احساس بعکس بود.
بهرحال من خودم باشم این فکر رو هم میکنم که با خرید تسلا به محیط زیست کمتر آسیب میزنم و به بقا و پیشرفت صنعت اتومبیل های برقی کمکی کرده باشم.

kourosh_iran #۴۷
razi

آنچه نازی ها از مارکس امانت گرفته اند - باغ مخفی

عجب متن پرمحتوی ایه!
اینجاهاش خیلی جالبه:

تا اواسط قرن نوزدهم هیچ کس جسارت به زیر سوال بردن این واقعیت را که ساختار منطقی ذهن بشر غیر قابل تغییر است و در میان تمامی انسان ها مشترک به خود نداده بود. تمامی روابط میان انسان ها مبتنی بر پذیرفتن یک ساختار یک شکل و منطقی است. ما فقط به همین خاطر که به چیزی مشترک در میان تمامی انسان ها یعنی به ساختار منطقی خرد متوسل می شویم است که می توانیم با یکدیگر وارد گفتگو شویم. بعضی انسان ها می توانند عمیق تر اندیشه کنند و افکار خود را پالایش بیشتری ببخشند تا دیگران. انسان هایی وجود دارد که متاسفانه نمی توانند یک جریان استنتاج متشکل از زنجیره ی طولانی استدلال قیاسی را دریابند. اما تا زمانی که انسان قادر به اندیشیدن و تعقیب جریان اندیشه ی استدلالی است، او پیوسته به همان اصول نهایی اندیشه منطقی وابسته می ماند که در تمامی انسان های دیگر نیز به کار بسته می شود.

اینکه میگه «انسان هایی وجود دارد که متاسفانه نمی توانند یک جریان استنتاج متشکل از زنجیره ی طولانی استدلال قیاسی را دریابند» من فکر میکنم به خیلی از مذهبیون میخوره! بارها دیدید که با اینطور افراد بحث میکنیم اول بحث ظاهرا خوب پیش میره و رسیدن به نتیجهء نهایی مورد نظر تقریبا روشن و قطعی بنظر میاد، ولی از یه مرحله ای که رد میشی طرف اصلا انگار قاطی میکنه و هرچی تاحالا بافته بودیم پنبه میشه! من اکثرا خیال میکنم طرف خودش رو زده به اون راه و داره از دروغ و فریب استفاده میکنه و این حرفا، البته گاهی هم متوجه میشم که ظاهرا از نظر مغزی مکانیزمی در درون ذهن اونا دچار شکست شده و کشش و درکشون کم اومده!

انسان هایی وجود دارد که نمی توانند بیش از عدد 3 را شمارش کنند، اما شمارش آنها تا هر جا که از عهده اش برآیند تفاوتی با شمارش دانشمندانی مانند لاپلاس یا گاوس ندارد. هیچ تاریخ نگار یا سیاح گزارشی از انسان های دیگر نیاورده که در میان آنها الف و غیر الف با هم مشابه باشد، یا کسانی که قادر به درک تفاوت میان تایید و نفی نباشند. البته درست است که روزانه مردم اصول منطق را در اندیشه ها و استدلال ها ی خود نقض می کنند، لیکن هر انسانی که استنتاج های خود را به طور کل مورد بررسی قرار دهد می تواند خطاهای خودش را هم پیدا کند.

از آنجا که هر انسانی این واقعیت ها را به عنوان امری مسلم می پذیرد، انسان ها می توانند با هم وارد مباحثه شوند. آنها با همدیگر صحبت می کنند، نامه و کتاب می نویسند. آنها برای اثبات یا رد موضوعاتی تلاش می کنند. همکاری متقابل اجتماعی و فکری میان انسان ها غیر ممکن می بود اگر این قضیه ها به این گونه نمی بودند. ذهن های ما حتی نمی تواند بدون تناقض جهانی را به تصور در آورد که در آن انسان هایی با ساختار های متفاوت منطقی یا با یک ساختار متفاوت از ما زندگی کنند.

با این وجود در مسیر قرن نوزدهم این واقعیت انکار ناپذیر مورد تردید قرار گرفت. مارکس و طرفدارانش ـ مهمتر از همه « فیلسوف پرولتاریایی » Dietzgen ـ این گونه می اندیشیدند و آموزش می دادند که تفکر انسان ها وابسته به جایگاه طبقانی آنها است. آنچه اندیشه ی انسانی را بوجود می آورد نه حقیقت بلکه ایدئولوژی است. منظور از این سخن در فضای مارکسی این است که منافع خودخواهانه طبقه ی اجتماعی که فرد اندیشمند به آن وابسته است خود را در ظاهری مبدل مورد قضاوت قرار می دهد. بنابراین مباحثه در باره ی هر موضوعی با کسانی که در یک طبقه ی اجتماعی دیگری قرار دارند بی ثمر است. ایدئولوژی ها را نباید توسط منطق استدلالی ابطال کرد، بلکه باید آنها را توسط نقد از جایگاه طبقاتی و زمینه ی اجتماعی که به آن تعلق دارند و نویسندگانشان افشا نمود. مارکسیست ها در مورد ارزش های نظریه های فیزیکی بحث نمی کنند، آنها صرفاً منشا « بورژوازی » فیزیکدانها را برملا می سازند.

مارکسیست ها با ظهور خود، پولی لوگیزم را دوباره احیا کردند، زیرا آنها نمی توانند با روش های منطقی نظریه هایی را ابطال کنند که در اقتصاد « بورژوازی » تکوین یافته است یا استنتاج هایی را رد کنند که غیر عملی بودن سوسیالیسم را نشان داده و از این نظریه ها اقتباس شده اند. از آنجایی که آنها نمی توانند به طور منطقی صحت ایده های خود را نشان دهند و یا اشتباه بودن اندیشه های مخالفینشان را، آنها روش های منطقی پذیرفته شده را مردود می شمرند. موفقیت این ترفند مارکسیستی بی همتا است. به این ترتیب آنها اثبات نادرستی انتقاد های منطقی نسبت به پوچی به اصطلاح علم اقتصاد و جامعه شناسی مارکسیستی را بجا آورده اند. فقط به کمک ترفند های منطقی پولی لوگیزم است که دولت گرایی توانسته است در برابر ذهن معاصر مقاومت کند.

پولی لوگیزم ذاتاً چنان مهمل و بی معنا است که نمی تواند بدون تناقض به نتایج اصلی و منطقی که انتظار دارد بینجامد. هیچ مارکسیستی به اندازه ی کافی متهور نبود که تمامی پیامدهایی که نظرگاه معرفت شناسانه اش متضمن آنها بود را بیرون کشد. اصول پولی لوگیزم به این استنباط منجر می شود که آموزه های مارکسی نیز به طور عینی درست نبوده بلکه فقط اظهارت « ایدئولوژیک » هستند. اما طرفداران مارکس این نتیجه گیری را رد می کنند. آنها در مورد آموزه های خود مدعی حقیقت تمام و کمال هستند. از این رو Dietzgen این گونه نظر می دهد که « اندیشه های منطق پرولتاریایی نه ایده های حزبی بلکه پیامدهای یک منطق ساده و ناب هستند ». منطق پرولتاریایی « ایدئولوژی » نیست بلکه منطق تمام عیار است. مارکسیست های روزگار خود ما که عنوان « جامعه شناسی شناخت » را برای تعالیم خود برگزیده اند همان آشفتگی و تناقض ها را به اثبات می رسانند.

این چیزایی هم که میگه بنظر من خیلی شبیه ایده ها و آموزه ها و تفکر ادیان و مذهبی ها میاد چون بنظر میاد اونا هم از خودشون یک نوع عقل و منطق خاص رو تعریف میکنن که برای پذیرش و بقای خود باورهاشون طراحی شده!

sonixax #۴۸
kourosh_iran

32 هزار یورو قیمتشون فرق میکنه. کمه بنظرت؟

تسلا دست دوم! و فراری صفر هست! یعنی وقتی هر دو ماشین صفر باشند تفاوت قیمتی وجود نداره! این رو مد نظر بگیرید.
اینجا شما یک ماشینی بخرید به محض اینکه باهاش حرکت کنید (دست دوم بشه) 20 تا 30% میخوره توی سرش از نظر قیمت.

kourosh_iran

ضمنا اون عددهای ریزتر زیرش که زده برای تسلا مثلا ‎97,059 EUR (net)‎ دقیقا نمیدونم چیه. اختلاف اونم 27 هزار تاست.

قیمتهای نتو (بدون مالیات) و بروتو (با مالیات هستش) . اگر شما خریدار شخصی باشید باید قیمت بروتو رو پرداخت کنید و اگر شرکت باشید یا دلال باشید و ... میتونید 19% مالیات رو ندید و قیمت نتو رو پرداخت کنید.

kourosh_iran

بعد تسلا لیموزین هست و 4 درب و جای 5 نفر داره، درحالیکه اون فراری رودستر 2 درب و جای 2 نفر داره. بنابراین از نظر کاربردی بودن تسلا خیلی بیشتر همه کاره است.

توجه داشته باشید که فراری ماشین اسپورت هست!
اگر بخوایم خارد از مود اسپورتها صحبت کنیم باز هم تسلا جلوی پورشه، رنج روور و ... حرفی برای گفتن نداره! نمونه :

Porsche Cayenne Diesel *PLATINUM-EDITION*KAMERA*PANO*PCM als Geländewagen/Pickup in Hürth (bei Köln)
Porsche Macan S Diesel- kurzfristig & auf Bestellung -6% als Geländewagen/Pickup in Steinebrunn
Land Rover RANGE ROVER SPORT II 3.0 SDV6 HSE AUTO als Geländewagen/Pickup in Paris

تازه اینها ارزون تر هم هستند!!! من تسلا رو با یک سوپر اسپورت مقایسه کردم! نه یک سدان یا شاسی بلند 4 دره! و نشون دادم که تسلا هم قیمت یک سوپر اسپورته - یعنی اصلن ارزون نیست. میخواستم با انواع و اقسام سدانها مقایسه کنم که اصلن از همون اول بحث بسته بود!

این هم دو فروند مازراتی سدان :

Maserati Ghibli Diesel NAVI-KAMERA-KEYLESS-SOUND-20'' als Limousine in Mönchengladbach

Maserati Ghibli Diesel Automatik / Sport / 1. Hand als Limousine in Nettetal

kourosh_iran

بعد تجهیزات جانبی و اینا که زده ظاهرا برای تسلا بیشتره.

اون تجهیزات زیاد مهم نیستند! نه اینکه نباشند! ولی مثلن یک BMW سری 7 با 544 اسب بخار قدرت (تقریبن دو برابر تسلا)، ده برابر این تجهیزات روشه قیمتش هم زیر صد هزار تاست!

BMW 760 iA M-Sport LED B+O HUD Driving MID Cam Keram als Limousine in Bielefeld

خود شما اگر 150 هزار یورو بخوای خرج ماشین کنی چی میخری ؟! بنز و BMW و شورلت و نیسان و فراری و پورشه و آئودی و صدها انتخاب برتر و بهتر رو ول میکنی میری تسلا میخری ؟!
راستی یک چیز جالب! یک فورد ماستنگ سوپر اسپورت (صفر) همش 21 هزار یورو قیمت داره!!!!

Ford 2015 Mustang V6 300hp 3700cc als Sportwagen/Coupé in Miami

یا کامارو صفر همش 40 هزار تا قیمتشه :

Chevrolet Camaro Cpe MT 6.2 V8 Europamod. 2014 als Sportwagen/Coupé in Düsseldorf

لب کلام اینکه خیلی انتخابهای بهتر و ارزونتری وجود داره.

kourosh_iran

قدرت فراری هم درسته که 68 اسب بخاطر بیشتره، ولی فکر نمیکنم این اختلاف خیلی زیاد و سرنوشت سازی در انتخاب باشه (مگر اینکه بخوای مدام توی اتوبان اونم اگر بتونی و جاش باشه و قانونی باشه مسابقه بدی!)،

توی اتوبانهای آلمان که خیلی جاها محدودیت سرعت وجود نداره خیلی سرنوشت سازه!!!

kourosh_iran

و از طرف دیگه فقط قدرت نیست که حداکثر سرعت و شتاب رو مشخص میکنه بلکه به پارامترهای دیگر مثل وزن و غیره هم بستگی داره. اطلاعات راجع به حداکثر سرعت و شتاب اونا رو نزده ظاهرا.

خوب این تسلا وزنش بیشتره! پس حتمن از فراری شتاب کمتری داره! و در اینکه فراری یکی از سریع ترین ماشینهای دنیاست هم که شکی نیست.

kourosh_iran

تازه حالا هرچی بنظر من این اختلافهای کم در عمل چندان اهمیتی ندارن چون مسابقه که نمیخوایم بدیم! اصلا نه جاش هست نه چیز دیگه. اینا بیشتر ترفندهای تبلیغاتیه یا مال آدمهای به شدت دیوونه سرعت و مسابقه! فکر نمیکنم برای من و شما اهمیت چندانی داشته باشی که مثلا یکی از صفر تا 100 چند ثانیه کمتره و حداکثر سرعتش مثلا 350 کیلومتره یا 300 کیلومتر بر ساعت! البته من قبلا به این موارد درمورد تسلا اشاره کرده بودم بخاطر نشون دادن میزان پیشرفت و توانایی این فناوری جدید باتری ها و الکتروموتورهاشون که به حد قابل رقابت و حتی برتر نسبت به اتومبیل های سوخت فسیلی رسیده.

عه!
اختیار دارید برای من یکی خیلی فرق میکنه! من رفتم کامارو خریدم به عشق سرعت! میندازم توی اتوبانهای آلمان 260 تا (بیشتر از این جرات نکردم برم :دی) سرعت میرم حالشو میبرم! خلاف هم نکردم اینش قشنگش میکنه.

kourosh_iran

این احتمال زیاد صرفا عادته. اگر تاحالا فقط ماشین برقی سوار شده بودی و حالا میرفتی اتومبیل بنزینی سوار بشی احتمالا این احساس بعکس بود.
بهرحال من خودم باشم این فکر رو هم میکنم که با خرید تسلا به محیط زیست کمتر آسیب میزنم و به بقا و پیشرفت صنعت اتومبیل های برقی کمکی کرده باشم.

آره خوب این حرف تا حدود زیادی درسته و من مخالفتی باهاش ندارم.
ولی با همه ی اینها من تسلا بخر نیستم 😄 حیف پول نیست خداییش ؟!

Agnostic #۴۹
sonixax

پس میبینیم این سیستم هم نهایتن منجر به نارضایتی عمومی میشود و راه حل دایمی و درست این نیست. به نظر من دولت تنها و تنها باید کمک حال آنهایی باشد که به دلیل بیماری، عقب ماندگی ذهنی، پیری و ... توانایی کار کردن ندارند! و مقدمات کارکردن را برای آنهایی که میخواهند کار کنند فراهم کند. حالا یا با آموزش، یا با تامین بخشی از سرمایه اولیه به صورت وام و ... اینکه شیوه که تو بیکاری من بهت پول میدم برو برای خودت بچر! کار درستی نیست و در دراز مدت تنها و تنها باعث فراری شدن سرمایه و استعدادها از کشور میشود و ضرری جبران ناپذیر به کل سیستم خواهد زد.

گویا در اقتصاد کار باید حساب شده باشد. مثلا همانطور که نمی توان هرچقدر دلمان بخواهد اسکناس چاپ کنیم چون ضرر اقتصادی می بینیم کار هم در کشور چنین است اگر همه بیکاران آلمان بخواعند عملگی کنند اول اینکه برایشان کار نیست دوم اینکه بازار کار خراب و دست زیاد میشه. همیشه درصد قابل توجهی از مردم باید بیکار باشند تا چرخ اقتصاد درست بچرخد. مثلا آلمان نمی تواند با یک دستور n مقدار کار به دلخواه دولت ایجاد کند، هیچ کشوری نمی تواند برای همین مثلا یک دولت در یک کشور مثلا ۱۰۰ میلیونی مثلا در طی ۴سال ۱۰۰ هزار شغل جدید ایجاد می کند کلی تشویقش می کنند.
بیکاران باید حمایت شوند. می بینید که حقوق بیکاری آلمان ۶۵۰ یورو وحقوق کارگر متخصص تازه کار ۵۰۰۰ یورو است. البته من شنیدم برخی از بیکاران دودره بازی می کنند یعنی با حیله خود را بیکار نشان میدهند و کار می کنند مثلا ۱۰۰۰ یورو کار می کندو ۶۵۰ یورو هم بیکاری می گیرد.

Agnostic #۵۰

چرا مزدک اینقدر از کمونیسم طرفداری میکنه؟ در حالیکه بنظر من بر هر عاقلی باید واضح شده باشه که کمونیسم از سرمایه داری بیشتر مشکل داره. البته به شعار و ادعا و ایدهء برابری که خیلی هم خوبه و بخاطر همین کمونیسم خیلی فریبنده است و حتی اوایل مزدک داشت منو هم به سمت کمونیسم متمایل میکرد! ولی در عمل و با تمام جزییات و تحلیل کامل که بررسی میکنی متوجه توخالی بودن اون میشی!
بقول sonixax که میگه مزدک حتی خودش هم به کمونیسم اعتقاد واقعی نداره، پس دلیل اینکه اینقدر ازش دفاع میکنه چیه؟ اصلا من تعجب میکنم چطور چنین شخصی که خردگراست و دانش خوبی داره اینطور شده و این رفتار رو میکنه! مشکوکه! کسی میتونه به من جواب این سوالات رو بده؟ البته من خودم یک تئوری مطرح کردم، و اون اینکه شاید مزدک از/در نظام سرمایه داری لطمهء جدی ای خورده و بخاطر همین (و شاید به اقتضای سن و سال و شرایطش) دچار عقده و برخورد احساسی شده چون نتونسته بر فشار روانی این لطمه غلبه کنه.

درود. من این پست را از تاپیک دیگر نقل کردم و نظرم را در این تاپیک میدم چون مرتبط با این تاپیک است.

۱- در مورد مزدک خود ایشان باید پاسخ دهد

۲- چرا مارکس و بقیه بنیانگزاران کمونیسم را بنیان نهادند؟

الف) از ابتدای صنعتی شدن تا اوایل قرن گذشته دموکراسی پیشرفت کمی داشته. اگر سریالهای ساخت اروپا وامریکارا دیده باشید می بینید کارگران اروپا همگی فقیر بودند و کارخانه داران با ظلم و ستم به آنان سرمایه جمع می کردند. پولداران در رفاه کامل و کارگران در فقر مطلق.

ولز در کتاب ماشین زمان امیدی نشان نمیدهد که کارگران مرفه شوند و پیشبینی کرده بود بعد از چند صد هزار سال بر اثر تکامل پولداران و کارگران دو نژاد متفاوت از انسان بوجود خواهد آمد و...

این بود که تفکرات کمونیستی هواداران زیادی داشت

۳- به علت وجود دموکراسی و لیبرالیسم مبارزه مردم و فیلسوفان حقوق بشر پیشرفت کرد و به مرور زمان از ظلم و ستم بر مردم غیر سرمایه دار کاسته شد که بهترین حالت اقتصادی همان سوسیال دموکراسی اروپا هست. حتی بیکاران از حقوق مادی خوبی برخوردارند.

۴- بخشی از رفاه کارگران امروزی به علت دموکراسی نیست بلکه به علت پیشرفت تکنولوژی و تولید انبوه و ارزان شدن تکنولوژی هست. یعنی یک کارگر ۱۰۰هزار دلار دارایی دارد و صاحب همان کارخانه ۲۰ میلیارد دارایی دارد یعنی ۲۰۰هزار بار بیشتر دارایی دارد و اختلاف دارایی خیلی زیاد است مثل همان ۲۰۰ سال قبل ولی همان کارگر کامپیوتر و تلفن موبایل و تلویزیون و همه امکانات ضروری رفاهی را دارد اما در ۲۰۰ سال قبل این امکانات نبود و کارگران یک خانه داغون و لباس پاره و نان خشکی بیش نداشتند.

۵- همانطور که از نظر شما دفاع مزدک از کمونیست مسخره به نظر میاد دفاع از سیستم سرمایه داری آمریکا هم برای من مسخره است و سیستم سوسیال دموکراسی اروپا را بهتر می دانم.

۶- من گاهی تلویزیون های کمونیستهای ایران را نگاه می کنم. هروقت کانال آنها را می گیرم می بینم دارند حقوق بشر را تبلیغ می کنند. نمی دانم آیا آنها کمونیسم های موجود مثل چین و کره شمال و کوبا را تایید می کنند یا متحول شدند و مثلا چیزی مثل سوسیال دموکراسی اروپا را می خواهند یا اگر هنوز خیلی سخت گیر هستند متحول شدند ولی آرمانشان مثل حکومت سوسیالهای فعلی آمریکای جنوبی است. سوسیالهای آمریکای جنوبی بین سوسیال دموکراسی اروپا و کمونیسم هستند.

۷- در نظام سرمایه داری فعلی هنوز یک نوع تبعیض دیده می شود مثلا سرمایه داران و مدیران بازاریابی و بازرگانی شرکتها میلیاردی ثروت دارند و مدیران فنی و مخترعین شرکتها میلیونی ثروت دارند. زحمت اصلی به دوش دانشمندان و مخترعین است ولی سرمایه داران و مدیران تبلیغات و بازرگانی شرکتها خیلی بیشتر درامد دارند.

۸- می گویند چون بازاریابی و مدیریت نباشد امکان جذب ثروت کلان برای کمپانی نیست پس آنها باید بیشتر ببرند و مخترعین و دانشمندان درصد کمتری ببرند! در پاسخ میتوان گفت می توان با قانون سهم مخترعین و دانشمندان را میلیاردی و سهم سرمایه داران و مدیران بازرگانی را میلیونی کرد. اگر دانشمند اختراعش را می کند و اجبارا به چند میلیون دلار میسازد خب میتوان کاری کرد مدیران بازرگانی و سرمایه داران هم به کمتر غانع باشند.