"Mathematics is a presuppositionless science. To found it I do not need God, as does Kronecker, or the assumption of a special faculty of our understanding attuned to the principle of mathematical induction, as does Poincaré, or the primal intuition of Brouwer, or, finally, as do Russell and Whitehead, axioms of infinity, reducibility, or completeness, which in fact are actual, contentual assumptions that cannot be compensated for by consistency proofs." David Hilbert, Die Grundlagen der Mathematik, Hilbert's program, 22C:096, University of Iowa.
مزدائیک یک دانش اَپیشانگارش است.
برای یافت آن من به خدا نیاز ندارم, چنانکه Kronecker دارد, یا به انگاشتِ هستیِ یک ابزار ویژهیِ کوک شده برای دریافت
مِهاد درهازش مزدائیک نمینیازم, چنانکه Poincaré مینیازد, یا به بینادلیِ نخستینی Brouwer یا سرانجام
به آنچه Russell و Whithead مینیازند, به بنداشتهایِ بیکرانی, فروکاهشپذیری یا فرزامی, که در فرهود
همگی انگاشتهایی نوشتاریک و رُخکردین هستند از آنچه که برهانهایِ سازگاری نمیتوانند پوشش بدهند.
من در خیابانی که "بلال حبشی" نامیده شود علاقهای به قدم زدن ندارم و اگر قرار باشد تمبری که به پاکت میچسبانم تصویر یک تروریست باشد ترجیح میدهم اصلن نامهای ننویسم
ترجمه قسمتی از سخنان نخست وزیر استرالیا خطاب به مسلمانان رادیکال کشور استرالیا :
برای چه کشور مسلمان خود را ترک کرده اید و خدای اسلام خود را آنجا رها کرده اید و به اینجا مهاجرت کرده اید؟ برای آزادی ؟ برای عدالت؟ برای زندگی بهتر ؟ برای عدالت اجتماعی و برابری در برابر قانون این کشور؟ برای امکانات آن در کار و آینده بهتر برای خود و فرزندانتان و برای آزادی آینده آنان؟ پس این ادعای ، برتری نژادی و دینی خود را کنار گذاشته و به چیزهایی که به دست آورده اید یعنی ما به شما داده ایم و هیچگاه نداشته اید احترام بگذارید در غیر اینصورت هر کجا میخواهید بروید.
به همین خاطر است که تند تند لایک و پسندشان می کنی؟!
این گزین گویه ها اندوخته ی چندین سال من هستند. به صورت پراکنده از گوشه کنار جمع آوری کرده ام، از ویکی گفتار گرفته تا کتاب های مختلف و هتا پیش آمده که یک جمله از میان نوشتارهای منتشر شده در فیس بوک یا سایت آقای x یا خانم y برگرفته شده.
یک فایل متنی چند مگابایتی دارم اگر مایل باشید آپلودش می کنم و در اختیارتان قرار می دهم. باشد که رستگار شوید...!
به همین خاطر است که تند تند لایک و پسندشان می کنی؟!
این گزین گویه ها اندوخته ی چندین سال من هستند. به صورت پراکنده از گوشه کنار جمع آوری کرده ام، از ویکی گفتار گرفته تا کتاب های مختلف و هتا پیش آمده که یک جمله از میان نوشتارهای منتشر شده در فیس بوک یا سایت آقای x یا خانم y برگرفته شده.
یک فایل متنی چند مگابایتی دارم اگر مایل باشید آپلودش می کنم و در اختیارتان قرار می دهم. باشد که رستگار شوید...!
همین روزی پنج بار دولا راست شدن جلو قادر متعال که باید به زبان عربی با او وراجی کرد، کافی است تا آدم را تو سری خور و ذلیل و پست و بی همه چیز بار بیاورد.
قانون پو:بدون یک شکلک لبخند یا نشونه ای مشخص از شوخی،غیر ممکن هست که بنیادگرایی رو به طور ریشخند آمیز تقلید کرد،طوری که کسی اون رو با چیز اصلی اشتباه نگیره
معنای ساده:بعضی وقت ها اینقدر یک چیز افراطی و احمقانست که به سختی میشه مسخره ترش کرد! :))
من این زندگی خسته کننده و پر از قید و بند را دوست ندارم. من همیشه دوست دار یک زندگی عجیب و پر حادثه بوده ام. شاید خنده ات بگیرد اگر بگویم من دلم می خاهد پیاده دور دنیا بگردم. توی خیابان ها مثل بچه ها برقصم، بخندم، فریاد بزنم. من دلم می خاهد کاری کنم که نقض قانون باشد
هر چه انسان تر باشیم زخمها عمیق تر خواهند بود . هر چه بیشتر دوست بداریم بیشتر غصه خواهیم داشت . بیشتر فراق خواهیم کشید و تنهایی هایمان بیشتر خواهد شد . شادی ها لحظه ای و گذرا هستند
شاید خاطرات بعضی از آنها تا ابد در یاد بماند اما رنجها داستانش فرق می کند تا عمق وجود آدم رخنه می کند و ما هر روز با آنها زندگی میکنیم .. انگار که این خاصیت انسان بودن است ... !
ادم دوست دارد ; چون دوست دارد , همین! هیچ دلیلی برای دوست داشتن وجود ندارد.
پائولو کوئیلو
به امید فردا روزمان را شب میکنیم و هیچوقت یادمان نمی ماند که فردا همین امروز است. دنبال چیزی می گردیم که نمی دانیم چیست، یا می دانیم و می ترسیم بگوییم . اسمش را گذاشته ایم فردا.
حقیقت انسان به آنچه اظهار میدارد نیست بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار ان عاجز است، بنابراین اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش کن..!!