خدا نه مرکب است, نه جسم است نه مرئیست و نه حال است, نه محل است , نه شریک دارد نه معانی و نه صفات زائد بر ذات دارد و نه به هیچ چیز و هیچ کس نیاز دارد و خلاصه مقامش بالاتر از آنست که اصلا وجود داشته باشد ... صادق هدایت
این واقعیت كه اراده نمیتواند درخواست عقب گرد كند به این معنا نیست كه اراده ناتوان است! این كه خدا_خدارا شكر_مرده است به این معنا نیست كه بودن معنای خود را از دست می دهد! این كه مرگ نزدیك میشود به معنای این نیست كه زندگی بدون ارزش است!
نیچه
+شاید حق با كامو باشد كه میگوید نیچه نهیلیسته ولی به نهلیست بودنش آگاهه و متودش عالیه ولی بعضی نتایجش خلاف متود خودشه!
والاترین خردمندی ان است که هرگز به دیگران این اجازه را ندهید که افق هایتان را به شما بشناسانند. انچه را که به چم کامیابیست بیابید و سپس نگاهتان را به آن بدوزید....
سه گونه خودکامه وجود دارند:
خودکامه ای که بر تن ستم می کند،خود کامه که بر روان ستم میکند و خودکامه ای که بر تن و روان ستم میکند.
اولی نامش پادشاه است
دومی پاپ نامیده میشود
و نام سومی مردم است!
جهانی را تصور کنید که در آن میلیون ها نفر از نوادگان ما همدیگر را به خاطر تفسیر های رقیب از جنگ ستارگان یا ویندوز 98 میکشند! آیا چیزی میتواند احمقانه تر باشد؟! و هنوز این از جهانی که ما در آن زندگی میکنیم احمقانه تر نیست!
اینكه نظری را همه می پذیرند، نمی تواند دلیلی بر درست بودن آن نظر باشد. در حقیقت، با توجه به نادانی اكثریت نوع بشر، امكان نادرست بودن نظری كه همگان آن را می پذیرند بیشتر است تا عكس آن.
من نمیدانستم كه تو را دوست دارم، تا اینكه آن را از زبان خودم شنیدم. برای لحظهای اندیشیدم: "خدایا من چه گفتم؟" و سپس فهمیدم كه آنچه درست است را گفتهام.
طاقت بیار طاقت ، كه پهلوانی جز طاقت نیست .چون تورا شكنجه می كنند باید كه بر ایشان بخندی واگر نتوانی خندید آب دهان بر رویشان بیفكنی. واگر آب دهان نتوانستی افكند ناسزایشان بگویی واگر ناسزا نتوانستی دندان خشم بفشری واگر دندان خشم فشردن نتوانی مباد بنالی كه ایشان از تو همین خواهند .واگر بیش خواهند مبادبگریی كه چون بگریی آنگاه است كه ایشان بر تو بخندند.
اگر خدا وجود داشت دیگر احتیاجی به کشیش و آخوند و خاخام و مسجد و کلیسا و کنیسه نبود. همیشه آنچه مشکوک است تبلیغ لازم دارد. اگر مذهب راست میگفت اینهمه زندان و پاسبان و بیمارستان و تیمارستان و قشون و کینه و جنگهای صلیبی و مذهبی وجود نداشت, زیرا دین و مذهب از ابتدای پیدایش تاکنون جز موجبات بدبختی و تبه روزی مردم را فراهم نساخته و جز دکانداری و آلت خر کردن مردم چیز دیگری نبوده, چه آنکه از پایه و اساس موهوم بود. کدام مذهب است که توانسته باشد پنج دقیقه از شرارت بشر بکاهد؟ برعکس می بینیم همیشه تعصب و خرافات حماقت بشر را برای پیشرفت مقاصد خود دست آویز قرار داده و یک میانجی کشیش یا آخوند لازم دارد که کلاه مردم را به امید بهشت و بیم دوزخ بردارد و به ریششان بخندد!
در طول تاریخ مذاهب "توحیدی" میلیون ها نفر به نام مذهب با یکدیگر جنگیده و به نام خدای مذهبی همدیگر را کشته اند. هر یک از این ها اگر در کشور آن دیگری به دنیا آمده بود به نام خدای او به همین آدم کشی دست میزد.
اگر روح الله خمینی در خانواده ای یهودی متولد شده بود احتمالن به جای آیت الله عظمای قم در سمت خاخام اعظم ارشلیم شمشیر کشی می کرد ، و اگر بنیامین نتانیاهو نیز در خاندانی مسلمان زاده شده بود احتمالن در مقام رهبری حزب الله به سمت یهودیان نارنجک پرتاب می کرد !
کسانی که از نوع عوام نیستند غیر معاشرتی می شوند و هر چه غیرمتعارف تر باشند،کم تر با دیگران می جوشند،به طوری که اگر در انزوای خود بر حسب تصادف به کسی برخورد کنند که در طبیعتش یک تار همگون با خود پیدا کنند،هر قدر کوچک باشد،بسیار شادمان می شوند.زیرا هر کس برای دیگری همان قدر ارزش دارد که دیگری برای او.افرادی که واقعا فکری بلند دارند،مانند عقاب در ارتفاعات بلند،در تنهایی آشیانه می کنند. آرتور شوپنهاور در باب زندگی
آنچه را که محمد به عنوان دین و آیین به پیروان خود داده و به جهانیان پیشکش نموده، اگر نام دین را بر آن نمی گذاشتند ،آدمی چنین می پنداشت که این گفتار مشتی وحشیان جنگل نشین است که به شهر نشینان پیشنهاد کرده اند. زیرا که دین نمی تواند چنین خشن و دور از انسانیت باشد.
دینی که پر از فرمان کشتن و بریدن دست و پا و ربودن و تصاحب زنان مردم باشد و یا دستور غارت دارایی و هستی مردم را بدهد دین نیست ، بلکه فرمانی برای نابودی اندیشه و روان و جسم ِ آدمی است. من دینی این چنین بیدادگر و ستم پیشه ندیده ام.
راست است که این دین از بیابان آمده، بنابراین درخور همان بیابان نشین هاست و جایی در میان مردم متمدن ندارد و نمی تواند داشته باشد
Modernity needs to understand that being rich and becoming rich are not mathematically, personally, socially, and ethically the same thing.
امروزگرایی مینیازد که دریابد پولدار بودن و پولدار شدن مزداهیکانه, خودینانه, همبودانه و اخلاقانه یکی نیستند.
Karl Marx, a visionary, figured out that you can control a slave much better by convincing him he is an employee.
کارل مارکس یک پنداراندیش, دریافته بود که شما یک برده را با متقاعد کردن اینکه کارمند است بسیار بهتر میتوانید کنترل کنید.
The difference between technology and slavery is that slaves are fully aware that they are not free.
دگرسانی میان فندآوری و بردگی اینه است که بردگان سراسر آگاهند که آزاد نیستند.
Conscious ignorance, if you can practice it, expands your world; it can make things infinite.
نادانی آگاهانه, اگر بتوانید بیانجامید اش, جهانتان را میگستراند; میتواند چیزها را ببیکراند.
You are guaranteed a repetition when you hear the declaration “never again!”
یک گارانتی تکرارشدگی دارید زمانیکه میشنوید «دیگر هرگز!».
You can be certain that a person has the means but not the will to help you when he says “there is nothing else I can do.” And you can be certain that a person has neither means nor will to help you when he says “I am here to
help.”
میتوانید دلاستوار باشید که کس در توانش هست ولی نمیخواهد به شما کمک کند هنگامیکه میگوید «کار دیگری از دست من
برنمیاید». و میتوانید دلاستوار باشید که کس نه میتواند و نه میخواهد به شما کمک کند زمانیکه میگوید «من اینجا هستم که کمک کنم».
You never win an argument until they attack your person.
هرگز یک گفتمان را نبردهاید مگر زمانیکه به خود شما میتازند.
The person you are the most afraid to contradict is yourself.
کسی که بیشتر از همه از دوگانگیدن اش (تناقض) میترسید خودتاناید.
To bankrupt a fool, give him information.
برای ورشکستن یک نابخرد, به وی داده بده.
It is as difficult to avoid bugging others with advice on how to exercise and other health matters as it is to stick to an exercise schedule.
همان اندازه که خودداری از پندهای تندرسی دادن به دیگران سخته, چسبیدن به یک برنامهیِ ورزشی نیز سخت است.
آنچه را که محمد به عنوان دین و آیین به پیروان خود داده و به جهانیان پیشکش نموده، اگر نام دین را بر آن نمی گذاشتند ،آدمی چنین می پنداشت که این گفتار مشتی وحشیان جنگل نشین است که به شهر نشینان پیشنهاد کرده اند. زیرا که دین نمی تواند چنین خشن و دور از انسانیت باشد.
دینی که پر از فرمان کشتن و بریدن دست و پا و ربودن و تصاحب زنان مردم باشد و یا دستور غارت دارایی و هستی مردم را بدهد دین نیست ، بلکه فرمانی برای نابودی اندیشه و روان و جسم ِ آدمی است. من دینی این چنین بیدادگر و ستم پیشه ندیده ام.
راست است که این دین از بیابان آمده، بنابراین درخور همان بیابان نشین هاست و جایی در میان مردم متمدن ندارد و نمی تواند داشته باشد
نیچه
این نقل قول از نیچه مال کدوم کتابشه؟ جایی شنیدم که واقعی نیست