ببینید دوستان نمیخوام برگردم سر این قضیه که در قرآن سوره ای بنام جن وجود داره یا آیات زیادی درباره جن گفته شده و اینجا دوستان الان می گویند خرافاته و همانطور که خیلی ها این را گفته اند از کسروی بگیر تا هدایت و خیلی های دیگر...
اما داستان از این قراره: برای تعطیلات نوروز وقتی برای دید و بازدید آشنایان به همدان رفته بودم پسرخاله ام مرا با خودش به یکی از شهرک های اطراف برد و گقت یه بابایی خیلی دوس داشت منو ببینه؟ ما هم بی معرفتی دیدیم که به آنجا سری نزنیم و رفتیم خلاصه خیلی مردمان خونگرم و مهمان نواز و دوسداشتنی ای هم بودند که باور کنید نیمی از جمعیت شهرک از پیر و جوان و بچه جوری با ما رفتار کردند که انگار 50 ساله باهاشون نشست و برخاست داشتم😊
اما نکته عجیب این سفرم جن بود! یه ساختمان پکیده دیدم و پسرخالم بهم گفت اهالی اینجا میگویند چند جن در این ساختمان و خانه بغلیش هست که با جن همان شخصی که دیدار داشتم نسبتی دارند!!! من با حالت تعجب برگشتم به پسرخالم گفتم تو که اینجوری نبودی، عاقل بودی! پسرخالم گفت نمیدونم چی بگم !
خلاصه داستان رو از خود اون پیرمرد و چند پسرش و یکی از دخترانش پیگیر شدم و همگی بدون استثنا گقتند بابا یه زن جنی هم داره و اتفاقن بچه هم ازش داره؟! حتی اهالی آن شهرک به این شخص درویش میگفتند و میگفتند با جن ها در ارتباط است و از روستاهای اطراف برای معاینه پیش آن می آیند و همگی هم جواب میگیرند و اجنه این کارها رو میکردند !
این آدمهایی که من دیدم بسیار شریف بودند و بهشون نمیخورد کلاهبردار و کلاش باشند و پسرخالم و خانواده مادریم هم تایید کردند که مردم درستی هستند و موندم آنجا چه خبره یا همگی اون شهرک مشکل روانی دارند یا همگی دروغگو؟!
ببینید دوستان نمیخوام برگردم سر این قضیه که در قرآن سوره ای بنام جن وجود داره یا آیات زیادی درباره جن گفته شده و اینجا دوستان الان می گویند خرافاته و همانطور که خیلی ها این را گفته اند از کسروی بگیر تا هدایت و خیلی های دیگر...
اما داستان از این قراره: برای تعطیلات نوروز وقتی برای دید و بازدید آشنایان به همدان رفته بودم پسرخاله ام مرا با خودش به یکی از شهرک های اطراف برد و گقت یه بابایی خیلی دوس داشت منو ببینه؟ ما هم بی معرفتی دیدیم که به آنجا سری نزنیم و رفتیم خلاصه خیلی مردمان خونگرم و مهمان نواز و دوسداشتنی ای هم بودند که باور کنید نیمی از جمعیت شهرک از پیر و جوان و بچه جوری با ما رفتار کردند که انگار 50 ساله باهاشون نشست و برخاست داشتم
اما نکته عجیب این سفرم جن بود! یه ساختمان پکیده دیدم و پسرخالم بهم گفت اهالی اینجا میگویند چند جن در این ساختمان و خانه بغلیش هست که با جن همان شخصی که دیدار داشتم نسبتی دارند!!! من با حالت تعجب برگشتم به پسرخالم گفتم تو که اینجوری نبودی، عاقل بودی! پسرخالم گفت نمیدونم چی بگم !
خلاصه داستان رو از خود اون پیرمرد و چند پسرش و یکی از دخترانش پیگیر شدم و همگی بدون استثنا گقتند بابا یه زن جنی هم داره و اتفاقن بچه هم ازش داره؟! حتی اهالی آن شهرک به این شخص درویش میگفتند و میگفتند با جن ها در ارتباط است و از روستاهای اطراف برای معاینه پیش آن می آیند و همگی هم جواب میگیرند و اجنه این کارها رو میکردند !
این آدمهایی که من دیدم بسیار شریف بودند و بهشون نمیخورد کلاهبردار و کلاش باشند و پسرخالم و خانواده مادریم هم تایید کردند که مردم درستی هستند و موندم آنجا چه خبره یا همگی اون شهرک مشکل روانی دارند یا همگی دروغگو؟!
به نظر شما دلیلش چی میتونه باشه ؟
نبود دانش و دقت علمی کافی بعلاوهیِ ترس براحتی چنین باوریهایِ همگانی را ایجاد میکند، نیاز به دروغگویی اهل شهر نیست.
نبود دانش و دقت علمی کافی بعلاوهیِ ترس براحتی چنین باوریهایِ همگانی را ایجاد میکند، نیاز به دروغگویی اهل شهر نیست.
این بابایی که دیدم فقط در حد تعریف جن مطرح نیست داستان خیلی پیچیده تر هستش! اینها بگفتۀ خودشان و تمام اهالی شهرک و اطراف با اجنه ازدواج کرده اند و فرزند هم دارند! اینرا کجای دلم بزارم!😳 از روستاهای اطراف هم برای معاینه کوچک و بزرگ سراغ این درویش می آیند و همگی هم جواب میگیرند و اتفاقن پول یا اقلام کشاورزی در قبالش بعنوان تشکر میپردازند! اینطور که بمن گفته اند: پدر همین شخص هم درویش بوده و بعد از فوت پدر این اجنه به پسر بزرگتر که همین بابا بوده رسیده اند! حتا بمن گفتند می دانستیم داری میای تهیه ناهار دیدیم و باید بمانی و من با تعجب گفتم میخواستم سرزده بیام که زحمتی نشه واستون بمن گفتند به ما خبر رسیده (از طرف همین جن !) اینها از حد ترس یه خورده آنطرف تر هستند! اینطور نیست ؟
این بابایی که دیدم فقط در حد تعریف جن مطرح نیست داستان خیلی پیچیده تر هستش! اینها بگفتۀ خودشان و تمام اهالی شهرک و اطراف با اجنه ازدواج کرده اند و فرزند هم دارند! اینرا کجای دلم بزارم! از روستاهای اطراف هم برای معاینه کوچک و بزرگ سراغ این درویش می آیند و همگی هم جواب میگیرند و اتفاقن پول یا اقلام کشاورزی در قبالش بعنوان تشکر میپردازند! اینطور که بمن گفته اند: پدر همین شخص هم درویش بوده و بعد از فوت پدر این اجنه به پسر بزرگتر که همین بابا بوده رسیده اند! حتا بمن گفتند می دانستیم داری میای تهیه ناهار دیدیم و باید بمانی و من با تعجب گفتم میخواستم سرزده بیام که زحمتی نشه واستون بمن گفتند به ما خبر رسیده (از طرف همین جن !) اینها از حد ترس یه خورده آنطرف تر هستند! اینطور نیست ؟
آری خب در این مورد یکمقدار قضیه پیچیده هست و احتمالا یک شارلاتانی این وسط هست، مخصوصا داستان بچهدار شدن از جن بسیار جالب هست. البته همیشه احتمال وجود پیدیدههایِ عجیب و ناشناخته هست، ولی پراکنده شدن چنین خرافات یا دروغی براحتی میتونه اتفاق بیافته.
آری خب در این مورد یکمقدار قضیه پیچیده هست و احتمالا یک شارلاتانی این وسط هست، مخصوصا داستان بچهدار شدن از جن بسیار جالب هست. البته همیشه احتمال وجود پیدیدههایِ عجیب و ناشناخته هست، ولی پراکنده شدن چنین خرافات یا دروغی براحتی میتونه اتفاق بیافته.
بله خاطر همین بود در پیک نخست گفتم یا همه مشکل روانی دارند یا دروغگو هستند! البته من نان و نمکشون رو خوردم و قصد جسارت بهشون ندارم چون انسانهای بسیار دوست داشتنی و خوبی هستند و همین خوب بودنشان باعث بهمریختگی و شوک من شده! واقعن مانده ام دلیلش چی میتونه باشه!
شک سیستماتیک به این مساله اینجور حکم میکنه که من به عنوان یک شنونده بی طرف، نخست به خودِ شما شک کنم. یعنی من احتمال «درست بودن داستان» شما رو در برابر «نادرست بودن داستان»تون در برابر هم دارم. عقل سلیم با اتکا به استقراء تجربی حکم میکنه که احتمال نادرست بودن (به هر دلیلی) داستان شما بیشتره.
حالا علت نادرستی ممکنه غرض ورزی شما، نفع شما در این داستان، تحت تاثیر دیگران بودن، خوردن عرق بیش از ظرفیت مجاز و ... باشه. مهم نیست علتش چیه. مهم اینه که این احتمال بر نخستینی میچربه.
بنابر این شما هم (اگر دارید راست میگویید) به همین ترتیب باید به سخنان دیگران شک کنید. احتمال نادرستی اون داستان به هر دلیلی بیشتر از درستیش هست. چقدر واقعن احتمال میدید که پسرخاله شما از قبل به دوستانش گفته باشه براتون مهمون میارم؟ آیا اینکه از قبل خبر به اون اهالی رسیده باشه محتمل تر نیست تا اینکه بگیم خبر از غیب براشون رسیده؟
در مورد تکرار یک داستان از دهان تعداد افراد زیاد، این نکته رو در نظر داشته باشید که یک فردِ صاحب نفوذ در جمع میتونه چنین کاری رو انجام بده. کافیه در مسجد اون روستا هر روز صحبت هایی از این دست گفته بشه. خود به خود موضوع اپیدمی و باور پذیر میشه (به خاطر تکرار زیاد).
یکی از موضوعات مشابه این، ادراکات غیرعادی (Extrasensory perception) هستند. فرد مثلن در روزی که نگرانی و دلشوره ای به دلش افتاده ناگهان متوجه میشه که کسی از دست رفته یا دچار مشکل شده. واقعن چه ارتباطی بین اینها میشه از نظر منطقی ایجاد کرد؟ جز «تقارن» و «تعاقب»؟
خلاصه اینکه باور کردن این قضیه، حتا اگر یک شهر هم اونو تکرار و روش تاکید کنند، به اندازه باور کردن داستانی مثل این که «دیدم قطعات لیوان شکسته شده از روی زمین برگشت روی میز و مجددن ساخته شد» از گویندش «کوروش بیخدا» هست بی خردانه و دور از حافظه ی علمیِِ عقل سلیمه.
شک سیستماتیک به این مساله اینجور حکم میکنه که من به عنوان یک شنونده بی طرف، نخست به خودِ شما شک کنم. یعنی من احتمال «درست بودن داستان» شما رو در برابر «نادرست بودن داستان»تون در برابر هم دارم. عقل سلیم با اتکا به استقراء تجربی حکم میکنه که احتمال نادرست بودن (به هر دلیلی) داستان شما بیشتره.
کوروش جان سخنت کاملن درسته، من هم اگر چنین سخنی از کسی دیگر شنیده بودم شاید مانند شما فکر میکردم ولی شوربختانه این داستان عین چیزی بود که بمن گفتند و خودم با گوشهای خودِ خودم شنیدم و البته خودم در آنجا هیچ چیز غیرعادی ندیدم.
حالا علت نادرستی ممکنه غرض ورزی شما، نفع شما در این داستان، تحت تاثیر دیگران بودن، خوردن عرق بیش از ظرفیت مجاز و ... باشه. مهم نیست علتش چیه. مهم اینه که این احتمال بر نخستینی میچربه.
اون "خوردن عرق بیش از حد مجاز" جالب بود😃
تنها نفعی که من از این داستان میبرم فهمیدن دلیل منطقی و درست در پوچی این قضیه هستش. من فقط می خواهم دلیل نادرستی این قضیه رو بفهمم و مطمئنم که جن و پری و اسپاکتی وجود نداره ولی چرا مردم آنجا اینطورند؟ آنهم این آدمهای درست. خب به من حق بده که به قضیه مشکوک شوم! یا اینکه بگویی که این داستان تخیلی خودم هستش و نه جایی رفتم و نه چیزی بمن گفته شده!!! که در آنصورت من به این داستان بیشتر مشکوک میشوم چون هیچکس که نداند خودم که میدونم رفتم و شنیدم!
بنابر این شما هم (اگر دارید راست میگویید) به همین ترتیب باید به سخنان دیگران شک کنید. احتمال نادرستی اون داستان به هر دلیلی بیشتر از درستیش هست. چقدر واقعن احتمال میدید که پسرخاله شما از قبل به دوستانش گفته باشه براتون مهمون میارم؟ آیا اینکه از قبل خبر به اون اهالی رسیده باشه محتمل تر نیست تا اینکه بگیم خبر از غیب براشون رسیده؟
بله من هر احتمالی رو میدم و از واژۀ دروغگو و بیمار روانی هم در پیک های قبلی استفاده کرده ام.
در مورد تکرار یک داستان از دهان تعداد افراد زیاد، این نکته رو در نظر داشته باشید که یک فردِ صاحب نفوذ در جمع میتونه چنین کاری رو انجام بده. کافیه در مسجد اون روستا هر روز صحبت هایی از این دست گفته بشه. خود به خود موضوع اپیدمی و باور پذیر میشه (به خاطر تکرار زیاد).
حتا در این حد که یک شهرک بگویند طرف با اجنه ازدواج کرده و فرزند هم از آن داره؟! کوروش جان می گویند برای معاینه پیش این شخص می آیند! همانطور که قبلش پدرش اینکار رو میکرد.
یکی از موضوعات مشابه این، ادراکات غیرعادی (Extrasensory perception) هستند. فرد مثلن در روزی که نگرانی و دلشوره ای به دلش افتاده ناگهان متوجه میشه که کسی از دست رفته یا دچار مشکل شده. واقعن چه ارتباطی بین اینها میشه از نظر منطقی ایجاد کرد؟ جز «تقارن» و «تعاقب»؟
من خودم به شخصه این قضیه رو با داستان فاتیما که البته داستان فاتیما در مقیاس بسیار بزرگتر هستش و ریچارد داوکینز به آن اشاره میکنه می دانم.
خلاصه اینکه باور کردن این قضیه، حتا اگر یک شهر هم اونو تکرار و روش تاکید کنند، به اندازه باور کردن داستانی مثل این که «دیدم قطعات لیوان شکسته شده از روی زمین برگشت روی میز و مجددن ساخته شد» از گویندش «کوروش بیخدا» هست بی خردانه و دور از حافظه ی علمیِِ عقل سلیمه.
خب همین دیگه یعنی پاسخ منطقی برای رد اینگونه داستانها چه میتونه باشه؟ یعنی شما هم معتقدید یا دروغگو هستند یا مشکل روانی دارند؟
تنها نفعی که من از این داستان میبرم فهمیدن دلیل منطقی و درست در پوچی این قضیه هستش. من فقط می خواهم دلیل نادرستی این قضیه رو بفهمم و مطمئنم که جن و پری و اسپاکتی وجود نداره ولی چرا مردم آنجا اینطورند؟ آنهم این آدمهای درست. خب به من حق بده که به قضیه مشکوک شوم! یا اینکه بگویی که این داستان تخیلی خودم هستش و نه جایی رفتم و نه چیزی بمن گفته شده!!! که در آنصورت من به این داستان بیشتر مشکوک میشوم چون هیچکس که نداند خودم که میدونم رفتم و شنیدم!
البته من منظورم این نیست که شما واقعن دارید دروغ میگید خودتون. منظورم اینه که شک باید از اینجا شروع بشه.
خب همین دیگه یعنی پاسخ منطقی برای رد اینگونه داستانها چه میتونه باشه؟ یعنی شما هم معتقدید یا دروغگو هستند یا مشکل روانی دارند؟
ببینید من اگر جای شما بودم فوضولیم بیش از اینها در این زمینه گل میکرد. نه از این جهت که به این قضیه اعتقاد داشته باشم ها. اتفاقن برعکس. با توجه به تجربه این پیش زمینه در ذهنم هست که این رویدادها نمیتونند راست باشند. بنابر این من تقریبن تردید ندارم که اون آقایون دارند از این مساله سوء استفاده میکنند. ندید بهتون میگم که دارن سودی در این بین میبرند. خوب بود یه مقدار سرتون رو در قضیه میبردید ببینید چه خبره. آیا برای این معاینه که میگید بهش وجهی میدند؟ آیا احترام بیش از حدی بهش میگذارند؟ آیا امتیازی بهش میدند؟ اصلن این معاینه که میگید چیه؟ معاینه پزشکی؟
این بعد بچهدار شدن از اجنه برای من از همه جالبتر هست، احتمالا یک سکسی بوده و یک دختری حامله شده و بابای بچه هم نبوده و این آقا این داستان را برایش ساخته. احتمال دیگر هم این است که یک موجود غیرانسانی هست که اسمپرم تولید میکند و تازه از لقاح اسپرم او با تخمک انسان بچهیِ انسان تولید میشود، طبیعی و سالم مثل باقلوا
البته من منظورم این نیست که شما واقعن دارید دروغ میگید خودتون. منظورم اینه که شک باید از اینجا شروع بشه.
کوروش جان من تعجب میکنم شما تا حالا از این چیزها نشنیدی! در روستاها بخصوص از این قبیل مسائل زیاد گفته میشه و این موردِ داستان ما که دیگه قوز بالا قوز بود.
ببینید من اگر جای شما بودم فوضولیم بیش از اینها در این زمینه گل میکرد. نه از این جهت که به این قضیه اعتقاد داشته باشم ها. اتفاقن برعکس. با توجه به تجربه این پیش زمینه در ذهنم هست که این رویدادها نمیتونند راست باشند. بنابر این من تقریبن تردید ندارم که اون آقایون دارند از این مساله سوء استفاده میکنند. ندید بهتون میگم که دارن سودی در این بین میبرند. خوب بود یه مقدار سرتون رو در قضیه میبردید ببینید چه خبره. آیا برای این معاینه که میگید بهش وجهی میدند؟ آیا احترام بیش از حدی بهش میگذارند؟ آیا امتیازی بهش میدند؟ اصلن این معاینه که میگید چیه؟ معاینه پزشکی؟
من هم به همان دلیلی که شما مدنظرته چندین برابر ظرفیتم فضولی هم کردم و وقتی احساس کردم دیگه ممکنه بهشون بربخوره تمامش کردم.
یعنی خانواده مادریم و یه شهرک برای فریب من هماهنگ شده بودن!!؟
مگر من کی هستم که بخواهند این همه سناریوچینی کنند😃 بله اینجور که همسایه ها و اهالی می گفتند واسه معاینه وجهی خودش دریافت نمیکنه ولی مردم خودشون با توجه به وسعشون وجهی بعنوان تفحه یا محصول کشاورزی میدادند و اینجور که بمن گفتند
برای نمونه چند ماه پیش پسری 12 ساله برای معاینه به همدان و از آنجا به تهران و از آنجا هم به آمریکا برده شده جهت مداوا اما پزشکان جوابش کرده بودن اما وقتی میارنش پیش این درویش خوبش میکنه و همه اهالی آنجا هم این رو روایت میکنند.
البته اینطور که گفته اند مشکل روانی هم خوب میکنه
گویا دوکاره هست هم پزشک هم روانپزشک!😏
اینها دقیقن چیزهایی بود که به من گفته شده و همگی کسانی که اینها رو تعریف کردند آدمهای درستی بودند و در چندجا و چند خانه هم گفته شد.
من در غیرعادی بودن این قضیه شکی ندارم ولی دلیل رد شدن این قضیه و اینکه چه کاسه ای زیر نیم کاسه هست برایم سواله؟!
این بعد بچهدار شدن از اجنه برای من از همه جالبتر هست، احتمالا یک سکسی بوده و یک دختری حامله شده و بابای بچه هم نبوده و این آقا این داستان را برایش ساخته. احتمال دیگر هم این است که یک موجود غیرانسانی هست که اسمپرم تولید میکند و تازه از لقاح اسپرم او با تخمک انسان بچهیِ انسان تولید میشود، طبیعی و سالم مثل باقلوا !!
راسل اصن این قضیه بچه دار شدن رو که که شنیدم داغون شدم! 😱 من دیگه عقلم به جایی نمیرسه! حقیقتش چند روزی بود میخواستم این قضیه رو تو فروم مطرح کنم ولی خجالت میکشیدم دوستان بگن ببین چقدر عقب مانده هستش اما این فکرم رو خیلی مشغول کرده بود واسه رد این قضیه دیگه دل رو زدم به دریا هرکس هرچیزی میخواد بگه😃
من هم جن رو باور دارم یک فال گیری در دوستان هست که همیشه ادعا میکرد موکل یا همون جن داره اونم نه یکی دو سه تا من اول باور نداشتم , چون اشنا بود رفتم چند روز پیشش همینطوری مینشستم میدیدم مشتری که می امد سرش رو میذاشت رو میز و زیر لب صحبت میکرد بعد چشماش و میبست سرش رو میچرخوند و خلاصه یه کارایی میکرد تازه به من گفت هر چی اینجا میبینی و میشنوی فراموش کن! (چقدم که من فراموش کردم!!) بعد بهش گفتم میخوام ببینم اول مخالفت کرد ولی بعد یه بار که کسی نبود بعد از هزار تا قول و غیره قرار شد بهشون بگه به چشم بیان و من دیدم یه ادم خیلی عادی از پشت پرده اومد بیرون و از در خارج شد 🙁 اصن تو همون چند دیقه اتاق جو سنگین و خوف ناکی پیدا کرد هنوز که هنوزه یادش میوفتم یه جوری میشم
ما باید یک موسسه رد باورهای خارق العاده در ایران داشته باشیم،یا چند تا! البته در ج.ا که ممکن نیست مگرنه راحت میشد یه مستند ساخت و از راهش هم اینها رو رسوا کرد و هم پول خوبی به جیب زد!
ما باید یک موسسه رد باورهای خارق العاده در ایران داشته باشیم،یا چند تا!
البته در ج.ا که ممکن نیست مگرنه راحت میشد یه مستند ساخت و از راهش هم اینها رو رسوا کرد و هم پول خوبی به جیب زد!
از این دست مستند ها و فیلم ها که شما میگید زیاد ساخته شده که مثلا اول همه فکر میکنن اونی که بالا دیوار دیدن جن هستش ولی بعد معلوم میشه دختر یا پسر همسایه بوده :|
ولی میدونید چرا این باورها هنوز به قوت خودشون باقی هستن؟ به این خاطر که گروهی این موجودات رو دیدن و حس کردن!
ایزابل بانو من عمیقن به جن باور ندارم و احساس میکنم باید یه اتفاق طبیعی (نه غیر طبیعی) آنجا میوفته. اینرا مطرح کردم چون میخواستم ببینم دوستان اینجا با اینگونه موارد برخورد داشته اند یا نه؟! و اینکه آیا به سرنخی برای حل این معما رسیده اند یا نه؟! و اصن امکان داره همچین اتفاقی افتاده باشه و یا بیفته؟! بر اساس دلیل و مدرک و منطق نه اینکه فقط بگیم خرافاته ولش کن
از این دست مستند ها و فیلم ها که شما میگید زیاد ساخته شده که مثلا اول همه فکر میکنن اونی که بالا دیوار دیدن جن هستش ولی بعد معلوم میشه دختر یا پسر همسایه بوده :| ولی میدونید چرا این باورها هنوز به قوت خودشون باقی هستن؟ به این خاطر که گروهی این موجودات رو دیدن و حس کردن!
سه حالت بیشتر نیست،یا توهم،یا شیادی و یا اینکه واقعا چیزی رخ داده. دو مورد اول همیشه بیشتر هستند،مورد سوم هم به معنای وجود جن نیست بلکه اتفاقی باید بررسی بشه تا ماجرای اصلی مشخص بشه. نکته اینه که ادم ها میتونند خیلی چیزا رو حس کنند،یکی وجود خدا رو حس میکنه،یکی وجود مسیح رو حس میکنه،یکی وجود محمد رو حس میکنه و...با این حال ما میدونیم که حس خالی به تنهایی اثبات کننده چیزی نیست چون کسانی که داروهای توهم زا مصرف میکنند هم خیلی چیزها حس میکنند که واقعی نیستند!
کوروش جان من تعجب میکنم شما تا حالا از این چیزها نشنیدی! در روستاها بخصوص از این قبیل مسائل زیاد گفته میشه و این موردِ داستان ما که دیگه قوز بالا قوز بود.
چرا زیاد شنیدم گرامی. زید مربوطه ازین دست اباطیل خیلی تعریف میکنه. یکبار هم تعریف می کردند که در اصفهان در یک خونه قدیمی بودند و نصف شب با مادرش داشته سبزی پاک میکرده که دیده سیم شارژر موبایل بی علت و بدون هیچ باد و چیزی شروع به تاب خوردن کرده. من این موضوع رو از مادرش هم پرسیدم و تایید کرد. ولی واقعن چه اتفاقی میتونه افتاده باشه؟ چیزی جز خطا در گزارش معجزه؟ شما در برابر گزارشی که معجزه ای رو گزارش میکنه چه نظری دارید؟ دیوید هیوم میگه از اونجا که لازمه معجزه فرو ریختن قوانین و نظام طبیعیه و چنین چیزی وقوش محال به نظر میرسه، بنابر این احتمال خطا در گزارش بسیار بالاتر و منطقی تر خواهد بود.
این نوشتار هیوم رو من روی زندیق قرار داده بودم که در زندیق جدید نیست. در آرشیوم باید بگردم وقتی یافتم براتون میذارم بخونید.
یعنی خانواده مادریم و یه شهرک برای فریب من هماهنگ شده بودن!!؟
من از انگیزه اونها بی اطلاعم. بنابر این شاید خانواده مادریتون و شهرک منهای یک نفر همه گول اون یک نفرو خوردن!
ولی یک کاراگاه اگر بخواد این قضیه رو بررسی کنه به اون بُعد تحفه و وجه پرداختی مراجعین بسیار تاکید میکنه! متوجه هستین دیگه؟
شما همین الانم زنگ بزنید 110، از اونجا که اعضای آگاهی ناجا همگی کله خران و مذهبیون مغز بسته ای هستند که صدتای منو شما به این مسائل باور دارند، ولی باز هم شرط میبندم خواهید دید که میرن طرفو دستگیر میکنند و ته و توهی این قضیه ی «طبیعی و مادی» رو سعی میکنند در بیارند! من و شما که هیچ، خودشون هم به این مسائل باور ندارند آخوندها.
با این حال ما میدونیم که حس خالی به تنهایی اثبات کننده چیزی نیست چون کسانی که داروهای توهم زا مصرف میکنند هم خیلی چیزها حس میکنند که واقعی نیستند!
چند شب پیش کانال GEM داشت کارتون اسکروج رو نشون میداد. اونجا که اولین بار با روح همکار سابقش روبرو میشه و اون ازش میپرسه چرا به حواس خودت اعتماد نمیکنی در جواب میگه چون کوچکترین چیزی میتونه اونو تحت تاثیر قرار بده، همه اینها ممکنه حاصل یک تکه گوشت هضم نشده در معده من باشه.
بعد بهش گفتم میخوام ببینم اول مخالفت کرد ولی بعد یه بار که کسی نبود بعد از هزار تا قول و غیره قرار شد بهشون بگه به چشم بیان و من دیدم یه ادم خیلی عادی از پشت پرده اومد بیرون و از در خارج شد 🙁 اصن تو همون چند دیقه اتاق جو سنگین و خوف ناکی پیدا کرد هنوز که هنوزه یادش میوفتم یه جوری میشم :|
بانو الان این شد اثبات وجود جن 😖 ؟ نمیشه مثلا یه کلکی در کار بوده باشه ؟
در برهان های کیهان شناختی اثبات وجود خدا، سعی بر آنست که با شروع از فهم جهان فیزیکی، ذهن به سوی اراده حاکمی که در پشت این ظواهر پنهان است سوق داده شود. این استدلال ها از حرکات و علل معمولی شروع شده و به ایده محرک بدون حرکت و علت بدون علت می رسند. اما در ادیان الهی تمایلاتی یافت می شوند که از این حد فراتر رفته و معتقد به مداخله خدا در برخی موارد خاص هستند، که می توان آنها را معجزه نامید. ابتدا معجزه ها را به صورت رویداهایی که فاقد هرگونه توضیح منطقی و علمی هستند در نظر خواهیم گرفت. البته همه معجزات از این نوع نیستند، بلکه این موضوع خود به طرح برخی سوال ها دامن می زندولی می تواند نقطه شروع خوبی برای ادامه بحث باشد.
اگر شما در پی اقامه دلیل علیه معجزه باشید، منطقا باید به سراغ فلاسفه ای بروید که دیدگاه تجربه گرایانه دارند؛ زیرا یک تجربه گرا هر چیزی را به تجربه حسی ربط می دهد و معجزه دقیقا چیزی است که این کار در موردش غیر ممکن است.
هیوم مساله معجزه را در کتاب دهم پژوهش درباره فهم آدمی مورد بررسی قرار داده است. استدلال وی چنین است:
برای یک شخص عاقل، میزان اعتقاد به یک موضوع متناسب با شواهد و مستندات تایید کننده است. هرقدر شواهد بیشتر باشد احتمال درست بودن مطلب بیشتر است.
همینطور استناد به دیگران بر اساس میزان قابل اطمینان بودن شهادتشان سنجیده می شود.
او سپس به مساله معجزه بازگشته و یک تعریف ارائه می دهد:
معجزه تخطی از قانون طبیعت است.
اما یک قانون طبیعی نتیجه تعداد بسیار زیادی از مشاهدات است.
از اینرو چنین استدلال می کند:
هر معجزه ای تخطی از قانون طبیعت است؛ و از آنجایی که این قوانین تکیه بر تجربیات روشن و تغییر ناپذیر دارند، اقامه دلیل علیه یک معجزه باید همان کلیتی را دارا باشد که در مورد سایر قوانین طبیعی قابل تصور است. چرا ما محتمل تر می دانیم که همه انسان های روزی می میرند، یا یک طناب نمی تواند به خودی خود در هوا معلق بماند ویا اینکه آتش چوب را می سوزاند و با آب خاموش می شود؟ دلیل آنست که این موارد منطبق با قوانین طبیعت هستند و جلوگیری از آنها نیاز به تخطی از قوانین طبیعی و یا به عبارتی معجزه دارد. اگر چیزی در روال معمولش در طبیعت رخ دهد، بدون شک معجزه محسوب نمی شود. پی آمد طبیعی این گفته آنست که هیچگونه شهادتی برای معجزه کفایت نمی کند مگر آنکه شهادت مذکور به نحوی باشد که احتمال کاذب بودنش به طور معجزه آسایی کمتر از موضوعی باشد که سعی در اثباتش دارد.
به عبارت دیگر، همواره احتمال آنکه در گزارش یک معجزه اشتباه رخ داده باشد بیشتر از احتمال نقض یک قانون طبیعی است؛ چون شواهد علیه معجزه همواره بیشتر از شواهد به نفع آن است.
از نظر هیوم تنها راه قبول یک معجزه آنست که معجزه بزرگتری رخ دهد و آن اینکه یک قانون طبیعی نقض شود. بدین ترتیب عملا او معجزه را انکار می کند، اگر چه با صراحت امکان وقوع آن را منتفی نمی داند. استدلال او به طور ساده اینست که برای فرد عاقل هرگز شواهد کافی برای قبول معجزه نمی تواند وجود داشته باشد.
اساس استدلال هیوم این فرض است (که در ابتدا آن را پذیرفتیم) هر معجزه یک تخطی از قانون طبیعت است، یا دست کم رخدادی است که با سطح فعلی دانش بشری قابل توضیح نیست. اما آیا چنین چیزی لزوما به معنای وقوع معجزه است؟
برای مثال یک سیاه چاله را در میان کهکشان در نظر بگیرید. سیاه چاله مطابق آنچه عموما به آن «قوانین طبیعت» گفته می شود (در چارچوب فیزیک نیوتنی) یک تخطی محسوب می شود (1)، زیرا رفتارش بر خلاف آن چیزی است که انتظار می رود. بنابر این آیا باید آن را معجزه نامید؟ در کل، جواب منفی است و این مساله صرفا یک حالت خاص و نادر است که بررسی آن نیاز به اصلاح و ارتقای علم فیزیک دارد.
حال این سوال مطرح می شود که: چه چیزی معجزه را از یک پدیده نادر و یا استثنایی متمایز می کند؟ در کل، معجزه تلقی شدن یک رویداد، ویژگی دیگری هم لازم دارد و آن وجود گونه ای خواست و هدف مثبت در چارچوب یک طرح است. اگر فردی با همه خطرات مهلکی که وجود داشته است از مرگ نجات یابد، امکان دارد که این اتفاق توسط وابستگان آن شخص معجزه به حساب بیاید. اگر فردی ناگهان بیفتد و بمیرد، از آنجا که در نظر دوستان وی نکته مثبتی در این واقعه وجود ندارد، آن را معجزه نمی نامند. اما از طرف دیگر، برای یکی از بستگان متوفی که سالها از وی بی خبر بوده، و علاقه خاصی هم به شخص متوفی نداشته و دچار مشکل مالی وخیم هم بوده است، دریافت ارثیه غیر منتظره، می تواند این مرگ ناگهانی را یک معجزه جلوه دهد.
به این ترتیب بحث در مورد معجزه به برهان صُنع [برهان نظم] باز می گردد. «آیا یک طرح و هدف کلی بر جهان هستی حاکم است»؟ «و یا در شرایط فوق العاده خاص ممکن است که طرح و هدفی مغایر با طرح و هدف کلی حیات دنبال شود»؟
هر پدیده منحصر به فردی (برای مثال مشاهد یک رخداد در کهکشان ها که قبلا دیده نشده است) را معجزه نمی نامیم. چنین چیزهایی در واقع تخطی از قوانین طبیعی به شمار نمی روند و اصولا مواردی از این دست است که محرک پیشرفت علم، که وظیفه توضیح پدیده ها را بر عهده دارد، می شود. چنین مواردی فاقد آن تمایل و هدفی است که در معجزه یافت می شود.
ممکن است پدیده ای غیر معمول نباشد یا به عبارت دیگر، کاملا دارای توجیه عقلانی باشد اما با وجود این، به دلیل زمان درست وقوعش معجزه تلقی شود. بنابر این برای خویشاوند مذکور که درست در آخرین مهلت سررسید بازپرداخت بدهی سنگینی که ابدا از عهده اش ساخته نبود، ارثیه متوفی را دریافت می کند، معجزه به نظر رسیدن نه به خاطر نفس واقعه بلکه به سبب زمان وقوع آن است.
موردی یا کلی؟
معجزه با استدلال کیهان شناختی و برهان صُنع به گونه ای در تضاد است. نکته اساسی در برهان های مذکور این است که جهان هستی دارای سازمانی است که نشان دهنده یک هدف کلی است. مبنای چنین استدلال هایی نظم و قاعده است، چرا که تنها در سایه نظم و قانونمندی است که احساس وجود طرح و هدف آشکار می شود. اما معجزه، نظم و قانونمندی مستتر در ساختارهای کیهان شناختی را به هم ریخته و نوعی حس غیر قابل پیش بینی و دلبخواهی بودن در درک جهان هستی را تداعی می کند.
به عبارت دیگر:
نمی توان هر دو دیدگاه را تواما داشت؛ یاباید گفت که خدا وجود دارد، چون جهان هستی منظم و شگفت انگیز است و یااینکه بگوییم خدا در تک تک رویدادها دخیل است و جهان مکانی غیر قابل پیش بینی و اعجاز آمیز است. معقول نیست که سعی کنیم در آنِ واحد به هر دوی اینها معتقد باشیم، چرا که هر یک ناقض دیگری است.
اطلاق معجزه به یک پدیده یا رویداد، صرفا به دلیل نادر بودن آن نیست، بلکه از آن روست که تصور می شود دارای ارزش و یا هدف خاصی است.
بانو الان این شد اثبات وجود جن ؟ نمیشه مثلا یه کلکی در کار بوده باشه ؟
اتفاقن چون اصرار بانو از قبل وجود داشته و در اون روز به خصوص برخلاف «همیشه» فرد شیاد قبول به نشان دادن جن مورد نظر کرده، احتمال صحنه سازی بسیار بالا میره.
ایزابل بانو من عمیقن به جن باور ندارم و احساس میکنم باید یه اتفاق طبیعی (نه غیر طبیعی) آنجا میوفته.
اینرا مطرح کردم چون میخواستم ببینم دوستان اینجا با اینگونه موارد برخورد داشته اند یا نه؟! و اینکه آیا به سرنخی برای حل این معما رسیده اند یا نه؟! و اصن امکان داره همچین اتفاقی افتاده باشه و یا بیفته؟! بر اساس دلیل و مدرک و منطق نه اینکه فقط بگیم خرافاته ولش کن !
بله متوجه ام ...
خیلی خوب کاری کردید! چون برای من هم ریشه علمی این باور خیلی سوال هستش
سپاس از این که مطرح کردید 🌹
بانو الان این شد اثبات وجود جن 😖 ؟ نمیشه مثلا یه کلکی در کار بوده باشه ؟
ای بابا! اختیار دارید من کی باشم که بخوام در نزد شما چیزی رو اثبات کنم؟!!؟! :| من در این سایت اصلا یادم میره خودم وجود دارم یا نه چه برسه بخوام وجود موجود دیگه ایی رو ثابت کنم!! من فقط این موضوع رو تعریف کردم تا بگم که فقط ایشون نیستن و کسانِ دیگه ایی هم بودن که جن رو دیدن و حسش کردن! چرا نمیشه؟؟ هر چیزی ممکنِ من در مورد قضیه ایی که پرسپولیس عزیز بازگو کردن نظری ندارم چون هنوز همچین جریانی برای خودم معما هستش این رو هم اضافه کنم از هیچ کس توقع ندارم که حرفم رو باور کنه!
اتفاقن چون اصرار بانو از قبل وجود داشته و در اون روز به خصوص برخلاف «همیشه» فرد شیاد قبول به نشان دادن جن مورد نظر کرده، احتمال صحنه سازی بسیار بالا میره.
اخه مشکل اینجاس که اون فرد شیاد دوست دوران کودکی مادرم هستش و در این مورد نه پولی در کار بود نه قرار بود به این وسیله نفعی ببره!
و از طرفی از قبل هماهنگ نشده بود اون روز خیلی اتفاقی سرش خلوت شد و من ازش خواستم تا بگه به چشم بیان اون هم بعد از کلی اصرار قبول کرد!
خلاصه که من هرچی فکر میکنم میبینم انگیزه ایی نمیتونه داشته بوده باشه برای اینکه سر من گول بماله! 🙁 اصن دچار یاس فلسفی شدم! :| راستش از اون روز دیگه هم جرات نکردم برم اونجا یا بگم باز بهم نشونش بده چون حس خیلی بدی اون لحظه اومد سراغم!
@kourosh_bikhoda بابت مقاله سپاسگزارم💐 من هم دنبال همچین چیزهایی بودم و بخوام بصورت منطقی با این قضیه روبرو بشم.
یعنی میتونیم اینجور بگیم که این داستان جن هم یه جورایی شبیه داستان وجود خداست که اثبات آن بر دوش مدعیان وجودش هستند؟ و به تعبیر هیوم اگر چه با صراحت امکان وقوع آن را منتفی نمیدونه ؟ یا اینکه داستان جن به طور قطع و یقین منتفی هستش ؟
سه حالت بیشتر نیست،یا توهم،یا شیادی و یا اینکه واقعا چیزی رخ داده.
دو مورد اول همیشه بیشتر هستند،مورد سوم هم به معنای وجود جن نیست بلکه اتفاقی باید بررسی بشه تا ماجرای اصلی مشخص بشه.
نکته اینه که ادم ها میتونند خیلی چیزا رو حس کنند،یکی وجود خدا رو حس میکنه،یکی وجود مسیح رو حس میکنه،یکی وجود محمد رو حس میکنه و...با این حال ما میدونیم که حس خالی به تنهایی اثبات کننده چیزی نیست چون کسانی که داروهای توهم زا مصرف میکنند هم خیلی چیزها حس میکنند که واقعی نیستند!
ای وای من چرا پست شما رو ندیدم؟؟ ببخشید دیر ج میدما!
خب در مورده شیادی که چون همونطور که گفتم دوست دیرین مادرم هستن منتفیه!
در مورد توهم هم چرا دروغ؟ از من بعید نیست! :))
ولی من در مورد گزینه 3 موافق! ترم به جون خودم رخ داد
اخه دروغم چیه؟ 🙁
ولی خب یه چیزی رو من بهش باور دارم اون هم اراده انسان هستش راستش یک جو مخوفی تو اتاق بود نور کم و خلاصه فضا طوری بود که ادم میتونس با اراده خودش هر چیزی رو ببینه!
ولی از طرفی هم این موکل ها خیلی چیزها رو جواب دادن برای مثال فال هاش تمام دقیق هستن این خانوم فقط فال قهوه میگیره اون هم برای علاقه ...نه دعا نویسی میکنه نه کاره دیگه ایی میکنه حتی هر کسی رو هم قبول نمیکنه! نیاز به پولشم نداره ... همه اینها باعث میشه که من با خودم بگم اون موجود چیزی نبود جز جن! :|
به نظرم باور پذیری فرد تو این مسائل نقش زیادی داره و اینکه چه قدر مغز رو در اختیار این باور قرار میدیم.کافیه یه فیلم ترسناک بذارید و حسابی غرقش بشید میبینید که تا یک هفته همش توهم دارید ولی همون فیلم رو با کسی ببینید که مدام بین فیلم پارازیت میده و مسخره میکنه ...! منم بچه بودم جن دیدم:)) صد دفعه هم بهشون گفته بودم بچه رو تنهایی نصفه شب توی باغ دستشویی نمیفرستن!!
به نظرم باور پذیری فرد تو این مسائل نقش زیادی داره و اینکه چه قدر مغز رو در اختیار این باور قرار میدیم.کافیه یه فیلم ترسناک بذارید و حسابی غرقش بشید میبینید که تا یک هفته همش توهم دارید ولی همون فیلم رو با کسی ببینید که مدام بین فیلم پارازیت میده و مسخره میکنه ...! منم بچه بودم جن دیدم:)) صد دفعه هم بهشون گفته بودم بچه رو تنهایی نصفه شب توی باغ دستشویی نمیفرستن!!
درود بر شما ایرابانو، سخنتون درسته القائات محیطی که تا سن هفت سالگی در فرد وجود داشته تاثیر همیشگی در ذهن فرد به جا خواهند گذاشت و دیگه هیچوقت درمان نخواهند شد، اثر اونها با روان درمانی یا دارو کم میشه ولی بهبودی کامل حاصل نمیشه! در راس این ترسها زنوفوبیا یا همون ترس از موجودات ناشناخته هست که این نوع ترس دمونوفوبیا (ترس از جن) رو هم در خودش داره، زنوفوبیا, مونوفوبیا (ترس از تنهایی) و آکلوفوبیا (ترس از تاریکی) سه موردی هستند که معمولا برای ترساندن فرد به عنوان تنبیه در کودکی وی از سوی والدین استفاده شده اند. در اینگونه موارد باید به فرد القائاتی داده بشه که اعتماد به نفس اون رو افزایش میده ، گفتن جملاتی مثل هیچ چیز نیست، دروغه، شایعه هستش، نگران نباش من هستم، خیالاتی شدی و ولش کن... در پس زمینه همه این ترسها القائات وجود داره.
پرسپولیس جان ترس یا علاقه؟:)) اونچه که مامیبینیم علاقه به موجودات ناشناخته هست که تو یکسری اجتماعات کوچکتر وجود داره. هر روستا یا شهرستانی معمولا یکی از این شیوخ و دراویش کاربلد داره که معمولامردم بهش اعتماد میکنن و دورش رو میگیرن.این نشون میده که مردم به این دست مسائل علاقه نشون میدن و کارهای خارق العاده و نامعمول توسط موجودات ناشناخته براشون جذابیت داره و از این رو هست که باورش میکنن...
پرسپولیس جان ترس یا علاقه؟:)) اونچه که مامیبینیم علاقه به موجودات ناشناخته هست که تو یکسری اجتماعات کوچکتر وجود داره. هر روستا یا شهرستانی معمولا یکی از این شیوخ و دراویش کاربلد داره که معمولامردم بهش اعتماد میکنن و دورش رو میگیرن.این نشون میده که مردم به این دست مسائل علاقه نشون میدن و کارهای خارق العاده و نامعمول توسط موجودات ناشناخته براشون جذابیت داره و از این رو هست که باورش میکنن...
بله هر ترسی حتمن یک پیش زمینۀ قبلی در فرد داره و در توضیح سخن شما بود که گفتید " صد دفعه هم بهشون گفته بودم بچه رو تنهایی نصفه شب توی باغ دستشویی نمیفرستن!!" اینکه بیشتر مردم به امور فوقالطبیعه(پارانورمال) در ضمیر ناخودآگاه خودشون هم معتقد هستند که شکی نیست. و البته این قضیه ما هم پیچیدگیه عجیبی داره !
ای بابا! اختیار دارید من کی باشم که بخوام در نزد شما چیزی رو اثبات کنم؟!!؟! :| من در این سایت اصلا یادم میره خودم وجود دارم یا نه چه برسه بخوام وجود موجود دیگه ایی رو ثابت کنم!! من فقط این موضوع رو تعریف کردم تا بگم که فقط ایشون نیستن و کسانِ دیگه ایی هم بودن که جن رو دیدن و حسش کردن! چرا نمیشه؟؟ هر چیزی ممکنِ من در مورد قضیه ایی که پرسپولیس عزیز بازگو کردن نظری ندارم چون هنوز همچین جریانی برای خودم معما هستش این رو هم اضافه کنم از هیچ کس توقع ندارم که حرفم رو باور کنه! :)
بانو ، انگار دلت از ما حسابی پر هستا 😬 !!
خب این داستان ها رو منم زیاد شنیدم اما هنوز کسی به ما نگفته این جن چی هست و چه خصوصیاتی داره و تنها کانال شناختی که ما داریم گویا متون دینی هستن ...
یه چیزی تو مایه موسسه جیمز رندی لازم هست برای بررسی ادعای افرادی که میگن با اجنه ارتباط دارن و گرنه تجربه های شخصی به راحتی میتونه آمیخته با القائات ذهنی و محیطی باشه اگر نگیم طرف مقابل شیاد و دروغگو هست
و از طرفی از قبل هماهنگ نشده بود اون روز خیلی اتفاقی سرش خلوت شد و من ازش خواستم تا بگه به چشم بیان اون هم بعد از کلی اصرار قبول کرد!
پس قبولِ نشان دادنِ آقای جن به شما، ربط داره به مهیا بودنِ شرایط برای شخص شیاد. خب با این حال من یک نظریه برای خودم در ذهن دارم: ممکن است طرف برای قانع کردنِ فرد دیگری در اون روز، چنین برنامه ای رو ترتیب داده و اتفاقن سر و کله شما هم پیدا شده و یک تیر و دو نشان. آیا روایت کوروش بیخدا خردپذیرتره یا روایت جن آلود شما؟ 😊
این دو روایت رو ببرید به یک قاضی نشون بدید فکر میکنید کدومشو قبول میکنه؟
یعنی میتونیم اینجور بگیم که این داستان جن هم یه جورایی شبیه داستان وجود خداست که اثبات آن بر دوش مدعیان وجودش هستند؟ و به تعبیر هیوم اگر چه با صراحت امکان وقوع آن را منتفی نمیدونه ؟ یا اینکه داستان جن به طور قطع و یقین منتفی هستش ؟
ببینید پرسپولیس عزیز جانم به قربان شکوه و عظمت باستانیت؛ هیوم اگر با صراحت امکان معجزه رو منتفی نمیدونه علتش این نیست که وقوعش رو «ممکن» میدونه یا «نایاب». علتش اینه که هیوم یک فیلسوف تجربه گراست و چارچوب فلسفی او بهش این اجازه رو نمیده که برهانی یقینی علیه معجزه اقامه کنه. از این بزرگتر، هیوم حتا نمیتونه علیه گزاره ی «فردا خورشید از سمت شرق طلوغ خواهد کرد» هم برهانی اقامه کنه! آیا مساله ای از این واضح تر در زندگی برای من و شما وجود داره که فردا هم خورشید از سمت شرق طلوع میکنه؟ مطمئنم میگید خیر. ولی بنیاد تجربه گرایی برای هیوم چنین احتمالی رو، هرچند ناچیز، در نظر میگیره.
بنابر این اگر برگردیم به مساله خودمون در این جستار، باید بگیم که احتمال وقوع معجزه (یا امری فراطبیعی) به همون مقدار هست که احتمال طلوع نکردن خورشید از شرق. اگر چه هر دو صفرِ مطلق نیستند.
ببینید پرسپولیس عزیز جانم به قربان شکوه و عظمت باستانیت؛ هیوم اگر با صراحت امکان معجزه رو منتفی نمیدونه علتش این نیست که وقوعش رو «ممکن» میدونه یا «نایاب». علتش اینه که هیوم یک فیلسوف تجربه گراست و چارچوب فلسفی او بهش این اجازه رو نمیده که برهانی یقینی علیه معجزه اقامه کنه. از این بزرگتر، هیوم حتا نمیتونه علیه گزاره ی «فردا خورشید از سمت شرق طلوغ خواهد کرد» هم برهانی اقامه کنه! آیا مساله ای از این واضح تر در زندگی برای من و شما وجود داره که فردا هم خورشید از سمت شرق طلوع میکنه؟ مطمئنم میگید خیر. ولی بنیاد تجربه گرایی برای هیوم چنین احتمالی رو، هرچند ناچیز، در نظر میگیره.
بنابر این اگر برگردیم به مساله خودمون در این جستار، باید بگیم که احتمال وقوع معجزه (یا امری فراطبیعی) به همون مقدار هست که احتمال طلوع نکردن خورشید از شرق. اگر چه هر دو صفرِ مطلق نیستند.
قانع شدی عزیز دل برادر؟
درود🌹؛ آخرش، هست یا نیست ! 😃
برای نمونه نظر کسروی در مورد جن گفته: [COPY]آن ﺁﻳﻪ ﻫﺎ{آیه های جن} ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺩﺷﻮﺍﺭﻳﻬﺎﺳﺖ ﻭ ﺑﺎﻳﺪ ﭘﺎﺳﺨﻲ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ. ﺑﻬﺮﺣﺎﻝ ﻧﺘﻮﺍﻥ ﺑﭙﺎﺱ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺴته ها ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻴﺪ. ﻧﺘﻮﺍﻥﺑﺪﺳﺘﺎﻭﻳﺰ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﺟﻦ ﺭﺍ ﭘﺬﻳﺮفت. ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ می ﻧﻮﻳﺴﻢ: ﺁﻓﺮﻳﺪﮔﺎﻥ ﺁﻧﭽﻨﺎﻧﻲ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻧﻴﺴﺘند.[/COPY] ببینید کسروی هم میگه جن وجود نداره حتا برای شما مسلمان عزیز...! و میگه تقصیر ما چیه اینها در این کتاب و کتابهای شیعی و ملایان هم بسط داده شده و آنوقت از ما انتظار دارند ثابت کنیم که وجود ندارند.
این سخن کسروی و خیلی های دیگه هست ولی چیزی که در این جستار دنبالیشیم اینه که آیا امکان وجودش هست یا نیست؟ یعنی در مواجه با این موارد باید به طور قطع بگوییم خیر وجود ندارد و توهمه یا دروغه؟ البته این نکته هم اضافه کنم که پندار جن از دوران باستان بوده و بعدش وارد اسلام شده.
اولِ اول می خواستم ببینم شما مدافع فلسفه تجربه گرایی هستی که از آن زاویه به قضیه جن نگاه میکنی؟ و به ما بگویید كه آیا انسان تصورات و تصدیقات مقدم بر تجربه هم دارد یا خیر؟! تا بعدش من بگویم قانع شدم یا نه .👌
پس قبولِ نشان دادنِ آقای جن به شما، ربط داره به مهیا بودنِ شرایط برای شخص شیاد. خب با این حال من یک نظریه برای خودم در ذهن دارم: ممکن است طرف برای قانع کردنِ فرد دیگری در اون روز، چنین برنامه ای رو ترتیب داده و اتفاقن سر و کله شما هم پیدا شده و یک تیر و دو نشان. آیا روایت کوروش بیخدا خردپذیرتره یا روایت جن آلود شما؟ 😊
این دو روایت رو ببرید به یک قاضی نشون بدید فکر میکنید کدومشو قبول میکنه؟
خب کسی به غیر از من تو اتاق نبود که اخه :| پس نظریه شما رد شد! البته من همینطور که به خواننده پستم حق میدم که باور نکنه این حق رو هم میدم که هر نظریه پردازی در موردش نظر بده! خب قاضی قطعا حرف شما رو راحت تر میپذیره ولی وقتی من ببرمش پیش همون خانوم حرف من رو میپذیره :) ببینید خود من به این خاطر که از بچگی به عجایب علاقه ی زیادی داشتم همیشه دوست داشتم باور کنم که موجودی به اسم جن هست! بزرگ تر که شدم در مورد این قضیه با هرشخصی که فکر میکردم برام جوابی داره در باره اش صحبت میکردم یه سری از افراد که اهل تحقیق و پژوهش بودن قضیه رو خیلی پیچیده میدونستن و از وجود جن در داستان های اساطیری و تواریخ صحبت میکردن! یه سری هم که فقط میخواستن یه جوابی داده باشن و گاها تیریپ روشنفکری بر میداشتن میگفتن نه بابا خرافاتِ و کدوم ادم عاقلی باور میکنه و از پایه به سخره میگرفتن! من چون سری دوم هیچ زمان برام مهم نبودن به تحقیقِ در اصل میدانی خودم ادامه دادم (چون به قول بزرگی در محیط مجازی کمتر حرف پدر مادر دار پیدا میکنی! :) در محیط مجازی فقط یک گشت زدم و عالم واقعیت و مستندات بیشتر استناد کردم ) تا اینکه با این خانوم رو به رو شدم و اون جریانات! بعد از اون هم هیچ دلیلی برای رد این قضیه پیدا نکردم! و هنوز هم دست بر نمیدارم و دنبال این قضیه حالا حالاها هستم و به دوتا پست تفریحیِ اینجام ختم نمیشه :D یعنی هر کس جای من بود دست بر نمیداشت! به خصوص که قدم به قدم نتایج فالی که برام به وسیله همین موکل ها گرفته شد داره درست از اب در میاد!
خب این داستان ها رو منم زیاد شنیدم اما هنوز کسی به ما نگفته این جن چی هست و چه خصوصیاتی داره و تنها کانال شناختی که ما داریم گویا متون دینی هستن ...
یه چیزی تو مایه موسسه جیمز رندی لازم هست برای بررسی ادعای افرادی که میگن با اجنه ارتباط دارن و گرنه تجربه های شخصی به راحتی میتونه آمیخته با القائات ذهنی و محیطی باشه اگر نگیم طرف مقابل شیاد و دروغگو هست !!
اِ وا پیداس چقدر پره؟؟
:))))
نه دوستم فقط متون دینی نیستن در تواریخ هم به طور مستند از این موجودات ناشناخته یاد شده!
همونطور که غربی ها از این موجودات به نام فرازمینی ها یاد میکنند در تاریخ همین مرز و بوم هم از اونها با نامِ از ما بهترون یاد شده! :) انقدری هم این قضیه کش دار بوده!!! که با فرهنگ و خیلی از افسانه های ما درآمیخته! برای مثال قصه معروف حسن کچل و همزادش که جن بود
:)
خب برای شما باورش سخته, درست منم هم به شما هم به دوستان حق میدم! ولی خود من که تجربه اش کردم چی؟ یا کسانِ دیگه ایی که بهشون ثابت شده! خب اگر ما با اینکه تجربه کردیم خودمون حرفمون رو رد کنیم رسما به شعور خودمون توهین کردیم که برادر!!
همونطور که غربی ها از این موجودات به نام فرازمینی ها یاد میکنند در تاریخ همین مرز و بوم هم از اونها با نامِ از ما بهترون یاد شده! :) انقدری هم این قضیه کش دار بوده!!! که با فرهنگ و خیلی از افسانه های ما درآمیخته! برای مثال قصه معروف حسن کچل و همزادش که جن بود :)
خب خرافات همه جا وجود داره و من لفظ "جن" رو گفتم از کتب مذهبی استخراج شده ...
خب برای شما باورش سخته, درست منم هم به شما هم به دوستان حق میدم! ولی خود من که تجربه اش کردم چی؟ یا کسانِ دیگه ایی که بهشون ثابت شده! خب اگر ما با اینکه تجربه کردیم خودمون حرفمون رو رد کنیم رسما به شعور خودمون توهین کردیم که برادر!! :))))
خب ادعا نیاز به آزمایش و بررسی دقیق داره ...
این چیزی که شما تعریف کردی نشونی از جن حتی به روایت از همون کتب دینی هم نمیداد که
من هم جن رو باور دارم یک فال گیری در دوستان هست که همیشه ادعا میکرد موکل یا همون جن داره اونم نه یکی دو سه تا من اول باور نداشتم , چون اشنا بود رفتم چند روز پیشش همینطوری مینشستم میدیدم مشتری که می امد سرش رو میذاشت رو میز و زیر لب صحبت میکرد بعد چشماش و میبست سرش رو میچرخوند و خلاصه یه کارایی میکرد تازه به من گفت هر چی اینجا میبینی و میشنوی فراموش کن! (چقدم که من فراموش کردم!!) بعد بهش گفتم میخوام ببینم اول مخالفت کرد ولی بعد یه بار که کسی نبود بعد از هزار تا قول و غیره قرار شد بهشون بگه به چشم بیان و من دیدم یه ادم خیلی عادی از پشت پرده اومد بیرون و از در خارج شد 🙁 اصن تو همون چند دیقه اتاق جو سنگین و خوف ناکی پیدا کرد هنوز که هنوزه یادش میوفتم یه جوری میشم :|
ببینید شرکت شما در جلسات کف بینی و رمالی تجربه ی جدیدی نیست و خیلی ها این تجربه رو داشتن. مدیوم ها و کتاب نویس های زیادی در ایران هستند که هر کدام در یک شهری یک اسمی برای خودشون در کردند. فال قهوه هم که این روزها مُد شده و دخترهای جوان از مشتری های پر و پا قرصش هستند که سود این فالگیرها رو تضمین میکنند و همه ی این فالگیرها رو ولنجک نشین کردند.
در جلسات فالگیری از یک حقه ی قدیمی استفاده میشه.از قدیم الایام برای برگزاری آیین های مذهبی و ارتباط با خدایان یا بزرگان دین, از خوراندن یا بخور دادن (اسنیف)مواد مخدر گیاهی استفاده میشد. خوراندن یا بخور دادن گیاهانی مثل شاهدانه یا مشتقاتش در شرق و برگ کوکائین یا کاکتوس های مختلف در غرب در این راستا استفاده ی زیادی میشد.
مواد مخدر گیاهی نسبت به مواد صنعتی هنوز هم جایگاه خودشون رو بین فالگیرها و رمال ها و دعانویس ها و مدیوم ها هنوز هم حفظ کردن. خوبی مواد مخدر روان گردان گیاهی نسبت مواد روان گردان صنعتی مثل قرص های آمفتامین و شیشه اینه که که مخدر های گیاهی, توهم لایت و سبکتری نسبت به مواد صنعتی مثل شیشه دارند. فالگیر میتونه افسار مشتری رو مثل افسار اسب بگیره و با خودش به هر جایی ببره.
موادی مثل شیشه, توهم عمیقی داره و مصرف کننده رو در خودش غرق میکنه. ممکنه مشتری حالش بد بشه و حتی بیهوش بهشه. در ثانی مصرف کردنش نیاز به لوازمی داره که باعث لو رفتن داستان پیش مشتری میشه. چون شیشه بخور و اسنیف داره و مشتری خر نیست و میفهمه که فالگیر داره گولش میزنه.
اما قرص های روان گردان که خیلی راحت هم از داروخانه ها تهیه میشن این روزها بین فالگیرها طرفداران زیادی پیدا کردن. این حرف رو رئیس پلیس تهران گفته.
وقتی شما وارد اتاق فالگیر یا رمال یا کتاب نویس یا مدیوم یا هر اسمی که روشون میذاری میشی, باید شما رو خلصه کنه تا بتونه کسشرهایی رو بعنوان حقیقت محض یا اتفاق هایی از آینده به شما بقبولانه که در حالت عادی شما به سختی زیر بار حتی یک دونه از این ادعاها میرید و در حالت عادی بابتش پولی نمیپردازید. بعد از اینکه چیز خور یا بخوری شدید, فالگیر میتونه مثل یک نقاش, تصویر ذهنی مورد نظرش رو برای شما بسازه
این کار یا با خوراندن قهوه تحت عنوان فال قهوه و یا با تعارف چایی و شربت تحت لفظ ها و تعارف هایی مثل اینکه دهنتون رو تر کنید تا نوبتتون بشه و از این قبیل کارها انجام میشه.
اگر بخوان از روش بخور استفاده کنند, شما رو در اتاقی میبرن که تمام در و دیوار و سوراخ سمبه هاش رو بستن و پرده هاش رو کشیدن. این اتاق آماده برای نئشه کردن مشتری هاست. فضای این اتاق مملو از بخار حشیش یا شیشه ست و برای همینه که شما وقتی وارد این اتاق میشید احساس میکنید که فضا و اتمسفر اینجا با بیرون فرق داره و فضای سنگینی داره! این سنگینی فضا دقیقا بخاطر اسنیف کردن مواد مخدریه که در هوای اتاق پخشه و شما اون هوا رو وارد ریه هاتون کردید و الان داره روی مغزتون تاثیر میذاره و شما رو اماده برای فالگیری میکنه. فالگیر در اینجا با بخوری کردن شما و به خلصه بردنتون, القائاتش رو به مغز شما میده و شما هم که نئشه شدید و خودتون خبر ندارید مثل حقیقت ناب اون ها رو قبول میکنید و پول بابتش میدید یا میرید اینور و اونور تبلیغش میکنید.
اون هم با پول های زیادی که از مشتری های زیادش به جیب زده در ازای فروختن توهم به شما, واقعیت رو برای خودش میخره و صاحب خونه و ماشین و زندگی و اقامت کشورهای تاپ دنیا میشه.
ببینید دوستان نمیخوام برگردم سر این قضیه که در قرآن سوره ای بنام جن وجود داره یا آیات زیادی درباره جن گفته شده و اینجا دوستان الان می گویند خرافاته و همانطور که خیلی ها این را گفته اند از کسروی بگیر تا هدایت و خیلی های دیگر...
اما داستان از این قراره: برای تعطیلات نوروز وقتی برای دید و بازدید آشنایان به همدان رفته بودم پسرخاله ام مرا با خودش به یکی از شهرک های اطراف برد و گقت یه بابایی خیلی دوس داشت منو ببینه؟ ما هم بی معرفتی دیدیم که به آنجا سری نزنیم و رفتیم خلاصه خیلی مردمان خونگرم و مهمان نواز و دوسداشتنی ای هم بودند که باور کنید نیمی از جمعیت شهرک از پیر و جوان و بچه جوری با ما رفتار کردند که انگار 50 ساله باهاشون نشست و برخاست داشتم
اما نکته عجیب این سفرم جن بود! یه ساختمان پکیده دیدم و پسرخالم بهم گفت اهالی اینجا میگویند چند جن در این ساختمان و خانه بغلیش هست که با جن همان شخصی که دیدار داشتم نسبتی دارند!!! من با حالت تعجب برگشتم به پسرخالم گفتم تو که اینجوری نبودی، عاقل بودی! پسرخالم گفت نمیدونم چی بگم !
خلاصه داستان رو از خود اون پیرمرد و چند پسرش و یکی از دخترانش پیگیر شدم و همگی بدون استثنا گقتند بابا یه زن جنی هم داره و اتفاقن بچه هم ازش داره؟! حتی اهالی آن شهرک به این شخص درویش میگفتند و میگفتند با جن ها در ارتباط است و از روستاهای اطراف برای معاینه پیش آن می آیند و همگی هم جواب میگیرند و اجنه این کارها رو میکردند !
این آدمهایی که من دیدم بسیار شریف بودند و بهشون نمیخورد کلاهبردار و کلاش باشند و پسرخالم و خانواده مادریم هم تایید کردند که مردم درستی هستند و موندم آنجا چه خبره یا همگی اون شهرک مشکل روانی دارند یا همگی دروغگو؟!
به نظر شما دلیلش چی میتونه باشه ؟
مردم روستا معمولا مردم ساده ای هستند و یک ناخلف بینشون میتونه خیلی راحت از اون ها سوء استفاده کنه.
ممکنه در اون ساختمان خرابه, گنج یا همچین چیزی رو دارن در میارن یا برعکس چیزی رو دارن قایم میکنن و نمیخوان کسی به اونجا نزدیک بشه.
ممکنه اونجا لابراتوار مواد مخدر باشه و میخوان مردم رو از سَرَک کشیدن به کارشون منع کنن.
شاید هم کسی رو اونجا کشتن یا دزدیدن و جنازه ای چیزی رو پنهان کردن.
وقتی همچین چیزیهایی به گوشتون میخوره بی برو برگرد باید اینچنین فکرهایی به ذهنتون خطور کنه. این قبیل اتفاقات امروز خیلی میوفته و عقل حکم میکنه که گوش به واقعیت پشت پرده بدیم نه به جَوی که آدم ها درست میکنن. یعنی باید به اصل ماجرا شک کنید. نه اینکه حرفهای مردم عامه رو باور کنید.
قرار نیست آدمها دروغگو باشند تا چرت و پرت به هم ببافن. آدمها میتونن تحت تاثیر یک یا چند شیاد قرار بگیرن و مثل نوار حرف های اون ها رو تکرار کنند و به این ترتیب ناخواسته اون ها رو به هدفشون نزدیک میکنند.
قانونی وجود داره که میگه همیشه - همیشه- عوام پیرو جو هستند و باید کاری کرد که برعکس کار عوام باشه. این قانون میگه عوام همیشه اشتباه میکنند
درود @Reactor گرامی💐 سخن شما هم مورد تایید من هست چون از این نمونه ها دیده و شنیده ام که در یکی از مضحک تریناش، امامزاده ای بوده که از طرف سازمان اوقاف ساختمان سازی میشه و یه گنبد مانند هم قرار داده میشه و بعد گندش درمیاد که در زیر اون به اصطلاح قبر چند خمره طلا بوده و حسابی آبرو ریزی میشه. یا در شهر مسجدسلیمان منطقه ای دورافتاده و کوهستانی بنام چوب سرخ وجود داره که از قدیم معروف بود جن دارد که در این منطقه تاسیسات قدیمی نفتی هستند و نگهبانان حراست شرکت نفت حاضر به کار دراین منطقه نیستند و به زور دراین محل اعزام و حاضر می شوند و بله اینجا هم پای دلالان نفتی در میان بوده و همچنین در مورد مسجد جمکران در قم بسیار سخنهاست که نیاز به توضیحات مفصل و روشنگری داره.
و اما در مورد موضوع بحث این جستار شما به ضرس قاطع میگی این قضیه نمیتونه نه در انجا و نه هیچ جای دیگر وجود داشته باشه؟ و دلیلتون چی میتونه باشه که این همه آدم مورد اعتماد و راستگو دیده و تایید کرده اند ؟ جز دروغگویی یا توهم زدگی چیزی دیگری هست یا خیر ؟
اما در مورد موضوع بحث این جستار شما به ضرس قاطع میگی این قضیه نمیتونه نه در انجا و نه هیچ جای دیگر وجود داشته باشه؟ و دلیلتون چی میتونه باشه که این همه آدم مورد اعتماد و راستگو دیده و تایید کرده اند ؟ جز دروغگویی یا توهم زدگی چیزی دیگری هست یا خیر ؟
تجربه. حل این موضوعات خیلی ساده هست و شکافت هسته ی اتم نیست که پیچیده باشه. تجربه میگه که هر موقع کسی آستینش رو بالا زده و پاشنه ی کفشش رو خوابونده که ته و توی این دسته ماجراها رو در بیاره به همچین نتیجه هایی رسیده. نه به وجود جن و ارواح و دیو و پری. این جور داستان ها همیشه بعنوان پوششی برای کارهای محرمانه استفاده میشده. همیشه! مثلا بیشتر آثار باستانی ایران در زمان قاجار از کشور خارج شد. در اون زمان ها آثار باستانی ایران بیشتر زیر انبوهی از خاک دفن بود و بصورت تپه هایی روی زمین خودنمایی میکرد که هیچکس نمیدونست زیر اون تپه ها چه گنج هایی خوابیده به غیر از باستان شناسان و دلال های عتیقه! این افراد هم برای اینکه دست زیاد نشه یا مردم جلوشون رو نگیرند به پخش شایعاتی دست میزدن تا محیط رو ترسناک جلوه بدن و برای فعالیتشون خلوت کنند. مثلا دشت پاسارگاد جن داره!
در حالیکه الان ما میدونیم که داستان چیز دیگری بوده و هدف از این کار خارج کردن اشیاء باستانی از کشور بوده.
تجربه میگه پیچیده شدن در حرف های مردم و عوام همیشه شما رو از کشف حقیقت دور میکنه. وگرنه من نمیتونم به شما ثابت کنم جن وجود نداره. این دیگه به میزان درک شما از جهان پیرامونتون و میزان تعقل و میزان اعتقاد به خرافاتتون بر میگرده. وگرنه نه من و نه هیچ کس دیگری نمیتونه به شما حتی ثابت کنه که گودزیلای گیاهخوار پرنده ی چشم بلبلی وجود نداره و این شمای مدعی نوعی هستید که باید ثابت کنید همچین موجودی وجود داره.
یکی از بهترین راه ها برای رسیدن به هدف و کشف حقیقت, استفاده از "تیغ اوکهام" هست
ببینید شرکت شما در جلسات کف بینی و رمالی تجربه ی جدیدی نیست و خیلی ها این تجربه رو داشتن. مدیوم ها و کتاب نویس های زیادی در ایران هستند که هر کدام در یک شهری یک اسمی برای خودشون در کردند. فال قهوه هم که این روزها مُد شده و دخترهای جوان از مشتری های پر و پا قرصش هستند که سود این فالگیرها رو تضمین میکنند و همه ی این فالگیرها رو ولنجک نشین کردند.
در جلسات فالگیری از یک حقه ی قدیمی استفاده میشه.از قدیم الایام برای برگزاری آیین های مذهبی و ارتباط با خدایان یا بزرگان دین, از خوراندن یا بخور دادن (اسنیف)مواد مخدر گیاهی استفاده میشد. خوراندن یا بخور دادن گیاهانی مثل شاهدانه یا مشتقاتش در شرق و برگ کوکائین یا کاکتوس های مختلف در غرب در این راستا استفاده ی زیادی میشد.
مواد مخدر گیاهی نسبت به مواد صنعتی هنوز هم جایگاه خودشون رو بین فالگیرها و رمال ها و دعانویس ها و مدیوم ها هنوز هم حفظ کردن. خوبی مواد مخدر روان گردان گیاهی نسبت مواد روان گردان صنعتی مثل قرص های آمفتامین و شیشه اینه که که مخدر های گیاهی, توهم لایت و سبکتری نسبت به مواد صنعتی مثل شیشه دارند. فالگیر میتونه افسار مشتری رو مثل افسار اسب بگیره و با خودش به هر جایی ببره.
موادی مثل شیشه, توهم عمیقی داره و مصرف کننده رو در خودش غرق میکنه. ممکنه مشتری حالش بد بشه و حتی بیهوش بهشه. در ثانی مصرف کردنش نیاز به لوازمی داره که باعث لو رفتن داستان پیش مشتری میشه. چون شیشه بخور و اسنیف داره و مشتری خر نیست و میفهمه که فالگیر داره گولش میزنه.
اما قرص های روان گردان که خیلی راحت هم از داروخانه ها تهیه میشن این روزها بین فالگیرها طرفداران زیادی پیدا کردن. این حرف رو رئیس پلیس تهران گفته.
وقتی شما وارد اتاق فالگیر یا رمال یا کتاب نویس یا مدیوم یا هر اسمی که روشون میذاری میشی, باید شما رو خلصه کنه تا بتونه کسشرهایی رو بعنوان حقیقت محض یا اتفاق هایی از آینده به شما بقبولانه که در حالت عادی شما به سختی زیر بار حتی یک دونه از این ادعاها میرید و در حالت عادی بابتش پولی نمیپردازید. بعد از اینکه چیز خور یا بخوری شدید, فالگیر میتونه مثل یک نقاش, تصویر ذهنی مورد نظرش رو برای شما بسازه
این کار یا با خوراندن قهوه تحت عنوان فال قهوه و یا با تعارف چایی و شربت تحت لفظ ها و تعارف هایی مثل اینکه دهنتون رو تر کنید تا نوبتتون بشه و از این قبیل کارها انجام میشه.
اگر بخوان از روش بخور استفاده کنند, شما رو در اتاقی میبرن که تمام در و دیوار و سوراخ سمبه هاش رو بستن و پرده هاش رو کشیدن. این اتاق آماده برای نئشه کردن مشتری هاست. فضای این اتاق مملو از بخار حشیش یا شیشه ست و برای همینه که شما وقتی وارد این اتاق میشید احساس میکنید که فضا و اتمسفر اینجا با بیرون فرق داره و فضای سنگینی داره! این سنگینی فضا دقیقا بخاطر اسنیف کردن مواد مخدریه که در هوای اتاق پخشه و شما اون هوا رو وارد ریه هاتون کردید و الان داره روی مغزتون تاثیر میذاره و شما رو اماده برای فالگیری میکنه. فالگیر در اینجا با بخوری کردن شما و به خلصه بردنتون, القائاتش رو به مغز شما میده و شما هم که نئشه شدید و خودتون خبر ندارید مثل حقیقت ناب اون ها رو قبول میکنید و پول بابتش میدید یا میرید اینور و اونور تبلیغش میکنید.
اون هم با پول های زیادی که از مشتری های زیادش به جیب زده در ازای فروختن توهم به شما, واقعیت رو برای خودش میخره و صاحب خونه و ماشین و زندگی و اقامت کشورهای تاپ دنیا میشه.
دستتون درد نکنه این همه انرژی گذاشتید تایپ کردید ولی تمام اینهایی رو که گفتید من در یک فیلم ایرانی دیده بودم!!! قبل از اینکه برم دیدن دوست مادرم همه اینها رو میدونستم! :) پس با خوندنشون نه قانع شدم نه تحت تاثیر :)))
این چیزی که شما تعریف کردی نشونی از جن حتی به روایت از همون کتب دینی هم نمیداد که !!
من اصلا به کتب دینی استناد نکرده و نمی کنم!
و این حرف من دروغ نبود که بخوام با روایات سینکش کنم!
من حقیقت رو گفتم و حقیقت دیدن موجودی شبیه به یک انسان عادی بود که تنها تفاوتش رنگ پوست روشنش بود همین!
ببینید باشه من به حرف شما استناد میکنم و میگم هیچ موجود نا شناخته ایی وجود نداره و من تحت تاثیر خرافات موجود در جامعه و توهم و اینها یه چیزی رو دیدم!
از طرفی میگیم فیلمسازان غربی هم بدون تحقیق فیلم هایی رو در این مورد ساختن که یکی دوتا هم نیستن!
بازم میگیم تمام کتب گذشته اعم از دینی و غیر دینی (نزد مورخین کتب دینی هم برای پژوهش قابل استناد هستن این مورد رو فراموش نکنید) که حرف از موجود نا شناخته یا جن زده شده هم اشتباه کردن و یه چیزی گفتن!
به حرف های شیادین و این کاره ها هم استناد نمیکنیم!
فرهنگ و افسانه ها رو هم میریزیم دور!
حالا شما بیا به یه وسیله ایی غیر از جمله (اینا همش خرافات و دروغ و کلاه برداریِ) به ما ثابت کن که این موجودات هیچ زمان وجود نداشتن!
حالا شما بیا به یه وسیله ایی غیر از جمله (اینا همش خرافات و دروغ و کلاه برداریِ) به ما ثابت کن که این موجودات هیچ زمان وجود نداشتن!
اثبات عدم وجود رد این موارد بی معناست،یعنی رسما نشدنیه!
بسیاری چیزهای ماورایی یا خرافی وجود داره که نمیشه عدمشون رو اثبات کرد،مهم اینه که چرا این چیزها هیچ وقت به صورت دقیق یا علمی اثبات نمیشند!؟(حتی با وجود مواردی مثل جایزه یک میلیون دلاری بنیاد جیمز رندی)وقتی چیزی از راه حسی قابل درک باشه قطعا از راه علمی هم اثبات شدنی باید باشه.
@izabel گرامی برای من جالب هست جدا از بحث بود و نبود جن بدونم تعریف و مشخصات جن در نظر شما چیه؟ مخصوصا که گفتی شاید به آدم فضاییها مرتبط باشه. مثلا چرا فکر نمیکنی شاید اینی که ازش حرف میزنیم در واقع همون دراکولا/خونآشام نیست؟