واپسین روز که درگیری با کاربر Folaani و نامنویسیهایِ وی بوده, دو روز دیگر هم تبلیغات گستردهیِ من و @Anarchy بودهاند که از میان همهیِ
هموندان نامنوشته در این دو روز پُربار, بجز @کافر_مقدس, هیچکدام اینجا نمانده و چیزی ننوشتهاند (با چشپموشی از چند تا پیک پراکندهیِ @khayyam).
به دیگر زبان, در سخنگاه من به تنهایی ⅕≈ همهیِ گفتگوها را نوشتهام!
ولی این دیگر گفتگو نیست, این گفتوگفت است; یا اگر دوست داشتید, گفت و گفت و گفت و گفت و گفت و گفت و ... دیگر خسته شد, نگفت!
اگر بخواهیم آن چند تایی که من نگفته ام را نیز به شمار بیاوریم, خواهیم داشت:
>>> sum(size[:10]) / sum(size)
0.6577690686349007
به سخنی دیگر, ١٠ هموند بالایِ این سخنگاه, بیشتر از ٦٥% همهیِ سخنها را گفتهاند.
از آنجاییکه این روند دلزننده و بیهوده و رویهمرفته چیزی جز یکهگویی و گفتوگفت نیست,
من بجای همیشه رفتنی که گفتم, میایم و بازگشت ام را میاندازم به هنگامیکه:
١- شمار هموندان اینجا دستکم دو برابر شده باشد (١٠٢٤ هموند).
٢- شمار هموندان کنشگر اینجا دستکم دوبرابر شده باشد (از ١٠ تایِ کنونی به ٢٠ تا).
اگر خوانندگان ناشناس این سخنگاه ارجی به این گفتگوها میدادند و برآن شدند که بجای خاموش نشستن و دورادور پاییدن ما (اگر براستی همچو خوانندگان ناشناسی
باشند), درون آمده و در گفتگوها همباز شوند و گامی در راستایِ خرد و دانش و گفتگویِ سازنده بردارند, این دو سامه هم بیگمان برآورده خواهند شد.
اگر این دو سامه برآورده شدند و من نیز همچنان خوشآمد بودم, یکبار دیگر در این سخنگاه
خواهم آمد و نوشت, گرنه که بهتر است کارمایهیِ اندک و زمانِ گرانبها را جایِ دیگر برد و گُسارید.
خب من بالاخره بحث دوستان را با مهربد در این مدت نبودم انجام شده بود رو خواندم.ببین مهربد عزیز همونطور که میدونی من خودم علت اصلی استعفام همین بیعملی ما در دفترچه بود و وقتی این واکنش رو نشون دادم یک امیدم این بود که در اینجا خون تازهای وارد بشه. من بگمونم با اینکه شاید کسی نباشم که اینجا بیشترین تلاش رو برای رونق به اینجا کرده باشم (که نبودم) ولی اشتیاق زیادی به رونق اینجا داشتم و در مورد سرنوشت دفترچه بیشترین کیبردفرسایی رو کردم، الان که نگاه میکنم خیلی از اون چیزهایی که نوشتم هم اشتباه بوده و احساسی بوده و عمق لازم رو نداشته؛ بحث دوستان رو که میخوندم خیلی مطالب بود که بارها گفته شده بود، مثل بحث فبلترینگ و اینکه آیا علت خلوتی اینجا هست یا نه؟ که البته به نتیجهای هم نرسید و خودش این به نتیجه نرسیدن و جلو نرفتن بحث و درک ما خیلی چیزها رو نشون میده.
ببین مهربد جان( @Mehrbod )، من الان فکر میکنم ما اصلا تلاش و آزمون و خطای لازم رو نکردیم. تلاشهایِ انفرادی بوده ولی بدون دقت کافی. البته دوستانی مثل خودت تلاشهایِ جداگانهای داشتند که در موردش فکر هم کرده بودند پیش خودشون تا حدی (خود نبود گفتمان درست دراینباره یکی از مشکلات اصلی ما بوده)، ولی تلاش جدی هماهنگی برای رونق اینجا نشده. بنظر من ما تا خودمون خودمون رو جدی نگیریم نباید هم انتظا داشته باشیم کسی هم ما رو جدی بگیره. ما اینجا هدفمند نبودیم، هنوز بحث ما این هست اینجا که اصلا کاربر بیشتر خوب هست یا بد. هر چه قدر هم دوستان اینجا با علاقه فعالیت کنیم تا خودمون ندونیم چی میخوایم چطور انتظار داریم که اون اتفاق بیافته؟
ما در بخش مدیریت کار خاصی نکردیم، درست هست که کل نکته در آزادی بیان هست، تلاش برای راه انداختن بحث تنها همون تلاش خودت و جناب مزدک بوده و البته تلاش آنارشی برای راه اندختن بحثهایِ اسلامی در اینجا. موفقترآمیزترین اتفاق هم همان استارت بحثها و تالار زنامرد توسط امیر بود که موفقترین اتفاق اینجا بود و گل سرسبد اینجا که اون هم بیشتر از هرچیز مدیون نبوغ فردی امیر بوده تا تصمیم ناموجود مدیریت ما که نشد بالاخره دو خط قانون برای اینجا بنویسم.
و اما پیشنهاد من اینه که اول از همه اینجا (با وجود مشغلهیِ همهیِ دوستان) یک وقتی رو به اینجا اختصاص بدند برای همفکری دربارهیِ راهکارها برای بهتر شدن اینجا، هر دو هفته یا یک ماهی یا دوماهی همهیِ اعضای فعال و علاقمند و مدیران آنلاین بشند و در مورد همین عملکرد بحث کنند. این همه ما اینجا پروژه داشتیم که روی زمین مونده بخاطر عدم تعهد ما و صرف انرژی درست ما برای اینجا (البته چند برابر انرژی لازم رو اینجا با نیت خوب ولی بی هدف اینجا هزینه کردیم).
بعد از اون، تلاش برای دیده شدن اینجا. اگر اینجا تنها مکان ممکن برای گفتگوی آزاد و جدی هست باید بدون خجالت براش تبلیغ کنیم، حالا تبلیغ مستقیم یا غیر مستقیم. تا کسی ندونه اینجا وجود داره قطعا اینجا هم نمیتونه بیاد.
یک نکته دیگه اینکه، من قبلا فکر میکردم ناتوانی ما در حل این مسائل آسان نشونهیِ ضعف ماست، ولی الان من گمان میکنم اینها اتفاقا مشکلات اساسی جامعهیِ امروز فارسی زبان هست و مشکلات هم کاملا مرتبط با مشکلات بزرگ امروز ما، برای همین من گمان میکنم که خیلی جدی و علمی باید به اون نگاه کنیم. من نمیگم اینها قابل حل هستند، شاید راهی برای فرار از این وضع نداشته باشیم ولی من مطمئن هستم که خیلی از راهها هستند که ما حتی امتحان هم نکردیم، همینطور مطمئنم جایزه موفقیت ما قطعا اونقدر ارزش داره که اون راهها رو امتحان کنیم. من البته وضعیتم کمی باهات متفاوت هست، من با اینکه در اینجا خیلی خیلی تلفات داشتم ولی از اینجا خیلی یادگرفتم و برای من خروجی کل مثبت بوده و هنوز هم با وجود سرد شدن بحثها و تمام شدن حرف ما اینطور هست (البته سود منظور من هست، جدا از لذت گفت و گفت و دیدار دوستان)؛ این هست که رویکرد من و تو دربارهیِ اینجا متفاوت باشه، ولی بنظر من بودن و حضور کم (البته تا حدی) در اینجا بهتر از نبودن هست. در جامعه ایران هم تجربه نشون داده تحریم چندان راهکار راهگشایی نیست و خیلی کارمیبره تا بشه منرو به عکس اون باورمند کرد.
به دیگر زبان, در سخنگاه من به تنهایی ⅕≈ همهیِ گفتگوها را نوشتهام!
ولی این دیگر گفتگو نیست, این گفتوگفت است; یا اگر دوست داشتید, گفت و گفت و گفت و گفت و گفت و گفت و ... دیگر خسته شد, نگفت!
اگر بخواهیم آن چند تایی که من نگفته ام را نیز به شمار بیاوریم, خواهیم داشت:
>>> sum(size[:10]) / sum(size) 0.6577690686349007
به سخنی دیگر, ١٠ هموند بالایِ این سخنگاه, بیشتر از ٦٥% همهیِ سخنها را گفتهاند.
از آنجاییکه این روند دلزننده و بیهوده و رویهمرفته چیزی جز یکهگویی و گفتوگفت نیست, من بجای همیشه رفتنی که گفتم, میایم و بازگشت ام را میاندازم به هنگامیکه: ١- شمار هموندان اینجا دستکم دو برابر شده باشد (١٠٢٤ هموند). ٢- شمار هموندان کنشگر اینجا دستکم دوبرابر شده باشد (از ١٠ تایِ کنونی به ٢٠ تا).
اگر خوانندگان ناشناس این سخنگاه ارجی به این گفتگوها میدادند و برآن شدند که بجای خاموش نشستن و دورادور پاییدن ما (اگر براستی همچو خوانندگان ناشناسی باشند), درون آمده و در گفتگوها همباز شوند و گامی در راستایِ خرد و دانش و گفتگویِ سازنده بردارند, این دو سامه هم بیگمان برآورده خواهند شد.
اگر این دو سامه برآورده شدند و من نیز همچنان خوشآمد بودم, یکبار دیگر در این سخنگاه خواهم آمد و نوشت, گرنه که بهتر است کارمایهیِ اندک و زمانِ گرانبها را جایِ دیگر برد و گُسارید.
پارسیگر
مهربد جان در این جدولی که گذاشته ای روبروی نام کاربران به ترتیب تعداد "حروف" نوشته شده و تعداد پیک های کاربران است؟
من چند دلیل به ذهنم میرسه که چرا فروم دفترچه کاربر فعال نداره:
1- نام نویسی در اینجا بسان گذر از هفت خان رستم هست. باور کنید!! کسی که رهگذری می آید و مشتاف میشود که نام نویسی کند اینقدر طول می کشه تا هموندی اش تایید شه که دیگر یادش میره چنین انجمنی بوده. یا اینکه اونو اسپم می پندارند و نام کاربری اش را می زدایند.
2- برخی هموندان اینجا آنچنان دانش و سیطره ای در برخی مباحث دارند که آدمی شرمنده می شود اظهار نظر کند. اینجاست که ترجیح می دهیم تنها خواننده ای خاموش باشیم.
3-موضاعاتی که در این انجمن به آن پرداخته می شود بیشتر شبیه به هم هستند و گاهی این یکنواختی حوصله بر است.
با این حال من بیش از یکسال یکی از خوانندگان خاموش شما بودم، امیدوارم ازین پس کاربر فعال و پر کنش اینجا شوم. 😊 به امید روزهای بهتر
1- نام نویسی در اینجا بسان گذر از هفت خان رستم هست. باور کنید!! کسی که رهگذری می آید و مشتاف میشود که نام نویسی کند اینقدر طول می کشه تا هموندی اش تایید شه که دیگر یادش میره چنین انجمنی بوده. یا اینکه اونو اسپم می پندارند و نام کاربری اش را می زدایند.
پیشتر بسیار ساده بود و حتا نیاز به تائید هم نداشت! برخی افراد با رفتار و عملکردشون باعث شدند چنین تصمیمی گرفته بشه تا کیفیت فدای کمیت نشود.
2- برخی هموندان اینجا آنچنان دانش و سیطره ای در برخی مباحث دارند که آدمی شرمنده می شود اظهار نظر کند. اینجاست که ترجیح می دهیم تنها خواننده ای خاموش باشیم.
👏
آفرین. به نظر من این مهمترین مشکل هست. تا اینجا یک کاربر مخالف تاپیکی باز میکنه، دوستان به صورت دسته ای حمله میکنند سرش و طرف بعد از جمع و جور کردن ون بحث به طرزی آبرومندانه، دیگه فرار میکنه و پیداش نمیشه.
آفرین. به نظر من این مهمترین مشکل هست. تا اینجا یک کاربر مخالف تاپیکی باز میکنه، دوستان به صورت دسته ای حمله میکنند سرش و طرف بعد از جمع و جور کردن ون بحث به طرزی آبرومندانه، دیگه فرار میکنه و پیداش نمیشه.
مجبور نیستید که حتمن پاسخ بدید. وقتی یکی دو نفر دارند باهاش بحث میکنند من خودم در این مواقع کنار مینشینم. نمونش بحث های آنارشی با دوست خوب مسلمانش که اسمشم یادم نمیاد.
👏 آفرین. به نظر من این مهمترین مشکل هست. تا اینجا یک کاربر مخالف تاپیکی باز میکنه، دوستان به صورت دسته ای حمله میکنند سرش و طرف بعد از جمع و جور کردن ون بحث به طرزی آبرومندانه، دیگه فرار میکنه و پیداش نمیشه.
کوروش جان حمله که نه، میکُشند طرف رو 😷 و البته توهین کردن ها و به انحراف کشیدن جستار اثر بیشتری در بحث ها داره و باعث میشه دیگران دلسرد بشن و در بحث ها شرکت نکنند .ناگفته پیداست که این جور بحث کردن به هیچ جا نمیرسه. ببینید من داوری اخلاقی به موضوع نمیکنم آیا بد است یا... یه کاری هست آدم انجام میده یه کاری هم هست انجام نمیده ولی اینکه خودمون قانون بذاریم و خودمون هم قانون رو نقض کنیم کار صحیحی نیست !
ببینید در مورد حمله و شدت بحث من فکر میکنم قضیه کمی پیچیده هست. یک موقعی نبود همین بحث سفت و سخت باعث خلوتی میشه، تحویل نگرفتن باعث پریدن میشه. این هم بخاطر ماهیت سیاسی بحثهایِ اینجاست بیشتر، در بحث فلسفی امکان چنین اتفاقاتی کمتر هست، ولی خب نیست. من خودم بحث مستدل و منطقی رو دوست دارم که احساسات بعنوان چاشنی هست و باعث نابودی بحث نمیشه. ولی در تعداد معدودی از کاربران چنین چیزی رو دیدم. یک نکتهیِ دیگه هم همونطور که مهربد آورد اینکه که کل کاربرانی که این حملهها رو کردند اکثر مطالب اینجا رو هم نوشتند. یعنی بخش زیادی از مطالب اینجا «حمله» بوده.
بنظر من راهکار تنها اینه که بحثها تا جای ممکن شخصی نشه. در این مورد واضح هست که اشتباه کردیم و کلکل نباید از کنترل خارج بشه البته راهکارش بیشتر از اینکه برخورد قانونی باشه همون رعایت خودمون هست. ولی این باز یعنی چند کاربر بخش قابلی از بحثها رو میکنند که میتونند بحث رو کنترل کنند و این با اینکه برای راه اندختن خوب هست ولی راهکار چرخیدن یک انجمن نیست. یکمقدار هم به کاربر تازه وارد فرصت داده بشه با با محیط اینجا آشنا بشوند. بیشتر از این دخالت نباید بشه که اثر معکوس داره. یکمقدار هم کفهیِ بخش بحثهایِ غیرسیاسی سنگینتر بشه خود به خود درست میشه کار ولی این لازمش این هست که در هر موضوعی بیش از حد بحرانی کاربر متخصص داشته باشه که بتونند بحثهای غیر سیاسی بازتولید کنند. لازم هم نیست بحثهای خیلی عمیق فلسفی باشه، همون بحث سیاسی هم علت اینکه کارش به اینجا میکشه فضای سیاسی جامعهیِ ایران بطر کلی هست که امکان گفتگو ندارد وگرنه اون هم اینطوری نمیشد.
راسل گرامی سخن شما درسته و به نظر من کاربری که نمیتونه در بحثی کنترلِ احساسات داشته باشه همان بهتر که در بحث شرکت نکنه (کاری بحق بودن یا نبودن سخنش ندارم).
راسل گرامی سخن شما درسته و به نظر من کاربری که نمیتونه در بحثی کنترلِ احساسات داشته باشه همان بهتر که در بحث شرکت نکنه (کاری بحق بودن یا نبودن سخنش ندارم).
چاشنی بحث به خصوص انواع سیاسی یا مذهبیش تند حرف زدنه کسی که تحمل حرف تند شنیدن و به قول دوستان حمله رو نداره اصلن بهتره وارد چنین بحثهایی در هیچ کجای دنیای مجازی و واقعی نشه! معلومه من به کسی که در یک بحث برای خامنه ای نوشابه باز کند باج نمیدهم و صاف در همان خط اول میزنم برجکش را میاورم پایین و باید انتظار همین برخورد رو هم از طرف وی داشت.
چاشنی بحث به خصوص انواع سیاسی یا مذهبیش تند حرف زدنه کسی که تحمل حرف تند شنیدن و به قول دوستان حمله رو نداره اصلن بهتره وارد چنین بحثهایی در هیچ کجای دنیای مجازی و واقعی نشه!
معلومه من به کسی که در یک بحث برای خامنه ای نوشابه باز کند باج نمیدهم و صاف در همان خط اول میزنم برجکش را میاورم پایین و باید انتظار همین برخورد رو هم از طرف وی داشت.
خب دشواری اینجاست که شما کوچکترین انتقادی را تاب نمی آورید و هیچگاه حق را به طرف مقابل نمی دهید. چه بسا بارها پیش آمده که در بحث مغلوب شده اید و برجکتان پایین آمده ولی کماکان از رو نرفته و با فرافکنی و هوچی گری بحث را به بیراهه برده اید!
شما به گمان خام خود در کل کل دست برتر را دارید، ولی غافل از این هستید که دست بالای دست بسیار است!
خب دشواری اینجاست که شما کوچکترین انتقادی را تاب نمی آورید و هیچگاه حق را به طرف مقابل نمی دهید. چه بسا بارها پیش آمده که در بحث مغلوب شده اید و برجکتان پایین آمده ولی کماکان از رو نرفته و با فرافکنی و هوچی گری بحث را به بیراهه برده اید!
زرشک! برجک ما هرگز پایین نیامده اخوی و اصولن زده ایم برجک ترکانده ایم. همین عصبانیت های گاه و بیگاه شما خود نشان از ترکیدن برجکتان میدهد.
چاشنی بحث به خصوص انواع سیاسی یا مذهبیش تند حرف زدنه کسی که تحمل حرف تند شنیدن و به قول دوستان حمله رو نداره اصلن بهتره وارد چنین بحثهایی در هیچ کجای دنیای مجازی و واقعی نشه! معلومه من به کسی که در یک بحث برای خامنه ای نوشابه باز کند باج نمیدهم و صاف در همان خط اول میزنم برجکش را میاورم پایین و باید انتظار همین برخورد رو هم از طرف وی داشت.
میلاد جان همۀ آدمها که دنبال جنجال و هیجان نیستند و اینطوری برخورد کردن اصلن هم جالب و منصفانه نیست و هیچ سودی هم نداره و البته در تناقض با قوانین همین فروم ! قانون حرف اول رو در یک جامعه ی متمدن می زنه.
میلاد جان همۀ آدمها که دنبال جنجال و هیجان نیستند و اینطوری برخورد کردن اصلن هم جالب و منصفانه نیست و هیچ سودی هم نداره و البته در تناقض با قوانین همین فروم ! قانون حرف اول رو در یک جامعه ی متمدن می زنه.
خوب کسی که دنبال جنجال نیست در بحثهای جنجالی شرکت نمیکنه! وقتی شما وارد یک بحث سیاسی یا مذهبی یا تریپ فن بازی و این حرفها میشید یعنی خودتون رو درگیر جنجال کردید. اینجا خوب تاپیکهای دیگه ای هم داره مثل معرفی فیلم و بازی و پاتوق و ... خوب شخصی که دنبال جنجال و بحث و دعوا نیست میره اونجا. شما باید تا کنون متوجه شده باشید که حتا دوستان قدیمی در اینجا در مباحثی که پیش میاد دوستی و تعارف و مراعات و این حرفها رو میذارند کنار ولی در عین حال دوستیشون هم با هم سر جاشه و تمام قشنگی این محیط به همینه.
خوب کسی که دنبال جنجال نیست در بحثهای جنجالی شرکت نمیکنه! وقتی شما وارد یک بحث سیاسی یا مذهبی یا تریپ فن بازی و این حرفها میشید یعنی خودتون رو درگیر جنجال کردید. اینجا خوب تاپیکهای دیگه ای هم داره مثل معرفی فیلم و بازی و پاتوق و ... خوب شخصی که دنبال جنجال و بحث و دعوا نیست میره اونجا. شما باید تا کنون متوجه شده باشید که حتا دوستان قدیمی در اینجا در مباحثی که پیش میاد دوستی و تعارف و مراعات و این حرفها رو میذارند کنار ولی در عین حال دوستیشون هم با هم سر جاشه و تمام قشنگی این محیط به همینه.
شوربختانه دو نوشتهای که روی آنها کار میکردم را ایدون نمیتوانم بپایانم و کارشان را به آیندهیِ دورتر میافکنم.
در این چند روزه سخنها و گفتههایِ فراوانی زده شدند و نگرشهایِ ارزشمندی به دست آمدند.
در برآیندِ اندیشه در همهیِ آنها من به درستی کار ام در رفتن همچون گذشته دیگر نمیباورم, نگرش من میشاید و میتواند نادرست
باشد و کوششها و رنجههایی که در این سخنگاه ریختهایم را شاید نباید بهمین آسانی همچون من رها نمود; با این همه,
با افمارشِ من, زمان و کارمایه ام میبایستی بیشتر در ساماندهیِ زندگی آشفتهیِ خود ام هزینه شوند تا روشنگری
برای چند خوانندهیِ ناشناسی که اینجا را شاید امروز نیم نگاهی بیندازند یا در آیندهیِ دور شاید بزند و بخوانند.
یک نکتهای را آرَش نازنین جایی به شوخی دربارهیِ من گفت, ولی بیشتر از این نمیتوانست بازگویندهیِ فرهود باشد:
undead_knight
مغز باینری! شما گویا نمیتونه دست از ...
این براستی یکی از ایرنگهایِ من است که مغزی دودوئین دارم که
یا در کاری سراپا هستم, یا از بیخ نیستم و میان ایندو برایِ من باشنده نیست.
در این میان آری, میتوان سخنگاه خوبی برای گسترش راههایِ سودمند دختربازی ب.ن. داشت, بویژه اکنون که
بازیکنی چون @امید اینجاست, ولی این گرهی از دشوارهایِ سُتُرگ هومنی (آنچه مرا میاندیشاند) نخواهد گشود.
گفتمانهایِ مردستیزی و پدافند از حقوق مردان هم در جای خود ارزشمند هستند, ولی برگزیدگی آنچنانی ندارند.
گفتمانهایِ فلسفیک و فرنودین اینجا هم دیرزمانیست رو به مرگ رفتهاند, چه که اگر
بودند هم از روی همگونی بسیار بالایِ هموندان کنونی, راه به جایِ چندانی نمیبردند.
گفتمانهایِ پارسیگویی هم بیشتر برای بهکرد اندیشه خوب هستند, ولی مِهندی و برگزیدگی آنچنانی ندارند.
پس, چُنانکه پیشتر هم نوشتم, در آیندهیِ بسیار کم گرایند که اینجا
پرکاربر شده بود و من نیز همچنان خوشآمد بودم, باز خواهم آمد.
درستی یا نادرستیِ کنش مرا نیز بیگمان تنها زمان (سرور زوروان!) روشن خواهد نمود.
تا آن هنگام ولی, میدانم زمانِ گفتن در زندگی ام به سر آمده و زمانِ کردن فرا رسیده.
در این راستا, در گسترش و بهکردِ PN2 همچُنان خواهم بود و دوستان هم که در فیسبوک و دیگر جاها نشانی مرا دارند.
میاُمیدم برای همهیِ دوستان و یاران این سخنگاه که راه بس درازی را نیز با
هم پیمودهایم, که در دستیابی به آماجْـها و آرمـانهایِ خوب زندگی اتان همگی کامیاب باشید (;
حقیقتش من هم نمیدونم چی بگم، من هم تا حدی با این رویکرد افراطی/صفر و یک بسیاری مواقع موافقم. من تنها امیدوارم (مطمئن نیستم) رویکرد یک در اینجا درستتر باشد تا صفر. مشخص هست که در زندگی هدف و راه زیاد هست و هیچکس مثل خود فرد نمیتواند در مورد انتخاب در آنها تصمیم بگیرد (هر چند من در اولویتها به تو حق میدهم مهربد جان). با همه اینها عمیقا دوست دارم و حتی تا حدی امیدوارم که این جدایی هم زودگدر باشد و هم در زندگی مشکلات دست و پاگیر (و نه چالشهایِ موجب شکوفاییات) کمتر شود و امیدها هم برای آزادی و خردگرایی بیشتر شود تا شاهد بودن دوبارهات در اینجا باشیم مهربد جان.
در این میان آری, میتوان سخنگاه خوبی برای گسترش راههایِ سودمند دختربازی ب.ن.[١٥] داشت, بویژه اکنون که بازیکنی چون @امید اینجاست, ولی این گرهی از دشوارهایِ سُتُرگ[١٦] هومنی[١٧] (آنچه مرا میاندیشاند) نخواهد گشود.
صغری و کبری چیدنهای دوستان مبنی بر صفر و صدی کردن سخنگاه و... شما را اینجا نگه نمیدارد، گویی تصمیمتان را با جدیت اتخاذ کردهاید. اما گرامی برای من همکلامی با رفیقی چون شما مایهی خرسندی و رضایت است. امیدوارم زودتر بازگردید و رسم رفاقت را بجای آورید، دستکم گهگداری محفل رفقا را به حضور خود گرم کنید، مطمئنا ما از دیدار شما خوشحال میشویم. 💐
چاشنی بحث به خصوص انواع سیاسی یا مذهبیش تند حرف زدنه کسی که تحمل حرف تند شنیدن و به قول دوستان حمله رو نداره اصلن بهتره وارد چنین بحثهایی در هیچ کجای دنیای مجازی و واقعی نشه! معلومه من به کسی که در یک بحث برای خامنه ای نوشابه باز کند باج نمیدهم و صاف در همان خط اول میزنم برجکش را میاورم پایین و باید انتظار همین برخورد رو هم از طرف وی داشت.
تمام دوستانی که وارد مباحث سیاسی یا مذهبی میشوند سخننشان را تند بیان نمیکنند اتفاقا گاهی برخی سخنهایی که با تندی همراه ست همانند طبلی ست تو خالی که فقط صدایی بلند از او شنیده میشود کاربرانی که تحمل مباحث تند را ندارند احتمال میرود هنوز آغاز راه هستند و هنوز با نوع گفتگو آشنا نیستند همه که از مادر چنین زاده نشدید در این راه تجربه آموختید و چه بسا تندی دیگران بر شما،باعث روحیه ی اینچنینی در شما شده انان نیز به مرور خواهند آموخت برج پایین اورند و مراقب برجکهای خود باشند و این تازه کاری را میتوان همان ابتدا تشخیص داد وقتی متوجه میشوید مخاطب شما هنوز اول راهش ست دلیلی ندارد به یکباره او را مورد هدف قرار دهید و دودمانش را به باد وقتی اوایل با او راه بیایید و او را آماده کنید مطمئنا خود شما نیز لذت خواهید برد از مناظره کردن نه اینکه به یکباره او را محو کنید
تمام دوستانی که وارد مباحث سیاسی یا مذهبی میشوند سخننشان را تند بیان نمیکنند اتفاقا گاهی برخی سخنهایی که با تندی همراه ست همانند طبلی ست تو خالی که فقط صدایی بلند از او شنیده میشود کاربرانی که تحمل مباحث تند را ندارند احتمال میرود هنوز آغاز راه هستند و هنوز با نوع گفتگو آشنا نیستند همه که از مادر چنین زاده نشدید در این راه تجربه آموختید و چه بسا تندی دیگران بر شما،باعث روحیه ی اینچنینی در شما شده انان نیز به مرور خواهند آموخت برج پایین اورند و مراقب برجکهای خود باشند و این تازه کاری را میتوان همان ابتدا تشخیص داد وقتی متوجه میشوید مخاطب شما هنوز اول راهش ست دلیلی ندارد به یکباره او را مورد هدف قرار دهید و دودمانش را به باد وقتی اوایل با او راه بیایید و او را آماده کنید مطمئنا خود شما نیز لذت خواهید برد از مناظره کردن نه اینکه به یکباره او را محو کنید
همان طور که پیشتر هم گفتم کسی که وارد بحث مذهبی میشه باید تحمل شنیدن سخنان تند و نقد های جدی رو داشته باشه. همه کسانی هم که وارد مباحث مذهبی میشوند از بیخ تند حرف میزنند. از نظر یک مسلمان نگفتن حضرت قبل از به کار بردن نام امامان و پیامبران مسلمانان تند حرف زدن و توهین کردن است. پس هیچ مرزی در این باره وجود ندارد که بخواهید بگویید این میشود تند حرف زدند! همان کاربر mghm یا همچین چیزی چنین برخوردی داشت و چپ و راست هر چیزی را گزارش توهین رد کرده بود!!! من این گفته شما را مینویسم به پای بی تجربگی شما در بحث با اسلامگرا جماعت.
در مورد بحث سیاسی هم باز استدلالتون درست نیست. وقتی دو جبهه کاملن مخالف در یک بحث سیاسی شرکت میکنند قرار نیست هیچ کدام از طرفین مراعات حال طرف دیگر را بکند (کولی بدهد) که طرف تازه کار است!!! ایرادی ندارد یک مقداری بحث میکند پوستش کلفت میشود.
همان طور که پیشتر هم گفتم کسی که وارد بحث مذهبی میشه باید تحمل شنیدن سخنان تند و نقد های جدی رو داشته باشه. همه کسانی هم که وارد مباحث مذهبی میشوند از بیخ تند حرف میزنند. از نظر یک مسلمان نگفتن حضرت قبل از به کار بردن نام امامان و پیامبران مسلمانان تند حرف زدن و توهین کردن است. پس هیچ مرزی در این باره وجود ندارد که بخواهید بگویید این میشود تند حرف زدند! همان کاربر mghm یا همچین چیزی چنین برخوردی داشت و چپ و راست هر چیزی را گزارش توهین رد کرده بود!!! من این گفته شما را مینویسم به پای بی تجربگی شما در بحث با اسلامگرا جماعت.
در مورد بحث سیاسی هم باز استدلالتون درست نیست. وقتی دو جبهه کاملن مخالف در یک بحث سیاسی شرکت میکنند قرار نیست هیچ کدام از طرفین مراعات حال طرف دیگر را بکند (کولی بدهد) که طرف تازه کار است!!! ایرادی ندارد یک مقداری بحث میکند پوستش کلفت میشود.
نوع بحث کردن بستگی به هدف داره،اگر هدف پیروز شدن باشه معمولا بحث رادیکالیزه میشه،اگر هدف اقناع باشه توش نحوه و شکل بیان مطالب آروم تر و با میانه رویی بیشتری هست.