بازی : گفتگو

برگ ۳ از ۷

Ouroboros #۱۰۱
Russell

با تمام این‌ها که گفته شد و درست هم هست، بنظر من اینکه گفته می‌شود بازی بر روی زنان بالای 8 موثرتر است هم بنظرم درست است.

در آن پست کذایی یک ۶ جا افتاده بود که خیلی سردرگم‌کننده است: منظور من این بود که اگر یک مرد ۶ برود به یک زن ۹ نگ بزند، درصد موفقیت او بسیار پائین خواهد بود. دلیل موثر نبودن آنهم «درونی»ست نه بیرونی، مرد ۶ اعتماد بنفس بسنده برای پیاده سازی درست نگ را ندارد و خودباختگی او در جایی از رفتارش، زبان بدنش، تُن صدایش و ... خود را درز می‌دهد.

Anarchy #۱۰۲
Ouroboros

من با الهام از شتو یک جدولی برای نمره دادن به مردان هم بنویسم که دوستان بتوانند درکی عینی‌تر از جایگاه فعلی خودشان در هرم قدرت اجتماعی مردان بدست بیاورند:

۱.
در آمد زیر ۱ میلیون : -۲
در آمد بین ۱ تا ۳ میلیون: -۱
درآمد ۳ تا ۵ میلیون: ۰
درآمد ۵ تا ۱۵ میلیون: +۱
> در آمد بیش از ۱۵ میلیون: +۲

۲.
قد زیر ۱۷۵: -۲
قد بین ۱۷۵ تا ۱۸۰: ۰
قد بین ۱۸۰ تا ۱۸۸: +۱
قد بین ۱۸۸ تا ۱۹۵ : +۲
قد بالاتر از ۱۹۵: -۲

۳.
خانه‌ی مستقل جنوب شهر: ۰
خانه‌ی مستقل وسط یا شرق شهر : +۱
خانه‌ی پدری: -۱
خانه‌ی مستقل شمال یا غرب شهر: +۲

۴.
ماشین زیر ۵۰ میلیون: -۱
بی‌ماشین!: ۰
ماشین بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون: ۰
ماشین بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلیون: +۱
ماشین بین ۳۰۰ تا ۸۰۰ میلیون: +۲
ماشین گران‌تر از ۸۰۰ میلیون: -۱ (دارید کمبود چیزی را جبران می‌کنید)
موتور بالاتر از ۱۰۰ میلیون: +۲

۵.
قیافه‌ی معمولی : ۰
قیافه‌ی زشت: -۱
قیافه‌ی کیری: -۲
قیافه‌ی مردانه: +۲
قیافه‌ی «خوشگل»: +۱

۶.
بدن چاق: -۱
بدن معمولی: ۰
بدن لاغز: -۲ (بله، لاغر در نظر زنان زشت‌تر است از چاق!)
بدن ورزیده: +۱
بدنسازی + ۵ سال : +۲

۷.
تعداد شریک جنسی زیر ۳ = -۲
تعداد شریک جنسی ۳-۸ = -۱
تعداد شریک جنسی ۸-۲۰ = ۰
تعداد شریک جنسی +۲۰ = +۱
تعداد شریک جنسی ۲۰-۱۰۰ = +۲
تعداد شریک جنسی سه رقمی یا بیشتر = -۱ (می‌ترسند از بکن‌-در-رو)

۸.
زیر دیپلم: -۲
دیپلم: ۰
لیسانس: +۱
فوق‌لیسانس: +۲
دکتری: -۲
(پزشکی: -۳! مُهر بتایی‌ست بر پیشانی شما! باید با کُلی بازی آنرا جبران بکنید اگرنه هیچ دختری شما را بجز «کیس ازدواج» نخواهد دید)

۹.
تعداد دوستان مذکر زیر ۳ = -۲
تعدا دوستان مذکر ۳-۵ = -۱
تعداد دوستان مذکر ۵-۱۰ = ۰
تعداد دوستان مذکر ۱۰-۲۰ = +۱
تعداد دوستان مذکر ۲۰-۵۰ = +۲
تعداد دوستان مذکر +۵۰ = -۲ (لش!)

۱۰.
بتای بی‌بازی: -۱
بازی‌آموز تازه‌کار: ۰
بازیکن باتجربه: +۲
بازیکن حرفه‌ای: +۴
منکر بازی: -۱ 😌
«مرد فمینیست»: -۱۰ 😝

امیر جان نابودمون کردی با این سیستم امتیازبندی 😬 !! یعنی آنچنان منفی هستم که بازیکن حرفه ای هم اگر بشم بازم منفیم 😝 ...

اما این فاکتورا اگه واقعا جهانی باشن ، تعداد کمیش هست که در دست خود فرد هست ...

1. درآمد رو که کسی نتونسته در کوتاه مدت و حتی بلند مدت ، آنچنان افزایش بده که براش پوئن مثبت باشه !!
2. قد که کلا از دست فرد خارج هست !!
3. خونه هم باز کاملا با مورد اول مرتبط هست و اصلا میشد حذفش کرد یا تو مورد اول ادغامش کرد !!
4. ماشین هم مثل مورد خونه !!
5. قیافه هم جز اندکی اصلاح و افزودن ریش و پشم ، راه فراری نداره و از اختیار فرد خارج هست !!
6. این مورد باز کمی در دست فرد هست اما فکر کن شما هم ژنتیک بدنت مثل سر لشکر فیروز آبادی بود ، اون وقت 100 سال هم ورزش میکردی آنچنان تاثیری نداشت

😄 !!

7. این شریک جنسی به نظرم یه جور "دور" ایجاد میکنه ... شما تا وقتی که در هرم قدرت اجتماعی بالا نری شرکای جنسیت زیاد نمیشن و تا وقتی شرکای جنسیت بالا نرن ، در هرم قدرت اجتماعی بالا نمیری 😳

!!

8. اینجاست که میگن علم زیادی هم خوب نیست 😬 !! خودت هم شانس آوردی و باید ممنون از اونایی باشی که با اخراجت باعث شدن مهر بتابودگی از پیشانی شما برداشته شه

😉 ...

9. نمیدونم این از کجا اومده و چرا باید انقدر تاثیرگذار باشه اما در هر حال خودش میتونه با چند تا از موردهای قبلی "دور" ایجاد کنه

!!
10. این هم باز بسیار مستعد ایجاد "دور" هست و فاکتور مستقلی نیست !!

-----------------------------

با این حساب ، من فکر میکنم اکثر مردها شانس زیادی برای بالارفتن در هرم قدرت اجتماعی ندارن 😘 !!

Crusader #۱۰۳

بله من هم به این جدول انتقاد دارم، خیلی از امتیازات آن صحیح و منطبق با واقعیت به نظر نمی‌رسد.

مثلا موارد افراطی که برای آنان امتیاز منفی آمده! لش بودن یا ازدیاد شرکای جنسی و ... که از نظر من یک مزیت تلقی می‌شود تا افراط بی‌رویه، بطور مثال تعداد دوستان مذکر من از شمارش خارج است و تاکنون بارها پیش آمده اشخاصی با من سلام و علیک کرده‌اند که تاکنون یادم نمیاید کی و کجا با ایشان مراوده داشته‌ام. من از این «مزیت» به نحو احسنت استفاده می‌کنم، سوژه را عمدا به کافی‌شاپ مورد نظر می‌برم تا ده‌ها نفر با سلام و «احترام» از من پذیرایی کنند. بنابراین نیازی به ارتقاء سنتی در هرم قدرت نمی‌رود، همین جریان شما را تا سر حد «رئیس شرکت» بالا می‌کشاند:

- به به سلام داداش، نوکرتم. خوبی؟ قربونت آقایی...

- قابلی نداره، اصلا حرفشو نزن. ما که از تو پول نمی‌گیریم داداش. آقای مایی...

هرچقدر تعامل اجتماعی شما بالاتر باشد به طبع آن توجهات بیشتری جذبتان می‌شود و بدون احتیاج به صعود از نردبان موفقیت نفوذ اجتماعی‌تان افزون می‌شود. موارد دیگر هم چندان قابل تکیه نیستند و بازیکن «حرفه‌ای» به معنای تحت‌الفظی، قادرست اکثریت آن معایب را در پستو بپوشاند یا در بدترین حالت ممکنه در جای دیگری آنان را جبران کند.

خلاصه این چه بساطی‌ست؟ یعنی چه آقاجان ما را به هراس انداختید؟ 😃 مگر همه مثل شما ماهانه ۱۵میلیون حقوق می‌گیرند؟

Ouroboros #۱۰۴
Anarchy

امیر جان نابودمون کردی با این سیستم امتیازبندی !! یعنی آنچنان منفی هستم که بازیکن حرفه ای هم اگر بشم بازم منفیم ...

اما این فاکتورا اگه واقعا جهانی باشن ، تعداد کمیش هست که در دست خود فرد هست ...

1. درآمد رو که کسی نتونسته در کوتاه مدت و حتی بلند مدت ، آنچنان افزایش بده که براش پوئن مثبت باشه !!
2. قد که کلا از دست فرد خارج هست !!
3. خونه هم باز کاملا با مورد اول مرتبط هست و اصلا میشد حذفش کرد یا تو مورد اول ادغامش کرد !!
4. ماشین هم مثل مورد خونه !!
5. قیافه هم جز اندکی اصلاح و افزودن ریش و پشم ، راه فراری نداره و از اختیار فرد خارج هست !!
6. این مورد باز کمی در دست فرد هست اما فکر کن شما هم ژنتیک بدنت مثل سر لشکر فیروز آبادی بود ، اون وقت 100 سال هم ورزش میکردی آنچنان تاثیری نداشت !!

توانایی شما برای تغییر یک فاکتور، یعنی «انتخابی» یا «تحمیلی» بودن آن تغییری در درستی یا نادرستی آن ایجاد نمی‌کند. جهان جای بی‌رحمی‌ست و مردی که قدش ۱۷۵ سانت در جهانی متفاوت زندگی می‌کند از مردی که ۱۸۵ سانت است. کارکرد اصلی این چارت آنست که شما نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید و در جهت بهبود (یا اگر نمی‌توانید «پنهان» کردن) آن ضعفها و برجسته‌تر کردن (یا اگر نمی‌توانید برجسته‌تر جلوه دادن) آن قدرت‌ها بکوشید.
بازی در مقام روشی برای جذب مستقیم زنان «دور زدن» این لیست محسوب می‌شود. که شما طی آن می‌توانید ضعف‌های خود را بی‌اهمیت جلوه بدهید یا از موضوعیت ساقط بکنید. برای مثال:
دختر: ماشین چی داری؟
بازیکن: ماشین؟ هیچی، دوست‌دخترم میان دنبالم! تو چی داری؟
دختر: هه، معمولاً پسر باید ماشین داشته باشه.
بازیکن: موافقم، یه دوست‌پسر ماشین‌دار پیدا کن ازش بگیر بیا دنبالم.

یا
دختر: چقدر کوتوله‌ای تو؟
بازیکن: کوتوله با کیر کلفت، شکایتی نیست!

….
چنانکه در مثالهای بالا آمده، شما با «ضعفی» که دارید به نحوی برخورد می‌کنید که گویی اساساً وجود خارجی ندارد و چه بسی حتی وجه برجستگی و تمایز شما از باقی گله هم هست(چیزی مثل بینی ِ رابرت دنیرو، یا سر کچل جمشید هاشمپور).

پس مشکل کجاست؟ من معتقدم که «اعتماد بنفس»، به عنوان سنگ بنای همه‌ی رفتارهای اجتماعی موفق یک مرد، برخلاف آنچه عوام گمان می‌کنند یک «احساس» یا «حالت» روانی نیست، بلکه موقعیت ذهنی منتج از موفقیت عینی‌ست. مرد بتا، برخلاف مرد امگا و مرد آلفا که فقط بدلیل «وجود» داشتن خود را ارزشمند تلقی می‌کنند، برای ارزشمند بودن نیازمند انجام کاری مفید و موفقیت در آنست. پس بهبود مداوم شرایط زندگی شما روشی‌ست ایده‌آل برای حرکت در جهت درست.

Anarchy

7. این شریک جنسی به نظرم یه جور "دور" ایجاد میکنه ... شما تا وقتی که در هرم قدرت اجتماعی بالا نری شرکای جنسیت زیاد نمیشن و تا وقتی شرکای جنسیت بالا نرن ، در هرم قدرت اجتماعی بالا نمیری !!

10. این هم باز بسیار مستعد ایجاد "دور" هست و فاکتور مستقلی نیست !!

همه‌ی این‌ها با هم در ارتباطی تنگاتنگ و متقابل هستند: شما تا آدمی اجتماعی نباشید مردان شما را تحویل نمی‌گیرند و تا مردان تحویل‌تان نگیرند آدمی اجتماعی محسوب نخواهید شد. تا موفق نباشید زنان زیبا به شما محل نمی‌گذارند و تا زنان زیبا به شما محل نگذارند موفق محسوب نمی‌شوید... بجای درگیری ذهنی با اینکه آیا تخم مرغ اول آمد مرغ، چاقو را بردارید و سر مرغ را ببرید و ناهار درست بکنید که گرسنه نمانید! یا به عبارتی دیگر: همزمان در جهت موفقیت اجتماعی، اقتصادی، ورزشی و جنسی بکوشید.

پیش‌گزینی چنان قدرتمند است، که رقم شما را در نظر زنان( و تا اندازه‌ای مردان)یکسر دگرگون می‌کند، چنانکه «جایگاه شما در هرم قدرت برابر با دختری‌ست که زیربغل‌تان را گرفته». اگر با یک دختر ۸ در حال قدم زدن هستید، تمام زنان دیگر شما را یک ۸ می‌بینند، اگر با یک دختر ۵ در حال قدم زدن هستید، همه شما را ۵ می‌بینند و … شنیده‌اید می‌گویند «پول، پول می‌آورد»؟ اینهم چیزی‌ست از همان جنس. برای آزمایش این تز مرتبه‌ی بعد که با دوست‌دختر خود بیرون رفتید، بنگرید که چگونه دختران همسطح یا پائین‌تر از او به شما آمار می‌دهند.

Anarchy

8. اینجاست که میگن علم زیادی هم خوب نیست !! خودت هم شانس آوردی و باید ممنون از اونایی باشی که با اخراجت باعث شدن مهر بتابودگی از پیشانی شما برداشته شه ...

😬
بله اما با موفقیت پنهان کردن دکتری یا پزشکی از چشمان دختر باعث می‌شود شما امتیاز منفی آنرا از دست بدهید، انگار که هرگز آنرا نداشته‌اید! مسئله اینست که بدانید جایگاه آکادمیک زیادی بالای شما به خودی‌خود یک نقطه‌ی ضعف است نه یک نقطه‌ی قوت. شما دو قاعده را رعایت بکنید: بطور کلی ۹۰٪ راجع به دختر صحبت بکنید ۱۰٪ راجع به خودتان، دختر اگر پرسید «چه کاره‌ای» جواب‌های مضحک و یا رازآمیز بدهید و از پاسخگویی طفره بروید: «رام‌کننده‌ی حیوانات»، «مشروب فروش!»، «راننده‌ی تانک»... پس از مدتی آشنایی و سکس، زمانی که او فهمید شما پزشک هستید «سورپرایز» می‌شود و با خود می‌گوید ببین چه جایگاه رفیعی دارد که از چنان ویژگی برجسته‌ای برای فریفتن و دلبری از من ذره‌ای بهره نبرده بود.

Anarchy

9. نمیدونم این از کجا اومده و چرا باید انقدر تاثیرگذار باشه اما در هر حال خودش میتونه با چند تا از موردهای قبلی "دور" ایجاد کنه !!

مقبولیت اجتماعی شما بعد از پیش‌گزینی احتمالا مهم‌ترین فاکتوری‌ست که زنان بسیار زیبا به آن توجه می‌کنند. مردان میان خودشان روابط بسیار جالبی از میکرو-قدرت‌نمایی‌ها دارند و محبوبیت یک مرد میان مردان دیگر، احترام او، جایگاه او و... یکی از مستقیم‌ترین راهها برای اثبات ارزش و بازشناسی جایگاه او از سوی زن است. اغلب می‌بینید که مردان امگا برای مثال هیچ دوستی ندارند، یا هرگز نمی‌توانند وارد محیط‌های یکسر مردانه بشوند و برخی حتی همنشینی با زنان را به همنشینی با مردان ترجیح می‌دهند. هرچه میزان مقبولیت شما میان مردان بالاتر می‌رود، جایگاه اجتماعی‌تان نیز ارتقاء پیدا می‌کند( و بالعکس ).

Ouroboros #۱۰۵
Crusader

بله من هم به این جدول انتقاد دارم، خیلی از امتیازات آن صحیح و منطبق با واقعیت به نظر نمی‌رسد.

شما اگر می‌خواهید جایگاه خودتان میان مردان را بیابید باید یک مرد ۱۰ از ۱۰ را «ببینید» و سپس یک مرد ۰ از ۱۰ را «ببینید»، آنگاه جایگاه خودتان میان ایشان را محسابه بکنید. مردی سی ساله‌ی خوش‌قیافه‌ی خوش‌اندام را تصور بکنید که مدیرعامل یک شرکت بین‌المللی‌ست، برای آخر هفته یک بنز اس‌ال، برای سر کار رفتن یک بنز اس و برای میهمانی‌های رسمی‌تر یک بی‌ام‌و ۷۵۰ دارد. یک پنت‌هاوس در فرمانیه، یک ویلای تریبلکس در امیردشت و یک ویلای دیگر هم در اسپانیا دارد. سر کار یک رولکس ۵۰ میلیونی و سر قرار یک امگای ۴۰ میلیونی دست می‌کند. کت‌شلواری که امروز انتخاب کرده را ۷ میلیون خریداری کرده. کلید آن کافی‌شاپی که شما پُز «آشنا» بودن در آنرا می‌دهید را هفته‌ی قبل در قمار از رفیقش، پسر فلان وکیل و وزیر برده و …. شما باید این مرد را در همین ده پله، کنار آن مردی قرار بدهید که سر چهار راه دارد سی‌دی فروشی می‌کند.

به خاطر داشته باشید که از صفت «دیدن» استفاده کردم نه از صفت «تصور» کردن، این آدمها وجود دارند، چه شما دیدن آن‌ها را انتخاب بکنید چه نادیده گرفتن آن‌ها را، و برای بدست آوردن «بهترین» زنان شما باید با «بهترین» مردان رقابت بکنید.

Crusader

مثلا موارد افراطی که برای آنان امتیاز منفی آمده! لش بودن یا ازدیاد شرکای جنسی و ... که از نظر من یک مزیت تلقی می‌شود تا افراط بی‌رویه، بطور مثال تعداد دوستان مذکر من از شمارش خارج است و تاکنون بارها پیش آمده اشخاصی با من سلام و علیک کرده‌اند که تاکنون یادم نمیاید کی و کجا با ایشان مراوده داشته‌ام. من از این «مزیت» به نحو احسنت استفاده می‌کنم، سوژه را عمدا به کافی‌شاپ مورد نظر می‌برم تا ده‌ها نفر با سلام و «احترام» از من پذیرایی کنند. بنابراین نیازی به ارتقاء سنتی در هرم قدرت نمی‌رود، همین جریان شما را تا سر حد «رئیس شرکت» بالا می‌کشاند:

- به به سلام داداش، نوکرتم. خوبی؟ قربونت آقایی...

- قابلی نداره، اصلا حرفشو نزن. ما که از تو پول نمی‌گیریم داداش. آقای مایی...

«آشنا» با «دوست» فرق می‌کند، سلام‌علیکی بودن بسیار خوب است و نشانگر اجتماعی بودن شماست، اما اگر بیش از ۵۰ رفیق مرد در کنتکت موبایلتان دارید، ببخشید اما بیشتر دختران شما را «رفیق‌باز» و «لش» تلقی خواهند کرد نه «اجتماعی» و «محترم».

Crusader

هرچقدر تعامل اجتماعی شما بالاتر باشد به طبع آن توجهات بیشتری جذبتان می‌شود و بدون احتیاج به صعود از نردبان موفقیت نفوذ اجتماعی‌تان افزون می‌شود. موارد دیگر هم چندان قابل تکیه نیستند و بازیکن «حرفه‌ای» به معنای تحت‌الفظی، قادرست اکثریت آن معایب را در پستو بپوشاند یا در بدترین حالت ممکنه در جای دیگری آنان را جبران کند.

البته، اما آیا خودتان هم احساس رضایت خواهید کرد؟ آیا شما مشکلی ندارید با اینکه بزرگترین دستاورد زندگی‌تان به رخت‌خواب کشیدن زنان، این بازیچه‌های دم‌دستی هستند؟ ضمن اینکه اگر شما می‌خواهید بازیکن حرفه‌ای باشید باید بدانید که دلبری از زنان خیلی زود ملال آور می‌شود، رقابت با مردان اما همیشه هیجان‌انگیز باقی خواهد ماند زیرا همیشه آنچه زیاد است مرد از شما بهتر است.

Crusader

خلاصه این چه بساطی‌ست؟ یعنی چه آقاجان ما را به هراس انداختید؟ مگر همه مثل شما ماهانه ۱۵میلیون حقوق می‌گیرند؟

😃
نه بابا این خبرها هم نیست، منهم ۶-۷ می‌گیرم با این جدول.
منهم دو سال پیش ول‌معطل بودم و از اینکه فاند بخور و نمیری از یک دانشگاه درجه دو اروپایی بگیرم احساس شادی می‌کردم، الان ولی امثال آن مردی که توصیفش را کردم سر و دست می‌شکنند شاید در یکی از میهمانی‌های من دعوت بشوند، یا دور سرم می‌چرند شاید از پسمانده‌های من چیزی گیرشان بیاید. مشکل شما این نیست که بازی را دست‌بالا گرفته‌اید، این است که آنرا دست‌کم گرفته‌اید و بلندپروازی اندکی دارید! بین ۳ تا ۵ سال طول می‌کشد تا از یک بتای معمولی به یک بازیکن حرفه‌ای تبدیل بشوید، پس از آن باید از بازی هم به عنوان «ابزاری دیگر» در جعبه‌ی ابزار مهارتهای زندگی خود برای پیشرفت استفاده بکنید. بازی هدف زندگی نیست، وسیله‌ای است بسیار موثر در میان باقی وسایلی که برای رسیدن به هدف غایی، یعنی خوشبختی.

Crusader #۱۰۶

گرامی من فکر می‌کنم شما خلط مبحث می‌کنید. اساسا مراد ما از این گفتگو همینست که شما در مقام یک مذکر برای برای بدست آوردن دل زنان دو راه بیشتر پیش رویتان ظاهر نیست: یکی ارتقای موقعیت خویش در هرم قدرت و دومی «بازی». هر دو هم ابزاری برای مخ زدن به شما می‌روند، اما روش اول شما را متحمل به هزینه‌ی گزاف و سرسام‌اوری می‌کند که نسبت مستقیمی به «قرعه‌ی طبیعت = شانس» شما دارد و محال است شما روی پاهای خودتان بایستید و پس از مدتی به چنین تصویری که ارائه داید = آلفای مطلقاً رادیکال مبدل بشوید و پس از چنین قرعه‌کشی بی‌رحمانه و نابرابری لاف گندگی بزنید که «کافه‌ای که تو در آن پز می‌دهی قمار منست»!
خلط مبحث شما اینست که ما در این محفل راجع به مخ زدن یا به دست آوردن دل زنان صحبت می‌کنیم نه ارتقای جایگاه اجتماعی. اگرنه من هم می‌توانم بیرون از گود بنشینیم و پیشنهاد بدهم برای رسیدن به زنان ۱۰ از ۱۰ بروید و کونتان را به معنای تحت‌الفظی کلمه جهت رسیدن به چنین تصویری که شرح آن رفت جر بدهید! اساسا محل گفتگو همینست، چطور یک مرد «بازنده» در چنین دنیای بی‌رحمی که بر قرعه‌ی نابرابر طبیعت استوار است، می‌تواند هایپرگمی زنان را فریب دهد و این جانوران وحشی «خواستنی» را رام کند؟
چه بخواهید چه نخواهید گرامی ارتقای موقعیت در هرم کار آسانی نیست، چه قبول بکنید یا نه من جوانان بی‌شماری را در ایران می‌بینم که اشتیاقی به ادامه‌ی زندگی ندارند و به سبب بن‌بستی که حکومت دینی برای بقای زندگی به ایشان متحمل کرده افسرده و وازده شده‌اند و سرانجام هم یا سر به نیست شدند یا اینکه فله فله روانه‌ی کمپ ترک اعتیاد!
اینها به این معنا نیست که «من اینجا می‌مانم.» یا که «من از موقعیت خود راضی یا دستکم ناگزیر به رضایت هستم.» نه! من نیز حیوانی هستم در این جنگل متمدن، که مداوم در جهت سبقت از رقبا گام برمیدارم و هر آنچه در بضاعتم جهت دستیابی به خوشبختی باشد را می‌پردازم. اما ارتقای موقعیت در هرم قدرت به کلی موضوع دیگری‌ست از مخ زدن و نخواهید که از روش گران اولی برای رسیدن به هدف غایی بهره ببریم!
مرد بازنده‌ی ایرانی در هجمه‌ی اقصادی/روانی/جسمانی جنگلی به نام «ایران» نمی‌فهمد به جای پای منبر و نصایح امثال شما نشستن (منظورم شما نیستید) فقط با یک ژست هیپی گرفتن در پارک دانشجو قادرست فله فله دختر تور کند (خود من یکی از ایشان هستم و آنطور که گفتید هرگز هم از هم‌نشینی با دختران ملال‌زده نمی‌شوم). البته گرامی یادآوری کنم که خود شما سابقا در جستار آموزشی فقر اقتصادی بازیکن را یکی از موثرترین تکنیک‌ها یا چه بسا بهترین آن توصیه کرده یودید.

Ouroboros #۱۰۷
Crusader

گرامی..

«همه‌ی آنچه این مرد لازم دارد بازی‌ست»!

اینجا کمی بوی خودفریبی می‌آید، بازی ضریب نفوذ مشخصی دارد، همان حداکثر ۴ امتیاز مثبت. مرد بازنده هرگز نمی‌تواند از آن برای «برنده» شدن استفاده بکند. ضمن اینکه شما باید به چالش اعتماد بنفس منهم پاسخ بدهید:

Ouroboros

پس مشکل کجاست؟ من معتقدم که «اعتماد بنفس»، به عنوان سنگ بنای همه‌ی رفتارهای اجتماعی موفق یک مرد، برخلاف آنچه عوام گمان می‌کنند یک «احساس» یا «حالت» روانی نیست، بلکه موقعیت ذهنی منتج از موفقیت عینی‌ست. مرد بتا، برخلاف مرد امگا و مرد آلفا که فقط بدلیل «وجود» داشتن خود را ارزشمند تلقی می‌کنند، برای ارزشمند بودن نیازمند انجام کاری مفید و موفقیت در آنست. پس بهبود مداوم شرایط زندگی شما روشی‌ست ایده‌آل برای حرکت در جهت درست.

یک مرد معمولی با بازی تبدیل به یک مرد برنده می‌شود، اما یک مرد بازنده هرگز نمی‌تواند با بازی به تنهایی به موفقیت برسد، نیازمند پیشبرد موقعیت خود است. شما دو نکته را از نظر انداخته‌اید: اول آنکه مردان موفق و بازی‌دان هم آن بیرون وجود دارند و شما باید همزمان با مردانی رقابت بکنید که افزون بر کلک‌های من و شما، ثروت آن چنانی، جذبه‌ی آن چنانی، جایگاه و لقب آنچنانی هم دارند.

نکته‌ی دوم این است که گروهی مردان «متوسط» یا «معمولی» نیستند، یک عده‌ای از مردان «زیر» خط معمولی هستند، مثل همین فرتوری که گذاشته‌ام، بازی چه می‌تواند برای او بکند؟ دست بالا یک زنجیره‌ی مداومی از دختران ۲ و ۳ برایش فراهم می‌کند. که البته از هیچ بهتر است ولی کافی نیست. این «کافی» نبودن است که هدف چارت مطروحه است، شما چیزی فراتر از آنچه می‌توانید با بازی خالی بدست بیاورید می‌خواهید و آن چیز فراتر مسیر مشخصی دارد. اینهم که ادعا بکنید بازی محدودیتی ندارد، ادعای اشتباهی خواهد بود.

البته شما هنوز جوان هستید و به نظرتان همین که بدست آورده‌اید و می‌آورید کافی‌ست، چند سالی فرصت بدهید خسته خواهید شد و دیگر نمی‌توانید انرژی کنونی را به روی یک دختر مثلاً ۶ خرج بکنید، هرچه بیشتر بگذرد زیاده‌خواه‌تر می‌شوید و هرچه بیشتر از به قولی «لیگ» خودتان پا را فراتر بگذارید، بیشتر احساس می‌کنید که بازی به تنهایی کافی نیست.

undead_knight #۱۰۸

دوستان ولی جدی جدی چرا من احساس میکنم این تعاریف آلفا و بتا و امگا و... ضعف "تعریف" دارند😔
میشه یه تعریف بدون راه دررو و نسبتا جامع از اینها بدید،توی ذهن من با هم جور درنمیاند :|

Crusader #۱۰۹
Alice

بازی که فقط برای آقایون نیست! ^_^

منم سوال دارم!

به نظرتون اگه یه دختر از یکی خوشش بیاد، بعدشم خودش به پسره بگه، شخصیتش پایین مــیـــآد؟؟؟

۸.۱/۱۰

☺️👍

undead_knight #۱۱۰

. از تست‌های فرمان‌برداری کوچک و ناخودآگاهی استفاده بکنید که زن چاره‌ای بجز فرمان‌برداری ندارد، «شیشه رو بده بالا»، «یه دقیقه ساکت، من یه زنگ بزنم»، «بشین»، «یه دقیقه اینو نگه دار»، «برو/بیا» و ... سایز تست مهم نیست اثر آن ناخودآگاه و پنهانی‌ست، نفس اینکه شما دستور داده‌اید و او پیروی کرده، ارزش شما را در نظر وی به نحوی ناخودآگاه ارتقاء خواهد داد. عکاسان ِ مدلینگ بی‌شمار کُس مرغوب می‌کنند زیرا دستورهای ضمنی و «معصومانه»ای که به مدلها می‌دهند جایگاه ایشان را در نظر زنان صد برابر، هزار برابر ارتقاء می‌دهد. «اینجوری وای نستا»، «یه کم به چپ»، «سرتو برگردون اینور»، «کمتر لبخند بزن» و … همین است، دستورات کوچک و معصومانه و ظاهراً بی‌منظور، هرچه بیشتر بهتر + بازی برجسته = فرمان‌برداری.

این دیگه جدی جدی مضحکه:))

unconscious mind - The Skeptic's Dictionary - Skepdic.com
امیرا ین توئی که داری حرف از "ناخوداگاه" میزنی!؟

به نظر شما ناخودآگاه چیزی‌ست اثبات‌شده؟ چگونه، کجا و توسط چه کسی اثبات شده؟ به راستی همان اهمیتی را دارد که فروید برای آن قائل بوده؟ ساختمان آن چگونه است، همچون یک دریای طوفانی(فروید)، یک اسطوره(یونگ)یا یک زبان(لکان)؟ جایگاه آن کجاست، عرصه‌ی خیالی(فروید)، نمادین(یونگ) یا واقعی(لکان)؟ چرا؟

خب الان پاسخی برای پرسش های خودت پیدا کردی؟

Ouroboros #۱۱۱
undead_knight

این دیگه جدی جدی مضحکه:))

Try it out, tell us how it went 😉

پ.ن: اینجا منظور این مفهوم بود نه این مفهوم، وانگهی زبان فارسی فقیر است و از همان لغاتی که جا افتاده باید برای رساندن منظور استفاده بکنیم. به نظرم «مضحک» و شاید حتی قدری «باورنکردنی» اینهمه همت و تلاشی‌ست که شما برای یافتن تناقض در پستهای من کرده‌اید، پست‌هایی با «چند سال» فاصله‌ی زمانی! این اصلا نشانه‌ی خوبی نیست، به قولی You really are starting to seem desprate! دارید تلاش می‌کنید به ما بقبولانید بازی واقعیت ندارد یا به خودتان؟

پ.ن۲: چگونه چیزی «جدی‌جدی» ، «مضحک» می‌شود؟

☺️

undead_knight #۱۱۲
Ouroboros

Try it out, tell us how it went 😉

پ.ن: اینجا منظور این مفهوم بود نه این مفهوم، وانگهی زبان فارسی فقیر است و از همان لغاتی که جا افتاده باید برای رساندن منظور استفاده بکنیم. به نظرم «مضحک» و شاید حتی قدری «باورنکردنی» اینهمه همت و تلاشی‌ست که شما برای یافتن تناقض در پستهای من کرده‌اید، پست‌هایی با «چند سال» فاصله‌ی زمانی! این اصلا نشانه‌ی خوبی نیست، به قولی You really are starting to seem desprate! دارید تلاش می‌کنید به ما بقبولانید بازی واقعیت ندارد یا به خودتان؟
پ.ن۲: چگونه چیزی «جدی‌جدی» ، «مضحک» می‌شود؟ ☺️

نه عزیزم برای یافتن تناقض نیازی به جستجوی زیاد نیست ولی خب ما بحث های تکراری و نسبتا بیهوده زیاد داشتیم،دیدن همچین چیزی از تو برام قدری عجیب بود.
بخشی از مشکلی که ما اینجا داریم توجه بیش از حد به "انگیزه" هست که البته بعضی وقت ها حتی انگیزه رو هم اشتباه تشخیص میدیم!
دلیل اینکه بین این همه پستت در مورد بازی که ممکنه با خیلی هاش مخالفت هایی دارم روی این دست میزارم اینه که به چیزی ربط داره که در حد ومپایر و تک شاخ ناموجود میدونمش! البته قطعا بستگی داره "ناخوداگاه" رو چی تعریف میکنی، چون بارها شده که شخص از یک تعریف حداقلی استفاده میکنه و بعدا چیزهایی فراتر از تعریف رو هم اثبات شده میبینه.

اینجا چند تا سوال مطرح میشه:
1-آیا میشه روی مردان هم اینطور اثر گذاشت؟
2-اثر این "دستورات" روی ناخوداگاه تا چه حدیه،شخص بعد از پذیرفتن این دستورات تا چه حد فرمان بردار میشه؟
3-Is there any actual scientific proof ؟

:))

+همونطوری که یه چیزی "یخورده خیلی زیادی!" هست،با زبان انسان ها تازه آشنایی پیدا کردی؟!:))
It's a little bit too much for you😌

Ouroboros #۱۱۳
undead_knight

نه عزیزم برای یافتن تناقض نیازی به جستجوی زیاد نیست ولی خب ما بحث های تکراری و نسبتا بیهوده زیاد داشتیم،دیدن همچین چیزی از تو برام قدری عجیب بود.
بخشی از مشکلی که ما اینجا داریم توجه بیش از حد به "انگیزه" هست که البته بعضی وقت ها حتی انگیزه رو هم اشتباه تشخیص میدیم!
دلیل اینکه بین این همه پستت در مورد بازی که ممکنه با خیلی هاش مخالفت هایی دارم روی این دست میزارم اینه که به چیزی ربط داره که در حد ومپایر و تک شاخ ناموجود میدونمش! البته قطعا بستگی داره "ناخوداگاه" رو چی تعریف میکنی، چون بارها شده که شخص از یک تعریف حداقلی استفاده میکنه و بعدا چیزهایی فراتر از تعریف رو هم اثبات شده میبینه.

تقصیر منست که انگیزه‌های احتمالی شما تنها بخش جالب توجه نوشته‌هایتان است؟ 👽😝

undead_knight

اینجا چند تا سوال مطرح میشه:
1-آیا میشه روی مردان هم اینطور اثر گذاشت؟
2-اثر این "دستورات" روی ناخوداگاه تا چه حدیه،شخص بعد از پذیرفتن این دستورات تا چه حد فرمان بردار میشه؟
3-Is there any actual scientific proof ؟ :))

۱. امتحان نکرده‌ام. اما ای شیطون، آن کاره هم بودی و درز نمی‌دادی؟ 😓
۲. شخص «فرمان‌بردار» که نمی‌شود، فقط روز بعد تا قبل از نهار شش تا میسد کال دارید.
وانگهی ممکن است ذهن من اینجا «ارتباط بین عناصر نامرتبط» برقرار کرده باشد.
۳. topkek.

Crusader #۱۱۴
Alice

خسته نباشی خدا شفات بده ؛ این الان نمره من بود؟!! یا جواب سوالم بود؟

حالا اون یه دهم چی می گه ؟؟؟ 0_0

شما عجب بانوی مهمان‌نوازی هستید، من را به اینجا دعوت می‌کنید و بعد گم و گور می‌شوید؟
آن «مهربان» کذایی را هم از وضعیت کنونی‌تان بردارید که اصلا به این روزهای شما شباهت ندارد، به جای آن بگذارید : پریود 👍

undead_knight #۱۱۵
Ouroboros

تقصیر منست که انگیزه‌های احتمالی شما تنها بخش جالب توجه نوشته‌هایتان است؟ 👽😝

۱. امتحان نکرده‌ام. اما ای شیطون، آن کاره هم بودی و درز نمی‌دادی؟ 😓
۲. شخص «فرمان‌بردار» که نمی‌شود، فقط روز بعد تا قبل از نهار شش تا میسد کال دارید.
وانگهی ممکن است ذهن من اینجا «ارتباط بین عناصر نامرتبط» برقرار کرده باشد.
۳. topkek.

1-مشتری هستی!؟:))
2-آه بلاخره

"

هرچه بیشتر بهتر + بازی برجسته = فرمان‌برداری" این حرف تو هست یا نیست!؟ا

+حالا جدای از انتقاد بر اساس تجربه شخصی تست کردی که آیا با این دستورات ساده تغییری در موفقیتت حاصل میشه یا نه؟

باید دقت کرد که "ذهن" یک واژه توصیفی هست،ذهن یک چیز "مادی"(و البته نه ماورایی!) نیست که بعد و حجم داشته باشه و بنابراین نمیتونه ابعاد مخفی یا عمیق و... داشته باشه.ذهن واژه ای برای جمع خودآگاهی،احساس،اندیشیدن،به

خاطر آوردن و... هست و هر چیزی جز خودآگاهی در تعامل مستقیم با خودآگاهی هست.
اگر شما "متوجه" یک سری فرایند توی مغزتون نمیشید(به اصطلاح شواهدی که طرفداران ناخوداگاه برای اثباتش دارند،مثلا با اسکن مغز) به این معنا نیست که چیزی در مغز شما هست که بدون اینکه انسان "متوجه" باشه رفتارش رو کنترل میکنه!

توی همین نمونه آیا شخص "آگاه" نیست که چی داره میشنوه؟!مشخصه که هست،چون اگر ازش بپرسی بهت میتونه بگه چی بهش گفتی،اگر ازش بپرسی میتونه بگه جمله دستوری بود یا نه،چون آگاهه که داری چیزی رو میشنوه و اینکه دقیقا حرف رو "فهمیده" که دستور رو انجام داده.
چطور چیزی که اینقد "آگاهانه" هست روی ناخوداگاه فرضی اثر میزاره؟!
البته من حدس میزنم گیر کار اینجاست که چون در ذهن شخص این اندیشه که"اوه من دارم دستور میگیرم" شکل نمیگیره،پس داره ناخوداگاه تاثیر میگیره.
در واقع ما خیلی وقت ها به کاری "فکر" نمیکنیم چون اون کار از دید ما بی اهمیت یا پیش پاافتادست،موقع خوردن غذا به این فکر نمیکنیم که"اوه من دارم غذا میخورم"و این دلیلی نمیشه که غذا خوردن من تحت تاثیر چیزی "خارج از آگاهی" من هست.

Ouroboros #۱۱۶
undead_knight

باید دقت کرد که "ذهن" یک واژه توصیفی هست،ذهن یک چیز "مادی"(و البته نه ماورایی!) نیست که بعد و حجم داشته باشه و بنابراین نمیتونه ابعاد مخفی یا عمیق و... داشته باشه.ذهن واژه ای برای جمع خودآگاهی،احساس،اندیشیدن،ب ه خاطر آوردن و... هست و هر چیزی جز خودآگاهی در تعامل مستقیم با خودآگاهی هست.
اگر شما "متوجه" یک سری فرایند توی مغزتون نمیشید(به اصطلاح شواهدی که طرفداران ناخوداگاه برای اثباتش دارند،مثلا با اسکن مغز) به این معنا نیست که چیزی در مغز شما هست که بدون اینکه انسان "متوجه" باشه رفتارش رو کنترل میکنه!

توی همین نمونه آیا شخص "آگاه" نیست که چی داره میشنوه؟!مشخصه که هست،چون اگر ازش بپرسی بهت میتونه بگه چی بهش گفتی،اگر ازش بپرسی میتونه بگه جمله دستوری بود یا نه،چون آگاهه که داری چیزی رو میشنوه و اینکه دقیقا حرف رو "فهمیده" که دستور رو انجام داده.
چطور چیزی که اینقد "آگاهانه" هست روی ناخوداگاه فرضی اثر میزاره؟!
البته من حدس میزنم گیر کار اینجاست که چون در ذهن شخص این اندیشه که"اوه من دارم دستور میگیرم" شکل نمیگیره،پس داره ناخوداگاه تاثیر میگیره.
در واقع ما خیلی وقت ها به کاری "فکر" نمیکنیم چون اون کار از دید ما بی اهمیت یا پیش پاافتادست،موقع خوردن غذا به این فکر نمیکنیم که"اوه من دارم غذا میخورم"و این دلیلی نمیشه که غذا خوردن من تحت تاثیر چیزی "خارج از آگاهی" من هست.

😳

چه حوصله‌ای دارید! این واقعیت ماجراست: ۹۰٪ آنچه در بازی جواب می‌دهد را ما نمی‌دانیم که چرا و چطور جواب می‌دهد. مقداری سندیت از روانشناسی فرگشتیک آمده، کمی سندیت از زولوژی، کمی از روانشناسی.. ولی واقعیت این است که بازیکن مکانیزم عمل‌کرد «جادوی» خود را نمی‌داند و اساساً لازم هم ندارد که ذهن خود را با این پرسشگری‌های کذایی درگیر بکند، شما یک تکنیک می‌آموزید، آنرا به دفعات مورد استفاده قرار می‌دهید، اگر «جواب» داد آنرا دوباره استفاده می‌کنید و اگرنه آنرا کنار می‌گذارید. در توضیح اینکه چرا «نگ» کار می‌کند ما می‌توانیم سالها گمانه‌زنی بکنیم، سوال اصلی اینست که چه فایده‌ای خواهد داشت این گمانه‌زنی‌ها وقتی آن بیرون دختری نشسته در انتظار نگ خوردن؟

جواب: هیچ!

undead_knight #۱۱۷
Ouroboros

😳

چه حوصله‌ای دارید! این واقعیت ماجراست: ۹۰٪ آنچه در بازی جواب می‌دهد را ما نمی‌دانیم که چرا و چطور جواب می‌دهد. مقداری سندیت از روانشناسی فرگشتیک آمده، کمی سندیت از زولوژی، کمی از روانشناسی.. ولی واقعیت این است که بازیکن مکانیزم عمل‌کرد «جادوی» خود را نمی‌داند و اساساً لازم هم ندارد که ذهن خود را با این پرسشگری‌های کذایی درگیر بکند، شما یک تکنیک می‌آموزید، آنرا به دفعات مورد استفاده قرار می‌دهید، اگر «جواب» داد آنرا دوباره استفاده می‌کنید و اگرنه آنرا کنار می‌گذارید. در توضیح اینکه چرا «نگ» کار می‌کند ما می‌توانیم سالها گمانه‌زنی بکنیم، سوال اصلی اینست که چه فایده‌ای خواهد داشت این گمانه‌زنی‌ها وقتی آن بیرون دختری نشسته در انتظار نگ خوردن؟

جواب: هیچ!

تست شخصیت رو مگه ندیدی؟!:))

البته دلیل "کار کردن(جواب دادن)" و مفهوم" کار کردن" خیلی اهمیت داره،میتونم

بهت شما زیادی آدم رو نشون بدم که فکر میکنند "طالع بینی" "کار" میکنه و همه تجربیات شخصیشون هم تائیدش میکنه!
به هر حال نمیشه منکر این شد که در بازی یک چیزهایی واقعا موثره ولی برای یک آدم شک گرایی مثل من آنالیز اینها خیلی جالب تر از اینی هست که به "موثر بودنشون" توجه کنم.
این وبعدش اضافه کردم:

undead_knight

+حالا جدای از انتقاد بر اساس تجربه شخصی تست کردی که آیا با این دستورات ساده تغییری در موفقیتت حاصل میشه یا نه؟

اگر واقعا کسی فرقی بین دستور ریز دادن! و ندادنش داشته خب لااقل از دید منطقی اشکالی نداره بازم برای موفقیت ازش استفاده بکنه.

Ouroboros #۱۱۸
undead_knight

البته دلیل "کار کردن(جواب دادن)" و مفهوم" کار کردن" خیلی اهمیت داره

نگفتم در ذات خود بی‌اهمیت است گفتم برای من(بازیکن)اهمیتی ندارد.

Dariush #۱۱۹

من علارغمِ موفقیت‌های خودم در بازی، نهایتا تصمیم گرفتم از آن بطور کامل خارج شوم، و راهِ خودم را بروم. اما یک پرسش دارم؛ اومگا، بتا و آلفا، در چه شرایطی پرورش می‌یابند؟ آیا غریزی‌ست یا آنکه یک آلفا می‌تواند به بتا یا برعکس تبدیل شود؟ کلا آنچه باعث می‌شود یک بچه تبدیل به آلفا، بتا یا امگا شود چیست؟

Anarchy #۱۲۰
Dariush

من علارغمِ موفقیت‌های خودم در بازی، نهایتا تصمیم گرفتم از آن بطور کامل خارج شوم، و راهِ خودم را بروم. اما یک پرسش دارم؛ اومگا، بتا و آلفا، در چه شرایطی پرورش می‌یابند؟ آیا غریزی‌ست یا آنکه یک آلفا می‌تواند به بتا یا برعکس تبدیل شود؟ کلا آنچه باعث می‌شود یک بچه تبدیل به آلفا، بتا یا امگا شود چیست؟

به نظر من "بازی" ، ظرفیت روانی بالایی لازم داره . احتمال شکست توش فوق العاده زیاده چون یه فاکتور ناشناخته هر لحظه ممکنه معادله رو به هم بزنه !! این اومگا و بتا و آلفا هم خیلی قابل درک نیست برای من ... حداقل تیپ شخصیتی بود باز یه چیزی

!!

Dariush #۱۲۱
Anarchy

به نظر من "بازی" ، ظرفیت روانی بالایی لازم داره . احتمال شکست توش فوق العاده زیاده چون یه فاکتور ناشناخته هر لحظه ممکنه معادله رو به هم بزنه !! این اومگا و بتا و آلفا هم خیلی قابل درک نیست برای من ... حداقل تیپ شخصیتی بود باز یه چیزی !!

نه! بازیکنِ واقعی به خوبی می‌داند با شکست چگونه برخورد بکند و به قولِ آخوندها از آن هتا یک فرصت بسازد. بازیکن از شکست بیزار هست، اما از آن نمی‌ترسد. دلیلِ من هم برای برون‌رفت از بازی، از اساس ربطی به شکست ندارد، چنانکه در آن موفقیت‌های چشمگیری داشتم، من از نخست با شک و تردید واردِ بازی شدم و پس چندی تجربه‌ی آن فهمیدم با طبیعت و ذاتِ شخصیتیِ من سازگار نیست و از اینکه این را زود فهمیدم خوشحالم. فقط تصور بکنید این اتفاق در جهتِ عکس رخ بدهد:

Ouroboros

درپی والامنشی رفتن و پرهیز از فرومایگی ایرادی که دارد اینست که شاید به راستی شما برای اکتشاف و ادراک امور والا بسنده نباشید، شاید به راستی ذاتا فرومایه باشید، شاید حقیقت (یا هر ابژه‌ی والای دیگری که به جستجوی آن رفته‌اید) دست‌نیافتنی باشد، شاید شما هم یکی دیگر از آن میلیون‌ها، شاید حتی میلیاردها والامنشی باشید که هرگز از این والامنشی استفاده‌ای بجز توجیه وجود نباتی خود نمی‌برند.

اینست که زاهد هرچه پیرتر می‌شود، یا به عبارت بهتر هرچه میزان «زمان سوخته»ی او بالاتر می‌رود، بدخلق‌تر و در پایبندی به عقاید خود مستحکم‌تر می‌شود. دشوار است پذیرفتن اینکه تمام زندگی خود را به پای «اهداف والا»یی هدر داده‌اید که هیچکدام به جایی نرسیده و اکنون باید بپذیرید که این اندک زمان محدودی که در این جهان به ما داده شده، پای تعقیب افسانه‌های دلفریب به هدر رفته.

واقعا چه اتفاقی خواهد افتاد اگر شما براستی انسانی والا باشید و سعی کنید ادای لاشی‌های رذل‌پیشه را دربیاورید؟ دشواریِ شما دو برابر خواهد شد: یکبار دچار آن سفاحتی می‌شوید که شخصِ فرومایه به وقتِ دوروییِ والانمایانانه‌اش دچارش می‌شود، یکبار دیگر چون استعدادِ ذاتیِ شما در این مورد ضعیف است، آنچنان خودتان را مسخره و مضحک می‌کنید که بچه‌های 10 ساله هم به ریش‌تان خواهند خندید؛ تصور بکنید مثلا نیچه با چنین گفت زتشت‌اش زیر بغل، در خیابان به دخترکان ، دقیقا به همین لحن تکه‌پرانی بکند: «آه ای زیبارو، اینک رخ‌ات چنان رخ از هستی بگرفت که گویی آن «هیچ» ِ همیشه زندگی بوده و تنها تو معنایش». این را بگذارید در کنارِ اینکه اگر شما واقعا انسانِ اصیلی باشید، با این خرفتی‌های پی‌درپی‌ای که نقطه‌‌ی پایانی برایشان نیست، روان‌تان همیشه مسموم، وژدان‌تان همیشه در رنج، ذهن‌تان همیشه مشغول و رویاهاتان همیشه کابوس می‌شود. من واقعا کتاب نمی‌توانستم بخوانم! نمی‌توانستم با شور و حرارتِ پیشین‌ام پیرامونِ چیزی با کسی بحث بکنم و «باشه، هر چی تو میگی درسته» داشت تکه‌کلام‌ام می‌شد، نمی‌توانستم به طور مداوم حتا منظم به امری واحد و جدی فکر بکنم؛ ذهنم تماما پیرامونِ یک چیز می‌گشت: دختر! و هر چیز دیگری که راهِ مرا برای رسیدن به او کوتاه نمی‌کرد، کاملا بیهوده، وقت‌تلف‌کنی و در این اواخر هتا احمقانه بنظر می‌آمد! من فکر می‌کردم که واقعا شاید موضوع این است که روانِ من همچون بدنی که با نوعی از غذا نمی‌سازد، با بازی نمی‌سازد. در همین حال اما تطبیق ِ من با بازی و دریافتِ نتیجه‌های چشمگیر از آن، مرا به شک انداخته بود و می‌خواستم به خودم زمانِ بیشتری بدهم تا اینکه پنج‌شنبه وقتی با دوستان در راهِ شیراز بودیم اتفاقی افتاد که تردیدهای مرا فرو ریخت...

وقتی توی رستورانِ بینِ راهی بودیم، خانواده‌ای به احتمالِ زیاد کارگر را دیدم که پدر و مادر برای کودک‌شان ساندویچی خریده بودند و او مشغولِ خوردن بود، تا اینکه آن را نصفه رها کرد. بعد دیدم که زن و شوهری که از لباس‌هایشان بوی فقر و بیچارگی می‌آمد، ساندویچِ نصفه‌ی فرزند را دو نیم کرده و خوردند.

با هر سطحی از روشنفکری و تفکرِ فلسفی، این اتفاقِ ساده و الان دیگر همه‌جا حاضر همچنان آن جا هست و هر چه ما آن را انکار می‌کنیم و هر چه آن نادیده می‌گذاریم برای نیازدنِ روح و روان‌مان، باز چیزی از دردی که من پدید می‌آورد نمی‌کاهد. در آنجا این چارت به یادم آمد:

Ouroboros

من با الهام از شتو یک جدولی برای نمره دادن به مردان هم بنویسم که دوستان بتوانند درکی عینی‌تر از جایگاه فعلی خودشان در هرم قدرت اجتماعی مردان بدست بیاورند:

۱.
در آمد زیر ۱ میلیون : -۲
در آمد بین ۱ تا ۳ میلیون: -۱
درآمد ۳ تا ۵ میلیون: ۰
درآمد ۵ تا ۱۵ میلیون: +۱
> در آمد بیش از ۱۵ میلیون: +۲

۲.
قد زیر ۱۷۵: -۲
قد بین ۱۷۵ تا ۱۸۰: ۰
قد بین ۱۸۰ تا ۱۸۸: +۱
قد بین ۱۸۸ تا ۱۹۵ : +۲
قد بالاتر از ۱۹۵: -۲

۳.
خانه‌ی مستقل جنوب شهر: ۰
خانه‌ی مستقل وسط یا شرق شهر : +۱
خانه‌ی پدری: -۱
خانه‌ی مستقل شمال یا غرب شهر: +۲

۴.
ماشین زیر ۵۰ میلیون: -۱
بی‌ماشین!: ۰
ماشین بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون: ۰
ماشین بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلیون: +۱
ماشین بین ۳۰۰ تا ۸۰۰ میلیون: +۲
ماشین گران‌تر از ۸۰۰ میلیون: -۱ (دارید کمبود چیزی را جبران می‌کنید)
موتور بالاتر از ۱۰۰ میلیون: +۲

۵.
قیافه‌ی معمولی : ۰
قیافه‌ی زشت: -۱
قیافه‌ی کیری: -۲
قیافه‌ی مردانه: +۲
قیافه‌ی «خوشگل»: +۱

۶.
بدن چاق: -۱
بدن معمولی: ۰
بدن لاغز: -۲ (بله، لاغر در نظر زنان زشت‌تر است از چاق!)
بدن ورزیده: +۱
بدنسازی + ۵ سال : +۲

۷.
تعداد شریک جنسی زیر ۳ = -۲
تعداد شریک جنسی ۳-۸ = -۱
تعداد شریک جنسی ۸-۲۰ = ۰
تعداد شریک جنسی +۲۰ = +۱
تعداد شریک جنسی ۲۰-۱۰۰ = +۲
تعداد شریک جنسی سه رقمی یا بیشتر = -۱ (می‌ترسند از بکن‌-در-رو)

۸.
زیر دیپلم: -۲
دیپلم: ۰
لیسانس: +۱
فوق‌لیسانس: +۲
دکتری: -۲
(پزشکی: -۳! مُهر بتایی‌ست بر پیشانی شما! باید با کُلی بازی آنرا جبران بکنید اگرنه هیچ دختری شما را بجز «کیس ازدواج» نخواهد دید)

۹.
تعداد دوستان مذکر زیر ۳ = -۲
تعدا دوستان مذکر ۳-۵ = -۱
تعداد دوستان مذکر ۵-۱۰ = ۰
تعداد دوستان مذکر ۱۰-۲۰ = +۱
تعداد دوستان مذکر ۲۰-۵۰ = +۲
تعداد دوستان مذکر +۵۰ = -۲ (لش!)

۱۰.

بتای بی‌بازی: -۱
بازی‌آموز تازه‌کار: ۰
بازیکن باتجربه: +۲
بازیکن حرفه‌ای: +۴
منکر بازی: -۱ 😌
«مرد فمینیست»: -۱۰ 😝

یک لحظه فکر کردم که من به چه می‌اندیشم و آن زن و شوهر به چه؟ من در پی یک شماره بالا بردنِ شرکای جنسی خودم هستم و برای دخترانِ 8 و 9 له‌له می‌زنم و آنها برای سیر کردنِ شکم فرزندِ خود در اضطراب! بیش از این از تحملِ من خارج بود و من دیگر نمی‌توانستم آنور بنشینم و «کفر» بگویم و چلوکبابم را بخورم و بعد بنشینم در اینجا و آنجا روشنفکری بنویسم در حالی‌که آنسوتر در آغوش دلبرکی نغمه‌ی بندگی بخوانم. مشکلِ من همین بود، من نمی‌توانستم و نمی‌توانم بطورِ جدی هم نقشِ یک آدم مارمولکِ بی‌تفاوتِ زن‌پرست را بازی بکنم و هم اینکه به آنچه ایده‌آلهای فلسفی من است فکر بکنم و برایشان دنبالِ راه‌ِ حل باشم. نمی‌توانستم وقتی از من پرسیده می‌شود « چرا از فمنیسم بدت میاد؟»، مثلِ احمق‌ها فقط بگویم «چون مسخره‌بازی درمیارن این فمنیسم‌ها، کی گفته من زن‌ستیزم؟آخه من زن‌ستیزم ؟من زنارو خیلی هم دوست دارم و بهشون احترام میزارم» و مشتاقانه منتظر بشوم تا او بگوید« اول اینکه، فمنیسم‌ها نه و فمنیست‌ها، دوم اینکه منظورِ فمنیست‌ها مردای گُلی مثلِ تو که نیست عزیزم، اونا با مردای بدی کار دارن که زن‌ستیز هستن، به زنا تجاوز می‌کنن، کتک‌شون می‌زنن و... » و «عه؟! اینطوریه؟! من نمی‌دونستم، پس منم فمنیسم‌ام!». ساده است؟ برای من اصلا اینطور نیست، من نمی‌توانم بروم در جلسه‌ی فالگیری بنیشینم و نیشم را تا بنا گوش برای دخترکان باز بکنم و فردا بیایم اینجا در ستیز با خرافه‌پرستی بنویسم. این هر دو را من نمی‌توانم همزمان پیش ببرم، امیدوارم دوستان به شکلی این مشکل را حل کرده باشند.

Ouroboros #۱۲۲
Dariush

من علارغمِ موفقیت‌های خودم در بازی، نهایتا تصمیم گرفتم از آن بطور کامل خارج شوم، و راهِ خودم را بروم. اما یک پرسش دارم؛ اومگا، بتا و آلفا، در چه شرایطی پرورش می‌یابند؟ آیا غریزی‌ست یا آنکه یک آلفا می‌تواند به بتا یا برعکس تبدیل شود؟ کلا آنچه باعث می‌شود یک بچه تبدیل به آلفا، بتا یا امگا شود چیست؟

امیدوارم در زندگی موفق باشید، اما از اصول بازی همچنان استفاده خواهید کرد. جالبی بازی اینست که همه‌ی آنچه خوانده‌اید به هنگام رخ دادن موقعیتی که درباره‌ی آن صحبت شده به ذهن شما هجوم می‌آورد و بجز آن نمی‌توانید رفتاری بکنید. من اگر فرصت بکنم شاید آن نوشته‌ی موعود درباره‌ی سبک‌های گوناگون بازی را هم پُست بکنم و شما را به این محفل باز بگردانم، چون این مسائلی که برپاد بازی مطرح کرده‌اید بیشتر مربوط هستند به سبک بازی شخصی من نه خود ِ بازی. 🌺

آلفا و امگا و بتا مجموعه‌ی رفتارهای شماست نه تیپ ِ شخصیتی شما. یک مثال: حتی بتاترین مرد عالم در برابر زنی که او را هیچ جذاب نمی‌یابد، یا حتی چندش‌آور تلقی می‌کند به مثابه‌ی یک آلفا رفتار می‌کند. شما کافی‌ست برای آزمایش این بروید بیرون و به پنج دختر که اصلا از آنها خوشتان نمی‌آید پیشنهاد دوستی بدهید. احتمالا تعجب خواهید کرد اما همه‌ی اظطراب شما، همه‌ی «ایرادات» بازی شما و ... بلافاصله محو می‌شوند. درصد موفقیت‌تان هم چند برابر می‌شود!

پس این تقسیم‌بندی‌ها از یک موقعیت ذهنی شروع می‌شود، با تجلی آن موقعیت ذهنی در جهان عینی ادامه می‌یابد و با تصویری که شما مشتاق به پروجکته کردن از خودتان هستید کامل می‌شود. آلفا همانست که آلفا می‌کند.

درباره‌ی اینکه چه می‌شود که مردی یکی از این الگوهای رفتاری را به عنوان تیپ ِ شخصیتی خود بازشناسی می‌کند تئوری‌های مختلفی وجود دارد، محبوب‌ترین آنها همان ِ رولو توماسی که «شرطی کردن» رفتار پسربچه‌ها از بدو تولد برای تسلیم بودن در برابر زنانگی را دلیل آن تلقی می‌کند. من اما معتقدم نقش اصلی را نه جامعه، نه مدرسه و نه خانواده که شخص پدر ایفا می‌کند!

پدر مهمترین نقش متصور را در زندگی پسر خود ایفا می‌کند و حذف او از پروسه‌ی تربیت فرزندان در سبک زندگی ماشینیزه که مستلزم خروج پدر از خانه بود باعث شد کودکان یکسره به مادرانشان سپرده بشوند و آنها هم خیانت در امانت کردند. پسرانی ضعیف و دخترانی لاشی محصول این خانواده‌ها بودند و هیچ چیز برای مرد نازیباتر از ضعف و برای زن چندش‌آورتر از لاشی‌گری نیست. زنان فرزندانی تربیت کردند که مایه‌ی چندش و بیزاری مطلق جنس مخالفشان بود و این شرایط سایش متقابل نتیجه‌ی آن شد که زنان از مردان بیزارند و مردان از زنان چندششان می‌شود. باور نمی‌کنید من چند دختر زیبا و جوان را طی چند ماه گذشته به شکل «پیش‌بینی ناپذیر»(مثلا در قرار اول)به رخت‌خواب کشانده‌ام و بدنشان «پشمالو» بوده! در غرب هم این اتفاق می‌افتاد.. زن ِ مدرن ِ مستقل ِ بکارت‌ستیز ِ لاشی کمتر از باکره‌ی ده سال پیش می‌کند، چرا؟ : مرد جذاب به اندازه‌ی کافی وجود ندارد!

Nevermore #۱۲۳

به نظر من اوضاع آن اندازه که داریوش می گوید وخیم نیست.بازی مفهومی است فراتر از کشاندن زنها به رخت خواب،برخی از این اصول حتی در جمع های مردانه هم به کار شما می آید،کافی است با دختری براستی زیبا به یک مهمانی بروید و ببینید که چگونه چشمهای مردان دیگر چهارتا می شود و احترام آنها به شما چندین برابر.به غیر از این بازی به شما می آموزد که هرگز زنان را بیش از آنکه شایسته ی آن هستند دوست نداشته باشید و حتی اگر میتوانید هیچ دوست نداشته باشید،این به نفع خودمان است مرد بتایی که تمام احساسات خود را خرج یک زن می کند و جواب نه می شنود زندگی اش براستی ویرانه می شود اما شمایی که بازی را آموخته اید و درباره اش خوانده اید پاسخ نه زن را به بیضه های خود حواله می دهید،باور کنید پیشرفت عظیمی است.یکی از نکات جالب برای من این است که قوانین بازی چیز چندان جدیدی نیستند،تنها ما آنها را نادیده می گرفتیم و گمان می کردیم که در رابطه با زنان اینگونه نیست.بخش بزرگی از این نادانی به نظرم تقصیر مدیا است و همانطور که امیر گفت تربیت فرزندان.اینکه زنی آن بیرون پیدا شود و بدون هیچ تلاشی از جانب ما عاشق مان شود دروغ مسخره ایست.پرسش من این است که شما به کدام مرد احترام بیشتری می گذارید؟آنکه اعتماد به نفس بالایی دارد و یا آنکه نمی تواند دو کلمه حرف بزن؟همه ی ما به مرد قدرتمند،ثروتمند،مغرور،با اعتماد به نفس بالا،بذله گو،خوش صحبت و ... احترام بیشتری می گذاریم.تمرین و سعی وخطا چیزی است که از بدو تولد آنرا می آموزیم. دانشمندی که اگر هزار بار در رسیدن به فلان نتیجه ی علمی شکست بخورد باز هم تلاش می کند تا به نتیجه برسد،وقتی از یک دختر نه می شنود خرد می شود.چرا؟مگر چه تفاوتی است میان این کار با آن؟به نظرم این خود ما هستیم که نمی خواهیم واقعیت را قبول کنیم،اصول بازی در تمام زندگی ما جریان دارد،تمرین،پشتکار،آموختن،سعی

و خطا،کسب تجربه اینها همه و همه را می دانیم اما به برخورد با زنان که می رسیم توقع داریم سریع و بی درنگ عاشق ما بشوند،خب بگویید ببینم براستی عاشق چه بشوند؟

Dariush #۱۲۴
Ouroboros

آلفا و امگا و بتا مجموعه‌ی رفتارهای شماست نه تیپ ِ شخصیتی شما

پس این دسته‌بندی بیشتر بر اساسِ منشِ اشخاص است تا طبیعت‌شان. من به این قبلا از نوشتههای شما مشکوک شده بودم، اما مطمئن نبودم؛ خب پس یک آلفا می‌تواند بتا بشود و برعکس... و هتا از این هم بیشتر: خودِ یک عمل هم می‌تواند آلفا یا بتا باشد. پس از آلفا هم رفتارهای بتا ممکن است دیده بشود.

Nevermore

به نظر من اوضاع آن اندازه که داریوش می گوید وخیم نیست.بازی مفهومی است فراتر از کشاندن زنها به رخت خواب،برخی از این اصول حتی در جمع های مردانه هم به کار شما می آید،کافی است با دختری براستی زیبا به یک مهمانی بروید و ببینید که چگونه چشمهای مردان دیگر چهارتا می شود و احترام آنها به شما چندین برابر.به غیر از این بازی به شما می آموزد که هرگز زنان را بیش از آنکه شایسته ی آن هستند دوست نداشته باشید و حتی اگر میتوانید هیچ دوست نداشته باشید،این به نفع خودمان است مرد بتایی که تمام احساسات خود را خرج یک زن می کند و جواب نه می شنود زندگی اش براستی ویرانه می شود اما شمایی که بازی را آموخته اید و درباره اش خوانده اید پاسخ نه زن را به بیضه های خود حواله می دهید،باور کنید پیشرفت عظیمی است.یکی از نکات جالب برای من این است که قوانین بازی چیز چندان جدیدی نیستند،تنها ما آنها را نادیده می گرفتیم و گمان می کردیم که در رابطه با زنان اینگونه نیست.بخش بزرگی از این نادانی به نظرم تقصیر مدیا است و همانطور که امیر گفت تربیت فرزندان.اینکه زنی آن بیرون پیدا شود و بدون هیچ تلاشی از جانب ما عاشق مان شود دروغ مسخره ایست.پرسش من این است که شما به کدام مرد احترام بیشتری می گذارید؟آنکه اعتماد به نفس بالایی دارد و یا آنکه نمی تواند دو کلمه حرف بزن؟همه ی ما به مرد قدرتمند،ثروتمند،مغرور،با اعتماد به نفس بالا،بذله گو،خوش صحبت و ... احترام بیشتری می گذاریم.تمرین و سعی وخطا چیزی است که از بدو تولد آنرا می آموزیم. دانشمندی که اگر هزار بار در رسیدن به فلان نتیجه ی علمی شکست بخورد باز هم تلاش می کند تا به نتیجه برسد،وقتی از یک دختر نه می شنود خرد می شود.چرا؟مگر چه تفاوتی است میان این کار با آن؟به نظرم این خود ما هستیم که نمی خواهیم واقعیت را قبول کنیم،اصول بازی در تمام زندگی ما جریان دارد،تمرین،پشتکار،آموختن، سعی و خطا،کسب تجربه اینها همه و همه را می دانیم اما به برخورد با زنان که می رسیم توقع داریم سریع و بی درنگ عاشق ما بشوند،خب بگویید ببینم براستی عاشق چه بشوند؟

اما اشکالِ من جای دیگری‌ بود و تمامِ اینها را من قبلا کم و بیش داشتم و هیچ PUAی نیست که بتواند تضمین بکند تمام اینهایی که شما برشمردید تنها از طریقِ بازی‌ست که تضمین می‌شود! موضوع قدری پیچیده‌تر است؛ فرض کنید که من خودم تا الان احترام به افراد به واسطه‌ی ثروت‌شان را همیشه تقبیح می‌کرده‌ام اما با بازی قرار است خودم از طریق ثروت احترام کسب بکنم و من تا الان نمی‌توانستم به این سادگی دروغ بگویم و شخصیتی حبابی و بی‌وجود از خودم بسازم، حالا اما مثلِ آبِ خوردن باید دروغ بگویم و «هرآنچه هستم اهمیتی ندارد، آنچه از خودم نشان می‌دهم است که مهم است»، راست‌اش من نمی‌دانم ایراد دقیقا از کجاست ولی بی‌شک یک موردش «پدر»م است. من پدری داشتم بسیار والامنش، جوانمرد و بزرگمنش؛ کسی که بزرگترین انسانِ زندگی من بود و من هرچه می‌کنم از سلطه‌ی شخصیتِ او در روانم نمی‌توانم رها بشوم. بازی بی‌شک نقشِ پس‌زمینه‌ای خودش را در من ایفا خواهد کرد، اما من حداقل زمانی دراز نیاز دارم تا بتوانم راهی برای گنجاندنِ بازیِ حرفه‌ای و جدی در روانم و شخصیت‌ام پیدا بکنم.

Ouroboros #۱۲۵
Dariush

پس این دسته‌بندی بیشتر بر اساسِ منشِ اشخاص است تا طبیعت‌شان. من به این قبلا از نوشته‌های شما مشکوک شده بودم، اما مطمئن نبودم؛ خب پس یک آلفا می‌تواند بتا بشود و برعکس... و هتا از این هم بیشتر: خودِ یک عمل هم می‌تواند آلفا یا بتا باشد. پس از آلفا هم رفتارهای بتا ممکن است دیده بشود.

البته، بسیاری از این «مردان خوب» در نبردی روزمره با مردانگی و انسانیت خود به سر می‌برند تا مطابق اتیکت ِ فمینیستی-سنتی رفتار بکنند، برای خود من سالها شکنجه‌ی روانی بود و بابت آن از تمام زنانی که به زندگی‌ام وارد می‌شدند عمیقا بیزار بودم. حالا شما ممکن است «رانه»های طبیعی داشته باشید که شما را به یک جهت می‌راند، مثلا سادیست باشید و از آزار دیگران، به خصوص زنان لذت ببرید، اما باز در پایان روز رفتار شما تعیین کننده‌ی نهایی ماجراست.

نه فقط بیشتر مردان سطحی مشخص از رفتار دوگانه‌ی بتا-آلفا هستند، اغلب کسانی که رفتارهای آلفاتر را بیشتر بروز می‌دهند هم در پایان محکوم به بتا شدن خواهند بود زیرا کُل ماشین فرهنگ‌ساز اجتماعی در این جهت تنظیم شده که او «سرانجام» باید «بالغ» بشود و «مرد» بشود و زندگی خود را به پای زنی خرفت فدا بکند. سرنوشت بسیار غم‌انگیزی دارند این مردان «طبیعی»، مثل پادشاهان باشکوهی هستند که به گدایی درافتاده.

Unknown #۱۲۶
Ouroboros

جای این سوال در همان جستار آموزش بازی‌ست. تعریف مرد آلفا، بتا و امگا «همان‌گویی»ست:
آلفا: خواستنی برای زنان از هر نظر(شرکای جنسی در تمام طول زندگی بیش از بیست نفر).
بتا: خواستنی برای زنان از نظر مالی، در مقام یک «فراهم‌آورنده»(شرکای جنسی در تمام طول زندگی بیش از سه نفر، کمتر از بیست نفر).
امگا: مرد ناخواستنی(شرکای جنسی کمتر از سه نفر).
بازیکن: مردی که رفتار مرد الفا را مطالعه و تقلید می‌کند(شرکای جنسی بیش از ۴۰ نفر).

آیا این تعاریف قرار است تمام مردان (دگرجنسگرا) را پوشش دهد؟ ویژگیهای شخصیتی که معمولا برای مرد آلفا یاد می کنید، الزاما با تعداد شرکای جنسی بالای 20 نفر همراه نیست. تکلیف این دسته از مردان چه می شود؟ آیا امکان ندارد یک مرد با ویژگیهای شخصیتی آلفا، بخواهد با مثلا دومین شریکش ازدواج کند؟ بسیاری از ویژگیهای آلفا میان مردان در جامعه سنتی مردسالار خودمان وجود داشته، و خیلی از آنها اولین و آخرین شریکشان همان همسرشان بوده است.

Ouroboros #۱۲۷
Unknown

آیا این تعاریف قرار است تمام مردان (دگرجنسگرا) را پوشش دهد؟ ویژگیهای شخصیتی که معمولا برای مرد آلفا یاد می کنید، الزاما با تعداد شرکای جنسی بالای 20 نفر همراه نیست. تکلیف این دسته از مردان چه می شود؟ آیا امکان ندارد یک مرد با ویژگیهای شخصیتی آلفا، بخواهد با مثلا دومین شریکش ازدواج کند؟ بسیاری از ویژگیهای آلفا میان مردان در جامعه سنتی مردسالار خودمان وجود داشته، و خیلی از آنها اولین و آخرین شریکشان همان همسرشان بوده است.

بله همه‌ی مردان را شامل می‌شود.
اینها متعلق به جامعه‌ی پسا-انقلاب‌جنسیتی هستند، در جامعه‌ی سنتی ممکن است یک مرد تعداد شرکای جنسی به مراتب کمتری داشته باشد(مثلا یک آلفا در افغانستان)، مسئله اینست که در صورت بروز امکان اجتماعی ایشان «امکان» و «شانس» نقد کردن پتانسیل خود را در بازار جنسی/جنسیتی دارند.

Anarchy #۱۲۸
Ouroboros

آلفا و امگا و بتا مجموعه‌ی رفتارهای شماست نه تیپ ِ شخصیتی شما. یک مثال: حتی بتاترین مرد عالم در برابر زنی که او را هیچ جذاب نمی‌یابد، یا حتی چندش‌آور تلقی می‌کند به مثابه‌ی یک آلفا رفتار می‌کند. شما کافی‌ست برای آزمایش این بروید بیرون و به پنج دختر که اصلا از آنها خوشتان نمی‌آید پیشنهاد دوستی بدهید. احتمالا تعجب خواهید کرد اما همه‌ی اظطراب شما، همه‌ی «ایرادات» بازی شما و ... بلافاصله محو می‌شوند. درصد موفقیت‌تان هم چند برابر می‌شود!

😄

https://www.youtube.com/watch?v=omcxjXiWwpU

Ouroboros #۱۲۹
undead_knight

sorry for questions.

در حقیقت اگر برگردید به پست‌های ایشان و نگاهی به آنچه می‌نویسند بیاندازید می‌بینید ۹۰٪ آنچه می‌نویسد «جمله‌ی سوالی» هستند نه «جمله‌ی خبری». زهر آنها را هم خبری هستند با شکلک و اطوار می‌گیرد. آن بیرون در جهان واقعی این به نظر من در میان بهترین روش‌ها برای بازشناسی بتا/امگا/آلفا از یکدیگر و سنجیدن ارزش مردان است، چنانکه طرف چندان از خود نامطمئن، از اخذ موضع و ایستادن بر آن گریزان، و از بر خطا بودن و لطمه‌ای که چنان «فاجعه‌ای» می‌تواند به «شهرت» او بزند هراسان است که همه‌ی آنچه می‌گوید یک «علامت سوال» آخرش دارد. یک روش Passive-Agressive و چاکرمأبانه است برای اخذ تائید و دعوت جناح مقابل به تأمل بیشتر، شما او را بطور موقت به جایگاه مرجعیت برمی‌کشید.

تحقیر ضمنی خودتان برای پذیرفته شدن توسط دیگران روش موثری‌ست اگر می‌خواهید به عنوان نوکر خانه‌زاد «پذیرفته» بشوید، اما هر از آگاهی گیر رندی مثل من می‌افتید که دست شما را می‌گذارد در پوست گردو و شما را وسط راه ملاقات نمی‌کند و نتیجه می‌شود اینکه شما خودتان را بی‌فایده در حضور جمع تحقیر کرده‌اید. یک ایراد دیگر این روش آنست که امروز به اندازه‌ی دویست سال پیش که همه درپی اثبات برتری خود بر دیگران بودند و مردی که داوطلبانه صحنه‌ی رقابت را ترک می‌کرد برتری ماکیاوولیستی پیدا می‌کرد، موثر نیست. همه‌ی مردان ضعیف ِ زن‌صفت دیگر آن بیرون از همین روش استفاده می‌کنند.

پس «مرد باشید» و یک موضع بگیرید، به زندگی رقت انگیز خود بنگرید تا بفهمید چگونه حتی مردن در راه موضعی نادرست بهتر است از زندگی بینابین و میانه‌حال. اگر اینجا که چهارتا خواننده‌ی فکسنی دارد از موضع گرفتن وحشت دارید آن بیرون که خبری از مستعارنویسی و نور آرامش‌بخش مانیتور نیست چگونه می‌خواهید زندگی بکنید؟

شما چون قصد طرح موضع می‌کنید همواره بدانید که جمله‌ خبری>جمله‌ سوالی. به جای اینکه از دختر بپرسید «چند سالته» بگویید «به نظر سی ساله میای»، به جای آنکه بپرسید «اهل کجایی» بگویید «به نظر رشتی میای» و ... خواهید دید که هیچ اهمیتی ندارد که حدستان درست بوده یا نه، اگر درست یا نزدیک به حقیقت باشد دختر می‌خواهد بداند «از کجا می‌دانستی»ِ، اگر دور از حقیقت و مضحک باشد، چه بهتر، خودش را می‌کشد تا بفهمد «چرا چنین فکری کردی»...

Nevermore #۱۳۰

امیر عزیز،در سرتاسر مطالب پی یو ای ها نوشته شده که لبخند از اساسی ترین اصول است.من تعجب می کنم شما چطور می گویید مخرب است؟مگر کاکی فانی از جذابترین شخصیت ها برای زنان نیست؟

Ouroboros #۱۳۱
Nevermore

امیر عزیز،در سرتاسر مطالب پی یو ای ها نوشته شده که لبخند از اساسی ترین اصول است.من تعجب می کنم شما چطور می گویید مخرب است؟مگر کاکی فانی از جذابترین شخصیت ها برای زنان نیست؟

در توضیح ان در جستار دیگری نوشتم.
لبخند بتا: 😃
پوزخند آلفا: 😏
لبخند امگا: 😊

من خودم اولین پی‌یو‌ای هستم که تفاوت میان اینها را دریافته و با «لبخند بزنید» نصیحت مخرب تحویل کسی نمی‌دهد. 😏
الان در ایران به نظر من بهترین استراتژی همین پوزخند است، چون باقی مردان همگی استراتژی «اخم مطلق» اتخاذ کرده‌اند، و شما اگر می‌خواهید متفاوت و همچنان جذاب، یا چه بسی «جذاب‌ترین» باشید، صورتی ریلکس و نگاهی خیره به دوردست و پوزخند تمسخرآمیز چنانکه گویی لطیفه‌ای قدیمی را به خاطر آورده‌اید بهترین روش است.

Nevermore #۱۳۲
Ouroboros

در توضیح ان در جستار دیگری نوشتم.
لبخند بتا: 😃
پوزخند آلفا: 😏
لبخند امگا: 😊

من خودم اولین پی‌یو‌ای هستم که تفاوت میان اینها را دریافته و با «لبخند بزنید» نصیحت مخرب تحویل کسی نمی‌دهد. 😏
الان در ایران به نظر من بهترین استراتژی همین پوزخند است، چون باقی مردان همگی استراتژی «اخم مطلق» اتخاذ کرده‌اند، و شما اگر می‌خواهید متفاوت و همچنان جذاب، یا چه بسی «جذاب‌ترین» باشید، صورتی ریلکس و نگاهی خیره به دوردست و پوزخند تمسخرآمیز چنانکه گویی لطیفه‌ای قدیمی را به خاطر آورده‌اید بهترین روش است.

پرسش دیگر اینکه مگر talkative بودن و پر حرفی جذابیت نمی آورد؟من به نظرم شاد بودن همواره بهتر از ساکت و اخمو بودن است.انسانهای شاد معمولا از اعتماد به نفس بسنده برای جذب زنان برخوردارند،این وسط یک مشت کسخل الکی شاد و مشنگ هم وجود دارند که خب منظور آنها نیست.به نظرم حتی این کس مشنگان هم از مرد امگای عقده ای شانس بیشتری دارند.چگونه می توان از این برداشت "امگای عقده ای" توسط زنان با این روشی که شما می گویید جلوگیری کرد؟مشکل اینجاست که همواره مرد است که باید پا پیش بگذارد و first impression بخش بسیار مهمی است.چگونه با چنان شخصیتی که شما توصیف می کنید این کار را می توان انجام داد؟

Ouroboros #۱۳۳
Nevermore

پرسش دیگر اینکه مگر talkative بودن و پر حرفی جذابیت نمی آورد؟من به نظرم شاد بودن همواره بهتر از ساکت و اخمو بودن است.انسانهای شاد معمولا از اعتماد به نفس بسنده برای جذب زنان برخوردارند،این وسط یک مشت کسخل الکی شاد و مشنگ هم وجود دارند که خب منظور آنها نیست.به نظرم حتی این کس مشنگان هم از مرد امگای عقده ای شانس بیشتری دارند.چگونه می توان از این برداشت "امگای عقده ای" توسط زنان با این روشی که شما می گویید جلوگیری کرد؟مشکل اینجاست که همواره مرد است که باید پا پیش بگذارد و first impression بخش بسیار مهمی است.چگونه با چنان شخصیتی که شما توصیف می کنید این کار را می توان انجام داد؟

پرحرفی جذاب نیست، چه بسی در میان چندش‌آورترین ویژگی‌های یک مرد باشد! موقع مخ‌زنی هم هرگز به چیزی بجز مظطرب بودن تعبیر نخواهد شد

و درصد موفقیت شما را شدیدا کاهش می‌دهد. خلاصه‌گویی هوشمندانه جذاب‌ترین ویژگی ممکن است، این مردانی که یک جمله‌ی مرتبط، بامزه و کوتاه می‌گویند. اما هرکسی قادر به آن نیست. بعد از این سخن‌دانی ِ هدفمند بهترین گزینه است، اینکه شما بتوانید یک گفتگو را آغاز بکنید و دنبال بکنید و رهبری بکنید و به نتیجه برسانید، سپس و درپی پدید آمدن جذابیت، بلافاصله به لاک «سکوت» و «کم‌حرفی» فرو بروید. مرد شلوغ ممکن است آنقدر «جالب» باشد که ایجاد جذابیت بکند، این زیاد اتفاق می‌افتد بخصوص میان بازیکنان، Sasha PUA یک نمونه‌ی ایده‌آل از بازی برون‌گرای پرانرژی ِ شلوغ است که به ذهن من می‌رسد، اما او حقیقتا دارد حرفهای جالبی می‌زند و کارهای جالبی می‌کند، این جالب بودن است که او را جذاب می‌کند به رغم شلوغی نه بالعکس. خود شلوغ بودن هرگز محرک جذابیت نیست، کافی‌ست به تصویر کلاسیک «آبدارچی حشری و دلقک‌صفت» در ادبیات ایرانی نگاهی بیاندازید، مردی که با جایگاه نازل اجتماعی دائم شلوغ بازی در می‌آورد و وراجی می‌کند و سر همه را می‌خورد.

خود من بدلیل برونگرایی و سخن‌دانی آدم بسیار شلوغی هستم، و همیشه از این بابت رنج کشیده‌ام! اگر موضوعی که دارید درباره‌ی آن حرف می‌زنید، نحوه‌ی حرف زدنتان درباره‌ی آن و زبان بدنی که این تکلم را همراهی می‌کند حقیقتا «جالب» نیست، هیچ شانسی برای برانگیختن جذابیت ندارید. این سبک بازی عوضی بامزه سبک بازی شخصی من و چند نفر دیگر است، هیچ مناسب آدم درون‌گرای خجالتی نیست. من امروز که وقت آزاد دارم حتما وعده‌ی معرفی سبکهای مختلف بازی را عملی می‌کنم!

اما مردان ساکت که شما صحبتشان را می‌کنید معمولا «زیادی» ساکت هستند، و سکوتشان منفعل است. برای سکوت جذاب، آن سکوتی که مرد را جدی و والا و برجسته نمایش می‌دهد بنگرید به کاراکتر جیمز باند!

Crusader #۱۳۴
Ouroboros

در توضیح ان در جستار دیگری نوشتم.

در کدام جستار نوشته بودید؟
یکی از دختری که من هم‌اکنون با ایشان هستم مدام به من می‌گوید «خیلی سرشار انرژی هستی، همیشه شادی و ...» و به زعم من هم به جذابیت من می‌افزاید! این یعنی اشتباه می‌کرده‌ام؟ 😨😰

Ouroboros

پرحرفی جذاب نیست، چه بسی در میان چندش‌آورترین ویژگی‌های یک مرد باشد! موقع مخ‌زنی هم هرگز به چیزی بجز مظطرب بودن تعبیر نخواهد شد

همانطور که گفتید پرحرفی از نوعی که بتواند به «اضطراب» تعبیر شود مخرب است، شما در هر موضوعی که حرافی می‌کنید (نه موضوعاتی که امگای مفلوک به پیش می‌کشد) اگر متسلط و چیزه باشید که دیگر چندش‌آور نیست!

ویرایش : آن جستار را اکنون دیدم! 💩

Crusader #۱۳۵

داریوش گرانمایه شنیدم که با آن دختر کذایی به بن‌بست رسیدید و اینک با بتای خروشان وجودتان در مبارزه‌ی احساسی/روانی قرار دارید؟
باید بگویم که با شنیدن چنین اعترافی حقیقتا منقلب شدم، چه که غبار کهولت را از خاطره‌های دردناک نوجوانی‌ام زدود و یاد روزگاران بتازدگی‌ام افتادم. برای همین درد روانی رفیقی چون شما برای من کاملا به احساس میاید و با دیدن حال و روزتان متاثر می‌شوم... من توشه‌ی آن روزگاران را به شما می‌دهم، شاید تجربه‌ی من مرهمی برای شما شود. بارها پیش آمده دختری به من «نه» گفته باشد، دختری را که با تمام تمنای درونی او را می‌خواستم، دختری را که با دیدن ظواهر آراسته‌ی او در پوست و گوشت و خون و استخوانم انقلابی از شور و شعف برپا می‌شد، تمام سلول‌های وجودم او را فریاد می‌زدند و دورنمای زندگی «بدون او» برای من باورنکردنی و غیرممکن بود! به من «نه» گفته بگوید و من ویران شوم، شب‌های من تباه شود و تنها مونس و هم‌درد ضجه‌های من چهارچوب اطاق خاموشی باشد...

پس بگویید ببینیم چه شده گرامی؟ شاید تجربه‌های من برای شما راهنما شد؟

😞

undead_knight #۱۳۶
Ouroboros

در حقیقت اگر برگردید به پست‌های ایشان و نگاهی به آنچه می‌نویسند بیاندازید می‌بینید ۹۰٪ آنچه می‌نویسد «جمله‌ی سوالی» هستند نه «جمله‌ی خبری». زهر آنها را هم خبری هستند با شکلک و اطوار می‌گیرد. آن بیرون در جهان واقعی این به نظر من در میان بهترین روش‌ها برای بازشناسی بتا/امگا/آلفا از یکدیگر و سنجیدن ارزش مردان است، چنانکه طرف چندان از خود نامطمئن، از اخذ موضع و ایستادن بر آن گریزان، و از بر خطا بودن و لطمه‌ای که چنان «فاجعه‌ای» می‌تواند به «شهرت» او بزند هراسان است که همه‌ی آنچه می‌گوید یک «علامت سوال» آخرش دارد. یک روش Passive-Agressive و چاکرمأبانه است برای اخذ تائید و دعوت جناح مقابل به تأمل بیشتر، شما او را بطور موقت به جایگاه مرجعیت برمی‌کشید.

تحقیر ضمنی خودتان برای پذیرفته شدن توسط دیگران روش موثری‌ست اگر می‌خواهید به عنوان نوکر خانه‌زاد «پذیرفته» بشوید، اما هر از آگاهی گیر رندی مثل من می‌افتید که دست شما را می‌گذارد در پوست گردو و شما را وسط راه ملاقات نمی‌کند و نتیجه می‌شود اینکه شما خودتان را بی‌فایده در حضور جمع تحقیر کرده‌اید. یک ایراد دیگر این روش آنست که امروز به اندازه‌ی دویست سال پیش که همه درپی اثبات برتری خود بر دیگران بودند و مردی که داوطلبانه صحنه‌ی رقابت را ترک می‌کرد برتری ماکیاوولیستی پیدا می‌کرد، موثر نیست. همه‌ی مردان ضعیف ِ زن‌صفت دیگر آن بیرون از همین روش استفاده می‌کنند.

پس «مرد باشید» و یک موضع بگیرید، به زندگی رقت انگیز خود بنگرید تا بفهمید چگونه حتی مردن در راه موضعی نادرست بهتر است از زندگی بینابین و میانه‌حال. اگر اینجا که چهارتا خواننده‌ی فکسنی دارد از موضع گرفتن وحشت دارید آن بیرون که خبری از مستعارنویسی و نور آرامش‌بخش مانیتور نیست چگونه می‌خواهید زندگی بکنید؟

شما چون قصد طرح موضع می‌کنید همواره بدانید که جمله‌ خبری>جمله‌ سوالی. به جای اینکه از دختر بپرسید «چند سالته» بگویید «به نظر سی ساله میای»، به جای آنکه بپرسید «اهل کجایی» بگویید «به نظر رشتی میای» و ... خواهید دید که هیچ اهمیتی ندارد که حدستان درست بوده یا نه، اگر درست یا نزدیک به حقیقت باشد دختر می‌خواهد بداند «از کجا می‌دانستی»ِ، اگر دور از حقیقت و مضحک باشد، چه بهتر، خودش را می‌کشد تا بفهمد «چرا چنین فکری کردی»...

you are boosting my ego a bit too much😚
خب من اصولا از اونجایی که خیلی بحث طلب هستم هرزگاهی یک رندی مثل تو پیدا میشه که "اوه چه حوصله ای داره" و میاد منو تحلیل میکنه،میتونم این اطمینان رو بهت بدم که از موقع ورودم اونقدری در مورد من حرف زدی که همشون رو جمع کنی به پای تو نمیرسند:)))

هدف من از جملات سوالی معمولا همونطور که خودم چندین بار آشکار و پنهان گفتم اینه که به چیزهایی که میخوام برسم و با اطمینان نسبی نقاط ضعف استدلال طرف مقابل رو پیدا کنم که خب طبیعتا شخص نمیتونه بعدش مدعی بشه"حرف توی دهنش" گذاشتم:))
FYI:این":))..." حالت بای دیفالت صورت منه،چون اصولا ادم خوش خنده ای هستم و البته مثل این مورد به عصبی شدن مخاطب چه توی نت و چه بیرون منجر میشه:))

گذشته از اینکه مواضع من رو تقریبا همه میدونند و میانه روی واقعا با من جور در نمیاد، من بین عمل گرایی بازی و متودولوژی ببحث کردن پیوندی نمیبینم،هدف اثر گذاری روی مخاطب نیتس هدف رسیدن به یک نتیحه درسته که خب البته یک بازیکن در اثر بازی زیاد ممکنه فکر کنه که اهمیت هر چیزی در اثری هست که میزاره :))

Dariush #۱۳۷
Crusader

ریوش گرانمایه شنیدم که با آن دختر کذایی به بن‌بست رسیدید و اینک با بتای خروشان وجودتان در مبارزه‌ی احساسی/روانی قرار دارید؟
باید بگویم که با شنیدن چنین اعترافی حقیقتا منقلب شدم، چه که غبار کهولت را از خاطره‌های دردناک نوجوانی‌ام زدود و یاد روزگاران بتازدگی‌ام افتادم. برای همین درد روانی رفیقی چون شما برای من کاملا به احساس میاید و با دیدن حال و روزتان متاثر می‌شوم... من توشه‌ی آن روزگاران را به شما می‌دهم، شاید تجربه‌ی من مرهمی برای شما شود. بارها پیش آمده دختری به من «نه» گفته باشد، دختری را که با تمام تمنای درونی او را می‌خواستم، دختری را که با دیدن ظواهر آراسته‌ی او در پوست و گوشت و خون و استخوانم انقلابی از شور و شعف برپا می‌شد، تمام سلول‌های وجودم او را فریاد می‌زدند و دورنمای زندگی «بدون او» برای من باورنکردنی و غیرممکن بود! به من «نه» گفته بگوید و من ویران شوم، شب‌های من تباه شود و تنها مونس و هم‌درد ضجه‌های من چهارچوب اطاق خاموشی باشد...

پس بگویید ببینیم چه شده گرامی؟ شاید تجربه‌های من برای شما راهنما شد؟

من این پست شما را تاکنون چرا ندیده‌ام؟!
راستش من گمان می‌کنم پسری که لااقل یکبار شکست عشقی را تجربه نکرده باشد وجود ندارد و بیش از این، من هتا تصور می‌کنم چنین تجربه‌ای برای هر مردی لازم هم هست. بواسطه‌ی چنین تجربه‌ای مرد سالها بعد که از دور به وقایع آن روزگار می‌نگرد می‌بیند که خود نجربه فاقد از اثراتِ روحی روانی‌اش چقدر به او قدرت بخشیده ، چه میزان به او در شناخت فطرتِ زنان یاری رسانده و مهم‌تر از همه چه بسیار به او کمک کرده که خودش را بشناسد. زخم ِ آن تجربه اگرچه همیشه در دل‌اش باقی خواهد ماند، اما اگر کمی شانس و هوش داشته باشد، دیگر هرگز قربانی آن صحنه‌آرایی نخواهد شد. تا آنجا که من میدانم تمام این معلمانِ بزرگِ بازی خودشان روزگاری قربانی آن بازی بوده‌اند(از نیک ساوی و میستری و رولو توماسی گرفته تا امیر خودمان). برای من هم چنین تجربه‌ای تلخ و زرّین وجود داشته. از نوعی بسیار آتشین و رمانتیک و رویایی! دو سالِ تمام من با او خاطراتی بسیار زیبا و درخشان داشتم و شب و روز به یادش بودم تا اینکه یک روز دانستم او با کس دیگری دوست شده، اما این شاید زیاد مهم نباشد، مهم‌تر این بود که او در حین جدایی چنان شخصیت و روانِ نوجوانی مرا با نیش‌های کلامی (به این بهانه که "میخواستم ازم متنفر بشی")لگدمال کرد که چندماه زخم‌خورده و نیمه‌جان، نفس نفس میزدم. او با آنکه از من چندسال بزرگتر بود (تمامِ دوستانِ دختر من تا این اواخر همگی از من بزرگتر بودند!) و خیلی بهتر از من می‌دانست که چنین اتفاقی می‌تواند چه آسیبِ عظیمی به یک نوجوان بزند، اما در مواجهه با کیسی بهتر از من، موتور هایپرگمی‌اش چنان داغ شد که در کمالِ بی‌رحمی هتا به من فرصتِ یک مکالمه‌ی ده دقیقه‌ای را هم نداد.
این تجربه در ذهنم همیشه زنده و پایدار است... . اما پس از همه‌ی این سالها فهمیدم که در واقع او ناخواسته یک لطف بزرگ در حقم کرده و پرده‌هایی از آن سوی رمانتیسم‌های بچه‌گانه‌ام بر روی من گشود که شاید خودم هرگز نمی‌توانستم آن را ببینم.

Dariush #۱۳۸

با تمام پلشتی‌هایی که در یک آلفا هست و همه آنها را می‌شناسیم، باید معترف بود که در او ذاتا یک عنصر حقیقتا ستودنی‌ وجود دارد: صداقت! او همه‌ی آنچه را که می‌خواهد هرگز پشتِ هیچ نقابی پنهان نخواهد کرد. او حتا اگر مستقیما نگوید از دختر فقط کس می‌خواهد، چنان با صراحت این خواسته‌اش را در رفتارش نمود می‌دهد که دختر به خوبی می‌فهمد که نزدِ او چیزی بیش از یک جنده نیست و نخواهد بود. بتا آنچنان مفلوک خودش را پشت نقاب‌های کس‌لیسانه و رومانتیک مخفی می‌کند که حاضر می‌شود دقایقی پیش از ملاقات با یک دختر کف‌دستی برود تا مبادا پیش او کیرش راست بشود و دختر بفهمد که او کیر هم دارد(True Story!). او هرگونه عنصر شهوت‌آمیز، غریزی و خودخواهانه را در ارتباط با معشوقه‌اش گناه می‌پندارد و حاضر می‌شود برای باوراندنِ آن به دختر به هر فلاکتی مبتلا بشود. این در حالی‌ست که مردِ آلفا با افتخار و گردن‌فرازی خودش به ظهور می‌رساند. او هرگز به اینکه دختر یا هرکس دیگر در موردِ او چه فکری می‌کند نمی‌اندیشد و کمترین اهمیتی برای اندیشه‌ی دیگران در موردِ خودش قائل نمی‌شود.
اساسا منشاء اصلی نفرتِ بسیاری از مردان در موردِ آلفاها از همین جا نشات می‌گیرد. همه‌ی آنچه مردانِ دیگر برای رسیدنِ بدان خود را درونِ هزارتوهای بی‌پایان می‌اندازند(رمانتیسم، فمنیسم، اخلاق و... )، همه‌ی آنها را مردِ آلفا پیشاپیش و بطور خودکار در اختیار دارد، بنابراین مردِ آلفا هرگز خود را ملزم به این نمی‌داند که مودب باشد، فروتن باشد، اخلاق‌مدار باشد، آرام باشد و ... همه‌ی اینها در مردانِ دیگر روش‌هایی برای رسیدن به زنان هستند، آلفا این را بدون کمترین تلاشی در اختیار دارد و این است که تخم‌اش هم نیست که دیگران در موردش چه فکر می‌کنند.

Dariush #۱۳۹

حالا که امیر گرامی اینجا هستند من فرصت را غنیمت می‌شمارم و یکی دو پرسش از ایشان می‌پرسم.
امیر یکبار بطور خصوصی به من گفتند که بزنم تو کار فروشندگی به خصوص فروشندگی مانتو چونکه برای خروج از انزوا و بالا بردن مهارتهای تعاملات احتماعی به خصوص در موردِ زنان بسیار کارآ است. من در این مورد با ایشان موافق هستم اما یک موضوعی هست و آن اینکه مثلا راننده تاکسی بودن هم شاید به اندازه‌ی مانتوفروشی کارآ باشد اما همه‌ی مشاغلِ اینچنینی آیا در نظر دختران چیپ و سطح پائین نیستند؟ منظور اینکه من احساس می‌کنم مثلا عنوان مهندس یا دکتر کاریزمای خیلی بیشتر نزد دختران خواهند داشت و شاید بتواند تا حد زیادی کمبود و نقایص مهارتهای اجتماعی را هم پوشش بدهد. اینطور نیست؟

پرسش بعدی که در واقع یک درخواست در مورد راه‌های دک کردن است! این مهارتی‌ست بسیار حیاتی و فوری برای همگان. برای غربی‌ها شاید این موردِ چندان مهمی نباشد، چرا که آنجا برهم زدنِ یک رابطه بسیار ساده‌تر از اینجاست.

و اما در نهایت اینکه این روحیه‌ی بتابودگی به این سادگی‌ها دست‌بردار نیست! ببینید، مثلا در مواجهه با دختری که چندی‌ست با من دوست است، وقتی که می‌گوید: داریوش پس تکلیف ازدواجِ ما چی می‌شه، نمی‌خوای به آینده فکر کنی؟ من می‌دانم که اینجا باید چه بگویم (از همان‌هایی که شما گفتید) اما دانستنِ آن مهم نیست، توانستن‌اش است که مهم است. من البته این را برای خودم نمی‌پرسم، من از پس‌اش خوب برمی‌آیم، برای یکی دو نفر از دوستانِ نزدیک خودم است. پس از اینکه من به آنها در مورد این شرایط و کاری که باید بکنند، می‌گفتند که اگرچه حرف‌هایت یادمان بود، اما انگار زبان‌مان بند آمده بود. در واقع می‌خواستم بدانم که آیا شما راهی برای عملی کردن و خودکاروار کردنِ این روش‌ها برای کسی که سالهای سالها بتا بوده می‌شناسید؟

Ouroboros #۱۴۰
Dariush

حالا که امیر گرامی اینجا هستند من فرصت را غنیمت می‌شمارم و یکی دو پرسش از ایشان می‌پرسم.
امیر یکبار بطور خصوصی به من گفتند که بزنم تو کار فروشندگی به خصوص فروشندگی مانتو چونکه برای خروج از انزوا و بالا بردن مهارتهای تعاملات احتماعی به خصوص در موردِ زنان بسیار کارآ است. من در این مورد با ایشان موافق هستم اما یک موضوعی هست و آن اینکه مثلا راننده تاکسی بودن هم شاید به اندازه‌ی مانتوفروشی کارآ باشد اما همه‌ی مشاغلِ اینچنینی آیا در نظر دختران چیپ و سطح پائین نیستند؟ منظور اینکه من احساس می‌کنم مثلا عنوان مهندس یا دکتر کاریزمای خیلی بیشتر نزد دختران خواهند داشت و شاید بتواند تا حد زیادی کمبود و نقایص مهارتهای اجتماعی را هم پوشش بدهد. اینطور نیست؟

ببینید «پرستیژ» به کلی نشانه‌ای برای گواهی آنست که شما توان حمایت اقتصادی از زن را دارید، و تاج سر مرد بتاست. مرد آلفا به آن نیازی ندارد زیرا خودش به تنهایی (بخوانید ژن‌های مرغوبی که سر سفره می‌آورد) برای زن کافی‌ست و نیازی به عناصر ثانویه، از قبیل ثروت، پرستیژ، جایگاه اجتماعی و ... ندارد. بازی تلاش برای تبدیل شدن به مرد دوم است نه تبدیل شدن به مرد اول.

یک زمانی زنان توان مراقبت مالی از خودشان را نداشتند، اینست که با آقای دکتر ازدواج می‌کردند و با آقای لوله‌کش او را کاک‌اولد می‌کردند. امروز که توان اقتصادی‌شان بیشتر شده، دیگر طرف اقای دکتر نمی‌روند مگر زمانی که دیگر هیچ آقای لوله‌کشی به طرفشان نمی‌آید.

ضمنا من الان کفش زنانه فروشی را ترجیح می‌دهم، مانتوفروشی بسیار دشوار شده و اماکن دائم موی دماغ است.

Dariush

پرسش بعدی که در واقع یک درخواست در مورد راه‌های دک کردن است! این مهارتی‌ست بسیار حیاتی و فوری برای همگان. برای غربی‌ها شاید این موردِ چندان مهمی نباشد، چرا که آنجا برهم زدنِ یک رابطه بسیار ساده‌تر از اینجاست.

خدمت شما

راستش راه‌های چندان موثری برای این کار وجود ندارد، بعضی که زیادی در منجلاب فرو رفته‌اند از بتابازی درآوردن استفاده می‌کنند، بعضی از آغاز چنان رفتار می‌کنند که زن خیال وبال‌بازی هم به ذهنش خطور نکند. واقعیت اینست که بیشتر زنان(اکثریت مطلق)اعتماد بنفس لازم برای متوهم شدن پیرامون یک مرد جذاب را ندارند، مگر آنکه خود مرد سیگنال‌هایی به او مخابره بکند مبنی بر اینکه چیزی فراتر از سکس خشک و خالی در انتظار او خواهد بود. من آنهایی که به ذهنم می‌رسید را نوشتم.

Dariush

و اما در نهایت اینکه این روحیه‌ی بتابودگی به این سادگی‌ها دست‌بردار نیست! ببینید، مثلا در مواجهه با دختری که چندی‌ست با من دوست است، وقتی که می‌گوید: داریوش پس تکلیف ازدواجِ ما چی می‌شه، نمی‌خوای به آینده فکر کنی؟ من می‌دانم که اینجا باید چه بگویم (از همان‌هایی که شما گفتید) اما دانستنِ آن مهم نیست، توانستن‌اش است که مهم است. من البته این را برای خودم نمی‌پرسم، من از پس‌اش خوب برمی‌آیم، برای یکی دو نفر از دوستانِ نزدیک خودم است. پس از اینکه من به آنها در مورد این شرایط و کاری که باید بکنند، می‌گفتند که اگرچه حرف‌هایت یادمان بود، اما انگار زبان‌مان بند آمده بود. در واقع می‌خواستم بدانم که آیا شما راهی برای عملی کردن و خودکاروار کردنِ این روش‌ها برای کسی که سالهای سالها بتا بوده می‌شناسید؟

شما نباید نقشی را که هورمنها در رفتارتان ایفا می‌کنند نادیده بگیرید. تستسترون بطور اخص، با میزان خودخواهی، طلبکاری جنسی و خودپسندی مردان ارتباط مستقیم دارد، و راه افزایش آن نیز وزنه زدن است. شش ماه تمرین با وزنه و رسیدن سطوح تستسترون‌تان به حد نرمال از ۹۰٪ مردان ایرانی جلو می‌زنید ، تلاش مردان دیگر برای اعمال سلطه بر خودتان را با خشونت جواب می‌دهید و تلاش زنان برای فریب عاطفی/جنسی را با تحکم پس می‌زنید، خودتان را شایسته‌ و حتی شاید طلبکار رابطه‌ی جنسی با زنان تلقی می‌کنید و در همه حال و همه جا جنبه‌ی «جنسی» ماجرا را فراموش نمی‌کنید. اگر ورزش خالی اثر نداشت، می‌توانید از این روش برای بهبود سطوح هورمنی خودتان استفاده بکنید. تمام این مردان نرم‌پستان ِ زن‌صفت پخمه‌ای که می‌بینید از کمبود شدید تستسترون رنج می‌برند.

Russell #۱۴۱
Ouroboros

شما نباید نقشی را که هورمنها در رفتارتان ایفا می‌کنند نادیده بگیرید. تستسترون بطور اخص، با میزان خودخواهی، طلبکاری جنسی و خودپسندی مردان ارتباط مستقیم دارد، و راه افزایش آن نیز وزنه زدن است. شش ماه تمرین با وزنه و رسیدن سطوح تستسترون‌تان به حد نرمال از ۹۰٪ مردان ایرانی جلو می‌زنید ، تلاش مردان دیگر برای اعمال سلطه بر خودتان را با خشونت جواب می‌دهید و تلاش زنان برای فریب عاطفی/جنسی را با تحکم پس می‌زنید، خودتان را شایسته‌ و حتی شاید طلبکار رابطه‌ی جنسی با زنان تلقی می‌کنید و در همه حال و همه جا جنبه‌ی «جنسی» ماجرا را فراموش نمی‌کنید. اگر ورزش خالی اثر نداشت، می‌توانید از این روش برای بهبود سطوح هورمنی خودتان استفاده بکنید. تمام این مردان نرم‌پستان ِ زن‌صفت پخمه‌ای که می‌بینید از کمبود شدید تستسترون رنج می‌برند.

این اتفاقا مرا این چند وقته مرا کنجکاو کرده بود، مخصوصا رفیقمان در DangerandPlay زیاد درباره‌اش می‌نویسد. قدری بیشتر توضیح میدهید، در همین لینک که گذاشتی نوشته عوارض دارد و باید با مشورت پزشک باشد.

Ouroboros #۱۴۲
Russell

این اتفاقا مرا این چند وقته مرا کنجکاو کرده بود، مخصوصا رفیقمان در DangerandPlay زیاد درباره‌اش می‌نویسد. قدری بیشتر توضیح میدهید، در همین لینک که گذاشتی نوشته عوارض دارد و باید با مشورت پزشک باشد.

راستش منهم غنی‌ترین منبعی که در اینباره می‌شناسم همان دنجراندپلی است، من خودم از اینها استفاده نمی‌کنم چون تستسترونم از طریق وزنه زدن به بالاتر از حد نرمال رسیده! اما در همین ایران مربی که پیر این کار باشد زیاد است. اول شش ماه وزنه بزنید، خواب خودتان را درست بکنید، غذایتان را درست بکنید، چربی بدن را به زیر ۱۰٪ برسانید، بعد یک آزمایش بدهید و در صورت «متوسط» بودن یا پائین بودن یک دوره استروئید مصرف بکنید. نظر من اینست. تک‌تک مردانی که زیر نظر من به باشگاه رفته‌اند در کمتر از شش ماه سطوح تستسترون مطلوبی پیدا کرده‌اند و زندگی‌شان تغییر کرده.

شما وزنه می‌زنید؟

Russell #۱۴۳
Ouroboros

راستش منهم غنی‌ترین منبعی که در اینباره می‌شناسم همان دنجراندپلی است، من خودم از اینها استفاده نمی‌کنم چون تستسترونم از طریق وزنه زدن به بالاتر از حد نرمال رسیده! اما در همین ایران مربی که پیر این کار باشد زیاد است. اول شش ماه وزنه بزنید، خواب خودتان را درست بکنید، غذایتان را درست بکنید، چربی بدن را به زیر ۱۰٪ برسانید، بعد یک آزمایش بدهید و در صورت «متوسط» بودن یا پائین بودن یک دوره استروئید مصرف بکنید. نظر من اینست. تک‌تک مردانی که زیر نظر من به باشگاه رفته‌اند در کمتر از شش ماه سطوح تستسترون مطلوبی پیدا کرده‌اند و زندگی‌شان تغییر کرده.

شما وزنه می‌زنید؟

الان نه، ولی قبلا (یکی دو سال پیش) یکی دوسالی میزدم، البته اثر مثبت کلی آنرا هم حس میکردم ولی خوب از خیلی فاکتورها میتواند ناشی شده باشد. در آن زمان رشد من پس از مدتی متوقف شد (به علت آشنایی نادرست، مربی بد و...) و همان شد که دلزده و خسته شدم. ولی الان که فکر میکنم گمانم این‌ست که شاید این تنبلی و کم‌انرزی‌ بودنم در اصل ریشه‌اش هرمونی باشد.

Ouroboros #۱۴۴
Russell

الان نه، ولی قبلا (یکی دو سال پیش) یکی دوسالی میزدم، البته اثر مثبت کلی آنرا هم حس میکردم ولی خوب از خیلی فاکتورها میتواند ناشی شده باشد. در آن زمان رشد من پس از مدتی متوقف شد (به علت آشنایی نادرست، مربی بد و...) و همان شد که دلزده و خسته شدم. ولی الان که فکر میکنم گمانم این‌ست که شاید این تنبلی و کم‌انرزی‌ بودنم در اصل ریشه‌اش هرمونی باشد.

خیلی احتمال زیادی دارد. حواس‌پرتی، بی‌حوصلگی، خجالتی بودن، پرخوابی، کم‌خوابی، لاغری، چاقی... همه می‌توانند با تستسترون در ارتباط باشند، و در خیلی از موارد، حقیقتا هستند! بروید پیش یک پزشک عمومی درمانگاه و بخواهید که یک آزمایش برای اندازه‌گیری سطوح تستسترون برایتان بنویسد، همینطور قند و چربی و استروژن و تیروئید. بگویید موهایم ریزش دارد اگر نمی‌خواهید دلیل حقیقی را با او در میان بگذارید.

Parisa #۱۴۵
Ouroboros

- دختر: تنهایی اومدی دختر بازی؟
- بازیکن: نه، سه تا از دوستام رو هم آوردم(در حالی که کیرش را در دست گرفته و حواله می‌دهد)
- دختر: وای چقدر بی‌ادب..
- بازیکن: ممنون که توجه کردی، بگو ببینم، بیشتر از هرچی عاشق چه چیز مردهای بی‌ادب هستی..؟

من نمیدونم کسی واقعا این چرندیات رو جدی میگیره؟ توهم آدما تا کجا میتونه ادامه داشته باشه که به همچین جایی برسه! شما واقعا فکر میکنی با این توهینها و بی ادبی ها کسی جز دخترای خیابانی و لاشی به شما پا میدن آخه؟ من اگر دوست پسرم بخاد به این شکل به من توهین بکنه و شخصیت منو تخریب کنه کمتر از یه سیلی آبدار نباید انتظار داشته باشه!

Ouroboros #۱۴۶
Parisa

من نمیدونم کسی واقعا این چرندیات رو جدی میگیره؟ توهم آدما تا کجا میتونه ادامه داشته باشه که به همچین جایی برسه! شما واقعا فکر میکنی با این توهینها و بی ادبی ها کسی جز دخترای خیابانی و لاشی به شما پا میدن آخه؟ من اگر دوست پسرم بخاد به این شکل به من توهین بکنه و شخصیت منو تخریب کنه کمتر از یه سیلی آبدار نباید انتظار داشته باشه!

خوش‌آمدید،

از کجا می‌دانید که سیلی آبدار خوردن هدف ما نباشد؟ آن ماجرای عبید زاکانی را شنیده‌اید که درویشی به در خانه‌ای رفت؟ 😃
دیگر آنکه «لاشی» کدام است؟ آیا زنان آزادی‌طلبی که می‌خواهند سکشوالیته‌ی خود را بیازمایند «لاشی» هستند؟ این حرفها تحقیر خواهران معنوی خودتان است. شما باید ببینید خودتان چه مشکلی دارید که آزاداندیشی زنان دیگر مزاحمتان می‌شود..

😏

Parisa #۱۴۷
Ouroboros

از کجا می‌دانید که سیلی آبدار خوردن هدف ما نباشد؟ آن ماجرای عبید زاکانی را شنیده‌اید که درویشی به در خانه‌ای رفت؟

؟!

اوه! یعنی اینقد در کف هستید که از سیلی خوردن هم لذت می‌برید؟
ولی بدبختی اینه که بعد از سیلی چیز دیگه‌ ای در انتظارتون نیست!

Ouroboros

دیگر آنکه «لاشی» کدام است؟ آیا زنان آزادی‌طلبی که می‌خواهند سکشوالیته‌ی خود را بیازمایند «لاشی» هستند؟ این حرفها تحقیر خواهران معنوی خودتان است. شما باید ببینید خودتان چه مشکلی دارید که آزاداندیشی زنان دیگر مزاحمتان می‌شود..

این من نیستم که اونها را تقبیح یا سرزنش می کنم، حتی از وقتی که دارم از واژه هایی مثل لاشی یا خیابانی استفاده می کنم، بلکه این شما هستید که چنین اینکارو میکنید وقتی که از پرهیز کردن از زنهای لاشی حرف میزنید و ... من فقط از نشانه های کلامی خودتون برای انتقال منظورم استفاده کردم.

ضمنا سوال من هنوز سر جاش هست و بدون جواب مونده: چه کسی به کسی که به شخصیتش توهین میکنه علاقه مند میشه واقعا؟ شما گویا دارید رویاپردازی میکنید گرامی! تنها شاید اشخاص بی مایه و دون صفت باشند که از این ارازل بازی های به ظاهر بامزه خوششون بیاد. یک دختر متشخص همانقدر از این شوخی های خیابانی خوشش میاد که شما از شوخی های خیابانی دوستان پسرتون.

Ouroboros #۱۴۸
Parisa

اوه! یعنی اینقد در کف هستید که از سیلی خوردن هم لذت می‌برید؟
ولی بدبختی اینه که بعد از سیلی چیز دیگه‌ ای در انتظارتون نیست!

البته، سیلی خوردن از دختران زیباروی آنچنانی می‌تواند لذتبخش باشد، همانطورکه بوسه‌های دختران معمولی «دارای شخصیت خوب» دردآورست.

😬

Parisa

این من نیستم که اونها را تقبیح یا سرزنش می کنم، حتی از وقتی که دارم از واژه هایی مثل لاشی یا خیابانی استفاده می کنم، بلکه این شما هستید که چنین اینکارو میکنید وقتی که از پرهیز کردن از زنهای لاشی حرف میزنید و ... من فقط از نشانه های کلامی خودتون برای انتقال منظورم استفاده کردم.

این نقد جالبی‌ست، ولی درست نیست. بازی را می‌توان با میزان لاشی بودن دختر تنظیم کرد، دختری که وسط خیابان با صدای بلند از شما می‌پرسد «تنهایی اومدی دختربازی» ، آنقدر لاشی‌ست که اشاره‌ی شما به «دوستتان» را هم تحمل بکند، دختر دیگری که گه‌تست می‌کند «من با مردای غریبه حرف نمی‌زنم» و کمتر لاشی‌ست، جواب متناسب و درخور می‌شوند که «پدر و مادرتم یه روزی غریبه بودن».

Parisa

ضمنا سوال من هنوز سر جاش هست و بدون جواب مونده: چه کسی به کسی که به شخصیتش توهین میکنه علاقه مند میشه واقعا؟ شما گویا دارید رویاپردازی میکنید گرامی! تنها شاید اشخاص بی مایه و دون صفت باشند که از این ارازل بازی های به ظاهر بامزه خوششون بیاد. یک دختر متشخص همانقدر از این شوخی های خیابانی خوشش میاد که شما از شوخی های خیابانی دوستان پسرتون.

من اتفاقا عاشق شوخی‌های خیابانی دوستان پسرم هستم، اصلا هر وقت به رفقا می‌رسم تا یک انگشتی به آن فرزاد پدرسوخته نرسانم آرام نمی‌گیرم، یکبار وسط پارک ملت شلوارش را کشیدم پائین... تا خود ونک دنبالم دوید😃

Parisa #۱۴۹
Ouroboros

البته، سیلی خوردن از دختران زیباروی آنچنانی می‌تواند لذتبخش باشد، همانطورکه بوسه‌های دختران معمولی «دارای شخصیت خوب» دردآورست.

پس فکر کنم دو سه تا سیلی از من که بخورید ارضا می شید😄

Ouroboros

این نقد جالبی‌ست، ولی درست نیست. بازی را می‌توان با میزان لاشی بودن دختر تنظیم کرد، دختری که وسط خیابان با صدای بلند از شما می‌پرسد «تنهایی اومدی دختربازی» ، آنقدر لاشی‌ست که اشاره‌ی شما به «دوستتان» را هم تحمل بکند، دختر دیگری که گه‌تست می‌کند «من با مردای غریبه حرف نمی‌زنم» و کمتر لاشی‌ست، جواب متناسب و درخور می‌شوند که «پدر و مادرتم یه روزی غریبه بودن».

آهان! خب بازم اشکال سر جاش هست. ببینید در واقع نوع عباراتی که شما استفاده می‌ کنید شاید زیاد مهم نباشه، رفتارتون به خودی خود توهین امیز و بی ادبانه هستش. من خودم رو میزارم جای شخصیت اون دختری که شما باهاش همچین برخوردایی میکنین و میبینم که به هیچ وجه نمیتونم همچین شخصیت بی ادبی رو تحمل کنم.

ببینید شما باید بدونید که تمامِ اینهایی که میگید شاید مدت کوتاهی برای دختر جذاب باشه، اما بعد از اون خیلی زود از این شوخی های زشت و بی ادبانه دلزده میشه و میره پی کارش.

Ouroboros

من اتفاقا عاشق شوخی‌های خیابانی دوستان پسرم هستم، اصلا هر وقت به رفقا می‌رسم تا یک انگشتی به آن فرزاد پدرسوخته نرسانم آرام نمی‌گیرم، یکبار وسط پارک ملت شلوارش را کشیدم پائین... تا خود ونک دنبالم دوید

اگر اینطوری نبودید تعجب میکردم. از کسی که اینجا همچین چیزایی مینویسه نمیشه بیشتر از این هم انتظار داشت. یاد اون دو تا بازیکن پرسپولیس افتادم که تو زمین فوتبال با هم شوخی دستی میکردن😂.

Ouroboros #۱۵۰
Parisa

پس فکر کنم دو سه تا سیلی از من که بخورید ارضا می شید

بیشتر دختران از زیبایی خودشان برداشتی «خوشبینانه» دارند و گمان می‌کنند جزو سیلی‌زن‌ها هستند، ولی کار به پای میز معامله که می‌رسد ۹۹.۹٪ آن‌ها روی دو زانو برای سیلی خوردن التماس می‌کنند.

😉

Parisa

آهان! خب بازم اشکال سر جاش هست. ببینید در واقع نوع عباراتی که شما استفاده می‌ کنید شاید زیاد مهم نباشه، رفتارتون به خودی خود توهین امیز و بی ادبانه هستش. من خودم رو میزارم جای شخصیت اون دختری که شما باهاش همچین برخوردایی میکنین و میبینم که به هیچ وجه نمیتونم همچین شخصیت بی ادبی رو تحمل کنم.

بله همینست، نمی‌توانید او را تحمل بکنید و دلتان می‌خواهد بگیرید ادبش بکنید، نشانش بدهید دنیا دست کیست، پسره‌ی پر رو، فکر کرده کیست؟ چنان او را به زانو دربیاورم، حالا ببنیید، درستش می‌کنم، همین امشب... در همان حال، بتای مؤدب دست به سینه‌ی پیش‌بینی‌پذیر ِ ملال‌آور، منتظر است فرصت بکنید و بیستمین اس‌ام‌اس او را بعد از چهار ساعت تأخیر پاسخ بدهید و رستورانی که قرار است فردا جمع دوستانتان را غذا بدهد تعیین بکنید. 😃

به هر حال پسر با ادب ِ باشخصیت آن بیرون زیاد است، شما می‌توانید بروید با آنها، دلتان هم برای ما نسوزد کارمان راه نیافتاد خبرتان می‌کنیم.

Parisa

ببینید شما باید بدونید که تمامِ اینهایی که میگید شاید مدت کوتاهی برای دختر جذاب باشه، اما بعد از اون خیلی زود از این شوخی های زشت و بی ادبانه دلزده میشه و میره پی کارش.

برای من بیست دقیقه کافی‌ست، برخی دوستان هستند که تریاک می‌زنند و شاید تا یک ساعت هم طول بکشد، بعد از آن هرجا رفت به سلامت.

😭

پ.ن: @Dariush این لاس خشکه‌ها را به آن جستارهای کناری منتقل بکنید لطفا.