خب خدا رو شکر چیز مشکل داری نخواستید،پاسخش هم سادست: 1-چنین چیزی وجود نداشته. 2-باز هم چنین چیزی وجود نداشته. خب پس آیا این وسط یک "حفره" یا "معجزه" وجود داره؟!متاسفانه یا خوشبختانه پاسخ منفیه:))
یکی از منطقی ترین تئوری هایی که در این زمینه موجوده تئوری آمیزش دوجنسی هست که البته هنوز هم در برخی حیوانات(مثلا گونه هایی از ماهی ها) مشاهده میشه،به این معنا که هیچ کدوم از جفت ها ذاتا نر یا ماده نیستند بلکه میتونند هم نر و وهم ماده باشند.
بله اگر موضوعی مورد تایید انسان باشد از این راحت تر هم می توان پاسخ گفت ! چیزهایی در مورد باروری تک جنسی شنیده ام اما مشکل اینجا است که این قابلیت هم اکنون نیز در وجود مثلا یک نوع ماهی وجود دارد یعنی اگر این نوع ماهی جفت مقابل خود را پیدا نکند مکانیسم بدن او به گونه ای است که مشکل تناسل را حل می کند اما آیا تاکنون نمونه ای این گونه در میان مثلا انسانها مشاهده شده است،
آیا شما پسر یا دختری را می شناسید که بنا به هر دلیلی موفق به ازدواج نشده اما برای حفظ نسل خود را بارور کرده باشند؟
اگر واقعا این تعداد دانشمند هستند درصدشون چندان مهم نیست و نظر یک دانشمند در برابر نظر هزار نفر دیگر در هر حال نظر یک دانشمند است نه نظر بقال سر محل.
شما متوجه نیستید چی میگید. در یک موضوع علمی اگر قرار باشه به نظر صاحب نظران رجوع کنید یک سری سلسله مراتب هست. مثلن اینکه نظر یک دانشمند علم مرتبط خیلی ارجحیت داره تا یک دانشمند علم غیرمرتبط. نظر یک گروه دانشمند علم مرتبط ارجحیت داره بر نظر یک نفر دانشمند علم مرتبط. نظر یک دانشگاه ارجحیت داره به نظر یک گروه و
نگاه من به فرگشت در این بحث بیشتر از زاویه عقل است نه علم
یعنی چی عقل است نه علم؟ میشه بفرمایید فرق عقل با علم چیه؟
ظاهرن باید به شما فلسفه ی علم هم بیاموزیم!
شما با این اطلاعات اندک چطور میخواید از فرگشت سر دربیارید؟ انگار کسی که از فیزیک چیزی حالیش نیست بخواد نظریه ریسمانها رو به چالش بکشه.
شما متوجه نیستید چی میگید. در یک موضوع علمی اگر قرار باشه به نظر صاحب نظران رجوع کنید یک سری سلسله مراتب هست. مثلن اینکه نظر یک دانشمند علم مرتبط خیلی ارجحیت داره تا یک دانشمند علم غیرمرتبط. نظر یک گروه دانشمند علم مرتبط ارجحیت داره بر نظر یک نفر دانشمند علم مرتبط. نظر یک دانشگاه ارجحیت داره به نظر یک گروه و ...
ظاهرا شما متوجه نیستید شما اشاره کردید که این درصد از دانشمند علوم طبیعی به فرگشت اعتقادی ندارند نه مثلا دانشمندان نجوم یا بقیه رشته ها
یعنی چی عقل است نه علم؟ میشه بفرمایید فرق عقل با علم چیه؟ ظاهرن باید به شما فلسفه ی علم هم بیاموزیم! شما با این اطلاعات اندک چطور میخواید از فرگشت سر دربیارید؟ انگار کسی که از فیزیک چیزی حالیش نیست بخواد نظریه ریسمانها رو به چالش بکشه.
عقل یعنی این است و جز این نیست کاملا خشک و غیر قابل انعطاف یا صفر یا صد؛ علم هم همانطور که خودتان اشاره کردید یعنی هیچ چیزی صدرصد نیست.
بله توجیه علمی نه توضیح علمی و نه حکم عقلی همانطور که قبلا گفتم من با روند فرگشت در گونه گون شدن موجودات موجود مشکلی ندارم، مشکل در منشاء خلقت پنداشتن فرگشت است.
بله.
من خودم تاکنون تمرکزی روی بحث اعجاز عددی قرآن نکرده و چندان هم روی آن تاکید نکرده و نمی کنم اما آیا شما در جواب آنچه جنابت مهدی در جستار روابطی جالب از قرآن!آن آورده اند به همین راحتی
ظاهرا شما متوجه نیستید شما اشاره کردید که این درصد از دانشمند علوم طبیعی به فرگشت اعتقادی ندارند نه مثلا دانشمندان نجوم یا بقیه رشته ها
شما متوجه نیستید که 15 صدم درصد اصلن به درصد نمیرسه. بنابر این در همون سلسله مراتب اگر پیش برید میرسید به اینکه یک گروه بسیار بسیار بزرگتر از دانشمندان علم مرتبط هستند که این رو باور دارند.
عقل یعنی این است و جز این نیست کاملا خشک و غیر قابل انعطاف یا صفر یا صد؛ علم هم همانطور که خودتان اشاره کردید یعنی هیچ چیزی صدرصد نیست.
خیلی تعریف سطحی و کلاسیکی از عقل هست. امروزه مسائل عقلی دیگه اینجوری نیستند. تمام علوم تجربی زیر مجموعه علوم عقلی هستند. گذشته اون زمان که علوم محض ریاضی رو عقلی میدونستند. تجربه و علوم تجربه ای نیازمند دخالت عقل هستند. برای نمونه همین که یک تئوری در مفهوم علمی بهترین توضیح ممکن از یک پدیده است خودش مبنای عقلی داره.
برای اینکه بیشتر روشن بشید باید بدونید که فرق بین علم و شبهه علم در همین صد در صدی نبودنش هست. برای مثال کف بینی ممکنه یک تئوری باشه ولی علمی نیست. چرا نیست؟ چون صد در صدیه. اگر درست از آب دربیاد که مدعا ثابت شده. اگر نیاد که دلایلی براش میتراشند. بالاخره قابل ابطال شدن نیست. ولی یک تئوری علمی اولین خصوصیتش اینه که باید ابطال پذیر باشه. یعنی بشه آزمونی طراحی کرد که در اون آزمون احتمال ابطال نظریه و رد مدعا وجود داشته باشه. پس متوجه شدید که جدا کردن علم از عقل یک کار سطح پایین و آخوندی هست؟ این حرفو در بین دانشمندان بخواهید بزنید بهتون میخندند.
خیلی تعریف سطحی و کلاسیکی از عقل هست. امروزه مسائل عقلی دیگه اینجوری نیستند. تمام علوم تجربی زیر مجموعه علوم عقلی هستند. گذشته اون زمان که علوم محض ریاضی رو عقلی میدونستند. تجربه و علوم تجربه ای نیازمند دخالت عقل هستند. برای نمونه همین که یک تئوری در مفهوم علمی بهترین توضیح ممکن از یک پدیده است خودش مبنای عقلی داره.
عقل و حکم عقلی امروز و دیروز و فردا ندارد.
اینکه امروزه اصطلاحی جدید برای حکم عقل جعل کرده اند تغییری در واقعیت ایجاد نمی کند با انشاء الله گوساله است تغییری در ماهیت سگ ایجاد نمی شود. این توضیحی که شما در اینجا دادید مربوط به عقلانیت و بنای عقلاست یعنی تا زمانی که تئوری بهتری برای توضیح پدیده ای در دسترس نیست عقل در مقام حل مشکل و ارائه راه حکم به قبول این تئوری موجود می کند و این به معنای عقلی بودن آن تئوری نیست بلکه به قول خودتان پذیرش آن مبنای عقلی دارد.
با این توضیح فکر نکنم دیگر جای خنده و تمسخری باقی بماند.
ما این حکم شما رو قبول کنیم یا نسبی بودن عقل رو؟ فکر میکنم شما هم جزو اون دسته مسمانانی باشید که با شادی هی مدام تکرار میکنند که عقل انسان ناقص و نسبی ست و به مرور قوی تر و محکمتر میشه. اگر جزو اونها هستید که پس چه ستیزی با این پیشرفت علمی دارید؟ یکبار برای همیشه قبول کنید که پایه های باورهاتون روی آب بنا شده، چه عیبی داره؟ از یه طرف میگید عقل انسان ناقص و نسبی هست و از یه طرف میگید عقل حکم امروز و دیروز نداره!
ما این حکم شما رو قبول کنیم یا نسبی بودن عقل رو؟ فکر میکنم شما هم جزو اون دسته مسمانانی باشید که با شادی هی مدام تکرار میکنند که عقل انسان ناقص و نسبی ست و به مرور قوی تر و محکمتر میشه. اگر جزو اونها هستید که پس چه ستیزی با این پیشرفت علمی دارید؟ یکبار برای همیشه قبول کنید که پایه های باورهاتون روی آب بنا شده، چه عیبی داره؟ از یه طرف میگید عقل انسان ناقص و نسبی هست و از یه طرف میگید عقل حکم امروز و دیروز نداره!
عقل؟ نسبیت؟ نمی دونم چه درک و تصوری از عقل دارید..
اما هر درکی از آن دارید مطابق همان درک، جواب سوال من در مورد زایمان اولین موجودی که خود زاییده نشده بدهید تا خیلی از بحث دور نشویم.
اما هر درکی از آن دارید مطابق همان درک، جواب سوال من در مورد زایمان اولین موجودی که خود زاییده نشده بدهید تا خیلی از بحث دور نشویم.
قراره ما اینجا تمام این مسائل رو برای شما رو کنیم؟ یک مقدار به خودتون فشار بیارید بی زحمت گوگل کنید، تحقیق کنید، مطالعه کنید. احتمالن فکر میکنید شما نخستین کسی هستید که این پرسش ها به ذهنش رسیده بله؟
نخستین زنده زایی در دریا رخ داده. مهره داران نخستین جاندارانی بودند که زنده زایی کردند. یکی از جدیدترین شواهد این موضوع هم فسیل های پلمه پوستان هست. پلمهپوستان - WiKi یک تضاد بین زنده زایی و تخم گذاری وجود داره. تخم گذاری برتریش در تعداد بسیار زیاد و زنده زایی در کیفیت رسیدگی مادر به خودش و به فرزند هست. تخم گذاران مجبود بودند به نوبت روی تخم ها بنشینند و ازشون نگهداری کنند در حالیکه زنده زاها این محدودیت رو نداشتند. در عوض زنده زاها تعداد کمتری نوزاد میزایند. همواره در فرگشت بین دو یا چند ویژگی تضاد وجود داره و نهایتن حالت بهینه در این بین انتخاب میشه.
قراره ما اینجا تمام این مسائل رو برای شما رو کنیم؟ یک مقدار به خودتون فشار بیارید بی زحمت گوگل کنید، تحقیق کنید، مطالعه کنید. احتمالن فکر میکنید شما نخستین کسی هستید که این پرسش ها به ذهنش رسیده بله؟
مهم نیست من چندمین نفرم که این سوال را مطرح کرده است اگر قبلا هم این سوال مطرح شده پس حتما ارزش مطرح شدن را داشته و سوال پوچی نیست. این نوع فرومها هم تشکیل شده تا همین نوع بحث ها در آن مطرح و طرفین مبنای فکری خود ر تقویت کنند؛ شاید شما و یا دیگرانی که مثل شما فکر می کنند تاکنون با این سوال مواجه نشده لذا جواب آن را هم نمی دانسته اند که بامطرح شدن آن حداقل فایده ای که دارد این است که شما در راهی که می روید احتمالا ثابت قدم تر شوید و در دنیای احتمالی بعدی در برابر این سوال که چرا حکم عقل و فطرت خویش را زیر پا گذاشتی؟ جوابی که ارزش علمی داشته باشد در چنته داشته باشید.
نخستین زنده زایی در دریا رخ داده. مهره داران نخستین جاندارانی بودند که زنده زایی کردند. یکی از جدیدترین شواهد این موضوع هم فسیل های پلمه پوستان هست. پلمهپوستان - WiKi یک تضاد بین زنده زایی و تخم گذاری وجود داره. تخم گذاری برتریش در تعداد بسیار زیاد و زنده زایی در کیفیت رسیدگی مادر به خودش و به فرزند هست. تخم گذاران مجبود بودند به نوبت روی تخم ها بنشینند و ازشون نگهداری کنند در حالیکه زنده زاها این محدودیت رو نداشتند. در عوض زنده زاها تعداد کمتری نوزاد میزایند. همواره در فرگشت بین دو یا چند ویژگی تضاد وجود داره و نهایتن حالت بهینه در این بین انتخاب میشه.
در دریا یا خشکی فرقی نمی کند. اینکه اولین زایمان در دریا رصد و مشاهده شده است جواب سوال من نیست پلمه پوست یا هر موجود دیگری که والدینی نداشته اما زایمان کرده است و مکانیسم تولد این والد و چرایی زایمان او و ادامه ندادن شیوه تکثیر قبل از زایمان، جواب مرا می دهد.
در دریا یا خشکی فرقی نمی کند. اینکه اولین زایمان در دریا رصد و مشاهده شده است جواب سوال من نیست پلمه پوست یا هر موجود دیگری که والدینی نداشته اما زایمان کرده است و مکانیسم تولد این والد و چرایی زایمان او و ادامه ندادن شیوه تکثیر قبل از زایمان، جواب مرا می دهد.
من جواب سوال شما رو دادم دقیقن. شما اولین زایمانی رو خواستید که به به قول معروف زائو خودش زاییده نشده باشه. بقیش رو برید یک مقدار لینک هایی که دادمو بخونید. آگاهی و دانش درد داره عزیزم یه مقدار باید ماتحتتون درد بگیره تا به دانش برسید.
من جواب سوال شما رو دادم دقیقن. شما اولین زایمانی رو خواستید که به به قول معروف زائو خودش زاییده نشده باشه. بقیش رو برید یک مقدار لینک هایی که دادمو بخونید. آگاهی و دانش درد داره عزیزم یه مقدار باید ماتحتتون درد بگیره تا به دانش برسید.
میشه لطفا در دو لینکی که ارائه کردید دقیقا از متنی که به این موضوع پرداخته عکس بگیرید و در اینجا قرار بدید؟
پس اگه میشه اون قسمت از متن که مدعای شما را ثابت می کنه کپی پیست کنید.
اینهم نمیشود.
Megaconus belongs to the Haramiyida lineage, one of the snipped branches. That group dates back to the Late Triassic, some 40 million to 50 million years before the appearance of true mammals and is not included in the Mammalia class.
اگر شده باشه گوگل متن نقل شده رو اینطوری معنا می کنه:
Megaconus به اصل و نسب Haramiyida، یکی از شاخه های snipped تعلق دارد. این گروه قدمت آن به اواخر تریاس، برخی از 40000000-50000000 سال قبل از ظهور پستانداران درست است و در کلاس Mammalia گنجانده نشده است.
فهم من اینه که
این جناب مگاکونوس اصل و نسبش به موجوداتی می رسه که قدمتشون حدودا به چهل پنجاه سال قبل از پستانداران واقعی می رسه و در کلاس پستانداران قرار نمی گیرند.
اگر فهم من درست باشه نه تنها مشکل حل نمی شه بلکه یه جورایی میشه قوز بالا قوز!
این جناب مگاکونوس اصل و نسبش به موجوداتی می رسه که قدمتشون حدودا به چهل پنجاه سال قبل از پستانداران واقعی می رسه و در کلاس پستانداران قرار نمی گیرند.
40-50 میلیون سال. نه 40- 50 سال. این در واقع متعلق به موجودی است که بین پستاندار و تخم گذار باقی مونده بوده. در مورد رحمش توضیحی نداده. ولی در مورد سایر ویژگی های یتانداران مانند پشم و ساختار دهان و دندان و اینها یه چیزایی گفته. در واقع به عنوان یک پیش پستاندار (mammal precursor) مورد بررسی بوده و بین علما در واقع اختلاف هست تا حدودی. این در واقع همون چیزیه که شما از ما مطالبه میکنید. لکن اگر چنین موجودی تا به حال فسیلش یافت هم نشه، موجب بی اعتباری کلیت فرگشت نمیشه. بلکه اون موجود میره در رده ی missed link ها در درخت فرگشت.
من شوربختانه یک مقدار وقت کمی دارم و ضمنن اطلاعاتم یک مقدار به روز هم نیست چون میدونم ظاهرن گویا کشفیات جدیدی درمورد اجداد پستانداران شده. شما کلیدواژه ی evolution of uterus رو گوگل کنید نتایج زیادی در دسترس هست. خود ویکی هم چیزهای خوبی نوشته. Evolution of mammals - WiKi
مشکل این جاست که همه انسانهای امروز تقریبا در یک رنج و نمونه هستند در حالیکه باید میلیاردها میلیارد نوع انسان با درجه فرگشت متفاوت داشته باشیم که براحتی قابل تمایز از یکدیگر باشند.
مسیری که برای فرگشت انسان یا هر جانور دیگر طی شده به شرایط تصادفی رخداده برای تبدیل یک گونه به گونه وابسته است عوامل ایجاد کننده فرگشت مانند جهش تصادفی ژنتیکی ، تغییرات محیطی مانند خشکسالی ،یخبندان، مهاجرت و غیره بایستی برای تبدیل گونه به گونه ای دیگر عینا تکرار شود تا بعد از تعداد زیادی گونه به انسان برسیم پس احتمال ایجاد انسانی دیگر کم است مثلا علت فرگشت میمون به انسان ،بیرون افتادن دسته ای از میمونها از جنگل بوده که منتهی به افزایش هوش و ایستادن روی دو پا شده است در حالیکه در جنگل هوش بیشتر و ایستادن روی دو پا امتیازی محسوب نمی شود یک میمون همونقدر باهوشه که بایستی باشه .ممکنه بنظر برسه میمون باهوشتر وضعیت بهتری برای تامین غذا و زندگی خواهد داشت ولی همین هوش بیشتر میتواند حالت بازدارنده دیگری ایجاد کند طبیعت برایند را در نظر می گیرد یعنی ممکن است یک جهش از نظر ازدیاد نسل از یک جنبه مثبت و از جنبه دیگر منفی باشد اگر جنبه مثبت بیشتر باشد فرگشت در جهت آن جهش ادامه خواهد یافت بعبارتی میمون تا زمانی که در جنگل باشد میمون باقی خواهد ماند ولی بیرون از جنگل هوش برای استفاده از ابزار مفید خواهد بود در ضمن اینکه شکل بدن میمون هم برای استفاده از ابزار مناسب فرگشت می باشد.برای فرگشت دیگری از جنس فرگشت باکتری به انسان، تغییرات محیطی عامل فرگشت هر گونه به گونه دیگر بایستی تکرار شوند که احتمالش بسار ناچیز است
مسیری که برای فرگشت انسان یا هر جانور دیگر طی شده به شرایط تصادفی رخداده برای تبدیل یک گونه به گونه وابسته است عوامل ایجاد کننده فرگشت مانند جهش تصادفی ژنتیکی ، تغییرات محیطی مانند خشکسالی ،یخبندان، مهاجرت و غیره بایستی برای تبدیل گونه به گونه ای دیگر عینا تکرار شود تا بعد از تعداد زیادی گونه به انسان برسیم پس احتمال ایجاد انسانی دیگر کم است مثلا علت فرگشت میمون به انسان ،بیرون افتادن دسته ای از میمونها از جنگل بوده که منتهی به افزایش هوش و ایستادن روی دو پا شده است در حالیکه در جنگل هوش بیشتر و ایستادن روی دو پا امتیازی محسوب نمی شود یک میمون همونقدر باهوشه که بایستی باشه .ممکنه بنظر برسه میمون باهوشتر وضعیت بهتری برای تامین غذا و زندگی خواهد داشت ولی همین هوش بیشتر میتواند حالت بازدارنده دیگری ایجاد کند طبیعت برایند را در نظر می گیرد یعنی ممکن است یک جهش از نظر ازدیاد نسل از یک جنبه مثبت و از جنبه دیگر منفی باشد اگر جنبه مثبت بیشتر باشد فرگشت در جهت آن جهش ادامه خواهد یافت بعبارتی میمون تا زمانی که در جنگل باشد میمون باقی خواهد ماند ولی بیرون از جنگل هوش برای استفاده از ابزار مفید خواهد بود در ضمن اینکه شکل بدن میمون هم برای استفاده از ابزار مناسب فرگشت می باشد.برای فرگشت دیگری از جنس فرگشت باکتری به انسان، تغییرات محیطی عامل فرگشت هر گونه به گونه دیگر بایستی تکرار شوند که احتمالش بسار ناچیز است
خب کاری ندارد شرایط طبیعی برای انسان شدن میمون را فراهم کنید و دسته ای از میمون ها را از جنگل به این محیط منتقل کنید و نتایج را رصد نمایید چهار پنج نسل که گذشت آهسته آهسته باید روند تبدیل شدن میمون به انسان آغاز شود و تغییراتی هر چند مختصر و کم را شاهد باشیم
خب کاری ندارد شرایط طبیعی برای انسان شدن میمون را فراهم کنید و دسته ای از میمون ها را از جنگل به این محیط منتقل کنید و نتایج را رصد نمایید چهار پنج نسل که گذشت آهسته آهسته باید روند تبدیل شدن میمون به انسان آغاز شود و تغییراتی هر چند مختصر و کم را شاهد باشیم !
بی سواد ، برای بار هزارم : انسان از نسل میمون نیست ، شامپانزه ها و انسان ها دارای نیای مشترکی هستند
Humans did not evolve from monkeys. Humans are more closely related to modern apes than to monkeys, but we didn't evolve from apes, either. Humans share a common ancestor with modern African apes, like gorillas and chimpanzees. Scientists believe this common ancestor existed 5 to 8 million years ago. Shortly thereafter, the species diverged into two separate lineages. One of these lineages ultimately evolved into gorillas and chimps, and the other evolved into early human ancestors called hominids.
مسیری که برای فرگشت انسان یا هر جانور دیگر طی شده به شرایط تصادفی رخداده برای تبدیل یک گونه به گونه وابسته است عوامل ایجاد کننده فرگشت مانند جهش تصادفی ژنتیکی ، تغییرات محیطی مانند خشکسالی ،یخبندان، مهاجرت و غیره بایستی برای تبدیل گونه به گونه ای دیگر عینا تکرار شود تا بعد از تعداد زیادی گونه به انسان برسیم پس احتمال ایجاد انسانی دیگر کم است مثلا علت فرگشت میمون به انسان ،بیرون افتادن دسته ای از میمونها از جنگل بوده که منتهی به افزایش هوش و ایستادن روی دو پا شده است در حالیکه در جنگل هوش بیشتر و ایستادن روی دو پا امتیازی محسوب نمی شود یک میمون همونقدر باهوشه که بایستی باشه .ممکنه بنظر برسه میمون باهوشتر وضعیت بهتری برای تامین غذا و زندگی خواهد داشت ولی همین هوش بیشتر میتواند حالت بازدارنده دیگری ایجاد کند طبیعت برایند را در نظر می گیرد یعنی ممکن است یک جهش از نظر ازدیاد نسل از یک جنبه مثبت و از جنبه دیگر منفی باشد اگر جنبه مثبت بیشتر باشد فرگشت در جهت آن جهش ادامه خواهد یافت بعبارتی میمون تا زمانی که در جنگل باشد میمون باقی خواهد ماند ولی بیرون از جنگل هوش برای استفاده از ابزار مفید خواهد بود در ضمن اینکه شکل بدن میمون هم برای استفاده از ابزار مناسب فرگشت می باشد.برای فرگشت دیگری از جنس فرگشت باکتری به انسان، تغییرات محیطی عامل فرگشت هر گونه به گونه دیگر بایستی تکرار شوند که احتمالش بسار ناچیز است
سلام کوشا آیا نمی توان مسلمان بود و به فرگشت باور داشت. چرا مگر چه اشکال دارد که خداوند جل جلاله هومن را از راه فرگشت پدید آورده باشد. که همه چی در گیتی یواش یواش پیش میرود و آفرینش آدم هم می توانسته اینجوری باشد. چه منافاتی هست در اینجا.
خب تقصیر من چیه این رفیقتون اینطوری می گه در ضمن حالا چه فرقی تو اصل موضوع می کنه
همچنان بی سواد هستید در زمینه فرگشت !! شما برای اطلاع فرگشت به متون علمی مراجعه کنید و اگر توانش رو دارید دست آوردهای دانشمندان رو زیر سوال ببرید !! البته دوستانی مثل هارون یحیا هم خرعبلاتی گفتن که میتونید به اونها آویزون شید ( یک راهنمایی مجانی برای شما
سلام کوشا آیا نمی توان مسلمان بود و به فرگشت باور داشت. چرا مگر چه اشکال دارد که خداوند جل جلاله هومن را از راه فرگشت پدید آورده باشد. که همه چی در گیتی یواش یواش پیش میرود و آفرینش آدم هم می توانسته اینجوری باشد. چه منافاتی هست در اینجا.
سلام نه منافاتی نیست تدریج در ذات عالم ماده است همه اختلاف بر سر هوشمند بودن و نبودن این تغییرات تدریجی است
این حضرات که به خیال خودشان در بحث های مربوط به اثبات خدا مو را از ماست بیرون می کشند به یکباره به بحث فرگشت که می رسند کرور کرور می بخشند و سخاوتمند می شوند و از کنار گپ هایی به عظمت یک کهکشان به راحتی می گذرند و اشکالات آن را نادیده می گیرند.
همچنان بی سواد هستید در زمینه فرگشت !! شما برای اطلاع فرگشت به متون علمی مراجعه کنید و اگر توانش رو دارید دست آوردهای دانشمندان رو زیر سوال ببرید !! البته دوستانی مثل هارون یحیا هم خرعبلاتی گفتن که میتونید به اونها آویزون شید ( یک راهنمایی مجانی برای شما ) !!
شما که خیلی باسوادی برای من بیسواد حرفهای جناب بابک رو توضیح بفرمایید ! لازم هم نمی بینم مثل شما به کسی آویزون بشم شما جواب سوالات بسیار ساده من رو بدید.
شما که خیلی باسوادی برای من بیسواد حرفهای جناب بابک رو توضیح بفرمایید ! لازم هم نمی بینم مثل شما به کسی آویزون بشم شما جواب سوالات بسیار ساده من رو بدید.
بیا این فیلمها رو ببین مطمئن هستم که طرفدارشون میشی ، از نظریه داروین و فلسفه دیالکتیک و ماتریالیسم رفته توی کون جنایات کمونیستها بعد ربطشون داده به زمین و زمان و جنگ و استالین و لینین و اینکه چه بلایی سر لنین اومد و توضیح اون بلا در قرآن و ... 😂 و بیچاره انتشارات هاروارد که از نشریاتش برای توضیح این مهملات استفاده شده.
شما که خیلی باسوادی برای من بیسواد حرفهای جناب بابک رو توضیح بفرمایید ! لازم هم نمی بینم مثل شما به کسی آویزون بشم شما جواب سوالات بسیار ساده من رو بدید.
گفتیم که انسان و شامپانزه ، نیای مشترکی دارن... زمان تخمینی وجود این نیای مشترک ، بین 5 تا 8 میلیون سال پیش هست !! ببینید برادر کوشا ، شما بگردید ببینید آثار وجود قدیمی ترین انسان مربوط به چند سال پیش هست و ببینید مثلا ادیان چه برآوردی از خلقت انسان و داستان آدم و حوا دارن از نظر زمانی ؟ بعد ببینید منطقی هست فکر کنیم یه دفعه آدم و حوا رو از بهشت اخراج کردن روی زمین...
یه فایل فلش هست ، توضیح مختصر در مورد تکامل انسان ، ببینید بد نیست :
گفتیم که انسان و شامپانزه ، نیای مشترکی دارن... زمان تخمینی وجود این نیای مشترک ، بین 5 تا 8 میلیون سال پیش هست !! ببینید برادر کوشا ، شما بگردید ببینید آثار وجود قدیمی ترین انسان مربوط به چند سال پیش هست و ببینید مثلا ادیان چه برآوردی از خلقت انسان و داستان آدم و حوا دارن از نظر زمانی ؟ بعد ببینید منطقی هست فکر کنیم یه دفعه آدم و حوا رو از بهشت اخراج کردن روی زمین...
یه فایل فلش هست ، توضیح مختصر در مورد تکامل انسان ، ببینید بد نیست :
آدم و حوا لزوما اولین انسانهای روی زمین نیستند بلکه اولین انسانهای دارای عقل و هوش انسانی و متمایز از سایر حیوانات به عنوان خلیفه و جانشین خدا روی زمین هستند و آیات قرآن این موضوع را تایید می کنند (اعتراض ملائکه به این تعیین خلافت و جواب خدا به آنها) لذا اینکه تاریخ آدم و حوا مثلا به ده هزار سال قبل برگردد منافاتی با تاریخ چند میلیون ساله موجودات دو پایی که هیچ اثری از تمدن و فرهنگ در آنها نبوده است ندارد.
لذا تنها اگر لحظه ای دست از لجبازی و عناد برداشته و روی این موضوع که چرا با وجود گذشت میلیون ها سال از وجود انسان روی زمین تنها در همین چند هزار سال اخیر، که در مقایسه با آن میلیون ها سال چند ثانیه ا ی بیش نیست انسان این مقدار متمدن و با فرهنگ شده است و اینکه این تمدن و فرهنگ بیشتر در مناطقی که محل بعثت اشخاصی به نام پیامبر بوده است فکر کنید بسیاری از مشکلاتتان در زمینه باور به خدا حل خواهد شد.
اولین انسانهای دارای عقل و هوش انسانی و متمایز از سایر حیوانات به عنوان خلیفه و جانشین خدا روی زمین هستند و آیات قرآن این موضوع را تایید می کنند (اعتراض ملائکه به این تعیین خلافت و جواب خدا به آنها) لذا اینکه تاریخ آدم و حوا مثلا به ده هزار سال قبل برگردد منافاتی با تاریخ چند میلیون ساله موجودات دو پایی که هیچ اثری از تمدن و فرهنگ در آنها نبوده است ندارد.
اعتراض ملائکه به این معنا نبوده که پیش از حضرت آدم انسانهای دیگری هم بوده اند که خون و خونریزی میکردند؛ در تفسیر المیزان در این باره میخوانیم: «ملائكه از كلام خدایتعالى كه فرمود: میخواهم در زمین خلیفه بگذارم ، چنین فهمیده اند كه این عمل باعث وقوع فساد و خونریزى در زمین میشود، چون میدانسته اند كه موجود زمینى بخاطر اینكه مادى است ، باید مركب از قوائى غضبى و شهوى باشد، و چون زمین دار تزاحم و محدود الجهات است ، و مزاحمات در آن بسیار میشود، مركباتش در معرض انحلال ، و انتظامهایش و اصلاحاتش در مظنه فساد و بطلان واقع میشود، لاجرم زندگى در آن جز بصورت زندگى نوعى و اجتماعى فراهم نمیشود، و بقاء در آن بحد كمال نمى رسد، جز با زندگى دسته جمعى ، و معلوم است كه این نحوه زندگى بالاخره بفساد و خونریزى منجر میشود.» ---
آدم و حوا لزوما اولین انسانهای روی زمین نیستند بلکه اولین انسانهای دارای عقل و هوش انسانی و متمایز از سایر حیوانات به عنوان خلیفه و جانشین خدا روی زمین هستند و آیات قرآن این موضوع را تایید می کنند (اعتراض ملائکه به این تعیین خلافت و جواب خدا به آنها) لذا اینکه تاریخ آدم و حوا مثلا به ده هزار سال قبل برگردد منافاتی با تاریخ چند میلیون ساله موجودات دو پایی که هیچ اثری از تمدن و فرهنگ در آنها نبوده است ندارد.
لذا تنها اگر لحظه ای دست از لجبازی و عناد برداشته و روی این موضوع که چرا با وجود گذشت میلیون ها سال از وجود انسان روی زمین تنها در همین چند هزار سال اخیر، که در مقایسه با آن میلیون ها سال چند ثانیه ا ی بیش نیست انسان این مقدار متمدن و با فرهنگ شده است و اینکه این تمدن و فرهنگ بیشتر در مناطقی که محل بعثت اشخاصی به نام پیامبر بوده است فکر کنید بسیاری از مشکلاتتان در زمینه باور به خدا حل خواهد شد.
به قول معروف اونی که شما خوندی ، ما روندیم !! اتفاقا منتظر بودم بگی قبل از آدم ابوالبشر هم آدم وجود داشته...
البته هیچ جای قرآن شما چنین چیزی گفته نشده...
اون آیه ای هم که میگید هیچ ربطی نداره و تفسیر ماله کشان هم برای امثال شماست...
فولادوند: و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمین جانشینى خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند آیا در آن كسى را مى گمارى كه در آن فساد انگیزد و خونها بریزد و حال آنكه ما با ستایش تو [تو را] تنزیه مىكنیم و به تقدیست مىپردازیم فرمود من چیزى مىدانم كه شما نمى دانید
چندتایی هم روایت نامشخص دارید(و اعتبار قطعی ندارن از دید خودتون) که اتفاقا باید پاسخ بدید هدف خدا از خلق اون گونه هایی که بعدا اثری ازشون نمونده و نسل انسان فعلی هم از اونها نیست (طبق اعتراف باورمندان) ، چی بوده !! یعنی ظاهرا خلق میکرده بعد نابود میشدن ، دوباره خلق میکرده و یه دفعه هم اینها به کل محو شدن و آدم ابوالبشر خلق و به زمین اخراج میشه و هیچ ارتباط ژنتیکی و نسلی هم بین اینها نیست...
---------------------------
البته اینکه خدا ظاهرا مناطق دیگه رو برای ارسال رسل و انبیا فراموش کرده ، دشواری شما خداباوران هست نه ما !! پیشرفت انسان هم ربطی به ظهور پیامبران نداره و اتفاقا هر جا ظهور کردن باعث درگیری بین باورمندان به فرستاده های مختلف خدا شدن و عاملی شده برای عقب گرد و درگیری و نابودی دست آوردهای قبلی ... خدای شما هم معلوم نیست چرا فرستاده ها رو با عقاید مختلف و گاهی متضاد به ماموریت میفرستاده و هر کدوم میومدن باعث نفی قبلی میشدن !!
انسان اتفاقا بعد از کنار گذاشتن ادیان بود که به پیشرفت های قابل توجهی رسید و گرنه اگر دین حاکم بود ، جای درمان بیماران میخواست اونها رو با دعا درمان کنه !!
مطلب جالب تر در مورد این آیه قرآن این هست که اول چطور فرشته ها توان اعتراض به خدا رو داشتن در حالی که اینها توان تفکر و اعتراض نباید داشته باشن چون مختار نیستن و فقط یکسره باید عبادت کنن ، دوم اگر هم به فرض شما درست بگید که منظور از این آیه یعنی فرشته ها با توجه به سابقه خلق انسان های قبلی میدونستن اینها فساد میکنن ، انگار عقل فرشته ها از خدای خالق بیشتر بوده که بابا چند بار بازی طراحی کردی و انسان رو گذاشتی سر کار و اذیتشون کردی و بعدم نابودشون کردی !! حالا دردت چیه دوباره میخوای این کار رو بکنی ؟؟
در ژنتیک انسانی آدم کروموزوم Y جدیدترین نیای مشترکِ (ج. ن. م) تمامی انسانها از طرف پدری است (بدین معنی که اگر تنها در امتداد خط پدری در درخت خانوادگی به گذشته برگردیم، ج. ن. م نقطهایی است که تمامی این خطوط به هم میرسند). آدم کروموزوم Y احتمالا در آفریقا بین ۲۳۷،۰۰۰ و ۵۸۱،۰۰۰ سال پیش زندگی میکرد و همتای مذکر حوای میتوکندری است. حوای میتوکندری احتمالا ۲۰۰،۰۰۰ سال پیش زندگی کرده است.[۱] از دیدگاه علمی، نیازی نیست که آدم کروموزوم Y و حوای میتوکندری در یک زمان و یا در یک محل زندگی کرده باشند.
این هم ردیه دیگری بر اینکه رشته متصل انسانی دچار انقطاع نبوده که خدا بیاد خلق کنه و نابود کنه و هی این کارو تکرار کنه تا در نهایت بگه این یکی آدمه خوبه اخراجش میکنم زمین با حوا ، برن اونجا فساد کنن 😬 !!
آنارشیجان انقدر گیر بیجا ندهید! من هم در گفتگو با دوستانم همیشه نیای انسان را میمونها ذکر میکنم, بحث واژه شناسی که نمیکنیم. ضمناً نیای انسان تنها با شامپانزه یکی نیست! اجداد تمامی هومونیدها یا کَپیهای بزرگ یکی است، از آن جملهاند: انسان، گوریل، شامپانزه، اورانگوتان. که زمان آن به پنج یا شش میلیون سال پیش بازمیگردد. در یک نگاه کلان هم نیای تمامی نخستیها (شامیل هومونیدها و تمامی میمونسانان) هم در نهایت به کموبیش چهل میلیون سال پیش بازمیگردد؛ یعنی پریمات (نخستی) های اولیه. حالا ما به جای کپی و پریمات و .. برای سادگی میگوییم میمونها. هیچ عیبی ندارد.
آنارشیجان انقدر گیر بیجا ندهید! من هم در گفتگو با دوستانم همیشه نیای انسان را میمونها ذکر میکنم, بحث واژه شناسی که نمیکنیم. ضمناً نیای انسان تنها با شامپانزه یکی نیست! اجداد تمامی هومونیدها یا کَپیهای بزرگ یکی است، از آن جملهاند: انسان، گوریل، شامپانزه، اورانگوتان. که زمان آن به پنج یا شش میلیون سال پیش بازمیگردد. در یک نگاه کلان هم نیای تمامی نخستیها (شامیل هومونیدها و تمامی میمونسانان) هم در نهایت به کموبیش چهل میلیون سال پیش بازمیگردد؛ یعنی پریمات (نخستی) های اولیه. حالا ما به جای کپی و پریمات و .. برای سادگی میگوییم میمونها. هیچ عیبی ندارد.
شما درست میگید آلیس جان... من برای روشن شدن این برادر کوشا خواستم دقیق تر بگم و در همون متنی که کپی کردم هم بود همه اینها !!! آخه ایشون فکر میکنن اگر میمون امروزی رو از جنگل بیاریم تو خونه ، بعد از چند نسل باید تبدیل شه به انسان امروزی... یعنی درجه فهم ایشون از فرگشت در این حد هست !!
در دین این مِهاد فرنودین که میان چند چیز, یا یکی تنها درست است یا هیچکدام
نداریم, مِهاد هر چه هر کجا خوب بود و به کار میاید درسته, نبود نادرست بجایش داریم (;
دیدگاه میانهرو مرتضی مطهری و علی شریعتی داستان خلقت بشر در قرآن را نمادین میدانند.[۱۳۳]مرتضی مطهری در حالی که نظریه تکامل را نفی نمیکند ولی به تکامل به صورت مجزا در مورد گونهها باور دارد و داشتن اجداد مشترک برای انسان و میمون را انکار میکند. وی به این موضوع معتقد است که آیات قرآن به خلقت مستقل انسان اشاره دارد. [۱۳۴]جعفر سبحانی معتقد است «تکامل الزاماً مبطل نظریهٔ ناظم الهی نیست، زیرا طرفداران نظریهٔ ناظم الهی میتوانند بگویند که ناظم الهی برای خلق جهان و موجودات پیچیده تر طرح بلند مدتی برگزیدهاست.»[۱۳۵][۱۳۶]ناصر مکارم شیرازی مینویسد: «با این که بسیاری کوشش دارند میان این فرضیه [تکامل] و مسئله خداشناسی تضاد قائل شوند و شاید از یک نظر حق داشته باشند؛ چرا که... جنگ شدیدی میان ارباب کلیسا از یک سو و طرفداران این فرضیه از سوی دیگر به وجود آورد... ولی امروزه برای ما روشن است که این دو با هم تضادی ندارند؛ یعنی ما چه فرضیه تکامل را قبول کنیم و چه... رد کنیم، در هر دو صورت میتوانیم خداشناس باشیم... آیات قرآن هر چند مستقیماً درصدد بیان مسئله تکامل یا ثبوت انواع نیست، ولی ظواهر آیات (البته درخصوص انسان) با مسئله خلقت مستقل سازگارتر است، هرچند کاملاً صریح نیست. ظاهر آیات خلقت آدم، بیشتر روی خلقت مستقل دور میزند؛ اما در مورد سایر جانداران قرآن سکوت دارد.»[۱۳۷]
بازم نشون دادی دوزاری هستی !! جدا از اینکه مسلمانان با همین دیدگاه های متفاوت و متضادشون موید نظر کن هستن ، به طور خاص اونهایی که میانه رو هستن در جرگه همون ماست مال های معروف هستن که خودشون هم نمیفهمن چی دارن میگن و جوری حد وسط و نامشخص رو حفظ میکنن که تهش هر چی در اومد بگن ما هم همون رو میگفتیم...
بازم نشون دادی دوزاری هستی !! جدا از اینکه مسلمانان با همین دیدگاه های متفاوت و متضادشون موید نظر کن هستن ، به طور خاص اونهایی که میانه رو هستن در جرگه همون ماست مال های معروف هستن که خودشون هم نمیفهمن چی دارن میگن و جوری حد وسط و نامشخص رو حفظ میکنن که تهش هر چی در اومد بگن ما هم همون رو میگفتیم...
خیلی دلت می خواد باورمندان خشک و غیر منطقی روی یه موضوع کلید کنند تا امثال شما بتونند همه جوره مانور بدند.
من کار خودم رو خوب بلدم تو برو خود را باش شکر رو هم معلومه کی خورده !
اگه منظور از کارت همون شکرخوری هست ، منم موافقم که کارت رو خوب بلدی !! درستی ادعای ما مبنی بر ماست مال بودن اسلامیست که همزمان هم فرگشت رو رد میکنن هم تایید میکنن ، ثابت شد و شکر بر چهره مبارک شما رنگ گرفت...
اگه منظور از کارت همون شکرخوری هست ، منم موافقم که کارت رو خوب بلدی !! درستی ادعای ما مبنی بر ماست مال بودن اسلامیست که همزمان هم فرگشت رو رد میکنن هم تایید میکنن ، ثابت شد و شکر بر چهره مبارک شما رنگ گرفت...
فرگشت را به عنوان مبداء و منشاء حیات رد می کنند اما آن را به عنوان روند و توضیحی بر چگونگی حیات اگر علمی باشد می پذیرند
این کجایش متناقض است. ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها؛ سنت خداوند بر اجرا کردن هر امری با اسباب متناسب با آن امر است ما هیچ تعارضی بین خلقت و اینکه خلقت از طریق فرگشت (البته اگر اشکالات آن برطرف و تبدیل به یک قانون شود) جاری شود نمی بینیم. جواب فحش ها و توهین هایت هم اگر لازم شد برای بعدا.