خانم یه نفر ،درود و به صندلی داغ خوشامدید، امیدوارم بعد از این صندلی داغ حداقل دست از سر کچل اینجانب بردارید و قوانین این یک تاپیک را دیگر رعایت کنید !! :)) مهلت پاسخگویی ده روزه است و پاسخ به سوالات استاندارد (آنهایی که دوست دارید پاسخ دهید) اولویت دارد.این گوی و این میدان.
1. چه عنصری را در روابط اجتماعی از باقی مهمتر میدانید؟ توضیح بدهید.
2. در خطکش سیاسی خود را در کجا میبینید؟ راست، چپ، میانه یا...؟
3. در زندگی روزمره آیا مقید به اصول اخلاقی مشخصی هستید یا نخست به نتیجهبخشی اعمال خود توجه میکنید؟
4. آیا در زندگی شما نقطهی دگرگونی برجستهای وجود داشته؟ لحظهای، رخدادی، شخصی ... که زندگی شما به پس و پیش از آن تقسیم بشود؟ اگر بله، بدون ذکر جزئیات، حالات خود و چگونگی آن تغییرات را توصیف بکنید.
5. با استیصال چه میکنید؟ یعنی اگر تمام آنچه ممکن است را برای حل یک مشکل انجام دادهاید اما همچنان عاجز ماندهاید، برای کنار آمدن با عجز منتج چه طریقی را برمیگزینید؟
6. به باور شما برابری مهمتر است یا آزادی؟
7. موثرترین شخص در زندگی شما که بوده؟ بدون درج اطلاعات شخصی، کمی پیرامون چگونگی اثرگیری خود توضیح بدهید.
8. آیا تا بحال آرزوی مرگ کسی را کردهاید؟ اگر بله، توضیح بدهید.
9. به نظر شما آیا کیفیت زندگی بشر از منظر زمانی درحال صعود بوده یا سقوط؟
10. کدامیک از این دو را دستاورد مهمتری برای بشر تلقی میکنید: هنر، یا دانش؟
11. آیندهی نزدیک جهان و ایران را از منظری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی چگونه میبینید؟
12. آیا حاضر هستید برای تحقق آرمانهای خود جانتان را به خطر بیاندازید؟
13. آیا حاضر هستید برای تحقق آرمانهای خود جان دیگران را به خطر بیاندازید؟
14. آیا مذهب و دانش را آشتیپذیر میدانید؟
15. آیا به وجود فضای سیاسی سالم باور دارید یا اساسا برای این عرصه از زندگی اجتماعی اعتباری قائل نیستید؟
16. آیا با نقوش سنتی زن و مرد در جامعه موافق هستید؟
17. کدام ورزش، غذا، سبک موسیقی و ژانر سینمایی را ترجیح میدهید؟
18. نظرتان پیرامون فمینیسم، کمونیسم و لیبرالیسم چیست؟
19. اگر وادار به برگزیدن یکی از ادیان ابراهیمی بشوید کدام را انتخاب میکنید؟
20. اگر بنا بود در جزیرهای دورافتاده تنها بمانید، و حق انتخاب یک آلبوم موسیقی، یک فیلم و یک کتاب را داشتید، کدامها را برمیگزیدید؟
21. بدترین و بهترین ویژگی خود را چه میدانید؟
22. بدترین و بهترین ویژگی نوع بشر را چه میدانید؟
23. اگر میتوانستید سه چیز را در جهان تغییر بدهید، آن سه چیز چه میبودند؟
24. همنشینی با آدمهای مشابه خودتان را ترجیح میدهید یا با اشخاص متفاوت؟
25. دیدگاه شما پیرامون مرگ چیست؟
26. پنج چیز که بدون آنها نمیتوانید زندگی بکنید را نام ببرید.
27. سگدوست هستید یا گربهدوست؟
28. انتظار و امید وجود چه پرسشی(ها) را در این مجموعه داشتید که آنرا نمیبینید، خودتان آن(ها) را مطرح بکنید و پاسخ بدهید.
1. چه عنصری را در روابط اجتماعی از باقی مهمتر میدانید؟ توضیح بدهید.
فکر میکنم صداقت مهمترین فاکتور برقراری یک رابطه اجتماعی باشه. صداقت مثل آهن ربا همه چیزای مربوط به خودشو جمع میکنه. راستگویی - خوبی - دلسوزی - معرفت .. پ.ن: همیشه دوست داشتم دشمنم اینقدر باهام رو راست باشه و صداقت داشته باشه که جلو خودم حرف بزنه.نه پشت سرم...
3. در زندگی روزمره آیا مقید به اصول اخلاقی مشخصی هستید یا نخست به نتیجهبخشی اعمال خود توجه میکنید؟
متاسفانه یا خوشبختانه اول به نتیجه کارم فکر میکنم. تجربه زندگی شخصیم همیشه این بوده که اومدم ثواب کنم، کباب شدم باور کنید اگر یکروز ببینم یه نفر محتاجه، با هزار تا فکر و دغدغه میرم کمکش. نه اینکه مستقیما از روی احساس انسان دوستانه رفتار کنم و بدون فکر کردن به عواقبش بهش کمک کنم اینو بخونید. چندروز پیش برام اتفاق افتاد.. بیشتر معتقد شدم قبل از هرکاری به نتیجه اش فکر کنم.. مستند - خاطره - نوستالوژی - کابینت! ثواب و کتاب البته اصول خاصی هم مد نظرم هستاااا.
4. آیا در زندگی شما نقطهی دگرگونی برجستهای وجود داشته؟ لحظهای، رخدادی، شخصی ... که زندگی شما به پس و پیش از آن تقسیم بشود؟ اگر بله، بدون ذکر جزئیات، حالات خود و چگونگی آن تغییرات را توصیف بکنید.
بله. تا چندسال داروی آرام بخش هم مصرف میکردم.. خیلی بد بود.. مرده متحرک بودم.. تصمیمات منطقی در اون دوره نگرفتم .. واقعا زندگیم به قبل و بعد از اون اتفاق تقسیم شد..
5. با استیصال چه میکنید؟ یعنی اگر تمام آنچه ممکن است را برای حل یک مشکل انجام دادهاید اما همچنان عاجز ماندهاید، برای کنار آمدن با عجز منتج چه طریقی را برمیگزینید؟
اینم سوال خفنی هست! خب بستگی به مشکلم داره. مشکلات دسته بندی می شوند. مشکلاتی که جایگزین ندارند. مشکلاتی که جایگزین دارند در آینده مشکلاتی که با یک رفتار غیر اخلاقی و غیر منطقی و یا غیر اصولی حل میشه . و ... اگر مشکلم از نوع اول باشه، حاضرم هرکاری بکنم تا حل بشه... حالا چون من خداباورم حتی با خدا عهد و پیمان (شرط بندی) میکنم که اگر مشکلم حل بشه من تا آخر عمرم فلان کار کنم. سایر مشکلات هم با درجه کمتری حاضرم هرکاری بکنم فوقش هر کاری نکردم و نشد، گـــور باباش :-)
خب جفتش با ارزش ترین هستند ولی در موقعیت و شرایط خودش.. نمیدونم چرا یهو یاد این ضرب المثل افتادم. یک ده آباد به از صد ده ویران است.. یک آزادی بهتر از چند برابری هست.. حداقل اون که آزاده لذت ببره از آزادیش.. حتی اگر بدبخت باشه و ... وگرنه برابر در بدبختی و بیچارگی چیز خوبی نیست..
7. موثرترین شخص در زندگی شما که بوده؟ بدون درج اطلاعات شخصی، کمی پیرامون چگونگی اثرگیری خود توضیح بدهید.
از خیلی ها تاثیر گیرفتم. اصلا در کل احساس میکنم ثبات شخصیتی ندارم. هرکی میتونه روی من تاثیر بگذاره و شخصیتم رو تغییر بده.. فقط کافی مهربون و دلسوز و صبور باشه. سریع جذب این خصوصیاتش میشم... ولی اگر قرار باشه فقط یک نفر رو انتخاب کنم، قطعا اون "یه نفر" هست.. کسی که تک تک سلول های بدنم ازش تاثیر گرفتن. کسی که بخاطرش از خیلی چیزها زدم.. کسی که بخاطرش معنای ثانیه و صدم ثانیه رو درک کردم. کسی که بخاطرش اشک ریختم . خندیدم. پاهام تاول زد.. چند ساعت بازداشتگاه رفتم.. در عین حالی که ازش متنفرم، دنبال یه بهونه میگشتم تا بهش علاقه پیدا کنم. اون شخص خیلی وقته دیگه نیست. ولی روح و جسم و تفکرم رو تغییر داد و رفت.. تابلو اون یه نفر کی بود.. :-) بیخیال
8. آیا تا بحال آرزوی مرگ کسی را کردهاید؟ اگر بله، توضیح بدهید.
بله. سیدنا و مولانا حاج سید دکتر محمود احمدی نجات! چندسالی بر سر سفره نوروز آرزوی مرگش رو میکردم.. میگن هر دعا و آرزویی بر سر سفره نوروز بکنیم، بر آورده میشه :-) خخخخخ
10. کدامیک از این دو را دستاورد مهمتری برای بشر تلقی میکنید: هنر، یا دانش؟
خودم یه کمی هنرمندم (خیلی آماتور). با این وجود از هنر دفاع نمیکنم. چون تاثیر علم بر همه چیز هویداست. حتی علم باعث پیشرفت هنر شدهقطعا پیشرفت علم مهمتر از پیشرفت هنر هست
11. آیندهی نزدیک جهان و ایران را از منظری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی چگونه میبینید؟
آینده نزدیک رو نمیدونم. ولی آینده دور ایران با یک شیب 30درجه رو به پایین در حال حرکت هست.. کمربندهای ایمنی رو نبندید. هرجا تونستید از این کشتی درحال غرق جداشوید و خود را به دریای متلاطم و خروشان اقیانوس ها بیاندازید. اگر در اقیانوس یک هزارم درصد (0.001%) احتمال داشته باشه نجات پیدا کنید در ایران همین هم نیست ولی باز خودم دلم نمیاد از این کشتی رو به غرق جدا بشم. فقط آینده اش رو گفتم. حاضرم باهاش غرق بشم آینده جهان هم مخالف ایرانه. شیبش مثبته :-)
13. آیا حاضر هستید برای تحقق آرمانهای خود جان دیگران را به خطر بیاندازید؟
نه. یه چی بگم؟ من اصلا هدف و آرمان و آرزویی ندارم!! یادم به یه خاطره خیلی قدیمی افتاد.. بچه که بودم یه سرگرمی با بابام داشتم. آرزوهام رو بهش میگفتم و اونم یادداشت میکردم. هر روز دنبال یه آرزوی خاص و جالب و تک میگشتم تا به بابام بگم و اونم چندتا جمله در موردش بگه و یادداشت کنه ولی احساس میکنم سالهاست آرزوی خاصی ندارم. اصلا آرزویی ندارم!!!!! متاسفم بابا.....
17. کدام ورزش، غذا، سبک موسیقی و ژانر سینمایی را ترجیح میدهید؟
ورزش کوهنوردی رو خیلی دوس دارم. آخه تنها ورزشی هست که رقیب، آدم نیست. کوه هست. غرور آدم کم میشه اگر نخندید، انواع اسپاگتی رو دوس دارم. مقوی، سریع پخت، خوشمزه سبک موسیقی خودم کلاسیک هست. ولی از هر چیزی خوشم بیاد گوش میکنم. پیرو سبک خاصی نیستم. از شیش و هشت تا دشتی.. همه ژانرها رو دوس دارم. درام خیلی عاشقانه، یه ذره بیشتر دوس دارم :-)
18. نظرتان پیرامون فمینیسم، کمونیسم و لیبرالیسم چیست؟
قالب بندی اندیشه رو اصلا دوس ندارم. یه نفر که فمنیست بشه، باید تفکراتش مربوط به چارت سازمانی اون محدود بشه اصلا خوشم نمیاد روی تفکر انسان ها اسم بگذارند و اونو محدود به اسم کنند من مخالف همه اسامی تفکر ها هستم. هرچی میخواد باشه... جنبش، سازمان، گروه و .. ولی آنارشیست ها رو دوس دارم.. کمونیست و لیبرالیسم و ... خوشم نمیاد. تحقیقی نکرده ام که ببینم ماهیت اصلیشون چیه. ولی از چیزایی که شنیدم، نظر خوبی در موردشون ندارم مخالف فمنیست هستم. بخصوص فمنیست افراطی.. ولی دنبال حقوق زنان هستم. که با فمنیست برابر نیست..
19. اگر وادار به برگزیدن یکی از ادیان ابراهیمی بشوید کدام را انتخاب میکنید؟
خب اول دین یهودی رو دوس دارم.. بعدش زرتشتی (اگر ابراهیمی باشه) بعدش مسیحی و بعدش اسلام
اینکه اول یهودیت رو گفتم بر میگرده به همون عدم ثبات شخصیت :-) توی دانشگاه یه پسری یهودی بود. 2 ترم بیشتر نبود. نمیدونم چرا رفتش ولی خیلی ازش خوشم میومد... دوس داشتم باهاش باشم. توی ذهنم باهاش حرف میزدم :-) حتی 1بار سعی کردم دستشو بگیرم. برای چند لحظه دستشو حس کنم... موفق هم شدم :-))))))) هرچی نخ میدادم نمیگرفت. روزای آخر طناب هم میدادمااااا.نمیگرفت.. مرموز خاصی بود. دوس داشتم مثل اون یهودی بشم تا بهم نگاه کنه :-) جوان بودم و خام.. فکر میکردم یهودی ها خیلی باکلاس اند.. هنوز هم چنین برداشتی در ذهنم هست. ولی خیلی کم رنگ شده.. الانم جواهر فروشی داره! کاش زودتر یهودی میشدم. نه؟؟ :-)
20. اگر بنا بود در جزیرهای دورافتاده تنها بمانید، و حق انتخاب یک آلبوم موسیقی، یک فیلم و یک کتاب را داشتید، کدامها را برمیگزیدید؟
یک چراغ علاالدین ما را بس. ولی با این حال: خب دنبال آلبومی میگشتم که توش امید به رهایی باشه. ناامیدم نکنه. سعی میکردم از بین آهنگ های داریوش چندتایی برگزینم از کتاب هم دنبال کتابی میگشتم عاشقانه و طولانی... با وجود اینکه به فیلم دیدن علاقه زیادی دارم ولی حس نمیکنم انتخاب یک فیلم برای زندگی در یک جزیره دور افتاده خیلی اهمیت داشته باشه. چشم بسته یه چیزی برمیداشتم. جذابیتش بیشتره که ندونی چه فیلمی هست :-)
بدترین: زیادند. مثلا: نپذیرفتن یا دیر پذیرفتن نظر مخالفم، از کوره که در برم واقعا بمب هیدروژنی میشوم.. دلم که بگیره فقط گذر زمان طولانی آرومم میکنه. بدم میاد کسی احساس دلسوزی کنه.. (بدترین، زیاد دارم :-) ) بهترین: خیلی مهربونم... یه چیزی بگم؟ واقعا دوس ندارم همسر آینده ام منو خیلی دوس داشته باشه. نتونه دوریمو تحمل کنه... اینقدر که دوس دارم تنها باشم، نمیخوام کسی دور وبرم بچرخه.... شاید اینم جز ویژگی های بدم باشه!!!! شاید بعدا که ازدواج کردم این حسم عوض بشه هااا. الان همچین حسی دارم :-)
23. اگر میتوانستید سه چیز را در جهان تغییر بدهید، آن سه چیز چه میبودند؟
اینم سوال خفنی هستاااا :-) 1- فقر و گرسنگی رو کاملا بر میداشتم 2- هیچ تفنگ و بمب و توپ و تانکی نمیساختم 3- وسعت خشکی رو بیشتر میکردم.. *4- هرکی به اینا بخنده به خــــر تبدیل میکردم! :-)
بیشتر از همه شما میشناسمش... بی رحم هست. ولی اگر واقعا بعد از این دنیا ، دنیایی دیگری باشه، صرف نظر از ویژگی های اون دنیا، دوس دارم بمیرم و برم اونطرف... نمیخوام اینجا بمونم دیگه.............
من یک پرسش دارم که شما پس از شنیدن این داستان بدان پاسخ دهید: داستان: دختری در آیین خاک سپاری مادرش، مرد خوش تیپ ولی ناآشنایی را می بیند و دلباخته اش میگردد. ولی پس از آیین، آن مرد ناپدید شده و دیگراین دختر او را پیدا نمیکند. چند روز پس از آن، این دختر ، خواهر خودش را میکشد. پرسش : چرا؟ •
2- با معرفت 3- پیچیده.. + همون داستان منبر و ملانصر الدین و ... :-) 4- زیاد نمیشناسمش 5- بی سواد به نظر نمی اومد.. 6- شخصیتش از همه شما بیشتر به من نزدیکه.. از شکلک های ـخر نوشته هاش مشخصه 7- یه زمانی ناخدا بود..... 8- زیاد نمیشناسمش 9- هفت خوان اسپندیاد :-) 10- فکر میکنم باید درشت اندام و هیکل باشه! 11- کی هست؟؟! :-)))
من یک پرسش دارم که شما پس از شنیدن این داستان بدان پاسخ دهید: داستان: دختری در آیین خاک سپاری مادرش، مرد خوش تیپ ولی ناآشنایی را می بیند و دلباخته[1] اش میگردد. ولی پس از آیین، آن مرد ناپدید شده و دیگراین دختر او را پیدا نمیکند. چند روز پس از آن، این دختر ، خواهر خودش را میکشد. پرسش : چرا؟
خب مگه پوآرو نبوده؟ :-) سوال جوری نوشته شده که در نگاه اول میگن خب خواهرش رو کشته تا دوباره اون مرد رو ببینه شاید خواهرش دوست دختر اون مرده بوده شاید خواهرش در مرگ مادرش نقش داشته شاید اصلا کشتن خواهرش عمدی نبوده شاید اصلا این ذختره خواهرش رو نکشته! شاید مرد عاشق خواهرش بوده شاید یه کاری کرده و خواهرش فهمیده و از ترسش خواهرش رو کشته. مثلا خود دختره در مرگ مادرش نقش داشته!
من یک پرسش دارم که شما پس از شنیدن این داستان بدان پاسخ دهید: داستان: دختری در آیین خاک سپاری مادرش، مرد خوش تیپ ولی ناآشنایی را می بیند و دلباخته اش میگردد. ولی پس از آیین، آن مرد ناپدید شده و دیگراین دختر او را پیدا نمیکند. چند روز پس از آن، این دختر ، خواهر خودش را میکشد. پرسش : چرا؟ •
پارسیگر
با درود ، چون چند روز پس از آن می دریابد که خواهرش هتا تا پایان آیین مادرش هم شکیبا نبوده ! 👎
1- کدام شاعر را دوست میدارید ؟ (در صورت تمایل یک شعر از او بگذارید)
سعدی - این بیت رو خیلی درک میکنم... واسه همین اینجا میگذارم: ما قلم در سر کشیدیم اختیار خویش را ......................هر که را در خاک غربت پای در گل ماند، ماند ما صلاح خویشتن در بی نوایی دیده ایم......................هرکسی گو مصلحت بیند کار خویش را
تحقیقاتی کرده ام که طالع بینی رو باور کردم. نه اینکه فالگیری! رمالی و .. ادمین پیج مبارزه با چرندیات فیسبوک، منو بــن کرد.. چون یه پست زده بود که طالع بینی الکی هست و ... ولی من کامنت دادم و اثبات کردم که واقعی هست.. همون موضوع بخاطر حرفای من خیلی داغ شد 420 تا ریپلی به کامنت من اومد و بعضی ها به ادمین گیر دادن پس این حرفای که من میگم چیه؟؟ اونم جواب نداشت و منو بــن کرد و ...
کلا از زندگی راضی نیستم.. نه از زندگی خودم... بعضی وقتها میگم کاش سنگ بیابون بودم و انسان نبودم... زندگی هیچ چیز خاصی نداره.. اصلا زندگی آدمها یه نوع تنبیه هست.. گناه بزرگی کرده ایم و الان داریم زجرش رو میکشیم... به دنیا اومده ایم که تاوان رفتار های بد زندگی قبلیمونو بدیم... واقعا کاش سنگ بیابون بودم.... راحت. بی دغدغه..
1- نظرت درباره بیخدایی چیه؟ فکر میکنی احتمال داره یه روز خداناباور بشی؟
فعلا که مخالفم بی خدایی هستم. آدما از ابتدای خلقتشون دنبال یه چیزی واسه پرستیدن بودن.. کسی هم مجبورشون نمیکرده! این فطرت انسانی هست. بلاخره آدم به یک تیکه چوب اعتقاد داشته باشه بهتر از هیچیه.. ولی این احتمال وجود داره یه روز خداناباور بشم.. بستگی داره چگونه باهاش آشنا بشم!
2- خودت رو مسلمان میدونی؟ و از مسلمان بودنت راضی هستی؟
شناسنامه ای مسلمانم و قبله ام یک گل سرخ :-) ولی نه! مسلمان نیستم. بدم نمیاد. خوشمم نمیاد فعلا دنبال دین خودم هستم. مثل سالاد که منتخب هر چیزی هستااا. منم میخوام از هر دینی یه چیزی برای خودم بردارم و دین جدید خودمو بسازم.. حتی براش اسمم انتخاب کردم :-) ولی دنبال محتوا هستم :-)
3- میونه ت با بچه ها چطوره؟ و آیا دوست داری مادر بشی؟
چندسالی هست مربی کودکستان ها بودم. تا همین چند ماه پیش:-) بچه ها از سر و کولم بالا میرفتند... :-) بهم میگن خاله! ذوق میکنم.. عاشق بچه ها هستم. دوس دارم مادر بشم..
سیگاری نیستم بخدا... ولی کنت پاور آبی :-) اینم توی کیف شوهر خواهرم پیدا شد و گفت مال همکارش هست. راست میگفت.. منم برداشتمش و بهش ندادم :-) یک بسته مصرف شده بود. الان 4 تایی توش هست :-))
من که چیزی نخوردم. خوبه شما هم الکترونیک بلدید. احساس خوبیه یکی هست که حرفامو درک کنه..
درضمن برای بار آخر، ساعت من با میکروکنترلر ساخته شده و 14 تا آیسی لــچ استفاده شده!! 2تا دیکودر خورده! فلیپ و فلاپ هم نیست!
تعداد خط های برنامه اش 240 تاست!!
یک ساعت زیبا و منحصر به فرد و جذاب.. قصدم این بود که نمونه های تجاریشو بسازم و بفروشم توی بازار.. همین کار رو هم کردم. چندتای فروختم.. بنا به درخواست چندنفر تکنولوژی ساختشو بهشون فروختم و با یکی از هم کلاسی های سابقم شریک شدم و کاملا طرحمو بهش دادم... الان یکه تازی میکنه :-) فیلم نمونه ساعتمو چجوری بگذارم اینجا ببینید؟
همچنین این ٢٤٠ رژ[1] کد را بیاورید ببینیم چه بوده!
همشو که نمیتونم بگذارم اینجا. ولی بعضی جاهاشو میگذارم اینا که ساده ست $regfile = "m32def.dat" $crystal = 1000000 $lib "mcsbyte.lbx" ' for smaller code $lib "ds1307clock.lib" ' modified lib
Enable Interrupts Dim Q As Byte Dim A As Byte Dim I As Byte Dim H1 As Byte Dim H2 As Byte Dim M1 As Byte Dim M2 As Byte Dim S1 As Byte Dim S2 As Byte Dim B As Byte Dim Z As Byte Dim Ii As Byte
Select Case _hour Case 10 To 19 : H1 = _hour - 10 H2 = 1 Case 20 To 23 : H1 = _hour - 20 H2 = 2 Case Else : H1 = _hour H2 = 0 End Select
Porta = 0 Portb = Lookup(h1 , D) Waitms 10
Porta = 1 Portb = Lookup(h2 , D) Waitms 10
Porta = 2 Portb = Lookup(m1 , D) Waitms 10
Porta = 3 Portb = Lookup(m2 , D) Waitms 10
Porta = 4 Portb = Lookup(s1 , D) Waitms 10
Porta = 5 Portb = Lookup(s2 , D) Waitms 10
If _sec = 1 Or _sec = 3 Or _sec = 5 Or _sec = 7 Or _sec = 9 Or _sec = 11 _ Or _sec = 13 Or _sec = 15 Or _sec = 17 Or _sec = 19 Or _sec = 21 Or _sec = 23 _ Or _sec = 25 Or _sec = 27 Or _sec = 29 Or _sec = 31 Or _sec = 33 Or _sec = 35 _ Or _sec = 37 Or _sec = 39 Or _sec = 41 Or _sec = 43 Or _sec = 45 Or _sec = 47 _ Or _sec = 49 Or _sec = 51 Or _sec = 53 Or _sec = 55 Or _sec = 57 Or _sec = 59 Then Set Portc.3 Else Reset Portc.3 End If
Sectic: Select Case _sec Case 1 To 8: Portc = 0 Shift Portd , Left Reset Portd.0 If _sec = 8 Then Portc = 1 Portd = 255 End If Case 9 To 16: Shift Portd , Left Reset Portd.0 If _sec = 16 Then Portc = 2 Portd = 255 End If Case 17 To 24: Shift Portd , Left Reset Portd.0 If _sec = 24 Then Portc = 3 Portd = 255 End If Case 25 To 32: Shift Portd , Left Reset Portd.0 If _sec = 32 Then Portc = 4 Portd = 255 End If Case 33 To 40: Shift Portd , Left Reset Portd.0 If _sec = 40 Then Portc = 5 Portd = 255 End If Case 41 To 48: Shift Portd , Left Reset Portd.0 If _sec = 48 Then Portc = 6 Portd = 255 End If Case 49 To 56: Shift Portd , Left Reset Portd.0 If _sec = 56 Then Portc = 7 Portd = 255 End If
ابتکار خوبیه. آفرین. ولی ایرادی که من میگیرم نور شدیدش هست که چشم رو اذیت میکنه یا مثلن در زمان خواب ممکنه باعث مزاحمت بشه. ضمنن خیلی رنگی رنگی هست. شهره فرنگ درست کردید. یه کم مردونش میکردید بابا
ابتکار خوبیه. آفرین. ولی ایرادی که من میگیرم نور شدیدش هست که چشم رو اذیت میکنه یا مثلن در زمان خواب ممکنه باعث مزاحمت بشه. ضمنن خیلی رنگی رنگی هست. شهره فرنگ درست کردید. یه کم مردونش میکردید بابا
مرسی. همچین رنگی رنگی نیست. اعداد قرمز ثانیه ها نارنجی و ثانیه های ضریب 5 هم آبی.. کلی فکر کردم این شده... درضمن نمیشه گفت طرح اولیه اش مال خودمه. نه.
من از یک برنامه فلش موبایل این طرح رو دیدم.. وقتی که کاملا ساختم، دیدم نمونه هاش هم توی نت هست.. ولی خب با من فرق داره
....
یه جورایی کاربردش توی اداره ها و مغازه هاست که نیاز به نور دارند.. توی خونه هم باید کم نورتر بشه. واسش کلید تنظیم نور گذاشتم..
حرف بدی نمیزنم که بترسم! خدا باورم - اتفاقا تبلیغ اسلام هم میکنم - در جریان اثبات وجود خدا برای جمعیت خداناباوران در این راه شهید هم شدم! :-( - طرفدار دولت و کشور و مردمم هم هستم.. - با این حال مملکت آزادی داریم و آزادی بیان هست :-) ترسی هم ندارم.. دوران متحجران تموم شده. الان همون پلیس سایبری هم میدونه که هر حرفی مجازات نداره..
باز هم با این وجود نمیترسم.. دست مموتی هم از این دنیا کوتاه شده و دیگر ترسی نیست.. 😜
بله. در پیج مبارزه با مردستیزی فیسبوک. که به واسطه من با این فروم آشنا شدید.. :-) هرچند آخرش نفهمیدم شما در اون مباحث طولانی طرفدار من بودید یا طرفدار اینها!
1-تا چه مقطعی خوندید. 2-از چه سبک موسیقی خوشتون میاد
من کاردانی مخابرات - کارشناسی الکترونیک و ارشد بیوالکتریک دارم. همشون مثل همه تقریبا. چندواحدی باهم فرق دارن. بیو یه کمی متفاوت تره. همشون هم زیر مجموعه برق هست.. نام دانشگاه رو نمیتونم بگم. متاسفم
همه سبک ها دوس دارم به غیر از راک
یه تعریف دارم. کسی که کلاسیک کار کنه، به بقیه سبک ها میخنده.. من سبک تخصصیم کلاسیکه
راستش من تنها فردی بودم که دوره کارشناسی چندباری از کلاس اخراج شدم :-) به شدت تحت تاثیر قرار میگیرم! مخصوصا وقتی توی کلاس بچه های پایه زیاد باشن :-) دوس دارم سر به سر بذارم
٢. بزرگترین انگیزانندهیِ ترول کردن خود را کدام میبینی:
a. گسترش باورهای خود b. کینهجویی از آدمهای بد c. خودارضایی d. ستیز با سیاهی
راستش واقعا دوس دارم شوخی کنم. سر به سرتون بذارم. ولی نه اینکه بی احترامی کنم..
خب من اصلا این بحث های شما رو درک نمیکنم:-( فلسفه! اسلام ستیزی! دین ستیزی! سیاست! :-( هتا 1 کلمه هم درک نمیکنم.. ولی دوس دارم ابراز وجود کنم و کمی شما رو از این خستگی های ذهنی رهایی بدم..
راستش احساس میکنم مستقل بودنم بزرگترین دستآوردم هست.. من کار میکنم. واسه شغلم سفر میرم. با پول خودم ماشین خریدم. و .. البته مستقل بودنم کاملا به شخصیتم ربط نداره.. خب شرایطم هم تاثیر داشت..
٥. میان @undead_knight و @آلیس کدام را دوست بهتری میدانی؟
نوشته های آندد رو خیلی دوس دارم. شخصیتش رو از روی نوشته هاش میشه تشخیص داد. حتما جوونه. پر انرژی.. شکلک آخر نوشته هاش میگذاره :-) آلیس هم واسه من سنگ تموم گذاشت. همین که الان در جمع ما نیست، بخاطر دفاع از من بود. از بین این دو من آلیس رو انتخاب میکنم. چون بخاطر من جلوی شما ایستاد.. :-v
٦. زرتشت ایران را بیشتر دوست داری یا محمد عربستان را؟[/quote زرتــــشت و اهورا مزدا :-) با کلاسه :-) بیشتر مباحث دین جدیدم برگرفته از زرتـــشت و اهورا مزداست.. نماد فروهر خیلی باکلاسه.. :-)
٧. در برابر این واقعیت که همهیِ کشورهای اسلامی گند هستند, ولی بیشتر کشورهای نااسلامی زیستنی, چگونه خودفریبی میکنی؟
مخالفم. قرون وسطی رو فراموش کردید؟؟! همین اروپا در لجن تفکرات احمقانه خودش میغلطید.. ایران اسلامی در آن زمان دانشمندان و فرزانگان زیادی داشت و مرکز خوبی ها بود..
حالا هم اگر وضع کشور این شده، نمیشه گفت 100% به دین ربط داره. خلفا و پادشاهانمون هم کم احمق نبودند.. حالا نگی من طرفداری میکنمااا. ولی ما ماهواره فرستادیم هوا. ما توی نانو تکنولوژی همتراز کشورهای صدر جدولیم.. ما بیشترین تعداد ارائه مقاله در منطقه رو داریم.. آمار نشون میده در حال پیشرفتیم..
ترس زیادی ندارم.. میگن با دخترها هیچوقت کل کل رانندگی نکنید. چون !پارسیرنگ! ندارند :-)
از دزد ها و کیفبر ها و مردم آزار ها واقعا میترسم.. تجربه کیف قاپی دارم. خیلی بد بود... قلبم تا 2 روز تند تند میزد.. از اعدام این افراد ناراحت نبودم.. خوشحال هم بودم. ولی بیشتر که فکر میکنم جان آدمی خیلی ارزش تره. نباید اعدام کنن!
اگر زیبایی فقط 1% ارزش داشت، الان دخترهای زیادی با ارزش بودند!! فهیم هم ارزش نداره. شعور و سواد و معرفت ارزش داره.. با این حال دختر فهیم ِ زیبا باشه بهتر از اینه که فهیم خالی باشه :-) پسرها نمیفهمن ما چی میگیم. تو که منظورمو فهمیدی؟؟ :-))
ساعتتم دیدم.خوب بود ولی ثانیه شمارش یکم بهم استرس میده:)
من اگر دیسکویی ، سالن استریپ تیزی ، کازینویی چیزی داشتم حتمن یکی شو سفارش میدادم :دی راستی ، من قبل همتون ساعتشو دیده بودم ! برید به حال خودتون زار زار گریه کنید که این همه مدت توی کف دیدن ساعتش بودید :)) آخرش هم با دیدنش استرس گرفتید
:))))
-------
یه نفر جان یک پیشنهادی دارم ، اگر خیلی علاقه داری به این جینگولک بازی ها به جای LED از Electroluminescent استفاده کن
. البته یادت باشه که برای روشن کردنش نیاز به Inverter داری که البته توی هر بقالی باید پیدا بشه . خواستی در باره اش بیشتر بدونی :
نظرت درباره ی پورنوگرافی چیست؟ آیا حاضری روزی با دوست پسر خود به نود بیچ(nude beach) بروی؟ نظرت درباره ی روسپیگری چیست؟ از مردای کنترل کننده خوشت میاد یا نه؟ 5 کاربر دوست داشتنی دفترچه؟ 5 کاربر دفترچه دوست نداشتنی دفترچه؟
من اگر دیسکویی ، سالن استریپ تیزی ، کازینویی چیزی داشتم حتمن یکی شو سفارش میدادم :دی راستی ، من قبل همتون ساعتشو دیده بودم ! برید به حال خودتون زار زار گریه کنید که این همه مدت توی کف دیدن ساعتش بودید :)) آخرش هم با دیدنش استرس گرفتید :))))
اتفاقا میخواستم بگم این دست ساعتای بزرگ تو یکسری جاها اتسفادشون بهتره. اصلا جنگولک نیست خیلیم جواب میده.
مثلا اون فنجونه رو تو یه کافی شاپی چیزی استفاده کنن:))
وگرنه برای خونه یکم بزرگه.... همش حس میکنی زمان داره تعقیبت میکنه.... . ولی کلا تز قشنگیه.الان این خارجکیا درست کرده بودن تو یارن پمپاژش کرده بودن
خب اینکه جلوی دوربین لخت میشن و مطابق میل کارگردان و تهیه کننده چندنفر دیگه سکس میکنن، بنظرم خیلی احمقانه و در عین حال سخت و بی شرمانه ست! 2تا گربه هم که میخوان سکس کنن میرن یه جای که کسی نبینتشون.. معتقدم اگر معتاد این چیزا بشیم، فردا توی زندگی مشترک به مشکل میخوریم. چرا همسرم مثل اون فیلمه بدنش صاف نبود.. چرا زمانش.. چرا فلان و بسان و ... که باعث سرخوردگی میشه. ولی دیدن یکی دوبار این فیلم ها خالی از لطف نیست.. :-)
بستگی داره چه نوع کنترلی باشه. مثلا کنترلش به واژه (گیر دادن) نزدیک باشه، خب بدم میاد. متنفرم.. کنترلش در جهت کمک باشه، دوس دارم کنترلش در جهت هدایت به سمتی باشه، دوس دارم کنترلش در جهت تحمیل افکارش باشه، بدم میاد در کل مطمئن باشید یک زن، هرجای دنیا و با هر تفکری باشه، دوس داره مردش روش تعصب داشته باشه. هواشو داشته باشه.. تنها چیزیه که استثنا نداره.....
نظرت درباره ی پورنوگرافی چیست؟
آیا حاضری روزی با دوست پسر خود به نود بیچ(nude beach) بروی؟
نظرت درباره ی روسپیگری چیست؟
از مردای کنترل کننده خوشت میاد یا نه؟
5 کاربر دوست داشتنی دفترچه؟
5 کاربر دفترچه دوست نداشتنی دفترچه؟
پاسخها همگی با نگرههایِ آورده شدهیِ ما جور بودند, نبودند؟