در چارچوب این سخنگاه (فاروم)، پارسی گویی درسد بالا دارد که جای ستایش است 👍، ولی بازهم میتوان در جاهایی بهنود هایی بخشید بی انیکه از تراز همگانی دور شویم برای نمونه، جمع پارسی بجای جمع عربی: امکانات = امکان ها امتیازات = امتیاز ها تغییرات = تغییر ها ایجاد تغییرات در پست اندکی پارسی گویی بیشتر در این سخنگاه = دگرگونی در پست اندکی پارسی گویی بیشتر در این سخنگاه تنظیمات = تنظیم ها راهنمای استفاده از امکانات تارنما= راهنمای کاربرد امکان های تارنما( سخنگاه)
یا جایگزینی واژگان تازی به واژگان آشنای پارسی مانند: ارسال جستار نو= فرستادن یا ساختن جستار نو/ پیک جستار نو واپسین ارسال از سوی ...= واپسین پیک/پیام از سوی ... واژه آشغال پارسی است و میتوان بجای زباله دانی، نوشت آشغالدانی دلیل برای ویرایش: در انیجا واژه دلیل نادرست بکار رفته ( بجای علت). دلیل و علت دو چیز جدا و وارونه ی هم هستند: 1- سرما، علت آمدن برف و باران است سرما---> باران 2- خیسی زمین ، دلیل این است که دیشب باران باریده. باران---> خیسی پس دلیل به نشانگر و اثر چیزی میگویند، و علت به انگیزه و پدید آوردنده ی چیزی. پس بجای دلیل ویرایش باید یا نوشت " علت ویرایش" یا پارسی اش را نوشت : " انگیزه ی ویرایش"
مزدك بامداد ارسال شما با مشخصات زیر انتقال داده شد :
================================================== ======================== ارسال: از آنجایی که واژه ی آیینه سراپا پارسی است، گمان ندارم که...... جُستار نو: گفتمانهای پیشرفته پیرامون پارسیک ================================================== ======================== اگر سوالی در این باره دارید با مدیر تالار مطرح کنید . با احترام تیم گردانندگیی دفترچه این پیغام به صورت خودکار و تنها برای آگاهی شما فرستاده شده ، از پاسخ دادن به آن یا فرستادن پیغام خصوصی برای کاربر دفترچه خودداری کنید .
کمی بهتر و شاید زیباتر این بود:
پیک جابجا شد مزدك بامداد پیک شما با شناسه های زیر جابجا شد : ================================================== ======================== پیک: ... جُستار نو: ... ================================================== ========================
اگر پرسشی در این باره دارید با گرداننده ی تالار به میان نهید.
با ارج بسیار
تیم گردانندگی دفترچه
این پیغام به شیوه ی خودکار و تنها برای آگاهی شما فرستاده شده ، از پاسخ دادن به آن یا فرستادن پیغام خصوصی برای کاربر دفترچه خودداری کنید
مزدک گرامی ما در این سایت دو شکل ترجمه داشتیم . یکی فارسی و دیگری پارسی که هر کسی که دلش میخواست سیستم را روی پارسی ست میکرد و تمام داستان پارسی میشد . مسئولیتش به عهده مهربد گرامی بود ، ولی نمیدونم چی شد که بیخیالش شد ! الان هر دوتای اینها با هم قاطی شدند و خر تو خری شده برای خودش
.
خیلی ها هستند که با پارسی گویی رابطه خوبی ندارند به همین دلیل این سایت حق انتخاب رو به کاربران داده بود تا خودشون انتخاب کنند که چه چیزی میخواهند . ولی متاسفانه یک مقداری ریخته به هم همه چیز .
امیدوارم ادمین و مهربد گرامی در اولین فرصت یک دستی به سر و روی این آشفتگی های ایجاد شده بکشند .
چندینه (جمع دستوری) ی اژدها، میشود: ١- اژدهایان ( مانند چندینه ی چارپا، که چارپایان است، به انگیزه ی یای پنهان) ٢- اژدهاگان ( چون درستش اژدهاک/آستیاگ/ضحاک است) ۳- اژدها ها که میشود از این سه یکی را برگزید و هر سه درست هستند.
مزدک ارجمند، تا جاییکه من میدانم "اژدهاگان" واژهی درست و درخوری نیست، نمونهوار چندینههای زیر را ببینید:
جانور ==> جانور+ان دانــا ==> دانــا+ی+ان
در چندینهی دومی صامت /ی/ به نشانهی جمع افزوده شده است، برای اینکه دو مصوت در کنار هم خوانشپذیر نیستند و چندینهی "دانــا" به ریخت "دانــاآن" نادرست است، از همین رو صامت میانجی را برای این واژگان، که در این نمونه واج /ی/ نمایندهی آن بود میاوریم. ولی صامت میانجی /گ/ که شما آن را بکار بردید برای واژگان مختوم به /ه/ بکار میرود، مانند خوانندگان، شنوندگان، زندگان، تشنگان و ... از این رو چون اژدها به مصوت /آ/ در آمده است واژهی اژدهاگان چندینهی سزاوار و درستی برای اژدهـآ نمیباشد.
مزدک گرامی ما در این سایت دو شکل ترجمه داشتیم . یکی فارسی و دیگری پارسی که هر کسی که دلش میخواست سیستم را روی پارسی ست میکرد و تمام داستان پارسی میشد .
مسئولیتش به عهده مهربد گرامی بود ، ولی نمیدونم چی شد که بیخیالش شد !
الان هر دوتای اینها با هم قاطی شدند و خر تو خری شده برای خودش .
پارسیک و پارسی داشتیم, ولی چون کسی پارسیک را به کار نمیبرد, من آنرا با پارسی آمیختم که همینی است که اکنون
داریم و چندان روی پارسیکیِ همهیِ واژگان پافشاری نشده, نمونه ساعت را هم میشد تَسو و دقیقه را هم باریکه آورد, ولی مایهیِ دلزدگی میشد.
نگرشهایِ سرور مزدک را هم من همان روز که نوشتند ویراستم, دیگریها را هم دیرتر خواهم افزود.
مزدک ارجمند، تا جاییکه من میدانم "اژدهاگان" واژهی درست و درخوری نیست، نمونهوار چندینههای زیر را ببینید:
جانور ==> جانور+ان دانــا ==> دانــا+ی+ان
در چندینهی دومی صامت /ی/ به نشانهی جمع افزوده شده است، برای اینکه دو مصوت در کنار هم خوانشپذیر نیستند و چندینهی "دانــا" به ریخت "دانــاآن" نادرست است، از همین رو صامت میانجی را برای این واژگان، که در این نمونه واج /ی/ نمایندهی آن بود میاوریم. ولی صامت میانجی /گ/ که شما آن را بکار بردید برای واژگان مختوم به /ه/ بکار میرود، مانند خوانندگان، شنوندگان، زندگان، تشنگان و ... از این رو چون اژدها به مصوت /آ/ در آمده است واژهی اژدهاگان چندینهی سزاوار و درستی برای اژدهـآ نمیباشد.
هماگونه که پیشتر نوشتم، گزینه ی نخست اژدهایان بود، چرا که از "ی" پنهان در اژدها(ی) سود جستیم، دانا هم در بیخ همان دانای است که در پهلوی داناک بوده که کم کم "ک" بسوی "ی" ساییده شد و سپس خود "ی" هم افتاد
.پس این "ی" بیخود در چندیده نیامده و از بیرون هم نیامده است.
همین گونه از آژیداهاگ، اژدها پدید آمد. ( نام ضحاک هم از همین اژدهاک گرفته شده. ) ابر کتف ضحاک جادو دو مار برست و برآورد ز ایران دمار سر بابت از مغز پرداختند مر آن اژدها را خورش ساختند. Ferdowsi پس ما اگر داناگان هم بگوییم درست است ولی به ریخت کهن.
.پس این "ی" بیخود در چندیده نیامده و از بیرون هم نیامده است.
چرا از بیرون نیامده؟! زبان پارسی قانون هایی دارد که همنشینی واجها کنار یکدیگر را میپالاید و سادهسازی میکند. همانطور که گفتم دو مصوت کنار هم خوانش نمی شوند و برای همین «واج میانجی» در اینگونه واژگان پدید آمد. پس انگیزه ی /ی/ در این واژه ها پیشینهی آنان نیست، بساکه چندینهی دستوری و قانونی آن هاست، چرا؟ بسادگی برای اینکه هر واژه ای که به /آ/ مختوم شود چندینه ی آن "ا آن" نمی شود و فارغ از پیشینهای که دارد واج میانجی بخود میگیرد. پس انگیزهی /ی/ در دانایان چندینهی کهن و پیشین آن نیست، همانطور که چندینهی اژدها بریخت اژدهاگان نادرست است. (مگر اینکه چهرهی کهن و ادبیک آن را بخواهیم) بنابراین واج /ی/ در چندینهی واژگان از بیرون و دستور زبان به واژه راه میابد و اینطور هم نیست که چندینهی یک واژه ازلی و ابدی با /ی/ بوده باشد.
چرا از بیرون نیامده؟! زبان پارسی قانون هایی دارد که همنشینی واجها کنار یکدیگر را میپالاید و سادهسازی میکند. همانطور که گفتم دو مصوت کنار هم خوانش نمی شوند و برای همین «واج میانجی» در اینگونه واژگان پدید آمد. پس انگیزه ی /ی/ در این واژه ها پیشینهی آنان نیست، بساکه چندینهی دستوری و قانونی آن هاست، چرا؟ بسادگی برای اینکه هر واژه ای که به /آ/ مختوم شود چندینه ی آن "ا آن" نمی شود و فارغ از پیشینهای که دارد واج میانجی بخود میگیرد. پس انگیزهی /ی/ در دانایان چندینهی کهن و پیشین آن نیست، همانطور که چندینهی اژدها بریخت اژدهاگان نادرست است. (مگر اینکه چهرهی کهن و ادبیک آن را بخواهیم) بنابراین واج /ی/ در چندینهی واژگان از بیرون و دستور زبان به واژه راه میابد و اینطور هم نیست که چندینهی یک واژه ازلی و ابدی با /ی/ بوده باشد.
بیشتر واژگانی که اکنون به آ پسوندی پایان میپذیرند در گذشته به "آگ" پایان میگرفته اند که دیرتر "آی" و سپس "ا" شده اند، مانند دان + اگ = دانای =دانا شکیب + آگ = شکیبای = شکیبا (شکیییدن = صبر کردن)
بسیاری دیگر هم با "ا" پسوندی نیستند، باز ایگونه بودند، مانند دیباگ = دیبای = دیبا
بساری هم که با "او" پایان میگرفته اند در بیخ، "اوگ" بوده، مانند هندوگ = هندو، مینوگ = مینو ، ... پسوند "ی" زابی هم در گذشته "ایک" بوده مانند پارسی که پارسیک بوده و هنوز هم در واژگانی مانند تاریک، باریک، نزدیک، زندیق بجای مانده. بر این پایه, سود جستن از این ریخت امروزه هم روا هست و با دستور زبان پارسی در ستیز نمیباشد. همچنین به این انگیزه است که در چندینه ی واژگانی که به "ا" پایان میپذیرند، این "ک" بگونه نوین آن "ی" خودنمایی میکند و از بیرون نیامده. همچنان که "گ" در ستارگان از بیرون نیامده و نشانگر این است که ستاره ، در بیخ ستارک بوده است: پس آوردن "گ" در اژدهاگان، همان اندازه بجاست که "گ" در ستارگان و نه اینکه ادبیک کهن باشد.
بنابراین واج /ی/ در چندینهی واژگان از بیرون و دستور زبان به واژه راه میابد و اینطور هم نیست که چندینهی یک واژه ازلی و ابدی با /ی/ بوده باشد.
واژه . [ ژَ / ژِ ] (اِ) به لغت زند و پازند به معنی کلمه باشد که لفظ است و آن از دو حرف یا بیشتر مرکب میشود. (ازبرهان ). واژه کلمه را گویند. (رشیدی ). پهلوی : واچک واژه | لغت نامه دهخدا 🌹
شما میگویید چندینهی واژگانی که به /آ/ پایان میگیرند از گذشته و دیرینهی آنها برمیاید و بسیاری از آنان در بیخ به /ی/ ختم میشدند، همانطور که /گ/ در ستارگان از بیخ "ستارگ" بوده و امروزه اینچنین جمع میشود. ولی من میگویم این پیوندی به پیشینهشان ندارد! چرا؟! چون هر واژهای که به /آ/ و /ه/ مختوم شود، فارغ از پیشینهی آن، به شیوهی "یان" و "گان" جمع بسته میشود، دلیل آن هم به قول فرهنگیهای متعهد «قواعد واجی» در دستور زبان فارسیست که مانع از اجتماع واجهای بیگانه کنار یکدیگر میشود. اگر اینطور بود که ما واج /ی/ را از گذشتهی واژه وام بگیریم (و نه طبق دستور زبان چندینه کنیم) پس برپایهی فرنود شما همچنان دلیلی برای نادرستی "دانـاآن" نداریم!
قاعدهی بالا هر واژهی مختوم به /آ/ را نمیتوانیم بریخت "ا آن" چندینه کنیم، چون با الگوی هجایی دستور زبان ستیزنده است. پس به ناگزیر واج /ی/ را برای آن میاوریم تا از همنشینی دو مصوت کنار یکدیگر پرهیز شود، این قاعده برای جملهی واژگان صادق و رواست. مگر اینکه شما یک واژه به من نشان بدهید که "اآن" چندینه شود، آنگاه ابطال و نادرستی سخن ما روشن میشود. 🌺
شما میگویید چندینهی واژگانی که به /آ/ پایان میگیرند از گذشته و دیرینهی آنها برمیاید و بسیاری از آنان در بیخ به /ی/ ختم میشدند، همانطور که /گ/ در ستارگان از بیخ "ستارگ" بوده و امروزه اینچنین جمع میشود. ولی من میگویم این پیوندی به پیشینهشان ندارد! چرا؟! چون هر واژهای که به /آ/ و /ه/ مختوم شود، فارغ از پیشینهی آن، به شیوهی "یان" و "گان" جمع بسته میشود، دلیل آن هم به قول فرهنگیهای متعهد «قواعد واجی» در دستور زبان فارسیست که مانع از اجتماع واجهای بیگانه کنار یکدیگر میشود. اگر اینطور بود که ما واج /ی/ را از گذشتهی واژه وام بگیریم (و نه طبق دستور زبان چندینه کنیم) پس برپایهی فرنود شما همچنان دلیلی برای نادرستی "دانـاآن" نداریم!
الگوهای هجایی : 1) صامت + مصوت : تا ، ما ، وَ ... 2) صامت + مصوت + صامت : ذات ، خوب ... 3) صامت + مصوت + صامت + صامت : رَفت ، ماند ... اکنون واژهی «آشنا» را برای جمع بستن نمیتوانیم "آشناان" بگوییم، چون با الگوی هجایی دستور زبان ستیزنده است. پس به ناگزیر واج /ی/ را برای آن میاوریم تا از همنشینی دو مصوت کنار یکدیگر پرهیز شود، این قاعده برای جملهی واژگان صادق و رواست. مگر اینکه شما یک واژه به من نشان بدهید که "اآن" چندینه شود، آنگاه ابطال و نادرستی سخن ما روشن میشود. 🌺
من گفتم هر گردویی گرد است ولی نگفتم که هر گردی گردوست! من بگونه ویژه در باره ی اژدها، دانا و ... سخن گفتم. این پیشینه ی هنگفت و نیرومند ، انگیزه ی ان است که اکنون "ی" و "گ" را برای همچه رهگذر هایی برای روانی سخن برگزینند. و نه " ف" یا " چ" را! براین پایه زمانی که واژه نوی ما نند "شمایان" را از شما درست میکنند، "ی" را میاورند که پیشینه ی زبانی در این جاها دارد.
اکنون واژهی «آشنا» را برای جمع بستن نمیتوانیم "آشناان" بگوییم، چون با الگوی هجایی دستور زبان ستیزنده است.
= تـُندکاری من بیش از دوزاده سال شاید، دارم در سخنگاه ها مینویسم، تـُندای کلیدزنی من جوری است که باید هر از چندی تخته کلید نو بخرم . تنها ۶۰۰۰ پیک از من در سخنگاه باستانی ! "ایران کلیک"، به ابرهای الکترونیک پیوست ( آمرزش ابدی به همراهشان باد) . این است که شما اندوه نگسارید!
من یک خاطره ی جالب از مزدک عزیز به یاد دارم.اینکه ایشان در انجمن گفتگو زمانی که جدل سنگینی میان طرفداران سرمایه داری از یک سو(که چندین نفر بودند) و طرفداران کمونیسم(که مزدک تنها بود) در گرفت، ایشان پس از پاسخ دادن یک تنه به تمام پیک ها آخر کار نوشت:"کجا می خواهید بروید من تازه گرم کرده ام."😄
من یک خاطره ی جالب از مزدک عزیز به یاد دارم.اینکه ایشان در انجمن گفتگو زمانی که جدل سنگینی میان طرفداران سرمایه داری از یک سو(که چندین نفر بودند) و طرفداران کمونیسم(که مزدک تنها بود) در گرفت، ایشان پس از پاسخ دادن یک تنه به تمام پیک ها آخر کار نوشت:"کجا می خواهید بروید من تازه گرم کرده ام."😄
آن پرهون سرخ رنگ داستان و آماجی دیگر دارد که گفتنش در اینجا بیجاست.
اگر میشود مهر نمایید و بگویید که چه آماجی دارد؟! :)) خودم گمان میبرم تنها در گفتگوی با مسلمین آن را بکار میبرید، برای اینکه فزون بر ادبسار و نوشتار، سبک ویژه و برجستهی خودتان را هم به رُخ بکشید. یکی از ترفندهای دیگری که بکار میبردید کوتاهیدن گزارههایتان و نو به نو سرخط نویسی بود تا نویسهی فشرده و جم و جوری فراهم کنید که خوانش آن نزد کاربران سادهتر و روانتر باشد، در این سخنگاه من هیچکدام از این ترفندها و کلک رشتیهای نوشتاری برای بازی با ذهن و روان مخاطب را از سوی شما نمیبینم.
اگر میشود مهر نمایید و بگویید که چه آماجی دارد؟! :)) خودم گمان میبرم تنها در گفتگوی با مسلمین
آن را بکار میبرید، برای اینکه فزون بر ادبسار و نوشتار، سبک ویژه و برجستهی خودتان را هم به رُخ بکشید.
یکی از ترفندهای دیگری که بکار میبردید کوتاهیدن گزارههایتان و نو به نو سرخط نویسی بود تا نویسهی
فشرده و جم و جوری فراهم کنید که خوانش آن نزد کاربران سادهتر و روانتر باشد، در این سخنگاه من هیچکدام
از این ترفندها و کلک رشتیهای نوشتاری برای بازی با ذهن و روان مخاطب را از سوی شما نمیبینم.
نه این پرهون سرخرنگ (rote Ampel؟) به نگرم کاربرد اش به ناخودآگاه شما میگوید که بپایید, دارید به مرزهایِ سیجناک نزدیک میشوید (:
اگر میشود مهر نمایید و بگویید که چه آماجی دارد؟! :)) خودم گمان میبرم تنها در گفتگوی با مسلمین آن را بکار میبرید، برای اینکه فزون بر ادبسار و نوشتار، سبک ویژه و برجستهی خودتان را هم به رُخ بکشید. یکی از ترفندهای دیگری که بکار میبردید کوتاهیدن گزارههایتان و نو به نو سرخط نویسی بود تا نویسهی فشرده و جم و جوری فراهم کنید که خوانش آن نزد کاربران سادهتر و روانتر باشد، در این سخنگاه من هیچکدام از این ترفندها و کلک رشتیهای نوشتاری برای بازی با ذهن و روان مخاطب را از سوی شما نمیبینم.
😊
خب ، بانوی گرامی، من اینجا اسلامیست سخت جان و پـُرشمار و هماورد راستین ندارم که بخواهم با همه ی ابزار سرکوب به سراغشان بروم. شمار خوانندگان و بازدیدکنندگان هم اندک مینماید. برای کشتن مگس نیاز به تانک های شرمن نیست!
یک دگمه ای هست بنام "خالی" ، میشود جایش نوشت "تــُهی " که ناآشنا هم نیست، ولی من نمیدانم چه چیز در آنجا خالی است؟ ! زمانی که رویش کلیک کردم، دیدم نوشت : حالت خود را بگزینید: انصراف. خب راستش ترسیدم روی انصراف کلیک کنم ! 🚽
مزدک جان این را درست کردهام, این نوشتهها چند جای گوناگون هستند و برخی اشان را نمیشود بهمین
آسانی بازنوشت, برای همین "تمام" به نمایهیِ خودتان بروید میبینید درست آمده, ولی در خود سخنگاه نه:
چند چیز دیگری هم ویراسته[1] شدند, دربرگیرندهیِ پیغام جابهجایی که گذاشته بودید, دیگریها بویژه
آنهایی که در نوار بالا آمدهاند را باید کمی کندوکافت[2] تا پیدا شوند, شما هر چیزی را اینجا بنویسید کم کم در گذر روزها درست میشوند.
----
1. ^ vi+râstan::Virâstan || ویراستن: وه+راستن; ویرایش کردن; تصحیح کردن to edit
2. ^ kand+o+kâftan::Kandokâftan || کندوکافتن: کندوکاوی کردن; وررفتن Dehxodâ, Ϣiki-En to tinker