خب من هم نگفتم که گزینشگر تماما زنان هستند که پسر جان؛ گفتم بخشی اساسی از این بازی را زنان میگردانند(بازی گزینشِ جنسی)؛ مسلم است که با مدرن شدنِ جوامع، فرمِ بازیِ سنتی در حالِ دگرگونیست و هالهی پرنسسیِ زنان در حالِ ترک برداشتن و بیش از گذشته برای موردِ توجه قرار گرفتن رقابت می کنند؛ اما این روالِ بازی اگر در گذشته 80 درصد به 20 درصد بود، امروز شده 70 درصد به 30 درصد. هنوز گزینشگرِ اصلی زنان هستند؛ نه؟ فردا با ریش و موی و لباسِ ژولیده بروید در خیابان، اگر توانستید به یک دختر شماره بدهید، بیایید من از موضعِ مردسالارِ زنخوار به موضعِ زنسالارِ مردخوار تغییر موضع خواهم داد. در همان حال زنی با همان نسبتِ ژولیدگی را به خیابان بفرستید و ماشینهایی که جلوی پایش میایستند را رصد کنید...
داریوش جان امروز هم باز گزینشگر زنان هستند و کمتر که نشده بیشتر هم شده، این هم مغالطه دوستان است که هایپرگامی زنان و رقابت زنان (تقریبا تمام زنان) برای رسیدن به کمتر از چند دهم درصد از مردان را میخواهند جعل کنند به اینکه گزینشگر جنسی زنان نیستند.
اینکه کره جنوبی چرا پیشرفت کرد و کره شمالی عقب ماند به هر حال ربطی به نژاد نداشت. آلمانی ها هم فلان هزار سال پیش با ما از یک ژن بودند بعد از اینکه محیط زندگیشون عوض شد تغییر کردند. ما هم به عنوان چهار راه تاریخ یک بار عربا درمون گذاشتن یک بار مغول ها! پس کلا از نظر ژنتیکی فرقمون بسیار هست. به هر حال حرف من این بود که ایرانی بودن به معنای عجیب الخلقه بودن نیست که بیایم بگیم مردای ایرانی ذاتا بی جنبه هستن و زن های ایرانی ذاتا عقده ای!
من هم دست کم دو بار به شما گفتم که حرفی از ژن و نژاد نزدم و اینکه شما میخوای هر طور شده ربطش بدی به نژاد مشکل شماست نه من !
و اتفاقن دقیقن این عجیب الخلقه بودن ربطی به ایرانی بودن دارد ! این شمایید که درک نکرده اید ایرانی یک ملیت است نه یک نژاد
شما بگونه ای سخن میگویید که میخواید به هر قیمتی تهش به یک نتیجه خاص برسید: زنان مریض و عقده ای هستند و مردان سالم و بی عقده.
خیر ، شما سخن من رو تفسیر به را نفرمایید بی زحمت . برای بار هزارم امیدوارم این بار این روشهای فمینیستی مسخره رو کنار بگذارید . زنان ایرانیمرض زیاد آرایش کردن دارند . حالا باز تفسیر به رای بفرمایید و تعمیم بدید به کل زنان جهان و نتیجه بگیرید که این حرف معنیش اینه که مردان ایرانی بیماری روانی خاصی ندارند و
عمده دخترها خودشون رو آرایش میکنند نه بخاطر اینکه عقده ای هستند بلکه میخوان دیده بشن و انتخاب بشن.
من هم به شما پیشتر گفتم این ادعا اشتباه است . تکرارش هم چیزی رو ثابت نمیکنه . اگر مشکل دیده شدن است این رفتار نباید درشون در خارج از کشور دیده بشه وقتی دیده میشه دیگه مساله دیده شدن نیست . مساله مرض است
عجب !!!!! شما مطمئنی در جامعه ایرانی زندگی کردی و میکنی ؟! به جز خواهر زینب ها و این چادری شپشو ها که شمارشون به زور به 30% جامعه میرسه کدوم دختری رو میشناسید که بوتاکس نکرده باشه یا دماغشو عمل نکرده باشه یا قبل از بیرون رفتن یک ساعت جلوی آینه به خودش نماله ؟!
در طرف مقابل بسیاری از پسر ها تو خیابون با موتور و ماشین یا پای پیاده چرخ میزنن و به دختر ها انواع و اقسام متلک ها رو میاندازند و میروند.
خوب که چه ؟ این نشان میدهد که دختران ایرانی مرض ندارند ؟! همین پسرها وقتی به خارج کشور میروند دیگر به کسی متلک نمیندازند و ول ول نمیچرخند ولی دختره کماکان فکر میکنه کلوپاتراست
شما میگویید با تغییر محیط رفتار مردها عوض میشه ولی رفتار زن ها عوض نمیشه. خب مردها با تغییر محیط میفهمند که این رفتار یعنی ایجاد مزاحمت اگر نفهمن قانون بهشون میفهمونه.
شما خودتون هم متوجه نیستید چی میگید ! با این حرفتون دارید میگید که زنها گوسفند هستند و نمیفهمند
اون زنهایی که شما میگویید یک من آرایش میکنند محیطشون هم عوض بشه باز هم تغییری در رفتارشون دیده نمیشه چون میخواهند به زور خودشون رو خوشگل نشان بدهند خب این عقده هست.
چه طوریه که طبق گفته های خود شما مرد ایرانی با تغییر محیط عقده هایش فروکش میکند ولی زن ایرانی خیر ؟! باز هم میرسیم به همان مرضی که من ازش پیشتر سخن گفتم
اما زدن برچسب عقده ای بر روی تمامی زنانی که آرایش میکنند کاریست اشتباه که شما آن را انجام میدهید.
باز شما رفتی سر نتیجه گیری یک طرفه و رفتار و جیغ و ویغ فمینیستی ! من هیچ جا نگفتم تمام زنان ! گفتم زنان ایرانی . هر کسی که فارسی بلده فرق این دو تا رو با هم میدونه . و بله من سر حرف قبلیم هستم . زنان ایرانی مریض هستند خودتون هم بهش اعتراف کردید پیشتر
توجه کنید من دارم به برسی حقایق و سازوکار اجتماعی میپردازم و حکم اخلاقی نمیدهم و چه بسا خود من هم مخالف شمارهیِ یک سنت باشم، تنها ایراد اخلاقی من به حکم اخلاقی شما درباره مظلومیت زنان است که با همان استانداردها و در نظر گرفتن حرمت انسانی وضع درصد بالایی از مردان به مراتب از آنها بدتر است و آنهایی که بالای هرم هستند هم بعضا هزینهیِ سنگینی برای بدست آوردن آن حرمت پرداختهاند و حرمت و احترام را خیرات نمیکنند که حالا مردان سهم زنان را نمیدهند.
بنده بحثم سر مظلومیت زنان نیست که بخوام اینجا روضه راه بندازم و بگم برای مظلومیت زنان گریه کنید! با ایجاد این تاپیک خواستم بگویم که الکی زنان رو محکوم نکنیم. خب اگه دختر ها پول دوست شدند علت داره و اون پسری که داره مثلا تو فیسبوک انواع و اقسام اتهامات و توهین ها رو نثار دختران میکنه حتی حاضر نیست یک لحظه خودش رو جای اون دختر بزاره.
متاسفانه ما ایرانی ها در این زمینه ها بسیار 2 رو هستیم. مثلا یکبار سر کلاس معلممان بحث جالبی کرد! اول پرسید با رابطه دوستانه بین دختر و پسر (اونم منظورش در حد سادش بود نه در حدی که شامل سکس هم بشه) موافقید؟ خب طرف صحبتش پسر ها بودند جالبه که همگی موافقت کردند اما وقتی سوال دوم رو پرسید همگی جا زدند! پرسید اگه خواهر داشتید قبول میکردید که خواهرتون با پسری دوست باشه؟ شاید باور نکنید ولی فقط من موافق بودم! بقیه پسرها همگی فقط مغلطه میکردند و بهونه میاوردند شاید هم در ذهنشون به من انگ بی غیرتی هم زده باشند!
درسته ما در یک جامعه سنتی هستیم اما حتما نباید در یک جامعه مدرن زندگی کنیم تا بفهمیم عورت دانستن زن مطلقه عملی ذاتا غیر اخلاقی هست. مثلا خود شما اگر خواهری داشتید که مطلقه بود ناراحت نمیشدید از اینکه دوستانش رو از دست داده؟ ناراحت نمیشدید از اینکه تو خانواده و فامیل طرد شده؟ ناراحت نمیشدید از اینکه در جامعه همه اون رو به شکل تن فروش میبینند؟ شما نه حاضر شدید چنین زنی رو قربانی بنامید نه کسانی را که این زن را انسان نمیدانند مقصر بدانید.
این که ما بخوایم برای یک کار اشتباه منطق تراشی کنیم و دلیل بیاریم اشتباه در اشتباهه!
این که پول پرستی افراطی دخترهای ایران رو به زیبایی پرستی پسرها ربط داده شده فکر کنم نوعی مغلطه ست!
زیبایی پرستی و بهترین خواهی جزو فطرت و غریزه ست. پول و ماشین و خونه یک ماده ی ساخت دست بشره. نمیشه با هم مقایسه اشون کرد.
اگر بخواید اینجوری تصمیم بگیرید من هم میگم حالا که دخترها با پول پسرها حال میکنند یک پسر پولدار هم میتونه هر جوری که خواست با دخترها حال کنه و هر وقت صلاح دید مثل دستمال کاغذی عوضشون کنه.
این هم یک جوابه در جواب منطق شما.
در هر صورت اگر بخوایم برای یک کار غلط دائم دلیل بیاریم و فلسفه ی افلاطون رو از تو قبر دربیاریم و هی باد بادش بدیم میوفتیم داخل یک سیکل بی پایان. چون یک طرف پسرها دلیل میارن و یک طرف دخترها.
بهترین منطق اینه که با هرکس مثل خودش رفتار بشه.
برای منی که پسر هستم اگر دختری بقول معروف آدم بود براش آدمیت بخرج میدم و اگر آدم نبود باهاش همونطور که فکر میکنم در حد اندازه اش هست رفتار میکنم.
بیخودی هم نه برای پسر نه برای دختر نوشابه باز نکنید. هر کس که تونست نیازهاتون رو رفع کنه و التیام ببخشه همون آدم شماست.
اگر پسره میتونه دوست خوبی برای شما باشه و اگر دختره میتونه دوست دختر خوب یا از جمله دوست دخترهای خوب شما در کنار بقیه دوست دخترهاتون باشه.
خود همون پسری که الان دخترها رو پول دوست میدونه و هزار جور توهین رو نثارشون میکنه اگه الان خودش دختر بود به احتمال قوی یکی بود مثل بقیه. حتی اگه نخواد هم به احتمال قوی شرایط جامعه هدایتش میکنه که بخواد.
توهین بحثش جداست.
ولی دسته بندی هایی باید وجود داشته باشه.
اینم که شما میگید اگر هر پسری جای دخترها بود فلان میشد و بهمان که نشد دلیل!
هر آدمی اگر جای هر آدمی بود خوب همون آدم میشد. من و شما هم اگر در آفریقا بدنیا اومده بودیم به احتمال زیاد قبل از 5 سالگی یا از ایدز یا از گرسنگی ملکوتی شده بودیم.
اگر هم در بورلی هیلز کالیفرنیا بدنیا میومدیم احتمالا خوشبخت ترین آدم های روی سیاره بودیم.
ولی حالا که مرد هستیم و اینجاییم.
این حس همذات پنداری شما مثل اینه که یک زن بخواد با یک قاتل زنجیره ای و متجاوز همذات پنداری کنه!
احتمالا متجاوزان از نظر یک زن موجودات بسیار شیطانی به نظر میان که باید ریز ریز بشن!
ولی واقعیت اینه که زندگی این آدم هارو وقتی مرور کنید میبینید که در محیط های بسیار ناسالمی رشد کردن که هر کسی جای اون ها بود همون میشد!
قصدم دفاع از صنف متجاوزین و .. نبود. خواستم مقایسه شما رو بسط بدم.
عکس العمل منطقی اون ها به رفتار اجتماع باهاشون , دلیل نمیشه پس بگیم کارشون منطقی هست و بذاریم کارشون رو بکنن.
خیر! باید برای جلوگیری از صدمه دیدن در برابر این افراد سیستم امنیتی کارآمدی ایجاد بشه. وجود نیروی امنیتی پلیس به همین منظوره.
در مقابله با مظلوم نمایی های خانمان سوز دخترهای شیادی که از اعتماد مردهای دوستدار زنان هم نهایت سوءاستفاده رو میبرن و گوش این جور مردهای رمانتیک رو حسابی میبرن و بسیار هم در ایران زیادن و از این جفنگیات "احترام به خانم ها واجبه!" برای پیشبرد اهداف خانمان سوزشون علیه مردهایی که شعارهایی شبیه شما رو سر میدن استفاده میکنند, هم باید کار فرهنگی بشه.
خیر ، شما سخن من رو تفسیر به را نفرمایید بی زحمت . برای بار هزارم امیدوارم این بار این روشهای فمینیستی مسخره رو کنار بگذارید . زنان ایرانی مرض زیاد آرایش کردن دارند . حالا باز تفسیر به رای بفرمایید و تعمیم بدید به کل زنان جهان و نتیجه بگیرید که این حرف معنیش اینه که مردان ایرانی بیماری روانی خاصی ندارند و ...
اول از همه خدمتتون عرض کنم که بنده راجع به فمینیسم نه تنها یک کتاب بلکه یک مقاله هم نخواندم پس به بنده انگ فمینیست بودن نزنید.
اینکه میفرمایید زنان ایرانی مرض زیاد آرایش کردن دارند رو 2 جور میشه تفسیر کرد: یکی آرایش غلیظ کردن هست و دیگری آرایش به دفعات زیاد. اگه منظورتون اولی هست که بنده مخالفم چون عمده زنان آرایش غلیظ نمیکنند اگر این زنان را شما عقده ای میدانید بنده با شما موافقم.
اگر منظورتون این هست که به دفعات زیاد آرایش میکنند خب این حرفتون صحیحه چون زنان ایرانی حتی وقتی میخوان برن بیرون خرید هم آرایش میکنند که البته این ربطی به عقده ای بودن نداره به 2 علته یکی موضع انفعالی آنهاست و دیگری عدم اعتماد به نفس.
من هم به شما پیشتر گفتم این ادعا اشتباه است . تکرارش هم چیزی رو ثابت نمیکنه . اگر مشکل دیده شدن است این رفتار نباید درشون در خارج از کشور دیده بشه وقتی دیده میشه دیگه مساله دیده شدن نیست . مساله مرض است .
بله میفهمم چه میگویید اصلا چرا زنی که ازدواج کرده و دیگر در موضع انفعال نیست آرایش میکند؟
خب اینها دیدگاه های غلط زنان ایرانی هست که بطور عمده از عدم اعتماد به نفس ناشی میشه.
اینکه بگوییم مریض و عقده ای هستند غلطه.
شما شرایط خاص ایران رو به عنوان یک کشور در حال گذار از سنت به مدرنیته که بین این دو گیر کرده رو باید درک کنید تا بفهمید بنده چه میگویم.
مثلا شما در غرب وقتی زنی را میبینید که غلیظ آرایش کرده میگید به ضرس قاطع تن فروش هست اما در ایران بسیاری از زنان هستند که نه تنها تن فروش نیستند بلکه ازدواج کرده و بچه هم دارند اما آرایش غلیظ میکنند.
عجب !!!!! شما مطمئنی در جامعه ایرانی زندگی کردی و میکنی ؟! به جز خواهر زینب ها و این چادری شپشو ها که شمارشون به زور به 30% جامعه میرسه کدوم دختری رو میشناسید که بوتاکس نکرده باشه یا دماغشو عمل نکرده باشه یا قبل از بیرون رفتن یک ساعت جلوی آینه به خودش نماله ؟!
این را هم جواب دادم. موضع انفعالی و عدم اعتماد به نفس.
خوب که چه ؟ این نشان میدهد که دختران ایرانی مرض ندارند ؟! همین پسرها وقتی به خارج کشور میروند دیگر به کسی متلک نمیندازند و ول ول نمیچرخند ولی دختره کماکان فکر میکنه کلوپاتراست .
نشان میدهد که پسران ایرانی مرض دارند! در خارج از کشور شرایط خاص خودش حاکمه اگه پسری بخواد مثل ایران تو غرب مزاحمت خیابانی ایجاد کنه دستگیرش میکنن میفرستنش بیمارستان روانی.
چه طوریه که طبق گفته های خود شما مرد ایرانی با تغییر محیط عقده هایش فروکش میکند ولی زن ایرانی خیر ؟! باز هم میرسیم به همان مرضی که من ازش پیشتر سخن گفتم .
اون مرد مجبوره که دست از رفتارش برداره اما اون زن مجبور نیست.
باز شما رفتی سر نتیجه گیری یک طرفه و رفتار و جیغ و ویغ فمینیستی ! من هیچ جا نگفتم تمام زنان ! گفتم زنان ایرانی . هر کسی که فارسی بلده فرق این دو تا رو با هم میدونه . و بله من سر حرف قبلیم هستم . زنان ایرانی مریض هستند خودتون هم بهش اعتراف کردید پیشتر .
قبلا که گفتم فمینیست نیستم. باز هم میگویم زنان ایرانی بصورت یک کل عقده ای نیستند اما بعضی هاشون بله که اونم گفتم کیا.
اینم که شما میگید اگر هر پسری جای دخترها بود فلان میشد و بهمان که نشد دلیل!
هر آدمی اگر جای هر آدمی بود خوب همون آدم میشد. من و شما هم اگر در آفریقا بدنیا اومده بودیم به احتمال زیاد قبل از 5 سالگی یا از ایدز یا از گرسنگی ملکوتی شده بودیم.
اگر هم در بورلی هیلز کالیفرنیا بدنیا میومدیم احتمالا خوشبخت ترین آدم های روی سیاره بودیم.
ولی حالا که مرد هستیم و اینجاییم.
این حس همذات پنداری شما مثل اینه که یک زن بخواد با یک قاتل زنجیره ای و متجاوز همذات پنداری کنه!
احتمالا متجاوزان از نظر یک زن موجودات بسیار شیطانی به نظر میان که باید ریز ریز بشن!
ولی واقعیت اینه که زندگی این آدم هارو وقتی مرور کنید میبینید که در محیط های بسیار ناسالمی رشد کردن که هر کسی جای اون ها بود همون میشد!
قصدم دفاع از صنف متجاوزین و .. نبود. خواستم مقایسه شما رو بسط بدم.
عکس العمل منطقی اون ها به رفتار اجتماع باهاشون , دلیل نمیشه پس بگیم کارشون منطقی هست و بذاریم کارشون رو بکنن.
خیر! باید برای جلوگیری از صدمه دیدن در برابر این افراد سیستم امنیتی کارآمدی ایجاد بشه. وجود نیروی امنیتی پلیس به همین منظوره.
بنده هم که به جبر اعتقاد دارم وجود سیستم قضایی رو منطقی میدونم بحث من این نبود بحث من اینه که آدم وقتی انتقادی میکنه (هرچند بنده از این جماعت انتقاد ندیدم هرچه بود توهین بود از روی عقده هایی که احتمالا داشتند) اول تمامی جوانب رو میسنجه بعد انتقاد میکنه.
در مقابله با مظلوم نمایی های خانمان سوز دخترهای شیادی که از اعتماد مردهای دوستدار زنان هم نهایت سوءاستفاده رو میبرن و گوش این جور مردهای رمانتیک رو حسابی میبرن و بسیار هم در ایران زیادن و از این جفنگیات "احترام به خانم ها واجبه!" برای پیشبرد اهداف خانمان سوزشون علیه مردهایی که شعارهایی شبیه شما رو سر میدن استفاده میکنند, هم باید کار فرهنگی بشه.
خیلی از پسرها هم هستند که شیادند و برخی دختران ساده رو با وعده ازدواج گول میزنند و مجبور به انجام کارهایی میکنند که فقط دختر حاضره برای همسرش انجام بده. خب درسته که الان من این رو بسط بدم به همه پسرها و بگم پسرها همگی شیادند؟!
شما که از زندگی خصوصی بنده خبر ندارید من هم نمیخوام سفره دلم رو اینجا باز کنم اما در همین حد بگم که بنده فقط یک بار با یک دختر رابطه داشتم که همان یک بار هم سرانجام تلخی داشت که مقصر بر هم خوردن رابطه من با اون خود خودش بود. اینکه رابطه من با اون باعث و بانی چه مشکلاتی برای من شد رو فقط اطرافیانم در دانشگاه میدانند و اسپاگتی میدونه که هرکس دیگه ای جای من بود و انقدر از یک دختر زخم خورده بود به ضرس قاطع میتونم بگم که الان یک زن ستیز شده بود اما بنده هیچوقت در سخنانم چه قبل از رابطه با اون دختر چه بعد از به هم خوردن رابطمون از مسیر اعتدال خارج نشدم و بی دلیل هیچ پسر و دختری رو محکوم نکردم.
بنده به خوبی میدانم که ژن و محیط میتونه یک پسر یا دختر رو تا چه حدی شیادش کنه پس لطفا این توصیه ها رو به من نکنید.
الان واقعا این جمله ی "خبری" که من گفتم نیازی به جواب دادن داشت؟
هدف من از گفتن اون جمله این بود که حرفم نظر خودمه و بنا به خوندن نظرات دوستان جهت گیری خاصی نداره.
من روانشناسیم خیلی قویه. فکر کنم شما میخوای کل کل بکنی؟؟؟
من وقت واسه ی هَدَر دادن ندارم.
بنده توهینی کردم؟ شما سخنانی در پست 55 زدید که اگه بنده میخواستم جواب بدم میشد تکرار مکررات برای همین ارجاعتون دادم به خوندن کامل تاپیک. روانشناسیتون هم خیلی ضعیفه چون من حال و حوصله کل کل کردن ندارم. اگر هم وقتتون انقدر مهمه که خوندن پست های بنده و باقی دوستان برای شما به معنی هدر دادن وقته پست ندید چون جواب دادن به من بدون دانستن اینکه استدلال من چیست کاریست عبث و بیهوده.
متاسفانه هر جا بحث طلاق و ازدواج و پول و زیبایی و آرایش و کار و .. باشد، زنان محکوم هستند. از نظر مردان ، زنان مسبب همه ناهنجاری ها و بی اخلاقی ها و زشتی ها هستند!
در اینجا هم شاهد آنیم که بعضی دوستانمان صرفا جهت محکوم کردن زنان، از کوچکترین مسائل دریغ نکرده اند. هر آنچه می دانستند و نمی دانستند استفاده کرده اند و بر زنان تاخته اند. جالب آنکه در جامعه ایران اکثر وبلاگ نویسان (وب نویس) مرد هستند! همین آقایون اکثرا مجرد هستند! نکته جالب اینجاست همین آقایان محترم مجرد بحثهایی از ازدواج و طلاق می کنند که انگار سالها تجربه داشته اند! دوست عزیز نهایت تجربه شما خاله بازی دوران کودکیست.. با چه سندی می گویید بیشترین علت طلاق در ایران مربوط به مسائل اقتصادی است؟ و چگونه در این بین زنان را پول پرست خطاب میکنی و بزرگترین علت درخواست طلاق را به پول پرستی زنان میدانی؟ وقتی در جامعه ایران 40 تا 45 درصد علت طلاق مربوط به فقر مهارت های ارتباطی هست. و بیشترین علت های دیگر به ترتیب مربوط به عدم تناسب خصوصیات شخصیتی طرفین، اختلافات بالینی، وسواس ها و در نهایت بحث اقتصادی ست.. مهمترین دلایل طلاق در ایران - نامه اگر بحث برتر بینی جنسیتی باشه، اگر بحث طرفداری جنسیتی باشه، من هم میتوانم بگویم در جامعه ای که مردانش دنبال هوا و هوس و سواستفاده هستند، پس پول پرستی زنان هم کاملا طبیعی ست. در کشور ما مردان برای سکس، ازدواج می کنند و زنان برای ازدواج، سکس می کنند...
با این تفاسیر شما چگونه حرف از روابط انسانی میزنید؟؟ مگر روابط انسانی در سکس جمع شده؟! شما دنبال زنان مطلقه می گردید از روابط انسانی شماست؟؟؟! یا از روابط حیوانی؟! پسرهایی که دختران رو پول دوست خطاب میکنه، بخاطر اینه که پشت یه ماشین مدل بالا نشسته و با 2تا بوق دختر سوار کرده! تنها دلیلش هم همینه. دختری هم که پسرها رو هوسباز میدونه تنها دلیلش اینه که تا گفتم سلام، گفت من سکس میخوام. هستی؟ حالا چگونه است باز هم زنان مقصر می شوند؟؟
وقتی زنان برای استخدام در شرکتی و یا فروشگاهی میروند، کدام مرد به مدرک تحصیلی و شخصیت دختران نگاه میکنند؟ همگی در مرحله اول ظاهر دختر را برانداز میکنند. بعدش میپرسند مجردی یا متاهل؟ اگر ظاهر خوب و خوشکلی داشت و مجرد بود، تازه میگویند ما میخواهیم اینجا راحت باشیم. پایه ای؟؟؟! این چه گزینش استخدام کار است؟؟؟
وقتی دختر میبینه با تیپ معمولی و ساده و تفکرات سالم نمیتونه کار پیدا کنه، مجبور میشه کمی آرایش کنه. باز هم مقصر زنان هستند؟ یا مردان هوسرانی که زنان جامعه را به سمت امیال کثیف خودشون فریب می دهند؟! بحث آرایش زنان رو وسط میکشی که نشان دهنده مشکل روحی و روانیشان است؟! وقتی چشم بیمار خودت دنبال همین مریض های روح و روان است!!
با توجه به همان مدرکتان (ایران 7امین کشور پر مصر مواد آرایشی است) آرایش کردن رو در پنکک و کرم مالیدن می دانید!!! مثل اینکه من به شما بگویم صبح که از خواب بیدار می شوی، جلوی آیینه شانه و سشوار در دست می گیری و خودت را آرایش میکنی! یا هر روز تیغ و ماشین ریش تراش در دست داری و موهای صورتت را بر میداری.. چگونه این کار های شما آرایش نیست ولی کرم نرم کننده پوست که زنان استفاده می کنند آرایش حساب می شود؟! خودت را ندیده ای با چه تمرکزی و حوصله ای ژل و کـَـف ریش بر صورت خودت میمالی و با چه وسواسی مشغول تمیز کردن زیر گلو و شقیقه و سیبیل خودت میشوی؟؟؟ اصلا برای چی خودت رو آرایش میکنی؟؟! چرا ژل میزنی؟ واسه کی؟ چه هدف شومی داری؟؟ هااا؟ :-) من هم مخالف آرایش دختران فاحشه منشی سوگلی مدیرعامل شرکت هستم. دخترانی که نمیدانم ساعت چند از خواب بیدار می شوند و این همه آرایش میکنند و ساعت 7:30 صبح سر کار هستند؟! همانطور که مخالف آرایش ابرو و بند انداختن پسران هستم..
شما فراموش کرده اید پوست لطیف دختران قابل مقایسه با پوست ضمخت پسران نیست. از این رو کمترین آرایش زنان نسبت به حفظ لطافت و زیبا تر کردن پوستشان را عامل فساد میدانید و تحریک جامعه!! یکی از همین هموندان عزیزتان در جایی میگفت: خداوند (تازه به خدا هم اعتقاد نداشت) همه مخلوقات زیبایش را از جنس نر آفریده. طاووس نر زیباست. شیر نر زیباست. گربه نر زیباست. خروس زیباست و مرغ ساده.. در بین تک سلولی ها و میکروسکوپی ها هم، جنس نر زیباست. تاژک دارد.. و از این زیبایی حیوانات به این نتیجه رسیده بود که مردان نیز مانند حیوانات زیبا هستند! حالا اگر از خودش بپرسی مرد زیباست یا زن؟ حاضری با مردان باشی یا زنان؟ قطعا جوابش این خواهد بود حاضر است هیچ مردی در زمین نباشد و خودش صاحب همه زنان شود. مانند خروس که خود را صاحب همه مرغ ها می داند و اجازه ورود خروس دیگری به قلمرو نمیدهد. مانند شیر. مانند طاووس.. مانند همه خصلت های نرینگی موجودان نر!
ولی میبینیم در این تاپیک از زمین و آسمان علیه زنان صحبت می شود. این ها حتی یک لحظه خود را در آیینه ندیده اند! در آخر هم زنان محکوم میشوند. چون کسی نیست از حقشون دفاع کنه. اگر شخصی هم پیدا شود و از حقوق زنان دفاع کند، سریعا برچسب فمنیست به آن میزنند ! انگار هرکی از زنان دفاع کنه، فمینیست هست؟!
علتش را گفتید ما هم فهمیدیم اما این مساله راه حلی ندارد؟ مگر یک زن در حالت عادی هر چقدر هم که زیبا و جذاب باشد چقدر پیشنهاد رابطه دوستانه و سکس میگیرد؟ آیا این میزان انقدر زیاد هست که او را کلافه کند؟ خیر اما در مورد یک زن مطلقه در جامعه سنتی چطور؟ در مورد اول ما در مورد یک انسان صحبت میکنیم اما در مورد دوم در مورد چی صحبت میکنیم؟ در مورد یک چیز صحبت میکنیم نه انسان! در مورد عورت صحبت میکنیم! این همان سر نخی هست که اولش را بگیرید آخرش به همان چیزی میرسید که من گفتم.
برای یک زن در جامعه مدرن موفق نبودن در ازدواج یک فاجعه نیست. در جامعه مدرن اگر در ازدواج اول موفق نبود به ازدواج های بعدی امیدوار هست شاید هم اصلا به دنبال ازدواج مجدد نباشد. شاید در یک جامعه مدرن اصلا زن به ازدواج اعتقادی نداشته باشد و حاضر شود بدون ازدواج هم سکس کند هم بچه دار شود. اما تمامی اینها را در جامعه سنتی تصور کنید. موفق نبودن در ازدواج یک فاجعه هست چرا که بعدش زن مطلقه میشود که همه به دید عورت به او نگاه میکنند. امکان ازدواج مجدد بسیار کم است در حالی که زن نمیتواند به ازدواج مجدد فکر نکند چون به شکل عورت به او نگاه میکنند. شرایط هم برای اینکه بتواند خارج از ازدواج سکس کند یا بچه دار شود فراهم نیست.
خب میرسیم به نقطه اول یا ته نخ یعنی چرا دختر ها پول دوست شده اند. خب ما در یک جامعه سنتی هستیم و دختری داریم به نام ایران. این دختر برای ازدواج تا 30 سالگی تحت فشار هست. فرصتش برای ازدواج هم به احتمال قوی یک بار بیشتر نیست پس اجازه اشتباه کردن ندارد. امکان برقراری رابطه جنسی خارج از ازدواج برای او فراهم نیست. در جامعه ای که او زندگی میکند اقتصاد مملکت به گاییدن رفته و امکان ازدواج بطور عمده برای قشر فقیر و متوسط نیست. در این شرایط او به چه سمتی سوق پیدا میکند؟ خب مشخص است که شرایط او را به سمت پول دوستی هل میدهد و او به سمت پسر های مایه دار میرود.
بنده بحثم سر مظلومیت زنان نیست که بخوام اینجا روضه راه بندازم و بگم برای مظلومیت زنان گریه کنید! با ایجاد این تاپیک خواستم بگویم که الکی زنان رو محکوم نکنیم. خب اگه دختر ها پول دوست شدند علت داره و اون پسری که داره مثلا تو فیسبوک انواع و اقسام اتهامات و توهین ها رو نثار دختران میکنه حتی حاضر نیست یک لحظه خودش رو جای اون دختر بزاره.
متاسفانه ما ایرانی ها در این زمینه ها بسیار 2 رو هستیم. مثلا یکبار سر کلاس معلممان بحث جالبی کرد! اول پرسید با رابطه دوستانه بین دختر و پسر (اونم منظورش در حد سادش بود نه در حدی که شامل سکس هم بشه) موافقید؟ خب طرف صحبتش پسر ها بودند جالبه که همگی موافقت کردند اما وقتی سوال دوم رو پرسید همگی جا زدند! پرسید اگه خواهر داشتید قبول میکردید که خواهرتون با پسری دوست باشه؟ شاید باور نکنید ولی فقط من موافق بودم! بقیه پسرها همگی فقط مغلطه میکردند و بهونه میاوردند شاید هم در ذهنشون به من انگ بی غیرتی هم زده باشند!
درسته ما در یک جامعه سنتی هستیم اما حتما نباید در یک جامعه مدرن زندگی کنیم تا بفهمیم عورت دانستن زن مطلقه عملی ذاتا غیر اخلاقی هست. مثلا خود شما اگر خواهری داشتید که مطلقه بود ناراحت نمیشدید از اینکه دوستانش رو از دست داده؟ ناراحت نمیشدید از اینکه تو خانواده و فامیل طرد شده؟ ناراحت نمیشدید از اینکه در جامعه همه اون رو به شکل تن فروش میبینند؟ شما نه حاضر شدید چنین زنی رو قربانی بنامید نه کسانی را که این زن را انسان نمیدانند مقصر بدانید.
در جامعه سنتی اساسا هیچ کس آدم نیست و این بحث لزومِ احترام به کرامت انسانی رهآورد روشنگریست، در جامعه سنتی مهم نقشیست که شما در جامعه عدهدار هستید، زن دستگاه جوجه کشیست، مرد هم سگ نگهبان است و قاطر برای حمالی و دستگاه ATM سیار. شما برای اولی عورت عروت میکنید، بعد همین 20 سال پیش که مردان جوان همین ایران گوشت دم توپ بودند بنظرتان جای نگرانی از نظر ارزش انسانی ندارد.
بحث شما تماما پیرامون مظلومیت (قربانی بودن) زنان است، اساسا نقش قربانی و استفاده از مزایای آن همواره در اختیار زنان بوده.من میگویم زنان در جامعه سنتی و مدرن مشکل جنسیتی دارند ولی مردان چندین برابر این مشکلات را دارند و اینکه گفته میشود وضع موجود بیعدالتی نسبت به زنان است (بیعدالتی در مقایسه با مردان)، نادرست و دروغی نفرت انگیز است که همه جا تکرار میشود.
شما مثال از تبعیض درباره سکس بین خودشان و برای «ناموسشان» میگویید، توجه نمیکنید که این ناموس بازی هم باز یادگار سنت است و مزیت نیست، برای پسر سکس داشتن یا نداشتن خواهرش چه سودی بحالش دارد، جز این است که تمام این ناموس بازی پیرامون نگهبانی زنان است و گرفتن پاچهیِ هرکس او را ناراحت کند؟ و کتک خوردن و... بخاطر آن؟
شما خودتان در اصل بحث که مطرح کردید ،یعنی چرایی مال دوستی زنان ایرانی به این پرداختید که این شرایط علت دارد، علتش هم این است که در جامعه سنتی خرج زن برعدهیِ مرد بوده، زنان بقول شما یک شلیک داشتهاند که یک شوهر شکار کار کند خرجشان را بدهد، در جامعه امروز ایران هم همچنان خرج زن بدوش مرد است و زنان کار هم بکنند پولش را برای خودشان میدانند و تامین هزینهیِ زندگی را وظیفهیِ مرد. این سیستم سنتی موجود است، من هم با آن مخالفم و آنرا اخلاقی نمیبینم و نه ناموس پرست هستم و نه هیچ چیز دیگر، ولی راهکار شما در ندیدن مشکلات مردان اخلاقیتر که نیست که هیچ کار هم نمیکند و تحلیلهایش هم آبکی و بی ربط به واقعیت.نگاه کنید به زندانهایِ پر شده از زندانیان مهریه (مردان مطلقه) در اثر همین گسترش «دفاع از حقوق زنان» در ایران.
جالب آنکه در جامعه ایران اکثر وبلاگ نویسان (وب نویس) مرد هستند! همین آقایون اکثرا مجرد هستند! نکته جالب اینجاست همین آقایان محترم مجرد بحثهایی از ازدواج و طلاق می کنند که انگار سالها تجربه داشته اند! دوست عزیز نهایت تجربه شما خاله بازی دوران کودکیست..
میبخشید، نمیدانستیم شما اینجا 3 بار ازدواج کرده و طلاق گرفتهاید، بالاخره جوان هستند دیگر دوستان، در حضور بزرگترها جسارت میکنند بر اساس تجارب و مشاهدات و خوادندهها و شنیدههاشان نظر میدهند !!
پسرهایی که دختران رو پول دوست خطاب میکنه، بخاطر اینه که پشت یه ماشین مدل بالا نشسته و با 2تا بوق دختر سوار کرده! تنها دلیلش هم همینه.
تنها دلیلش نیست، حالا شما همان یک مورد را بفرمایید توضیح دهید چرا مردان بیخرد به غلط سوار شدن زنان در ماشینهایِ گران قیمت را به پول و پول دوستی ربط میدهند، شما از دلایل عرفانی و غیر حیوانی آن بگویید تا ما هم فیض ببریم !!
در آخر هم زنان محکوم میشوند. چون کسی نیست از حقشون دفاع کنه. اگر شخصی هم پیدا شود و از حقوق زنان دفاع کند، سریعا برچسب فمنیست به آن میزنند ! انگار هرکی از زنان دفاع کنه، فمینیست هست؟!
آری حقیقتا میبینیم که هیچ کس نیست از حقوق زنان دفاع کند و ما سراسر در اینجا با خودمان بحث میکردهایم، البته نکته جالب این است که بخش بزرگی از این «هیچکس» مردان فمینیست هستند، ضمنا تعریف فمینیست هم در نزد ما همان مدافع حقوق زنان است
!!
جلال یونسی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در این باره معتقد است : متاسفانه میزان طلاق در جامعه ما بالاست . برای طلاق همواره 5 تا 6 عامل را بر می شمارند که یکی از آنها جزئی نگری و ریزبینی و دیگران را با خط کش خود سنجیدن است. نتایج بررسی که سال 90 بر روی هزار پرونده طلاق در دادگاه های جنوب شرق و شمال غرب تهران صورت گرفته، فقر مهارت های ارتباطی علت 40 تا 45 درصد طلاق هاست. دومین علت عدم تناسب خصوصیات شخصیتی دختر و پسر است. به طور مثال مرد برون گرا نمی تواند با زن درون گرا زندگی خوبی داشته باشد. سومین علت، اختلافات بالینی افسردگی، اضطراب و وسواس هاست. چهارمین علت مباحث اقتصادی است. مشکلات جنسی هم نقش مهمی در طلاق ها دارد. از سوی دیگر رفتارهای پرخطر مانند اعتیاد و دخالت های والدین از دیگر عوامل طلاق است.
کسی نگفت که علت اقتصادی، علت تنها علت است و اساسا بحثی درایناره اینجا نشده و تنها دوست مدافع حقوق زنان ما جناب agnostic در پست اول گفته و بحث به سمت دیگری رفته.حالا در همین بحثهای آبکی تحلیلی ج.ا هم مشخص نشده کدام یک از این عاملها افزایش یافته که باعث شده در یکسال آمار طلاق 6 درصد بیشتر شود و همینطور نرخ صعودی داشته باشد.این مشکلات را که پدربزرگ و مادربزرگ ما 60 برابر بیشترش را داشتهاند.
داریوش جان امروز هم باز گزینشگر زنان هستند و کمتر که نشده بیشتر هم شده، این هم مغالطه دوستان است که هایپرگامی زنان و رقابت زنان (تقریبا تمام زنان) برای رسیدن به کمتر از چند دهم درصد از مردان را میخواهند جعل کنند به اینکه گزینشگر جنسی زنان نیستند.
درست است راسل جان؛ منظورم روندِ گزینشِ نبود، منظورم شرایطِ کلی بازی است؛ همهی فمنیسم برای این است که بازی را به شکلی دیگر به همان فرمِ سابق ادامه دهند که در آن مردان در همان نقشهای سنتیِ خود باقی بمانند و زنان شکلی نو از زیستِ اجتماعی را تجربه کنند که در آن قالب دگرگونه شده، اما محتوا ثابت مانده؛ تا حدِ زیادی موفق شده (با جا انداختنِ گفتمانِ مردسالاری، تبدیل کردنِ دولت به جاکشهای قهار، درستنمایی همهی کاستیهای جامعهی زنان، مشکلنماییِ مردان و... ) اما خب جامعهی پسامدرن با خود مظاهری آورده که تا اندازهای خفیف مردان را از نقشهای سنتیشان خارج کرده و یک مردِ باهوش احتمالش نسبتا بیشتر است که دیگر در این دامها نیافتد. از مظاهرِ پست مدرنیسم یکی اتفاقا همین فمنیسم است که به شکلی معکوس نسبت به اهدافاش، در حالِ شکاندنِ هالهی زنِ پرنسسگونِ سنتیست...
اول اینکه چه اشکالی داره من با فونت tahomaبنویسم؟! چرا نوشته من ادیت میشه؟! :-( دوم اینکه امروز تعریف شما از فمینیست همان مدافع حقوق زنان است. دیروز چه بود؟ فردا چه خواهد بود؟؟! بحث های پورنو استار که میخواندم فهمیدم چقدر فمینیست از نظر شما (نه فقط شما) همان دفاع از حقوق زنان است... اینکه مردان بی خرد چرا اینگونه فکر میکنند از گفتنش عاجزم..
اول اینکه چه اشکالی داره من با فونت tahomaبنویسم؟! چرا نوشته من ادیت میشه؟! :-( دوم اینکه امروز تعریف شما از فمینیست همان مدافع حقوق زنان است. دیروز چه بود؟ فردا چه خواهد بود؟؟! بحث های پورنو استار که میخواندم فهمیدم چقدر فمینیست از نظر شما (نه فقط شما) همان دفاع از حقوق زنان است... اینکه مردان بی خرد چرا اینگونه فکر میکنند از گفتنش عاجزم..
اول اینکه یکبار بتوضیح دادیم در تالار مربوطه که چرا نوشتارهای باید به فرمت استاندارد باشد و اندازهاش هم بزرگ نشود، که همان یکبار هم با توجه به پاسخی که دادیم مشخص شد بیهوده بوده.از اینجا به بعدش تنها اعمال قانون است.
دوم اینکه تعریف من، تعریف من است، لازم نیست طرف مقابل با معیاری که من برای تشخیص استفاده میکنم موافق باشد، برای مثال در مورد امثال خود شما که میگویید مسلمان نیستید، ولی از دست الله دلگیر هستید و لقب حضرت در خطاب قرار دادن پیامبر و امامان شیعه از دهانتان نمیافتد.اینها در تعریف من مسلمانیست و مهم نیست با تعریفهایِ خودفریبانه و همراه با مالهکشی دیگران با آن موافق باشند یا مخالف، اصراری هم نیست حتی طرف قبول کند، فمینیست و مسلمان و اینها فحش نیست لزوما دسته بندی و توصیف عقاید است با مرزبندی و تعریف شخص من.
اینکه میفرمایید زنان ایرانی مرض زیاد آرایش کردن دارند رو 2 جور میشه تفسیر کرد: یکی آرایش غلیظ کردن هست و دیگری آرایش به دفعات زیاد. اگه منظورتون اولی هست که بنده مخالفم چون عمده زنان آرایش غلیظ نمیکنند اگر این زنان را شما عقده ای میدانید بنده با شما موافقم.
بخشی که بلد کردم که دروغه و هر کسی که در ایران زندگی کنه و یا با زنان ایرانی در ارتباط باشه میدونه این حرف دروغه .
اگر منظورتون این هست که به دفعات زیاد آرایش میکنند خب این حرفتون صحیحه چون زنان ایرانی حتی وقتی میخوان برن بیرون خرید هم آرایش میکنند که البته این ربطی به عقده ای بودن نداره به 2 علته یکی موضع انفعالی آنهاست و دیگری عدم اعتماد به نفس.
و شما هنوز در توضیح اینکه این انفعال چرا در اروپا و غرب هم ادامه داره وا مانده اید ! و فکر هم نکنم بتونید پاسخی بهش بدید کما اینکه از اول بحث تا اینجا هی جا خالی داده اید و زیر آبی رفته اید .
من در مورد کسانی گفتم که میخواهند هنجار شکنی و قانون شکنی بکنند اما نمیتوانند.
کسی که بخواد قانون شکنی کنه میکنه ! یک مقداری به حرف خودتون فکر کنید طرف چون نمیتونه قانون شکنی کنه عقده ای میشه :)))) در حد سخنرانی های دکتر روازاده هستش این حرف !!!
بله میفهمم چه میگویید اصلا چرا زنی که ازدواج کرده و دیگر در موضع انفعال نیست آرایش میکند؟
کی همچین جوکی گفته ؟! این مرض زیاد آرایش کردن رو دختران ایرانی از مادرانشون به ارث میبرند . به فرض هم که از هر 100 نفر یک نفر آرایش نکنه شما باید تعمیم بدید به همه ؟! من فکر میکنم یا شما اصلن در ایران نیستید اون هم دست کم برای 50 سال !!!! یا سرتون همش کف خیابونه و تا کسی باهاتون حرف نزنه سرتون رو بالا نمیارید !!!
مثلا شما در غرب وقتی زنی را میبینید که غلیظ آرایش کرده میگید به ضرس قاطع تن فروش هست اما در ایران بسیاری از زنان هستند که نه تنها تن فروش نیستند بلکه ازدواج کرده و بچه هم دارند اما آرایش غلیظ میکنند.
نشان میدهد که پسران ایرانی مرض دارند! در خارج از کشور شرایط خاص خودش حاکمه اگه پسری بخواد مثل ایران تو غرب مزاحمت خیابانی ایجاد کنه دستگیرش میکنن میفرستنش بیمارستان روانی.
یک جایی برای فرار از موضوع ادعا میکنید که فمینیست نیستید یک جای دیگه میگید پسران ایرانی مزاحم هستند :))) به هر حال در همین خارج از کشور که شرایط خاص خودش رو داره دختر ایرانی تغییر رفتار نمیده !!! یعنی اون ادعای مهمل و پوچ منفعل بودن و اعتماد به نفس و ... کشک است جانم .
من چنین چیزی نگفتم. قانون میتونه اون پسر رو به جرم ایجاد مزاحمت بگیره اما اون دختر رو که نمیتونه به جرم آرایش کردن بگیره که!
تفکر مسموم فمینیستی شما رفتار یک مرد رو فقط در ایجاد مزاحمت میبینه ! و جالبه که عقبتر به شکل مسخره ای مدعی شده بودید که دختران برای جلب توجه همین مزاحمین چنان رفتاری از خودشون بروز میدهند !!!! حالا که این مزاحمین نیستند این دختران در پی جلب توجه کی هستند ؟! کسانی که دخترانی که زیاد آرایش میکنند را به تخمشان هم حساب نمیکنند ؟! به قدری ضد و نقیض سخن گفته اید که خودتان هم فراموش کرده اید چه گفته اید . یک جا میگویید مردان ایرانی مزاحم زنان هستند و بعد یک جای دیگه میگید زن ایرانی برای اینکه در معرض دید همین مزاحمین قرار بگیره یه من به خودش میماله !!!
شما چند تا میهمانی و پارتی در غرب رفته اید ؟! من تا دلتون بخواد رفته ام اون هم نه توی یک کشور و فرهنگ . و خیلی قاطعانه به شما میگم که یه من به خودش نمیماله و خیلی وقتها اصلن آرایش نمیکنه . خیلی بخواد کاری بکنه یک رژ خیلی خیلی کمرنگ که تشخیصش مشکله .
اون مرد مجبوره که دست از رفتارش برداره اما اون زن مجبور نیست.
باز هم مهملات فمینیستی که آی همه مردها مزاحم و خشن و ... هستند !!! مگه شما نمیگی در ایران به خاطر اینکه دیده بشند و مورد توجه قرار بگیرند یه من به خودشون میمالند ؟! نکنه میان خارج از ایران این نیاز برطرف میشه و نیازهاشون برعکس میشه ؟! هر چند که بالاتر جواب این لطیفه رو دادم و نیازی نمیبینم دوباره تکرار کنم .
قبلا که گفتم فمینیست نیستم. باز هم میگویم زنان ایرانی بصورت یک کل عقده ای نیستند اما بعضی هاشون بله که اونم گفتم کیا.
چرا هستید ! منتها مثل شیرین فمینیست مخفی هستید . هر چه قدر هم که ادعا کنید نیستید سخنانتون متاثر از تفکرات فمینیستیتونه . و من هم باز میگم زنان ایرانی در این زمینه مرض دارند . اون تعداد کمی هم که به هر دلیلی چنین مرضی ندارند به قدری جامعه آماریشون کوچیکه که وجودشون دلیل بر این نمیشه که بگیم خوب حالا یک درصدیشون مرض دارند . زنی ایرانی که این مرض فکری رو نداره وقتی محیطش عوض میشه رفتارش هم عوض میشه ولی زنی که این مرض رو داره با تغییر محیط هم مرضش درمان نمیشه و تازه وقتی کسی محلش نمیذاره شاکی هم میشه :))
برای خود من پیش اومده ،
من به شدت از کسانی که زیبایی های طبیعی خودشون رو با عمل و آرایش و خالکوبی و ... از بین میبرند و خودشون رو مثل یک دلقک درست میکنند (که شامل اکثریت مطلق زنان ایرانی میشه) بدم میاد . وقتی توی کنسرت ابی محل این دلقکها نمیذاشتم دیدم یکیشون بلند بلند به رفیق دلقک تر از خودش طوری که من هم بشنوم گفت حالا فکر میکنه کی هست! :))) خندم گرفته بود ، رفتم بهش گفتم من کسی نیستم ولی اصولن چون با سیرک رابطه زیاد خوبی ندارم از دلقکها هم خوشم نمیاد . خلاصه چهارتا بیشعور و کثافت و بمیری و اینها شنیدم و رفتم یک آبجو خریدم نوش جان کردم . درست همون شب هم با دوست دخترم آشنا شدم که اتفاقن ایرانی هم نیست
.
خلاصه داستان کسی نمیگه نباید آرایش کنند ! بلکه حرف اینه که چرا این طوری آرایش میکنند با اینکه خودشون هم میدونند رفتارشون به قول معروف خیلی جواته . بعد که میگیم تو که میدونی خیلی کار ضایعی هست چرا این طوری میکنی داستان بافی شروع میشه که آی دیده نمیشیم و میخوایم دیده بشیم و از این مدل مزخرفات .
در جامعه سنتی اساسا هیچ کس آدم نیست و این بحث لزومِ احترام به کرامت انسانی رهآورد روشنگریست، در جامعه سنتی مهم نقشیست که شما در جامعه عدهدار هستید، زن دستگاه جوجه کشیست، مرد هم سگ نگهبان است و قاطر برای حمالی و دستگاه ATM سیار. شما برای اولی عورت عروت میکنید، بعد همین 20 سال پیش که مردان جوان همین ایران گوشت دم توپ بودند بنظرتان جای نگرانی از نظر ارزش انسانی ندارد.
بنده در اینجا بحثم چیز دیگری هست و شما بحث قربانی شدن مردان در دوران جنگ ایران و عراق را پیش میکشید. بله اگر من بحث جنگ ایران و عراق را پیش میکشیدم و سوزنم گیر میکرد روی اینکه در جنگ ایران و عراق در فلان جا به زنان ایرانی تجاوز شد و اینکه در فلان عملیات 30 هزار نفر مرد با خمپاره تیکه پاره شدند رو ازش صحبتی نمیکردم یا در نظر نمیگرفتم آنوقت حرف شما صحیح بود اما در این تاپیک بحث ما چیز دیگری هست. کسانی که میگویند زنان در فلان مورد بی دلیل محکوم شده اند یا در فلان مورد قربانی شده اند صرفا دیدگاهشان این نیست که مردان همگی خوش و خرم زندگی میکنند و مشکلی ندارند.
بحث شما تماما پیرامون مظلومیت (قربانی بودن) زنان است، اساسا نقش قربانی و استفاده از مزایای آن همواره در اختیار زنان بوده.من میگویم زنان در جامعه سنتی و مدرن مشکل جنسیتی دارند ولی مردان چندین برابر این مشکلات را دارند و اینکه گفته میشود وضع موجود بیعدالتی نسبت به زنان است (بیعدالتی در مقایسه با مردان)، نادرست و دروغی نفرت انگیز است که همه جا تکرار میشود.
باز هم بحث را عوض میکنید. بحث من در مورد زنان هست.
شما مثال از تبعیض درباره سکس بین خودشان و برای «ناموسشان» میگویید، توجه نمیکنید که این ناموس بازی هم باز یادگار سنت است و مزیت نیست، برای پسر سکس داشتن یا نداشتن خواهرش چه سودی بحالش دارد، جز این است که تمام این ناموس بازی پیرامون نگهبانی زنان است و گرفتن پاچهیِ هرکس او را ناراحت کند؟ و کتک خوردن و... بخاطر آن؟
بله ناموس بازی یادگار سنت هست اما این پسران اگر سنتی فکر میکنند چرا با داشتن رابطه دوستانه بین پسران و دختران مخالفت نمیکنند؟ وقتی اسم خواهرشون میاد رگ غیرتشون باد میکنه و حاضر نیستند پسری با خواهرشون سلام علیک کنه اما وقتی به خودشون که میرسه میگن رابطه دختر و پسر ایرادی نداره و حتی از دوست دخترشون انتظار دارند که با او سکس کنه و اصلا هم براشون اهمیت نداره که این مسئله در چنین جامعه ای چه عواقبی برای اون دختر داره! باز هم 2 طرف مقصر هستند؟ مشخصه که این دیدگاه احمقانه هست و شما حاضر نیستید قبول کنید که سخنان پسران در این مورد احمقانه هست و سیاست سکوت رو در پیش میگیرید.
شما خودتان در اصل بحث که مطرح کردید ،یعنی چرایی مال دوستی زنان ایرانی به این پرداختید که این شرایط علت دارد، علتش هم این است که در جامعه سنتی خرج زن برعدهیِ مرد بوده، زنان بقول شما یک شلیک داشتهاند که یک شوهر شکار کار کند خرجشان را بدهد، در جامعه امروز ایران هم همچنان خرج زن بدوش مرد است و زنان کار هم بکنند پولش را برای خودشان میدانند و تامین هزینهیِ زندگی را وظیفهیِ مرد. این سیستم سنتی موجود است، من هم با آن مخالفم و آنرا اخلاقی نمیبینم و نه ناموس پرست هستم و نه هیچ چیز دیگر، ولی راهکار شما در ندیدن مشکلات مردان اخلاقیتر که نیست که هیچ کار هم نمیکند و تحلیلهایش هم آبکی و بی ربط به واقعیت.نگاه کنید به زندانهایِ پر شده از زندانیان مهریه (مردان مطلقه) در اثر همین گسترش «دفاع از حقوق زنان» در ایران.
بنده هم مخالف سیستم سنتی موجود هستم اما ما الان در چه جامعه ای زندگی میکنیم؟ ملاک من کشوری هست به وسعت ایران با 30 درصد جمعیت روستا نشین و 70 درصد جمعیت شهر نشین که اکثر آنها در شهرستان ها هستند نه محدوده ای خاص از شهر تهران. در کل جامعه ای که ما هم اکنون در آن زندگی میکنیم یک جامعه ای هست که بیشتر سنتیه پس یک زن یا باید بمیره یا با این جامعه سنتی کنار بیاد. یک مثال برایتان زدم از قشر دانشجو آن هم در شهر تهران و دیدید که دیدگاه ها تا چه حد سنتی هست پس اینکه ما انتظار مدرن رفتار کردن از دختران را داشته باشیم انتظاری بی دلیل هست. بنده هم مثل شما سیاستم سکوت نیست و اینکه زنان شاغل حقوق خودشان را برای خودشان میدانند و حقوق شوهرشان را برای خانواده دیدگاهی غلط میدانم و زنان را مقصر.
اینکه میفرمایید من مشکلات مردان را نمیبینم باز هم عوض کردن بحث هست در اینجا ما در مورد چیز دیگری سخن میگوییم. بنده به همان اندازه که مخالف مهریه هستم مخالف اختیارات بی پایان مرد در قانون هستم. الان مهریه وزنه ای شده در مقابل وزنه اختیارات بی پایان مرد. مهریه را هم اسلام در قانون ما گذاشته نه مدافعان حقوق زنان. آن مردانی هم که بخاطر مهریه به زندان افتاده اند احمقی از خودشان است. به هر حال ما در جامعه سنتی زندگی میکنیم با قوانین سنتی و مرد میتواند با دادن 30 درصد حقوق ماهیانه اش به زن به عنوان قسط مهریه او را طلاق ندهد و با استفاده از قوانین سنتی زندگی را برای زن جهنم کند تا زن از مهریه اش بگذرد و مرد طلاقش بدهد. این عمل چندان اخلاقی نیست ولی وقتی طرف مقابل شما غیر اخلاقی رفتار میکند یعنی بی دلیل میخواهد شما را تلکه کند شما هم باید مثل خودش با او رفتار کنید.
در مورد دیدگاه مردان به زن مطلقه هم باز سیاست سکوت را در پیش گرفتید!
آری حقیقتا میبینیم که هیچ کس نیست از حقوق زنان دفاع کند و ما سراسر در اینجا با خودمان بحث میکردهایم، البته نکته جالب این است که بخش بزرگی از این «هیچکس» مردان فمینیست هستند، ضمنا تعریف فمینیست هم در نزد ما همان مدافع حقوق زنان است !!
بنده که تعریف فمینیست را نمیدانستم ولی جالب است که صرف دفاع از حقوق زنان از نظر شما عملی ناپسند هست اما در پست بالا از مردانی دفاع میکنید که بخاطر مهریه به زندان افتاده اند! خیلی جالبه! شما چگونه اخلاقیات را برای خودتان تعریف کرده اید که دفاع از حقوق مردان اخلاقی اما دفاع از حقوق زنان غیر اخلاقی هست؟!
کسی نگفت که علت اقتصادی، علت تنها علت است و اساسا بحثی درایناره اینجا نشده و تنها دوست مدافع حقوق زنان ما جناب agnostic در پست اول گفته و بحث به سمت دیگری رفته.حالا در همین بحثهای آبکی تحلیلی ج.ا هم مشخص نشده کدام یک از این عاملها افزایش یافته که باعث شده در یکسال آمار طلاق 6 درصد بیشتر شود و همینطور نرخ صعودی داشته باشد.این مشکلات را که پدربزرگ و مادربزرگ ما 60 برابر بیشترش را داشتهاند.
بنده نگفتم تنها علت طلاق اقتصادی هست بلکه میگفتم تنها علت ازدواج اقتصادی شده و علتش رو نشان دادم. اصلا بحث من در پست اول چیز دیگری بود. اگر همان مورد سوم را هم نگاه کنید در مثالی که زده ام وقتی حرف از طلاق زدم گفتم آقا پسره از دختر خانومه خسته شده پس لطفا حرف دهان بنده نگذارید.
جناب sonixax پاسختان رو بصورت کلی میدم نه جزیی چون پاسخ جزیی به سخنان شما اتلاف وقته چون منظور من رو متوجه نشدید:
اول از همه اینکه اگه تعریف فمینیست این هست که کسی از حقوق زنان دفاع کنه بله بنده فمینیست هستم. اما صرف فمینیست بودن به معنای قبول کردن تمامی ادعاهای فمینیست ها نیست. مثل مسلمان بودن که برابر اعتقاد به الله و رسالت محمد و وجود معاد هست که بعدش توی جزییات بین مسلمین اختلاف هست. مثلا برخی فمینیست ها مخالف پورنوگرافی هستند ولی بنده نیستم. پس وقتی میگویید این حرفتان فمینیستی هست پس غلطه لطفا غلط بودنش را نشان دهید.
دوم اینکه شما سوزنتون روی چیزهایی گیر کرده که از نظر بنده منطقی نیستند و آماری هم در مورد آن وجود ندارد و مصداق خاصی هم برای آن نمیشود تعریف کرد.
شما میگویید اکثر زنان ایرانی آرایش غلیظ میکنند خب من میگویم عده معدودی این کار را میکنند تعریف من هم از ایران محدوده خاصی از بالای شهر نیست یا آن زنانی نیستند که شما با 2 تا بوق زدن تونستید سوار ماشینتون کنید که اگر تعریف شما از ایران این هست که باید بگویم در اشتباهید.
بنده در یک دانشگاه در وسط شهر تهران تحصیل میکنم اما از 80 دختری که هم دوره من هستند فوقش 10 نفرشون آرایش غلیظ میکنند 10 نفرشون هم که چادری هستند و 60 نفر دیگر آرایش معمولی میکنند. علت این هم که مصرف مواد آرایشی بالاست را هم به شما گفتم که چیست حالا اگه دوست ندارید قبول کنید خب نکنید.
سوم اینکه شما مدعی عقده ای بودن زنان ایرانی هستید خب مصداقتان برای این حرف چیست؟
چون آرایش میکنند؟
خب گفتم که علت آرایش کردن آنها چیست شما نمیخواهید قبول کنید.
آرایش غلیظ میکنند؟
خب نشان دادم که عده معدودی این کار را میکنند.
از اینکه براشون مزاحمت ایجاد میکنند لذت میبرند؟ خب این نیازمند آمارگیری هست و مطمئن باشید فقط آنهایی که آرایش غلیظ میکنند شاید از این کار لذت ببرند.
نکته دیگر اینکه شما کل زنان ایرانی را عقده ای مینامید اما چرا اون پسرانی که میان دور اونها میچرخند و فقط با یک نگاه ساده میتوانید ببینید عقده از همه سوراخ های بدنشان به بیرون میریزد را عقده ای نمینامید و مثل جناب Russel سیاست سکوت رو در پیش میگیرید؟
شما کافیست همین زنانی را که آرایش معمولی میکنند و به قول شما عقده ای هستند را پیش چند تا روانشناس ببرید و ببینید در مورد آنها چه میگویند. آیا آنها را مریض و عقده ای مینامند؟
متاسفانه در چند سال اخیر که جناب احمدی نژاد با رفیقشون آقای خامنه ای ریدن تو اقتصاد کشور و کاری کردند که همه جا ملاک پول بشه همزمان با پول دوست شدن دختران یک ژستی هم برای پسران شکل گرفته که باهاش خیلی حال میکنند و اون ژست حرف ها و رفتارهای زن ستیزانه هست! کافیست یک چرخ تو فیسبوک بزنید تا ببینید این عده چقدر زیادند. همانطور که یک نفری که با عقیدش حال میکنه رو با استدلال نمیتونی از عقیدش برگردونی این عده هم چون با ژستی که میگیرن خیلی حال میکنن با هزار جور استدلال نمیتونی از نظرشون برگردونی! جناب sonixax و Russel کم کم دارم به این نتیجه میرسم که شما هم جزو همان عده هستید.
بنده در اینجا بحثم چیز دیگری هست و شما بحث قربانی شدن مردان در دوران جنگ ایران و عراق را پیش میکشید. بله اگر من بحث جنگ ایران و عراق را پیش میکشیدم و سوزنم گیر میکرد روی اینکه در جنگ ایران و عراق در فلان جا به زنان ایرانی تجاوز شد و اینکه در فلان عملیات 30 هزار نفر مرد با خمپاره تیکه پاره شدند رو ازش صحبتی نمیکردم یا در نظر نمیگرفتم آنوقت حرف شما صحیح بود اما در این تاپیک بحث ما چیز دیگری هست. کسانی که میگویند زنان در فلان مورد بی دلیل محکوم شده اند یا در فلان مورد قربانی شده اند صرفا دیدگاهشان این نیست که مردان همگی خوش و خرم زندگی میکنند و مشکلی ندارند.
چرند میگویید دوست محترم، در اینجا دو جنس بیشتر نداریم که، اعتراض به وضع بد و بیعدالتی نسبیست، فرزند شاه یا آقازاده هم باشید مشکل دارید، من هم باور میکنم دنیای سختیست برای همه حتی آقازاده، ولی وقتی آقازاده میاید میگوید من قربانی هستم و در حقم بیعدالتی شده اینرا در مقایسه با بقیه انسانها میگوید، در مقایسه با چند صد میلیون انسان دیگر میگوید که کمتر از یک دلار درآمد دارند، در مقایسه با افرادی میگوید که پدرشان درآمده پولدار شدهاند، وقتی کسی از حقوق آقازاده سخن میگوید جز ریشخند انتظار جواب دیگری ندارد، حالا در مورد قربانی بودن زنان و بیعدالتی نسبت به آنها مقایسه با کیست؟ بجز زن و مرد کس دیگری هم اینجا هست (مریخی چیزی) که مبنای مقایسه باشد؟ من بشما گفتم زنان مشکل دارند، ولی مشکلاتشان بسیار کمتر از مردان است، شما تکه پاره شدن انسانها در میدان نبرد را و اثرات هولناک روانی و جسمی که در آن 8 سال به پسران ایران وارد شد را با پیشنهاد بیش از حد دلخواه و موجب آزار زنان بگذارید ببینید مشکل و بیعدالتی یعنی چه.بیعدالتی نسبت به زنان است یعنی نسبت حق آنها به مسئولیت و مشکلات زنان بیش از مردان است.آنقدر این چرندیات فمینیستی (که من خودم هم تا چندی پیش به بخشی از آنها باور داشتم) را تکرار کردهاند، که حقیقت آشکار در پیش چشمتان را نمیبینید، عزیز من جنس دور ریختنی مردان هستند، ظهورش همان ریختن فلهای آنها هنگام جنگ در صف اول است.زنان بواسطهیِ اینکه عامل محدود کننده در تولید مثل بودهاند خود به خود تا زمانی که وظیفهیِ سنتی خود در تولید مثل را برعهده داشتهاند ارزشمند بودند، مردان بودند که باید استفاده خود را در میدان جنگ، تولید و خدمات به زنان و کودکان نشان میداند و بیش از بقیه ارزش و احترام و... را بدست میآوردند.
بله ناموس بازی یادگار سنت هست اما این پسران اگر سنتی فکر میکنند چرا با داشتن رابطه دوستانه بین پسران و دختران مخالفت نمیکنند؟ وقتی اسم خواهرشون میاد رگ غیرتشون باد میکنه و حاضر نیستند پسری با خواهرشون سلام علیک کنه اما وقتی به خودشون که میرسه میگن رابطه دختر و پسر ایرادی نداره و حتی از دوست دخترشون انتظار دارند که با او سکس کنه و اصلا هم براشون اهمیت نداره که این مسئله در چنین جامعه ای چه عواقبی برای اون دختر داره! باز هم 2 طرف مقصر هستند؟ مشخصه که این دیدگاه احمقانه هست و شما حاضر نیستید قبول کنید که سخنان پسران در این مورد احمقانه هست و سیاست سکوت رو در پیش میگیرید.
عزیز من وقتی من به صراحت گفتم ناموسبازی (ناموسپرستی) احمقانه است و سودی برای مرد ندارد، چطور شما از من الان میخواهید که قبول کنم احمقانه است، آنچه من میگویم این است که مردان در این بازی بازندهیِ مطلق و سگ نگهبان بیجیره و مواجب هستند، تا دیروز و حتی همین امروز هم اعتراضی به آن نبوده که هیچ، ناموسپرستی بطور سیستماتیک به پسران جوان آموخته میشده و تشویق میشده، حالا در جامعهیِ در حال گذار آن یک بخش آن که در شرایط جدید برای زنان ناخواستنی شده مورد اعتراض است دلیل نمیشود که به ضرر آنهاست، همین امروز هم شما با خواهر یا بطور کلی ناموس خود بروید جایی و او امنیتش در خطر بیافتد مشاهده میفرمایید که جامعهیِ امروز و همان زنان شاکی که میفرمایید از شما انتظار ناموسپرستی و ایفای نقش سگ محافظ را انتظار دارند یا خیر.
بنده هم مخالف سیستم سنتی موجود هستم اما ما الان در چه جامعه ای زندگی میکنیم؟ ملاک من کشوری هست به وسعت ایران با 30 درصد جمعیت روستا نشین و 70 درصد جمعیت شهر نشین که اکثر آنها در شهرستان ها هستند نه محدوده ای خاص از شهر تهران. در کل جامعه ای که ما هم اکنون در آن زندگی میکنیم یک جامعه ای هست که بیشتر سنتیه پس یک زن یا باید بمیره یا با این جامعه سنتی کنار بیاد. یک مثال برایتان زدم از قشر دانشجو آن هم در شهر تهران و دیدید که دیدگاه ها تا چه حد سنتی هست پس اینکه ما انتظار مدرن رفتار کردن از دختران را داشته باشیم انتظاری بی دلیل هست. بنده هم مثل شما سیاستم سکوت نیست و اینکه زنان شاغل حقوق خودشان را برای خودشان میدانند و حقوق شوهرشان را برای خانواده دیدگاهی غلط میدانم و زنان را مقصر.
اینکه میفرمایید من مشکلات مردان را نمیبینم باز هم عوض کردن بحث هست در اینجا ما در مورد چیز دیگری سخن میگوییم. بنده به همان اندازه که مخالف مهریه هستم مخالف اختیارات بی پایان مرد در قانون هستم. الان مهریه وزنه ای شده در مقابل وزنه اختیارات بی پایان مرد. مهریه را هم اسلام در قانون ما گذاشته نه مدافعان حقوق زنان. آن مردانی هم که بخاطر مهریه به زندان افتاده اند احمقی از خودشان است. به هر حال ما در جامعه سنتی زندگی میکنیم با قوانین سنتی و مرد میتواند با دادن 30 درصد حقوق ماهیانه اش به زن به عنوان قسط مهریه او را طلاق ندهد و با استفاده از قوانین سنتی زندگی را برای زن جهنم کند تا زن از مهریه اش بگذرد و مرد طلاقش بدهد. این عمل چندان اخلاقی نیست ولی وقتی طرف مقابل شما غیر اخلاقی رفتار میکند یعنی بی دلیل میخواهد شما را تلکه کند شما هم باید مثل خودش با او رفتار کنید.
در مورد دیدگاه مردان به زن مطلقه هم باز سیاست سکوت را در پیش گرفتید!
بالاتر توضیح دادم که این سیاست سکوت که میفرمایید مهمل است، من دارم با شما سخن میگویم و دراینباره مینویسم، وقتی من دربارهیِ مشکلات طبقهیِ پایین ِ جامعه مینویسم برای مثال معنای انکار مشکلات طبقه بالا نیست، معنیش این است که من بیعدالتی را در کدام سمت میبینم و دربارهیِ نادرستی آن سخن میگویم و چه بسا راهکار میدهم، وقتی شما درباره مزاحمت برای زنان مطلقه داد سخن برمیآورید، ولی سخنی درباره مشکلات مردان سخن نمیگویید، باز هم معنیش لزوما انکار مشکلات مردان نیست، که در فمینیستها و از جمله شما البته در بسیاری موارد که سخنش دراینجا رفت منکر آن هستند و مدعی هستند مردان اختیارات بیپایان قانونی (!!) دارند، فقط مشخص نیست چرا اکثریت مطلق زندانیان از جمله زندانیان سیاسی در ایران مرد هستند
!معنی سخن شما آن است به زنان نسبت به مردان ستم بیشتری میشود و مزاحمت(؟) برای زن مطلقه ستم هولناکیست که بسیار شدیدتر از فرستاده شده به میدان جنگ و تکه پاره شدن و آسیب روانی میلیونها پسر ایرانیست! اولی فاجعه بشریست که جگر شما را خون کرده و دومی بیعدالتی مهمی نیست، چرا که مشکلات مردان یا تقصیر خودشان است و چشمان کور، یا اهمیت ندارند.
بنده که تعریف فمینیست را نمیدانستم ولی جالب است که صرف دفاع از حقوق زنان از نظر شما عملی ناپسند هست اما در پست بالا از مردانی دفاع میکنید که بخاطر مهریه به زندان افتاده اند! خیلی جالبه! شما چگونه اخلاقیات را برای خودتان تعریف کرده اید که دفاع از حقوق مردان اخلاقی اما دفاع از حقوق زنان غیر اخلاقی هست؟!
من به شما فمینیست میگویم چرا که در تعریف من فمینیست هستید و سخنانتان سراسر گویا درستی آن است، برای ناسزا هم اینرا نمیگویم تنها برای اینکه درست است میگویم، اینکه شما خودتان آنرا قبول دارید یا ناراحتتان میکند برای من تا زمانی که ان را درست و عادلانه میدانه برای من اهمیتی ندارد.
بنده نگفتم تنها علت طلاق اقتصادی هست بلکه میگفتم تنها علت ازدواج اقتصادی شده و علتش رو نشان دادم. اصلا بحث من در پست اول چیز دیگری بود. اگر همان مورد سوم را هم نگاه کنید در مثالی که زده ام وقتی حرف از طلاق زدم گفتم آقا پسره از دختر خانومه خسته شده پس لطفا حرف دهان بنده نگذارید.
خب طاهرا بجایی رسیدیم که بیان مسائل ساده با روشن زبان فارسی را هم کارساز نیست، من در اینجا به ایشان (کاربر یک نفر) گفتهام که تنها اشاره به تیتر جستار توسط شما در پست اول بوده، یعنی سخن تاپیک بر خلاف تیرش چیز دیگریست و پاسخ ایشان دربارهیِ علت طلاق و... بیربط به کل آن و عجیب:
کسی نگفت که علت اقتصادی، علت تنها علت است و اساسا بحثی درایناره اینجا نشده و تنها دوست مدافع حقوق زنان ما جناب agnostic در پست اول گفته و بحث به سمت دیگری رفته.حالا در همین بحثهای آبکی تحلیلی ج.ا هم مشخص نشده کدام یک از این عاملها افزایش یافته که باعث شده در یکسال آمار طلاق 6 درصد بیشتر شود و همینطور نرخ صعودی داشته باشد.این مشکلات را که پدربزرگ و مادربزرگ ما 60 برابر بیشترش را داشتهاند.
حالا بفرمایید من کجا چه حرفی را در دهان شما گذاشتهام!
متاسفانه در چند سال اخیر که جناب احمدی نژاد با رفیقشون آقای خامنه ای ریدن تو اقتصاد کشور و کاری کردند که همه جا ملاک پول بشه همزمان با پول دوست شدن دختران یک ژستی هم برای پسران شکل گرفته که باهاش خیلی حال میکنند و اون ژست حرف ها و رفتارهای زن ستیزانه هست! کافیست یک چرخ تو فیسبوک بزنید تا ببینید این عده چقدر زیادند. همانطور که یک نفری که با عقیدش حال میکنه رو با استدلال نمیتونی از عقیدش برگردونی این عده هم چون با ژستی که میگیرن خیلی حال میکنن با هزار جور استدلال نمیتونی از نظرشون برگردونی! جناب sonixax و Russel کم کم دارم به این نتیجه میرسم که شما هم جزو همان عده هستید.
اینکه شما چه چرندیاتی به من نسبت میدهید و به این نتیجه دارید میرسید که من هم عقدهای و زنستیز و... هستم یا نیستم برای من کوچکترین اهمیتی ندارد. این نالهیِ شما در حالی که مهملات فمینیستی در همان ایران شدیدا نفوذ کرده و هر طرف سر بر میگردانی آنها را میبینی هم سخت است اشک ما را دربیاورد. اینکه ج.ا بخاطر دیدگاه سنتیاش حامی فمینیسم نیست، ربطی به اینکه جامعه ایران امروز تا گردن در ادعاهای فمینیستی فرو رفته و صد جور کمپین و سایت و مبلغ و... دارند نمیدهد و در همان بخش سنتی جامعهیِ ایران هم بسیار موفق بودهاند و
آنچه شما از آن در فیسبوک ناله میکنید نالههایِ آخر اعتراض است
(ولو از موضع احمقانه و نااخلاقی و...) که آن هم بزودی مانند غرب خفه میشود و دیگر خواب ایدئولوژیک عزیزان را بهم نمیزند!
شما اول فرض میگیرید که گزینشگر جنسی زنان هستند،بدون اینکه فرض اول رو اثبات کنید.اصلا بزار رادیکال ترین مثال ممکن رو بزنم فرض کن تو در جستجوی یک شغلی هستی و این کارفرمایان هستند که تو رو انتخاب میکنند، حالا اگر تو بین 10 تا شغل که برای همشون مناسب هستی یکی رو انتخاب کنی همچنان کارفرمایانت گزینش گر صددرصد هستند!؟
Sexual selection can operate both intra- and inter-sexually, either sequentially or simultaneously (Table 1). During intrasexual selection, members of the same sex attempt to outcompete rivals, often during direct encounters. Intrasexual selection is typically responsible for the evolution of male armaments such as deer antlers, beetle horns, and large body size, that provide individuals with an advantage when fighting off potential competitors. Individuals who are better able to exclude competitors, have a greater chance to acquire mates and father offspring. For example, dominant male red deer monopolize a group of females (also known as harem) by constantly fighting off competitors, and they father most of the offspring produced by the females. By contrast, intersexual selection results from interactions between the sexes, typically involving mate choice. The evolution of elaborate behavioral displays and morphological traits can often be explained as the result of intersexual selection. Usually, females tend to be more choosy, evaluating morphological and behavioral traits from potential mates to determine which will maximize their fitness. Males tend to compete with one another to gain the female's attention. An extreme example of intersexual selection can be found in species where males form leks where multiple males gather to display to females.
Table 1: Some examples of when and how sexual selection operates Sexual selection episodes can occur before mating takes place (pre-copulatory), or during and after mating (post-copulatory), and they can occur within a sex (intrasexual) and between the sexes (intersexual).
Choosing a Mate
Why do females choose between males rather than mate at random, or with the first male they encounter? Females can directly increase their reproductive success by mating with certain, select males and acquiring direct benefits. For example, females can gain increased access to food, protection from harassing males, or help in raising offspring, and avoid being infected with parasites or other diseases by choosing healthy males. However there are instances where females do not appear to gain any direct benefit from males, yet they still discriminate among them. Under these conditions, females likely gain indirect benefits via their offspring. These indirect benefits are usually genetic rather than resource based. By choosing certain males, their offspring will likely inherit genes that tend to increase their fitness. Males often evolve traits and displays that advertise their ability to provide direct and indirect benefits, and females evolve preferences for these traits. Two major mechanisms to account for female mate choice have been proposed: good genes, and Fisherian arbitrary processes.
راستش اگر مدل تو واقعا هم درست بود باید بگم روش باقی مونده زنان از دید من درست چون به دنبال "بهتر" هستند و بین هفت گناه بزرگ "آز" رو من دوست میدارم:))
خوب بازی در میآوری انصافا... کسی با انتخابِ برتر اینجا مشکلی نداشت و ندارد، موضوع ملاکهای این انتخابِ برتر است. روندِ گزینشِ شریکِ جنسی در زنان(به ویژه در ایران) به شکلی بسیار منحرف درآمده است که در آن شما از وجهِ انسانی ِ خود خارج میشوید و تنها بر اساسِ داشتههای مالیِ خود قضاوت و سنجیده میشوید و این هرچه بیشتر باعثِ دامن زدن بر آتشِ رقابتِ میان مردان شده در حالیکه از آنسو چیزی در میانِ خودِ زنان دیده نمیشود برای بهبودِ کاستیهای جامعهی زنان. وقتی که امروز به راحتی میتوان با کسی خوابید بدونِ آنکه حالا فردا فرزندی از این همآغوشی پدید آید که ژنهای آن مردِ نابرتر را داشته باشد،
اما همچنان آن دخترِ روستاییِ دماغ عمل کردهی ما حاضر نمیشود به مردی کمتر از لیسانسِ پرشیاسوار بدهد،
شما با یک کجنمایی فرهنگِ انسانی مواجه هستید که در آن اگرچه مردان خود را با تمامِ ویژگیهای نوینِ جامعهی مدرن و خواستهها و نیازهایی که متعاقبا از مدرنیسم برای جامعهی زنان پدید آمده تطبیق دادهاند، اما زنان همچنان برای حفظ جایگاهِ سنتیِ خود تنها بازیهای مدرنی را اختراع کردهاند:زیباییهای مصنوعی، فمنیسم، ایجادِ تشنگیِ جنسی، درستنماییِ آنچه نادرست است و...
جایی گفتی که گرسنگی آنطور که تصور میشود در ایران حاد نیست که بخواهد تاثیرگذار باشد؛ اگر همخوابگی در دورههای کمتر از یک ماه را یک گرسنگی جنسی به حساب آوریم، مطمئنا در ایران ما با یک قحطیِ شدید مواجه هستیم نه گرسنگی! این گرسنگی اگرچه به نفعِ زنان تمام میشود، اما در واقع به شدت به ضرر جامعه است؛ یک نمودش را در ازدواجهای چندماهه و مردانِ مانده در پشتِ میلههای زندان میتوانید ببینید. این گرسنگی موجب میشود مرد به همان اولین زنی که رسید، همان شود معشوق و مونس و شریکِ زندگیاش؛ یعنی اکنون که ما پس از اینهمه گندکاریِ مدرنیسم باید شاهدِ آن باشیم که گزینشِ شریکِ جنسی از حالتِ بحرانیاش خارج شود و به یک روالِ عادی تبدیل شود، همچنان از آن به عنوانِ ابزاری برای باجگیری، پناهی برای زیستِ انگلی، مظلومنمایی و ... استفاده میشود.
گرسنگی موجب میشود که رقابتِ مردان برای کسبِ شریکِ جنسی بیشتر شود تا آنجا که تقریبا تمامِ بارِ پیشرفتِ تمدن و دانش بر دوشِ مردان گزارده شده. و وقتی زنان همچنان بخواهند در جایگاهِ VIP بنشینند و گلادیاتورها را بنگرند که یکدیگر را میدرند (البته به شکلی نوین) میبینیم که صورتی نو از همان زیستِ سنتیِ زنان زاده میشود.
دوم اینکه تعریف من، تعریف من است، لازم نیست طرف مقابل با معیاری که من برای تشخیص استفاده میکنم موافق باشد، برای مثال در مورد امثال خود شما که میگویید مسلمان نیستید، ولی از دست الله دلگیر هستید و لقب حضرت در خطاب قرار دادن پیامبر و امامان شیعه از دهانتان نمیافتد.اینها در تعریف من مسلمانیست و مهم نیست با تعریفهایِ خودفریبانه و همراه با مالهکشی دیگران با آن موافق باشند یا مخالف، اصراری هم نیست حتی طرف قبول کند، فمینیست و مسلمان و اینها فحش نیست لزوما دسته بندی و توصیف عقاید است با مرزبندی و تعریف شخص من.
من مسلمان هستم :-) نگفتم نیستم. ولی اعتقاداتم به باریکی مویی است که هر لحظه امکانش هست پاره شود... (مخصوصا وقتی فروم های اینجا رو میخونم ) :-) همونجور که وقتی شما مخاطبم باشید میگویم جناب راسل یا آقای راسل. نمی گویم راسل... ترجیح میدهم بگویم امام نقی. نه نقی....
اینکه شما از حرفهای دیگران به این نتیجه میرسید که فمینیست هستند خب به خودتان مربوط می شود. شاید عده ای از حرف های من و امثال من بوی فمنیستی استشمام نکنند.
اگر حرف هایم برای روشن کردن ذهن شما و دیگران، نسبت به خانم ها تغییری ایجاد کرده باشه و سر پیکان تهدید و تخریب و توهین رو از خانم ها دور کرده باشه، خوشحال میشم در این راه لقب فمنیست هم داشته باشم...
باید قبول کرد در جامعه ما به زنان ظلم شده.
شما میتونی یک فروم باز کنی و از ظلم های مردان بنویسی. من هم به ازای هر کلمه شما یک جمله می نویسم و ثابت می کنم مظلومیت زنان در جامعه ما هنوز وجود داره..
اما همچنان آن دخترِ روستاییِ دماغ عمل کردهی ما حاضر نمیشود به مردی کمتر از لیسانسِ پرشیاسوار بدهد...
داریوش من فکر میکنم پیش از هرچیز این یک معضل دیرین فرهنگیست و تماماً محدود به ایران میشود. یک جامعهی سنتی را تصور کنید که حجاب در آن ارزش محسوب میشود و بدحجابی ضدارزش. زن محجبه در این مُدل بهای بالاتری دارد، دخترانِ "بده" اما درجا از اعتبار دوشیزگی ساقط شده و بدل به «جنده» میشوند، سر انگشتی بشمارید شمار دوستانتان را که «باکرگی» برای ایشان از اولویتهایِ مهمِ پیوند زناشوییست. یعنی زنانِ جنده شانس دستیابی به شریک جنسی بهتر را در این مُدل از دست میدهند و در بهترین حالت میتوانند یک مرد از طبقهی پایینتر را انتخاب کنند. برای همین هم هنوز بکارت نزد دختران سرمایهایست اساسی، مهم و زبرهمسرانه، که در هر شرایطی آنان را از سکس و همخوابی با مردان مگر در ازواج بازمیدارد.
من مسلمان هستم :-) نگفتم نیستم. ولی اعتقاداتم به باریکی مویی است که هر لحظه امکانش هست پاره شود... (مخصوصا وقتی فروم های اینجا رو میخونم ) :-) همونجور که وقتی شما مخاطبم باشید میگویم جناب راسل یا آقای راسل. نمی گویم راسل... ترجیح میدهم بگویم امام نقی. نه نقی....
جناب و آقا و خانم برای احتذام است، امام و اعلی حضرت همایونی و سرور و سالار و... بار معنایی دارد و نشان از باور است، کسی میگوید اعلی حضرت همایونی میفهمید سلطنتطلب است، همچنین هیچ کس پیدا نمیشود به گاو بخاطر اینکه گاوپرستان به تقدس گاو باور دارند بگوید حضرت گاو !!
اینکه شما از حرفهای دیگران به این نتیجه میرسید که فمینیست هستند خب به خودتان مربوط می شود. شاید عده ای از حرف های من و امثال من بوی فمنیستی استشمام نکنند.
اگر حرف هایم برای روشن کردن ذهن شما و دیگران، نسبت به خانم ها تغییری ایجاد کرده باشه و سر پیکان تهدید و تخریب و توهین رو از خانم ها دور کرده باشه، خوشحال میشم در این راه لقب فمنیست هم داشته باشم...
من که بالاتر توضیح دادم این تعریف من است، نتیجتا به خودم هم مربوط است و همچنین گقتم از آن بعنوان ناسازا استفاده نمیکنم، اصلا دو ثانیه زحمت نمیدهید فکر کنید ببینید آنچه من در پستهایِ قبل نوشتهام معنیاش چیست.
اول از همه اینکه اگه تعریف فمینیست این هست که کسی از حقوق زنان دفاع کنه بله بنده فمینیست هستم. اما صرف فمینیست بودن به معنای قبول کردن تمامی ادعاهای فمینیست ها نیست. مثل مسلمان بودن که برابر اعتقاد به الله و رسالت محمد و وجود معاد هست که بعدش توی جزییات بین مسلمین اختلاف هست. مثلا برخی فمینیست ها مخالف پورنوگرافی هستند ولی بنده نیستم. پس وقتی میگویید این حرفتان فمینیستی هست پس غلطه لطفا غلط بودنش را نشان دهید.
شما میگویید اکثر زنان ایرانی آرایش غلیظ میکنند خب من میگویم عده معدودی این کار را میکنند تعریف من هم از ایران محدوده خاصی از بالای شهر نیست یا آن زنانی نیستند که شما با 2 تا بوق زدن تونستید سوار ماشینتون کنید که اگر تعریف شما از ایران این هست که باید بگویم در اشتباهید.
من هم به شما گفتم سرتون رو از توی لاکتون بیرون بیارید و یک مقداری دور و برتون رو نگاه کنید . آمار داره میگه ایران هفتمین کشور بزرگ مصرف کننده لوازم آرایشی در دنیاست ! اون وقت شما میگید یک عده معدودی این طوری هستند ! با کمال پوزش 💨
آمار و ارقام مصرف لوازم آرایشی، بهداشتی نشان می دهد که هر زن ایرانی در سال 150 دلار و هر زن در خاورمیانه حدود 36 دلار از این کالاها مصرف میکند. این در حالی است که زنان ایرانی اغلب از اجناس چینی استفاده میکنند و در این زمینه شاید حجم بیشتری از لوازم آرایشی را مصرف کنند.
یعنی به طور متوسط هر زن ایرانی 4 برابر یک زن خاورمیانه ای و احتمالن ده ها برابر یک زن اروپایی لوازم آرایشی مصرف میکنه !
در قیاس آماری که به شکل رسمی وجود داره نظر شما و فرض شما که مشخصن اشتباهه و فقط برای اینکه ساز مخالف زده باشید داره عنوان میشه کوچکترین ارزشی ندارد .
حالا شما باز مثل احمدی نژاد که میگفت گوجه فرنگی سر کوچه ما ارزونه بگو توی دانشگاه ما 10 نفر بیشتر آرایش نمیکنند !
نده در یک دانشگاه در وسط شهر تهران تحصیل میکنم اما از 80 دختری که هم دوره من هستند فوقش 10 نفرشون آرایش غلیظ میکنند 10 نفرشون هم که چادری هستند و 60 نفر دیگر آرایش معمولی میکنند. علت این هم که مصرف مواد آرایشی بالاست را هم به شما گفتم که چیست حالا اگه دوست ندارید قبول کنید خب نکنید.
بالاتر گفتم ، یا شما معنی آرایش غلیظ رو نمیدونید یا خودتون رو زدید به کوچه علی چپ و فقط میخواید ساز مخالف بزنید .
سوم اینکه شما مدعی عقده ای بودن زنان ایرانی هستید خب مصداقتان برای این حرف چیست؟
باز شما طبق سنت کثیف و حال به هم زن فمینیستها برچسب و اتهام زدید ! من گفتم زنان ایرانی مرض و عقده زیاد آرایش کردن دارند سر حرفم هم هستم . شما هم بی زحمت این طوری دروغ به من نبندید .
خب گفتم که علت آرایش کردن آنها چیست شما نمیخواهید قبول کنید.
چه علتی رو گفتید ؟! هی یک چیزی رو مثل طوطی تکرار کردید که نادرست بودنش چندین صفحه عقب تر نشان داده شده ! هنوز نتونستید به پرسش من پاسخ بدید . و یحتمل هم نمیتونید .
:)))))) نشان دادید ؟! یک سری ادعای مهمل و پرت و پلا کردید شده نشان دادن ؟ 💨😜 اینکه شما به دروغ تکرار میکنم به دروغ میگید نه خیر من توی تهران دانشگاه میرم و از هر 80 تا دختر 60 تاشون آرایش غلیظ نمیکنند و از این مدل مزخرفات شد نشان دادن ؟! ببینید شما دارید در جایی سخن میگید که همه ایرانی هستند کسی هم از فضا نیومده این مدل دروغها راه به جایی نمیبره . اگر خودتون نمیدونید دارید دروغ میگید که همون توصیه بالاتر ، سرتون رو از توی آسفالت خیابون بیرون بیارید . اگر میدونید دارید دروغ میگید و به این کار ادامه میدید که بحث با شما همینجا تمامه .
از اینکه براشون مزاحمت ایجاد میکنند لذت میبرند؟ خب این نیازمند آمارگیری هست و مطمئن باشید فقط آنهایی که آرایش غلیظ میکنند شاید از این کار لذت ببرند.
این ادعای شما بود که برای اینکه دیده بشند این طوری میکنند و از اون طرف هم که مردان ایرانی رو مزاحمین خلق نامیدید ! لابد زنان ایرانی برای اینکه توجه گربه و سگ و خر و اسب و جلب کنند زیاد آرایش میکنند ؟ :))
نکته دیگر اینکه شما کل زنان ایرانی را عقده ای مینامید اما چرا اون پسرانی که میان دور اونها میچرخند و فقط با یک نگاه ساده میتوانید ببینید عقده از همه سوراخ های بدنشان به بیرون میریزد را عقده ای نمینامید و مثل جناب Russel سیاست سکوت رو در پیش میگیرید؟
باز هم دروغگویی ! خجالت نمیکشید !؟ خوبه نوشته های من موجوده .
شما کافیست همین زنانی را که آرایش معمولی میکنند و به قول شما عقده ای هستند را پیش چند تا روانشناس ببرید و ببینید در مورد آنها چه میگویند. آیا آنها را مریض و عقده ای مینامند؟
کدوم زنان ؟! همانهایی که وجود ندارند رو میگید دیگه ؟! این عده معدود چه قدر مایه دار هستند که خرج لوازم آرایششون سالی 1 میلیارد و 200 میلیون میشه .
پس یعنی طبق آمار شما باید نتیجه بگیریم تمام ادعاهای اوپوزوسیون جمهوری اسلامی مبنی بر فقر شدید در ایران دروغه و آمار ا.ن و دوستان راسته :))))))
متاسفانه در چند سال اخیر که جناب احمدی نژاد با رفیقشون آقای خامنه ای ریدن تو اقتصاد کشور و کاری کردند که همه جا ملاک پول بشه همزمان با پول دوست شدن دختران یک ژستی هم برای پسران شکل گرفته که باهاش خیلی حال میکنند و اون ژست حرف ها و رفتارهای زن ستیزانه هست! کافیست یک چرخ تو فیسبوک بزنید تا ببینید این عده چقدر زیادند. همانطور که یک نفری که با عقیدش حال میکنه رو با استدلال نمیتونی از عقیدش برگردونی این عده هم چون با ژستی که میگیرن خیلی حال میکنن با هزار جور استدلال نمیتونی از نظرشون برگردونی! جناب sonixax و Russel کم کم دارم به این نتیجه میرسم که شما هم جزو همان عده هستید.
به هر نتیجه ای میخواید برسید ! چیزی از دروغگویی شما که بالاتر مدام تکرارش کردید کم نمیکنه . و همان طور که گفتم یا این دروغگویی آگاهانه هستش و یا از روی نادانی و بی اطلاعی ، در صورتی که آگاهانه هست بحث با شما فایده نداره و همینجا تمام است .
داریوش من فکر میکنم پیش از هرچیز این یک معضل دیرین فرهنگیست و تماماً محدود به ایران میشود. یک جامعهی سنتی را تصور کنید که حجاب در آن ارزش محسوب میشود و بدحجابی ضدارزش. زن محجبه در این مُدل بهای بالاتری دارد، دخترانِ "بده" اما درجا از اعتبار دوشیزگی ساقط شده و بدل به «جنده» میشوند، سر انگشتی بشمارید شمار دوستانتان را که «باکرگی» برای ایشان از اولویتهایِ مهمِ پیوند زناشوییست. یعنی زنانِ جنده شانس دستیابی به شریک جنسی بهتر را در این مُدل از دست میدهند و در بهترین حالت میتوانند یک مرد از طبقهی پایینتر را انتخاب کنند. برای همین هم هنوز بکارت نزد دختران سرمایهایست اساسی، مهم و زبرهمسرانه، که در هر شرایطی آنان را از سکس و همخوابی با مردان مگر در ازواج بازمیدارد.
یک لحظه اجازه دهید پیرامونِ این موضوع قدری بیشتر تفکر کنیم. باکرگی هیچ سودی برای یک مرد ندارد. هتا لذتِ جنسیِ بیشتری هم نصیبِ مرد نمیشود (از من اگر میپرسید لذتِ سکس با یک باکره حداقل به یک سومِ سکس با یک غیرباکره میرسد). از سویی دیگر امروز همه میدانیم که باکرگی به هیچ رو به معنای ندادگی نیست، وقتی که راههای سکس به شکلهای دیگر وجود دارد، هنگامی که دوختنِ پردهی بکارت زیرِ یک میلیون تومان هم هزینه ندارد و هنگامی که بیش از بیست درصد از دختران یا پرده ندارند، یا پردهشان چندبار مصرف است. اگر نخواهیم برویم به اعصار تا دریابیم که چه کسی ازدواج با دخترِ باکره توصیه کرده و آن را به صورتِ یک فرهنگ نهادینه کرده، میرسیم به اینکه چرا چنین است؟ نخستین و بهترین توضیحاش همین است که در جهتِ «مریمِ مقدس و باکره» نمایاندنِ هر زن است که در آن هر دختری یک مادرِ مقدسِ بالقوه
تصویر میشود. پس از این، باکرگی ایدهایست در خدمتِ گرسنگیِ جنسیِ مردان و البته در گذشته که قرار بود چنین ایدهای پرداخته شود، کسی فکرش را نمیکرد که روزی میشود پرده با 500 هزار تومان دوخت. دقیقا به همین خاطر است که بیش از همه زنان خودشان این سنت را پابرجا نگه میدارند؛ برادرِ من که عقد کرد، فردایش مادرم دستِ زنش را گرفت برد دکتر و ازش گواهی بکارت گرفت، بدونِ اینکه برادرم اصلا خبر داشته باشد (او مطمئنا پیش از آن به بکارتِ زناش پی برده بود)، پس از عروسی هم به ما گفتند امروز مردان خانه نباشند که جشنی زنانه برپاست به نامِ «پاتختی»؛ پیاش را گرفتیم دیدیم فلسفهی این جشن این است که مادرشوهر پس از شبِ زفاف دستمالی خونی را به زنانِ دیگر نشان میدهد که نشان از بکارتِ عروساش دارد...حالا فرمِ این جشن دیگر به این شکل نیست، ولی خب فلسفهی وجودیاش همین است و نشان از این دارد که روزگاری نه چندان دور این برنامه با همین جزئیات برقرار بوده. دقیقا به همین خاطر است که شما میبینید همیشه میگویند «ای مردانِ متجرِ کله خشک (یا سنگسر به قول تو)، کمتر به فکرِ باکرگیِ زنِ آیندهی خود باشید» اما آیا هرگز میشنوی که بگویند «ای خواهرانِ مقدس و ای مریمهای باکره، این باکرگیِ خود را رها کنید که بس احمقانه است»؟!
اون چیزی که شما فهمیدی پا تختی نبوده. الکی به شما گفته اند مراسم پاتختی!! اسمش مراسم مادر زن سلام هست :-) بگذریم.
در جامعه ایران، فلسفه بکارت ریشه در سنت مردم ایران دارد. نه دین. نه اخلاق. نه دستورهای دینی و مراجع تقلید و
.. هنوز سر حرفم هستم که حتی یک مرد غیر مسلمان ایرانی، یک بی خدای ایرانی، یک بی دین ایرانی برای ازدواج ، بکارت طرف مقابلش برایش اهمیت دارد. (اکثراً) معتقدم همون افرادی که الان دم از بی اهمیت بودن بکارت زوجش را میزنند، فردا تا تقی به توقی میخوره ! :-) سریع همین مسئله رو وسط میشکه و میگوید تو هم که بکارت نداشتی و خدا میدونه چه غلطهایی کرده ای و ... وقتی تفکر مردان ایران چنین است، بکارت بهترین روش برای بستن دهن اینگونه شوهران است..
یک لحظه اجازه دهید پیرامونِ این موضوع قدری بیشتر تفکر کنیم. باکرگی هیچ سودی برای یک مرد ندارد. هتا لذتِ جنسیِ بیشتری هم نصیبِ مرد نمیشود (از من اگر میپرسید لذتِ سکس با یک باکره حداقل به یک سومِ سکس با یک غیرباکره میرسد). از سویی دیگر امروز همه میدانیم که باکرگی به هیچ رو به معنای ندادگی نیست، وقتی که راههای سکس به شکلهای دیگر وجود دارد، هنگامی که دوختنِ پردهی بکارت زیرِ یک میلیون تومان هم هزینه ندارد و هنگامی که بیش از بیست درصد از دختران یا پرده ندارند، یا پردهشان چندبار مصرف است. اگر نخواهیم برویم به اعصار تا دریابیم که چه کسی ازدواج با دخترِ باکره توصیه کرده و آن را به صورتِ یک فرهنگ نهادینه کرده، میرسیم به اینکه چرا چنین است؟ نخستین و بهترین توضیحاش همین است که در جهتِ «مریمِ مقدس و باکره» نمایاندنِ هر زن است که در آن هر دختری یک مادرِ مقدس تصویر میشود. پس از این، باکرگی راهیست ایدهایست در خدمتِ گرسنگیِ جنسیِ مردان و البته در گذشته که قرار بود چنین ایدهای پرداخته شود، کسی فکرش را نمیکرد که روزی میشود پرده با 500 هزار تومان دوخت. دقیقا به همین خاطر است که بیش از همه زنان خودشان این سنت را پابرجا نگه میدارند؛ برادرِ من که عقد کرد، فردایش مادرم دستِ زنش را گرفت برد دکتر و ازش گواهی بکارت گرفت، بدونِ اینکه برادرم اصلا خبر داشته باشد (او مطمئنا پیش از آن به بکارتِ زناش پی برده بود)، پس از عروسی هم به ما گفتند امروز مردان خانه نباشند که جشنی زنانه برپاست به نامِ «پاتختی»؛ پیاش را گرفتیم دیدیم فلسفهی این جشن این است که مادرشوهر پس از شبِ زفاف دستمالی خونی را به زنانِ دیگر نشان میدهد که نشان از بکارتِ عروساش دارد...حالا فرمِ این جشن دیگر به این شکل نیست، ولی خب فلسفهی وجودیاش همین است و نشان از این دارد که روزگاری نه چندان دور این برنامه با همین جزئیات برقرار بوده. دقیقا به همین خاطر است که شما میبینید همیشه میگویند «ای مردانِ متجرِ کله خشک (یا سنگسر به قول تو)، کمتر به فکرِ باکرگیِ زنِ آیندهی خود باشید» اما آیا هرگز میشنوی که بگویند «ای خواهرانِ مقدس و ای مریمهای باکره، این باکرگیِ خود را رها کنید که بس احمقانه است»؟!
بله با بخش عمدهای موافقم داریوشجان و حرفی ندارم؛ من میفهمم چه چیز شما را اینچنین رادیکال و برآشفته میکند و به شما حق میدهم. باکرگی همانطور که اشاره داشتی به فلسفهی حجاب و خویشتنداری زنان نزدیک است که گلادیاتورها را حریص و گرسنهتر میکند و این باز به تشدید رقابتِ مردان ختم میشود. زنی که در سیستم و چینش نیمهمدرن جنسیتی پرده میدوزد، بخوبی به این نکته واقف است یک «دوشیزه» نرخ بالاتری دارد، و تنها شانس او هم برای دستیابی به مردان مِـهتر همان دوشیزهنماییست...
همهمهی «مردسالاری» چیزی نیست جز یک فرافکنیِ زیرکانه و البته وقیحانه برای ابطالناپذیر کردنِ شعارهای فمنیستی، چنانکه اگر مردان به مشکلی در فرمِ عمومیاش دچارند، از خودشان است، اگر زنی به مشکلی در جامعه دچار است، بازهم مشکل از مردان است و خلاصه در این محکمه بیبرو برگرد یگانه محکومان مردان هستند، این همه در حالیست که به چشمانِ حقیقتجو، زنان هرگز در نهادهای اجتماعی همچون خانواده کمتر از مردان نقش نداشته و ندارند(و شاید بیشتر هم داشته باشند، به گونهای که همچنان زنان مهمترین نقشِ تربیتی را در خانواده دارند) و آنها همانقدر در شکلگیری فرهنگها و سنتها سهیماند که مردان. در واقع اگر قرار باشد یک آسیبشناسی ساده، اما بدور از پیشداوریهای روزمره و شعارهای فمنیستی ِ جاافتاده ، از مشکلاتِ جامعهی زنامرد و سنتها و فرهنگهای شکل گرفته در آن داشته باشیم،
میبینیم که مردی که در کودکی رفتارِ خشونتآمیز را از خانواده میآموزد، مردی که خود قربانی رفتارِ تحقیرآمیز میشود و با آن بزرگ میشود، مردی که در اسارتِ سنتهای ضدانسانیِ جامعه پرورانده میشود، مردی که در گرسنگیِ جنسی کنشِ ناهنجار به او آموخته میشود، مردی که به او گفته میشود برای مرد شدن باید درندگی بیاموزد، وقتی همین مرد واردِ جامعه میشود و ناهنجاریهایی که از محیطِ پرورشِ خود آموخته و اکنون برایش هنجار و راهِ طبیعیِ تعاملِ انسانی شده را به کار میبرد، میشود نمودی از جامعهی مردسالارِ زنستیز که از آن باید برای سرزنشِ جامعهی مردان بهرهبرداری کرد. یعنی تئوریِ مردسالاری در واقع محوریتِ بحث را از آسیب شناسیِ ناهنجاریهای اجتماعی و فردی به آسیبشناسیِ مردان میگرداند که در آن خشونت تبدیل به خشونتِ مردان علیه زنان میشود، تجاوز به تجاوزِ مردان علیه زنان تبدیل میشود و ... و اینطور میشود که کسی از خود نمیپرسد که چه شده که پسرِ دبیرستانی در خیابان به آن دختر متلک میگوید، تنها چیزی گفته میشود این است که پسرانِ ایرانی هنوز فرهنگِ احترام به زنان را نیاموختهاند و دچار شئیانگاری زنان هستند و در واقع این همان رَجِ دومینویی را به سقوط وامی دارد که در آن مردان هرچه بیشتر تحقیر، دیونمایی و سرزنش خواهند شد، بدونِ اینکه یک لحظه کسی با خود به این همه شک کند و بیاندیشد که شاید ورای اینها حقیقت به شکلی دیگر باشد.
اما این شعار به کارهای دیگری هم میآید. چطور؟ توضیح میدهم. وقتی قرار باشد همه چیز به نفع مردان در جامعه نشان داده شود. اگر مرد وظیفه دارد که کار کند و خرجِ خانه را در بیاورد و سر برج هم پولاش را زناش برایش خرج کند، اما خب این مرد است که برای پسر اسم انتخاب میکند، پس پدرسالاریِ برقرار را میبینید؟ اگر مرد هزار هزار میرود در میدانِ جنگ تکه تکه میشود، خب از آنسو مردان میتوانند رئیسِ جمهور شوند و زنان نمیتوانند (راستی آمارِ تعدادِ روسای جمهورِ ایران پس از انقلاب {35 سال}چندتاست؟4 تا یا 5 تا؟) تازه، اسمِ میدانها و خیابانهای شهر به نامِ آنها میشود، پس می بینید مردسالاری را؟ اگر مردان فوج فوج در زندانها و اسارتخانهها و اردوگاههای کار اجباری میپوسند، اما خب مردِ خانه به زناش توصیه میکند مانتویی بپوشد که خیلی کوتاه نباشد و ساعتِ دهِ شب برای در خیابان گشت زدن خطر دارد، پس میبینید مزیتِ مردی را؟ اگر مرد در ایران دو سال از بهترین سالهای عمر را به بدترین شکل ممکن میگذارند، اما در عوض مردان خودشان انتخاب میکند سبیل بگذارد یا نه، پس می بینید مرد بودن چقدر خوب است؟ اگرچه مردان 80 درصد از مشاغل را در ایران در اختیار دارند اما 98 درصد از سوانحِ محلِ کار شاملِ آنها میشود، اما در عوض مردان در محلِ کار میتوانند شلوار بپوشند و دامن نپوشند، پس کیف کنید مردان؛ اوممممم، راستش به قول ِ آندد در یافتنِ سوژههای بیشتر مشکل پیدا کردم، آهان اجازه دهید، اگر چه مردان برای ازدواج باید زیربار مهریه و نفقه و این چیزها بروند که عملا در ایران موجب فاجعه شده، اما 1 دهمِ درصد از مردانِ ایران میتوانند بیش از یک زن داشته باشند، میبینید حرمسرای مردان را در ایران؟
یعنی اینکه همهی شرایط در ایران به گونهای زیرِ عنوانِ مردسالاری و دیگرِ مشتقهایش تعریف شدهاند که از هر سو بخواهید بنگرید، همه چیز به نفعِ مردان یا حداقل در موردِ آنهاست.
اما اجازه دهید کاربردهای دیگرِ این عبارت را هم خواهم گفت که بس بسیار جالبتر از اینهاست؛ تا پستِ بعدی
دوستان حالا جدا از این بحثهای کلی زنامرد، یکمقدار در مورد همین ازدواج و طلاق در ایران دقیق بشیم بد نیست، آن لینکی که دیشب یکنفر گذاشت آمارهایِ جالبی داشت که من حداقل ندیده بودم برخی را، مثلا در ایران 85% احتمال دارد که ازدواج در 5 سال اول به طلاق بیانجامد.البته در آن تحلیل علت جداییها دور شدن از فرهنگ اسلامی-ایرانی ذکر شده بود، که البته از پس مهملات ایدئولوژیک ِ آن جناب کارشناس بخواهیم نگاه کنیم، درست است، یعنی همان گذار از ازدواج و زندگی سنتی و باز شدن بندهای سنت و عملکرد دگرگونهیِ هایپرگامی زنان در شرایط جدید.
دوستان حالا جدا از این بحثهای کلی زنامرد، یکمقدار در مورد همین ازدواج و طلاق در ایران دقیق بشیم بد نیست، آن لینکی که دیشب یکنفر گذاشت آمارهایِ جالبی داشت که من حداقل ندیده بودم برخی را، مثلا در ایران 85% احتمال دارد که ازدواج در 5 سال اول به طلاق بیانجامد.البته در آن تحلیل علت جداییها دور شدن از فرهنگ اسلامی-ایرانی ذکر شده بود، که البته از پس مهملات ایدئولوژیک ِ آن جناب کارشناس بخواهیم نگاه کنیم، درست است، یعنی همان گذار از ازدواج و زندگی سنتی و باز شدن بندهای سنت و عملکرد دگرگونهیِ هایپرگامی زنان در شرایط جدید.
البته راسل جان خیلی وقتها هم شخص به خصوص دختر برای اینکه از محیط خانواده خودش فرار کنه تن به ازدواج میده و از چاله در میاد میوفته توی چاه ! سوای فرهنگ اسلامی ، قوانین اسلامی رو هم باید بهش اضافه کرد
البته راسل جان خیلی وقتها هم شخص به خصوص دختر برای اینکه از محیط خانواده خودش فرار کنه تن به ازدواج میده و از چاله در میاد میوفته توی چاه ! سوای فرهنگ اسلامی ، قوانین اسلامی رو هم باید بهش اضافه کرد .
ازدواجهایِ سنتی هم گل و بلبل نبوده، من دربارهیِ علت زیاد شدن طلاق میگم، ازدواجهایِ قدیمی که عروس و داماد همدیگر رو برای بار اوب سر سفرهیِ عقد میدیدند، ولی این نرخ طلاق نبود.
ازدواجهایِ سنتی هم گل و بلبل نبوده، من دربارهیِ علت زیاد شدن طلاق میگم، ازدواجهایِ قدیمی که عروس و داماد همدیگر رو برای بار اوب سر سفرهیِ عقد میدیدند، ولی این نرخ طلاق نبود.
نه نبوده ، منتها طلاق گرفتن اون زمان جرات میخواست به خصوص برای زن . جامعه به چشم یک موجود به درد نخور بهش نگاه میکرد . خوب الان این نگاه عوض شده تا حدودی و دیگه کسی نمیگه طرف بیوه هستش اه اه اه طرفش نریم . من یادمه تا همین 20 سال پیش هم چنین نگاهی هنوز وجود داشت و اگر یک پسری با یک زن مطلقه ازدواج میکرد میگفتند پسره رفته با یه زن ازدواج کرده و یه طوری حرف میزدند انگار طرف رفته به عضویت القاعده در اومده تا حالا 10 تا عملیات تروریستی رو هم با موفقیت انجام داده
گفتیم که چگونه از تزِ مردسالاری در جهتِ نشان دادنِ همه چیز به سودِ مردان بهره برده میشود. اما این تنها یک وجه این مثلث است، وجه دیگرِ این عبارت این است که «همه چیز علیه زنان است». در این جا مهم نیست که زنان از یک سو مردان را در گرسنگیِ شدیدِ جنسی نگه میدارند به گونهای که برجستگیهای زیرِ چادر هم دیگر برای آنها میتوانند تحریک کننده باشند، و از سویی دیگر زنی از همان جامعه با یک مَن آرایش، انواعِ جراحیهای زیبایی و لباسهای جذاب ، خرامان خیابانگردی و دلبری میکند، عملا تعاملِ دو جنس را به سطحِ متلکهای خیابانی میکشاند و بدان رسمیت میبخشد، بلکه مهم این است که تمامِ جنبههای رفتارِ پسری که از این گرسنگیِ جنسی در رنج است و به دختری در خیابان متلک انداخته، در تعریفِ زنستیزی میگنجد و نمودیست در نهایتِ وضوح و روشنی برای مطالعهی جامعهای منحط، زن ستیز و متحجر در لابراتوارهای فمنیستی و کلاسهای Women study! همین پسران و مردان آنقدر در پائینترین سطحِ جایگاهِ شخصیتی و اجتماعی به آنها نگاه میشود که اگر دخترِ روستاییِ دماغ عملکردهی ِ ما با شنیدنِ «سلام خوشگل خانوم، میشه چند دقیقه وقتتون رو بگیرم واسه صحبت؟» از پسرِ در خیابان، بدو چنین بگوید که « گمشو کثافتِ عوضی»، این نشانهی خوشایندی برای آن پسر میشود که یعنی گویا دختر خانم سیگنال داده که خوشش آمده و میشود ادامه داد. و البته سکوت و بیتوجهیِ خانم معلمِ دبستانِ غیرانتفاعی «حضرتِ زینب» که همزمان در حالِ تحصیل در مقطعِ کارشناسی ارشد در دانشگاهِ پیامِ نور در رشتهی کتابداری است ، در برابرِ همین متلکپرانِ خیابانی، نه از رویِ این است که نمیخواهد توهین یا بیادبی کند، بلکه او که اکنون شأنِ خود را کمتر از یک استادِ دانشگاه نمیبیند، چیزی شبیه به واق واقِ یک سگِ ولگردِ خیابانی میشنود که آنقدر بیارزش است که هتا ارزشِ سربرگرداندن را هم ندارد. زنی در منتهایِ استقلال و تَشَخُص که اکنون با باز شدنِ چشم و گوشاش در اجتماع، هرازگاهی که با پرایدِ نوخریدهاش مادرِ پیرِ خانهدارش را به گردش میبرد، گاهی به شوخی و گاهی جدی سرزنشاش میکند که چرا دل به این پدرِ کارمندی که همیشه هشتاش گروِ هفتاش بوده، باخته و زندگیاش را پایِ او تباه کرده؟ "آخه مامانــیِ خوشگلم، به خدا ارزشِ تو خیلی بیشتر از این بود؛ یه تارِ موی تو صدبار از سوسن خانوم خوشگلتر بود، ولی اونو ببین ، تو رو ببین؛ اون تو یه قصر زندگی میکنه، سه تا کلفت داره، یه زانتیا زیرِ پاشه و شوهرش نوکریش رو میکنه، دختراش هم دارن خدایی میکنن، تو چی؟ هم خودتو بدبخت کردی و هم دختراتو! آخرین باری که تو و بابا رفتین سفر کی بود؟ 5 سال پیش، والا اینم شد زندگی مامان؟" و نفسِ عمیقِ خود را با این جمله بیرون میدهد:" آرزو میکنم که ای کاش یه کم بیشتر ارزشِ خودتو میدونستی...".
در همین جا اگر قصد بر آن باشد که جامعهی ایران را در شکلِ نویناش توصیف کنیم، آن را «جامعهای در حالِ گذار» و پیش به سوی مدرنیسم میبینیم که در آن اگرچه مظاهرِ تحجر هنوز قدری به چشم میخورند، اما تمامِ اینها هرگز موجبِ گرسنگیِ جنسی نمیشوند و مردان براحتی میتوانند نیازهای جنسیِ خود را برآورده کنند، اما وقتی قرار باشد که همین جامعهی در حالِ گذار پیشفرض گرفته شود، نوحهسرایانِ فمنیست، جامعه را هنوز در حدِ روستایی 1000 نفره کوچک و متحجر می بینند که مردانِ سیبیلویِ روستا، غروبها در قهوهخانه جمع میشوند و همزمان که با سیگار و قلیان و چایی ِ پررنگ مشغولند، با برقی در چشمانِ هیز و تشنهشان از زنانِ مطلقه یا بیوهی محل آمارگیری میکنند و پیرامونِ سایزِ پستانبندشان سخن میگویند و همانطور که آلتِ نیمه برخاستهی خود را میخارانند، دندانهای زرد و جرمگرفتهی خود را با قهقههای بلند به هم نشان میدهند! در حالیکه اساسا امروز دیگر در شهرهای کوچک و کم جمعیت هم زندگی آنقدر پیچیده شده که کسی در بندِ همسایههایش نیست و سرش در کارِ خودش است و نه فقط برای یک زنِ بیوه یا مطلقه، بلکه هتا برای دخترانِ جوان هم تنها کافیست یک حلقهی دروغین به دست انداخته شود تا تقریبا از 90 درصد از «آزارهای خیابانی توسطِ اشرارِ شهر» در امان باشند و همهکس آنها را با یک زنِ شوهردار اشتباه بگیرند. در همین توصیف از جامعه میبینید که در مصائبِ یک زنِ مطلقه میتوان مرثیهنامهای نوشت که در آن یزیدیانِ زمانه با دندانهای تیز و آلتهای برآختهی خود همه جا به دنبالاش هستند تا او را بگایند؛ با همین مرثیهنامه، میتوان مراسمِ پرفیض و ربّانیِ شامِ غریبان و سینهزنی را در صحنِ حسینیهی «دفترچه» برگزار کرد. اما تنها قدری تامل نیاز است تا دریافته شود زنِ مطلقه، تنها سرآبیست برای رفعِ تشنگیِ جنسی مردی که حس میکند شریکِ بالقوهای یافته که احتمالا بهایش کمی از دیگران کمتر بوده و به بهای حقیقی نزدیکتر است. سرآبی که خیلی زود سرآب بودناش نمایان میشود و مردِ شرورِ داستان با سیلیِ زنی دست به خایه باز میگردد که اکنون اقساطِ مهریه او را بیش از پیش مستقل ساخته و همچنین مُهرِ طلاقِ درونِ شناسنامهاش او را بیش از همیشه بیپروا و افسارگسیخته ساخته
که اکنون مردان در نگاهش فاصلهای اندک با یک اسباببازی دارند... بازهم دوستانِ فمنیست اینجا به وجودِ این قانون معترض نیستند، بلکه از نظر آنها همین که عدهای از مردان میتوانند با وکیل گرفتن و بازیهای اینچنینی از این قانونِ نادرست و غیرانسانی و همچنین میلههای زندان یا اقساط ماهانه فرار کنند، کافیست و اهمیتی ندارد آن تعدادِ پرشمارِ مردانی که در این سالها، روزهای عمرشان پشتِ میلههای زندان گذشته یا آنانکه موردِ سواستفاده و کلاهبرداری قرار گرفتهاند تنها بابتِ اینکه سرِ سفرهی عقد نتوانستهاند در برابر معاملهی 1360سکه به یمنِ سالِ تولدِ عروس ، در برابرِ کُسِ ظاهرا باکرهای که آنطرفِ سفرهی عقد چشمک میزند مقاومت کنند.
از همین تئوری به بهترین نحو استفاده میشود تا هربلایی که در هرجای کرهی خاکی بر سرِ یک زن میآید، مصیبتی از سوی سیستمِ مردسالاریِ غالب در جامعه و علیهِ زنان نمایانده شود و هتا در هر قانونِ نادرست و ناانسانی هم ، پیش از هر چیز دیگری و در اولین نگاه، جنبههای ضدزن و مرسالارانهاش دیده و بررسی شوند و اگر هم مشاهده نشد، به شکلی برایش ساخته شود. چنین میشود که اگرچه همه پذیرفتهاند که حجاب نادرست است، اما نادرستیاش تنها در موردِ زنان است و اینجا دیده نمیشود که در همین فلسفهی حجاب، اساسا مردان به عنوانِ آبجکتهای جنسیِ متحرکی دیده میشوند که زنان باید نقاطِ جنسیِ بدنِ خود را از سنسورهای بسیار حساسِ آنها دور بدارند تا مبادا به آنها حمله شود؛ همچنین دیده نمیشود که همین حجاب چگونه در راستای گرسنگی دادن به مردان بوده که قرار است از این طریق هر زنی برای همهی مردانِ جهان مناسب باشد. بر همین روال است که مثلا سنگسار، نه حکمی علیه بشریت، که علیه زنان تعریف میشود، چرا که اساسا مهم نیست که مردان هم سنگسار می شوند، مهم زنان هستند که سنگسار میشوند. مهم نیست که 36 درصد از مردان ختنه میشوند و 3.5 درصد از زنان، اما ختنه نه عملی نادرست در موردِ انسانها، که عملی نادرست علیه زنان تصویر میشود... و مواردِ پرشمارِ دیگری که در هر جستاری از تالارِ زنامرد، لیستی از آنها را به راحتی مییابید.
نه نبوده ، منتها طلاق گرفتن اون زمان جرات میخواست به خصوص برای زن . جامعه به چشم یک موجود به درد نخور بهش نگاه میکرد . خوب الان این نگاه عوض شده تا حدودی و دیگه کسی نمیگه طرف بیوه هستش اه اه اه طرفش نریم . من یادمه تا همین 20 سال پیش هم چنین نگاهی هنوز وجود داشت و اگر یک پسری با یک زن مطلقه ازدواج میکرد میگفتند پسره رفته با یه زن ازدواج کرده و یه طوری حرف میزدند انگار طرف رفته به عضویت القاعده در اومده تا حالا 10 تا عملیات تروریستی رو هم با موفقیت انجام داده !
آری، چنین بود، پسری که با یک زنِ مطلقه ازدواج میکرد، موردِ ریشخند بود، اما از آنسو آیا دختری حاضر میشد که با یک مردِ مطلقه ازدواج کند؟مشاهداتِ من میگویند در اینجا برابری برقرار است و همانقدر که پسران از ازدواج با یک زنِ مطلقه اکراه دارند، دختران هم برای ازدواج با یک مردِ مطلقه به همان نسبت اکراه میورزند.
آری، چنین بود، پسری که با یک زنِ مطلقه ازدواج میکرد، موردِ ریشخند بود، اما از آنسو آیا دختری حاضر میشد که با یک مردِ مطلقه ازدواج کند؟مشاهداتِ من میگویند در اینجا برابری برقرار است و همانقدر که پسران از ازدواج با یک زنِ مطلقه اکراه دارند، دختران هم برای ازدواج با یک مردِ مطلقه به همان نسبت اکراه میورزند.
درسته داریوش جان همین طوره ، کلن در جامعه ایرانی به فرد مطلقه به عنوان یک دیو بی شاخ و دم نگاه میشود . ولی با همه اینها اگر آقا پولدار میبود زیاد مساله ای نبود چون ثروتش جنبه مطلقه بودنش رو پوشش میداد
. البته وای به حال مردانی که با یک زن بزرگتر یا همسن خودشان که مطلقه هم میبود ازواج میکردند/بکنند . بهتر است اصلن کنج عزلت نشین شوند یا آن جامعه را ترک کنند .
این مساله ازدواج به شکل فراقانونی و مذهبی یکی از مزخرف ترین چیزهایی هستش که من به عمرم دیدم
درسته داریوش جان همین طوره ، کلن در جامعه ایرانی به فرد مطلقه به عنوان یک دیو بی شاخ و دم نگاه میشود . ولی با همه اینها اگر آقا پولدار میبود زیاد مساله ای نبود چون ثروتش جنبه مطلقه بودنش رو پوشش میداد .
البته من همین الان شمارِ زیادی از پسرهای جوان را میشناسم که با کمالِ میل حاضرند با یک زنِ مطلقهی پولدار(یا هتا زنِ مطلقهای از یک دَدیِ پولدار) ازدواج کنند.
نه نبوده ، منتها طلاق گرفتن اون زمان جرات میخواست به خصوص برای زن . جامعه به چشم یک موجود به درد نخور بهش نگاه میکرد . خوب الان این نگاه عوض شده تا حدودی و دیگه کسی نمیگه طرف بیوه هستش اه اه اه طرفش نریم . من یادمه تا همین 20 سال پیش هم چنین نگاهی هنوز وجود داشت و اگر یک پسری با یک زن مطلقه ازدواج میکرد میگفتند پسره رفته با یه زن ازدواج کرده و یه طوری حرف میزدند انگار طرف رفته به عضویت القاعده در اومده تا حالا 10 تا عملیات تروریستی رو هم با موفقیت انجام داده !
همونطور که داریوش گرامی توضیح داد طلاق در جامعه سنتی بد است، این است که به فرد مطلقه بد نگاه میشود، البته در مورد زن مطلقه این تقبیه بیشتر است چرا که باکرگی را فروشی کردهاند. گفتی مرد پولدار مشکل کمتری برای ازدواج مجدد دارد،
مگر همین برای زن زیبا هم صادق نیست؟
مشخص است که مطلقه بودن برای ازدواج مجدد امتیاز منفی دارد، ولی در اینجا باید در شرایط برابر مقایسه کرد، اگر قرار است مرد پولدار با زن مقایسه شود من هم میتوانم مرد فقیر و بدون جایگاه اجتماعی مطلقه را با زن زیبا و از طبقهیِ بالایِ مطلقه مقایسه کنم.
البته من همین الان شمارِ زیادی از پسرهای جوان را میشناسم که با کمالِ میل حاضرند با یک زنِ مطلقهی پولدار(یا هتا زنِ مطلقهای از یک دَدیِ پولدار) ازدواج کنند.
من را هم اضافه بفرمایید :دی پولدار هم نبود نبود . علاقه و دوست داشتن ربطی به مطلقه بودن و مجرد بودن ندارد . مشخصن کسی که دنبال دختر باکره میگرده برای ازدواج تنها چیزی که در وجودش نیست علاقه به طرفش هست . عکسش هم همین طوره . نهایتن هم کار به گیس و گیس کشی میرسه !
برای زن زیبای مطلقه نه نیست ، نگاه سنتی جامعه ایرانی خیلی پرت و تر و افتضاح تر از این حرفهاست .
مرد مطلقه + زن مطلقه = اشکالی ندارد
مرد مطلقه با بچه + زن مطلقه بی بچه = در صورتی که آقا پولدار باشه ایرادی نداره در غیر این صورت سر آقا کلاه رفته .
زن مطلقه با بچه + مرد مطلقه بی بچه = خانوم کلودیا شیفر هم که باشه سر مرده کلاه رفته باید خرج بچه خانوم رو هم بده آخه .
زن مطلقه با بچه + مرد مطلقه با بچه = اسپاغتی به دادشون برسه به خصوص اگر همسران قبلی زنده باشند :))
زن مطلقه + پسر مجرد = وا مصیبتا ، وا اعلا حضرتا :))
مرد مطلقه + دختر مجرد = اگر آقا پولدار باشه خانوم برنده شده ، اگر آقا پولدار نباشه فاکتورهای دیگه میاد جلو مثل تیپ و قیافه و اخلاق و اینها ولی اگر طرف یک شخص معمولی باشه اسپاغتی برسه به داد خانم و آقا .
زن مطلقه با بچه + پسر مجرد = تا یک کرمی توی زندگیشون نریزند و یک گندی به زندگی مشترکشون نزنند ول کن نیستند .
مرد مطلقه با بچه + دختر مجرد = چه پولدار باشه چه بی پول => برای بچه هاش کلفت گرفته !
دختر مجرد + پسر مجرد = دست کم کار به وا مصیبتا نمیرسه و در حد و اندازه پسره سر تره یا دختره سرتره ختم به خیر میشود :))
متاسفانه اینها رفتار جامعه ایرانی هستش . البته احتمالن خیلی موارد دیگه هم هست که من به ذهنم نرسیده . البته از اون طرف خوشبختانه این مساله در حال حل و فصل شدنه و به خاطر زیاد شدنشون کم کم داره برای جامعه عادی میشه .
همه اینها در صورتیه که ازدواج دو نفر با هم به جز خودشون به هیچ بنی بشر دیگه ای مربوط نیست .
من به شدت از کسانی که زیبایی های طبیعی خودشون رو با عمل و آرایش و خالکوبی و ... از بین میبرند و خودشون رو مثل یک دلقک درست میکنند (که شامل اکثریت مطلق زنان ایرانی میشه) بدم میاد . وقتی توی کنسرت ابی محل این دلقکها نمیذاشتم دیدم یکیشون بلند بلند به رفیق دلقک تر از خودش طوری که من هم بشنوم گفت حالا فکر میکنه کی هست! :))) خندم گرفته بود ، رفتم بهش گفتم من کسی نیستم ولی اصولن چون با سیرک رابطه زیاد خوبی ندارم از دلقکها هم خوشم نمیاد . خلاصه چهارتا بیشعور و کثافت و بمیری و اینها شنیدم و رفتم یک آبجو خریدم نوش جان کردم . درست همون شب هم با دوست دخترم آشنا شدم که اتفاقن ایرانی هم نیست .
میلاد جان شما دیگه چرا؟
با دختر که کل کل نمیکنند.
دختری که بهت لبخند میزنه خوب ازت خوشش اومده.
بعدش هم مگه با تمام دخترها باید دوست شد؟
جواب لبخندش رو با لبخند دادن و یک کم گرم گرفتن و خلوت و سکس مگه چه اشکالی داشت؟
فلسفه بکارت، نه موضوع بکارت... یه مثال میزنم از نظر دین اسلام، صیغه کردن یک عمل خوب و پسندیده و مستحب و حلال است.. و روشی برای جلوگیری از فساد! حتی در مجلس شورای اسلامی هم تصویب شده!!!!! ولی بازخوردش در بین مردم مسلمان و همیشه در صحنه ایران کم بوده. چرا؟ مگر نه اینکه مسلمان اند؟؟ چون فرهنگ ایرانی مخالف این عمل است و اونو مخالف معیارهای خانوادگی میدونه! فرهنگ ایرانی نسبت به فلسفه بکارت، موضع گیری خاصی دارد.
ایرانی جماعت(هر دین و آیین و عقیده ای)، همواره برای ازدواج ترجیح میدهد با دختر باکره ازدواج کند. در خارج چنین نیست
جناب Russel در جواب به پست شماره 72 باید عرض کنم اینجور سخن گفتن شما که وقتی بنده حرف از ظلم هایی که به زنان شده میکنم شما میاید میگید 10 برابرش به مردها ظلم شده باعث این نمیشه که ظلم هایی که به زنان شده رو نادیده بگیریم. مثل این میماند که وسط یک کنفرانسی که ملت دارند در مورد نقض حقوق بشر در بحرین سخن میگویند و مثلا میگویند در فلان تظاهرات مسالمت آمیز 10 نفر کشته شده اند یک نفر پابرهنه بپره وسط جلسه داد بزنه بگه دارند تو سوریه 100 تا 100 تا میکشن بعد شما گیر دادید به اینکه در بحرین 10 نفر کشته شدن؟ بخاطر اینکه تو سوریه نقض حقوق بشر شدیدتره پس باید بیخیال نقض حقوق بشر در بحرین شد؟! یعنی اون 10 نفری که تو بحرین مردن آدم نیستن؟! از لحن سخن گفتن شما اینطور میشه نتیجه گرفت.
شما میفرمایید در بازی ناموس بازی بازنده مطلق مردان هستند و کلا بازی را عوض کردید! بنده گفتم اگه دیدگاه این پسرها سنتی هست چرا وقتی پای دختر مردم (ناموس دیگران) وسط میاید به کمتر از سکس راضی نمیشوند ولی وقتی پای ناموس خودشان به وسط میاید سلام کردن با پسر غریبه ایراد دارد؟ این دیدگاه نه سنتیه نه مدرن این دیدگاه یعنی من اصولا با هر چیزی که حال کنم موافقم! در رابطه با دختر مردم حال من تو اینه که اون به من بده در رابطه با خواهر خودم حال من در اینه که با پسر غریبه سلام علیک هم نکنه. حالا محل بازی را فهمیدید؟! نکنه باز هم مردان در این بازی بازنده هستند؟! اسپاگتی نصیب کنه از این باخت ها!
بالاتر توضیح دادم که این سیاست سکوت که میفرمایید مهمل است، من دارم با شما سخن میگویم و دراینباره مینویسم، وقتی من دربارهیِ مشکلات طبقهیِ پایین ِ جامعه مینویسم برای مثال معنای انکار مشکلات طبقه بالا نیست، معنیش این است که من بیعدالتی را در کدام سمت میبینم و دربارهیِ نادرستی آن سخن میگویم و چه بسا راهکار میدهم، وقتی شما درباره مزاحمت برای زنان مطلقه داد سخن برمیآورید، ولی سخنی درباره مشکلات مردان سخن نمیگویید، باز هم معنیش لزوما انکار مشکلات مردان نیست، که در فمینیستها و از جمله شما البته در بسیاری موارد که سخنش دراینجا رفت منکر آن هستند و مدعی هستند مردان اختیارات بیپایان قانونی (!!) دارند، فقط مشخص نیست چرا اکثریت مطلق زندانیان از جمله زندانیان سیاسی در ایران مرد هستند !
اول از همه میفرمایید اینکه بنده میگویم سیاست شما سکوت است مهملی بیش نیست اما موضع گیری نمیکنید و باز هم سیاست سکوت رو در پیش میگیرید! دوما میگویید اینکه بنده از مشکلات زنان سخن میگویم اما از مشکلات مردان سخن نمیگویم صرفا به معنی انکار مشکلات مردان از سوی من نیست اما در جمله بعدی بنده را با یک سری فمینیست هایی که من با آنها هیچ ارتباطی ندارم پیوند میزنید و میگویید بنده هم مشکلات مردان را انکار میکنم! در نهایت هم می گویید اگر مردان اختیارات بی پایان قانونی دارند چرا اکثریت زندانیان سیاسی را مردان تشکیل میدهند!
معنی سخن شما آن است به زنان نسبت به مردان ستم بیشتری میشود و مزاحمت(؟) برای زن مطلقه ستم هولناکیست که بسیار شدیدتر از فرستاده شده به میدان جنگ و تکه پاره شدن و آسیب روانی میلیونها پسر ایرانیست! اولی فاجعه بشریست که جگر شما را خون کرده و دومی بیعدالتی مهمی نیست، چرا که مشکلات مردان یا تقصیر خودشان است و چشمان کور، یا اهمیت ندارند.
من کی چنین سخنی گفتم؟! لطفا از این به بعد سخنان بنده را فقط بخوانید و برای خودتون معنی نکنید. بعد شما که انقدر مثال های جنگی میزنید در چند درصد جنگ های تاریخ زنان سر پیاز یا ته پیاز بودند؟! اما غیر از این بوده که یک پای همیشگی بسیاری از جنگ ها تجاوز به زنان بوده؟! اگر فقط 1 درصد قربانیان جنگ زنان باشند در بسیاری از جنگ ها در طول تاریخ زنان همان 1 درصد هم نقش نداشته اند.
آنچه شما از آن در فیسبوک ناله میکنید نالههایِ آخر اعتراض است
آن کسانی که گفتم در فیسبوک اعتراض میکنند همان هایی هستند که در بالاتر گفتم با هرچی حال کنند موافقند. اعتراض هایشان هم منشا زیر شکمی دارد نه منطقی. اون دختر هایی که اونها از دستشون ناله میکنند اگر حاضر بشند با اینها بخوابند دیگه ناله ای نمیکنند اما اینکه اون کار چه عواقبی برای اون دختر داره تخمشون هم نیست و خودشون موقع ازدواج دنبال دختری میگردند که باکره باشه. بله جناب Russel حالت ایده آل از نظر اون آقایون معترض این هست حالا ببینید میتونید محل بازی را عوض کنید که مثل اون مثال ناموس بازی مردان را بازنده مطلق کنید!
جناب sonixax در پاسخ به پست شماره 77 باید عرض کنم که مثل پست های قبلی منظور بنده را متوجه نشده اید پس ارجاعتون میدم به همون پست های قبلی.
اما اینکه میفرمایید بنده دانشگاه نرفته ام و دروغ میگویم که دانشگاه رفته ام هیچ سودی به حال من ندارد چون در ایران دانشگاه رفتن سال هاست که از حالت آرمانی خود خارج شده و بنده هم نگفته ام که دانشگاه شریف درس میخوانم که بخوام کلاس بزارم بلکه در یک دانشگاه (یا بهتره بگم دانشکده) معمولی درس میخوانم که بردن اسمش هم هیچ افتخاری ندارد و شما میتوانید هرجور که خواستید فکر کنید.