درود به آنارشی عزیز و به صندلی داغ خوشآمدی ،بعد از مدتها بالاخره دم به تله دادی !! روال کار اینگونه است که صندلی داغ ده روزه است،سوالات استاندارد اول باید پاسخ داده شود ولی پرسیدن سوال پیش از آن بلامانع است ولی احتیاط واجب آنست که شرکت کنندگان تا پایان پاسخ به سوالات استاندارد صبر کنند !! بی معطلی میرویم سراغ سوالات استاندارد:
1. چه عنصری را در روابط اجتماعی از باقی مهمتر میدانید؟ توضیح بدهید.
2. در این محدودهی این فرتور خود را در کجا(ها) میبینید؟ اندکی روشنگری بکنید.
3. در زندگی روزمره آیا مقید به اصول اخلاقی مشخصی هستید یا نخست به نتیجهبخشی اعمال خود توجه میکنید؟
4. آیا در زندگی شما نقطهی دگرگونی برجستهای وجود داشته؟ لحظهای، رخدادی، شخصی ... که زندگی شما به پس و پیش از آن تقسیم بشود؟ اگر بله، بدون ذکر جزئیات، حالات خود و چگونگی آن تغییرات را توصیف بکنید.
5. با استیصال چه میکنید؟ یعنی اگر تمام آنچه ممکن است را برای حل یک مشکل انجام دادهاید اما همچنان عاجز ماندهاید، برای کنار آمدن با عجز منتج چه طریقی را برمیگزینید؟
6. به باور شما برابری مهمتر است یا آزادی؟
7. موثرترین شخص در زندگی شما که بوده؟ بدون درج اطلاعات شخصی، کمی پیرامون چگونگی اثرگیری خود توضیح بدهید.
8. آیا تا بحال آرزوی مرگ کسی را کردهاید؟ اگر بله، توضیح بدهید.
9. به نظر شما آیا کیفیت زندگی بشر از منظر زمانی درحال صعود بوده یا سقوط؟
10. کدامیک از این دو را دستاورد مهمتری برای بشر تلقی میکنید: هنر، یا دانش؟
11. آیندهی نزدیک جهان و ایران را از منظری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی چگونه میبینید؟
12. آیا حاضر هستید برای تحقق آرمانهای خود جانتان را به خطر بیاندازید؟
13. آیا حاضر هستید برای تحقق آرمانهای خود جان دیگران را به خطر بیاندازید؟
14. آیا مذهب و دانش را آشتیپذیر میدانید؟
15. آیا به وجود فضای سیاسی سالم باور دارید یا اساسا برای این عرصه از زندگی اجتماعی اعتباری قائل نیستید؟
16. آیا با نقوش سنتی زن و مرد در جامعه موافق هستید؟(lol)
17. کدام ورزش، غذا، سبک موسیقی و ژانر سینمایی را ترجیح میدهید؟
18. نظرتان پیرامون فمینیسم، کمونیسم و لیبرالیسم چیست؟
19. اگر وادار به برگزیدن یکی از ادیان ابراهیمی بشوید کدام را انتخاب میکنید؟
20. اگر بنا بود در جزیرهای دورافتاده تنها بمانید، و حق انتخاب یک آلبوم موسیقی، یک فیلم و یک کتاب را داشتید، کدامها را برمیگزیدید؟
21. بدترین و بهترین ویژگی خود را چه میدانید؟
22. بدترین و بهترین ویژگی نوع بشر را چه میدانید؟
23. اگر میتوانستید سه چیز را در جهان تغییر بدهید، آن سه چیز چه میبودند؟
24. همنشینی با آدمهای مشابه خودتان را ترجیح میدهید یا با اشخاص متفاوت؟
25. دیدگاه شما پیرامون مرگ چیست؟
26. پنج چیز که بدون آنها نمیتوانید زندگی بکنید را نام ببرید.
27. سگدوست هستید یا گربهدوست؟
28. انتظار و امید وجود چه پرسشی(ها) را در این مجموعه داشتید که آنرا نمیبینید، خودتان آن(ها) را مطرح بکنید و پاسخ بدهید.
1. چه عنصری را در روابط اجتماعی از باقی مهمتر میدانید؟ توضیح بدهید.
البته این سوال برای من آنچنان مفهوم نیست و به نظرم امیر باید دقیق تر منظورش رو مطرح میکرد.اگر منظور این هست که چه عاملی باعث قرار گرفتن افراد در جایگاه اجتماعی بالاتر میشه و اگر وضع موجود دنیا رو در نظر بگیریم من قطعا شرایط مالی رو انتخاب میکنم.امروز هم میبینیم دنیا در دست غول های بزرگ اقتصادی هست.
2. در این محدودهی این فرتور خود را در کجا(ها) میبینید؟ اندکی روشنگری بکنید.
صادقانه در مورد چیزی که اطلاعات زیادی ندارم اظهار نظر نمیکنم.هر کدوم از بخش های این مربع نیاز به یه کتاب داره برای آشنایی !! همین جوری بخوام یکی رو انتخاب کنم میرم سراغ آنارشیسم که ایده آل تر از همه هست اما هنوز هم فرصت نداشتم کاملا در موردش بخونم و بدونم چقدر عملی هست اصولا!!
3. در زندگی روزمره آیا مقید به اصول اخلاقی مشخصی هستید یا نخست به نتیجهبخشی اعمال خود توجه میکنید؟
بله قطعا اصول اخلاقی مشخصی دارم برای خودم و سعی میکنم تا جایی که دیگه قطعا به من زیان جدی نزنه بهشون پایبند باشم و از انسان های منفعت طلب صرف هم چندان خوشم نمیاد.
4. آیا در زندگی شما نقطهی دگرگونی برجستهای وجود داشته؟ لحظهای، رخدادی، شخصی ... که زندگی شما به پس و پیش از آن تقسیم بشود؟ اگر بله، بدون ذکر جزئیات، حالات خود و چگونگی آن تغییرات را توصیف بکنید.
بله نقطه دگرگونی برجسته زندگی من آشنایی با سایت زندیق بود که واقعا زندگی من رو به دو بخش تقسیم میکنه.من همیشه انسان شکاکی بودم نسبت به مسائل دینی اما نه از طرف خانواده آنچنان هدایت شدم و نه محیط جامعه و مدرسه و دوستان چیز متفاوتی برای ارائه داشت به من.وقتی به سایت زندیق رسیدم و مقالاتش رو با علاقه دونه دونه خوندم ، انگار که تازه چشم هام به دنیا باز شده بود و فهمیدم سال ها چه مزخرفاتی رو تو مغز ما کرده بودن !! البته تا مدتی نسبت به این مطالب به دیده شک نگاه میکردم چون تازگی داشت و خانواده و دوستان هم هیچ کدوم با من همراهی نمیکردن و همین حرف های کلیشه ای که به این چیز ها فکر نکن رو تحویلم میدادن !! اما بعد از مدتی با مطالعه بیشتر و فکر کردن و علی الخصوص راه افتادن انجمن گفتگو و حضور افرادی با طرز فکر مشابه اطمینان بیشتری پیدا کردم به خصوص اینکه اوایل دوران تغییر عقیده، افراد احساس تنهایی زیادی میکنن و خوبی ای که انجمن گفتگو داشت از بین بردن این احساس تنهایی بود.
5. با استیصال چه میکنید؟ یعنی اگر تمام آنچه ممکن است را برای حل یک مشکل انجام دادهاید اما همچنان عاجز ماندهاید، برای کنار آمدن با عجز منتج چه طریقی را برمیگزینید؟
اگر واقعا هر کاری از دستم بر اومده باشه رو انجام داده باشم با نهایت درد و رنج و فر روفتن به حالت شبه افسردگی اون رو می پذیرم !!
اگر انتخاب گزینه رو بخواید بدونید آزادی رو انتخاب میکنم.چندان به برابری 100% ای افراد باور ندارم ! خوب یا بد همه افراد نه میتونن با هم برابر باشن و نه نیازی بهش هست(منظورم در همین شرایطی هست که برقراره)!!
7. موثرترین شخص در زندگی شما که بوده؟ بدون درج اطلاعات شخصی، کمی پیرامون چگونگی اثرگیری خود توضیح بدهید.
از یک دید با توجه به نقطه عطفی که بالاتر گفتم میتونم بگم آرش بی خدا !! پایه و اساس دوران بعد از تحول فکری من رو آرش بی خدا شکل داده اما دوران قبل از تحول، خانواده و به خصوص پدرم با همه اون سلطه فکری که ایجاد کرده بود و تا امروز هم نتونستم از اثراتش رهایی پیدا کنم.خیلی اوقات میشینم و به ریشه خیلی از حالات فکری و رفتارهام فکر میکنم انقدر میرم عقب تا میرسم به شرایطی که در خانه در زمانی کودکیم برقرار شده بود. در چند وقت اخیر هم آشنایی با عشقم کاملا زندگی من رو متحول کرده و روی شیرین زندگی رو دارم تجربه میکنم.
8. آیا تا بحال آرزوی مرگ کسی را کردهاید؟ اگر بله، توضیح بدهید.
به طور جدی هرگز !! شاید در لحظات عصبانیت چیزی از ذهنم عبور کرده باشه اما بیشتر از همون چند لحظه نبوده...البته حس انتقام به شکل های وحشتناک با نقشه های شیطانی به مغز خطور کرده که گاهی خودم هم تعجب کردم ازشون(البته باز هم هیچ کدوم رو عملی نکردم)
9. به نظر شما آیا کیفیت زندگی بشر از منظر زمانی درحال صعود بوده یا سقوط؟
قطعا کیفیت زندگی در حال صعود بوده به طور کلی اما به این معنی نیست که مشکلاتش کمتر شده...همین هست که گاهی میبینیم نسل پدران و مادران ما ، عمیقا حس نوستالژیک نسبت به سادگی زندگی دوران گذشته پیدا میکنن...
10. کدامیک از این دو را دستاورد مهمتری برای بشر تلقی میکنید: هنر، یا دانش؟
به قول کاندیداهای ریاست جمهوری در مناظره(مسابقه) هفته: سوال غلطه...هر دو دست آورد های مهمی بودن و روی هم تاثیر گذاشتن ولی اگر دیگه خیلی بهم فشار بیارید برای انتخاب، میگم دانش سهم بیشتری در بهبود کیفیت زندگی بشر امروزی داشته !!
11. آیندهی نزدیک جهان و ایران را از منظری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی چگونه میبینید؟
آینده ایران از نظر سیاسی که ادامه استبداد و دیکتاتوری جمهوری اسلامی هست ، از نظر اجتماعی سقوط هر چه بیشتر اخلاقیات و از نظر فرهنگی هم فروپاشی و فراموشی هر آنچه داشتیم تا الان مگر اسپاگتی کاری بکنه !!
جهان هم از منظر سیاسی به نظر من نیازمند تحول جدی هست، هیچ کدام از سیستم های مملکت داری فعلی کارایی مطلوبی ندارن. شاید همین آنارشیسم راه حال نهایی باشه !! اما آینده نزدیکش رو همچنان همین وضع فعلی(سیاسی،اجتماعی،فرهنگی) پیش بینی میکنم.
12. آیا حاضر هستید برای تحقق آرمانهای خود جانتان را به خطر بیاندازید؟
اوایلی که بحث انجمن پادشاهی و فولادوند بود من رو جو گرفته بود کمی...اما الان اصلا حاضر نیستم چنین کاری کنم!! وقتی من نباشم آرمان من به چه دردی میخوره...
تا منظور کدام مذهب باشه !! اما به طور کلی از اونجایی که اغلب مذاهب ریشه ماورایی دارند این رو غیر ممکن میدونم که به توافقی برسن مگر اینکه مذهب دست به خود ابطال گری عظیمی بزنه که دیگه اون وقت اسمش مذهب نیست...
15. آیا به وجود فضای سیاسی سالم باور دارید یا اساسا برای این عرصه از زندگی اجتماعی اعتباری قائل نیستید؟
منظور این سوال رو درست متوجه نشدم و حوصله هم نداشتم از روی دست دوستان تقلب کنم چون سرعت نت پایین هست !! اما اگر منظور این هست که سیاست توام با اخلاق باشه در عمل ، فکر کنم چنین چیزی شدنی نباشه چون از اساس سیاست بر این پایه هست که منافع خودت رو به دیگران ترجیح بدی و در این مسیر زیر پا گذاشتن اخلاق هم الزامیست.
18. نظرتان پیرامون فمینیسم، کمونیسم و لیبرالیسم چیست؟
فمینیسم: تا پیش از این فکر میکردم فمینیست بودن خیلی خوب هست و نشان از متمدن بودن اما الان با روشنگری دوستان فهمیدم اگر هم در آغاز هدفش بد نبوده اما امروز تبدیل شده به عاملی برای دامن زدن هر چه بیشتر به برقراری تبعیض در جوامع
کمونیستم: با مبانی تئوری اون آشنایی زیادی ندارم اما در همین حدی هم که مطالعه کردم به نظرم منطقی و انسانی میاد.اما اینکه چرا در عمل موفق نبوده رو واقعا نمیدونم !! همچنین تا الان یه نقد درست و حسابی که به کمونیسم وارد باشه رو ندیدم.
لیبرالیسم: همون آزادی خواهی و رسیدن به حقوق اجتماعی که به بهترین شکل در بیانیه استقلال آمریکا بهش اشاره شده
دیدگاه خاصی ندارم...فعلا پایان راه هر انسانی هست و گریز و گزیری هم ازش نیست.فعلا بهش فکر نمیکنم ، اگه اتفاقی پیش اومد که خب دیگه غافل گیر شدیم و مشکلی نیست ، اما اگه خواستیم پیر شیم و بمیریم همون وقتا یه فکری براش میکنیم !
28. انتظار و امید وجود چه پرسشی(ها) را در این مجموعه داشتید که آنرا نمیبینید، خودتان آن(ها) را مطرح بکنید و پاسخ بدهید.
انتظار پرسش دیگه ای نداشتم.اصولا میخواستم بگم فرمت سوالات استاندارد شیوه خوبی نیست برای صندلی داغ ، بعضی از سوالات نا مفهوم هست و فقط طراح سوال میدونه چی مد نظرش بوده !! بهتره بذاریم هر کس سوالات خودش رو بپرسه یا از نظرات همه استفاده کنیم برای یه سری سوال مشابه از هر شرکت کننده چون الان سوال ها بیشتر منطبق با روحیات و علایق طراح سوال هست.
4-کمدی چه سبک و کمدینی... را دوست داری؟ فعلا همینها ...
این سوالت باعث شد برم ببینم کمدی اصلا چه سبک هایی داره...بر اساس چیزی که خوندم ، سبک های farce و slapstick رو میپسندم!! کمدین ها هم هارولد لوید ، لورل و هاردی ، نورمن ویزدم و از این متاخرها دیدی دودل رو میپسندم !!
آخه چرا منو تو این موقعیت قرار میدین 😬!! بازم به نظرم اگر یه چیزی بگم بیشتر رو هوا بوده چون نیاز به زندگی در هر دو محیط دارم...آمریکا یه سری مزیت داره و مهم ترینتش به نظرم اینه که امکان پیشرفت بیشتر هست و فرصت های شغلی و تحصیلی بیشتری میشه اونجا پیدا کرد نسبت به اروپا...احتمالا هم محیط بهتری برای مهاجران از مناطق مختلف هست !! اما اروپا از این جهت که کشورهای مختلف با فرهنگ های مختلف کنار همدیگه هستن حذابیت خاصی برام داره و میشه در مدت کوتاهی کشورهای مختلفی رو دید...در نهایت آمریکا رو برای زندگی بهتر و اروپا رو برای سفر بهتر میدونم !!
من غذای خانگی رو ترجیحی میدم و دلیل خاصی هم نداره جز خوشمزه بودن و سالم تر بودنش!! البته فست فود رو هم دوست دارم...نامرد دهنم آب افتاد با این سوالات😜!!
فعلا که تحریم...گاهی از این استاتوس های احساسی فیس بوک میخونم که ما میخوایم تو ایران زندگی کنیم و بالاخره یه ذره هم که فرق کنه بهتره رای بدیم و نمیدونم رای ندادن چه فایده ای داره ، اما پیش فرض همه اینها این هست که مثلا سیستم انتخابات تو ایران حداقل استاندارد ها رو داره...وقتی همه چی از بالا هدایت شده هست و با توجه به حوادث گذشته و به خصوص 88 حسابی خودشون رو واکسینه کردن ، دیگه همون حداقل های گذشته هم وجود نداره...این مناظرات کاندیداها رو که نگاه میکنم ، واقعا هم خجالت میکشم هم احساس بدبختی میکنم که 8 نفری که پتانسیل رئیس جمهور شدن تو ایران رو دارن چقدر شوت هستن و مردم چقدر نا آگاه...
4 - اگر بخواهید به مسافرت بروید شمال ایران را انتخاب میکنید یا جنوب یا جای دیگر ؟ چرا ؟
برای من تفاوت زیادی نمیکنه در این مورد و هر جایی لذت خاص خودش رو داره...اما هر وقت جایی از ایران رو میبینم و مقایسه میکنم با کشور های همسایه ، از ته قلبم حسرت میخورم که با این همه امکاناتی که ما داریم چرا در اینجا قرار گرفتیم...
میونم با تاریخ بد نیست...یعنی از خوندنش لذت میبرم و اشتباهات بشر و نقاط عطفی که داشته تا به امروز داشته رو میبینم !! اما به نظرم تعصب داشتن به تاریخ یا در باد تاریخ و گذشته ای که داشتیم خوابیدن رو هم احمقانه هست...البته با بیمارانی نظیر بزرگمهر و شهاب و این هایی که فکر میکنن با کوبیدن ایران باستان میتونن مفری برای اسلام پیدا کنن به شدت مقابله کرده و خواهم کرد که لذت دوچندانی هم داره 😜
-در حین بحث با مذهبیون تا به حال شده استدلالشون قانعت کنه و یا اینکه از طرف شما تحسین بشن؟
هرگز....تجربه ای که من در بحث با اینها داشتم بر اساس میزان دانش یا شخصیتشون به چند دسته تقسیم میشن: 1)افراد تنبل از نظر فکری که به طور کلی در هیچ یک از امور زندگیشون حاضر به فسفر سوزاندن نیستن، اطلاعات زیادی هم ندارن و نهایت جوابشون این هست که ما همه چیز رو نمیدونیم و حتما یک پاسخی داره و شما باید برید از عالم دینی بپرسید همون طور که زمان بیماری میرید سراغ پزشک😳 2)دسته دیگری هستن که کمی متعصب تر هستن ولی از دسته برادران انتحاری و سعی میکنن تا حد توانشون توجیه کنند و کپی پیستی چیزی میارن از جایی و نهایتش اگر نتوانستند کار رو به تهدید ما از طریق عذاب الهی یا برادران گمنام میکشونند 3)افرادی که اطلاعات دینی نسبتا خوبی دارند حالا طلبه ای چیزی هستند ، اما تکنیک اینها در بحث ها فرسایشی کردن صحبت ها ، مطرح کردن مطالب متعدد و احیانا بی ربط ، اگر بحث ارجاع به مطالب تاریخی یا حدیث و روایت باشه دست آویزی که دارن اشاره به معتبر نبودن راوی و نمیدونم دروغگو بودن و دشمن پیامبر بودن و جعلی بودن حدیث هست !! 4)افراد به اصطلاح روشنفکر دینی که در حال تهیه سالاد فصلی از مفاهیم مدرن و عقاید ما قبل تاریخیشون هستن و البته بیش از اینکه با ما درگیر بشن با همون برادران گروه 2 و3 درگیری دارن
به هر حال من ندیدم چنین افرادی قانع بشن ، حداقل در زمان بحث...حالا شاید بعد ها و در اثر جمع شدن قطره چکانی تضاد ها و تناقض هایی که پیدا میکنن نظرشون عوض شه !!
در گذشته های دور که متروکه خانه ای بوده ، در چند سال اخیر با تغییر سیاست ادمینش رو به جذب حداکثری کاربرها آورده ولی قطعا دست ادمینش حتی اگر هم بخواد زیر ساتور سانسور اسلامی هست و لاجرم مجبور هست میدون رو بده به مدیرانی که تفکرات اسلامی دارن...وجود یک سری از افراد به خصوص نام کاربری Borhan که از دوستان قدیمی Bozorgmehr هست و همه کاره قبلی هم میهن بوده کمی مشکوک هست.به نظر میرسه این فرد رابط هم میهن با نهادهای نظارتی یا امنیتی باشه...ادمین هم میهن هم بیشتر به نظر میرسه یک فرد فرصت طلب و مصلحت اندیش هست که یک ویترین زیبا از آزادی در هم میهن ایجاد کرده اما هر کس واردش بشه متوجه میشه اصلا خبری از آزادی نیست!! راه اندازی شبکه اجتماعی هم میهن و خیز بلند ادمین برای تبدیل شدن به فیس بوک ایرانی و بازتابش در رسانه های مثل فارس نیوز نشون میده در ادامه ادمین هر چه بیشتر در مسیر مطامع سیستم حاکم قدم خواهد برداشت و خودش هم در کنار این موضوع از منافعی به لحاظ اجتماعی یا موقعیت های کاری بهره خواهد برد.
خودم خیلی راغب به حضور در چنین بحث های نیستم اما دوستانی نظیر امیر و داریوش دید تازه ای در این خصوص به من دادن...ولی فکر میکنم خروجی این بحث ها به بهبود وضعیت زنامرد کمک خواهد کرد😍
ایرانی منظورت هست؟ اکثر خواننده های قدیمی مثل ابی، داریوش،هایده، مهستی ،گوگوش و ... رو میپسندم !! البته علاقه ام محدود به اینها نیست فقط و هر سبکی رو تقریبا گوش میکنم.آهنگ های غمگین رو هم به طور خاص دوست دارم مخصوصا اگر عاشقانه هم باشه 😬
مثبت که آره هستم ، کم حرف اصلا نیستم اما اگر در محیطی باشم که تازگی داشته باشه یا راحت نباشم به طرز عجیبی کم حرف میشم و ممکنه فکر کنن اصولا موجود منزوی ای هستم...همیشه احتیاط میکنم در برخوردهای اول با افراد جدید !! و البته شوخ طبع هم هستم به مقدار زیادی و باز هم محدود به جمع دوستانم...
اصل حرکتشون رو قبول ندارم اما به ریشه های شکل گیری این جریان که فکر میکنم کمی برام قابل توجیه میشه که چرا پیوندهاشون با ایران کم شده !! به نظرم چاره رهایی از این گونه تفکرات برداشته شدن مرز بندی ای به نام کشور هست...البته در آینده دور هم این رو ممکن نمیدونم...
_ حاضرید بخاطر رونق سایت قوانین جمهوری اسلامی رو به اون اضافه کنید؟(نظر شخصی خودتان)
شما فکر کن حتی 0.000000000000000000000001 % !! چون اصولا با رعایت قوانین جمهوری اسلامی چیزی از اینجا باقی نمیمونه...ما اینجا هستیم چون با همین قوانین مخالفیم!! برای فان و جذب مخاطب بیکار و نمیدونم منفعت شخصی که فعالیت نمیکنیم...
_ شده تا بحال دوست داشته باشید هم کیشانتان از حالت مجازی در بیایند؟(بیشتر چه کسانی؟)
قطعا دوست دارم روزی شرایط مهیا بشه که همگی به طور علنی و با امکانات بیشتر فعالیت و مبارزه کنیم...خب همه کاربران اینجا رو دوست دارم اما به طور خاص با توجه به سابقه بیشتری که بعضی دارند طبیعی هست که هیجان بیشتری برای دیدنشون دارم مثل Mehrbod , Russell, sonixax , Theodor Herzl , Ouroboros
البته این به قول امیر گرامی بیشتر یک دشواری زبانی هست تا یک تردید واقعی...وانگهی خب وقتی همه نظرات رو نخوندم پیشاپیش نمیتونم مطمئن باشم از همشون خوشم میاد !
البته بستگی داره این نظر مخالف در چه حوزه ای باشه...بعضی حوزه ها نظیر دین و به خصوص اسلام برای من خط قرمز هست ، یعنی از خوندن نظرات مخالف قصدم احیانا یادگیری بیشتر و افزودن بر دانشم نیست
بلکه میخوام با شیوه مبارزه اونها آشنا بشم برای زدن ضربات بعدی!!
اما مطالب دیگه خب نظرات جدید میتونه درهای جدیدی رو به روی من باز کنه یا کمک کنه از زاویه جدیدی به موضوع نگاه کنم.
هر جستاری که چیزی به من یاد داده و اتفاقا کم هم نبوده، اینجا مورد علاقه من هست...نمیتونم از یک جستار مشخص اسم ببرم یا حداقلش باید بیشتر فکر کنم تا یادم بیاد...
البته متوجه نشدم چی با چی چه رابطه ای داشته باشه 😨؟ با توجه به کسانی که بهشوه تقدیم کردید ، در واقع یک بازی شطرنج و جنگ و جدال بین دو گروه هست که در حال خارج کردن مهره های همدیگه از بازی و در نهایت چیره شدن یکی بر دیگری هست !! البته بازی ای که ما اونجا درگیرش هستیم اصلا به شطرنج شباهتی نداره و یک قیاس مع الفارق هست از نظر من...چون ما قدرت خارج کردن اونها رو نداریم از صحنه ، یعنی حتی اگر مهره ای هم در خلال بحث بتونیم از اونها حذف کنیم ناگهان امداد غیبی حذف و ویرایش پست و اخراج کاربر به یاری اونها میاد...
1- چقدر زندگی بر وفق مرادت هست؟ و معمولا چه احساسی داری؟ (استرس یا آرامش یا درگیری ذهنی و
.
..)2- یه صحنه که باعث آرامشت میشه رو توصیف کن.
3- از شغلت راضی هستی؟
4- دلت میخواد بچه داشته باشی؟ اگه آره دختر یا پسر؟
5- اگه به یه دختر خیلی علاقمند بشی و بهش پیشنهاد بدی اون بگه چون دوست پسر داره نمیتونه پیشنهاد تو رو قبول کنه آیا تلاش میکنی که نظرشو جلب کنی به این امید که با دوست پسرش بهم بزنه و با تو دوست بشه؟
6- آیا جایی که لازم هست حاضری جونتو به خاطر نجات کسانی از دست بدی؟ اگه آره چه کسانی؟
7- نظرت در مورد مرد یا زنی که تو روابط زناشوییش خیانت میکنه چیه؟ کلا خیانت مفهومی داره در این زمینه؟
البته متوجه نشدم چی با چی چه رابطه ای داشته باشه ؟ با توجه به کسانی که بهشوه تقدیم کردید ، در واقع یک بازی شطرنج و جنگ و جدال بین دو گروه هست که در حال خارج کردن مهره های همدیگه از بازی و در نهایت چیره شدن یکی بر دیگری هست !! البته بازی ای که ما اونجا درگیرش هستیم اصلا به شطرنج شباهتی نداره و یک قیاس مع الفارق هست از نظر من...چون ما قدرت خارج کردن اونها رو نداریم از صحنه ، یعنی حتی اگر مهره ای هم در خلال بحث بتونیم از اونها حذف کنیم ناگهان امداد غیبی حذف و ویرایش پست و اخراج کاربر به یاری اونها میاد...
بله ربطی به شطرنج نداشت و شاید قیاس مع الفارغ بود به نظر من بازی شطرنج از بازهایی هست که نمیتوان تقلب کرد(شاید هم بشود این را جناب امیر بهتر میدانند) اتفاقا منظور من اصلا جنگ و جدال بین دو گروه بواسطه ی شطرنج نبود بیشتر دوست داشتم برداشتی غیر این بکنید،بگذریم...
من همواره به خودکشی فکر کردم و شاید کمی خنده دار باشه اما فکر کردن به خوکشی برای من لذتبخش و حتی کمک کننده بود تا از وضعیت ناچاری ای که دارم خارج شم، یعنی به من انرژی داده و به خودم میگم غصه نخور و تمام تلاشت رو بکن چون هر وقت هم که دیگه گیر کردی و هیچ راهی نبود یک راهی هست به نام خودکشی که پایان دهنده همه رنج ها و پیام آور آرامش مطلق هست 😚!! پس اصولا همواره من خوکشی رو به عنوان ابزار دفاعی ذهنی با خودم دارم...
البته آشنایی و علاقه من به آنارشیسم همه برمیگرده به امیر گرامی و پیش از ایشون اصولا من یک چیز کلی و منفی از آنارشیسم میدونستم...اطلاعاتی هم که دارم محدود به مطالبی هست که از امیر گرامی خوندم و یا در نت وجود داره!! متاسفانه هنوز فرصت نکردم به شکل اصولی و جامعی در این خصوص مطالعه کنم.بله فکر میکنم آخرین راه هست چون وجود هر گونه طبقه بندی و نهاد قدرت که چیزی رو اجبار کنه در نهایت کیفیت زندگی انسان ها رو میاره پایین...
با اجازه بزرگترا بله 😍،ااا ببخشید یعنی نظرم مثبت هست...البته به نظرم حال و هوای هر کس در دوره های مختلف زندگی روی نظرش در این خصوص تاثیر میذاره ، زمانی که شکستی خوردیم به شدت مخالفیم یا از اتفاق افتادنش پرهیز میکنیم...اما فرگشت قوی تر از این حرف هاست و کار خودش رو میکنه در نهایت !! من اخیرا حساب کردم اگر ما همان متوسط عمر 75 ساله رو داشته باشیم ، حدود 27000 هزار روز بیشتر نمیشه، خب تا 30 سالگی هم حدود 10000 روزش رفته و چشم به هم زدنی بقیه اش هم خواهد رفت که شاید چند هزار روز آخر کیفیت آنچنانی هم نداشته باشه...پس باید گاهی به قصد تجربه یک لذت جدید، این دشواری های فلسفی و ترس هایی که از ریسک کردن در این زمینه داریم رو کنار بذاریم و همون ندای فرگشت رو لبیک بگیم 😬 !! درسته که شاید حس تنوع طلبی همچنان در ذهن ما باشه اما باید ببینیم در چه وضعیتی آرامش بیشتری داریم و گاهی هم به دلیل به سر رسیدن این 27000 هزار روز باید کمی این حس رو سرکوب کنیم...یعنی خودمون رو در جریان زندگی رها کنیم حالا هر چی که میخواد بعدا پیش بیاد😉
5-در کدام یک از شاخههای هنر احساس میکنید استعداد بیشتری دارید؟ موسیقی،شعر،نقاشی، ادبیات داستانی، هنر هفتم و ... ؟
من حقیقتش در هنر سررشته ای ندارم و متاسفانه با توجه به تربیتی که داشتم یک سره سرم در درس بوده و از این بخش زیبای زندگی غافل موندم...اما خیلی دوست داشتم بتونم یک ساز بزنم حداقل برای سرگرمی و لذت خودم مثلا گیتار !! البته روحیه فرزام گرای خودم رو بخوام باز کنم شاید دلم میخواست در همه شاخه های هنر توانایی داشتم !!
6-به سبک خودتان، هرکدام از کاربران زیر توصیف کنید:
Mehrbod
مهربان، دوست داشتنی ، صبور ، بسیار دقیق و با نگاهی موشکافانه و البته کمی هم خود خواه ، نمیدونم چی شد ما رو اینجا رها کرد این مهربد بی رحم...دلم براش تنگ شده حسابی 😓!!
Russell
کمی تنبل و کم انرژی ، تا حدی احساساتی ، آرام ، علاقمند به مطالعه ، بی دقت در توجه به جزییات کوچک امور
Sonixax
شوخ ، خوشگذران ، پر انرژی ، لجباز
Ouroboros
فرزام گرا ، یک دوست خوب و پایبند به اصول مشخص ، احتمالا به ظاهرش نمیاد اما فکر میکنم خیلی هم مهربان باشه
جوان است و جویای نام 😬 ، پر انرژی ، سرزنده و شوخ و خستگی ناپذیر و البته تا حد زیادی کله شق 😡
Dariush
احساساتی بر خلاف چیزی که به نظر میاد، بسیار پایبند به اخلاقیات ، بسیار مهربان و از خودگذشته ، امیدوار به زندگی ، پرتلاش
Iranbanoo
با ذکاوت ، پر حوصله ، با جنبه ، منطقی و البته کمی هم لجباز 😚
Alice
احساساتی ، شیطون ، جذاب و اغواگر ، دقیق در پرداختن به جزییات
Anarchy
مثبت ، مهربان ، اخلاق گرا ، کمی متمایل به داشتن حالات ناامیدی و منفی بافی ، فرزام گرا ، جویای دانستن بیشتر در هر زمینه ای
SAMKING
شناخت زیادی ندارم اما فرد شوخ و سرزنده ای بود .در بعضی امور بی دلیل زیر بار نمیرفت و افکارش هنوز حالت کافه تریایی داره !!
Bibak
یه جورایی من رو یاد خودم میندازه در بحث ها و شیوه بحث کردنش غیر از اون بخش جنگ روانی که من دارم و بی باک نداره ، مثل خودم هست...جدا از این فکر کنم زمان بیشتری برای شناخت روحیات و شخصیش نیاز هست!!
1- چقدر زندگی بر وفق مرادت هست؟ و معمولا چه احساسی داری؟ (استرس یا آرامش یا درگیری ذهنی و . ..)
این روحیه فرزام گرای من باعث شده احساس کنم آنچنان که باید و شاید زندگی بر وفق مراد نیست...البته میدونم که این یک حس درونی هست و بیشترش ربطی به شرایط من نداره !! معمولا درگیری ذهنی دارم البته در مقطع خاصی از زندگی هم هستم که مزید بر علت شده !! شاید ده سال دیگه بهتر بتونم این سوال رو جواب بدم 😉
فعلا و در ایران نه ، البته آواز دهل از دور خوش است و مرغ همسایه هم همیشه غاز است...شاید برای بقیه رویایی به نظر برسد اما حداقل تا اینجا من رو ارضا نکرده که هیچ شاید گاهی حس پشیمانی هم پیدا کرده باشم !! اصولا در ایران در هر وضعیتی اگر بخواهی به اخلاق پایبند باشی بهت سخت خواهد گذشت!!
4- دلت میخواد بچه داشته باشی؟ اگه آره دختر یا پسر؟
فعلا نه تصوری از بچه داشتن ندارم چون میدونم شرایطی که برای تربیت فرزند لازم هست مهیا نیست و نمیتونم این مسوولیت سنگین رو به دوش بکشم...مخصوصا وقتی در طی این سال ها کمی و کاستی هایی که در تربیت خودم از جانب پدر و مادرم بوده (علی رغم اینکه همه سعیشون رو کردن) رو متوجه شدم !! مسوولیت بسیار بسیار بسیار سنگینی هست، دوست ندارم یک موجود دیگه بعد ها تنها به واسطه علاقه من به بچه داشتن ، حس بدی از بودن در این دنیا بکند...اما شخصا بچه ها رو خیلی دوست دارم ☺️ اما دختر و پسرش رو زیاد تا حالا فکر نکردم و گمان هم نکنم برام تفاوتی داشته باشه.
5- اگه به یه دختر خیلی علاقمند بشی و بهش پیشنهاد بدی اون بگه چون دوست پسر داره نمیتونه پیشنهاد تو رو قبول کنه آیا تلاش میکنی که نظرشو جلب کنی به این امید که با دوست پسرش بهم بزنه و با تو دوست بشه؟
نه هرگز چنین کاری نمیکنم...جدا از اون من اصولا ناگهانی از کسی خوشم نمیاد ، بلکه باید شناخت کافی ازش داشته باشم که این شامل اطلاع از روابط شخصیش هم هست !! یعنی بعید هست که قبل از پیشنهاد دادن نفهمیده باشم که با کس دیگه ای در ارتباط هست...وقتی هم که بدونم به طور اتوماتیک از ذهن من میره کنار !! من دوست ندارم برای منافع خودم به کس دیگری(حالا اون پسر دیگه) آسیب بزنم اون هم از طریق وسوسه یک فرد و روش های غیر اخلاقی...
6- آیا جایی که لازم هست حاضری جونتو به خاطر نجات کسانی از دست بدی؟ اگه آره چه کسانی؟
سوال سختی هست...اما فکر میکنم اصولا نباید کسی جونش رو به خطر بندازه ، چون ممکنه این جوری هم خودش از بین بره و هم نتونه کمکی به طرف مقابل کنه !! یعنی ما تا وقتی که هستم میتونم به کسی کمک کنم...اگر جانم رو به خطر بندازم ( البته دقیقا نمیدونم چه شرایطی مد نظر شما بود شیرین جان ) ، با توجه به اینکه اوضاع احتمالا بحرانی هست و فرصت کافی برای سنجیدن احتمال موفقیت من در نجات افراد وجود نداره ، در نتیجه کار غیر معقول من هست و شاید این کار رو موکول کنم به یک حالت کنترل شده تر...
مثلا شب ناگهان زلزله میاد ، من میتونم سریع از خونه خارج شم و دیگه به بقیه اتاق ها سرکشی نکنه جهت بیرون آوردن بقیه ساکنین یا میتونم زمانی رو از دست بدم برای بیرون آوردن اونها...خب فرض کنید ساختمان خراب شد و همه زیر آوار موندیم !! اینجا من چه کمکی کردم؟در صورتی که اگر به سرعت از خونه خارج شم ، بعد میتونم حتی اگر بقیه زیر آوار بودن ، به تنهایی یا حتی با کمک بقیه و اطلاع از حضور ساکنین در قسمت های مشخص خانه شانس نجات دادن اونها رو افزایش بدم.
حالا شاید این حساب و کتاب من کمی برای شما خنده دار باشه...
در هر صورت بقای خودم ارجح هست که میتونه در نهایت به بقای دیگران هم کمک کنه !! مگر اینکه زمانی رو به موت باشم یا بیماری لا علاجی داشته باشم و در یک وضعیتی که به خطر انداختن جانم 100% باعث نجات فرد دیگری میشه این کار رو خواهم کرد.
7- نظرت در مورد مرد یا زنی که تو روابط زناشوییش خیانت میکنه چیه؟ کلا خیانت مفهومی داره در این زمینه؟
نظر خاصی ندارم فقط مسوولین یه لطفی کنن وقتش رو بیشتر کنن 😜 !!
جدا از شوخی خب به نظر من قطعا مشکلی در رابطه اونها وجود داشته و هر دوطرف هم مقصر هستن...یا با هم صادق نبودن به اندازه کافی یا همدیگه رو به هر شکلی محدود کرده بودن و ...من از نظر اخلاقی این کار رو محکوم میکنم و بهتر میدونم افراد قبل از انجام چنین کاری از همدیگه جدا شن یا اینکه طرف مقابل رو در جریان تصمیمشون بذارن !! البته حالات مختلفی رو میشه در نظر گرفت و روی هر کدوم بحث کرد...
بله ربطی به شطرنج نداشت و شاید قیاس مع الفارغ بود به نظر من بازی شطرنج از بازهایی هست که نمیتوان تقلب کرد(شاید هم بشود این را جناب امیر بهتر میدانند) اتفاقا منظور من اصلا جنگ و جدال بین دو گروه بواسطه ی شطرنج نبود بیشتر دوست داشتم برداشتی غیر این بکنید،بگذریم...
+
🌹
البته برداشت دیگری هم کردم و اون اینکه ما دو گروه در حال جدال با هم هستیم و انرژی ای که شاید جای بهتری قابل صرف شدن هست و شاید هم مثلا متحد بودن بودن ما(البته همگی از دید شما و نه ما) ، در حال تلف شدن هست...
حالا باز برداشت دیگری به ذهنم اومد و اون اینکه ما در یک بازی هوشمندانه دو طرفه هستیم !!
در هر صورت من نمیدونم دقیقا چه چیزی مد نظر شما بوده ولی پست جالبی بود.
در هر صورت من نمیدونم دقیقا چه چیزی مد نظر شما بوده ولی پست جالبی بود.
البته مهم نیست چه چیز مد نظر من بود بیشتر برداشت فرد مقابل برام اهمیت داشت صندلی داغ دفترچه کمی دست و پای سوالات را میبندد چون باید حد و حدودی داشته باشد + سپاس🌹
البته مهم نیست چه چیز مد نظر من بود بیشتر برداشت فرد مقابل برام اهمیت داشت صندلی داغ دفترچه کمی دست و پای سوالات را میبندد چون باید حد و حدودی داشته باشد + سپاس🌹
شما بپرسید نهایتش جواب نمیدم یا سانسور شده جواب میدم
از این ارگان های جمهوری اسلامی, با توجه به عمق و ماندگاری و دامنه تاثیری که دارند, کدوم یکی به نظرتون مخرب تر و زیانبارتر هست : آموزش و پرورش, صدا و سیما , حوزه!
-
یک کار مثبتی که احمدی نژاد در دوره ریاست جمهوریش انجام داد چی بود؟! :D
-
محبوبترین و منفورترین شخصیت تاریخی ایرانی و غیر ایرانی در چشم شما؟ چرا؟
-
آخرین سریال تلویزیونی ایرانی که دیدید؟!
-
کارتون و بازی مورد علاقه تون توی بچگی؟
-
یک نکته منفی یا انتقاد در مورد دفترچه و کاربرانش از نظر شما چیه؟! ( اگه تونستین بگین!!!
خب اینجا رو بعد از اینکه انجمن گفتگو به دلایلی از صحنه اینترنت حذف شد و از طریق دوستان پیدا کردم و تا الان در خدمت عزیزان بودم.هدف هم یافتن محیطی آزاد بود برای بحث در خصوص موضوعات ممنوعه ☺️
هم میهن رو البته از چندین سال پیش میشناختم اما فعالیتی نداشتم...اما این عضویت اخیر بیشتر برای تنوع و کمی هم چالش با دوستان اسلامیست بود...خب به تبع بعضی از دوستان هم این از طریق با انجمن ما آشنا شدن !!
_ اگر یک روز هم میهن را به شما بسپارند اولین کاری که میکنید؟
اگر شرایط مهیا بشه ، اولین کاری که میکنم این هست که کلیه محدودیت ها برای بحث رو از بین میبرم...یعنی اینکه زیر بار قوانین سایبری نمیرم !! هر دو طرف بیان و حرف هاشون رو بدون ترس از سانسور بزنن...بیشتر این درگیری ها بر سر همین سانسور کردن صبحت های دگراندیشان هست، بعد هم انگ های مختلف میزنن بهشون تا از میدون بحث به درشون کنن...
- از این ارگان های جمهوری اسلامی, با توجه به عمق و ماندگاری و دامنه تاثیری که دارند, کدوم یکی به نظرتون مخرب تر و زیانبارتر هست : آموزش و پرورش, صدا و سیما , حوزه!
البته این ها مکمل هم هستن و گاهی هم رابطه طولی با هم دارن...اما به قول علما ، علی ایحال من آموزش و پرورش رو مخرب ترین میدونم چون با بچه هایی سر و کار داره که فوق العاده تاثیر پذیرن از محیطشون و خیلی پیش از اینکه بتونن بفهمن چه خبره تحت تاثیر مزخرفات دینی قرار گرفتن و بعد در اومدن از چنین وضعیتی فوق العاده دشوار هست !
- یک کار مثبتی که احمدی نژاد در دوره ریاست جمهوریش انجام داد چی بود؟! :D
اتفاقا مموتی بیچاره کار مثبت زیاد کرد...مثبت ترین کارش ر....دن به سیستم اقتصادی-سیاسی-اجتماعی و ... مملکت بود که حداقل دوبرابر زمان لازم داره تا درستش کنن 😜 !! حالا جدا از شوخی کاری که خواسته یا نا خواسته کرد این بود که با همین جنگ های زرگریش کمی از قداست عاغا کم کرد که بی سابقه بود !! یعنی با توجه به حمایت عاغا از ایشون تو نماز جمعه 29 خرداد 88 اگه اشتباه کنم ، و سر شاخ شدن ایشون با کلیه ارکان حکومت و حتی توجه نکردن به توصیه های عاغا ، یه کاری کرد که تا قبل از ایشون کسی جراتش رو نداشت...حتی همون اسهال طلبا و سید فریبا خاتمی 😬!!
- محبوبترین و منفورترین شخصیت تاریخی ایرانی و غیر ایرانی در چشم شما؟ چرا؟
اصلا این جوری محبوب و منفور نمیبینم...داستان هر کدوم رو بخونم برام جذابیت داره که چه آدم هایی اومدن و رفتن و چه نقاط ضعف و قوتی داشتن !! اخیرا هم فهمیدم اصلا روی تاریخ نمیشه زیاد حساب کرد انقدر که خطا پذیر هست تفسیر های تاریخی...
مثلا بعضی شخصیت های یونان باستان برام جذابیت داره اما دیگه الان مطمئن نیستم که اصلا این جوری که روایت شده بوده باشه !!
کارتون که زیاد بود...اما فوتبالیست ها رو خیلی دوست داشتم، بازی هم فوتبال به اتفاق دوستان در کوچه و احساس سوباسا بودن 😜 !! البته بازه زمانی رو کوچک تر کنید بهتر میتونم جواب بدم...
درود آنارشی جان. من چندتا سوال «تخصصی» از شما بپرسم تا بعد:
-
نظرتان دربارهی اثر پلسیبو از منظری اخلاقی چیست؟ آیا برای پزشک اخلاقیست که برای بهبود سلامت بیمارش به او دروغ بگوید؟ جایگاه اختیار اینجا کجاست؟
-
گمان میکنید پزشکان چقدر برای پدیدهی عوامل بیماریزای فرگشت یافته و «مقاومت دارویی» شایستهی سرزنش هستند؟
-
به نظر شما بهترین مدل بیمهی درمانی در جامعه کدام است؟ مدل فرانسه(رایگان برای همه)، مدل آمریکا(خصوصی اجباری)، مدل انگلستان(تلفیقی از این دو) و یا مدل پیشین آمریکا(خصوصی اختیاری)؟
به نظرتان چرا دندانپزشکان در سرتاسر جهان آمار خودکشی و افسردگی مزمن این اندازه بالایی دارند؟
-
دیدگاه شما پیرامون پدیدهی گرایش روزافزون مردم به «پزشکی جایگزین» و گیاهدرمانی، پزشکی سنتی و دیگر مهملات خرافی در شرق و غرب چیست؟ چرا هرچه پزشکی پیشرفت و موفقیت بیشتری داشته، بیاعتمادی به آن از میان نرفته، و هرچه علف جوشاندن و ورد خواندن بیاثر بوده اعتبار خود را از دست نداده؟
- دیدگاه شما پیرامون پدیدهی گرایش روزافزون مردم به «پزشکی جایگزین» و گیاهدرمانی، پزشکی سنتی و دیگر مهملات خرافی در شرق و غرب چیست؟ چرا هرچه پزشکی پیشرفت و موفقیت بیشتری داشته، بیاعتمادی به آن از میان نرفته، و هرچه علف جوشاندن و ورد خواندن بیاثر بوده اعتبار خود را از دست نداده؟
آنارشی جان مجبورم کردی این پست را بزنم...... چه کسی بود که میگفت ,میخواهد صندلی داغ را بنا بر جنسیت قضاوت کند.
هنوز هم جز آن نمیکنم، و احتمال میدهم آنارشی برای اینکار دلیلی دارد(شاید از امنیت خودش میترسد، شاید علاقهای به صحبت دربارهی این موضوع در محیطی آنلاین ندارد و ...). یعنی در برخورد با او جای شک و تردید فراوان باقی میگذارم، و آخرین احتمال را این میگیرم که بدلیل کینهی شخصی بابت بحثهای دیگر در تاپیکهای نامربوط از خود من بیزار شده و در انجمن بدنبالم راه افتاده و خاطرات قدیم را مرور میکند، در برخورد با شما ولی این اولین و آخرین احتمالیست که قائل میشوم😭
نظرتان دربارهی اثر پلسیبو از منظری اخلاقی چیست؟ آیا برای پزشک اخلاقیست که برای بهبود سلامت بیمارش به او دروغ بگوید؟ جایگاه اختیار اینجا کجاست؟
خب اگه سوالت در مورد این مبحث در ایران هست که به طور کلی این مباحث اصلا مطرح نمیشه و اخلاق پزشکی آخرین چیزی هست که در موردش حرف زده میشه 😬 !! انقدر مشکلات آموزشی ، سخت افزاری و مسائل دیگه پیش از اینها هست که فکر نکنم تعداد افرادی که به این مسائل اصلا فکر کنن زیاد باشه...من چیزی که اینجا نوشته رو تا حدی مپسندم :
PRACTICAL GUIDELINES
The following rules might serve the physician as guidelines for the justified use of placebo in clinical practice:
البته حقیقتا این مسائل(مرتبط با اخلاق پزشکی) رو باید بر اساس فرهنگ و حتی فرد به فرد بررسی کرد و نمیشه حکم کلی داد و شاید برای یک فرد اصلا نشه این رو توضیح داد که سود این کار براش بیشتر از ضررش هست(قاعده کلی) !!
- گمان میکنید پزشکان چقدر برای پدیدهی عوامل بیماریزای فرگشت یافته و «مقاومت دارویی» شایستهی سرزنش هستند؟
باز اگر بخوام ایران رو مد نظر قرار بدم ، باید بگم آنچنان کلاف سر در گمی شده این داستان خود درمانی یا اصرار بیمار به تجویز آنتی بیوتیک از نوع آمپول😬 که حقیقتا مثل داستان مرغ و تخم مرغ نمیشه گفت اول پزشک بوده که باعث این مشکل شده یا اصرار بیمار... در حالی که در کشور های توسعه یافته نسبت به خطر مقاومت دارویی به خوبی اطلاع رسانی میشه ، در ایران مقاومت شما در برابر خواسته بیمار مبنی بر تجویز چنین داروهایی منجر به دریافت چند عدد فحش ، نگاه عاقل اندر سفیه بیمار ، عدم اعتماد و مراجعه مجدد به شما و زیر سوال رفتن سطح علمی میشه... ضمن اینکه در مملکت گل و بلبل ما هر نوع دارویی مثل نقل و نبات و بدون نسخه در دسترس هست و در صورتی که پزشک هم مقاومت کنه راه های رسیدن به داروی مورد نظر بسیار است... تجربه شخصی من میگه اصولا بیمار قبل از مراجعه به پزشک تصمیم خودش رو گرفته برای اینکه چه دارویی میخواد و پزشک نقش یک ملابنویس رو باید اچبارا بازی کنه... البته نمیشه هم از نقش پزشکانی که به دلایل مختلف ( مالی ، جلب اعتماد بیمار در اثر دور باطل به وجود آمده در این سیستم درمانی ) مقادیر زیادی داروهای مختلف تجویز میکن ( اون هم باز ناشی از عدم آگاهی اغلب بیماران و کمی هم فرهنگ عجیبی که اگر تعداد آمپول ها بیشتر باشد و داروها گران تر و اسم های عجیب غریب تر داشته باشه یعنی ما خیلی با کلاس تریم تا توجه دیگران رو جلب کنیم ) ، گذشت !!
خلاصه اینکه در این دایره سیستم بهداشتی-درمانی ، پزشک یکی از حلقه هاست و علی رغم اینکه نقش اونها رو نمیشه در رواج یک فرهنگ غلط نادیده گرفت ، اما نه اینکه تنها پزشکان مقصر هستن و نه به تنهایی کاری از دست اونها بر میاد... نیاز به فرهنگ سازی وسیع و اطلاع رسانی و اصلاح ساختاری در سیستم بهداشت و درمان کشور هست تا این منجلابی که ایجاد شده به مرور از بین بره !! پ.ن : این سوال شما تقریبا ارتباط تنگاتنگی با سوال آخر هم داره !!
- به نظر شما بهترین مدل بیمهی درمانی در جامعه کدام است؟ مدل فرانسه(رایگان برای همه)، مدل آمریکا(خصوصی اجباری)، مدل انگلستان(تلفیقی از این دو) و یا مدل پیشین آمریکا(خصوصی اختیاری)؟
البته نمیدونم مدل بیمه در ایران به کدوم یکی از اینها نزدیکه 😱 !! فکر میکنم این دیگه بستگی به شرایط اقتصادی-اجتماعی کشور داشته باشه...مثلا شاید رایگان برای همه کیفیت کار رو پایین بیاره یا خصوصی اجباری برای همه مقدور نباشه !! مدل تلفیقی با اینکه باز هم ممکنه امکانات بهتر رو سریع تر در اختیار یه گروه خاص بذاره اما معقول تر هست در شرایط فعلی...البته من شناخت دقیقی از جزییات تک تک این سیستم ها ندارم در حال حاضر !!
- نظرتان دربارهی این آمار چیست: دست خط بد پزشکان سالی ۷۰۰۰ نفر قربانی میگیرد.
البته به نظر میرسه عمدا جوری تیتر زده شده برای این خبر که القا کنه پزشک مقصر بوده 😬 !! ولی در پروسه نوشته شدن تا تحویل دارو شاید خطای افراد دیگه در خوندن یا حتی ضعف بینایی هم موثر بوده باشه...به اینها اصلا اشاره نشده !! جدا از این باز هم نظر من اینه که در سیستم بهداشت و درمان ، پزشک یکی از حلقه هاست و نه ممکن هست و نه معقول که انتطار داشته باشیم همه کار ها رو بتونن بدون نقص انجام بدن و بقیه نظاره گر باشن و تا مشکلی پیش اومد همه انگشت اتهام رو به سمت پزشک بگیرن... همین پیشنهادی که در این خبر نوشته برای ایجاد نسخه های الکترونیکی به نظر من بهترین کار هست و درصد خطا رو خیلی پایین میاره...
یه راه دیگه هم این هست که پزشک ها رو بفرستن کلاس خوشنویسی 😚
البته من هم نمیدونم چرا به طور روتین عادت شده که پزشک ها چیزی رو خوش خط ننویسن... من همین جوری دهن به دهن از بقیه شنیدم خیلی خوش خط ننویسید که بقیه سر از کارتون در نیارن 😵!
- به نظرتان چرا دندانپزشکان در سرتاسر جهان آمار خودکشی و افسردگی مزمن این اندازه بالایی دارند؟
من اطلاع دقیقی در مورد دندان پزشک ها ندارم اما تا جایی هم که آماری دیدم پزشک ها آمار بالاتری دارند...عواملش هم فکر میکنم از ابتدای ورود به رشته و طولانی بودن دوران تحصیل ، اسیر شدن در محیطی که قرار گرفتی و نداشتن آزادی برای انجام امور مورد علاقه ، مسوولیت کاری بالا و استرس زیاد ، عدم برخورداری از احترام و مقبولیت اجتماعی مورد نظر و دید منفی مردم (حداقل در ایران) هست و در زمینه موفقیت آمیز بودن عمل خودکشی هم آشنایی با دارو های کشنده و اطمینان از روند انجام اون...
- دیدگاه شما پیرامون پدیدهی گرایش روزافزون مردم به «پزشکی جایگزین» و گیاهدرمانی، پزشکی سنتی و دیگر مهملات خرافی در شرق و غرب چیست؟ چرا هرچه پزشکی پیشرفت و موفقیت بیشتری داشته، بیاعتمادی به آن از میان نرفته، و هرچه علف جوشاندن و ورد خواندن بیاثر بوده اعتبار خود را از دست نداده؟
به همون دلیلی که امروز در دنیا یک و نیم میلیارد مسیحی و یک میلیارد و صد میلیون مسلمون داریم و هر روز هم یک مکتب فکری-عرفانی جدیدی ابداع میشه 😬 !!! البته من منکر این نیستم که بعضی از روش های طب جایگزین اثرات مفیدی هم داره اما فکر نمیکنم بیشتر از سرماخوردگی و اسهال و دل درد و استفراغ کاربرد داشته باشه 😜
حتی این مورد ربطی به سواد آکادمیک افراد هم نداره ، ظاهرا همیشه در گوشه ذهن بشر تمایل به خرافه پرستی وجود داشته و از بین رفتنی هم نیست مگر اینکه کل بچه هایی که متولد میشن رو یک جا جمع کنیم و در یک محیط ایزوله و دور از این خرافات تربیت کنیم و گرنه فرد بزرگسال به سختی میتونه طرز فکرش رو عوض کنه...
برای اینکه به عمق فاجعه پی ببرید توصیه میکنم این لینک رو ببینید: