07-21-2015, 10:35 PM
اوشیما از من میپرسد: “تو هم میخواستی ببینیش؟” وقتی سر بالا می اندازم، او گواهینامه را
توی کیف می گذارد و کیف را به جیب شلوارش بر می گرداند. بعد هر دو دست را روی پیشخان
میگذارد و میگوید: “همان طور که میبینید از لحاظ فیزیکی و حقوقی من به طرز انکار ناپذیری
مونثم. به همین دلیل چیزی که درباره ام گفته اید از بیخ و بن غلط است. پس برای من محال
است که به قول شما نمونه نرینه پدرسالار طرفدار تبعیض جنسی باشم.”
توی کیف می گذارد و کیف را به جیب شلوارش بر می گرداند. بعد هر دو دست را روی پیشخان
میگذارد و میگوید: “همان طور که میبینید از لحاظ فیزیکی و حقوقی من به طرز انکار ناپذیری
مونثم. به همین دلیل چیزی که درباره ام گفته اید از بیخ و بن غلط است. پس برای من محال
است که به قول شما نمونه نرینه پدرسالار طرفدار تبعیض جنسی باشم.”
زن قد بلند میگوید: “بله، اما... “ بعد حرفش را نیمه کاره میگذارد. زن قد کوتاه با لبهای لوچه با
یقه اش ور می رود.
یقه اش ور می رود.
اوشیما ادامه میدهد: “تنم از لحاظ فیزیکی مونث، اما ذهنم کاملا مذکر است. از لحاظ عاطفی
مثل مردها زندگی میکنم. پس به گمانم نظر شما از لحاظ ‘نمونه تاریخی’ شاید درست باشد. و
کی می تواند بگوید من زن ستیزِ بدنامی هستم؟ (...) برخی خصوصیات زنانگی را دارم و بعضی
خصایص مردانگی را. بنابراین علیه چی تبعیض قائل می شوم؟ کسی میتواند روشنم کند؟”
----------------------[B]-----------[/B]
در قسمت مشخص شده بخشی از متن اصلی رمان سانسور شده. که این پاراگراف رو بدون
سانسور اینجا نقل میکنم
:
"My body is physically female, but my mind's completely male," Oshima goes
on. "Emotionally I live as a man. So I suppose your notion of being a historical
example may be correct. And maybe I am sexist--who knows. But I'm not a lesbian,
even though I dress this way. My sexual preference is for men. In other words, I'm
a female but I'm gay. I do anal sex, and have never used my vagina for sex. My
clitoris is sensitive but my breasts aren't. I don't have a period. So, what am I
discriminating against? Could somebody tell me?"
واقعا باید تاسف خورد که تو همچین مملکتی زندگی میکنیم....
توضیح پیرامون کاراکتر "اوشیما" به نقل از ویکی پدیا:
Oshima: A 21-year-old, gay transgender man. He is a librarian and an owner of a
mountain retreat whobecomes close to Kafka throughout the course of the novel;
also a haemophiliac.
----------------------[B]-----------[/B]
ادامه رمان:
مثل مردها زندگی میکنم. پس به گمانم نظر شما از لحاظ ‘نمونه تاریخی’ شاید درست باشد. و
کی می تواند بگوید من زن ستیزِ بدنامی هستم؟ (...) برخی خصوصیات زنانگی را دارم و بعضی
خصایص مردانگی را. بنابراین علیه چی تبعیض قائل می شوم؟ کسی میتواند روشنم کند؟”
----------------------[B]-----------[/B]
در قسمت مشخص شده بخشی از متن اصلی رمان سانسور شده. که این پاراگراف رو بدون
سانسور اینجا نقل میکنم

"My body is physically female, but my mind's completely male," Oshima goes
on. "Emotionally I live as a man. So I suppose your notion of being a historical
example may be correct. And maybe I am sexist--who knows. But I'm not a lesbian,
even though I dress this way. My sexual preference is for men. In other words, I'm
a female but I'm gay. I do anal sex, and have never used my vagina for sex. My
clitoris is sensitive but my breasts aren't. I don't have a period. So, what am I
discriminating against? Could somebody tell me?"
واقعا باید تاسف خورد که تو همچین مملکتی زندگی میکنیم....

توضیح پیرامون کاراکتر "اوشیما" به نقل از ویکی پدیا:
Oshima: A 21-year-old, gay transgender man. He is a librarian and an owner of a
mountain retreat whobecomes close to Kafka throughout the course of the novel;
also a haemophiliac.
----------------------[B]-----------[/B]
ادامه رمان:
هر سه تای ما که گوش میکنیم حیرانیم و لب تر نمیکنیم. یکی از زنها گلو صاف میکند و صدای
ناهنجارش در اتاق طنین می اندازد. ساعت دیواری با صدای بلند تیک تاک میکند.
ناهنجارش در اتاق طنین می اندازد. ساعت دیواری با صدای بلند تیک تاک میکند.
اوشیما می گوید: “خیلی متاسفم، ولی وسط ناهارم. داشتم ساندویچ تُن و اسفناج میخوردم
و نصفش را خورده بودم که صدایم کردید. اگر بیش از این دیر کنم، گربه های این دور و برها درش
می برند. مردم بچه گربه هائی را که نمیخواهند در جنگل کنار دریا رها می کنند، برای همین
این دور و برها پر از گربه است. اگر اشکالی ندارد، برگردم سر ناهارم. مرا ببخشید، اما لطفا از
وقتتان استفاده کنید و از کتابخانه لذت ببرید. درِ کتابخانه ما به روی همه باز است. تا آنجا که از
مقررات پیروی کنید و مزاحم مراجعه کنندگان ِ دیگر نشوید، هر کاری دوست دارید بکنید. میتوانید
به هرچه دوست دارید نگاه کنید. بفرمائید و هر چه دوست دارید در گزارشتان بنویسید. از نظر ما
اشکالی ندارد. ما از هیچ جا بودجه نمیگیریم و همه چیز را به شیوه خودمان چیش میبریم. این
شیوه را هم دوست داریم.”
و نصفش را خورده بودم که صدایم کردید. اگر بیش از این دیر کنم، گربه های این دور و برها درش
می برند. مردم بچه گربه هائی را که نمیخواهند در جنگل کنار دریا رها می کنند، برای همین
این دور و برها پر از گربه است. اگر اشکالی ندارد، برگردم سر ناهارم. مرا ببخشید، اما لطفا از
وقتتان استفاده کنید و از کتابخانه لذت ببرید. درِ کتابخانه ما به روی همه باز است. تا آنجا که از
مقررات پیروی کنید و مزاحم مراجعه کنندگان ِ دیگر نشوید، هر کاری دوست دارید بکنید. میتوانید
به هرچه دوست دارید نگاه کنید. بفرمائید و هر چه دوست دارید در گزارشتان بنویسید. از نظر ما
اشکالی ندارد. ما از هیچ جا بودجه نمیگیریم و همه چیز را به شیوه خودمان چیش میبریم. این
شیوه را هم دوست داریم.”
پس از رفتن اوشیما دو زن نگاهی رد و بدل میکنند، بعد هر دو به من زل میزنند. شاید مرا به
جای چیز دیگری اشتباه گرفته اند. من چیزی نمیگویم و فیش ها را مرتب میکنم. آن دو در مخزن
کتاب ها با هم پچ پچ میکنند و کمی بعد وسایلشان را جمع و جور میکنند که راه بیفتند. وقتی
کوله ها را به دستشان میدهم، با قیافه های یخزده حتی یک کلمه تشکر هم به زبان نمی
آورند.
جای چیز دیگری اشتباه گرفته اند. من چیزی نمیگویم و فیش ها را مرتب میکنم. آن دو در مخزن
کتاب ها با هم پچ پچ میکنند و کمی بعد وسایلشان را جمع و جور میکنند که راه بیفتند. وقتی
کوله ها را به دستشان میدهم، با قیافه های یخزده حتی یک کلمه تشکر هم به زبان نمی
آورند.
تعلیم معلم به كسی ننگ ندارد
سیبی كه سهیلش نخورد رنگ ندارد