دفترچه

نسخه‌ی کامل: خردگرایی دربرابر دین
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
(02-23-2026, 07:32 PM)Mehrbod نوشته: [ -> ]اسلامستیزی در ایران به اوج خود دارد میرسد.

درست همانجورکه ‌در جُستار دیگر گفتیم, آنتی‌بادی‌های اسلام در ایران بکار افتاده‌اند و بزودی به کشورهای همسایه نیز خواهند رسید.

مهربد، به نظرت عراق را چطور می‌شود از وجود ویروس شیعه پاکسازی کرد؟ با توجه به قدسی‌سازی نجف و کربلا که خط قرمز شیعیان است و در حال حاضر تعصبات شیعه بسیار عمیق نقش بسته؛ تا حدی که، بدون اغراق می‌گویم، ما در ایران در هیچ‌یک از برهه‌های تاریخی در اوج تعصبات شیعه‌ گری چنین چیزی را تجربه نکرده‌ایم.

من برای افغانستان نگران نیستم، چون اسلام‌گرایان افغان متعصب و نادان نگاهشان به ایران است و زمانی که آزادی ایران را ببینند، فروپاشی آن‌ها آغاز می‌شود. می‌ماند کشورهای عربی مثل سوریه، لبنان، یمن و فلسطین؛ بابت این‌ها هم نگران نیستم. این‌ها در ظاهر مسلمان هستند؛ اگر کشورشان سر و سامان بگیرد و شکمشان سیر شود و نیازی به جمهوری اسلامی نداشته باشند، از آن فاصله می‌گیرند. این‌ها از دیرباز اهل رقص شمشیر و خوش‌گذرانی بوده‌اند؛ آرمان‌های جمهوری اسلامی روزگارشان را تیره و تار کرد. درست مانند عربستان سعودی که از اسلام دست کشیده‌اند و اگر ببینند خانهٔ الله دیگر مسافر توریستی ندارد، آن را هم تبدیل به یک هتل یا مکان فرهنگی می‌کنند.

اما خطر شیوع مجدد ویروس اسلام را عراق می‌دانم؛ نکند ایرانی در آینده شکمش سیر شود و باز هم یاد دو طفلان مسلم و امامان بیفتد.

من هیچ‌گاه پاسخ درست و قانع‌کننده‌ای از تو دربارهٔ این موضوع نشنیده‌ام.
(03-12-2026, 05:08 PM)Scary نوشته: [ -> ]
(02-23-2026, 07:32 PM)Mehrbod نوشته: [ -> ]اسلامستیزی در ایران به اوج خود دارد میرسد.

درست همانجورکه ‌در جُستار دیگر گفتیم, آنتی‌بادی‌های اسلام در ایران بکار افتاده‌اند و بزودی به کشورهای همسایه نیز خواهند رسید.

مهربد، به نظرت عراق را چطور می‌شود از وجود ویروس شیعه پاکسازی کرد؟ با توجه به قدسی‌سازی نجف و کربلا که خط قرمز شیعیان است و در حال حاضر تعصبات شیعه بسیار عمیق نقش بسته؛ تا حدی که، بدون اغراق می‌گویم، ما در ایران در هیچ‌یک از برهه‌های تاریخی در اوج تعصبات شیعه‌ گری چنین چیزی را تجربه نکرده‌ایم.

من برای افغانستان نگران نیستم، چون اسلام‌گرایان افغان متعصب و نادان نگاهشان به ایران است و زمانی که آزادی ایران را ببینند، فروپاشی آن‌ها آغاز می‌شود. می‌ماند کشورهای عربی مثل سوریه، لبنان، یمن و فلسطین؛ بابت این‌ها هم نگران نیستم. این‌ها در ظاهر مسلمان هستند؛ اگر کشورشان سر و سامان بگیرد و شکمشان سیر شود و نیازی به جمهوری اسلامی نداشته باشند، از آن فاصله می‌گیرند. این‌ها از دیرباز اهل رقص شمشیر و خوش‌گذرانی بوده‌اند؛ آرمان‌های جمهوری اسلامی روزگارشان را تیره و تار کرد. درست مانند عربستان سعودی که از اسلام دست کشیده‌اند و اگر ببینند خانهٔ الله دیگر مسافر توریستی ندارد، آن را هم تبدیل به یک هتل یا مکان فرهنگی می‌کنند.

اما خطر شیوع مجدد ویروس اسلام را عراق می‌دانم؛ نکند ایرانی در آینده شکمش سیر شود و باز هم یاد دو طفلان مسلم و امامان بیفتد.

نقل قول:من هیچ‌گاه پاسخ درست و قانع‌کننده‌ای از تو دربارهٔ این موضوع نشنیده‌ام.


چونانکه در انگلیسی میگویند, از آن پل هنگامیکه رسیدیم, میگذریم.

ایدون این ویروس را از تن ایران بپالاییم هنر کرده‌ایم.


ریشه‌ی دین در ارزش‌هایی‌ست به زندگی میدهد و کمتر به خرد و فرنود کار دارد و بیشتر
به همبستگی و خود‌گروه‌یابی پیوند دارد. زمانیکه کس از کودکی با اسلام بزرگ شود, در بزرگسالی
سد‌ها برای دگرگونی باور‌هایش سخن‌تر خواهد بود, چون ریشه در احساس و حس پیوند او با دیگران
یافته است. ازینرو, برای هر کشور و فرهنگ بایست رویکرد‌های خودش را یافت. برای ایران فردا هم ما باید
مرز‌های سفت و سخت بکشیم و سفر میان عراق و ایران را دشوار. هر چه هزینه‌ی سفر بیشتر باشد و نمیدانم
عراقی برای بازدید نیاز به روادید داشته باشد, بهتر. در دست دیگر, به دید من دولت فرداروز ایران باید بودجه‌ی ویژه‌ای
برای «خردگرایی» کنار بگذارد و یکی از خویشکاری‌های مِهادین این نهاد خردگرایی بایست ستیز با دین‌گرایی بویژه
جنس تندرویانه‌ای آن باشد. گسترش خردگرایی bruteforceوار یکی از راهبرد‌های ستیز با اسلام است, ولی کارآمدی 
آنچندان بالایی ندارد چون همانجور که بالا گفتیم, ریشه‌ی دین در باور‌ها و ارزش‌های آدمی‌ست, نه در پردازش خردین ِ جهان پیرامون.

این نهاد, و کوشش‌های کسانی چون ما در بیرونی‌ترین پوسته‌ی خود گسترش خردگرایی بایست باشد, ولی ابزارهای
کارآمد‌تری بایستی پژوهسته شده و به کار برده شوند. برای نمونه, یک ارزش مهادین برای بسیاری کشور‌های مسلمان
این است که بخش بزرگی از مردم مسلمان‌اند چون مسلمان بودن را پاسداری از فرهنگ و میهن‌شان در برابر باخترزمین
میبینند. اینجا, دین یک پرچم است و از بیخ, این مسلمان نه گرایشی دارد نه در اسلام کندوکاو میخواهد بکند, او تنها 
میخواهد زیر یک پرچمی باشد که هوای او و فرهنگ و مردم او را بدارد. پس برای این, بایستی دگرگزین خوب بدهید.

ارزش مسلمان بودن برای برخی به دیرینه‌ترین نیاز دین برمیگردد که همانا گریز از مرگ باشد. ترس از مرگ بی‌اندازه
راستین بوده و مغز آدمی چونان فرگشته که به مرگ تا جای شدنی نپندارد, ولی این ترس همواره در آدمی‌ست و دین
از آن بهره‌جسته و خودش را براه آن اندر‌مینشاند (install). در برابر این, دگرگزین دیگری نیاز است.

...