دفترچه

نسخه‌ی کامل: ازدواج و اقتصاد
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
صفحات: 1 2
(04-20-2020, 12:16 PM)mbk نوشته: [ -> ]هوشمندی بیش از اندازه هم میزند هستهء مغز را داغ میکند جور تیمارستانیها بایستی رها شویم, نمونه شب اگر نخوابیم سردرد ناتوانی سراغمان میآید,


میگویند روی نوشتن هم اثر میگذارد...
"باِسمِ اَللهِ اَلرَّحمانِ اَلرَّحيـــم
...ﺳَﻴَﻘُﻮﻝُ ﻟَﮏَ ﺍﻟْﻤُﺨَﻠَّﻔُﻮﻥَ ﻣِﻦَ ﺍﻟْﺄَﻋْﺮﺍﺏِ ﺷَﻐَﻠَﺘْﻨﺎ ﺃَﻣْﻮﺍﻟُﻨﺎ ﻭَ ﺃَﻫْﻠُﻮﻧﺎ ﻓَﺎﺳْﺘَﻐْﻔِﺮْ ﻟَﻨﺎ
ﻳَﻘُﻮﻟُﻮﻥَ ﺑِﺄَﻟْﺴِﻨَﺘِﻬِﻢْ ﻣﺎ ﻟَﻴْﺲَ ﻓﻲ ﻗُﻠُﻮﺑِﻬِﻢْ ﻗُﻞْ ﻓَﻤَﻦْ ﻳَﻤْﻠِﮏُ ﻟَﮑُﻢْ ﻣِﻦَ اللهِِ ﺷَﻴْﺌﺎً
ﺇِﻥْ ﺃَﺭﺍﺩَ ﺑِﮑُﻢْ ﺿَﺮًّﺍ ﺃَﻭْ ﺃَﺭﺍﺩَ ﺑِﮑُﻢْ ﻧَﻔْﻌﺎً ﺑَﻞْ ﮐﺎﻥَ اللهُ ﺑِﻤﺎ ﺗَﻌْﻤَﻠُﻮﻥَ ﺧَﺒﻴﺮﺍً 11.."
"به شناسهء بی کمداشت خدا پُر بار آورنده بسيار بسيار بار آورنده
...زود میگویند تات پشت کننده ها از عرب ها سرگرممان داشت داراییهامانُ سزاوارهامان, پس خواه همه آمرزش تامان, میگویند به زبانهاشان چه نیست در دلهاشان, گو: پس کیست دارا میباشد تاتان از بی کمداشت خدا چیزی؟ گر کنارگذارد بهتان آسیبی یا کنارگذارد بهتان سودی رساند, نه آری بود بی کمداشت خدا به چه میکنید بسیارآگهی ۱۱.."

(04-23-2020, 09:20 PM)Mehrbod نوشته: [ -> ]میگویند روی نوشتن هم اثر میگذارد...

بینید گر خودتان بسیار باهوشید در سخنوری که پارسی بکار نگیرید, چرا به جای کارکرد نوشتید اثر؟ یا چرا نیمه روشن نارسا سخنی میگویی که چندین برداشت میشود ازش داشت,,,
نمونه این پاره نوشتارت روشن نیست,,
خودبالیدنست, نیشخندست, پذیرا شدنِ نوشته هاي نویسندهء رودرروست, این کارکردها یا اثرات هوش بالا خوبست یا آسیبزاست, اینی که دگری میگوید خودت باور داری درست یا نارس هست؟,,
چند پهلو نوشتی خواه هدفمند خواه ناخواسته,,
ما که نگفتیم هوش بسیار بالایی داریم,چه که هوش همیشه برتر پشتیبان ما روراست شونده هاست,
ازش کمک میخواهم شیوهء نوشتاریم بهتر سازد که آسان خوانده هم شایسته بجا دریافته شود,

هدف من از پارسی نویسی نه بد دانستن زبانهای دگر, که دریافت شایستهء زبان همدگرست, هم زبان همباز اشتراکی میان روراست شونده ها عربی, واکاوی نیز بهتر شناخته شود, نمونه در زیست شناسی به آبوار روانه قرمز در رگها میگوییم خون, باری تن ما نمیگوید خون که از ویژگیهاش میداند این آبوار قرمز خوراکی به کارش میآید یا نه,,,کارکرد زبان اینست,هم اگر بندهء بی کمداشت خدا کاستیهایی در نوشتار پارسی دارم ازش میخواهم دلسرد نشوم,,
"اَللهُمَّ""بي کمداشت خدایا" تویی که ماه ارزشمند خودداری از خوردن روزه را گذاشتی ناخوش نشویم,خوش بجای آوریت هر چند دگری ارزش روزه را نداند یا اگر داند شیرین بجای آور نیست جور اینان,
https://hw5.cdn.asset.aparat.com/aparat-...8-144p.mp4
هر چند که دربارهء پرهیز از شکر بیجا گفت,که بدیم شبها بایستی میوه های شیرین یا میوه نانهای پخته با قند بخوریم,,,,باری نخوردن در زمان درازُ طولانی بجا گفت, که همان خودداری از خوردن در روز روزه گیریست, هم شب بایستی خوراکی فراوان بخوریم, انبار تن ما که شکم هست پر باشد,,,,
هم مرا به یادت سرنگون دار برپاساز پیوستن نماز سمت همنشینی خانه ات در مکه
خدا یک خردی هم به شما ارزانی بداراد. این هم به پارسی ناب برای شما نیودم (نیودن = نیاییدن = to pray) 😁
"باِسمِ اَللهِ اَلرَّحمانِ اَلرَّحيـــم
..ﻓَﻠَﻤَّﺎ ﻗَﻀَﻴْﻨَﺎ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﺍﻟْﻤَﻮْﺕَ ﻣَﺎ ﺩَﻟَّﻬُﻢْ ﻋَﻠَﻰ ﻣَﻮْﺗِﻪِ ﺇِﻟَّﺎ ﺩَﺍﺑَّﺔُ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽِ ﺗَﺄْﻛُﻞُ ﻣِﻨﺴَﺄَﺗَﻪُ ﻓَﻠَﻤَّﺎ ﺧَﺮَّ ﺗَﺒَﻴَّﻨَﺖِ ﺍﻟْﺠِﻦُّ ﺃَﻥ ﻟَّﻮْ ﻛَﺎﻧُﻮﺍ ﻳَﻌْﻠَﻤُﻮﻥَ ﺍﻟْﻐَﻴْﺐَ ﻣَﺎ ﻟَﺒِﺜُﻮﺍ ﻓِﻲ
ﺍﻟْﻌَﺬَﺍﺏِ ﺍﻟْﻤُﻬِﻴﻦِ ‏ 14 ﺳﻮﺭﺓ ﺳﺒﺄ.."
"به شناسهء بی کم داشت خدا پر بار آورنده بسیار بسیار بار آورنده
..پس تا چه پایان بُرديم برش مرگ, چه رسانیدشان بر مرگش؟ گرنه کنداکاریِ زمين ميخورد فراگذارش{چوب دستی گمانم بارها جانورها را آنورتر میگذارد پیرها را نمیگذارد خم شوند}, پس تا چه افتاد, میان آمد پنهانشده ها که تایا بودند میدانند نادیده! چه درنگ کردند در ناگوار سست ساز؟ ۱۴ دسته بندی شدهء سبأ.."
نقل قول:خدا یک خردی هم به شما ارزانی بداراد. این هم به پارسی ناب برای شما نیودم (نیودن = نیاییدن = to pray)
بینید بدید این بندهء ناچیز بی کمداشت خدا! عبدالله
هیچ زبانی سادهء بی آلایش از دگر زبانها نیست,
داریم ".. ومن آیاته اختلاف السنتکم..""..از نشانه هاش چندپشتیِ زبانهاتان.."
نمونه:
واژهء "خدا" که یگانه آفریننده "الله" هدف منست گمانم از خدیو یا پادشاه دارا میآید, شاید با واژهء god در انگلیسی, شاید با واژه های "خد""جد""قد" "کد" در عربی همریشه باشد,
خرد اندیشه هوشد را هم اگر پیشینه واژگانیش اتیمولوژیش را پیدا میکردم خوب بود,چرا که با <خُرد 'خر+رد ' 'افتاد+كنارزده شد'> هم همخوانی دارد,
ارزانی از ارز میآید این هم بدیدم بایستی درست در جایش بکار بریم, نه بجای کمتر ستاندن ,که گذشت یا نگرفتن همان اندازه ارز سکه بجای دادن باری!
پارسی گمانم از پِرسا يا همان برپا یا قوم میآید,
ناب هم گمانم با نیب عربی هم ریشه هست, شاید درست بکار نگرفته باشیمش, "..وانیبوا الی الله.."
نیودن بدیدم با ندای عربی همریشه هست, "..ونادی نوح ربه..""..هم صدازد نوح زاری کننده بالاکشاننده اش را.."
خوب این "..چند پشت در پشتی زبانها.." یا "..اختلاف السنت.." از نشانه های "الله""بی کمداشت خدا" هست که همهء ما از یک پیشینه خانواده خاندان هستیم با اینکه زبانهای گوناگون داریم. هر چند درین میان گذر زمانی برنامهء زبانی, و زبانسازی روشنی در دست نباشد,
"اَللّهُمَّ""بی کمداشت خدایا" خاموشی اندیشه کردن دِه بجای زود گفتگو کردن بي انديشه خاموار کالوار, با يادت گفتن با برپایی پیوستن نماز سرنگون سمت همنشینی خانه ات در مکه نه دل کنده ای ازت منافق خموده مگسوار برای پیوستن باهات
Marriage makes people more responsible. People try to earn more after marriage. So, the economy is growing
صفحات: 1 2