ساختارشناسی زبان پارسیک

برگ ۹ از ۹

PEPE #۴۰۱
Ouroboros

زهر کافی ندارد

.

فکر کنم آن معادلی که دنبالش هستید

جسارتا

"خود گوز پندار" است!🙈
حق به جانب : کسیکه خودش را گوز خاصی فرض می کند!🙉

Ouroboros #۴۰۲

خود-درست‌بینی و خودپاک‌پنداری تا اینجا بهتر از باقی بودند.

Scary #۴۰۳

ببینید چه گنجینه‌ای دارم مهر ماه ۱۳۴۵ تهران

Mehrbod #۴۰۴
Scary

ببینید چه گنجینه‌ای دارم مهر ماه ۱۳۴۵ تهران

درباره‌ی گنجینه بودن و نبودنش چیزی نمیدانم, ولی سرتاپای آنرا واژه‌هایِ تازی گرفته, آنهم جایی واژه‌های پارسی زنده دارند خاک میخورند.

شکنجیدن, شکنجه شدن = عذاب دیدن

شکنجاندن, شکنجه دادن = عذاب دادن

بهانه, دست‌آویز = عذر

ناهمسویی, ناهمسازش, ناهم‌پیمانی, ...  = عدم توافق

داد = عدل

ناهمخوانی = عدم تطبیق

مَـر = عدد

ریشخندآمیز اینکه number و شماره همریشه‌اند و در واژه‌نامه‌ِ مکنزی «مَر» به چم عدد داریم و همان mar بجای عدد میتوانیم بگوییم, ولی بجایش به عدد و اعداد و تعدد رسیده‌ایم.

Mehrbod #۴۰۵

یکی از بزرگترین کمبود‌های امروز ما ایرانیان همین است که به زبانمان بها نمیدهیم و همینجور دیمی داریم پیش میرویم, در چهره‌یِ روال خود دولت است که ساماندهی میکند همانجور که فرهنگستان یکم را هم رضاشاه بنیاد نهاد که گرنه امروز به گمان بالا داشتیم به عربی گفتگو میکردیم!

بدبختانه رژیم جمهوری اسلامی سود خودش را در همان گستراندن عربی و سرکوب پارسی دیده و میبیند و بجای سروسامان دادن خودش هم یک سنگ‌انداز افزوده است.

از آنجاییکه اسلام دیگر ریشه‌اش سوخته و به این آسانی‌ها زنده نخواهد شد و این چسب اهرمنین دین ایدون از سر ایران برداشته شده, نیاز به ما بازیابی زبان و فرهنگمان را دوچندان کرده است, چه که در نبود چسب دین و مذهب, تنها چسب‌های بجا مانده برای «ایران» همانا زبان و فرهنگ میباشند وزینرو, کسیکه امروز خودش را میهن‌پرست میداند ولی هنوز به زبان شکسته و عربی "فارسی" سخن میگوید با دست خود دارد تیشه به ریشه‌یِ خود میزند.

ما نمیتوانیم یکسره بنالیم که ایران چندقومی و هر آن آماده‌ از هم فروپاشیدن است هنگامیکه هرگز با بالاترین توان بدنبال بازیابی زبان, فرهنگ و آیین‌های باستانی (بروز شده) خود نرفته باشیم! سرانجام یک چیزی آنجا باید باشد که ایرانی خود را زبرای آن ایرانی بداند! ایرانی‌ای که عربی سخن بگوید, آیین‌هایِ دیمی خود را از کریسمس و نمیدانم شعبان وام بگیرد و به دبیره‌ی عربی در جهان چپ‌چین بنویسد همین میشود که امروز داریم, و از برای این «دبیره‌یِ بدردنخور» هم هرگز نتوانسته‌ایم هتّا در غرب چندتا واژه‌یِ پارسی نوپا جابیاندازیم و هنوز کسی نمیداند «قرمه‌سبزی» یا «ته‌دیگ» چیست, ولی غربی‌ها میدانند anime چیست و هتّا kawaii چه چمی دارد!