یکی از مسایل اصلی که بحث سرش زیاد هم هست مساله ی ازدواجه .
منتها در بیشتر جاهایی که من خوندم روانشناسها این مساله رو از دید روانشناسی بررسی کردند و تقریبن همشون یک چیز میگند و البته بیشترشون به پرسشهای ملتی که در ازدواجشون شکست خوردند جواب دادند تا ماهیت خود ازدواج و مسایل دیگه اش ! در کمتر انجمنی هم دیدم که سر این مساله بحثی درست و حسابی صورت گرفته شده باشه .
به عبارت ساده تر حداقل به زبان فارسی من خودم تا حالا بحث درست و حسابی ندیدم با اینکه فت و فراوان مقاله در بارش وجود داره و نمیشه منکر این داستان شد که ازدواج یکی از مهم ترین روابط بین انسانهاست ، حالا میخواد ازدواج در شکل مذهبی باشه ، میخواد ازدواج در شکل قانونی باشه ، میخواد به هر شکل دیگه ای باشه از جمله ازدواج همجنسگرایان با همدیگه و ... حتا من در خبری خوندم که درش نوشته بود شخصی با جسد نامزدش ازدواج کرده .
برای همین فکر کردم جای یک بحث این شکلی در دفترچه مان خالی است و به نظرم بهتره که در رابطه با ازدواج از دید ادیان مختلف و یا قوانین و یا روابط افراد و عشق و مسایل سنی و جنسی و ... یک بحثی داشته باشیم و یک کمی با هم دعوا کنیم بلکه هم اطلاعات و تجربیات خودمان را با یکدیگر به اشتراک گذاشته باشیم و هم به بانک اطلاعاتی مباحثی که تا کنون با هم داشتیم یک بحث جدید اضافه کرده باشیم .
خوب دوستان شروع کنید ببینیم به کجا میرسه - به نظر من برای شروع میتونیم ابتدا ماهیت عشق و ازدواج رو بررسی کنیم و بعدش به نقش تفاوت سنی ، فرهنگ طرفین ، دخالت دین و موارد قانونی و ... بپردازیم .
اصلن شاید در آینده یک بنگاه همسریابی برای بیخدایان هم راه انداختیم 🤭
ازدواج
میگم،میتونیم درباره روشهای مخ زدن و تفاوت اون در ادیان و ملتهای مختلف هم بحث کنیم 😁
میلاد جان اول از همه تبریک میگم بهت😁😁,به پای هم پیر شین🌹🌹!!!
خب دقیقا در مورد چه چیزیش صحبت کنیم؟!
Havadar_e_Democracyمیلاد جان اول از همه تبریک میگم بهت😁😁,به پای هم پیر شین🌹🌹!!!
خب دقیقا در مورد چه چیزیش صحبت کنیم؟!
هنوز که موردش جور نشده 😁 ولی بدمان هم نمی آید که جور بشود 🌹 (از آسیای شرقی باشد بهتر است 😆)
sonixaxهنوز که موردش جور نشده 😁 ولی بدمان هم نمی آید که جور بشود 🌹 (از آسیای شرقی باشد بهتر است 😆)
اونجا که شما هستین که همه چی دم دسته😁😁!!!! حالا جدی در مورد چی باید صحبت کنیم؟اینکه چرا انسان تمایل به ازدواج داره؟یعنی یه نفر دیگه رو هم در کنار خودش داشته باشه؟
Havadar_e_Democracyاونجا که شما هستین که همه چی دم دسته😁😁!!!! حالا جدی در مورد چی باید صحبت کنیم؟اینکه چرا انسان تمایل به ازدواج داره؟یعنی یه نفر دیگه رو هم در کنار خودش داشته باشه؟
نه بابا آسیای شرقی زیاد دم دست نیست 😁 باید برم چینی کره ای جایی 🙂
آره دیگه ، از اینکه چرا انسان تمایل به ازدواج داره ، در مورد تفاوت سنی ، در مورد عشق و خلاصه هر چیزی که به ازدواج مربوط میشه .
مثلن از اینجا شروع کنیم :
ماهیت ازدواج چی هست ، آیا ازدواج فقط به مسایل جنسی خلاصه میشود و چرا انسانها تمایل به ازدواج دارند .
بعدش بریم سر مسایل دیگه مثل سن ازدواج ، تفاوت سنی ، فرهنگی ، شغل دو طرف ، خانواده ها و هزار تا مساله دیگه 😁
حالا که میلاد این بحث رو پیش کشید،منم یسوال مرتبط دارم.بنظر شما چقدر جا داره انسان به بقیه اعتماد کنه.مخصوصن که پیش بینی آینده و انسانها سخته.مثلن تو همین عشق و ازدواج،واقعن میشه یکنفر دیگه رو در همه زندگی شریک کرد یا باید شراکت محدود باشه و مسائل اساسی رو برای خودت نگه داری؟
با آمار طلاق بالای هفتاد درسد چگونه میشود اعتماد کرد؟
Russellحالا که میلاد این بحث رو پیش کشید،منم یسوال مرتبط دارم.بنظر شما چقدر جا داره انسان به بقیه اعتماد کنه.مخصوصن که پیش بینی آینده و انسانها سخته.مثلن تو همین عشق و ازدواج،واقعن میشه یکنفر دیگه رو در همه زندگی شریک کرد یا باید شراکت محدود باشه و مسائل اساسی رو برای خودت نگه داری؟
مهربدبا آمار طلاق بالای هفتاد درسد چگونه میشود اعتماد کرد؟
به نظر من همه چیز بستگی به طرفین داره - آمار بالای طلاق دلایل خیلی زیادی داره - مثلن در جوامع سنتی مثل ایران فرهنگ عقبمانده و به عبارتی پاچه کردن دو طرف به هم چنین آماری رو بوجود میاره . در جوامعی مثل جامعه آمریکا هم بیشتر به این خاطره که طرفین به خاطر مسایل مادی با هم ازدواج میکنند .
دختر دایی خود من ، بعد از ۱۴ سال دوستی با دوست پسرش و با هم زندگی کردن زیر یک سقف با هم ازدواج کردند و زندگی خیلی خوبی هم دارند - یعنی هنگام ازدواج خیلی خوب همدیگه رو میشناختند و به همین دلیل فکر میکنم که تا آخرش در کنار هم به خوبی و خوشی و سلامتی زندگی کنند
.
به شخصه اگر کسی باشه که واقعن بهش علاقه داشته باشم (که البته تا حالا همچین کسی رو پیدا نکردم) از اینکه بخوام برای همیشه باهاش زندگی کنم هیجان زده میشم - البته افراد همه با هم فرق میکنند و طرز فکر های متفاوتی هم دارند .
من فکر میکنم که میشه به اشخاص اعتماد کرد ، یعنی باید اعتماد کرد . اگر آدم با یک عینک بد بینی به چشم و به صورت خیلی محافظه کار زندگی کنه در حقیقت زندگی خودش رو خراب کرده . البته ساده لوحی رو هم قبول نمیکنم بلکه آدم باید در رفتارش اعتدال داشته باشه
.
منتها من هنوز منظور راسل رو از مسایل اساسی متوجه نشدم !آیا منظور مسایل مادی هست ؟ اگر منظور این جور مسایل هست خود من ترسی به خاطر از دست دادن اموال ندارم . چون قبلن یک بار همه چیزم رو از دست دادم و الان خیلی بیشتر از قبل دارم و در آینده حتمن خیلی بیشتر از امروز خواهم داشت و اگر نه یک بار بلکه صد بار دیگه هم اگر همه چیزم رو از دست بدم میدونم که میتونم دوباره همش رو بدست بیارم و حتا بیشترش رو . پس اگر بر فرض مثال در یک رابطه ی زناشویی شخصی بیاد و اموال من رو ازم بگیره ناراحت نمیشم و این مساله باعث بد بینی من نسبت به بقیه هم نمیشه .
ولی با همه اینها به نظر من انسان نیاز داره که به نزدیکانش اعتماد کنه کسانی که نمیتونند به دیگران اعتماد کنند به نظر من سلامت روانی ندارند . اعتماد نکردن به همسر که دیگه جای خود دارد
.
sonixaxولی با همه اینها به نظر من انسان نیاز داره که به نزدیکانش اعتماد کنه کسانی که نمیتونند به دیگران اعتماد کنند به نظر من سلامت روانی ندارند . اعتماد نکردن به همسر که دیگه جای خود دارد .
نیاز داشتن فرنود خوب بودن آن نمیشود. البته اعتماد خوب است، ولی در ریشه پایه هر رابطهای سود دو-سویه بیشتر نیست. زمانیکه این سودمندی از میان برود، وفاداری دیگری نیز از میان خواهد رفت.
دشواری آنجا پیش میآید که ما نمیتوانیم انگیزههای دیگران را بفهمیم. انگیزههای دیگری میتواند بسیار ساده مانند پول بوده و یا بسیار پیچیده و
درکناپذیر مانند ویژگیهای شخصیتی باشد؛ از آنجاییکه ما نمیتوانیم این انگیزهها را درست بشناسیم، پس نمیتوانیم اعتماد کامل و بدون قید و بند هم بکنیم.
sonixaxمن فکر میکنم که میشه به اشخاص اعتماد کرد ، یعنی باید اعتماد کرد . اگر آدم با یک عینک بد بینی به چشم و به صورت خیلی محافظه کار زندگی کنه در حقیقت زندگی خودش رو خراب کرده . البته ساده لوحی رو هم قبول نمیکنم بلکه آدم باید در رفتارش اعتدال داشته باشه .
واقعبینی بهتر است.
sonixaxدختر دایی خود من ، بعد از ۱۴ سال دوستی با دوست پسرش و با هم زندگی کردن زیر یک سقف با هم ازدواج کردند و زندگی خیلی خوبی هم دارند - یعنی هنگام ازدواج خیلی خوب همدیگه رو میشناختند و به همین دلیل فکر میکنم که تا آخرش در کنار هم به خوبی و خوشی و سلامتی زندگی کنند .
آمار طلاق در آلمان: 40 درسد (چهار نفر از میان ده نفر)
آمار طلاق در آمریکا: 50 درسد (پنجاه پنجاه)
www.divorcemag.com/statistics/statsWorld.shtml
www.divorce.com/article/worldwide-divorce-statistics
در همین راستا:
آمار طلاق ایران شاید به 100% برسد 😆 :
Although Iran is not found on current lists of countries with high divorce rates, it seems the country may possibly have the highest divorce rate in the world today. A study released by a research group at Shahid Beheshti University in Tehran earlier this month reports that the divorce rate in Iran could be as high as 90% among couples who marry by choice as opposed to more traditional arranged marriages. The split between traditional arranged marriages and more modern “love” marriages is larger than you might think though, with just 15% of marriages in Iran today being arranged and supervised by the parents of the bride and groom. The other 85% of marrying couples in Iran do so without parental supervision and choose their mates on their own.
www.divorce.com/blog/iranian-divorce-rate-may-hit-100
اکنون اگر خیلی احساس خوشبختی و خوششانسی میکنید، این گوی و میدان 😁
من هم دقیقن منظورم همین ندانستن انگیزشهای طرف مقابل است.حتمن لازم نیست طرف کلاه بردار باشد،میشود واقعن همدیگر را دوست بدارید ولی بعدن بسادگی این حس از بین برود.یا انگیزشهای طرف مقابل ناخودآگاه باشد.مساله اینجاست که آیا میشود چیزهایی را با کسی شریک شد که بعدن اگر دوستی از میان برود طرف مقابل بتواند با استفاده از همین دانسته ها به شما آسیب بزند یا فرد سومی از آن سو استفاده کند.الان که مردهای 30 ساله هم زیر بار ازدواج نمیرند باین سادگی.
البته مورد مناسب پیدا بشه خوبه ازدواج ولی در ایران جوریه که ادم باید زندگیش رو قمار کنه واقعن.
در حالی که با زندگی مدرن و قوانین عقلانی میشه زندگی رو خیلی راحتتر کرد.واقعن باید کسی مغز خر خورده باشه که زیر بار مهریه ای بره که میدونه دار و ندارش رو که باید بزاره هیچ تا آخر عمر هم ممکنه نتونه اون رو پی بده،یا یه دختر حاظر بشه کاملن وابستگی مالی به طرف مقابل باشه.بنظر من اصلن همین چیزهای مالیه که گند میزنه تو رابطه ها.وگرنه دونفر با هم خوشحالند با هم زندگی میکنند.با هم خوشحال نیستن و اذیت میشن زندگی نمیکنن.
مهربدنیاز داشتن فرنود خوب بودن آن نمیشود. البته اعتماد خوب است، ولی در ریشه پایه هر رابطهای سود دو-سویه بیشتر نیست. زمانیکه این سودمندی از میان برود، وفاداری دیگری نیز از میان خواهد رفت.
همان واقع بینی بدون اعتدال کار را خراب میکند .
مهربددشواری آنجا پیش میآید که ما نمیتوانیم انگیزههای دیگران را بفهمیم. انگیزههای دیگری میتواند بسیار ساده مانند پول بوده و یا بسیار پیچیده و
درکناپذیر مانند ویژگیهای شخصیتی باشد؛ از آنجاییکه ما نمیتوانیم این انگیزهها را درست بشناسیم، پس نمیتوانیم اعتماد کامل و بدون قید و بند هم بکنیم.
به همین دلیل است که یک بازه زمانی نیاز است تا طرفین نسبت به هم شناخت کافی پیدا کنند . البته نه مثل نامزدی ایرانی ها چند ماه
!
مهربدواقعبینی بهتر است.
به نظر من واقع بینی هم اگر بیش از حد باشه تبدیل میشه به بد بینی
.
مهربدآمار طلاق در آلمان: 40 درسد (چهار نفر از میان ده نفر)
آمار طلاق در آمریکا: 50 درسد (پنجاه پنجاه)
خبر دارم ، ازدواج آلمانی ها معمولن به این خاطر دوام نمیاورد چون که مثل سگ هستند 😆
آمریکایی ها هم بیشتر به این خاطره که به خاطر موارد مادی با هم ازدواج میکنند .
ایران هم که .... اصلن ایران رو ولش کن 🤭
Russellمن هم دقیقن منظورم همین ندانستن انگیزشهای طرف مقابل است.حتمن لازم نیست طرف کلاه بردار باشد،میشود واقعن همدیگر را دوست بدارید ولی بعدن بسادگی این حس از بین برود.یا انگیزشهای طرف مقابل ناخودآگاه باشد.مساله اینجاست که آیا میشود چیزهایی را با کسی شریک شد که بعدن اگر دوستی از میان برود طرف مقابل بتواند با استفاده از همین دانسته ها به شما آسیب بزند یا فرد سومی از آن سو استفاده کند.الان که مردهای 30 ساله هم زیر بار ازدواج نمیرند باین سادگی.
باز هم بستگی به شناخت طرفین از هم دارد ، مثلن اگر شما برای مدت ۱۰ سال با کسی زیر یک سقف زندگی کرده باشید و نه به صورت زن و شوهر - به احتمال زیاد شناخت کافی از هم پیدا میکنید که بتوانید تصمیم بگیرید . اگر هم احساس واقعی وجود نداشته باشد طی این مدت احتمالن وضعیتش روشن میشود . البته رابطه ی دوستی که ۱۰ به صورت زندگی مشترک ۱۰ سال دوام بیاورد به احتمال زیاد رابطه ای قوی و محکم است .
Russellالبته مورد مناسب پیدا بشه خوبه ازدواج ولی در ایران جوریه که ادم باید زندگیش رو قمار کنه واقعن.
دقیقن 🌹
Russellدر حالی که با زندگی مدرن و قوانین عقلانی میشه زندگی رو خیلی راحتتر کرد.واقعن باید کسی مغز خر خورده باشه که زیر بار مهریه ای بره که میدونه دار و ندارش رو که باید بزاره هیچ تا آخر عمر هم ممکنه نتونه اون رو پی بده،یا یه دختر حاظر بشه کاملن وابستگی مالی به طرف مقابل باشه.بنظر من اصلن همین چیزهای مالیه که گند میزنه تو رابطه ها.وگرنه دونفر با هم خوشحالند با هم زندگی میکنند.با هم خوشحال نیستن و اذیت میشن زندگی نمیکنن.
تازه ازدواج در ایران برای دختر ها گران تر هم تمام میشود ، چون طبق قوانین مزخرف اسلامی به این راحتی ها نمیتواند جدا بشود
.
sonixaxبه همین دلیل است که یک بازه زمانی نیاز است تا طرفین نسبت به هم شناخت کافی پیدا کنند . البته نه مثل نامزدی ایرانی ها چند ماه !
روی تجربه من شناخت چندین ساله هم به جایی نمیرسد. از سوی دیگر حتی اگر دو آدم یکدیگر را بگوییم 100% هم شناخته،
از آنجاییکه با گذر زمان هر دو تغییر کرده، پس از چند سال دو آدم گوناگون خواهیم داشت که اگر زمانی هم یکدیگر را میشناختهاند، اکنون دیگر نمیشناسند.
sonixaxبه نظر من واقع بینی هم اگر بیش از حد باشه تبدیل میشه به بد بینی .
به گمانم در تعریف واقعبینی به دشواری برخوردهایم. واقعیبینی اگر زیاده از اندازه یا کمتر از اندازه باشد دیگر واقعبینی نیست!
واقعبینی به اندازه و هر چه نزدیکتر به واقعیت بیرونی است. هر چیز دیگر یا خوشبینی است یا بدبینی.
sonixaxخبر دارم ، ازدواج آلمانی ها معمولن به این خاطر دوام نمیاورد چون که مثل سگ هستند 😆
آمریکایی ها هم بیشتر به این خاطره که به خاطر موارد مادی با هم ازدواج میکنند .
ایران هم که .... اصلن ایران رو ولش کن 🤭
کجاییها دوام میآورد؟ 😁
sonixaxتازه ازدواج در ایران برای دختر ها گران تر هم تمام میشود ، چون طبق قوانین مزخرف اسلامی به این راحتی ها نمیتواند جدا بشود .
آن قدیم بود. این روزها در کنار مهریه و .. حق طلاق و جدایی هم قانونی گرفته میشود.
اما از این حرفا گذشته یه مساله مهم که ازدواج رو ارزشمند میکنه اینه که دو طرف میخوان نشون بدن به رابطه متعهدند و حداقل برای بقاش تلاش میکنند و این پایداری برای پرورش سالم بچه ها لازمه.از طرف دیگه میدونیم این احساسات دو طرف در سالهای اولیه تاثیر زیادی از هورمونها میگیرند،بعبارت دیگه این علاقه شدید و وابسته شدن کارکرد تکاملی هم داره.حالا اگر میخوایم تغییرش بدیم حداقلش اینه که باید یفکری برای تاثیرش روی خانواده و بچه ها هم بشه.از این نظر نمیشه کسی که ازدواج میکنه رو سرزنش کزد.فقط بنظر من باید عاقلانه احتمال بهم خوردن یه رابطه و ادامه زندگی و خوشبختی همه اعضای خانواده بعد از جدایی احتمالی رو هم بحساب آورد و بر اون اساس قانون گذاری و برنامه ریزی کرد.
انگار دوستان دفترچه ای علاقه ای به ازدواج ندارن!!
کسی از دوستان تجربه ای,چیزی نداره به ما کمک کنه؟ 😉
😋
havachekhubeانگار دوستان دفترچه ای علاقه ای به ازدواج ندارن!!
کسی از دوستان تجربه ای,چیزی نداره به ما کمک کنه؟ 😉
😋
گویا همه عزب اوغلی هستند 😆 و کم تجربه !
-------------------------------
دوستان به نظر شما تفاوت سنی تا چه حد در یک رابطه ی جدی مثل ازدواج مهمه ؟ اگر مهمه چه قدر ؟ کی باید بزرگتر باشه کی کوچیکتر یا اصلن بهتره هم سن باشند ؟ اصلن تفاوت سنی مهم هست ؟
گمان نمیکنم میانگین سنی فاروم بیشتر از 30 باشد که کسی بخواهد تجربه آنچنان در امر ازدواج داشته باشد!
دوستان این جوری پیش بره نسل انسان منقرض میشه😁😁!!!
راستش چیزی که من فکر میکنم اینه که در هیچ حالتی نمیشه مطمئن بود و تا واردش نشی نمیدونی چی در انتظارت هست.زندگی مشترک حداقل تو ایران خیلی پر استرس هست...بعد از مدتی هم خواه نا خواه دو طرف فقط از رو عادت با هم زندگی میکنن و شاید گاهی حس کنن هیچ علاقه ای به هم ندارن.
میلاد جان این معیار سن رو که میگی برای جامعه امروز ایران منظورت هست؟
دوستانی که اون ور آب هستن در مورد ازدواج های اونور آب بیشتر برای ما توضیح بدن تا یه مقایسه فرهنگی هم داشته باشیم.
Havadar_e_Democracyدوستان این جوری پیش بره نسل انسان منقرض میشه😁😁!!!
فعلا که دوچار ازدیاد جمعیت هستیم. در حقیقت همینگونه پیش برود در کمتر از دویست سال جا برای هیچکس نمیماند.
Havadar_e_Democracyدوستانی که اون ور آب هستن در مورد ازدواج های اونور آب بیشتر برای ما توضیح بدن تا یه مقایسه فرهنگی هم داشته باشیم.
درباره چه چیز آن؟
ازدواج کردن پول میخواد ولی نباید محرک ازدواجت پولت باشه. دختری که قراره زنت بشه نباید تورو بخاطر پولت بخواد. برای پولت هم بیشتر از اینا ارزش قائل شو. انرژی و عمرت رو برای بدست آوردنش صرف کردی. قبل از این که ازدواج کنی پولت رو برای خودت خرج کن و خوب بپوش و به خودت برس و برو چندتا کشور خوش آب و هوا و چند تا سفر تفریحی برو یک کم عشق و صفا کن ببین شاید زندگی مجردی بهت ساخت و ازش خوشت اومد و دیدی حالا جا داری و بیخیال زن و برنامه شدی.
ضمنا از هر جا زن میگیری هیچوقت از ایران زن نگیر!
havadar_e_democracyمیلاد جان این معیار سن رو که میگی برای جامعه امروز ایران منظورت هست؟
به طور کلی گفتم . معیار های جامعه ی ایرانی رو اصلن نمیشه مد نظر قرار داد چونکه توی ایران همه چیز بر عکسه !
عشق تجربه ی شیرینی هستش و اگر بتونه با دوام باشه به نظر من با ارزش ترین چیزیه که یک نفر میتونه داشته باشه - ولی آدم باید بتونه عشق و احساس کاذب و حس ترحم و ... رو از تشخیص بده
. از طرفی در ازدواج به نظر میاد که سن یکی از مسایلی هست که همیشه بهش توجه میشه . البته در جوامع غربی من تا ۱۵ سال هم دیدم که تفاوت سنی وجود داشته و خیلی خوب و خوش و خرم با هم زندگی کردند .
ولی به طور کلی میخوام دونه دونه مسایل رو ببریم جلو دست آخر یه جمع بندی بکنیم - برای همین گفتم از سن شروع کنیم . منظور هم به طور کلی هست نه یک جامعه ی خاص .
reactorازدواج کردن پول میخواد ولی نباید محرک ازدواجت پولت باشه. دختری که قراره زنت بشه نباید تورو بخاطر پولت بخواد. برای پولت هم بیشتر از اینا ارزش قائل شو. انرژی و عمرت رو برای بدست آوردنش صرف کردی. قبل از این که ازدواج کنی پولت رو برای خودت خرج کن و خوب بپوش و به خودت برس و برو چندتا کشور خوش آب و هوا و چند تا سفر تفریحی برو یک کم عشق و صفا کن ببین شاید زندگی مجردی بهت ساخت و ازش خوشت اومد و دیدی حالا جا داری و بیخیال زن و برنامه شدی.
موافقم ، ولی به نظرم پول چیز مهمی توی زندگی نیست - یعنی ارزش نداره به خاطرش روان خودت رو به هم بریزی .
و البته زندگی مجردی به نظر من یکی که اصلن چیز خوبی نیست
.
reactorضمنا از هر جا زن میگیری هیچوقت از ایران زن نگیر!
۱۰۰% موافقم 🌹
Reactorضمنا از هر جا زن میگیری هیچوقت از ایران زن نگیر!
چرا؟
Russellچرا؟
اگر شما ایرانی هستید که نباید تعجب کنید؟
دخترهای ایرانی بدنبال فرصت و موقعیت بهتر هستند همین. نه دنبال عشق و پایبندی. قبلا امتحان شده و بی ارزش و وقت تلف کردنه. اگر خیلی زرنگ باشید مثل من از زیرش شونه خالی میکنید. اگرم زرنگ نباشید مثل خیلی های دیگه تا آخر توی پاچه ی مبارکتون میکنن و باید تشریف ببرید زندان آب خنک نوش جان کنید!
البته خدا!!! نکنه شمای نوعی رو گفتم
sonixaxموافقم ، ولی به نظرم پول چیز مهمی توی زندگی نیست - یعنی ارزش نداره به خاطرش روان خودت رو به هم بریزی .
و البته زندگی مجردی به نظر من یکی که اصلن چیز خوبی نیست .
به نظر من بعد از سلامتی پول مهمترین رکن خوشبختیه. زن خوب بدون پول خوب سرابه. در کل همه ی فاکتورهای زندگیه خوب بدون پول خوب سرابه و دست نیافتنی.
Reactorبه نظر من بعد از سلامتی پول مهمترین رکن خوشبختیه. زن خوب بدون پول خوب سرابه. در کل همه ی فاکتورهای زندگیه خوب بدون پول خوب سرابه و دست نیافتنی.
بله پول چیز بدی نیست ، ولی همه چیز نیست . حد اقل از دید من نیست . قبلن هم نوشتم به دست آوردن پول سخت نیست ولی حفظ سلامتی و زندگی سالم داشتن خیلی سخته
.
Russellچرا؟
دختر ایرانی به خاطر رشد در یک فرهنگ بد و عقبمانده رفتار های نا پسند و خاصی در رابطه ی دختر و پسر داره .
پسر ایرانی هم همین طور فرقی نمیکنه - خیلی تک و توک پیش میاد که طرفین دچار عقده های ناشی از سرکوب نباشند .
برای مثال ، اگر دختر زیبایی در ایران بزرگ شده باشد در مورد مساله ی ساده ای مثل کار کردن به کمتر از منشی دکتر فلانی راضی نمیشود ! اگر تحصیل کرده یا دانشجو هم که باشد دیگه واویلا !!! در صورتی که در غرب زیبا ترین دخترانی که تا به حال به عمرتان دیدید در کنار تحصیل مثلن در مک دونالد هم کار میکنند و کف آنجا را تی هم میکشند . این را نه تنها من هر کسی که خارج از ایران زندگی میکنه بارها و بارها دیده . البته این فقط یکی از جنبه های رفتار های غلط و اشتباه دختران ایرانی هستش .
در مورد پسران ایرانی هم فرقی نمیکنه اونها یک نوع دیگه از نظر روانی مشکل دارند . به طور کلی دختر و پسر ایرانی دچار نوعی خود برتر بینی و غرور کاذب هستند و این تحمل این دو را برای یکدیگر سخت میکنه (البته از نظر من) .
شخصن بر این عقیده هستم که چه دختران و چه پسران ایرانی بهتر است با شخصی از فرهنگی برتر از فرهنگ خودشون ازدواج کنند - البته میدونم که امکانش شاید برای یکی دو درصد جامعه فراهم باشه ، ولی همون مقدار کم میتونه در بهبود وضعیت فرهنگی کمک کنه .
مهربد یک لینکی فرستاده بود در مورد آمار طلاق ایرانی ها ، مثل اینکه دانشگاه شهید بهشتی سورس تحقیق اون لینک بوده ! ۹۰% آمار طلاق شوخی نیست اون هم در کشوری که یکی از سخت ترین کارهای ممکن طلاق گرفتنه
!!!
sonixaxدختر ایرانی به خاطر رشد در یک فرهنگ بد و عقبمانده رفتار های نا پسند و خاصی در رابطه ی دختر و پسر داره .
پسر ایرانی هم همین طور فرقی نمیکنه - خیلی تک و توک پیش میاد که طرفین دچار عقده های ناشی از سرکوب نباشند .
برای مثال ، اگر دختر زیبایی در ایران بزرگ شده باشد در مورد مساله ی ساده ای مثل کار کردن به کمتر از منشی دکتر فلانی راضی نمیشود ! اگر تحصیل کرده یا دانشجو هم که باشد دیگه واویلا !!! در صورتی که در غرب زیبا ترین دخترانی که تا به حال به عمرتان دیدید در کنار تحصیل مثلن در مک دونالد هم کار میکنند و کف آنجا را تی هم میکشند . این را نه تنها من هر کسی که خارج از ایران زندگی میکنه بارها و بارها دیده . البته این فقط یکی از جنبه های رفتار های غلط و اشتباه دختران ایرانی هستش .
در مورد پسران ایرانی هم فرقی نمیکنه اونها یک نوع دیگه از نظر روانی مشکل دارند . به طور کلی دختر و پسر ایرانی دچار نوعی خود برتر بینی و غرور کاذب هستند و این تحمل این دو را برای یکدیگر سخت میکنه (البته از نظر من) .
شخصن بر این عقیده هستم که چه دختران و چه پسران ایرانی بهتر است با شخصی از فرهنگی برتر از فرهنگ خودشون ازدواج کنند - البته میدونم که امکانش شاید برای یکی دو درصد جامعه فراهم باشه ، ولی همون مقدار کم میتونه در بهبود وضعیت فرهنگی کمک کنه .
مهربد یک لینکی فرستاده بود در مورد آمار طلاق ایرانی ها ، مثل اینکه دانشگاه شهید بهشتی سورس تحقیق اون لینک بوده ! ۹۰% آمار طلاق شوخی نیست اون هم در کشوری که یکی از سخت ترین کارهای ممکن طلاق گرفتنه !!!
آره این رو که صد در صد موافقم.ولی دختر خوب هم پیدا میشه اگر خانواده خوب باشه.من این دخترهای ایرانی رو که از بچگی تو خارج بزرگ شدن رو بدم نمیاد.هم خاکی هستن برعکس بقیه هم ایرانی هستن و از فرهنگ ایران یچیزایی میفهمند که خیلی مهمه.تصور اینکه آدم یعمر با کسی که بزبان مادریش صحبت نمیکنه زندگی کنه یکم سخته.حتی برای من که در کل فرهنگ غرب رو بیشتر از شرقی و ایران میپسندم
Russellآره این رو که صد در صد موافقم.ولی دختر خوب هم پیدا میشه اگر خانواده خوب باشه.من این دخترهای ایرانی رو که از بچگی تو خارج بزرگ شدن رو بدم نمیاد.هم خاکی هستن برعکس بقیه هم ایرانی هستن و از فرهنگ ایران یچیزایی میفهمند که خیلی مهمه.تصور اینکه آدم یعمر با کسی که بزبان مادریش صحبت نمیکنه زندگی کنه یکم سخته.حتی برای من که در کل فرهنگ غرب رو بیشتر از شرقی و ایران میپسندم
دختر های ایرانی که در خارج از ایران بزرگ شدند یا پسر های ایرانی که در خارج از ایران بزرگ شدند دیگه ایرانی نیستند - اسم ایرانی روشونه و فارسی حرف میزنند .
اون مورد زبان مادری هم چیز زیاد پیچیده ای نیست ، اغلب ایرانی های اینجا که با یک آلمانی ازدواج کرده اند - همسران آلمانیشون فارسی یاد گرفته اند . چون زبان خیلی راحتیه و طرف زود یاد میگیره - یعنی زن و شوهر هر دو دو تا زبان مادری خودشون و همسرشون رو بلدند . خیلی هم خوبه به نظر من .
Russellآره این رو که صد در صد موافقم.ولی دختر خوب هم پیدا میشه اگر خانواده خوب باشه.من این دخترهای ایرانی رو که از بچگی تو خارج بزرگ شدن رو بدم نمیاد.هم خاکی هستن برعکس بقیه هم ایرانی هستن و از فرهنگ ایران یچیزایی میفهمند که خیلی مهمه.تصور اینکه آدم یعمر با کسی که بزبان مادریش صحبت نمیکنه زندگی کنه یکم سخته.
دوستان دختر ایرانی خوب که از خانواده پولدار باشد معمولا همان نمونه خارج از ایران میشود، مگر آنکه پولداری خانواده از روی روابط دولتی و آخوندی باشد.
Russellحتی برای من که در کل فرهنگ غرب رو بیشتر از شرقی و ایران میپسندم
🌹
به ندرت در فرهنگ کنونی چیزی بهتر از فرهنگ غرب پیدا میکنیم.
تعداد سکس ناخواسته در ازدواج از تن فروشی بیشتر هست به نظر من ، زن یا شوهر بخاطر اینکه با شخص مقابل ازدواج کرده ، مجبور هست چند وقت یکبار رابطه جنسی با طرف داشته باشه ، و این به نظرم خیلی نفرت انگیز هست.
مهربددرباره چه چیز آن؟
به طور کلی دیدگاهی که در جوامع غربی نسبت به ازدواج هست.معیارهاشون و تفاوت هایی که با ما دارن!!!
sonixaxعشق تجربه ی شیرینی هستش و اگر بتونه با دوام باشه به نظر من با ارزش ترین چیزیه که یک نفر میتونه داشته باشه - ولی آدم باید بتونه عشق و احساس کاذب و حس ترحم و ... رو از تشخیص بده .
من تا الان نتونستم دقیقا درک کنم عشق یعنی چی و فرقش با دوست داشتن چیه!! مثلا اینکه میگن عشق ابدی هست و از این حرفا....
shinbetتعداد سکس ناخواسته در ازدواج از تن فروشی بیشتر هست به نظر من ، زن یا شوهر بخاطر اینکه با شخص مقابل ازدواج کرده ، مجبور هست چند وقت یکبار رابطه جنسی با طرف داشته باشه ، و این به نظرم خیلی نفرت انگیز هست.
فکر نمیکنم در حال حاضر مثل گذشته بحث اجبار مطرح باشه...خب حالا سوالی که چیش میاد اینه که آیا باید رابطه جنسی رو به صورت یه الزام در ازدواج دخیل ندونیم؟مثلا اون دو فرد اجازه داشته باشن شریک جنسی دیگه ای هم در صورت تمایل داشته باشن تا از حالت اجبار در بیاد؟
Havadar_e_Democracyفکر نمیکنم در حال حاضر مثل گذشته بحث اجبار مطرح باشه...خب حالا سوالی که چیش میاد اینه که آیا باید رابطه جنسی رو به صورت یه الزام در ازدواج دخیل ندونیم؟مثلا اون دو فرد اجازه داشته باشن شریک جنسی دیگه ای هم در صورت تمایل داشته باشن تا از حالت اجبار در بیاد؟
من اگه ازدواج کنم ، به زنم میگم اگه احساس جنسی نسبت به یک مرد یا زن دیگه پیدا کردی بهم بگو ، دلم نمیخواد از روی اجبار با من باشی و در رختخواب توی ذهنت چیز دیگه باشه! تصمیم بسیار سختی خواهد بود ، ولی اگه زن من بخواد این کار رو بکنه ، من اجازه میدم و کم کم هم تلاش میکنم رابطه رو تموم کنم.
Havadar_e_Democracyفکر نمیکنم در حال حاضر مثل گذشته بحث اجبار مطرح باشه...خب حالا سوالی که چیش میاد اینه که آیا باید رابطه جنسی رو به صورت یه الزام در ازدواج دخیل ندونیم؟مثلا اون دو فرد اجازه داشته باشن شریک جنسی دیگه ای هم در صورت تمایل داشته باشن تا از حالت اجبار در بیاد؟
من اگه ازدواج کنم ، به زنم میگم اگه احساس جنسی نسبت به یک مرد یا زن دیگه پیدا کردی بهم بگو ، دلم نمیخواد از روی اجبار با من باشی و در رختخواب توی ذهنت چیز دیگه باشه! تصمیم بسیار سختی خواهد بود ، ولی اگه زن من بخواد این کار رو بکنه ، من اجازه میدم و کم کم هم تلاش میکنم رابطه رو تموم کنم.البته اجازه من اصلا مهم نیست ، چون من که مالک زنم نیستم ، منظورم این هست که از نظر من (اگه برای اون فرقی بکنه من چی فکر میکنم) اوکی هست.
Havadar_e_Democracyفکر نمیکنم در حال حاضر مثل گذشته بحث اجبار مطرح باشه...خب حالا سوالی که چیش میاد اینه که آیا باید رابطه جنسی رو به صورت یه الزام در ازدواج دخیل ندونیم؟مثلا اون دو فرد اجازه داشته باشن شریک جنسی دیگه ای هم در صورت تمایل داشته باشن تا از حالت اجبار در بیاد؟
من اگه ازدواج کنم ، به زنم میگم اگه احساس جنسی نسبت به یک مرد یا زن دیگه پیدا کردی بهم بگو ، دلم نمیخواد از روی اجبار با من باشی و در رختخواب توی ذهنت چیز دیگه باشه تصمیم بسیار سختی خواهد بود ، ولی اگه زن من بخواد این کار رو بکنه ، من اجازه میدم و کم کم هم تلاش میکنم رابطه رو تموم کنم.البته اجازه من اصلا مهم نیست ، چون من که مالک زنم نیستم ، منظورم این هست که از نظر من (اگه برای اون فرقی بکنه من چی فکر میکنم) اوکی
هست.
این هم ما رو سرویس کرد ، هی میخواهیم ویرایش کنیم پست رو دوباره میفرستد ، یک فکری بکنید مسئولین سایت
خوب بالاخره بکنیم یا نکنیم،ازدواج؟ 😁
یسوال مهم از نظر من اینه که چطور آدمها رو میشه شناخت،مخصوصن کسی که از جنس مخالفه؟کاملن تجربیه یا میشه بهترش کرد با مطالعه؟
بنظر من اگر بشه تا یحدی خوبی طرف رو شناخت ازدواج خوبه،فقط باید آدم حواسش باشه که چیزهای خوب ابدی نیستند و لزومن تا آخر عمر دلیل نمیشه که بتونید یا بخواید با یکی زندگی کنید.
Russellخوب بالاخره بکنیم یا نکنیم،ازدواج؟ 😁
یسوال مهم از نظر من اینه که چطور آدمها رو میشه شناخت،مخصوصن کسی که از جنس مخالفه؟کاملن تجربیه یا میشه بهترش کرد با مطالعه؟
بنظر من اگر بشه تا یحدی خوبی طرف رو شناخت ازدواج خوبه،فقط باید آدم حواسش باشه که چیزهای خوب ابدی نیستند و لزومن تا آخر عمر دلیل نمیشه که بتونید یا بخواید با یکی زندگی کنید.
کردیم، نشد! 😁
Havadar_e_Democracyبه طور کلی دیدگاهی که در جوامع غربی نسبت به ازدواج هست.معیارهاشون و تفاوت هایی که با ما دارن!!!
من درباره معیارهای ایران حقیقتا چیز زیادی نمیدانم، ولی در اینجا ازدواج بیشتر تنها جنبه قانونی و سودمندی دارد. برای نمونه شما میتوانید بدون ازدواج هم بچهدار شده و با
دوست پسر/دختر خود زیر یک خانه زندگی کنید و هر کار دیگری که در ایران نیاز به سند ازدواج دارید، ولی اگر ازدواج رسمی هم بکنید مزایای گوناگونی به شما تعلق میگیرد، برای نمونه مالیات کمتر میدهید و ...
ازدواج یک حالت رسمی و جنبه نیز میدهد و به گونهای، برای کسانی که سنتگرا یا traditionalist هستند در جایگاه روشن و اعلان کردن موقعیت و وضعیت خانوادگی خود به شمار میرود.
همه اینها به کنار، ازدواج میتواند بسیار خطرناک و سنگین هم باشد، چراکه پس از جدایی و طلاق، مال و اموال زن و شوهر یکسان میانشان بخش میشود و روشن
است که تقریبا همیشه، این مردها هستند که در طلاق آسیب بیشتر خواهند دید. برای همین و فرنودهای دیگر زنها اصولا به ازدواج گرایش و علاقه بیشتری نشان میدهند.
Havadar_e_Democracyمن تا الان نتونستم دقیقا درک کنم عشق یعنی چی و فرقش با دوست داشتن چیه!! مثلا اینکه میگن عشق ابدی هست و از این حرفا....
عشق دوست داشتنی است که از کنترل فرد بیرون باشد و در واقعیت یکی از ابزارهای سرشت یا طبیعت، برای پایبندی زن و مرد به یکدیگر بوده تا زمان و انگیزه برای بزرگ کردن بچهها به پدر و مادر بدهد.
به عشق مانند وابستگی نگاه کنید، به دوست داشتن مانند گرایش و علاقه.
Havadar_e_Democracyفکر نمیکنم در حال حاضر مثل گذشته بحث اجبار مطرح باشه...خب حالا سوالی که چیش میاد اینه که آیا باید رابطه جنسی رو به صورت یه الزام در ازدواج دخیل ندونیم؟مثلا اون دو فرد اجازه داشته باشن شریک جنسی دیگه ای هم در صورت تمایل داشته باشن تا از حالت اجبار در بیاد؟
به نگر من ازدواج یکی از کارهای نابخردانه است که بیشترین سود را به دخترها میرساند (از هر دو دید فرگشت و فرهنگ) و بهتر است یا به کل آن را دور ریخته، یا یک بازنگری مهادین انجام دهیم.
shinbetاین هم ما رو سرویس کرد ، هی میخواهیم ویرایش کنیم پست رو دوباره میفرستد ، یک فکری بکنید مسئولین سایت
سرور اینجا دیگه توان پاسخگویی به این سایت رو نداره ، با ادمین صحبت کردم گفته که قراره سرور رو عوض کنه .
russellخوب بالاخره بکنیم یا نکنیم،ازدواج؟
یسوال مهم از نظر من اینه که چطور آدمها رو میشه شناخت،مخصوصن کسی که از جنس مخالفه؟کاملن تجربیه یا میشه بهترش کرد با مطالعه؟
بنظر من اگر بشه تا یحدی خوبی طرف رو شناخت ازدواج خوبه،فقط باید آدم حواسش باشه که چیزهای خوب ابدی نیستند و لزومن تا آخر عمر دلیل نمیشه که بتونید یا بخواید با یکی زندگی کنید.
من که طرفدار ازدواج هستم ، عشق ورزیدن به شخصی دیگر از نظر روانی روی خود من تاثیر خیلی خوبی میذاره . برای همین طرفدار ازدواج هستم . البته بدون ازدواج هم میشه عشق ورزید ولی ازدواج چون آدم رو زیر بار مسئولیت میذاره حس بهتری به آدم میده .
havadar_e_democracyمن تا الان نتونستم دقیقا درک کنم عشق یعنی چی و فرقش با دوست داشتن چیه!! مثلا اینکه میگن عشق ابدی هست و از این حرفا....
به نظر من وقتی کسی رو خیلی زیاد دوست داری طوری که در مقابل اون دوست داشتن نمیتونی مقاومت کنی و اکنترلت خارجه ، از دوست داشتنش و از اینکه بهش توجه میکنی و بهت توجه میشه حس خوبی پیدا میکنی و اون احساس همون عشقه . البته به نظر من .
مهربدبه نگر من ازدواج یکی از کارهای نابخردانه است که بیشترین سود را به دخترها میرساند (از هر دو دید فرگشت و فرهنگ) و بهتر است یا به کل آن را دور ریخته، یا یک بازنگری مهادین انجام دهیم.
بیشتر توضیح دهید گرامی.بخش تکاملی سخن شما بکل خطا بنظر میرسد.تکامل مربوط میشود به یک نوع نه یک جنس خاص.دلیل نمیشود دو جنس در یک سطح رفاه باشند.مثلن در برخی حشرات نرها بسیار زودتر میمیرند و بیگاری میکنند یا در شیرها شیر نر موفق میخورد و میخوابد و ماده ها بشکار میروند.
حالا در انسان اینکه بطور سنتی زحمت و مسئولیت بیشتری بدوش مردان است میتواند کمی درست باشد ولی خوب زندگی زنان هم تعریف چندانی نداشته مثلن میتوان بزندگی مادربزرگهای خودمان مراجعه کنیم برای قیاس،مخصوصن که زنها از بسیاری از آزادیها هم برخوردار نبوده اند.
حتی سود بیشتر دلیل بر این نیست که طرف مقابل همان اندازه ضرر میکند.مثلن اگر زنها بیشتر نیاز به ایجاد یک خانواده و همسر داشته باشند این دلیل نمیشود که مرد اینجا ضرر میکند چون او هم نیازمند ایجاد خانواده است ولی کمتر(بر فرض البته).در اینجا تنها میتوان به این نتیجه رسید که بعلت نیاز بیشتر طرف مقابل مردها اشتباه میکنند همینجوری ازدواج میکنند و
باید یک امتیازی باجی چیزی به خاطر این عدم تعادل نیازها از زنها بگیرند،که البته در مواردی هم میگیرند.
میلاد چیکار کردی بالاخره😁😁؟!
Russellبیشتر توضیح دهید گرامی.بخش تکاملی سخن شما بکل خطا بنظر میرسد.تکامل مربوط میشود به یک نوع نه یک جنس خاص.دلیل نمیشود دو جنس در یک سطح رفاه باشند.مثلن در برخی حشرات نرها بسیار زودتر میمیرند و بیگاری میکنند یا در شیرها شیر نر موفق میخورد و میخوابد و ماده ها بشکار میروند.
سود کلی آن البته به گونه یا نوع میرسد، ولی در تراز شخصی (لذت شخصی و کیفیت زندگی) همانگونه که گفتی
در برخی جانداران نرها زودتر میمیرند (زنبور عسل، موریانه، ...) و در برخی مادهها بیشتر آسیب میبینند (شیر) و پس دگرش دارد.
Russellحالا در انسان اینکه بطور سنتی زحمت و مسئولیت بیشتری بدوش مردان است میتواند کمی درست باشد ولی خوب زندگی زنان هم تعریف چندانی نداشته مثلن میتوان بزندگی مادربزرگهای خودمان مراجعه کنیم برای قیاس،مخصوصن که زنها از بسیاری از آزادیها هم برخوردار نبوده اند.
برای نمونه از چه آزادیهایی برخوردار نبودهاند؟
Russellحتی سود بیشتر دلیل بر این نیست که طرف مقابل همان اندازه ضرر میکند.مثلن اگر زنها بیشتر نیاز به ایجاد یک خانواده و همسر داشته باشند این دلیل نمیشود که مرد اینجا ضرر میکند چون او هم نیازمند ایجاد خانواده است ولی کمتر(بر فرض البته).در اینجا تنها میتوان به این نتیجه رسید که بعلت نیاز بیشتر طرف مقابل مردها اشتباه میکنند همینجوری ازدواج میکنند و ..
ازدواج به چَم کلاسیک آن میشود پیمان یا قرارداد دو-سویه در همخوابی انحصاری با یکدیگر در راستای بچهداری.
در این پیمان سود بیشتر به زنها میرسد (برآوردش نیاز انحصارطلبی + بچه) و زیان بیشتر به مردها (ازدست دادن حق همخوابی با دیگر زنها + بچه)
Russellباید یک امتیازی باجی چیزی به خاطر این عدم تعادل نیازها از زنها بگیرند،که البته در مواردی هم میگیرند.
چه باجی دقیقا!؟
Havadar_e_Democracyمیلاد چیکار کردی بالاخره😁😁؟!
هستیم فعلن 😁
مهربدبرای نمونه از چه آزادیهایی برخوردار نبودهاند؟
آزادی شرکت در فعالیتهای سیاسی،سفر و مشارکت اجتماعی بطور مستقل و بدون اجازه یا نظارت یک مرد،کار کردن (در صورتی علاقه و خواست)،محرومیت از شانس آموزش برابر
شما را نمیدانم ولی این موارد را من بشخصه در نسل پدر بزرگ و مادر بزرگهای خودمان میبینم.
مهربدازدواج به چَم کلاسیک آن میشود پیمان یا قرارداد دو-سویه در همخوابی انحصاری با یکدیگر در راستای بچهداری.
در این پیمان سود بیشتر به زنها میرسد (برآوردش نیاز انحصارطلبی + بچه) و زیان بیشتر به مردها (ازدست دادن حق همخوابی با دیگر زنها + بچه)
مرد هم علاقه به انحصار طلبی دارد.این حسادت جنسی نوع انسان دو سویه است.
یک نکته مهم دیگر هم ایست که مردها هم علاقشان به همخوابگی با کسی که عاشقش شده اند در سالهای اولیه گویا افزایش میابد و این هم دلیل هورمونی و ژنتیکی دارد و همین هم هست که باعث دوام رابطه در یکی دو سال اول و تولید مثل میشود.بنظر میرسد که مشکل معمولن بعد از همین مدت آغاز میشود.
البته حتی بعد از افول علاقه هم و حتی با وجود افزایش علاقه به همخوابگی با دیگر زنان باز هم حسادت نسبت به عدم همخوابگی زن با دیگر مردها ادامه دارد.
بعبارت دیگر اگر علاقه مردان به جند زنی و زنان فقط به یک مرد درست و علمی باشد این نشان میدهد که فقط شکل خانواده انسانها مانند عربستان و برخی حیوانات دیگر میشود که یک مرد با چند زن و بچه میشود خانواده در برابر شکل عام آن که تک همسریست. اما باز هم اینجا اهمیت فرگشتی تشکیل خانواده سر جایش میماند و فقط نوع آن عوض میشود.
مهربدچه باجی دقیقا!؟
انواع مختلف، مثلن تعریف اولیه در حقوق و وظایف را بسود خود تغییر میدهند.تصمیماتی که باید بطور مشترک گرفته شوند را با دانش اینکه زن نیازمند حفظ خانواده است بتنهایی میگیرند.
علاقه زن به حفظ خانواده بعلاوه فشارهای اجتماعی بر زن متعلقه و محدودیتهای آن باعث میشود که برخی مردان از این شرایط سو استفاده کنند.
reactorاگر شما ایرانی هستید که نباید تعجب کنید؟
دخترهای ایرانی بدنبال فرصت و موقعیت بهتر هستند همین. نه دنبال عشق و پایبندی. قبلا امتحان شده و بی ارزش و وقت تلف کردنه. اگر خیلی زرنگ باشید مثل من از زیرش شونه خالی میکنید. اگرم زرنگ نباشید مثل خیلی های دیگه تا آخر توی پاچه ی مبارکتون میکنن و باید تشریف ببرید زندان آب خنک نوش جان کنید!
البته خدا!!! نکنه شمای نوعی رو گفتم
این تعمیم دادن هم به نظر من یکی از نشونه های فرهنگ غلط هست. من یه دختر ایرانی هستم. همه عمرم هم تو ایران بودم. هیچوقت هم قصدم از ازدواج پیدا کردن یه فرصت و موقعیت بهتر نیست. و اتفاقا نمونه های زیادی از پسرها رو دیدم که دنبال یه دختر میگردن که هم شاغل باشه و حقوق خوبی و دایمی داشته باشه و هم خانواده پولداری داشته باشه در صورتی که خودشون پشیزی نمی ارزن.
کلا تو ایران ازدواج بر مبنای درستی شکل نمیگیره و برای بسیاری از دخترها تنها گریزی هست از ترس از تنها موندن و همچنین پیدا کردن یه تکیه گاه. و برای بسیاری از پسرها هم صرفا زن به معنی یه کالای مطمئن که همیشه برای سکس در دسترس هستن و اطمینان از اینکه تنها به خودشون تعلق داره اون کالا. البته دلایل بیشماری غلط دیگری نیز برای ازدواجشون هست. ازدواجهای بسیار کمی بر اساس عشق و شناخت کامل شکل میگیره.
sonixaxبله پول چیز بدی نیست ، ولی همه چیز نیست . حد اقل از دید من نیست . قبلن هم نوشتم به دست آوردن پول سخت نیست ولی حفظ سلامتی و زندگی سالم داشتن خیلی سخته .
شما تو ایران زندگی نمیکنی بایدم بگی بدست آوردن پول سخت نیست
shirinشما تو ایران زندگی نمیکنی بایدم بگی بدست آوردن پول سخت نیست
من همون موقع اش هم که ایران بودم برام پول به دست آوردن سخت نبود . به خارج اومدن یا نیومدن من ربطی نداره این داستان .
پول در آوردن به طور کلی کار سختی نیست . هر کسی اندازه تلاش ، دانش و مهارت هاش میتونه پول به دست بیاره .
شخصن کسی رو سراغ ندارم که هیچ مهارتی نداشته باشه و تن پرور محض باشه و هیچ دانشی نداشته باشه ! حتا عقب مانده های ذهنی هم در حد خودشان مهارت دارند .
میلاد اینطور که میگی نیست. کسی هم اگه مهارتی داشته باشه اصلا نمیتونه به تناسب مهارتش درآمد داشته باشه. البته شاید برای خانمها اینطور باشه. حداقل من خودم و کسانی که میشناسم پول دراوردن براشون خیلی سخته و پولی هم که درمیارن بسیار کمتر از اون چیزی هست که واقعا استحقاقشو دارن.
ولی در مورد ازدواج به نظر من ازدواج امر بیهوده ای هست. دو نفر که همدیگه رو دوست دارن و از کنار هم بودن لذت میبرن. میتونن با هم زندگی کنن و مطمئنا این دو شخص اگه عاقل و بالغ باشن خیلی راحت میتونن در مورد همه مسائل اعم از بچه داری و کار کردن و تهیه مخارج با هم کنار بیان.
و لزومی به هیچ ثبت قانونی هم نباشه. البته در مورد کشور ما کاربرد نداره. چون اولا چنین رابطه ای کاملا بر مبنای اعتماد شکل میگیره که مردم ما بسیار غیرقابل اعتماد هستن و حتی عشق و دوست داشتنشون هم به سختی میشه باور کرد.
(که البته اینم به خاطر شرایط خاص فرهنگیمون هست)
ثانیا مرد و زن از شرایط برابری برخوردار نیستن که زن بتونه بر اساس توانایی های خودش کاملا مستقل باشه.
چون آدمها قابل پیش بینی نیستن و احساساتشون ممکنه در طول زمان تغییر کنه به همین دلیل اجبار کردنشون به یک رابطه طولانی مدت غیر از شکست و دلزدگی هیچ چیز دیگه ای به ارمغان نخواهد داشت،
Russellخوب بالاخره بکنیم یا نکنیم،ازدواج؟ 😁یسوال مهم از نظر من اینه که چطور آدمها رو میشه شناخت،مخصوصن کسی که از جنس مخالفه؟کاملن تجربیه یا میشه بهترش کرد با مطالعه؟بنظر من اگر بشه تا یحدی خوبی طرف رو شناخت ازدواج خوبه،فقط باید آدم حواسش باشه که چیزهای خوب ابدی نیستند و لزومن تا آخر عمر دلیل نمیشه که بتونید یا بخواید با یکی زندگی کنید.
به نظر من اصل در کردنه! 🤫 باید بکنید! 😐 هر کس پا داد و کردنی بود باید کرد! 😁 شوخی کردم ولی واقیتیه! 😊 به ازدواج هم فکر نکنی. در زندگی شما چیزهای خیلی مهمتری هم غیر از ازدواج هست. این که میگم قبل از ازدواج هر آدم باید تفریحاتش رو بکنه چون به تجربه دیدم آدم هایی رو که عشق و حال درست و حسابی نکردند و بعد از ازدواج تازه مزه ی چیز رفته زیر زبونشون و دیدند اون چیز چه چیز خوبیه که این همه سرش دعواست! اینجور آدم ها بعد از ازدواج یا خیانت و خانم بازی رو پیشه کردند یا الان پشیمونن که چرا زود ازدواج کردن و ای کاش دیرتر ازدواج میکردند!در مورد شناخت اگر منظورتون شناخت برای ازدواجه که در ایران در کل شناختن و نشناختن تاثیری نداره اینجا هیچ سنگی روی سنگ بند نمیشه. شما هرچقدر هم که شناخت داشته باشید باز هم در زندگی کم میارید. چون اینجا فرهنگ خرابه و بچه ها در یک محیط و فرهنگ بد بزرگ میشن و نمیخوان هم اون فرهنگ بد رو تغییر بدن و میخوان اون رو با خودشون بیارن داخل زندگی.
اگر برای دختربازی و اینجور مسائله و میخواهید ببینید طرف اهل تفریحات و خونه آمدن هست هم بحثش مفصله و جداست. هم باید خودتون تجربه کنید هم از دوستان تجربه بگیرید. حالا من نمیدونم منظورتون کدوم مورد است.
Russellفقط باید آدم حواسش باشه که چیزهای خوب ابدی نیستند و لزومن تا آخر عمر دلیل نمیشه که بتونید یا بخواید با یکی زندگی کنید
ببینید شما وقتی راضی میشید با یک نفر زیر یک سقف زندگی کنید دارید از احساستون مایه میگذارید! وقتی از احساس مایه میگذارید دیگه حرف زدن از اینکه فکر آخر کار رو بکنید و اینکه فکر کنید چیزهای خوب ممکنه از دست برن یک جورهایی فقط در حد حرفه! اگر بخواید به این فکر کنید که موقعیت خوبی که فرضا در زمان حال دارید فردا روزی وجود نخواهد داشت اینجوری شما دارید زمان حال رو هم از دست میدید. بزرگترین ضربه هایی که مردها بعد از طلاق میخورن ضربه ی روحی نیست! ضربه ی مادیه! به نظر من تنها کار منطقی و عقلانی و آینده نگرانه و همینطور عملی که میشه برای جلوگیری از دیدن ضربه بعد از طلاق بهش فکر کرد اینه که تا جای ممکن اثر مادیات رو در جذب طرف مقابل بی اثر کرد. یعنی شما مهریه نکنی! یا 3 دنگ خونه ت رو به نام زنت نکنی! یا اموالت رو نصف نکنی!
اینجوری میتونی خیالت راحت باشه که زنت تورو بخواطر خودت میخواد و این به ادامه ی زندگی دلگرمت میکنه و همینطور خاطرت جمع باشه که اگر احیانا طلاقی صورت بگیره مالت رو از دست نمیدی و بیچاره نمیشی.
Reactorاگر برای دختربازی و اینجور مسائله و میخواهید ببینید طرف اهل تفریحات و خونه آمدن هست هم بحثش مفصله و جداست. هم باید خودتون تجربه کنید هم از دوستان تجربه بگیرید. حالا من نمیدونم منظورتون کدوم مورد است.
اینم یه نمونه بارز فرهنگ بسیاری از پسران ایرانی. میرن با کلی دروغ و ابراز احساست الکی به اصطلاح خودشون مخ یه دختر از همه جا بیخبر که فکر میکنه پسره واقعا عاشقشه رو میزنن و دختره رو با حرفهای دروغ قشنگشون عاشق خودشون میکنن و کلی با احساساتش بازی میکنن تا اونو بکشونن طرف خونه و مکان و ازش صرفا سواستفاده جنسی ( و اگه پولدار هم باشه یا شاغل باشه سوءاستفاده مالی هم همچنین) کنن.
و اتفاقا همین پسرا همه جور غلطی رو برای خودشون مجاز میدونن و برای دختری که میخوان باهاش ازدواج کنن یا واقعا عاشقش باشن بسیار بد و غیر مجاز.
خیلی از دخترایی که چندتا شکست اینجوری تو زندگیشون میخورن تجربه کافی رو بدست میارن تا با پسرا دقیقا مثل خودشون رفتار کنن. و به نظر من اینگونه پسرها دقیقا حقشون هست که دخترا هم مثل خودشون باشه. یعنی کاملا عادلانه هست.
shirinاین تعمیم دادن هم به نظر من یکی از نشونه های فرهنگ غلط هست. من یه دختر ایرانی هستم. همه عمرم هم تو ایران بودم. هیچوقت هم قصدم از ازدواج پیدا کردن یه فرصت و موقعیت بهتر نیست. و اتفاقا نمونه های زیادی از پسرها رو دیدم که دنبال یه دختر میگردن که هم شاغل باشه و حقوق خوبی و دایمی داشته باشه و هم خانواده پولداری داشته باشه در صورتی که خودشون پشیزی نمی ارزن. کلا تو ایران ازدواج بر مبنای درستی شکل نمیگیره و برای بسیاری از دخترها تنها گریزی هست از ترس از تنها موندن و همچنین پیدا کردن یه تکیه گاه. و برای بسیاری از پسرها هم صرفا زن به معنی یه کالای مطمئن که همیشه برای سکس در دسترس هستن و اطمینان از اینکه تنها به خودشون تعلق داره اون کالا. البته دلایل بیشماری غلط دیگری نیز برای ازدواجشون هست. ازدواجهای بسیار کمی بر اساس عشق و شناخت کامل شکل میگیره.
شما یک نفر هستید که اینجوری فکر میکنید. فکر میکنید بقیه هم مثل شما هستند؟ فکر میکنید همه مثل شما آوانگارد هستند و از تغییر نمیترستند و حاضرن فرهنگ غلطی که توش بزرگ شدن رو اصلاح کنند تا انسانی تر زندگی کنند؟ضمنا
من نگفتم پسرهای ایرانی خیلی خوب هستند!!!!!!! اون ها اگر از دخترها کم تر نباشند بیشتر نیستند. من دخترها ی اینجا رو بیشتر از پسرها قبول دارم. اگر گفتم دخترهای اینجا اینجوری هستند چون موضوع صحبت دوستان راجع به ازدواج بود و من تا جایی که میدونم در این تالار کسی گی نیست و همه به جنس مخالف گرایش دارند پس الزاما موضوع بحث ناخواسته به قضاوت در مورد خانم ها گرایش پیدا میکنه.
Reactorاینجوری میتونی خیالت راحت باشه که زنت تورو بخواطر خودت میخواد و این به ادامه ی زندگی دلگرمت میکنه و همینطور خاطرت جمع باشه که اگر احیانا طلاقی صورت بگیره مالت رو از دست نمیدی و بیچاره نمیشی.
خوب یه طرفه به قاضی میری، اون دختری که میخواد با تو ازدواج کنه با چه تضمینی ازدواج کنه؟ اون از کجا بدونه که تو واقعا به خاطر چی اونو میخوای؟ حاضری موقع ازدواج شرایط ازدواج برای هر دوتاتون کاملا برابر باشه؟ حق طلاق داشته باشه؟ حق سرپرستی بچه ها به عهده اون باشه، شاغل باشه و کارای خونه هم کاملا به عهده دوتاتون باشه؟ یا فقط میخوای یه کلفت بگیری که همیشه تو خونه دم دستت و مطابق میلت باشه؟