هیچ دلیلی ندارد که یک فیلم زیبا حتما ذهن انسان را درگیر کند و آخر فیلم داستان به گونه ای غیر منتظره تمام شود و یا منتظر یک پیامی و یا سرنوشتی جالب برای فیلم باشیم.بسیاری از فیلم ها زیبایی شان فقط بواسطه ی شرح درست وقایع است.پیانیست هم از همین فیلم ها است.همانطور که می دانید پولانسکی خوداش یک یهودی است که خانواده اش را در جنگ جهانی از دست داده به خاطر وحشیگیری های نازی ها و این فیلم به نوعی شرح زندگی و اتفاقات ناگواری است که برای خود او افتاده.
فیلمهایی که دیده ایم و برایمان جالب بوده
nevermoreهیچ دلیلی ندارد که یک فیلم زیبا حتما ذهن انسان را درگیر کند و آخر فیلم داستان به گونه ای غیر منتظره تمام شود و یا منتظر یک پیامی و یا سرنوشتی جالب برای فیلم باشیم.بسیاری از فیلم ها زیبایی شان فقط بواسطه ی شرح درست وقایع است.پیانیست هم از همین فیلم ها است.همانطور که می دانید پولانسکی خوداش یک یهودی است که خانواده اش را در جنگ جهانی از دست داده به خاطر وحشیگیری های نازی ها و این فیلم به نوعی شرح زندگی و اتفاقات ناگواری است که برای خود او افتاده.
دقیقا همینه !
قرار نیست که همه ی فیلم ها یا به صورت هیجان انگیز به پایان برسه و یا اتفاق خاصی که هرگز ندیده ایم در فیلم های دیگر رخ بده و مهم تر اینکه کار فیلم پرداختن زیبا به آنچه که قرار است بیان شود در قالب فیلم و تصاویر و میخکوب کردن بیننده ی فیلم .
در فیلم پیانیست خیلی از صحنه ها زیبا و واقعی ست .
در سکانس های آغازین فیلم ، آنجا که پس از بمباران نازی های پیانیست به منزل بر می گردد و در جمع خانواده است کارگردان به زیبایی هر چه تمام تر فضای گرم
خانه رو به تصویر کشیده و دیالوگ ها و بازی ها آنچنان واقعی است که واقعا لذت بردم و کلا اتفاقت منطقی در این فیلم زیاد هست .
ازدواج دختری که اشپیلمن دوستش داشت .
حذف خانواده اش در نیمه ی راه و با پیش فرضی که کارگردان برای این اتفاق ساخته بود تا ببیننده این اتفاق رو غیرمنتظره فرض نکنه .
فرارش و زندگی سختی که داشت در خرابه ها .
صحنه ای که ارتش روسیه اختیار شهر رو به دست گرفتند و وقتی اشپیلمن خودش رو به اونها نشون داد و نزدیک بود به خاطر یونیفرم افسر آلمانی که پوشیده بود کشته شود .
nevermoreهیچ دلیلی ندارد که یک فیلم زیبا حتما ذهن انسان را درگیر کند و آخر فیلم داستان به گونه ای غیر منتظره تمام شود و یا منتظر یک پیامی و یا سرنوشتی جالب برای فیلم باشیم.بسیاری از فیلم ها زیبایی شان فقط بواسطه ی شرح درست وقایع است.پیانیست هم از همین فیلم ها است.همانطور که می دانید پولانسکی خوداش یک یهودی است که خانواده اش را در جنگ جهانی از دست داده به خاطر وحشیگیری های نازی ها و این فیلم به نوعی شرح زندگی و اتفاقات ناگواری است که برای خود او افتاده.
من کجا گفتم که یک فیلم زیبا حتما باید ذهن انسان رو درگیر کنه یا ...؟ فیلمای زیبای زیادی وجود دارند ولی زیبا بودن یک فیلم به معنای شاهکار بودنش نیست. البته تا حدودی این موضوع سلیقه ای هست.

Shame (2011 film) - Wikipedia, the free encyclopedia
فیلم فوق العاده قشنگیه.
undead_knight
Shame (2011 film) - Wikipedia, the free encyclopedia
فیلم فوق العاده قشنگیه.
ایول آقا.این فیلم خیلی جالبی بود.من میخواستم این را معرفی کنم اما به دلیل پایان نه چندان جالب اش منصرف شدم.به نگرم کارگردان اگر صرفا نقش راوی داستان را بازی می کرد بسیار بهتر بود تا اینکه بخواهد در پایان فیلم داوری اخلاقی کند.به هر روی بسیار جالب بود و به گمانم کاراکتر این فیلم بسیار به آن "آلفا" نایاب شبیه بود.👍
Circumstance(شرایط). احتمالا یکی از ساختارشکنانه ترین فیلمهای ایرانی که تا حالا ساخته شده. داستان در مورد دو دختر همجنسگرا و مشکلاتشون هستش. فیلم نمره خوبی نمیگیره و بازیگران هم ضعیف ظاهر شده اند طوریکه در بعضی قسمتها، تحمل فیلم رو سخت میکنه. نمیفهمم چرا اینقدر سطح بازیگرها پایین بود. با این وجود ولی ارزش دیدن رو داره و من از دیدنش خیلی لذت بردم.. بعضی قسمتها هم آدم با دیدنش از خنده روده بر میشه..
صحنه های جنسی زیادی هم داره...

دوستان کسی فیلم رو دیده؟ در یک قسمتِ فیلم، شیرین در حالت مستی یک فحش آبدار به آخوندها میده یا من اشتباه شنیدم؟👌
Sharayet - Eine Liebe in Teheran (2011) - IMDb

فیلم خیلی چرندی بود! فیلمانهی بسیار ضعیف و بی سر و ته با دیالوگها و شخصیتهای کاملا آبکی، لوکیشنهای دلزننده و بسته، بازیهای بسیار بیمایه و در کل نقاطِ ضعفِ فیلم آنقدر بود که اصلا ارزشِ دیدن نداشت. همینطور یک مضمونی به ذهنِ کارگردان رسیده بود فوری آن را تبدیل به یک فیلم کرد.
یکی از مزخرفترین فیلمهایی که توی عمرم دیده ام همین است. حیف آن 1ساعت وقتم که حرام شد. می خوابیدم ارزشش بیشتر بود..
کارگردان با همه آزادی هایی که داشته، مزخرف ترین فیلم ممکن رو ساخته. در ابتدا به خاطر شجاعت کارگردان و موضوع جدیدش ، در نظرم فیلم خاص میومد. ولی واقعا ارزش حتی 1بار دیدن هم نداره. معذرت میخواهم. کارگردان ری..... 💩
میدونم پستم تکراریه.ولی این فیلم محشره. من هرماه میبینم و لذت میبرم :-)
تمام دیالوگ هایش رو حفظم
توضیه میکنم ببینید اگر ندیده اید
دنیا (فیلم) - WiKi

این فیلم Shame رو دیدم من کلا از این سبک فیلمهای اینجوری خوشم میاد ، ولی این فیلم بی سر و ته بود و من نکته فیلم رو متوجه نشدم. داستان یک مردی بود که به سکس معتاد بود و همین ، یعنی هیچ ماجریی برای دنبال کردن و هیچ نکتهای هم نداشت.
Theodor Herzlاین فیلم Shame رو دیدم من کلا از این سبک فیلمهای اینجوری خوشم میاد ، ولی این فیلم بی سر و ته بود و من نکته فیلم رو متوجه نشدم. داستان یک مردی بود که به سکس معتاد بود و همین ، یعنی هیچ ماجریی برای دنبال کردن و هیچ نکتهای هم نداشت.
این از اون فیلماست که که اگر به قول شهریار نتیجه گیری اخلاقی نمیکرد آخرش من میگفتم تماما آبزوردیستی ساخته شده:))
یک لایف استایل خاص رو فقط روایت کرده بود.

بلاخره دیدمش:))
یک کمدی رومانتیک فرانسوی خوش ساخت و حرفه ای
خلاصه:شغل این آقای محترم فرانسوی به نسبت جذاب و خواهر و شوهر خواهرش "جدایی افکندن" بین زوجین هست)یعنی ایشون میره مخ خانوم رو به درخواست آشنایان یا دوستان یا خانوادش میزنه تا از نامزد/دوست پسر/شوهرشون جدا بشند.
چندتا قانون هم داره مثلا اینکه به دلایل نژادی یا دینی دست به اینکار نمیزنه)یا اینکه فقط مواردی رو قبول میکنه که شخص از رابطش ناراضی باشه طبق این جملش:
زن ها توی روابط سه دسته اند،اونایی که خوشحالند، اونهایی که ناراحتند و از پسش برمیاند و اونهای که ناراحتند بدون اینکه بدونند!
با این حال به خاطر احتیاج و داشتن قرض اینبار موردی رو قبول میکنه که ظاهرا هم خیلی مچ هستند و هم عاشق به قولی"اگر خدا میخواست انسان ها رو از اول بیافرینه با این زوج شروع میکرد!" )
تنها بدیش این بود که زیرنویس انگلیسی من 15 ثانیه ای جلوتر بود و دهنم سرویس شد تا دیالوگا رو بفهمم)
موضع فیلم به نسبت نو بود،بازی ها خوب بود مخصوصا نقش اول مرد دوریس(اگر فامیلیش رو درست تلفظ کرده باشم) و بعضی صحنه ها هم واقعا از خنده روده بر شدم)
بین فیلم هایی کمدی رومانتیکی که اخیرا دیدم عالی بود و حقش بود که راتن تومیتو اینقد ازش تعریف کنه و بگه کمدی هالیودی باید شرمگین باشند)

life of pi
یه فیلم زیبا که ارزش دیدن و نتیجه گرفتن رو داره..











اولین قسمت از سه گانه depression از کارگردان درخشان دانمارکی فون تریه
که یکی از بهترین فیلم ها درباره طبیعت است .
هر چه قدر فیلم هایی مانند آواتار به مایه هستند و تصویری تخیلی از طبیعت
نشان می دهند این فیلم طبیعت را بهترین وجه توصیف می کند .
البته من از گفتن داستان فیلم خود داری میکنم تا فیلم را ببینید چون در لحظه
های اول فیلم خود به خود توجه شما جلب خواهد شد و محور داستان هم
همان خواهد بود .
آنی کرایست نمونه یک فیلم بصری و چشم نواز و البته تاریک و همچنین بحث
بر انگیز که صحنه های فیلم برای نشان داده شدن در بسیاری از کشور ها
مجبور به سانسور شد
.
* آندد نایت برای کمدی فیلم Horrible Bosses را پیشنهاد میکنم .

demeterAntichrist 2009
![]()
هر چه قدر فیلم هایی مانند آواتار به مایه هستند و تصویری تخیلی از طبیعت
نشان می دهند این فیلم طبیعت را بهترین وجه توصیف می کند .* آندد نایت برای کمدی فیلم Horrible Bosses را پیشنهاد میکنم .
البته من مخالفم که آواتار اصلا مفهومش به طبیعت ربط آمچنانی داشت و بیشتر به نوعی حالت استعاری روابط انسان ها و ملت ها روی زمین بود.(به نوعی زمینی ها استعمارگر بودند)
اتفاقا دارمش و توی واچ لیستم هم هست ولی چه کنم از این تنبلی:)))
undead_knightالبته من مخالفم که آواتار اصلا مفهومش به طبیعت ربط آمچنانی داشت و بیشتر به نوعی حالت استعاری روابط انسان ها و ملت ها روی زمین بود.(به نوعی زمینی ها استعمارگر بودند)
اتفاقا دارمش و توی واچ لیستم هم هست ولی چه کنم از این تنبلی:)))
آواتار و نه فقط آواتار بلکه فیلم های آخر الزمانی که طبیعیت در اون ها
ربط پیدا میکنه , که کم هم نیست و با پیام هایی هم مثل با طبیعت
دوست باشید (بازگشت به درخت زندگی مربوط به فیلم ) یا به زندگی
ساده و غیر صنعتی باز گردید که جدا از تخیلی بودن آن بهانه ای برای
جلوه های ویژه چشم نواز و هیجان زده کردن مخاطب بدون پشتوانه
ایجاد کرده .
بیخود هم نیست که جیمز کمرون تا قسمت 4 این فیلم را برنامه ریزی کرده
و آواتار از پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینما است .
البته آواتار از زیبایی های تصویری آن نمی توان چشم پوشی کرد و فیلم
سرگرم کننده ای است با این حال محتوای آن در همان خط فیلم های
اپیدمیک آخر الزمانی قرار می گیره و بازنمایی تخیلی هم دارد که البته به
این ایرادی وارد نیست ولی اینکه بخواهیم آواتار را یک فیلم جدی از
لحاظ محتوا بدونیم اصلا قابل قبول نیست .
آنتی کرایست تنها پشت پرده طبیعت زیبا را نشان میده و شک جدی به
بیننده وارد میکنه . نوع رنگ بندی دو فیلم کاملا این موضوع را نشان میده .
demeterاولین قسمت از سه گانه depression از کارگردان درخشان دانمارکی فون تریه
که یکی از بهترین فیلم ها درباره طبیعت است .
هر چه قدر فیلم هایی مانند آواتار به مایه هستند و تصویری تخیلی از طبیعت
نشان می دهند این فیلم طبیعت را بهترین وجه توصیف می کند .
البته من از گفتن داستان فیلم خود داری میکنم تا فیلم را ببینید چون در لحظه
های اول فیلم خود به خود توجه شما جلب خواهد شد و محور داستان هم
همان خواهد بود .
آنی کرایست نمونه یک فیلم بصری و چشم نواز و البته تاریک و همچنین بحث
بر انگیز که صحنه های فیلم برای نشان داده شدن در بسیاری از کشور ها
مجبور به سانسور شد .
جزو کسشرترین فیلم هایی که در عمرم دیدم.
اولین نمایش فیلم در فستیوال کن بود. من همون موقع فیلم رو در ایران دیدم. وقتی فیلم رو دیدم تازه فهمیدم که چرا در بیست دقیقه اول فیلم نصف سالن سینمای نمایش فیلم, خالی از آدم شده بود. 1 ساعت بعد از شروع فیلم بیشتر تماشاگر های حاضر در سالن فیلم و وون تریر رو "هو" کرده بودن!
من جذب اسم فیلم شدم ولی جز صحنه های چندش آور چیزی ندیدم!
فکر کنم در گفتگو بود یا همین جا در دفترچه بود دقیق یادم نیست, من در زمان نمایش فیلم بعد از دیدن فیلم نظرم رو بصورت فحش نثار این فیلم مالیخولیایی و بی هویت کردم😝
با سلام خدمت دوستداران و عاشقان فیلم
می خواستم درخواست کنم که کسی لینک دانلود فیلم دندان نیش Dogtooth را برایم بگذارد(البته لینک دانلودی که راحت دانلود بشه من سایتهای عجیب و غریب خارجی را بلد نیستم)
موضوع فیلم که شروع کننده تاپیک درباره اش گفت برایم خیلی جذاب بود
می شود در این جهت مرا کمک کنید؟
خیلی ممنون می شوم
باتشکر
ahlobitبا سلام خدمت دوستداران و عاشقان فیلم
می خواستم درخواست کنم که کسی لینک دانلود فیلم دندان نیشDogtooth را برایم بگذارد(البته لینک دانلودی که راحت دانلود بشه من سایتهای عجیب و غریب خارجی را بلد نیستم)موضوع فیلم که شروع کننده تاپیک درباره اش گفت برایم خیلی جذاب بود
می شود در این جهت مرا کمک کنید؟
خیلی ممنون می شوم
باتشکر
قرار دادن لینک به محصولات تجاری و نقض کپی رایت خلاف قوانین سایت است .
شما میتوانید با یک جستجو در سایتهای تورنت و یا filecrop.com چیزی که میخواید رو پیدا کنید . شاید توی سایت iranfilm هم پیداش کنید .
فیلم "مهر هفتم" "the seventh seal" به کارگردانی اینگمار برگمان و بازی ماکس فان سیدو و ...
فیلم بسیار جالبی هست، در اروپای قرون وسطا میگذرد و فضای آن دوران را بسیار واقعی و با حالتی سرخوشانه به تصویر میکشد.


undead_knight
تنها بدیش این بود که زیرنویس انگلیسی من 15 ثانیه ای جلوتر بود و دهنم سرویس شد تا دیالوگا رو بفهمم)
از سایت زیر میتوونید زیرنویس مناسب رو دانلود کنید
Search in 6.004.222 subtitles | SubtitleSeeker.com : Seek & Find Subtitles
viviyanاز سایت زیر میتوونید زیرنویس مناسب رو دانلود کنید
Search in 6.004.222 subtitles | SubtitleSeeker.com : Seek & Find Subtitles
مشکل دانلود نداشتم:))
تنبلیم میومد:)))
من کلا اهل فیلم دیدن نیستم ولی فیلم Bitter moon رو به پیشنهاد یکی از دوستان(میگفت سرگذشت زندگی او را به تصویر کشیده اند) چندی پیش دیدم فیلم جذابی نبود ولی در کل یکجورایی برام جالب اومد
روابط عاشقانه ای که از اوج لذت به سردی می رسه و گاه تبدیلش می کنه به نفرت
و برام سواله که مردها زودتر از زنان، از تکرار خسته می شوند؟
مردها تنوع طلب هستند در روابط سکس یا زنها؟
...
در هر صورت پایان تلخی داشت
mosaferمن کلا اهل فیلم دیدن نیست ولی فیلم Bitter moon رو به پیشنهاد یکی از دوستان(میگفت سرگذشت زندگی او را به تصویر کشیده اند) چندی پیش دیدم فیلم جذابی نبود ولی در کل یکجورایی برام جالب اومد
روابط عاشقانه ای که از اوج لذت به سردی می رسه و گاه تبدیلش می کنه به نفرت
و برام سواله که مردها زودتر از زنان، از تکرار خسته می شوند؟
مردها تنوع طلب هستند در روابط سکس یا زنها؟
...
در هر صورت پایان تلخی داشت
فیلم رو چند سال قبل دیدم هر چند نفهمیدم آخرش چی شد و چرا زن های اون دو نفر در حال عشق بازی مختصری بودن 😉 !! نکته حاشیه ای هم اینکه زن نقش اول ، زن واقعی رومن پولانسکی کارگردان فیلم بود و یادمه اون زمان برام کمی سخت بود که چطور جلوی چشمان کارگردان ، زنش چنین صحنه هایی رو بازی کرده ( سخته دیگه تصورش 😖)
به طور کلی که مردهای تنوع طلب بسیار بیشتر از زن های تنوع طلب هستن و توان ذهنی و جسمی سکس با تعداد نا محدودی زن رو دارن 😬 و واقعا هم ربطی به این حرف های کلیشه ای هوس باز و این مسائل نداره و کاملا فرگشتیک هست...
ولی این خستگی رو نمیدونم...جدای از سکس مسائل دیگه ای هم باید باشه !! دوستانی که متاهل هستن و عملا این تجربه رو دارن بهتر میتونن نظر بدن...
mosaferمن کلا اهل فیلم دیدن نیست ولی فیلم Bitter moon رو به پیشنهاد یکی از دوستان(میگفت سرگذشت زندگی او را به تصویر کشیده اند) چندی پیش دیدم فیلم جذابی نبود ولی در کل یکجورایی برام جالب اومد
روابط عاشقانه ای که از اوج لذت به سردی می رسه و گاه تبدیلش می کنه به نفرت
و برام سواله که مردها زودتر از زنان، از تکرار خسته می شوند؟
مردها تنوع طلب هستند در روابط سکس یا زنها؟
...
در هر صورت پایان تلخی داشت
بحث تنوع طلبی از این موضوع جداست.پیشتر هم یک پژوهش قرار دادیم که نشان می داد زنان هرچه از مدت زمان رابطه می گذرد کشش جنسی شان به طرف مقابل کاهش می یابد در صورتی که در مورد مردان اینگونه نیست.
نکته ی دیگر اینکه از آنجایی که شانس دستیابی به پارتنر برای زنان بسیار بیشتر از مردان است و یک دختر شاید خواسته و ناخواسته روزی 10 تا شماره بگیرد و هر لحظه که بخواهد می تواند رابطه را به هم بزند و چندی بعد با دیگری باشد احتمال خسته شدن از رابطه برای او بالا می رود.
رجوع کنید به این پیک
Anarchyفیلم رو چند سال قبل دیدم هر چند نفهمیدم آخرش چی شد و چرا زن های اون دو نفر در حال عشق بازی مختصری بودن 😉 !! نکته حاشیه ای هم اینکه زن نقش اول ، زن واقعی رومن پولانسکی کارگردان فیلم بود و یادمه اون زمان برام کمی سخت بود که چطور جلوی چشمان کارگردان ، زنش چنین صحنه هایی رو بازی کرده ( سخته دیگه تصورش 😖)
به طور کلی که مردهای تنوع طلب بسیار بیشتر از زن های تنوع طلب هستن و توان ذهنی و جسمی سکس با تعداد نا محدودی زن رو دارن 😬 و واقعا هم ربطی به این حرف های کلیشه ای هوس باز و این مسائل نداره و کاملا فرگشتیک هست...
ولی این خستگی رو نمیدونم...جدای از سکس مسائل دیگه ای هم باید باشه !! دوستانی که متاهل هستن و عملا این تجربه رو دارن بهتر میتونن نظر بدن...
کمی گیج کننده شد اخرش و اینکه اونقدر با هیجان روایت میکرد حتی روابط همسرش رو چرا اونو کشت؟
ولی اتفاقی که برای مرد افتاد یکجورایی باید دل زنها رو خنک میکرد
و این حسی که شما داشتید من زمانی داشتم که اون پسر سیاه پوست یک شب مهمان اونها بود و...
تاهل یک فرد طبیعتا محصور شدن در اون رابطه ست ولی واقعا اینطور نیست
زن و شوهر بعد از مدتی برای هم تکراری می شوند ولی گذر زمان باعث ایجاد روابطی نو هم میشود
بگذریم...
علاقه ای ندارم در این مورد توضیح بیشتری بدهم
nevermoreبحث تنوع طلبی از این موضوع جداست.پیشتر هم یک پژوهش قرار دادیم که نشان می داد زنان هرچه از مدت زمان رابطه می گذرد کشش جنسی شان به طرف مقابل کاهش می یابد در صورتی که در مورد مردان اینگونه نیست.
نکته ی دیگر اینکه از آنجایی که شانس دستیابی به پارتنر برای زنان بسیار بیشتر از مردان است و یک دختر شاید خواسته و ناخواسته روزی 10 تا شماره بگیرد و هر لحظه که بخواهد می تواند رابطه را به هم بزند و چندی بعد با دیگری باشد احتمال خسته شدن از رابطه برای او بالا می رود.
رجوع کنید به این پیک
و این به آن معنی ست که مردان تنوع طلبترند؟ولی شرایط ایجادش را ندارند؟
زنی که غیر از همسرش رابطه ای ندارد ولی بعد از مدتی لذتی نمیبرد از سکس، بخاطر تنوع طلبی ست که بواسطه ی وجود مردانِ بیشتر در اطراف اوست؟
و اما :زنها بعد از گذر زمان چندان جذاب نیستند که حتی سالی ده شماره بگیرند آن موقع هم چنین ست؟
مردهایی هستند که با وجود حتی عشق در زندگی دوست دارند تجربه ی سکس با غیر همسر یا معشوقه ی خود را بکنند و روابط سکس را جدای از زندگی شخصی خود می دانند
mosaferمردها تنوع طلب هستند در روابط سکس یا زنها؟
mosaferو این به آن معنی ست که مردان تنوع طلبترند؟ولی شرایط ایجادش را ندارند؟
ما دو نوع تنوع طلبی داریم، پارتنر و خود سکس.
سکس خواهی مردان کمی بیشتر از زنان هست ولی در مورد خود سکس زنان تنوع طلب ترند.
یعنی زنان با طیف گسترده تری از رفتارهای جنسی تحریک میشند،برای نمونه مردان همجنس گرا یا دگرجنس گرا به سختی با محتوایی که مخالف گریاش جنسیشون هست تحریک میشند ولی زنان در این قضیه تفاوت دارند و با محتوای متفاوت هم تحریک میشند.
Anarchyبه طور کلی که مردهای تنوع طلب بسیار بیشتر از زن های تنوع طلب هستن و توان ذهنی و جسمی سکس با تعداد نا محدودی زن رو دارن 😬 و واقعا هم ربطی به این حرف های کلیشه ای هوس باز و این مسائل نداره و کاملا فرگشتیک هست...
ولی این خستگی رو نمیدونم...جدای از سکس مسائل دیگه ای هم باید باشه !! دوستانی که متاهل هستن و عملا این تجربه رو دارن بهتر میتونن نظر بدن...
راستش در این مورد باهات به شدت مخالفم، زن ها از لحاظ جسمی و جنسی عملا توان نامحدودی برای سکس دارند!
Lisa Sparks - WiKi
رکوردش هم متعلق به پورن استاری به نام هست لیسا اسپارک که در یک روز با 919 مرد سکس داشت:)))
اصولا مردان حداکثر بعد از چند بار ارضا شدن(که زمانش هم از زنان کوتاه تره)از پا میافتند ولی زنان این مشکل رو ندارند:))
درست تر اینه که بگیم مردها توان بارور کردن بیشتری دارند:))
sonixaxیعنی شاهکار 👏
یک فیلم دیگه ای هم هست به اسم پیانو .اون هم خیلی قشنگه : Das Piano (1993) - IMDb
همین چند وقت پیش فیلم پیانو را هم دانلود کردم و دیدم
عجب فضای جالب و خاصی داشت این فیلم .
تصور زندگی در چنین محیطی مو به تن آدم سیخ میکند.
والبته از دید من اشکالاتی هم داشت برای نمونه بازی بازیگر نقش زن در یه جاهایی خیلی ساختگی به نظر می رسید .
ولی فضایی که کارگردان انتخاب کرده بود برای ساخت چنین فیلمی بسیار بکر و ناب بود و این فیلم تنها و تنها به همین دلیل
در ذهن من ماندگار خواهد شد .
و یک نکته : در مقابل پیانیست این فیلم در درجه ای پایین تر قرار داشت و پیانیست تاثیر گذارتر بود و جذاب تر 🌹
نگارهای از daftarche.com — در دسترس نمیباشد

mosaferکمی گیج کننده شد اخرش و اینکه اونقدر با هیجان روایت میکرد حتی روابط همسرش رو چرا اونو کشت؟
ولی اتفاقی که برای مرد افتاد یکجورایی باید دل زنها رو خنک میکرد
و این حسی که شما داشتید من زمانی داشتم که اون پسر سیاه پوست یک شب مهمان اونها بود و...تاهل یک فرد طبیعتا محصور شدن در اون رابطه ست ولی واقعا اینطور نیست
زن و شوهر بعد از مدتی برای هم تکراری می شوند ولی گذر زمان باعث ایجاد روابطی نو هم میشود
بگذریم...
علاقه ای ندارم در این مورد توضیح بیشتری بدهم
اول ببخشید من تازه الان جواب شما رو دیدم 😄
شاید این فیلم هم یک جورایی ضد مرد بود که این جوری تموم شد !! خب قصد زن هم این بود که مرد رو زجر بده حسابی...
علاقه دارم بیشتر در این مورد توضیح بدید 😚 !!
undead_knightراستش در این مورد باهات به شدت مخالفم، زن ها از لحاظ جسمی و جنسی عملا توان نامحدودی برای سکس دارند!
Lisa Sparks - WiKi
رکوردش هم متعلق به پورن استاری به نام هست لیسا اسپارک که در یک روز با 919 مرد سکس داشت:)))
اصولا مردان حداکثر بعد از چند بار ارضا شدن(که زمانش هم از زنان کوتاه تره)از پا میافتند ولی زنان این مشکل رو ندارند:))
درست تر اینه که بگیم مردها توان بارور کردن بیشتری دارند:))
البته از این دیدی که میگی درسته...من خودم فیلم رکورد زنی یکی از همین پورن استار ها رو دیدم : The World's Biggest Gang Bang III – The Houston 620 - Wikipedia, the free encyclopedia
ولی منظور من برای سکس همزمان نبود...یعنی مردها عملا از نظر روحی شاید سیری ناپذیر باشن و لازم باشه با پارتنر های مختلف(حالا نه در یک زمان) میتونن به راحتی سکس داشته باشن...ولی زن ها جز همین حالت های رکوردزنی ، شاید تمایل نداشته باشن با هر مردی سکس داشته باشن
!!
Anarchyالبته از این دیدی که میگی درسته...من خودم فیلم رکورد زنی یکی از همین پورن استار ها رو دیدم : The World's Biggest Gang Bang III – The Houston 620 - Wikipedia, the free encyclopedia
ولی منظور من برای سکس همزمان نبود...یعنی مردها عملا از نظر روحی شاید سیری ناپذیر باشن و لازم باشه با پارتنر های مختلف(حالا نه در یک زمان) میتونن به راحتی سکس داشته باشن...ولی زن ها جز همین حالت های رکوردزنی ، شاید تمایل نداشته باشن با هر مردی سکس داشته باشن !!
در شرایط عادی و برای یک زن و مرد معمولی ( و نه آن چیزی که در مورد پورن استارها میبینم ) سخن شما درست هست .
مردان تنوع طلبی بیشتری دارند و خیلی از زنان حاضر نیستند با هر مردی سکس داشته باشند .
فیلم بسیار زیبای:
Down fall-2004
فیلم روایتی است از 10 روز آخر هیتلر و فرماندهان ارشد اش در آن پناهگاه معروف.داستان بیشتر مستند است و بر اساس کتاب Inside Hitler's Bunker و خاطرات Traudl Junge جوان ترین منشی شخصی هیتلر و کتاب خاطرات آلبر اسپیر معمار شخصی و وزیر تسلیحات جنگی هیتلر و یکی دو تا کتاب خاطرات افسران ارشد هیتلر نوشته شده و البته با روایت هنرمندانه نویسنده و کارگردان.تنها ایرادی که این فیلم دارد این است که شاید گاهی در فیلم حس هم ذات پنداری با جانیان نازی به شما دست دهد که به گمانم تجربه ی جالبی است.بازیگری که نقش هیتلر را بازی میکند هم بسیار هنرمندانه این نقش را ایفا می کند.تا جایی که من می دانم تاکنون به غیر از این فیلم دو فیلم دیگر هم در مورد 10 روز آخر هیتلر در پناه گاهش ساخته شده که به هیچ روی به پای این فیلم و روایت بی نظیر اش نمی رسند.
IMDb-8.3/10
Rotten Tomatoes-91%

12 Monkeys (1995) - IMDb
یکی از بهترین بازی های بروس ویلیس بود و البته برد پیت هم به عنوان بازیگر مکمل بازیش خوب بود.
داستان به طور کلی سبک آخر زمانی داره و مفاهیمی مثل تفاوت واقعیت و توهم و دیوانگی و... در معرض داوری مخاطب قرار میده.
ماموریت بروس این هست که به گذشته بره و منبع ویروسی رو کشف بکنه که در آینده 5 میلیارد نفر ر و میکشه و باقی انسان رو وادار میکنه زیر زمین زندگی کنند، البته ماشین زمان دانشمندان اشکال داره و چندباری اشتباهی به زمانی میفرستنش که نادرسته.
فیلم بسیار قشنگی بود، البته من مدت ها پیش توی رسانه ملی! دیده بودمش ولی خب دیدن نسخه اصلی با صدای خود بازیگرا و البته به طور کامل! لذت دیگه ای داشت:))
نکته:از معدود فیلم هایی هست که دلتون برای ویلیس ممکنه بسوزه:))
undead_knight
![]()
12 Monkeys (1995) - IMDb
یکی از بهترین بازی های بروس ویلیس بود و البته برد پیت هم به عنوان بازیگر مکمل بازیش خوب بود.
داستان به طور کلی سبک آخر زمانی داره و مفاهیمی مثل تفاوت واقعیت و توهم و دیوانگی و... در معرض داوری مخاطب قرار میده.
ماموریت بروس این هست که به گذشته بره و منبع ویروسی رو کشف بکنه که در آینده 5 میلیارد نفر ر و میکشه و باقی انسان رو وادار میکنه زیر زمین زندگی کنند، البته ماشین زمان دانشمندان اشکال داره و چندباری اشتباهی به زمانی میفرستنش که نادرسته.فیلم بسیار قشنگی بود، البته من مدت ها پیش توی رسانه ملی! دیده بودمش ولی خب دیدن نسخه اصلی با صدای خود بازیگرا و البته به طور کامل! لذت دیگه ای داشت:))
نکته:از معدود فیلم هایی هست که دلتون برای ویلیس ممکنه بسوزه:))
هر از گاهی باید این فیلمها را بگویی دیده ام تا یاد آدم بیافته چه اندازه جوانی آرش جان ... 😆
Mehrbodهر از گاهی باید این فیلمها را بگویی دیده ام تا یاد آدم بیافته چه اندازه جوانی آرش جان ... 😆
خب این بار دوم بود دیگه:))
خیلی از فیلمها هست که میخوام نسخه اصلیشون رو نگاه کنم و در کنارش کلی فیلم دیگه هم هست که کلا تا حالا ندیدمشون:))
تو در نهایت 10 سال میتونی از من بزرگتر باشی اینقدر اینو نزن توی سرم:))))
the legend of 1900
یکی از بهترین فیلم هایی است که در این چند وقته دیده ام.

The Invention of Lying (2009) - IMDb
دنیایی رو تصور کنید که در اون انسان ها هرگز دروغ نمیگند، نه اینکه نخوان بلکه توانایی دروغ گفتن رو ندارند و نمیفمند دروغ چیه و در این میون ناگهان یک نفر این توانایی رو پیدا میکنه!
میتونه با دروغ پول بدست بیاره(مثلا یک نمایشنامه تخیلی مینویسه و به جای تاریخ! به ملت قالبش میکنه) ادم ها رو اشتی بده، شهرت و مقام و محبوبیت بدست بیاره.در این دنیا با دروغ میشه هرچیزی رو بدست آورد!(البته در دنیای خودمونهم شاید بشه :)) )
خب در این دنیا تقریبا همه چیز مثل دنیای واقعیه ولی خب "هیجانش" کمتره!:))داستان ها و فیلم های تخیلی وجود ندارند و تبلیغات هم بدون هیچگونه دروغیه!
در فیلم اینقدر که به چیزهای مختلف تیکه انداخته میشه که واقعا نشون میده خیلی کارگردان و نویسنده شیطون بودند:))
و البته همونجور که اول فیلم شک کرده بودم در این دنیا دینی وجود نداره و در جایی که برای آروم کردن مادرش بهش میگه بعد از مرگ به یه جای بهتر میره چند نفر از کادر پزشکی حرفش رو میشنوند و باعث میشه در نهایت مجبور بشه "10 فرمان" رو بنویسه و یک دین از خودش اختراع بکنه:))
البته همونطور که حدس میشه زد کم کم اثرات بد دروغ ها خودش رو نشون میده ولی در نهایت با راست گفتن هست که قهرمان تپل و بدبخت ما! به خوشبختی میرسه:))
نگارهای از daftarche.com — در دسترس نمیباشد
13 Going on 30 - Wikipedia, the free encyclopedia
یک عدد ریویو دیگه!:))
خب داستان فیلم در مورد یکی از آرزوهایی هست که بچه زیادی اون رو دارند:بزرگ شدن.شخصیت اصلی داستان ما دختری هست به نام جنا که چندان محبوب نیست، از قیافه و هیکل خودش ناراضیه و در ضمن 13 سالشه و آرزو داره که بزرگ بشه و 30 ساله بشه(چون در یک مجله مد 30 سالگی رو ایده آل ترین سن معرفی کرده بود)
خب همونطور که عنوان فیلم پیشنهاد میکنه این آرزوش به حقیقت میپیونده و ما در بیشتر فیلم با دختر 13 ساله ای رو به رو هستیم که در بدن یک زن 30 ساله هست!
محتوای جنسی تا حد ممکن پایین هست که البته از دید من شاید بی تاثیر از نگرانی های حقوقی نبوده!:))
همونطور که البته میشه در اکثر فیلم های کمدی میشه پیشبینی کرد در طول فیلم از این آرزوش پشیمون میشه مخصوصا اینکه میبینه با وجود موفق بودن و محبوب شدن دچار افت اخلاقی زیادی شده.
فیلمی هست که با وجود هپی اندینگ از دیدن دوبارش هم راضی ام:))
بازی جنیفر گارنر واقعا عالی بود:)
انگلیسی ها یه واژه دارند به نام"eargasm" که موقعی به کار میره که طرف با شنیدن آهنگ های خوب دچار ارگاسم شنیداری میشه! :))
دیروز از بس فیلم خوب دیدم دچار"eyegasm "شدم یعنی ارگاسم دیداری:))

خب مهمترینش کازابلانکا بود که واقعا محشر بود(و خیلی وقت بود توی واچ لیستم بود) اصولا فیلمی به این شهرت نیاز به تعریف نداره ولی از همه بیشتر پایان فیلم جذاب بود برام که یک جور پایان خوش تراژیک بود!

دو تای دیگه شاید توی ایران به اندازه اون معروف نباشند ولی توصیشون میکنم، یکیش اسمش "blade runner" و در ژانر علمی-تخیلی هست که به این میپردازه که آیا روبات ها مثل انسان ها میتونند باشند(از عواطف گرفته تا حقوق) و آیا حق زندگی مثل ماها رو دارند؟و البته کمی هم عنصر عشقولانه داره:))

و اون یکی "meet john doe" که ژانرش کمدی-درام و البته کمی سیاسیه.در مورد مردی هست که حاضر میشه نقش یک معترض رو بازی کنه که میخواد در اعتراض به بی اخلاقی های جامعه مدرن خودکشی کنه ولی بر خلاف انتظارش کم کم قضیه جدی میشه.

خب توصیف سطحیش میتونه رابینسون کروزو مدرن باشه ولی بازی عالی تام هنکس و اضافه کردن کمی تم رومانتیک، فیلم رو واقعا دلپذیر و زیبا کرده.
به جز دورافتادگی از دنیای مدرن ما با یک دورافتادگی عاطفی هم مواجه هستیم و به طور کلی عنوان فیلم ایهام هم داره هم به کشتی شکستگی(یا هواپیما شکستگی!:)) ) اشاره داره و هم به همین دورافتادگی که در پایان فیلم هم باز اشاره میشه.
یکی از بهترین صحنه هاش صحنه مواجه شدنش با دوست دخترش توی خونش بود که ازدواج کرده بود.

باید اسم فیلم رو میزاشتند"چگونه به یک داستان عالی تر بزنیم"! :))
ایده ها بچه گانه، بازی ها مصنوعی و فاقد هرگونه نوآوری و خلاقیت در داستان "دیو و دلبر" بود.

Extremely Loud & Incredibly Close 2011
به شدت بلند بسیار نزدیک
فیلمی با بازی توماس هورن و تام هنکس و ساندرا بلوک
داستان درباره حادثه 11 سپتیمبر هست
البته نه به خود حادثه
بلکه به خانواده ای که این حادثه در این خانواده تاثیر به شدت بدی میذاره
پدر خانواده با بازی تام هنکس در طبقه 105 این ساختمان گیر کرده و کشته میشه
پسری که بعد از یک سال هنوز مرگ پدر رو فراموش نکرده
بعد از یک سال از گذشت اون حادثه بد به اتاق پدرش میره و در اونجا کلیدی رو پیدا میکنه
و به دنبال پیدا کردن قفلی هست که اون کلید بازش میکنه
به خیال اینکه اون کلید رازی رو در مورد پدرش افشا میکنه
فیلم یه فیلم بسیار خوب بود
با یک روایت غیر خطی
داستان از مجلس دفنی شروع میشه و مشخص نیست که این مجلس چی هست
فقط پسر اونجا ناراحت هست و میگه وقتی توی اون تابوت خالی هست چرا پس باید وقتمون رو هدر بدیم
سکانس بعدی وارد پرده معرفی روتین یا روزمرگی میشه و در اونجا رابطه خوب و بسیار نزدیک پدر و پسر رو نشون میده
فیلمنامه دارای یک راوی هست که روایت هاش واقعا به جا و در روند فیلم تاثر خوبی داره
راوی همون پسر کوچیک هست
پدر در بازی هاش و راهنمایی هاش پسرش رو جوری تربیت کرده که هیچ وقت دست از جستجو برنداره
این پسر نسبت به سنش خیلی باهوش هست و اطلاعات عمومی نسبتا بالایی داره
فیلم با حادثه انفجار 11 سپتیمبر وارد ماجرای اصلی میشه و بعد به یک سال بعد از حادثه میره
و با فلش بک های خیلی به جایی داستان حادثه انفجار رو کشته شدن پدرش رو رابطه پدر و پسر رو ادامه میده
بازی این پسر واقعا عالی و قابل تحسین هست
هر چند به نظر من کمی زیاده روی کرده در اجرای حسی
ولی به نسبت سنش من رو کاملا تحت تاثیر قرار داد
موسیقی فیلم یه شاهکاره
مناسب عالی زیبا و همراه مخاطب تاثر خیلی خوبی در دیده شدن سکانس ها القای بار معنایی فیلم و انتقال احساسات
تدوین فیلم یک تدوین شلوغ و عالی و بی نقصه
فیلم رو توصیه میکنم حتما ببینید

قطار 3:10 دقیقه به یوما
فیلمی با بازی راسل کرو و کریستین بیل و بن فاستر
داستان در غرب وحشی اتفاق میفته
داستان مزرعه داری هست که بدهی زیادی به یکی از ثروتمندان شهر داره
شبی یکی از افراد او اصطبل علوفه ش رو به آتش میکشه
داستان دیگری هم روایت میشه و اون حمله مسلحانه و دزدی از دلیجانی دولتی توسط کابویی به نام بن وید
در مسیر داستان کریستین بیل و پسر هاش در بیابان به صورت اتفاقی با بن وید و حادثه سرقت رو به رو میشه
و در ادامه کریستین بیل به شهر میاد و در دستگیری بن وید کمک میکنه تا به همراه مارشال و افرادش بن وید رو به قطار 3:10 دقیقه به سمت زندان یوما همراهی کنه
فیلمی در ژانر وسترن ولی تفاوتی اساسی با وسترن های گذشته داشت
و اون پرداختن به شخصیت اصلی کاراکتر ها بیشتر از پرداختن به تیپ کاراکتر و روند فیلم نامه و ژانر وسترن هست
شخصیت پردازی کاراکتر های اصلی خیلی عالی شده
در ادامه ماجرای انتقال بن وید به قطار ما شاهد اتفاق هایی گاه منطقی و گاه غیر منطقی هستیم
یکی از سکانس های غیر منطقی سکانس آخری هست که کریستین بیل باید بن وید رو از اتاق هتل به سمت ایستگاه قطار ببره
در حالیکه خودش هست و یک تفنگ و گروه به شدت حرفه ای بن وید
این سکانس ها اصلا منطقی نبود
همکاری بن وید با کریستین بیل برام اصلا جالب نبود
انگار نه انگار که قرار بره اعدام بشه
جوری در این فیلم نشون داده شد که هدف کریستین بیل تقریبا بیهوده و مضحک بوده
دستگیری بن وید خیلی اتفاقی هست
انتقالش غیر واقعی هست
در همه سکانس ها همکاری خود بن وید هست که به گروه مارشال و افرادش و کریستین بیل اجازه دستگیری و انتقالش رو میده
فیلم قشنگی بود
ولی من اصلا خوشم نیومد
چون خیلی تخیلی تموم شد
دختر میلیون دلاری
فیلمی به کارگردانی کلینت ایستوود
با بازی کلینت ایستوود و هیلاری سوانک و مورگان فریمن
داستان فیلم زندگی یک بوکسور زن رو نشون میده که قبل از حرفه ای شدن به مدت 13 سال در فقر به سر میبره و در رستوران ها به عنوان گارسون کار میکنه
برای تمرین بوکس پیش کلینت ایستوود میاد ولی فرانکی ( کلینت ایستوود ) از تمرین دادنش سرباز میزنه
کلینت ایستوود خودش در حال حاضر مربی یک سیاه پوست هست و از طرفی هم در زندگی شخصی خودش تنها ست و دخترش به خاطر اشتباهات گذشته فرانکی تنهاش گذاشته
و حتی جواب نامه های اون رو نمیده
با اینحال وقت خودش رو روی اون سیاه پوست میذاره و اون رو آماده مسابقه میکنه
ولی وقتی آماده میشه فرانکی رو رها میکنه و پیش یک منیجر دیگه میره برای کسب عنوان قهرمانی
اتفاقاتی پیش میاد و فرانکی تمرین دادن اون دختر رو قبول میکنه و تا حد قهرمانی اون دختر رو بالا میاره ولی دست آخر ...
یه فیلم خیلی خوش ساخت که من این رو بعد از چند سال بالأخره طلسمش رو شکستم و امروز صبح سر کارم دیدمش ![]()
مثل همیه فیلم های آخری کلینت ایستوود فیلم لایه های اجتماعی و سیاسی داره
و وارد داستان میشه ولی با کنایه های سیاسی و مبارزه با نژادپرستی
مورگان فریمن در نقش دوست و شاگر قبلی فرانکی هست و به عنوان راوی فیلم در توضیح سکانس ها و تاثیر گذار بودنش خیلی اثر داره
فیلم با مبارزه سیاه پوست و سفید پوست شروع میشه
و بعد با نشون دادن یک آأم ضعیف و پر مدعی و متوهم با نام "خطر" این مقوله ضدیت نژاد پرستی رو کمی لوث میکنه
آدم ضعیفی مثل "خطر" شعار های ضد نژادپرستانه میده
ولی آأم های قوی مثل همون ویلیام سیاه پوست نه در زبان که در عمل مبارزه میکنن و پیروز هستند
فیلم داستان تولد یک قهرمان رو از شروع و از زمانی که در دهه سوم عمرش زندگی میکنه شروع میکنه
قدرت گرفتنش خیزشش امیدش تلاشش و آخر تمام شدن
فیلم وارد زندگی روزمره میشه و یک نهیبی به این تکرار ها و این بی هدفی ها میزنه
با نشون دادن زندگی این دختر و تلاشش
کنایه هایی به ارزش های اجتماعی میزنه
در سکانسی این دختر وضعیت مالی ش خوب شده و برای مادرش یک خانه میخره
اونجا مادر یا یک لحن طلبکارانه با دخترش برخورد میکنه و وقتی دختر در مورد ورزش صحبت میکنه
مادر برمیگرده میگه دست از این کارها بردار مثل آدم ازدواج کن و خودت رو مسخره مردم نکن
در حالیکه مخاطب در اون لحظه اوج حماقت رو در اون مادر و جامعه ای میبینه که اون مادر ازش صحبت میکنه
فیلم خوبی بود
بازی هیلاری سوانک واقعا عالی بود
کلینت ایستوود بازی خیلی خوبی داشت و همینطور موریگان فریمن
صحنه های مبارزه و فیلم برداری ها خیلی خوب کار شده بود
یک کارگردانی بدون نقص
کمی روند خسته کننده داشت
ولی در کل خوب بود
سقوط
داستان فیلم درباره ماه های آخر زندگی آدولف هیتلر و سقوط امپراتوری و قدرتی که برای خودش درست کرده بود
یک فیلم فوق العاده درباره آخرین روزهای زندگی آدولف هیتلر با نگاه به شخصیت هیتلر و رفتارش با اطرافیانش و ایدئولوژی و خط فکر این شخصیت تاثیر گذار تاریخ
فیلم به زبان آلمانی هست و بازی ها و شخصیت ها به شدت عالی
مخصوصا نقش هیتلر رو به بهترین شکل ممکن اجرا میکنه
که هم قدرت و هم نبوغ و هم رفتار و حالت چهره عصبانیتش خشمش احساساتش فکرش همه و همه رو خیلی خوب به تصویر میکشه
این فیلم نگاه جدیدی به جنگ جهانی دوم داره
فیلم رو به شدت به همه توصیه میکنم که ببینندجدا فیلم رو که دیدم با یه فیلم خیلی جالب رو به رو شدم
زندگی آدولف هیتلر رو خیلی عالی نشون داد
فیلم نه فقط جنبه خشونت یا نفرت انگیز هیتلر رو بلکه خصوصیات رفتاری و گاهی احساسات مثبت و رفتار های مناسب رو هم نشون داد
فیلم با روایت منشی و یکی از نزدیکان هیتلر شروع میشه
و بعد وارد خود فیلم میشه
با سکانسی که زن هایی رو به سمت مقر نیرو های آلمانی میاره
و فضای فیلم و خنده ها و نگاه های سربازان و ذهنیتی که ما از این رفتار ها در ذهنمان داریم
این هست که این زن ها رو برای عیاشی یا س.ک.س یا تجاوز به مقر نیرو های آلمانی میره
و بعد که پیشوا به دیدن این زن ها میره و زیبا ترینشون رو انتخاب میکنه مخاطب دیگه یقین داره زن رو میبره برای س.ک.س
ولی وقتی رفتار مودبانه و متمدنانه پیشوا رو میبینه تعجب میکنه
همین سکانس های اولی بر عجیب بودن و تازه بودن نوع نگاهی که فیلم داره حکایت میکنه
سکانس اولی که پیشوا رو نشون میده در یک تعلیق تصویری به شدت عالی که از خبره بودن کارگردان خبر میده یه حس نفوذ و قدرت و جذبه ای قوی از حضور پیشوا مخاطب رو فرا میگیره
بازی این بازیگر چنان قوی هست که تو نمیتونی شخص دیگری رو به جای این در نظر بگیری
جوری هیتلر رو بازی میکنه
تمام حرکات و رفتار ها رو به خوبی نشون میده
به خوبی قدرت هیتلر نفوذ هیتلر رو
خشمش رو سیاستش رو افولش رو به وجه کاملا عالی به نمایش میذاره
فیلم یک میزانسن فوق العاده داره و صحنه ها و لوکیشن هایی که انتخاب کرده و صحنه پردازی های عالی
حال و هوای ارتش آلمان و هیتلر رو که ماها در بازی های کال آف دیوتی و مدال آف هانر و ... مشاهده کردیم
به خوبی به مخاطب منتقل میکنه
تونل ها و مخفی گاه های مخوف
ایست های بازرسی
و در نهایت اتاق فرماندهی کل ارتش رایش و نیرو های اس اس
فیلم روایت چند ماه آخر سقوط هیتلر رو نشون میده
نه کاری به قدرت گرفتنش نه کاری به کشتار هایی که انجام داده هیچ کدوم رو نشون نمیده
فقط سقوط محض رو
فشار های روانی که بر هیتلر و فرماندهان رده بالا هست
شکست قریب الوقعی که با هجوم نیرو های شوروی در برلین شکل خواهد گرفت
به همین خاطر اختلافات زیادی بین فرماندهان و شخص هیتلر شکل میگیره
بیشتر فرماندهان خواهان این هستند که هیتلر از برلین خارج بشه ولی هیتلر چون شخص باهوش و فهیمی هست به شکست خودش پی برده
نمیخواد به خفت و خاری بیفته
فیلم با نگاهی به خط فکر دیکتاتور ها و جوامع ملی گرا نقد جالبی بر ااونها داره
در سکانس هایی هیتلر که به عنوان پیشوا و حافظ جان و ناموس ملت آلمان هست حاضره برای قدرت گرفتن دوباره خودش
تمام آلمان و مردمش رو فدا کنه چرا که اعتقاد داره خود مردم قدرت رو بهش دادند
اعتقاد داره اگر قرار باشه که جامعه ملی گرایانه من از بین بره دیگه وجود مردم و زنده بودنشون فایده ای نداره
در سکانس هایی که یکی از فرماندهان ارتش به دیگری میگه اگر قرار باشه ما تسلیم نشیم مردم همه از بین خواهند رفت
برمیگرده میگه مردم خودشون سرنوشت خودشون رو انتخاب کردند
یه واقعیتی هست این
سرنوشت هر ملتی در دست خودش هست
اعتقادات مردم آلمان و باور هایی که به پیشوای خودشون دارند در سکانس هایی که بچه ها و زن ها و مردم غیر نظامی که مسلح شدند تا از سقوط و شکست پیشوا جلوگیری کنند نشان داده میشه
فیلم بعد از نگاهی اجمالی به شخصیت هیتلر و بعد از اینکه به مخاطب این حس رو منتقل میکنه که قرار نیست ما در اینجا فقط شخصیت هیتلر رو بکوبیم و اون رو منفور محض نشون بدیم وارد خط فکر هیتلر میشه
در ابتدا رفتارش رو با منشی ها و فرماندهان نشون میده
مخاطب در ایجا تنفری نسبت به هیتلر نداره
وقتی سیاست و خشمی رو که بر فرماندهان در اون اتاق کوچیک نشون میده و فریاد هایی که در کل سالن میپیچه اقتدار هیتلر رو نشون میده
در سکانسی با عصبانیت سر فرماندهان فریاد میکشه که شما در دانشگاه درس خوندید تا یاد بگیرید چطور قاشق و چنگال دستتون بگیرید
ولی من دانشگاه نرفتن ولی به تنهایی کل اروپا رو فتح کردم
من برای دنیا سیاست ها و برنامه های خاصی داشتم ولی هیچ کس من رو درک نکرد حتی برادرانم
این صحبت ها از نبوغ سیاسی و جنگی هیتلر خبر میده
ولی بعد با صحبت هایی که درباره جامعه ملی گرایانه و اندیشه های خود برتر بینی و نظامی که قرار هست ایجاد بشه و فدا کردن جان انسان های بیگانه
به خاطر قدرت خودش حس تنفری در مخاطب ایجاد میشه
ولی بعد این حس تنفر از بین میره
چرا که سقوط هیتلر رو درماندگی ش رو نشون میده
و در نهایت خودکشی هیتلر رو
من از جنگ جهانی چندان خبر ندارم ولی تا اونجایی که در مورد سرنوشت هیتلر خوندم در مورد خودکشی ش به همین صراحت صحبت نکرده بودند
و حتی خونده بودم که هیتلر در ساعت های آخر عمرش هیچ کس اون رو ندیده
ولی در اینجا رسما از خودکشی خودش صحبت میکنه و از فرمانده نزدیکش درخواست داره بعد از مردنش اون رو بسوزونه تا بدنش دست روس ها یا یهودی ها نیفته
فیلم برداری و تدوین بسیار عالی فیلم صحنه های اکشن خیلی خوب موسیقی تاثیر گذار فیلم همه و همه دست به دست هم دادند
که ما سقوط هیتلر رو شاهد باشیم و به نوعی با این شخصیت تاثیر گذار قرن احساس همدردی کنیم

داستان فیلم درباره هیولاهایی به نام کایجو هست که به زمین حمله میکنند
انسان ها به خاطر بزرگی و غول پیکر بودن این هیولاها توانایی مقابله با اونها رو ندارند
تمام ملت ها اختلافات رو کنار میگذارند و دانش خودشون رو به اشتراک میگذارند تا با ساخت ربات های غول پیکر با این موجودات مقابله کنند
فیلم از نظر جلوه های ویژه به شدت تاثیر گذاره
یه فیلم فوق العاده
یک اکشن سریع مهیج عالی بی نقص
بنده خدا هابیت به نظرم امسال هم شانس بردن اسکار جلوه های ویژه رو نداره
فیلم ترنسفورمر با اون همه عظمتش در برابر جلوه های ویژه این هیچی نبود
موسیقی متن فوق العاده ای داره
و جالبش هم این هست که موسیقی متنش رو رامین جوادی که از پدر ایرانی و از مادر آلمانی هست ساخته
البته هیچ ربطی به ایرانی بودن یا ایران نداره
چرا که همه تخصصش رو و دانشش رو و شکوفایی ش رو مدیون آلمان و هالیوود هست
توصیه اکید دارم همه ببینندش
خیلی قشنگه
فیلمی با بازی جانی دپ
داستان غرب وحشی هست
مردی به نام جان رید به همراه سرخ پوستی به نام تونتو با بازی جانی دپ برای گرفتن انتقام و ایجاد عدالت در مسیر هم قرار میگیرند
اما عدالت برای هر دو تعریف خاص خودش رو داره
هر دو برای دستگیری کاویندیش مردی که برادر جان رید رو کشته و قلب برادرش رو از سینه در اورده و خورده
فیلم در قالب وسترن کمدی هست
فیلم در القای حس کمدی یا وسترن یا جدی بودن ترتیب خاصی نداره
درست لحظه ای که حس میکنی در حال لودگی هستند بحث جدی میشه
و وقتی بحث جدی میشه میره به سمت کمدی
شخصیت پردازی ها رو دوست نداشتم
نه جانی دپ و نه جان رید و نه اون دختر و نه هلنا بروهام کارتر
فیلم در روایت داستان ضعیف عمل کرده
ولی در کل فیلم سرگرم کننده ای بود
بازی جانی دپ هم چنگی به دل نمیزد
فیلمی با بازی Ethan Hawke و Julie Delpy
به کارگردانی Richard Linklater
داستان دختر و پسری هستند که با هم در یک قطار همراه هستند
یکی به سمت فرودگاهی در یکی از شهر های مسیر قطار میره تا به سمت آمریکا بره
و دیگری به سمت پاریس
در قطار به طور تصادفی با هم آشنا میشند و صحبت
پسر از قطار پیدا میشه ولی دوباره برمیگرده و از دختر تقاضا میکنه او هم پیاده بشه و فردا بره به سمت پاریس
امشب رو تا قبل از طلوع آفتاب با اون پسر در خیابانگردی همراه باشه
فیلم فقط دیالوگ محض داشت
عاشقانه خوبی بود
مثل زمان هایی که در لحظه زندگی رو استپ میکنی و زندگی میکنی و لذت میبری و بعد دوباره زندگی رو پلی میکنی و تن به جریان زندگی میدی
دقیقا هم همین مفهوم رو میرسونه
هر دو در قطار هستند
قطار معمولا نشانه عمر و زندگی انسان ها هست
برای یک مدت کوتاهی از قطار یا به عبارتی زندگی پیاده میشی و از لحظه اکنون و حال فقط لذت میبری
انگار زندگی متوقف شده
فیلم قشنگی بود
ولی نه در حد امتیاز 8 imdb
احضار یا جادو
فیلمی به کارگردانی جیمز وان
و بازی پاتریک ویلسون و وگا فرامیگا
داستان درباره زن و مردی هست که در زمینه علوم ماورائی تخصص دارند
و در شروع فیلم تجربه های مواجهه با امور ماورایی رو نشون میده
در ادامه داستان روایت خانواده ای هست که با خانه جدیدی نقل مکان میکنند و در اون خانه با مسائل ماورایی مواجه میشند
و دست کمک به سمت این زن و مرد دراز میکنند
فیلم درباره احضار جن و تسخیر جن هست
اول فیلم نوشته شده بر اساس داستان واقعی
اوفففففف
یه فیلم فوق العاده
یه فیلم عالی
یه فیلم ترسناک حسابی
کارگردان این فیلم در ژانر ترسناک تجربه خوبی داره
فیلم های اره و Insidious و سکوت مرگ و ... ساخته
فیلم شباهت هایی به فیلم Insidious داره
یعنی یه جوری میشه گفت Insidious تجربه اول بوده در چنین سبک فیلمی
و این The Conjuring 2013 پیشرفته Insidious هست
در این فیلم از هر عنصری که در فیلم های ترسناک باعث خلق ترس و دلهره میشه استفاده شده
ولی نه به صورت فله ای و غیر حرفه ای
بلکه به صورت حساب شده
داستان فیلم یه داستان پرتعلیق هست
موسیقی فیلم در القای حس دلهره به مخاطب به شدت عالی عمل کرده
فیلم برداری و سکب فیلم برداری و نماها واقعا عالی هستند
اصلاح رنگ به صورت کاملا حرفه ای کار شده
بازی ها واقعا عالی و دلچسب هست
حتی بازیگر های خردسال هم یه نقش آفرینی خوبی داشتند
همه اینها دست به دست هم میدن تا یه فیلم ترسناک فوق العاده رو ایجاد کنند
من هنوز هم ترسش تو ذهنم باقی مونده
توصیه اکید دارم همه این فیلم رو ببینند
تماشای این فیلم برای افراد زیر ۱۹ سال ممنوع می باشد!
فیلمی با بازی آماندا سیف
فیلم درباره زندگی بازیگر مشهور صنعت پ.و.ر.ن در دهه 70 هست شخصی به نام لاولیس
که فیلم معروف پورنش به نام Deep Throat ته گلو یک انقلاب صنعتی در زمینه پ.و.ر.ن محسوب میشده
لاولیس بعد از آشنا شدن با مردی به نام چاک شیفته رفتار او شده و با او ازدواج میکنه
چاک همسر خودش رو برای کسب درآمد در اختیار ثروتمندان قرار میده
و در خلال س.ک.س هاش اون رو آماده س.ک.س دهانی میکنه به طوری که لاولیس در این نوع س.ک.س تخصص بی همتایی پیدا میکنه
بعد از مدتی همسرش چاک او رو با تهیه کننده های فیلم پ.و.ر.ن آشنا میکنه
در ابتدا اونها از پذیرش لاولیس سرباز میزنند به علت جذاب نبودن اندام های س.ک.س.ی لاولیس
ولی همسرش فیلمی رو از رابطه دهانی خودش با همسرش رو به اونها نشون میده و اونها تحت تاثیر حرفه ای بودن لاولیس قرار میگیرند
این آشنایی منجر به بازی در فیلم پورنی به نام Deep Throat میشود
فیلم Deep Throat داستان زنی هست که از طریق س.ک.س دهانی ارضا میشه اون هم با دخول زیاد در گلو
لاولیس با شرکت در این فیلم به عنوان هنرپیشه اول ،در صنعت پ.و.ر.ن شهرت فراوانی کسب میکنه
ولی بعد از مدتی متوجه میشه که این صنعت یک صنعت دروغی و نمایشی هست و تمام سود حاصله به جیب تهیه کننده ها میره
از این صنعت خارج میشه و عملا به زنی تبدیل میشه که به شدت با صنعت پ.و.ر.ن مخالف هست و مبارزه میکنه
داستان تضاد های رفتاری لاولیس رو به خوبی به نمایش میذاره
و دلائل و مسائلی که باعث شد به سمت صنعت پ.و.ر.ن بره رو به خوبی به چالش میکشه
فیلم در ارائه تصویری از دهه هفتاد خیلی خوب عمل کرده
فیلم خوبی بود
البته توصیه که نمیشه ولی خب اون فیلم Deep Throat فیلم پ.و.ر.ن.ی که این فیلم بر اساس اون ساخته شده رو ببینید در روند فیلم کمکتون میکنه
و بهتر با لاولیس ارتباط برقرار میکنید
ماهی بزرگ
فیلمی از کارگردان فانتزی تیم برتون
با بازی اون مک گروگر و هلنا بورهام کارتر عزیز
داستان مردی هست که در سرتاسر زندگی ش در حال قصه گویی و تعریف ماجراهایی هست که برای اون اتفاق افتاده
به طوری که این داستان ها در ابتدا برای پسر زیبا و شنیدنی بوده ولی الان دیگه خسته شده از اونها
به همین دلیل بین پدر و پسر کدورتی پیش میاد
ولی بر اثر بیماری پدر ، پسر دوباره نزدش برمیگرده و اینبار به دنبال کشف حقیقت زندگی پدر و تطبیق دادن واقعیت و خیال بافی ها هست
یه فیلم فوق العاده از یک کارگردان خوب
سبک سورئال رو تیم برتون به خوبی در فیلم هاش استفاده میکنه
تلفیق واقعیت با خیال البته با روند منطقی سورئالیسمی
فیلم در دل خودش داستان های زیادی داره که مخاطب در ابتدا با این داستان ها انس نمیگیره
و به نظرش فیلم مناسب سن بچه ها هست
ولی کم کم با تلفیق این داستان ها با واقعیت زندگی ادوارد و پسرش ،مخاطب جذب داستان ها میشه
و جوری در فیلم غرق میشه و با ادوارد همراه میشه که حتی مخاطب هم نمیتونه مرزی رو بین واقعیت و تخیل تشخیص بده
این هنر تیم برتون رو نشون میده
فیلم با تکیه بر عناصر خیالی مخاطب رو وارد دنیای زیبای تخیل میکنه همراه با رنگ ها و دکور ها و فانتزی های دلنشین
اینجا در این فیلم منطق رو باید حذف کنی
منطق سبک خیال بر واقعیت رو باید داشته باشی
منطقی که در زندگی واقعی حکم کفش رو داره در تخیل باید اون کفش رو از پا در بیاری بند هاش رو به هم گره بزنی و پرت کنی بالای درخت
و پا برهنه وارد دنیای زیبا و دلنشین تخیل بشی
البته قبلش باید خودت انتخاب کنی
که آیا میخواهی مثل یک ماهی قرمز توی تنگ باشی با محدودیت های یک تنگ
یا اینکه یک ماهی در دریا باشی و تنگ برات کوچیک باشه و وارد دریای بزرگ تخیل بشی
تو بشی ماهی بزرگی که هیچ صیادی توانایی صید اون رو نداره
چرا که به قول جادوگر پیر "بزرگترین ماهی رودخونه همیشه از راهی میره که هیچ وقت نمیشه گرفتش"
فیلم تقابل دو نسل رو چقدر خوب نشون میده
پدری که زندگی رو طبق زندگی سنتی خودش ساده میبینه
پسری که در نسل جدید هست و با کفش منطق در زندگی قدم میذاره
این زندگی مدرن با مواجهه با زندگی سنتی مثل مواجهه آتش با چوب هست
زندگی سنتی رو به آتش میکشه
در سکانسی میبینیم شهر رویایی ادوارد در جوانی تا زمانی که دسترسی به دنیای مدرن رو نداشته
یک شهر زیبا بود و برای ورود به اونجا نیازی به کفش نداشتی
ولی وقتی جاده ای کشیده میشه و اون شهر رو به دنیای بیرون متصل میکنه
قرض ها و وام ها و بانک ها و خرابی و ...
شهر نابود میشه
پسری که خودش هیچ وقت نتونسته با پدرش ارتباط برقرار کنه الان دغدغه فرزند خودش رو داره که نکنه اون هم با فرزندش همین مشکل رو پیدا کنه
سکانس های پایانی وای
بهترین پایان بندی رو که میشد تصور کرد تیم برتون رقم میزنه
من گریه کردم با این سکانس ها
وقتی که پدر و پسر با هم آشتی میکنند
وقتی پسر ،پدر رو درک میکنه
وقتی پسر اینبار قصه تعریف میکنه
وقتی قصه تمام میشه
وقتی که ماهی بزرگ به دریا میرسه
یه فیلم فوق العاده
یه فیلم زیبا
یه فیلم نامه به شدت قوی

فیلمی با بازی دنزل واشنگتن و جودی فاستر
داستان یک سرقت از بانک هست
گروهی در قالب برق کار یا نقاش وارد بانک میشند
و همه کارمندان و مشتریان رو به گروگان میگیرند
همه رو خودشون رو با یک لباس یک دست به همراه ماسک به یک شکل در میارند
ولی قصدشون از سرقت بانک سرقت پول نیست
بلکه قصدشون فقط یک جعبه هست که متعلق به صاحب بانک هست
صاحب بانک هم با معامله ای که با جودی فاستر میکنه اون رو مامور میکنه که وارد بانک بشه و اون جعبه رو به دست بیاره
فیلم امتیاز خوبی داشت
ولی من جدا از فیلم خوشم نیومد
خیلی الان اعصبام داغونه
هیچی از فیلم نفهمیدم
چی شد؟؟
جودی فاستر کی بود؟
چی کار کرد؟
فقط رفت توی بانک و گفت دو میلیون بهتون میدم شما بیاید بیرون اونها هم گفتن بیلاخ
خب که چی؟؟
چرا این فیلم اینجوری پیش رفت؟
چی میخواست بگه؟؟؟
اصلا من نفهمیدم این جودی فاستر برا چه سازمانی کار میکرد؟
چه ماموریت مهمی داشت؟
برا چی پول گرفت؟
اصلا از فیلمش خوشم نیومد
سایت های فارسی هم به جای نقد کردن این فیلم فقط فیلم رو تعریف میکنند
یک منتقد نیومده به شخصیت های این فیلم اعتراض کنه
هیچی از فیلم نفهمیدم
اصلا خوشم نیومد
فیلم هایی رو که متوجه نشم رو فقط اعصابم رو داغون میکنند

کشتی گیر
فیلمی از کارگردان صاحب سبک دارن آرنوفسکی
با بازی میکی روکی و مریسا تامی
داستان کشتی کج کاری به نام رم هست که دوران اوجش سپری شده و کشتی کج جوری با زندگی اون عجین شده که بدون کشتی کج دنیا قبولش نمیکنه
پدر خوبی برای دخترش نبوده
زندگی مناسبی نداره
و در پایان کار کاملا تنها ...
در این بین زنی هم هست که در بار مشغول به رقص س.ک.س هست و این هم دوران زیبایی و اوجش به آخر رسیده
فیلم یه فیلم فوق العاده بود
مثل همه فیلم های آرنوفسکی سرشار از معانی عمیق بود
تیپ شخصیتی قهرمان رو توصیف میکنه به صورت کلی و بعد وارد جزئیات زندگی و شخصیت قهرمان میشه
و در آخر شکسته شدن رو به خوبی نشون میده
تمام شدن و بی ارزش بودن برای دنیا
احساس عمیقی به انسان دست میده که آیا زندگی فقط همین سطح هست
دوران نشیب زندگی به خوبی به تصویر کشیده شده
بعد از یک عمر زندگی کردن وقتی به زندگی خودت نگاه میکنی و میبینی هیچی تو دستت نیست
چیزی به دست نیاوردی
بدتر همه رو از دست دادی
دوران اوجت
جوانی
خانواده
اعتبار
دخترت
آرنوفسکی نگاه خیلی دقیقی به مسائل بنیادی هستی و زندگی و جامعه داره
این تو همه فیلم هاش به وضوح قابل مشاهده ست
موقع دیدن این فیلم یاد این شعر افتادم
بنگر ز جهان چه طرف بر بستم ؟ هیچ
وز حاصل عمر چیست در دستم ؟ هیچ
شمع طربم ولی چو بنشستم هیچ
من جام جمم ولی چو بشکستم هیچ
افسوس که بی فایده فرسوده شدیم
وز داس سپهر سرنگون سوله شدیم
دردا و ندامتا که تا چشم زدیم
نابوده به کام خویش نابوده شدیم
نکات جالب:
مسابقه آخر با شخصی به نام آیت الله بود
شحص سیاه پوستی که با پرچم ایران وارد رینگ شد
رم پرچم رو شکست
و در هنگام مسابقه وقتی که آیت الله در حال اهتزاز پرچم ایران بود تماشاگران فریاد USA سر میدادند
حال شاید ایرانی ها این رو توهین حساب کنند ولی نکته جالبی داشت
و اون هم اگر آیت الله ایران باشه خب پس "رم" باید آمریکا باشه
و آمریکا دوران اوجش سپری شده ضعیف شده
"رم" دچار حمله قلبی شده و دکترها به شدت منع کردند از هر گونه هیجان و ورزش
و دست آخر همین "رم" که نماد آمریکاست در مبارزه ش با آیت الله که نماد ایران هست میمیره
یعنی مبارزه آخر باعث مرگ آمریکا شد

دار و دسته نیویورکی ها
فیلمی از کارگردان مشهور هالیوود مارتین اسکورسیزی
با بازی فوق العاده دینل دی لوئیس و دیکاپریو و البته کامرون دیاز
داستن دوره وحشی آمریکایی رو روایت میکنه
زمانی که نه از تمدن خبری بوده نه از ادعاهای دموکراسی و ...
فیلم با سکانسی شروع میشه که درگیری بین دو گروه از دار و دسته های نیویورکی رو نشون میده
دسته ایرلندی تبار خرگوش های مرده و دسته امریکایی های اصیل یا بومی
مثل اینکه این جنگ برای احقاق حق مهاجرین ایرلندی هست و رفع ظلمی که به اونها میشه
سردسته گروه خرگوش های مرده یک کشیش هست که کشته میشه
اون هم درست در برابر چشم پسر کوچیک ش
این پسر فرار میکنه و وقتی بزرگ میشه برای انتقام برمیگرده به نیویورک
و باز راه پدر رو ادامه میده
فیلم قشنگی بود
باز هم مثل همیشه مسائل نژآد پرستی رو به بهترین وجه ممکن زیر سوال میبره
از فیلم های آمریکایی از اینش خیلی خوشم میاد که تمام هم و غم ش رو برای از بین بردن نژآدپرستی و محدودیت ها به کار گرفته
بازی دنیل لوئیس شاهکاره در این فیلم
(پوستر فیلم کمی مورد داره )
تماشای این فیلم به افراد زیر ۱۷ سال توصیه نمی شود.
عشق ورزیدن
فیلمی از آنه فانیتین
با بازی نئومی واتس و و رابین رایت و ...
داستان دو مادر هستند که این دو از کودکی با هم بزرگ شده اند و با هم زادواج کرده و بچه دار شده اند
الان بچه های ایندو هر دو بزرگ شده و طی یک فرایند عاشقانه پسر نئومی واتس عاشق دوست مادرش میشه
و با هم س.ک.س میکنند
پسر اون مادر میاد میبینه و میخواد تلافی کنه و با نئومی س.ک.س کنه
و حاصل این اتفاق ها عشق و رابطه ای هست که به صورت ضربدری بین مادر ها و پسرها شکل میگیره
و بعد ....
کارگردان این فیلم در کارنامه خودش فیلم درخشان Coco Before Chanel 2009 رو داره
فیلم یک فضای کاملا آرام و رمانتیک داره
با لوکشین های به شدت زیبا و آرمش بخش
همه فضا مهیاست برای هنر عشق ورزیدن
فیلم یک نگاه خیلی جالب به رابطه و عشق داره
عشقی که بین پسر جوان و زن پا به سن گذاشته اتفاق میفته
مشکلاتی داره
پیری زن رو داره
و دلزدگی پسر جوان رو
ولی چیزی که باقی میمونه قدرت عشق هست که به همه اینها غلبه داره
و در یک رابطه عمیق و احساسی و عاشقانه چیزی که اشتباه هست فقط و فقط پس زدن و رد کردن همدیگه هست
در سکانس های آخری فیلم این مطلب به خوبی گفته میشه
کارگردان مثل فیلم کوکو یه حس فمینستی احساس میشه در فیلمش
چون تقریبا در این فیلم مرد نقش مهمی نداره
فیلم برداری خیلی ساده و دلنشینی داره
کارگردان با انتخاب لوکیشن های مناسب در القای حس فیلم به خوبی عمل کرده
تدوین روان و خوبی داره
بازی ها واقعا عالی هستند
هم پسرها و هم زن ها
فیلم رو توصیه میکنم ببینید
اگر در زندگیتون حس عشق کمرنگ شده یا خلأ ش احساس میشه این فیلم اون حس رو خوب قلقلک میده
البته اشکال هایی داره
اشکال های نسبتا فرهنگی
این که در سکانس های آخر یه دیالوگی بین این دو مادر شکل میگیره و نئومی واتس به دوستش میگه تو تنها کسی هستی که در این رابطه هیچ اشتباهی مرتکب نشدی
ولی فرهنگ من میگه اشتباه کرد
چرا که به شوهرش خیانت کرد
وقتی هنوز شوهر داشت و شوهرش هم هیچ مشکلی نداشت تن به س.ک.س با پسر دوستش داد
پسری که از بچگی خودش بزرگش کرده و برای اون پسر مثل مادر دوم بوده

ترمینال
فیلمی از استیون اسپیلبرگ
با بازی تام هنکس و کاترین زتا جونز
داستان مردی هست از کشور بلغارستان که با هواپیما به یکی از فرودگاه های نیویورک وارد میشه
ولی در طول سفرش در کشورش انقلاب رخ میده
و ویزای او توسط ایالات متحده باطل میشه
و از طرفی هم به خاطر انقلاب و عدم ثبات سیاسی کشور متبوعش توان برگشت به کشور رو هم نداره
پس به ناچار در فرودگاه زندگی میکنه
از فیلمش خیلی خوشم نیومد
بازی تام هنکس خوب بود

تماشای این فیلم برای افراد زیر ۱۹ سال ممنوع می باشد!
پوست مرموز
با بازی جوزف گوردون لویت
داستن پسر بچه ای هست که در بچه گی توسط مربی ورزشش مورد تجاوز واقعا میشه
البته نه تجاوز مفعول شدن
بلکه مربی براش با دست و دهان ..
موازی با داستان جوزف داستن پسربچه دیگه ای هم روایت میشه که دچار خون دماغ های متعدد و غش و ضعف هست
جوزف یک شب در یک پارتی این پسر رو هم مورد عنایت قرار میده و ...
این پسر بزرگ میشه و در سن نوجوانی هم باز پیرمرد ها یا مرد های سن بالا میان و برای این با دست و دهان ....
یعنی این پسر گرایش همجنس گرایانه پیدا میکنه
فیلمش مزخرف بود
رده بندی سنی هم برای این فیلم مثبت 19 هست
از جوزف بعید بد که بیاد در نقش یک همجنس باز در بیاد و برهنه بشه و مرد های دیگه براش س... و اون هم برای مرد های دیگه س..... بزنه
حالم بد شد
به زور داشتم نگاهش میکردم

فیلم دهلیز
به کارگردانی نمیدونم کی
و بازی رضا عطاران و هانیه توسلی و یه بچه فسقل
رضا عطاران معلمی هست که در یک دعوا مرتکب قتل میشه
الان در زندان هست و حکم قصاص بریده شده و منتظر رضایت یا عدم رضایت خانواده مقتول هستند
همین
موضوع فیلم باز هم درباره قصاص هست و باز هم به قصاص از جانب خانواده قصاص شونده نگاه میشه
فیلم با سکانس رساندن بچه به مدرسه و تعطیل بودن مدرسه به علت بارش برف شروع میشه
و بعد وارد روایت فیلم میشه
اوائل فیلم اصلا بحث قصاص و زندان مشخص نیست
مادر آشفته ای رو نشون میده که درگیر مشکلات هست
در سکانس های بعدی علت آشفتگی یعنی بودن همسر در زندان مشخص میشه
با چنین مقدمه ای و چنین توصیف روتینی خب تکیه داستان رو میخواد روی زندگی این پسر بدون پدر و زن بدون شوهر نشون بده
که همچین مادر و پسری با مشکل قصاص شدن پدر مواجه شدن
پسری که تا سن هفت سالگی اصلا از وجود پدر بیخبر بوده
و الان مسئله قصاص شدن یا نشدن تاثیر مهمی در زندگی این پسر میذاره
شخصیت پردازی پسر بد نیست به عنوان کسی که فیلم نامه روی احوالات اون تکیه داره
شخصیت مادر هم خوب توصیف نمیشه و پرداخت نمیشه
من متوجه نشدم که چطور این با یه شغل تعمیرات عینک و این همه مشکلات مالی چطور زندگی میگذرونه
شخصیت پدر هم باز پرداخت ضعیفی داره
فیلم از تدوین خوبی برخوردار هست و کارگردان در انتخاب صحنه ها و چیدمان و دکوپاژ صحنه خوب عمل کرده
از عوامل تاثیر گذار بر صحنه در راستای حال و هوای سکانس و هدف سکانس خوب استفاده کرده
جایی که باید رابطه محبت آمیز پدر و فرزند رو نشون بده از رنگ سفید به خوبی استفاده کرده
جاییکه باید فضای سرد و مشکلات مادر رو نشون بده باز از فضای خوبی استفاده کرده
در یک جای فیلم سکانس زندان و سرما و برف
و بعد بدون هیچ ترانزیشن یا فیدی سکانس خواب بچه و بالش رنگی و عشق و ..
و بعد باز هم سکانسی که هانیه توسلی توی برف منتظر ماشین هست
فراز و نشیب زندگی رو با این تغییر سکانس ها خوب نشون داد
در طی روایت فیلم مخاطب متوجه میشه که اصل دعوا به خاطر یه پارک بوده
در سکانسی هانیه توسلی میاد میگه میبینی به خاطر یه پارک کردن چطور بدبخت شدیم؟؟
بهار زندگی شون تبدیل به زمستان شد
باز در همین زمستان بارقه امیدی و عشقی پدیدار میشه با رضایت خانواده مقتول
که بلافاصله تبدیل به سردی میشه
این سه تا سکانس تمام بار معنایی فیلم رو به نمایش گذاشت
پایان بندی فیلم جالب نبود
مثلا پایان باز گذاشته بود
که با سکانس های پایانی تقریبا از پایان فیلم گره گشایی میشه که خانواده مقتول از حکم قصاص میگذرند
فیلم خوبی بود
ولی بعضی سکانس ها غیر واقعی و غیر منطقی هست
مثل سکانس های داخل زندان و رابطه بین زندان بان و زندانی
مرخصی گرفتن از زندان اون هم وقتی که حکم قصاص هست
وقتی که حکم قصاص باشه در صورتی میتونه مرخصی بگیره که شاکی رضایت قطعی داده باشه
و برای قاضی مسجل شده باشه
و وقتی برای قاضی مسجل شد دیگه شاکی نمیتونه از رضایت برگرده
بازی بازیگر ها ضعیف بود
جدا ضعیف بود
هم رضا عطاران هم هانیه توسلی
و هم اون پسر
البته سوتی هم داشت
که ضعف کارگردان رو میرسونه
در سکانسی که بچه توی سرما و برف میاد بیرون اصلا سرما در چهره پسر دیده نمیشه
نه دماغش قرمز شده نه لپش گل انداخته
خلاصه سرما در چهره پسر اصلا مشخص نیست
انگار نه انگار که روی کاپشنش برف نشسته
یکی دیگه از نکته های جالبش در تیتراژش بود که خوب به لطف پلاگین های ترکینگ سه بعدی تونسته بودند یک Tracking عالی داشته باشند
و متن به خوبی با حرکت تصویر دوربین و لرزه ها لینک بود

اگه میتونی من رو بگیر
فیلم دیگه ای از کارگردان بزرگ و با نفوذ هالیوود استیون اسپیلبرگ
با بازی تام هنکس و دیکاپریو و کرییستور واکن
داستان پسری رو روایت میکنه به اسم فرانک که رابطه خوبی با خانواده داره و بعد از طلاق پدر و مادرش به سمت جعل چک با عنوان های شغلی متعدد مثل خلبانی و پزشکی و وکالت میره
تام هنکس نقش پلیسی رو بازی میکنه که به دنبال دستگیری فرانک هست
ولی هر بار فرانک با زیرکی از دست تام هنکس فرار میکنه
فیلم خوبی بود
فیلم درونمایه اکشن و دراماتیک داره که با طنز مخلوط شده

21 گرم
فیلمی با بازی شان پین و نئومی واتس و شارلوت گینسبرگ ( این خانم تو فیلم مالاخولیا آبجی کریستین دنست بوده)
به کارگردانی آلجاندرو گونزالس ایناریتو
کارگردان فیلم عشق سگی و بابل
درباره مردی هست که بیماری قلبی داره و قراره قلبش رو پیوند بزنن
همزمان داستان مردی رو نشون میده که از خلافکاری توبه کرده و به مذهب روی آورده و موسی وار خانواده رو به اذن پروردگار در بیابان زندگی رها میکنه
و داستان زنی هست که شوهر و بچه ش در یک تصادف کشته میشند و ...
فیلم یک روایت غیر خطی و غیر مستقیم از یک حادثه هست
تقریبا سه داستان رو که در یک حادثه مشترک هستند رو به صورت موازی روایت میکنه
فیلم با تمی غم انگیز و دپرس کننده ساختار روایت داستان رو میشکنه
و به صورت ترتیب زمانی روایت نمیکنه
هنر تدوینگر اینجا به نمایش گذاشته میشه
که روند تدوین رو به خاطر تم غم انگیزی که فیلم داره هماهنگ میکنه
صحنه ها ترتیب زمانی ندارند
یه بار از یه زمان صحبت میکنه
باز برمیگرده به گذشته
باز یه تیکه از آخر رو میگه
بعد میاد وسط
فیلم رو من یه شاهکار میدونم
کارگردان قبلا فیلم عشق سگی و بابل رو هم ساخته
در فیلم بابل مثل همین فیلم چند داستان مختلف رو به صورت موازی روایت میکنه که همه اون داستان ها به یک حادثه مرتبط میشه
ولی در فیلم بابل ترتیب زمانی کاملا رعایت میشه
ولی در اینجا نه
این فیلم از نظر ترتیب زمانی چیزی شبیه فیلم ممنتو از حضرت استاد کریستوفر نولان هست
درباره 21 گرم هم همون بحث ادعای وزن روح هست
که موقع مرگ 21 گرم از وزن کم میشه که همون جدا شدن روح از بدن هست
یعنی روح ما کلا 21 گرم وزن داره
دیالوگ های آخر خیلی جالب این مسئله رو بیان میکنه
این 21 گرم چی داره؟
چی هست؟
همه زندگی ما؟؟؟
فیلم حرف برای گفتن زیاد داره
فیلم برداری و تدوین و دکوپاژ صحنه همه و همه دست به دست هم دادند تا یک فیلم که روحیه آشفته و بی نظم و حادثه دیده و غم انگیز و دپرس کننده رو روایت کنند
حال من رو دریابید که در عصر جمعه در اوج بی حوصلگی و کسلی و بی حالی که دارم حسرت زندگیم رو میخورم این فیلم به شدت دپرس کننده رو میبینم

قاپ زن
فیلمی از گای ریچی ( کارگردان دو قسمت شرلوک هولمز)
با بازی برد پیت جیسون استاتام و ...
گروهی از سارقان یک الماس 86 قیراطی رو از جایی به سرقت میبرند
یکی از اونها به نام فرانک چهار انگشتی الماس رو برای فروش به لندن میبره
و در این بین حول قاپ زدن و به دست آوردن این الماس اتفاق هایی میفته
داستان فیلم حول موضوع خصلت حرص در انسان میچرخه
یک روایت غیر خطی با محوریت یک موضوع که از ترتیب زمانی برخوردار هست
این روایت غیر خطی نتیجه ش میشه فیلمی پر از تعلیق
که مخاطب رو در تمامی صحنه ها همراه خودش میکشونه
فیلمی پر از تنش و حرکت و در هم ریختگی و آشفتگی با عنوان قاپ زنی
تدوین مناسب و کات های سریع و انتقال های به جا و زاویه های غیر متعارف دوربین و موزیک های عجیب و تند فیلم رو شبیه فیلم مرثیه ای بر یک رویا از دارن آرنوفسکی کرده
نکته جالب دیگه این فیلم نداشتن شخصیت اصلی هست
یعنی در این فیلم شما نمیبینی که داستان حول یک شخصیت بچرخه
بلکه هر شخصیتی به اقتضای روایت داستان یک گذری در داستان و سکانس ها داره
فیلم با روایت یک راوی شروع میشه که خود این راوی هم نقش اصلی در داستان رو نداره
فیلم با نشان دادن خصلت حرص در انسان نشون میده که دست آخر هیچ چیزی در دست آدم حریص باقی نمیماند
در سکانسی که درباره خوک ها صحبت میکنه درباره حرص و طمع خوک ها صحبت میکنه که تشبیه و کنایه جالبی ست بر شباهت آدم حریص و خوک
که در ادامه داستان مخاطب این زندگی خوکی و کثیف رو به خوبی درک میکنه
مثل همه روایت های غیر خطی در آخر همه این شخصیت ها به هم ربط پیدا میکنند
ولی نه در یک سکانس بلکه در چند سکانس مختلف در اواخر فیلم
فیلم رتبه 110 سایت imdb رو داره
بازی بازیگران در این فیلم خوبه
مخصوصا برد پیت که در اینجا خیلی شبیه فیلم Fight Club هست
با اون لهجه مسخره و خنده دار
فیلم رو حتما ببینید

خانواده کرود
یه انیمیشن فوق العاده بود
خیلی قشنگ بود
خانواده کرود در غارها زندگی میکنند و طبق قوانینی که پدر خانواده برای حفظ خانواده وضع کرده از هر چیز جدیدی دوری میکنند تا زنده بمونند
ولی یک شب دختر خانواده که از غارنشینی خسته شده با دیدن نور آتش به بیرون غار میره و با پسری آشنا میشه و هم با آتش
واقعا یه انیمیشن فوق العاده بود
جدا خیلی وقت بود یه انیمیشن اینطجوری من رو حال نیاورده بود
از نظر فنی و انیمیشنی که اصلا نمیشه در موردش صحبت کرد
قدرت انیمیشن واقعا در دستان هالیووده
انیمیشن هایی میسازه که آدم رو مبهوت خودش میکنه
با ترکیب رنگ های عالی
خیلی خوب بود
توصیه اکید دارم که حتما ببینیدش
و حتما هم با کیفیت بلوری 1080 ببینید
و اصلا سمت دوبله این نرید
چرا که صدای شخصیت دختر ببری صدای عزیز دلم اما واتسون عزیز هست ![]()
![]()

خماری قسمت سوم
با بازی بردلی کوپر عزیز و زاک گایفیاناکیس
باز هم همون گروه گرگ ها
ولی اینبار داستان مثل سری قبلی شروع نمیشه
کلا با دو سری قبلی تفاوت داره
پدر آلن فوت میکنه و در مراسم ترحیم اعضای خانواده تصمیم میگیرند که آلن رو به یک درمانگاه روانکای برای اصلاح رفتار بفرستند
و در این بین از چهار رفیق دیگه ش کمک میگیرند
در راه رسوندن آلن به درمانگاه مذکور مشکلی براشون پیش میاد و اینها باز به عنوان گروگان گرفته میشند و به دنبال پیدا کردن چاو برای ...
فیلم قشنگی بود
طنز های خوبی داشت
و مهمتر از همه اینکه مثل دو داستان قبلی نبود
نسبت به قسمت یک پایینتر بود
ولی از قسمت دوم واقعا بهتر بود
توصیه میکنم حتما ببینیدش
Jackass Presents: Bad Grandpa (2013) - IMDb

یعنی جر خوردم از خنده
👏👍

Land and Freedom (1995) - IMDb
(از دیدن این فیلم خیلی لذت بردم)
داستان به جنگ داخلی اسپانیا بین نیروهای ژنرال فرانکو و نیروهای طرفدار "جمهوری" مربوط میشه. یک جوان کمونیست انگلیسی بنام دیوید برای یاری رسوندن به انقلابیون، داوطلبانه عازم اسپانیا میشه و بزودی عضو یک دسته شبه نظامی میشه که باید در خط مقدم علیه نیروهای فاشیست بجنگند. یک قسمت از فیلم برام خیلی جالب بود اونجا که دیوید تحت تاثیر شوخیهای اعضای گروه، فکر میکنه یکی از "رفقا"ی عضو گروه بنام بلانکا، روسپی هست و بهش پیشنهاد سکس میده. ولی بعد از توضیحات بلانکا متوجه میشه بقیه اعضای گروه اونو دست انداختن... :)))
در بخش دیگری از فیلم وقتی گروه، یک روستا رو از دست نیروهای فرانکو آزاد میکنند بحثهای داغی درباره چگونگی اداره روستا و ... شکل میگیره که فک کنم برای بیشتر دوستان جالب باشه، چون طرفدار بحثهای سیاسی و جدی هستند.
فیلم تلاش میکنه بیننده رو با حال و هوای اسپانیا در دوران جنگ داخلی آشنا کنه.
+ تورنت این فیلم در اینترنت موجود است.



BibakLand and Freedom (1995) - IMDb
(از دیدن این فیلم خیلی لذت بردم)
من دوست داشتم این را ببینم, ولی از دیدن فیلمهایِ کهنه بیشتر اندوهگین میشوم.
Mehrbodمن دوست داشتم این را ببینم, ولی از دیدن فیلمهایِ کهنه بیشتر اندوهگین میشوم.
پیشنهاد میکنم ببینی مهربد. ای کاش منظورتو از کهنه می گفتی.
خب برای من هم این ماجرای اسپانیا مثل یک تراژدی میمونه ولی از دیدنِ فیلم لذت بردم.
sonixaxJackass Presents: Bad Grandpa (2013) - IMDb
یعنی جر خوردم از خنده 👏👍
واقعا اشکم در اومد انقدر خندیدم ، خیلی باحال بود! تا حالا برا هیچ فیلمی انقدر نخندیده بودم!😂😂😂😂
Mr.World.Wideسقوط
راستاش فیلم زیاد خوبی نبود از نظرِ من. از هیتلر چهرهای زیادی احمق و پلید ساخته بود که با واقعیت منطبق نبود؛ نه اینکه هیتلر و اطرافیاناش احمق پلید نبودند، بودند اما نه اینطور کوکانه و افراطشده!
Mr.World.WideThe Conjuring 2013
آری، آری، این از معدود فیلمهای ترسناکِ جالبِ توجه بود به نظر من!
Mr.World.WidePacific Rim 2013
جلوههای ویژهی این فیلم خیرهکنندهاند! توصیهی جدی میشود به دوستان!
sonixaxیعنی جر خوردم از خنده
Theodor Herzlواقعا اشکم در اومد انقدر خندیدم ، خیلی باحال بود! تا حالا برا هیچ فیلمی انقدر نخندیده بودم!
فقط نگویید که نسخههای قبلی Jackass را ندیدهاید؟!
viviyanفیلم "مهر هفتم" "the seventh seal" به کارگردانی اینگمار برگمان و بازی ماکس فان سیدو و ...
فیلم بسیار جالبی هست، در اروپای قرون وسطا میگذرد و فضای آن دوران را بسیار واقعی و با حالتی سرخوشانه به تصویر میکشد.
از روی پیشنهاد ضمنی شما منم فیلم رو دیدم. بله خیلی دوست داشتنی بود. بازیهای خوب یکی از نقطه های قوت فیلم بود. هر چند چون زیر نویس فارسی برای فیلم نبود اندکی با مشکل روبرو شدم.
sarapianist
محصول : 2002
این فیلم رو هم بالاخره دیدم. شخصیت اشپیلمن خیلی به دلم نشست. فک کنم با تجربه های جدیدی که کسب کردم این فیلم رو خیلی بیشتر درک کردم. کلا حالمو بد کرد بس که صحنه های گرسنگی، زجر کشیدن و زورگویی درش بود. 😓 البته دادن لقب شاهکار به این فیلم چندان بزرگنمایی نیست.
Cleopatra (1963) - IMDb
این فیلم خیلی طولانی بود. بیش از 4 ساعت! خیلی هم پرخرج بوده. برای کسانی که به تاریخ، بخصوص مصر(و روم) علاقه دارند پیشنهاد میشه. از مدتها پیش در هاردم بود ولی تازه موفق به دیدنش شدم. ملکه کلئوپاترا در این فیلم شخصیتی بسیار زیرک، جاه طلب، افسونگر و البته زیبا دارد.

Kari-gurashi no Arietti (2010) - IMDb
آدم وقتی فیلمی رو میبینه که قبلا بارها موزیک متنش رو گوش داده کاملا حس و حال متفاوتی رو تجربه میکنه.👍 قسمتی از این فیلم کارتونی رو اولین بار در سیما با نام "بند انگشتی ها" دیدم و از موزیکش خوشم اومد. بعد خود فیلم رو هم دانلود کردم و دیدم. برتری مهم این فیلم به بقیه فیلم های مشابه هم به نظرم همین موزیکش باشه.




