هیچی . منظورم رو ول کن . حرفهای خوبی زدی همون طور که انتظار داشتم . آقا من یه مشکل دارم میشه بگید این نقل قول ها چرا برا من انجام نمیشه . فحه میپره بالا و منو تشویق میکنه که برگه امنیتی رو ببینم . میشه راهنماییم کنید چطور نقل قولهای دقیق شما رو با اسمتون استفاده کنم .
جواب کامنت بالا هم باشه بعد از اینکه یاد گرفتم .
من روی گزینهء «پاسخ با گفتآورد» که در پایین هر پست هست کلیک راست میکنم و گزینهء open in new tab رو انتخاب میکنم که مستقلا بره توی صفحهء مخصوص پست زدن باز بشه. برای نقل قول با اسم هم خب اون تگ ابتدایی کوت رو که اسم توشه پاک نمیکنم و فقط تگ انتهایی کوت رو از آخر پست برمیدارم میذارم ته اون قسمتی که میخوام اول نقل قول کنم. برای کوت کردن بقیهء قسمتها هم از دکمهء کوت جعبه ابزار استفاده میکنم که بدون اسم کوت میکنه طبیعتا. ضمنا ویرایشگر من روی حالت غیر ویژوال هست، یعنی تگ ها و اینها دیده میشن و در دسترس هستن. اینطوری راحتترم فکر کنم کمتر هم دچار مشکلات فنی میشه.
بخاطر اینکه از فیلترشکن استفاده میکنیم هم گاهی شاید مشکلاتی پیش بیاد که مثلا بهتره کش مرورگر رو خالی کنید یا فیلترشکن رو عوض کنید و غیره.
مشکلات فنی زیاد هست نمیشه همه رو براحتی توضیح داد لیست کرد راهکار داد ولی من دیگه رشتم اینه خودم هم برنامه نویس هستم خوره ایم.
برای زمان خودشون خوب بوده قابل توجه بوده. بله ما در اون حد نیستیم. ولی قبول کنید علم و فناوری امروزه اونقدر عظیم و پیشرفت داشته و امکانات و آگاهی عمومی در اختیار همگان قرار داده که شاید یک آدم معمولی الان در دونستن علت واقعی پدیده ها بر افرادی با اون عظمت در اون دوران برتری داشته باشه. اون دوران این علم و آگاهی های عمیق و دقیق از ماهیت ماده و پدیده ها در اختیار کسی نبود. نهایت میرفتن دنبال یک مشت شبه علم و نیروهای خاصی که البته الانم هست مثلا کنگفوکارهای شائولین قدرتهای عجیبی دارن بعضی استادهای رزمی دارن و میشه مرتاض ها رو هم ذکر کرد که اینا هم برای خودش عجیبه و هنوز ناشناخته است اما امروز دیگه ما نیازی نداریم همه چیز رو به اینا ربط بدیم و با این نیروهای نمیدونم یین و یانگ و اینها توجیه کنیم چون علم نواحی دیگر رو روشن کرده و پوشش داده و توجیه علمی برای پدیده ها وجود داره در دسترس همگان هست و کارایی کافی هم داره. تازه این قدرتها این دریافتهای درونی لزوما به ادیان کلاسیک و خداشون ختم نمیشن. میشه ایده های مختلفی دربارهء منشاء این نیروها و ماهیت و حقایق جهان هستی داشت و مرام و اعتقادات مختلفی.
هیچ می دانستید که این حرفتان اصلا علمی نیست! شما که عارف نیستید تا بدونید که عرفا به چه دانشی رسیده اند. اصلا همین حرف که می گید برای زمان خودشون خوب بوده از بیخ غلط است! چون اصولا در علم عشق بعد زمان مطرح نمی شود! شما وقتی زمان را حذف کنید تمام معادلات به هم می ریزند! الان در همین علم مرده ریگ (!) وقتی مسائل را به صورت steady state حل می کنیم و بعد زمان را در نظر نمی گیریم جواب هایی که بدست می آوریم با جواب های unsteady state خیلی فرق می کند! چقدر شما علم علم می کنید ! بنده در همین رشته ی خودم که خیلی هم علمی است با اساتیدی برخورد کردم که در ظاهر بسیار موفق هستند ولی در درون... مثلا یکیشون استاد دانشگاه امپریال کالج بود که می دانید جز 5 دانشگاه برتر دنیاست خیلی هم موفق بود و... ولی بی دین بود خیلی در مورد وجود خدا و.. بحث می کرد و بعینه معلوم بود که سرگشته است . مدام خودش را غرق در کار می کرد! مثال دیگرم یک استاد آمریکایی است که فول پروفسور یک از بهترین دانشگاه های آمریکا است (حتی معروفتر و بهتر از امپریال کالج) . ایشان آدم خیلی مذهبی است یک مسیحی مومن و خیلی هم در رشته ی خودش نامی است. ولی ایشان هم در درونش خلا هایی است آن آرامش آن راحتی خیال را در ایشان نمی بینید.
کاش اصلا سواد خواندن و نوشتن نداشتم ولی از علم عشق سر در می آوردم! عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید نا خوانده نقش مقصود در کارگاه هستی
البته هرکسی دنیا را با چشم خودش نگاه می کند. اگر شما با علم راحتید خب به همان علم بچسبید. بنده که در این علم مرده ریگ حقیقتی ندیدم. حتی انیشتین هم معتقد بود که علم بدنبال حقیقت نیست بدنبال توجیه پدیده هاست . با سپاس
هیچ می دانستید که این حرفتان اصلا علمی نیست! شما که عارف نیستید تا بدونید که عرفا به چه دانشی رسیده اند. اصلا همین حرف که می گید برای زمان خودشون خوب بوده از بیخ غلط است! چون اصولا در علم عشق بعد زمان مطرح نمی شود! شما وقتی زمان را حذف کنید تمام معادلات به هم می ریزند! الان در همین علم مرده ریگ (!) وقتی مسائل را به صورت steady state حل می کنیم و بعد زمان را در نظر نمی گیریم جواب هایی که بدست می آوریم با جواب های unsteady state خیلی فرق می کند!
چقدر شما علم علم می کنید ! بنده در همین رشته ی خودم که خیلی هم علمی است با اساتیدی برخورد کردم که در ظاهر بسیار موفق هستند ولی در درون... مثلا یکیشون استاد دانشگاه امپریال کالج بود که می دانید جز 5 دانشگاه برتر دنیاست خیلی هم موفق بود و... ولی بی دین بود خیلی در مورد وجود خدا و.. بحث می کرد و بعینه معلوم بود که سرگشته است . مدام خودش را غرق در کار می کرد! مثال دیگرم یک استاد آمریکایی است که فول پروفسور یک از بهترین دانشگاه های آمریکا است (حتی معروفتر و بهتر از امپریال کالج) . ایشان آدم خیلی مذهبی است یک مسیحی مومن و خیلی هم در رشته ی خودش نامی است. ولی ایشان هم در درونش خلا هایی است آن آرامش آن راحتی خیال را در ایشان نمی بینید.
کاش اصلا سواد خواندن و نوشتن نداشتم ولی از علم عشق سر در می آوردم!
عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید
نا خوانده نقش مقصود در کارگاه هستی
البته هرکسی دنیا را با چشم خودش نگاه می کند. اگر شما با علم راحتید خب به همان علم بچسبید. بنده که در این علم مرده ریگ حقیقتی ندیدم. حتی انیشتین هم معتقد بود که علم بدنبال حقیقت نیست بدنبال توجیه پدیده هاست .
با سپاس
دوست عزیز الان دوران این حرفا نیست بشریت و جو موجود خیلی آلوده تر دورتر از این حرفهاست.
بله قشنگه، ولی در عمل بسیار دشوار است طی این مسیر. صدها بار حتی هزار برابر سخت تر از چیزی که در دوران شکوفایی عرفان مثلا در چند صد سال گذشته بوده.
من توی منابع همون مکتب عرفانی که گفتم یه زمانی میخوندم طرفدارش بودم عین این مطالب رو بارها خوندم.
الان دوران خاصی هست در تاریخ بشریت که مثلا در اون مکتب به زمستان معنوی تشبیه کرده بودش.
البته ظاهرا این دوران به زودی و تا چندین سال دیگه رو به پایانه و گفته بودن بعدش بهاری استثنایی خواهد بود.
عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید
نا خوانده نقش مقصود در کارگاه هستی
یعنی این شعر منو تکون داد. اما خب فقط همین، در همون چند لحظه. برای بعدش قدرتی کارایی چیزی نداره. چرا؟ چون همونطور که گفتم دنبال کردن این راهها سخته مرد میدان میخواد و ضمنا الان هم دورانی هست که انجام این کار خیلی سخت تره. دنبال معنویت و عرفان رفتن سخته. دنبال دین واقعی رفتن هم همینطور شاید تقریبا غیرممکن! یعنی اینقدر بهت فشار میاد که خر باشه فیل باشه زیرش به زانو درمیاد! من خودم تجربش رو دارم. اینقدر فشار زیاد بود که سر نماز به خدا فحش رکیک میدادم (یه زمانی که نماز میخوندیم 😜) آخرش مهر رو پرت کردم به دیوار و اون آخرین نماز من بود!
خب آدم هرچی بیشتر بفهمه شاید براش هم سخت تره. چیزایی هست آدمهای عامی و توده های درپیت نمیفهمن نمیدونن.
بگم همین که من الان هستم خودش شاهکاره یکی از آدمهای خوب و مثبت روزگار هستم باوجودی که دنبال دین نیستم اما حداقل یکسری اصول بنیادین معنویت و مشترکات رو بهتر از اکثریت آدمهای دیگر و دور و بر رعایت کردم بخاطر همین مادرم و بستگان و فامیل ها طرفدار من هستن گاهی منو در حد یک قدیس گنده میکنن!!
اینکه شما این حرفا رو میزنید به حرف ساده است ولی نمیدونید در عمل چقدر پیچیده چقدر دشواره. چون جایگاه و حد واقعی خودتون رو شاید نمی بینید و/یا عظمت و دشواری این کار رو در این زمان! در این زمان اگر در اجتماع باشی این کار تقریبا غیرممکنه، ولی میگن شما یک قدم الان بردارید اندازهء هزار قدم در زمانهای گذشته است! میگن کمال پیدا کردن روی زمین همیشه هم اصولا خیلی سخت بوده در طول تاریخ تاحالا انسانهای بسیار معدودی تونستن در زمین به کمال عرفانی برسن.
شاید شما یک استثناء باشید نمیدونم، ولی منکه فکر نمیکنم! شما صرفا از یه چیزهایی بی اطلاع هستید و خوش خیال هستید شاید سن یا شرایط زندگی و تجربه های شما ناکافی بوده شاید سطح روحی قدرت درک فکری شما هنوز به اون حد نرسیده.
بهت میگم وقتی فشار بهت اومد استخوانهای کمرت صدای خورد شدن ازشون دراومد اونوقت ببینم دیگه از این حرفا میزنی جرات میکنی طرفش بری یا نه! شوخی نداره با هیچکس!
دوست عزیز الان دوران این حرفا نیست بشریت و جو موجود خیلی آلوده تر دورتر از این حرفهاست. بله قشنگه، ولی در عمل بسیار دشوار است طی این مسیر. صدها بار حتی هزار برابر سخت تر از چیزی که در دوران شکوفایی عرفان مثلا در چند صد سال گذشته بوده. من توی منابع همون مکتب عرفانی که گفتم یه زمانی میخوندم طرفدارش بودم عین این مطالب رو بارها خوندم. الان دوران خاصی هست در تاریخ بشریت که مثلا در اون مکتب به زمستان معنوی تشبیه کرده بودش. البته ظاهرا این دوران به زودی و تا چندین سال دیگه رو به پایانه و گفته بودن بعدش بهاری استثنایی خواهد بود.
یعنی این شعر منو تکون داد. اما خب فقط همین، در همون چند لحظه. برای بعدش قدرتی کارایی چیزی نداره. چرا؟ چون همونطور که گفتم دنبال کردن این راهها سخته مرد میدان میخواد و ضمنا الان هم دورانی هست که انجام این کار خیلی سخت تره. دنبال معنویت و عرفان رفتن سخته. دنبال دین واقعی رفتن هم همینطور شاید تقریبا غیرممکن! یعنی اینقدر بهت فشار میاد که خر باشه فیل باشه زیرش به زانو درمیاد! من خودم تجربش رو دارم. اینقدر فشار زیاد بود که سر نماز به خدا فحش رکیک میدادم (یه زمانی که نماز میخوندیم 😜) آخرش مهر رو پرت کردم به دیوار و اون آخرین نماز من بود! خب آدم هرچی بیشتر بفهمه شاید براش هم سخت تره. چیزایی هست آدمهای عامی و توده های درپیت نمیفهمن نمیدونن.
بگم همین که من الان هستم خودش شاهکاره یکی از آدمهای خوب و مثبت روزگار هستم باوجودی که دنبال دین نیستم اما حداقل یکسری اصول بنیادین معنویت و مشترکات رو بهتر از اکثریت آدمهای دیگر و دور و بر رعایت کردم بخاطر همین مادرم و بستگان و فامیل ها طرفدار من هستن گاهی منو در حد یک قدیس گنده میکنن!!
اینکه شما این حرفا رو میزنید به حرف ساده است ولی نمیدونید در عمل چقدر پیچیده چقدر دشواره. چون جایگاه و حد واقعی خودتون رو شاید نمی بینید و/یا عظمت و دشواری این کار رو در این زمان! در این زمان اگر در اجتماع باشی این کار تقریبا غیرممکنه، ولی میگن شما یک قدم الان بردارید اندازهء هزار قدم در زمانهای گذشته است! میگن کمال پیدا کردن روی زمین همیشه هم اصولا خیلی سخت بوده در طول تاریخ تاحالا انسانهای بسیار معدودی تونستن در زمین به کمال عرفانی برسن. شاید شما یک استثناء باشید نمیدونم، ولی منکه فکر نمیکنم! شما صرفا از یه چیزهایی بی اطلاع هستید و خوش خیال هستید شاید سن یا شرایط زندگی و تجربه های شما ناکافی بوده شاید سطح روحی قدرت درک فکری شما هنوز به اون حد نرسیده. بهت میگم وقتی فشار بهت اومد استخوانهای کمرت صدای خورد شدن ازشون دراومد اونوقت ببینم دیگه از این حرفا میزنی جرات میکنی طرفش بری یا نه! شوخی نداره با هیچکس!
شما میگین این حرفا را خواندم!! اصلن علم عشق در کتاب و دفتر نیست که شما بخواهید آنها را بیاموزید! شما چگونه در مورد بنده قضاوت می کنید . شاید من شبها و روزهایی را گذرانده باشم که برای شما تصورش هم دشوار باشد. اتفاقا هر کسی که وارد سلوک می شود و حرکت را آغاز می کند هر چی بلا و بدبختی هست سرش می آید. بطوریکه از آغاز نا امید می شود! تا شدم حلقه بگوش در میخانه ی عشق هر دم آمد غمی از نو به مبارک بادم ببینید یکچیزی بگذارید رک بهتون بگم خب شما از لحاظ روحی برای سلوک آفریده نشده اید. دلیلی ندارد یک نسخه ی کلی برای دیگران بپیچید! داستان موسی و شبان مولانا را که بخاطر دارید، همان! یک عده ای هستند که فقط برای عشق ورزیدن بدنیا آمده اند اگر عشق نباشد مرده اند! اینها حتی اگر به بالاترین مدارج علمی هم برسند در بهترین دانشگاه های عالم هم درس بخوانند ! بازهم پریشانند و بدنبال عشق سرگردان. شما مست نگشتید و از آن جام نخوردید چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم
من کسی را می شناسم که استاد معروفی در رشته ی معماری است و موزیسین بزرگی هم هست و اهل سلوک هم هست . سلوک مانعی برای زندگی دنیایی آدم ها نیست. یک سیر درونی است که تنها اهلش می توانند آن را طی کنند و خدا فقط از همانها هم توقع دارد نه بقیه.
شما میگین این حرفا را خواندم!! اصلن علم عشق در کتاب و دفتر نیست که شما بخواهید آنها را بیاموزید! شما چگونه در مورد بنده قضاوت می کنید . شاید من شبها و روزهایی را گذرانده باشم که برای شما تصورش هم دشوار باشد. اتفاقا هر کسی که وارد سلوک می شود و حرکت را آغاز می کند هر چی بلا و بدبختی هست سرش می آید. بطوریکه از آغاز نا امید می شود!
تا شدم حلقه بگوش در میخانه ی عشق
هر دم آمد غمی از نو به مبارک بادم
ببینید یکچیزی بگذارید رک بهتون بگم خب شما از لحاظ روحی برای سلوک آفریده نشده اید. دلیلی ندارد یک
نسخه ی کلی برای دیگران بپیچید! داستان موسی و شبان مولانا را که بخاطر دارید، همان!
یک عده ای هستند که فقط برای عشق ورزیدن بدنیا آمده اند اگر عشق نباشد مرده اند! اینها حتی اگر به بالاترین مدارج علمی هم برسند در بهترین دانشگاه های عالم هم درس بخوانند ! بازهم پریشانند و بدنبال عشق سرگردان.
شما مست نگشتید و از آن جام نخوردید
چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم
من کسی را می شناسم که استاد معروفی در رشته ی معماری است و موزیسین بزرگی هم هست و اهل سلوک هم هست . سلوک مانعی برای زندگی دنیایی آدم ها نیست. یک سیر درونی است که تنها اهلش می توانند آن را طی کنند و خدا فقط از همانها هم توقع دارد نه بقیه.
خب مشکلی نداره شما ادعا میکنید چنین چیزی هست و شما یا بعضیا اینطور هستید، ولی اکثریت یا حداقل بخشی عظیمی از انسانها چیز دیگری فکر میکنن چیز دیگری هستن و شما هم که نمیتونید ادعاهاتون رو ثابت کنید بر اساس منطق و علم و خرد و عقل، پس باید قبول کنید که واقعگرایانه نیست روی وضعیت دنیا و انتظارات و شرایطی که داشته باشه بر اساس یک عده اقلیت مدعی اثبات نشده نگاه و برنامه ریزی کنیم و انتظار داشته باشیم قوانین وضع کنیم دیگران رو به چیزی مجبور کنیم.
شما دربارهء فلسطین صحبت و تبلیغات کردید منم جوابتون رو دادم.
فلسطین یک واقعیت ولی مثل خیلی واقعیت های دیگر در دنیا لاینحل است و بنظر من بهرصورت در درجهء اول کار خود الله است و فقط چنین قدرت بالاتری میتونه برای ضعفا و مظلومین کار اساسی یا بیشتری بکنه، که خب بکنه کسی جلوش رو نگرفته! شما هم که اهل عشق و عرفان هستید اگر عشق و عرفان میتونه کاری بکنه باید کاری بکنه خب بکنید کسی جلوتون رو نگرفته.
ولی اینجا اومدید در دنیای عقلا و دانش و خرد و علم اومدید، انتظار نداشته باشید کسی تحویلتون بگیره حرفاتون رو باور و قبول کنه. اینجا ما با هوش و خرد بشری با علم و ریاضی و منطق سر و کار داریم و معیار برتری و صلاحیت و حقانیت این چیزاست.
البته من شخصا آدم Open ای هستم از هر بحثی هر دانشی استقبال میکنم برام جالبه میبینید که بحث هم میکنم و نظرات و تجربیات خودم رو میگم مطالبی در این زمینه برای گفتن دارم.
ولی اول و آخر من این اصرار و انتظار ادیان و مذهبیون رو نمیفهمم که اگر خودشون این چیزا رو میدونن اگر قدرت و شان عشق و عرفان اینقدر بالاست پس دیگه با آدمهایی که این مسائل رو نمیفهمن نمیخوان چکار دارن چه نیازی چه اصراری بهشون دارن چی رو میخوان ثابت و تحمیل کنن بهشون.
چشم من اگر قدرتی چیزی داشتم کمک میکنم، ولی فعلا که ندارم توی زندگی خودمم هم مشکل دارم هنوز اندر خم یک کوچه ام از نظر این حرفا عرفان و عشق و مذهب و غیره و البته دیگه برام چندان مهم هم نیست چون چیزی که اینقدر سخته نشه در توانم نباشه غیرعملی و غیرواقعگرایانه میدونم دیگه براش خودم رو هم مقصر نمیدونم رنج و عذاب نمیدم.
اصلا خدا چرا این هفت خان رستم رو درست کرده؟ اونی که بقول شما عشق داره این راه رو طی میکنه درست و بابت این رنجها لابد مقامش میره بالا، ولی نصیب ما چیه مگه چکار کردیم بخاطر این نورچشمی ها باید به ما هم سخت بگیره عذاب و تهدید کنه کونمون رو پاره کنه؟
توی دین همش تهدیده دیگه دوست عزیز. همش حرف ناحساب حرف زور و بی انصافی و خشونت و ظلم!
حرف ما اینه. قبول دارید بالاخره یا نه؟
شما که خودتون میگید عرفان تفسیرش از دین خیلی تفاوت میکنه اونی نیست که فقها برداشت میکنن.
پس قبول دارید که ظاهر و باطن دین اگر نگیم 180 درجه ولی بالای 90 درجه با هم تفاوت دارن!
این خودش مسئلهء بزرگی هست و شما رو در برابر اکثریت علمای دینی قرار میده.
و البته نشون میده که حتی ظاهر ادیان هم در این دور و زمونه چقدر واضحا چرند و غیرقابل قبوله.
زمان قدیم مردم خنگ تر بودن شاید علم و آگاهی کمتر بود اون موقع احتمالا اشکالش کمتر بوده!!
خب مشکلی نداره شما ادعا میکنید چنین چیزی هست و شما یا بعضیا اینطور هستید، ولی اکثریت یا حداقل بخشی عظیمی از انسانها چیز دیگری فکر میکنن چیز دیگری هستن و شما هم که نمیتونید ادعاهاتون رو ثابت کنید بر اساس منطق و علم و خرد و عقل، پس باید قبول کنید که واقعگرایانه نیست روی وضعیت دنیا و انتظارات و شرایطی که داشته باشه بر اساس یک عده اقلیت مدعی اثبات نشده نگاه و برنامه ریزی کنیم و انتظار داشته باشیم قوانین وضع کنیم دیگران رو به چیزی مجبور کنیم. شما دربارهء فلسطین صحبت و تبلیغات کردید منم جوابتون رو دادم. ولی اینجا اومدید در دنیای عقلا و دانش و خرد و علم اومدید، انتظار نداشته باشید کسی تحویلتون بگیره حرفاتون رو باور و قبول کنه. اینجا ما با هوش و خرد بشری با علم و ریاضی و منطق سر و کار داریم و معیار برتری و صلاحیت و حقانیت این چیزاست. البته من شخصا آدم Open ای هستم از هر بحثی هر دانشی استقبال میکنم برام جالبه میبینید که بحث هم میکنم و نظرات و تجربیات خودم رو میگم مطالبی در این زمینه برای گفتن دارم. ولی اول و آخر من این اصرار و انتظار ادیان و مذهبیون رو نمیفهمم که اگر خودشون این چیزا رو میدونن اگر قدرت و شان عشق و عرفان اینقدر بالاست پس دیگه با آدمهایی که این مسائل رو نمیفهمن نمیخوان چکار دارن چه نیازی چه اصراری بهشون دارن چی رو میخوان ثابت و تحمیل کنن بهشون. چشم من اگر قدرتی چیزی داشتم کمک میکنم، ولی فعلا که ندارم توی زندگی خودمم هم مشکل دارم هنوز اندر خم یک کوچه ام از نظر این حرفا عرفان و عشق و مذهب و غیره و البته دیگه برام چندان مهم هم نیست چون چیزی که اینقدر سخته نشه در توانم نباشه غیرعملی و غیرواقعگرایانه میدونم دیگه براش خودم رو هم مقصر نمیدونم رنج و عذاب نمیدم. اصلا خدا چرا این هفت خان رستم رو درست کرده؟ اونی که بقول شما عشق داره این راه رو طی میکنه درست و بابت این رنجها لابد مقامش میره بالا، ولی نصیب ما چیه مگه چکار کردیم بخاطر این نورچشمی ها باید به ما هم سخت بگیره عذاب و تهدید کنه کونمون رو پاره کنه؟ توی دین همش تهدیده دیگه دوست عزیز. همش حرف ناحساب حرف زور و بی انصافی و خشونت و ظلم! حرف ما اینه. قبول دارید بالاخره یا نه؟ شما که خودتون میگید عرفان تفسیرش از دین خیلی تفاوت میکنه اونی نیست که فقها برداشت میکنن. پس قبول دارید که ظاهر و باطن دین اگر نگیم 180 درجه ولی بالای 90 درجه با هم تفاوت دارن! این خودش مسئلهء بزرگی هست و شما رو در برابر اکثریت علمای دینی قرار میده. و البته نشون میده که حتی ظاهر ادیان هم در این دور و زمونه چقدر واضحا چرند و غیرقابل قبوله. زمان قدیم مردم خنگ تر بودن شاید علم و آگاهی کمتر بود اون موقع احتمالا اشکالش کمتر بوده!!
درست است که عرفا در همین دنیا به بالاترین بهجت ها دست می یابند اما بیشترین رنج را در عالم هم عرفا می کشند . می دانید که آنها می توانند چره واقعی دیگران را ببینند. حال شما تصور کنید چقدر برای یک انسان سخت است که چهره ی اصلی نزدیکان و عزیزانش را ببیند . دست همه ی مردم شهر برایش رو می شود. دل به هیچکس نمی تواند ببندد. تنهایی اش وحشتناک است . بنده اینجا برای بحث عرفانی نیامده بودم. شما پرسیدید بنده از دید خودم جواب دادم همین. بنده بدنبال تحمیل نظرم به شما نیستم . بنده خودم نیاز به راهنما دارم :)
ببینید در خود قرآن هم آمده که خدا به سعی آدم ها نگاه می کند نه به نتیجه ! خب شما که می فرمایید سعی کردید که آدم خوبی باشید خب پس غمتان چیه؟ چرا اینقدر از رحمت خدا نا امید هستید؟؟ این چه دیوی است که در ذهن شما هست و شما نامش را خدا گذاشته اید؟
امیدوارم از حرف بنده ناراحت نشوید. ولی بنظرم شما خیلی ناآرامید. تکلیفتان با خودتان مشخص نیست. نه می توانید دیندار و خدا باور باشید و نه می توانید نباشید!
فلسطین یک واقعیت ولی مثل خیلی واقعیت های دیگر در دنیا لاینحل است و بنظر من بهرصورت در درجهء اول کار خود الله است و فقط چنین قدرت بالاتری میتونه برای ضعفا و مظلومین کار اساسی یا بیشتری بکنه، که خب بکنه کسی جلوش رو نگرفته! شما هم که اهل عشق و عرفان هستید اگر عشق و عرفان میتونه کاری بکنه باید کاری بکنه خب بکنید کسی جلوتون رو نگرفته.
همین که بیاد بیاوریم غم دیگران را این خودش بهتر از فراموشی است! در همین فروم چقدر به فلسطینی ها توهین شده و می شود و اسرائیل نماد مهربانی و صلح و انسانیت شده است! اینجا همیشه تعداد مهمانانش خیلی بیشتر از کابران همگاه هست، برای آنها می گذارم.
ببینید در خود قرآن هم آمده که خدا به سعی آدم ها نگاه می کند نه به نتیجه ! خب شما که می فرمایید سعی کردید که آدم خوبی باشید خب پس غمتان چیه؟ چرا اینقدر از رحمت خدا نا امید هستید؟؟ این چه دیوی است که در ذهن شما هست و شما نامش را خدا گذاشته اید؟
من در باب وجود و کیفیت خدا شک منطقی دارم! بنام نامی عقل و خرد و علم
😃
خدای ادیان کلاسیک و چیزی که صریحا بیان شده با عقل و منطق برداشت میشه و علمای دینی میگن هم خب همون دیو هست دیگه! البته چون این تعاریف بهرحال در کل با هم در تناقض هستن، مثلا با عادل و رحمان و رحیم بودن خدا، با قادر مطلق کمال مطلق بودنش، در نتیجه میشه این فرضیه رو مطرح کرد که ادیان مشکل دارن یا ناحق هستن یا اینکه راه دیگر رو بریم بگیم ظاهر اینه ولی باطن و تفسیر واقعی چیز دیگه.
امیدوارم از حرف بنده ناراحت نشوید. ولی بنظرم شما خیلی ناآرامید. تکلیفتان با خودتان مشخص نیست. نه می توانید دیندار و خدا باور باشید و نه می توانید نباشید!
بنده بر اساس واقعیت و احتمالات و شناور هستم. مشکلی هم با این ندارم. سالهاست دارم همینطور زندگی میکنم و باید بگویم چون بر واقعیت منطبق تر است در نتیجه کاراتر هم هست.
گفتم که مثلا عمل به مشترکات ادیان را معقول و احتیاطی خردمندانه می یابم، ولی این به معنای باور و عمل به تمامی و کلیت یک دین و خدای خاص نیست.
من در باب وجود و کیفیت خدا شک منطقی دارم! بنام نامی عقل و خرد و علم 😃 .
بابت آموزشت ممنون . آقا من هی میخوام چیزی نگم نمیزاری که . وقتی این خانم حرف از معجزه میزنه شما میگی احتمالا دلایل علمی هست که هنوز کشف نشده . حالا میگی علم و عقل خدا رو رد میکنه . چرا نمیگی هنوز کشف نکرده
.
بابا هنوز مشکل خدا و پیغمبر و دین حل نشده حرف از عرفان و سیر و سلوک میزنید چرااااا؟
بابت آموزشت ممنون . آقا من هی میخوام چیزی نگم نمیزاری که . وقتی این خانم حرف از معجزه میزنه شما میگی احتمالا دلایل علمی هست که هنوز کشف نشده . حالا میگی علم و عقل خدا رو رد میکنه . چرا نمیگی هنوز کشف نکرده.
بله اونم میشه. من کی گفتم همچین چیزی نمیشه؟!
هردوش میشه. هم ممکنه دلایل علمی/مادی داشته باشه و هم ماورایی.
ولی چیزی که هست خب تفاوت هست میان احتمالات. بعضی چیزا منطقا احتمالش بیشتر بنظر میاد با اصول ریاضی اینطوریه. مثلا در علم ساده ترین جوابها رو منطقا انتخاب میکنن و جوابها هرچی پیچیده تر عجیب تر باشن منطقا احتمال صحت داشتن اونا رو کمتر میدونن.
همینطور در دنیای واقعی هم ما مشاهده میکنیم که تمام پدیده هایی که زمانی با ماوراییات توجیه میشدن دلیل علمی داشتن، پس اون مواردی هم که باقی مونده چرا فرض غیر از این بکنیم؟
بر اساس توزیع تصادفی و احتمالات اگر در نظر بگیریم مثلا شما یک مشت از یک کیسه برمیداری میبینی همش برنجه یا توش لوبیا نیست خب بنابراین فرض میکنی مشت بعدی هم برداری احتمال بیشتر باز همون برنجه یا بهرحال لوبیا توش پیدا نخواهد شد. هرچند بله احتمال پیدا کردن لوبیا هم هست، ولی منطقا احتمال پیدا نشدنش رو باید بیشتر دونست.
بابا هنوز مشکل خدا و پیغمبر و دین حل نشده حرف از عرفان و سیر و سلوک میزنید چرااااا؟
شاید بخاطر اینکه یکی از دلایل شک و رد وجود و حقانیت خدا و دین و این حرفا تفسیر متداولی هست که ازشون وجود داره که حاوی تناقض و موارد غیرمنطقی زیادی هست. اگر تفسیر دیگری پیدا بشه که منطقا بشه قابل قبول دونست شواهد و انسجام و احتمال صحت خوبی نشون بده، اونوقت در باب دین ها و خداشون میشه خوشبین تر بود و وجود اونا رو نشانه ای از احتمال وجود خدای واقعی دونست.
ولی وقتی یه چیزی سراسر یاوه و چرند پره توش خب این خودش اون چیزا رو زیر سوال میبره دیگه نمیتونه شواهد وجود خدای قادر مطلق کمال مطلق مهربان و این حرفا حساب بشه! مثلا میشه به حساب شارلاتانیسم و خرافات و غیره گذاشت. ولی وقتی دین طوری باشه که انگیزه های منافع شخصی یا ضعف های طبیعی روان بشر و تاریخ بشر رو نشه توش زیاد دید و اساسی تلقی کرد، اونوقت این سوال پیش میاد که پس این دینها از کجا اومدن چرا اومدن چون نفعی برای آورندگان اونا نداشته چون دلایل و توجیحات بشری برای وجودشون نمیشه آورد.
اگر بگیم دینها همین هستن که هستن و حتی اگر جعلی باشن ولی بازم خدا وجود داره اونوقت این سوال مطرح میشه که اگر خدایی هست خدایی چنان هست قادر مطلق و مهربان و غیره، پس چرا در برابر این چرندیاتی که بهش نسبت دادن ازش سوء استفاده کردن سکوت کرده گذاشته یه عده شارلاتان کارشون رو بکنن!
پس عرفان میتونه مهم باشه چون میتونه روی این سوالها و ایرادهای اولیه تاثیر بذاره.
عرفان در درجهء اول یک تفسیر متفاوت از دین و خدا مگه ارائه نمیده؟
اون بحث که کسی اول دین و خدا رو قبول داره شریعت رو یاد گرفته عمل کرده بعد میره سراغ عرفان و سیر و سلوک، اون با بحث ما کاربردی که ما داریم تفاوت میکنه.
همینطور در دنیای واقعی هم ما مشاهده میکنیم که تمام پدیده هایی که زمانی با ماوراییات توجیه میشدن دلیل علمی داشتن، پس اون مواردی هم که باقی مونده چرا فرض غیر از این بکنیم؟
فکر کنم این استدلال استنتاجی بود نه؟ یادم باشه بعدا از همین استدلالت استفاده کنم .
البته من فکر نمیکنم دلایل ماورایی قبلا بودن و حالا تبدیل به دلایل علمی شدن . میشه چند مورد از این دلایلی که قبلا ماورایی بودن و الان علمی شدن رو بهم بگین ؟
بر اساس توزیع تصادفی و احتمالات اگر در نظر بگیریم مثلا شما یک مشت از یک کیسه برمیداری میبینی همش برنجه یا توش لوبیا نیست خب بنابراین فرض میکنی مشت بعدی هم برداری احتمال بیشتر باز همون برنجه یا بهرحال لوبیا توش پیدا نخواهد شد. هرچند بله احتمال پیدا کردن لوبیا هم هست، ولی منطقا احتمال پیدا نشدنش رو باید بیشتر دونست.
پسر جان . احتمالات هیچ وقت برای اثبات و یا رد کردن چیزی استفاده نمیشه . همیشه برای فرض کردن چیزی استفاده میشه .
منظورت رو از کیسه که گفتی فهمیدم . ولی مثال خوبی نبود . چون شما سراغ یک کیسه مجهول رفتی که نمیدونی اصلا توش چی هست . اگر کسی بخواد خدا رو با قانون احتمالات زیر سوال ببره قطعا قصدش تخریبه و میخواد واقعیتی رو بپوشونه . مثالی که خودت زدی رو برای جنس قاچاق لابلای دانه های برنج فرض کن .
بنظر من احتمالات رو ببوس بزار کنار . چرا با چیزی که همیشه درش شک وجود داره میخوای استدلال و منطق رو نشون بدی . قوانین احتمالات حتی در قوانین قضایی و تشخیص مجرم هم هیچ حتی ندارن . یارو دادستان میگه دی ان ای مطعل
ق به مجرمه . وکیله میگه آقای پزشک ، آیا احتمال داره که این دی ان ای مطعلق به موکا من نباشه ،!! دکتر میگه . 1 در 10 میلیون احتمال داره نباشه . وکیل میگه پس این امکان هم وجود داره که موکل من نفر مورد نظر شما نباشه ؟ دکتر میگه 1 در 10 میلیون نفر وکیل میگه . من با این حرفا کاری ندارم . قطعی بگو . دکتر میگه . بله احتمال داره . ولی .... وکیل حرفش رو قطع میکه و رو به قاضی میگه بسیار ممنونم .
این ها چیزایی که الان در دادگاه های غربی اتفاق می افته و من بارها تو فیلمایی که خودشون میسازن دیدم . علم اومده ولی به قول خودت هنوز عدم قطعیت وجود داره . ریاضی میگه 1 - 1 میشه صفر . دین میگه از خدا یکی کم کنی ازش هیچی کم نمیشه . میدونی چرا ، چون معلفه هاش عددی نیست . میشه بگی که چطور میشه از یکی 2 تا برداشت ؟ این کار شدنیه یا نه . علمیش اینه که من از یک باکتری چند دقیقا بعد 2 تا باکتری برمیدارم . از یک ظرف آب میتونم 2 تا ظرف اب بردارم .
بنظر من دین اومده تا یه چیزایی بگه . شما حرف از تناقض میزنی . منظورت چجور تناقض هایی هست .
تنها چیزی که جای شکر داره اینه که شما ادم متفکری هستی . و از خیلی وقت ها پیش تفکر میکری . منم مثل شمام . منم تفکر کردم . منم مشکلایی با دین داشتم . ولی جالبه که ما هر دو به 2 سمت متفاوت و مخالف هم رفتیم . هردومون هم با تفکر رفتیم . (این که گفتم زمانی درست هست که شما هم مثل من فکر کنی که طرفت اهل تفکره . )
تا یادم نرفته یه خورده از این چرند پرندهای دینی برام بگو
صهیونیست ها اصولا چه در دنیای واقعی و چه در دنیای مجازی از آزار و اذیت دختران و زنان مسلمان لذت می برند و سعی در متهم کردن و محکوم کردن آنها دارند! در دنیای مجازی می توان این آزار ها و هتک و حرمت ها را هیچ پنداشت و گذشت اما در دنیای واقعی .......
به نقل از روزنامه اسرائیلی معاریو ، یک زن اسرائیلی بی هیچ دلیلی به یک دختر پاک و محجوب فلسطینی حمله کرد و با مشت بر سرش کوبید و مشاجره با دختر را آغاز کرد. بقیه زنان تندرو اسرائیلی نیز به او ملحق شدند و به طور دسته جمعی ضرب و شتم دختر فلسطینی پرداختند. به گفته شاهدان عینی، زنان اسرائیلی سعی کردند، حجاب دختر فلسطینی را از سرش بردارند، اما او در برابر آن ها مقاومت کرد تا این که همۀ آنها به سمت او حمله ور شده و حجاب از سرش برگرفتند.
اینهایی که می گویند غم و رنج فلسطینی ها به ما چه ! به ما چه که هر روز در عراق سر بریده می شود ! به ما مربوط نیست که زنان سوری را می فروشندو.. مرا یاد سخن برتولت برشت می اندازد!
برتولت برشت می گوید: اول به سراغ یهودی ها رفتند، من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم، پس از آن به لهستانی حمله کردند، من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم. آنگاه به لیبرال ها فشار آوردند، چون من لیبرال نبودم، اعتراضی نکردم، سپس نوبت کمونیست ها شد، من کمونیست نبودم و اعتراضی نکردم. سرانجام به سراغ من آمدند، من هر چه فریاد کردم دیگر کسی نمانده بود که اعتراضی کند.
در برابر ظلم و ظالم باید ایستاد چون اگر نایستیم آنقدر رشد خواهد کرد که ما را هم زیر سایه اش قرار دهد !
به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان "ان المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات و القانتین والقانتان و الصادقین و الصادقات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات والذاکرین الله کثیرا والذاکرات اعد الله لهم مغفرة و اجر عظیما""چون مردان آشتی گر باخداوند گشته گان هم زنانِ آشتی گر گشته گان هم باورمندگشته گانِ مرد هم باورمند گشته گان زن هم دوری کنندگان مرد هم دوری کنان زن هم راستکاران مرد هم راستکاران زن هم سخت ترسندگان مرد هم سخت ترسندگان زن هم چند راستی دهنده گشته های مرد هم چند راستی دهنده گشته های زن هم روزه گیران مرد هم روزه گیران زن هم مردان نگهبان اندامها هم زنان نگهبان هم مردانِ بازگو کنندهء خداوند فراوانی هم زنانِ بازگو کننده شمار آورد خداوند تا برایشان درست گشته گی هم پاداشی خیلی بزرگی" خداوندا تویی که به داد بیچارگان جهان می رسی همانی که آفریدیمان پس ما را از نماز خواندن هم پرداختگری توشهء پاکیزه دور مکن که سرپیچی گرانُ نابود کردی
به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان "ان المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات و القانتین والقانتان و الصادقین و الصادقات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات والذاکرین الله کثیرا والذاکرات اعد الله لهم مغفرة و اجر عظیما""چون مردان آشتی گر باخداوند گشته گان هم زنانِ آشتی گر گشته گان هم باورمندگشته گانِ مرد هم باورمند گشته گان زن هم دوری کنندگان مرد هم دوری کنان زن هم راستکاران مرد هم راستکاران زن هم سخت ترسندگان مرد هم سخت ترسندگان زن هم چند راستی دهنده گشته های مرد هم چند راستی دهنده گشته های زن هم روزه گیران مرد هم روزه گیران زن هم مردان نگهبان اندامها هم زنان نگهبان هم مردانِ بازگو کنندهء خداوند فراوانی هم زنانِ بازگو کننده شمار آورد خداوند تا برایشان درست گشته گی هم پاداشی خیلی بزرگی" خداوندا تویی که به داد بیچارگان جهان می رسی همانی که آفریدیمان پس ما را از نماز خواندن هم پرداختگری توشهء پاکیزه دور مکن که سرپیچی گرانُ نابود کردی
من شما را شبیه مردی می بینم که کوله باری از آیه های قران دارد و می آید سفره ی دلش را پهن می کند و به میهمانان سفره اش آیه های قران هدیه می دهد. اما حیف .... کاش تکلف در بیان را کنار بگذاریم و شبیه پیامبرمان باشیم که بی تکلف سخن می گفت و ساده.
اینهایی که می گویند غم و رنج فلسطینی ها به ما چه ! به ما چه که هر روز در عراق سر بریده می شود ! به ما مربوط نیست که زنان سوری را می فروشندو.. مرا یاد سخن برتولت برشت می اندازد!
اینهایی که غم و رنج مردم خودشان را نمیبینند به جایش برای غم بیگانه! آن هم بیگانگانی که روزگاری مردم کشور خودش را کشتار میکردند و یا از قاتلین آنها دفاع میکردند و به محض اینکه دیگری به آنها پول بدهد به سمت آنها خواهند رفت! من را یاد بوی جوراب و گلاب با هم میندازد
اینهایی که غم و رنج مردم خودشان را نمیبینند به جایش برای غم بیگانه! آن هم بیگانگانی که روزگاری مردم کشور خودش را کشتار میکردند و یا از قاتلین آنها دفاع میکردند و به محض اینکه دیگری به آنها پول بدهد به سمت آنها خواهند رفت! من را یاد بوی جوراب و گلاب با هم میندازد :))
همچنان محکوم هستم نه؟ اینبار به بیگانه پرستی!
اصلا مگر همدردی و مهربانی از جنس ماده است که کم شود، که تمام شود؟ می توان با همه ی مردم شهر مهربان بود و باز هم یک عالمه مهربانی داشت ! اصلا مگر همدردی با مردم رنجدیده ی یک کشور دیگر یا بقول شما بیگانه به معنای همدردی نکردن با هموطنان است ؟ چرا همه چیز را با هم مخلوط می کنید؟ در ضمن منظورم کمک مادی به مردم فلسطین هم نیست ! همه ی دنیا کمک می کنند ایران بهتر است کمک های مادیش را صرف مردم خودش بکند صرف کودکی که لباسش از جنس گونی است و با اینحال همچنان به روی دوربین ها لبخند می زند! اما باید به ظلم اعتراض کرد . بخصوص در جایی که ظالم را مظلوم و خوب جلوه می دهند یعنی اینجا ! شما که طرفدار اسرائیل هستید و اگر یک فلسطینی را در جلوی چشمتان بصلیب بکشند و بسوزانند ، خواهید خندید! پس حرفی برای گفتن نمی ماند !
عجب دنیایی است ! در روز روشن حق را انکار می کنند و ظالم را مظلوم نشان می دهند و مظلوم را تروریست خطاب می کنند ! اگر در برابر این نیرنگها سکوت را بشکنی و اعتراض کنی باران تهمت هاست که بر تو نازل می شود و محکوم می شوی به گناهی که نکرده ای ! با این وضع ،باید برای صحبت از حق و حقانیت اقتدا به جنون کرد و حلاج وار وارد میدان شد.......
انالحق باز دارم در نظر بازارِ بغدادت مرا تکفیر کن هان ای جُنید بن فریبایی
اینهایی که غم و رنج مردم خودشان را نمیبینند به جایش برای غم بیگانه! آن هم بیگانگانی که روزگاری مردم کشور خودش را کشتار میکردند و یا از قاتلین آنها دفاع میکردند و به محض اینکه دیگری به آنها پول بدهد به سمت آنها خواهند رفت! من را یاد بوی جوراب و گلاب با هم میندازد :))
در معنای عام . باید به خودمون بپردازیم . مثلا کلا وزارت امور خارجه رو تعطیل کنیم . فقطو فقط متمرکز شیم رو خودمون . ما رو چه به اروپا و امریکا . چرا خودمون رو با اونا مقایسه کنیم . بخودمون بپردازیم . چراغی که بانه رواست به مسجد حرام است . اینو میخوای بگی نه .
اما برای من اونی که تو فلسطین داره پرپر میشه . هم میهن منه . میدونی چرا ؟ چون یه روز یه مرد بزرگ از دل تاریخ در اومد و رفت و مردم همون منطقه رو از ظلم نجات داد . سرزمینشون رو به ایران اضافه کرد .و قانونهایی رو گزاشت . مردم هم دوسش داشتن و همه به قوانینش احترام گزاشتن . . حالا یه سری شاه احمق قجری سر هیچ و پوچ ایران رو باختن دلیل نمیشه اونا دیگه هم میهن من نباشن . ما اگه هم دل میسوزونیم . هم برای همکیشامون و هم برای هم میهنان سابقمون . الانم هر طور شده باید به مرزهای سابقمون برگردیم . شاید نشه کشور کشایی کرد . ولی به دلها که میشه حکومت کرد . ما سوریه و لبنان و فلسطین رو برادران خودمون میدونیم . و اونها را به مرز های خودمون بر میگردونیم . بزودی .
گرچه این حرفا برای شما خنده داره و ما رو ادم هایی عقب مونده میدونید . اما رفیق . ظلم ، ظلمه . باید باهاش جنگید .
قابل توجه دوستان . متاسفانه تمام مشکلات دنیا زیر سر یهود هست . اینم یک نمونش .
اگه این مورد درست باشه ، این فرد یه بیمار روانیه ... اما چیزی که هست از این دست ابراز تنفر ها به شکل تئوری و عملی در دین اسلام ( متون اصلی و سیره عملی بزرگانش در صدر اسلام و بعد از اون ) ، بسیار بیشتر داشته و امروز هم در پیروان اسلام داریم !!
مشکلات دنیا هم زیر سر یهود نیست ... زیر سر جهالت ، تعصب و زیاده خواهی های انسان هاست
اگه این مورد درست باشه ، این فرد یه بیمار روانیه ... اما چیزی که هست از این دست ابراز تنفر ها به شکل تئوری و عملی در دین اسلام ( متون اصلی و سیره عملی بزرگانش در صدر اسلام و بعد از اون ) ، بسیار بیشتر داشته و امروز هم در پیروان اسلام داریم !!
شما تلمود را خوانده اید؟ اگر خوانده باشید می بینید که در آنجا در مورد شرایط فرد قربانی عید پسح گفته شده است که باید : 1) کودک باشد 2) مسیحی باشد 3) والدینش صالح باشند 4) مشروب نخورده باشد
...
جناب آنارشی کجا در دین اسلام گفته اند خون انسان را بخورید ؟ بزرگانش مگر چجور زندگی کرده اند ؟ و امروزه پیروانش مگر چگونه اند ؟
اینهایی که غم و رنج مردم خودشان را نمیبینند به جایش برای غم بیگانه! آن هم بیگانگانی که روزگاری مردم کشور خودش را کشتار میکردند و یا از قاتلین آنها دفاع میکردند و به محض اینکه دیگری به آنها پول بدهد به سمت آنها خواهند رفت! من را یاد بوی جوراب و گلاب با هم میندازد :))
در معنای عام . باید به خودمون بپردازیم . مثلا کلا وزارت امور خارجه رو تعطیل کنیم . فقطو فقط متمرکز شیم رو خودمون . ما رو چه به اروپا و امریکا . چرا خودمون رو با اونا مقایسه کنیم . بخودمون بپردازیم . چراغی که بانه رواست به مسجد حرام است . اینو میخوای بگی نه .
اما برای من اونی که تو فلسطین داره پرپر میشه . هم میهن منه . میدونی چرا ؟ چون یه روز یه مرد بزرگ از دل تاریخ در اومد و رفت و مردم همون منطقه رو از ظلم نجات داد . سرزمینشون رو به ایران اضافه کرد .و قانونهایی رو گزاشت . مردم هم دوسش داشتن و همه به قوانینش احترام گزاشتن . . حالا یه سری شاه احمق قجری سر هیچ و پوچ ایران رو باختن دلیل نمیشه اونا دیگه هم میهن من نباشن . ما اگه هم دل میسوزونیم . هم برای همکیشامون و هم برای هم میهنان سابقمون . الانم هر طور شده باید به مرزهای سابقمون برگردیم . شاید نشه کشور کشایی کرد . ولی به دلها که میشه حکومت کرد . ما سوریه و لبنان و فلسطین رو برادران خودمون میدونیم . و اونها را به مرز های خودمون بر میگردونیم . بزودی .
گرچه این حرفا برای شما خنده داره و ما رو ادم هایی عقب مونده میدونید . اما رفیق . ظلم ، ظلمه . باید باهاش جنگید
اگه این مورد درست باشه ، این فرد یه بیمار روانیه ... اما چیزی که هست از این دست ابراز تنفر ها به شکل تئوری و عملی در دین اسلام ( متون اصلی و سیره عملی بزرگانش در صدر اسلام و بعد از اون ) ، بسیار بیشتر داشته و امروز هم در پیروان اسلام داریم !!
مشکلات دنیا هم زیر سر یهود نیست ... زیر سر جهالت ، تعصب و زیاده خواهی های انسان هاست !!
جناب آنار شی . دوست عزیز .
حتی تمسخر دین ها هم زیر سر یهوده . حتی جمع شدن شما در اینجا هم زیر سر یهوده . یهود یعنی دسیسه و نیرنگ .حتی دین زدگی شما دوستان هم پایه و اساسش یهوده
. بگزار یک واقعیت رو براتون بگم من از یه بچه 4 ساله یهودی میترسم . چون اون یک روز تبدیلبه یک یهودی بالغ میشه و با وحشی گری خو میگیره . اخلاق و دین من اجازه نمیده که من بخوام به یه کودک دمه بزنم . دین من میگه اگه یه یهودی کاری نکرده کاری به کارش نداشته باشین . اگه مسلمانی حقش رو خورده حقش رو بگیرین و بهش پس بدین . چنانچه علی در طول تاریخ حیاطش چنین قضاوت هایی رو انجام داد . وقتی در یک جنگ خلخال از پای پیرزن یهودی کنده شد . محمد گفت که اگر مردی از شنیدن این خبر جان بدهد بر او ملامتی نیست . حالا فرض کنیم ما یه مسلمون روانی داشته باشیم . کار اون جدای از دین و اسلام هست . اما مساله اینجاست که در یهودیت وحشی گری اموزش داده میشه . جز احکام دینشون میدونن . یهودیت امروز اون چیزی نیست موسی آورده . یهودیت امروز ماحصل تفکرات خودشونه . فکر میکنن همه چی دنیا مال اوناست .میدونید وظیفه یک خاخام چیه ؟ کتابت تورات . نوشتن تورات . جالبه نه ؟
خوب من الان از نظر شما یه سری اتحام به یهودیت وارد کردم ؟
شما تلمود را خوانده اید؟ اگر خوانده باشید می بینید که در آنجا در مورد شرایط فرد قربانی عید پسح گفته شده است که باید : 1) کودک باشد 2) مسیحی باشد 3) والدینش صالح باشند 4) مشروب نخورده باشد
Jews are called human beings, but the non-Jews are not humans. They are beasts." (Talmud: Baba Mezia 114b)
"The Akum (Negro) is like a dog. Yes, the scripture teaches to honor the dog more than the Akum." (Ereget Raschi Erod. 22 30)
"Even though God created the non-Jew they are still animals in human form. It is not becoming for a Jew to be served by an animal. Therefore he will be served by animals in human form." (Midrasch Talpioth, p. 255, Warsaw 1855)
"A pregnant non-Jew is no better than a pregnant animal." (Coschen Hamischpat 405)
"The souls of non-Jews come from impure spirits and are called pigs." (Jalkut Rubeni gadol 12b)
"Although the non-Jew has the same body structure as the Jew, they compare with the Jew like a monkey to a human." (Schene Luchoth Haberith, p. 250b)
3). "Every Jew, who spills the blood of the godless (non-Jew), is doing the same as making a sacrifice to God." (Bammidber Raba, c 21 & Jalkut 772
The laws demand the Jews to butcher non-Jews from time to time. The Laws of The Talmud and the Law of Human Sacrifice
The sacrifice shall take place chiefly:
a. At the Purim Festival b. At the Passover Festival
It is demanded of the Jews to butcher an adult Christian if possible, or a black non-Jew for the Purim and to butcher a child for the Passover. The child must not be over seven years old and must die in agony.
The blood of the victims must be violently drained. It is to be used at Passover in wine and in the Massen (bread). What this means is that a small part of the blood is mixed into the dough and the wine. The procedure is to be performed by the Jewish father.
مغلطه نکنید !! کجا گفتم در اسلام چنین حرفی زده شده ؟ گفتم ابراز تنفر تئوری و عملی نسبت به دیگران در اسلام موجوده ...
نمونه اش هم در تاریخ صدر اسلام فراوانه !! مثلا بنی قزیظه ...
جسارتاً این شما بودید که مغلطه فرمودید نه بنده
!
بنده تنها سخن بسکتبالیست صلح طلب (!) اسرائیلی را نقل قول کردم همین! این شما بودید که به اسلام ربطش دادید!!!
و اما ماجرای بنی قریظه ...
خیلی جالب است که شما در بحث حلیت سوسمار فرمودید که نهج البلاغه از لحاظ روایی معتبر نیست . اما چگونه این ماجرای کشتار یهود در بنی قریظه را که تنها در کتاب سیره ابن اسحاقآمده
است را دربست و کامل قبول دارید؟
نهج البلاغه که مجموعه ی سخنان امام اول شیعیان هست و خلیفه چهارم اهل سنت و بزرگترین صحابه از دید شیعه و سنی را باید کنار کنار گذاشت و معتبر ندانست
اما باید
کتاب ابن اسحاق یهودی (!) را که هیچ یک از فقها و علمای اهل سنت و شیعه معتبر ندانسته اند ،بون هیچ تعقلی قبول کرد
!!!!
این داستان فقط و فقط یک سند دارد که همان سیره ابن اسحاق است که ۱۴۰ سال بعد از این واقعه نوشته شده. جمیع عالمان شیعه و سنی این سیره را غیر معتبر و ابن اسحاق را یهودی دانسته اند. از سویی دیگر فقهای در همه اعصار چه در شیعه و چه سنت از سیره پیامبر حکم و فتوا استخراج میکنند. ولی حتی فقهای هم عصر ابن اسحاق مثل ماوردی هیچ کدام بر اساس اجازه قتل اسیر نداده اند. این به سادگی نشانگر آن است که هیچکدام چنین داستانی را نشنیده بودند. نکته دیگر آن که در طول تاریخ هیچ شاهد مثالی بر این واقعه نیامده است. مثلا جایی قید شود که کسانی از محل دفن رد شوند و بگویند اینجا محل دفن مقتولین بنی قریضه است یا حتی جای دیگری دو نفر صحبتی در خصوص بوی اجساد وسط بازار مدینه !!! داشته باشند و ... هیییچ شاهد مثالی در هیچ روایت و تاریخ و حدیثی نیست. و از همه جالب تر اینکه خود یهودی ها هم که استاد تبلیغات هستند تا قرن ۱۸ام که این داستان را در سیره ابن اسحاق خواندند در هیچ یک از متون تاریخی شان به این داستان اشاره نکرده اند. نکته جالب اینکه در متن این اسحاق کسی که گفته شده همراه علی علیه السلام ۴۰۰ تا ۷۰۰ یهودی را گردن زد "زبیر" بوده است. این بوضوح نقش زبیریه که استادان تحریف و حعل تاریخ بوده اند را نشان میدهد که میخواستند نشان دهند این زبیر بوده که از ابتدای اسلام نقش کلیدی داشته و این علی بوده که به زبیر خیانت کرده و گرنه آن دو هم بودند. از همه این ها گذشته بنا به همه تواریخ مردان یهودیان بنی قریظه در جنگ خیبر که دو سال بعد از این واقعه رخ داد بوده اند. این نشانگر آن است که این دروغی بیش نیست که همه مردان قتل عام شدند!
آخر اصلا با عقل جور در می آید که هفتصد نفر را گردن بزنند آنهم فقط با دو نفر !!!!! فکر کنید چند روز باید طول بکشد مگر آنها ماشین گردن زنی داشته اند!!؟؟ و اینکه در بازار مدینه ام اینکار شده !! فکر کنید جا بوده برای اینکار؟؟
در ضمن اگر قرار بکشتن اسیر بود باید در فتح مکه اباسفیان و خانواده اش را می کشتند و از شر بنی امیه برای همیشه خلاص می شدند . اگربزرگان اسلام اینقدر کینه توز بودند که باید انتقام عمویشان حمزه را می گرفتند و اجازه نمی دادند که یک برده ی حبشی قاتل عمویشان راست راست بگردد!!
سیره ی ابو اسحاق معتبر نیست . هر کسی که حتی اسم اسلام هم بگوشش نخورده است متوجه نیت شوم نویسنده (ابن اسحاق یهودی ) نسبت به اسلام و بزرگانش می شود! در ضمن حتی اگر بقرآن هم رجوع کنیم این داستان جعلی با منطق قرآن هم جور در نمی آید:
داستان کشتار یهودیان بنی قریظه با حکم قرآن در خصوص اسیران جنگی مخالف است که می فرماید: «یا منت گذاشته آزادشان کنید یا از آنان فدیه بگیرید»( محمد، 4)
خیلی برایم جالب است که در مورد داستانی که مربوط به 1400 سال پیش است و هیچ شاهد زنده ای هم در حال حاضر نیست که بر صدقش شهادت دهد ، اینطور با قاطعیت سخن رانده می شود!! اما کشتار وحشیانه دیر یاسین که هنوز شاهدان عینی اش زنده اند و نفس می کشند ، انکار می شود.
هنوز شاهدان عینی کشتار دیر یاسین زنده اند آنهایی که از میان خون و جنون جان خود را رهانیده اند. اما .حتی وقتی جناب @mhgh سند و مدرک و عکس را نشان می دهد و بطور کامل شرح ماوقع را می گوید باز هم انکار می کنند!
@Anarchy شما که بنده را بابت یک تعریف مختصری که از یونان و فلاسفه اش کردم به باد ملامت و سرزنش گرفتید . نظرتان راجع به عید پوریم چست؟
The extreme to which the Jews will go was shown in Persia where the Jew Mordecai and the Jewess Esther had 75,800 Persians murdered. They hanged the Persian King Xerxes' minister Haman along with his ten sons. They celebrated this bloody victory and to this day still celebrate it during the Feast of Purim. (Book of Esther 9:6)
می دانید پوریم به چه معنایی است ؟ به معنای قرعه است یعنی این تقدیر الهی بوده است و قرعه ای از جانب یهوه برای نابودی دشمنان قوم برگزیده خدا !! راستی این هم شیرینی مختص این روز بنام گوش هامان !
هامان را که می شناسید وزیر کاردان و دلسوز خشایار شا که بهمراه 10 پسرش مظلومانه بدار آویخته شد ! راستی هامان یک دختر هم داشت یک دختر پاک و معصوم که پیش از آنکه دست جنایتکاران به او برسد خودکشی کرد . @sonixax شما که بنده را متهم به بیگانه پرستی می کنید نظرتان راجع به کشتار هزاران ایرانی بی گناه توسط یهودیان در زمان خشایارشا چیست؟ شما بنده را که ایرانی هستم تنها به جرم اعتقاداتم تحقیر و محکوم می کنید اما غیر هموطنتان را ارج می نهید ! شما بیگانه پرستید نه بنده!🌹
در معنای عام . باید به خودمون بپردازیم . مثلا کلا وزارت امور خارجه رو تعطیل کنیم . فقطو فقط متمرکز شیم رو خودمون . ما رو چه به اروپا و امریکا . چرا خودمون رو با اونا مقایسه کنیم . بخودمون بپردازیم . چراغی که بانه رواست به مسجد حرام است . اینو میخوای بگی نه .
اما برای من اونی که تو فلسطین داره پرپر میشه . هم میهن منه . میدونی چرا ؟ چون یه روز یه مرد بزرگ از دل تاریخ در اومد و رفت و مردم همون منطقه رو از ظلم نجات داد . سرزمینشون رو به ایران اضافه کرد .و قانونهایی رو گزاشت . مردم هم دوسش داشتن و همه به قوانینش احترام گزاشتن . . حالا یه سری شاه احمق قجری سر هیچ و پوچ ایران رو باختن دلیل نمیشه اونا دیگه هم میهن من نباشن . ما اگه هم دل میسوزونیم . هم برای همکیشامون و هم برای هم میهنان سابقمون . الانم هر طور شده باید به مرزهای سابقمون برگردیم . شاید نشه کشور کشایی کرد . ولی به دلها که میشه حکومت کرد . ما سوریه و لبنان و فلسطین رو برادران خودمون میدونیم . و اونها را به مرز های خودمون بر میگردونیم . بزودی .
گرچه این حرفا برای شما خنده داره و ما رو ادم هایی عقب مونده میدونید . اما رفیق . ظلم ، ظلمه . باید باهاش جنگید .
وظیفه وزارت امور خارجه این نیست که از شکم ایرانی بزند بدهد به فلسطینی و لبنانی و سوری! معنای عامش میشود چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است! اروپا و آمریکا اول مشکل مردمان خودشون رو حل میکنند! بعدش به بقیه میپردازند.
اگه این مورد درست باشه ، این فرد یه بیمار روانیه ... اما چیزی که هست از این دست ابراز تنفر ها به شکل تئوری و عملی در دین اسلام ( متون اصلی و سیره عملی بزرگانش در صدر اسلام و بعد از اون ) ، بسیار بیشتر داشته و امروز هم در پیروان اسلام داریم !!
مشکلات دنیا هم زیر سر یهود نیست ... زیر سر جهالت ، تعصب و زیاده خواهی های انسان هاست !!
آن
آنارشی جان معلومه که درست نیست! نویسنده این بلاگ یک فلسطینیه! و ادعاهای دروغ زیادی کرده و میکنه! در این مورد هم حتا لینک به مطلب اصلی نذاشته و فقط به یک عکس بسنده کرده! دیگه شما خودت تا تهش رو بخون! این دوستمون متاسفانه مشکل ارایه منبع قابل اعتماد داره و پیشتر هم این رو نشون داده.
یهودیان از آن تاریخ، به یاد این رویداد که به موجب آن از یک توطئه بزرگ نسلکشی رهایی یافتند، هر سال در ماه عبری آدار جشن میگیرند و آن وقایع را «پوریم» مینامند
ستر به پادشاه آگاهی داد که خود او از قوم یهود است وهامان قصد دارد همه یهودیان را در امپراطوری ایران از دم تیغ بگذراند. چون پادشاه ایران به این توطئههامان پیبرد سخت به خشم آمد و دستور داد همان کیفری کههامان برای یهودیان در نظر گرفته بود و با ترفند قصد داشت اجازه آن را از پادشاه بگیرد، درباره خود او، خانوادهاش و افراد قومش اجرا گردد. پیروزی مردخای، نقاشی اثر پیتر پیترز لاستمان روز سیزدهم آدار فرا رسید. در این روز، دشمنان یهود امیدوار بودند بر یهودیان غلبه یابند، اما قضیه برعکس شد و یهودیان بر دشمنان خود پیروز شدند.[۲۹] یهودیان به دشمنان خود حمله کردند و آنها را کشتند.[۳۰] آنها در شهر شوش ۵۰۰ نفر از جمله ۱۰ پسرهامان به نامهای فرشنداتا، دلفون، اسفاتا، فوراتا، ادلیا، اریداتا، فرمشتا، اریسای، اریدای و ویزاتا را کشتند.[۳۱] بعد از این کشتار استر از پادشاه خواست تا اجساد ده پسرهامان را به دار بیاویزند و از پادشاه خواست تا به یهودیان اجازه بدهد تا کارشان را فردا نیز ادامه بدهند.[۳۲] با موافقت پادشاه،[۳۳] یهودیان ۳۰۰ نفر دیگر را در پایتخت کشتند.[۳۴] در سایر شهرها نیز یهودیان از خود دفاع کردند و آنها ۷۷۰۰۰ نفر از دشمنان خود را کشتند ولی اموالشان را غارت نکردند.[۳۵] این کار در روز سیزدهم ماه آدار انجام گرفت و آنها روز بعد، یعنی چهاردهم آدار پیروزی خود را جشن گرفتند.[۳۶] یهودیان از آن تاریخ، به یاد این رویداد که به موجب آن از یک توطئه بزرگ نسلکشی رهایی یافتند، هر سال در ماه عبری آدار جشن میگیرند و آن وقایع را «پوریم» مینامند.[۳۷ ]
افراد قوم هامان چه کسانی هستند؟ ایرانی ها نه؟ آنهم 77000 یا به روایتی 600000 ایرانی بیگناه زن و کودک و پیر و جوان که اصلا نمی دانستند ماجرا چیست و یهود کیست و ... باید کشته می شدند . خوب است که در همین منبع معتبر شما (هر منبعی که شما می آورید معتبر است ولی برای ما نه !!!!) اشاره شده است که هیچ خونی حتی از بینی یهودیان عزیز نچکیده است که آنها چنین کینه توزانه اجداد ما را به خاک و خون کشیدند . راستی شما تا بحال شیرینی گوش هامان را خورده اید ؟ خیلی خوشمزه است!! در مراسم پوریم هم بوده اید؟ من مانده ام که چطور می شود آدم ایرانی باشد ولی دلش برای ایرانی های بی گناه آنروز نلرزد!! بنده با وجود اینکه مادربزگم از قوم یهود است و او را از جان دوستتر دارم ولی باز هم نمی توانم چشم بر روی حقیقت ببندم حقیقتی که در آن ایرانی ها در اوج مظلومیت بقتل رسیده اند
آنارشی جان معلومه که درست نیست! نویسنده این بلاگ یک فلسطینیه! و ادعاهای دروغ زیادی کرده و میکنه! در این مورد هم حتا لینک به مطلب اصلی نذاشته و فقط به یک عکس بسنده کرده! دیگه شما خودت تا تهش رو بخون! این دوستمون متاسفانه مشکل ارایه منبع قابل اعتماد داره و پیشتر هم این رو نشون داده.
قربان می دانم که در مورد بنده چگونه فکر می کنید و از اینکه یک همچین فردی با این سطح سواد و اندیشه و درک و دوز توانایی و... بخواهد با شما بحث کند خب برایتان خیلی خنده دار است.
می دانم همین که جوابتان را می دهم نشان از گستاخی و جسارتم دارد
.
به همان اسپاگتی سوگند که دوست دارم در مقابلتان فقط و فقط سکوت کنم بهمان اسپاگتی سوگند اگر شما فقط و فقط بنده را به سخره بگیرید و تحقیر کنید هیچ جوابی نخواهید شنید ولی از اینکه رنج و غم و ظلم را انکار کنید از اینکه پاکان و صالحان را خونخوار نشان دهید خب چکنم دلم می لرزد و تاب نمی آورد.
شاهد مرگ غم انگیز بهارم چکنم ابر دلتنگم اگر زار نبارم چکنم از همان منبعی که برایتان معتبر است می گذارم - WiKi
ببخشید در ویکی به زبان فرانسه به این قضیه اشاره شده است.
جناب sonixax بنده قصدم بحث و جدل نیست و اینکه پیروز میدان باشم نه بهمان اسپاگتیان نه. بنده کجا شما کجا . خودم هم بخوبی می دانم و معترف اما حق را باید با خود حق سنجید . درست است که کینه ی کسانی (اعراب ) و ادیانی (اسلام) را دارید ولی خب نباید اجازه دهید که این کینه مانع حقیقت جویی شود.
وظیفه وزارت امور خارجه این نیست که از شکم ایرانی بزند بدهد به فلسطینی و لبنانی و سوری! معنای عامش میشود چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است! اروپا و آمریکا اول مشکل مردمان خودشون رو حل میکنند! بعدش به بقیه میپردازند.
وظیفه امور خارجه خیلی چیز هاست و کمک و امداد رسانی در سطحبین المللی هم شاملش میشه
.
در مورد مساله چراغ که از ملزومات نیست این مثل صدق میکنه و خیلی ملزومات دیگه . اما در مورد مساله گشنگی و دفاع در مقابل ظلم این مساله صدق نمیکنه
.
اروپا و آمریکا هموشن خون مستعمراتشون رو مکیدن تا خودشون به یه جایی رسیدن . بعد الان اروپا و آمریکا مشکل ندارن نه ؟ پس چرا همش نیروی نظامی دعوت میکنن برا پاره کردن نقاط دیگه ای غیر از اروپا و امریکا ؟ الان مشکلات ایتالیا و یونان و اسپانیا حله ؟ کارخانه های آمریکا یکی پس از دیگری سر از چین در میارن و مردمش طعم بیکاری رو دارن میچشن
.
مساله اینجاست که هرجا شری وجود داره پای یهودیان در وسط ماجراست . اون متن پوریوم رو هم که دیدید کاملا از دیدگاه یهودیان نوشته شده . دیدگاه های دیگه رو هم بخونید . بد نیست
بنده مخالف این هستم که بگوییم از دم یهودیان بد هستند و این قوم فلانند و بهمانند ، چون بنده از این قوم افرادی را می شناسم که یک تار مویشان به صدها مسلمان می ارزد! اصلا این عاقلانه نیست که در مورد مسائل بطور مطلق صحبت کنیم مثلا اینکه بگوییم" آمریکا شیطان بزرگ است " این یک گزاره از بیخ غلط است چون بطور مطلق انگاشته شده است و در مقابل این طور استنباط می شود که طرف مقابل هم حتماً فرشته ی مقرب است!!! همه چیز در این دنیا نسبی است و مطلقی نیست. بقول حضرت مولانا : پس بد مطلق نباشــد در جهـــان بد به نسبـــت باشد این را هم بــدان در زمانه هیچ زهر و قند نیســت کـــه یکی را پا، دگر را بنـــد نیست زهر مار، آن مار را باشد حیـات نسبتش با آدمی باشــــــــد ممــــات خلق آبی را بود دریــا چـــو باغ خلق خاکی را بود آن، مرگ و داغ هم چنین برمی شمر ای مردکار! نسبت این، از یکی کس تا هزار مولانا در فیه ما فیه نیز این مسئله را مطرح که در عالم، بنما کدام بد است که در ضمن آن نیکی نیست و کدام نیکی است که ضمن آن بدی نیست؟ این نسبی دیدن شر به معنای انکار شرور یا پرهیز از مواجهه با واقعیت نیست، بلکه کوششی است برای دیدن هستی از منظری فراتر از نیازها و علایق شخصی و فردی. برای کسی که خودش را محور هستی می شمارد و هیچ توجهی به دیگران ندارد، هر اتفاقی که نپسندد شر مطلق خواهد بود، اما برای انسانی که از بند خود پرستی بدر آمده باشد، نسبیت شرور امری واقعی و آشکار است. برای یافتن حقیقت باید تعصب و کینه و دوستی و ..کنار گذاشت و بی طرفانه به جستجویش رفت! بقول ارسطو حق بالاتر از دوستی با افلاطون است!
شما تلمود را خوانده اید؟ اگر خوانده باشید می بینید که در آنجا در مورد شرایط فرد قربانی عید پسح گفته شده است که باید : 1) کودک باشد 2) مسیحی باشد 3) والدینش صالح باشند 4) مشروب نخورده باشد
کجای تلمود این سخنی که گفتید اومده ... کاری به سایر احکام و موارد ندارم . دقیقا سند این حرفتون رو بدید !!
The laws demand the Jews to butcher non-Jews from time to time. The Laws of The Talmud and the Law of Human Sacrifice
The sacrifice shall take place chiefly:
a. At the Purim Festival b. At the Passover Festival
It is demanded of the Jews to butcher an adult Christian if possible, or a black non-Jew for the Purim and to butcher a child for the Passover. The child must not be over seven years old and must die in agony.
The blood of the victims must be violently drained. It is to be used at Passover in wine and in the Massen (bread). What this means is that a small part of the blood is mixed into the dough and the wine. The procedure is to be performed by the Jewish father.
من دقیقا سند اون بخش رو میخواستم !! هر چند خودم میدونم اتهامی بیش نیست
از این دست ابراز تنفر ها به شکل تئوری و عملی در دین اسلام ( متون اصلی و سیره عملی بزرگانش در صدر اسلام و بعد از اون ) ، بسیار بیشتر داشته و امروز هم در پیروان اسلام داریم !!
خیلی جالب است که شما در بحث حلیت سوسمار فرمودید که نهج البلاغه از لحاظ روایی معتبر نیست . اما چگونه این ماجرای کشتار یهود در بنی قریظه را که تنها در کتاب سیره ابن اسحاق آمده است را دربست و کامل قبول دارید؟
خب بهتره اول شرح ماجرای کشتار بنی قریظه رو کامل بخونید :
متاسفانه و بدون رو در بایستی باید بگم شما اصلا روحیه حقیقت جویی ندارید و صرفا مشغول کپی کردن مطالبی هستید که حتی از صحتشون هم خودتون مطمئن نیستید ... مسائلی مثل ماجرای بنی قریظه برای فردی مثل من دیگه خیلی پیش پا افتاده محسوب میشه ...
خب شما اول باید با سیره ابن اسحاق آشنایی پیدا کنید بعد مطلب کپی کنید
:
محمد بن اسحاق بن یسار (یا بصورت خلاصه تر ابن اسحاق ) از موالی عرب یا ایرانی، اولین مورخ در زمینه تاریخ صدر اسلام(سیرت رسول الله) است. و سیره ی او بیشترین اصالت را در بین سیره های موجود دارد. او به همراه موسی بن عقبه و واقدی از معتبرترین نویسندگان سیره محمد، پیامبر اسلام میباشد. ابن اسحاق زندگی نامهای از محمد به نام سیره رسولالله مکتوب نمود.
کتاب سیره رسول خدا از رسول جعفریان، صفحه
45و 46
خب حالا ببینید مثلا دلایل افرادی که ایشون رو زیر سوال بردن چی بوده :
مالک ابن انس از همعصران ابن اسحاق و بنیان گذار فقه مالکی، ابن اسحاق را «دروغگو»، «دجَال» و «کسی که روایاتش را از یهودیان میگیرد» تعبیر میکند. ابن حجر عسقلانی میگوید که مشکل مالک ابن انس با ابن اسحاق بخاطر گنجاندن داستانهای عجیبی مانند داستان بنی قریظه در سیرهاش بود. همچنین ابن اسحاق به دلیل نقل فضایل علی ابن ابی طالب، در سیره اش، توسط برخی علمای سنی به تشیع متهم شد.
کتاب سیره رسول خدا از رسول جعفریان، صفحه 47
در نظر داشته باشید که منتقدین ایشون دلیل منطقی خاصی ذکر نکردن برای رد ایشون ، جز اینکه از یک نقل قول تاریخی ایشون خوششون نیومده ... به بخش بولد شده هم دقت کنید لطفا !!
نهج البلاغه که مجموعه ی سخنان امام اول شیعیان هست و خلیفه چهارم اهل سنت و بزرگترین صحابه از دید شیعه و سنی را باید کنار کنار گذاشت و معتبر ندانست
اول اینکه اگر بحثی در مورد نهج البلاغه دارید یه تاپیک دیگه باز کنید تا مطالب در هم نشن ... بعد هم نوشته های یک مورخ که خودش نوشته با مطالب منتسب به فردی ( حالا هر کس که میخواد باشه ) ، که اونم بعد از 4 قرن توسط فرد دیگه ای جمع آوری شده از نظر اعتبار تاریخی متفاوت هست ... تازه این چیزی هست که اسلامیست های شیعه وقتی در توجیه مطالبی مثل ذکر ناقص العقل بودن زنان در نهج البلاغه میمونن ، ازش استفاده میکنن
کتاب ابن اسحاق یهودی (!) را که هیچ یک از فقها و علمای اهل سنت و شیعه معتبر ندانسته اند ،بون هیچ تعقلی قبول کرد !!!!
این توهم توطئه توسط یهود هم داستانی داره ها ، حالا گیرم یهودی باشه ، مگه ایرادی داره ؟! لااقل دو خط در مورد ابن اسحاق از منابع مستقل میخوندین که چشم بسته مطالب یه مشت اسلامیست رو اینجا کپی نکنید !! از مطلب بولد شده بالا که بگذریم ، در تایید ابن اسحاق اینها رو ببینید
:
فقیهان و مورخانی چون الشیبانی، الشافعی(بنیان گذار فقه شافعی)، ابوعبید، و الماوردی، محمد ابن جریر طبری(مورخ و فقیه)، ابن شهاب زهری، ابن حبان، ابن سیدالناس و شعبه سخت از ابن اسحاق دفاع کرده و او را معتبر می دانند. تا جایی که زهری در رابطه با ابن اسحاق می گوید: تا وقتی ابن اسحاق در این دیار است دانش باقی است، و شعبه می گوید: اگر قدرت داشتم ابن اسحاق را بر همه مورخین حاکم می کردم.
کتاب سیره رسول خدا از رسول جعفریان، صفحه 48
سارا
فقط و فقط یک سند دارد که همان سیره ابن اسحاق است که ۱۴۰ سال بعد از این واقعه نوشته شده
همان طور که گفتم ، اولین سیره پیامبر اسلام رو همین ابن اسحاق نوشته ... اگه بخواید این سیره رو رد کنید ، بخش بزرگی از تاریخ صدر اسلام رو هم باید رد کنید چون منبع اصلی طبری و ابن هشام هم از ابن اسحاق بوده !! بعد هم آخر و عاقبت کپی پیست چشم بسته این میشه که اشتباه میکنید
:
ابوعبید القاسم بن سلام در الاموال ماجرای بنی قریظه را بهمراه اسنادش نقل میکند که در جزئیات مربوط به ظاهر شدن جبرئیل، قضاوت سعد و جزئیات مربوط به تعداد افرادی که کشته شدهاند تقریباً با آنچه ابن اسحاق یکی است. اما اسناد آن با اسناد ابن اسحاق تفاوت دارد.
ضمنا این که یک واقعه فرضا یک سند هم داشته باشه ، باعث رد شدنش نمیشه ، هر چند اینجا بیش از یک سند موجوده
...
سارا
جمیع عالمان شیعه و سنی این سیره را غیر معتبر و ابن اسحاق را یهودی دانسته اند.
این رو که رد کردیم ... اتفاقا اکثر فقها ابن اسحاق فرد درستکار و نوشته هاش رو معتبر میدونستن !! چندتایی هم که بهش انتقاد داشتن ، هیچ سند و مدرکی نداشتن
آخر اصلا با عقل جور در می آید که هفتصد نفر را گردن بزنند آنهم فقط با دو نفر !!!!! فکر کنید چند روز باید طول بکشد مگر آنها ماشین گردن زنی داشته اند!!؟؟ و اینکه در بازار مدینه ام اینکار شده !! فکر کنید جا بوده برای اینکار؟؟
این واقع رخ داده ، حالا 700 نفر بوده یا کمتر ، گردن زنان دو نفر بودن یا بیست نفر ، در اصل ماجرا تفاوتی ایجاد نمیکنه ... اینها تلاش برای توجیه مطلبی هست که سال ها از افتخارات مسلمین بوده ، اما الان دیدن با ادعاهای حقوق بشریشون جور نیست !! سخنرانی خمینی رو که شنیدین در این مورد ...
در ضمن اگر قرار بکشتن اسیر بود باید در فتح مکه اباسفیان و خانواده اش را می کشتند و از شر بنی امیه برای همیشه خلاص می شدند . اگربزرگان اسلام اینقدر کینه توز بودند که باید انتقام عمویشان حمزه را می گرفتند و اجازه نمی دادند که یک برده ی حبشی قاتل عمویشان راست راست بگردد!!
نکشتن ابوسفیان و خانواده اش اتفاقا نشون میده محمد هم سیاست داشته ، هم عمل غیب نداشته که بعدا چه اتفاقاتی میوفته !!
در خصوص بحث کینه توزی اتفاقا موارد زیاده و جدا از یک سری ترور ها ، دقیقا بعد از جنگ بدر دستور قتل چند اسیر توسط محمد صادر میشه ( نضر بن حارث و عقبة بن ابی معیط ) !! مطلب کامل تر در این مورد :
خیلی برایم جالب است که در مورد داستانی که مربوط به 1400 سال پیش است و هیچ شاهد زنده ای هم در حال حاضر نیست که بر صدقش شهادت دهد ، اینطور با قاطعیت سخن رانده می شود!! اما کشتار وحشیانه دیر یاسین که هنوز شاهدان عینی اش زنده اند و نفس می کشند ، انکار می شود.
کی انکار کرده ؟ شما درست اون تاپیک رو نخوندی انگار ... بحث چیز دیگه ای بود !! Not Acceptable!
من نگفتم دیر یاسین اتفاق نیفتاده است ، من گفتم توضیح دارد! شما که از همین ابتدا عکس از کمپ گشتاپو و ماجرای صبرا و شتیلا میگذارید و میگویید اینجا دیر یاسین است
تو آخرین پست اون تاپیک هم یه لینک دادم برای مطالعه :
@@Anarchy شما که بنده را بابت یک تعریف مختصری که از یونان و فلاسفه اش کردم به باد ملامت و سرزنش گرفتید . نظرتان راجع به عید پوریم چست؟
می دانید پوریم به چه معنایی است ؟ به معنای قرعه است یعنی این تقدیر الهی بوده است و قرعه ای از جانب یهوه برای نابودی دشمنان قوم برگزیده خدا !! راستی این هم شیرینی مختص این روز بنام گوش هامان !
هامان را که می شناسید وزیر کاردان و دلسوز خشایار شا که بهمراه 10 پسرش مظلومانه بدار آویخته شد ! راستی هامان یک دختر هم داشت یک دختر پاک و معصوم که پیش از آنکه دست جنایتکاران به او برسد خودکشی کرد . @@sonixax شما که بنده را متهم به بیگانه پرستی می کنید نظرتان راجع به کشتار هزاران ایرانی بی گناه توسط یهودیان در زمان خشایارشا چیست؟ شما بنده را که ایرانی هستم تنها به جرم اعتقاداتم تحقیر و محکوم می کنید اما غیر هموطنتان را ارج می نهید ! شما بیگانه پرستید نه بنده!🌹
افراد قوم هامان چه کسانی هستند؟ ایرانی ها نه؟ آنهم 77000 یا به روایتی 600000 ایرانی بیگناه زن و کودک و پیر و جوان که اصلا نمی دانستند ماجرا چیست و یهود کیست و ... باید کشته می شدند . خوب است که در همین منبع معتبر شما (هر منبعی که شما می آورید معتبر است ولی برای ما نه !!!!) اشاره شده است که هیچ خونی حتی از بینی یهودیان عزیز نچکیده است که آنها چنین کینه توزانه اجداد ما را به خاک و خون کشیدند . راستی شما تا بحال شیرینی گوش هامان را خورده اید ؟ خیلی خوشمزه است!! در مراسم پوریم هم بوده اید؟ من مانده ام که چطور می شود آدم ایرانی باشد ولی دلش برای ایرانی های بی گناه آنروز نلرزد!! بنده با وجود اینکه مادربزگم از قوم یهود است و او را از جان دوستتر دارم ولی باز هم نمی توانم چشم بر روی حقیقت ببندم حقیقتی که در آن ایرانی ها در اوج مظلومیت بقتل رسیده اند 🙁(
کدوم مورخی در کدوم کتاب تاریخی این واقعه رو روایت کرده ؟!
قربان می دانم که در مورد بنده چگونه فکر می کنید و از اینکه یک همچین فردی با این سطح سواد و اندیشه و درک و دوز توانایی و... بخواهد با شما بحث کند خب برایتان خیلی خنده دار است.
به همان اسپاگتی سوگند که دوست دارم در مقابلتان فقط و فقط سکوت کنم بهمان اسپاگتی سوگند اگر شما فقط و فقط بنده را به سخره بگیرید و تحقیر کنید هیچ جوابی نخواهید شنید ولی از اینکه رنج و غم و ظلم را انکار کنید از اینکه پاکان و صالحان را خونخوار نشان دهید خب چکنم دلم می لرزد و تاب نمی آورد.
به خدا سوگند اگر خورشید را در دستانم قرار دهید نمیگویم! خورشید را بیاورید! آاااااااه چرت گفتم میگویم !!!!
ببخشید در ویکی به زبان فرانسه به این قضیه اشاره شده است.
جناب sonixax بنده قصدم بحث و جدل نیست و اینکه پیروز میدان باشم نه بهمان اسپاگتیان نه. بنده کجا شما کجا . خودم هم بخوبی می دانم و معترف اما حق را باید با خود حق سنجید . درست است که کینه ی کسانی (اعراب ) و ادیانی (اسلام) را دارید ولی خب نباید اجازه دهید که این کینه مانع حقیقت جویی شود.
ویکی به تنهایی چیز معتبری نیست! اون زیر یک سری رفرنس داره اونهاست که به مطالبش اعتبار میبخشه! رفرنسهای اون زیر از کجاهاست ؟! عکس فیسبوک! و یک مقاله از هاآرتص که خودش باز از روی همان عکس نتیجه گیری کرده! برای همینه که من طلب منبع میکنم از شما و شما به این مساله هیچ وقت دقت نمیکنم! یک مقداری که اینجا حضور داشته باشید رفته رفته روال کار دستتان خواهد آمد.
وظیفه امور خارجه خیلی چیز هاست و کمک و امداد رسانی در سطحبین المللی هم شاملش میشه .
نه در شرایطی که مردم خود کشور مشکلات فراوانی دارند! وزارت امور خارجه افغانستان هیچ وظیفه ای مبنی بر کمک به غیر بر دوش ندارد! ایران هم شرایطش چندان از افغانستان و عراق و ... بهتر نیست! ظاهرش بزک بیشتری دارد فقط.
اروپا و آمریکا هموشن خون مستعمراتشون رو مکیدن تا خودشون به یه جایی رسیدن . بعد الان اروپا و آمریکا مشکل ندارن نه ؟ پس چرا همش نیروی نظامی دعوت میکنن برا پاره کردن نقاط دیگه ای غیر از اروپا و امریکا ؟ الان مشکلات ایتالیا و یونان و اسپانیا حله ؟ کارخانه های آمریکا یکی پس از دیگری سر از چین در میارن و مردمش طعم بیکاری رو دارن میچشن .
ایتالیا و اسپانیا و یونان با اینکه مشکلات اقتصادی دارند، هیچ بچه ای در کشورشان انگشتانش به خاطر اینکه دولتشان پول پل سازی را خرج فلسطین میکند برای عبور از رودخانه قطع نمیشود!!! فرق آنها با ما این است. همان یونانِ ورشکسته سطح رفاه اجتماعی اش از ایران خیلی خیلی بالاتر است.
مساله اینجاست که هرجا شری وجود داره پای یهودیان در وسط ماجراست . اون متن پوریوم رو هم که دیدید کاملا از دیدگاه یهودیان نوشته شده . دیدگاه های دیگه رو هم بخونید . بد نیست .
مثل این میمونه بگید عید نوروز همه بر پایه دیدگاه ایرانیان نوشته شده! برید دیدگاه بقیه رو هم بخونید!!!! اون هم در شرایطی که اصل داستان از نظر تاریخی زیر سواله! منبع موثق تری دارید ؟! (غیر از نوشتار یهودستیزانی که خودشان خواستار حذف همه یهودیان ساکن زمین هستند) بگذارید بخوانیم. کسرا هم هست پاسخ خواهد داد.
1) من مدافع دین یهود نیستم اما شما قرار بود سند این حرف رو بدید :
بله قربان کاملا مشخصه! فقط یک چیزی می دانید که بر طبق آیین یهودیت (میشنا) یهودیت از مادر منتقل می شود و از آنجایی که مادربزرگ مادریم یهودی است پس مادرم یهودی محسوب می شود و در نتیجه بنده هم الان یهودی به حساب می آیم!!!! قوانین عجیبی هستند نه؟یعنی الان من یک دختر یهودی هستم دارم عقاید دینم را به چالش می کشم ! سند ندادم؟ همین لینکی که دوباره براتون گذاشتم رفتید ببیند ؟؟ The History of Jewish Human Sacrifice
کجای تلمود این سخنی که گفتید اومده ... کاری به سایر احکام و موارد ندارم . دقیقا سند این حرفتون رو بدید !!
بنده لینک را خدمتتون دادم ولی خب شما قبول نمی کنید چون بنده کارم کپی پیست کردن است نه؟؟ هر طور راحتید قربان! من که کودکیم بین یهود ی ها گذشته و حتی کلاس های مذهبی اشان هم در کودکی رفته ام و تورات و تلمود را آنجا فرا گرفته ام. باشد حرفی نیست. من تلمود عبری را دارم ! چون متاسفانه تلمود انگلیسی به لطف دوستان صهیونیست بسیار تحریف شده است. این هم تصاویری از تلمود واقعی با ترجمه انگلیسی اش : (دیگر از این آدرس دقیقتر نمی توانم!)
نگارهای از daftarche.com — در دسترس نمیباشدنگارهای از daftarche.com — در دسترس نمیباشد این هم ترجمه ی واضح متن عبری: V. A JEW WHO KILLS A CHRISTIAN COMMITS NO SIN, BUT OFFERS AN ACCEPTABLE SACRIFICE TO GOD In Sepher Or Israel (177b) it says Take the life of the Kliphoth and kill them, and you will please God the same as one who offers incense to Him
قربان در همین سایت که لینکش را خدمتتان داده ام همه ی آنچه که نقل قول کرده ام آمده است: The History of Jewish Human Sacrifice در ضمن قربان از آنجا که برادران اسلامیست سواد انگلیسی ندارند پس مطمئن باشید توطئه ی اسلامیست ها بر ضد یهودیت نیست!! خدمتتان عرض کردم که ترجمه انگلیسی تلمود که در سایت ها بفور یافت می شود معتبر نیست . اصلا می دانید که یکی از قوانین اصلی که در مقدمه تلمود هم آورده شده است این است که غیر یهود نباید از مفاد تلمود آگاه شود و نباید به غیر یهود آن را آموزش داد. ولی بنده به همان علتی که در بالا عرض کردم این شانس را داشتم که تلمود واقعی را بخوانم!
من دقیقا سند اون بخش رو میخواستم !! هر چند خودم میدونم اتهامی بیش نیست :
این حرف شما کاملا مشخص می کند که شما از قبل حکم را صادر کرده اید! هر چه بگویم رد است!! این خیلی عجیب است که شما حرف کسی را که یک یهودی محسوب می شود قبول نمی کنید چرا ؟ چون مسلمان هستم! این تصویر را هم لطف کنید و ببینید:
In Abhodah Zarah (26b, Tosephoth) it says "Even the best of the Goim should be killed"
قوم یهود به مسیحیانی که بین یهودی ها زندگی می کردند Goim می گفتند.
گه این مورد درست باشه ، این فرد یه بیمار روانیه ... اما چیزی که هست از این دست ابراز تنفر ها به شکل تئوری و عملی در دین اسلام( متون اصلی و سیره عملی بزرگانش در صدر اسلام و بعد از اون ) ، بسیار بیشتر داشته و امروز هم در پیروان اسلام داریم !!
متاسفانه و بدون رو در بایستی باید بگم شما اصلا روحیه حقیقت جویی ندارید و صرفا مشغول کپی کردن مطالبی هستید که حتی از صحتشون هم خودتون مطمئن نیستید ... مسائلی مثل ماجرای بنی قریظه برای فردی مثل من دیگه خیلی پیش پا افتاده محسوب میشه ...
خب شما اول باید با سیره ابن اسحاق آشنایی پیدا کنید بعد مطلب کپی کنید :
قربان جسارتاً باید عرض کنم وقتی 10 سال داشتم سیره ی این اسحاق را خواندم و یادم می آید که جلدش هم سبز رنگ بود !
خب حالا ببینید مثلا دلایل افرادی که ایشون رو زیر سوال بردن چی بوده :
در نظر داشته باشید که منتقدین ایشون دلیل منطقی خاصی ذکر نکردن برای رد ایشون ، جز اینکه از یک نقل قول تاریخی ایشون خوششون نیومده ... به بخش بولد شده هم دقت کنید لطفا !!
یکی میگه یهودیه ، یکی میگه شیعه ...
قربان همه علمای شیعه بالکل ابن اسحاق را رد کرده اند! و آن را بی ارزش و غیر معتبر دانسته اند! اما دیدگاه علمای اهل تسنن :
ابن تیمیه در مورد اصل این کتاب می گوید : در خود کتاب سیره در بعضی از موضوعات و روایت ها غلط وجود دارد .
ابن تیمیه ، الجواب الصحیح ، ج3 ص 34 ، چاپ دار العاصمة ریاض ، چاپ اول 1414 هـ
تکمیل این اشکال توسط محمد بن جابر الوادی : محمد بن جابر الوادی متوفای 749 هـ در کتاب خویش در تکمیل اشکال ابن تیمیه در مورد سیره ابن اسحاق می گوید : این کتاب موجود نیست زیرا خود ابن اسحاق آن را گم کرده است !
البرنامج الوادی ، ص 219 ، محمد بن جابر الوادی ، تحقیق محمد محفوظ ، الناشر دار المغرب الاسلامی ، 1400هـ ، بیروت
و اضافه می کند که وی این کتاب را به دست کسی نداده و نقل این کتاب از خود وی به صورت شفاهی صورت گرفته است . (یعنی آنچه امروزه وجود دارد همان کتاب اصلی نیست . بلکه مطالبی است که شاگردان او از او شنیدند و به اسم وی منتشر کردند. )
اگر فرض بگیریم که این کتاب متعلق به او است بازهم این کتاب را نمی توان معتبر دانست . چرا ؟ چون اعتبار او نزد شیعه و سنی ثابت نیست . نزد شیعه که اصلاً بحثی ندارم . نزد اهل سنت هم بسیاری از علمای رجال الحدیث او را دروغگو و بی اعتبار دانسته اند .
إرواء الغلیل ج 7 ص 303 ، تألیف محمد ناصر الدین الألبانی ، ناشر : المکتب الإسلامی / بیروت چاپ دوم ، 1405 هـ / 1985 م
شمس الدین محمد بن أحمد الذهبی در کتاب خود به نقل از دارقطنی میگوید :بخشی از آنچه در سیره ی ابن اسحق وجود دارد بی اعتبار و دروغ است .
میزان الاعتدال فی نقد الرجال ج 6 ص 57 ، ناشر : دار الکتب العلمیة بیروت / 1995م در همان سند بالا برخی از استنادات را می اورد که بسیاری از علمای اهل ست او را دروغگو دانستند . اگرچه بخشی از اهل سنت هم به او اطمینان داشتند .
ابن حجر العسقلانی الشافعی او را اهل تدلیس ( تحریف روایت ) میخواند و برخی گفته اند معتبر بود .
ابن حجر العسقلانی الشافعی ؛ تقریب التهذیب ص 647 ، ناشر : دار الرشید سوریه ، 1406 هـ / 1986م
بدر الدین العینى میگوید : برخی او را راستگو میدانند و برخی او را منحریف و تدلیس گر ( تحریف کننده ی روایت ) و دروغگو میخوانند .
اول اینکه اگر بحثی در مورد نهج البلاغه دارید یه تاپیک دیگه باز کنید تا مطالب در هم نشن ... بعد هم نوشته های یک مورخ که خودش نوشته با مطالب منتسب به فردی ( حالا هر کس که میخواد باشه ) ، که اونم بعد از 4 قرن توسط فرد دیگه ای جمع آوری شده از نظر اعتبار تاریخی متفاوت هست ... تازه این چیزی هست که اسلامیست های شیعه وقتی در توجیه مطالبی مثل ذکر ناقص العقل بودن زنان در نهج البلاغه میمونن ، ازش استفاده میکنن !!
نه قربان بحد کافی دعوایم کرده اید و بنده را متهم کرده اید و مدام هم می گویید کپی پیست می کنم! آخر من مسلمانم باید دینم را خوب بشناسم یا نه و کتبش را بخوانم چطور ممکن است مطالبی را که اینجا نقل قول می کنم یا بقول شما کپی پیست نخوانده باشم و نفهمیده باشم ؟
این توهم توطئه توسط یهود هم داستانی داره ها ، حالا گیرم یهودی باشه ، مگه ایرادی داره ؟! لااقل دو خط در مورد ابن اسحاق از منابع مستقل میخوندین که چشم بسته مطالب یه مشت اسلامیست رو اینجا کپی نکنید !! از مطلب بولد شده بالا که بگذریم ، در تایید ابن اسحاق اینها رو ببینید :
قربان من چه کینه توزی با یهود و یهودیت دارم ؟ بنده که حتی از دیگاه یهود ، یهودی محسوب می شوم! چرا بخاطر مسلمان بودن باید اینقدر.......... ..🙁(( بنده دوخط که چه عرض کنم دو هزار خط راجع به ایشان خوانده ام که پدربزرگشان در زمان ابوبکر اسیر می شود و بعنوان برده فروخته می شود و بعد که اسلام می آورد آزاد می شود و سه پسر داشته که یکی از آنها اسحاق نام داشته که پدر همین نویسنده و مورخ گرامی است! در رد ابن اسحاق هم که بنده دلایل را گفتم!
همان طور که گفتم ، اولین سیره پیامبر اسلام رو همین ابن اسحاق نوشته ... اگه بخواید این سیره رو رد کنید ، بخش بزرگی از تاریخ صدر اسلام رو هم باید رد کنید چون منبع اصلی طبری و ابن هشام هم از ابن اسحاق بوده !! بعد هم آخر و عاقبت کپی پیست چشم بسته این میشه که اشتباه میکنید :
اتفاقا قربان مثلا همین تاریخ طبری هم معتبر نیست چون بخش هایی از آن را خوانده ام پر از تحریف است مثلا ایشان گفته است که امام حسین شهید نیست چون بر علیه خلیفه قیام کرد پس از دین خارج شد و... پس همین تاریخ طبری از دید شیعه چندان معتبر نیست. بررسی و نقد دیدگاه و روش طبری در تاریخ نسبت به اهل بیت (ع) حرف های میقات مهر
اما «تاریخ طبری» امروزه بنا بر نظر اکثر محققان، تنها از نظر زبان و نوع نگارش یا به عبارتی ادبیات آن، حایز اهمیت است و از منظر تاریخی چندان مورد وثوق نیست. بیشترین مطالب پیرامون اتفاقات صدر اسلام در این تاریخ درج شده است که بسیاری از تاریخنویسان از حدود یک قرن پس از وفات طبری در برخی از آنها تشکیک کردهاند. خود طبری نیز درباره بسیاری از روایتهای خود گفته است که درباره تشخیص میزان اعتماد به سند آنها باید به خدا پناه برد.
این رو که رد کردیم ... اتفاقا اکثر فقها ابن اسحاق فرد درستکار و نوشته هاش رو معتبر میدونستن !! چندتایی هم که بهش انتقاد داشتن ، هیچ سند و مدرکی نداشتن ...
خب آن بالا برایتان توضیح دادم که دیدم که علاوه بر همه ی فقهای شیعه ، بسیاری از فقهای اهل سنت او را دجال و دروغگو نامیده اند!!!
این واقع رخ داده ، حالا 700 نفر بوده یا کمتر ، گردن زنان دو نفر بودن یا بیست نفر ، در اصل ماجرا تفاوتی ایجاد نمیکنه ... اینها تلاش برای توجیه مطلبی هست که سال ها از افتخارات مسلمین بوده ، اما الان دیدن با ادعاهای حقوق بشریشون جور نیست !! سخنرانی خمینی رو که شنیدین در این مورد ...
نکشتن ابوسفیان و خانواده اش اتفاقا نشون میده محمد هم سیاست داشته ، هم عمل غیب نداشته که بعدا چه اتفاقاتی میوفته !!
در خصوص بحث کینه توزی اتفاقا موارد زیاده و جدا از یک سری ترور ها ، دقیقا بعد از جنگ بدر دستور قتل چند اسیر توسط محمد صادر میشه ( نضر بن حارث و عقبة بن ابی معیط ) !! مطلب کامل تر در این مورد :
این ها پیش فرض های مسلمانان هست و گرنه استناد به قرآن در بحث با ما ارزشی نداره ... تاریخ مسلم اسلام خلاف این رو نشون میده !!
Anarchy
شما می گویید تاریخ اسلام خلاف قرآن را نشان می دهد ! این یعنی قرآن کتاب خوبی است نه؟ نمی دانم چه بگویم قرآن رد است نهج البلاغه رد است ، امامان شیعه رد هستند ولی سیره ابن اسحاقی که مسلمان زاده هم نبوده دربست و چشم بسته قبول است!! اصلا هر که داستانی عجیبتر و خشنتر و وحشتناکتر در مورد بزرگان اسلام گفت باید دربست قبول کنیم چون حق را می گوید!!!!
جناب @Anarchy نمی دانم آیا اجازه آپلود کردن کتاب تلمود را به بنده می دهید تا بتوانم احکام عجیب و ضد انسانیش را بصورت های لایت کرده نشان دهم! بنده عبری تلمود را به طور کامل دارم . می دانم که شما ترجمه ی دوست یهودیتان را می پذیرید نه بنده را . کلا هر چه بنده عرض می کنم باید رد شود یا کپی پیست بدون خواندن محسوب شود. انگار بنده یک ربات هستم که keyword ها را در می یابد و بر اساس آنها عمل سرچ را انجام می دهد. دیگر نمی دانم باید چه بگویم!
کدوم مورخی در کدوم کتاب تاریخی این واقعه رو روایت کرده ؟!
هر چه جناب هرتزل بگویند درست نه!؟ جناب آنارشی این را دیگر از مادر بزرگم همانکه یهودی است کپی پیست کرده ام!!! حتما قبول است نه؟ یادم می آید وقتی کودک بودم مادربزرگم برایم داستان موسی و عصا و ید بیضا ...را تعریف می کرد! وقتی به داستان گوساله طلایی و پرستیدنش بجای خدا توسط بنی اسرائیل رسید گفت اینهایی که این بت را ساخته اند از بنی اسرائیل نبوده اند اینها افرادی بودند که با بنی اسرائیل از مصر خارج شده بودند و بت پرست بودند در حالیکه بنی اسرائیل اولین قومی است که همواره خدا پرست بوده است!!!!!
در حالیکه بر طبق همان قرآنی که شما قبولش ندارید تنها بنی اسرائیل با موسی از مصر خارج شد و بیگانه ای با انها همراه نشد. و این قوم بنی اسرائیل بودند که آن گوساله ی طلایی را بجای خدا پرستش کردند نه کس دیگر !!
حال ماجرای استر و مردخای را هم در روز روشن جور دیگر نشان دادن برایم عجیب نیست!!! اتفاقا رفتم و جواب دوست یهودیتان را دیدم این داستان تکراری را در کودکی بسیار شنیده ام . شما که مرا دعوا می کنید که اول تحقیق کن بعد کپی پیست کن از کجا می دانید که نکرده باشم شما که رفرنستان یک یهودی است معلوم است که بسیار تحقیق کرده اید:))) آخر دوست عزیز اگر هر چه ایشان بگوید دربست قبول کنم نشان دهنده ی محقق بودن است !!! قربان واقعا متاسفم مدام می گویید کپی پیست کرده ای ! باز بهتر از روش تحقیقی شما است که مرا یاد حمید و چای تبرک می اندازد !!:)) مدام می گویید کسرا و ایشان هم جواب می دهند!!:))) (شوخی کردم به دل نگیرید;)) بنده کتاب استر را خوانده ام اگر بخواهید آپلودش هم کنم ! خب قربان یک سوال ! آنموقع ایران کلن چقدر جمعیت داشت که خارجی ها و غیر ایرانی هایش تازه آنهایی که توسط یهود به قتل رسیدند بالغ بر 77000 یا به روایتی 600000 نفر باشد!!! کمی عجیب نیست؟؟ بعد یک سوال دیگر مگر آدمی ها نشانه ی ویژه ای داشتند که قوم یهود آنها را از غیر ایرانی ها بتواند تشخیص دهد!! یهودی ها با اجازه ای که از دست مبارک خشایارشا بمدد بانوی قهرمانشان استر گرفته بودند دست بقتل هر کسی که سر راهشان بود زدند! در همین لینکی که بابت سند بهتان دادم تا بگویم بسکتبالیست اسرائیلی به یک سنت دیرینه این قوم اشاره کرده است . به این موضوع هم اشاره کرده است:
The extreme to which the Jews will go was shown in Persia where the Jew Mordecai and the Jewess Esther had 75,800 Persians murdered. They hanged the Persian King Xerxes' minister Haman along with his ten sons. They celebrated this bloody victory and to this day still celebrate it during the Feast of Purim. (Book of Esther 9:6
این را برای بار دوم برایتان گذاشتم ! شما که اصلا مطالبم را نمی خوانید و فقط تکرار می کنید کپی پیست کردی کپی پیست کردی !!! باز بخودم که قبل از کپی پیست کردن آن را می خوانم !! بهتر از آن است که مدام یک چیز را هی تکرار کنم آن هم بدون هیچ اندیشه ای و هیچ دلیل معقولانه ای ! The History of Jewish Human Sacrifice خواهشا لینک بالا را که برای چندمین بار است می گذارم بخوانید . در ضمن سایت هایی هست که لینک دانلود حقایق تلمود (مطالبی که در تلمودهای انگلیسی موجود در سایت ها حذف شده است) را دارند . نمی دانم آیا اجازه دارم لینکش را بگذارم !! تا از زیر بار تهمت کپی پیست کردن راحت شوم!!!
ویکی به تنهایی چیز معتبری نیست! اون زیر یک سری رفرنس داره اونهاست که به مطالبش اعتبار میبخشه! رفرنسهای اون زیر از کجاهاست ؟! عکس فیسبوک! و یک مقاله از هاآرتص که خودش باز از روی همان عکس نتیجه گیری کرده! برای همینه که من طلب منبع میکنم از شما و شما به این مساله هیچ وقت دقت نمیکنم! یک مقداری که اینجا حضور داشته باشید رفته رفته روال کار دستتان خواهد آمد.
بخشید جسارتا باید عرض کنم جناب آنارشی که مدام مشغول تکرار کپی پیست کرده ای هستند هم نه تنها به این مسئله اذعان کرده اند بلکه حتی بر معذرت خواهی بسکتبالیست اسرائیلی هم اذعان داشته اند!!!
@Anarchy اینهم لینکهای دیگری که بر قوانین ضد انسانی تلمود دلالت می کنند: ~Talmud Unmasked~ What the Talumud Teaches About Christians. چون می دان که اصلا به آنها توجه نمی کنید برایتان "کپی پیست " می کنم: CHRISTIANS WORSE THAN THE TURKS Maimonides in Hilkoth Maakhaloth (ch. IX) says: "It is not permitted to drink the wine of a stranger who becomes a convert,(43) that is, one who accepts the seven precepts of Noah, but is permitted to gain some benefit from it. It is allowed to leave wine alone with him, but not to place it before him. The same is permitted in the case of all gentiles who are not idolaters, such as the Turks [Ismaelites]. A Jew, however, is not permitted to drink their wine, although he may use it to his own advantage. All the best known Rabbis agree on this. But since Christians are idolaters, it is not allowed even to use their wine to advantage." (43) There are two kinds of Jewish converts; some are called Gere Tsedekh, converts to justice, who embrace the Jewish religion and accept the whole law of Moses, not for external reasons only, but for the glory of God and for the sake of true religion; others are called Gere Toschabh, convert strangers, who are neither circumcized nor baptized, and who observe only certain laws, namely those given to the sons of Noah, which are: (1) Justice; (2) Praise of God; (3) Shunning idolatry; (4) about fornication; (5) the shedding of blood; (6) Rape; (7) not touching an animal's organ. Vide, Sanhed, 56a. In Abhodah Zarah (22a) it says: "A Jew must not associate himself with gentiles because they are given to the shedding of blood." Likewise in Iore Dea (153,2): اینم لینک یک کتاب هست : "An Israelite must not associate himself with the Akum [Christians] because they are given to the shedding of blood." Is There a God? - Trung Nguyen - Google Books می دانم بازهم می خواهید دعوا کنید و متهم کنید به کپی پیست کردن و اینکه بنده یک ماشین بی عقل کپی پیست هستم!!! راستش اینها برایم مهم نیست از این دلم می گیرد حتی در مورد دین یهود که پر رمز و رازترین آیین ها را دارد و اجازه نمی دهد که غیر خودی به آن دست یابد هم شما چنین با اطمینان سخن می رانید ولی بنده که حداقل یکی از نزدیکانم از این قوم هست هر چه می گویم دروغ است و کپی شده بدون تحقیق هست و... واقعا چرا؟ من همان تاپیکی که در مورد پوریم بود را دیدم هر چه جناب هرتزل می گفتندبدون هیچ شک و شبهه ای قبول می شد انگار وحی منزل بود!!! نمی دانم چه بگویم !!!
بخشید جسارتا باید عرض کنم جناب آنارشی که مدام مشغول تکرار کپی پیست کرده ای هستند هم نه تنها به این مسئله اذعان کرده اند بلکه حتی بر معذرت خواهی بسکتبالیست اسرائیلی هم اذعان داشته اند!!!
مگر هر چه آنارشی بگوید سند است ؟! من از شما طلب سند کردم! تائید آنارشی هم نه در جهت درستی حرف شما بلکه در جهت پیش بردن استدلالش است.
قربان حداقل وقتی دونفری مشغول شلاق زدنم هستید به حرفهای همدیگر هم توجه کنید :)))
بحث شما با آنارشی به من ربطی ندارد! من آنها را مطالعه میکنم ولی قرار نیست با آنها موافق باشم. من از شما یک سند معتبر خواستم - چیزی به غیر از خبرگزاری میگن و وبلاگ فلان فلسطینی و عکس از صفحه فیس بوک!!!
مگر هر چه آنارشی بگوید سند است ؟! من از شما طلب سند کردم! تائید آنارشی هم نه در جهت درستی حرف شما بلکه در جهت پیش بردن استدلالش است.
بحث شما با آنارشی به من ربطی ندارد! من آنها را مطالعه میکنم ولی قرار نیست با آنها موافق باشم. من از شما یک سند معتبر خواستم - چیزی به غیر از خبرگزاری میگن و وبلاگ فلان فلسطینی و عکس از صفحه فیس بوک!!!
@@Anarchy می خواستم برایتان لینک بگذارم یا بقول شما متنی را کپی پیست کنم اما پیش خود گفتم چه سود! چون مسلمانم حرفم را نمی پذیرید و باز توبیخ می کنید و متهم می کنید🙁 اما در مقابل گویا حرف یهودیان را کامل قبول می کنید ! خب بگذارید داستان استر را از زبان یک یهودی برایتان بگویم:
استر دختری بود بسیار بسیار زیبا که در عالم نظیر نداشت ! دختران پارس در برابر زیباییش هیچ بودند. او با 15 واسطه به یعقوب پیامبر می رسید . نام اصلی اش هدسه بوداما بخاطر مخفی کردن هویت یهودی اش و نیز بخاطر زیبایی بی همتایش او را استر نامیدند. هیچ کس در عالم تاب جمالش را نداشت و در عالم هیچ همتایی برایش یافت نمی شد. هیچ مردی در حد او نبود. بانویی که در جمال و کمال و اصل و نسب در دنیا بی همتا بود! خشایار شا دل به او باخته بود اما استر تنها بخاطر قومش با اکراه به همسری خشایارشا در آمد بشرط آنکه به او نزدیک نشود. خشایارشا هم این شرط را پذیرفت و به او گفت همین که هر روز از صبح تا شام به تماشای جمال تو بنشینم برایم کافی است!!!!! و او ملکه ی پارس شد در حالیکه قبلش هم ملکه ی زنان بود!!
قربان از این داستان چه برداشت می کنید ؟ دختران پارس در برابر زیباییش هیچ بودند! یعنی حتی خاک پایش هم نبودند!! با اکراه به همسری خشایارشا در آمد یعنی خشایارشا در حد او نبوده و بیچاره از این ازدواج تنها به دیدن روی استر مفتخر گردیده است!!!
من مسلمانم ولی پیش از آنکه مسلمان باشم یک ایرانی هستم! من یک ایرانی را چه خدا باور چه خدا ناباور هموطن خود می دانم نه یک مسلمان آمریکایی یا فلسطینی یا عراقی ! اما یک یهودی فقط و فقط یک یهودی را هموطن خود می داند حتی اگر برای دو کشور مختلف باشند و او را به تمام مردم کشورش ترجیح می دهد!