تضاد اسلام با حقوق بشر

برگ ۲ از ۳

Anarchy #۵۱
کوشا

بحث یا جدل ؟
جدل به اندازه کافی انجام شد و ادامه پیدا نکرد.

جهان بدون خدا پوچ محض است، خدا حاکم مطلق هستی است، هر نوع فکر، عقیده، حاکمبت و ... غیر مستند به خدا باطل محض است

اگر نقدی دارید لطفا ابتدا خودتان را ثابت کنید.

تا جایی که میبینیم شما مدعی هستید نه ما ... حالا بیشتر بحث من روی "تنها بر حق بودن شیعه" بود !!

شما فکر میکنید خوبی و بدی به این دلیل خوب و بد هستن که خدا گفته ؟

sonixax #۵۲
کوشا

جهان بدون خدا پوچ محض است، خدا حاکم مطلق هستی است، هر نوع فکر، عقیده، حاکمبت و ... غیر مستند به خدا باطل محض است

این شمایید که باید اینها رو اثبات کنید اخوی!

کوشا #۵۳
Anarchy

تا جایی که میبینیم شما مدعی هستید نه ما ... حالا بیشتر بحث من روی "تنها بر حق بودن شیعه" بود !!

شما فکر میکنید خوبی و بدی به این دلیل خوب و بد هستن که خدا گفته ؟

مدعی هستم و استدلال خود را نیز در یک نیم خط بیان کردم

فرض کنید استدلال مرا باطل کرده اید

(فرض محال محال نیست)

و

من اکنون لنگ در هوا و متحیر مانده ام که چه کنم و به کجا بروم میشه لطف کنید آدرس مقصد درست را بدهید؟

کوشا #۵۴
sonixax

این شمایید که باید اینها رو اثبات کنید اخوی!

در منطق بدیهیات نیاز به اثبات ندارند.

مدعی هستید جهان بدون خدا پوچ نیست بفرمایید این گوی و این میدان آن را اثبات کنید.

kourosh_iran #۵۵

جهان بدون خدا پوچه؟ دقیقا یعنی چی؟ تعریف رسمی/دقیق بفرمایید. بفرمایید که چرا و چقدر بده؟ مشکلش کجاست؟ مگه پوچی خیلی بده؟ حالا خیلی بد باشه، این ثابت نمیکنه که حتما خدایی وجود داره! تازه اون خدا و دین های عریض و طویل و متناقض با اون همه امر و نهی و دستور و مناسک و ظواهر و اعمال شاقه و باورهایی که باید بر خلاف واقعیات و تجربه و عقل به خودت تحمیل کنی، بنظر من از پوچی و ناامیدی هم بدتر و رنج آورتره! زمانی که ما چرندیات رو از روی ترس از پوچی و ناامیدی قبول نکنیم، حداقل خودمون چرند نیستیم و دو روز زندگی میتونیم عاقلانه و انسانی زندگی کنیم! منکه اینطور حداقل تا زمانیکه هستم و قدرت حداقلی دارم، دلم به همین خوشه و این زندگی رو برام قابل تحمل میکنه. بعدش هم که هیچ! گور بابای همه چیز. ادیان و خداشون و ابدیت و این حرفا همش به درک خب به درک، چرا باید بخاطر چیزهایی اینقدر چرند و متناقض که در کنترل ما نیستن خودمون رو آزار بدیم و نگران باشیم، چرا باید بهشون اهمیت بدیم؟ گور پدر هستی و ابدیت و اون خدای بی معنی و ادیان مسخره که این سیرک مسخره رو ساختن! چیزی که ازش سودی به ما نرسه برامون ارزشی هم نباید داشته باشه. واقعا هیچ چیزی در دنیا ارزش این همه غصه خوردن رو نداره. دو روز میخوایم زندگی کنیم بذار حداقل در حق خودمون عدالت و محبت رو روا بداریم! چیزی که در کنترل و توان ما نیست مسئولیت ما هم نیست. اگر هم که خدایی باشه، و خدای درسته و حسابی باشه، پس خودش بهرحال کار رو اداره و در نهایت درست میکنه بدون اینکه حرفهای ضد و نقیض و غیرمنطقی بزنه و انتظارات مسخره داشته باشه. اینکه بیایم و همه چیز رو بندازیم گردن انسان بیچاره و ازش انتظارهای بی پایه داشته باشیم واضحا چرندی بیش نیست!
بنظر من باورهای خیلی ها از پوچی هم بی ارزش تر و ناامیدکننده تر و تنفر انگیزه! صد رحمت به پوچی! حداقل پوچی دروغ نمیگه چرند نمیگه و حقیقت جعلی درست نمیکنه.

sonixax #۵۶
کوشا

در منطق بدیهیات نیاز به اثبات ندارند.

کی گفته ادعای شما بدیهیات است ؟! خودتان ؟!
خود گویی و خود خندی عجب مرد هنرمندی!!!!!!

کوشا

مدعی هستید جهان بدون خدا پوچ نیست بفرمایید این گوی و این میدان آن را اثبات کنید.

شما گویا متوجه نیستید که اصلن این شمایید که ابتدا باید ثابت کنید خدایی هست!!!

متوجه سفسطه خود هم نیستید گویا !!!

کوشا : من میگویم خدایی وجود دارد و همه چیز را افرید اسلام را هم فرستاده! بدون او هم همه چیز بی معنیست و زندگی پوچ است. اسمش هم هست الله!
بقیه : ثابت کن که اصلن خدایی وجود دارد! خلق همه چیز و اسلام و پوچی و ... پیشکش
کوشا : نه خیر شما ثابت کنید که نیست و من اشتباه میگویم!!!!!!!

اصلن متوجه نیستید که شما یک ادعایی کردید و باید پایورش کنید جانم!!!! بعد از بدیهیات منطق هم حرف میزنید ؟

کوشا #۵۷
sonixax

شما گویا متوجه نیستید که اصلن این شمایید که ابتدا باید ثابت کنید خدایی هست!!!

این شما هستید که متوجه نیستید که وقتی در نبود خدا هیچ خیر و نفعی نیست

وجود او نیاز به اثبات (حداقل اثبات قطعی) ندارد و اثباتهای موجود هر چند از نظر عده ای مثل شما قطعی به نظر نرسند کافی است.

sonixax #۵۸
کوشا

این شما هستید که متوجه نیستید که وقتی در نبود خدا هیچ خیر و نفعی نیست

اخوی! این هم باز ادعای شماست!!!! و این وظیفه شماست که این ادعا رو ثابت کنید نه ما! ما که وظیفه پوچ کردن ادعای شما رو نداریم! ولی شما وظیفه ی پایور کردن ادعای خودتون رو دارید! Understand ?!

کوشا

وجود او نیاز به اثبات (حداقل اثبات قطعی) ندارد و اثباتهای موجود هر چند از نظر عده ای مثل شما قطعی به نظر نرسند کافی است.

باز هم این ادعای شماست! بحث کردن مثل بازی پینگ پنگ دو طرفه است! شما بگویید نه خیر همینی که من میگم کافیست و تمام و فلان و بهمان و پشمدان! در حقیقت بحث نمیکنید دارید یک چیزی را یک طرفه مطرح میکنید پس از آن هم از پاسخگویی با نوشتاری این شکلی فرار میکنید.
دست کم روشن است که خودتان خوب میدانید پاسخی درخور ندارید و برای همین از پاسخگویی فرار میکنید.

kourosh_iran #۵۹

از سالها پیش من همیشه همینو دیدم که مذهبیون هرچقدر هم که خودشون رو عاقل و خردمند و دانشمند و باسواد نشون بدن، و هرچقدر هم که سعی کنن به این موارد و اصول منطق پایبند باشن، دست آخر چاره ای ندارن (اگر نخوان در این بحث شکست رو بپذیرن) که یاوه گویی کنن و دست به مغلطه و دروغ و فریب و امثالهم ببرن!
کوشا هم یه نمونه دیگش! مثل همیشه و مثل صدها و هزاران دیگر. یک مورد تکراری!
البته باید بگم در وجود کوشا بعضا تفاوت های مهم و بارقه هایی از امید دیدم بخاطر بعضی مواردی که میپذیره و حرفهایی میزنه که مذهبیون کلاسیک ازشون درنمیاد! بخاطر همین احتمالش هست که حالا زود و راحت نه، ولی چند سال دیگه اگر بقدر کافی آیکیو و سواد داشته باشه اونقدر پیشرفت کنه که دست کم ندانم گرا بشه یا حداقل دست از طرفداری و اعتقاد بی چون و چرا به ادیان و مذاهب عریض و طویل مسخره برداره و به یک نوع معنویت و عرفان معقول تر و جدای از ادیان و مذاهب با این همه مشکلات و یاوه گویی و تناقض هاشون بسنده کنه.

کوشا #۶۰
sonixax

اخوی! این هم باز ادعای شماست!!!! و این وظیفه شماست که این ادعا رو ثابت کنید نه ما! ما که وظیفه پوچ کردن ادعای شما رو نداریم! ولی شما وظیفه ی پایور کردن ادعای خودتون رو دارید! Understand ?!

باز هم این ادعای شماست! بحث کردن مثل بازی پینگ پنگ دو طرفه است! شما بگویید نه خیر همینی که من میگم کافیست و تمام و فلان و بهمان و پشمدان! در حقیقت بحث نمیکنید دارید یک چیزی را یک طرفه مطرح میکنید پس از آن هم از پاسخگویی با نوشتاری این شکلی فرار میکنید.
دست کم روشن است که خودتان خوب میدانید پاسخی درخور ندارید و برای همین از پاسخگویی فرار میکنید.

بله حق با شماست
برای کافر شدن باید عقل را بوسید و کناری نهاد، به همین دلیل است که این جماعت هیچگاه وظیفه اثبات هیچ ادعایی را ندارند، داشتن ادعا فرع بر وجود عقل است؛ انسان، حیوانی از میان حیوانات جنگل !
همین و دیگر هیچ

m@hdi #۶۱
کوشا

بله حق با شماست
برای کافر شدن باید عقل را بوسید و کناری نهاد، به همین دلیل است که این جماعت هیچگاه وظیفه اثبات هیچ ادعایی را ندارند، داشتن ادعا فرع بر وجود عقل است؛ انسان، حیوانی از میان حیوانات جنگل !
همین و دیگر هیچ

آقا چرا عصبانی میشی؟! وقتی که کسی میگوید خدا نیست ادعایی نکرده هر چیزی که دلیلی بر وجودش نباشه وجود نداره پس فرقی بین خدا و گوراگورا نیست اما اینکه شما میگویید این اشتباه است و خدا وجود دارد این یک ادعاست و همانطور که برای قبول داشتن وجود گوراگورا باید دلیل آورد برای اثبات وجود خدا هم باید دلیل آورد. به همین سادگی!

کوشا #۶۲
m@hdi

آقا چرا عصبانی میشی؟! وقتی که کسی میگوید خدا نیست ادعایی نکرده هر چیزی که دلیلی بر وجودش نباشه وجود نداره پس فرقی بین خدا و گوراگورا نیست اما اینکه شما میگویید این اشتباه است و خدا وجود دارد این یک ادعاست و همانطور که برای قبول داشتن وجود گوراگورا باید دلیل آورد برای اثبات وجود خدا هم باید دلیل آورد. به همین سادگی!

بحث در اثبات وجود یا عدم وجود خدا نیست
ناباوران مدعی اند برای معنا بخشی به هستی موجود، خصوصا وجود انسان، نیازی به وجود خدا نیست،
اما راهی برای اثبات ادعایشان ندارند.

m@hdi #۶۳
کوشا

بحث در اثبات وجود یا عدم وجود خدا نیست
ناباوران مدعی اند برای معنا بخشی به هستی موجود، خصوصا وجود انسان، نیازی به وجود خدا نیست،
اما راهی برای اثبات ادعایشان ندارند.

نیچه یک حرفی زده بود که الان منبعش رو ندارم اما حدودا اینه که بیخدا شدن رو عیب نمیدونست بلکه میگفت باید مواظب بود به پوچی نرسی.

نظر باقی دوستان را نمیدانم اما نظر من این است که

بدون وجود خدا و با در نظر گرفتن اینکه بعد از مرگ به نیستی میروی زندگی خیلی تلخ میشود اما این تلخی دلیلی بر غلط بودن این دیدگاه نیست. شما وقتی حقیقت تلخه قبولش نمیکنی چون که تلخه؟ شما اگر بیهوش شده باشی نیستی را تجربه کردی چون بیهوشی خواب نیست بلکه مرگ مصنوعی است اگر خواب بود با وارد شدن اولین خراش به بدن از خواب بیدار میشدی چون هیچ خوابی انقدر سنگین نیست که بعد از زخم خوردن بیدار نشی!

من که بیهوشی رو 12 بار تجربه کردم (به علت شوک ect) به 2 نتیجه همزمان نسبت به مرگ دست پیدا کردم! یکی اینکه نیستی نه خوبه نه بد چون هیچ حسی نداری که خوب یا بد بودن رو درک کنی (به قول یک فیلسوف یونانی که الان اسمش یادم نیست که تقریبا میگفت نسبت به مرگ نه حس خوبی دارم نه بد چون با مرگ دیگر هیچ حسی وجود نداره) و دوم اینکه از مرگ بدم اومد چون بعد از بیدار شدن از بیهوشی علاقه داشتم که زندگی کنم و این حرف رو کسی داره میزنه که افکار خودکشی داشته و بهمین دلیل بود که دکتر به من گفت اگر بعد از ect وضعیتت فرق نکرد من دستم رو از مچ قطع میکنم چون نیستی با اینکه شامل هیچ حسی نمیشه ولی برای کسی که هستی رو درک کرده باشه نیستی یک واقعیت تلخه و ازش همیشه گریزان هست.

دقیقا یادم نیست که در کتاب تاریخ فلسفه بود یا لذات فلسفه اما ویل دورانت که نویسنده این دو کتاب بود در جایی گفته بود بسیاری از فیلسوفان خداناباور در پیری از نظرشان برمیگردند و چند مثال هم زده بود البته علتش را نگفته بود اما

حقیقت اینه که ترس از مرگ در دوران پیری انقدر آزاردهنده هست که هیچ خداناباوری نمیتونه انکارش کنه.

sonixax #۶۴
کوشا

بله حق با شماست
برای کافر شدن باید عقل را بوسید و کناری نهاد، به همین دلیل است که این جماعت هیچگاه وظیفه اثبات هیچ ادعایی را ندارند، داشتن ادعا فرع بر وجود عقل است؛ انسان، حیوانی از میان حیوانات جنگل !
همین و دیگر هیچ

بوسیدن و کنار گذاشتن عقل یعنی اینکه یک بابایی 1400 سال پیش اومده گفته من رفتم توی غار با نماینده خدا حرف زدم! بعد یک عده 1400 سال حرف اون یارو رو باور میکنند.
گویا شما در تعریف عقل و چگونگی بوسیدن و کنار گذاشتنش هم دچار کج فهمی و کم دانشی هستید.
بار اثبات ادعا همیشه بر دوش مدعیست! پس وقتی شما از بدیهیات و منطق و ... حرف میزنید و حتا با الفبای آنها آشنایی ندارید اینچنین سنگ روی یخ میشوید و برای فرار از پاسخگویی دست به حمله و فرافکنی میزنید.
پس به جای فرار کردن و پاسخهای یک خطی و بی سر و ته دادن یا پاسخگو باشید یا بگویید نمیدانم و دانشم در حد پاسخگویی به مسایل مطرح شده نیست خودتان و ما را راحت کنید.

کوشا

بحث در اثبات وجود یا عدم وجود خدا نیست
ناباوران مدعی اند برای معنا بخشی به هستی موجود، خصوصا وجود انسان، نیازی به وجود خدا نیست،
اما راهی برای اثبات ادعایشان ندارند.

نه عزیزم! باز هم راه رو اشتباهی رفتی.
این هم ادعای شماست! یعنی برای معنا بخشی به هستی موجود خصوصا انسان نیاز به وجود خدا هست!!!! و

ما فقط میگیم نه خیر نیست.

پس باز شما یک ادعایی کردی که زیر بار اثباتش مانده اید.
سوای اینکه ادعای دوم شما یعنی معنا بخشی به هستی زیر سایه خدا نیازمند پایور شدن ادعای نخست شما یعنی وجود خدا هستش.

یعنی در صورتی که ادعای نخست پایور نشود ادعای دوم اصلن نمیتواند مطرح شود!!!

کوشا #۶۵
sonixax

ما فقط میگیم نه خیر نیست.

m@hdi

حقیقت اینه که ترس از مرگ در دوران پیری انقدر آزاردهنده هست که هیچ خداناباوری نمیتونه انکارش کنه.

بالاخره هست یا نیست؟

kourosh_iran #۶۶
کوشا

ناباوران مدعی اند برای معنا بخشی به هستی موجود، خصوصا وجود انسان، نیازی به وجود خدا نیست

جان؟! معنا؟!
میشه معنا رو دقیقا تعریف کنید؟
بعد گیریم که چی حالا! معنا مگه حتما باید باشه؟ ببخشید، ولی کدوم خری این حرف رو زده که یه معنا برای هستی بدون خدا سراغ داریم؟ منکه نبودم!
بنظر من معنا لزوما نیست. و به معنا لزوما نیازی هم نیست. البته خب بودنش از نبودنش خیلی بهتره، ولی وقتی نیست نیست دیگه! خودمون رو بکشیم یا کورکورانه باور کنیم که هست که چی بشه؟
ما بهرحال وجود داریم هستیم و رنج و لذت رو در می یابیم. نیازی به اثبات نداره. نیازی به معنا هم نداره. از اونور مجبور هستیم وجود داشته باشیم. خب پس سعی میکنیم بیشترین لذت و کمترین رنج رو ببریم. زندگی ما هم کاملا بی معناست و آخرش هم هیچی به هیچی، ولی وقتی تو رو شکنجه کنن بهرحال درد میکشی و میخوای ازش فرار کنی. نه؟ پس درد و رنج به معنا داشتن یا نداشتن ربطی نداره.
البته دروغ نگم شاید این حرفا زیادم درست نباشه. من خودم زیاد مطمئن نیستم. شاید آدمی که واقعا بی معنایی مطلق رو باور کنه دیگه حتی احساساتش هم از بین برن یا تضعیف بشن. من توی یه کتابی میخوندم که طرف نشسته بوده وسط اتاقی که آتش گرفته بوده و پا نمیشده عین خیالش هم نبوده چون یجورایی بی هدف و بی انگیزه بوده و شاید بقول شما به بی معنایی و پوچی رسیده بوده! ولی جالب اینکه من خودم شخصا این حالت رو به اون بامعنایی پر از درد و رنج و ترس ترجیح میدم!! معنا وقتی بیخود بود و جز رنج و بدبختی و ترس ارمغان نداشت، همون نباشه بهتره کوفت بخوره توی سرش!
حتما میگی آدم به بی معنایی برسه براحتی خودکشی میکنه. خب شاید اینطور باشه! به گمانم! من خودم در این مسیر گاهی به فکر خودکشی بعنوان یک راه حل نهایی و قطعی حل مسئلهء وجود و رنج و ترس و بدبختی افتادم، اما باید اعتراف کنم بخاطر یک ذره باور و احتمالی هم که شده در باب خدا و اصول بنیادین معنویت و مشترکات و واضحات که قبلا اشاره کردم دادم، ترسیدم از اینکه خودکشی بکنم و عاقلانه دیدم که فکرش رو از سرم بیرون کنم (در این باب احتیاط رو عاقلانه دیدم). چون در تقریبا تمامی ادیان و مکاتب این هست که خودکشی رو جزو بزرگترین گناهان و نابخشودنی دونستن و میگن که آدم با خودکشی راحت نمیشه بلکه رنج بیشتری رو هم متحمل میشه. بنابراین من این گزینه رو از روی میز برداشتم 😂
الان با روشهای دیگر منجمله قوی تر کردن خودم زندگی رو نسبتا قابل تحمل کردم و حتی بعضی وقتا جای خوشحالی و حس پیشرفت داره برام. حالا بذاریم عمر خودش تموم میشه بالاخره خلاص میشیم دیگه.
بهرحال میبینی که نیازی به اون همه باورهای کور و ادیان عریض و طویل نیست و یک ذره عقل و معنویت پایه و مختصر هم میتونه آدم رو از خودکشی و بی هدفی و بی معنایی و بی انگیزگی کامل حفظ کنه. تازه منکه خیلی هم آدم فعالی هستم و وقتم رو به بطالت نمیگذرونم. البته اگر پرداختن به ورزش و علم و بطور کلی قدرتهای اصیل و درونی رو بطالت ندونی و نگی که بدون دین و مذهب و نماز و اعتقادات کلاسیک گسترده هیچی ارزشی نداره! من بنظر خودم معنویت خالص و مطمئنی دارم. خیلی بهتر از باور دربست این همه اراجیف صدمن یک غاز توده ایه! اعتقاد من یه چیز قابل درک و صادقانه و بدون تناقضیه و نیازی ندارم با خودم و دیگران سرش زیاد کلنجار برم و خودم رو یا دیگران رو گول بزنم و تلقینی چیزی بکنم و این حرفا. یه چیز عقلانی و روشن و منطقیه و با تجربه و وجدان من سازگاری داره. براحتی با بقیهء واقعیات و علم و عقل و تجربه جمع شدنیه.

kourosh_iran #۶۷

حالا مثلا ادیان چی آوردن؟ معنا؟ آهان منظورت ابدیت و لطف خدا و بهشت و این حرفاس؟
این ظاهر و سردره فقط. بقیش چی پس؟ اینکه اعمال شاقه و هفت خوان رستم و هزار جور جای تردید و سقوط گذاشتن و گفتن اگر انجام ندید و شکست بخورید اون دنیا کونتون رو (بعضا تا ابد) پاره میکنیم هم شد معنا؟
بنظر من این بیشتر معنای منفی میاد تا معنای مثبت و خواستنی! بنابراین نبودش بهتر از بودنشه!!
مثل اینکه بگن تاس میندازیم اگر عدد 5 اومد برای ابد میری بهشت حال میکنی ولی اگر هر عدد دیگه ای اومد برای ابد میری جهنم کونت پارس!! پس شانس رفتن به جهنم خیلی بیشتره! این چه لطف و چه معنای مثبتیه مثلا؟

sonixax #۶۸
کوشا

بالاخره هست یا نیست؟

نه خیر نیست!
جناب مهدی مسئول حرفهای خودشون هستند!!!
این رو هم باید به شما حالی کرد ؟!

Anarchy #۶۹
کوشا

فرض محال محال نیست

جناب منطق دان !!

اتفاقا فرض محال ، کاملا محال است ....

کوشا

من اکنون لنگ در هوا و متحیر مانده ام که چه کنم و به کجا بروم میشه لطف کنید آدرس مقصد درست را بدهید؟

جناب احمدی نژاد ...

سوال رو با سوال جواب نمیدن !! ادعای خودتونو باید اثبات کنید ... گیرم هیچ جایی هم نتونید برید ، مگه نداشتن جا میشه مساوی با اثبات یا لزوم وجود خدا ؟

شما در ابتدایی ترین مسائل هنوز مشکل دارید !!

کوشا

در منطق بدیهیات نیاز به اثبات ندارند.

اصلا شما میدونید بدیهیات شامل چه مواردی میشه ؟

کوشا

مدعی هستید جهان بدون خدا پوچ نیست بفرمایید این گوی و این میدان آن را اثبات کنید.

استاد ... اول اینکه شما مدعی هستید و بار اثبات به دوش مدعی هست . دوم هم به فرض اینکه ما نتونیم ثابت کنیم ، دنیا بدون خدا پوچ نیست ، وجود خدا اثبات نمیشه ... اثبات خدا و مطالب مرتبط با اون ( نظیر پوچ نبودن جهان ) ، خودش اثبات جداگانه ای میخواد

!!

کوشا

در نبود خدا هیچ خیر و نفعی نیست

ادعای بدون اثبات دیگه ... سوال رو جواب ندادین !! خوبی و بدی به این دلیل خوب و بد هستن که خدا گفته یا خواسته ؟

کوشا

اثباتهای موجود هر چند از نظر عده ای مثل شما قطعی به نظر نرسند کافی است

کدام اثبات های موجود ؟

کوشا

باید عقل را بوسید و کناری نهاد

فعلا که شما بوسیدین گذاشتین کنار ... چون بدون اثبات چیزی رو پذیرفتین !!

کوشا

بحث در اثبات وجود یا عدم وجود خدا نیست
ناباوران مدعی اند برای معنا بخشی به هستی موجود، خصوصا وجود انسان، نیازی به وجود خدا نیست،
اما راهی برای اثبات ادعایشان ندارند.

این سفسطه حرف در دهان گذاشتن هست ... این چیزی که به ما نسبت میدین یه مقدمه ای داره که شما مدعی اون هستین ، یعنی وجود خدا !! وجودش رو هم که اثبات نکردین ... پس اصولا سوال دوم و مطرح کردنش بی معنیه ... حالا گیرم ما هر ادعایی داشته باشیم ، اصلا مهم نیست !!

---------------------------

ولی در این زمینه من میتونم این رو بگم که پس فکر میکنید جوامعی که الان خدا در اونها معنایی نداره و مردمش آتئیست هستن ، چرا و چطور دارن زندگی میکنن ؟

و جواب بدین اگر خدا معنای زندگی رو میده ، خودکشی انسان های خداباور به چه دلیلی هست ؟

m@hdi #۷۰
کوشا

بالاخره هست یا نیست؟

جناب کوشا بنده ترس از مرگ و رسیدن به پوچ گرایی را برای یک بیخدا ممکن میدانم نه حتمی! بنده خودم وقتی که فهمیدم ادیان ایراد دارند با توجه به اینکه منبعم برای اثبات وجود خدا ادیان بودند تا حد زیادی مطمئن شدم که خدایی نیست ولی زندگی خوبی داشتم تا اینکه اتفاقاتی برایم در زندگی رخ داد که چون شخصی هست نمیتونم توضیح بدم و همین اتفاقات باعث شد من به پوچ گرایی برسم و ترس از مرگ تبدیل شد به یک خواسته درون من که بخوام خودکشی کنم که ببینم بعد از مرگ چه خبره!

الان بسیاری از مردم جهان مخصوصا در چین بیخدا هستند اما نکته ای که برای من خیلی جالب بود و جوابی برای شماست که مدعی هستید پوچ گرایی نتیجه مستقیم بیخدایی هست این است که در چین بیماری های روانی از اروپایی که مردمش اکثرا مسیحی هستند هم کمتر است!:

File:Neuropsychiatric conditions world map - DALY - WHO2004.svg - Wikipedia, the free encyclopedia

پس پوچ گرایی برای برخی افراد نتیجه بیخدایی هست و من هم اگر به سخنانم دقت میکردید این را گفتم:

m@hdi

نظر باقی دوستان را نمیدانم اما نظر من این است که ....

کوشا #۷۱
sonixax

نه خیر نیست!

جهان بدون خدا پوچ نیست = جهان بدون خدا معنا دار است

این ادعاست

ادعای خود را ثابت کنید.

کوشا #۷۲
Anarchy

جناب احمدی نژاد ...

سوال رو با سوال جواب نمیدن !! ادعای خودتونو باید اثبات کنید ... گیرم هیچ جایی هم نتونید برید ، مگه نداشتن جا میشه مساوی با اثبات یا لزوم وجود خدا ؟

سوال نیست جناب پرفسور !
من قبول کردم که توانایی اثبات ادعای خودم رو ندارم، حالا از شما که ادعا فهم و کمالات و همه چیزدان بودن می کنید می خواهم من کور نفهم و نادان را راهنمایی کنید که چرا باید زندگی کنم، زندگی کردن چه سود و نفعی جز رنج و آب شدن ذره ذره و در انتها نابودن شدن داره؟

Anarchy

اصلا شما میدونید بدیهیات شامل چه مواردی میشه ؟

نه شما بفرمایید

!

Anarchy

استاد ... اول اینکه شما مدعی هستید و بار اثبات به دوش مدعی هست . دوم هم به فرض اینکه ما نتونیم ثابت کنیم ، دنیا بدون خدا پوچ نیست ، وجود خدا اثبات نمیشه ... اثبات خدا و مطالب مرتبط با اون ( نظیر پوچ نبودن جهان ) ، خودش اثبات جداگانه ای میخواد !!

اگر نتونید ثابت کنید یا باید وجود خدا را قبول کنید و یا جایگزین ارائه نمایید.

Anarchy

ادعای بدون اثبات دیگه ... سوال رو جواب ندادین !! خوبی و بدی به این دلیل خوب و بد هستن که خدا گفته یا خواسته ؟

انسان با عقل اعطایی از طرف خدا توانایی فهم خوبی و بدی را دارد اما ضمانت اجرایی این خوبی و بدی بدون خدا ضعیف و در تنگناها اصلا ضمانتی ندارد.

Anarchy

کدام اثبات های موجود ؟

برهانهای اثبات وجود خدا

Anarchy

ولی در این زمینه من میتونم این رو بگم که پس فکر میکنید جوامعی که الان خدا در اونها معنایی نداره و مردمش آتئیست هستن ، چرا و چطور دارن زندگی میکنن ؟

همانطور که گله های حیوانات اهلی و وحشی در طبیعت زندگی می کنند.

m@hdi #۷۳
کوشا

همانطور که گله های حیوانات اهلی و وحشی در طبیعت زندگی می کنند.

یعنی کشوری مثل چین که به احتمال قوی تا آخر این سال میلادی جایگاه بالاترین تولید ناخالص ملی در جهان را از آمریکا پس از 140 سال میگیره و 1.4 میلیارد جمعیت داره یک مثال نیست؟! شما مسلمین روی 2 چیز برای بیخدایی خیلی تاکید میکنید و چین مشتی هست بر دهان شما چرا که کشوری هست با اکثریت جمعیت بیخدا که هر 2 چیزی که شما روش تاکید میکنید رو نداره.

اول اینکه نه مردمش به پوچی رسیدن و همانطور که در لینک صفحه قبل دادم از اروپایی که مسیحی هستند هم مشکلات روانی در چین کمتره در حالی که سطح زندگیشون هم از اروپایی ها خیلی پایینتره و دوم اینکه در چین قانون جنگل حاکم نیست و مردم کاملا مسالمت آمیز در کنار یکدیگر زندگی میکنند برعکس شما مسلمین که تا کسی از نظر عقاید زاویه ای باهاش پیدا میکنید رو میاورید به فحش و توهین و تحقیر چیزی که من در سایت askdin.com که 2 سال در آن فعالیت کردم بخوبی دیدم و اگر هم زورشون برسه از گرفتن جان طرف مقابلشان هم دریغ نمیکنند فقط بعضیاشون روشون نمیشه که این حرف رو بزنن بعضی ها هم مثل امام همامتان که وقتی کسروی در نقد شیعه کتاب نوشت از "مسلمانان با غیرت" خواست "این مرتد جاهل مفسدالارض" را بکشند و مسلمین هم او را سلاخی کردند! حالا هم که داعش به جان خودتان افتاده!

sonixax #۷۴
کوشا

جهان بدون خدا پوچ نیست = جهان بدون خدا معنا دار است

این ادعاست

ادعای خود را ثابت کنید.

زپلشک!
جهان بدون خدا پوچ نیست = جهان بدون خدا پوچ نیست!
به عبارت ساده تر چیزی که پوچ نباشد حتمن نباید معنا دار باشد اخوی! گُل یا پوچ که بازی نمیکنیم.
جهان میتواند پوچ نباشد در عین حال معنا دار هم نباشد!!! یعنی اصولن هیچ لزومی برای معنادار بودن یا پوچ بودن جهان وجود ندارد و این هم باز ادعای شماست که جهان حتمن یا باید معنا داشته باشد یا نداشته باشد!!!! و برای وجود جهان حتمن دلیل و هدف تراشیده اید!!!
در ضمن این شمایید که میفرمایید جهان بدون خدا پوچ است = ادعا!!! ما هم گفتیم ثابت کنید این ادعا را که زیرش مانده اید.
بابا تو رو سر جدتان دو تا کتاب بخوانید!!!

کوشا #۷۵
sonixax

زپلشک!
جهان بدون خدا پوچ نیست = جهان بدون خدا پوچ نیست!
به عبارت ساده تر چیزی که پوچ نباشد حتمن نباید معنا دار باشد اخوی! گُل یا پوچ که بازی نمیکنیم.
جهان میتواند پوچ نباشد در عین حال معنا دار هم نباشد!!! یعنی اصولن هیچ لزومی برای معنادار بودن یا پوچ بودن جهان وجود ندارد و این هم باز ادعای شماست که جهان حتمن یا باید معنا داشته باشد یا نداشته باشد!!!! و برای وجود جهان حتمن دلیل و هدف تراشیده اید!!!
در ضمن این شمایید که میفرمایید جهان بدون خدا پوچ است = ادعا!!! ما هم گفتیم ثابت کنید این ادعا را که زیرش مانده اید.
بابا تو رو سر جدتان دو تا کتاب بخوانید!!!

با وجود اساتید عقل کلی چون شما که بدون هیچ زحمتی می توانید حکم به شیرین بودن شیره و ترش بودن سرکه کنید چه نیازی به کتاب خواندن امثال من است

!

شما هستید از شما می پرسیم و شما هم که در اوج مقام انسانیت و ادب و کمالات والا هستید هرگز جواب رد به ما نخواهید داد و روشنمان خواهید کرد.

جناب استاد

نظر ما این است که چون بدون خدا مرگ مساوی با عدم و نیستی است، جهانی که انتهای آن برای ما جز مرگ و نیستی حاصل دیگری ندارد برای ما بی معناست یعنی پوچ است، مرحمت نموده اشتباه ما را در عقیده فوق روشن نموده و توضیح دهید.

Anarchy #۷۶
کوشا

سوال نیست جناب پرفسور !
من قبول کردم که توانایی اثبات ادعای خودم رو ندارم، حالا از شما که ادعا فهم و کمالات و همه چیزدان بودن می کنید می خواهم من کور نفهم و نادان را راهنمایی کنید که چرا باید زندگی کنم، زندگی کردن چه سود و نفعی جز رنج و آب شدن ذره ذره و در انتها نابودن شدن داره؟

اول متشکر از اعتراف صادقانه ، دوم شما می تونید زندگی نکنید هر زمان که خواستید ، سوم سود و نفع و هدف رو چی و بر چه اساسی تعریف میکنید ...

کوشا

نه شما بفرمایید !

حداقل نگو وجود خدا بدیهی هست که نیاز به این لودگی ها نداشته باشی ...

کوشا

اگر نتونید ثابت کنید یا باید وجود خدا را قبول کنید و یا جایگزین ارائه نمایید.

همین جمله شما هم یه ادعا هست که باید ثابت کنید ... یعنی این تقسیم بندی و این دو گزینه ای که دادید بر چه اساسی هست ؟

جدا از این ، یه بار دیگه هم همین سوال رو پرسیدین و لینکی دادم که زیر سبیلی رد کردین :

جایگزین شما برای اسلام چیست؟ | زندیق

کوشا

انسان با عقل اعطایی از طرف خدا توانایی فهم خوبی و بدی را دارد اما ضمانت اجرایی این خوبی و بدی بدون خدا ضعیف و در تنگناها اصلا ضمانتی ندارد.

استاد سوال من چیز دیگه ای بود ... دقت کنید : خوبی و بدی به این دلیل خوب و بد هستن که خدا گفته یا خواسته ؟ یعنی مثلا خدا اگر بخواد میتونه خوب رو تبدیل بکنه به بد ؟

.................

ضمنا مثال نقض هم برای حالتی داریم که فرد بی خدا ، میتونه اخلاقی عمل کنه و یه مورد هم ارائه بدیم ادعای شما زیر سوال میره ... مثال نقض دیگه که فرد با خدا ، میتونه اخلاقی عمل نکنه و یه مورد مثال نقض هم کافیه ... پس کل ادعای شما پوچ میشه !!

کوشا

برهانهای اثبات وجود خدا

اگر بنا به لینک دادن هست ، اینم جواب شما :

رد براهین اثبات وجود خدا | زندیق

کوشا

همانطور که گله های حیوانات اهلی و وحشی در طبیعت زندگی می کنند.

این چیزی که شما میگین اتفاقا بیشتر تو کشورهای اسلامی نظیر مملکت خودمون ، عراق ، افغانستان ، عراق ، سوریه ، عربستان سعودی ، سومالی و سایر بلاد اسلامی دیده میشه ...البته گاهی رفتارهایی که برادران مسلمان شما ازشون سر میزنه ، از حیوانان اعم از وحشی و اهلی هم سر نمیزنه ...

حالا شما پات رو از سر کوچکتون اون ور گذاشتی ببینی مردم همون ممالک غربی ، خیلی خیلی اخلاقی تر از شما و امثال شمای مدعی عمل میکنن ؟؟

Anarchy #۷۷
کوشا

نظر ما این است که چون بدون خدا مرگ مساوی با عدم و نیستی است، جهانی که انتهای آن برای ما جز مرگ و نیستی حاصل دیگری ندارد برای ما بی معناست یعنی پوچ است، مرحمت نموده اشتباه ما را در عقیده فوق روشن نموده و توضیح دهید.

جدا از همه مسائل ،به نظر شما برای هر نیاز یا احساس انسان ، باید حتما جواب یا راه حلی در عالم واقع وجود داشته باشه ؟؟ باز هم این یه ادعا از طرف شماست و باید ثابتش کنی برادر

...

sonixax #۷۸
کوشا

با وجود اساتید عقل کلی چون شما که بدون هیچ زحمتی می توانید حکم به شیرین بودن شیره و ترش بودن سرکه کنید چه نیازی به کتاب خواندن امثال من است !

که دوزار سواد کسب کنید اول فکر کنید و بعد دهان را باز کنید جانم!

کوشا

شما هستید از شما می پرسیم و شما هم که در اوج مقام انسانیت و ادب و کمالات والا هستید هرگز جواب رد به ما نخواهید داد و روشنمان خواهید کرد.

شما سالهاست که دارید این کار رو میکنید! هر جا گیر میکنید یا میرید از آخوند میپرسید یا میگید توی قرآن نوشته یا حکمت الهی بوده! یعنی در دانش و خرد رو به کل تخته کردید جانم.

کوشا

نظر ما این است که چون بدون خدا مرگ مساوی با عدم و نیستی است، جهانی که انتهای آن برای ما جز مرگ و نیستی حاصل دیگری ندارد برای ما بی معناست یعنی پوچ است، مرحمت نموده اشتباه ما را در عقیده فوق روشن نموده و توضیح دهید.

برای ما را اکنون اضافه کردید جانا!!
پیشتر مدعی بودید که به کل پوچ است! اگر برای خود شما پوچ است بحثی دیگر است. اگر مدعی هستید به کل پوچ است! که پیشتر همین ادعا را داشتید و اکنون زده اید زیرش باید بگوییم که ر بده که

....

کوشا #۷۹
Anarchy

جدا از همه مسائل ،به نظر شما برای هر نیاز یا احساس انسان ، باید حتما جواب یا راه حلی در عالم واقع وجود داشته باشه ؟؟ باز هم این یه ادعا از طرف شماست و باید ثابتش کنی برادر ...

من که می دانستم اما همین مقدار که خودتان نیز فهمیدید که حیوانی همانند سایر حیوانات جنگل هستید و توانایی بیان دو کلمه حرف حساب را ندارید نتیجه بزرگی از این بحث حاصل شده است.

کوشا #۸۰
sonixax

برای ما را اکنون اضافه کردید جانا!! پیشتر مدعی بودید که به کل پوچ است! اگر برای خود شما پوچ است بحثی دیگر است. اگر مدعی هستید به کل پوچ است! که پیشتر همین ادعا را داشتید و اکنون زده اید زیرش باید بگوییم که ر بده که ....

نوش جانتان ! برای ما، نقشی در بحث ندارد هستی بدون خدا به کل پوچ است جناب استاد ! غلط دیکته ما را نشان دهید.

Anarchy #۸۱
کوشا

من که می دانستم اما همین مقدار که خودتان نیز فهمیدید که حیوانی همانند سایر حیوانات جنگل هستید و توانایی بیان دو کلمه حرف حساب را ندارید نتیجه بزرگی از این بحث حاصل شده است.

خواستیم قدم به قدم ، ایراد استدلال شما رو نشون بدیم ... همین که توان پاسخ رو از دست دادین و بار چندمتون هست این کار رو میکنید و بحث رو رها میکنین ، نتیجه اصلی حاصل شده !! حرف ما که واضح هست ، شما هستید که دو کلمه جواب نمیتونید بدین ...

لطفا برید با اساتیدتون صحبت کنید و هر وقت جواب این سوال رو پیدا کردین برگردین :

جدا از همه مسائل ،به نظر شما برای هر نیاز یا احساس انسان ، باید حتما جواب یا راه حلی در عالم واقع وجود داشته باشه ؟؟ باز هم این یه ادعا از طرف شماست و باید ثابتش کنی برادر

...

sonixax #۸۲
کوشا

نوش جانتان ! برای ما، نقشی در بحث ندارد هستی بدون خدا به کل پوچ است جناب استاد ! غلط دیکته ما را نشان دهید.

پس باز نقطه سر خط!
ثابت بفرمایید بدون خدا هستی پوچ هست! (ادعای شما)
واقعن خود را به آن راه زده اید یا در بلاهت دست و پا میزنید و خبر ندارید ؟!

وقتی شما میگویید برای من بدون خدا زندگی و هستی پوچ هست حس و نظر شخصی خودتون هست و ربطی به بحث نداره.

وقتی میگویید بدون خدا هستی پوچ هست یک ادعایی کردید که باید از پس اثابتش هم بر بیایید!

پس لطفن قبل از اینکه چیزی بخورید از تواناییتان برای هضمش مطمئن شوید! و در صورتی که نمیتوانید نخورید که اینچنین رودل نکنید جانم.

kourosh_iran #۸۳

ریچارد داوکینز هم در کتابش اشاره میکنه به اینکه دین بر سر عقل چه می آورد! مثالهای واقعی هم ازش میزنه. حتی یه نفر بوده که علم رو ول کرده گفته یا کتاب مقدس راست میگه یا علم و من کتاب مقدس رو انتخاب میکنم و برای بقیهء عمرش از علم کناره گیری کرده/اون رو نادیده گرفته!

ضمنا این چیزایی که کوشا میگه بدیهی شاید متوجه نیست که اینا همش تلقینه و بخاطر اینکه از کودکی اینا رو توی مخ ما فرو کردن و مدام تلقین و تحمیل شده بهمون. چیزی که اینطور تلقین بشه از کودکی و مدام تکرار بشه و یاد بگیریم که همینطوری باید باور کنیم و بدیهی بدونیم، اونوقت اینطور میشه در ظاهر. ولی من اونقدر باهوش بودم که متوجه این مسئله شدم 😜
اینکه بدیهی چیه، چه چیزی چرا بدیهی است رو درواقع در تربیت مذهبی هم خودشون برای ما تعریف و القا کردن و ما هم باور کردیم! همونطور که در دین چیزهای دیگری مثل عقل رو هم از خودشون تعریف میکنن. درواقع در دین مرجع همه چیز خود دینه، حتی پایه های اثبات خودش!!

اگر براستی فکرش رو بکنیم، در حقیقت برای ما چیز بدیهی ای وجود نداره! یعنی اصولا درمی‌یابیم که ما در اون حدی نیستیم که بتونیم بگیم چنین چیزهایی بدیهیه! یک سر مشکل و اثباتش در ضعف و ناتوانی خودمون نهفته است. البته مدعیان مذهب بعکس از این ضعف و ناتوانی برای اثبات مغلطه وار خدا و دین استفاده میکنن، ولی من متوجه شدم که درواقع نتیجه گیری صحیح ازش میتونه بعکس زیرآب این باورها و بدیهی های بی پایه رو بزنه.

کوشا #۸۴
Anarchy

جدا از همه مسائل ،به نظر شما برای هر نیاز یا احساس انسان ، باید حتما جواب یا راه حلی در عالم واقع وجود داشته باشه ؟؟ باز هم این یه ادعا از طرف شماست و باید ثابتش کنی برادر ...

اگر ارزش وجودی انسان با گاو برابر باشد اصلا نیازی به وجود راه حل نیست
همین مقدار که طویله مهیا و آخور و توبره پر از کاه و یونجه باشد، کافی است و هستی به این عظمت به راحتی آب خوردن معنا می شود.

کوشا #۸۵
sonixax

وقتی میگویید بدون خدا هستی پوچ هست یک ادعایی کردید که باید از پس اثابتش هم بر بیایید!

ما گفتیم ثابت هم کردیم:

بدون خدا مرگ مساوی با عدم و نیستی است،
انتهای زندگی دنیا مرگ است
پس زندگی دنیا مساوی با عدم و نیستی است.

اگر برای فرار از بحث پیچاندن موضوع روی بلاهت مخاطب حساب کرده اید کاملا در اشتباهید.

m@hdi #۸۶
کوشا

نظر ما این است که چون بدون خدا مرگ مساوی با عدم و نیستی است، جهانی که انتهای آن برای ما جز مرگ و نیستی حاصل دیگری ندارد برای ما بی معناست یعنی پوچ است

جناب کوشا خیلی تاکید دارید که جهان بدون خدا پوچ است اما هنوز نفهمیده اید که چرا این گفته مشکل دارد.

جناب کوشا شما جهان بدون خدا را پوچ میدانید و بیخدایی را مساوی با رسیدن به پوچی میدانید اما از نظر بنده بیخدایی هم میتواند مساوی با پوچی باشد و هم نمیتواند.

میتواند اگر خواسته های غیر واقعی داشته باشیم و نمیتواند اگر خواسته های واقعی داشته باشیم.

اگر از جهان انتظار این را داشته باشیم که حتی پس از مرگ به ما زندگی بدهد و ما را جاودانه کند در واقع یک انتظار غیر واقعی را از جهان داریم پس جهان برایمان پوچ میشود.

اما اگر جهان را همانطور که هست قبول کنیم دیگر از جهان انتظار زندگی پس از مرگ و جاودانگی نخواهیم داشت و اینطور به پوچی نمیرسیم.

یکی از سوالاتی که معمولا خداباوران از بیخدایان میکنند این است که چرا خودکشی نمیکنید؟! خداباوران زندگی بدون خدا را آنقدر بی ارزش میدانند که حاضر به ادامه زندگی بدون خدا نیستند چون وجود خدا برایشان مهم است چرا که خدا اگر نباشد خبری از بهشت نیست یعنی جاودانگی در کار نیست ولی خداباوران میتوانند بفهمند که چرا بیخدایان خودکشی نمیکنند از طریق همان راهی که گفتم.

اما چرا خودکشی در میان خداباوران هم هست؟!

بنده خودم چون سابقه خودکشی داشتم و در این زمینه مطالعه کردم به شما میگم علل اصلی خودکشی داشتن انتظارات غیر واقعی یا خواستن چیزی و نرسیدن به آن است.

شما هم در این زمینه بیخدایی را مساوی با پوچی میدانید اما یک فرد بیخدا اگر انتظار غیر واقعی نداشته باشد (جاودانگی) میتواند بدون مشکل زندگی کند همانطور که مثال چین را برایتان زدم یعنی جامعه ای که مردمش به جاودانگی باور ندارند اما زندگی میکنند چون انتظار غیر واقعی ندارند.

اما خودکشی در میان خداباوران هم هست مثلا یک خداباور فلان چیز را به هر قیمتی میخواهد مثل پسری که به هر قیمتی میخواهد با یک دختر ازدواج کند و به او نمیرسد و فکر خودکشی به سرش میزند.

پس تا وقتی که یک بیخدا انتظار غیر واقعی نداشته باشد به پوچی نمیرسد البته برخی بیخدایان هم هستند که انتظار غیر واقعی دارند و مثلا میخواهند که جاودانه باشند و ناامید میشوند و خودکشی میکنند یا بی دلیل خداباور میشوند تا به آرامش برسند.

کوشا #۸۷
m@hdi

جناب کوشا خیلی تاکید دارید که جهان بدون خدا پوچ است اما هنوز نفهمیده اید که چرا این گفته مشکل دارد.

جناب کوشا شما جهان بدون خدا را پوچ میدانید و بیخدایی را مساوی با رسیدن به پوچی میدانید اما از نظر بنده بیخدایی هم میتواند مساوی با پوچی باشد و هم نمیتواند.

میتواند اگر خواسته های غیر واقعی داشته باشیم و نمیتواند اگر خواسته های واقعی داشته باشیم.

اگر از جهان انتظار این را داشته باشیم که حتی پس از مرگ به ما زندگی بدهد و ما را جاودانه کند در واقع یک انتظار غیر واقعی را از جهان داریم پس جهان برایمان پوچ میشود.

اما اگر جهان را همانطور که هست قبول کنیم دیگر از جهان انتظار زندگی پس از مرگ و جاودانگی نخواهیم داشت و اینطور به پوچی نمیرسیم.

اشتباه برداشت کرده اید
اینکه انسانی خاص به پوچی برسد یا نرسد هیچ دخالتی در این بحث ندارد به قول خودتان یک باورمند نیز ممکن است به انتهای خط برسد و ادامه زندگی را بی فایده بداند و خود را خلاص کند.

ادعا این است که بدون وجود خدا

چرخش ابر و باد و مه و خورشید و میلیاردها میلیارد فلک دیگر واقعا بی دلیل و بی هدف است حتی اگر انسانی وجود نداشته باشد که بخواهد به پوچی برسد یا نرسد اما اینکه قید زدم "برای ما" از این جهت است که در حال حاضر موجود دیگری که بتواند با قدرت فکر خود وضعیت موجود را درک و تحلیل کند نمی شناسیم.

اگر هستی خالقی نداشته باشد وقتی من، شما و دیگری آخرین نفس خود را می کشیم همزمان هستی با این عظمت به یکباره پوچ شده و از بین می رود و وجود و عدمش مساوی می شود.

m@hdi #۸۸
کوشا

چرخش ابر و باد و مه و خورشید و میلیاردها میلیارد فلک دیگر واقعا بی دلیل و بی هدف است حتی اگر انسانی وجود نداشته باشد که بخواهد به پوچی برسد یا نرسد اما اینکه قید زدم "برای ما" از این جهت است که در حال حاضر موجود دیگری که بتواند با قدرت فکر خود وضعیت موجود را درک و تحلیل کند نمی شناسیم.

خب وقتی شما میگویید ما یعنی انسانها و انسانها همگی در یک مورد اتفاق نظر ندارند. انسانی مومن هست و دنبال درست یا نادرست بودن مذهبش نمیرود و اگر حرف هایی خلاف مذهبش بشنود آن را نادیده میگیرد و دیندار میماند. (اکثریت دینداران) انسان مومن دیگری نادیده نگرفته و به دنبال جواب میرود و پاسخ میدهد و خودش را قانع میکند. (اقلیت دینداران) انسان مومن دیگری مذهبش را ترک میکند. (اقلیتی کوچکتر)

این را من در قالب دیگری توضیح دادم. از آن اقلیت کوچکتر عده ای بیخدا میشوند و از آن عده ای که بیخدا شده اند عده ای با واقعیت کنار میایند و بیخیال جاودانگی میشوند تا آخر عمرشان. (اقلیت) عده ای دیگر بیخداییشان مدت دار است یا وابسته به شرایط یعنی مثلا تا پیری بیخدا میمانند و در پیری بخاطر ترس از مرگ وجود خدا را هرچند بی دلیل قبول میکنند تا آرامش بگیرند و عده ای دیگر هم تا وقتی که اوضاع بر وفق مرادشان است بیخدا هستند وقتی در زندگیشان به تنگنا و مشکل و بیچارگی میرسند بی دلیل خداباور میشوند تا آرامش بگیرند. (اکثریت)

اکثر بیخدایان که با دین و خدا و تفکر جاودانگی آن هم در بهشت بزرگ شده اند روزی از نظرشان برمیگردند و البته من این را دلیلی بر ایراد دار بودن بیخدایی نمیدانم بلکه دلیلی بر ضعف ما انسانها میدانم! ویل دورانت گفته اکثر فلاسفه بیخدا در سنین پیری خداباور میشوند و نیچه هم گفته اراده شیرانه میخواهد بیخدایی وقتی که همراه باشد با گرسنگی و خشم و تنهایی که خودش هم با اینکه گفته بود بیخدایی ایراد ندارد ولی نباید به پوچی رسید اما در سنین پایانی عمرش به پوچی رسید و در بیمارستان روانی بستری شد! اینکه برایتان چین را مثال زدم بخاطر این بود که چینی ها از کودکی با واقعیت یعنی نبود خدا و جاودانگی بزرگ شده اند و برایشان سخت نیست چه در سختی ها چه در پیری پای عقیده شان بمانند ولی ما که پیشینه دیندارانه داشته ایم برایمان سخت است که در چنین شرایطی پای حرف خود بایستیم و اکثرا در چنین شرایطی بیخیال بیخدایی میشویم!

البته اینها نظر من است نظر باقی دوستان را از خودشان بپرسید.

کوشا

اگر هستی خالقی نداشته باشد وقتی من، شما و دیگری آخرین نفس خود را می کشیم همزمان هستی با این عظمت به یکباره پوچ شده و از بین می رود و وجود و عدمش مساوی می شود.

ببینید هستی برای من مرده پوچ میشود برای من مرده وجود یا عدمش مساوی میشود ولی واقعیت کاری به من ندارد من یک انسانم در میان میلیاردها انسان دیگر و مرگ و زندگی من روی شروع و پایان هستی بی تاثیر است! این از نظر من بیخدا واقعیت است و تاکنون با آن کنار آمده ام.

مشکل شما این هست که با واقعیت (از نظر من و برخی دوستان دیگر) کنار نمی آیید و چون واقعیت ناخوشایند هست آن را زیر سوال میبرید حال آنکه خوشایند یا ناخوشایند بودن واقعیت تاثیر روی ما دارد اما روی واقعیت ندارد.

کوشا #۸۹
m@hdi

ببینید هستی برای من مرده پوچ میشود برای من مرده وجود یا عدمش مساوی میشود ولی واقعیت کاری به من ندارد من یک انسانم در میان میلیاردها انسان دیگر و مرگ و زندگی من روی شروع و پایان هستی بی تاثیر است! این از نظر من بیخدا واقعیت است و تاکنون با آن کنار آمده ام.

مشکل شما این هست که با واقعیت (از نظر من و برخی دوستان دیگر) کنار نمی آیید و چون واقعیت ناخوشایند هست آن را زیر سوال میبرید حال آنکه خوشایند یا ناخوشایند بودن واقعیت تاثیر روی ما دارد اما روی واقعیت ندارد.

مشکل این است که با انکار خدا
هویتی به نام "من" معنا و مفهوم خود را از دست می دهد؛ "من" تکیه گاه می خواهد
و بدون "من" چه فرقی می کند هستی موجود باشد یا معدوم.

m@hdi #۹۰
کوشا

مشکل این است که با انکار خدا
هویتی به نام "من" معنا و مفهوم خود را از دست می دهد؛ "من" تکیه گاه می خواهد
و بدون "من" چه فرقی می کند هستی موجود باشد یا معدوم.

خب فکر کنید خدا نیست مثلا شما نمیتوانید بگید "من"؟! شاید این حرف آخوندها را شنیده اید که در طول 7 سال سلولهای بدن همگی عوض میشوند و هویت "من" به این دلیل پایدار است که روح وجود دارد و روح را خدا ساخته پس خدا هست! اگر منظورتان این است که جواب در این است که سلولهای جدید براساس DNA (حافظه) سلول های قبلی ساخته میشوند پس نیازی به روح و خدا نیست.

"من" چه تکیه گاهی میخواهد؟!

اینکه میگویید بدون "من" چه فرقی میکند که هستی موجود باشد یا معدوم منظورتان چیست؟ خب اگر "من" نباشم هرگونه اتفاقی که در جهان بیفتد برای "من" بی معنی است ولی این باعث این نمیشود که جهان از حرکت بایستد! واقعیت ادامه پیدا میکند حتی اگر "من" نباشم.

البته من

به

جبر باور دارم تحت تاثیر پست اول تاپیک زیر:
جبر یا اختیار؟

فکر من بیشتر به این سمت میرود که چون زمان بی ابتدا و بی انتهاست پس هیچ چیز اول و آخر نداره و همانطور که انفجار بزرگ رخ داده دوباره همه چیز سر جای اولش برمیگردد و این روند تکرار میشه و زندگی هر شخص بعد از مرگش بینهایت بار قبل تکرار شده و بینهایت بعد تکرار میشه.

کوشا #۹۱
m@hdi

زندگی هر شخص بعد از مرگش بینهایت بار قبل تکرار شده و بینهایت بعد تکرار میشه.

شما هنوز تکلیفتان با خودتان روشن نیست البته حق هم دارید؛ برزخ بین ایمان و کفر

sonixax #۹۲
کوشا

ما گفتیم ثابت هم کردیم:

اخوی اینی که نوشتید ثابت کردن نیست! نظر شخصی خودتون هست.

پس شما باید :

0 - ؟؟؟
1 - ثابت کنید که اصلن خدایی هست!
2 - ثابت کنید که این دنیا ساخته و پرداخته دست خداست!
3 - ثابت کنید این اطلاعاتی که از طریق پیامبران و ... به دست شما رسیده و شما آنها را بازگو میکنید از طرف همان خداییست که همه این کارها را کرده!
4 - ثابت کنید جهان و زندگی پس از مرگ وجود دارد! و انسان پس از مرگ به آن جهان و زندگی ترنسفر میشود و اصلن آن جهان و زندگی برای دوران پس از مرگ انسان در نظر گرفته شده.
5 - ....
X - بعد از اثبات 1 و 2 و 3 و 4 و .... ثابت کنید بدون خدا هستی پوچ است! اون هم نه با شعار و پاسخهای سه خطی! بلکه اثبات منطقی و علمی!

حالا ما برای اینکه کار شما راحت تر بشه فرض رو بر این میگیریم که شما 1 و 2 که پایه های اصلی استدلال شما رو تشکیل میدند رو ثابت کردید!!!! حالا باید ثابت کنید X و قبل از X رو با استدلال و پاسخ در خور و توضیح دهید چرا با فرض وجود خدا جهان پوچ نیست ولی بدون خدا پوچه ؟!
یعنی اینه که شما باید از پس ثابت کردن زندگی پس از مرگ و عالم ارواح و بهشت و جهنم و حوری و جن و پری هم بر بیایید چرا که این واژه هاست که کمک میکنند عدم پوچی دنیای با خدا را توجیه و اثبات کنید! و اگر پس از مرگ حتا با وجود خدا چیزی نباشد و مرگ = نابودی باشد باز هم بود و نبود خدا فرقی دری پوچ بودن یا نبودن هستی نمیکند.

پس همون طوری که میبینید کار برای شما خیلی سخت تر از یک پاسخ سه خطی بی سر و ته هست و برای ثابت کردن هر ادعا باید یک ادعای دیگر بکنید تا جایی که دیگر مجبور به مطرح کردن ادعاهای جدید نباشید! به عبارت ساده تر پایور شدن ادعای X منوط به پایور شدن ادعای X-1 هستش در سیستمی که شما ازش حرف میزنید، و مدام باید ادعاهای پشت سر هم را پایور کنید مادامی که X-1=0 بشود! یعنی آخرین ادعای مطرح شده برای پایور شدن وابسته به ادعای قبل از خودش نباشد. این را پیشتر برای شما بارها توضیح دادیم و به قول جناب مزدک هوش نکردید!!! باشد که این بار به قول خودمان فهم کنید.

کوشا

اگر برای فرار از بحث پیچاندن موضوع روی بلاهت مخاطب حساب کرده اید کاملا در اشتباهید.

نه خیر ما روی عدم توانایی شما در پاسخ گویی خیلی حساب کرده ایم و داریم نتیجه حساب کتابمان را هم با پاسخهای سه خطی و به دور از استدلال شما میبینیم!!!

m@hdi #۹۳
کوشا

شما هنوز تکلیفتان با خودتان روشن نیست البته حق هم دارید؛ برزخ بین ایمان و کفر

شک حالت مطبوعی نیست اما ایمان مطلق مسخره است. (ولتر)

کوشا #۹۴
sonixax

اخوی اینی که نوشتید ثابت کردن نیست! نظر شخصی خودتون هست.

درس شانزدهم صناعات خمس

در درسهای گذشته، مکرر درباره مواد قیاسها بحث کردیم مثلا در قیاس:

سقراط انسان است.

هر انسانی فانی است.
پس سقراط فانی است.
دو قضیه صغری و کبری ماده قیاس را تشکیل میدهند، ولی این دو قضیه در اینجا شکل خاص دارند، و آن اینکه اولا حد وسط تکرار شده، و ثانیا حد وسط محمول در صغری و موضوع در کبری است و ثالثا صغری موجبه است و رابعا کبری کلیه است این چگونگیها به این دو قضیه شکل خاص داده است و اینها صورت قیاس را تشکیل میدهند.

قیاسات از نظر اثر و فائده پنج گونه مختلفند و این پنج گونگی قیاسات مربوط است به ماده، نه به صور آنها. انسانها که قیاس میکنند و استدلال قیاسی میآورند هدفهای مختلفی دارند، هدف انسانها از قیاسها یکی از آثار پنجگانهای است که بر قیاسها مترتب است.

اثری که بر قیاس مترتب میشود و هدفی که از آن منظور است گاهی یقین است، یعنی منظور قیاس کننده این است که واقعا مجهولی را برای خود و یا برای مخاطب خود تبدیل به معلوم کند و حقیقتی را کشف کند. در فلسفه و علوم معمولا چنین هدفی منظور است و چنین نوع قیاساتی تشکیل میشود.

البته در این وقت حتما باید از موادی استفاده شود که یقین آور و غیر قابل تردید باشد.

ولی گاهی هدف قیاس کننده مغلوب کردن و به تسلیم وادار کردن طرف است. در این صورت ضرورتی ندارد که امور یقینی استفاده شود، و میتوان از اموری استفاده کرد که خود طرف قبول دارد ولو یک امر یقینی نباشد.
و گاهی هدف اقناع ذهن مخاطب است برای اینکه به کاری وادار شود و یا از کاری باز داشته شود، در این صورت کافی است که از امور مظنون و غیر قطعی دلیل آورده شود، مثل اینکه میخواهیم شخصی را از کار زشتی باز داریم، مضرات احتمالی و مظنون آن را بیان میکنیم.
گاهی هدف استدلال کننده صرفا این است که چهره مطلوب را در آئینه خیال مخاطب زیبا یا زشت کند، در این صورت با پوشاندن مطلوب به جامههای زیبا یا زشتخیالی استدلال خویش را زینتی میدهد.
و گاهی هدف صرفا اشتباه کاری و گمراه کردن مخاطب است. در این صورت یک امر غیر یقینی را بجای یقینی و یا یک امر غیر مقبول را بجای مقبول و یا یک امر غیر ظنی را بجای یک امر ظنی به کار میبرد و اشتباهکاری مینماید.
پس هدف انسان از استدلالهای خود یا کشف حقیقت است، یا به زانو در آوردن طرف و بستن راه است بر فکر او، و یا اقناع ذهن اوست برای انجام یا ترک کاری، و یا صرفا بازی کردن با خیال و احساسات طرف است، که نازیبائی را در خیال او زیبا و یا زیبا را نازیبا و یا زیبائی را زیباتر و یا نازیبائی را نازیباتر سازد، و یا هدف اشتباهکاری است.
به حکم استقراء قیاسات از نظر اهداف منحصر به همین پنج نوع است. و مواد قیاسات از نظر تامین این هدفها مختلفند.

1- قیاسی را که بتواند حقیقتی را کشف کند « برهان» نامیده میشود.

ماده چنین قیاسی یا باید از محسوسات باشد مثل اینکه میگوئیم « خورشید یک جسم نور دهنده است» و

یا باید از مجربات باشد مثل اینکه « پنی سلین کانون چرکی را در بدن از بین میبرد» و

یا از بدیهیات اولیه است مثل اینکه « دو شیء مساوی با شیء سوم، خودشان مساوی یکدیگرند» و غیر از این سه نوع نیز قضایای یقینی داریم و حاجت به ذکر نیست.

بحث رو پشت و رو فهمیدید !
تمام هدف این است که ثابت شود دست بیخدا به هیچ کجا بند نیست اما اینکه
خدا وجود دارد یا ندارد، بر فرض وجود، خالق هست یا نیست، بر فرض خالق بودن بهشت و جهنمی خلق کرده است یا نه مربوط به قدم بعد است که خداباور بتواند از پس اثبات آن برآید یا نه

پس حتی اگر خدا ثابت نشود:

مرگ مساوی با عدم و نیستی است، (هم محسوس است هم مجرب)
انتهای زندگی دنیا مرگ است
پس زندگی دنیا مساوی با عدم و نیستی است.

کوشا #۹۵
m@hdi

شک حالت مطبوعی نیست اما ایمان مطلق مسخره است. (ولتر)

اولا که ولتر یه نفر بدبخت فلک زده مثل من و شماست و یه چیزی گفته

ثانیا ایمان کورکورانه و به قول ایشان مطلق نه تنها عقلا مذموم است بلکه دین هم آن را از ما نخواسته و دائما امر به تعقل و تدبر خصوصا در آیات آفاقی و انفسی کرده است.

sonixax #۹۶
کوشا

بحث رو پشت و رو فهمیدید !
تمام هدف این است که ثابت شود دست بیخدا به هیچ کجا بند نیست اما اینکه
خدا وجود دارد یا ندارد، بر فرض وجود، خالق هست یا نیست، بر فرض خالق بودن بهشت و جهنمی خلق کرده است یا نه مربوط به قدم بعد است که خداباور بتواند از پس اثبات آن برآید یا نه

پس حتی اگر خدا ثابت نشود:

مرگ مساوی با عدم و نیستی است، (هم محسوس است هم مجرب)
انتهای زندگی دنیا مرگ است
پس زندگی دنیا مساوی با عدم و نیستی است.

و عدم و نیستی = پوچی نیست!
به فرض که خدا هم ثابت شود باز از وجود خدا ثابت نمیشود که مرگ برابر با عدم و نیستی نیست!!! میتواند خدایی باشد و پس از مرگ هم عدم و نیستی باشد.

در عین حال تعریفی که از برهان بیان شده اشتباه و ناقصه، تعریف درست :

برهان، نوعی استدلال است که صورت آن از شکل‌های معتبر قیاس خصوصاً شکل یکم و مادهٔ آن هم باید از قضیه‌هایی تشکیل شود که درستیشان قطعی باشد.

(روح‌الله عالمی. منطق. چاپ دوم. تهران: شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی، ۱۳۸۹.)

به عبارت ساده تر شما نمیتوانید وجود خدا را به عنوان یک مساله قطعی به خورد ما بدهید! (که پیشتر سعی داشتید بدهید) از وجود خورشید و ماه و ستاره و ... هم نمیتوانید به وجود خدا برسید.

همچنین براهینی که برای اثبات خدا مطرح شده اند همگی پیشتر رد شده اند! مگر اینکه یک برهان جدید بیاورید که هنوز نقدی بر آن وارد نشده باشد که تازه باز هم آن برهان چیزی را ثابت نمیکند.

همان طور که پیشتر هم گفته شده وجود خدا از بدیهیات نیست! و برای ثابت کردن وجود خدا هست که شما آویزون بدیهیات میشید! که تازه از همان راه هم تا کنون نتوانسته اید وجود خدا را ثابت کنید!

حالا من نمیخوام بیسوادی و مزخرف نویسی مطهری رو اینجا باز کنم! چرا که مشخص این آدم سواد و دانش درست و حسابی نداشته و حتا نمیتونسته از فلسفه درست استفاده کنه!
من پیشتر هم گفته ام فلسفه علم نیست! بلکه ابزاره! پس اگر داده های ورودی به این ابزار اشتباه باشه خروجی هم مزخرف خواهد بود. متریال و داده اولیه رو علمه که تامین میکنه . یعنی اینجا این علمه که میگه زمین صاف نیست!!! پس اگر مطهری بیاد با فرض اینکه زمین صافه! یا پنی سیلین (به قول خودش) وظیفه اش از بین بردن کانون چرکیست!!!! (که مشخصه این آدم نه میدونسته کار پنیسیلین چیه و نه چرک چیه!!!) استدلال کنه نتیجه میشه همان چرندی که بالاتر کپی کرده اید! که نه بار علمی دارد و نه فلسفی.
بگذریم.

پس تا اینجا رسیده ایم به اینکه پس از اثبات خدا شما باید ثابت کنید که :

1 - حتمن پس از مرگ دنیایی و زندگی و جهانی دیگر هست!
2 - حتمن این جهان برای زندگی پس از مرگ انسان در نظر گرفته شده!

که در صورت پایور نشدن این دو مورد با فرض وجود خدا هم مرگ = عدم و نیستی!

تا اینجا که زیر بار اثبات اینها :

sonixax

0 - ؟؟؟
1 - ثابت کنید که اصلن خدایی هست!
2 - ثابت کنید که این دنیا ساخته و پرداخته دست خداست!
3 - ثابت کنید این اطلاعاتی که از طریق پیامبران و ... به دست شما رسیده و شما آنها را بازگو میکنید از طرف همان خداییست که همه این کارها را کرده!
4 - ثابت کنید جهان و زندگی پس از مرگ وجود دارد! و انسان پس از مرگ به آن جهان و زندگی ترنسفر میشود و اصلن آن جهان و زندگی برای دوران پس از مرگ انسان در نظر گرفته شده.
5 - ....
X - بعد از اثبات 1 و 2 و 3 و 4 و .... ثابت کنید بدون خدا هستی پوچ است! اون هم نه با شعار و پاسخهای سه خطی! بلکه اثبات منطقی و علمی!

مانده اید و دست به دامن نوشتار مطهری شده اید!

اینکه دست بیخدا به جایی بند باشد یا نباشد پوچی را نتیجه نمیدهد! چرا که عدم و نیستی پوچی را نتیجه نمیدهد و درک کردن این مساله برای ذهنِ شما ثقیله

.

کوشا

اولا که ولتر یه نفر بدبخت فلک زده مثل من و شماست و یه چیزی گفته

نه مطهری کارش درسته که فکر میکرده پنی سیلین برای از بین بردن چرک درست شده و نمیدونسته وظیفه اش مقابله و نابودی برخی از انواع باکتریست (Gram-positive bacteria) نه خشک کردن چرک :))) و از روی اسم عامیانه اش نتیجه گرفته چه کار میکند 💨😜

کوشا

ثانیا ایمان کورکورانه و به قول ایشان مطلق نه تنها عقلا مذموم است بلکه دین هم آن را از ما نخواسته و دائما امر به تعقل و تدبر خصوصا در آیات آفاقی و انفسی کرده است.

پس ابتدا بروید یاد بگیرید کار آنتی بیوتیک ها چیست! تا دست کم زیر استدلالهای اشتباه مطهری خط قرمز برای جلب توجه نکشید جانم.

کوشا #۹۷
sonixax

و عدم و نیستی = پوچی نیست!
به فرض که خدا هم ثابت شود باز از وجود خدا ثابت نمیشود که مرگ برابر با عدم و نیستی نیست!!! میتواند خدایی باشد و پس از مرگ هم عدم و نیستی باشد.

چرا هست، تجربه به ما ثابت کرده که تاکنون هیچ مرده ای زنده نشده و تبدیل به عدم و نیستی شده است و اگر خدا ثابت شود خودبخود ثابت می شود که عدم مساوی نیستی نیست چرا؟
زیرا اینکه خدایی باشد و پس از مرگ هم عدم و نیستی باشد تنها یک فرض محض است که هیچ دلیلی از آن حمایت نمی کند چرا که چنین خدایی هنوز خود را به ما معرفی نکرده و ما هیچ تکلیفی در مورد او نداریم اما در مقابل خدای شناخته شده، حتی جزئیات زندگی بعد از مرگ را نیز بیان کرده و از ما تکالیفی نسبت به این زندگی خواسته است.

sonixax

در عین حال تعریفی که از برهان بیان شده اشتباه و ناقصه، تعریف درست :

(روح‌الله عالمی. منطق. چاپ دوم. تهران: شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی، ۱۳۸۹.)

چرا؟
حتما به این دلیل که روح الله عالمی گفته و مثلا مطهری نگفته و آنچه عالمی گفته وحی منزل است و مطهر از شیطان الهام گرفته است، در ضمن من اصلا اطلاعی نداشتم که تعریف ذکر شده از شهید مطهری است البته هنوز هم یقین ندارم و از روی گفته شما می گویم.
تعریف برهان از اولیات مباحث منطقی است و فرق اساسی بین این دو تعریف نیست

sonixax

به عبارت ساده تر شما نمیتوانید وجود خدا را به عنوان یک مساله قطعی به خورد ما بدهید! (که پیشتر سعی داشتید بدهید) از وجود خورشید و ماه و ستاره و ... هم نمیتوانید به وجود خدا برسید.

اصلا لازم نیست وجود خدا قطعی باشد وجود احتمالی او هم برای انسان عاقل کافی است که احتیاط کند

sonixax

همچنین براهینی که برای اثبات خدا مطرح شده اند همگی پیشتر رد شده اند! مگر اینکه یک برهان جدید بیاورید که هنوز نقدی بر آن وارد نشده باشد که تازه باز هم آن برهان چیزی را ثابت نمیکند.

یکی از اشکالات اساسی شما کافر جماعت این است فکر می کنید اگر چند سطر در برابر حرف و استدلال خداباور نوشتید و تایپ کردید این می شود جواب!
نه عزیز جان این گونه نیست برای نمونه مراجعه کن به رد برهان علیت از اردشیر پاینده در سایت زندیق و با انصاف اون رو بخون ببین جفنگ تر از کلماتی که این شازده سر هم کرده می شه حرف زد یا نه

!

sonixax

همان طور که پیشتر هم گفته شده وجود خدا از بدیهیات نیست! و برای ثابت کردن وجود خدا هست که شما آویزون بدیهیات میشید! که تازه از همان راه هم تا کنون نتوانسته اید وجود خدا را ثابت کنید!

بدیهیات نیاز به اثبات ندارند بلکه بدیهیات پل قرار می گیرند برای رسیدن به امور غیر بدیهی و آویزون شد من به بدیهیات تنها برای اثبات پوچی دنیا بود که اثبات هم شد.

sonixax

حالا من نمیخوام بیسوادی و مزخرف نویسی مطهری رو اینجا باز کنم! چرا که مشخص این آدم سواد و دانش درست و حسابی نداشته و حتا نمیتونسته از فلسفه درست استفاده کنه!
من پیشتر هم گفته ام فلسفه علم نیست! بلکه ابزاره! پس اگر داده های ورودی به این ابزار اشتباه باشه خروجی هم مزخرف خواهد بود. متریال و داده اولیه رو علمه که تامین میکنه . یعنی اینجا این علمه که میگه زمین صاف نیست!!! پس اگر مطهری بیاد با فرض اینکه زمین صافه! یا پنی سیلین (به قول خودش) وظیفه اش از بین بردن کانون چرکیست!!!! (که مشخصه این آدم نه میدونسته کار پنیسیلین چیه و نه چرک چیه!!!) استدلال کنه نتیجه میشه همان چرندی که بالاتر کپی کرده اید! که نه بار علمی دارد و نه فلسفی.
بگذریم.

شکسته نفسی می فرمایید استاد

!

پ

sonixax

س تا اینجا رسیده ایم به اینکه پس از اثبات خدا شما باید ثابت کنید که :

1 - حتمن پس از مرگ دنیایی و زندگی و جهانی دیگر هست!
2 - حتمن این جهان برای زندگی پس از مرگ انسان در نظر گرفته شده!

که در صورت پایور نشدن این دو مورد با فرض وجود خدا هم مرگ = عدم و نیستی!

تا اینجا که زیر بار اثبات اینها :

مانده اید و دست به دامن نوشتار مطهری شده اید!

گفته شد که مقصود از این بحث اثبات مطالب فوق نیست

sonixax

اینکه دست بیخدا به جایی بند باشد یا نباشد پوچی را نتیجه نمیدهد! چرا که عدم و نیستی پوچی را نتیجه نمیدهد و درک کردن این مساله برای ذهنِ شما ثقیله .

به همین علت است که ما دست به دامان استاد گرانقدر و بلند پایه ای چون شما شدیم که این مطلب ثقیل را با بیان شیوایتان قدری فهمش را برای ما آسان کنید و توضیح دهید که اگر سرنوشت محتوم هر موجود زنده ای در پایان مرگ و نابودی است، هدف از زندگی چیست و چرا زندگی پوچ نیست.

sonixax

نه مطهری کارش درسته که فکر میکرده پنی سیلین برای از بین بردن چرک درست شده و نمیدونسته وظیفه اش مقابله و نابودی برخی از انواع باکتریست (Gram-positive bacteria) نه خشک کردن چرک :))) و از روی اسم عامیانه اش نتیجه گرفته چه کار میکند 💨😜

پس ابتدا بروید یاد بگیرید کار آنتی بیوتیک ها چیست! تا دست کم زیر استدلالهای اشتباه مطهری خط قرمز برای جلب توجه نکشید جانم.

اولا که خودتان هم معترفید که عملکرد عامیانه پنی سلین همین است که در متن آمده است و قصد نویسنده بحث علمی پیرامون این موضوع نبوده و برای درست کردن ماده برهان همین مقدار کافی است و الا مثلا در قضیه اینکه خورشید منبع نور است نیز اگر دقت علمی کنیم می توان در آن خدشه کرد چرا که از نظر علمی نور آن چیزی که عامه مردم فکر می کنند نور است، نیست.

از استادی مثل شما بعید بود که در مثال مناقشه کنید

!

sonixax #۹۸
کوشا

چرا هست، تجربه به ما ثابت کرده که تاکنون هیچ مرده ای زنده نشده و تبدیل به عدم و نیستی شده است و اگر خدا ثابت شود خودبخود ثابت می شود که عدم مساوی نیستی نیست چرا؟
زیرا اینکه خدایی باشد و پس از مرگ هم عدم و نیستی باشد تنها یک فرض محض است که هیچ دلیلی از آن حمایت نمی کند چرا که چنین خدایی هنوز خود را به ما معرفی نکرده و ما هیچ تکلیفی در مورد او نداریم اما در مقابل خدای شناخته شده، حتی جزئیات زندگی بعد از مرگ را نیز بیان کرده و از ما تکالیفی نسبت به این زندگی خواسته است.

خدای شناخته شده ای وجود ندارد! تنها سند و مدرک شما ادعاهای محمد و مسیح و حسن و موسا هستش که پر از تناقض و اشتباهه!
به عبارت ساده تر هیچ خدایی خودش رو به شما معرفی نکرده

و شما فکر میکنید چنین اتفاقی افتاده! خدایی که شما میشناسید چیزیه که خودتون برای خودتون تعریف کردید و جهان شمول نیست. برای همین خدای شما الله است در بهشت! خدای فلان شخص در فیلیپین آلت تناسلی مردانه ای عظیم و نادیدنی و خدای یکی دیگه گاو!!!!!

کوشا

چرا؟
حتما به این دلیل که روح الله عالمی گفته و مثلا مطهری نگفته و آنچه عالمی گفته وحی منزل است و مطهر از شیطان الهام گرفته است، در ضمن من اصلا اطلاعی نداشتم که تعریف ذکر شده از شهید مطهری است البته هنوز هم یقین ندارم و از روی گفته شما می گویم.
تعریف برهان از اولیات مباحث منطقی است و فرق اساسی بین این دو تعریف نیست

یعنی شما نمیدونید از کجا متنی رو برای ما میذارید ؟!
یعنی منِ کافر از شمای مسلمان بیشتر مطالعه دینی داشته ام ؟! خسته نباشید واقعن کوشا جان.

1 - تن آدمی شریف است به جان آدمیت - نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
2 - تن آدمی شریف است به جان آدمیت - نه، همین لباس زیباست نشان آدمیت!

یک ویرگول به کلی معنی بیت را عوض کرد! چه برسد به حذف یا دستکاری جمله!!! امیدوارم متوجه شده باشید.

کوشا

اصلا لازم نیست وجود خدا قطعی باشد وجود احتمالی او هم برای انسان عاقل کافی است که احتیاط کند

انسان عاقل بر پایه وجود احتمالی خدایی که معلوم نیست خواسته و دستوراتش چه بوده مسیر زندگیش را مشخص نمیکند جانم!

یعنی اگر شخصی احتمال بدهد که خدا هست! بعد باید احتمال بدهد کدام دین را فرستاده! و بر پایه دو احتمال پوچ برود مثلن دیلدو پرست شود ؟!؟!؟!

کوشا

یکی از اشکالات اساسی شما کافر جماعت این است فکر می کنید اگر چند سطر در برابر حرف و استدلال خداباور نوشتید و تایپ کردید این می شود جواب!
نه عزیز جان این گونه نیست برای نمونه مراجعه کن به رد برهان علیت از اردشیر پاینده در سایت زندیق و با انصاف اون رو بخون ببین جفنگ تر از کلماتی که این شازده سر هم کرده می شه حرف زد یا نه !

خیلی پیشتر از شما اون رو خوندم! و اتفاقن نه تنها جفنگ نیست بلکه پاسخهایی منطقی و درست هست به جفنگی به نام علیت!!!
برهان علیت خیلی خیلی پوسیده تر از اونی هست که بخواید بهش آویزون بشید. اگر دیوار داغ است حتمن به خاطر این است که پشتش آتش است! بعد از این و مثالهایی مثل این نتیجه گرفته که خدا هست!!!!!
نه عزیزم، این مساله خیلی وقته که پوچ شده.

کوشا

بدیهیات نیاز به اثبات ندارند بلکه بدیهیات پل قرار می گیرند برای رسیدن به امور غیر بدیهی و آویزون شد من به بدیهیات تنها برای اثبات پوچی دنیا بود که اثبات هم شد.

بدیهیات نیاز به اثبات ندارند! بله من هم با شما موافقم! ولی هر چیزی از بدیهیات نیست که بخواید بهش آویزون بشید دوست عزیز.
یعنی بدیهی نیست که عدم و نیستی = پوچی!!!

کوشا

شکسته نفسی می فرمایید استاد !

نه عزیزم ما نفس شما را شکسته شکسته میکنیم :))

کوشا

گفته شد که مقصود از این بحث اثبات مطالب فوق نیست

و گفته شد که بدون اثبات اینها، ادعای شما و مورد مورد بحث شما اصلن نمیتواند مطرح شود!

شما نمیتوانید از حداکثر سرعت و قدرت موتور ماشینی که وجود خارجی ندارد حرف بزنید و سپس نتیجه بگیرید حتمن بوگاتی ویرون سوپر اسپورت را در جنگلهای آمازون میبرد!!! (در صورت انجام این کار فقط دارید حدس و گمان میزنید و چیزی رو ثابت نمیکنید)
یعنی شما باید ابتدا از پس موارد فوق بر بیایید تا زمینه لازم برای مطرح کردن ادعایی که دارید فراهم بشه.

کوشا

به همین علت است که ما دست به دامان استاد گرانقدر و بلند پایه ای چون شما شدیم که این مطلب ثقیل را با بیان شیوایتان قدری فهمش را برای ما آسان کنید و توضیح دهید که اگر سرنوشت محتوم هر موجود زنده ای در پایان مرگ و نابودی است، هدف از زندگی چیست و چرا زندگی پوچ نیست.

هدف یک باکتری از زندگی چیست ؟! نکند باکتری هم روح دارد و دست آخر میخواهد به بهشت یا جهنم برود ؟!
خواندن دو تا کتاب چندان هم سخت نیست! باز شما در اینجا یک ادعای دیگه رو مطرح کردید مبنی بر اینکه زندگی و موجودیت هر شی یا جاندار حتمن باید هدفمند باشه!

کوشا

اولا که خودتان هم معترفید که عملکرد عامیانه پنی سلین همین است که در متن آمده است و قصد نویسنده بحث علمی پیرامون این موضوع نبوده و برای درست کردن ماده برهان همین مقدار کافی است و الا مثلا در قضیه اینکه خورشید منبع نور است نیز اگر دقت علمی کنیم می توان در آن خدشه کرد چرا که از نظر علمی نور آن چیزی که عامه مردم فکر می کنند نور است، نیست.

از استادی مثل شما بعید بود که در مثال مناقشه کنید !

برای مثال همانا زرافه که گونه ای پرنده است که شاخ دراز دارد از گیاهان تغذیه میکند!!!!!!!!
افتاد ؟!

کوشا #۹۹
sonixax

خدای شناخته شده ای وجود ندارد! تنها سند و مدرک شما ادعاهای محمد و مسیح و حسن و موسا هستش که پر از تناقض و اشتباهه!
به عبارت ساده تر هیچ خدایی خودش رو به شما معرفی نکرده

یک تناقض منطقی در قرآن نشان دهید و پایه ایمان را ویران کنید.

sonixax

یعنی شما نمیدونید از کجا متنی رو برای ما میذارید ؟!
یعنی منِ کافر از شمای مسلمان بیشتر مطالعه دینی داشته ام ؟! خسته نباشید واقعن کوشا جان.

من از لینکی که بالای مطلب بود کپی پیست کردم؛ از سایت حوزه

sonixax

انسان عاقل بر پایه وجود احتمالی خدایی که معلوم نیست خواسته و دستوراتش چه بوده مسیر زندگیش را مشخص نمیکند جانم!

چرا وقتی گزینه و چاره دیگری ندارد این کار را می کند.

sonixax

یعنی اگر شخصی احتمال بدهد که خدا هست! بعد باید احتمال بدهد کدام دین را فرستاده! و بر پایه دو احتمال پوچ برود مثلن دیلدو پرست شود ؟!؟!؟!

عقل را برای چنین روزی خلق کرده اند

sonixax

خیلی پیشتر از شما اون رو خوندم! و اتفاقن نه تنها جفنگ نیست بلکه پاسخهایی منطقی و درست هست به جفنگی به نام علیت!!!
برهان علیت خیلی خیلی پوسیده تر از اونی هست که بخواید بهش آویزون بشید. اگر دیوار داغ است حتمن به خاطر این است که پشتش آتش است! بعد از این و مثالهایی مثل این نتیجه گرفته که خدا هست!!!!!
نه عزیزم، این مساله خیلی وقته که پوچ شده.

با رجز خوندن چیزی ثابت نمی شه بسم الله برهان علیت رو باطل کن

sonixax

بدیهیات نیاز به اثبات ندارند! بله من هم با شما موافقم! ولی هر چیزی از بدیهیات نیست که بخواید بهش آویزون بشید دوست عزیز.
یعنی بدیهی نیست که عدم و نیستی = پوچی!!!

عدم و نیستی مساوی با چه چیزی است؟

sonixax

و گفته شد که بدون اثبات اینها، ادعای شما و مورد مورد بحث شما اصلن نمیتواند مطرح شود!

اینکه کوچه شما بن بست است و به جایی راه ندارد هیچ ربطی به وضعیت کوچه بغلی ندارد.

sonixax

هدف یک باکتری از زندگی چیست ؟! نکند باکتری هم روح دارد و دست آخر میخواهد به بهشت یا جهنم برود ؟!
خواندن دو تا کتاب چندان هم سخت نیست! باز شما در اینجا یک ادعای دیگه رو مطرح کردید مبنی بر اینکه زندگی و موجودیت هر شی یا جاندار حتمن باید هدفمند باشه!

حدیث قدسى:
خلقت الاشیاء لاجلك ، و خلقتك لاجلى

sonixax

برای مثال همانا زرافه که گونه ای پرنده است که شاخ دراز دارد از گیاهان تغذیه میکند!!!!!!!!
افتاد ؟!

طبیعی است هذیان بگویید !

این لجبازی و عناد شما هیچ ضرری برای من ندارد و این مهم نیست، بلکه مهم این است که هیچ نفعی هم برای خودتان ندارد.

sonixax #۱۰۰
کوشا

یک تناقض منطقی در قرآن نشان دهید و پایه ایمان را ویران کنید.

زپلشک!
عزیزم اینها دیگه خیلی کهنه شده!
بالاترین: سخنان ایرج ناحسابی در باره سنگ قبر فرانسوی خروس دکتر حسابی!
تازه من میتونم 1000 تا برات رو کنم!
1000 Mistakes and errors in the Quran

کوشا

من از لینکی که بالای مطلب بود کپی پیست کردم؛ از سایت حوزه

یعنی کپی کیلویی کردید بدون اینکه بدانید چه نوشته و که نوشته!

کوشا

چرا وقتی گزینه و چاره دیگری ندارد این کار را می کند.

چاره ندارد ؟! تنها یک انسان نادان وقتی چاره ندارد آویزانِ موهومات میشود. انسان آگاه و عاقل در بهترین حالتش ندانم گرا میشود.
چرا که انسان عاقل از عقل خود استفاده میکند و زمانی که چیزی برایش قطعی نباشد میگوید نمیدانم! نه اینکه برود مهملات آخوند را باور کند جانم.
در تعریف انسان عاقل هم شما گویا مشکل دارید.

کوشا

عقل را برای چنین روزی خلق کرده اند

اینی که شما میگی اسمش عقل نیست! اسمش بی عقلی و خرافاته! اسمش جهله.

کوشا

با رجز خوندن چیزی ثابت نمی شه بسم الله برهان علیت رو باطل کن

مگر من مثل شما بی عقل و نادانم که چرخ را دوباره بسازم ؟!
یک بار این برهان باطل شده! با مهملات کوشا هم اثبات نمیشود! کوشایی که حتا نمیداند از کی و از کجا نوشته کپی کیلویی میکند! کوشایی که نمیداند خیلی بیشتر از یک مورد تناقض در قرآن وجود داره!
کوشا جان ما مثل شما ایمان نداریم! عقل داریم. برای همین مثل شما انتحاری عمل نمیکنیم جانم.

کوشا

عدم و نیستی مساوی با چه چیزی است؟

باز که دنبال مساوی کردن یک چیز با یک چیز دیگر هستید!
پشگل گوسفند مساوی با چه چیزیست ؟! لابد پهن گاو :)))
ذهن ایمان زده و بیمار شما مدام دنبال جانشین برای واژه ها و حقایق میگرده! برای همینه که نسبت به دنیای واقعی کور هستید و فکر میکنید خورشید شبها میره توی گِل!

کوشا

اینکه کوچه شما بن بست است و به جایی راه ندارد هیچ ربطی به وضعیت کوچه بغلی ندارد.

هنوز فهم نکردید که این شمایید که در کوچه بن بست گیر کرده اید نه ما!
یک ادعایی کرده اید، که برای مطرح کردنش نیاز دارید 100 تا ادعای دیگه رو ابتدا ثابت کنید که زیر بار همان اولیش زائیده اید! چون سواد و دانش و خرد درست و حسابی ندارید ، 99 تای بقیه پیش کش

:)))

کوشا

حدیث قدسى:
خلقت الاشیاء لاجلك ، و خلقتك لاجلى

با شعار و حدیث پاسخ ندید جانم! با استدلال پاسخ بدید.
این احادیث و دریوریجات اسلامی به درد همان مغز نخودی های عضو داعش میخورد نه اینجا!

کوشا

طبیعی است هذیان بگویید !

این لجبازی و عناد شما هیچ ضرری برای من ندارد و این مهم نیست، بلکه مهم این است که هیچ نفعی هم برای خودتان ندارد.

پس باز هم معلوم شد که نیوفتاد! پس بزار برایت بندازمش :
من تنها مزخرفگویی شما و استاد بیسواد تر از خودتان (مطهری) را نشان دادم! دیگه انقدر عصبانیت و داغ کردن ندارد که :))
کمترین نفع سنگ روی یخ کردن شما برای من خنده ایست که پس از خواندن پاسخهای شما که از سر بیچارگی و ناتوانی داده میشوند.
هنوز نتوانسته اید حتا یکی از این همه ادعایی که کرده اید را پایور کنید و حرف از منطق و بدیهیات و عقل و علم میزنید! بعدش هم که مساله باز میشه پاسختان میشود دری وری جاتی که بالاتر نوشته اید و کپی کیلویی یک نوشته بدون اینکه آن را خوانده باشید یا بدانید کدام شخص آن را ایجاد کرده، به عبارت ساده تر در عقل و منطق را تخته کرده اید ولی دهان را باز کرده اید و مدام از منطق و عقل حرف میزنید!!!
خوب این دست و پا زدن نافرجام شما مایه خرسندیست جانم👍