درود بر دوستان بارها دیده ایم که یکی که فاروم می نویسد به ویژه اگر پارسی نویسی می کند، اگر در میان نوشته هایش در پرانتز واژه های آلمانی بیاورد چقدر چشم نواز و آموزنده و بجا میشود. من آلمانی بلد نیستم ولی از همین واژه های آلمانی که همچون گُل های تَر میان گلشن واژگان پارسی جای می گیرد و برخی دوستان در پستها به کار می برند، چندتا یاد گرفته ام. و میخواهم شمار اینها را به پنجاه تا برسانم. البته نمی خواهم بدانم به آلمانی سنگ و کوه و آدم و دختر و پسر چه میشود بلکه بیشتر واژگانی که در گفتمانهای فلسفی و
همبودشناختیک
به کار می آید را باید بیاموزیم. دوستان هم کمک کنند.
همهیِ سود کاربردن پسوند -یک این است که ساختار واژه یکسان بماند,
نه اینکه مانند برخی شود که برمیدارند دو واژهیِ نخست را میسازند, سپس به سومی
که میرسد همهیِ ساختار را رهانیده و سراغ ریشهیِ دوم واژه رفته و بزشتی بگویند "روانشناختی"!
در هر سه تا میتوان از ریشهی شناخت هم بهره برد.
به جای همبودشناسی (sociology) میشود گفت همبودشناختی, تنها دگرسانی در خوگرفتگی میباشد.
درسته, یا هر سه باید با شناخت- ساخته شوند, یا با
شناس-, نه با هر دو که آنجا واژهیِ یتیم بجا بماند.
ولی با این همه سخن شما همچنان نابجا بود, چون
خود من واژهیِ فرگشتیک را درست دانسته بودم, هنگامیکه فرگشت چهرهیِ
گذشتهیِ فرگشتن است, همچون شناخت از شناختن, در اینجا.
خب دوستمان سپهر که از ریشهی "شناس" واژه نساخت. نکند شما هم چشم بصیرت دارید؟
آری, باید بینش (= بصیرت) و دریافت خوبی از زبان داشته باشید, که شما هنوز بسنده ندارید (:
درست همانجور که سه واژه را باید با یکی از ریشهها ساخت (نه دو تا را با این ریشه, یکی را
با آن ریشه), همانجور هم در گسترایی بالاتر واژههایی که همسان هستند را یکدیس و یکسنج باید بدنبال هم ساخت.
اگر ما روانشناس (psychologist), مردمشناس, رفتارشناس (ethologist), تنکارشناس (physiologist) و ...
را با شناس- داشتیم, نمیشود میان همهیِ اینها ناگهان به همبودشناس (sociologist) که رسید آنرا با شناخت- بسازیم.
همچنین در راستای جُستار و تیکهای که این دوست Teufelchen ما سپهر به سخن مزدک گرامی
و همچنین سواد بالای هموندان این انجمن انداخته, باید گفت ٥٠ واژهیِ آلمانی که هر فارومنویسی باید بداند, نداریم.
ولی چون اینجا رویهمرفته با پارسیگویی میانهیِ خوبی دارد و دانش به زبان آلمانی
هم به پرورش و پاگیری پارسی یاری میرساند, در راستای گسترش آن میکوشیم.
...
برای برونرفت از این گرفتاری من این را گزیدهایم که با بهرهگیریِ یک زبان فرگشته و سامانمند
همچون انگلیسی, که در آن واژهها تا اندازهیِ بالایی آراسته و زیبا ردهبندی و چمآوری شدهاند, بکوشیم
با برابریابی نزدیکترین واژهها در هر دو, زبان خود امان را بگونهای آنجا لنگر زده و جای پای امان را بِسِفتیم.
آلمانی نیز کارکردی همسان داشته و ب.ن. دومین زبان فراگیر جهان در ویکیپدیا میباشد و
از روی ساختار بسیار پویا و یکزمان نزدیکی که با زبان ما دارد (نزدیکتر از انگلیسی), بیگمان به کار میاید.
آلمانی نیز کارکردی همسان داشته و ب.ن. دومین زبان فراگیر جهان در ویکیپدیا میباشد و از روی ساختار بسیار پویا و یکزمان نزدیکی که با زبان ما دارد (نزدیکتر از انگلیسی), بیگمان به کار میاید.
آری درست است.🌺 به نگرم آلمانی برای لنگرسازی پارسی به یک زبان دیگر بهترین گزینه است. چونکه انگلیسی و فرانسه نشان داده اند که بسیار آسان راه پیدا می کنند به پارسی درحالیکه آلمانی در کنار کارامدی و دوستی ای که به پارسی دارد هرگز به پارسی دستدرازی نمی کند. من ندیده ام کسی در میان پارسی یکباره بگوید "هرکونفت" ولی بارها دیده ایم که بگویند سورس، و سدها واژه فرانسه یا انگلیسی دیگر.
آلمانی برای پارسی مثل یک دوست کم-چشمداشت است که هرگاه آدم می خواهد دشواری هایش را برای او درد دل کند، او با دو چشم نگران و مهربان خوب به درد دل آدم گوش می کند.
زبان آلمانی روان مانند پینگلیش خوانده میشود. ولی s بیسدا ندارد. باید آن را ش بگویید. همچنین eu اُی و ei آی است. r غ است و sch ش است . ch هم ش است.(گاهی هم خ میشود. ش هم با کف دهان) v هم ف خوانده میشد.
erfahrung = ارفاغونگ! یا اِفاغونگ (ر گفته نمیشود) steuer= شتُیر یا شتُیا
tsch هم چ است . deutsch = دُیچ ich kann deutsch sprechen = ایش کَن دُیچ شپِغِشن
کلاس با استاد نیتیو (بومی زبان؟) بسیار مهند است چون من خود نمیدانستم که ch با sch یکی نیست ولی ناخودآگاه درست میگفتم. چون چند ترم پیاپی با استاد نیتیو دارم! از این روست که اگر میخواهید آلمانی آموزید به کلاس با استاد نیتیو بروید نه با این استاد ها که در 30 سالگی رفته اند آلمان و با یک گویش تخمی سخن میگویند! komm که کام است را میگویند کُم! یکی چیزی میان این دو است.
آلمانی برای پارسی مثل یک دوست کم-چشمداشت است که هرگاه آدم می خواهد دشواری هایش را برای او درد دل کند، او با دو چشم نگران و مهربان خوب به درد دل آدم گوش می کند.
درسته, به هر "دوستی" زمان بدهید چهرهیِ راستین اش را رو میکند, مانند همینی که ما از خود شما دارم میبینیم
میان کلام دوستان !! منابع خوب از آموزش زبان آلمانی از پایه (صفر) میشناسید؟ من مدتی پیش یک مجموعهیِ بسیار قدیمی در رادیو آلمان (DW) یافتم ولی حقیقتا قدیمی و حوصله سر بر بود و ناتمام رهایش کردم.
میان کلام دوستان !! منابع خوب از آموزش زبان آلمانی از پایه (صفر) میشناسید؟ من مدتی پیش یک مجموعهیِ بسیار قدیمی در رادیو آلمان (DW) یافتم ولی حقیقتا قدیمی و حوصله سر بر بود و ناتمام رهایش کرد