گفتگو پیرامون آثار دیوید لینچ - David Lynch

Dariush #۱

دوستان ، جنابِ لینچ از ساختنِ فیلمِ Lost Highway چه میخواست بگوید؟! من هیچ سر در نیاوردم متاسفانه. البته فعلا تنها یکبار بیشتر آنرا ندیده‌ام.

Russell #۲

من هم فیلم مالهالند درایو او را چندباری دیدم و فقط هربار گیجتر شدم.

Dariush #۳

من فکر میکنم این سبک فیلم‌ها همچون هنر سوررئال بیش از آنکه به دنبالِ مفهوم باشند ، روی انگیزش ناخودآگاه و بازی کردن با ذهن ،سرمایه گذاری کرده‌اند! من تاکنون چند نقد و توضیح هم از این فیلم‌ها خوانده‌ام اما بیشتر گیج شده‌ام!

Mehrbod #۴
Dariush

من فکر میکنم این سبک فیلم‌ها همچون هنر سوررئال بیش از آنکه به دنبالِ مفهوم باشند ، روی انگیزش ناخودآگاه و بازی کردن با ذهن ،سرمایه گذاری کرده‌اند! من تاکنون چند نقد و توضیح هم از این فیلم‌ها خوانده‌ام اما بیشتر گیج شده‌ام!

آری, داستان را میشود از کنج‌هایِ گوناگون آزندید[1]

و هر کدام هم تا یک درسدی روند داستان را درست میکنند و چند درسدی نادرست.

----
1. ^ â+zand+idan::Âzandidan || آزندیدن: تفسیر کردن MacKenzie, Ϣiki-En to interpret

Dariush #۵
Nâxodâ_Mehrbod

آری, داستان را میشود از کنج‌هایِ گوناگون آزندید[1] و هر کدام هم تا یک درسدی روند داستان را درست میکنند و چند درسدی نادرست.

فیلم را طوری ساخته که هر سکانسش ذهن را به شکلی درگیرِ خود کرده و کنجکاو به اینکه چه میگذرد. بیننده هر دم به دنبالِ ارتباطِ بین دیالوگ‌ها، صحنه‌ها ، اشیا و شخصیت‌های مختلف است تا سرنخی دستگیرش شود و همین خود به نوعی لذت‌بخش است. فیلم هدف یا پیام ویژه‌ای ندارد و هتا خط داستانی مشخصی ندارد و تنها یک سری رویدادِ درهم است که لابه‌لای آنها ارتباطهای ظاهری‌ای وجود دارد اما هرگز چنان نیست که بتوان چیزی از آنها فهمید. اما جنبه‌های هنری فیلم بالا است و درخور تحسین . اما همچون دیگر شاخه‌های هنر که زیرشاخه‌های خاص‌شان ویژه‌ی کسانی‌ست که شب و روزِ خود را با آن نوع یا ژانر میگذارند، از این نوع فیلم نیز تنها عده‌ای قلیل و خاص لذت میبرند که با سبک‌های اینچنینی به خوبی آشنا هستند و میتوانند به زوایای مختلف و هنریِ منحصر به فرد فیلم پی ببرند.

SAMKING #۶

لینکی هم از آثار بگذارید ما هم ببینیم شاید سر درآوردیم، برایتان تعریف کنیم

demeter #۸

مالهالند درایو لینچ بیش از حد شبیه پرسونا برگمان هست , اگر پرسونا را دیده باشید به این شباهت پی می برید . مالهالند درایو
ایرادی که بهش وارد است به نظر من بیش از حد روانشناسانه است . به طور کلی مالهالند درایو مفهوم سرنوشت را تداعی میکنه
شما در طول فیلم شخصیت گمشده زن مو مشکی را مشاهده می کنید , خود جاده سرنوشت گمشده است .
در حین فیلم تفاوت شخصیتی هر دو را میشود تفکیک کرد و هرچه به پایان نزدیک می شویم قابل تشخیص نیست تا جایی که در
یک نقطه مانند قطعات پازل ( در مالهالند جعبه آبی ) به هم گره می خورند .
فیلم برای من بیشتر جنبه های هنری زیبایی داشت , سکانس اولیه یک ماشین در تاریکی و موسیقی زیبایی که دارد واقعا حس
گمگشتگی دارد . خود لینچ هنرمند مجسمه ساز و نقاش هست اگر اشتباه نکنم که نمیتواند به این مساله بی ربط هم باشد .