<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[دفترچه - چهره‌ها]]></title>
		<link>https://daftarche.com/</link>
		<description><![CDATA[دفترچه - https://daftarche.com]]></description>
		<pubDate>Fri, 01 May 2026 14:13:13 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[محمد نوری زاد]]></title>
			<link>https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF</link>
			<pubDate>Sun, 23 Aug 2015 12:07:31 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://daftarche.com/member.php?action=profile&uid=658">سارا</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[با سلام و درود  به همه دوستان<br />
<br />
گویا هفته پیش در میدان ونک دوباره محمد نوری زاد بهمراه مادر مرحوم ستاربهشتی (هر چند مناسبترین کلمه بجای مرحوم باید شهید باشد!) و جمعی از یارانش تحصن کرده بودند. هر هفته گویا ایشان در جایی از تهران تحصن می کنند و اجتماعاتی را برپا می کنند. راستی قضیه ی این آقا چیست؟ ایشان که به گفته ی خودشان تا قبل از سال 88 دلداده ی رهبری بوده اند و بعد با اتفاقاتی که در سال 88 در جریان انتخابات رخ داد یکهو  عقیده اشان نسبت به رهبر و نظام 180 درجه می چرخد! البته تنها ایشان این چرخش 180 درجه ای عقیده را تجربه نکرده اند، افراد بسیاری از سیاسیون گرفته تا اهل قلم و حتی مردم عادی هم از سال 88 به بعد در فاز مقابل نظام و رهبری قرار گرفته اند. یک نمونه از این سیاسیون حسین علیزاده است که دیپلمات سابق ایران در اروپا بوده است. ایشان در مصاحبه ای که با صدای آمریکا داشتند صریحاً بیان کردند که تا قبل از 88 به رهبر و نظام دلبستگی داشتند ولی با جریاناتی که در سال 88 رخ داد و با رویت چهره واقعی نظام  تمامی این دلبستگیشان از هم گسیخته شد!<br />
<br />
حال سوال اینجاست که آیا تنها در سال 88 در ایران تظاهرات اعتراض آمیز  رخ داده است؟ یعنی قبل از این سال هیچ اعتراضی نبوده است ؟ هیچ اجتماعی بر ضد بی عدلتی شکل نگرفته است؟ آیا تنها در این سال عده ای بدون هیچ گناهی کشته شدند؟ (چه در تظاهرات چه در بازداشتگاه ها)<br />
در صحبتهای تمام این افرادی که از سال 88 به بعد دچار تحول شده و در نقطه مقابل نظام قرار گرفته اند، یک حرف مشترک وجود دارد و آن اینست "ما فکر نمی کردیم نظام با معترضین این رفتار را داشته باشد انتظار خشونت از نظام را نداشتیم". آیا فقط در سال 88 خشونت رخ داده است و..........<br />
<br />
سوالات همچنان پابرجا هستند همانطور که نوری زاد همچنان پابرجاست  آنهم در شرایطی که افراد را بخاطر یک وبلاگ که در آن اعتراض کوچکی به حکومت شده  بر دار می کشند ولی نوری زاد همچنان سایتش را فیس بوکش را هر روز آپدیت می کند و هر روز نامه ی جدیدی به رهبری  می نگارد و همچنان صحیح و سلامت است ........]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با سلام و درود  به همه دوستان<br />
<br />
گویا هفته پیش در میدان ونک دوباره محمد نوری زاد بهمراه مادر مرحوم ستاربهشتی (هر چند مناسبترین کلمه بجای مرحوم باید شهید باشد!) و جمعی از یارانش تحصن کرده بودند. هر هفته گویا ایشان در جایی از تهران تحصن می کنند و اجتماعاتی را برپا می کنند. راستی قضیه ی این آقا چیست؟ ایشان که به گفته ی خودشان تا قبل از سال 88 دلداده ی رهبری بوده اند و بعد با اتفاقاتی که در سال 88 در جریان انتخابات رخ داد یکهو  عقیده اشان نسبت به رهبر و نظام 180 درجه می چرخد! البته تنها ایشان این چرخش 180 درجه ای عقیده را تجربه نکرده اند، افراد بسیاری از سیاسیون گرفته تا اهل قلم و حتی مردم عادی هم از سال 88 به بعد در فاز مقابل نظام و رهبری قرار گرفته اند. یک نمونه از این سیاسیون حسین علیزاده است که دیپلمات سابق ایران در اروپا بوده است. ایشان در مصاحبه ای که با صدای آمریکا داشتند صریحاً بیان کردند که تا قبل از 88 به رهبر و نظام دلبستگی داشتند ولی با جریاناتی که در سال 88 رخ داد و با رویت چهره واقعی نظام  تمامی این دلبستگیشان از هم گسیخته شد!<br />
<br />
حال سوال اینجاست که آیا تنها در سال 88 در ایران تظاهرات اعتراض آمیز  رخ داده است؟ یعنی قبل از این سال هیچ اعتراضی نبوده است ؟ هیچ اجتماعی بر ضد بی عدلتی شکل نگرفته است؟ آیا تنها در این سال عده ای بدون هیچ گناهی کشته شدند؟ (چه در تظاهرات چه در بازداشتگاه ها)<br />
در صحبتهای تمام این افرادی که از سال 88 به بعد دچار تحول شده و در نقطه مقابل نظام قرار گرفته اند، یک حرف مشترک وجود دارد و آن اینست "ما فکر نمی کردیم نظام با معترضین این رفتار را داشته باشد انتظار خشونت از نظام را نداشتیم". آیا فقط در سال 88 خشونت رخ داده است و..........<br />
<br />
سوالات همچنان پابرجا هستند همانطور که نوری زاد همچنان پابرجاست  آنهم در شرایطی که افراد را بخاطر یک وبلاگ که در آن اعتراض کوچکی به حکومت شده  بر دار می کشند ولی نوری زاد همچنان سایتش را فیس بوکش را هر روز آپدیت می کند و هر روز نامه ی جدیدی به رهبری  می نگارد و همچنان صحیح و سلامت است ........]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ابن اسحاق]]></title>
			<link>https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D9%82</link>
			<pubDate>Sat, 08 Aug 2015 19:25:47 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://daftarche.com/member.php?action=profile&uid=24">Anarchy</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D9%82</guid>
			<description><![CDATA[<a href="http://lib.eshia.ir/23022/3/882" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">کتابخانه مدرسه فقاهت - دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی</a><br />
<br />
<span style="font-family: arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: 4pt;" class="mycode_size"><br />
<br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">اِبْن‌ِ اِسْحاق‌، ابوعبدالله‌، یا ابوبكر محمد بن‌ اسحاق‌ بن‌ یسار بن‌ خیارِ مطلبى‌ مدنى‌ (80 -151ق‌/699 - 768م‌)، محدث‌ و نخستین‌ سیره‌نویسى‌ كه‌ زندگانى‌ پیامبر اكرم‌ (ص‌) را به‌ رشتة نگارش‌ درآورده‌ است‌ (ابن‌ حبان‌، مشاهیر علماء الامصار، 139-140). به‌ گفتة ذهبى‌ ابن‌ اسحاق‌ در 80 ق‌ در مدینه‌ زاده‌ شد ( سیر، 7/34)، اما برخى‌ از محققان‌ معاصر نظر داده‌اند كه‌ ابن‌ اسحاق‌ در حدود سال‌ 85ق‌ متولد شده‌ است‌ (برای‌ نمونه‌، نك: سقا، «م‌»؛ زریاب‌، 81، 83) كه‌ ظاهراً این‌ نظر بى‌توجه‌ به‌ نوشتة ذهبى‌ اظهار شده‌ است‌. ابن‌ اسحاق‌ از زُمرة موالى‌ است‌. جد او یسار بن‌ خیار یا یسار بن‌ كوتان‌ (كه‌ ضبط دیگر آن‌ كوثان‌ است‌، ذهبى‌، سیر، 7/33) از مسیحیانى‌ بود كه‌ در نُقیره‌ (روستایى‌ در حوالى‌ عین‌ التمر) زندانى‌ بود. خالد بن‌ ولید پس‌ از گشودن‌ این‌ قلعه‌ در 12ق‌/633م‌ علاوه‌ بر زنان‌ و كودكان‌ آنجا، 40 پسر را نیز كه‌ توسط اهالى‌ نقیره‌ به‌ گروگان‌ گرفته‌ شده‌ و در كلیسا محبوس‌ بودند، به‌ اسارت‌ گرفت‌. از جملة این‌ 40 تن‌، یسار جد محمد بن‌ اسحاق‌ بود كه‌ پس‌ از ورود به‌ مدینه‌ مولای‌ قیس‌ بن‌ مَخرمه‌ شد (بلاذری‌، 248؛ شباب‌، طبقات‌، 2/678؛ ابن‌ سعد، 7/321؛ بخاری‌، التاریخ‌ الكبیر، 1(1)/40)، اما تنها قهپایى‌ مى‌نویسد كه‌ او پس‌ از اسارت‌ و ورود به‌ مدینه‌ به‌ بردگى‌ فاطمه‌ بنت‌ عتبه‌ درآمد (1/199، 5/148- 149). به‌ نوشتة بكری‌ اندلسى‌ این‌ گروگانها عرب‌ تبارانى‌ بودند كه‌ در اختیار كسری‌ قرار داشتند (1/319)، اما این‌ سخن‌ مسلم‌ نیست‌ (نك: زریاب‌، 82). <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">یسار 3 پسر داشت‌: اسحاق‌، موسى‌ و عبدالرحمان‌ (قس‌: ابن‌ قتیبه‌، 492) كه‌ هر 3 از محدثان‌ و راویان‌ حدیث‌ بودند. اسحاق‌ با دختر صَبیح‌ یكى‌ از موالى‌ حُوَیْطِب‌ بن‌ عبدالعُزّی‌ ازدواج‌ كرد. حاصل‌ این‌ زناشویى‌ 3 پسر به‌ نامهای‌ محمد، ابوبكر و عمر (د 154ق‌/771م‌) بود. این‌ هر 3 فرزند به‌ پدر تأسى‌ كردند و از جملة طالبان‌ حدیث‌ گردیدند كه‌ احادیث‌ زیادی‌ از آنان‌ روایت‌ شده‌ است‌ (مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌الله‌، 3؛ قس‌: شباب‌، طبقات‌، همانجا؛ ابن‌ حبان‌، الثقات‌، 7/380؛ یاقوت‌، 18/6). محمد بن‌ اسحاق‌ دوران‌ كودكى‌ و نوجوانى‌ را در مدینه‌ گذراند. نخست‌ نزد پدر و عموهایش‌ موسى‌ بن‌ یسار و عبدالرحمان‌ بن‌ یسار و آنگاه‌ نزد عالمان‌ دیگر به‌ كسب‌ دانش‌ پرداخت‌ (طبری‌، 11/654؛ ذهبى‌، تذكرة، 1/172-173). او در این‌ شهر مانند بیشتر طالبان‌ علم‌ در آن‌ دوره‌، و به‌ ویژه‌ موالى‌، به‌ كسب‌ علوم‌ متداول‌ زمان‌ پرداخت‌. شوق‌ موالى‌ برای‌ فراگرفتن‌ دانشها از دیگران‌ بیشتر بود، زیرا آنان‌ از جوامعى‌ بودند كه‌ در آنها كتابت‌ و دانش‌ بیشتر از جامعة عرب‌ رواج‌ داشت‌، و به‌ علاوه‌، موالى‌ از نظر جایگاه‌ اجتماعى‌ در طبقات‌ پایین‌تر بودند و بهترین‌ چیزی‌ كه‌ مى‌توانست‌ مرتبة اجتماعى‌ آنان‌ را بالا برد و این‌ نقص‌ را جبران‌ كند، وصول‌ به‌ مقامات‌ علمى‌ خاصه‌ دانش‌ دین‌ و فقه‌ و حدیث‌ بود (زریاب‌، 83). كسان‌ دیگری‌ كه‌ ابن‌ اسحاق‌ پیش‌ از همه‌ نزد آنان‌ به‌ تحصیل‌ پرداخت‌، ابوسلمة بن‌ عبدالرحمان‌ و سالم‌ بن‌ عبدالله‌ بودند (ابن‌ معین‌، 2/73). اساتید دیگر او عاصم‌ بن‌ عمر بن‌ قتاده‌، یزید بن‌ رومان‌، محمد بن‌ ابراهیم‌، قاسم‌ بن‌ محمد، نافع‌ مولى‌ ابن‌ عمر، و به‌ ویژه‌ ابن‌ شهاب‌ زهری‌، عبدالله‌ بن‌ ابوبكر بن‌ محمد مدنى‌، محمد بن‌ سائب‌ كلبى‌ و بسیاری‌ دیگر بودند كه‌ ابن‌ اسحاق‌ از آنها دانشهای‌ معمول‌ را فرا گرفت‌ و هم‌ از این‌ گروه‌ روایت‌ كرد. او مغازی‌ عروة بن‌ زبیر را از شاگردش‌ یزیدبن‌رومان‌ آموخت‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ مغازی‌ عبدالله‌ بن‌ كعب‌ را شنید (ابن‌ سعد، بخش‌ چاپ‌ نشدة طبقات‌، نك: مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌الله‌، 3-4، 7- 8، حاشیه‌؛ ذهبى‌، سیر، 7/34). <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color"> ابن‌ شهاب‌ زهری‌ استاد برجستة ابن‌ اسحاق‌ چنان‌ مجذوب‌ قدرت‌ علمى‌ وی‌ گردید كه‌ اعلام‌ داشت‌ تا زمامى‌ كه‌ این‌ اَحول‌ (لوچ‌) یعنى‌ ابن‌ اسحاق‌ در حجاز است‌، حجاز مركز علم‌ خواهد بود (ابن‌ ابى‌ حاتم‌، 2(3)/191؛ بسوی‌، 2/27). ابن‌ عدی‌ جرجانى‌ داستانى‌ نقل‌ كرده‌ كه‌ بر اساس‌ آن‌ ابن‌ شهاب‌ زهری‌ اجازه‌ داد ابن‌ اسحاق‌ هرگاه‌ كه‌ مایل‌ باشد به‌ دیدار وی‌ برود (6/2119). غیر از اساتید یاد شده‌، محمد بن‌ اسحاق‌ در مدینه‌ در سلك‌ یاران‌ امامان‌ شیعه‌، حضرت‌ باقر (ع‌) و حضرت‌ صادق‌(ع‌) درآمد و از آنان‌ نقل‌ حدیث‌ كرد (برقى‌، 10؛ ذهبى‌، تذكرة، 1/172؛ سیوطى‌، 82). همین‌ روابط سبب‌ شد كه‌ گروهى‌ او را شیعه‌ یا دارای‌ گرایش‌ شیعى‌ بدانند (نك: یاقوت‌، 18/7). محمد بن‌ اسحاق‌ به‌ شنیدن‌ سخنان‌ اساتید خود اكتفا نكرد، بلكه‌ كوشش‌ ورزید احادیث‌ و روایات‌ را از زبان‌ راویان‌ مشهور دیگر نیز بشنود و گردآوری‌ كند. تبحر و وسعت‌ معلومات‌ وی‌ باعث‌ شد كه‌ طبری‌ او را پر دانش‌ و آگاه‌ به‌ همة علوم‌ متداول‌ عصر بخواند (11/654 - 655). هنگامى‌ كه‌ به‌ مصر رفته‌ بود، در مجلس‌ درس‌ یزید بن‌ ابى‌ حبیب‌ (د 128ق‌/746م‌) كه‌ از معاریف‌ محدثین‌ آن‌ دیار بود، حاضر گشت‌ و از محضر او بهره‌ برد (مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌ الله‌، 5). </span><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">از خصوصیات‌ ظاهری‌ او كه‌ منابع‌ به‌ آن‌ تصریح‌ دارند، اینكه‌ وی‌ احول‌ بوده‌ است‌. و بارها از او با این‌ لقب‌ یاد كرده‌اند (ابن‌ ابى‌ حاتم‌، همانجا؛ ابن‌ خلكان‌، 4/276). ابن‌ اسحاق‌ سرانجام‌ به‌ سبب‌ مشكلاتى‌ كه‌ برای‌ او در زادگاهش‌ فراهم‌ گشته‌ بود، به‌ ویژه‌ دشمنیهای‌ مالك‌ بن‌ انس‌ و هشام‌ بن‌ عروه‌ در حدود 30 سالگى‌ راهى‌ سفر شد. سفر نخستین‌ او به‌ سوی‌ غرب‌ بود. در 115ق‌/733م‌ به‌ مصر رفت‌ و مدتى‌ در اسكندریه‌ اقامت‌ گزید و در آنجا نزد گروهى‌ از استادان‌ به‌ آموزش‌ فقه‌ و حدیث‌ پرداخت‌. از اساتید او در آنجا غیر از یزید بن‌ ابى‌ حبیب‌ مى‌توان‌ از ثُمامة بن‌ شُفَى‌ّ، قاسم‌ بن‌ قرمان‌، عُبیدالله‌ بن‌ ابى‌ جعفر نام‌ برد (ذهبى‌، سیر، 7/47- 48؛ سزگین‌، 1(2)/87 - 88؛ سقا، «م‌»). ابن‌ حجر سفر او را به‌ مصر در 119ق‌/737م‌ ضبط كرده‌ (9/44) كه‌ درست‌ به‌ نظر نمى‌رسد و مورد تأیید سایر منابع‌ نیست‌. </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">اقامت‌ او در مصر ظاهراً چندان‌ نپایید و از آنجا به‌ مدینه‌ بازگشت‌. برخلاف‌ آنچه‌ كه‌ اغلب‌ پنداشته‌ مى‌شود، وی‌ یكسره‌ به‌ عراق‌ نرفت‌. در مدینه‌ به‌ كار خود ادامه‌ داد و به‌ گردآوری‌ اخبار و احادیث‌ در زمینة احوال‌ پیامبر و همچنین‌ اخبار مربوط به‌ پادشاهان‌ و قبایل‌ دیرین‌ عرب‌ همت‌ گماشت‌، ولى‌ باز هم‌ محیط مدینه‌ را برای‌ ماندن‌ مناسب‌ ندانست‌. روابط شخصى‌ او با مالك‌ بن‌ انس‌ پیشوای‌ مذهب‌ مالكى‌ و هشام‌ بن‌ عروه‌ محدث‌ بزرگ‌، هر یك‌ به‌ جهاتى‌ نامطلوب‌ بود. مالك‌ بیش‌ از همه‌ در ایجاد جو نامناسب‌ برای‌ ابن‌ اسحاق‌ تلاش‌ مى‌كرد. افزون‌ بر همة اینها، ابن‌ اسحاق‌ در مدینه‌ برای‌ تأمین‌ معاش‌ گرفتار تنگدستى‌ و سختى‌ شد. كسى‌ در این‌ هنگام‌ او را به‌ عراق‌ دعوت‌ كرد و او با آنكه‌ داوودبن‌ خالد او را از این‌ كار باز مى‌داشت‌ (ابن‌ عدی‌، 6/2118)، ناگزیر راه‌ سفر در پیش‌ گرفت‌ (ابن‌ سعد، 7/322؛ خطیب‌، 1/223). در آغاز به‌ كوفه‌ و جزیره‌ و حیره‌، سپس‌ به‌ بغداد و پس‌ از مدتى‌ به‌ ری‌ رفت‌ و بیشتر سالهای‌ پختگى‌ و كمال‌ را در این‌ شهرها گذراند و شاگردان‌ زیادی‌ تربیت‌ كرد. به‌ این‌ جهت‌ است‌ كه‌ از اهالى‌ مدینه‌ غیر از ابراهیم‌ بن‌ سعد كسى‌ از او روایت‌ نكرده‌ است‌ (ابن‌ سعد، بخش‌ چاپ‌ نشدة طبقات‌، نك: مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌ الله‌، 7- 8؛ ذهبى‌، سیر 7/47- 48). <br />
<br />
اقامت‌ او در كوفه‌ ظاهراً به‌ طول‌ انجامید. در حدود 142ق‌/759م‌ در سلك‌ اطرافیان‌ عباس‌ بن‌ محمد برادر منصور خلیفة عباسى‌ كه‌ حاكم‌ منطقة جزیره‌ بود، درآمد (مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌ الله‌، 6). از آنجا نزد منصور كه‌ در این‌ هنگام‌ در حیره‌ بود، رفت‌ و كتاب‌ مغازی‌ را نخستین‌ بار برای‌ او نگاشت‌ (خطیب‌، 1/221؛ ابن‌ خلكان‌، 4/277)، هر چند از سالها پیش‌ از آن‌ در اندیشة تدوین‌ آن‌ كتاب‌ بود و منابع‌ و روایات‌ مورد نیاز خود را به‌ ویژه‌ از طریق‌ راویان‌ مدینه‌ و مصر - قبل‌ از رفتن‌ به‌ عراق‌ - تهیه‌ كرده‌ یود. </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">شاگردان‌ وی‌ در كوفه‌ و حیره‌ و جزیره‌ كتاب‌ او را از خود وی‌ شنیدند و بسیاری‌ از آنان‌ به‌ روایت‌ آن‌ پرداختند (ابن‌ قتیبه‌، 492؛ ابن‌ سعد، بخش‌ چاپ‌ نشدة طبقات‌، نك: مهدوی‌، همانجا؛ یاقوت‌، 18/6؛ ذهبى‌، سیر، 7/47- 48). <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">ابن‌ اسحاق‌ پس‌ از مدتى‌ اقامت‌ در جزیره‌ از سوی‌ منصور به‌ بغداد - كه‌ تازه‌ بنا شده‌ و پایتخت‌ عباسیان‌ گردیده‌ بود - فراخوانده‌ شد. خلیفه‌ در آنجا از وی‌ خواست‌ كه‌ كتابى‌ در تاریخ‌ از زمان‌ حضرت‌ آدم‌ تا عصر او تألیف‌ كند (خطیب‌، 1/122؛ سقا، «ط - ی‌»). ابن‌ اسحاق‌ از بغداد به‌ ری‌ كه‌ ظاهراً در آن‌ اوقات‌ اقامتگاه‌ و مقر ولیعهد خلیفه‌ یعنى‌ مهدی‌ بود، رفت‌. او در ری‌ به‌ تربیت‌ شاگردان‌ و روایت‌ اخبار و احادیث‌ و بیان‌ مغازی‌ پرداخت‌ و این‌ مباحث‌ را به‌ افراد بسیاری‌ آموخت‌. راویان‌ او در ری‌ بیشتر از مدینه‌ بودند. احتمالاً او زمانى‌ طولانى‌ در این‌ شهر اقامت‌ داشته‌ است‌ (نك: خطیب‌، 1/226). پس‌ از چند سال‌ زندگى‌ در ری‌، چون‌ مهدی‌ آهنگ‌ بغداد كرد، همراه‌ او بدین‌ شهر آمد و تا پایان‌ زندگى‌ در آنجا زیست‌. <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">پس‌ از مرگ‌، او را در گورستان‌ خیزران‌ این‌ شهر (منسوب‌ به‌ خیزران‌ مادر هارون‌ الرشید و هادی‌) به‌ خاك‌ سپردند (ابن‌ سعد، 7/322). سال‌ دقیق‌ مرگ‌ او محل‌ اختلاف‌ است‌: ابن‌ سعد (همانجا)، ابن‌ عدی‌ جرجانى‌ (6/2116)، بخاری‌ ( التاریخ‌ الكبیر، 1(1)/40، التاریخ‌ الصغیر، 2/104) و برخى‌ دیگر چون‌ عامری‌ حرضى‌ یمانى‌، مؤلف‌ غربال‌ الزمان‌ (ص‌ 140) درگذشت‌ او را در 151ق‌/768م‌ دانسته‌اند. گروه‌ زیادتری‌ به‌ تفاوت‌ سالهای‌ 150 تا 153ق‌ را سال‌ مرگ‌ وی‌ ضبط كرده‌اند (ابن‌ حبان‌، الثقات‌، 7/380؛ ابن‌ ندیم‌، 105؛ ابن‌ اثیر، 5/594؛ یاقوت‌، 18/6؛ شباب‌، تاریخ‌، 2/660؛ ذهبى‌، سیر، 7/55، به‌ نقل‌ از ابن‌ معین‌). با این‌ حال‌ طبری‌ و ابن‌ سعد به‌ نقل‌ از فرزند ابن‌ اسحاق‌ درگذشت‌ پدر وی‌ را در 150ق‌ نوشته‌اند (ابن‌ سعد، بخش‌ چاپ‌ نشدة طبقات‌ نك: مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌الله‌، 7- 8؛ طبری‌، 11/655)، قولى‌ كه‌ نویسندة «دائرة المعارف‌ اسلام‌1» آن‌ را پذیرفته‌ است‌. خطیب‌ بغدادی‌ بدون‌ اظهارنظر سنوات‌ مختلف‌ را ذكر كرده‌ است‌ (1/232-234) و ابن‌ خلكان‌ ضمن‌ برشمردن‌ همة اقوال‌، سال‌ 151ق‌ را صحیح‌تر مى‌داند (4/277). گفته‌اند كه‌ بر درِ آرامگاه‌ او در بغداد با گچ‌ نوشته‌ شده‌ بود: «هذا قبر محمد بن‌ اسحاق‌ بن‌ یسار صاحب‌ مغازی‌ رسول‌الله‌ صلى‌الله‌ علیه‌ و سلم‌» (ابن‌ عدی‌، همانجا). </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color"><br />
<br />
جایگاه‌ علمى‌: رجال‌ شناسان‌ در زمینة مقام‌ علمى‌ ابن‌ اسحاق‌ نظرهای‌ گوناگون‌ ابراز كرده‌اند. برخى‌ او را ثقه‌ و مورد اطمینان‌، و دسته‌ای‌ دیگر دروغگویش‌ دانسته‌اند.</span><span style="color: #ff0000;" class="mycode_color"> او حافظه‌ای‌ قوی‌ داشت‌. گفته‌اند در مدینه‌ هر كس‌ 5 حدیث‌ یا بیشتر مى‌دانست‌، برای‌ آنكه‌ فراموشش‌ نشود، نزد ابن‌ اسحاق‌ به‌ ودیعه‌ مى‌گذاشت‌ و از او مى‌خواست‌ آنها را حفظ كند تا اگر خود فراموش‌ كند، كسى‌ آنها را در خاطر داشته‌ باشد (خطیب‌، 1/220). به‌ سبب‌ همین‌ حافظة بى‌مانند، او را امیرالمحدثین‌ خوانده‌اند (بخاری‌، التاریخ‌ الكبیر، 1(1)/40). ذهبى‌ مى‌گوید ابن‌ اسحاق‌ در دانش‌ همچون‌ دریایى‌ خروشان‌ بود و در مدینه‌ نخستین‌ كس‌ بوده‌ كه‌ علوم‌ زمان‌ خود را تدوین‌ كرده‌ است‌ ( سیر، 7/35). وی‌ از طبقة سوم‌ محدثانى‌ است‌ كه‌ در مدینه‌ احادیث‌ و روایات‌ مربوط به‌ تاریخ‌ و مغازی‌ را گرد آوردند. از على‌ بن‌ مدینى‌ نقل‌ كرده‌اند كه‌: علم‌ سنت‌ نزد 12 تن‌ است‌ كه‌ یكى‌ از آنها ابن‌ اسحاق‌ است‌ (خطیب‌، 1/219). ابن‌ اسحاق‌ احادیث‌ بسیاری‌ روایت‌ كرد، اما محمد بن‌ اسماعیل‌ مى‌گفت‌ وی‌ هزار حدیث‌ مختص‌ به‌ خود دارد كه‌ كسى‌ در روایت‌ آن‌ با او شریك‌ نیست‌ (همو، 1/247). </span><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">ابن‌ اسحاق‌ نه‌ تنها در تاریخ‌ و قصص‌ و اخبار مربوط به‌ وقایع‌ و مغازی‌ شهرت‌ داشت‌، بلكه‌ در روایت‌ احادیث‌ مربوط به‌ احكام‌ و سنن‌، ثقه‌ و صاحب‌ رأی‌ به‌ شمار مى‌آمد، به‌ گونه‌ای‌ كه‌ دیگران‌ بر او رشك‌ مى‌ورزیدند (ابن‌ حبان‌، الثقات‌، 7/383؛ مهدی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌ الله‌، 4). <br />
</span><br />
<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color"> ابن‌ اسحاق‌ به‌ علم‌ سنن‌ عنایت‌ تام‌ داشت‌ و با روشى‌ استوار به‌ گردآوری‌ احادیث‌ مى‌پرداخت‌. وی‌ از طرق‌ مختلف‌ روایت‌ مى‌كرد: از مشایخى‌ كه‌ ایشان‌ را دیده‌ بود، از مشایخى‌ كه‌ از مشایخ‌ او نقل‌ مى‌نمودند و نیز از كسانى‌ كه‌ مشایخشان‌ از مشایخ‌ وی‌ روایت‌ مى‌كردند؛ و این‌ حاكى‌ از صدق‌ و امانت‌ ابن‌ اسحاق‌ در نقل‌ احادیث‌ است‌ (ابن‌ حبان‌، مشاهیر علماء الامصار، 139-140). به‌ گفتة ابن‌ خلكان‌ روایات‌ ابن‌ اسحاق‌ نزد اكثر علما مقبول‌ بود و در مغازی‌ و سیر هیچ‌ تردید در پیشوایى‌ او نیست‌. از شافعى‌ روایت‌ كرده‌اند كه‌ گفته‌ است‌: هركس‌ بخواهد در آموزش‌ مغازی‌ تبحر یابد، باید نزد ابن‌ اسحاق‌ رود (ابن‌ خلكان‌، 4/276). </span><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color"> ابن‌ معین‌ و على‌ بن‌ مدینى‌ در تأیید او مطالبى‌ گفته‌اند. سفیان‌ بن‌ عیینه‌ مى‌گوید مردم‌ مدینه‌ از او حدیث‌ نقل‌ نمى‌كنند، ولى‌ من‌ متجاوز از 70 سال‌ با او بودم‌ و نشنیدم‌ كه‌ اهل‌ این‌ شهر او را به‌ چیزی‌ متهم‌ كنند، یا اتهام‌ و خدشه‌ای‌ بر او وارد سازند (ابن‌ ابى‌ حاتم‌، 3(2)/192؛ بخاری‌، التاریخ‌ الكبیر، 1(1)/40). سفیان‌ همچنین‌ گفته‌ است‌ كه‌ ابن‌ اسحاق‌ به‌ راستى‌ امیرالمؤمنین‌ حدیث‌ است‌ و از بهترین‌ كسانى‌ است‌ كه‌ اخبار را روایت‌ كرده‌ است‌ (ابن‌ حبان‌، الثقات‌، 7/383). ایرادی‌ كه‌ بر ابن‌ اسحاق‌ گرفته‌اند، این‌ است‌ كه‌ از طریق‌ ضعفا روایتهای‌ زیادی‌ نقل‌ كرده‌ است‌ و همین‌ سبب‌ شده‌ كه‌ مطالب‌ ناپسندی‌ در كتاب‌ او وارد شود (همانجا). و از این‌ روست‌ كه‌ دسته‌ای‌ او را كاذب‌ خوانده‌اند. مطالب‌ طعن‌آمیز علیه‌ او را ابن‌ عدی‌ جرجانى‌ و خطیب‌ بغدادی‌ و ابن‌ سیدالناس‌ (در عیون‌ الاثر ) گرد آورده‌اند (سقا، «ن‌، س‌»). ابن‌ قتیبه‌ نیز به‌ این‌ موضوع‌ اشاره‌ای‌ دارد (ص‌ 492). ابن‌ عدی‌ جرجانى‌ افراد چندی‌ را برمى‌شمارد كه‌ احادیث‌ منقوله‌ از ابن‌ اسحاق‌ را معتبر نمى‌شمارند؛ مى‌گوید: در مجلس‌ فریابى‌ بودم‌، از او خواسته‌ شد حدیثى‌ از ابن‌ اسحاق‌ بگوید و او ابن‌ اسحاق‌ را زندیق‌ خواند (6/2117). اما معروف‌ترین‌ كسانى‌ كه‌ در تخطئه‌ او سخن‌ گفته‌اند، هشام‌ بن‌ عروه‌ و مالك‌ بن‌ انس‌ هستند كه‌ به‌ روابط میان‌ آنها پس‌ از این‌ اشاره‌ خواهد شد. ابوسعید یحیى‌ بن‌ سعید قطان‌ بصری‌ (د 198ق‌/813م‌)، ابومحمد سلیمان‌ بن‌ بلال‌ تیمى‌ (د 173ق‌/789م‌) و وُهیب‌ بن‌ خالد بن‌ عجلان‌ بصری‌ (د 165 یا 169ق‌/781 یا 785م‌) نیز ابن‌ اسحاق‌ را غیر ثقه‌ و غیر معتبر شمرده‌اند (ابن‌ حجر، 9/45؛ ذهبى‌، تذكرة، 1/172-173). یكى‌ از موارد ضعف‌ او كه‌ بیشتر به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌، نقل‌ مطالبى‌ است‌ كه‌ از قول‌ صاحبان‌ ادیان‌ دیگر، به‌ ویژه‌ یهودیان‌، در روایات‌ مربوط به‌ غزوات‌ پیامبر آورده‌ است‌. همچنین‌ او از محمد بن‌ سائب‌ كلبى‌ حدیث‌ روایت‌ كرده‌ است‌ و چون‌ مى‌خواسته‌ كه‌ كلبى‌ شناخته‌ نشود، از او با كنیة «ابوالنضر» نام‌ برده‌ است‌ (سمعانى‌، 11/134). به‌ رغم‌ این‌ عده‌ كه‌ او را كاذب‌ شمرده‌اند، كسانى‌ چون‌ ابوالحسن‌ على‌ بن‌ عبدالله‌ بن‌ جعفر مدینى‌ (د 224ق‌/839م‌)، ابن‌ شهاب‌ زهری‌، سفیان‌ بن‌ عیینه‌، عاصم‌ بن‌ عمر، و حتى‌ محمد بن‌ ادریس‌ شافعى‌ او را ستوده‌اند (خطیب‌، 1/219-220). شاگردان‌ بسیاری‌ در سرزمینهای‌ مختلف‌ مدینه‌، مصر، حیره‌، كوفه‌، ری‌ و بغداد از او حدیث‌ آموخته‌، و روایت‌ كرده‌اند. در مدینه‌ تنها ابراهیم‌ بن‌ سعد از او روایت‌ كرده‌، و به‌ نقل‌ بعضى‌، روایت‌ ابراهیم‌ از ابن‌ اسحاق‌، از همه‌ صحیح‌تر است‌ (ابن‌ معین‌، 2/200). </span><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">شاگردان‌ برجستة دیگر او زیاد بن‌ عبدالله‌ بكائى‌، سلمة بن‌ فضل‌ الابرش‌، یونس‌ بن‌ بُكیر، سفیان‌ ثوری‌، سفیان‌ بن‌ عیینه‌ و حماد بن‌ زید بودند. استادش‌ در مصر - یزید بن‌ ابى‌ حبیب‌ - نیز همانند شاگردی‌ از او روایت‌ مى‌كرد (ذهبى‌، تذكرة، 1/172-173؛ سیر، 7/35). <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">روابط بن‌ اسحاق‌ با مالك‌ و هشام‌: چنانكه‌ گفته‌ شد، رابطة ابن‌ اسحاق‌ با دو تن‌ در مدینه‌ تیره‌ بود. یكى‌ ابوالمنذر هشام‌ بن‌ عروة بن‌ زبیر اسدی‌ (61 - 145 یا 146ق‌/681 -763م‌) از محدثان‌ و راویان‌ معروف‌ مدینه‌ بود كه‌ ابن‌ اسحاق‌ از همسر او فاطمة بنت‌ منذر بن‌ زبیر كه‌ زنى‌ عالمه‌ و محدثه‌ و ثقه‌ بود، روایت‌ مى‌كرد (ابن‌ قتیبه‌، 492). فاطمه‌ در 48ق‌/668م‌ زاده‌ شد و از جده‌اش‌ اسما دختر ابوبكر و ام‌سلمه‌، ام‌المؤمنین‌ و گروهى‌ دیگر روایت‌ مى‌كرد. هشام‌، شوهرش‌ و محمد بن‌ اسحاق‌ و كسانى‌ دیگر چون‌ محمد بن‌ سوقه‌ و محمد بن‌ اسماعیل‌ بن‌ یسار از او حدیث‌ روایت‌ كرده‌اند (ابن‌ خلكان‌، 4/277؛ كحاله‌، 4/146). چون‌ ابن‌ اسحاق‌ از فاطمه‌ روایت‌ مى‌كرد، خشم‌ هشام‌ را برانگیخت‌ و گفت‌ آیا ابن‌ اسحاق‌ با فاطمه‌ دیدار دارد؟ اما گفتة هشام‌ موجب‌ جرح‌ ابن‌ اسحاق‌ نمى‌شود، زیرا مى‌دانیم‌ كه‌ گروهى‌ از راویان‌ از عایشه‌ حدیث‌ شنیده‌اند، بى‌آنكه‌ او را ببینند و تنها صدایش‌ را مى‌شنیده‌اند و مردم‌ نیز اخبار آنان‌ را قبول‌ كرده‌اند. روایت‌ ابن‌ اسحاق‌ از فاطمه‌ نیز از پس‌ پرده‌ای‌ كه‌ میان‌ آنان‌ آویخته‌ شده‌ بود، انجام‌ گردیده‌، و این‌ سماع‌ درست‌ است‌ (ابن‌ حبان‌، الثقات‌، 7/381). با اینهمه‌ هشام‌ منكر این‌ امر بود و ابن‌ اسحاق‌ را خبیث‌ و دروغگو و دشمن‌ خدا مى‌خواند (خطیب‌، 1/222)، اما ذهبى‌ مى‌گوید: ابن‌ اسحاق‌ در قضیة روایت‌ حدیث‌ از فاطمه‌ بى‌تردید راستگوست‌ ( سیر، 7/37). سبب‌ خشم‌ و دلگیری‌ هشام‌ ابن‌ عروه‌ از ابن‌ اسحاق‌ روشن‌ نیست‌ و مشكل‌ بتوان‌ میان‌ داستانى‌ كه‌ در برخى‌ از منابع‌ (ابن‌ ندیم‌، 105؛ یاقوت‌، 18/7) به‌ روزگار جوانى‌ ابن‌ اسحاق‌ در مدینه‌ نسبت‌ داده‌اند، ارتباطى‌ یافت‌، به‌ ویژه‌ آنكه‌ فاطمه‌ 13 سال‌ از همسرش‌ و 32 سال‌ از ابن‌ اسحاق‌ سالخورده‌تر بوده‌ است‌ (سقا، «ن‌ - س‌»). </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">روابط ابن‌ اسحاق‌ با مالك‌ بن‌ انس‌ پیشوای‌ مذهب‌ مالكى‌ به‌ نوعى‌ دیگر تیره‌ بود. ابن‌ اسحاق‌ احتمالاً از همقطاران‌ و دانشمندان‌ هم‌ سطح‌ مالك‌ در مدینه‌ شمرده‌ مى‌شد. ابن‌ اسحاق‌ ظاهراً پس‌ از تألیف‌ الموطأ آشكارا نسبت‌ به‌ دانش‌ مالك‌ ابراز تردید و ناخشنودی‌ كرد و اعلام‌ داشت‌ كه‌ كتابهای‌ مالك‌ را نزد من‌ بیاورید تا نادرستیها و عیبهای‌ آن‌ را برشمارم‌. من‌ بیطار كتابهای‌ او هستم‌. مالك‌ نیز دربارة ابن‌ اسحاق‌ سخنان‌ زهرآگین‌ مى‌گفت‌ و او را «دجالى‌ از دجالان‌» و دروغگو مى‌خواند (خطیب‌، 1/223-224؛ یاقوت‌، 18/7- 8). از جمله‌ ایرادات‌ مالك‌ بر ابن‌ اسحاق‌ این‌ بود كه‌ او روایات‌ مربوط به‌ غزوات‌ پیامبر را در میان‌ یهودی‌ زادگان‌ تازه‌ مسلمان‌ شده‌ جست‌ و جو مى‌كند، بى‌آنكه‌ آنها را به‌ محك‌ بیازماید (ابن‌ حبان‌، الثقات‌، 7/382-383). یكى‌ دیگر از علل‌ مخالفت‌ مالك‌ با ابن‌ اسحاق‌ آن‌ بود كه‌ ابن‌ اسحاق‌ مالك‌ را از موالى‌ قبیلة ذواصبح‌ مى‌دانست‌ و مالك‌ مدعى‌ بود كه‌ از خود آنهاست‌ نه‌ از موالى‌ آنان‌، و میان‌ آن‌ دو در این‌ زمینه‌ مشاجراتى‌ پیش‌ آمده‌ بود (همان‌، 7/382). برخى‌ از نویسندگان‌ علت‌ دیگر اختلاف‌ میان‌ آن‌ دو را متهم‌ بودن‌ ابن‌ اسحاق‌ به‌ اعتقادات‌ قدری‌ ذكر كرده‌اند (ابن‌ حجر، 9/42). روابط میان‌ آن‌ دو همچنان‌ تیره‌ بود، تا ابن‌ اسحاق‌ آهنگ‌ عراق‌ كرد؛ پس‌ آن‌ دو با هم‌ آشتى‌ كردند و مالك‌ هنگام‌ وداع‌ 50 دینار كه‌ نصف‌ درآمد آن‌ سال‌ او بود، به‌ وی‌ داد (ابن‌ حبان‌، همانجا). <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #000000;" class="mycode_color">ابن‌ اسحاق‌ علاوه‌ بر اتهام‌ به‌ قدری‌ بودن‌، بى‌دین‌ و زندیق‌ نیز خوانده‌ شده‌ است‌. رواج‌ این‌ تهمتها سبب‌ شده‌ كه‌ گروهى‌ اساساً منكر مقام‌ علمى‌ او شوند. </span><span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">برخى‌ هم‌ او را شیعه‌ دانسته‌اند، و علت‌ نسبت‌ تشیع‌ به‌ او درك‌ محضر امام‌ محمدباقر(ع‌) و امام‌ جعفر صادق‌(ع‌) و روایت‌ حدیث‌ از آنان‌ و همچنین‌ روایت‌ از حضرت‌ سجاد(ع‌) از طریق‌ ابن‌ شهاب‌ زهری‌ است‌. گویند او على‌(ع‌) را برتر از عثمان‌ مى‌دانست‌ (یاقوت‌، 18/7). علمای‌ امامیه‌ او را از اصحاب‌ امامان‌ شیعه‌ به‌ شمار آورده‌، ولى‌ از جملة محدثان‌ عامه‌ خوانده‌اند.</span><span style="color: #0000cd;" class="mycode_color"> به‌ هر حال‌، در اینكه‌ او دوستدار اهل‌ بیت‌ بوده‌ است‌، تردیدی‌ نیست‌ (مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌الله‌، 72-73). </span><span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">خطیب‌ بغدادی‌ اتهام‌ قدری‌ بودن‌ را درست‌ نمى‌داند (1/226). </span><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">ابن‌ اسحاق‌ در پاره‌ای‌ مسائل‌ دیگر نیز عقاید ویژه‌ای‌ داشت‌. مثلاً راجع‌ به‌ ذات‌ خداوند و صفات‌ او پاره‌ای‌ نظریات‌ تازه‌ ابراز مى‌كرد كه‌ كسان‌ِ پیرامون‌ او اینها را برنمى‌تافتند (همانجا). </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">بجز این‌ اتهامات‌ كه‌ جنبة اعتقادی‌ دارد، اعتراضاتى‌ نیز به‌ روایات‌ و احادیث‌ او وارد كرده‌اند، از جمله‌ احمد بن‌ حنبل‌ او را به‌ تدلیس‌ در حدیث‌ متهم‌ كرده‌ است‌ (همو، 1/230). بدین‌ سبب‌ بعضى‌ از علما از احتجاج‌ و دلیل‌ آوردن‌ بر اساس‌ روایات‌ ابن‌ اسحاق‌ خودداری‌ كرده‌اند (همو، 1/224). <br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">تدلیس‌ در روایت‌ بر چند نوع‌ است‌، یكى‌ تدلیس‌ در متن‌ حدیث‌ است‌ كه‌ حرام‌ و عملى‌ نادرست‌ است‌ و تدلیس‌ مورد اتهام‌ ابن‌ اسحاق‌ از این‌ نوع‌ نیست‌. دیگری‌ تدلیس‌ در شیوخ‌ است‌ و آن‌ اینكه‌ راوی‌، شیخ‌ خود را به‌ نامى‌ كه‌ بدان‌ مشهور نباشد، بخواند. این‌ امر هر چند مضر نیست‌، اما حنبلیها آن‌ را مكروه‌ مى‌دانند، و ظاهراً احمد بن‌ حنبل‌، ابن‌ اسحاق‌ را به‌ این‌ نوع‌ تدلیس‌ متهم‌ كرده‌ است‌. </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">آثار: ابن‌ اسحاق‌ چند اثر پدید آورده‌ است‌ كه‌ مشهورترین‌ و برجسته‌ترین‌ آنها سیره‌ یا مغازی‌ است‌. او نخستین‌ كسى‌ است‌ كه‌ به‌ گردآوری‌ و تدوین‌ مغازی‌ پیامبر همت‌ گماشت‌ (یاقوت‌، 18/5 -6) و همراه‌ با آن‌ به‌ تألیف‌ یك‌ دوره‌ از تاریخ‌ عمومى‌ پیامبران‌ از آدم‌ تا حضرت‌ محمد(ص‌) دست‌ زد. او روایات‌ و اخباری‌ را كه‌ در زمان‌ خویش‌، در موطن‌ خود مدینه‌ از زبان‌ اشخاص‌ آگاه‌ شنیده‌ بود، گرد آورد و در طى‌ سفرهای‌ دور و دراز به‌ مصر، كوفه‌، جزیره‌، ری‌ و بغداد به‌ شاگردان‌ بسیاری‌ املا كرد. اخباری‌ كه‌ از او نقل‌ شده‌ است‌، تنها به‌ حیات‌ پیغمبر و وقایع‌ زمان‌ او اختصاص‌ ندارد، بلكه‌ شامل‌ اخبار مربوط به‌ شبه‌جزیرة عربستان‌ قبل‌ از ظهور اسلام‌ و حوادث‌ دیگر است‌ (مهدوی‌، مقدمة خلاصه‌ سیرت‌ رسول‌الله‌، 6 - 8). <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">ظاهراً تدوین‌ نخستین‌ كتاب‌ او به‌ خواهش‌ منصور خلیفة عباسى‌ (حك 136- 158ق‌/753- 775م‌) صورت‌ گرفت‌، اما پس‌ از تدوین‌ و تألیف‌ كتاب‌، خلیفه‌ آن‌ را طولانى‌ یافت‌ و از مؤلف‌ خواست‌ تا آن‌ را مختصر كند. ابن‌ اسحاق‌ كتاب‌ بزرگ‌ را در خزانة خلیفة عباسى‌ نهاد و نسخه‌ای‌ از آن‌ را كه‌ بر كاغذ كتابت‌ كرده‌ بود، به‌ شاگردش‌ سلمة بن‌ فضل‌ سپرد. خطیب‌ بغدادی‌ كه‌ این‌ روایت‌ را نقل‌ كرده‌، در این‌ مورد به‌ جای‌ منصور از فرزندش‌ مهدی‌ نام‌ برده‌ كه‌ درست‌ نیست‌ (1/220-221). <br />
</span><br />
<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">اصل‌ كتاب‌ ابن‌ اسحاق‌ به‌ صورتى‌ كه‌ او خود تدوین‌ كرده‌ بود، امروزه‌ در دست‌ نیست‌، اما چند روایت‌ كامل‌ و ناقص‌ از آن‌ موجود است‌ كه‌ مفصل‌تر از همه‌ سیرة النبویة ابن‌ هشام‌ است‌.ابومحمد عبدالملك‌ بن‌ هشام‌ بن‌ ایوب‌ حمیری‌ (د 218 یا 213ق‌/833 یا 828م‌) از مردم‌ بصره‌ و ساكن‌ مصر، از عالمان‌ حدیث‌ و خبر و از ادیبان‌ آن‌ عصر بود كه‌ سیرة ابن‌ اسحاق‌ را از طریق‌ زیاد بن‌ عبدالله‌ بكائى‌ روایت‌ و آن‌ را تهذیب‌ و در مواردی‌ خلاصه‌ كرده‌ است‌. این‌ نقل‌ و تهذیب‌ مایة شهرت‌ و جاودانه‌ شدن‌ نام‌ او به‌ عنوان‌ مؤلف‌ سیره‌ گردید. روایت‌ دیگر از سیرة ابن‌ اسحاق‌ در تاریخ‌ طبری‌ است‌.</span><span style="color: #333333;" class="mycode_color"> طبری‌ در تاریخ‌ خود اقوال‌ ابن‌ اسحاق‌ را دربارة آغاز آفرینش‌ و دربارة وقایع‌ تاریخى‌ تا سنة 54 ق‌/674م‌ نقل‌ و از آنها استفاده‌ كرده‌ است‌. طبری‌ در روایات‌ خود از طریق‌ محمدبن‌ حُمید رازی‌ (د 248ق‌/862م‌) به‌ راوی‌ بلافصل‌ ابن‌ اسحاق‌، سلمة بن‌ فضل‌ ابرش‌ (د 191ق‌/807م‌) كه‌ از همتایان‌ زیاد بن‌ عبدالله‌ بكائى‌ بود، استناد جسته‌ است‌ (مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌الله‌، 53 - 55).</span><span style="color: #ff0000;" class="mycode_color"> روایتهای‌ بازماندة دیگر از سیرة ابن‌ اسحاق‌، روایت‌ یونس‌ بن‌ بُكیر بن‌ واصل‌ شیبانى‌ (د 199ق‌/815م‌) و روایت‌ محمد بن‌ سلمة بن‌ عبدالله‌ باهلى‌ است‌ كه‌ قطعاتى‌ از آنها در كتابخانة قرویین‌ فاس‌ و بخشى‌ دیگر در شهر رباط و قسمتى‌ دیگر در كتابخانة ظاهریة دمشق‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌. این‌ بخشها در 1396ق‌ با عنوان‌ سیرة ابن‌ اسحاق‌ به‌ كوشش‌ محمد حمیدالله‌ در رباط چاپ‌ شده‌ است‌. نیز بخشى‌ دیگر از اوائل‌ كتاب‌ او كه‌ شاید كتاب‌ المبتدأ باشد (دربارة خدا و آفرینش‌ جهان‌) در وین‌ موجود است‌ (سزگین‌، 1(2)/89). <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">مهدوی‌ در مقایسة مفصلى‌ كه‌ میان‌ روایات‌ مختلف‌ بازمانده‌ از ابن‌ اسحاق‌ انجام‌ داده‌ و در آن‌ مقایسه‌، روایات‌ او در سیرة ابن‌ هشام‌ و ترجمة فارسى‌ آن‌ را با روایات‌ مندرج‌ در تاریخ‌ طبری‌ و مغازی‌ یونس‌ ابن‌ بكیر، و محمد بن‌ سلمه‌ با هم‌ سنجیده‌، به‌ این‌ نتیجه‌ دست‌ یافته‌ است‌. كه‌ بخشهای‌ بیشتری‌ از كتاب‌ المبتدأ او در تاریخ‌ طبری‌ است‌ نه‌ در منابع‌ دیگر (مقدمة خلاصه‌ سیرت‌ رسول‌الله‌، 55 -110). </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">از مقایسة سیرة موجود با تاریخ‌ طبری‌ چنین‌ برمى‌آید كه‌ در بعضى‌ موارد روایات‌ مندرج‌ در متن‌ سیره‌ دارای‌ اضافات‌ و توضیحات‌ بیشتری‌ است‌ كه‌ در تاریخ‌ طبری‌ وجود ندارد، همچنانكه‌ در تاریخ‌ طبری‌ نیز اخبار و گاهى‌ اشعاری‌ آمده‌ كه‌ در سیره‌ نیست‌ (همان‌، 111). بنابراین‌ مى‌توان‌ پذیرفت‌ كه‌ از اثر مستقلى‌ كه‌ ابن‌ اسحاق‌ شخصاً تألیف‌ كرده‌ و در خزانة منصور خلیفة عباسى‌ نهاده‌ بوده‌ است‌، امروز اثری‌ بر جای‌ نیست‌ و حتى‌ در زمانهای‌ بعد از ابن‌ اسحاق‌ نیز در هیچ‌ یك‌ از منابع‌ اشاره‌ای‌ به‌ وجود آن‌ نشده‌ است‌. <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">سیرة ابن‌ اسحاق‌ در اصل‌ شامل‌ 3 قسمت‌ بوده‌ است‌: </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">قسمت‌ اول‌ «كتاب‌ المبتدأ» یا تاریخ‌ عصر جاهلیت‌. این‌ بخش‌ خود به‌ 4 فصل‌ منقسم‌ مى‌شده‌: فصل‌ نخست‌ دربارة آغاز خلقت‌ از آفرینش‌ جهان‌ تا دوران‌ حضرت‌ عیسى‌. این‌ فصل‌ بیش‌ از همه‌ مورد بى‌توجهى‌ ابن‌ هشام‌ قرار گرفته‌ است‌ (هوروویتس‌، .(II/175 فصل‌ دوم‌ شامل‌ تاریخ‌ یمن‌ در دوره‌های‌ جاهلى‌ بوده‌ است‌. این‌ فصل‌ را مى‌توان‌ از طبری‌ نیز تكمیل‌ كرد. مطالعه‌ و بررسى‌ قرآن‌ باعث‌ شده‌ است‌ كه‌ تاریخ‌ یمن‌ مورد توجه‌ قرار گیرد. فصل‌ سوم‌ اختصاص‌ به‌ قبایل‌ عرب‌ و آیینهای‌ آنان‌ داشته‌ است‌. فصل‌ چهارم‌ ویژة نیاكان‌ بلافصل‌ پیامبر و دیانتهای‌ مكى‌ بوده‌ است‌. خلاصه‌ مى‌توان‌ گفت‌ كه‌ در «كتاب‌ المبتدأ» سند بسیار كم‌ یافت‌ مى‌شده‌ است‌. در سیرة ابن‌ هشام‌ از «كتاب‌ المبتدأ» به‌ جز فصل‌ نیاكان‌ پیامبر، قسمتهای‌ دیگر نیامده‌ است‌. </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">قسمت‌ دوم‌ «كتاب‌ المبعث‌» است‌ كه‌ شامل‌ زندگى‌ پیامبر در مكه‌ است‌ و به‌ هجرت‌ پایان‌ مى‌پذیرد. در این‌ بخش‌ سندها زیاد مى‌شود. در همین‌ بخش‌ سندی‌ آمده‌ كه‌ ابن‌ اسحاق‌ به‌ تنهایى‌ تدوین‌ كرده‌ است‌ و هیچ‌ یك‌ از طبقة نخستین‌ِ گردآورندگان‌ مغازی‌ آن‌ را نیاورده‌اند. این‌ سند همان‌ پیمان‌ معروف‌ پیامبر با قبایل‌ مدنى‌ است‌. همچنین‌ در آن‌ مجموعه‌ هایى‌ از چند فهرست‌ وجود دارد، مانند فهرست‌ نام‌ نخستین‌ مؤمنان‌، فهرست‌ مهاجران‌ به‌ حبشه‌ و فهرستهای‌ دیگر. </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">قسمت‌ سوم‌ «كتاب‌ المغازی‌» است‌. این‌ كتاب‌ در واقع‌ مهم‌ترین‌ و مستندترین‌ بخش‌ موجود سیره‌ است‌. «در این‌ قسمت‌ گزارش‌ مربوط به‌ هر یك‌ از جنگها و تفصیل‌ فتح‌ مكه‌ و حجة الوداع‌ و وفات‌ پیغمبر(ص‌) و قضیة سقیفة بنى‌ساعده‌ و اشعاری‌ كه‌ در مرثیة وفات‌ آن‌ حضرت‌ سروده‌اند، آمده‌ است‌» (مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌ الله‌، 47). </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">استادان‌ برجستة او در این‌ قسمت‌ ابن‌ شهاب‌ زهری‌، عاصم‌ بن‌ عمر ابن‌ قتاده‌ و عبدالله‌ بن‌ ابى‌بكرند، و ابن‌ اسحاق‌ ترتیب‌ و تدوین‌ سالانة حوادث‌ را از عبدالله‌ اخذ كرده‌ است‌، اما وی‌ به‌ نقل‌ مطالب‌ اساتید خود اكتفا نكرده‌ و مطالب‌ زیادی‌ بر آن‌ افزوده‌ است‌. به‌ نظر مى‌رسد كه‌ او از راویان‌ غیر مسلمان‌ (یهودی‌، مسیحى‌ و ایرانى‌) نیز نقل‌ خبر كرده‌ باشد (هوروویتس‌، ؛ II/176-178 مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌ الله‌، 45- 47). ابن‌ ندیم‌ همین‌ مطلب‌ را دربارة او ذكر كرده‌ و افزوده‌ كه‌ وی‌ در نوشته‌های‌ خود یهود و نصارا را صاحبان‌ علوم‌ پیشین‌ خوانده‌ است‌. به‌ گفتة وی‌ اشخاصى‌ شعرهایى‌ مى‌گفتند و از ابن‌ اسحاق‌ مى‌خواستند كه‌ آنها را در كتاب‌ خود بگنجاند. بدین‌ سبب‌ در كتاب‌ او اشعاری‌ دیده‌ مى‌شود كه‌ از نظر راویان‌ شعر نادرست‌ است‌، همچنین‌ در نسبى‌ كه‌ در كتابش‌ آورده‌، خطا كرده‌ است‌. همو مى‌نویسد كه‌ اصحاب‌ حدیث‌ به‌ همین‌ جهات‌ روایات‌ او را ضعیف‌ دانسته‌اند (ص‌ 105؛ یاقوت‌، 18/8). <br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">هر چند ابن‌ هشام‌ سیرة ابن‌ اسحاق‌ را بر اساس‌ روایت‌ بكائى‌ مدون‌ ساخت‌، اما تغییراتى‌ در آن‌ وارد كرد و برخى‌ مطالب‌ را حذف‌ و نكات‌ جدیدی‌ بر آن‌ افزود. از جمله‌ مطالبى‌ كه‌ ابن‌ هشام‌ حذف‌ كرد، غیر از اخبار و قصص‌ مربوط به‌ آغاز خلقت‌ و تاریخ‌ انبیا، پاره‌ای‌ از احادیث‌ مربوط به‌ فضیلت‌ على‌(ع‌) و پاره‌ای‌ از اشعار است‌ كه‌ در صحت‌ انتساب‌ آنها تردید بوده‌ است‌. </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">در سده‌های‌ بعد، ابوالقاسم‌ عبدالرحمان‌ سهیلى‌ (581ق‌/1185م‌) بر كتاب‌ سیره‌ شرح‌ و تعلیقاتى‌ نگاشت‌ و آن‌ را به‌ صورتى‌ جدید مدون‌ كرد و نام‌ الروض‌ الانف‌ بر آن‌ نهاد (سقا، «ك‌»؛ قس‌: مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌الله‌، 68 -82). <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">برهان‌الدین‌ ابراهیم‌ بن‌ محمد مُرَحَّل‌ شافعى‌ در 611ق‌/1214م‌ سیره‌ را مختصر كرد و آن‌ را الذخیرة فى‌ مختصر السیرة نامید. همچنین‌ ابومحمد عبدالعزیز بن‌ احمد دمیری‌ دیرینى‌ (د 694ق‌/1295م‌) متن‌ این‌ كتاب‌ را به‌ نظم‌ درآورد (همان‌، 83 -84). رفیع‌الدین‌ اسحاق‌ بن‌ محمد همدانى‌ (582 -623ق‌/1186-1226م‌) سیره‌ را به‌ فارسى‌ برگرداند و شرف‌الدین‌ محمد بن‌ عبدالله‌ بن‌ عمر خلاصه‌ای‌ از ترجمة آن‌ تهیه‌ كرد. این‌ هر دو كتاب‌ با تصحیح‌ و تعلیقات‌ مفصل‌ به‌ كوشش‌ اصغر مهدوی‌ در تهران‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">غیر از كتاب‌ سیره‌، این‌ آثار را به‌ ابن‌ اسحاق‌ نسبت‌ داده‌اند: 1. كتاب‌ الخلفاء. ابن‌ ندیم‌ و یاقوت‌ از این‌ كتاب‌ یاد كرده‌ و گفته‌اند كه‌ كتاب‌ الخلفاء به‌ روایت‌ اموی‌ از ابن‌ اسحاق‌ است‌ (ابن‌ ندیم‌، 105؛ یاقوت‌، 18/8). از این‌ كتاب‌ بخش‌ كوتاهى‌ در دست‌ است‌ كه‌ آن‌ را نبیهه‌ عبود انتشار داده‌ است‌ (سزگین‌، 1(2)/90-91). 2. كتاب‌ حراب‌ البسوس‌ بین‌ بكر و تغلب‌ ابنَى‌ْ وائل‌ بن‌ قاسط. نسخه‌ای‌ نسبتاً كامل‌ از این‌ كتاب‌ در كتابخانة مركزی‌ دانشگاه‌ تهران‌ به‌ شمارة 2134 موجود است‌ (مركزی‌، 9/776؛ آقابزرگ‌، 1/329، 6/392؛ سزگین‌، 1(2)91). نسخة دیگری‌ از آن‌ نیز در كتابخانة خصوصى‌ آل‌ سید عیسى‌ العطار در بغداد موجود بوده‌ است‌ (آقابزرگ‌، 6/392). 3. كتاب‌ الفتوح‌ (سزگین‌، همانجا). 4. اخبار كلیب‌ و جساس‌. نسخه‌ای‌ از آن‌ در كتابخانة آل‌ سید عیسى‌ العطار وجود داشته‌ است‌ (آقابزرگ‌، 1/329، 346؛ سزگین‌، همانجا). چند كتاب‌ دیگر نیز به‌ ابن‌ اسحاق‌ منسوب‌ است‌، از جمله‌: 1. كتاب‌ سیر العرب‌ الاربع‌؛ 2. حدیث‌ الاسراء و المعراج‌؛ 3. اخبار صفین‌ فى‌ اصح‌ الروایة و اتمها، روایة محمد بن‌ اسحاق‌ و عمر بن‌ سعید، از مؤلفى‌ مجهول‌ (سزگین‌، همانجا). <br />
<br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">مآخذ: آقابزرگ‌، الذریعة؛ ابن‌ ابى‌ حاتم‌، عبدالرحمان‌، الجرح‌ و التعدیل‌، حیدرآباد دكن‌، 1372ق‌/1952م‌؛ ابن‌اثیر، الكامل‌؛ ابن‌حبان‌،محمد، الثقات‌، حیدرآباددكن‌،1401ق‌/ 1981م‌؛ همو، مشاهیر علماء الامصار، به‌ كوشش‌ فلایشهامر، قاهره‌، 1379ق‌/ 1959م‌؛ ابن‌ حجر عسقلانى‌، احمد، تهذیب‌ التهذیب‌، حیدرآباد دكن‌، 1326ق‌/ 1908م‌؛ ابن‌ خلكان‌، وفیات‌؛ ابن‌ سعد، محمد، طبقات‌ الكبری‌، به‌ كوشش‌ احسان‌ عباس‌، بیروت‌، دارصادر؛ ابن‌ عدی‌ جرجانى‌، عبدالله‌، الكامل‌ فى‌ ضعفاء الرجال‌، بیروت‌، 1404ق‌/1984م‌؛ ابن‌ قتیبه‌، عبدالله‌، المعارف‌، به‌ كوشش‌ ثروت‌ عكاشه‌، قاهره‌، 1960م‌؛ ابن‌ معین‌، یحیى‌، معرفة الرجال‌، به‌ كوشش‌ محمدمطیع‌ حافظ و غزوة بدیر، دمشق‌، مجمع‌اللغة العربیه‌؛ ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌؛ بخاری‌، محمد، التاریخ‌ الصغیر، به‌ كوشش‌ محمود ابراهیم‌ زاید، بیروت‌، 1406ق‌/1984م‌؛ همو، التاریخ‌ الكبیر، حیدرآباد دكن‌، 1361ق‌/1942م‌؛ برقى‌، احمد، كتاب‌ الرجال‌، به‌ كوشش‌ محدث‌ ارموی‌، تهران‌، 1342ش‌؛ بسوی‌، یعقوب‌، المعرفة و التاریخ‌، به‌ كوشش‌ ضیاء العمری‌، بغداد، 1975م‌؛ بكری‌، اندلسى‌، عبدالله‌، معجم‌ ما استعجم‌، به‌ كوشش‌ مصطفى‌ سقا، قاهره‌، 1364ق‌/ 1945م‌؛ بلاذری‌، احمد بن‌ یحیى‌، فتوح‌ البلدان‌، به‌ كوشش‌ رضوان‌ محمد رضوان‌، بیروت‌، 1398ق‌/1978م‌؛ خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، قاهره‌، 1349ق‌/ 1930م‌؛ ذهبى‌، محمد، تذكرة الحفاظ، حیدرآباد دكن‌، 1332-1334ق‌؛ همو، سیر اعلام‌ النبلاء، به‌ كوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و على‌ ابوزید، بیروت‌، 1405ق‌/1985م‌؛ زریاب‌ خوئى‌، عباس‌، «ابن‌ اسحاق‌»، بزم‌ آورد، تهران‌، 1368ش‌؛ سزگین‌، فؤاد، تاریخ‌ التراث‌ العربى‌، ترجمة محمود فهمى‌ حجازی‌، ریاض‌، 1403ق‌/1983م‌؛ سقا، مصطفى‌ و دیگران‌، مقدمه‌ بر السیرة النبویة ابن‌ هشام‌، قاهره‌، 1355ق‌/1936م‌؛ سمعانى‌، عبدالكریم‌، الانساب‌، حیدرآباد دكن‌، 1400ق‌/1980م‌؛ سیوطى‌، طبقات‌ الحفاظ، بیروت‌، 1983م‌؛ شباب‌، خلیفة بن‌ خیاط، تاریخ‌، به‌ كوشش‌ سهیل‌ زكار، دمشق‌، 1968م‌؛ همو، طبقات‌، به‌ كوشش‌ سهیل‌ زكار، دمشق‌، 1966م‌؛ طبری‌، تاریخ‌، به‌ كوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌، 1960- 1968م‌؛ همو، «المنتخب‌ من‌ كتاب‌ ذیل‌ المذیل‌»، مندرج‌ در ج‌ 11 تاریخ‌ طبری‌؛ عامری‌ حرضى‌ یمانى‌، یحیى‌، غربال‌ الزمان‌، به‌ كوشش‌ محمد ناجى‌ زعبى‌ العمر، دمشق‌، 1405ق‌/1985م‌؛ قهپائى‌، عنایت‌الله‌، مجمع‌ الرجال‌، به‌ كوشش‌ ضیاءالدین‌ علامة اصفهانى‌، تهران‌، 1384ق‌/ 1963م‌؛ كحاله‌، عمررضا، اعلام‌ النساء، بیروت‌، 1404ق‌/1984م‌؛ مركزی‌، خطى‌؛ مهدوی‌، اصغر، مقدمة خلاصة سیرت‌ رسول‌الله‌، تلخیص‌ و انشای‌ محمد بن‌ عبدالله‌ بن‌ عمر، تهران‌، 1368ش‌؛ همو، مقدمة سیرت‌ رسول‌الله‌، ترجمة رفیع‌الدین‌ اسحاق‌ بن‌ محمد همدانى‌، تهران‌، 1361ش‌؛ یاقوت‌، ادبا؛ نیز: </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">EI 2 ; Horovitz, Josep, X The Earliest Biographies of the Prophet and Their Authors n , IC, 1928. </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">سیدعلى‌ آل‌ داود تایپ‌ مجدد و ن‌ * 1 * (رب) 4 ستون‌ مورخ‌ 30/11و 5/5 ستون‌ مورخ‌ 1/12/75 </span><br />
</span></span><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><span style="font-family: Nassim;" class="mycode_font"><span style="font-family: arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: 4pt;" class="mycode_size">ن‌ * 2 * (رب) 24/1/75 </span></span><br />
</span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<a href="http://lib.eshia.ir/23022/3/882" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">کتابخانه مدرسه فقاهت - دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی</a><br />
<br />
<span style="font-family: arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: 4pt;" class="mycode_size"><br />
<br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">اِبْن‌ِ اِسْحاق‌، ابوعبدالله‌، یا ابوبكر محمد بن‌ اسحاق‌ بن‌ یسار بن‌ خیارِ مطلبى‌ مدنى‌ (80 -151ق‌/699 - 768م‌)، محدث‌ و نخستین‌ سیره‌نویسى‌ كه‌ زندگانى‌ پیامبر اكرم‌ (ص‌) را به‌ رشتة نگارش‌ درآورده‌ است‌ (ابن‌ حبان‌، مشاهیر علماء الامصار، 139-140). به‌ گفتة ذهبى‌ ابن‌ اسحاق‌ در 80 ق‌ در مدینه‌ زاده‌ شد ( سیر، 7/34)، اما برخى‌ از محققان‌ معاصر نظر داده‌اند كه‌ ابن‌ اسحاق‌ در حدود سال‌ 85ق‌ متولد شده‌ است‌ (برای‌ نمونه‌، نك: سقا، «م‌»؛ زریاب‌، 81، 83) كه‌ ظاهراً این‌ نظر بى‌توجه‌ به‌ نوشتة ذهبى‌ اظهار شده‌ است‌. ابن‌ اسحاق‌ از زُمرة موالى‌ است‌. جد او یسار بن‌ خیار یا یسار بن‌ كوتان‌ (كه‌ ضبط دیگر آن‌ كوثان‌ است‌، ذهبى‌، سیر، 7/33) از مسیحیانى‌ بود كه‌ در نُقیره‌ (روستایى‌ در حوالى‌ عین‌ التمر) زندانى‌ بود. خالد بن‌ ولید پس‌ از گشودن‌ این‌ قلعه‌ در 12ق‌/633م‌ علاوه‌ بر زنان‌ و كودكان‌ آنجا، 40 پسر را نیز كه‌ توسط اهالى‌ نقیره‌ به‌ گروگان‌ گرفته‌ شده‌ و در كلیسا محبوس‌ بودند، به‌ اسارت‌ گرفت‌. از جملة این‌ 40 تن‌، یسار جد محمد بن‌ اسحاق‌ بود كه‌ پس‌ از ورود به‌ مدینه‌ مولای‌ قیس‌ بن‌ مَخرمه‌ شد (بلاذری‌، 248؛ شباب‌، طبقات‌، 2/678؛ ابن‌ سعد، 7/321؛ بخاری‌، التاریخ‌ الكبیر، 1(1)/40)، اما تنها قهپایى‌ مى‌نویسد كه‌ او پس‌ از اسارت‌ و ورود به‌ مدینه‌ به‌ بردگى‌ فاطمه‌ بنت‌ عتبه‌ درآمد (1/199، 5/148- 149). به‌ نوشتة بكری‌ اندلسى‌ این‌ گروگانها عرب‌ تبارانى‌ بودند كه‌ در اختیار كسری‌ قرار داشتند (1/319)، اما این‌ سخن‌ مسلم‌ نیست‌ (نك: زریاب‌، 82). <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">یسار 3 پسر داشت‌: اسحاق‌، موسى‌ و عبدالرحمان‌ (قس‌: ابن‌ قتیبه‌، 492) كه‌ هر 3 از محدثان‌ و راویان‌ حدیث‌ بودند. اسحاق‌ با دختر صَبیح‌ یكى‌ از موالى‌ حُوَیْطِب‌ بن‌ عبدالعُزّی‌ ازدواج‌ كرد. حاصل‌ این‌ زناشویى‌ 3 پسر به‌ نامهای‌ محمد، ابوبكر و عمر (د 154ق‌/771م‌) بود. این‌ هر 3 فرزند به‌ پدر تأسى‌ كردند و از جملة طالبان‌ حدیث‌ گردیدند كه‌ احادیث‌ زیادی‌ از آنان‌ روایت‌ شده‌ است‌ (مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌الله‌، 3؛ قس‌: شباب‌، طبقات‌، همانجا؛ ابن‌ حبان‌، الثقات‌، 7/380؛ یاقوت‌، 18/6). محمد بن‌ اسحاق‌ دوران‌ كودكى‌ و نوجوانى‌ را در مدینه‌ گذراند. نخست‌ نزد پدر و عموهایش‌ موسى‌ بن‌ یسار و عبدالرحمان‌ بن‌ یسار و آنگاه‌ نزد عالمان‌ دیگر به‌ كسب‌ دانش‌ پرداخت‌ (طبری‌، 11/654؛ ذهبى‌، تذكرة، 1/172-173). او در این‌ شهر مانند بیشتر طالبان‌ علم‌ در آن‌ دوره‌، و به‌ ویژه‌ موالى‌، به‌ كسب‌ علوم‌ متداول‌ زمان‌ پرداخت‌. شوق‌ موالى‌ برای‌ فراگرفتن‌ دانشها از دیگران‌ بیشتر بود، زیرا آنان‌ از جوامعى‌ بودند كه‌ در آنها كتابت‌ و دانش‌ بیشتر از جامعة عرب‌ رواج‌ داشت‌، و به‌ علاوه‌، موالى‌ از نظر جایگاه‌ اجتماعى‌ در طبقات‌ پایین‌تر بودند و بهترین‌ چیزی‌ كه‌ مى‌توانست‌ مرتبة اجتماعى‌ آنان‌ را بالا برد و این‌ نقص‌ را جبران‌ كند، وصول‌ به‌ مقامات‌ علمى‌ خاصه‌ دانش‌ دین‌ و فقه‌ و حدیث‌ بود (زریاب‌، 83). كسان‌ دیگری‌ كه‌ ابن‌ اسحاق‌ پیش‌ از همه‌ نزد آنان‌ به‌ تحصیل‌ پرداخت‌، ابوسلمة بن‌ عبدالرحمان‌ و سالم‌ بن‌ عبدالله‌ بودند (ابن‌ معین‌، 2/73). اساتید دیگر او عاصم‌ بن‌ عمر بن‌ قتاده‌، یزید بن‌ رومان‌، محمد بن‌ ابراهیم‌، قاسم‌ بن‌ محمد، نافع‌ مولى‌ ابن‌ عمر، و به‌ ویژه‌ ابن‌ شهاب‌ زهری‌، عبدالله‌ بن‌ ابوبكر بن‌ محمد مدنى‌، محمد بن‌ سائب‌ كلبى‌ و بسیاری‌ دیگر بودند كه‌ ابن‌ اسحاق‌ از آنها دانشهای‌ معمول‌ را فرا گرفت‌ و هم‌ از این‌ گروه‌ روایت‌ كرد. او مغازی‌ عروة بن‌ زبیر را از شاگردش‌ یزیدبن‌رومان‌ آموخت‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ مغازی‌ عبدالله‌ بن‌ كعب‌ را شنید (ابن‌ سعد، بخش‌ چاپ‌ نشدة طبقات‌، نك: مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌الله‌، 3-4، 7- 8، حاشیه‌؛ ذهبى‌، سیر، 7/34). <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color"> ابن‌ شهاب‌ زهری‌ استاد برجستة ابن‌ اسحاق‌ چنان‌ مجذوب‌ قدرت‌ علمى‌ وی‌ گردید كه‌ اعلام‌ داشت‌ تا زمامى‌ كه‌ این‌ اَحول‌ (لوچ‌) یعنى‌ ابن‌ اسحاق‌ در حجاز است‌، حجاز مركز علم‌ خواهد بود (ابن‌ ابى‌ حاتم‌، 2(3)/191؛ بسوی‌، 2/27). ابن‌ عدی‌ جرجانى‌ داستانى‌ نقل‌ كرده‌ كه‌ بر اساس‌ آن‌ ابن‌ شهاب‌ زهری‌ اجازه‌ داد ابن‌ اسحاق‌ هرگاه‌ كه‌ مایل‌ باشد به‌ دیدار وی‌ برود (6/2119). غیر از اساتید یاد شده‌، محمد بن‌ اسحاق‌ در مدینه‌ در سلك‌ یاران‌ امامان‌ شیعه‌، حضرت‌ باقر (ع‌) و حضرت‌ صادق‌(ع‌) درآمد و از آنان‌ نقل‌ حدیث‌ كرد (برقى‌، 10؛ ذهبى‌، تذكرة، 1/172؛ سیوطى‌، 82). همین‌ روابط سبب‌ شد كه‌ گروهى‌ او را شیعه‌ یا دارای‌ گرایش‌ شیعى‌ بدانند (نك: یاقوت‌، 18/7). محمد بن‌ اسحاق‌ به‌ شنیدن‌ سخنان‌ اساتید خود اكتفا نكرد، بلكه‌ كوشش‌ ورزید احادیث‌ و روایات‌ را از زبان‌ راویان‌ مشهور دیگر نیز بشنود و گردآوری‌ كند. تبحر و وسعت‌ معلومات‌ وی‌ باعث‌ شد كه‌ طبری‌ او را پر دانش‌ و آگاه‌ به‌ همة علوم‌ متداول‌ عصر بخواند (11/654 - 655). هنگامى‌ كه‌ به‌ مصر رفته‌ بود، در مجلس‌ درس‌ یزید بن‌ ابى‌ حبیب‌ (د 128ق‌/746م‌) كه‌ از معاریف‌ محدثین‌ آن‌ دیار بود، حاضر گشت‌ و از محضر او بهره‌ برد (مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌ الله‌، 5). </span><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">از خصوصیات‌ ظاهری‌ او كه‌ منابع‌ به‌ آن‌ تصریح‌ دارند، اینكه‌ وی‌ احول‌ بوده‌ است‌. و بارها از او با این‌ لقب‌ یاد كرده‌اند (ابن‌ ابى‌ حاتم‌، همانجا؛ ابن‌ خلكان‌، 4/276). ابن‌ اسحاق‌ سرانجام‌ به‌ سبب‌ مشكلاتى‌ كه‌ برای‌ او در زادگاهش‌ فراهم‌ گشته‌ بود، به‌ ویژه‌ دشمنیهای‌ مالك‌ بن‌ انس‌ و هشام‌ بن‌ عروه‌ در حدود 30 سالگى‌ راهى‌ سفر شد. سفر نخستین‌ او به‌ سوی‌ غرب‌ بود. در 115ق‌/733م‌ به‌ مصر رفت‌ و مدتى‌ در اسكندریه‌ اقامت‌ گزید و در آنجا نزد گروهى‌ از استادان‌ به‌ آموزش‌ فقه‌ و حدیث‌ پرداخت‌. از اساتید او در آنجا غیر از یزید بن‌ ابى‌ حبیب‌ مى‌توان‌ از ثُمامة بن‌ شُفَى‌ّ، قاسم‌ بن‌ قرمان‌، عُبیدالله‌ بن‌ ابى‌ جعفر نام‌ برد (ذهبى‌، سیر، 7/47- 48؛ سزگین‌، 1(2)/87 - 88؛ سقا، «م‌»). ابن‌ حجر سفر او را به‌ مصر در 119ق‌/737م‌ ضبط كرده‌ (9/44) كه‌ درست‌ به‌ نظر نمى‌رسد و مورد تأیید سایر منابع‌ نیست‌. </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">اقامت‌ او در مصر ظاهراً چندان‌ نپایید و از آنجا به‌ مدینه‌ بازگشت‌. برخلاف‌ آنچه‌ كه‌ اغلب‌ پنداشته‌ مى‌شود، وی‌ یكسره‌ به‌ عراق‌ نرفت‌. در مدینه‌ به‌ كار خود ادامه‌ داد و به‌ گردآوری‌ اخبار و احادیث‌ در زمینة احوال‌ پیامبر و همچنین‌ اخبار مربوط به‌ پادشاهان‌ و قبایل‌ دیرین‌ عرب‌ همت‌ گماشت‌، ولى‌ باز هم‌ محیط مدینه‌ را برای‌ ماندن‌ مناسب‌ ندانست‌. روابط شخصى‌ او با مالك‌ بن‌ انس‌ پیشوای‌ مذهب‌ مالكى‌ و هشام‌ بن‌ عروه‌ محدث‌ بزرگ‌، هر یك‌ به‌ جهاتى‌ نامطلوب‌ بود. مالك‌ بیش‌ از همه‌ در ایجاد جو نامناسب‌ برای‌ ابن‌ اسحاق‌ تلاش‌ مى‌كرد. افزون‌ بر همة اینها، ابن‌ اسحاق‌ در مدینه‌ برای‌ تأمین‌ معاش‌ گرفتار تنگدستى‌ و سختى‌ شد. كسى‌ در این‌ هنگام‌ او را به‌ عراق‌ دعوت‌ كرد و او با آنكه‌ داوودبن‌ خالد او را از این‌ كار باز مى‌داشت‌ (ابن‌ عدی‌، 6/2118)، ناگزیر راه‌ سفر در پیش‌ گرفت‌ (ابن‌ سعد، 7/322؛ خطیب‌، 1/223). در آغاز به‌ كوفه‌ و جزیره‌ و حیره‌، سپس‌ به‌ بغداد و پس‌ از مدتى‌ به‌ ری‌ رفت‌ و بیشتر سالهای‌ پختگى‌ و كمال‌ را در این‌ شهرها گذراند و شاگردان‌ زیادی‌ تربیت‌ كرد. به‌ این‌ جهت‌ است‌ كه‌ از اهالى‌ مدینه‌ غیر از ابراهیم‌ بن‌ سعد كسى‌ از او روایت‌ نكرده‌ است‌ (ابن‌ سعد، بخش‌ چاپ‌ نشدة طبقات‌، نك: مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌ الله‌، 7- 8؛ ذهبى‌، سیر 7/47- 48). <br />
<br />
اقامت‌ او در كوفه‌ ظاهراً به‌ طول‌ انجامید. در حدود 142ق‌/759م‌ در سلك‌ اطرافیان‌ عباس‌ بن‌ محمد برادر منصور خلیفة عباسى‌ كه‌ حاكم‌ منطقة جزیره‌ بود، درآمد (مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌ الله‌، 6). از آنجا نزد منصور كه‌ در این‌ هنگام‌ در حیره‌ بود، رفت‌ و كتاب‌ مغازی‌ را نخستین‌ بار برای‌ او نگاشت‌ (خطیب‌، 1/221؛ ابن‌ خلكان‌، 4/277)، هر چند از سالها پیش‌ از آن‌ در اندیشة تدوین‌ آن‌ كتاب‌ بود و منابع‌ و روایات‌ مورد نیاز خود را به‌ ویژه‌ از طریق‌ راویان‌ مدینه‌ و مصر - قبل‌ از رفتن‌ به‌ عراق‌ - تهیه‌ كرده‌ یود. </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">شاگردان‌ وی‌ در كوفه‌ و حیره‌ و جزیره‌ كتاب‌ او را از خود وی‌ شنیدند و بسیاری‌ از آنان‌ به‌ روایت‌ آن‌ پرداختند (ابن‌ قتیبه‌، 492؛ ابن‌ سعد، بخش‌ چاپ‌ نشدة طبقات‌، نك: مهدوی‌، همانجا؛ یاقوت‌، 18/6؛ ذهبى‌، سیر، 7/47- 48). <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">ابن‌ اسحاق‌ پس‌ از مدتى‌ اقامت‌ در جزیره‌ از سوی‌ منصور به‌ بغداد - كه‌ تازه‌ بنا شده‌ و پایتخت‌ عباسیان‌ گردیده‌ بود - فراخوانده‌ شد. خلیفه‌ در آنجا از وی‌ خواست‌ كه‌ كتابى‌ در تاریخ‌ از زمان‌ حضرت‌ آدم‌ تا عصر او تألیف‌ كند (خطیب‌، 1/122؛ سقا، «ط - ی‌»). ابن‌ اسحاق‌ از بغداد به‌ ری‌ كه‌ ظاهراً در آن‌ اوقات‌ اقامتگاه‌ و مقر ولیعهد خلیفه‌ یعنى‌ مهدی‌ بود، رفت‌. او در ری‌ به‌ تربیت‌ شاگردان‌ و روایت‌ اخبار و احادیث‌ و بیان‌ مغازی‌ پرداخت‌ و این‌ مباحث‌ را به‌ افراد بسیاری‌ آموخت‌. راویان‌ او در ری‌ بیشتر از مدینه‌ بودند. احتمالاً او زمانى‌ طولانى‌ در این‌ شهر اقامت‌ داشته‌ است‌ (نك: خطیب‌، 1/226). پس‌ از چند سال‌ زندگى‌ در ری‌، چون‌ مهدی‌ آهنگ‌ بغداد كرد، همراه‌ او بدین‌ شهر آمد و تا پایان‌ زندگى‌ در آنجا زیست‌. <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">پس‌ از مرگ‌، او را در گورستان‌ خیزران‌ این‌ شهر (منسوب‌ به‌ خیزران‌ مادر هارون‌ الرشید و هادی‌) به‌ خاك‌ سپردند (ابن‌ سعد، 7/322). سال‌ دقیق‌ مرگ‌ او محل‌ اختلاف‌ است‌: ابن‌ سعد (همانجا)، ابن‌ عدی‌ جرجانى‌ (6/2116)، بخاری‌ ( التاریخ‌ الكبیر، 1(1)/40، التاریخ‌ الصغیر، 2/104) و برخى‌ دیگر چون‌ عامری‌ حرضى‌ یمانى‌، مؤلف‌ غربال‌ الزمان‌ (ص‌ 140) درگذشت‌ او را در 151ق‌/768م‌ دانسته‌اند. گروه‌ زیادتری‌ به‌ تفاوت‌ سالهای‌ 150 تا 153ق‌ را سال‌ مرگ‌ وی‌ ضبط كرده‌اند (ابن‌ حبان‌، الثقات‌، 7/380؛ ابن‌ ندیم‌، 105؛ ابن‌ اثیر، 5/594؛ یاقوت‌، 18/6؛ شباب‌، تاریخ‌، 2/660؛ ذهبى‌، سیر، 7/55، به‌ نقل‌ از ابن‌ معین‌). با این‌ حال‌ طبری‌ و ابن‌ سعد به‌ نقل‌ از فرزند ابن‌ اسحاق‌ درگذشت‌ پدر وی‌ را در 150ق‌ نوشته‌اند (ابن‌ سعد، بخش‌ چاپ‌ نشدة طبقات‌ نك: مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌الله‌، 7- 8؛ طبری‌، 11/655)، قولى‌ كه‌ نویسندة «دائرة المعارف‌ اسلام‌1» آن‌ را پذیرفته‌ است‌. خطیب‌ بغدادی‌ بدون‌ اظهارنظر سنوات‌ مختلف‌ را ذكر كرده‌ است‌ (1/232-234) و ابن‌ خلكان‌ ضمن‌ برشمردن‌ همة اقوال‌، سال‌ 151ق‌ را صحیح‌تر مى‌داند (4/277). گفته‌اند كه‌ بر درِ آرامگاه‌ او در بغداد با گچ‌ نوشته‌ شده‌ بود: «هذا قبر محمد بن‌ اسحاق‌ بن‌ یسار صاحب‌ مغازی‌ رسول‌الله‌ صلى‌الله‌ علیه‌ و سلم‌» (ابن‌ عدی‌، همانجا). </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color"><br />
<br />
جایگاه‌ علمى‌: رجال‌ شناسان‌ در زمینة مقام‌ علمى‌ ابن‌ اسحاق‌ نظرهای‌ گوناگون‌ ابراز كرده‌اند. برخى‌ او را ثقه‌ و مورد اطمینان‌، و دسته‌ای‌ دیگر دروغگویش‌ دانسته‌اند.</span><span style="color: #ff0000;" class="mycode_color"> او حافظه‌ای‌ قوی‌ داشت‌. گفته‌اند در مدینه‌ هر كس‌ 5 حدیث‌ یا بیشتر مى‌دانست‌، برای‌ آنكه‌ فراموشش‌ نشود، نزد ابن‌ اسحاق‌ به‌ ودیعه‌ مى‌گذاشت‌ و از او مى‌خواست‌ آنها را حفظ كند تا اگر خود فراموش‌ كند، كسى‌ آنها را در خاطر داشته‌ باشد (خطیب‌، 1/220). به‌ سبب‌ همین‌ حافظة بى‌مانند، او را امیرالمحدثین‌ خوانده‌اند (بخاری‌، التاریخ‌ الكبیر، 1(1)/40). ذهبى‌ مى‌گوید ابن‌ اسحاق‌ در دانش‌ همچون‌ دریایى‌ خروشان‌ بود و در مدینه‌ نخستین‌ كس‌ بوده‌ كه‌ علوم‌ زمان‌ خود را تدوین‌ كرده‌ است‌ ( سیر، 7/35). وی‌ از طبقة سوم‌ محدثانى‌ است‌ كه‌ در مدینه‌ احادیث‌ و روایات‌ مربوط به‌ تاریخ‌ و مغازی‌ را گرد آوردند. از على‌ بن‌ مدینى‌ نقل‌ كرده‌اند كه‌: علم‌ سنت‌ نزد 12 تن‌ است‌ كه‌ یكى‌ از آنها ابن‌ اسحاق‌ است‌ (خطیب‌، 1/219). ابن‌ اسحاق‌ احادیث‌ بسیاری‌ روایت‌ كرد، اما محمد بن‌ اسماعیل‌ مى‌گفت‌ وی‌ هزار حدیث‌ مختص‌ به‌ خود دارد كه‌ كسى‌ در روایت‌ آن‌ با او شریك‌ نیست‌ (همو، 1/247). </span><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">ابن‌ اسحاق‌ نه‌ تنها در تاریخ‌ و قصص‌ و اخبار مربوط به‌ وقایع‌ و مغازی‌ شهرت‌ داشت‌، بلكه‌ در روایت‌ احادیث‌ مربوط به‌ احكام‌ و سنن‌، ثقه‌ و صاحب‌ رأی‌ به‌ شمار مى‌آمد، به‌ گونه‌ای‌ كه‌ دیگران‌ بر او رشك‌ مى‌ورزیدند (ابن‌ حبان‌، الثقات‌، 7/383؛ مهدی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌ الله‌، 4). <br />
</span><br />
<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color"> ابن‌ اسحاق‌ به‌ علم‌ سنن‌ عنایت‌ تام‌ داشت‌ و با روشى‌ استوار به‌ گردآوری‌ احادیث‌ مى‌پرداخت‌. وی‌ از طرق‌ مختلف‌ روایت‌ مى‌كرد: از مشایخى‌ كه‌ ایشان‌ را دیده‌ بود، از مشایخى‌ كه‌ از مشایخ‌ او نقل‌ مى‌نمودند و نیز از كسانى‌ كه‌ مشایخشان‌ از مشایخ‌ وی‌ روایت‌ مى‌كردند؛ و این‌ حاكى‌ از صدق‌ و امانت‌ ابن‌ اسحاق‌ در نقل‌ احادیث‌ است‌ (ابن‌ حبان‌، مشاهیر علماء الامصار، 139-140). به‌ گفتة ابن‌ خلكان‌ روایات‌ ابن‌ اسحاق‌ نزد اكثر علما مقبول‌ بود و در مغازی‌ و سیر هیچ‌ تردید در پیشوایى‌ او نیست‌. از شافعى‌ روایت‌ كرده‌اند كه‌ گفته‌ است‌: هركس‌ بخواهد در آموزش‌ مغازی‌ تبحر یابد، باید نزد ابن‌ اسحاق‌ رود (ابن‌ خلكان‌، 4/276). </span><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color"> ابن‌ معین‌ و على‌ بن‌ مدینى‌ در تأیید او مطالبى‌ گفته‌اند. سفیان‌ بن‌ عیینه‌ مى‌گوید مردم‌ مدینه‌ از او حدیث‌ نقل‌ نمى‌كنند، ولى‌ من‌ متجاوز از 70 سال‌ با او بودم‌ و نشنیدم‌ كه‌ اهل‌ این‌ شهر او را به‌ چیزی‌ متهم‌ كنند، یا اتهام‌ و خدشه‌ای‌ بر او وارد سازند (ابن‌ ابى‌ حاتم‌، 3(2)/192؛ بخاری‌، التاریخ‌ الكبیر، 1(1)/40). سفیان‌ همچنین‌ گفته‌ است‌ كه‌ ابن‌ اسحاق‌ به‌ راستى‌ امیرالمؤمنین‌ حدیث‌ است‌ و از بهترین‌ كسانى‌ است‌ كه‌ اخبار را روایت‌ كرده‌ است‌ (ابن‌ حبان‌، الثقات‌، 7/383). ایرادی‌ كه‌ بر ابن‌ اسحاق‌ گرفته‌اند، این‌ است‌ كه‌ از طریق‌ ضعفا روایتهای‌ زیادی‌ نقل‌ كرده‌ است‌ و همین‌ سبب‌ شده‌ كه‌ مطالب‌ ناپسندی‌ در كتاب‌ او وارد شود (همانجا). و از این‌ روست‌ كه‌ دسته‌ای‌ او را كاذب‌ خوانده‌اند. مطالب‌ طعن‌آمیز علیه‌ او را ابن‌ عدی‌ جرجانى‌ و خطیب‌ بغدادی‌ و ابن‌ سیدالناس‌ (در عیون‌ الاثر ) گرد آورده‌اند (سقا، «ن‌، س‌»). ابن‌ قتیبه‌ نیز به‌ این‌ موضوع‌ اشاره‌ای‌ دارد (ص‌ 492). ابن‌ عدی‌ جرجانى‌ افراد چندی‌ را برمى‌شمارد كه‌ احادیث‌ منقوله‌ از ابن‌ اسحاق‌ را معتبر نمى‌شمارند؛ مى‌گوید: در مجلس‌ فریابى‌ بودم‌، از او خواسته‌ شد حدیثى‌ از ابن‌ اسحاق‌ بگوید و او ابن‌ اسحاق‌ را زندیق‌ خواند (6/2117). اما معروف‌ترین‌ كسانى‌ كه‌ در تخطئه‌ او سخن‌ گفته‌اند، هشام‌ بن‌ عروه‌ و مالك‌ بن‌ انس‌ هستند كه‌ به‌ روابط میان‌ آنها پس‌ از این‌ اشاره‌ خواهد شد. ابوسعید یحیى‌ بن‌ سعید قطان‌ بصری‌ (د 198ق‌/813م‌)، ابومحمد سلیمان‌ بن‌ بلال‌ تیمى‌ (د 173ق‌/789م‌) و وُهیب‌ بن‌ خالد بن‌ عجلان‌ بصری‌ (د 165 یا 169ق‌/781 یا 785م‌) نیز ابن‌ اسحاق‌ را غیر ثقه‌ و غیر معتبر شمرده‌اند (ابن‌ حجر، 9/45؛ ذهبى‌، تذكرة، 1/172-173). یكى‌ از موارد ضعف‌ او كه‌ بیشتر به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌، نقل‌ مطالبى‌ است‌ كه‌ از قول‌ صاحبان‌ ادیان‌ دیگر، به‌ ویژه‌ یهودیان‌، در روایات‌ مربوط به‌ غزوات‌ پیامبر آورده‌ است‌. همچنین‌ او از محمد بن‌ سائب‌ كلبى‌ حدیث‌ روایت‌ كرده‌ است‌ و چون‌ مى‌خواسته‌ كه‌ كلبى‌ شناخته‌ نشود، از او با كنیة «ابوالنضر» نام‌ برده‌ است‌ (سمعانى‌، 11/134). به‌ رغم‌ این‌ عده‌ كه‌ او را كاذب‌ شمرده‌اند، كسانى‌ چون‌ ابوالحسن‌ على‌ بن‌ عبدالله‌ بن‌ جعفر مدینى‌ (د 224ق‌/839م‌)، ابن‌ شهاب‌ زهری‌، سفیان‌ بن‌ عیینه‌، عاصم‌ بن‌ عمر، و حتى‌ محمد بن‌ ادریس‌ شافعى‌ او را ستوده‌اند (خطیب‌، 1/219-220). شاگردان‌ بسیاری‌ در سرزمینهای‌ مختلف‌ مدینه‌، مصر، حیره‌، كوفه‌، ری‌ و بغداد از او حدیث‌ آموخته‌، و روایت‌ كرده‌اند. در مدینه‌ تنها ابراهیم‌ بن‌ سعد از او روایت‌ كرده‌، و به‌ نقل‌ بعضى‌، روایت‌ ابراهیم‌ از ابن‌ اسحاق‌، از همه‌ صحیح‌تر است‌ (ابن‌ معین‌، 2/200). </span><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">شاگردان‌ برجستة دیگر او زیاد بن‌ عبدالله‌ بكائى‌، سلمة بن‌ فضل‌ الابرش‌، یونس‌ بن‌ بُكیر، سفیان‌ ثوری‌، سفیان‌ بن‌ عیینه‌ و حماد بن‌ زید بودند. استادش‌ در مصر - یزید بن‌ ابى‌ حبیب‌ - نیز همانند شاگردی‌ از او روایت‌ مى‌كرد (ذهبى‌، تذكرة، 1/172-173؛ سیر، 7/35). <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">روابط بن‌ اسحاق‌ با مالك‌ و هشام‌: چنانكه‌ گفته‌ شد، رابطة ابن‌ اسحاق‌ با دو تن‌ در مدینه‌ تیره‌ بود. یكى‌ ابوالمنذر هشام‌ بن‌ عروة بن‌ زبیر اسدی‌ (61 - 145 یا 146ق‌/681 -763م‌) از محدثان‌ و راویان‌ معروف‌ مدینه‌ بود كه‌ ابن‌ اسحاق‌ از همسر او فاطمة بنت‌ منذر بن‌ زبیر كه‌ زنى‌ عالمه‌ و محدثه‌ و ثقه‌ بود، روایت‌ مى‌كرد (ابن‌ قتیبه‌، 492). فاطمه‌ در 48ق‌/668م‌ زاده‌ شد و از جده‌اش‌ اسما دختر ابوبكر و ام‌سلمه‌، ام‌المؤمنین‌ و گروهى‌ دیگر روایت‌ مى‌كرد. هشام‌، شوهرش‌ و محمد بن‌ اسحاق‌ و كسانى‌ دیگر چون‌ محمد بن‌ سوقه‌ و محمد بن‌ اسماعیل‌ بن‌ یسار از او حدیث‌ روایت‌ كرده‌اند (ابن‌ خلكان‌، 4/277؛ كحاله‌، 4/146). چون‌ ابن‌ اسحاق‌ از فاطمه‌ روایت‌ مى‌كرد، خشم‌ هشام‌ را برانگیخت‌ و گفت‌ آیا ابن‌ اسحاق‌ با فاطمه‌ دیدار دارد؟ اما گفتة هشام‌ موجب‌ جرح‌ ابن‌ اسحاق‌ نمى‌شود، زیرا مى‌دانیم‌ كه‌ گروهى‌ از راویان‌ از عایشه‌ حدیث‌ شنیده‌اند، بى‌آنكه‌ او را ببینند و تنها صدایش‌ را مى‌شنیده‌اند و مردم‌ نیز اخبار آنان‌ را قبول‌ كرده‌اند. روایت‌ ابن‌ اسحاق‌ از فاطمه‌ نیز از پس‌ پرده‌ای‌ كه‌ میان‌ آنان‌ آویخته‌ شده‌ بود، انجام‌ گردیده‌، و این‌ سماع‌ درست‌ است‌ (ابن‌ حبان‌، الثقات‌، 7/381). با اینهمه‌ هشام‌ منكر این‌ امر بود و ابن‌ اسحاق‌ را خبیث‌ و دروغگو و دشمن‌ خدا مى‌خواند (خطیب‌، 1/222)، اما ذهبى‌ مى‌گوید: ابن‌ اسحاق‌ در قضیة روایت‌ حدیث‌ از فاطمه‌ بى‌تردید راستگوست‌ ( سیر، 7/37). سبب‌ خشم‌ و دلگیری‌ هشام‌ ابن‌ عروه‌ از ابن‌ اسحاق‌ روشن‌ نیست‌ و مشكل‌ بتوان‌ میان‌ داستانى‌ كه‌ در برخى‌ از منابع‌ (ابن‌ ندیم‌، 105؛ یاقوت‌، 18/7) به‌ روزگار جوانى‌ ابن‌ اسحاق‌ در مدینه‌ نسبت‌ داده‌اند، ارتباطى‌ یافت‌، به‌ ویژه‌ آنكه‌ فاطمه‌ 13 سال‌ از همسرش‌ و 32 سال‌ از ابن‌ اسحاق‌ سالخورده‌تر بوده‌ است‌ (سقا، «ن‌ - س‌»). </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">روابط ابن‌ اسحاق‌ با مالك‌ بن‌ انس‌ پیشوای‌ مذهب‌ مالكى‌ به‌ نوعى‌ دیگر تیره‌ بود. ابن‌ اسحاق‌ احتمالاً از همقطاران‌ و دانشمندان‌ هم‌ سطح‌ مالك‌ در مدینه‌ شمرده‌ مى‌شد. ابن‌ اسحاق‌ ظاهراً پس‌ از تألیف‌ الموطأ آشكارا نسبت‌ به‌ دانش‌ مالك‌ ابراز تردید و ناخشنودی‌ كرد و اعلام‌ داشت‌ كه‌ كتابهای‌ مالك‌ را نزد من‌ بیاورید تا نادرستیها و عیبهای‌ آن‌ را برشمارم‌. من‌ بیطار كتابهای‌ او هستم‌. مالك‌ نیز دربارة ابن‌ اسحاق‌ سخنان‌ زهرآگین‌ مى‌گفت‌ و او را «دجالى‌ از دجالان‌» و دروغگو مى‌خواند (خطیب‌، 1/223-224؛ یاقوت‌، 18/7- 8). از جمله‌ ایرادات‌ مالك‌ بر ابن‌ اسحاق‌ این‌ بود كه‌ او روایات‌ مربوط به‌ غزوات‌ پیامبر را در میان‌ یهودی‌ زادگان‌ تازه‌ مسلمان‌ شده‌ جست‌ و جو مى‌كند، بى‌آنكه‌ آنها را به‌ محك‌ بیازماید (ابن‌ حبان‌، الثقات‌، 7/382-383). یكى‌ دیگر از علل‌ مخالفت‌ مالك‌ با ابن‌ اسحاق‌ آن‌ بود كه‌ ابن‌ اسحاق‌ مالك‌ را از موالى‌ قبیلة ذواصبح‌ مى‌دانست‌ و مالك‌ مدعى‌ بود كه‌ از خود آنهاست‌ نه‌ از موالى‌ آنان‌، و میان‌ آن‌ دو در این‌ زمینه‌ مشاجراتى‌ پیش‌ آمده‌ بود (همان‌، 7/382). برخى‌ از نویسندگان‌ علت‌ دیگر اختلاف‌ میان‌ آن‌ دو را متهم‌ بودن‌ ابن‌ اسحاق‌ به‌ اعتقادات‌ قدری‌ ذكر كرده‌اند (ابن‌ حجر، 9/42). روابط میان‌ آن‌ دو همچنان‌ تیره‌ بود، تا ابن‌ اسحاق‌ آهنگ‌ عراق‌ كرد؛ پس‌ آن‌ دو با هم‌ آشتى‌ كردند و مالك‌ هنگام‌ وداع‌ 50 دینار كه‌ نصف‌ درآمد آن‌ سال‌ او بود، به‌ وی‌ داد (ابن‌ حبان‌، همانجا). <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #000000;" class="mycode_color">ابن‌ اسحاق‌ علاوه‌ بر اتهام‌ به‌ قدری‌ بودن‌، بى‌دین‌ و زندیق‌ نیز خوانده‌ شده‌ است‌. رواج‌ این‌ تهمتها سبب‌ شده‌ كه‌ گروهى‌ اساساً منكر مقام‌ علمى‌ او شوند. </span><span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">برخى‌ هم‌ او را شیعه‌ دانسته‌اند، و علت‌ نسبت‌ تشیع‌ به‌ او درك‌ محضر امام‌ محمدباقر(ع‌) و امام‌ جعفر صادق‌(ع‌) و روایت‌ حدیث‌ از آنان‌ و همچنین‌ روایت‌ از حضرت‌ سجاد(ع‌) از طریق‌ ابن‌ شهاب‌ زهری‌ است‌. گویند او على‌(ع‌) را برتر از عثمان‌ مى‌دانست‌ (یاقوت‌، 18/7). علمای‌ امامیه‌ او را از اصحاب‌ امامان‌ شیعه‌ به‌ شمار آورده‌، ولى‌ از جملة محدثان‌ عامه‌ خوانده‌اند.</span><span style="color: #0000cd;" class="mycode_color"> به‌ هر حال‌، در اینكه‌ او دوستدار اهل‌ بیت‌ بوده‌ است‌، تردیدی‌ نیست‌ (مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌الله‌، 72-73). </span><span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">خطیب‌ بغدادی‌ اتهام‌ قدری‌ بودن‌ را درست‌ نمى‌داند (1/226). </span><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">ابن‌ اسحاق‌ در پاره‌ای‌ مسائل‌ دیگر نیز عقاید ویژه‌ای‌ داشت‌. مثلاً راجع‌ به‌ ذات‌ خداوند و صفات‌ او پاره‌ای‌ نظریات‌ تازه‌ ابراز مى‌كرد كه‌ كسان‌ِ پیرامون‌ او اینها را برنمى‌تافتند (همانجا). </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">بجز این‌ اتهامات‌ كه‌ جنبة اعتقادی‌ دارد، اعتراضاتى‌ نیز به‌ روایات‌ و احادیث‌ او وارد كرده‌اند، از جمله‌ احمد بن‌ حنبل‌ او را به‌ تدلیس‌ در حدیث‌ متهم‌ كرده‌ است‌ (همو، 1/230). بدین‌ سبب‌ بعضى‌ از علما از احتجاج‌ و دلیل‌ آوردن‌ بر اساس‌ روایات‌ ابن‌ اسحاق‌ خودداری‌ كرده‌اند (همو، 1/224). <br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">تدلیس‌ در روایت‌ بر چند نوع‌ است‌، یكى‌ تدلیس‌ در متن‌ حدیث‌ است‌ كه‌ حرام‌ و عملى‌ نادرست‌ است‌ و تدلیس‌ مورد اتهام‌ ابن‌ اسحاق‌ از این‌ نوع‌ نیست‌. دیگری‌ تدلیس‌ در شیوخ‌ است‌ و آن‌ اینكه‌ راوی‌، شیخ‌ خود را به‌ نامى‌ كه‌ بدان‌ مشهور نباشد، بخواند. این‌ امر هر چند مضر نیست‌، اما حنبلیها آن‌ را مكروه‌ مى‌دانند، و ظاهراً احمد بن‌ حنبل‌، ابن‌ اسحاق‌ را به‌ این‌ نوع‌ تدلیس‌ متهم‌ كرده‌ است‌. </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">آثار: ابن‌ اسحاق‌ چند اثر پدید آورده‌ است‌ كه‌ مشهورترین‌ و برجسته‌ترین‌ آنها سیره‌ یا مغازی‌ است‌. او نخستین‌ كسى‌ است‌ كه‌ به‌ گردآوری‌ و تدوین‌ مغازی‌ پیامبر همت‌ گماشت‌ (یاقوت‌، 18/5 -6) و همراه‌ با آن‌ به‌ تألیف‌ یك‌ دوره‌ از تاریخ‌ عمومى‌ پیامبران‌ از آدم‌ تا حضرت‌ محمد(ص‌) دست‌ زد. او روایات‌ و اخباری‌ را كه‌ در زمان‌ خویش‌، در موطن‌ خود مدینه‌ از زبان‌ اشخاص‌ آگاه‌ شنیده‌ بود، گرد آورد و در طى‌ سفرهای‌ دور و دراز به‌ مصر، كوفه‌، جزیره‌، ری‌ و بغداد به‌ شاگردان‌ بسیاری‌ املا كرد. اخباری‌ كه‌ از او نقل‌ شده‌ است‌، تنها به‌ حیات‌ پیغمبر و وقایع‌ زمان‌ او اختصاص‌ ندارد، بلكه‌ شامل‌ اخبار مربوط به‌ شبه‌جزیرة عربستان‌ قبل‌ از ظهور اسلام‌ و حوادث‌ دیگر است‌ (مهدوی‌، مقدمة خلاصه‌ سیرت‌ رسول‌الله‌، 6 - 8). <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">ظاهراً تدوین‌ نخستین‌ كتاب‌ او به‌ خواهش‌ منصور خلیفة عباسى‌ (حك 136- 158ق‌/753- 775م‌) صورت‌ گرفت‌، اما پس‌ از تدوین‌ و تألیف‌ كتاب‌، خلیفه‌ آن‌ را طولانى‌ یافت‌ و از مؤلف‌ خواست‌ تا آن‌ را مختصر كند. ابن‌ اسحاق‌ كتاب‌ بزرگ‌ را در خزانة خلیفة عباسى‌ نهاد و نسخه‌ای‌ از آن‌ را كه‌ بر كاغذ كتابت‌ كرده‌ بود، به‌ شاگردش‌ سلمة بن‌ فضل‌ سپرد. خطیب‌ بغدادی‌ كه‌ این‌ روایت‌ را نقل‌ كرده‌، در این‌ مورد به‌ جای‌ منصور از فرزندش‌ مهدی‌ نام‌ برده‌ كه‌ درست‌ نیست‌ (1/220-221). <br />
</span><br />
<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">اصل‌ كتاب‌ ابن‌ اسحاق‌ به‌ صورتى‌ كه‌ او خود تدوین‌ كرده‌ بود، امروزه‌ در دست‌ نیست‌، اما چند روایت‌ كامل‌ و ناقص‌ از آن‌ موجود است‌ كه‌ مفصل‌تر از همه‌ سیرة النبویة ابن‌ هشام‌ است‌.ابومحمد عبدالملك‌ بن‌ هشام‌ بن‌ ایوب‌ حمیری‌ (د 218 یا 213ق‌/833 یا 828م‌) از مردم‌ بصره‌ و ساكن‌ مصر، از عالمان‌ حدیث‌ و خبر و از ادیبان‌ آن‌ عصر بود كه‌ سیرة ابن‌ اسحاق‌ را از طریق‌ زیاد بن‌ عبدالله‌ بكائى‌ روایت‌ و آن‌ را تهذیب‌ و در مواردی‌ خلاصه‌ كرده‌ است‌. این‌ نقل‌ و تهذیب‌ مایة شهرت‌ و جاودانه‌ شدن‌ نام‌ او به‌ عنوان‌ مؤلف‌ سیره‌ گردید. روایت‌ دیگر از سیرة ابن‌ اسحاق‌ در تاریخ‌ طبری‌ است‌.</span><span style="color: #333333;" class="mycode_color"> طبری‌ در تاریخ‌ خود اقوال‌ ابن‌ اسحاق‌ را دربارة آغاز آفرینش‌ و دربارة وقایع‌ تاریخى‌ تا سنة 54 ق‌/674م‌ نقل‌ و از آنها استفاده‌ كرده‌ است‌. طبری‌ در روایات‌ خود از طریق‌ محمدبن‌ حُمید رازی‌ (د 248ق‌/862م‌) به‌ راوی‌ بلافصل‌ ابن‌ اسحاق‌، سلمة بن‌ فضل‌ ابرش‌ (د 191ق‌/807م‌) كه‌ از همتایان‌ زیاد بن‌ عبدالله‌ بكائى‌ بود، استناد جسته‌ است‌ (مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌الله‌، 53 - 55).</span><span style="color: #ff0000;" class="mycode_color"> روایتهای‌ بازماندة دیگر از سیرة ابن‌ اسحاق‌، روایت‌ یونس‌ بن‌ بُكیر بن‌ واصل‌ شیبانى‌ (د 199ق‌/815م‌) و روایت‌ محمد بن‌ سلمة بن‌ عبدالله‌ باهلى‌ است‌ كه‌ قطعاتى‌ از آنها در كتابخانة قرویین‌ فاس‌ و بخشى‌ دیگر در شهر رباط و قسمتى‌ دیگر در كتابخانة ظاهریة دمشق‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌. این‌ بخشها در 1396ق‌ با عنوان‌ سیرة ابن‌ اسحاق‌ به‌ كوشش‌ محمد حمیدالله‌ در رباط چاپ‌ شده‌ است‌. نیز بخشى‌ دیگر از اوائل‌ كتاب‌ او كه‌ شاید كتاب‌ المبتدأ باشد (دربارة خدا و آفرینش‌ جهان‌) در وین‌ موجود است‌ (سزگین‌، 1(2)/89). <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">مهدوی‌ در مقایسة مفصلى‌ كه‌ میان‌ روایات‌ مختلف‌ بازمانده‌ از ابن‌ اسحاق‌ انجام‌ داده‌ و در آن‌ مقایسه‌، روایات‌ او در سیرة ابن‌ هشام‌ و ترجمة فارسى‌ آن‌ را با روایات‌ مندرج‌ در تاریخ‌ طبری‌ و مغازی‌ یونس‌ ابن‌ بكیر، و محمد بن‌ سلمه‌ با هم‌ سنجیده‌، به‌ این‌ نتیجه‌ دست‌ یافته‌ است‌. كه‌ بخشهای‌ بیشتری‌ از كتاب‌ المبتدأ او در تاریخ‌ طبری‌ است‌ نه‌ در منابع‌ دیگر (مقدمة خلاصه‌ سیرت‌ رسول‌الله‌، 55 -110). </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">از مقایسة سیرة موجود با تاریخ‌ طبری‌ چنین‌ برمى‌آید كه‌ در بعضى‌ موارد روایات‌ مندرج‌ در متن‌ سیره‌ دارای‌ اضافات‌ و توضیحات‌ بیشتری‌ است‌ كه‌ در تاریخ‌ طبری‌ وجود ندارد، همچنانكه‌ در تاریخ‌ طبری‌ نیز اخبار و گاهى‌ اشعاری‌ آمده‌ كه‌ در سیره‌ نیست‌ (همان‌، 111). بنابراین‌ مى‌توان‌ پذیرفت‌ كه‌ از اثر مستقلى‌ كه‌ ابن‌ اسحاق‌ شخصاً تألیف‌ كرده‌ و در خزانة منصور خلیفة عباسى‌ نهاده‌ بوده‌ است‌، امروز اثری‌ بر جای‌ نیست‌ و حتى‌ در زمانهای‌ بعد از ابن‌ اسحاق‌ نیز در هیچ‌ یك‌ از منابع‌ اشاره‌ای‌ به‌ وجود آن‌ نشده‌ است‌. <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">سیرة ابن‌ اسحاق‌ در اصل‌ شامل‌ 3 قسمت‌ بوده‌ است‌: </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">قسمت‌ اول‌ «كتاب‌ المبتدأ» یا تاریخ‌ عصر جاهلیت‌. این‌ بخش‌ خود به‌ 4 فصل‌ منقسم‌ مى‌شده‌: فصل‌ نخست‌ دربارة آغاز خلقت‌ از آفرینش‌ جهان‌ تا دوران‌ حضرت‌ عیسى‌. این‌ فصل‌ بیش‌ از همه‌ مورد بى‌توجهى‌ ابن‌ هشام‌ قرار گرفته‌ است‌ (هوروویتس‌، .(II/175 فصل‌ دوم‌ شامل‌ تاریخ‌ یمن‌ در دوره‌های‌ جاهلى‌ بوده‌ است‌. این‌ فصل‌ را مى‌توان‌ از طبری‌ نیز تكمیل‌ كرد. مطالعه‌ و بررسى‌ قرآن‌ باعث‌ شده‌ است‌ كه‌ تاریخ‌ یمن‌ مورد توجه‌ قرار گیرد. فصل‌ سوم‌ اختصاص‌ به‌ قبایل‌ عرب‌ و آیینهای‌ آنان‌ داشته‌ است‌. فصل‌ چهارم‌ ویژة نیاكان‌ بلافصل‌ پیامبر و دیانتهای‌ مكى‌ بوده‌ است‌. خلاصه‌ مى‌توان‌ گفت‌ كه‌ در «كتاب‌ المبتدأ» سند بسیار كم‌ یافت‌ مى‌شده‌ است‌. در سیرة ابن‌ هشام‌ از «كتاب‌ المبتدأ» به‌ جز فصل‌ نیاكان‌ پیامبر، قسمتهای‌ دیگر نیامده‌ است‌. </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">قسمت‌ دوم‌ «كتاب‌ المبعث‌» است‌ كه‌ شامل‌ زندگى‌ پیامبر در مكه‌ است‌ و به‌ هجرت‌ پایان‌ مى‌پذیرد. در این‌ بخش‌ سندها زیاد مى‌شود. در همین‌ بخش‌ سندی‌ آمده‌ كه‌ ابن‌ اسحاق‌ به‌ تنهایى‌ تدوین‌ كرده‌ است‌ و هیچ‌ یك‌ از طبقة نخستین‌ِ گردآورندگان‌ مغازی‌ آن‌ را نیاورده‌اند. این‌ سند همان‌ پیمان‌ معروف‌ پیامبر با قبایل‌ مدنى‌ است‌. همچنین‌ در آن‌ مجموعه‌ هایى‌ از چند فهرست‌ وجود دارد، مانند فهرست‌ نام‌ نخستین‌ مؤمنان‌، فهرست‌ مهاجران‌ به‌ حبشه‌ و فهرستهای‌ دیگر. </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">قسمت‌ سوم‌ «كتاب‌ المغازی‌» است‌. این‌ كتاب‌ در واقع‌ مهم‌ترین‌ و مستندترین‌ بخش‌ موجود سیره‌ است‌. «در این‌ قسمت‌ گزارش‌ مربوط به‌ هر یك‌ از جنگها و تفصیل‌ فتح‌ مكه‌ و حجة الوداع‌ و وفات‌ پیغمبر(ص‌) و قضیة سقیفة بنى‌ساعده‌ و اشعاری‌ كه‌ در مرثیة وفات‌ آن‌ حضرت‌ سروده‌اند، آمده‌ است‌» (مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌ الله‌، 47). </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">استادان‌ برجستة او در این‌ قسمت‌ ابن‌ شهاب‌ زهری‌، عاصم‌ بن‌ عمر ابن‌ قتاده‌ و عبدالله‌ بن‌ ابى‌بكرند، و ابن‌ اسحاق‌ ترتیب‌ و تدوین‌ سالانة حوادث‌ را از عبدالله‌ اخذ كرده‌ است‌، اما وی‌ به‌ نقل‌ مطالب‌ اساتید خود اكتفا نكرده‌ و مطالب‌ زیادی‌ بر آن‌ افزوده‌ است‌. به‌ نظر مى‌رسد كه‌ او از راویان‌ غیر مسلمان‌ (یهودی‌، مسیحى‌ و ایرانى‌) نیز نقل‌ خبر كرده‌ باشد (هوروویتس‌، ؛ II/176-178 مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌ الله‌، 45- 47). ابن‌ ندیم‌ همین‌ مطلب‌ را دربارة او ذكر كرده‌ و افزوده‌ كه‌ وی‌ در نوشته‌های‌ خود یهود و نصارا را صاحبان‌ علوم‌ پیشین‌ خوانده‌ است‌. به‌ گفتة وی‌ اشخاصى‌ شعرهایى‌ مى‌گفتند و از ابن‌ اسحاق‌ مى‌خواستند كه‌ آنها را در كتاب‌ خود بگنجاند. بدین‌ سبب‌ در كتاب‌ او اشعاری‌ دیده‌ مى‌شود كه‌ از نظر راویان‌ شعر نادرست‌ است‌، همچنین‌ در نسبى‌ كه‌ در كتابش‌ آورده‌، خطا كرده‌ است‌. همو مى‌نویسد كه‌ اصحاب‌ حدیث‌ به‌ همین‌ جهات‌ روایات‌ او را ضعیف‌ دانسته‌اند (ص‌ 105؛ یاقوت‌، 18/8). <br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">هر چند ابن‌ هشام‌ سیرة ابن‌ اسحاق‌ را بر اساس‌ روایت‌ بكائى‌ مدون‌ ساخت‌، اما تغییراتى‌ در آن‌ وارد كرد و برخى‌ مطالب‌ را حذف‌ و نكات‌ جدیدی‌ بر آن‌ افزود. از جمله‌ مطالبى‌ كه‌ ابن‌ هشام‌ حذف‌ كرد، غیر از اخبار و قصص‌ مربوط به‌ آغاز خلقت‌ و تاریخ‌ انبیا، پاره‌ای‌ از احادیث‌ مربوط به‌ فضیلت‌ على‌(ع‌) و پاره‌ای‌ از اشعار است‌ كه‌ در صحت‌ انتساب‌ آنها تردید بوده‌ است‌. </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">در سده‌های‌ بعد، ابوالقاسم‌ عبدالرحمان‌ سهیلى‌ (581ق‌/1185م‌) بر كتاب‌ سیره‌ شرح‌ و تعلیقاتى‌ نگاشت‌ و آن‌ را به‌ صورتى‌ جدید مدون‌ كرد و نام‌ الروض‌ الانف‌ بر آن‌ نهاد (سقا، «ك‌»؛ قس‌: مهدوی‌، مقدمة سیرت‌ رسول‌الله‌، 68 -82). <br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">برهان‌الدین‌ ابراهیم‌ بن‌ محمد مُرَحَّل‌ شافعى‌ در 611ق‌/1214م‌ سیره‌ را مختصر كرد و آن‌ را الذخیرة فى‌ مختصر السیرة نامید. همچنین‌ ابومحمد عبدالعزیز بن‌ احمد دمیری‌ دیرینى‌ (د 694ق‌/1295م‌) متن‌ این‌ كتاب‌ را به‌ نظم‌ درآورد (همان‌، 83 -84). رفیع‌الدین‌ اسحاق‌ بن‌ محمد همدانى‌ (582 -623ق‌/1186-1226م‌) سیره‌ را به‌ فارسى‌ برگرداند و شرف‌الدین‌ محمد بن‌ عبدالله‌ بن‌ عمر خلاصه‌ای‌ از ترجمة آن‌ تهیه‌ كرد. این‌ هر دو كتاب‌ با تصحیح‌ و تعلیقات‌ مفصل‌ به‌ كوشش‌ اصغر مهدوی‌ در تهران‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">غیر از كتاب‌ سیره‌، این‌ آثار را به‌ ابن‌ اسحاق‌ نسبت‌ داده‌اند: 1. كتاب‌ الخلفاء. ابن‌ ندیم‌ و یاقوت‌ از این‌ كتاب‌ یاد كرده‌ و گفته‌اند كه‌ كتاب‌ الخلفاء به‌ روایت‌ اموی‌ از ابن‌ اسحاق‌ است‌ (ابن‌ ندیم‌، 105؛ یاقوت‌، 18/8). از این‌ كتاب‌ بخش‌ كوتاهى‌ در دست‌ است‌ كه‌ آن‌ را نبیهه‌ عبود انتشار داده‌ است‌ (سزگین‌، 1(2)/90-91). 2. كتاب‌ حراب‌ البسوس‌ بین‌ بكر و تغلب‌ ابنَى‌ْ وائل‌ بن‌ قاسط. نسخه‌ای‌ نسبتاً كامل‌ از این‌ كتاب‌ در كتابخانة مركزی‌ دانشگاه‌ تهران‌ به‌ شمارة 2134 موجود است‌ (مركزی‌، 9/776؛ آقابزرگ‌، 1/329، 6/392؛ سزگین‌، 1(2)91). نسخة دیگری‌ از آن‌ نیز در كتابخانة خصوصى‌ آل‌ سید عیسى‌ العطار در بغداد موجود بوده‌ است‌ (آقابزرگ‌، 6/392). 3. كتاب‌ الفتوح‌ (سزگین‌، همانجا). 4. اخبار كلیب‌ و جساس‌. نسخه‌ای‌ از آن‌ در كتابخانة آل‌ سید عیسى‌ العطار وجود داشته‌ است‌ (آقابزرگ‌، 1/329، 346؛ سزگین‌، همانجا). چند كتاب‌ دیگر نیز به‌ ابن‌ اسحاق‌ منسوب‌ است‌، از جمله‌: 1. كتاب‌ سیر العرب‌ الاربع‌؛ 2. حدیث‌ الاسراء و المعراج‌؛ 3. اخبار صفین‌ فى‌ اصح‌ الروایة و اتمها، روایة محمد بن‌ اسحاق‌ و عمر بن‌ سعید، از مؤلفى‌ مجهول‌ (سزگین‌، همانجا). <br />
<br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">مآخذ: آقابزرگ‌، الذریعة؛ ابن‌ ابى‌ حاتم‌، عبدالرحمان‌، الجرح‌ و التعدیل‌، حیدرآباد دكن‌، 1372ق‌/1952م‌؛ ابن‌اثیر، الكامل‌؛ ابن‌حبان‌،محمد، الثقات‌، حیدرآباددكن‌،1401ق‌/ 1981م‌؛ همو، مشاهیر علماء الامصار، به‌ كوشش‌ فلایشهامر، قاهره‌، 1379ق‌/ 1959م‌؛ ابن‌ حجر عسقلانى‌، احمد، تهذیب‌ التهذیب‌، حیدرآباد دكن‌، 1326ق‌/ 1908م‌؛ ابن‌ خلكان‌، وفیات‌؛ ابن‌ سعد، محمد، طبقات‌ الكبری‌، به‌ كوشش‌ احسان‌ عباس‌، بیروت‌، دارصادر؛ ابن‌ عدی‌ جرجانى‌، عبدالله‌، الكامل‌ فى‌ ضعفاء الرجال‌، بیروت‌، 1404ق‌/1984م‌؛ ابن‌ قتیبه‌، عبدالله‌، المعارف‌، به‌ كوشش‌ ثروت‌ عكاشه‌، قاهره‌، 1960م‌؛ ابن‌ معین‌، یحیى‌، معرفة الرجال‌، به‌ كوشش‌ محمدمطیع‌ حافظ و غزوة بدیر، دمشق‌، مجمع‌اللغة العربیه‌؛ ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌؛ بخاری‌، محمد، التاریخ‌ الصغیر، به‌ كوشش‌ محمود ابراهیم‌ زاید، بیروت‌، 1406ق‌/1984م‌؛ همو، التاریخ‌ الكبیر، حیدرآباد دكن‌، 1361ق‌/1942م‌؛ برقى‌، احمد، كتاب‌ الرجال‌، به‌ كوشش‌ محدث‌ ارموی‌، تهران‌، 1342ش‌؛ بسوی‌، یعقوب‌، المعرفة و التاریخ‌، به‌ كوشش‌ ضیاء العمری‌، بغداد، 1975م‌؛ بكری‌، اندلسى‌، عبدالله‌، معجم‌ ما استعجم‌، به‌ كوشش‌ مصطفى‌ سقا، قاهره‌، 1364ق‌/ 1945م‌؛ بلاذری‌، احمد بن‌ یحیى‌، فتوح‌ البلدان‌، به‌ كوشش‌ رضوان‌ محمد رضوان‌، بیروت‌، 1398ق‌/1978م‌؛ خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، قاهره‌، 1349ق‌/ 1930م‌؛ ذهبى‌، محمد، تذكرة الحفاظ، حیدرآباد دكن‌، 1332-1334ق‌؛ همو، سیر اعلام‌ النبلاء، به‌ كوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و على‌ ابوزید، بیروت‌، 1405ق‌/1985م‌؛ زریاب‌ خوئى‌، عباس‌، «ابن‌ اسحاق‌»، بزم‌ آورد، تهران‌، 1368ش‌؛ سزگین‌، فؤاد، تاریخ‌ التراث‌ العربى‌، ترجمة محمود فهمى‌ حجازی‌، ریاض‌، 1403ق‌/1983م‌؛ سقا، مصطفى‌ و دیگران‌، مقدمه‌ بر السیرة النبویة ابن‌ هشام‌، قاهره‌، 1355ق‌/1936م‌؛ سمعانى‌، عبدالكریم‌، الانساب‌، حیدرآباد دكن‌، 1400ق‌/1980م‌؛ سیوطى‌، طبقات‌ الحفاظ، بیروت‌، 1983م‌؛ شباب‌، خلیفة بن‌ خیاط، تاریخ‌، به‌ كوشش‌ سهیل‌ زكار، دمشق‌، 1968م‌؛ همو، طبقات‌، به‌ كوشش‌ سهیل‌ زكار، دمشق‌، 1966م‌؛ طبری‌، تاریخ‌، به‌ كوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌، 1960- 1968م‌؛ همو، «المنتخب‌ من‌ كتاب‌ ذیل‌ المذیل‌»، مندرج‌ در ج‌ 11 تاریخ‌ طبری‌؛ عامری‌ حرضى‌ یمانى‌، یحیى‌، غربال‌ الزمان‌، به‌ كوشش‌ محمد ناجى‌ زعبى‌ العمر، دمشق‌، 1405ق‌/1985م‌؛ قهپائى‌، عنایت‌الله‌، مجمع‌ الرجال‌، به‌ كوشش‌ ضیاءالدین‌ علامة اصفهانى‌، تهران‌، 1384ق‌/ 1963م‌؛ كحاله‌، عمررضا، اعلام‌ النساء، بیروت‌، 1404ق‌/1984م‌؛ مركزی‌، خطى‌؛ مهدوی‌، اصغر، مقدمة خلاصة سیرت‌ رسول‌الله‌، تلخیص‌ و انشای‌ محمد بن‌ عبدالله‌ بن‌ عمر، تهران‌، 1368ش‌؛ همو، مقدمة سیرت‌ رسول‌الله‌، ترجمة رفیع‌الدین‌ اسحاق‌ بن‌ محمد همدانى‌، تهران‌، 1361ش‌؛ یاقوت‌، ادبا؛ نیز: </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">EI 2 ; Horovitz, Josep, X The Earliest Biographies of the Prophet and Their Authors n , IC, 1928. </span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color">سیدعلى‌ آل‌ داود تایپ‌ مجدد و ن‌ * 1 * (رب) 4 ستون‌ مورخ‌ 30/11و 5/5 ستون‌ مورخ‌ 1/12/75 </span><br />
</span></span><span style="color: #333333;" class="mycode_color"><span style="font-family: Nassim;" class="mycode_font"><span style="font-family: arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: 4pt;" class="mycode_size">ن‌ * 2 * (رب) 24/1/75 </span></span><br />
</span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اسپینوزا]]></title>
			<link>https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%A7</link>
			<pubDate>Wed, 08 Jul 2015 16:17:27 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://daftarche.com/member.php?action=profile&uid=658">سارا</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%A7</guid>
			<description><![CDATA[با سلام<br />
اسپینوزا فیلسوف مشهور هلندی است که 4 قرن پیش زندگی می کرده است . البته ایشان اصالتا از یهودیان سفاردی محسوب می شوند.  هر چند ایشان با تشکیک به دین آبا و اجدادیش ، دین همه خدایی را بعنوان دین و آیین خود بر می گزیند. <br />
<br />
راستش من هیچوقت کاری به دین و آیین کس دیگری نداشته ام چون به من مربوط نمی شود ولی به رفتار و منش چرا . رفتار و منش و کردار دیگران سبب می شود دنیای انسانها خوب یا بد شود . اسپینوزا مردی بود که رفتار و خلق و خوی مهربان و متواضعش ، حال دنیای ما را بهتر می کرد. <img src="https://daftarche.com/images/smilies/emoji/e032.png" alt="E032" title="E032" class="smilie smilie_222" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با سلام<br />
اسپینوزا فیلسوف مشهور هلندی است که 4 قرن پیش زندگی می کرده است . البته ایشان اصالتا از یهودیان سفاردی محسوب می شوند.  هر چند ایشان با تشکیک به دین آبا و اجدادیش ، دین همه خدایی را بعنوان دین و آیین خود بر می گزیند. <br />
<br />
راستش من هیچوقت کاری به دین و آیین کس دیگری نداشته ام چون به من مربوط نمی شود ولی به رفتار و منش چرا . رفتار و منش و کردار دیگران سبب می شود دنیای انسانها خوب یا بد شود . اسپینوزا مردی بود که رفتار و خلق و خوی مهربان و متواضعش ، حال دنیای ما را بهتر می کرد. <img src="https://daftarche.com/images/smilies/emoji/e032.png" alt="E032" title="E032" class="smilie smilie_222" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[یادی از قهرمانان تاریخ بشریّت]]></title>
			<link>https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A8%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%91%D8%AA</link>
			<pubDate>Sat, 23 Aug 2014 06:17:44 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://daftarche.com/member.php?action=profile&uid=32">Theodor Herzl</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A8%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%91%D8%AA</guid>
			<description><![CDATA[در این جستار از افرادی نام ببرید که در راه بشریّت از خود گذشتگی کردند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[در این جستار از افرادی نام ببرید که در راه بشریّت از خود گذشتگی کردند.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سرین بدیعی - Sereen]]></title>
			<link>https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9%DB%8C-Sereen</link>
			<pubDate>Wed, 13 Aug 2014 12:03:18 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://daftarche.com/member.php?action=profile&uid=2">kourosh_bikhoda</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9%DB%8C-Sereen</guid>
			<description><![CDATA[سرین بدیعی گویا فرزند یکی از صاحب منصبان ساواک است که در امریکا زندگی میکند و بازیگر فیلم های پورن است. این آقا یک مقدار کس خل تشریف داره و فکر میکنه شاهزاده جاودانه و نامیرای پارس هست:<br />
<br />
<a href="http://instagram.com/p/rgMRHjKg09/?modal=true" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Instagram</a><br />
<br />
ایشون یه چیزی داره به نام حققو کامل بشر که نمیدونم چه کوفتیه. ولی یکی از اهدافش اینه که میخواد آزادی جنسی رو برای ایرانیان به ارمغان بیاره. خودشم همجنسگرا هست.<br />
<br />
<a href="http://instagram.com/iran_sos" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Instagram</a><br />
<a href="http://www.sereen.com/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">SEREEN - فیلم سکسی ایرانی زبان فارسی ایران sereen.com</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سرین بدیعی گویا فرزند یکی از صاحب منصبان ساواک است که در امریکا زندگی میکند و بازیگر فیلم های پورن است. این آقا یک مقدار کس خل تشریف داره و فکر میکنه شاهزاده جاودانه و نامیرای پارس هست:<br />
<br />
<a href="http://instagram.com/p/rgMRHjKg09/?modal=true" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Instagram</a><br />
<br />
ایشون یه چیزی داره به نام حققو کامل بشر که نمیدونم چه کوفتیه. ولی یکی از اهدافش اینه که میخواد آزادی جنسی رو برای ایرانیان به ارمغان بیاره. خودشم همجنسگرا هست.<br />
<br />
<a href="http://instagram.com/iran_sos" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Instagram</a><br />
<a href="http://www.sereen.com/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">SEREEN - فیلم سکسی ایرانی زبان فارسی ایران sereen.com</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مسیح علینژاد]]></title>
			<link>https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF</link>
			<pubDate>Sun, 01 Jun 2014 22:37:56 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://daftarche.com/member.php?action=profile&uid=192">کافر_مقدس</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> «و باهتوهم»<br />
<br />
مسیح علی‌نژاد؛ آماج بهتان‌‌های مقدس </span> <br />
<br />
<img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/06/2.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 2.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
مسیح علی‌نژاد، روزنامه‌نگاری است برجسته و شایسته احترام. <br />
<br />
روزنامه‌نگاران به سرعت به شهرت می‌رسند و به سرعت از یادها می‌روند و معدودند کسانی که موفق می‌شوند نامشان را در تاریخ ثبت کنند. مسیح علی‌نژاد توانسته است نام خود را با چند تاریخ گره بزند. در کتاب‌هایی که در آینده درباره تاریخ روزنامه‌نگاری این دوران، تاریخ زنان روزنامه‌نگار، تاریخ مجلس شورای اسلامی، تاریخ انتخابات ۸۸، تاریخ مستندسازی، تاریخ روزنامه‌نگاری در تبعید و تاریخ حجاب در ایران نوشته خواهد شد نام او بارها و بارها خواهد آمد. مسیح علی‌نژاد اگر معادل نصف کارهایی را که به زبان فارسی کرده است، در دنیای انگلیسی زبان انجام داده بود الان دیوارهای خانه‌اش در لندن یا نیویورک پر می‌بود از جوایز معتبری که از موسسه‌های صاحب نام گرفته بود. اما سهم او در ازای زحماتش به زبان فارسی، زندگی در عسرت غربت است و رگبار دروغ و بهتان.<br />
<br />
شب گذشته، شبکه خبر جمهوری اسلامی ایران، در گزارشی سراسر کذب، این روزنامه‌نگار برجسته ایرانی را به مصرف قرص‌های روان‌گردان و لخت شدن در خیابان‌های لندن متهم کرد و چند بهتان‌ ناروای دیگر.<br />
<br />
احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد چندی پیش گفته بود «این را بدانید که همان‌طور که در جنگ برخی اوقات خلاف شرع‌ها جایز می‌شود، در جنگ سایبری هم خلاف شرع‌ها جایز می‌شود. یعنی الان شرایطی است که شما با هر چه که به دستتان می‌رسد بزنید. ملاحظه هیچ طرف را هم نکنید.»<br />
<br />
از پیامبر اسلام نقل است که ««إذا رأیتم اهل الریب و البدع من بعدی فأظهروا البرائة منهم ... و باهتوهم کیلایطعموا فی الفساد فی الاسلام و یحذّرهم الناس»<br />
<br />
واژه کلیدی در این روایت «باهتوهم» (=به آن‌ها بهتان بزنید.) است. <br />
<br />
«باهتوهم»، رمز عملیات سپاه اسلام در «جنگ سایبری» است و در این جنگ به قول آقای علم‌الهدی، «خلاف شرع‌ها جایز است».<br />
<br />
آیت‌الله مومن در تفسیر این روایت نوشته است «...نسبت زنا دادن به آنان نه تنها جایز است، بلکه رجحان دارد.» بیهوده نیست که جمهوری اسلامی از آغاز تاسیس تاکنون، همه مخالفان خود را متهم به زنا و روابط نامشروع کرده است و می‌کند. <br />
<br />
مراجع دیگری هم این جواز شرعی را صادر کرده‌اند و از جمله گفته می‌شود  آیت‌الله خوشوقت که از مراجع نزدیک به آیت‌الله خامنه‌ای بود (و پدر همسر مصطفی خامنه‌ای است)، بر «بهتان زدن» به مخالفان توصیه اکید داشت.<br />
<br />
ناگفته پیداست که وقتی مراجع و صاحبان فتوا بگویند «کلاه بیاورید»، مقلدان خرده‌پا، «سر می‌آورند» و «رجحان زنا» را به «تجاوز گروهی در وسط خیابان» تبدیل می‌کنند.<br />
<br />
درباره «باهتوهم» بیشتر بخوانید:<a href="http://goo.gl/VtBwv7" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">محمد سروش محلاتی - تهمت در خدمت دیانت!</a><br />
<br />
سخنان علم‌الهدی در آداب جنگ سایبری:<a href="http://goo.gl/kaiSgO" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">امام جمعه مشهد:خدمت آیت الله سیستانی رسیدم،دیدم اخبارایشان هم ازفضای مجازی است،چه برسد به یک فردعادی</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> «و باهتوهم»<br />
<br />
مسیح علی‌نژاد؛ آماج بهتان‌‌های مقدس </span> <br />
<br />
<img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/06/2.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 2.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
مسیح علی‌نژاد، روزنامه‌نگاری است برجسته و شایسته احترام. <br />
<br />
روزنامه‌نگاران به سرعت به شهرت می‌رسند و به سرعت از یادها می‌روند و معدودند کسانی که موفق می‌شوند نامشان را در تاریخ ثبت کنند. مسیح علی‌نژاد توانسته است نام خود را با چند تاریخ گره بزند. در کتاب‌هایی که در آینده درباره تاریخ روزنامه‌نگاری این دوران، تاریخ زنان روزنامه‌نگار، تاریخ مجلس شورای اسلامی، تاریخ انتخابات ۸۸، تاریخ مستندسازی، تاریخ روزنامه‌نگاری در تبعید و تاریخ حجاب در ایران نوشته خواهد شد نام او بارها و بارها خواهد آمد. مسیح علی‌نژاد اگر معادل نصف کارهایی را که به زبان فارسی کرده است، در دنیای انگلیسی زبان انجام داده بود الان دیوارهای خانه‌اش در لندن یا نیویورک پر می‌بود از جوایز معتبری که از موسسه‌های صاحب نام گرفته بود. اما سهم او در ازای زحماتش به زبان فارسی، زندگی در عسرت غربت است و رگبار دروغ و بهتان.<br />
<br />
شب گذشته، شبکه خبر جمهوری اسلامی ایران، در گزارشی سراسر کذب، این روزنامه‌نگار برجسته ایرانی را به مصرف قرص‌های روان‌گردان و لخت شدن در خیابان‌های لندن متهم کرد و چند بهتان‌ ناروای دیگر.<br />
<br />
احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد چندی پیش گفته بود «این را بدانید که همان‌طور که در جنگ برخی اوقات خلاف شرع‌ها جایز می‌شود، در جنگ سایبری هم خلاف شرع‌ها جایز می‌شود. یعنی الان شرایطی است که شما با هر چه که به دستتان می‌رسد بزنید. ملاحظه هیچ طرف را هم نکنید.»<br />
<br />
از پیامبر اسلام نقل است که ««إذا رأیتم اهل الریب و البدع من بعدی فأظهروا البرائة منهم ... و باهتوهم کیلایطعموا فی الفساد فی الاسلام و یحذّرهم الناس»<br />
<br />
واژه کلیدی در این روایت «باهتوهم» (=به آن‌ها بهتان بزنید.) است. <br />
<br />
«باهتوهم»، رمز عملیات سپاه اسلام در «جنگ سایبری» است و در این جنگ به قول آقای علم‌الهدی، «خلاف شرع‌ها جایز است».<br />
<br />
آیت‌الله مومن در تفسیر این روایت نوشته است «...نسبت زنا دادن به آنان نه تنها جایز است، بلکه رجحان دارد.» بیهوده نیست که جمهوری اسلامی از آغاز تاسیس تاکنون، همه مخالفان خود را متهم به زنا و روابط نامشروع کرده است و می‌کند. <br />
<br />
مراجع دیگری هم این جواز شرعی را صادر کرده‌اند و از جمله گفته می‌شود  آیت‌الله خوشوقت که از مراجع نزدیک به آیت‌الله خامنه‌ای بود (و پدر همسر مصطفی خامنه‌ای است)، بر «بهتان زدن» به مخالفان توصیه اکید داشت.<br />
<br />
ناگفته پیداست که وقتی مراجع و صاحبان فتوا بگویند «کلاه بیاورید»، مقلدان خرده‌پا، «سر می‌آورند» و «رجحان زنا» را به «تجاوز گروهی در وسط خیابان» تبدیل می‌کنند.<br />
<br />
درباره «باهتوهم» بیشتر بخوانید:<a href="http://goo.gl/VtBwv7" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">محمد سروش محلاتی - تهمت در خدمت دیانت!</a><br />
<br />
سخنان علم‌الهدی در آداب جنگ سایبری:<a href="http://goo.gl/kaiSgO" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">امام جمعه مشهد:خدمت آیت الله سیستانی رسیدم،دیدم اخبارایشان هم ازفضای مجازی است،چه برسد به یک فردعادی</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[امیرعباس هویدا]]></title>
			<link>https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7</link>
			<pubDate>Sat, 31 May 2014 07:58:41 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://daftarche.com/member.php?action=profile&uid=2">kourosh_bikhoda</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7</guid>
			<description><![CDATA[هویدا یکی از مردان سیاسی ماندگار در تاریخ ایران است. در دوره هویدا هم مثل همه دوران ها، شکنجه و زندانی سیاسی و غیره بعنوان لکه ننگ دولت ایران به چشم میاد. هویدا در دورا نخست وزیری، گوش به فرمان شاه بود ولی در پایان کار قربانی بی سیاستی ها و خطاهای شاه شد.<br />
<br />
عجیبه که هویدا در روزی که همه فرار کردند و او زندانی خانه های امن ساواک بود، فرار نکرد و خودش رو به رژیم تازه به دوران رسیده اسلامی از طریق داریوش فروهر تسلیم کرد. من حدس میزنم این عدم فرار وی به خاطر این بوده که فکر میکرده نقطه سیاهی در کارنامه اش وجود نداره و انقلابیون انسان تر از این هستند که بی دلیل اعدام کنند.<br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">[video=youtube;7Al-jiSghNk]https://www.youtube.com/watch?v=7Al-jiSghNk[/video]</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[هویدا یکی از مردان سیاسی ماندگار در تاریخ ایران است. در دوره هویدا هم مثل همه دوران ها، شکنجه و زندانی سیاسی و غیره بعنوان لکه ننگ دولت ایران به چشم میاد. هویدا در دورا نخست وزیری، گوش به فرمان شاه بود ولی در پایان کار قربانی بی سیاستی ها و خطاهای شاه شد.<br />
<br />
عجیبه که هویدا در روزی که همه فرار کردند و او زندانی خانه های امن ساواک بود، فرار نکرد و خودش رو به رژیم تازه به دوران رسیده اسلامی از طریق داریوش فروهر تسلیم کرد. من حدس میزنم این عدم فرار وی به خاطر این بوده که فکر میکرده نقطه سیاهی در کارنامه اش وجود نداره و انقلابیون انسان تر از این هستند که بی دلیل اعدام کنند.<br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">[video=youtube;7Al-jiSghNk]https://www.youtube.com/watch?v=7Al-jiSghNk[/video]</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[الهام چرخنده]]></title>
			<link>https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%D9%85-%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87</link>
			<pubDate>Tue, 13 May 2014 10:24:53 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://daftarche.com/member.php?action=profile&uid=2">kourosh_bikhoda</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%D9%85-%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87</guid>
			<description><![CDATA[خانم الهام چرخنده یک چهره سینمایی و هنری هستند. ایشون در عین داشتن این ویژگی، یک چهره خایه مال هم هستند. اگر از جزئیات خبر ندارید نخست این مطلب وبلاگ اینجانب رو بخونید:<br />
<br />
<a href="http://kheradgaraei.blogspot.com/2014/05/blog-post.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">خردگرایی و ایمان ستیزی: خانم الهام چرخنده شما هم یک بادیگارد خامنه ای هستید</a><br />
<br />
سپس این ویدئو رو ببینید که این زنیکه خایه مال بی وطن، همچنان پررو پررو در چشم ملت نگاه میکنه و از قاتل جانها و انسان ها و فرزندان این سرزمین و کسی که هزینه های زیادی رو روی دوش مردان و زنان ایران قرار داده دفاع میکنه:<br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">[video=youtube;6fDqyulQ3Aw]https://www.youtube.com/watch?v=6fDqyulQ3Aw[/video]</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[خانم الهام چرخنده یک چهره سینمایی و هنری هستند. ایشون در عین داشتن این ویژگی، یک چهره خایه مال هم هستند. اگر از جزئیات خبر ندارید نخست این مطلب وبلاگ اینجانب رو بخونید:<br />
<br />
<a href="http://kheradgaraei.blogspot.com/2014/05/blog-post.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">خردگرایی و ایمان ستیزی: خانم الهام چرخنده شما هم یک بادیگارد خامنه ای هستید</a><br />
<br />
سپس این ویدئو رو ببینید که این زنیکه خایه مال بی وطن، همچنان پررو پررو در چشم ملت نگاه میکنه و از قاتل جانها و انسان ها و فرزندان این سرزمین و کسی که هزینه های زیادی رو روی دوش مردان و زنان ایران قرار داده دفاع میکنه:<br />
<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">[video=youtube;6fDqyulQ3Aw]https://www.youtube.com/watch?v=6fDqyulQ3Aw[/video]</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فریدون فرخزاد ، مردی که او را از نو باید شناخت]]></title>
			<link>https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D9%88-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%88-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA</link>
			<pubDate>Fri, 09 May 2014 15:04:40 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://daftarche.com/member.php?action=profile&uid=192">کافر_مقدس</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D9%88-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%88-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA</guid>
			<description><![CDATA["فریدون فرخزاد" این شاعر ، خاننده ، نویسنده ، بازیگر و شومن ایرانی را بهتر بشناسیم <br />
<br />
<img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/05/18.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 18.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
قسمت 1<br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/02/blog-post_20.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که  از نو  او را باید شناخت / مقدمه</a> <br />
<br />
قسمت 2<br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/02/blog-post_27.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو او را باید شناخت / از تولد تا اعزام به آلمان</a><br />
<br />
قسمت 3 <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/03/blog-post_6.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو او را باید شناخت / دوران دانشجویی و بنیان شهرت</a><br />
<br />
قسمت 4  <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/03/blog-post_2275.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو او را باید شناخت / بازگشت به وطن</a><br />
<br />
قسمت 5 <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/04/blog-post_10.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو او را باید شناخت / اولین میخک نقره ای</a><br />
<br />
قسمت 6 <br />
<br />
 <a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/04/blog-post_24.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو او را باید شناخت / </a><br />
<br />
قسمت 7  <br />
<br />
<a href="http://www.balatarin.com/permlink/2009/11/25/1852164?PageSpeed=noscript" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">بالاترین: فریدون فرخزاد مردی كه از نو او را باید شناخت (قسمت هفتم)</a><br />
<br />
قسمت 8 <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/05/blog-post.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو او را باید شناخت / اولین حقوق</a><br />
<br />
قسمت 9 <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/05/blog-post_8.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو او را باید شناخت / اردوی تربیتی رامسر</a><br />
<br />
قسمت 10 <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/05/blog-post_15.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو او را باید شناخت / دومین و آخرین ازدواج</a><br />
<br />
قسمت 11 <br />
<br />
<a href="https://www.facebook.com/media/set/?set=a.204734599673880.1073741938.104859332994741&amp;type=3" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">https://www.facebook.com/media/set/?set=...741&amp;type=3</a><br />
<br />
قسمت 12 <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/05/blog-post_29.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو او را باید شناخت / شب کذایی</a><br />
<br />
قسمت 13 <br />
<br />
 <a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/06/blog-post_4933.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو باید او را شناخت / شو </a><br />
<br />
قسمت 14 <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/06/blog-post_12.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو باید او را شناخت / شایعات</a><br />
<br />
قسمت 16  <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/06/blog-post_7202.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو باید او را شناخت / امل ساین مهمان هنری و شخصی فریدون فرخزاد</a><br />
<br />
قسمت 17 <br />
<br />
 <a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/07/blog-post_3.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو باید او را شناخت / خاموشی ستاره</a><br />
<br />
قسمت 18  <br />
<br />
 <a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/07/blog-post_24.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو باید او را شناخت / حکم قضایی</a><br />
<br />
قسمت 19   <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/07/blog-post_31.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو باید او را شناخت / تنهایی</a><br />
<br />
قسمت 20   <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/08/blog-post_3153.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو باید او را شناخت / سفر غربت و مرگ</a><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> <span style="font-size: 4pt;" class="mycode_size">  لینک های مرتبط :</span>   </span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">  </span> مستند ها ،نماهنگ ها ، کنسرت ها و مصاحبه ها <br />
<br />
مستند شب بود<br />
<br />
 قسمت اول <br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=zyPJX-TJ6i8" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - Fereydoun Farrokhzad فیلم مستند Manoto1 (1)</a>   <br />
<br />
 قسمت دوم <br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=96p3PkRYJTI" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - Fereydoun Farrokhzad فیلم مستند Manoto1 (2)</a>  <br />
<br />
 قسمت سوم<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=pXkMPQMZhH0" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - Fereydoun Farrokhzad فیلم مستند Manoto1 (3)</a>   <br />
<br />
 قسمت چهارم<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=PFm01oCaatM" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - Fereydoun Farrokhzad فیلم مستند Manoto1 (4)</a> <br />
<br />
  قسمت پنجم<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=gsMzuoAZ9x4" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - Fereydoun Farrokhzad فیلم مستند Manoto1 (5)</a>  <br />
<br />
 قسمت ششم <br />
<br />
 <a href="http://www.youtube.com/watch?v=MkXZTMU8Hds" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - Fereydoun Farrokhzad فیلم مستند Manoto1 (6)</a>     <br />
<br />
<br />
<br />
فریدون فرخزاد - یاد ایران بخیر<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=EiCJOp6pxVM" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - فریدون فرخزاد - یاد ایران به خیر</a><br />
<br />
<img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/05/19.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 19.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
فریدون فرخزاد - کنسرت لندن 1367  (توضیحاتی درباره ی توضیح المسایل خمینی) <br />
<br />
<a href="http://www.mediafire.com/?f09ll7j9emscebh" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Feridon FarokhzaD</a>  <br />
<br />
کنسرت فریدون فرخزاد در تورنتو کانادا 1371<br />
<br />
<a href="http://s5.picofile.com/file/8121464976/fereydon_farokhzad_1992_torento_kanada.avi.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">fereydon farokhzad - 1992 torento kanada</a><br />
<br />
<br />
<br />
انتقاد فریدون فرخزاد از مسعود رجوی<br />
<br />
<a href="http://s5.picofile.com/file/8121466684/fereydon_farokhzad_enteghad_be_rajavi.avi.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">fereydon farokhzad - enteghad be rajavi</a><br />
<br />
فریدون فرخزاد را بهتر بشناسیم<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=Z-A9hQKXn3A" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - فریدون فرخزاد را بهتر بشناسیم</a><br />
<br />
<br />
<br />
عشق من وین""<br />
<br />
خلاصه ی فیلم:<br />
<br />
علی محمد، یک حزب اللهی که در ایران زبان آلمانی تدریس می کند برای فرار از یک جنگ مخوف به همراه خواهر و پسرش به وین می آید. او برای دیدار آمریکا که مقصد اصلی اوست باید در وین بماند تا ویزای آمریکا بگیرد<br />
<br />
قسمت اول<br />
<br />
<a href="https://www.youtube.com/embed/WixiMwQihqM?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">وین عشق من -  ۱/۶ (فریدون فرخزاد) - YouTube</a><br />
<br />
قسمت دوم<br />
<br />
<a href="https://www.youtube.com/embed/QWjbu7chU-I?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">وین عشق من - ۲/۶ - YouTube</a><br />
<br />
قسمت سوم<br />
<br />
<a href="https://www.youtube.com/embed/itkKcovWP0g?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">وین عشق من - ۳/۶ - YouTube</a><br />
<br />
قسمت چهارم<br />
<br />
<a href="https://www.youtube.com/embed/R83VF3NvssY?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">وین عشق من - ۴/۶ - YouTube</a><br />
<br />
قسمت پنجم<br />
<br />
<a href="https://www.youtube.com/embed/Oa1Y0Xp_tUI?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">وین عشق من - ۵/۶ - YouTube</a><br />
<br />
قسمت ششم<br />
<br />
<a href="https://www.youtube.com/embed/Rdi4GMnGWEw?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">وین عشق من - ۶/۶ - YouTube</a><br />
<br />
<br />
<br />
مصاحبه ی فریدون فرخزاد با رادیو<br />
<br />
<a href="http://s5.picofile.com/file/8121742892/fereydon_farokhzad_mosahebe.mp3.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">fereydon farokhzad - mosahebe</a><br />
<br />
<br />
<br />
فریدون فرخزاد - آهنگ شب بود بیابان بود<br />
<br />
<a href="http://s5.picofile.com/file/8122594534/Iran_1601_1585_1740_1583_1608_1606_1601_1585_1582_1586_1575_1583_1548_1588_1576_1576_1608_1583_1576_1740_1575_1576_1575_1606_1576_1608_1583_Farokhzad.mp4.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Iran Farokhzad</a><br />
<br />
<br />
<br />
فریدون فرخزاد - همرزمانم<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=hTN-NOEHCEI" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - همرزمانم - فریدون فرخزاد</a><br />
<br />
شو میخک نقره ای (1353)  (شهره،حمید شب خیز، سپیده، مرجان، مهستی، رامش)<br />
<br />
<a href="http://www.hexupload.com/etkvq2nkmwbe" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Download شوی «میخک نقره ای» از فریدون فرخزاد ۱۳۵۳ mp4</a><br />
<br />
شو میخک نقره ای (شهره، شهرام شب صولتی و فریدون فرخزاد)<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=3IxsUjfPGa8" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - Iran </a><br />
<br />
<br />
<br />
مصاحبه با اکی و پوری بنایی(نوروز 1356)<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=QiWIQUHLdHc" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - فریدون فرخ زاد و پورِی و اکی بنایی</a><br />
<br />
مصاحبه با فرامرز اصلانی(نوروز 1356)<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=SjGw8Spun18" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - فریدون فرخزاد و فرامرز اصلانی Fereidoon Farrokhzad  Faramarz Aslani</a><br />
<br />
مصاحبه فریدون فرخزاد با فرامرز آصف<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=o2cwTLptVsA" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - Farokhzad with Faramarz Asef</a><br />
<br />
<br />
<br />
فریدون فرخزاد - پادشاه<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=T-N7K9qP_s8" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - پادشاه پادشاه از فریدون فرخزاد Freidoon e Farokhzad Padeshah</a> <br />
<br />
سرود ملی شیر و خورشید فریدون فرخزاد<br />
<br />
<a href="http://s5.picofile.com/file/8122601650/_1587_1585_1608_1583_1605_1604_1740_8204_1588_1740_1585_1582_1608_1585_1588_1740_1583_1601_1585_1740_1583_1608_1606_1601_1585_1582_1586_1575_1583_.mp4.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">[/url]<br />
<br />
<br />
<br />
سفر فریدون فرخزاد به عراق برای دیدار با اسیرهای ایرانی<br />
<br />
[url=http://s5.picofile.com/file/8122595268/iraq.mp4.html]iraq</a><br />
<br />
<br />
<br />
فریدون فرخزاد - سرباز <br />
<br />
<a href="http://s5.picofile.com/file/8122600400/_1601_1585_1610_1583_1608_1606_1601_1585_1582_1586_1575_1583_1587_1585_1576_1575_1586_Fereydoun_Farokhzad_Sarbaz_Soldiers_of_Iranian_Army.mp4.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">   Fereydoun Farokhzad - Sarbaz - Soldiers of Iranian Army</a><br />
<br />
<span style="font-size: 4pt;" class="mycode_size">  <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> اخبار و مقاله ها </span></span> <br />
<br />
زندگینامه ی فریدون فرخزاد<br />
<br />
<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86_%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">فریدون فرخزاد  - WiKi</a><br />
<br />
کتاب خنیاگر در خون<br />
<br />
<a href="http://www.4shared.com/get/kqVOFeE9/Khonyagar-Dar-Khoun.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Khonyagar-Dar-Khoun - Download - 4shared - Ardeshir Irani</a><br />
<br />
<br />
<br />
نگاهی به کتاب "خنیاگر در خون"<br />
<br />
<a href="http://www.roozonline.com/persian/archive/honarerooz/honarerooz/archive/2010/august/11/article/-e621568e42.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">از آنجا: روزآنلاین</a><br />
<br />
شرقی غمگین سلاخی شد و دم برنیاورد<br />
<br />
<a href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2013/may/01/article/-d111b6d983.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">شرح: روزآنلاین</a><br />
<br />
<img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/05/20.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 20.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
فتوای قتل فریدون فرخزاد و رابطه آن با خلبان رفسنجانی برادر سعید محمدی (خواننده)<br />
<br />
<a href="http://www.balatarin.com/permlink/2008/10/7/1414718?ModPagespeed=noscript" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">بالاترین: فتوای قتل فریدون فرخزاد و رابطه آن با خلبان رفسنجانی برادر سعید محمدی (خواننده) </a><br />
<br />
<br />
<br />
چرا فریدون فرخزاد کشته شد؟! <br />
<br />
<a href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2013/may/01/article/-d111b6d983.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">شرح: روزآنلاین</a><br />
<br />
<br />
<br />
فریدون فرخزاد چگونه به قتل رسید؟! <br />
<br />
<a href="http://www.farrokhzad.info/index.jsp?d=article/article&amp;authorId=8&amp;essayId=1091" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">farrokhzad.info - farrokhzad Resources and Information. This website is for sale!</a><br />
<br />
<br />
<br />
گزارش تصویری از مراسم بیستمین سالروز قتل<br />
<br />
<a href="http://seyedezatollahrashmi.wordpress.com/2012/08/07/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%82/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">گزارش تصویری از مراسم بیستمین سالروز قتل فریدون فرخزاد در شهر بن (محل خاکسپاری او) | seyedezatollahrashmi</a><br />
<br />
هفتاد و پنجمین زادروز فریدون فرخ‌زاد، مرد میدانِ بزم و رزم<br />
<br />
<a href="http://www.dw.de/%D9%87%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%90-%D8%A8%D8%B2%D9%85-%D9%88-%D8%B1%D8%B2%D9%85/a-17136393" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">هفتاد و پنجمین زادروز فریدون فرخ‌زاد، مرد میدانِ بزم و رزم | فرهنگ و هنر | DW.DE | 06.10.2013 </a><br />
<br />
فریدون فرخزاد به روایت فریدون فرخزاد<br />
<br />
<a href="https://ksepitman.wordpress.com/2013/06/11/%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%ae%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%ae%d8%b2%d8%a7%d8%af/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">فریدون فرخزاد به روایت فریدون فرخزاد | ksepitman</a><br />
<br />
او اشتباه نکرد<br />
<br />
<a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2010/08/108794.php" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">gooya news :: politics : او اشتباه نکرد...، الاهه بقراط، کيهان لندن</a><br />
<br />
زندگی نامه فریدون فرخزاد<br />
<br />
<a href="http://f-farrokhzad.blogfa.com/post-6.aspx" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">فریدون فرخزاد - زندگی نامه</a><br />
<br />
متن مصاحبه ی فریدون با شهره در میخک نقره ای<br />
<br />
<a href="http://www.noandishaan.com/forums/thread88458.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">مکالمه بین فریدون فرخزاد و شهره در برنامه تلویزیونی</a><br />
<br />
سروده ها <br />
<br />
<a href="http://f-farrokhzad.blogfa.com/post-9.aspx" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">فریدون فرخزاد - سروده ها</a><br />
<br />
پاسخی بر نوشته «20 سال از مرگ پر راز و رمز فریدون فرخزاد گذشت»<br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/01/20_9342.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: جوابیه ای بر نوشته  چاپ شده در مجله جوانان</a><br />
<br />
<br />
<br />
فریدون در جمع می‌خندید و در تنهایی می‌گریست<br />
<br />
<a href="http://zamaaneh.com/saberi/2009/05/print_post_63.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">رادیو زمانه | خارج از سیاست | گفت و گو | «فریدون در جمع می‌خندید و در تنهایی می‌گریست»</a><br />
<br />
<img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/05/21.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 21.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<span style="font-size: 3pt;" class="mycode_size"> <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> آهنگ ها  </span>  </span> <br />
<br />
درو وا نمی کنم<br />
<br />
<a href="http://s4.picofile.com/file/7773611826/f_f_Daro_Va_Nemikonam_Chore_.zip.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">ff-Daro Va Nemikonam (Chore)</a><br />
<br />
شهر من<br />
<br />
<a href="http://s4.picofile.com/file/7773547632/f_f_Shahre_Man.zip.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">ff- Shahre Man</a><br />
<br />
<br />
<br />
هفت<br />
<br />
<a href="http://dl.nabzmusic.com/FullArchive/Fereydoun%20Farokhzad/Tracks/Fereydoun%20Farokhzad%20-%20Kasi%20Miaiad/08%20-%20Haft.mp3" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">http://dl.nabzmusic.com/FullArchive/Fere...20Haft.mp3</a><br />
<br />
آهنگ"آوازه خون در خون!" شاهین نجفی برای فریدون فرخزاد<br />
<br />
<a href="http://s5.picofile.com/file/8121461842/Avazekhan_Dar_Khon_For_Freidone_Farokhzad.mp3.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Avazekhan Dar Khon For Freidone Farokhzad</a><br />
<br />
سایر آهنگ ها <br />
<br />
<a href="http://ahang24.blogsky.com/category/فریدون-فرخزاد" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">http://ahang24.blogsky.com/category/فریدون-فرخزاد</a><br />
<br />
[SIZE="2"]<span style="color: Red;" class="mycode_color">مرگ آن نیست که در گور سیاه دفن شوم ، مرگ آن است که از قلب تو و خاطر تو محو شوم</span>[/SIZE]<img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/05/22.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 22.jpg]" class="mycode_img" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA["فریدون فرخزاد" این شاعر ، خاننده ، نویسنده ، بازیگر و شومن ایرانی را بهتر بشناسیم <br />
<br />
<img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/05/18.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 18.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
قسمت 1<br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/02/blog-post_20.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که  از نو  او را باید شناخت / مقدمه</a> <br />
<br />
قسمت 2<br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/02/blog-post_27.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو او را باید شناخت / از تولد تا اعزام به آلمان</a><br />
<br />
قسمت 3 <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/03/blog-post_6.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو او را باید شناخت / دوران دانشجویی و بنیان شهرت</a><br />
<br />
قسمت 4  <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/03/blog-post_2275.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو او را باید شناخت / بازگشت به وطن</a><br />
<br />
قسمت 5 <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/04/blog-post_10.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو او را باید شناخت / اولین میخک نقره ای</a><br />
<br />
قسمت 6 <br />
<br />
 <a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/04/blog-post_24.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو او را باید شناخت / </a><br />
<br />
قسمت 7  <br />
<br />
<a href="http://www.balatarin.com/permlink/2009/11/25/1852164?PageSpeed=noscript" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">بالاترین: فریدون فرخزاد مردی كه از نو او را باید شناخت (قسمت هفتم)</a><br />
<br />
قسمت 8 <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/05/blog-post.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو او را باید شناخت / اولین حقوق</a><br />
<br />
قسمت 9 <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/05/blog-post_8.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو او را باید شناخت / اردوی تربیتی رامسر</a><br />
<br />
قسمت 10 <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/05/blog-post_15.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو او را باید شناخت / دومین و آخرین ازدواج</a><br />
<br />
قسمت 11 <br />
<br />
<a href="https://www.facebook.com/media/set/?set=a.204734599673880.1073741938.104859332994741&amp;type=3" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">https://www.facebook.com/media/set/?set=...741&amp;type=3</a><br />
<br />
قسمت 12 <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/05/blog-post_29.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو او را باید شناخت / شب کذایی</a><br />
<br />
قسمت 13 <br />
<br />
 <a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/06/blog-post_4933.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو باید او را شناخت / شو </a><br />
<br />
قسمت 14 <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/06/blog-post_12.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو باید او را شناخت / شایعات</a><br />
<br />
قسمت 16  <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/06/blog-post_7202.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو باید او را شناخت / امل ساین مهمان هنری و شخصی فریدون فرخزاد</a><br />
<br />
قسمت 17 <br />
<br />
 <a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/07/blog-post_3.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو باید او را شناخت / خاموشی ستاره</a><br />
<br />
قسمت 18  <br />
<br />
 <a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/07/blog-post_24.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو باید او را شناخت / حکم قضایی</a><br />
<br />
قسمت 19   <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/07/blog-post_31.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو باید او را شناخت / تنهایی</a><br />
<br />
قسمت 20   <br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/08/blog-post_3153.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: فریدون فرخزاد مردی که از نو باید او را شناخت / سفر غربت و مرگ</a><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> <span style="font-size: 4pt;" class="mycode_size">  لینک های مرتبط :</span>   </span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">  </span> مستند ها ،نماهنگ ها ، کنسرت ها و مصاحبه ها <br />
<br />
مستند شب بود<br />
<br />
 قسمت اول <br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=zyPJX-TJ6i8" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - Fereydoun Farrokhzad فیلم مستند Manoto1 (1)</a>   <br />
<br />
 قسمت دوم <br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=96p3PkRYJTI" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - Fereydoun Farrokhzad فیلم مستند Manoto1 (2)</a>  <br />
<br />
 قسمت سوم<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=pXkMPQMZhH0" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - Fereydoun Farrokhzad فیلم مستند Manoto1 (3)</a>   <br />
<br />
 قسمت چهارم<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=PFm01oCaatM" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - Fereydoun Farrokhzad فیلم مستند Manoto1 (4)</a> <br />
<br />
  قسمت پنجم<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=gsMzuoAZ9x4" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - Fereydoun Farrokhzad فیلم مستند Manoto1 (5)</a>  <br />
<br />
 قسمت ششم <br />
<br />
 <a href="http://www.youtube.com/watch?v=MkXZTMU8Hds" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - Fereydoun Farrokhzad فیلم مستند Manoto1 (6)</a>     <br />
<br />
<br />
<br />
فریدون فرخزاد - یاد ایران بخیر<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=EiCJOp6pxVM" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - فریدون فرخزاد - یاد ایران به خیر</a><br />
<br />
<img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/05/19.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 19.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
فریدون فرخزاد - کنسرت لندن 1367  (توضیحاتی درباره ی توضیح المسایل خمینی) <br />
<br />
<a href="http://www.mediafire.com/?f09ll7j9emscebh" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Feridon FarokhzaD</a>  <br />
<br />
کنسرت فریدون فرخزاد در تورنتو کانادا 1371<br />
<br />
<a href="http://s5.picofile.com/file/8121464976/fereydon_farokhzad_1992_torento_kanada.avi.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">fereydon farokhzad - 1992 torento kanada</a><br />
<br />
<br />
<br />
انتقاد فریدون فرخزاد از مسعود رجوی<br />
<br />
<a href="http://s5.picofile.com/file/8121466684/fereydon_farokhzad_enteghad_be_rajavi.avi.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">fereydon farokhzad - enteghad be rajavi</a><br />
<br />
فریدون فرخزاد را بهتر بشناسیم<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=Z-A9hQKXn3A" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - فریدون فرخزاد را بهتر بشناسیم</a><br />
<br />
<br />
<br />
عشق من وین""<br />
<br />
خلاصه ی فیلم:<br />
<br />
علی محمد، یک حزب اللهی که در ایران زبان آلمانی تدریس می کند برای فرار از یک جنگ مخوف به همراه خواهر و پسرش به وین می آید. او برای دیدار آمریکا که مقصد اصلی اوست باید در وین بماند تا ویزای آمریکا بگیرد<br />
<br />
قسمت اول<br />
<br />
<a href="https://www.youtube.com/embed/WixiMwQihqM?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">وین عشق من -  ۱/۶ (فریدون فرخزاد) - YouTube</a><br />
<br />
قسمت دوم<br />
<br />
<a href="https://www.youtube.com/embed/QWjbu7chU-I?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">وین عشق من - ۲/۶ - YouTube</a><br />
<br />
قسمت سوم<br />
<br />
<a href="https://www.youtube.com/embed/itkKcovWP0g?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">وین عشق من - ۳/۶ - YouTube</a><br />
<br />
قسمت چهارم<br />
<br />
<a href="https://www.youtube.com/embed/R83VF3NvssY?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">وین عشق من - ۴/۶ - YouTube</a><br />
<br />
قسمت پنجم<br />
<br />
<a href="https://www.youtube.com/embed/Oa1Y0Xp_tUI?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">وین عشق من - ۵/۶ - YouTube</a><br />
<br />
قسمت ششم<br />
<br />
<a href="https://www.youtube.com/embed/Rdi4GMnGWEw?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">وین عشق من - ۶/۶ - YouTube</a><br />
<br />
<br />
<br />
مصاحبه ی فریدون فرخزاد با رادیو<br />
<br />
<a href="http://s5.picofile.com/file/8121742892/fereydon_farokhzad_mosahebe.mp3.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">fereydon farokhzad - mosahebe</a><br />
<br />
<br />
<br />
فریدون فرخزاد - آهنگ شب بود بیابان بود<br />
<br />
<a href="http://s5.picofile.com/file/8122594534/Iran_1601_1585_1740_1583_1608_1606_1601_1585_1582_1586_1575_1583_1548_1588_1576_1576_1608_1583_1576_1740_1575_1576_1575_1606_1576_1608_1583_Farokhzad.mp4.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Iran Farokhzad</a><br />
<br />
<br />
<br />
فریدون فرخزاد - همرزمانم<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=hTN-NOEHCEI" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - همرزمانم - فریدون فرخزاد</a><br />
<br />
شو میخک نقره ای (1353)  (شهره،حمید شب خیز، سپیده، مرجان، مهستی، رامش)<br />
<br />
<a href="http://www.hexupload.com/etkvq2nkmwbe" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Download شوی «میخک نقره ای» از فریدون فرخزاد ۱۳۵۳ mp4</a><br />
<br />
شو میخک نقره ای (شهره، شهرام شب صولتی و فریدون فرخزاد)<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=3IxsUjfPGa8" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - Iran </a><br />
<br />
<br />
<br />
مصاحبه با اکی و پوری بنایی(نوروز 1356)<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=QiWIQUHLdHc" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - فریدون فرخ زاد و پورِی و اکی بنایی</a><br />
<br />
مصاحبه با فرامرز اصلانی(نوروز 1356)<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=SjGw8Spun18" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - فریدون فرخزاد و فرامرز اصلانی Fereidoon Farrokhzad  Faramarz Aslani</a><br />
<br />
مصاحبه فریدون فرخزاد با فرامرز آصف<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=o2cwTLptVsA" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - Farokhzad with Faramarz Asef</a><br />
<br />
<br />
<br />
فریدون فرخزاد - پادشاه<br />
<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=T-N7K9qP_s8" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">YouTube - پادشاه پادشاه از فریدون فرخزاد Freidoon e Farokhzad Padeshah</a> <br />
<br />
سرود ملی شیر و خورشید فریدون فرخزاد<br />
<br />
<a href="http://s5.picofile.com/file/8122601650/_1587_1585_1608_1583_1605_1604_1740_8204_1588_1740_1585_1582_1608_1585_1588_1740_1583_1601_1585_1740_1583_1608_1606_1601_1585_1582_1586_1575_1583_.mp4.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">[/url]<br />
<br />
<br />
<br />
سفر فریدون فرخزاد به عراق برای دیدار با اسیرهای ایرانی<br />
<br />
[url=http://s5.picofile.com/file/8122595268/iraq.mp4.html]iraq</a><br />
<br />
<br />
<br />
فریدون فرخزاد - سرباز <br />
<br />
<a href="http://s5.picofile.com/file/8122600400/_1601_1585_1610_1583_1608_1606_1601_1585_1582_1586_1575_1583_1587_1585_1576_1575_1586_Fereydoun_Farokhzad_Sarbaz_Soldiers_of_Iranian_Army.mp4.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">   Fereydoun Farokhzad - Sarbaz - Soldiers of Iranian Army</a><br />
<br />
<span style="font-size: 4pt;" class="mycode_size">  <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> اخبار و مقاله ها </span></span> <br />
<br />
زندگینامه ی فریدون فرخزاد<br />
<br />
<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86_%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">فریدون فرخزاد  - WiKi</a><br />
<br />
کتاب خنیاگر در خون<br />
<br />
<a href="http://www.4shared.com/get/kqVOFeE9/Khonyagar-Dar-Khoun.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Khonyagar-Dar-Khoun - Download - 4shared - Ardeshir Irani</a><br />
<br />
<br />
<br />
نگاهی به کتاب "خنیاگر در خون"<br />
<br />
<a href="http://www.roozonline.com/persian/archive/honarerooz/honarerooz/archive/2010/august/11/article/-e621568e42.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">از آنجا: روزآنلاین</a><br />
<br />
شرقی غمگین سلاخی شد و دم برنیاورد<br />
<br />
<a href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2013/may/01/article/-d111b6d983.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">شرح: روزآنلاین</a><br />
<br />
<img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/05/20.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 20.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
فتوای قتل فریدون فرخزاد و رابطه آن با خلبان رفسنجانی برادر سعید محمدی (خواننده)<br />
<br />
<a href="http://www.balatarin.com/permlink/2008/10/7/1414718?ModPagespeed=noscript" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">بالاترین: فتوای قتل فریدون فرخزاد و رابطه آن با خلبان رفسنجانی برادر سعید محمدی (خواننده) </a><br />
<br />
<br />
<br />
چرا فریدون فرخزاد کشته شد؟! <br />
<br />
<a href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2013/may/01/article/-d111b6d983.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">شرح: روزآنلاین</a><br />
<br />
<br />
<br />
فریدون فرخزاد چگونه به قتل رسید؟! <br />
<br />
<a href="http://www.farrokhzad.info/index.jsp?d=article/article&amp;authorId=8&amp;essayId=1091" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">farrokhzad.info - farrokhzad Resources and Information. This website is for sale!</a><br />
<br />
<br />
<br />
گزارش تصویری از مراسم بیستمین سالروز قتل<br />
<br />
<a href="http://seyedezatollahrashmi.wordpress.com/2012/08/07/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%82/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">گزارش تصویری از مراسم بیستمین سالروز قتل فریدون فرخزاد در شهر بن (محل خاکسپاری او) | seyedezatollahrashmi</a><br />
<br />
هفتاد و پنجمین زادروز فریدون فرخ‌زاد، مرد میدانِ بزم و رزم<br />
<br />
<a href="http://www.dw.de/%D9%87%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%90-%D8%A8%D8%B2%D9%85-%D9%88-%D8%B1%D8%B2%D9%85/a-17136393" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">هفتاد و پنجمین زادروز فریدون فرخ‌زاد، مرد میدانِ بزم و رزم | فرهنگ و هنر | DW.DE | 06.10.2013 </a><br />
<br />
فریدون فرخزاد به روایت فریدون فرخزاد<br />
<br />
<a href="https://ksepitman.wordpress.com/2013/06/11/%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%ae%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%ae%d8%b2%d8%a7%d8%af/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">فریدون فرخزاد به روایت فریدون فرخزاد | ksepitman</a><br />
<br />
او اشتباه نکرد<br />
<br />
<a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2010/08/108794.php" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">gooya news :: politics : او اشتباه نکرد...، الاهه بقراط، کيهان لندن</a><br />
<br />
زندگی نامه فریدون فرخزاد<br />
<br />
<a href="http://f-farrokhzad.blogfa.com/post-6.aspx" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">فریدون فرخزاد - زندگی نامه</a><br />
<br />
متن مصاحبه ی فریدون با شهره در میخک نقره ای<br />
<br />
<a href="http://www.noandishaan.com/forums/thread88458.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">مکالمه بین فریدون فرخزاد و شهره در برنامه تلویزیونی</a><br />
<br />
سروده ها <br />
<br />
<a href="http://f-farrokhzad.blogfa.com/post-9.aspx" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">فریدون فرخزاد - سروده ها</a><br />
<br />
پاسخی بر نوشته «20 سال از مرگ پر راز و رمز فریدون فرخزاد گذشت»<br />
<br />
<a href="http://art-ghadimiha.blogspot.com/2013/01/20_9342.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">قدیمی ها: جوابیه ای بر نوشته  چاپ شده در مجله جوانان</a><br />
<br />
<br />
<br />
فریدون در جمع می‌خندید و در تنهایی می‌گریست<br />
<br />
<a href="http://zamaaneh.com/saberi/2009/05/print_post_63.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">رادیو زمانه | خارج از سیاست | گفت و گو | «فریدون در جمع می‌خندید و در تنهایی می‌گریست»</a><br />
<br />
<img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/05/21.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 21.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
<span style="font-size: 3pt;" class="mycode_size"> <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> آهنگ ها  </span>  </span> <br />
<br />
درو وا نمی کنم<br />
<br />
<a href="http://s4.picofile.com/file/7773611826/f_f_Daro_Va_Nemikonam_Chore_.zip.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">ff-Daro Va Nemikonam (Chore)</a><br />
<br />
شهر من<br />
<br />
<a href="http://s4.picofile.com/file/7773547632/f_f_Shahre_Man.zip.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">ff- Shahre Man</a><br />
<br />
<br />
<br />
هفت<br />
<br />
<a href="http://dl.nabzmusic.com/FullArchive/Fereydoun%20Farokhzad/Tracks/Fereydoun%20Farokhzad%20-%20Kasi%20Miaiad/08%20-%20Haft.mp3" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">http://dl.nabzmusic.com/FullArchive/Fere...20Haft.mp3</a><br />
<br />
آهنگ"آوازه خون در خون!" شاهین نجفی برای فریدون فرخزاد<br />
<br />
<a href="http://s5.picofile.com/file/8121461842/Avazekhan_Dar_Khon_For_Freidone_Farokhzad.mp3.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Avazekhan Dar Khon For Freidone Farokhzad</a><br />
<br />
سایر آهنگ ها <br />
<br />
<a href="http://ahang24.blogsky.com/category/فریدون-فرخزاد" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">http://ahang24.blogsky.com/category/فریدون-فرخزاد</a><br />
<br />
[SIZE="2"]<span style="color: Red;" class="mycode_color">مرگ آن نیست که در گور سیاه دفن شوم ، مرگ آن است که از قلب تو و خاطر تو محو شوم</span>[/SIZE]<img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/05/22.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 22.jpg]" class="mycode_img" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[رضا شاه بزرگ]]></title>
			<link>https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF</link>
			<pubDate>Fri, 25 Apr 2014 08:43:23 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://daftarche.com/member.php?action=profile&uid=192">کافر_مقدس</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF</guid>
			<description><![CDATA[مستند رضا شاه را دیدم، همانی که مرداد سال گذشته از شبکه ی منو تو پخش شده بود.  زیبا و گیرا بود و بسیار خوشم آمد، گرچه در برخی جاهایش سخت اندوهگین شدم. به ویژه قسمت پایانی آن که خلخالی گجستک به همراه چند گوساله ی نادان سرگرم تخریب مزار او بودند. خلخالی می گفت به دلیل کشتار مسجد گوهرشاد نباید مزار او کنار شاه عبدالعظیم باشد و باید خراب شود.  اکنون می اندیشم در آینده پس از سقوط جمهوری اسلامی اگر بخاهیم با همین استدلال رفتار کنیم آنوقت چه بلایی سر حرم خمینی و گور آینده ی خامنه ای خاهد آمد؟!  <br />
<br />
دو نکته و سه پرسش! <br />
<br />
نکته ی 1: بنی صدر دستور توقف تخریب آرامگاه رضا خان را می دهد، ولی این خلخالی بی پدر به تخم چپش هم حساب نمی کند!  <br />
<br />
نکته ی 2 : سنگ مزار ناصرالدین شاه هم در شاه عبدالعظیم بوده ولی گویا هنگام نماز جماعت چند کارشناس وابسته به میراث فرهنگی به صورت پنهانی می آیند و آن را پشت یک وانت می اندازند و از چنگ آن جانی نجات می دهند و سپس به کاخ گلستان انتقال می دهند. <br />
<br />
پرسش 1 : مگر شبکه ی منو تو در کشور انگلستان نیست؟!  پس چرا این همه از آن کشور بد می گفت؟!  <br />
<br />
پرسش 2: با پیکر رضا خان چه کردند؟! زیر همان آوارها باقی مانده یا آن را هم بیرون کشیدند و از بین بردند؟ <br />
<br />
پرسش 3 : این خلخالی ملعون کجا دفن شده است؟! آهنگ آن دارم بروم سر قبرش و برای عمه اش فاتحه ای بخانم! <br />
<br />
<br />
<br />
لینک های مرتبط:<br />
<br />
آرامگاه رضا خان<br />
<br />
<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/آرامگاه_رضا_شاه" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">آرامگاه رضا شاه  - WiKi</a><br />
<br />
آرامگاه تخریب شده<br />
<br />
<a href="http://www.parsine.com/files/fa/news/1392/11/13/98528_713.jpg" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">http://www.parsine.com/files/fa/news/139...28_713.jpg</a><br />
<br />
ماجرای تخریب مقبره رضا شاه و سنگ قبر ناصرالدین شاه<a href="http://ghanoononline.ir/News/Item/108510/22/ماجرای-تخریب-مقبره-رضا-شاه-و-سنگ-قبر-ناصرالدین-شاه.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">ماجرای تخریب مقبره رضا شاه و سنگ قبر ناصرالدین شاه</a><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> داونلود مستند رضا شاه</span>  <br />
<br />
 حجم فایل:600 مگابایت <br />
<br />
<a href="http://www.hexupload.com/ak7fw9xzhbi6" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/04/12.gif" loading="lazy"  alt="[عکس: 12.gif]" class="mycode_img" /></a><br />
<br />
<img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/04/153.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 153.jpg]" class="mycode_img" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[مستند رضا شاه را دیدم، همانی که مرداد سال گذشته از شبکه ی منو تو پخش شده بود.  زیبا و گیرا بود و بسیار خوشم آمد، گرچه در برخی جاهایش سخت اندوهگین شدم. به ویژه قسمت پایانی آن که خلخالی گجستک به همراه چند گوساله ی نادان سرگرم تخریب مزار او بودند. خلخالی می گفت به دلیل کشتار مسجد گوهرشاد نباید مزار او کنار شاه عبدالعظیم باشد و باید خراب شود.  اکنون می اندیشم در آینده پس از سقوط جمهوری اسلامی اگر بخاهیم با همین استدلال رفتار کنیم آنوقت چه بلایی سر حرم خمینی و گور آینده ی خامنه ای خاهد آمد؟!  <br />
<br />
دو نکته و سه پرسش! <br />
<br />
نکته ی 1: بنی صدر دستور توقف تخریب آرامگاه رضا خان را می دهد، ولی این خلخالی بی پدر به تخم چپش هم حساب نمی کند!  <br />
<br />
نکته ی 2 : سنگ مزار ناصرالدین شاه هم در شاه عبدالعظیم بوده ولی گویا هنگام نماز جماعت چند کارشناس وابسته به میراث فرهنگی به صورت پنهانی می آیند و آن را پشت یک وانت می اندازند و از چنگ آن جانی نجات می دهند و سپس به کاخ گلستان انتقال می دهند. <br />
<br />
پرسش 1 : مگر شبکه ی منو تو در کشور انگلستان نیست؟!  پس چرا این همه از آن کشور بد می گفت؟!  <br />
<br />
پرسش 2: با پیکر رضا خان چه کردند؟! زیر همان آوارها باقی مانده یا آن را هم بیرون کشیدند و از بین بردند؟ <br />
<br />
پرسش 3 : این خلخالی ملعون کجا دفن شده است؟! آهنگ آن دارم بروم سر قبرش و برای عمه اش فاتحه ای بخانم! <br />
<br />
<br />
<br />
لینک های مرتبط:<br />
<br />
آرامگاه رضا خان<br />
<br />
<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/آرامگاه_رضا_شاه" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">آرامگاه رضا شاه  - WiKi</a><br />
<br />
آرامگاه تخریب شده<br />
<br />
<a href="http://www.parsine.com/files/fa/news/1392/11/13/98528_713.jpg" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">http://www.parsine.com/files/fa/news/139...28_713.jpg</a><br />
<br />
ماجرای تخریب مقبره رضا شاه و سنگ قبر ناصرالدین شاه<a href="http://ghanoononline.ir/News/Item/108510/22/ماجرای-تخریب-مقبره-رضا-شاه-و-سنگ-قبر-ناصرالدین-شاه.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">ماجرای تخریب مقبره رضا شاه و سنگ قبر ناصرالدین شاه</a><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> داونلود مستند رضا شاه</span>  <br />
<br />
 حجم فایل:600 مگابایت <br />
<br />
<a href="http://www.hexupload.com/ak7fw9xzhbi6" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/04/12.gif" loading="lazy"  alt="[عکس: 12.gif]" class="mycode_img" /></a><br />
<br />
<img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/04/153.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 153.jpg]" class="mycode_img" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مارلن براندو]]></title>
			<link>https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88</link>
			<pubDate>Wed, 23 Apr 2014 20:33:11 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://daftarche.com/member.php?action=profile&uid=432">izabel</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88</guid>
			<description><![CDATA[یگانه چهره سینمای جهان و بهترین بازیگر مرد <br />
کسی که متد اکتینگ رو به اوج رسوند<br />
کسی که با بازیش نشون داد که دنیایی قشنگ تر از دنیای همفری بوگارتی ها و سینمای ایده آلیسم وجود داره <br />
نمیخوام بیوگرافیش رو اینجا بذارم بلکه میخوام از زندگی عجیب این فرد صحبت کنم! <br />
زندگیِ که انگار در بازیهاش حل شده بود ...! گاهی با خودم فکر میکنم این فرد آمادگی این رو داشت تا با فراگیری متد اکتینگ خودش رو در سینما غرق کنه ... <br />
زندگی و دوران کودکی سخت, فرارهای چندباره از مدرسه روحیه ی یاغی و بی پروا شاید او باید بها میداد تا همیشه در یادها بمونه! <br />
 او با سینمای کازان  پا به عرصه حرفه ایی سینما گذاشت. با کاراکتِر های واقعی که برای اهالی سینما عجیب بودند برای کسانی که تا اون زمان محو تیپ های اتوکشیده با اخلاق های آرمانی بودن باور و پذیرش این تیپ ها سخت بود ... آنها زندگی ایی رو که در بازی مارلن جریان داشت نمیشناختن و او رو محکوم به اغراق در بازی میکردن (همینطور جیمز دین) <br />
ولی خب زمان به ادم ها فهموند که ویتو کورلئونه پدری هست مثل باقی پدرها پدری که با داشتن ظاهری محکم و استوار قلبی داره سراسر از نگرانی; برای آینده خانواده و فرزندانش حتی اگر فرزند خوانده باشن!<br />
تِری برادر کوچکتری هست که نمیخواد از برادر بزرگترش تبعیت کنه جوونی مثل تمام جوونها با روحیه ایی سرکش و گاهی زیاده خواه !<br />
استنلی آینه ذات هر کدوم از ادم هاس ذاتی که گاهی میتونه پناه باشه برای عشقش و گاهی میتونه انقدر بی رحم باشه تا عشقش رو بی دلیل آزار بده! <br />
جانی به ما یاد داد  لازمه زندگی نه دین هست نه اعتقاد نه کلیسا لازمه دین انسانیتِ میتونی وحشی باشی ولی انسان باشی!<br />
<br />
انسانیت و اعتقاد مارلن شعار نبود او واقعی بود کسی که در جنبش تبعیض نژادی تا جنبش ضدجنگ و اشغال در عراق فعالیت داشت<br />
او به سالن اسکار پا نگذاشت و دختر سرخپوستی رو برای گرفتن جایزه خودش به عنوان نماینده فرستاد.<br />
این بازیگر واقعیت ها رو روی پرده بزرگ و محسور کننده سینما نشان مخاطب میداد; گاهی بازی او رو می پسندیدن گاهی هم به بدترین شکل نقد میکردن! <br />
ولی او در هنر خودش غرق شده بود و حالا در سن کهنسالی در دادگاه پسرش حضور داره با چهره ایی شکسته و نگران که کمتر کسی هست که با دیدنش چهره فرسوده کورلئونه رو تجسم نکنه!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[یگانه چهره سینمای جهان و بهترین بازیگر مرد <br />
کسی که متد اکتینگ رو به اوج رسوند<br />
کسی که با بازیش نشون داد که دنیایی قشنگ تر از دنیای همفری بوگارتی ها و سینمای ایده آلیسم وجود داره <br />
نمیخوام بیوگرافیش رو اینجا بذارم بلکه میخوام از زندگی عجیب این فرد صحبت کنم! <br />
زندگیِ که انگار در بازیهاش حل شده بود ...! گاهی با خودم فکر میکنم این فرد آمادگی این رو داشت تا با فراگیری متد اکتینگ خودش رو در سینما غرق کنه ... <br />
زندگی و دوران کودکی سخت, فرارهای چندباره از مدرسه روحیه ی یاغی و بی پروا شاید او باید بها میداد تا همیشه در یادها بمونه! <br />
 او با سینمای کازان  پا به عرصه حرفه ایی سینما گذاشت. با کاراکتِر های واقعی که برای اهالی سینما عجیب بودند برای کسانی که تا اون زمان محو تیپ های اتوکشیده با اخلاق های آرمانی بودن باور و پذیرش این تیپ ها سخت بود ... آنها زندگی ایی رو که در بازی مارلن جریان داشت نمیشناختن و او رو محکوم به اغراق در بازی میکردن (همینطور جیمز دین) <br />
ولی خب زمان به ادم ها فهموند که ویتو کورلئونه پدری هست مثل باقی پدرها پدری که با داشتن ظاهری محکم و استوار قلبی داره سراسر از نگرانی; برای آینده خانواده و فرزندانش حتی اگر فرزند خوانده باشن!<br />
تِری برادر کوچکتری هست که نمیخواد از برادر بزرگترش تبعیت کنه جوونی مثل تمام جوونها با روحیه ایی سرکش و گاهی زیاده خواه !<br />
استنلی آینه ذات هر کدوم از ادم هاس ذاتی که گاهی میتونه پناه باشه برای عشقش و گاهی میتونه انقدر بی رحم باشه تا عشقش رو بی دلیل آزار بده! <br />
جانی به ما یاد داد  لازمه زندگی نه دین هست نه اعتقاد نه کلیسا لازمه دین انسانیتِ میتونی وحشی باشی ولی انسان باشی!<br />
<br />
انسانیت و اعتقاد مارلن شعار نبود او واقعی بود کسی که در جنبش تبعیض نژادی تا جنبش ضدجنگ و اشغال در عراق فعالیت داشت<br />
او به سالن اسکار پا نگذاشت و دختر سرخپوستی رو برای گرفتن جایزه خودش به عنوان نماینده فرستاد.<br />
این بازیگر واقعیت ها رو روی پرده بزرگ و محسور کننده سینما نشان مخاطب میداد; گاهی بازی او رو می پسندیدن گاهی هم به بدترین شکل نقد میکردن! <br />
ولی او در هنر خودش غرق شده بود و حالا در سن کهنسالی در دادگاه پسرش حضور داره با چهره ایی شکسته و نگران که کمتر کسی هست که با دیدنش چهره فرسوده کورلئونه رو تجسم نکنه!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[توهین ددمنشانه ی نوه ی خمینی به پیامبر اسلام!]]></title>
			<link>https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%AF%D9%85%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%D9%87-%DB%8C-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85</link>
			<pubDate>Fri, 11 Apr 2014 23:42:18 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://daftarche.com/member.php?action=profile&uid=192">کافر_مقدس</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%AF%D9%85%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%D9%87-%DB%8C-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85</guid>
			<description><![CDATA[نوه آیت الله خمینی که تا پیش از این با دستکاری حجاب دخترش و سپس نیز با انتشار پیامی که بسیاری آن را توهین به شهدا تلقی کردند در صفحه فیسبوک خود حسابی در عرصه مجازی معروف شده بود، اکنون با قدم گذاشتن به عرصه «وایبر» معضل جدیدی برای خانواده بنیانگذار جمهوری اسلامی ایجاد کرده است!<br />
<br />
 او این بار متهم به توهین به پیامبر اسلام شده است. او در پیامی که در گروهی وایبری که متشکل از خبرنگاران اجتماعی رسانه ها مختلف بوده نوشته است:« همانا ای بانوان…. آیا تا به حال از این زاویه به این مسئله نگاه کرده بودید!؟..اگر شوهرتان ۴ زن داشته باشد کارهای خانه بین ۴ نفر تقسیم می شود و می توانید در اوقات فراقت با یکدیگر حکم ۴ نفره بازی کنید!! کارهای پیامبر بی حکمت نیست ایمان بیاورید...»   <img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/04/1.png" loading="lazy"  alt="[عکس: 1.png]" class="mycode_img" /><br />
<br />
 به گزارش برخی از رسانه های ایرانی وی سپس در واکنش به برخی اعتراضات به وی ضمن اعلام عذرخواهی عنوان کرده است قصدی برای توهین به پیامبر اسلام نداشته است.<br />
<br />
<img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/04/77.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 77.jpg]" class="mycode_img" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[نوه آیت الله خمینی که تا پیش از این با دستکاری حجاب دخترش و سپس نیز با انتشار پیامی که بسیاری آن را توهین به شهدا تلقی کردند در صفحه فیسبوک خود حسابی در عرصه مجازی معروف شده بود، اکنون با قدم گذاشتن به عرصه «وایبر» معضل جدیدی برای خانواده بنیانگذار جمهوری اسلامی ایجاد کرده است!<br />
<br />
 او این بار متهم به توهین به پیامبر اسلام شده است. او در پیامی که در گروهی وایبری که متشکل از خبرنگاران اجتماعی رسانه ها مختلف بوده نوشته است:« همانا ای بانوان…. آیا تا به حال از این زاویه به این مسئله نگاه کرده بودید!؟..اگر شوهرتان ۴ زن داشته باشد کارهای خانه بین ۴ نفر تقسیم می شود و می توانید در اوقات فراقت با یکدیگر حکم ۴ نفره بازی کنید!! کارهای پیامبر بی حکمت نیست ایمان بیاورید...»   <img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/04/1.png" loading="lazy"  alt="[عکس: 1.png]" class="mycode_img" /><br />
<br />
 به گزارش برخی از رسانه های ایرانی وی سپس در واکنش به برخی اعتراضات به وی ضمن اعلام عذرخواهی عنوان کرده است قصدی برای توهین به پیامبر اسلام نداشته است.<br />
<br />
<img src="http://www.daftarche.com/images/imported/2014/04/77.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 77.jpg]" class="mycode_img" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نیلز هنریک آبل - مزداهیک‌دان]]></title>
			<link>https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D9%84%D8%B2-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%A8%D9%84-%D9%85%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86</link>
			<pubDate>Sat, 18 May 2013 22:48:24 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://daftarche.com/member.php?action=profile&uid=288">Dariush</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D9%84%D8%B2-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%A8%D9%84-%D9%85%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86</guid>
			<description><![CDATA[با اجازه‌ی راسلِ ارجمند (مدیرِ این تالار)، بنا شده است که در اینجا جستاری اختصاصی برای این شخصیت راه انداخته شود تا هرگاه اراده‌ای و امکانی پیش آمد، بحث در مورد نیلز آبل و کارهایش، باز باشد.<br />
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #333333;" class="mycode_color">برای دوستانی که مزداهیک سررشته دارند و قدری بیشتر و دقیقتر میخواهند در موردِ کارهای آبل در مزداهیک بدانند بد نیست</span><a href="https://www.google.com/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=1&amp;cad=rja&amp;ved=0CDIQFjAA&amp;url=http%3A%2F%2Fwww.abelprize.no%2Fnedlastning%2Flitteratur%2Fhouzel_the_work.pdf&amp;ei=MldoUb3tHOOGjAK8j4Bo&amp;usg=AFQjCNF6bbtVr5mO4e6I0Af8GDP-NZASrg&amp;sig2=m14fVgV-dQD4yI_1qioMTQ&amp;bvm=bv.45175338,d.cGE" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">این کتاب</a><span style="color: #333333;" class="mycode_color">را بنگرند تا به عظمتِ کارهای او پی ببرند. همچنین </span><a href="http://scienceworld.wolfram.com/biography/Abel.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">این سایت</a> <span style="color: #333333;" class="mycode_color">نیز همراه با لینک‌های مختلف به کارهای او به طورِ جزئی پرداخته است.<br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color"><div style="padding-right:40px;">این زندگی‌نامه از<a href="http://www.epmath.ir/Encyclopedia/Abel.htm" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"> این سایت</a> نقل میشود:<br />
<br />
نیلز هنریک آبل <a href="http://www.mathunion.org/Prizes/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Niels Henrik Abel</a> یکی از بزرگترین ریاضیدانان قرن نوزدهم و احتمالا بزرگترین نابغه برخاسته از کشورهای اسکاندیناوی (نروژ، سوئد و فنلاند) است. آبل همراه با معاصرانش یعنیگاوس و کوشی، یکی از پیشگامان ابداع ریاضیات نوین بوده است که بر اثبات دقیق تاکید دارد. زندگی او در واقع آمیزه ای بود از خوشبـینی شوخ طبعانه در هنگامی که تحت فشار فقر و گمنامی قرارداشت. دستاوردهای درخشان و فراوانی درایام جوانی بر جای نهاد و در کنار کارهای بسیار مهمی که انجام داد، متواضع بود و در مبارزه با بیماری با مرگی زودرس به آرامی تسلیم شد.<br />
<br />
آبل یکی از شش فرزند کشیش فقیری در یکی از روستاهای حومه شهر فینوی کشور سردسیر نروژ و متولد سال 1802 میلادی بود. در سال 1815 وارد مدرسه کلیسای جامع کریستینا (اسلوامروزی و پایتخت نروژ) شد. بیش از شانزده سال نداشت که استعداد عظیم او آشکار شد و مورد تشویق یکی از معلمینش قرار گرفت. چیزی نگذشت که به خواندن و فهمیدن کارهای بزرگانی چون نیوتن، اویلر و لاگرانژ پرداخت. او این نکته را به عنوان نتیجه مطالعات گسترده اش در یکی از یادداشتهای ریاضی اش نوشت: «به نظر من اگر کسی بخواهد در ریاضی پیشرفت کند، باید به مطالعه آثار استادان و نه شاگردان بپردازد». هجده ساله بود که پدرش درگذشت و خانواده را در تنگدستی بر جای گذاشت؛ اما یک مقرری ناچیز که از پدر به جا مانده بود، اجازه می داد تا آبل وارد دانشگاه کریستینا شود. آنها با کمک دوستان و همسایگان امرار معاش می کردند و با کمک مالی چند تن از استادان و مقرری اندک باز مانده از پدر، این پسر توانست درسال 1821 وارد دانشگاه اسلو شود.<br />
<br />
<br />
نخستین پژوهشهای او در حل مسئله کلاسیک منحنی همزمان به وسیله معادله انتگرالی درسال 1823 منتشر شد. این کارش، اولین جواب معادله ای از این نوع بود و راهگشایی برای پیشرفت وسیع معادلات انتگرالی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به شمار می رفت. اولین کار برجسته او اثبات عدم امکان حل معادلات درجه پنجم به وسیله رادیکال بود. این تحقیق در سال 1824 برای اولین بار منتشر شد و جزئیات بیشتری از آن بعدها در سال 1826 در مجله کرل (دنباله مقاله را بـبینید) منتشر گردید. او در سال 1825 به آلمان رفت و در حدود 6 ماه در برلین اقامت کرد. او ثابت کرد که معادلة درجه پنجم:<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">ax^5+bx^4+cx^3+dx^2+ex+f=0<br />
</div>
را در حالت کلی نمی توان مانند معادلات درجة پائینتر برحسب رادیکال حل کرد و به این ترتیب مسئله ای را حل کرد که ریاضیدانان را ۳۰۰ سال گرفتار کرده بود. او اثباتش را به خرج خود در جزوة کوچکی منتشر نمود.<br />
<br />
<br />
رشد علمی آبل از نروژ فراتر رفت و تصمیم گرفت تا به دیدار از فرانسه و آلمان بـپردازد. با حمایت دوستان و استادانش، تقاضایی به دولت داد که پس از تشریفات و تاخیرهای معمول، بورسی برای یک مسافرت طولانی علمی درقاره اروپا دریافت کرد. سال اول مسافرت خارجی خود را بیشتر دربرلین گذراند و در آنجا با یکی از ریاضیدان آماتور، جوان و پرشوری به نام آگوست لئوپولد کرلکه بعدها دوست نزدیک، مشاور و حامی او شد، آشنا گردید. هنریک آبل، کرل را به انتشار مجله مشهورش به نام مجله «ریاضیات محض و کاربردی» برانگیخت. این اولین مجله ادواری جهان بود که به طور کامل به پژوهشهای ریاضی اختصاصی داشت. انتشار این مجله ریاضی، آبل را دلگرم کرد تا دست به اقدامی برای رسیدن به موفقیت بزند. بنابراین از برلین به فرایبورگ رفت و در آنجا به پژوهش در مورد نظریه توابع جبری پرداخت. در شهر برلین، آبل تحت تاثیر مکتب فکری جدیدی قرار گرفت که توسط گاوس و کوشی رهبری می شد و به جای این که بر محاسبه های طولانی تکیه داشته باشد، بیشتر بر استـنـتاج دقیق تاکید داشت. آبل جزوه مربوط به معادلات درجه پنجم خود را به امید آن که به مثابه یک جواز عبور علمی به کار رود، برای گاوس به گوتین فرستاد ولی گاوس به دلیلی که روشن نیست بدون آن که به آن حتی نظری بیاندازد، آن را به کناری نهاد؛ زیرا سی سال بعد از مرگش آن را سر بسته در بین اوراق و یادداشتهایش یافتند. با کمال تاسف برای هردو نفر، آبل احساس کرد که در مورد او کارشکنی شده است و تصمیم گرفت بدون ملاقات با گاوس به پاریس برود.<br />
<br />
<br />
در سال 1826 به پاریس رفت و در طول اقامت ده ماهه اش، ریاضیدانان برجسته فرانسوی را ملاقات کرد؛ اما استقبال آنها از کارها و پژوهشهای او بسیار ناچیز بود. فروتنی و تواضع او باعث شد تا او نتواند به طور گسترده تحقیقات خود را ارائه کند و به علت بی پولی و نداشتن آزادی عمل نتوانست به موفقیتی دست یابد. اندکی پس از ورودش اثر برجسته خود را تحت عنوان یادداشتی درباره یک خاصیت کلی دستة وسیعی از توابع متعالی (که آن را شاهکار خود دانست) به پایان رساند. این اثر شامل کشفی در مورد انتگرال توابع جبری است که امروزه به نام قضیه آبل مشهور است و پایه ای برای نظریه بعدی اش درباره انتگرال آبل و قسمت زیادی ازهندسه جبری به شمار می رود. در پاریس با کوشی، لژاندر، دیریکله و دیگران ملاقات کرد ولی این ملاقاتها سرسری بود و او آن طور که باید، شناخته نشد. وی درآن زمان چندین مقاله مهم درمجله کرل منتشر کرده بود ولی فرانسویان کمتر از وجود این مجله ادواری مطلع بودند و آبل خجالتی تر از آن بود که با افراد تازه آشنا درباره کارهای خود صحبت کند. گفته می شود که «از آبل آن قدر کار به جا مانده است که ریاضیدانان را تا ۵۰۰ سال مشغول دارد».<br />
<br />
<br />
<br />
ژاکوبی قضیة آبل را بزرگترین کشف حساب انتگرال در قرن نوزدهم توصیف کرد. آبل دستنوشتة خود را به فرهنگستان فرانسه ارائه کرد. وی امیدوار بود که این اثر بتواند توجه ریاضیدانان فرانسه را به او جلب کند ولی او بیهوده صبر کرد تا کیسه اش خالی شد و مجبور شد به برلین بازگردد. جریانی که اتفاق افتاد از این قرار بود: «دستنوشته مزبور برای بررسی به کوشی و لژاندر داده شد. کوشی آن را به خانه برد و در جای نامربوطی گذاشت و آن را به کلی فراموش کرد و تا سال ۱۸۴۱ اقدام به انتشار این اثر نشد و در آن زمان نیز قبل از آن که نمونه های چاپی آن خوانده شود، گم شد. بالاخره نسخة اصلی مقاله در سال ۱۹۵۲ از فلورانس سردرآورد!<br />
<br />
<br />
<br />
آبل در برلین اولین مقاله انقلابی خود را در مورد توابع بیضوی, موضوعی که سالها روی آن کار کرده بود، به پایان رساند و درحالی که سخت مقروض شده بود، به نروژ بازگشت.<br />
آبل انتظار داشت تا در بازگشت به استادی دانشگاه منصوب شود، ولی باز هم به آرزویش نرسید. بنابراین، با تدریس خصوصی به امرار معاش پرداخت و مدت کوتاهی نیز به عنوان معلم کمکی دریک موسسه به کار گمارده شد. در این دوران به طور مداوم مشغول کار بود و اغلب اوقات روی نظریه توابع بیضوی که آن را به عنوان عکس انتگرالهای بیضوی کشف کرده بود، کار می کرد (به مطلب «انـتگرالهای بـیضوی» در آرشیو موضوعی همین وبلاگ مراجعه فرمائید تا قسمتی از کار بزرگ آبل را دریابید). این نظریه به سرعت جای خود را به عنوان یکی از رشته های اصلی آنالیز قرن نوزدهم و همراه با کاربردهای فراوان در نظریه اعداد, فیزیک ریاضی و هندسه جبری باز کرد. در این دوران، شهرت آبل به همه مراکز ریاضی اروپا رسید و آبل در زمره بزرگان ریاضی جهان قرار گرفت؛ اما وی به علت گوشه گیری اش از این ماجرا بی خبر ماند.<br />
<br />
<br />
<br />
در آن زمان، به جز کار سترگ گاوس بر روی سریهای فوق هندسی، کمتر اثباتی در آنالیز بود که حتی امروز نیز معتبر به شمار می آید. همان طور که آبل درنامه ای به یکی از دوستانش تشریح می کند، اگر ساده ترین حالات را کنار بگذاریم، درتمام ریاضیات حتی یک سری بینهایت هم نمی توان یافت که مجموع آن دقیقا تعیین شده باشد. به عبارت دیگر، مهمترین بخشهای ریاضیات فاقد مبنا هستند. در این دوران، وی نتیجة مطالعات کلاسیک خود را در مورد سریهای دو جمله ای نوشت و در آن، نظریه عمومی همگرایی را بنا نهاد و اولین اثبات قانع کننده از صحت بسط این سری را ارائه کرد.<br />
<br />
<br />
<br />
در طول مسافرتهایش در اروپا به بـیماری سل مبتلا شد و در اوایل سال 1829 بـیماری اش چنان پیشروی کرد که او را از کار کردن باز داشت. در نهایت، در بهار همان سال و در ششم آوریل 1829 در سن بیست و شش سالگی درگذشت. او پس از اواریست گالوا دومین جوانمرگ عرصه ی ریاضی به شمار می رود. در آوریل 1829 سمت استادی برای او در دانشگاه برلین پیشنهاد شد ولی نامه حاوی این مطلب دو روز بعد از مرگ او به مقصد رسید! کمی پس از مرگش، آگوست کرل در یادنامه ای به طعنه نوشت که تلاشهای آبل موفقیت آمیز بوده است و آبل باید به کرسی ریاضی دانشگاه برلین منصوب شود! <br />
<br />
<br />
کرل در مجله خود آبل را چنین مورد ستایش قرار می دهد: «تمام آثار او حاوی نشانه هایی از نبوغ و قدرت فکری حیرت انگیز است. می توان گفت که او می توانست با قدرتی مقاومت ناپذیر از همه موانع بگذرد و به عمق مسئله نفوذ کند. وجه تمایز او، خلوص و نجابت ذاتی وی و نیز تواضع کم نظیری بود که ارزش او را به میزان نبوغ غیر عادی اش بالا می برد».<br />
آبل کارهای مهمی را در زمینه جبر انجام داد. آبل پیشقراول توسعه های اساسی نظریه توابع جبری است و مهمترین کار او نیز همین بود. از پایه گذاران جبر مدرن است. گروه جابجایی‌پذیر (عبارتآبلین) را به افتخار وی، گروه آبلی هم می‌نامند. او ثابت کرد که معادلات چند جمله ای با درجه بالاتر از چهار در حالت کلی با استفاده از رادیکالها حل پذیر نیستند.<br />
ریاضیدانان برای یادآوری مردان بزرگ ریاضی روشهای مخصوص به خود دارند و با گفتن معادله انتگرالی آبل، انتگرالها و توابع آبل، گروههای آبلی، سری آبل، فرمول مجموع جزئی آبل، قضیه حد آبل در نظریه سریهای توانی و جمع پذیری آبلی از او یاد می کنند. کمتر کسی است که اسمش به این همه موضوع و قضیه در ریاضیات نوین پیوند خورده باشد و آنچه وی در دوران یک زندگی عادی می توانست انجام دهد، فراتر از حد ادراک بشری است.<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جایزه آبل</span><br />
جایزه آبل سالانه توسط پادشاه نروژ به ریاضیدانان برجسته اعطا می شود و در حقیقت به نوعی مشابه جایزه نوبل در ریاضیات است (یادآور می شود که بنا بر وصیت آلفرد نوبل -بنیان گزار جایزه نوبل- در دانش ریاضی جایزه نوبل اهدا نمی شود. آکادمی علوم و دانش نروژ (Academy of Science and Letters) سالانه برنده جایزه آبل را بعد از انتخاب توسط یک کمیته پنج نفره از ریاضیدانان بین المللی اعلام می کند. مبلغ این جایزه 775000 یورو (نزدیک به یک میلیون دلار آمریکا) است.<br />
<br />
<br />
در سال 2001 دولت نروژ اعلام کرد به مناسبت بزرگداشت دویستمین سالگرد تولد ریاضیدان بزرگ و ارزشمند نروژی، نیلز هنریک آبل (1829-1802) Niels Henrik Abel جایزه جدیدی برای ریاضیدانان در نظر گرفته است. این جایزه در حقیقت برای تشویق ریاضیدانان به خصوص افراد جدید در جهت تولید دانش ریاضیات است.<br />
<br />
<br />
این جایزه بر اساس طرح پیشنهادی لی سوفوس Sophus Lie -ریاضیدان قرن نوزده دانشگاه اسلو- شکل گرفت. لودویگ سایلو Ludwig Sylow و کارل اشتورمر Carl Størmer اساسنامه و قوانین را برای این جایزه تنظیم کردند.<br />
<br />
<br />
در آوریل 2003 اعلام شد که ژان پـیر سر Jean-Pierre Serre نخستین کاندیدای دریافت جایزه آبل است. در ژوئن همین سال برای نخستین بار این جایزه به وی اعطاء گردید.<br />
جایزه ی آبل سال 2006 در 23 مارس از طرف آکادمی علوم و دانش نروژ به لنارت کارلسون (Lennart Carleson) اختصاص داده شد. کارسون این جایزه را به علت نقشش در «آنالیز هارمونیک»، «آنالیز مختلط» و «تئوری سیستمهای دینامیکی هموار» دریافت کرد. حل تعداد زیادی از مسایل حل نشده از جمله کارهای اوست. همچنین نامش با حل مساله معروف به نام کرونا (Corona Problem) آمیخته است. وی نقش مهمی در چندین حوزه از ریاضیات دارد.<br />
<br />
<br />
آکادمی علوم و ادبیات نروژ اعلام کرد در سال 2008 جایزه بزرگ آبل به طور مشترک به جان گریگز تامپسون (John Griggs Tompson) از دانشگاه فلوریدا (University of Florida) و یاکوس تیتـز از کولژ دو فرانس (College de France) اهدا خواهد شد. ال دیدریک لارام (Ole Didrik Larum) رئیس آکادمی علوم و ادبیات نروژ، در یک کنفرانس که به طور زنده از تلویزیون نروژ پخش می شد اعلام کرد که جایزه آبل به طور مشترک به تامپسون و تیتـز به دلیل دست‌آوردهای بزرگشان در جبر و به طور دقیق‌تر در نظریه‌ی گروه‌های مدرن اهدا شده است.<br />
تامپسون و تیتـز با دسترسی به قضیه ها و نتایج بزرگ در این نظریه، انقلاب وسیعی در نظریه گروه های متناهی به وجود آوردند و نام خود را در کنار نام گالوا و آبل در تاریخ این علم جاودانه کردند.<br />
<br />
<br />
ارزش این جایزه در سال 2007 مبلغ ۷۱۰ هزار یورو بود.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تصاویر :<br />
</span><br />
<a href="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1645d1365791780-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-abel-1.jpg" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1645d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-abel-1.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 1645d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8...abel-1.jpg]" class="mycode_img" /></a><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<a href="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1650d1365793189-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-abel-kladd.jpg" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1650d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-abel-kladd.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 1650d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8...-kladd.jpg]" class="mycode_img" /></a><br />
تکه‌ای از یادداشت‌های آبل در دفترچه‌اش<br />
<br />
<br />
<br />
<a href="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1648d1365792807-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-398px-holmengard-119.jpg" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1648d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-398px-holmengard-119.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 1648d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8...rd-119.jpg]" class="mycode_img" /></a><br />
<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-family: sans-serif;" class="mycode_font">Niels Henrik Abel memorial in </span></span><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Gjerstad" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Gjerstad</a><br />
<br />
<a href="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1649d1365792924-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-450px-abelstatue.jpg" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1649d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-450px-abelstatue.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 1649d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8...statue.jpg]" class="mycode_img" /></a><br />
<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-family: sans-serif;" class="mycode_font">Statue of Niels Henrik Abel in Oslo (former Christiania)</span></span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<a href="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1647d1365791828-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-images-1-.jpg" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1647d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-images-1-.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 1647d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8...ges-1-.jpg]" class="mycode_img" /></a></div>
</span><br />
</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با اجازه‌ی راسلِ ارجمند (مدیرِ این تالار)، بنا شده است که در اینجا جستاری اختصاصی برای این شخصیت راه انداخته شود تا هرگاه اراده‌ای و امکانی پیش آمد، بحث در مورد نیلز آبل و کارهایش، باز باشد.<br />
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #333333;" class="mycode_color">برای دوستانی که مزداهیک سررشته دارند و قدری بیشتر و دقیقتر میخواهند در موردِ کارهای آبل در مزداهیک بدانند بد نیست</span><a href="https://www.google.com/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=1&amp;cad=rja&amp;ved=0CDIQFjAA&amp;url=http%3A%2F%2Fwww.abelprize.no%2Fnedlastning%2Flitteratur%2Fhouzel_the_work.pdf&amp;ei=MldoUb3tHOOGjAK8j4Bo&amp;usg=AFQjCNF6bbtVr5mO4e6I0Af8GDP-NZASrg&amp;sig2=m14fVgV-dQD4yI_1qioMTQ&amp;bvm=bv.45175338,d.cGE" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">این کتاب</a><span style="color: #333333;" class="mycode_color">را بنگرند تا به عظمتِ کارهای او پی ببرند. همچنین </span><a href="http://scienceworld.wolfram.com/biography/Abel.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">این سایت</a> <span style="color: #333333;" class="mycode_color">نیز همراه با لینک‌های مختلف به کارهای او به طورِ جزئی پرداخته است.<br />
<br />
</span><br />
<span style="color: #333333;" class="mycode_color"><div style="padding-right:40px;">این زندگی‌نامه از<a href="http://www.epmath.ir/Encyclopedia/Abel.htm" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"> این سایت</a> نقل میشود:<br />
<br />
نیلز هنریک آبل <a href="http://www.mathunion.org/Prizes/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Niels Henrik Abel</a> یکی از بزرگترین ریاضیدانان قرن نوزدهم و احتمالا بزرگترین نابغه برخاسته از کشورهای اسکاندیناوی (نروژ، سوئد و فنلاند) است. آبل همراه با معاصرانش یعنیگاوس و کوشی، یکی از پیشگامان ابداع ریاضیات نوین بوده است که بر اثبات دقیق تاکید دارد. زندگی او در واقع آمیزه ای بود از خوشبـینی شوخ طبعانه در هنگامی که تحت فشار فقر و گمنامی قرارداشت. دستاوردهای درخشان و فراوانی درایام جوانی بر جای نهاد و در کنار کارهای بسیار مهمی که انجام داد، متواضع بود و در مبارزه با بیماری با مرگی زودرس به آرامی تسلیم شد.<br />
<br />
آبل یکی از شش فرزند کشیش فقیری در یکی از روستاهای حومه شهر فینوی کشور سردسیر نروژ و متولد سال 1802 میلادی بود. در سال 1815 وارد مدرسه کلیسای جامع کریستینا (اسلوامروزی و پایتخت نروژ) شد. بیش از شانزده سال نداشت که استعداد عظیم او آشکار شد و مورد تشویق یکی از معلمینش قرار گرفت. چیزی نگذشت که به خواندن و فهمیدن کارهای بزرگانی چون نیوتن، اویلر و لاگرانژ پرداخت. او این نکته را به عنوان نتیجه مطالعات گسترده اش در یکی از یادداشتهای ریاضی اش نوشت: «به نظر من اگر کسی بخواهد در ریاضی پیشرفت کند، باید به مطالعه آثار استادان و نه شاگردان بپردازد». هجده ساله بود که پدرش درگذشت و خانواده را در تنگدستی بر جای گذاشت؛ اما یک مقرری ناچیز که از پدر به جا مانده بود، اجازه می داد تا آبل وارد دانشگاه کریستینا شود. آنها با کمک دوستان و همسایگان امرار معاش می کردند و با کمک مالی چند تن از استادان و مقرری اندک باز مانده از پدر، این پسر توانست درسال 1821 وارد دانشگاه اسلو شود.<br />
<br />
<br />
نخستین پژوهشهای او در حل مسئله کلاسیک منحنی همزمان به وسیله معادله انتگرالی درسال 1823 منتشر شد. این کارش، اولین جواب معادله ای از این نوع بود و راهگشایی برای پیشرفت وسیع معادلات انتگرالی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به شمار می رفت. اولین کار برجسته او اثبات عدم امکان حل معادلات درجه پنجم به وسیله رادیکال بود. این تحقیق در سال 1824 برای اولین بار منتشر شد و جزئیات بیشتری از آن بعدها در سال 1826 در مجله کرل (دنباله مقاله را بـبینید) منتشر گردید. او در سال 1825 به آلمان رفت و در حدود 6 ماه در برلین اقامت کرد. او ثابت کرد که معادلة درجه پنجم:<br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align">ax^5+bx^4+cx^3+dx^2+ex+f=0<br />
</div>
را در حالت کلی نمی توان مانند معادلات درجة پائینتر برحسب رادیکال حل کرد و به این ترتیب مسئله ای را حل کرد که ریاضیدانان را ۳۰۰ سال گرفتار کرده بود. او اثباتش را به خرج خود در جزوة کوچکی منتشر نمود.<br />
<br />
<br />
رشد علمی آبل از نروژ فراتر رفت و تصمیم گرفت تا به دیدار از فرانسه و آلمان بـپردازد. با حمایت دوستان و استادانش، تقاضایی به دولت داد که پس از تشریفات و تاخیرهای معمول، بورسی برای یک مسافرت طولانی علمی درقاره اروپا دریافت کرد. سال اول مسافرت خارجی خود را بیشتر دربرلین گذراند و در آنجا با یکی از ریاضیدان آماتور، جوان و پرشوری به نام آگوست لئوپولد کرلکه بعدها دوست نزدیک، مشاور و حامی او شد، آشنا گردید. هنریک آبل، کرل را به انتشار مجله مشهورش به نام مجله «ریاضیات محض و کاربردی» برانگیخت. این اولین مجله ادواری جهان بود که به طور کامل به پژوهشهای ریاضی اختصاصی داشت. انتشار این مجله ریاضی، آبل را دلگرم کرد تا دست به اقدامی برای رسیدن به موفقیت بزند. بنابراین از برلین به فرایبورگ رفت و در آنجا به پژوهش در مورد نظریه توابع جبری پرداخت. در شهر برلین، آبل تحت تاثیر مکتب فکری جدیدی قرار گرفت که توسط گاوس و کوشی رهبری می شد و به جای این که بر محاسبه های طولانی تکیه داشته باشد، بیشتر بر استـنـتاج دقیق تاکید داشت. آبل جزوه مربوط به معادلات درجه پنجم خود را به امید آن که به مثابه یک جواز عبور علمی به کار رود، برای گاوس به گوتین فرستاد ولی گاوس به دلیلی که روشن نیست بدون آن که به آن حتی نظری بیاندازد، آن را به کناری نهاد؛ زیرا سی سال بعد از مرگش آن را سر بسته در بین اوراق و یادداشتهایش یافتند. با کمال تاسف برای هردو نفر، آبل احساس کرد که در مورد او کارشکنی شده است و تصمیم گرفت بدون ملاقات با گاوس به پاریس برود.<br />
<br />
<br />
در سال 1826 به پاریس رفت و در طول اقامت ده ماهه اش، ریاضیدانان برجسته فرانسوی را ملاقات کرد؛ اما استقبال آنها از کارها و پژوهشهای او بسیار ناچیز بود. فروتنی و تواضع او باعث شد تا او نتواند به طور گسترده تحقیقات خود را ارائه کند و به علت بی پولی و نداشتن آزادی عمل نتوانست به موفقیتی دست یابد. اندکی پس از ورودش اثر برجسته خود را تحت عنوان یادداشتی درباره یک خاصیت کلی دستة وسیعی از توابع متعالی (که آن را شاهکار خود دانست) به پایان رساند. این اثر شامل کشفی در مورد انتگرال توابع جبری است که امروزه به نام قضیه آبل مشهور است و پایه ای برای نظریه بعدی اش درباره انتگرال آبل و قسمت زیادی ازهندسه جبری به شمار می رود. در پاریس با کوشی، لژاندر، دیریکله و دیگران ملاقات کرد ولی این ملاقاتها سرسری بود و او آن طور که باید، شناخته نشد. وی درآن زمان چندین مقاله مهم درمجله کرل منتشر کرده بود ولی فرانسویان کمتر از وجود این مجله ادواری مطلع بودند و آبل خجالتی تر از آن بود که با افراد تازه آشنا درباره کارهای خود صحبت کند. گفته می شود که «از آبل آن قدر کار به جا مانده است که ریاضیدانان را تا ۵۰۰ سال مشغول دارد».<br />
<br />
<br />
<br />
ژاکوبی قضیة آبل را بزرگترین کشف حساب انتگرال در قرن نوزدهم توصیف کرد. آبل دستنوشتة خود را به فرهنگستان فرانسه ارائه کرد. وی امیدوار بود که این اثر بتواند توجه ریاضیدانان فرانسه را به او جلب کند ولی او بیهوده صبر کرد تا کیسه اش خالی شد و مجبور شد به برلین بازگردد. جریانی که اتفاق افتاد از این قرار بود: «دستنوشته مزبور برای بررسی به کوشی و لژاندر داده شد. کوشی آن را به خانه برد و در جای نامربوطی گذاشت و آن را به کلی فراموش کرد و تا سال ۱۸۴۱ اقدام به انتشار این اثر نشد و در آن زمان نیز قبل از آن که نمونه های چاپی آن خوانده شود، گم شد. بالاخره نسخة اصلی مقاله در سال ۱۹۵۲ از فلورانس سردرآورد!<br />
<br />
<br />
<br />
آبل در برلین اولین مقاله انقلابی خود را در مورد توابع بیضوی, موضوعی که سالها روی آن کار کرده بود، به پایان رساند و درحالی که سخت مقروض شده بود، به نروژ بازگشت.<br />
آبل انتظار داشت تا در بازگشت به استادی دانشگاه منصوب شود، ولی باز هم به آرزویش نرسید. بنابراین، با تدریس خصوصی به امرار معاش پرداخت و مدت کوتاهی نیز به عنوان معلم کمکی دریک موسسه به کار گمارده شد. در این دوران به طور مداوم مشغول کار بود و اغلب اوقات روی نظریه توابع بیضوی که آن را به عنوان عکس انتگرالهای بیضوی کشف کرده بود، کار می کرد (به مطلب «انـتگرالهای بـیضوی» در آرشیو موضوعی همین وبلاگ مراجعه فرمائید تا قسمتی از کار بزرگ آبل را دریابید). این نظریه به سرعت جای خود را به عنوان یکی از رشته های اصلی آنالیز قرن نوزدهم و همراه با کاربردهای فراوان در نظریه اعداد, فیزیک ریاضی و هندسه جبری باز کرد. در این دوران، شهرت آبل به همه مراکز ریاضی اروپا رسید و آبل در زمره بزرگان ریاضی جهان قرار گرفت؛ اما وی به علت گوشه گیری اش از این ماجرا بی خبر ماند.<br />
<br />
<br />
<br />
در آن زمان، به جز کار سترگ گاوس بر روی سریهای فوق هندسی، کمتر اثباتی در آنالیز بود که حتی امروز نیز معتبر به شمار می آید. همان طور که آبل درنامه ای به یکی از دوستانش تشریح می کند، اگر ساده ترین حالات را کنار بگذاریم، درتمام ریاضیات حتی یک سری بینهایت هم نمی توان یافت که مجموع آن دقیقا تعیین شده باشد. به عبارت دیگر، مهمترین بخشهای ریاضیات فاقد مبنا هستند. در این دوران، وی نتیجة مطالعات کلاسیک خود را در مورد سریهای دو جمله ای نوشت و در آن، نظریه عمومی همگرایی را بنا نهاد و اولین اثبات قانع کننده از صحت بسط این سری را ارائه کرد.<br />
<br />
<br />
<br />
در طول مسافرتهایش در اروپا به بـیماری سل مبتلا شد و در اوایل سال 1829 بـیماری اش چنان پیشروی کرد که او را از کار کردن باز داشت. در نهایت، در بهار همان سال و در ششم آوریل 1829 در سن بیست و شش سالگی درگذشت. او پس از اواریست گالوا دومین جوانمرگ عرصه ی ریاضی به شمار می رود. در آوریل 1829 سمت استادی برای او در دانشگاه برلین پیشنهاد شد ولی نامه حاوی این مطلب دو روز بعد از مرگ او به مقصد رسید! کمی پس از مرگش، آگوست کرل در یادنامه ای به طعنه نوشت که تلاشهای آبل موفقیت آمیز بوده است و آبل باید به کرسی ریاضی دانشگاه برلین منصوب شود! <br />
<br />
<br />
کرل در مجله خود آبل را چنین مورد ستایش قرار می دهد: «تمام آثار او حاوی نشانه هایی از نبوغ و قدرت فکری حیرت انگیز است. می توان گفت که او می توانست با قدرتی مقاومت ناپذیر از همه موانع بگذرد و به عمق مسئله نفوذ کند. وجه تمایز او، خلوص و نجابت ذاتی وی و نیز تواضع کم نظیری بود که ارزش او را به میزان نبوغ غیر عادی اش بالا می برد».<br />
آبل کارهای مهمی را در زمینه جبر انجام داد. آبل پیشقراول توسعه های اساسی نظریه توابع جبری است و مهمترین کار او نیز همین بود. از پایه گذاران جبر مدرن است. گروه جابجایی‌پذیر (عبارتآبلین) را به افتخار وی، گروه آبلی هم می‌نامند. او ثابت کرد که معادلات چند جمله ای با درجه بالاتر از چهار در حالت کلی با استفاده از رادیکالها حل پذیر نیستند.<br />
ریاضیدانان برای یادآوری مردان بزرگ ریاضی روشهای مخصوص به خود دارند و با گفتن معادله انتگرالی آبل، انتگرالها و توابع آبل، گروههای آبلی، سری آبل، فرمول مجموع جزئی آبل، قضیه حد آبل در نظریه سریهای توانی و جمع پذیری آبلی از او یاد می کنند. کمتر کسی است که اسمش به این همه موضوع و قضیه در ریاضیات نوین پیوند خورده باشد و آنچه وی در دوران یک زندگی عادی می توانست انجام دهد، فراتر از حد ادراک بشری است.<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جایزه آبل</span><br />
جایزه آبل سالانه توسط پادشاه نروژ به ریاضیدانان برجسته اعطا می شود و در حقیقت به نوعی مشابه جایزه نوبل در ریاضیات است (یادآور می شود که بنا بر وصیت آلفرد نوبل -بنیان گزار جایزه نوبل- در دانش ریاضی جایزه نوبل اهدا نمی شود. آکادمی علوم و دانش نروژ (Academy of Science and Letters) سالانه برنده جایزه آبل را بعد از انتخاب توسط یک کمیته پنج نفره از ریاضیدانان بین المللی اعلام می کند. مبلغ این جایزه 775000 یورو (نزدیک به یک میلیون دلار آمریکا) است.<br />
<br />
<br />
در سال 2001 دولت نروژ اعلام کرد به مناسبت بزرگداشت دویستمین سالگرد تولد ریاضیدان بزرگ و ارزشمند نروژی، نیلز هنریک آبل (1829-1802) Niels Henrik Abel جایزه جدیدی برای ریاضیدانان در نظر گرفته است. این جایزه در حقیقت برای تشویق ریاضیدانان به خصوص افراد جدید در جهت تولید دانش ریاضیات است.<br />
<br />
<br />
این جایزه بر اساس طرح پیشنهادی لی سوفوس Sophus Lie -ریاضیدان قرن نوزده دانشگاه اسلو- شکل گرفت. لودویگ سایلو Ludwig Sylow و کارل اشتورمر Carl Størmer اساسنامه و قوانین را برای این جایزه تنظیم کردند.<br />
<br />
<br />
در آوریل 2003 اعلام شد که ژان پـیر سر Jean-Pierre Serre نخستین کاندیدای دریافت جایزه آبل است. در ژوئن همین سال برای نخستین بار این جایزه به وی اعطاء گردید.<br />
جایزه ی آبل سال 2006 در 23 مارس از طرف آکادمی علوم و دانش نروژ به لنارت کارلسون (Lennart Carleson) اختصاص داده شد. کارسون این جایزه را به علت نقشش در «آنالیز هارمونیک»، «آنالیز مختلط» و «تئوری سیستمهای دینامیکی هموار» دریافت کرد. حل تعداد زیادی از مسایل حل نشده از جمله کارهای اوست. همچنین نامش با حل مساله معروف به نام کرونا (Corona Problem) آمیخته است. وی نقش مهمی در چندین حوزه از ریاضیات دارد.<br />
<br />
<br />
آکادمی علوم و ادبیات نروژ اعلام کرد در سال 2008 جایزه بزرگ آبل به طور مشترک به جان گریگز تامپسون (John Griggs Tompson) از دانشگاه فلوریدا (University of Florida) و یاکوس تیتـز از کولژ دو فرانس (College de France) اهدا خواهد شد. ال دیدریک لارام (Ole Didrik Larum) رئیس آکادمی علوم و ادبیات نروژ، در یک کنفرانس که به طور زنده از تلویزیون نروژ پخش می شد اعلام کرد که جایزه آبل به طور مشترک به تامپسون و تیتـز به دلیل دست‌آوردهای بزرگشان در جبر و به طور دقیق‌تر در نظریه‌ی گروه‌های مدرن اهدا شده است.<br />
تامپسون و تیتـز با دسترسی به قضیه ها و نتایج بزرگ در این نظریه، انقلاب وسیعی در نظریه گروه های متناهی به وجود آوردند و نام خود را در کنار نام گالوا و آبل در تاریخ این علم جاودانه کردند.<br />
<br />
<br />
ارزش این جایزه در سال 2007 مبلغ ۷۱۰ هزار یورو بود.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تصاویر :<br />
</span><br />
<a href="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1645d1365791780-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-abel-1.jpg" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1645d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-abel-1.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 1645d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8...abel-1.jpg]" class="mycode_img" /></a><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<a href="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1650d1365793189-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-abel-kladd.jpg" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1650d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-abel-kladd.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 1650d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8...-kladd.jpg]" class="mycode_img" /></a><br />
تکه‌ای از یادداشت‌های آبل در دفترچه‌اش<br />
<br />
<br />
<br />
<a href="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1648d1365792807-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-398px-holmengard-119.jpg" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1648d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-398px-holmengard-119.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 1648d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8...rd-119.jpg]" class="mycode_img" /></a><br />
<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-family: sans-serif;" class="mycode_font">Niels Henrik Abel memorial in </span></span><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Gjerstad" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Gjerstad</a><br />
<br />
<a href="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1649d1365792924-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-450px-abelstatue.jpg" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1649d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-450px-abelstatue.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 1649d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8...statue.jpg]" class="mycode_img" /></a><br />
<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-family: sans-serif;" class="mycode_font">Statue of Niels Henrik Abel in Oslo (former Christiania)</span></span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<a href="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1647d1365791828-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-images-1-.jpg" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.daftarche.com/attachments/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-22/1647d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%80%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%DA%A9-history-mathematics-images-1-.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 1647d1366415523t-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8...ges-1-.jpg]" class="mycode_img" /></a></div>
</span><br />
</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[محمد حسینی]]></title>
			<link>https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C</link>
			<pubDate>Fri, 21 Dec 2012 19:51:15 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://daftarche.com/member.php?action=profile&uid=302">iranbanoo</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C</guid>
			<description><![CDATA[البته چهره ی شاخصی نیستند اما ایشون رو بهانه ای کنیم تا نگاهی بندازیم به رفتار هایی که در این اوضاع و احوال سیاسی کشور از هنرمندانمون میبینیم!<br />
و همینطور بد نیست نگاهی به عملکرد صدا و سیمای ج.ا بندازیم و اینکه استراتژی های صدا و سیما از چهره ها چه میسازد و چه طور میتواند با افکار مردم بازی کند؟<br />
دیشب صدای امریکا به همین موضوع پرداخته بود و یکی از مهمان ها همین اقای محمد حسینی بود.<br />
من از انجایی که برنامه های ایشان را در زمانی که ایران بودند کاملا به خاطر دارم از اینهمه تغییر متعجب شدم.خصوصا در دو برنامه ی اختصاصی شب بخیر تهران و ام شو که خودش عهده دارش است کلا لاین عوض شده ی ایشون جالب توجه است.<br />
ایشان زمانی با دلایل و مستندات علمی در تلوزیون ج.ا سعی بر تبلیغ اسلام و حکومت اسلامی داشتند.نه به اندازه ی کسی که مجبور به کاریست بلکه گویا خودشان به چنین سیاستی روی داشتند.اما حالا در شب بخیر تهران با کمک استدلال های علمی از افکاری متفاوت سخن میگوید....]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[البته چهره ی شاخصی نیستند اما ایشون رو بهانه ای کنیم تا نگاهی بندازیم به رفتار هایی که در این اوضاع و احوال سیاسی کشور از هنرمندانمون میبینیم!<br />
و همینطور بد نیست نگاهی به عملکرد صدا و سیمای ج.ا بندازیم و اینکه استراتژی های صدا و سیما از چهره ها چه میسازد و چه طور میتواند با افکار مردم بازی کند؟<br />
دیشب صدای امریکا به همین موضوع پرداخته بود و یکی از مهمان ها همین اقای محمد حسینی بود.<br />
من از انجایی که برنامه های ایشان را در زمانی که ایران بودند کاملا به خاطر دارم از اینهمه تغییر متعجب شدم.خصوصا در دو برنامه ی اختصاصی شب بخیر تهران و ام شو که خودش عهده دارش است کلا لاین عوض شده ی ایشون جالب توجه است.<br />
ایشان زمانی با دلایل و مستندات علمی در تلوزیون ج.ا سعی بر تبلیغ اسلام و حکومت اسلامی داشتند.نه به اندازه ی کسی که مجبور به کاریست بلکه گویا خودشان به چنین سیاستی روی داشتند.اما حالا در شب بخیر تهران با کمک استدلال های علمی از افکاری متفاوت سخن میگوید....]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آیت الله طالقانی]]></title>
			<link>https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C</link>
			<pubDate>Sat, 15 Dec 2012 21:19:51 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://daftarche.com/member.php?action=profile&uid=236">ixzee</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://daftarche.com/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C</guid>
			<description><![CDATA[خاطره ای از آیت الله منتظری:<br />
 <br />
 "اوایل سال 1356 با" آسید محمود" (آیت الله طالقانی) هم سلولی بودم، یک شب  بی وقفه سیگار می کشید و راه می رفت، نیمه شب بهش گفتم:"خفه شدیم از دود  چرا نمی خوابی؟"<br />
 ایشان گفت:" مگر نمی بینی ؟ مگر نمی شنوی؟"<br />
 گفتم:"چی رو"<br />
 <br />
 گفت: "صدای مردمو ! انقلابو !پیروز میشن!"<br />
 من گفتم: "خب بشن چه بهتر"<br />
 ایشان در جواب گفت: "چرا متوجه نیستی ! شاه می رود، مردم به ما مراجعه می  کنند، بلد نیستیم مملکت داری را، همین یک ذره دینی را که هم دارند از کف می  دهند این مردم بی نوا..."<br />
 به نقل از میثم کریمی (در دیدار شخصی)- تیر ماه 1387]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[خاطره ای از آیت الله منتظری:<br />
 <br />
 "اوایل سال 1356 با" آسید محمود" (آیت الله طالقانی) هم سلولی بودم، یک شب  بی وقفه سیگار می کشید و راه می رفت، نیمه شب بهش گفتم:"خفه شدیم از دود  چرا نمی خوابی؟"<br />
 ایشان گفت:" مگر نمی بینی ؟ مگر نمی شنوی؟"<br />
 گفتم:"چی رو"<br />
 <br />
 گفت: "صدای مردمو ! انقلابو !پیروز میشن!"<br />
 من گفتم: "خب بشن چه بهتر"<br />
 ایشان در جواب گفت: "چرا متوجه نیستی ! شاه می رود، مردم به ما مراجعه می  کنند، بلد نیستیم مملکت داری را، همین یک ذره دینی را که هم دارند از کف می  دهند این مردم بی نوا..."<br />
 به نقل از میثم کریمی (در دیدار شخصی)- تیر ماه 1387]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>