• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    نمایش پیکها: از 1 به 2 از 2

    جُستار: چالش

    1. #1
      نویسنده دوم
      Points: 10,679, Level: 68
      Level completed: 58%, Points required for next Level: 171
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      بهمنیار آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Mar 2011
      نوشته ها
      226
      جُستارها
      27
      امتیازها
      10,679
      رنک
      68
      Post Thanks / Like
      سپاس
      203
      از ایشان 604 بار در 207 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      3 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)

      Lightbulb چالش



      چالش
      یکی از این بسیجیان مخلص آقا، گیر داده به ما که بیا این رمضان روزه بگیر اگر بد دیدی تف بینداز تو صورت من، گفتم بابا ول کن، هزار تا کار دارم تازه روزه هم بگیرم، از ما گذشته این قرتی بازیا. ولی ول کن نبود.
      گفتم امسال برای این که با مشت محکم بزنیم تو پوز استکبار جهانی تو هم بیا پا به پای من همه ی روزه ها را بخور، ثواب داره. گفت نه تو بیا بگیر ثواب داره، جون مادرت.
      دیدم ول کن نیست گفتم بیا بریم سر خیابان من سبزی و میوه بخرم. فکر میکردم با این سخن من، دلزده شود برود ولی باز هم نرفت. پیاده راه افتادیم، گفتم کاری نداری، دیرت نشود، با کسی وعده نداری، تلویزیون شبکه 5 یک فیلم جالب داره، فکر کنم.
      پاسخی که شنیدم این بود، نه بابا بیکار، بیکارم، برو برویم.
      گفتم چرا تو چپیه نداری؟ گفت دارم، ده تا دارم می خواهی یکی برایت بیاورم؟ نه نمی خواهم، بت قرن بیست و یکم، به چه درد من می خوره؟ دیدم کمی دلخور شد ولی به روی خودم نیاوردم.
      ذهن پارتیشن یندی شده این اشخاص، مانند این دوست من، گاهی دستخوش آشوب می شود و این کنایه من شاید باعث آشوب در ذهن او شد.
      گفت چی می خواهی بخرید؟
      گفتم سبزی، گوجه، خیار، پنیر، نون
      گفت برای کی می خواهی، خودت؟
      خوب بله، چطور؟
      خوب اگر برای خودت می خواهی همین خیار قلمی ها را بخرید خوبه! اگر برای مامانت می خواهی خیار سالادیا را بخر! و زد زیر خنده
      ایرانه دیگر، هیچ چیزاستوانه ای نیست که نشود به عنوان آلت جنسی نر حواله داد، از منار مسجد گرفته تا تیر برق و خیار کدو و ....
      بعد گویا خودش پشیمان شد و رفت سراغ امام زمان و معجزاتی که دارد و کجا با یک انگشت کور را شفا داده و شروع کرد به توضیح اینکه شرایط امروز مانند دوره اخر زمان است و ....
      ولی ذهن من جای دیگری بود و گوش ندادم چه می گوید.
      یک جا پریدم تو سخنش و ناگهان پرسیدم، خیلی امام زمان را دوست داری و یک سوال دیگر به نظر آیا معصومیت وجود دارد و می تواند به وسیله ژنتیک منتقل شود؟ ارثی باشد؟
      گفت بله!
      پرسیدم: یعنی با اسپرم و بارور شدن در زهدان معصومیت منتقل می شود؟ «اسپرمی» که گویا خدا آب گندیده!!! نامیده قادر به انتقال معصومیت و تقدس است؟
      نگاهش کردم و گفتم اگر اینطوره که ک...ر امام زمان تو دهنت!!!
      البته قصدم تنها فحاشی یا تلافی فحش بالایی نبود. استدلال پشت این قضیه این بود که اگر دستش می تواند شفا بدهد چرا آلت تناسلی اش نتواند؟ بنابراین شخص بعد از حال دادن به امام زمان دست کم دیگر نیازی به دندان پزشک نخواهد داشت.
      عبارتی مانند این یا «خاک بر سر خدا،» «خدایا ریشه اسلام و مسلمین را بکن،» «خدا پدرت را به بهشت و مادرت را به جهنم ببرد» (برخورد ناموسی) یا «فلان هر چه آخونده تو فلان شما» باعث آشوب در این پارتیشن بندی های ذهن می شود یعنی امیدوارم که بشود.
      ولی از این ها بگذاریم موضوع این تاپیک این نیست هر چند بی ربط هم نیست.
      می خواهم شما را به یک چالش دعوت کنم. ملت ایران چهل سالی است که به دیگران فحش می دهند و پاسخی دریافت نکرده اند. بیایید هر جا که دیدید مرگ بر امریکا (یا هر قبرستون دیگر) نوشته شده (با رعایت نکات ایمنی) در کنار یا زیر آن مرگ بر ایران را اضافه کنید. قصد من توهین به ملیت ام نیست بلکه به وجود آوردن احساس مشابه افراد دیگر، از ملیت های گوناگون، هنگامی که فحش و توهین به ملیت خود را می بینند، است. تکان دادن افراد در واقع، امیدوارم

    2. یک کاربر برای این پست سودمند از بهمنیار گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Dariush (05-30-2018)

    3. #2
      دفترچه نویس
      Points: 83,861, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.6%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      HE
       
      Empty
       
      Dariush آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2012
      ماندگاه
      No man's land
      نوشته ها
      3,040
      جُستارها
      30
      امتیازها
      83,861
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      3,020
      از ایشان 8,974 بار در 2,888 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی بهمنیار نمایش پست ها
      چالشیکی از این بسیجیان مخلص آقا، گیر داده به ما که بیا این رمضان روزه بگیر اگر بد دیدی تف بینداز تو صورت من، گفتم بابا ول کن، هزار تا کار دارم تازه روزه هم بگیرم، از ما گذشته این قرتی بازیا. ولی ول کن نبود. گفتم امسال برای این که با مشت محکم بزنیم تو پوز استکبار جهانی تو هم بیا پا به پای من همه ی روزه ها را بخور، ثواب داره. گفت نه تو بیا بگیر ثواب داره، جون مادرت.دیدم ول کن نیست گفتم بیا بریم سر خیابان من سبزی و میوه بخرم. فکر میکردم با این سخن من، دلزده شود برود ولی باز هم نرفت. پیاده راه افتادیم، گفتم کاری نداری، دیرت نشود، با کسی وعده نداری، تلویزیون شبکه 5 یک فیلم جالب داره، فکر کنم. پاسخی که شنیدم این بود، نه بابا بیکار، بیکارم، برو برویم.گفتم چرا تو چپیه نداری؟ گفت دارم، ده تا دارم می خواهی یکی برایت بیاورم؟ نه نمی خواهم، بت قرن بیست و یکم، به چه درد من می خوره؟ دیدم کمی دلخور شد ولی به روی خودم نیاوردم.ذهن پارتیشن یندی شده این اشخاص، مانند این دوست من، گاهی دستخوش آشوب می شود و این کنایه من شاید باعث آشوب در ذهن او شد. گفت چی می خواهی بخرید؟گفتم سبزی، گوجه، خیار، پنیر، نون گفت برای کی می خواهی، خودت؟ خوب بله، چطور؟خوب اگر برای خودت می خواهی همین خیار قلمی ها را بخرید خوبه! اگر برای مامانت می خواهی خیار سالادیا را بخر! و زد زیر خندهایرانه دیگر، هیچ چیزاستوانه ای نیست که نشود به عنوان آلت جنسی نر حواله داد، از منار مسجد گرفته تا تیر برق و خیار کدو و .... بعد گویا خودش پشیمان شد و رفت سراغ امام زمان و معجزاتی که دارد و کجا با یک انگشت کور را شفا داده و شروع کرد به توضیح اینکه شرایط امروز مانند دوره اخر زمان است و .... ولی ذهن من جای دیگری بود و گوش ندادم چه می گوید.یک جا پریدم تو سخنش و ناگهان پرسیدم، خیلی امام زمان را دوست داری و یک سوال دیگر به نظر آیا معصومیت وجود دارد و می تواند به وسیله ژنتیک منتقل شود؟ ارثی باشد؟گفت بله!پرسیدم: یعنی با اسپرم و بارور شدن در زهدان معصومیت منتقل می شود؟ «اسپرمی» که گویا خدا آب گندیده!!! نامیده قادر به انتقال معصومیت و تقدس است؟نگاهش کردم و گفتم اگر اینطوره که ک...ر امام زمان تو دهنت!!!البته قصدم تنها فحاشی یا تلافی فحش بالایی نبود. استدلال پشت این قضیه این بود که اگر دستش می تواند شفا بدهد چرا آلت تناسلی اش نتواند؟ بنابراین شخص بعد از حال دادن به امام زمان دست کم دیگر نیازی به دندان پزشک نخواهد داشت.عبارتی مانند این یا «خاک بر سر خدا،» «خدایا ریشه اسلام و مسلمین را بکن،» «خدا پدرت را به بهشت و مادرت را به جهنم ببرد» (برخورد ناموسی) یا «فلان هر چه آخونده تو فلان شما» باعث آشوب در این پارتیشن بندی های ذهن می شود یعنی امیدوارم که بشود.ولی از این ها بگذاریم موضوع این تاپیک این نیست هر چند بی ربط هم نیست.می خواهم شما را به یک چالش دعوت کنم. ملت ایران چهل سالی است که به دیگران فحش می دهند و پاسخی دریافت نکرده اند. بیایید هر جا که دیدید مرگ بر امریکا (یا هر قبرستون دیگر) نوشته شده (با رعایت نکات ایمنی) در کنار یا زیر آن مرگ بر ایران را اضافه کنید. قصد من توهین به ملیت ام نیست بلکه به وجود آوردن احساس مشابه افراد دیگر، از ملیت های گوناگون، هنگامی که فحش و توهین به ملیت خود را می بینند، است. تکان دادن افراد در واقع، امیدوارم

      عجب گفتگوی جالبی داشته‌اید گرامی! آموختیم چگونه تسمه تایم برخی از دوستان
      را می‌شود پاره کرد.

      در مورد چالشی که مطرح کرده‌اید، من گمان می‌کنم در ایران بیش از آنکه اتفاقات
      کوچک واقعا اثرگزار باشند، این تحولات عظیم هستند که علاوه بر اینکه نظم کلی را
      در همه‌ی عرصه‌های عینی برهم می‌زنند، در عرصه‌هایی که اصلا قابل انتظار نبوده،
      تغییرات محسوس ایجاد می‌کنند. به همین خاطر من علاقه‌ای به مشارکت در کمپین‌ها
      و چالش‌ها و امثالهم ندارم.
      Confusion will be my epitaph
      As I crawl a cracked and broken path
      If we make it we can all sit back
      And laugh
      But I fear tomorrow I'll be crying,
      Yes I fear tomorrow I'll be crying
      .Yes I fear tomorrow I'll be crying

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    کلیدواژگان این جُستار

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •