• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    برگ 3 از 3 نخستیننخستین 123
    نمایش پیکها: از 21 به 21 از 21
    Like Tree5پسندها

    جُستار: ریشه من!

    1. #21
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,554 بار در 7,514 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی undead_knight نمایش پست ها
      مغز مصنوعی!

      for all practical purposes it is
      درسته[١], ولی نزدیک ≠ یکسان, مِهند[٢] نیست چند نزدیک.

      سپس اینکه سخن[٣] خود ات را ندگران, گفتی نرم‌افزار «روان» یا "سرگرم اجرا" کجاست که جایش میشود همان شارِ[٤] الکترون‌هایِ در رفت‌و‌آمد, بی الکترون و
      پردازشگر مادّین نرم‌افزاری هم در کار نیست, گرچه هنوز یک خرده سخن ما میلنگد و بدرستی نمیدانیم چگونه نرم‌افزار از جنبش الکترون‌ها و ... فرامیروید.


      در اینباره این جُستارهای خوب را داشتیم:





      ----
      ١. ^ darast+e::Daraste || درسته: عفو; رحمت; بخشودن گناه Dehxodâ pardon; forgiveness Pardon; Vergebung
      ٢. ^ meh+and::Mehand || مهند: مهم Dehxodâ important; significant wichtig; signifikant
      ٣. ^ sox+idan::Soxidan || سخیدن: سخن گفتن Mazdak i Bâmdâd to say sagen
      ٤. ^ Šâr || شار: جریان و انتقال Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ flux Fluss
      ٥. ^ bây+gân::Bâygân || بایگان: حافظ; آرشیویست Dehxodâ preserver; archivist Bewahrer; Archivar
      ٦. ^ vâ+bor+eš::Vâboreš || -: تقطیع Dehxodâ scansion Scansion

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    2. یک کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      undead_knight (03-22-2014)

    برگ 3 از 3 نخستیننخستین 123

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •