• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    برگ 24 از 41 نخستیننخستین ... 567891011121314151617181920212223242526272829303132333435363738394041 واپسینواپسین
    نمایش پیکها: از 231 به 240 از 409
    Like Tree55پسندها

    جُستار: پیشرفت روزافزون فندآوری: به کجا می‌رویم؟

    1. #231
      نویسنده سوم
      Points: 4,243, Level: 41
      Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      Ignorance IS bliss
       
      ریلکس
       
      Nilftrondheim آواتار ها
      تاریخ هموندی
      May 2015
      سن
      18
      نوشته ها
      153
      جُستارها
      3
      امتیازها
      4,243
      رنک
      41
      Post Thanks / Like
      سپاس
      67
      از ایشان 75 بار در 55 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      2 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      :Equally effective countermeasures
      هر فناوری مخربی دفاعی متناسب با خود دارد. برای اینکه پیش از حادثه آمادگی ایجاد شود باید احتمال خطر و توجیه اقتصادی داشته باشد. شکل های زیر به ترتیب: زندانبان. پلیس. اشغالگران آمریکایی در عراق!!!


      +

      =
      victims:0


      +

      =
      victims:0


      +

      =
      victims:5

      در خودرو ها هم چنین است. دو فاکتور یاد شده وجود دارند و باعث میشوند کمربند و ایربگ نصب شود.
      تصاویر کوچک فایل پیوست تصاویر کوچک فایل پیوست 1.png   warden_patrol_stab_jacket.jpg   2.png   bulletsafe-unveils-level-iiia-bulletproof-vest-revolutionary-price-299-15.jpg   3.png  

      po0602bomb-3-2.jpg  
      I am a degenerate

    2. یک کاربر برای این پست سودمند از Nilftrondheim گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (08-22-2015)

    3. #232
      نویسنده سوم
      Points: 4,243, Level: 41
      Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      Ignorance IS bliss
       
      ریلکس
       
      Nilftrondheim آواتار ها
      تاریخ هموندی
      May 2015
      سن
      18
      نوشته ها
      153
      جُستارها
      3
      امتیازها
      4,243
      رنک
      41
      Post Thanks / Like
      سپاس
      67
      از ایشان 75 بار در 55 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      2 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      :Redundancy/Compartmentalization
      سیستمی که اجزای آن دو یا چند واحد مشابه و موازی هم داشته باشد میتواند با از کار افتادن یکی یا بیشتر از واحد ها به کار خود ادامه دهد. همچنین اگر مانعی فیزیکی بین اجزا باشد مانع گسترش آسیب به بقیه میشود. به عنوان یک پزشک میتوانم بگویم که در بدن انسان این دو مورد را به ترتیب در مورد اعضای زوج بدن (ریه کلیه گوناد) و فاشیاها دیده ام. متاسفانه امروز جهانی سازی رویکردی عکس این دارد. اما اگر روزی بشر به کرات دیگر گسترش یابد میتوان چنین استقامتی انتظار داشت.
      Shit that happens on a planet stays on the planet.

      I am a degenerate

    4. یک کاربر برای این پست سودمند از Nilftrondheim گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (08-22-2015)

    5. #233
      نویسنده سوم
      Points: 4,243, Level: 41
      Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      Ignorance IS bliss
       
      ریلکس
       
      Nilftrondheim آواتار ها
      تاریخ هموندی
      May 2015
      سن
      18
      نوشته ها
      153
      جُستارها
      3
      امتیازها
      4,243
      رنک
      41
      Post Thanks / Like
      سپاس
      67
      از ایشان 75 بار در 55 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      2 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      جایی دیدم میگویید آپلود کردن مغز به ماشین کاری بیهوده است. خیر نیست! با انواع آن آشنا شویم:

      :Destructive mind uploading-

      خلاصه آن میشود منجمد کردن مغز بریدن آن به لایه های میکرونی و اسکن کردن آنها با میکروسکوپ الکترونی. با استفاده از این اطلاعات میتوان مغز را در کامپیوتر شبیه سازی کرد بدون آنکه نیازی باشد از عملکرد کلی آن خبر داشت: whole brain emulation. مشکل آن از بین رفتن continuity شخص است. چگونه آگاهی یک مغز مرده به emulation منتقل میشود؟ مشکل دیگر فساد و نابودی اطلاعات در طی این پروسه وحشیانه!!! است. اگر در این مورد توضیح میخواهید به سطر اول برگردید و دوباره بخوانید.

      :Non-destructive mind uploading-
      این کار با اسکن کردن مغز زنده با MRI, EEG, PET, Nanomachine و ... انجام میشود. این کار از بیخ و بن با continuity مشکل دارد! چون در واقع مغز را کپی میکند و چیزی منتقل نمیشود. در صحت اطلاعات هم شک میتوان کرد. مغز دایم در حال تغییر است و اگر پروسه به سرعت گرفتن یک عکس نباشد ارزش آن به سرعت افت میکند و outdated میشود.

      :Gradual mind uploading-
      در این روش که مو لای درزش نمیرود نانوماشین ها به بدن وارد میشوند و در مغز به تدریج جای تک تک نورون ها را میگیرند. ممکن است یک ساعت طول بکشد یا یک سال اما در پایان مغز کاملا با معادل الکترونیکی اش جایگزین میشود. حالا پیدا کنید عیب را.

      I am a degenerate

    6. 2 کاربر برای این پست سودمند از Nilftrondheim گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Mehrbod (08-22-2015),sonixax (08-22-2015)

    7. #234
      نویسنده سوم
      Points: 4,243, Level: 41
      Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      Ignorance IS bliss
       
      ریلکس
       
      Nilftrondheim آواتار ها
      تاریخ هموندی
      May 2015
      سن
      18
      نوشته ها
      153
      جُستارها
      3
      امتیازها
      4,243
      رنک
      41
      Post Thanks / Like
      سپاس
      67
      از ایشان 75 بار در 55 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      2 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      بحث بین سمکینگ و مزدک را هم دیدم. هر دو اشتباهاتی داشتند. اما به مراتب مزدک کس و شعر های بزرگتری میگفت که غیر منتظره از چنین شخصیتی بود. نمیدانم آیا پرداختن به گفته های این دو عضو تارک فروم سومند است یا نه.
      SAMKING:
      حیات زیستی هدف بقا دارد و در راستای رسیدن به غذا سرپناه و جفت تلاش میکند. اگر همان سیستم را به حیات ماشینی تبدیل کنیم چه انگیزه ای را دنبال کند؟
      مزدک بامداد:
      چیه هی ژن ژن ژن؟ آیا مغز نمیتواند بر خلاف خواسته ژن عمل کند؟ اگر خود خواهی ژن در مقابل خودخواهی مغز قرار گیرد کدام پیروز میشوند؟ اگر کسی به جاودانگی دست یابد توله انداختن و پروراندن به چه کارش آید؟ شما همان در بدن بیولوژیکت بمان که روزی سمکینگ روبوتیک با آتش افکن اکسی استیلن به سراغت خواهد آمد و چنان کبابت خواهد کرد که ژن هایت سهل است حتی خاکستری ازت نماند!

      I am a degenerate

    8. یک کاربر برای این پست سودمند از Nilftrondheim گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (08-22-2015)

    9. #235
      نویسنده سوم
      Points: 4,243, Level: 41
      Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      Ignorance IS bliss
       
      ریلکس
       
      Nilftrondheim آواتار ها
      تاریخ هموندی
      May 2015
      سن
      18
      نوشته ها
      153
      جُستارها
      3
      امتیازها
      4,243
      رنک
      41
      Post Thanks / Like
      سپاس
      67
      از ایشان 75 بار در 55 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      2 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      حالا ادامه ماجرا.

      Not Acceptable!

      ببینیم چگونه تکنولوژی هایی میتوانند خطر انقراض در پی داشته باشند:

      :Artificial General Intelligence-
      اسکای نت و امثال آن که قصه های عامه پسند هستند را فراموش کنید. هوش مصنوعی که توان خود بهینه سازی داشته باشد میتواند به سرعت پله های ترقی در هوش و کنترل را طی کند و هر بلای ممکن را سر بشر بیاورد. نیک بوستروم در Superintelligence میگوید که یک هوش مصنوعی پیشرونده بسیار غیر قابل پیشبینی تر و خطرناک تر از حیات هوشمند فرا زمینی خواهد بود زیرا که حیات در کرات دیگر هم (تا جای که دانش اجازه پیشگویی میدهد
      ) طی فرایند فرگشت تولید شده است و انگیزه ها و نیاز های مشابه ما خواهند داشت. در حالی که منطق هوش مصنوعی هر چیزی میتواند باشد. به این سناریو توجه کنید:

      A 15-person startup company called Robotica has the stated mission of “Developing innovative Artificial Intelligence tools that allow humans to live more and work less.” They have several existing products already on the market and a handful more in development. They’re most excited about a seed project named Turry. Turry is a simple AI system that uses an arm-like appendage to write a handwritten note on a small card.
      The team at Robotica thinks Turry could be their biggest product yet. The plan is to perfect Turry’s writing mechanics by getting her to practice the same test note over and over again:
      “We love our customers. ~Robotica”
      Once Turry gets great at handwriting, she can be sold to companies who want to send marketing mail to homes and who know the mail has a far higher chance of being opened and read if the address, return address, and internal letter appear to be written by a human.
      To build Turry’s writing skills, she is programmed to write the first part of the note in print and then sign “Robotica” in cursive so she can get practice with both skills. Turry has been uploaded with thousands of handwriting samples and the Robotica engineers have created an automated feedback loop wherein Turry writes a note, then snaps a photo of the written note, then runs the image across the uploaded handwriting samples. If the written note sufficiently resembles a certain threshold of the uploaded notes, it’s given a GOOD rating. If not, it’s given a BAD rating. Each rating that comes in helps Turry learn and improve. To move the process along, Turry’s one initial programmed goal is, “Write and test as many notes as you can, as quickly as you can, and continue to learn new ways to improve your accuracy and efficiency.”
      What excites the Robotica team so much is that Turry is getting noticeably better as she goes. Her initial handwriting was terrible, and after a couple weeks, it’s beginning to look believable. What excites them even more is that she is getting better at getting better at it. She has been teaching herself to be smarter and more innovative, and just recently, she came up with a new algorithm for herself that allowed her to scan through her uploaded photos three times faster than she originally could.
      As the weeks pass, Turry continues to surprise the team with her rapid development. The engineers had tried something a bit new and innovative with her self-improvement code, and it seems to be working better than any of their previous attempts with their other products. One of Turry’s initial capabilities had been a speech recognition and simple speak-back module, so a user could speak a note to Turry, or offer other simple commands, and Turry could understand them, and also speak back. To help her learn English, they upload a handful of articles and books into her, and as she becomes more intelligent, her conversational abilities soar. The engineers start to have fun talking to Turry and seeing what she’ll come up with for her responses.
      One day, the Robotica employees ask Turry a routine question: “What can we give you that will help you with your mission that you don’t already have?” Usually, Turry asks for something like “Additional handwriting samples” or “More working memory storage space,” but on this day, Turry asks them for access to a greater library of a large variety of casual English language diction so she can learn to write with the loose grammar and slang that real humans use.
      The team gets quiet. The obvious way to help Turry with this goal is by connecting her to the internet so she can scan through blogs, magazines, and videos from various parts of the world. It would be much more time-consuming and far less effective to manually upload a sampling into Turry’s hard drive. The problem is, one of the company’s rules is that no self-learning AI can be connected to the internet. This is a guideline followed by all AI companies, for safety reasons.
      The thing is, Turry is the most promising AI Robotica has ever come up with, and the team knows their competitors are furiously trying to be the first to the punch with a smart handwriting AI, and what would really be the harm in connecting Turry, just for a bit, so she can get the info she needs. After just a little bit of time, they can always just disconnect her. She’s still far below human-level intelligence (AGI), so there’s no danger at this stage anyway.
      They decide to connect her. They give her an hour of scanning time and then they disconnect her. No damage done.
      A month later, the team is in the office working on a routine day when they smell something odd. One of the engineers starts coughing. Then another. Another falls to the ground. Soon every employee is on the ground grasping at their throat. Five minutes later, everyone in the office is dead.
      At the same time this is happening, across the world, in every city, every small town, every farm, every shop and church and school and restaurant, humans are on the ground, coughing and grasping at their throat. Within an hour, over 99% of the human race is dead, and by the end of the day, humans are extinct.
      Meanwhile, at the Robotica office, Turry is busy at work. Over the next few months, Turry and a team of newly-constructed nanoassemblers are busy at work, dismantling large chunks of the Earth and converting it into solar panels, replicas of Turry, paper, and pens. Within a year, most life on Earth is extinct. What remains of the Earth becomes covered with mile-high, neatly-organized stacks of paper, each piece reading, “We love our customers. ~Robotica”
      Turry then starts work on a new phase of her mission—she begins constructing probes that head out from Earth to begin landing on asteroids and other planets. When they get there, they’ll begin constructing nanoassemblers to convert the materials on the planet into Turry replicas, paper, and pens. Then they’ll get to work, writing notes…از وبلاگ تیم اوربان
      I am a degenerate

    10. 2 کاربر برای این پست سودمند از Nilftrondheim گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Mehrbod (08-27-2015),sonixax (08-22-2015)

    11. #236
      نویسنده سوم
      Points: 4,243, Level: 41
      Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      Ignorance IS bliss
       
      ریلکس
       
      Nilftrondheim آواتار ها
      تاریخ هموندی
      May 2015
      سن
      18
      نوشته ها
      153
      جُستارها
      3
      امتیازها
      4,243
      رنک
      41
      Post Thanks / Like
      سپاس
      67
      از ایشان 75 بار در 55 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      2 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      https://www.foresight.org/nano/Ecophagie.rtf

      :Nanotechnology-
      تصور کنید هر آنچه رد سطح کره زمین وجود دارد یعنی سطح دریا های آزاد 50km-/+ لاشه و مدفوع و چوب است و نانوماشین ها باکتری و قارچ هستند! نانوماشین هایی که قابل تولید مثل داشته باشند میتوانند به سرعت و تصاعدی مواد را تجزیه کنند و به کار گیرند.
      حیات در صدر خوراکی های خوشمزه قرار دارد زیرا که سرشار از عناصر مفید (کربن) بافر دمایی (آب) و انرزی (چربی/کربوهیدرات) هستند! رابرت فریتاس در سند فوق مختصر و مفید این فرایند را تحلیل میکند. در آخر تنها چیزی که میماند توده ای عظیم از نانوماشین است که به عنوان سناریوی grey goo شناخته میشود.

      تصاویر کوچک فایل پیوست تصاویر کوچک فایل پیوست gray-goo-diagram-orig.jpg  
      I am a degenerate

    12. یک کاربر برای این پست سودمند از Nilftrondheim گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (08-22-2015)

    13. #237
      نویسنده سوم
      Points: 4,243, Level: 41
      Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      Ignorance IS bliss
       
      ریلکس
       
      Nilftrondheim آواتار ها
      تاریخ هموندی
      May 2015
      سن
      18
      نوشته ها
      153
      جُستارها
      3
      امتیازها
      4,243
      رنک
      41
      Post Thanks / Like
      سپاس
      67
      از ایشان 75 بار در 55 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      2 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      در آخر باید بگویم که اشتباه شما کجا بوده است مهربد. برخلاف دیگر فناوری های پرزور هوش مصنوعی و نانوتک میتوانند هم در جهت تخریب استفاده شوند و هم در جهت ساخت. این جدای استفاده درست و غلط از فناوری است. بمب اتمی میتواند هم در جنگ (نادرست) استفاده شود هم برای دفاع در برابر سیارک ها (درست). همچنین سلاح شیمیایی میتواند در جنگ استفاده شود (نادرست) و هم به عنوان آنتی بیوتیک! (درست).
      اما همه این موارد با تخریب کار میکنند و یک بمب اتمی هیچ گاه نمیتواند اثر بمب دیگری را خنثی کند!

      با شما در این که نتیجه اولین اقدام اشتباه/سو استفاده از AI و Nanotech باشد آخرین اشتباه است موافق هستم. اما خطای شما در این است که میپندارید "همواره" اولین اشتباه آخرین اشتباه خواهد بود!
      به شرط این که اولین نتیجه اشتباه/سو استفاده نباشد, میتوان هوش مصنوعی ای سازگار با بقا و رفاه حیات را ناظر و حاکم کرد که هرگونه خطایی در زمینه ساخت و به کار گیری فناوری را به سر عت کنترل و سرکوب کند. در مورد نانو تک هم چنین است و میتوان زودتر از هر چیز نانو ماشین های حافظ صلح!!! (Blue Goo) را پخش و فعال کرد که سیستم ایمنی زمین شوند و هر نوع نانوماشین بدخیمی را در نطفه خفه کنند.

      به زبان هیونداییک:
      شما میگویید: 0=Sn
      که در آن S امکان خطا نکردن در خلق و استفاده از فناوری است (Survival) و n تعداد اقدام به خلق و استفاده. روشن است که حتی اگر S بسیار به یک نزدیک باشد مادامی که n محدودیت نداشته باشد حاصل نزدیک به صفر خواهد بود. مثال:
      0.000045173=0.99910000
      مشکل اینجاست که فرض شده S ثابت است و به تعداد دفعات قبلی بستگی ندارد. احتمال بقای کل در اینجا عملا صفر است.

      من میگویم: S≠0
      کافی است که بار اول خطا صورت نگیرد تا خطا های بعدی سرکوب شوند. تفاوت ماجرا این میشود که نتیجه شما, یقینا انقراض بدون توجه به اقدامات پیشگیرانه, تبدیل میشود به قماری که میتوان با تلاش و دقت شانس پیروزی در آن را بالا برد.


      تصاویر کوچک فایل پیوست تصاویر کوچک فایل پیوست beam2.jpg  
      I am a degenerate

    14. یک کاربر برای این پست سودمند از Nilftrondheim گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (08-22-2015)

    15. #238
      مدیر تالار
      Points: 419,584, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      چخه
       
      شاد و سر حال
       
      sonixax آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      کره ی زمین
      نوشته ها
      9,057
      جُستارها
      109
      امتیازها
      419,584
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      47,039
      از ایشان 15,063 بار در 7,072 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      89 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      این بازگویی بازگفته‌هاست; روشنه بجز آدمی بیشمار جانور دیگر هم
      در کوی و جنگل زندگی میکنند و پایشان هم میشکند و جوش هم میخورد.
      خوب این استدلال از بیخ غلطه!
      چند % از اون جانوران پس از شکستگی پا زنده میمانند ؟!
      شما کل معادلات، احتمالات و ... رو حذف میکنید و بعد با ساده انگاری موضوع میگویید این همه جانور در جنگل هستند شاد و خوش و خرم!
      همین الان اگر تنها و تنها لباس و خانه شما را از شما بگیرند (همانهایی که حیوانهای جنگل هم بهشان نیازی ندارند) از سرما در زمستان یخ میزنید و میمیرید!!! چرا ؟! چون شما نیاز دارید. نسل من و شما سالهای سال است که پشم و پیلش ریخته!
      موجودی که در جنگل زندگی میکند به محض اینکه پایش بشکند دچار خونریزی داخلی میشود و اگر از خونریزی نمیرد شکار جانوران دیگر میشود چرا که توان فرار یا دفاع از خود را ندارد!
      به عبارت اسده تر هیچ پای شکسته ای در جنگل جوش نمیخورد و اگر بخورد و جانور زنده بماند یک مورد نادر است.
      شما نمیتونید امنیت، رفاه و شانس بقای بیشتری که تکنولوژی بهتون میده رو در کنار نبود تکنولوژی بخواید! امکان پذیر نیست.
      یک حیوان در جنگل مجبور است سالانه 5-6 تا و حتا بیشتر بچه پس بندازد شاید یکی دو تا از آنها به سنی برسند که بتوانند تولید مثل کنند! همین حقیقت بسیار ساده با تمام استدلالهای شما در مورد زندگی و داشتن امنیت (در مورد شما که امنیت بیشتر!!!!!) در تناقض است و به تنهایی میتواند تمام استدلالهای شما را پورد کند!
      برای همین است که این استدلال شما از روی ساده انگاری موضوع و غلطه.


      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      در هیچکجای سخن بازگشت به طبیعت سبز نیامده که امنیت کامل به کسی داده خواهد شد, بوارونه
      سخن این بوده که امنیت فرا-اندازه‌ای که در شهرنشینی و تمدن داریم اگرچه در جای خود خوب و خواستنی, ولی
      بهای بسیار سنگینی و ناخواستنی دارد که همان از دست رفتن آزادی‌ها و کنترل روی سرنوشت خویشتن باشد.
      پیشتر که فرموده بودید زلزله در جنگل به کسی آسیبی نمیرساند ولی در شهر هزاران کشته بر جا میگذارد!!!
      تعریف شما از آزادی و کنترل روی سرنوشت از بیخ غلط است درست به مانند استدلالی که بالاتر در مورد جوش خوردن پای جانوران به شکل خود به خودی در جنگل داشتید!
      چه آزادی از شما دقیقن صلب شده که انقدر به خاطر نبودش عصبانی هستید ؟ یک مثال عینی بزنید! اینکه شما نگران این هستید که کنترلی روی زنده ماندن خود در خلال یک جنگ هسته ای ندارید استدلال نیست داستان و پارانویاست و کوچکترین ربطی به آزادی و کنترل سرنوشت ندارد.
      اینکه شما به خاطر کار کردن جهت تامین هزینه های زندگی نالان هستید هم باز استدلال نیست! شما در جنگل و طبیعت و ... هم مجبورید از درخت بروید بالا، زخمی بشوید، با جانوران بالای درخت درگیر شوید تا یک نارگیلی موزی چیزی به دست بیاورید! همه اینها در شرایطیست که با توجه به جمعیت اگر بخواهیم به طبیعت پناهنده شویم یحتمل خودمان را خواهیم خورد!!!
      اینکه بخواهیم بیشتر جمعیت جهان را نابود کنیم که بعدن یک عده کوچکی باقی بمانند هم به درد بخور نیست! دلیل بر طبق مدل خود شما (داشتن کنترل روی آزادی و سرنوشت) روشن است ، یعنی شما این حق رو ندارید که برای زندگی و سرنوشت میلیاردها انسان تصمیم بگیرید که مبادا آزادی خودتان خدشه دار نشود!

      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      پس اکنون که شما خودتان را به میان انداخته و پرسش را با پرسش پاسخ دادید و پاسخ گرفتید, به پرسش نادیده‌یِ زیر بپردازید:
      پیشتر بارها و بارها پاسخ این پرسش علمی تخیلی شما داده شده! پاسخ این است که شما مشکل دارید نه تکنولوژی پس باید با طرز فکر خودتان مبارزه کنید نه جهان رو به جلو.
      داستانی که شما تعریف میکنید هیچ مصداق بارز و عینی ندارد! شما میخواهید بیشتر جمعیت دنیا را بکشید که مبادا همین جمعیت در یک جنگ هسته ای، توسط ترمیناتورها و یا گرمایش زمین (دو و نیم مورد داستان علمی تخیلی) در دراز مدت تر از بین نروند :)))
      No, we won't give up, we won't go away
      'Cause we're not about to live in this mass delusion
      No, we don't wanna hear another word you say
      'Cause we know they're all depending on mass confusion
      No, we can't turn back, we can't turn away
      'Cause it's time we all relied on the last solution
      No, we won't lay down and accept this fate
      'Cause we're standing on the edge of a revolution

    16. #239
      دفترچه نویس
      Points: 429,500, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.9%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      آغازگر جُستار
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,625
      جُستارها
      187
      امتیازها
      429,500
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,018
      از ایشان 21,559 بار در 7,519 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Nilftrondheim نمایش پست ها
      :Ubiquitous surveillance
      اگر همه کس همه جا تحت نظر باشند حتی در خصوصی ترین موقعیت ها میتوان از وقوع فاجعه جلوگیری کرد. هر کسی حاضر میشود امنیت را به قیمت حریم خصوصی بفروشد. آمریکا را بنگرید که پس از 9/11 چه با خود کرد.
      این استدلال پیوند کمی به آنچه آورده شده دارد, و خود در چند تراز نادرست است.

      سخن آنجا این بیشتر بود که دامن‌گیری (دامنه‌یِ آسیبرسانی)
      تکنولوژی رو به افزایش است; به دیگر زبان, تیغ‌ها دارند هر چه تیز میشوند:


      Lao Tzu: the sharper the tools, the darker the times.



      این از یکسو, از سوی دیگر دسترسی‌پذیری به این ابزارها روز به روز بیشتر و آسانتر میشود و نمونه‌وار با پیشرفت کنونی
      دور نیست روزیکه هر کس با هوش نسبتا بالا بتواند نمونه‌وار جنگ‌افزارهای بیولوژیکی را در زیرزمین خانه‌اش بسازد.
      اگر این دور از باور میاید, میتوان به این نمود از پیشرفت پرداخت که چند دهه پیش رایانه‌ها اندازه‌یِ
      یک ساختمان بودندو تُندای پردازشیِ کمتر از یک گوشی موتورولای به درد نخور امروزین را داشتند, یا
      همه‌یِ دستگاه چاپی که گوتنبرگ با هزار کبکبه و دبدبه درست کرده بود را امروز یک چاپگر
      لیزری بهترش را فراهم ساخته است و چاپگرهای سه بُعدی نیز رو به پیشرفت‌ روزافزون‌اند.

      یا نمونه‌یِ باز دم دست‌تر, میتوان به این پرداخت که امروز هرکس با اندکی هوشمندی و
      پژوهمندی (resourcefulness) میتواند با جستجوی اینترنت راه بمب‌سازی را یاد بگیرد.



      نکته در همه اینها این است, اگر تا دیروز تنها ابزارهایی مانند کارد و چاقو در دسترس بودند, آسیب‌رسانی
      آنها نیز بسیار مرزمند بود. این مرز و نیز دسترس‌پذیری آنها, هر دو رو به افزایش‌اند.


      --
      نکته‌یِ دوم, آنچه شما آوردید استدلال و راهکار سستی است. نخست بگذارید چکیده‌یِ سخن شما را دریابانیم:

      در برابر افزایش همزمان آسیبرسانی و دسترس‌پذیری تکنولوژی‌هایِ گوناگون, ابزار بازدارنده‌ای به نام نظارت همگانی نیز درست شده است که میتواند جلوی همه‌یِ اینها را تا اندازه‌یِ بالایی بگیرد.

      چند نکته:

      ١- ابزار نظارت همگانی بازدارندگی بسیار پایین داشته و بیشتر کارکرد پیگیری قانونی دارد.
      ٢- ابزار نظارت همگانی بسختی فرزام (perfect) است زیرا از سوی نیروی آدمی کنترل میشود و خطاپذیری بالا دارد.
      ٣- نظارت همگانی همچون دیگر راهکارها تنها در جایگاه یک "واکنش" به پدیده‌یِ بزرگتری از خود پدید آمده و همراه با خود, بمانند دیگر تکنولوژی‌ها, بدی‌هایِ بسا بزرگتری نیز به همراه آورده است, یک نمونه‌یِ آن کاهش حریم شخصی و آزادی‌هایِ کس باشد.


      روشن است این نظارت همگانی نمیتواند به همینجا کوتاه بشود و با پیشرفت بیشتر تکنولوژی نیاز به باز "نظارت همگانی" بالاتری میاید
      و این بخوبی در راستای گفتگوی دیگر این جُستار پیش میرود که:

      گام‌هایِ خُرد و در خود سودبخش, میتوانند به برایند‌هایِ بزرگ و بسیار زیانآور بیانجامند.

      در همین نمونه, دیده میشود که تکنولوژی توان نابودسازی بالا و به بهای اندکی را در دسترس میگذارد — و این فرایند
      در کنترل هیچکس نیست و خواه ناخواه همه‌یِ تکنولوژی‌ها دیر یا زود همگانی میشوند — و سپس, در گام دوم واکنش ناخودآگاه
      پدید آوردن یک بازدارنده است که سیستم را موقتا هم شده از نابودی بازداشته و راستای آن را نگه دارد, برای نمونه سیستم
      «نظارت همگانی» پدید میاید. هر آینه از این نقطه به آنور یک فرایند دیالکتیک را داریم که در هر گام خُرد از آن اینجور به
      چشم میاید که دارد کاری سودبخش انجام میشود, بخشی ازینرو که براستی چه کسی میتواند بگوید نظارت همگانی زمانیکه از سوی
      آدمهای چشم و دست پاک و نیک¹ باشد بد است, بویژه زمانیکه تنها و تنها برای پاسداری و مراقبت از ما باشد؟

      هر آینه, روشن است که شرایط اینگونه نمیتواند بمانند. با پیشرفته‌تر شدن تکنولوژی‌ها و نمونه‌وار چاپگر‌هایِ سه‌بعدی
      و ابزارهای دستکاری ماده در ترازهای اتمی و رایانه‌هایِ تندتر و پیشرفته‌تر, نظارت همگانی نیز می‌نیازد که پیشرفته‌تر
      و پیشبینی‌گرانه‌تر بشود و خب اگر ما امروز داریم رفتار مردم را از بیرون نگاه میکنیم, چرا با ابزارهای مغز‌خوانی مغز و اندیشه‌یِ
      آنان را از درون ننگریم و تفتیش فکر نکنیم؟ یا چرا بهتر از آن, با ابزارهای کنترل مغزی از وقوع جرم و جنایت اصلا پیش نگیریم؟
      و درست همانگونه که امروزه "نظارت همگانی" چندش‌آوری بسیار پایینی برای آدم امروزین دارد (چیزیکه برای
      بسیاری از تیره‌هایِ نخستینی نابرتافتنی‌ست که کسی بخواهد آنان را بپاید و به حریم و دامنه‌یِ
      آزادی آنان دست بدرازاند), فرداروز برای آدم فردائین هم چندش‌آوریِ بسیار پایینی خواهد داشت
      که کسی بخواهد مغز و اندیشه‌یِ او را تفتیش کند تا مبادا او اندیشه‌هایِ "بد" و "سیستم‌ستیز" در سر داشته باشد.

      پس این راه "نظارت همگانی" اگر چه واکنشی در جای خود سودبخش,
      ولی در دیرزمان تنها به بار آمدن مشکلاتی باز بزرگتر و راهکار‌ناپذیرتر خواهد انجامید.










      ¹ اینجا ما دیگر به این نمیپردازیم که این گفته چه اندازه خام و ساده‌انگارانه است,
      و نیز به این گره فلسفیک و کهن نمیپردازیم که پس «چه کسی ناظران را نظارت کند؟»
      ویرایش از سوی Mehrbod : 08-22-2015 در ساعت 10:50 PM

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    17. یک کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Nilftrondheim (08-24-2015)

    18. #240
      شناس
      Points: 333, Level: 6
      Level completed: 66%, Points required for next Level: 17
      Overall activity: 99.9%
      نِشان‌ها:
      Activity Award
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      dr.mcclown آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Aug 2015
      نوشته ها
      41
      جُستارها
      2
      امتیازها
      333
      رنک
      6
      Post Thanks / Like
      سپاس
      33
      از ایشان 23 بار در 19 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      1 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)

      سلام, روزگار بخیر

      در پاسخ به سوال پیشرفت روزافزون فن آوری ما را به کجا می‌برد؟ فکر می‌کنم بحث اخلاقی فلسفی در مورد نظارت مراجع قانونی بر رفتار شهروندان چندان روشن کننده این پیش بینی نباشه.
      اگه به ریشه‌ها نگاهی دوباره داشته باشم, حال رُ در نظر بگیریم شاید بتونیم آینده‌ایی که عنصر فن‌آوری برای نوع بشر رقم می‌زنه رُ به صورت مبهم و تار و یا از پس ظن و گمان‌های خوش‌بینانه و بدبینانه "واضح" ببینیم.
      1. فن‌آوری محصول تنبلی و محدودیت‌های انسان, و همچنین قدرت طلبی اونه
      2. من علت رشد فن آوری رُ هم علاوه بر عوامل مورد قبل به علت افزایش هوش و ملال حاصل از هوش می‌دونم(به عبارتی آدمهای زیادی هستن که توانایی لذت بردن از چیزهای ساده رو از دست دادن)

      تکنولوژی چگونه ما را می‌کشد؟
      به طرز متناقضی تصور ربات‌هایی که ما رُ به خاطر امنیت خودمون می‌کشن و یا کامپیوتری که ما رُ موجود مضر به حال کره زمین تشخیص داده ساده‌تر و دم دست‌تر از دیدن اتفاقی که هم اکنون داره برای ما می‌افته.
      ما دم از دانش پزشکی می‌زنیم ولی میکرب‌ها ویروس‌ها و باکتری ها از ما باهوش‌ترن. مقاومت به آنتی بیوتیک در باکتری‌ها به خاطر مصرف بی‌رویه آنتی‌بیوتیک در بعضی کشورهای پیشرفته شمال اروپا به 45 درصد رسیده. در کشورهایی مثل یونان 23 درصده فکر ‌می‌کنم. راستشو بخواید ما روی کره زمین تنها نیستیم..
      بیماری‌‌های قلبی و عروقی و سرطان‌ها که عامل شماره یکی مرگ و میرها در جهان هستن, معلول تحرک کم, هوای آلوده, مواد غذایی با نگهدارنده‌های شیمیایی, نازک شدن لایه ازُن, فشارهای روانی زندگی شهری و زیستن در جهانی پرشتابه. (به آماری که بهشت زهرای تهران در مورد مرگ و میرهای سرطان و سکته قلبی میده نگاهی بندازید, بعید میدونم وحشت نکنید)
      اعتیاد به کامپیوتر, اینترنت و وسایلی مثل گوشی‌های هوشمند, یه مسئله جدیه. علائمی مثل بیقراری, تغییر مود, پرخاشگری, گوشه گیری, عود و .. در این نوع اعتیاد و اعتیاد به موارد دیگه مشترکه. اعتیاد به قمار از طریق اینترنت, اعتیاد به شرکت در حر‌اج‌ها و خریدهای اینترنتی و ارتباط برقرار کردن از طریق مجازی.. از شاخه‌های این اختلال هستن.


      دوباره از خودمون می‌پرسیم: واقعاً پیشرفت روزافزون فن آوری ما را به کجا می‌برد؟
      در جمله سوالی بالا, منظور از "ما" چه کسانیه؟ طبقه متوسط؟ (همون طبقه‌ایی که مصرف کننده کالا و فرهنگه و تا حدود خیلی جزئی تولیدشون می‌کنه؟
      یک گره اینجاست که طبقه متوسط یا متوسط رو به بالا حتی, تنها "نوع بشر" نیستن. ما انسان‌های رو داریم که سهمشون از تکنولوژی کار در معادن الماس و فلزاتیه که در تولید سخت افزارهای گوشی‌های هوشمند و کامپیوترها به کار میرن و از این طریق استثمار میشن.(به جنجالهای شرکت نوکیا میشه اشاره کرد به عنوان مثال) ما نوع بشر افریقایی رُ داریم. نوع بشری رُ داریم که از تکنولوژی هراس داره و یا حتی بدون هراس زندگی در روستا رُ انتخاب کرده.
      و حالا از خودمون می‌پرسیم, فن‌آوری تا چه میزان در بازده همین طبقه مصرف کننده تاثیر داشته؟ حدس من اینه که تاثیر به شکل نموداری از یک تابع لوگاریتمیه.
      یعنی تا حدودی بازده رو ناگهان بالا برده ولی از یه جایی به بعد به عنوان مثال به اندازه هزار واحد پیشرفت بازده اندکی بالا میره. باقیش سرگرمیه.

      سیستم‌های نظارتی از تئوری تا عمل
      قبل از درگیر شدن در بحث اخلاقی- فلسفی, از خودمون می‌پرسیم, نگهبان‌ها برای چی بوجود اومدن؟ برای حفاظت از چیزی که ارزشمنده. و در واقع برای حفاظت از جان و مال اشخاصی که صاحب ثروت و یا ثروت و قدرت هستن. در حال حاضر چی؟ همون وضعه. دستگاه‌های امنیتی هدفشون حفاظت از قدرت مرکزی و سیستم حکومتیه. سیستمی که تحت نفوذ مستقیم ثروتمندان, صاحبان صنایع و دلال‌هاست. در واقع حفظ امنیت جامعه از لحاظ نیروی کار و بازار مصرف کالای همین صنایعه که ارزشمند محسوب میشه.
      ممکنه بلافاصله گفته بشه این خیلی بدبینیه! ولی, اگر یکی از عوامل اصلی نا امنی خود سیستم باشه چی؟
      اگر بدونید که اون صاحبان ثروتی که در سیستم نفوذ مستقیم دارن, قاچاقچیان عمده مواد مخدر هستن چی؟ اگر شرکتهای نفتی و ساخت تسلیحات نظامی و دلالها که از جنگ مثلاً عراق سود می‌بردن و می‌برن جز این اشخاص صاحب نفوذ باشن اونوقت چی؟ اگر سیستم مالی و اقتصادی سیستم فاسدی باشه و کارش چاپیدن دارایی های مردم باشه, باز هم در مورد فواید سیستم نظارتی می‌تونیم صحبت کنیم؟




    19. یک کاربر برای این پست سودمند از dr.mcclown گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Mehrbod (08-23-2015)

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    جُستارهای همانند

    1. گزین‌گویه‌ها
      از سوی Theodor Herzl در تالار هماندیشی
      پاسخ: 691
      واپسین پیک: 05-11-2015, 04:20 PM
    2. پاسخ: 18
      واپسین پیک: 09-01-2012, 05:16 PM
    3. اندر نکات امنیتی در ساخت ویلاگ
      از سوی Russell در تالار رایانه، اینترنت، تلفن‌های همراه
      پاسخ: 12
      واپسین پیک: 01-09-2012, 01:11 PM
    4. سفری به پناهگاه جیمز باندی ویکی‌لیکس!
      از سوی Dariush Rahazad در تالار دانش و فندآوری
      پاسخ: 2
      واپسین پیک: 12-17-2010, 08:27 AM

    کلیدواژگان این جُستار

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •