• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    برگ 20 از 41 نخستیننخستین 123456789101112131415161718192021222324252627282930313233343536373839 ... واپسینواپسین
    نمایش پیکها: از 191 به 200 از 409

    جُستار: پیشرفت روزافزون فندآوری: به کجا می‌رویم؟

    1. #191
      مدیر تالار
      Points: 412,568, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      چخه
       
      شاد و سر حال
       
      sonixax آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      کره ی زمین
      نوشته ها
      9,047
      جُستارها
      109
      امتیازها
      412,568
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      47,036
      از ایشان 15,060 بار در 7,069 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      89 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      = پذیرش ناتوانی و بی‌ارادگی.

      این همان شیوه‌ایست که سیستم فندین (technological system) از همه بیشتر میپسندد, که کس به
      اینکه دیگرانی ناشناس شرایط و ضوابط زندگی او را پی‌میریزند و با قانون‌هایِ گوناگون و رنگارنگ, بایدها و نباید‌هایِ زندگی
      خود او را روشن میسازند, کاری نداشته و سر در لاک خود فرو به کارهایی سرگرم باشد که بی‌اثر , بی‌آزار‌ و رویهمرفته بیهوده اند.

      چندی از جایگزین‌هایی که سیستم دربرابر این "از میان رفتن آزادی" و "کنترل بر سرنوشت خویشتن" میدهد اینها میباشند:

      ١- entertainment یا رِسانه‌هایِ سرگرمی‌ساز: فیلم‌ها, بازی‌ها, تئاترها, هنرکرده‌ها, ...

      ٢- فعالیت‌های بی‌آزار: دوستی‌هایِ آبکی, محفل‌نشینی, گسارش داروهای روانگردان (الکل, سیگار, ..), ...

      ٣- در کار و پیشه فرورفتن: پژوهشگران و دانشمندان نمونه‌یِ برجسته‌ این دسته میباشند که از
      کار خود آن احساس قدرتی را میابند که در زندگی خود ندارند. geeks/nerds نیز در این دسته میافتند.

      ٤- بالا رفتن از پله‌هایِ ترّقی: کسانیکه ناتوانی خود در کنترل زندگی اشان را میکوشند با پیشرفت و ترّقی
      در زندگی جبران بسازند (که تا اندکی کار میکند), پولاندوزی, کسب پرستیژ اجتماعی, رقابت
      با کسان همرده و ... اینها همگی به قدرت کس می‌افزایند, ولی در پایان روز بیهوده‌اند و ازینرو نیز این دسته
      هتّا اگر به اندازه‌‌ای که دیگر نیاز به کار نداشته باشند نیز پول و سرمایه گردبیاورند همچنان از کوشایی بازنخواهند ایستاد, زیرا انگیزه‌یِ راننده‌یِ آنان نه دستیابی به آسانی و پول, بساکه برآوردن نیاز ِ توانخواهی و قدرت است.

      ٥- ...
      با این حال باز هم تلاش در جهت شکست دادن چیزی که میدانید شکست پذیر نیست! کاری بیهوده است.
      No, we won't give up, we won't go away
      'Cause we're not about to live in this mass delusion
      No, we don't wanna hear another word you say
      'Cause we know they're all depending on mass confusion
      No, we can't turn back, we can't turn away
      'Cause it's time we all relied on the last solution
      No, we won't lay down and accept this fate
      'Cause we're standing on the edge of a revolution

    2. 2 کاربر برای این پست سودمند از sonixax گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      kourosh_iran (11-12-2014),undead_knight (11-11-2014)

    3. #192
      دفترچه نویس
      Points: 83,861, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.8%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      HE
       
      Empty
       
      Dariush آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2012
      ماندگاه
      No man's land
      نوشته ها
      3,040
      جُستارها
      30
      امتیازها
      83,861
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      3,020
      از ایشان 8,975 بار در 2,888 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Hezbollah_yaAli نمایش پست ها
      سرانجام جهان ظهور آقا امام زمان است.هنگامیکه آقا ابا صالح المهدی ظهور کند با معجزات و فن آوری هایش همه قدرتهای جهان را حیرتزده می کند.
      ببینید چند بچه حزب الهی چگونه آخرین پهپاد آمریکا را مهندسی معکوس کرده به پرواز درآوردند این نشان می دهد که وقتی وحدت کلمه داشته باشیم و از رهبران پیروی کنیم ، دریچه های علم و دانش و فن برایمان گشوده میشود. تازه ما منتظران آقا هستیم قطعا معجزات و فن آوری هایی که آقا امام زمان عرضه خواهند کرد همگان را شگفت زده خواهد کرد که حد آخر علم و فن آوری خواهد بود.
      خوشمزه‌بازی دیگر بس است، زین پس تمام اسپم‌های شما در تالارهای جدی زدوده خواهند شد.
      ویرایش از سوی Dariush : 11-12-2014 در ساعت 10:15 PM
      Confusion will be my epitaph
      As I crawl a cracked and broken path
      If we make it we can all sit back
      And laugh
      But I fear tomorrow I'll be crying,
      Yes I fear tomorrow I'll be crying
      .Yes I fear tomorrow I'll be crying

    4. 3 کاربر برای این پست سودمند از Dariush گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (11-13-2014),sonixax (11-13-2014),undead_knight (11-12-2014)

    5. #193
      دفترچه نویس
      Points: 83,861, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.8%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      HE
       
      Empty
       
      Dariush آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2012
      ماندگاه
      No man's land
      نوشته ها
      3,040
      جُستارها
      30
      امتیازها
      83,861
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      3,020
      از ایشان 8,975 بار در 2,888 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گویا که اینجا به روشنی کسی با تمام ِ توضیحاتی که مهربد داده هنوز نگرفته‌ «سیستم تکنولوژیکال» چیست.
      سیستم : مجموعه‌ای از مولفه‌های همبند که در راستای هدفی از پیش تعیین‌شده و یا (مخصوصا در اینجا) از پیش تعیین‌نشده
      در کنار هم گرد آمده‌اند.در واقع ممکن است که سیستم در اثر هدفی از پیش تعیین‌شده طراحی شده باشد و یا
      اینکه سیستمی از اساس دارای طرحی نباشد و خود به خود در اثر رویدادهایی تصادفی شکل گرفته باشد (همچون فرگشت طبیعی) و
      نتوان هدفی را برایش مورد شناسایی قرار داد. در اینجا سیستم تکنولوژیکال که مهربد از آن سخن می‌گوید، که من آن را از جهتی دیگر
      به «تکنولوژیکال اولیگارشی» تعبیر می‌کنم، حاصل مجموعه‌ای از خواسته‌ها و رویدادهای تصادفی‌ست که هر کدام از آنها قرار بوده در راستای هدفی
      انسانی و این جهانی باشد، اما برآیند کلی آنها در نهایت به فرآیندی عظیم منجر شده که براستی نمی‌توان غایت‌اش را پیش از وقوع ِ آن از پیش شناخت.
      به بیانی دیگر، این سیستم همچون همه‌ی دیگر سیستم‌ها، پیش از هر چیز برای خودش یک هدف ِ اولیه دارد: بقای خویش. اینکه در راستای
      رسیدن به این هدف، معلوم نیست که زمانی انسانها به عنوان منابعی موردِ استفاده قرار گیرند یا خیر (همانطور که انسان برای بقای خویش
      از منابع انرژی در جهان بهره می‌برد).

      تکنولوژیکال سیستم، سیستمی‌ست غیرقابل ِ ردگیری و پنهان در مجموعه‌ای عظیم از تشکل‌ها، فرآیندها، مولفه‌ها و رویدادها که هر کدام از
      آنها در جای خودش به خودی خودی دارای معنا می‌باشد اما برای دریافت ِ معنای کلی آن نیاز است که کسی تمام ِ آنها را در کنار هم و همبسته
      ببیند. معنادار بودن ِ مولفه‌ها، رویدادها و ... (که هر کدام‌شان یک زیرسیستم محسوب می‌شوند) دقیقا همان دلیلی‌ست که باعث می‌شود
      انسان نتواند آن فرآیند و معنای کلی مستتر را ردگیری کند. آدم به یاد ِ دیالوگ ِ مشهور کایزر در فیلم ِ «مظنونین ِ همیشگی» می‌افتد: بزرگ‌ترین
      نیرنگ ِ شیطان این بود که این باور را رواج داد که وجود ندارد. وقتی آن بیرون شما از این چیزها سخن می‌گویید بلافاصله مهر توهم‌زده بر پیشانی
      شما می‌چشبد، چرا که کسی به سادگی به وجود چنین سیستمی باور نمی‌کند و شما را همچون کسی که ادعای دیدن ِ جن یا روح می‌کند
      به سخره خواهند گرفت.

      در اینجا یک پرسش اساسی وجود دارد: آیا انسان در این سیستم یک جزء است یا آنکه خود به عنوان ِ عنصری بیرونی می‌تواند آن را مورد
      راهبری قرار دهد؟ منظور این است که آیا انسانها و اقتصاد، سیاست و جامعه‌شان به عنوان ِ یکی از چرخ‌دنده‌های میانی ِ سیستم عمل می‌کنند
      یا آنکه خود فرمان این ماشین را در دست دارند؟ من تصور می‌کنم که می‌توان این را سهمیه‌بندی کرد: انسان اکنون هم بخشی از سیستم است
      و هم فرمان ِ هدایت آن را در دست دارد، اما با شتاب به سویی می‌رود که سهم ِ او در راهبری سیستم کمتر شده و بیشتر به سوی تبدیل شدن
      به جزئی از سیستم پیش می‌رود. آشناترین مثال در اینجا سازوکار ِ سرمایه است در سیستم اقتصادی سرمایه‌داری: سرمایه انسانها را به بردگی
      می‌کشاند، از آنها بیگاری می‌کشد، روان و فیزیک ِ آنها را به استخدام می‌گیرد، مردم را همیشه با در باغ ِ سبز سرگرم می‌کند بی‌آنکه هرگز
      آنچه حق‌شان است را به تمامی به آنها بدهد و... ، با همه‌ی اینها، انسانهای بیشماری تحت ِ آن زندگی می‌کنند بی‌آنکه بدانند چه خبر است.
      آنها همه چیز را روندی طبیعی احساس می‌کنند و هرگز احساس ِ بردگی نمی‌کنند در حالیکه به روشنی انسانهای بیشماری تحت ِ آن
      تعمدا گرسنه و بخور و نمیر نگاه داشته می‌شوند و آنها را به دیدن ِ خویش در جایگاهی که هستند عادت می‌دهند. آنها آزادی‌ و حقوق
      فردی‌ای را هر روز در تبلیغاتِ رسمی می‌شوند که احتمالا هرگز به کارشان نخواهد آمد اما باز به داشتنِ آنها خرسند هستند!

      نکته‌ی مهم‌تر اینکه کسی نمی‌تواند به روشنی دریابد که چه کسی دارد بازار سرمایه را می‌گرداند و کجا می‌توان آنها را ردگیری کرد:
      قانون؟ ، حکومت؟، سرمایه‌دارن؟، خرده‌کاسبان؟ در واقع در این سیستم پیش از هر چیز یک هدف ِ اساسی و بنیادی وجود دارد:
      بقای سرمایه! تحت ِ این قانون انسانها به بردگی برده می‌شوند، ابزار ِ زندگی انگلی و ترقی عده‌ای مفت‌خور می‌شوند و روح و جسم ِ
      توده‌ها فرسوده می‌شود. این بروشنی سیستمی‌ست برساخته‌ی انسانها علیه انسانها! انسانها جزئی از این ساز و کار هستند اما
      خود نیز در لابلای چرخ‌دنده‌هایش له می‌شوند! پس اینکه تکنولوژیکال سیستم، سیستمی‌ست برساخته‌ی انسانی و نمی‌تواند علیه
      آنان باشد، سخن بیجایی‌ست چنانکه ما در اینجا مثال ِ نقضی چون سیستم اقتصادی سرمایه‌داری را داریم.

      اکنون چه باید کرد؟ من غیر از آن روندی که گفتم می‌توان به آن امید داشت (زمان) به راه ِ حل ِ دیگر نیز می‌اندیشم که پیرامون‌اش خواهم
      نوشت به زودی!
      ویرایش از سوی Dariush : 11-12-2014 در ساعت 10:41 PM
      Mehrbod این را پسندید.
      Confusion will be my epitaph
      As I crawl a cracked and broken path
      If we make it we can all sit back
      And laugh
      But I fear tomorrow I'll be crying,
      Yes I fear tomorrow I'll be crying
      .Yes I fear tomorrow I'll be crying

    6. 2 کاربر برای این پست سودمند از Dariush گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Mehrbod (11-13-2014),ارتابان (11-15-2014)

    7. #194
      دفترچه نویس
      Points: 83,861, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.8%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      HE
       
      Empty
       
      Dariush آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2012
      ماندگاه
      No man's land
      نوشته ها
      3,040
      جُستارها
      30
      امتیازها
      83,861
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      3,020
      از ایشان 8,975 بار در 2,888 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      داریوش به خرد هومنی باورمند نیست, ولی به خرد ابرهومنان[٦] باورمند است. او خودش را یکی
      از آن ابرهومنان (Übermensch) برمیشمارد که هنوز به والاترین تراز[٧] شکوفایی اش نرسیده است. بایستی[٨]
      افزود که نگرش داریوش همخوانی[٩] موبه‌مو با نگرش نیچه از ابرهومنی[٦] ندارد, نگرش نیچه از ابرهومن[٦] نگرشی‌ست
      اخلاق‌ستیزانه; نیچه بی هیچ شرمی هومنان[١٠] و کِهتران را به خاموشی و مرگ (بهتر بگوییم, به خفه
      شدن و زبان به کام گرفتن و در زمین فرورفتن{zugrunde gehen = perish!}) فرامیخواند[١١] و ابرهومنان را به برخیزشی شکوهمند, آنهم خندان و شادان و آهنگان.
      شرم‌آور است، اما من اکنون به معنای تحت‌اللفظی آدم ِ انسان‌دوستی نیستم.
      راست‌اش کمابیش الان نگرم همانی‌ست که نیچه می‌گوید! جهان و جامعه‌ی انسانی
      به معنای واقعی کلمه رو به فضاحت و سقوط است مهربد. انسانهای ضعیف و ناقص
      مورد ِ چنان احترامی قرار می‌گیرند که مورد حسد ِ سالم‌ها و آنها که می‌توانند
      در سلسله‌مراتب ِ قدرت جایی برای خویش دست و پا کنند قرار می‌گیرد. انسان ِ
      رقت‌انگیز عصر حاضر به دنبال ِ یک مظلوم، یک بیچاره و یا یک ضعیف می‌گردد
      که با برپایی نمایشی از لطف و دلسوزی خویش، جلب ِ توجه کند. انسان در گذشته
      در اثر یک شبیه‌سازی ابتدایی اما کارساز از روند انتخاب ِ طبیعی و فرگشت، افراد ِ
      ناقص را از جامعه ترد می‌کرد، آنها را به سخره می‌گرفت و فرودست میشماردشان.
      این باعث می‌شد که انسان ِ سالم همیشه آن تصویر ِ فلاکت‌بار را در ذهن ِ خویش
      داشته باشد و در راستای جریان ِ حیات ِ خویش گام بردارد و مهم‌تر از همه اینکه
      کسی به مفت‌خوری از راه ِ زدن ِ خویش به در دیوانگی، ضعف و مظلومیت رضا ندهد.
      اکنون اما اوضاع چنان خفت‌بار است که آدم با خود می‌اندیشید براستی به کجا قرار است
      برویم؟! باورپذیر نیست که مفلوکها و ناقص‌ها امروز توجه و ارزش بالاتری نسبت به دیگران
      کسب کرده‌اند! باید رید به آن انسان‌دوستی ، به آن اخلاق و به آن اندیشه‌ی هم‌نوع‌دوستی
      که به اینجا کشیده شده! سیستم اخلاقی‌ای که من در گذشته بدان باور داشتم منوط بر این
      بود که انسانهای ضعیف‌تر در جوامع باید مورد حمایت واقع شوند تا کمترین میزان از درد و رنج
      بر آنها بگذرد؛ کنون اما باور دارم که باید کمترین حمایت از آنها بشود (چنان که تنها زنده بمانند)
      از جوامع قرنطینه شوند و در بهترین حالت مورد بردگی قرار گیرند. به بیانی دیگر همان که نیچه
      می‌گوید: خفه‌خون بگیرند، سرشان همیشه به زمین باشد و در نهایت بمیرند و نیست و نابود
      بشوند! این البته چیزی نیست که من قلبا به آن راضی باشم، اما وضع حاضر جهان به اینجا
      رسیده که به کاری جز این نمی‌توان اندیشید. کمی به مفت‌خورهایی که خود را به دریوزگی و
      درماندگی زده‌اند بیاندازید و ببینید چه آمار بالایی دارند. اکثر اینها آدمهایی هستند که
      می‌توانند برای جامعه و اطرفیان و مهم‌تر از همه برای خودشان آدمهای مفید و تاثیرگزاری
      باشند اما دریافته‌اند که از این راه می‌توان به یک زندگی بی‌زحمت جلبکی حداقلی ادامه داد و
      در جامعه نیز مورد ِ لطف و عنایت ِ دیگران بود.
      Confusion will be my epitaph
      As I crawl a cracked and broken path
      If we make it we can all sit back
      And laugh
      But I fear tomorrow I'll be crying,
      Yes I fear tomorrow I'll be crying
      .Yes I fear tomorrow I'll be crying

    8. #195
      مدیر تالار
      Points: 412,568, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      چخه
       
      شاد و سر حال
       
      sonixax آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      کره ی زمین
      نوشته ها
      9,047
      جُستارها
      109
      امتیازها
      412,568
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      47,036
      از ایشان 15,060 بار در 7,069 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      89 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      داریوش جان راستش رو بخوای من با گفته های شما موافق نیستم!
      اولن که خود سرمایه توانایی کنترل چیزی را ندارد (چون شعور ندارد) اینکه انسانهای دیگر از آن چگونه استفاده میکنند توضیح دیگریست. یکی همه آن را میدهد دست دولت و استالین خلق میکند و میلیون میلیون آدم میکشد! یکی میشود هیتلر! یکی هم میشود پروفسور سمیعی یا بیل گیتس یا مرحوم جابز یا ... پز منطقن وقتی دست کم یک کاربرد مفید برای هر چیزی وجود داشته باشد آن چیز شر، بد و منفی مطلق نیست. کما اینکه در این مورد به خصوص سودهایش بسیار بیشتر از زیانهایش است.

      در مورد تکنولوژی هم همین طور است، اینکه ما بگوییم در آینده انسانها تبدیل به اجزای سیستم میشوند! و برده اش میشوند و ... به نظر من بیشتر شبیه دید بسیار منفی برخی فیلمنامه نویسان و نویسندگانِ خوشنام و بدنام سینما و ... هستش تا واقعیت!
      من بر میگردم به 24 سال پیش! شاید سن شما قد ندهد، شاید بدهد. ولی اگر خاطر مبارک باشد در آن زمان همه از خوفناکی و بی وجدانی و کثافت کاری و ... در سال 2000 سخن میگفتند! طوری که از سال 2000 یک لولو خرخره ی بسیار بزرگ و وحشتناک درست شده بود! این تاثیر به قدری بود که تا خواننده های مختلف از جمله ایرانی ها هم براش آهنگ خونده بودند :)) ( نمونه : سال 2000 لیلا فروهر و سال 2000 داریوش و حتا شهره) منتها بدبختانه، همون طوری هم که در سه لینکی که گذاشتم میتونید ببینید تم ایرانی سال 2000 بسیار احمقانه و ابلهانه بوده و بیشتر به آبروریزی میماند تا آثار هنری و ... کافیست سال 2000 را سرچ کنید تا ببینید چه قدر در این مورد آهنگ و کتاب و مقاله و ... هستش! در مورد غربیها که اوضاع از این هم بدتر بوده و پارانویای سال دو هزار در نوع خودش مثال زدنی بود! خوب 14 سال از اون تاریخ گذشته و هیچ کدام از دری وری هایی که میگفتند به حقیقت که نپیوسته هیچ! اوضاع خیلی هم بهتر شده!
      2 تا 4 سال پیش هم همین داستانها تخیلی و عامیانه با تم روشنفکرانه در مورد سال 2012 وجود داشت . اکنون که اشاره به تاریخهای نزدیک فایده ای ندارد انگشت اشاره به تاریخی نا معلوم و مجهول نشانه رفته! در صورتی که در همان زمان هم اوضاع بهتر خواهد شد که بدتر نخواهد شد!
      به بیماری هم که مهربد اکنون دچارش شده تکنولوژی هراسی یا فن هراسی میگند (Technophobia - WiKi).
      مساله توهم و ... نیست! مهربد مشخصن آدم متوهمی نیست هر چند که برخی دیدگاه هایش بیش از حد افراطی هستند ولی گفتمانی که به راه انداخته و نگرانی هایی که ابراز میکنه همون چیزی هست که یک خط بالاتر در باره اش نوشته ام.
      وقتی حتا امکان پیش بینی نزدیک در مورد آینده تکنولوژی وجود ندارد (حتا نمیتونید همین فردا رو پیش بینی کنید)، بهتر است نشست و تماشا کرد! نه اینکه به جنگ چیزی برویم که هنوز اتفاق نیوفتاده و معلوم هم نیست اتفاق بیوفتد و از همه بدتر نمیتوان احتمال به وقوع پیوستنش را هم به صورت قطعی تایید کرد.
      به زبان عامیانه تر شانس اتفاق افتادن آنچه مهربد میگوید 50% و شانس اتفاق نیوفتادنش هم 50% هستش! برآیند این دو روی هم میشود 0! پس بهتر است به جای اینکه به جنگ X ای برویم که رخ دادن یا ندادنش قابل محاسبه و اندازه گیری نیست و فقط میشود یک مشت حدس و گمان و خیالپردازی های نامعتبر در موردش داشت! بهتر است به دنبال لذت بردن از زندگی خود باشیم و کارهای سودمند تری بکنیم.

      به طور مثال، کسرا بارها و بارها گفته هدفش سیلی زدن به اسلامه! حتا گاهی هدف دفترچه رو هم همین اعلام کرده! به نظر شما واقعن میشه با یک انجمن چُسکی با بودجه ی 1200 دلار در سال!!!!! اون هم به زبان فارسی! به اسلامی که کوچکترین ارگانش (مثلن یک مسجد پرت و پلا وسط بیابان درست زیر پونس جهت تولید و پرورش تروریست) میتونه میلیونها دلار سرمایه و در آمد و حتا گردش مالی ماهیانه داشته باشه سیلی زد ؟! هر چه قدر هم که ما خدای دانش و خرد و اسلام شناسی و اسلام ستیزی و تکنولوژی و ... هم که باشیم در برابر چنین ارگانهایی پشه هم نیستیم! ما نصفِ نصفِ نصفِ نصفِ نصفِ ... قدرت رسانه ای اونها رو هم نداریم! ما نهایت بتونیم سالی 10 تا 100 نفر رو با عقاید خودمون آشنا کنیم که از این تعداد 1% شون هم متوجه گند بودن اسلام بشند ما باید کلاهمون رو بندازیم هوا - ولی حقیقت اینه که هدف (شخص خودم رو میگم) مبارزه با یک میلیارد انسانِ روی زمین و ثروتها و کشورها و قدرتها و باورهایشان نیست. هدف من فقط روزی 1-2 ساعت وقت گذرانیست و شاید برخی اهداف شخصی کوچکتر. از اینکه روی یک اسلامگرای دو آتشه هم سیفون بکشم کمال لذت را میبرم و کلی خرسند میشوم برای همین هم هست که بیشتر اوغات من را خونسرد و بیخیال میبینید. فشاری که روی تخمهای من هست بسکه همه چیز را به آنها حواله داده ام بسی باور نکردنیست

      تازه در مورد اسلام و اسلامگرایی تکلیف از پیش روشن است، میدانیم چه گُهیست و قرار است چه عَنی تحویل دهد و چه اسهال هایی تا کنون تحویل داده! در مورد آینده تکنولوژی که اصلن چیزی معلوم نیست! یعنی مهربد میخواهد به جنگ چیزی برود که قدرتش در برابر مهربد چندین میلیارد برابر بیشتره! از هر نظر که بگید، فرضیاتی که مهربد در باره آینده داره فقط و فقط فرضیات هست و احتمال به وقوع پیستنشون نا مشخص و غیر قطعی! آینده ی مهربد هم نا مشخص! شانس پیروزی در این نبرد را محاسبه کنید!! اصلن میزان وجود خردمندی و افراط رو با توجه به داده های موجود و احتمالات محاسبه کنید!

      این چیزیه که من بارها و بارها در صحبت های خصوصی به مهربد گفته ام، به شما هم میگم، به باقی دوستان هم میگم و تنها یک نصیحته دوستانه هستش و نه بیشتر. : وقت خودتون رو برای چنین چیزهایی طلف نکنید. اگر این صرف وقت در حد چک و چانه زنی و بحث و تبادل اطلاعات باشه با هدف اندوختن به دانسته ها یا حتا کل کل کردن، اون وقت طلف نشده و هدر نرفته. ولی اگر برای مبارزه با آسیاب بادیهای مضرات تکنولوژی در X (روز،ماه،سال) ای در آینده هستش به راستی که دارید بهترین روزهای عمر خودتون رو بیخود و بیجهت از بین میبرید و وقتی متوجه اشتباهتون میشید که خیلی دیر شده.
      No, we won't give up, we won't go away
      'Cause we're not about to live in this mass delusion
      No, we don't wanna hear another word you say
      'Cause we know they're all depending on mass confusion
      No, we can't turn back, we can't turn away
      'Cause it's time we all relied on the last solution
      No, we won't lay down and accept this fate
      'Cause we're standing on the edge of a revolution

    9. یک کاربر برای این پست سودمند از sonixax گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      ارتابان (11-15-2014)

    10. #196
      دفترچه نویس
      Points: 394,573, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      آغازگر جُستار
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,608
      جُستارها
      186
      امتیازها
      394,573
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,552 بار در 7,512 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Dariush
      سیستم تکنولوژیکال ... حاصل مجموعه‌ای از خواسته‌ها و رویدادهای تصادفی‌ست که هر کدام از آنها قرار بوده در راستای هدفی
      انسانی و این جهانی
      باشد، اما برآیند کلی آنها در نهایت به فرآیندی عظیم منجر شده که براستی نمی‌توان غایت‌اش را پیش از وقوع ِ آن از پیش شناخت.
      شما آنچه ما در ١٠٠ها برگ اینجا گفته‌ام را در یک ١ پاراگراف کوتاه نمودید تنها گیر اینجاست که
      همچنان آورده‌اید آینده‌یِ (غایت) این سیستم را نمیشود پیش از رخداد (وقوع) از پیش شناخت.

      آنچه @sonixax در سوی دیگر این گفتمان نیز نگرفته‌ است همان میباشد که جای دیگر آوردیم, پیشبینی گونه دارد:

      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod
      پیشبینی قسم و گونه دارد.

      برای نمونه, ما با اطمینان میدانیم که در یک بخت‌آزمایی, یک کسی برنده خواهد بود,
      ولی با احتمال بسیار پایینتری میتوانیم بگوییم که بهمان کس آیا همان برنده خواهد بود یا نه.

      یا نمونه‌یِ دیگر, ما با اطمینان میدانیم که هرکس یک روزی خواهد مرد, ولی
      یکبار دیگر, تنها میتوانیم احتمال بدهیم که این روز در کدام فصل و سال زندگی او خواهد بود.

      پیشبینی‌هایِ آورده در آینده‌یِ تکنولوژی در گروه یکم میروند, نه دوم.


      --
      در سوی دیگر, ما نمیگوییم چون آینده بهمان و بیسار خواهد شد نیاز به ایستادگی در برابر
      تکنولوژی است, ما میگوییم وضعیت هماکنون هم آن اندازه بد است که به این ایستادگی/انقلاب نیاز است.


      این یک پندار و کژیافت عامیانه است که پیشبینی رویداد را با پیشبینی روند یکسان میگیرند. پیشبینی اینکه
      زمستان از چه ماهی می‌آغازد (روند) با پیشبینی اینکه سردترین روز سال کدام است (رویداد), یکی نیستند.

      در پیشبینی رفتار و آینده‌یِ تکنولوژی نیز ما تنها با روند‌ها کار داریم. ما اینجا به این پیشبینی که درست در ٥٥ سال
      آینده هوش روبات‌ها از آدمی پیشی خواهد گرفت (رویداد) نپرداخته‌ایم, تنها آورده‌ایم که با پیشرفت کنونی
      فند و دانش, در ده تا دویست سال آینده چنین هوشواره‌هایی خواه ناخواه پدید خواهند آمد (روند).

      پس اینجا ما همان "اطمینانی" که از آمدن زمستان داریم را از آمدن
      هوشواره‌ها داریم, نه آنکه ٥٠-٥٠ میان دو چیز (کدام دو چیز؟) احتمالی داده باشیم.





      پ.ن.
      نوشتاری از Bill Joy بنیادگذار Sun Microsystems نیز در این باره داریم که پیشتر نام برده بودیم: Wired 8.04: Why the future doesn't need us.

      نگرش و راهکارهایِ او اگرچه پندارین و اَبَر-خوشباورانه میباشند, راهکارهایی در این تراز که دانشمندان سوگند
      بخورند که در بهمان زمینه‌ها بهمان پژوهش‌ها را نکنند و ..., ولی نگرش همچو فندسالاری که از
      درون خود سیستم و در راستای ارزش‌هایِ سیستم مینویسد نیز اینجا با ما یکسان است و جز
      این هم نمیتوانست باشد; شما کمتر کسی را میابید که هنوز در این باور مانده باشد که
      مغز آدمی را نمیتوان شبیه‌سازی نمود یا هوش‌واره‌ها نمیتوانند در همه چیز جایگزین
      آدم باشند, بویژه زمانیکه رایانه‌ها هماکنون در شترنگ و بازی‌ها از ما پیشی گرفته‌اند.

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    11. یک کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Dariush (12-06-2014)

    12. #197
      دفترچه نویس
      Points: 394,573, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      آغازگر جُستار
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,608
      جُستارها
      186
      امتیازها
      394,573
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,552 بار در 7,512 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی sonixax نمایش پست ها
      با این حال باز هم تلاش در جهت شکست دادن چیزی که میدانید شکست پذیر نیست! کاری بیهوده است.
      ما اینجا سخنی از شکست‌ناپذیری تکنولوژی هرگز نزده‌ایم, بوارون, اگر میپذیرفتیم که
      تکنولوژی شکست‌ناپذیر است دیگر نیازی به گفتمان و گفتگو نمیدیدم که اینجا بنویسیم.


      ولی تنها یک راهکار عملی دربرابر تکنولوژی در دست میباشد و آنهم نابودی همه‌یِ تکنولوژی‌های ِ مدرن, به همراه شهرمندی‌ و تمدن میباشد.
      این راهکار کار میکند, بخشی از اینرو که ویراندن بارها بار آسانتر از ساختن است; برای اینکه این نایکسنجی را روشن کنیم,
      ساخت یک رایانه فرایندی از پایین تا بالا بسیار باریک, دشوار و زمانبَر است, ولی ویراندن همین رایانه از همه کس
      برمیاید, هتّا نیازی به چکّش هم نیست و میتوان از راه‌هایِ بسیار ساده‌تر یا با یک لگد زدن ساده هم آن را ناکار کرد.

      در برابر سیستم فندین نیز همینگونه است, بویژه همانجورکه سرکار مزدک در جُستار دیگر به آن اشاره کردند, یک
      سامانه هر چه پیشرفته‌تر و سامامندتر میشود, به شکنندگی آن بفراخور افزوده میشود. برای نمونه, خود آدم
      هم یک سامانه‌یِ بسیار شکننده است جوریکه با یک ضربه به مغز ناکار و نابود میشود, ولی هرچه
      در تراز فرگشت پایینتر میرویم, به جانداران ساده‌تر ولی دیرشکن‌تر و سخت‌شکن‌تر میرسیم
      که نمایانگر این وابستگی میان پیشرفتگی و شکنندگی میباشد.

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    13. یک کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      kourosh_iran (11-13-2014)

    14. #198
      بازداشت همیشگی
      Points: 7,801, Level: 59
      Level completed: 26%, Points required for next Level: 149
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      kourosh_iran آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Jul 2014
      نوشته ها
      675
      جُستارها
      39
      امتیازها
      7,801
      رنک
      59
      Post Thanks / Like
      سپاس
      537
      از ایشان 546 بار در 365 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      0 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی sonixax نمایش پست ها
      داریوش جان راستش رو بخوای من با گفته های شما موافق نیستم!
      اولن که خود سرمایه توانایی کنترل چیزی را ندارد (چون شعور ندارد) اینکه انسانهای دیگر از آن چگونه استفاده میکنند توضیح دیگریست. یکی همه آن را میدهد دست دولت و استالین خلق میکند و میلیون میلیون آدم میکشد! یکی میشود هیتلر! یکی هم میشود پروفسور سمیعی یا بیل گیتس یا مرحوم جابز یا ... پز منطقن وقتی دست کم یک کاربرد مفید برای هر چیزی وجود داشته باشد آن چیز شر، بد و منفی مطلق نیست. کما اینکه در این مورد به خصوص سودهایش بسیار بیشتر از زیانهایش است.

      در مورد تکنولوژی هم همین طور است، اینکه ما بگوییم در آینده انسانها تبدیل به اجزای سیستم میشوند! و برده اش میشوند و ... به نظر من بیشتر شبیه دید بسیار منفی برخی فیلمنامه نویسان و نویسندگانِ خوشنام و بدنام سینما و ... هستش تا واقعیت!
      من بر میگردم به 24 سال پیش! شاید سن شما قد ندهد، شاید بدهد. ولی اگر خاطر مبارک باشد در آن زمان همه از خوفناکی و بی وجدانی و کثافت کاری و ... در سال 2000 سخن میگفتند! طوری که از سال 2000 یک لولو خرخره ی بسیار بزرگ و وحشتناک درست شده بود! این تاثیر به قدری بود که تا خواننده های مختلف از جمله ایرانی ها هم براش آهنگ خونده بودند :)) ( نمونه : سال 2000 لیلا فروهر و سال 2000 داریوش و حتا شهره) منتها بدبختانه، همون طوری هم که در سه لینکی که گذاشتم میتونید ببینید تم ایرانی سال 2000 بسیار احمقانه و ابلهانه بوده و بیشتر به آبروریزی میماند تا آثار هنری و ... کافیست سال 2000 را سرچ کنید تا ببینید چه قدر در این مورد آهنگ و کتاب و مقاله و ... هستش! در مورد غربیها که اوضاع از این هم بدتر بوده و پارانویای سال دو هزار در نوع خودش مثال زدنی بود! خوب 14 سال از اون تاریخ گذشته و هیچ کدام از دری وری هایی که میگفتند به حقیقت که نپیوسته هیچ! اوضاع خیلی هم بهتر شده!
      2 تا 4 سال پیش هم همین داستانها تخیلی و عامیانه با تم روشنفکرانه در مورد سال 2012 وجود داشت . اکنون که اشاره به تاریخهای نزدیک فایده ای ندارد انگشت اشاره به تاریخی نا معلوم و مجهول نشانه رفته! در صورتی که در همان زمان هم اوضاع بهتر خواهد شد که بدتر نخواهد شد!
      به بیماری هم که مهربد اکنون دچارش شده تکنولوژی هراسی یا فن هراسی میگند (Technophobia - WiKi).
      تاحدی درست است. اما باید این را هم درنظر گرفت که همین آگاهی ها و نگرانی ها بی علت و صرفا بر مبنای ترس کور نبوده و نیست، و اینکه بعید نیست همین آگاهی و نگرانی در اینکه آینده واقعا چه بشود کم و بیش نقشی داشته است. بهرحال این موارد کم و بیش درمورد قوانین و سیاست گذاری ها و حتی نوع علایق و فعالیت و دستاوردهای دانشمندان میتوانند موثر باشند.

      وقتی حتا امکان پیش بینی نزدیک در مورد آینده تکنولوژی وجود ندارد (حتا نمیتونید همین فردا رو پیش بینی کنید)، بهتر است نشست و تماشا کرد! نه اینکه به جنگ چیزی برویم که هنوز اتفاق نیوفتاده و معلوم هم نیست اتفاق بیوفتد و از همه بدتر نمیتوان احتمال به وقوع پیوستنش را هم به صورت قطعی تایید کرد.
      به زبان عامیانه تر شانس اتفاق افتادن آنچه مهربد میگوید 50% و شانس اتفاق نیوفتادنش هم 50% هستش! برآیند این دو روی هم میشود 0! پس بهتر است به جای اینکه به جنگ X ای برویم که رخ دادن یا ندادنش قابل محاسبه و اندازه گیری نیست و فقط میشود یک مشت حدس و گمان و خیالپردازی های نامعتبر در موردش داشت! بهتر است به دنبال لذت بردن از زندگی خود باشیم و کارهای سودمند تری بکنیم.
      موافقم.
      اما بهرحال نباید فکر کرد که ما هیچ نقش قابل توجهی در آینده نمیتوانیم داشته باشیم و همینطور بی تفاوت باشیم. همین که فکر میکنیم و تحلیل میکنیم و حرفی میزنیم ممکن است به ظاهر کار کوچک و اقلی باشد، اما بینش و اطلاعات بنده میگوید که همین چیزهای کوچک میتوانند حداقل در تعیین آیندهء خودمان نقش قابل توجه و حتی بعضا سرنوشت سازی ایفا کنند. بطور مثال ممکن است در انتخاب فعالیت و یادگیری امروز ما تاثیر بگذارد که در آینده سود آن را خواهیم برد. ممکن است تصمیم بگیریم که برای خودمان از نظر علمی/تخصص و/یا ثروت و/یا نفوذ سیاسی کسی شویم تا در چنان آینده ای یک بازندهء منفعل نباشیم! و اینها همه میتواند حداقل زندگی شخصی ما را، و حداکثر حتی در سطح جهانی تحول ایجاد کند.
      اگر دنبال نمونه میگردید، همان ریچارد استالمن و جنبش نرم افزار آزاد یک نمونهء خوبیست که چطور از یک تفکر شخصی و یک فرد آغاز شد ولی سرانجام و در مدتی نه چندان زیاد سراسر جهان را فرا گرفت و تاثیر قابل توجه و عمیق و پایداری هم در جهان گذاشت. هرچند شما در بحثهای قبلی ظاهرا این تاثیر را کم اهمیت و کم ارزش میدانستید، ولی حداقل بنده شخصا میدانم که به هیچ روی اینطور نیست!

      به طور مثال، کسرا بارها و بارها گفته هدفش سیلی زدن به اسلامه! حتا گاهی هدف دفترچه رو هم همین اعلام کرده! به نظر شما واقعن میشه با یک انجمن چُسکی با بودجه ی 1200 دلار در سال!!!!! اون هم به زبان فارسی! به اسلامی که کوچکترین ارگانش (مثلن یک مسجد پرت و پلا وسط بیابان درست زیر پونس جهت تولید و پرورش تروریست) میتونه میلیونها دلار سرمایه و در آمد و حتا گردش مالی ماهیانه داشته باشه سیلی زد ؟! هر چه قدر هم که ما خدای دانش و خرد و اسلام شناسی و اسلام ستیزی و تکنولوژی و ... هم که باشیم در برابر چنین ارگانهایی پشه هم نیستیم! ما نصفِ نصفِ نصفِ نصفِ نصفِ ... قدرت رسانه ای اونها رو هم نداریم! ما نهایت بتونیم سالی 10 تا 100 نفر رو با عقاید خودمون آشنا کنیم که از این تعداد 1% شون هم متوجه گند بودن اسلام بشند ما باید کلاهمون رو بندازیم هوا - ولی حقیقت اینه که هدف (شخص خودم رو میگم) مبارزه با یک میلیارد انسانِ روی زمین و ثروتها و کشورها و قدرتها و باورهایشان نیست. هدف من فقط روزی 1-2 ساعت وقت گذرانیست و شاید برخی اهداف شخصی کوچکتر. از اینکه روی یک اسلامگرای دو آتشه هم سیفون بکشم کمال لذت را میبرم و کلی خرسند میشوم برای همین هم هست که بیشتر اوغات من را خونسرد و بیخیال میبینید. فشاری که روی تخمهای من هست بسکه همه چیز را به آنها حواله داده ام بسی باور نکردنیست
      باور کنید همان سیفون کشیدن و روش تخماتیک شما هم میتواند تاثیر مشهودی داشته باشد، چه برسد به تلاشهای این همه افراد باسواد و آزاداندیش دیگر در این سطح گسترده و با این جدیت.
      یک چیز را نباید فراموش کرد و آن اینکه مسئله فقط حجم و تعداد و زور فیزیکی و پول و این حرفها نیست. بلکه محتوا و قدرت و حقانیت خود باورها و رفتارها هم هست و اینکه تمام این سیستم از انسانها تشکیل شده است، حال بعضی مزدور و بعضی هم غیرمزدور، بعضی دارای منافع مستقیم یا غیرمستقیم قابل توجه و بعضی دیگر هم نه اینطور (و حتی گاهی بعکس)، و تمام این انسانها عقل و وجدان و قابلیت روشن شدن و تغییر نگرش و رفتار را دارند.
      وقتی دنیایی تبلیغات و دروغ هم باشد، یک حرف حساب، یک اثبات منطقی، یک جرقه برای روشن شدگی، یک اثبات، یک رد، اینها میتواند به مرور هم که شده نظر و گفتار و در نهایت عمل خیلی افراد را تغییر دهد.
      اینهایی که بنده میگویم فقط تئوری و ادعا و تصورات بنده نیست، بلکه بر اساس مشاهدات و تجربیات عملی است که در اجتماع در آمار نگرش و گفتار و رفتار مردم خودمان دیده ام! و همچنین این دور شدن از باورهای دینی در سراسر جهان هم دیده میشود. و اینکه بگوییم اینها در جهان تاثیر قابل توجه و مهمی ندارند بنظر بنده اشتباه میباشد و یک استنباط سطحی و کوتاه مدت است. واقعیت اینست که اینها تاثیر خودش را گذاشته و میگذارد. تاثیری که در عمل موثر و مشهود است. امروز اگر یک بی خدا در حال فرار باشد و جایی پناه بگیرد یا به کسی پناهنده شود یا بهرحال نیاز به کمک داشته باشد، خیلی افراد خواهند بود که حاضرند به او کمک کنند و در حداقلش او را لو نخواهند داد، اما مثلا در نظر بگیرید هرچه به عقب برگردیم کمتر و کمتر اینطور بوده. امروز مردم علنا اسلام را زیر سوال میبرند یا حتی به آن توهین میکنند و علنا اظهار بی اعتقادی میکنند، که من شخصا این را در میان خواص و عوام و در محفل های خصوصی و نیمه خصوصی و حتی بعضا عمومی بارها مشاهده کرده ام. یک زمانی کسی جرات نمیکرد یا از اینکه اطرافیان نظرشان نسبت به او بد شود ابا میکرد، اما امروز شرایط کاملا تفاوت کرده است و حتی طوری شده که افراد مذهبی و مقید هستند که از اظهار باورها و به نمایش گذاشتن مناسک دینی شان خجالت زده میشوند و بعضا سعی در پنهان کردن آنها میکنند (حداقل در محیطهایی که اطرافیان آنها خودی/مذهبی بحساب نمی آیند).
      نگویید اینها بهرحال تاثیر ندارد چون قدرت و پول دست عدهء معدود دیگری است!
      امروز ج.ا. میداند که زمان اینکه راحت جنگ راه بیاندازد و فله فله مردم برای جنگ و گوشت دم توپ و روی مین شدن داوطلب شوند گذشته است، در نتیجه این در سیاست هایش و در نتیجه در سرنوشت مملکت و مردم ما هم تاثیر میگذارد. حتی همانهایی که جیره خور حکومت هستند در شرایط سخت و بحرانی خیلی هایشان دیگر قابل اعتماد نیستند و احتمال فروپاشی و فرار و خیانت و حتی شورش آنها بر علیه خود نظام کم نیست. خیلی از آنها در درون خود از نظر اعتقادی ضعف های جدی دارند یا اساسا منافق هستند. و شما میدانید در گذشته های دورتر این شرایط با وضع موجود تفاوت قابل توجهی داشت! آیا اصلا میتوان مقایسه کرد؟! مثلا دوران ابتدای انقلاب و زمان خمینی را در نظر بگیرید.

      این چیزیه که من بارها و بارها در صحبت های خصوصی به مهربد گفته ام، به شما هم میگم، به باقی دوستان هم میگم و تنها یک نصیحته دوستانه هستش و نه بیشتر. : وقت خودتون رو برای چنین چیزهایی طلف نکنید. اگر این صرف وقت در حد چک و چانه زنی و بحث و تبادل اطلاعات باشه با هدف اندوختن به دانسته ها یا حتا کل کل کردن، اون وقت طلف نشده و هدر نرفته. ولی اگر برای مبارزه با آسیاب بادیهای مضرات تکنولوژی در X (روز،ماه،سال) ای در آینده هستش به راستی که دارید بهترین روزهای عمر خودتون رو بیخود و بیجهت از بین میبرید و وقتی متوجه اشتباهتون میشید که خیلی دیر شده.
      بنده هم با افراط و جوگیری مخالف هستم و فکر میکنم نمیشود این سیر را متوقف کرد یا تغییر سریع و رادیکالی داد، و بنابراین از دیگر روی باید سعی کنیم خودمان را با آن تطبیق دهیم (در عین اینکه با این دست بحث و تحلیل و راهکاراندیشی و سیاستگذاری و اعمال تدافعی شخصی و جمعی خودمان هم تضادی ندارد، و نباید هیچکدام مانع دیگری دانسته شود - یک تعادل و در نظر گرفتن و آماده بودن برای هردو احتمال)، اما با اینکه تفکر و بیان و تلاش ما در نهایت در آینده خودمان هم که شده نمیتواند تاثیر مشهودی داشته باشد موافق نیستم. اینکه فکر کنیم همه چیز دست آنهاییست که قدرت و ثروت را در اختیار دارند و ما هیچ کاره ایم بنظر بنده امروز درست نمی باشد؛ بخصوص با در اختیار عمومی بودن ابزارهایی مثل اینترنت و تجربه ها و نمونه هایی که در دست داریم.
      sonixax این را پسندید.

    15. 2 کاربر برای این پست سودمند از kourosh_iran گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (11-13-2014),مزدك بامداد (11-13-2014)

    16. #199
      سرنویسنده سوم
      Points: 51,229, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      بدون وضعیت
       
      ریلکس
       
      مزدك بامداد آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2010
      ماندگاه
      هندوستان
      نوشته ها
      2,394
      جُستارها
      4
      امتیازها
      51,229
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      1,264
      از ایشان 5,538 بار در 2,053 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      40 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      هرچه یک ابرسازواره[١] یا سامانه[٢] پیچیده هم باشد، سرانجام[٣] به ویژگی ها و قانون های کوانتوم های ان بر میگردد.
      پس یک سامانه هرگز نمیتواند کاری انجام دهد و یا آماجی[٤] داشته باشد که در کوانتوم های آن شایندگی[٥] نداشته باشند.
      اینجا چند بار نمونه "اب" و پیدایش[٦] زاب[٧] "آبسانی[٨]" را از گردآیی مولکول های اب دیده ام[٩]. اگر اتم ها و هسته های
      اکسیژن و هیدروژن یک ویژگی هندسی را که مولکول آب، نایکسنج[١٠] ( نا متقارن) بشود را نداشتند، هرگز نزدیکی
      این مولکولها با چسبندگی ( پل هیدروژنی) ، به آبسانی نمی انجامید. پس زاب نوین آبسانی از زاب هندسی مولکول
      آب و زاب هندسی مولول آب نیز در جای خود ، از ویژگی های کوانتومی و شما پروتون های هسته و هندسه ی اوربیتال های
      اتمی برخاسته از آن میباشد.
      شما به نمونه یدیگر با سنجش[١١] تک یاختگان[١٢] و پریاختگانی مانند خود ما بنگرید، یک یاخته[١٢]، همانندزایی میکند و ما نیز
      همانند زایی( تولید مثل) میکنیم، گرچه همانندزایی ما پیچیده تر است ولی پایه ان همان همانندزایی یک تکیاخته[١٣] است
      ( بدو بخش شدن یاخته) یک یاخته، انرژی میگسارد[١٤] و ماهم انرژی میگساریم، گرچه روندگسارش انرژی ما با خوردن چه میدانم
      چلوکباب و .. پیچیده تر است، ولی در بیخ به همان گسارش[١٥] انرژی در درون یک تک یاخته بر میگردد. سامانه ی ما چلوکباب
      را چنان از هم وامیپاشد که مولکولهای هیدروکربور آن بتوانند با نازکترین مویرگها به تک تک یاخته های ما برسند و در آنجا
      همان کاری انجام میشود که در میلیونها سال پیش، یا هم اکنون، در تک یاخته ها و آمیب ها و .. انجام میشود !
      سامانه ی همبودین[١٦] نیز چیزی جز این نیست! یک کشور درست مانند یک پیگر، همواره سده ها پابرجاست چرا که یاخته هایش
      (آدمها) هر ٢۵ سال یکبار ( زمان[١٧] استاندارد زادمان[١٨] هومنی[١٩]) نو میشوند. این کشور درست مانند یک تن، گاهی با یک کشور دیگر
      درگیر میشود، گاهی میبازد و گاهی میبرد و هتّا گاهی میمیرد ( مانند مصر باستان) و از لاشه ی او کشور های نوین بر میخیزند.
      گاهی نیز همانند سازی میکند، مانند آمریکا اکه از انگلیس زاده شد و پس از چندی نافش را برید.
      اکنون اگردر هر سامانه[٢] ای[٢٠] که پایه ی آن هومن[٢١] است، به هر تراز[٢٢] فندی هم که برسیم، چون پایه و کوانتوم آن، هومن و
      یاخته است، این سامانه نمیتواند آماجی[٤] جدای[٢٣] آماج[٤] پایه ای و زابی[٧] رها از زاب[٧] های کوانتومی خود داشته باشد. هر سامانه ای که
      نتواند این نیاز و این آماج وند های خود را برآورد[٢٤]، بهر[٢٥] سترگی[٢٦] هم که باشد، سرنگون میشود. ما چه در زمان های بسیار باستان
      که هیچ[٢٧] فندآوری[٢٨] جز آتش و چرخ نبود نیز گواه فروپاشی امپراتوری ها بودیم، در زمانهای "نیمه باستانی" که ترازی[٢٢] از فندآوری
      را داستیم نیز گواه این پدیده بودیم که چگونه فندآورترین[٢٩] کشور ها مانند روم، از هم پاشید و در زمانه[٣٠] های نوین هم امپراتوری های
      بسیار فندآور[٢٩] داشتیم که از هم پاشیدند و خواهند پاشید.
      برای کنترل یک وند از یک ابرسازواره[١]، دو کارساز نیاز است، یکی کارساز درون‌ویری و دیگری کارساز ‌برون‌ویری
      (عامل ذهنی و عینی). شما با پروپاگاند میتوانید کارساز درون‌ویری را جوری بسازید که آن وند گمان کند که بهش خوش میگذرد
      ولی اگر براستی انرژی و نیاز آن وند، فربودانه[٣١] و بگونه ی برون‌ویری بدان نرسد، از میان میرود یا بیدار میشود. ابرسامانه
      هرگز نمیتواند همه ی وند های خود را باکارساز روانی و درون‌ویری گول بزند، اگر گاهی نیز کارساز برون‌ویری یا همان
      برآورده سازی نیاز ها انجام نشود.

      اینجا سخن[٣٢] پرآوازه ی آبراهام لینکلن به یادم[٣٣] آمد[٩] که گفت:
      " همه را میتوان برای چندگاهی گول زد و گروهی را نیز میتواند برای همیشه فریب داد ولی :
      نمیتوان همه را برای همیشه فریفت!

      فزون بر این هرگز شدنی نیست که سران یک ابرسازواره یکدست و همواره یکسخن و یک سو باشند. درست مانند مغز ما
      که "گروهی" از یاختگان[١٢] با گروهی دیگر در گزینش هایی که با ان روبروییم، با هم درگیرند، گاه ما نمیدانیم که چه گزیری[٣٤]
      بگیریم، آیا این سرمایه گذاری را بکنیم یا نه: سبک و سنگین میکنیم ...
      در درون خود آمریکا که سرانش, جهانی را خورده اند و می بایستی[٣٥] در آسودگی به بخور بخور سرگرم باشند، نیز هتّا میان
      بهره کشان و مفت خوران[٣٦] هم یک نبرد درونی زبانه میکشد و تنها در بیرون، آمریکا یک یکان یکپارچه دیده میشود.
      هر کدام از این اردوگاه ها نیز میکوشند با برآوردن[٢٤] نیاز مشتریان و وند های خود بر دیگری پیشی بگیرند.
      پس در هر ابرسازواره و سامانه[٢] ای[٢٠]، همواره شکافها و تَرَک ها بهمراه پیوستگی ها و یگانگی ها در یک پیوند[٣٧] اندرگیر[٣٨] بسر میبرند،
      مانند دوبرادر که باهم[٣٩] در درون خانه درگیرند ولی در بیرون آن با هم یگانه و یکپارچه با دشمنان خانواده ی خود روبر میشوند.
      یا مردم یک کشور که برای نیاز ها با هم همواره درگیرند ولی در برابر کشور دیگر، با هم یکپارچه دیده میشوند وتاپا[٤٠].
      پس:
      هیچ[٢٧] ابرسازواره[١] ای نمیتواند کاری را انجام دهد که در شایندگی[٥] های وند های آن نباشد ( از هیچ تنها هیچ پدید میآید)
      هیچ ابرسازواره ای نمیتوان زاب[٧] ها و ویژگیهایی داشته باشد که از وند های ان برنخاسته باشد.
      همه ابرسازواره ها سامانه ها، از آمایشی[٤١] از گسل ها و پیوست ها ساخته شده است
      که به هموندان[٤٢] آن، یک سایندگی
      گرایند را میدهد که هتّا این ابرسازواره را ، سرنگون نماید، بویژه[٤٣] زمانی[١٧] که لایه های پایه ای ان فرو ریخته باشند.
      درست مانند یک درخت سترگ[٢٦] ولی پوسیده که از بیرون، استوار و شکست ناپدیر می نماید ولی بسنده است که دو تا گنجشک
      بیشتر روی شاخه هایش فرود بیایند تا سرنگون شده و درهم[٤٤] شکند.

      هیچ ابرسازواره ای نمیتواند چنان رفتاری[٤٥] نماید که با سستی وندهایش، در برابر هماوردان[٤٦] بیرونی اش، سست شود ( وگرنه
      فرگشت[٤٧] او را از میان میبرد)
      بهینه[٤٨] ترین ابرسازواره ها ان است که نیاز بیشترینه[٤٩] وند هایش را بشناسد و آنها را فراهم آورد. برای شناختن نیاز ها،
      باید هر وندی با یک رشته ی رسانه[٥٠] ای به پردازشگر بسته باشد تا بتواند سیگنال های آگاهاننده[٥١] به آن برساند و در برابر،
      هر وند باید با یک رشته ی فراهم آوردنده نیاز ها ، مانند رگ و راه و ... به انبار[٥٢] انرژی پیوسته باشد تا زنده بماند.
      زندگی و پایندگی ابرسازواره، از اینرو به زندگی و پایندگی و همانند زایی بیشینه[٥٣] ی وند های آن وابسته است وگرنه
      در یک ابرسازواره ی "بهتر" گوارده میگردد.
      ***
      همچنان که مغز مارا یاخته[١٢] های ما و خوسته های یاخته های ما کنترل میکند، ما نیز مغز
      ابرسازواره ی خود و همچنین مغز هرگونه فندآوری[٢٨] را کنترل مینماییم ، از دگمه ی ساده ی
      آسانسور گرفته تا دستگاه پروپاگاند کشوری در راستای برآورده[٢٤] سازی این نیاز ها از سوی
      ما کنترل یا تاب آورده میشوند. : برای انیکه مردم هامی[٥٤]، به یک قانون پایبند باشند، دین به نام[٩]
      "خد"ا[٢٠] پدید امده که در بیخ، یک پروپاگاند دروغین بیش نیست ولی در بازه[٥٥] هایی از فرگشت
      به آن کشور و مردم یاری میرساند که پاینده بمانند. گرچه انگل هایی هم بر سر آن نشسته باشند.

      هیچ[٢٧] فندآوری در هیچ جا نمیبینیم که برای آماجی[٤] جز برآورده ساختن نیاز ما پدید امده باشد.
      اگر روبات خودروساز داریم برای ساختن خودروست و خود خودرو نیز برای آسانش زندگی ماست.


      ----
      ١. ^ آ ب پ abar+sâz+vâre::Abarsâzvâre || ابرسازواره: ابرارگانیسم Ϣiki-En superorganism Superorganismus
      ٢. ^ آ ب پ sâmân+e::Sâmâne || سامانه: سیستم; منظومه Ϣiki-En, ϢDict-Pâ, Ϣiki-Pâ, _Dehxodâ system System
      ٣. ^ sar+an+jâm::Saranjâm || سرانجام: عاقبت، دست آخر;اخرة الامر، بالاخره _Dehxodâ at last endlich,zu letzt
      ٤. ^ آ ب پ ژ Âmâj || آماج: هدف; مقصود _Dehxodâ, Ϣiki-En, Ϣiki-En, Ϣiki-En, Ϣiki-De, ϢDict-Pâ, Ϣiki-Pâ aim; goal; purpose Zweck
      ٥. ^ آ ب šâyand+eg+i::Šâyandegi || شایندگی: اختیار
      ٦. ^ peydâ+idan::Peydâidan || پیداییدن: ظهور یافتن to manifest zu manifestieren
      ٧. ^ آ ب پ ژ Zâb || زاب: صفت Ϣiki-En, Ϣiki-De, ϢDict-Pâ, Ϣiki-Pâ, _Dehxodâ attribute Eigenschaft || زاب: صفت; کوتاهیده‌یِ زابواژه Ϣiki-En, Ϣiki-De, ϢDict-Pâ, Ϣiki-Pâ, _Dehxodâ adjective Eigenschaftswort
      ٨. ^ âb+sân+i::Âbsâni || آبسانی: آبسان بودن; مایع بودن liquidness liquid
      ٩. ^ آ ب پ Âmâdan || آمادن: آماده کردن; حاضر کردن Dehxodâ, Mehrbod i Vâraste to ready; to bereiten
      ١٠. ^ nâ+yek+sanj::Nâyeksanj || نایکسنج: غیر متقارن; نامتقارن Ϣiki-En asymmetric asymmetrisch
      ١١. ^ sanj+eš::Sanješ || سنجش: قیاس Ϣiki-En, Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ inference; conclusion Schlussfolgerung
      ١٢. ^ آ ب پ ژ Yâxte || یاخته: سلول Ϣiki-En cell Zelle
      ١٣. ^ tak+yâxte::Takyâxte || تکیاخته: آمیب; تک سلولی Ϣiki-En, Ϣiki-En, Ϣiki-De, Ϣiki-De urtiere; protozoan Urtiere; Protozoon
      ١٤. ^ gosâr+idan::Gosâridan || گساریدن: مصرف کردن _Dehxodâ, Ϣiki-En to consume verbrauchen
      ١٥. ^ gosâr+eš::Gosâreš || گسارش: مصرف Ϣiki-En, Ϣiki-De, Ϣiki-De, _Dehxodâ consumption Konsum; Verbrauch
      ١٦. ^ ham+bud+in::Hambudin || همبودین: اجتماعی Ϣiki-En social gesellschaftlich
      ١٧. ^ آ ب Zamân || زمان: وقت time Zeit
      ١٨. ^ zâd+mân::Zâdmân || زادمان: نسل Ϣiki-En generation Generation
      ١٩. ^ human+i::Humani || هومنی: بشریت humanity; mankind Menschheit || هومنی: یک هومن a human ein Mensch
      ٢٠. ^ آ ب پ kam+cegâl::Kamcegâl || کمچگال: رقیق https://daftarche.com/Masoumeh Hanifehzadeh thin dünn || ا: =ت
      ٢١. ^ hu+man::Human || هومن: انسان; آدم human Mensch
      ٢٢. ^ آ ب Tarâz || تراز: میزان Ϣiki-En, ϢDict-Pâ, Ϣiki-Pâ, _Dehxodâ level Stufe
      ٢٣. ^ jodây+idan::Jodâyidan || جداییدن: جدا کردن to separate
      ٢٤. ^ آ ب پ bar+âvardan::Barâvardan || براوردن: تخمین زدن Ϣiki-En to estimate schätzen || براوردن: برطرف کردن to fullfill | || براوردن: بالا آوردن; بربردن _Dehxodâ
      ٢٥. ^ bahr+istan::Bahristan || بهریستن: بهره جستن; استفاده کردن Ϣiki-En, Ϣiki-De to use nutzen
      ٢٦. ^ آ ب Sotorg || سترگ: عظیم Ϣiki-En, ϢDict-Pâ, _Dehxodâ huge riesig
      ٢٧. ^ آ ب پ hic+idan::Hicidan || هیچیدن: از بین رفتن; محو شدن Bahman i Heydari, Mazdak i Bâmdâd, Mehrbod i Vâraste to be annihilated Vernichtet werden
      ٢٨. ^ آ ب fand+âvar+i::Fandâvari || فنداوری: تکنولوژی Ϣiki-En technology Technologie
      ٢٩. ^ آ ب fand+âvar::Fandâvar || فنداور: Ϣiki-En technician
      ٣٠. ^ zamân+e::Zamâne || زمانه: دوران Ϣiki-En, Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ era; times
      ٣١. ^ far+bud::Farbud || فربود: واقعیت Ϣiki-En, _Dehxodâ, https://daftarche.com/Dasâtir reality Wirklichkeit
      ٣٢. ^ sox+idan::Soxidan || سخیدن: سخن گفتن Mazdak i Bâmdâd to say sagen
      ٣٣. ^ yâd+estan::Yâdestan || یادستن: به یاد آوردن to remember sich erinnern an
      ٣٤. ^ Gozir || گزیر: تصمیم Ϣiki-En, Ϣiki-De, ϢDict-Pâ, Ϣiki-Pâ, _Dehxodâ decision Entscheidung
      ٣٥. ^ bây+estan::Bâyestan || بایستن: لازم بودن; واجب بودن _Dehxodâ, Ϣiki-En, Ϣiki-De, ϢDict-Pâ to must müssen
      ٣٦. ^ xor+ânidan::Xorânidan || خورانیدن: غذا دادن Ϣiki-En, ϢDict-Pâ, _Dehxodâ to feed füttern
      ٣٧. ^ pey+van+idan::Peyvanidan || پیونیدن: وصل کردن Dehxodâ to link; to connect verbinden
      ٣٨. ^ an+dar+gir::Andargir || اندرگیر: دیالکتیک Ϣiki-En, Ϣiki-De dialectical dialektisch
      ٣٩. ^ bâ+ham+idan::Bâhamidan || باهمیدن: جمع کردن Mehrbod i Vâraste to add hinzufügen
      ٤٠. ^ va+tâ+pâ::Vatâpâ || وتاپا: الخ; و تا پایان Mazdak i Bâmdâd and the rest; etc. usw.
      ٤١. ^ âmây+eš::Âmâyeš || آمایش: ترکیب combination Kombination
      ٤٢. ^ ham+vand::Hamvand || هموند: عضو Ϣiki-En, _Dehxodâ, Mazdak i Bâmdâd member Mitglied
      ٤٣. ^ be+viže::Beviže || بویژه: بالاخص specially speziell
      ٤٤. ^ dar+ham+idan::Darhamidan || درهمیدن: ضرب کردن Mehrbod i Vâraste to multiply
      ٤٥. ^ raft+âr+idan::Raftâridan || رفتاریدن: رفتار کردن Ϣiki-En to behave sich verhalten
      ٤٦. ^ ham+âvard::Hamâvard || هماورد: رقیب Ϣiki-De, Ϣiki-De, ϢDict-Pâ, _Dehxodâ rival, competitor Rivalen; Konkurrent
      ٤٧. ^ far+gaštan::Fargaštan || فرگشتن: بسیار گشتن; تکامل یافتن ϢDict-Pâ to be evolved sich entwickeln
      ٤٨. ^ beh+in::Behin || بهین: Ϣiki-En optimal optimal
      ٤٩. ^ biš+tar+in+e::Bištarine || بیشترینه: حداکثری Ϣiki-En, _Dehxodâ maximum maximal
      ٥٠. ^ rasân+e::Rasâne || رسانه: اندوه و دریغ خوردن _Dehxodâ, Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ bemoan; lament
      ٥١. ^ âgâh+ân+dan::Âgâhândan || آگاهاندن: مطلع ساختن Dehxodâ to inform informieren
      ٥٢. ^ an+bâštan::Anbâštan || انباشتن: ذخیره کردن Dehxodâ to store lagern
      ٥٣. ^ biš+in+e::Bišine || بیشینه: أكثر major Haupt
      ٥٤. ^ Hâm || هام: عام; عادی Ϣiki-En, Ϣiki-En, _Dehxodâ common; average
      ٥٥. ^ bâz+e::Bâze || بازه: فاصله Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ interval Intervall
      |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
      ویرایش از سوی مزدك بامداد : 11-13-2014 در ساعت 11:31 AM
      خرد، زنـده ی جــاودانی شنـــاس
      خرد، مايــه ی زنــدگانی شنـــاس
      چنان دان، هر آنكـس كه دارد خرد
      بــه دانــش روان را هــمی پــرورد

    17. یک کاربر برای این پست سودمند از مزدك بامداد گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      kourosh_iran (11-14-2014)

    18. #200
      سرنویسنده سوم
      Points: 51,229, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      بدون وضعیت
       
      ریلکس
       
      مزدك بامداد آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2010
      ماندگاه
      هندوستان
      نوشته ها
      2,394
      جُستارها
      4
      امتیازها
      51,229
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      1,264
      از ایشان 5,538 بار در 2,053 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      40 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Hezbollah_yaAli نمایش پست ها
      زیر بیرق اسلام از عقب ماندگی که عللش رژیم ستمشاهی بوده

      ١۴۰۰ سال ستمشاهی ؟ آنهم در همه جهان اسلام ؟؟ خود ستمشاهی هم از اسلام پدید امده بوده!

      sonixax این را پسندید.
      خرد، زنـده ی جــاودانی شنـــاس
      خرد، مايــه ی زنــدگانی شنـــاس
      چنان دان، هر آنكـس كه دارد خرد
      بــه دانــش روان را هــمی پــرورد

    19. یک کاربر برای این پست سودمند از مزدك بامداد گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (11-13-2014)

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    جُستارهای همانند

    1. گزین‌گویه‌ها
      از سوی Theodor Herzl در تالار هماندیشی
      پاسخ: 691
      واپسین پیک: 05-11-2015, 04:20 PM
    2. پاسخ: 18
      واپسین پیک: 09-01-2012, 05:16 PM
    3. اندر نکات امنیتی در ساخت ویلاگ
      از سوی Russell در تالار رایانه، اینترنت، تلفن‌های همراه
      پاسخ: 12
      واپسین پیک: 01-09-2012, 01:11 PM
    4. سفری به پناهگاه جیمز باندی ویکی‌لیکس!
      از سوی Dariush Rahazad در تالار دانش و فندآوری
      پاسخ: 2
      واپسین پیک: 12-17-2010, 08:27 AM

    کلیدواژگان این جُستار

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •