• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    نمایش پیکها: از 1 به 5 از 5
    Like Tree1پسندها
    • 1 Post By sonixax

    جُستار: چمشناسی درد

    1. #1
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,554 بار در 7,514 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)

      چمشناسی درد

      دوری از درد و کامجویی از خوشی دو نگرشی هستند که هر آدمی در خود میتواند بیاید جوریکه هر و همه‌یِ کنش‌هایِ
      خود را انگیزه گرفته از یکی از ایندو ببیند. هر کنشی یا بسوی خوشی می‌گراید, یا بسوی پیشگیری از درد و یا آمیزه‌ای از ایندو.

      هر آینه هنگامیکه‌یِ به چیستی درد پرداخته میشود پرسمان‌هایِ دیگری به میان میایند.

      برای نمونه بیانگارید دسترسی به قرصی دارید که با خوردن آن هرگونه احساس بد و آزاردهنده‌ای که دارید دردم از میان خواهد رفت.
      سپس بیانگارید, یکی از نزدیکان, دوستان یا بستگان شما که او را از ته دل دوست دارید جان میسپارد و شما را با اندوهی سترگ بجا میگذارد.

      آیا اکنون, با دسترسی به این قرص و با دانش به اینکه پس از خوردن همه‌یِ اندوه
      شما درجا و بی هیچ بازگشتی برای همیشه از این میان خواهد رفت, آنرا خواهید خورد؟

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    2. 2 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (06-23-2016),Transcendence (06-27-2016)

    3. #2
      مدیر تالار
      Points: 415,656, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      چخه
       
      شاد و سر حال
       
      sonixax آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      کره ی زمین
      نوشته ها
      9,055
      جُستارها
      109
      امتیازها
      415,656
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      47,038
      از ایشان 15,062 بار در 7,071 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      89 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      آیا اکنون, با دسترسی به این قرص و با دانش به اینکه پس از خوردن همه‌یِ اندوه
      شما درجا و بی هیچ بازگشتی برای همیشه از این میان خواهد رفت, آنرا خواهید خورد؟
      خیر!
      به نظر من ماهیت انسانی من متشکل از تمام عواطف و احساسات و خاطره هایی هست که دارم! هر کدام از اینها که نباشد بخشی از من نیست و هر بخشی از من که نباشد مجموع باقی بخشها منِ کامل را نمیسازد پس من نیستم و وقتی من نباشم ارزشی برایم ندارد.
      به خصوص که من اندکی هم از درد خوشم می آید! البته نه شکم درد و دندان درد و سر درد :)))
      اگر علی بی غم باشی هرگز نمیتوانی دوست داشتن را تجربه کنی و اگر نتوانی دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه کنی، تنفر را تجربه کنی، تنهایی را تجربه کنی، وقتی میخ به پایت فرو میرود را تجربه کنی! چیزهای ارزشمند بسیاری را از دست میدهی! بگذارید نام آن چیزها را بگذاریم تجربه! خاطره! دانایی!

      آخرهای فیلم کنستانتین با بازی کیانو ریوز، کیانو جان (کنستانتین) یک مشت جانانه میزند به صورتِ تیلدا سوینتونِ (جبرئیل) تازه انسان شده! چهره اش واقعن دیدن دارد چون برای اولین بار است که دارد درد را تجربه میکند! کنستانتین هم میگوید: "بهش میگن درد بهتره بهش عادت کنی" - یعنی خیلی زیبا گفت درد حس کردن بخشی از انسان بودن است. درد نکشی ماشینی انسان نیستی.

      برای همینهایی که بالا نوشتم
      خیر!
      Mehrbod این را پسندید.
      No, we won't give up, we won't go away
      'Cause we're not about to live in this mass delusion
      No, we don't wanna hear another word you say
      'Cause we know they're all depending on mass confusion
      No, we can't turn back, we can't turn away
      'Cause it's time we all relied on the last solution
      No, we won't lay down and accept this fate
      'Cause we're standing on the edge of a revolution

    4. 3 کاربر برای این پست سودمند از sonixax گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Mehrbod (06-23-2016),solo (06-23-2016),Transcendence (06-27-2016)

    5. #3
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      آغازگر جُستار
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,554 بار در 7,514 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      با چندی از دوستان همین چندی پیش نشسته بودیم و دختری که تازه من و یکی از دوستان آنجا آشنا بودیم نیز میان
      ما بود. گفتگوها به راه‌های گوناگونی بیراهه میرفتند ولی تا اندازه‌ای بالایی پیرامون کنترل احساس‌ها
      و روش‌هایِ NLP و به نام آشنا و ناآشنای دیگری بودند که در این زمینه کاربرد دارند و هرکس از دانسته‌ها و تجربه‌های خود میگفت.

      در این جمع که هرکدام از پیش‌زمینه‌هایِ بسیار گوناگونی نیز میآمدند و من تنها کسی بودم که نگرشی بیشتر از همه مادّه‌گرایانه داشتم,
      پرسش همین جُستار را به میان آوردم که بسیار خوب, بیایید بیانگاریم یک قرص جادویی (یا دانشیک, بسته به سلیقه) در دست است که
      با خوردن آن هرگونه دردی, برای نمونه درد مرگ نزدیکی برای همیشه و بی هیچگونه بازگشتی درجا از میان خواهد رفت. آیا اکنون آنرا خواهید خورد؟

      پاسخ‌های گیرایی آنجا بودند, و پاسخ دختر نامبرده نیز بی هیچگونه درنگی «آری» بود. از این داستان کمتر از چندی میگذرد که همین امشب
      همان دختر به من زنگ زد و از درگذشت ناگهانی پدرش خبر داد. پس از گفتگو و همدردی و دلداری دادن, ناگهان این را به میان آورد که آیا با
      بهره‌گیری از بهمان ترفند من که در گفتگوی آن روز به میان آمده بود, آیا میتواند از دردناکی مرگ پدرش بکاهد و آنرا از میان بردارد, و پاسخ من این
      بود که آری, بی هیچ گمانی میتواند, ولی آیا براستی میخواهد که دردناکی مرگ پدرش را با یک ترفند ذهنی از میان بردارد؟ و پاسخ او اینبار, با اندیشیدنی بسیار کوتاه «نه» بود.

      چیستی درد اینجا پرسمان گیرایی‌ست. بیشتر کسانیکه با پرسش این جُستار روبرو میشوند پاسخ خودشان را در نگاه نخست «آری» میبابند,
      و براستی هم چرا کسی باید خودخواسته پذیرای درد و اندوه باشد؟ ولی در کُنش بسیاری از همانان شگفتارانه نزد خود میبینند که دارند «درد»
      را به «نبود درد» برمیگزینند! آیا این پادگویی و تناقض تنها برخاسته از فشار اجتماعی است؟ نمونه‌وار فرهنگ‌هایی یافت میشوند که مرگ را جشن میگیرند
      و به شادی میگذرانند. آیا کسی که در آن فرهنگ بزرگ شده, گرچه طبیعطا به اندوه دچار باشد, ولی آیا در کنش و در نبود فشاری اجتماعی روی سوگاری, این قرص را بسیار آسانتر نخواهد خورد؟

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    6. 2 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      solo (06-27-2016),sonixax (06-24-2016)

    7. #4
      سخنور یکم
      Points: 10,836, Level: 68
      Level completed: 97%, Points required for next Level: 14
      Overall activity: 28.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      کنجکاو
       
      سارا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Jun 2015
      ماندگاه
      زیر آسمان خدا
      نوشته ها
      695
      جُستارها
      19
      امتیازها
      10,836
      رنک
      68
      Post Thanks / Like
      سپاس
      288
      از ایشان 325 بار در 277 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      14 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)

      دلا شب ها نمی نالی به زاری
      سر راحت به بالین می گذاری

      تو صاحب درد بودی،ناله سر کن
      خبر از دردِ بی دردی نداری



      بنال ای دل که رنجت شادمانی است
      بمیر ای دل که مرگت زندگانی است

      مباد آندم که چنگ نغمه سازت
      ز دردی بر نیانگیزد نوایی

      مباد آندم که عود تار و پود ت
      نسوزد در هوای آشنایی



      دلی خواهم که از او درد خیزد
      بسوزد،عشق ورزد،اشک ریزد


      به فریادی سکوت جانگزا را
      به هم زن،در دلِ شب های و هو کن

      و گر یارای فریادت نمانده است
      چو مینا گریه پنهان در گلو کن


      صفای خاطر دل ها ز درد است
      دل بی درد همچون گور سرد است!
      اینقدر سکوت کردی که آدم هبوط کرد
      و از آسمانِ نگاه به زمینِ گناه سقوط کرد


      חוסיין





    8. #5
      شناس
      Points: 2,278, Level: 28
      Level completed: 86%, Points required for next Level: 22
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      بی تفاوفت
       
      Transcendence آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Sep 2015
      نوشته ها
      95
      جُستارها
      0
      امتیازها
      2,278
      رنک
      28
      Post Thanks / Like
      سپاس
      39
      از ایشان 59 بار در 41 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      0 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      فرض کنیم ما چهار حالت زیر رو در نظر بگیریم
      1-درد فیزیکی و جسمانی
      2-درد عاطفی و احساسی
      3- درد روانی
      4-درد های وجودی
      البته این تقسیم بندی برای راحتی بحث هستش
      درد ها رو می شه از یک نظر دیگه هم تقسیم بندی کرد
      1-دردهای کوتاه مدت و بر طرف شدنی
      2-دردهای بلند مدت و مزمن
      یا در یک تقسیم بندی دیگر
      1-دردهای جان کاه با دامنه اسیب بالا و 2-دردها ی کوچک و سطحی
      منظور شما در خواستنی بودن درد در کدام حالت می باشد؟
      من فکر کنم اکثریت افراد دردهای جسمانی با دامنه اسیب بالا و بلند مدت را نخواهند و به سوال شما جواب اری بدهند(من می خواهم که با یک قرص تمام دردهای جسمانی جان کاه ازبین برود)
      من فکر نمی کنم همه حالت های بالا ناخواستنی باشند ولی حداقل دردهایی وجود دارد که بیهوده و تحمل آن ها جان کاه و رهایی از
      آن ها خیر و خواستنی است و نبود آن ها مفید.دردهایی که از استانه تحمل ادمیان خارج است.
      to understand the actual world as it is

      not as we should wish it to be

      is the beginning of wisdom

    9. یک کاربر برای این پست سودمند از Transcendence گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Mehrbod (06-28-2016)

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    جُستارهای همانند

    1. پاسخ: 5
      واپسین پیک: 11-11-2013, 06:50 PM
    2. پاسخ: 72
      واپسین پیک: 10-26-2013, 02:02 PM

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •