• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    برگ 3 از 4 نخستیننخستین 1234 واپسینواپسین
    نمایش پیکها: از 21 به 30 از 35
    Like Tree4پسندها

    جُستار: فلسفه ی هنر

    1. #21
      سخنور یکم
      Points: 10,310, Level: 67
      Level completed: 65%, Points required for next Level: 140
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      کنجکاو
       
      سارا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Jun 2015
      ماندگاه
      زیر آسمان خدا
      نوشته ها
      695
      جُستارها
      19
      امتیازها
      10,310
      رنک
      67
      Post Thanks / Like
      سپاس
      288
      از ایشان 325 بار در 277 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      14 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Rationalist نمایش پست ها

      پس بر اساس توضیحاتی که در بالا بیان داشتم، مساله فقط لذت بردن شخصی از فلان شاعر نیست! بلکه کنکاش حساس و دقیق تر در اشعار آن شاعر جهت ارزیابی بهتر و درک بهتر آن است.
      خوب همه ی این حرفهای شما درست است ولی شما هنوز جواب سوالم را ندادید که اگر قرار باشد یک شعر معنای سر راستی داشته باشد و براحتی قابل درک باشد اصلا چه نیازی است به سرایش آن؟!
      اصلا چه وقت و کی و در چه حالتی باید از نثر به سمت شعر برویم؟
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Rationalist نمایش پست ها
      من افراد زیادی را می شناسم که اشعار حافظ را مقدس می دانند و او را فردی آسمانی(!) حتی برخی بر اساس رجوع به اشعار او، سرنوشت خویش را می خوانند و به شکلی عجیب از حافظ و اشعارش یاد می کنند. پس در اینجا من بر خود می دانم، تمجیدهایی که از حافظ می شود را بررسی کرده و در جهت درک بهتر او و اشعارش تلاش کنم.
      و اما در راستای پاسخ به سخنتان، باید ابتدا ببینیم هدف از سراییدن شعر چیست؟آیا بیشتر سرگرمی و چیدن واژگان در کنار یکدیگر همراه با صنایع ادبی پیچیده با وزنی موزون مورد نظر است؟چنانچه ممکن است از آن شعر برداشت هایی بسیار متفاوت صورت گیرد؛ و یا حتی اصلا قابل فهم و برداشت نباشد!
      و یا اینکه هدف اساسی بیانِ قابل درک و فهمِ یکسان از سخنی مهند و جدی با استفاده از ابزاری هنری همچون شعر، جهت بیان پرحرارت و برانگیزاننده ی آن است؟
      یکی از همانها که مفتون ِ حافظ شده بود گوته نام داشت که برحسب اتفاق از دوستان صمیمی شوپنهاور هم بوده است!!

      ببینید دوست عزیز فعلا حافظ و کلا اشعار عارفانه و از این سبک را بگذاریم کنار و ببینیم شعر چیست؟ شما ابتدا اگر لطف کنید و یک تعریفی حتی فلسفی (!) از شعر ارائه دهید تا بحث را با آگاهی بیشتری ادامه دهیم!
      در ضمن یک مشکلی که همه ی ما در آن روبرو هستیم این است که پیش از آنکه به "معنا" برسیم به "کلمات" رسیده ایم!! یعنی هر متن آهنگینی را شعر نامیدیم هرکس را دیدیم که دارد کارِ خیر می کند خَیر نامیدیم و هر کسی که نعمتی داشت منعم!! و هر که تاری نواخت هنرمند!!! ولی آیا آنها واقعا ماهیتاً همانچیزی بودند که ما با کلمات نشانشان دادیم؟
      بهتر از بنده این موضوع را حضرت حافظ سروده است:
      نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند
      نه هرکه آینه سازد سکندری داند

      هزار نکته ی باریکتر ز مو اینجاست
      نه هرکه سر بتراشد قلندری داند

      اول بیایید به یک معنای درست و یک تعریف جامع از شعر برسیم بعد به حافظ و مولانا و سنایی هم خواهیم پرداخت!
      اینقدر سکوت کردی که آدم هبوط کرد
      و از آسمانِ نگاه به زمینِ گناه سقوط کرد


      חוסיין





    2. 2 کاربر برای این پست سودمند از سارا گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Rationalist (09-09-2015),Secular (10-09-2015)

    3. #22
      سرنویسنده دوم
      Points: 47,012, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      بدون وضعیت
       
      هیچ
       
      Alice آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Sep 2012
      نوشته ها
      1,716
      جُستارها
      8
      امتیازها
      47,012
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      2,739
      از ایشان 4,155 بار در 1,601 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      75 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      خود هنر هم شاخه شاخه میشه. ما "هنر سنتی" و "هنر مدرن" داریم. مثلا شعر سنتی برای جوونای امروزی چیز مزخرفیه. چون تاثیر فیزیولوژیکی که موسیقی مدرن (با گیتار الکتریک و درام و...) روی مغر میذاره ده برابر بیشتر از یه مشت کلمس. برای همین دیگه جوونای امروز حافظ و سعدی نمیخونن چون لذتی براشون نذاره. جای اون شعر سنتی رو "موزیک مدرن" یا هنر مدرن گرفته و در این نمونه شعر سنتی منقرض شده.
      Catwoman: from here, Bane's men patrol the tunnels. And they're not your average brawlers
      Batman: Neither am I

    4. یک کاربر برای این پست سودمند از Alice گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Mehrbod (09-08-2015)

    5. #23
      سخنور یکم
      Points: 14,305, Level: 77
      Level completed: 64%, Points required for next Level: 145
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      انفجار!!!
       
      Empty
       
      Rationalist آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Aug 2012
      ماندگاه
      اتاق قرمزم!
      نوشته ها
      626
      جُستارها
      16
      امتیازها
      14,305
      رنک
      77
      Post Thanks / Like
      سپاس
      583
      از ایشان 1,197 بار در 508 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      13 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Agnostic نمایش پست ها
      من حفظ نیستم ولی در ویکی پدیا می توانید جستجو کنید:
      رده:سبک‌های هنری - WiKi
      گمان نمی کنم در این مورد ویکی پدیا منبعی جامع و معتبر باشد!
      پرده ی آخر تراژدی من: انفجار

    6. یک کاربر برای این پست سودمند از Rationalist گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Agnostic (09-14-2015)

    7. #24
      سخنور یکم
      Points: 14,305, Level: 77
      Level completed: 64%, Points required for next Level: 145
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      انفجار!!!
       
      Empty
       
      Rationalist آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Aug 2012
      ماندگاه
      اتاق قرمزم!
      نوشته ها
      626
      جُستارها
      16
      امتیازها
      14,305
      رنک
      77
      Post Thanks / Like
      سپاس
      583
      از ایشان 1,197 بار در 508 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      13 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی سارا نمایش پست ها
      خوب همه ی این حرفهای شما درست است ولی شما هنوز جواب سوالم را ندادید که اگر قرار باشد یک شعر معنای سر راستی داشته باشد و براحتی قابل درک باشد اصلا چه نیازی است به سرایش آن؟!
      اصلا چه وقت و کی و در چه حالتی باید از نثر به سمت شعر برویم؟
      پیش تر بیان داشتم: جهت بیان پرحرارت سخن و برانگیزاننده ی احساسات در راستای درک عمیق تر آن. فکر می کنم صنایع ادبی می بایست در راستای این هدف استفاده شوند. و نه به وارونه ی آن.

      اما در مورد اینکه کجا مرز بین نثر و شعر قابل تفکیک می شود؛ فکر می کنم نثر سخن سرراست تر و با جدیت بیشتری را به مخاطب ارایه می کند تا شعر. در نثر می توان به طور آزاد تر به واژه گزینی پرداخت و به شکلی جامع تر سخن گفت و بهتر می توان مفاهیم گسترده و پیچیده را به مخاطب انتقال داد.
      اما شعر هنگامی بیشتر موثر است که مخاطب در اندیشه با ما همسو تر می باشد و از این رو عبارات بسیار کوتاه(حتی در یک واژه) بیان می شوند. شعر بیشتر احساسات را تحریک می کند تا خرد منطقی را، اما یک نویسنده ی توانا می تواند با قلم خود در عین پرداختن جدی و منطقی به موضوعی، نثری زیبا و شیوا نیز خلق کند.
      این خلاصه ای بود از تفاوت هایی که من از نثر و شعر درمی یابم.


      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی سارا نمایش پست ها
      شما ابتدا اگر لطف کنید و یک تعریفی حتی فلسفی (!) از شعر ارائه دهید تا بحث را با آگاهی بیشتری ادامه دهیم!
      از دید من، شعر یعنی هنر سخن گفتن زیبا، موزون و هماهنگ جهت برانگیختن بهتر احساسات و درک عمیق تر سخن با استفاده از واژه گانی مناسب و صنایع ادبی گوناگون.
      پرده ی آخر تراژدی من: انفجار

    8. یک کاربر برای این پست سودمند از Rationalist گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Mehrbod (09-14-2015)

    9. #25
      سرنویسنده سوم
      Points: 50,772, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      Agnostic آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2011
      نوشته ها
      2,538
      جُستارها
      67
      امتیازها
      50,772
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      2,650
      از ایشان 3,328 بار در 1,555 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      3 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Rationalist نمایش پست ها
      گمان نمی کنم در این مورد ویکی پدیا منبعی جامع و معتبر باشد!
      اتفاقا توضیحات ویکی پدیا از توضیحات دایره المعارف هنر که در ایران چاپ شده کاملتره. لینک به منبع هم داره و بازبینی میشود و مطالب اشتباه حذف میشود.
      حضرت زهرا جنده آل محمد: تن زن عورت است
      موی سر حضرت زهرا و زنان مومن به اسلام موی زهار است پس سرشان مامله و حجاب اجباری است.

      کون لق بی بی دو عالم حضرت زهرا تعالی

      امام زمان مفعول است ... وارث پیغمبر است

    10. #26
      سخنور یکم
      Points: 14,305, Level: 77
      Level completed: 64%, Points required for next Level: 145
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      انفجار!!!
       
      Empty
       
      Rationalist آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Aug 2012
      ماندگاه
      اتاق قرمزم!
      نوشته ها
      626
      جُستارها
      16
      امتیازها
      14,305
      رنک
      77
      Post Thanks / Like
      سپاس
      583
      از ایشان 1,197 بار در 508 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      13 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Agnostic نمایش پست ها
      اتفاقا توضیحات ویکی پدیا از توضیحات دایره المعارف هنر که در ایران چاپ شده کاملتره. لینک به منبع هم داره و بازبینی میشود و مطالب اشتباه حذف میشود.
      پس شما همین موضوع را در ویکی پدیای انگلیسی مشاهده کنید تا تفاوت را در میزان کامل بودن دریابید!
      اگر براستی دایره المعارف هنر ناقص تر از حتی ویکی پدیای فارسی می باشد، مایه ی تاسف است.
      پرده ی آخر تراژدی من: انفجار

    11. #27
      سخنور یکم
      Points: 14,305, Level: 77
      Level completed: 64%, Points required for next Level: 145
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      انفجار!!!
       
      Empty
       
      Rationalist آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Aug 2012
      ماندگاه
      اتاق قرمزم!
      نوشته ها
      626
      جُستارها
      16
      امتیازها
      14,305
      رنک
      77
      Post Thanks / Like
      سپاس
      583
      از ایشان 1,197 بار در 508 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      13 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      اما آنچه در میان انواع هنرها از همه شاخص تر و شگفت انگیز تر می باشد، موسیقیست.
      آیا کسی در اینجا می تواند توضیح دهد که چرا موسیقی در انتقال معنا و برانگیختن عواطف هنری منحصربه فرد و شاخص به نظر می رسد؟
      پرده ی آخر تراژدی من: انفجار

    12. #28
      سرنویسنده سوم
      Points: 50,772, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      Agnostic آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2011
      نوشته ها
      2,538
      جُستارها
      67
      امتیازها
      50,772
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      2,650
      از ایشان 3,328 بار در 1,555 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      3 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Rationalist نمایش پست ها
      پس شما همین موضوع را در ویکی پدیای انگلیسی مشاهده کنید تا تفاوت را در میزان کامل بودن دریابید!
      اگر براستی دایره المعارف هنر ناقص تر از حتی ویکی پدیای فارسی می باشد، مایه ی تاسف است.
      List of art movements - WiKi

      دوست عزیز،اگر منظور شما از «همین موضوع» سبکهای هنری باشد که در پستی قبل گفتم لینک فوق را مشاهده فرمایید.
      حضرت زهرا جنده آل محمد: تن زن عورت است
      موی سر حضرت زهرا و زنان مومن به اسلام موی زهار است پس سرشان مامله و حجاب اجباری است.

      کون لق بی بی دو عالم حضرت زهرا تعالی

      امام زمان مفعول است ... وارث پیغمبر است

    13. #29
      شناس
      Points: 2,304, Level: 29
      Level completed: 3%, Points required for next Level: 146
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      Secular آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2015
      ماندگاه
      home
      نوشته ها
      98
      جُستارها
      0
      امتیازها
      2,304
      رنک
      29
      Post Thanks / Like
      سپاس
      26
      از ایشان 19 بار در 15 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      0 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی سارا نمایش پست ها
      خوب همه ی این حرفهای شما درست است ولی شما هنوز جواب سوالم را ندادید که اگر قرار باشد یک شعر معنای سر راستی داشته باشد و براحتی قابل درک باشد اصلا چه نیازی است به سرایش آن؟!
      اصلا چه وقت و کی و در چه حالتی باید از نثر به سمت شعر برویم؟


      یکی از همانها که مفتون ِ حافظ شده بود گوته نام داشت که برحسب اتفاق از دوستان صمیمی شوپنهاور هم بوده است!!

      ببینید دوست عزیز فعلا حافظ و کلا اشعار عارفانه و از این سبک را بگذاریم کنار و ببینیم شعر چیست؟ شما ابتدا اگر لطف کنید و یک تعریفی حتی فلسفی (!) از شعر ارائه دهید تا بحث را با آگاهی بیشتری ادامه دهیم!
      در ضمن یک مشکلی که همه ی ما در آن روبرو هستیم این است که پیش از آنکه به "معنا" برسیم به "کلمات" رسیده ایم!! یعنی هر متن آهنگینی را شعر نامیدیم هرکس را دیدیم که دارد کارِ خیر می کند خَیر نامیدیم و هر کسی که نعمتی داشت منعم!! و هر که تاری نواخت هنرمند!!! ولی آیا آنها واقعا ماهیتاً همانچیزی بودند که ما با کلمات نشانشان دادیم؟
      بهتر از بنده این موضوع را حضرت حافظ سروده است:
      نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند
      نه هرکه آینه سازد سکندری داند

      هزار نکته ی باریکتر ز مو اینجاست
      نه هرکه سر بتراشد قلندری داند

      اول بیایید به یک معنای درست و یک تعریف جامع از شعر برسیم بعد به حافظ و مولانا و سنایی هم خواهیم پرداخت!
      خب شما اصلا بیا و فلسفه شعر را بگو . در ضمن در تاپیک موسیقی و معماری هم مدعی شدی که شعر و ریاضی ماهیتشان یکیه! خب چیزی رو که ادعا می کنی باید بتونی اثبات کنی پ بجای این قهرکردنها اگه واقعا چیزی تو چنته داری بیا و اثبات کن تمام ادعاهاتو
      در ضمن شما که مسلمونی تازه اونم از نوع درویشش حتمن باید بدونی زکات علم نشرشه
      بعضی از پست هاتو خوندم هرچند بطور اساسی با عقایدت مشکل دارم ولی حرفای جالب و هوشمندانه ای می زنی هر چند بعدش ول می کنی نکنه از ته کشیدن سواده :-)
      در هر حال اگه واقعا چیزی در چنته داری بیا و بگو من یکی که خیلی علاقه مند به این جور مباحث هستم
      Je pense, donc je suis

    14. #30
      سخنور یکم
      Points: 14,305, Level: 77
      Level completed: 64%, Points required for next Level: 145
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      انفجار!!!
       
      Empty
       
      Rationalist آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Aug 2012
      ماندگاه
      اتاق قرمزم!
      نوشته ها
      626
      جُستارها
      16
      امتیازها
      14,305
      رنک
      77
      Post Thanks / Like
      سپاس
      583
      از ایشان 1,197 بار در 508 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      13 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      @سارا ، پیش تر در اینجا از من خواسته بودید تا تعریفم از شعر و نیاز به سرایش آن را توضیح دهم، که پس از آن گفتگو را ادامه ندادید!

      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی سارا نمایش پست ها
      اما این معنای" من خلق می کنم" که در ریشه ی poetry وجود دارد چیست؟ چه خلقی در شعر رخ می دهد که در سخن گفتن معمولی اتفاق نمی افتد و یا حتی در نثرهای ادبی ؟ مگر واژه ها همان واژه ها نیستند؟ و چینش آنها کنار هم مگر بر حسب دستور زبان نیست؟ پس چه می شود که در امر شعر آفرینش رخ می دهد؟

      نکته‌ی خیلی مهمی را بیان داشتید. لطفا همین چیزی که بیان کردید را بیشتر باز کنید.


      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی سارا نمایش پست ها
      وقتی شعور در آدمی به بالاترین حد خود می رسد شعر متولد می گردد! یا به عبارت دیگر وقتی که واژگان در کنار یکدیگر به بالاترین چم می رسند آنگاه چامه متولد می گردد!
      این بیان، خیلی خیلی شگفت آور و بحث برانگیز است! بسیاری از افراد در طول تاریخ، فعالیت خود را شاعری می دانستند و به سبک های ادبی گوناگون سخنانی موزون می سرودند و چه شاید دریافت و شعورشان هم به بالاترین حد رسیده باشد! حال چه هنگامی می توان فهمید شعور در شخصی به بالاترین حد رسیده؟
      و یا چه طور می توان براستی فهمید که واژگان به بالاترین چم در کنار هم رسیده اند؟ به این معنا که معیار بالاترین چم دانستن واژه ها در شعر دقیقا چه بوده؟
      من در مطالعه‌ی مختصری که در تاریخ ادبیات ایران زمین داشتم، برخی سبک های ادبی چنان پیچیده و درهم بودند که هزاران معنا و برداشت متفاوت می شد از آنها
      در ذهن گذراند. و یا برخی از شاعران چنان سروده بودند، که به راستی به هرزه گویی بیشتر شباهت داشتند. متاسفانه اکنون نامهایشان هم در ذهنم نیست که برایتان بنویسم.

      از این رو، اگر فراتر از تعریف و جایگاهی که من از شعر برایتان پیش تر نگاشته بودم، خاستگاه و معنای بسیار ویژه ای را برای "شعر" و "شاعر" در نظر دارید، در این صورت به نظرم لازم است خیلی مفصل تر به آن بپردازید.
      پرده ی آخر تراژدی من: انفجار

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •