• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    برگ 2 از 4 نخستیننخستین 1234 واپسینواپسین
    نمایش پیکها: از 11 به 20 از 35

    جُستار: فلسفه ی هنر

    1. #11
      سخنور یکم
      Points: 14,305, Level: 77
      Level completed: 64%, Points required for next Level: 145
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      انفجار!!!
       
      Empty
       
      Rationalist آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Aug 2012
      ماندگاه
      اتاق قرمزم!
      نوشته ها
      626
      جُستارها
      16
      امتیازها
      14,305
      رنک
      77
      Post Thanks / Like
      سپاس
      583
      از ایشان 1,197 بار در 508 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      13 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Agnostic نمایش پست ها
      در راستای مباحث این تاپیک:
      هنر دو جنبه دارد:
      ۱- جنبه زیبایی
      ۲- جنبه پیام رسانی. این پیام رسانی گاه آشکار است گاه در قالب سبک است. مثلا هنرمندان معروف می آیند فلسفه پست مدرن را مطالعه می کنند و بر اساس آن هنر پست مدرن را ایجاد می کنند و قرار داد می گذارند که اگر هنرمندی به شکل خاصی اثر خود را خلق کرد آن پیامهای فلسفه پست مدرن را هم در خود دارد.

      یا مثلا هنرمندان آمده اند هنر کوبیسم را خلق کرده اند که پیامهایی دارد که باید بیننده برود بخواند بعد آن نقوش کج و کوله را ببیند به ارزش تابلو پی ببرد.
      خیلی از مردم فکر می کنند هنر فقط زیبایی است و هنر رئالیسم را فقط هنر می دانند آنها یک تابلو را که نقاش با مهارت از طبیعت کشیده را می بینند و می گوید عجب تابلویی عین یک عکس و طبیعی کشیده شده حتما میلیونها می ارزد بعد می روند یک تابلوی کج و کوله کوبیسم را که پیامهای نهفته زیادی دارد را می بینند می گویند عجب تابلوی بی ارزشی.
      آیا در این رابطه بن مایه ای جامع از شرح سبک های هنری مختلف همراه با توضیح پیش زمینه های فلسفی هر کدام می توانید نام ببرید؟
      پرده ی آخر تراژدی من: انفجار

    2. #12
      سخنور یکم
      Points: 10,310, Level: 67
      Level completed: 65%, Points required for next Level: 140
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      کنجکاو
       
      سارا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Jun 2015
      ماندگاه
      زیر آسمان خدا
      نوشته ها
      695
      جُستارها
      19
      امتیازها
      10,310
      رنک
      67
      Post Thanks / Like
      سپاس
      288
      از ایشان 325 بار در 277 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      14 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Rationalist نمایش پست ها
      پیرامون اینکه "زیبایی" چیست و چه طور قابل درک است، همان طور که خودتان نیز اشاره ای داشتید، نظرات و دیدگاه های فراوانی تاکنون بیان شده است. از آنجا که هر فیلسوف از منظر فلسفه اش به تعریف و بیان این موضوع پرداخته، برای اجتناب از سردرگمی تنها در میان تعاریف ابتدایی و یا واژگان اساسی، به گمانم بهتر می توانم از دیدگاهتان در این موضوع آگاه شوم؛ اگر به طور متمرکز و مفصل به بیان آن در چارچوب فکری تان بپردازید. شاید بیان این هم جالب باشد که من در حیطه ی موسیقی به عنوان هنر و متمرکز شدن در آن، تجربیاتی عالی از توضیح جهان هستی داشته ام که واژه گان صدها جلد کتاب از بیان آن عاجزاند! از این رو شک دارم که بتوان در محدوده ی واژه و کلام، به بیان معنای هنر و زیبایی پرداخت!
      بنده چون در زمینه ی نوازندگی و نقاشی و شعر تجربیاتی دارم بنا بر تجربیات خویش از هنر موسیقی و نقاشی و شعر نظرم را بیان می کنم. هر چه که حقیقتی را فاش می کند زیباست پس زیبایی یعنی حقیقت! حال این حقیقت هم معناها وبرداشت های گونگونی دارد. اما بخواهم خیلی ساده و سر راست بگویم مثلا فرض کنید شما هر روز از کنار یک باغچه ای که پر از گل های زیباست ، رد می شوید بی آنکه حتی نیم نگاهی به آن بیاندازید و یا ممکن است حتی به آنهم توجهی بکنید اما حظی از آن نمیبرید اما اگر یک نقاش همان باغچه را بعنوان یک مدل یردارد و به تصویر بکشد و شما تابلویش را ببینید حظی عظیم از آن تابلو ببرید و بسیار برایتان دلنشین باشد. در حالی که آن نقاش تنها همان باغچه را که شما هر روز از کنارش عبور کرده اید برایتان به تصویر کشیده است و کار خاصی نکرده است و در حقیقت همان چیزی را که در عالم هستی وجود دارد بتصویر کشیده است. آن باغچه ی کوچک در دنیای واقعی در یک خیابان شلوغ و پر هیاهو قرار داردولی در تابلوی نقاش تنها آن باغچه است و هیچ. گویی نقاش زیبایی آن خیابان را که در باغچه هست در تابلویش به تصویر کشیده و حقیقتی را آشکار کرده است حقیقتی که شما هر روز از کنارش به سادگی و بی هیچ توجهی عبور کرده اید.
      در باب موسیقی هم همینطور موسیقی چیست؟ مجموعه ای از اصوات! یک موسیقیدان می آید و این اصوات را گام بندی می کند و زمان بندی می کند تا ی به یک تناسبی برسد (با کمک علم اعداد) و آهنگی از آن خلق گردد . در حقیقت موسیقیدان هم کارخاصی نکرده است جز مرتب کردن اصوت و تنظیم آنان در کنار یکدیگر و حتی بهره مندی از سکوت (نت سکوت هم در موسیقی داریم!) تا شما آوای دل انگیزی را بشنوید.
      شعر هم همینطور ، شاعر واژه ها و حروف و کلمات را طوری در کنار هم می چیند که به متنی برسد که بالاتر از متن است شعر! و در شعرها واژه ها و کلمات و حروف معنای دیگری می گیرند معنایی که نمی توان آن را توصیف کرد و از عبارات و اصطلاحات استفاده کرد!
      البته اینها تنها نظر شخصی بنده بودند که از تجربیاتم بدست آورده ام و در کل فکر می کنم هنر یعنی کشف راز و هنرمند یعنی کاشف اسرار و کسی که حقیقتی را نشان می دهد. پس زیبایی الزاما در تناسبات شکل نمی گیرند گاهی شما تناسبات را به هم می ریزید ولی بازهم به زیبایی دست می یابید مثل دستگاه ماهور که از به هم ریختن تناسبات به حزن می رسد که حزن هم نمودی از زیبایی است..........
      Rationalist این را پسندید.
      اینقدر سکوت کردی که آدم هبوط کرد
      و از آسمانِ نگاه به زمینِ گناه سقوط کرد


      חוסיין





    3. #13
      سخنور یکم
      Points: 14,305, Level: 77
      Level completed: 64%, Points required for next Level: 145
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      انفجار!!!
       
      Empty
       
      Rationalist آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Aug 2012
      ماندگاه
      اتاق قرمزم!
      نوشته ها
      626
      جُستارها
      16
      امتیازها
      14,305
      رنک
      77
      Post Thanks / Like
      سپاس
      583
      از ایشان 1,197 بار در 508 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      13 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی سارا نمایش پست ها
      البته اینها تنها نظر شخصی بنده بودند که از تجربیاتم بدست آورده ام و...
      با این دیدگاه، آیا می توان ابراز انگیزاننده ی احساسات در بیان پرحرارت حقیقت و یا آنچه هنرمند حقیقت می پندارد را، از معیارهای ارزشِ اثری هنری دانست؟
      پرده ی آخر تراژدی من: انفجار

    4. #14
      سخنور یکم
      Points: 10,310, Level: 67
      Level completed: 65%, Points required for next Level: 140
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      کنجکاو
       
      سارا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Jun 2015
      ماندگاه
      زیر آسمان خدا
      نوشته ها
      695
      جُستارها
      19
      امتیازها
      10,310
      رنک
      67
      Post Thanks / Like
      سپاس
      288
      از ایشان 325 بار در 277 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      14 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Rationalist نمایش پست ها
      با این دیدگاه، آیا می توان ابراز انگیزاننده ی احساسات در بیان پرحرارت حقیقت و یا آنچه هنرمند حقیقت می پندارد را، از معیارهای ارزشِ اثری هنری دانست؟
      معلوم است که پاسخ "آری " خواهد بود! هنر هم یکی از ابزارهای پیام رسانی است و هرچه آن پرشورتر بیان شود خب مسلما اثر عمیقتری را بر مخاطب خواهد گذاشت. برای مثال به این دو شعر ذیل توجه بفرمایید:

      مشکلی نیست که آسان نشود
      مرد باید که هراسان نشود


      نومید هم مباش که رندان ِ باده نوش
      ناگه به یک خروش به منزل رسیده اند

      در هردوی این اشعار دعوت به امید است ولی کدامیک اثرگذارترند ؟ دومی ؟ چرا ؟ چون از صناعات ادبی بیشتری باستفاده کرده برای اثر گذاری بیشتر بر روی مخاطب! و در نتیجه هنرمندانه تر است و ارزش هنری بیشتری را دارا می باشد.
      Rationalist این را پسندید.
      اینقدر سکوت کردی که آدم هبوط کرد
      و از آسمانِ نگاه به زمینِ گناه سقوط کرد


      חוסיין





    5. #15
      دفترچه نویس
      Points: 381,741, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 85.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,605
      جُستارها
      186
      امتیازها
      381,741
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,013
      از ایشان 21,547 بار در 7,508 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی سارا نمایش پست ها
      در هردوی این اشعار دعوت به امید است ولی کدامیک اثرگذارترند ؟ دومی ؟ چرا ؟
      برای من ولی یکمی.

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    6. #16
      سخنور یکم
      Points: 10,310, Level: 67
      Level completed: 65%, Points required for next Level: 140
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      کنجکاو
       
      سارا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Jun 2015
      ماندگاه
      زیر آسمان خدا
      نوشته ها
      695
      جُستارها
      19
      امتیازها
      10,310
      رنک
      67
      Post Thanks / Like
      سپاس
      288
      از ایشان 325 بار در 277 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      14 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      برای من ولی یکمی.
      چرا آخه؟ مگه من چکار کردم؟ چه جسارتی کردم که اینقدر با بنده بد هستید؟ و دنبال ضایع کردنم هستید؟ خب بجای اینکه اینقدر خفتم دهید مرا هم مثل جناب mbk اخراج کنید:((
      اینقدر سکوت کردی که آدم هبوط کرد
      و از آسمانِ نگاه به زمینِ گناه سقوط کرد


      חוסיין





    7. #17
      سخنور یکم
      Points: 14,305, Level: 77
      Level completed: 64%, Points required for next Level: 145
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      انفجار!!!
       
      Empty
       
      Rationalist آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Aug 2012
      ماندگاه
      اتاق قرمزم!
      نوشته ها
      626
      جُستارها
      16
      امتیازها
      14,305
      رنک
      77
      Post Thanks / Like
      سپاس
      583
      از ایشان 1,197 بار در 508 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      13 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی سارا نمایش پست ها
      چون از صناعات ادبی بیشتری باستفاده کرده برای اثر گذاری بیشتر بر روی مخاطب! و در نتیجه هنرمندانه تر است و ارزش هنری بیشتری را دارا می باشد.
      در مورد شعر(خصوصا چامه سرایان پیش از ظهور شعر نو و پست مدرن) من نه تنها اثرگذاری بیشتر روی مخاطب نمی بینم، بلکه آن گونه ی سخن و استفاده از آن صنایع ادبی را موجب
      پیچیده گی،خستگی و عدم وضوح کلام برای مخاطب در می یابم. در حالیکه شعر های ساده با انتخاب ظریف و دقیق واژگان را بسیار زیبا، شفاف و اثر گذار درک می کنم.
      برای مثال مقایسه کنید حافظ را با خیام.
      از اشعار حافظ می توان هر نوع برداشتی را داشت(البته اگر بتوان در آنها به برداشتی رسید!). اما اشعار خیام برای من که چندان رابطه ای با شعر و چامه سرایی ندارم، بسیار زیبا، ساده، اثرگذار و عمیق هستند. گو اینکه جهان را در اشعاری ساده به زیبایی وصف می کند.
      آیا اشتباه می کنم؟!
      پرده ی آخر تراژدی من: انفجار

    8. #18
      سخنور یکم
      Points: 10,310, Level: 67
      Level completed: 65%, Points required for next Level: 140
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      کنجکاو
       
      سارا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Jun 2015
      ماندگاه
      زیر آسمان خدا
      نوشته ها
      695
      جُستارها
      19
      امتیازها
      10,310
      رنک
      67
      Post Thanks / Like
      سپاس
      288
      از ایشان 325 بار در 277 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      14 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Rationalist نمایش پست ها
      در مورد شعر(خصوصا چامه سرایان پیش از ظهور شعر نو و پست مدرن) من نه تنها اثرگذاری بیشتر روی مخاطب نمی بینم، بلکه آن گونه ی سخن و استفاده از آن صنایع ادبی را موجب پیچیده گی،خستگی و عدم وضوح کلام برای مخاطب در می یابم. در حالیکه شعر های ساده با انتخاب ظریف و دقیق واژگان را بسیار زیبا، شفاف و اثر گذار درک می کنم. برای مثال مقایسه کنید حافظ را با خیام. از اشعار حافظ می توان هر نوع برداشتی را داشت(البته اگر بتوان در آنها به برداشتی رسید!). اما اشعار خیام برای من که چندان رابطه ای با شعر و چامه سرایی ندارم، بسیار زیبا، ساده، اثرگذار و عمیق هستند. گو اینکه جهان را در اشعاری ساده به زیبایی وصف می کند. آیا اشتباه می کنم؟!
      نه چرا اشتباه کنید دوست عزیز;) هر کسی مختصات فکری خاص خودش را دارد و تمام پدیده ها و آثار بیرونی را نسبت آن مختصات فکری می سنجد پس جواب هایی که بدست می آورد نسبت به آن مختصات فکری درست و صحیح می باشند. مثلا شما دستگاه مختصات کارتزین را تصور کنید. اگر ما بخواهیم حرکت یک دونده (سرعت و شتاب) را آنالیز کنیم و برای این کار چند دستگاه مختصاتی تعریف کنیم; یکی از این دستگاه مختصات را بر روی زمین ساکن در نظر بگیریم و دیگری را بر روی یک قطار در حال حرکت و آخری را هم بر روی کره ی ماه در نظر بگیریم. آنگاه جوابهایی که از این سه دستگاه مختصات بوجود می آیند با هم بسیار تفاوت خواهند داشت !!! در حالی که ما تنها یک دونده داشتیم ولی سه جواب از سرعت و شتابش بدست آوردیم!!
      شعر هم همینطور است هرکش از یک نوع شعری خوشش می آید اما قربان شما فرمودید که از اشعار حافظ می توان برداشت های متعدد کرد ولی از اشعار خیام نه . و کلن شعری را مناسب می دانید که پیچیدگی اش کم باشد و تنها بتوان یک برداشت از آن کرد اینطور نیست؟ خب اگر قرار باشد که ما شعری بگوییم که فقط یک معنا و یک مفهوم سر راست دارد دیگر چه نیازی به سرودن است؟ ما که با یک معنای سر راست و بی پرده روبرو هستیم پس چرا باید از زبان شعر استفاده کنیم؟
      اینقدر سکوت کردی که آدم هبوط کرد
      و از آسمانِ نگاه به زمینِ گناه سقوط کرد


      חוסיין





    9. یک کاربر برای این پست سودمند از سارا گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Rationalist (09-06-2015)

    10. #19
      سخنور یکم
      Points: 14,305, Level: 77
      Level completed: 64%, Points required for next Level: 145
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      انفجار!!!
       
      Empty
       
      Rationalist آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Aug 2012
      ماندگاه
      اتاق قرمزم!
      نوشته ها
      626
      جُستارها
      16
      امتیازها
      14,305
      رنک
      77
      Post Thanks / Like
      سپاس
      583
      از ایشان 1,197 بار در 508 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      13 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی سارا نمایش پست ها
      هر کسی مختصات فکری خاص خودش را دارد و تمام پدیده ها و آثار بیرونی را نسبت آن مختصات فکری می سنجد پس جواب هایی که بدست می آورد نسبت به آن مختصات فکری درست و صحیح می باشند. مثلا شما دستگاه مختصات کارتزین را تصور کنید. اگر ما بخواهیم حرکت یک دونده (سرعت و شتاب) را آنالیز کنیم و برای این کار چند دستگاه مختصاتی تعریف کنیم; یکی از این دستگاه مختصات را بر روی زمین ساکن در نظر بگیریم و دیگری را بر روی یک قطار در حال حرکت و آخری را هم بر روی کره ی ماه در نظر بگیریم. آنگاه جوابهایی که از این سه دستگاه مختصات بوجود می آیند با هم بسیار تفاوت خواهند داشت !!! در حالی که ما تنها یک دونده داشتیم ولی سه جواب از سرعت و شتابش بدست آوردیم!!
      این موضوع را از دو جنبه می توان مورد بررسی قرار داد:
      نخست آن ویژگی هایی شخصی و منحصربه فرد که موجب احساس و اداراکی متفاوت از پدیده ها(بعضا یکسان) در افراد مختلف شوند. ویژگی هایی منحصر به فرد همچون جنسیت،فیزیولوژی، غرایز ژنتیکی،محیط و ...
      اما جنبه ی دوم که در اساس، همین گفتگو نیز در بستر آن جریان دارد، پرداختن و بررسی پدیده ها و
      مفاهیم از جنبه ی حقیقت شناسی و ادراکی فراتر و گسترده تر از موارد مطرح شده در حالت نخست می باشد.
      در این جنبه از ادراک و شناخت جهان، که می توان آن را شیوه ای فیلسوف مابانه خواند، با معیارهای معرفت شناسانه ای جامع و حساس، به کندو کاو جهان پرداخته می شود. واضح است که در مورد این جنبه از به قول شما مختصات فکری، می توان به گستردگی تاریخ اندیشه ی فلسفی بشر، به بحث و گمانه زنی پرداخت. اما در اینجا به گمانم مشخص شده که دغدغه ی من نیز پرداختن از جنبه ی دوم(مختصات فکری فیلسوف مابانه) به موضوعات است. چنانچه در ادامه ی گفتگو، هدف، معیارها و روش های معرفت شناسانه ی موردنظر را به شکلی واضح می توان شاهد بود:

      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی سارا نمایش پست ها
      شعر هم همینطور است هرکش از یک نوع شعری خوشش می آید اما قربان شما فرمودید که از اشعار حافظ می توان برداشت های متعدد کرد ولی از اشعار خیام نه . و کلن شعری را مناسب می دانید که پیچیدگی اش کم باشد و تنها بتوان یک برداشت از آن کرد اینطور نیست؟ خب اگر قرار باشد که ما شعری بگوییم که فقط یک معنا و یک مفهوم سر راست دارد دیگر چه نیازی به سرودن است؟ ما که با یک معنای سر راست و بی پرده روبرو هستیم پس چرا باید از زبان شعر استفاده کنیم؟
      پس بر اساس توضیحاتی که در بالا بیان داشتم، مساله فقط لذت بردن شخصی از فلان شاعر نیست! بلکه کنکاش حساس و دقیق تر در اشعار آن شاعر جهت ارزیابی بهتر و درک بهتر آن است.
      من افراد زیادی را می شناسم که اشعار حافظ را مقدس می دانند و او را فردی آسمانی(!) حتی برخی بر اساس رجوع به اشعار او، سرنوشت خویش را می خوانند و به شکلی عجیب از حافظ و اشعارش یاد می کنند. پس در اینجا من بر خود می دانم، تمجیدهایی که از حافظ می شود را بررسی کرده و در جهت درک بهتر او و اشعارش تلاش کنم.
      و اما در راستای پاسخ به سخنتان، باید ابتدا ببینیم هدف از سراییدن شعر چیست؟آیا بیشتر سرگرمی و چیدن واژگان در کنار یکدیگر همراه با صنایع ادبی پیچیده با وزنی موزون مورد نظر است؟چنانچه ممکن است از آن شعر برداشت هایی بسیار متفاوت صورت گیرد؛ و یا حتی اصلا قابل فهم و برداشت نباشد!
      و یا اینکه هدف اساسی بیانِ قابل درک و فهمِ یکسان از سخنی مهند و جدی با استفاده از ابزاری هنری همچون شعر، جهت بیان پرحرارت و برانگیزاننده ی آن است؟
      پرده ی آخر تراژدی من: انفجار

    11. یک کاربر برای این پست سودمند از Rationalist گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      سارا (09-07-2015)

    12. #20
      سرنویسنده سوم
      Points: 50,772, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      Agnostic آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2011
      نوشته ها
      2,538
      جُستارها
      67
      امتیازها
      50,772
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      2,650
      از ایشان 3,328 بار در 1,555 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      3 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Rationalist نمایش پست ها
      آیا در این رابطه بن مایه ای جامع از شرح سبک های هنری مختلف همراه با توضیح پیش زمینه های فلسفی هر کدام می توانید نام ببرید؟
      من حفظ نیستم ولی در ویکی پدیا می توانید جستجو کنید:
      رده:سبک‌های هنری - WiKi
      حضرت زهرا جنده آل محمد: تن زن عورت است
      موی سر حضرت زهرا و زنان مومن به اسلام موی زهار است پس سرشان مامله و حجاب اجباری است.

      کون لق بی بی دو عالم حضرت زهرا تعالی

      امام زمان مفعول است ... وارث پیغمبر است

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •