• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    برگ 3 از 4 نخستیننخستین 1234 واپسینواپسین
    نمایش پیکها: از 21 به 30 از 31

    جُستار: زنان و فلسفه

    1. #21
      سرنویسنده دوم
      Points: 45,990, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      ضد و نقیض
       
      سر به زیر
       
      iranbanoo آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2012
      نوشته ها
      1,545
      جُستارها
      25
      امتیازها
      45,990
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      2,572
      از ایشان 3,738 بار در 1,364 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      30 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      اینجا هم گویا شد صحنه ی مبارزه ی مرد و زن سالاران....!!
      گرچه قصد این بود که نوع نگاه زن و اندیشه و شیوه ی فلسفیدن ان را بررسی کنیم.
      فکر نمی کنم که زیاد لازم باشد که بازگو کنیم که تاریخ فلسفه فاقد حضور زنان و اندیشه ی انان بوده.به هر دلیل:نمی خواستند و نتوانستند, نگذاشتند, نشد و.....
      اما به هر سو فکر میکنم مبنا و معیار مدرنیته در اصل وجودی انسان بنا نهاده شده.خصوصا فلسفه ی جدید بعد از دکارت عمیقا انسان شناسانه است .گرچه به حد اعلای خود نرسیده اما آغاز خوبی داشته است.
      دست کم اینکه این باور غلط که زن را فاقد نهاد خردورزی میدانست(که در آثار بسیاری از فلاسفه میبینیم) کنار گذاشته شده و روی آورده شده به اینکه زنان در طول تاریخ نخواستند خرد ورزی کنند!در حد خود جای خرسندی دارد!
      البته در این راستا تلاش فمینیسم برای رسیدن به تعریفی جدید از انسانیت انسان را نمیتوان انکار کرد(گرچه که این تعبیر سوژه ی مبارزه ی جدید خواهد شد!!)
      به هرسو تا چندی فلسفه و آزادی خواهی و اندیشه ورزی مردانه بوده و در تعاریف انسان =مرد بوده است. و کمتر فلسفه دانی ورود زنان به این حوزه را ممکن میدانسته .
      مدرنیته هم نتوانست انطور که در خور است انسان را برابر با زن= مرد تعریف کند و فکر میکنم در این میان تنها سارتر بود که در ورودی فلسفه را به روی زنان گشود و به دنبال آن سیمون دوبوار بود که توانست با فلسفه ی اگزیستانسیالیستی سارتر ,زن را وارد دستگاه اندیشه کند!
      بعد از این است که زنان وارد کارزار آزادی خواهی شده اند و البته نسبت به مردان (حریف قدر خود!!) مسلما عقب ترند.
      اما دلایل اینکه زنان در حوزه ی فلسفه و اندیشه کمی متفاوت( و شاید نا هنجار) جلوه میکنند چیست؟مگر نه اینکه نوع اندیشه و دیدگاه زن در مقایسه با مرد متفاوت است؟ و آیا این تفاوت خواهد توانست که به فلسفه کمکی کند؟
      باز میگردم به اراجیف فمینیستی ای (!)که در آغاز نقل قول کرده بودم (که هر نوع برداشتی از آن شد الا آنکه منظور نظر نگارنده بود):
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی iranbanoo نمایش پست ها
      به نظر می رسد كه زنان همواره با استفاده از تفكری دیالكتیكی كه معتقد به جمع اضداد و تلفیق چندگانگی هاست، توانسته اند زیستی خرمندانه داشته باشند، حال آنكه اغلب مردان بیش تر در عرصه ی تفكری علمی و استنتاجی باقی مانده اند. شاید بتوان این امر را با تفاوتی كه كانت و هگل میان «فاهمه» و «خرد» می گذارند و روشی را كه به ترتیب برای هر یك برمی شمرند، یعنی روش «تحلیلی» و «تركیبی» یا «دیالكتیكی»، نشان داد. موضوع فاهمه، همچنان كه كانت می گوید «گوناگونی نگرش های حسی» است، حال آنكه موضوع خرد «یگانگی و هدایت فهم به سوی وحدت بیشتر» است. فاهمه امور متكثر را شناسایی می كند اما نمی تواند وحدت و انسجامی را میان آنها قائل شود و این كار خرد است كه می تواند این تكثرات را نظم و وحدت بخشد و منسجم سازد. بدین ترتیب، اگر بپذیریم كه زنان همواره خواسته یا ناخواسته دیالكتیكی و در نتیجه خردمندانه اندیشیده اند، می توانیم گفت كه آنان به روش درست در تفكر فلسفی دست یافته و همواره فیلسوفانه اندیشیده اند. افزون بر این، به نظر می رسد كه روش دیالكتیكی هگل می تواند به حل دوآلیسم و تفكر ثنویت گرای آن منجر شود، ویژگی یی كه می توان گفت زنان بیشتر دارای آن اند. در واقع، پدیدارشناسی روح هگل، سعی در به چالش كشاندن جفت های متناقض دارد؛ یعنی همان دوآلیسمی كه بین ذهن و ماده، كلی و جزئی، تاریخ و طبیعت، سوژه و ابژه، خود و دیگری، و بالاخره مرد و زن وجود دارد. روش درست اندیشیدن فلسفی یعنی تفكر دیالكتیكی می تواند به رفع دوآلیسمی بیانجامد كه اساس فلسفه ی سنتی را شكل داده است. از همین رو است كه برخی بر این باورند كه برخورد مرد و زن نه همچون نبردی است كه بین خدایگان و بنده صورت می گیرد كه در آنجا خدایگان و بنده هر یك موجودیتی متفاوت و نابرابرند، بلكه ازدواج و وصلتی است میان مرد و زن و این وحدت و یكپارچگی بسیار دور است از جنگ میان جنس ها. این بدان معنا است كه وحدت مرد و زن در این مرحله می تواند سبب پیشرفت و توسعه ی هر چه بیشتر انسان و جامعه ی انسانی شود.

    2. یک کاربر برای این پست سودمند از iranbanoo گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (08-25-2013)

    3. #22
      دفترچه نویس
      Points: 433,364, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.9%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,648
      جُستارها
      187
      امتیازها
      433,364
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,033
      از ایشان 21,579 بار در 7,534 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      61 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی iranbanoo نمایش پست ها
      به نظر می رسد كه زنان همواره با استفاده از تفكری دیالكتیكی كه معتقد به جمع اضداد و تلفیق چندگانگی هاست، توانسته اند زیستی خرمندانه داشته باشند،
      شباروز کیف و کفش خریدن و وراجی کردن پشت تلفن هم شدند "زیست خردمندانه"؟ :دی




      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی iranbanoo
      دست کم اینکه این باور غلط که زن را فاقد نهاد خردورزی میدانست(که در آثار بسیاری از فلاسفه میبینیم) کنار گذاشته شده و روی آورده شده به اینکه زنان در طول تاریخ نخواستند خرد ورزی کنند!در حد خود جای خرسندی دارد!
      من یکی که هنوز متقاعد نشده ام زنان میتوانند همترازِ مردان خردورزند (چیزیکه ندیده‌ایم را چرا بپذیریم؟), ولی فرجام[1] هم نگرفته ام که نمیتوانند (چرا نتوانند؟).

      تنها راهِ این است که زنان به میدان آمده و از توان اشان (اگر) رونمایاناند, اگرنه که این داستان‌هایِ "ما خردمند زیسته‌ایم, شما ولی درگیر فروهازش[2] و فراهازش[3] و آناهازش[4]" بوده‌اید تنها مایه‌یِ سرگرمی هستند (:


      جدا از شوخی و اندکی ترول[5], به نگر من نگرشی که یک زن بتنهایی فلسفیده باشد مایه‌یِ بسی
      کنجکاوی میتواند باشد, اسپاگتی را چه دیدیم, شاید یک چیز درخوری هم درآمد, بگوییم یک نسیم طالبِ زن هم دیدیم!





      ----
      1. ^ Farjâm || فرجام: پایان; خاتمه Ϣiki-En, www.loghatnaameh.org conclusion; ending
      2. ^ foruhâz+eš{pasvand}::Foruhâzeš || فروهازش: Ϣiki-En deduction
      3. ^ farâhâz+eš{pasvand}::Farâhâzeš || فراهازش: Ϣiki-En induction
      4. ^ ânâhâz+eš{pasvand}::Ânâhâzeš || آناهازش: Ϣiki-En abduction
      5. ^ Trollidan || ترولیدن: ترول کردن Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ to troll

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    4. یک کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (04-18-2013)

    5. #23
      دفترچه نویس
      Points: 90,825, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      The last militant
      judgmentalist
       
      Empty
       
      undead_knight آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2012
      ماندگاه
      Hell inc
      نوشته ها
      3,623
      جُستارها
      14
      امتیازها
      90,825
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      9,174
      از ایشان 7,829 بار در 3,090 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      36 Post(s)
      Tagged
      2 Thread(s)
      خب من دوست دارم از آخر شروع کنم.یعنی از زمان شروع شدن جنبش های حقوق زنان و بعد هم جنبش های فمنیستی.
      فارق از اینکه عوامل سیاسی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی گسترش و عمیق شدن آگاهی زنان(که مرتبط با آموزش و درگیری بیشتر با جامعه و محیط بیرون بود) چی بوده،زنان تا حدی با دنیای غریبه ای رو به رو شدند،شاید یک بحران هویت.
      دانش و فلسفه که مردان مهمترین نقش در گسترش و پیشرفتش رو داشتند به زنان آگاهی داد و همین آگاهی باعث شد تردیدهایی به ماهیت و کارکردش پیدا کنند.(که البته در مواردی از دید من درسته)از سیاست و قانون گذاری گرفته تا زبان و فلسفه حوزه هایی تلقی شدند که بعضی زنان تلاش کردند جایگاه دیدگاه زنانه در این قلمرو ساخته مردان پیدا کنند.پرسش هایی شناخت شناسانه مثل "آیا راه شناختی زنانه وجود داره" شاید ابتدایی به نظر برسه ولی ناشی از تلاش های صادقانه هست(خب البته من مدافع خوبی برای این یکی نیستم)
      زنان به دنبال جایگاه اخلاقی و فلسفی و اجتماعی جدیدی بودند و من واکنش هاشون رو چندان بی شباهت به وضعیت سیاه پوستان بعد از الغای بردگی نمیبینم.

      در هر حال از دید من بیش از اینکه فیلسوفان زن مهم باشند(که در دوران مدرن حتما در موردشون صحبت میکنیم)میشه از زنانه تر شدن فلسفه یا جریان های فلسفی حرف زد.زنانه نه لزوما به معنای بیولوژیک بلکه به معنای نرم های اجتماعی و فرهنگی که زنانگی رو تعریف میکنند.

      حداقل در فلسفه غرب میشه نوعی دوگانگی پیش از عصر روشنگری و تا حدی در دوران روشنگری بین ذهن و بدن دید و اینکه مرد بیشتر با روح،روان و ذهن تصور میشه و زن به صورت بدن و حس.
      به نظر میاد نقش های فرهنگی-اجتماعی به همراه ویژگی های فرگشتیک در ایجاد این تصویر موثر باشند
      در این دیدگاه زمانی که بدنی بودن، زمینی بودن، حسی بودن مثبت انگاشته شده دیدگاه های فلسفی به سمت زنانگی رفته و حتی وضع زنان هم در اجتماع بهتر شده ولی زمانی که این زمینی بودن منفی به نظر رسیده زنان هم جایگاه پایین تری پیدا کردند.
      منفی انگاشته شدن زنانگی رو به نوعی میشه منفی دیدن بدن تفسیر کرد که به خوبی در مسیحیت و فلاسفه مسیحی دیده میشه.

      جنگجو بودن و مسئولیت های اجتماعی بیشتر در عوض جایگاه مردان رو به عنوان عامل اخلاقی، هوش و خرد تثبیت کرده و امنیت بیشت رو انفعال زنان رو به سمت شی انگاری سوق داده.

      در این مود در آینده بیشتر توضیح میدم.
      To ravage, to slaughter, to usurp under false titles, they call empire; and where they make a desert, they call it peace
      Tacitus-

    6. 4 کاربر برای این پست سودمند از undead_knight گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      iranbanoo (04-18-2013),Mehrbod (04-18-2013),onali (08-25-2013),sonixax (08-25-2013)

    7. #24
      سرنویسنده دوم
      Points: 45,990, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      ضد و نقیض
       
      سر به زیر
       
      iranbanoo آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2012
      نوشته ها
      1,545
      جُستارها
      25
      امتیازها
      45,990
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      2,572
      از ایشان 3,738 بار در 1,364 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      30 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Nâxodâ Mehrbod نمایش پست ها
      شباروز کیف و کفش خریدن و وراجی کردن پشت تلفن هم شدند "زیست خردمندانه"؟
      سوژه ی جدید یافتید؟
      رفتارهای نابخردانه ی آقایان را اگر بگوییم که سیبیل های نیچه به باد میرود

      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Nâxodâ Mehrbod نمایش پست ها
      من یکی که هنوز متقاعد نشده ام زنان میتوانند همترازِ مردان خردورزند (چیزیکه ندیده‌ایم را چرا بپذیریم؟), ولی فرجام[1] هم نگرفته ام که نمیتوانند (چرا نتوانند؟).
      ها!همین است که تفکر و خردورزی زنانه را با مردان همتراز میکنید یعنی ملاک و معیار اندیشه هم اندیشه مردانه است!


      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی undead_knight نمایش پست ها
      در این دیدگاه زمانی که بدنی بودن، زمینی بودن، حسی بودن مثبت انگاشته شده دیدگاه های فلسفی به سمت زنانگی رفته و حتی وضع زنان هم در اجتماع بهتر شده ولی زمانی که این زمینی بودن منفی به نظر رسیده زنان هم جایگاه پایین تری پیدا کردند.
      منفی انگاشته شدن زنانگی رو به نوعی میشه منفی دیدن بدن تفسیر کرد که به خوبی در مسیحیت و فلاسفه مسیحی دیده میشه.
      متوچه نشدم آندد جان....
      شما فارغ از بد و خوب بودن شی انگاری زنان این خصیصه را در زنان طبیعی می انگارید؟

    8. 2 کاربر برای این پست سودمند از iranbanoo گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Mehrbod (04-19-2013),sonixax (04-18-2013)

    9. #25
      دفترچه نویس
      Points: 83,861, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.4%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      HE
       
      Empty
       
      Dariush آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2012
      ماندگاه
      No man's land
      نوشته ها
      3,040
      جُستارها
      30
      امتیازها
      83,861
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      3,020
      از ایشان 8,976 بار در 2,888 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی undead_knight نمایش پست ها
      قطعا اینکه بعضی فلاسفه یا جریان های فلسفی زن ستیز بودند جزئی از دیدگاهم بود ولی خب همونطور که گفتم اینکه چرا زنان در فلسفه جایگاهی نداشتند و ریشه هاش چیه باید بحث کنیم.
      جریان فلسفی مردانه هیچ معنایی ندارد.همانطور که پیش از این در مورد علم کامپیوتر مثال زدم و شما به آن توجه نکردید، جریان‌های فلسفی رنگ و بوی مردانه دارند تنها و تنها به این دلیل که مردان آن را پیش برده‌اند.


      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی undead_knight نمایش پست ها
      همچنان میگم برای بررسی تاریخی در زمان همون فلاسفه باید به عرف و قوانین توجه کرد.اساسا بحث در مورد آموزش هست نه حتما یک آکادمیک رسمی و معتبر!
      شما چه هزار سال پیش و چه هزار سال بعد بخواهید چیزی بیاموزید، معملی را می‌یابید و به او پول میدهید تا به شما در موردِ آنچه مطلوبتان است اموزش دهد. فرقی هم بین زن و مرد نیست.اسپینوزا هیچ دانشگاهی نرفت و هیچ تحصیلِ آکادمیکی نداشت و تنها نزدِ یک شخصِ هلندی زبانِ لاتین را آموخت.این تنها تحصیلِ آکادمیکِ (!) او بود . و اتفاقا داستانِ عشقیِ اسپینوزا و دختر همان معلمِ زبانِ لاتین نیز جالبِ توجه است : (از تاریخ فلسفه ویل دورانت، صفحه 138)
      وی (معلم) دختری ماه رخسار داشت که عشقِ او در دلِ اسپینوزا با عشقِ اسپینوزا برای فراگرفتنِ زبانِ لاتین رقابت میکرد.حتی یک دانشجوی امروزی نیز میتواند به همین علت به فراگرفتنِ زبانِ لاتین مبادرت ورزد.ولی دختر چندانایبندِ امور معنوی نبود که به خاطرِ آن از امور دنیوی چشم بپوشد و همینکه خواستگاری دیگر با سرمایه بیشتر پا به میدان نهاد، اسپینوزا در نظر او حقیر آمد؛ شکی نیست که قهرمان ما در همین هنگام فیلسوف شد (هه هه)
      تحلیلِ اشتباهِ شما از اینجا ناشی میشود که میپندارید زنان را در گذشته از فلسفه و دانش محروم کرده‌اند یا اینکه راهِ آنها را همیشه سد کردند.طوری که زنان اصلا نمیدانستند چیزی به نامِ فلسفه و علوم نیز در گیتی هست.مگر فلسفه چیست؟ جز اندیشیدن در باره‌ی گیتی‌ است؟ این تفکر و اندیشه از جایی آغاز گشته و چندان وابسته به آموزش‌های آکادمیک یا حتا کتابها و نوشته‌ها نیست.نگاهِ فلسفی و عمیق به دنیا داشتن و به سوی ژرفنای پدیده‌ها رفتن و به ظواهر اتکا نکردن چیزی نیست که بشود از دانشگاه‌ها آنرا آموخت و احتمالا از همان روزهای کودکی با انسان هست. مشکل اینجاست که نگاهِ زنان به زندگی و دنیا سطحی و روزمره بوده و چیزی در آن نبوده که بخواهد برای کسی جز خودشان جذاب باشد.

      دلیلِ اینکه زنان نتوانستند کاری در حوزه‌ی فلسفه و دانش بکنند این است که اساسا انگیزه‌اش را نداشتند.چرا که جنگیدن و رقابت میانِ مردان برقرار بوده و زنان چرا باید به چیزی که برای بقا و پیشرفت نیازی بدان ندارند خطراتِ بسیارش را به جان بخرند؟ فعالیت داشتن در عرصه‌های علوم و دانش که به مثابه شغل میمانده، یکی از عرصه‌های اصلی رقابت و کسب جایگاه‌های اجتماعی بوده تا زنانِ بهتری نصیب‌شان شود، تا بتوانند از زنانِ خود محافظت کنند، تا بتوانند کیفیت زندگی زنِ خود را ارتقا دهند و.... زنان تنها کافی بود از میان برترینها انتخاب کنند و بروند در خانه و کاشانه‌ای که مرد فراهم آورده بنشینند و ادامه‌ی زندگی ... . اکنون چه میشود که میبینم در عصرِ حاضر نیز زنان نیز گاها همپای مردان در دانش دستی میبرند؟ به این سبب که اکنون دیگر آن خطراتِ جانکاه را ندارد.

      در واقع کاری که زنان کردند این است: آنها ماندند تا مردان تمامِ عرصه‌های علم، فن، فلسفه و سیاست را به جایی برسانند که دیگر خطری نداشته باشد و آنگاه واردِ بازی شوند! چنانکه میبینیم از یونانِ باستان تا جنگِ سرد، مردها همیشه در عرصه‌های سیاسی میلیونها کشته دادند،سرکوب شدند، در سیاه‌چاله‌ها پوسیدند، در اردوگاه‌ها و تبعیدگاه‌ها فوج فوج نابود شدند و... و اندیشه‌های سیاسی‌ای چون دموکراسی، لیبرالیسم، سوسیالیسم، آنارشیسم و... را پدید آوردند تا به امروز رسیدیم که جهان به تعادل بالایی از آرامش و آزادی رسید، بدونِ آنکه کارِ زنان در برابرِ مردها به اندازه‌ی یک اپسیلون به نظر آید(جز اینکه بفرمایید زنان را از سیاست نیز آگاهی نبوده و خبر نداشتند). اکنون که به اینجا رسیده‌ایم و آزادی و امنیت فراهم شده، زنان نیز به یادِ حقوق خود افتاده‌اند و میخواهند از این خانِ آماده، بهری برگیرند و چنین است که میبینید مثلا فمنیسم راه می‌افتد.


      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی undead_knight نمایش پست ها
      اتفاقا اینکه اگر زنان بخواند به عنوان نیمی از جمعیت جامعه حتما پتانسیل های زیادی دارند.ولی آگاهی نقش مهمی در این خواستن داره،من اگر از چیزی آگاه نباشم چندان نمیشه انتظار داشت بخوامش
      اینها بی‌معنی است.همانطور که گفتم زنان انگیزه‌اش را نداشتند و به علم و دانش نیازی نداشتند. وگرنه مگر میشود آگاهی نداشته باشند؟ مثلِ همان دخترِ معلمِ لاتینی که مثال زدم که پدرش فیلسوف و ملحد نیز بوده و بعدا اعدام شده ، زنان نیز بخشی از جامعه بوده‌اند و در میانِ انسانها زندگی میکردند.در کمترین حالت دانشمندان و فیلسوف‌ها نیز در خانواده‌ی خود زن و دختر داشته‌اند اما ....

      حال شما از ما میخواهید برویم بررسی کنیم که هر زنی خواسته برود دنبال فلسفه یا علم، مرد یا مردانی ، یکجوری جلویش را گفته‌اند.یا اینکه عرفهای اجتماعی علیه زنان بوده و نمیگذاشته زنان به آنچه که میلشان را دارند دست یابند. همانطور که در پست ِ پیشین نشان دادم تنها در ایران و آنهم در یک دوره‌ی خاص، زنان توانستند بر خلافِ تمام عرف‌ها و استانداردهای اجتماعی و هتا سیاسی حرکت کرده و مثلا خواننده شوند .میشد همین کار را در عرصه‌های علم و دانش نیز انجام دهند.
      پ.ن:برایم جالب است که در مورد انفعالِ زنان در عرصه‌های علم دانش ، آمارِ اندکِ آنها را با عرف و سنت‌های اجتماعی توجیه میکنید، اما عرف‌های ضدمردی که به مردانِ مجرد کمتر از زنانِ مجرد برای سرپرستی بچه‌ها در آمریکا اهمیت میدهد را با آمارِ کمِ مردانِ خواستار توجیه میکنید! اینها نیاز به اندکی روحیه انصاف و عدالت دارند.



      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی undead_knight نمایش پست ها
      read history more
      چه کسی گفته زنان لزوما از حقوق زنان دفاع میکنند؟!(به هر حال بخش هایی از حقوق از دست رفته زنان به خودشون هم ربط داره)
      --------->

      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی undead_knight نمایش پست ها
      خب حماقت و ناآگاهی اونها به من ربطی نداره:))
      زنان بارها و بارها فرصت اینرا داشته‌اند که از نقش‌های سنتی خود خارج شوند، اما نخواستند.بارها به جایگاه‌های رفیعِ سیاسی و اجتماعی رسیدند اما برای خودشان نیز کاری نکردند.


      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی undead_knight نمایش پست ها
      این دوره روشنگری و رنسانس در زمینه حقوق زنان بسیار کند بود(هرچند نسبت به کل تاریخ جهش هاش زیاد بوده) تا همین صد سال پیش در بعضی کشورهای غربی زنان در حقوق ابتدایی هنوز درگیری داشتند،
      بله، اما به این دلیل که زنان همچنان نخواستند نقشی در آنها داشته باشند و میخواستند در خانه‌های خود گیسوهای خود را شانه کنند تا پس از اینکه شوهرشان در انقلابِ فرانسه سرش زیر گیوتین رفت ، جوانی خوش قد و بالاتر از او تور کنند.





      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی undead_knight نمایش پست ها
      شواهد تاریخی!؟آیا منظورت این هست که در عمل قوانین عرف ناگهانی تغییر کرد؟!خب تغییر تدریجی که اتفاق افتاد.
      البته یکی از نکات مورد نظر من رو گفتی که برای جدی گرفته شدن حقوق زنان باید مردان در موردش نظر بدند:)
      نتیجه :
      1- مردان باید برای حقوق خودشان بجنگند.
      2- مردان باید برای حقوق زنان نیز بجنگند.
      3- زنان حقوقِ مردان را به پشم خود نباید حساب کنند.
      4- زنان برای حقوقِ خودشان نیز نباید کاری کنند و اگر مردان نیز در این عرصه کاری نکرده‌اند، باید آنها را محاکمه کنند.
      5- مردان برای حقوق خود باید با مردان بجنگند.
      6-مردان برای حقوقِ زنان نیز باید با مردان بجنگند!
      7-زنان هم برای حقوق خودشان باید با مردان بجنگند!!!



      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی undead_knight نمایش پست ها
      من مدعی نیستم که زنان خیلی مشتاق بودند بلکه مدعی هستم قبل از بررسی نظر قطعی نمیشه داد.
      داریم بررسی میکنیم.



      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی undead_knight نمایش پست ها
      البته باید اعتراف کنم چندباری خودم ازش استفاده کردم ولی مدتی هست حواسم هست ازش استفاده نکنم:)
      من کجا از این استفاده کردم؟همینطور برای خودتان به من اتهام میزنید.شما گفتید معمولا نژادپرستان زن ستیز هستند و من نیز گفتم مثلِ هیتلر و موسولینی که بزرگترین نژادپرستها هستند و اصلا رابطه‌ای با زنان نداشتند.


      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی undead_knight نمایش پست ها
      در مورد این اسید! حتما بیشتر مینویسم:)
      استقبال میشود دوستِ من!
      Mehrbod and Russell like this.
      Confusion will be my epitaph
      As I crawl a cracked and broken path
      If we make it we can all sit back
      And laugh
      But I fear tomorrow I'll be crying,
      Yes I fear tomorrow I'll be crying
      .Yes I fear tomorrow I'll be crying

    10. یک کاربر برای این پست سودمند از Dariush گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (04-18-2013)

    11. #26
      دفترچه نویس
      Points: 433,364, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.9%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,648
      جُستارها
      187
      امتیازها
      433,364
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,033
      از ایشان 21,579 بار در 7,534 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      61 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی iranbanoo نمایش پست ها
      سوژه ی جدید یافتید؟
      رفتارهای نابخردانه ی آقایان را اگر بگوییم که سیبیل های نیچه به باد میرود
      همینکه در نوشتاری که درباره‌یِ چراییِ بی‌انگیزگی زنان به فلسفه پرداخته از "خردمندانه زیستن زنان" میخوانیم به شما نمیگوید که یک جای کار میلنگد؟
      فلسفه چه پیوندی به خردمندی دارد آخر؟ شما میتوانید ناخردمندترین آدم روی زمین باشید و همه‌یِ زندگی اتان را نابخردانه به قمار و بیهوده[1] بگذرانید و همچنان فیلسوفی بزرگ باشید.

      گزاره‌یِ "زنان خردمندانه زیسته‌اند" تنها از کوشش ناکامانه‌ای میگوید که میکوشد توجیهی بر سستی زنان در چیزی بیابد که پیوندی بایسته از بیخ به فرزانگی[2] و خردمندی ندارد.



      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی iranbanoo نمایش پست ها
      ها!همین است که تفکر و خردورزی زنانه را با مردان همتراز میکنید یعنی ملاک و معیار اندیشه هم اندیشه مردانه است!
      همتراز = همسطح!

      اندیشه و فلسفه هم جنسیت ندارند. این هم لغزش دوم نویسنده که مزخرفاتی زیر نام "زنانه فلسفیدن" و "زنانه اندیشیدن" آورده, مانند این میماند که رایانه‌یِ من رایانش‌هایش را زنانه یا مردانه بکند! (:






      ----
      1. ^ Bihudan || بیهودن: باطل گفتن; یاوه خواندن Ϣiki-En, Dehxodâ to refute
      2. ^ far+zân+eg+i{pasvand}::Farzânegi || فرزانگی: خردمندی fa.wiktionary.org, Dehxodâ wiseness
      Dariush این را پسندید.

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    12. 4 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Dariush (04-19-2013),onali (08-25-2013),Soheil (08-25-2013),sonixax (08-25-2013)

    13. #27
      دفترچه نویس
      Points: 83,861, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.4%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      HE
       
      Empty
       
      Dariush آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2012
      ماندگاه
      No man's land
      نوشته ها
      3,040
      جُستارها
      30
      امتیازها
      83,861
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      3,020
      از ایشان 8,976 بار در 2,888 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      بزرگترین خدمتِ زنان به فلسفه همین بوده که واردش نشدند.
      Russell and Nevermore like this.
      Confusion will be my epitaph
      As I crawl a cracked and broken path
      If we make it we can all sit back
      And laugh
      But I fear tomorrow I'll be crying,
      Yes I fear tomorrow I'll be crying
      .Yes I fear tomorrow I'll be crying

    14. 2 کاربر برای این پست سودمند از Dariush گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Nevermore (08-25-2013),sonixax (08-25-2013)

    15. #28
      دفترچه نویس
      Points: 90,825, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      The last militant
      judgmentalist
       
      Empty
       
      undead_knight آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2012
      ماندگاه
      Hell inc
      نوشته ها
      3,623
      جُستارها
      14
      امتیازها
      90,825
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      9,174
      از ایشان 7,829 بار در 3,090 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      36 Post(s)
      Tagged
      2 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Dariush نمایش پست ها
      بزرگترین خدمتِ زنان به فلسفه همین بوده که واردش نشدند.

      یا امثال این جز مسائل فلسفی نیست
      نام: OBIT-FOOT-articleInline.jpg نمایش: 58 اندازه: 19.5 کیلو بایت
      یا اینکه اینطور اشخاص زن نیستند:)))
      Philippa Foot - WiKi
      To ravage, to slaughter, to usurp under false titles, they call empire; and where they make a desert, they call it peace
      Tacitus-

    16. 3 کاربر برای این پست سودمند از undead_knight گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      onali (08-25-2013),Soheil (08-25-2013),sonixax (08-25-2013)

    17. #29
      دفترچه نویس
      Points: 155,473, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.6%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Community Award
      بدون وضعیت
       
      Empty
       
      Russell آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2010
      نوشته ها
      6,147
      جُستارها
      65
      امتیازها
      155,473
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      19,613
      از ایشان 15,276 بار در 5,851 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      67 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی undead_knight نمایش پست ها
      ادعا این هست که شمار فلاسفه و اندیشمدان مرد بیشتر هست. خب پذیرفته میشه،سند و مدرک هم زیاد داره.
      چند ماه بعد ... !!
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Dariush نمایش پست ها
      بزرگترین خدمتِ زنان به فلسفه همین بوده که واردش نشدند.

      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی undead_knight نمایش پست ها
      یا اینکه اینطور اشخاص زن نیستند:)))




      البته همه میدانیم که ابداع آزمایش فکری واگن نقطه‌یِ عطفی در تاریخ فلسفه بوده بطوری که ویتگنشتاین در برابرش باید برود بوق بزند !!

      "Democracy is now currently defined in Europe as a 'country run by Jews,'" Ezra Pound



    18. 3 کاربر برای این پست سودمند از Russell گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Nevermore (08-25-2013),sonixax (08-25-2013),undead_knight (08-26-2013)

    19. #30
      دفترچه نویس
      Points: 90,825, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      The last militant
      judgmentalist
       
      Empty
       
      undead_knight آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2012
      ماندگاه
      Hell inc
      نوشته ها
      3,623
      جُستارها
      14
      امتیازها
      90,825
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      9,174
      از ایشان 7,829 بار در 3,090 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      36 Post(s)
      Tagged
      2 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Russell نمایش پست ها
      چند ماه بعد ... !!
      البته همه میدانیم که ابداع آزمایش فکری واگن نقطه‌یِ عطفی در تاریخ فلسفه بوده بطوری که ویتگنشتاین در برابرش باید برود بوق بزند !!
      من نمیدونم موقع اظهار نظر های آنتی فمنیستی-زن ستیزانه در ذهن دوستان چه اتفاقی میافته که کلا مدار منطقی ذهنشون خاموش میشه! :))
      داریوش عزیز گزاره ای رو بیان کردند که قسمت دومش کذب محضه!پاسخ من هم با پاسخ های قبلیم تناقضی نداشت:)
      در واقع اینقدر این مسئله آشکار بود که تردید داشتم نیازی هست برای شفاف سازیش این پست رو بزنم! :))
      To ravage, to slaughter, to usurp under false titles, they call empire; and where they make a desert, they call it peace
      Tacitus-

    20. یک کاربر برای این پست سودمند از undead_knight گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (08-26-2013)

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    کلیدواژگان این جُستار

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •