• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    برگ 2 از 3 نخستیننخستین 123 واپسینواپسین
    نمایش پیکها: از 11 به 20 از 26

    جُستار: برای همه‌کس و هیچ‌کس

    1. #11
      دفترچه نویس
      Points: 83,861, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.8%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      آغازگر جُستار
      HE
       
      Empty
       
      Dariush آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2012
      ماندگاه
      No man's land
      نوشته ها
      3,040
      جُستارها
      30
      امتیازها
      83,861
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      3,020
      از ایشان 8,976 بار در 2,888 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      قطعه‌ای برای زمان‌های تنهایی فکری:

      کمتر کسی مستقل است- زیرا استقلال امتیازِ مردانِ قوی است. و آن کس که با شایستگیِ تمام در پیِ دست یافتن به آن می‌کوشد بی آنکه جبری در کار بوده باشد، ثابت می‌کند که چه بسا نه تنها انسانی قوی بلکه تا حد بی‌باکی جسور است. او خود را به یک هزار دالان می‌افکند و خطرهایی را که زندگی، به هر حال، با خود می‌آورد، هزار چندان می‌کند. از جمله‌ی این خطرها، که کوچک‌ترین‌شان هم نیست، این است که هیچ‌کس شاهدِ آن نخواهد بود که او کی و کجا راه گم می‌کند و بی‌یار و یاور می‌شود و به دستِ یکی از دیوانِ مردم‌خوارِ غارِ وجدان تکه‌پاره می‌شود. چنین کسی اگر نابود شود، نابودیش چنان دور از فهمِ ادمیان روی می‌دهد که نه کسی دردِ آن را حس می‌کند و نه با آن همدردی می‌کند: چنین کسی دیگر باز نمی‌تواند گشت! او به سوی ترحمِ آدمیان نیز باز نمی‌تواند گشت!
      Russell and Nevermore like this.
      Confusion will be my epitaph
      As I crawl a cracked and broken path
      If we make it we can all sit back
      And laugh
      But I fear tomorrow I'll be crying,
      Yes I fear tomorrow I'll be crying
      .Yes I fear tomorrow I'll be crying

    2. 5 کاربر برای این پست سودمند از Dariush گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (07-29-2013),dr.mcclown (08-22-2015),Soheil (07-22-2013),sonixax (07-22-2013),yasy (07-22-2013)

    3. #12
      نویسنده دوم
      Points: 7,750, Level: 58
      Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      xammâr
       
      Empty
       
      meaning آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Dec 2012
      نوشته ها
      235
      جُستارها
      3
      امتیازها
      7,750
      رنک
      58
      Post Thanks / Like
      سپاس
      173
      از ایشان 716 بار در 227 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      2 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      هر که از خویش فرمان نبرد،
      بر او فرمان می رانند. چنین است سرشت زندگان!

      -نیچه

      1069161_302541219890771_614153986_n.jpg
      sonixax and Aria Farbud like this.


    4. 2 کاربر برای این پست سودمند از meaning گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (07-29-2013),sonixax (07-29-2013)

    5. #13
      سخنور یکم
      Points: 13,575, Level: 75
      Level completed: 82%, Points required for next Level: 75
      Overall activity: 99.5%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      mosafer آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Sep 2012
      نوشته ها
      912
      جُستارها
      9
      امتیازها
      13,575
      رنک
      75
      Post Thanks / Like
      سپاس
      448
      از ایشان 1,533 بار در 771 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      10 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Dariush نمایش پست ها
      بانو، اگر منبعِِ گفتاوردهایی که می‌آورید را هم ذکر بفرمائید بهتر می‌شود.
      چون زمان نسبتا زیادی گذشته خاطرم نیست منبع رو

      +
      هنگامی که کسی آگاهانه افکار تو را نمی فهمد
      خودت را برای توجیه خسته نکن . . .

    6. یک کاربر برای این پست سودمند از mosafer گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (09-04-2013)

    7. #14
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,552 بار در 7,512 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)


      The young Nietzsche wrote his first book, The Birth of Tragedy, while in his early twenties. He went after Socrates, whom he called the “mystagogue of science,” for “making existence appear comprehensible.” This brilliant passage exposes what I call the sucker-rationalistic fallacy:

      — Perhaps — thus he [Socrates] should have asked himself—what is not intelligible to me is not necessarily unintelligent? Perhaps there is a realm of wisdom from which the logician is exiled?

      “What is not intelligible to me is not necessarily unintelligent” is perhaps the most potent sentence in all of Nietzsche’s century





      شاید — وی [سوکرات] میبایستی[١] از خویش میپرسیده — آنچه برایِ من هوشپذیر[٢] نمیباشد, بباید ناهوشمند نیز نیست؟ — شاید که گستره‌ای از فرزان[٣] باشد که فرنودگر[٤] از آن زاوراییده[٥] است؟

      ----
      ١. ^ bây+estan::Bâyestan || بایستن: لازم بودن; واجب بودن _Dehxodâ, Ϣiki-En, Ϣiki-De, ϢDict-Pâ to must müssen
      ٢. ^ Hušpażir || هوشپذیر: دریافتنی براه هوش Ϣiki-En intelligible
      ٣. ^ far+zân::Farzân || فرزان: حکمت _Dehxodâ, Ϣiki-En wisdom Weisheit
      ٤. ^ far+nud+gar::Farnudgar || فرنودگر: منطقدان Ϣiki-En, Ϣiki-De, https://daftarche.com/~Dasâtir logician Logiker
      ٥. ^ zâ+verây+idan::Zâverâyidan || زاوراییدن: تبعید شدن _Dehxodâ, Ϣiki-En to exile
      ویرایش از سوی Mehrbod : 10-17-2013 در ساعت 11:00 PM

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    8. 2 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Russell (10-17-2013),sonixax (10-17-2013)

    9. #15
      سخنور یکم
      Points: 13,575, Level: 75
      Level completed: 82%, Points required for next Level: 75
      Overall activity: 99.5%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      mosafer آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Sep 2012
      نوشته ها
      912
      جُستارها
      9
      امتیازها
      13,575
      رنک
      75
      Post Thanks / Like
      سپاس
      448
      از ایشان 1,533 بار در 771 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      10 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      ‹‹ در میان آشنایانم چندین جانور آزمایشی دارم كه واكنش های متفاوت، به شكل آموزنده ای متفاوت، نسبت به نوشته هایم را بر من آشكار می سازند. كسانی كه نمی خواهند كاری با دورنمایه آنها داشته باشند. به اصطلاح دوستانم... اشخاصی كه مطلقا و تا مغز استخوان دروغگو هستند. هیچ نمی دانند كه با این كتاب ها چگونه برخورد كنند – در نتیجه آنها را به همان سان مادون خود می بینند...

      .::|انسانی بسیار انسانی|::.
      هنگامی که کسی آگاهانه افکار تو را نمی فهمد
      خودت را برای توجیه خسته نکن . . .

    10. 2 کاربر برای این پست سودمند از mosafer گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Aria Farbud (12-07-2013),sonixax (10-18-2013)

    11. #16
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,552 بار در 7,512 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      سرگردان, تو کیستی[١]؟ میبینمت که به راهت میروی, بی‌مهر, رویگردان, با
      چشمانی ناخواندنی; خیس و اندوهگین, بسان یک شاقول[٢], که ناسیر ز هر ژرفنا بروشنایی بازمیآید[٣].
      آن زیر بدنبال چه میگردد؟ -[٤] با سینه‌ای که نمی‌اندمد[٥], با لبانی, که بیزاریشان را می‌پنهانند,
      با دستیکه, همچنان آرام میجنگد: تو که هستی؟ تو چه میکنی؟ لـَختی[٦] اینجا بدرنگ[٧]: این جایگه بر همگان
      مهمان‌نواز است - خویشتن بازیاب! کِه[٨] را تو نیز بودن میخواهی؟ اینک چه پسندت افتد؟ به بازیابیت تو را
      چه به کار آید؟ نامَش[٩] بر! آنچه من دارم, بر تو خواهم پیش‌آورد[١٠]! «به بازیابی؟ به بازیابی؟ آه تویِ کنجکاو,
      آنجا چه میگویی؟ ولی به من دِه, درمیخواهم[١١] - -» چی؟ چی؟ بَرگوی[١٢]! - «رویبندی بیشتر! یک رویبندِ دوم!» ....

      - فرا از نیک بد



      - Wanderer, wer bist du? Ich sehe dich deines Weges gehn, ohne Hohn,
      ohne Liebe, mit unerrathbaren Augen; feucht und traurig wie ein
      Senkblei, das ungesaettigt aus jeder Tiefe wieder an's Licht gekommen
      - was suchte es da unten? -, mit einer Brust, die nicht seufzt, mit
      einer Lippe, die ihren Ekel verbirgt, mit einer Hand, die nur noch
      langsam greift: wer bist du? was thatest du? Ruhe dich hier aus: diese
      Stelle ist gastfreundlich fuer Jedermann, - erhole dich! Und wer du
      auch sein magst: was gefaellt dir jetzt? Was dient dir zur Erholung?
      Nenne es nur: was ich habe, biete ich dir an! - "Zur Erholung? Zur
      Erholung? Oh du Neugieriger, was sprichst du da! Aber gieb mir, ich
      bitte - -" Was? Was? sprich es aus! - "Eine Maske mehr! Eine zweite
      Maske!".....






      ----
      ١. ^ kist+i::Kisti || کیستی: هویت identity Identität
      ٢. ^ Šâqul || شاقول: چوبی که کشاورزان برای سنجش استواری زمین فرومیکنند _Dehxodâ, Ϣiki-En, Ϣiki-De, ϢDict-Pâ, Ϣiki-Pâ plummet Senkblei
      ٣. ^ bâz+âmadan::Bâzâmadan || بازآمدن: تکرار شدن Dehxodâ to be repeated wiederholt werden
      ٤. ^ vâ+bor+eš::Vâboreš || -: تقطیع Dehxodâ scansion Scansion
      ٥. ^ andam+idan::Andamidan || اندمیدن: آه کشیدن; دریغ خوردن; مرد همواره به اول کار خود می گردد و به آن می اندمد و از خوشی ها باز می خواهد… (طبقات الصوفیه، ۴۵). ϢDict-Pâ, _Dehxodâ, Ϣiki-En to sigh || اندمیدن: دریغ خوردن to poignant
      ٦. ^ Laxt || لخت: بیخیال Ϣiki-En, ϢDict-Pâ, Ϣiki-Pâ cool || لخت: قطعه Ϣiki-En, ϢDict-Pâ, Ϣiki-Pâ, _Dehxodâ piece Stück
      ٧. ^ derang+idan::Derangidan || درنگیدن: مکث کردن Ϣiki-En, ϢDict-Pâ, _Dehxodâ to paused pausieren
      ٨. ^ Keh || که: MacKenzie, Ϣiki-En, Ϣiki-En, Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ small; less; young
      ٩. ^ Âmâdan || آمادن: آماده کردن; حاضر کردن Dehxodâ, Mehrbod i Vâraste to ready; to bereiten
      ١٠. ^ piš+âvardan::Pišâvardan || پیشآوردن: عرضه کردن Dehxodâ to offer anbieten
      ١١. ^ dar+xwâstan::Darxwâstan || درخواستن: درخواست کردن Ϣiki-En, _Dehxodâ to request anfordern
      ١٢. ^ bar+goftan::Bargoftan || برگفتن: توضیح دادن _Dehxodâ, Ϣiki-De to explain erklären
      ویرایش از سوی Mehrbod : 12-07-2013 در ساعت 05:58 PM
      Nevermore and Aria Farbud like this.

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    12. 2 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Dariush (12-17-2013),Spehr (12-07-2013)

    13. #17
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,552 بار در 7,512 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      آزاد‌اندیش, یک فرایافت[١] وسته[٢] است

      ترزبان[٣]: @مزدك بامداد

      همواره چنین است که ما از یکی که در یک همبود[٤] و فرهنگ ویژه ریشه دارد،
      چشم داریم که به رنگ و فام آن فرهنگ و مرز و بوم باشد و آن باورهایی را
      که در زمان[٥] او روا هستند، از خود نشان دهد. هنجار[٦] این است که بیشتر روان
      ها در زنجیر هستند ولی اندک-گاهی هم پیش میاید که کسی از چنین بندی رها
      بوده و اندیشه و روانش آزاد از فرهنگ و باور های چیره همبود و زمانش باشد.
      هومن[٧] های روان-بسته و گرفتاراندیش، همواره هومن های آزاداندیش و رهاروان
      را سرزنش میکنند که یا از روی نیاز به خود نمایی چنین هستند و یا کارهایشان
      با فرامنشی[٨] همخوان[٩] نیست و گونه ای[١٠] بی بند و باری می باشد. گاهی هم میگویند
      که مغز یارو سرجایش نیست یا اینکه از روی شیطنت چنین منشی[١١] پیش گرفته و خودش
      هم به چیزی که میگوید باور ندارد و در ته دلش همانگونه است که بیشنیگان ویربسته
      هستند، چرا که از چهره و منشش، هوشمندی و نیکی را میبیننند و نمیتوانند باور کنند
      که او براستی بدکار باشد. ولی فربود[١٢] این است که آزاد اندیشان از همین راه ها پدید میایند
      و برای همین ، چیزهایی که میگویند و اندیشه هایی که میپرورند، میتوانند راستین تر
      و والاتر از اندیشه های گرفتاراندیشان باشند ....
      برای دریافت راستی و فرهود[١٣]، بسنده است که راستی را بدست آورده باشید نه اینکه
      این فرهود به چه انگیزه پدید امده و گفته شده و از چه راهی جسته شده است.
      اگر آزاداندیشان راست بگویند، پس گرفتار اندیشان نادرست گفته اند، به یکسان که
      سخن[١٤] آزاداندیشان از روی بدی و شیطنت و فرومنشی[١٥] و خود نمایی و .. بوده باشد.
      این در یک آزاداندیش سرشتین[١٦] نیست که همواره راستی با او باشد، برتری او در این
      است که خود را از هنجار گله ای رها نموده است و پُرگاه، خود همین با دستابی به
      یک رهود همراه است، گرچه او در زندگی اش کامیاب یا ناکام[١٧] باشد:
      او از چون و چراها و انگیزه هایی میپرسد که دیگران بدان کورکورانه باور دارند
      ...




      Freigeist ein relativer Begriff

      Man nennt Den einen Freigeist, welcher
      anders denkt, als man von ihm auf Grund seiner Herkunft, Umgebung,
      seines Standes und Amtes oder auf Grund der herrschenden Zeitansichten
      erwartet. Er ist die Ausnahme, die gebundenen Geister sind die Regel; diese
      werfen ihm vor, dass seine freien Grundsätze ihren Ursprung entweder in
      der Sucht, aufzufallen, haben oder gar auf freie Handlungen, das heisst auf
      solche, welche mit der gebundenen Moral unvereinbar sind, schliessen
      lassen. Bisweilen sagt man auch, diese oder jene freien Grundsätze seien
      aus Verschrobenheit und Ueberspanntheit des Kopfes herzuleiten; doch
      spricht so nur die Bosheit, welche selber an Das nicht glaubt, was sie sagt,
      aber damit schaden will: denn das Zeugniss für die grössere Güte und
      Schärfe seines Intellectes ist dem Freigeist gewöhnlich in's Gesicht
      geschrieben, so lesbar, dass es die gebundenen Geister gut genug
      verstehen. Aber die beiden andern Ableitungen der Freigeisterei sind redlich
      gemeint; in der That entstehen auch viele Freigeister auf die eine oder die
      andere Art. Desshalb könnten aber die Sätze, zu denen sie auf jenen
      Wegen gelangten, doch wahrer und zuverlässiger sein, als die der
      gebundenen Geister. Bei der Erkenntniss der Wahrheit kommt es darauf an,
      dass man sie hat, nicht darauf, aus welchem Antrieb man sie gesucht, auf
      welchem Wege man sie gefunden hat. Haben die Freigeister Recht, so
      haben die gebundenen Geister Unrecht, gleichgültig, ob die ersteren aus
      Unmoralität zur Wahrheit gekommen sind, die anderen aus Moralität bisher
      an der Unwahrheit festgehalten haben. -[١٨] Uebrigens gehört es nicht zum
      Wesen des Freigeistes, dass er richtigere Ansichten hat, sondern vielmehr,
      dass er sich von dem Herkömmlichen gelöst hat, sei es mit Glück oder mit
      einem Misserfolg. Für gewöhnlich wird er aber doch die Wahrheit oder
      mindestens den Geist der Wahrheitsforschung auf seiner Seite haben: er
      fordert Gründe, die Anderen Glauben.

      — Menschliches, Allzumenschliches Ein Buch Fuer Freie Geister by Nietzsche




      ----
      ١. ^ farâ+yâft::Farâyâft || فرایافت: مفهومی (پنداره‌ای) که خود از چند مفهوم دیگر ساخته شده باشد Ϣiki-En, Ϣiki-De, Ϣiki-De, _Dehxodâ, Mazdak i Bâmdâd concept Konzept; Begriff
      ٢. ^ Vaste || وسته: نسبی Ϣiki-En relative relativ
      ٣. ^ tar+zabân::Tarzabân || ترزبان: مترجم Ϣiki-En, Ϣiki-De, ϢDict-Pâ translator Übersetzer
      ٤. ^ ham+bud::Hambud || همبود: اجتماع Ϣiki-En, Mazdak i Bâmdâd society Gesellschaft || همبود: جامعه Mazdak i Bâmdâd society Gesellschaft
      ٥. ^ Zamân || زمان: وقت time Zeit
      ٦. ^ hanj+âr+idan::Hanjâridan || هنجاریدن: نرمالسازی کردن; نرمال کردن; به هنجار درآوردن Ϣiki-En to normalize
      ٧. ^ hu+man::Human || هومن: انسان; آدم human Mensch
      ٨. ^ farâ+maneš::Farâmaneš || فرامنش: اخلاق Ϣiki-En ethics Ethik
      ٩. ^ ham+xwân::Hamxwân || همخوان: - consonant konsonant
      ١٠. ^ kam+cegâl::Kamcegâl || کمچگال: رقیق https://daftarche.com/Masoumeh Hanifehzadeh thin dünn || ا: =ت
      ١١. ^ man+eš::Maneš || منش: شخصیت; خوی و سرشت _Dehxodâ, Ϣiki-En, Ϣiki-En character; nature
      ١٢. ^ far+bud::Farbud || فربود: واقعیت Ϣiki-En, _Dehxodâ, https://daftarche.com/Dasâtir reality Wirklichkeit
      ١٣. ^ far+hud::Farhud || فرهود: حقیقت Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ, _Dehxodâ, Dasâtir truth Wahrheit
      ١٤. ^ sox+idan::Soxidan || سخیدن: سخن گفتن Mazdak i Bâmdâd to say sagen
      ١٥. ^ foru+man+eš::Forumaneš || فرومنش: بی اخلاق; فاسد; ناپارسا Ϣiki-En, Ϣiki-De immoral unmoralisch
      ١٦. ^ serešt+in::Sereštin || سرشتین: طبیعی Ϣiki-En, Ϣiki-En natural; characteristic charakteristisch; natürlich
      ١٧. ^ kâm+istan::Kâmistan || کامیستن: میل داشتن; خواستن; آرزو کردن; تمایل داشتن MacKenzie, Dehxodâ to desire wollen
      ١٨. ^ vâ+bor+eš::Vâboreš || -: تقطیع Dehxodâ scansion Scansion
      Nevermore, Dariush and Aria Farbud like this.

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    14. 4 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (12-18-2013),Aria Farbud (12-18-2013),Dariush (12-17-2013),Russell (12-18-2013)

    15. #18
      دفترچه نویس
      Points: 83,861, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.8%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      آغازگر جُستار
      HE
       
      Empty
       
      Dariush آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2012
      ماندگاه
      No man's land
      نوشته ها
      3,040
      جُستارها
      30
      امتیازها
      83,861
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      3,020
      از ایشان 8,976 بار در 2,888 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      آزاد‌اندیش, یک فرایافت[١] وسته[٢] است
      خرد ما را اینگونه می‌خواهد : بی‌خیال، سخره‌گر و پرخاش جو. (چنین گفت زرتشت، درباره‌ی خواندن و نوشتن، ترجمه‌ی آشوری)
      ویرایش از سوی Dariush : 12-18-2013 در ساعت 05:07 PM
      Confusion will be my epitaph
      As I crawl a cracked and broken path
      If we make it we can all sit back
      And laugh
      But I fear tomorrow I'll be crying,
      Yes I fear tomorrow I'll be crying
      .Yes I fear tomorrow I'll be crying

    16. 3 کاربر برای این پست سودمند از Dariush گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Aria Farbud (12-19-2013),Mehrbod (12-18-2013),Russell (12-18-2013)

    17. #19
      دفترچه نویس
      Points: 83,861, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.8%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      آغازگر جُستار
      HE
       
      Empty
       
      Dariush آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2012
      ماندگاه
      No man's land
      نوشته ها
      3,040
      جُستارها
      30
      امتیازها
      83,861
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      3,020
      از ایشان 8,976 بار در 2,888 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      با حقایقِ همیشه پنهان‌داشته، با دستِ دیوانه و دلِ شیدا، و توانگر از دروغ‌هایِ کوچکِ رحم: من در میانِ آدمیان همیشه چنین زیسته‌ام.
      چنین گفت زرتشت.
      Confusion will be my epitaph
      As I crawl a cracked and broken path
      If we make it we can all sit back
      And laugh
      But I fear tomorrow I'll be crying,
      Yes I fear tomorrow I'll be crying
      .Yes I fear tomorrow I'll be crying

    18. 2 کاربر برای این پست سودمند از Dariush گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (05-20-2014),undead_knight (05-21-2014)

    19. #20
      دفترچه نویس
      Points: 83,861, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.8%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      آغازگر جُستار
      HE
       
      Empty
       
      Dariush آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2012
      ماندگاه
      No man's land
      نوشته ها
      3,040
      جُستارها
      30
      امتیازها
      83,861
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      3,020
      از ایشان 8,976 بار در 2,888 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      بزرگترین پاداش مرده این است که از مرگ رهایی یافته.

      هنگامی که نیچه گریست، اثر یالوم.
      Confusion will be my epitaph
      As I crawl a cracked and broken path
      If we make it we can all sit back
      And laugh
      But I fear tomorrow I'll be crying,
      Yes I fear tomorrow I'll be crying
      .Yes I fear tomorrow I'll be crying

    20. 2 کاربر برای این پست سودمند از Dariush گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (08-22-2015),sonixax (08-22-2015)

    برگ 2 از 3 نخستیننخستین 123 واپسینواپسین

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •