• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    برگ 1 از 21 1234567891011121314151617181920 ... واپسینواپسین
    نمایش پیکها: از 1 به 10 از 201

    جُستار: گفتگوها، شبهه ها، ابهام ها و پرسش های رایج پیرامون فرگشت

    1. #1
      مدیر تالار
      Points: 94,728, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.2%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      وضعیت؟
       
      Empty
       
      kourosh_bikhoda آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      صهیونیستستان
      نوشته ها
      2,339
      جُستارها
      40
      امتیازها
      94,728
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      4,209
      از ایشان 4,997 بار در 2,197 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      26 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)

      گفتگوها، شبهه ها، ابهام ها و پرسش های رایج پیرامون فرگشت

      با درود.

      در این جستار در زمینه فرگشت (تکامل) به طور کلی به بحث مینوشینیم. تمامی شبهه ها و ابهامات وارده در این جستار مورد بررسی قرار میگیرد.

      نخست چنانچه برا ی استفاده از واژه فرگشت به جای تکامل دشواری دارید، نوشتار زیر را از بردیای گرامی (یادش گرامی) از وبلاگ فرگشت نقل میکنم:

      تکامل واژه‌ای غلط انداز است؛ زیرا در زبان فارسی تکامل به معنی کامل شدن و تکمیل است. درحالیکه Evolution (اولوشن) اصلا به این مفهوم نیست. ریشۀ لغت تکامل از عربی است، ولی خود عرب‌زبانان از این لغت به عنوان برابر اولوشن استفاده نمی‌کنند. در زبان عربی برابر اولوشن «تطوّر» است -به مفهوم تغییر و تحول- که برابر کاملاً درستی است. شاید یکی از دلایل بدفهمی رایج فارسی‌زبان نسبت به این پدیده همین واژۀ اشتباه تکامل باشد. فرگشت از برابر نهاده‌ های فرهنگستان است و بهتر است به جای تکامل به کار رود. البته برابرهای دیگری برای اولوشن (اولوسیون) پیشنهاد شده از جمله: برآمدن (برآیش)؛ فرارویش؛ دگرگونش؛ تطوّر؛ تحول؛ و فرگشت. لغت فرگشت در این میان بیشترین تناسب معنایی را با برابر اصلی دارد. فر (پیشوند) + گشت (گشتن و تغییر یافتن). «فر» در اینجا اسم نیست و از این جهت به معنی فرّه و جلال و شکوه نیست، بلکه یک پیشوند است به مفهوم پیش رفتن و ادامۀ روند [به همین طریق داریم؛ فرسایش = فر + سایش. ساییدن متمادی و ادامه‌دار].

      Moved نوشتار منتقل شده از جستار اثبات وجود خدا نوشته ی کاربر @کوشا :


      در قرآن آمده است که:
      فاطِرُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ مِنَ الْأَنْعامِ أَزْواجاً یَذْرَؤُكُمْ فیهِ لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیر
      او كه پدید آورنده آسمانها و زمین است، و از جنس خود شما برایتان همسرانى آفرید، و نیز براى چارپایان جفت خلق كرد، و به این وسیله نسل شما و چارپایان را زیاد كرد. هیچ چیزى مثل او نیست، و او شنوا و بینا است.
      از نظر باورمندان به فرگشت حیات و زندگی با تک سلولی ها شروع شده است در این مورد سوالی برای من پیش آمده که نمی دانم اصل سوال درست است یا نه و
      در صورت درست بودن آیا از نظر علمی جوابی برای آن وجود دارد یا نه؟
      سوال این است:
      آیا نر و ماده بودن نقشی در تکثیر تک سلولی ها دارند یا تکثیر آنها مکانیسم دیگری دارد؟
      اگر نقشی ندارد آن مکانیسم دیگر تا چه بازه ای از تاریخ حیات ادامه داشته است و اولین تولید مثل دو جنسی چه زمانی اتفاق افتاده است؟
      ویرایش از سوی kourosh_bikhoda : 11-23-2013 در ساعت 01:40 PM

    2. یک کاربر برای این پست سودمند از kourosh_bikhoda گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (10-21-2013)

    3. #2
      سرنویسنده سوم
      Points: 51,229, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      بدون وضعیت
       
      ریلکس
       
      مزدك بامداد آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2010
      ماندگاه
      هندوستان
      نوشته ها
      2,394
      جُستارها
      4
      امتیازها
      51,229
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      1,264
      از ایشان 5,538 بار در 2,053 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      40 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی کوشا نمایش پست ها
      آیا نر و ماده بودن نقشی در تکثیر تک سلولی ها دارند یا تکثیر آنها مکانیسم دیگری دارد؟
      اگر نقشی ندارد آن مکانیسم دیگر تا چه بازه ای از تاریخ حیات ادامه داشته است و اولین تولید مثل دو جنسی چه زمانی اتفاق افتاده است؟
      http://tumspress.tums.ac.ir/UserFile...chapters/1.pdf
      در تکیاخته های نخستین همسان سازی از راه بخش شدن یاخته و دو نیم شدن آن انجام میگیرد ،
      همچنین میتوانند چند بخش هم بشوند یا "جوانه" هم بزنند .و هنوز هم در این دسته از جانداران
      چنین است. در این تکیاخته ها، مانند باکتری ها که "پدر" همه ی گیاهان است، نر و ماده نداریم.
      در تکیاختگانی فرگشته تر مانند "مژه داران " همسان سازی جنسی از راه آمایش گامت نر و ماده
      و پیدایش "زیگوت" است. در جانوران فرگشته تر هم جانوران بی جنس یا دو جنسی هست.
      خرد، زنـده ی جــاودانی شنـــاس
      خرد، مايــه ی زنــدگانی شنـــاس
      چنان دان، هر آنكـس كه دارد خرد
      بــه دانــش روان را هــمی پــرورد

    4. 2 کاربر برای این پست سودمند از مزدك بامداد گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Mehrbod (10-20-2013),sonixax (10-21-2013)

    5. #3
      سخنور یکم
      Points: 5,769, Level: 49
      Level completed: 10%, Points required for next Level: 181
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      کوشا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2013
      نوشته ها
      742
      جُستارها
      7
      امتیازها
      5,769
      رنک
      49
      Post Thanks / Like
      سپاس
      10
      از ایشان 202 بار در 171 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      8 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی مزدك بامداد نمایش پست ها
      در این تکیاخته ها، مانند باکتری ها که "پدر" همه ی گیاهان است، نر و ماده نداریم.
      سوال در مورد گیاهان هم قابل طرح است؛ چرا چیزی که اصلش نر و ماده ندارد در جریان فرگشت دارای نر و ماده می شود؟ و این اتفاق دقیقا چه زمانی می افتد؟
      در تکیاختگانی فرگشته تر مانند "مژه داران " همسان سازی جنسی از راه آمایش گامت نر و ماده
      و پیدایش "زیگوت" است
      ریشه موجودات پیشرفته کنونی کدامیک از تک سلولی ها هستند؟ و آیا تک سلولی که پستانداران را به وجود آورده با آنکه منشاء تخم گذاران شده فرق می کند؟

    6. 2 کاربر برای این پست سودمند از کوشا گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Mehrbod (10-21-2013),sonixax (10-21-2013)

    7. #4
      سخنور یکم
      Points: 5,769, Level: 49
      Level completed: 10%, Points required for next Level: 181
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      کوشا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2013
      نوشته ها
      742
      جُستارها
      7
      امتیازها
      5,769
      رنک
      49
      Post Thanks / Like
      سپاس
      10
      از ایشان 202 بار در 171 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      8 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی مزدك بامداد نمایش پست ها
      و هنوز هم در این دسته از جانداران
      چنین است.
      و سوال اساسی تر این که
      آیا تفاوت ماهوی بین تک سلولی های امروزی با نیکان آنها که منشاء موجودات امروزی شده اند وجود دارد؟
      اگر دارد فرق آنها چیست؟
      و اگر ندارد چرا در طول چند میلیون یا چند میلیارد سالی که از آغاز حیات گذشته است به ظاهر تنها یکبار و تنها یک گروه از تک سلولی ها فرگشت کرده اند و صلاحیت منشاء شدن را داشته اند و در بقیه زمانها هرگز چنین اتفاقی نیفتاده است و ما به عدد سالها و یا حداقل دوره های حیات موجودات نیمه فرگشت یافته نداریم؟

    8. یک کاربر برای این پست سودمند از کوشا گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (10-21-2013)

    9. #5
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,554 بار در 7,514 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی کوشا نمایش پست ها
      و سوال اساسی تر این که
      آیا تفاوت ماهوی بین تک سلولی های امروزی با نیکان آنها که منشاء موجودات امروزی شده اند وجود دارد؟
      اگر دارد فرق آنها چیست؟
      و اگر ندارد چرا در طول چند میلیون یا چند میلیارد سالی که از آغاز حیات گذشته است به ظاهر تنها یکبار و تنها یک گروه از تک سلولی ها فرگشت کرده اند و صلاحیت منشاء شدن را داشته اند و در بقیه زمانها هرگز چنین اتفاقی نیفتاده است و ما به عدد سالها و یا حداقل دوره های حیات موجودات نیمه فرگشت یافته نداریم؟
      من میکوشم این را پاسخ دهم.

      تکسلولی‌ها یا همان تک‌یاختگان[١] هم در گذر[٢] زمان[٣] فرگشته‌اند[٤], ولی هنوز شاید بتوان تک‌یاخته‌هایی[١] که هنوز نفرگشته‌اند و همان چهره‌یِ آغازین چند میلیارد سال پیش دارند را دید.

      اگر بخواهیم به سرچشمه‌یِ سرچشمه بازگردیم دو نگره[٥] خواهیم داشت, یکی میگوید گرایندیِ[٦] پدید آمدن جاندار زنده (از
      ماده‌یِ بیجان) آن اندازه کم بوده که تنها یکبار رخداده و ریشه‌یِ همه جاندارانی که همین امروز میبینیم به این یک ریشه بازمیگردد,
      دیگری میگوید گرایندی آن کمی بالاتر از این بوده و شاید چندین بار آن سرچشمه یا مادر/پدر همه‌یِ جانداران/زیندگان[٧] زنده
      از ماده‌یِ بیجان پدید آمده باشد, ولی چون همگی در زیستبومی[٨] یکسان و شرایط همانند بوده‌اند, ورتش[٩] اندکی هم بیشتر با همدیگر نداشته‌اند.

      ولی اینکه‌یِ همه آدمهایی که امروز داریم از سرچشمه آمده‌اند سخنی[١٠] نمیرود. در روند فرگشت نمونه‌وار نئاندرتالها را داریم که گونه‌ای جداییده[١١]
      از سرشاخه‌‌ای هنباز (مشترک) میان همه‌یِ ما آدمهایِ امروزین و خود بوده‌اند که دیرتر همگی نیست و نابود میشوند (در یک نگره آمده که نیاکان[١٢] ما درنابودی اشان دست داشته‌اند!) .

      ----
      ١. ^ آ ب tak+yâxte::Takyâxte || تکیاخته: آمیب; تک سلولی Ϣiki-En, Ϣiki-En, Ϣiki-De, Ϣiki-De urtiere; protozoan Urtiere; Protozoon
      ٢. ^ Gozar || گذر: پاس pass Pass
      ٣. ^ Zamân || زمان: وقت time Zeit
      ٤. ^ far+gaštan::Fargaštan || فرگشتن: بسیار گشتن; تکامل یافتن ϢDict-Pâ to be evolved sich entwickeln
      ٥. ^ ne+gar+e::Negare || نگره: نظریه Ϣiki-En theory Theorie
      ٦. ^ ger+ây+and+i::Gerâyandi || گرایندی: احتمال Ϣiki-En probability Wahrscheinlichkeit
      ٧. ^ zi+ande::Ziande || زینده: موجود; جاندار Ϣiki-En living Lebende
      ٨. ^ zist+bum::Zistbum || زیستبوم: محیط زیست Ϣiki-En, Ϣiki-De, _Dehxodâ, Mazdak i Bâmdâd environment Umwelt
      ٩. ^ vart+eš::Varteš || ورتش: واریاسیون; فرایند ورتیدن (تغییر کردن) Ϣiki-En, ~Avestâ variation Variation || ورتش: تفاوت ریز; چیزیکه اندکی دگرسان از همجنس/همانند خود باشد Ϣiki-En variation Variation
      ١٠. ^ sox+idan::Soxidan || سخیدن: سخن گفتن Mazdak i Bâmdâd to say sagen
      ١١. ^ jodây+idan::Jodâyidan || جداییدن: جدا کردن to separate
      ١٢. ^ âk+ân+dan::Âkândan || آکاندن: معیوب کردن; عیبدار کردن Dehxodâ, Mehrbod i Vâraste to damage beschädigen

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    10. 3 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (10-22-2013),sonixax (10-22-2013),مزدك بامداد (10-22-2013)

    11. #6
      سخنور یکم
      Points: 5,769, Level: 49
      Level completed: 10%, Points required for next Level: 181
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      کوشا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2013
      نوشته ها
      742
      جُستارها
      7
      امتیازها
      5,769
      رنک
      49
      Post Thanks / Like
      سپاس
      10
      از ایشان 202 بار در 171 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      8 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      من میکوشم این را پاسخ دهم.

      تکسلولی‌ها یا همان تک‌یاختگان هم در گذر زمان فرگشته‌اند, ولی هنوز شاید بتوان تک‌یاخته‌هایی که هنوز نفرگشته‌اند و همان چهره‌یِ آغازین چند میلیارد سال پیش دارند را دید.

      اگر بخواهیم به سرچشمه‌یِ سرچشمه بازگردیم دو نگره خواهیم داشت, یکی میگوید گرایندیِ پدید آمدن جاندار زنده (از
      ماده‌یِ بیجان) آن اندازه کم بوده که تنها یکبار رخداده و ریشه‌یِ همه جاندارانی که همین امروز میبینیم به این یک ریشه بازمیگردد,
      دیگری میگوید گرایندی آن کمی بالاتر از این بوده و شاید چندین بار آن سرچشمه یا مادر/پدر همه‌یِ جانداران/زیندگان زنده
      از ماده‌یِ بیجان پدید آمده باشد, ولی چون همگی در زیستبومی یکسان و شرایط همانند بوده‌اند, ورتش اندکی هم بیشتر با همدیگر نداشته‌اند.

      ولی اینکه‌یِ همه آدمهایی که امروز داریم از سرچشمه آمده‌اند سخنی نمیرود. در روند فرگشت نمونه‌وار نئاندرتالها را داریم که گونه‌ای جداییده
      از سرشاخه‌‌ای هنباز (مشترک) میان همه‌یِ ما آدمهایِ امروزین و خود بوده‌اند که دیرتر همگی نیست و نابود میشوند (در یک نگره آمده که نیاکان ما درنابودی اشان دست داشته‌اند!) .
      ما قرار است با مهره فرگشت در قماری بسیار خطرناک وارد شویم و با اتکاء بر آن با پیامبران علیهم السلام و فیلسوفان الهی نردی سخت ببازیم که اگر ببازیم ماییم و یک ابدیت رنج و عذاب

      و به نظر می رسد با این اما و اگر و شاید باخت ما حتمی است.
      با این بیان شما من به جوابی نرسیدم.

      پارسیگر
      شما و امثال شما که باورمند به فرگشت هستید حتما در زبان نیز چنین باوری را روا می دانید از این رو من اصرارتان مبنی بر استفاده از واژگانی که زمان استعمال آنها گذشته و برای نسل امروز قابل درک و فهم نیست را درک نمی کنم خصوصا در بعضی از بحث های فنی که فهم اصل مقصود با ادبیات رایج سخت دشوار است چه رسد به اینکه با واژگان منسوخ بیان شوند.
      زبان ابزاری است برای مفاهمه و زبان قوی و غنی زبانی است که بتواند واژگان بیگانه از هر زبانی که باشد را در استخدام خود گرفته و به غنای خود بیفزاید و سهولت در مفاهمه را به ارمغان بیاورید؛ این کاری که شما می کنید نوعی نقض غرض است.

    12. یک کاربر برای این پست سودمند از کوشا گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (10-23-2013)

    13. #7
      سرنویسنده سوم
      Points: 51,229, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      بدون وضعیت
       
      ریلکس
       
      مزدك بامداد آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2010
      ماندگاه
      هندوستان
      نوشته ها
      2,394
      جُستارها
      4
      امتیازها
      51,229
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      1,264
      از ایشان 5,538 بار در 2,053 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      40 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی کوشا نمایش پست ها
      شما و امثال شما که باورمند به فرگشت هستید حتما در زبان نیز چنین باوری را روا می دانید از این رو من اصرارتان مبنی بر استفاده از واژگانی که زمان استعمال آنها گذشته و برای نسل امروز قابل درک و فهم نیست را درک نمی کنم خصوصا در بعضی از بحث های فنی که فهم اصل مقصود با ادبیات رایج سخت دشوار است چه رسد به اینکه با واژگان منسوخ بیان شوند.
      زبان ابزاری است برای مفاهمه و زبان قوی و غنی زبانی است که بتواند واژگان بیگانه از هر زبانی که باشد را در استخدام خود گرفته و به غنای خود بیفزاید و سهولت در مفاهمه را به ارمغان بیاورید؛ این کاری که شما می کنید نوعی نقض غرض است.

      بیجاست، با الاغ هم میرفت رفت به کرمان، با هواپیما هم میشود، پس زبان تنها برای داده رسانی
      و همسخنی نیست، باید برای اندیشه های پیچیده و .. هم کارآمد[١] باشد و از زمانی[٢] که زبان ما
      اینگونه که میبینید به ۷۰% واژگان[٣] تازی آلوده[٤] شده، هیچ[٥] اندیشه ی نوینی از ما نتراویده و در این
      ١۰۰۰ سال آلودگی بیش از پیش، جز آفتابه به جایی نرسیده ایم. فرگشت[٦] هم این نیست که
      آلودگی ها و بیماری های سده هارا بپذیریم، بساکه[٧] باید در بهسازی بیمار بکوشیم و انیرا ادبوَرانی
      که بیشتر از شما از زبان سردر میاوردند، در ١۰۰ سال ّپیش دریافته و فرهنگستان زبان پارسی را
      بنیاد[٨] نهادند و گرنه اگر به شماها بود که هنوز بجای دماسنج باید میگفتیم میزان الحرارة !
      هنوز هم کودک در یاد گرفتن این زبان و دستورش، دشواری دارد چون همه چیز را این اسلام زدگان
      زپرتی به عربی گفته اند، ماضی و مستقبل و مضارع و التزامی و مفعول صریح و ... . برای نمونه چه
      میشد اگر شما در نوشته ی عرب آلود بالایاتان دو تا واژه ی پارسی مانند آسانی بجای سهولت؟
      کاربرد بجای استفاده؟ عربی زدگی همچنین یک بیماری شده که خود آنهایی که از این واژه ها سود
      میجویند نمیدانند چه میگویند و گمان میکنند بسیار ادبی سخن[٩] گفته اند! برای نمونه خود شما:
      " .. را در هر زبانی که باشد در "استخدام" خود گرفته .." ، که در اینجا درست این بود که بگویید:
      " در خدمت خود گرفته.." یا " استخدام نموده " چون استخدام، در باب استفعال خودش برابر "جویای
      خدمت شدن/در خدمت گرفتن " و بکار گماردن است! این "مفاهمه" هم که براستی دیگر غوغا میکند!
      پس این واژه ها جز شلم‌شوربا کردن و پز دادن گروهی بیسواد عرب زده بدری نخورده و نمیخورد!

      ----
      ١. ^ kâr+âmad::Kârâmad || کارامد: تاثیرگذار Ϣiki-En, Ϣiki-En, _Dehxodâ effective Wirksam
      ٢. ^ Zamân || زمان: وقت time Zeit
      ٣. ^ vâž+eg+ân::Vâžegân || واژگان: کلمات words Wörter
      ٤. ^ Âludan || آلودن: آلوده کردن Ϣiki-En, loghatnaameh.com to pollute verunreinigen
      ٥. ^ hic+idan::Hicidan || هیچیدن: از بین رفتن; محو شدن Bahman i Heydari, Mazdak i Bâmdâd, Mehrbod i Vâraste to be annihilated Vernichtet werden
      ٦. ^ far+gaštan::Fargaštan || فرگشتن: بسیار گشتن; تکامل یافتن ϢDict-Pâ to be evolved sich entwickeln
      ٧. ^ basâ+ke::Basâke || بساکه: بلکه Ϣiki-En, Ϣiki-En rather; but
      ٨. ^ yâd+estan::Yâdestan || یادستن: به یاد آوردن to remember sich erinnern an
      ٩. ^ sox+idan::Soxidan || سخیدن: سخن گفتن Mazdak i Bâmdâd to say sagen
      ویرایش از سوی مزدك بامداد : 10-23-2013 در ساعت 01:01 PM
      خرد، زنـده ی جــاودانی شنـــاس
      خرد، مايــه ی زنــدگانی شنـــاس
      چنان دان، هر آنكـس كه دارد خرد
      بــه دانــش روان را هــمی پــرورد

    14. 5 کاربر برای این پست سودمند از مزدك بامداد گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Aria Farbud (10-24-2013),kourosh_bikhoda (10-23-2013),Mehrbod (10-23-2013),polbadman (07-07-2016),sonixax (10-23-2013)

    15. #8
      سخنور یکم
      Points: 5,769, Level: 49
      Level completed: 10%, Points required for next Level: 181
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      کوشا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2013
      نوشته ها
      742
      جُستارها
      7
      امتیازها
      5,769
      رنک
      49
      Post Thanks / Like
      سپاس
      10
      از ایشان 202 بار در 171 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      8 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی مزدك بامداد نمایش پست ها

      بیجاست، با الاغ هم میرفت رفت به کرمان، با هواپیما هم میشود، پس زبان تنها برای داده رسانی
      و همسخنی نیست، باید برای اندیشه های پیچیده و .. هم کارآمد باشد و از زمانی که زبان ما
      اینگونه که میبینید به ۷۰% واژگان تازی آلوده شده، هیچ اندیشه ی نوینی از ما نتراویده و در این
      ١۰۰۰ سال آلودگی بیش از پیش، جز آفتابه به جایی نرسیده ایم. فرگشت هم این نیست که
      آلودگی ها و بیماری های سده هارا بپذیریم، بساکه باید در بهسازی بیمار بکوشیم و انیرا ادبوَرانی
      که بیشتر از شما از زبان سردر میاوردند، در ١۰۰ سال ّپیش دریافته و فرهنگستان زبان پارسی را
      بنیاد نهادند و گرنه اگر به شماها بود که هنوز بجای دماسنج باید میگفتیم میزان الحرارة !
      هنوز هم کودک در یاد گرفتن انی زبان و دستورش، دشواری دارد چون همه چیز را این اسلام زدگان
      زپرتی به عربی گفته اند، ماضی و مستقبل و مضارع و التزامی و مفعول صریح و ... . برای نمونه چه
      میشد اگر شما در نوشته ی عرب آلود بالایاتان دو تا واژه ی پارسی مانند آسانی بجای سهولت؟
      کاربرد بجای استفاده؟ عربی زدگی همچنین یک بیماری شده که خود آنهایی که از این واژه ها سود
      میجویند نمیدانند چه میگویند و گمان میکنند بسیار ادبی سخن گفته اند! برای نمونه خود شما:
      " .. را در هر زبانی که باشد در "استخدام" خود گرفته .." ، که در اینجا درست این بود که بگویید:
      " در خدمت خود گرفته.." یا " استخدام نموده " چون استخدام، در باب استفعال خودش برابر "جویای
      خدمت شدن/در خدمت گرفتن " و بکار گماردن است! این "مفاهمه" هم که براستی دیگر غوغا میکند!
      پس این واژه ها جز شلم‌شوربا کردن و پز دادن گروهی بیسواد عرب زده بدری نخورده و نمیخورد!

      پارسیگر
      نخست اینکه مایل بودم جواب خود ایشان را بشنوم .

      دیگر اینکه ظاهرا شما معتقدید عرب ها به ایران آمده و زنان ایرانی را به کنیزی برده و یا به آنها تجاوز کرده اند، شما مطمئنید که تخم و ترکه یک عرب نیستید؟

      سوم و مهم اینکه این به عنوان یک موضوع فرعی مطرح شد، در مورد سوالات اصلی اگر چیزی می دانید به من و دیگران هم یاد دهید.
      ویرایش از سوی کوشا : 10-23-2013 در ساعت 09:21 AM

    16. یک کاربر برای این پست سودمند از کوشا گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (10-23-2013)

    17. #9
      سرنویسنده سوم
      Points: 51,229, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      بدون وضعیت
       
      ریلکس
       
      مزدك بامداد آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2010
      ماندگاه
      هندوستان
      نوشته ها
      2,394
      جُستارها
      4
      امتیازها
      51,229
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      1,264
      از ایشان 5,538 بار در 2,053 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      40 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی کوشا نمایش پست ها
      نخست اینکه مایل بودم جواب خود ایشان را بشنوم .

      دیگر اینکه ظاهرا شما معتقدید عرب ها به ایران آمده و زنان ایرانی را به کنیزی برده و یا به آنها تجاوز کرده اند، شما مطمئنید که تخم و ترکه یک عرب نیستید؟

      سوم و مهم اینکه این به عنوان یک موضوع فرعی مطرح شد، در مورد سوالات اصلی اگر چیزی می دانید به من و دیگران هم یاد دهید.
      در این رهگذر بیجاست که من و شما از چه تخمی هستیم،
      بساکه سخن در باره ی ناکارآمدی زبان آلوده ی کنونی است
      (سفسته ی بیراهه)



      خرد، زنـده ی جــاودانی شنـــاس
      خرد، مايــه ی زنــدگانی شنـــاس
      چنان دان، هر آنكـس كه دارد خرد
      بــه دانــش روان را هــمی پــرورد

    18. 2 کاربر برای این پست سودمند از مزدك بامداد گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Aria Farbud (03-23-2014),sonixax (10-23-2013)

    19. #10
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,554 بار در 7,514 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی کوشا نمایش پست ها
      ما قرار است با مهره فرگشت در قماری بسیار خطرناک وارد شویم و با اتکاء بر آن با پیامبران علیهم السلام و فیلسوفان الهی نردی سخت ببازیم که اگر ببازیم ماییم و یک ابدیت رنج و عذاب

      و به نظر می رسد با این اما و اگر و شاید باخت ما حتمی است.
      با این بیان شما من به جوابی نرسیدم.
      این سخن[١] شما چیزی بیشتر از این نیست که با پذیرش فرگشت[٢] و این واقعیت‌هایِ پیش پاافتاده و ... شاید سرمان کلاه برود و خدایی هم بود و ما را چون بجای دولا خم شدن به او
      به فرگشت باورمند بودیم سادیستوار شکنجه‌یِ ابدی بدهد.
      ولی هیچ[٣] نیازی نیست بترسید, به این میگویند «قُمار پاسکال» Pascal's Wager و اگر گرایندی‌ها[٤] را هم بیافماریم[٥], باز پذیرش فربود[٦] به سود شماست (:



      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی کوشا نمایش پست ها
      شما و امثال شما که باورمند به فرگشت هستید حتما در زبان نیز چنین باوری را روا می دانید از این رو من اصرارتان مبنی بر استفاده از واژگانی که زمان استعمال آنها گذشته و برای نسل امروز قابل درک و فهم نیست را درک نمی کنم خصوصا در بعضی از بحث های فنی که فهم اصل مقصود با ادبیات رایج سخت دشوار است چه رسد به اینکه با واژگان منسوخ بیان شوند.
      زبان ابزاری است برای مفاهمه و زبان قوی و غنی زبانی است که بتواند واژگان بیگانه از هر زبانی که باشد را در استخدام خود گرفته و به غنای خود بیفزاید و سهولت در مفاهمه را به ارمغان بیاورید؛ این کاری که شما می کنید نوعی نقض غرض است.
      پاسخ درخور و فراخور این را هم سرور مزدک به شما دادند.

      تازه همین خرد و فرنود[٧] را هم خود فرگشت[٢] فرگردانده تا براه آنها روند اش را بهوشمندانیم[٨], نه اینکه بگذاریم کورکورانه در ماز[٩] و پیچالِ[١٠] هر چه باداباد, سرخود فرگردد!




      ----
      ١. ^ sox+idan::Soxidan || سخیدن: سخن گفتن Mazdak i Bâmdâd to say sagen
      ٢. ^ آ ب far+gaštan::Fargaštan || فرگشتن: بسیار گشتن; تکامل یافتن ϢDict-Pâ to be evolved sich entwickeln
      ٣. ^ hic+idan::Hicidan || هیچیدن: از بین رفتن; محو شدن Bahman i Heydari, Mazdak i Bâmdâd, Mehrbod i Vâraste to be annihilated Vernichtet werden
      ٤. ^ ger+ây+and+i::Gerâyandi || گرایندی: احتمال Ϣiki-En probability Wahrscheinlichkeit
      ٥. ^ af+mâr+dan::Afmârdan || افماردن: حساب کردن Ϣiki-En, ϢDict-Pâ to calculate berechnen
      ٦. ^ far+bud::Farbud || فربود: واقعیت Ϣiki-En, _Dehxodâ, https://daftarche.com/Dasâtir reality Wirklichkeit
      ٧. ^ far+nud::Farnud || فرنود: برهان; استدلال; دلیل Ϣiki-En, Ϣiki-De, ϢDict-Pâ, _Dehxodâ, Dasâtir reason Begründung; Grund
      ٨. ^ huš+mand+ânidan::Hušmandânidan || هوشمندانیدن: هوشمند ساختن to make sth. intelligent; to intelligentize
      ٩. ^ Mâz || ماز: چین و شکنج; پیچ و خم Ϣiki-En, Ϣiki-En, ϢDict-Pâ, _Dehxodâ maze; labyrinth
      ١٠. ^ pic+âl::Picâl || پیچال: هزارتو; پر پیچ و خم Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ labyrinth
      ویرایش از سوی Mehrbod : 10-23-2013 در ساعت 01:03 PM

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    20. 2 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (10-23-2013),مزدك بامداد (10-23-2013)

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    کلیدواژگان این جُستار

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •