• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    برگ 1 از 8 12345678 واپسینواپسین
    نمایش پیکها: از 1 به 10 از 73
    Like Tree2پسندها

    جُستار: بررسی سیستم‌های فرمانگری (آنارشی/دیکتاتوری/دموکراسی/…)

    1. #1
      شناس
      Points: 2,580, Level: 30
      Level completed: 87%, Points required for next Level: 20
      Overall activity: 0%
      بدون وضعیت
       
      سر به زیر
       
      doubt آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Dec 2010
      نوشته ها
      75
      جُستارها
      2
      امتیازها
      2,580
      رنک
      30
      Post Thanks / Like
      سپاس
      509
      از ایشان 179 بار در 70 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      1 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)

      بررسی سیستم‌های فرمانگری (آنارشی/دیکتاتوری/دموکراسی/…)

      در اینترنت جایی که به این موضوع منسجم اشاره بشود، ندیدم به همین دلیل این جستار را باز نمودم ، دوستان نیز اگر نظرات خود را ارائه دهند به تکمیل این موضوع کمک میکند.


      توانایی های دیکتاتوری :


      1.ایجاد حکومتی کارآمد: شکل کارآمدی از حکومت، تلف نکردن وقت در بحث های بیهوده و...- موسولینی میگوید :«برنامه ی من عمل است نه حرف زدن»
      2.برخورد فوری با ضرورت ها : با تصمیم سریع و بسیج فوری نیروها،توانایی برخورد با خطرهای ویران ساز را فراهم می سازد-هیتلر با اقدام نیرومندانه المان را از تحقیر و بی ثباتی اقتصادی بیرون اورد.
      3.افزایش پرستیژ کشور: برتری نژادی یا عظمت کشور اندرزهای دیکتاتورهای بزرگ مانند موسولینی و هیتلر بود که فدرت نظامی بزرگی در اروپا به وجود آورد.
      4.شناخت استعدادها:مبتنی بر این اصل که هر کس توانایی به دست گرفتن زمام حکومت را ندارد و فقط هوشمندان اندک شمار از عهده ی این فرمانروایی برمی ایند.
      5.تامین پیشرفت و کامیابی اقتصادی:پیشرفت همه جانبه ی اقتصادی در کشور- می توان به ثبات بودجه ها و کامیابی اقتصادی توده ها در ایتالیا و از بین بردن فساد و خویشاوند دوستی در آلمان(هیتلر) اشاره نمود.


      معایب دیکتاتوری :


      1.رشد نکردن شخصیت انسان:نابودی شخصیت ،انکار یا به شدت محدودسازی آزادی بیان ،اجتماعات،تحرک و تجمع-هیتلر مطبوعات را خفه کرد و صدای مردم را برید- موسولینی بر ارواح مردم نیز حکمفرمایی میکرد.
      2.تبدیل دولت به هدف:دولت وسیله ی رفاه افراد است اما دیکتاتوری دولت را هدفی در خود میداند- در واقع در حکومت دیکتاتوری فرد به خاطر قدرت و عظمت دولت وجود دارد.
      3.بزرگنمایی قدرت:دیکتاتوری زور را تکریم میکند دیکتاتوری از راه خشونت به قدرت میرسد و با زور نگه داری می شود- ازار توده ها در المان و حاکمیت شمشیر برهنه در ایتالیا به این اصل دلالت میکند.
      4.سیاست بزرگنمایی:ترغیب به سیاست «توسعه یا مرگ»- باعث انحراف از اهداف شخصی و فراموش کردن محرومیتها می شود
      5.بی حسی مردم:برخورد با مردم به مثابه گله ی گوسفندان-مردم نیز به نوبه ی خود بی تفاوت و بی احساس میشوند که باعث نابودی زندکی فکری و معنوی جامعه می شود.
      6.ضدیت با انتر ناسیونالیسم:اعتقاد به حاکمیت مطلقی که با انترناسیونالیسم مغایر است-دیکتاتوری صلح خواهی را لفافه ی بزدلی میداند و آشکارا جنگ و خونریزی را تحسین میکند.
      7.ناتوانی جانشین های دیکتاتورها:دیکتاتورها از رقیبان پرهیز میکنند ،به طور معمول رقیبان جدی خود را از روی ترس کنار گذاشته شدن توسط آن ها،از بین میبرند.
      8.بی ثباتی حکومت:عمر چنین حکومتی تا زمانی است که شمشیر دیکتاتور میبرد.
      9.ترکیدن روحیه:دیکتاتوری قادر به رویارویی با شکست یا ادبار نیست و پس از آن روحیه خود را از دست میدهد.

      «چکیده ای از نوشته های دکتر عبدالرحمان عالم و دکتر ابوالضل قاضی»


      با این تفاسیر از دیدگاه من کفه ی ترازو در سمت معایب دیکتاتوری سنگینی میکند.
      ویرایش از سوی Mehrbod : 03-19-2013 در ساعت 07:50 PM دلیل: بروزسانی فرنام با فرهشت جستار

    2. 6 کاربر برای این پست سودمند از doubt گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      folaani (03-22-2013),mahtab71 (01-29-2013),Mehrbod (01-21-2011),Nocturne (01-29-2011),pentageromman (01-21-2011),sonixax (01-20-2011)

    3. #2
      مدیر تالار
      Points: 415,656, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      چخه
       
      شاد و سر حال
       
      sonixax آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      کره ی زمین
      نوشته ها
      9,055
      جُستارها
      109
      امتیازها
      415,656
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      47,038
      از ایشان 15,062 بار در 7,071 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      89 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      من شخصن فکر میکنم دیکتاتوری اصولن توانایی جز سرکوب ندارد ، ولی گاهی وجودش ضروری است و فقدانش منجر به نابودی یک کشور میشود البته خیلی کم چنین شرایطی پیش می آید - برای همین دیکتاتوری هایی را که باعث پیشرفت کشور و بالا رفتن سطح رفاهی زندگی و صنعتی و علمی کشور و ثروت همگانی میشود را دیکتاتوری سفید مینامند - مانند حکومت پهلوی ها .
      No, we won't give up, we won't go away
      'Cause we're not about to live in this mass delusion
      No, we don't wanna hear another word you say
      'Cause we know they're all depending on mass confusion
      No, we can't turn back, we can't turn away
      'Cause it's time we all relied on the last solution
      No, we won't lay down and accept this fate
      'Cause we're standing on the edge of a revolution

    4. یک کاربر برای این پست سودمند از sonixax گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      doubt (01-20-2011)

    5. #3
      شناس
      Points: 2,580, Level: 30
      Level completed: 87%, Points required for next Level: 20
      Overall activity: 0%
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      سر به زیر
       
      doubt آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Dec 2010
      نوشته ها
      75
      جُستارها
      2
      امتیازها
      2,580
      رنک
      30
      Post Thanks / Like
      سپاس
      509
      از ایشان 179 بار در 70 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      1 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی sonixax نمایش پست ها
      من شخصن فکر میکنم دیکتاتوری اصولن توانایی جز سرکوب ندارد ، ولی گاهی وجودش ضروری است و فقدانش منجر به نابودی یک کشور میشود البته خیلی کم چنین شرایطی پیش می آید
      من نیز با این که در شرایط بحرانی به دیکتاتور نیازست ،موافقم ولی باید همین دیکتاتور نیز منتخب مردم باشد و همینطور سیستمی در نظر گرفته شود که بعد از رفع بحران دیکتاتور کنار رود.

    6. 2 کاربر برای این پست سودمند از doubt گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      folaani (03-22-2013),sonixax (01-20-2011)

    7. #4
      مدیر تالار
      Points: 415,656, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      چخه
       
      شاد و سر حال
       
      sonixax آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      کره ی زمین
      نوشته ها
      9,055
      جُستارها
      109
      امتیازها
      415,656
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      47,038
      از ایشان 15,062 بار در 7,071 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      89 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی doubt نمایش پست ها
      من نیز با این که در شرایط بحرانی به دیکتاتور نیازست ،موافقم ولی باید همین دیکتاتور نیز منتخب مردم باشد و همینطور سیستمی در نظر گرفته شود که بعد از رفع بحران دیکتاتور کنار رود.
      یک نمونه از دیکتاتوری که با انتخاب مردم به قدرت رسید ، آدولف هیتلر است - گرچه وی برای سایر کشور ها کابوس بزرگی بود ولی برای خود آلمانها یک فرشته ی نجات بود هر چند که سر انجام به خاطر اشتباهاتی که کرد در جنگ شکست خورد ولی یک سکوی پرتاب برای آلمانها به شمار می آید .

      من هم با شما در این راستا موافقم ، ولی همان طور که در بحث های قبلی هم گفتم سران و حاکمان کشور باید از قشر نخبه و با استعداد باشند که توسط مردم انتخاب و برکنار میشوند .
      No, we won't give up, we won't go away
      'Cause we're not about to live in this mass delusion
      No, we don't wanna hear another word you say
      'Cause we know they're all depending on mass confusion
      No, we can't turn back, we can't turn away
      'Cause it's time we all relied on the last solution
      No, we won't lay down and accept this fate
      'Cause we're standing on the edge of a revolution

    8. یک کاربر برای این پست سودمند از sonixax گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      doubt (01-20-2011)

    9. #5
      شناس
      Points: 2,580, Level: 30
      Level completed: 87%, Points required for next Level: 20
      Overall activity: 0%
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      سر به زیر
       
      doubt آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Dec 2010
      نوشته ها
      75
      جُستارها
      2
      امتیازها
      2,580
      رنک
      30
      Post Thanks / Like
      سپاس
      509
      از ایشان 179 بار در 70 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      1 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی sonixax نمایش پست ها
      من هم با شما در این راستا موافقم ، ولی همان طور که در بحث های قبلی هم گفتم سران و حاکمان کشور باید از قشر نخبه و با استعداد باشند که توسط مردم انتخاب و برکنار میشوند .
      من نیز در دموکراسی مبتنی بر شایسته سالاری با شما موافقم ولی مشکلی که این جاست در نسبی بودن شایستگی است،مثلا در حکومت اخوندی ،اخوند شایسته است ،در یک حکومت علمی،عقلانی نخبگان سیاسی و... شایسته هستند و در کل در هر حکومتی مبتنی بر ارزش ها نوعی شایستگی تعریف می شود که در نتیجه خود موجب نوعی دیکتاتوری پنهان میشود(به عنوان مثال دیکتاتوری حزبی)

    10. یک کاربر برای این پست سودمند از doubt گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (01-20-2011)

    11. #6
      مدیر تالار
      Points: 415,656, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      چخه
       
      شاد و سر حال
       
      sonixax آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      کره ی زمین
      نوشته ها
      9,055
      جُستارها
      109
      امتیازها
      415,656
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      47,038
      از ایشان 15,062 بار در 7,071 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      89 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی doubt نمایش پست ها
      من نیز در دموکراسی مبتنی بر شایسته سالاری با شما موافقم ولی مشکلی که این جاست در نسبی بودن شایستگی است،مثلا در حکومت اخوندی ،اخوند شایسته است ،در یک حکومت علمی،عقلانی نخبگان سیاسی و... شایسته هستند و در کل در هر حکومتی مبتنی بر ارزش ها نوعی شایستگی تعریف می شود که در نتیجه خود موجب نوعی دیکتاتوری پنهان میشود(به عنوان مثال دیکتاتوری حزبی)
      خوب من منظور خودم را از افراد شایسته و نخبه در جستاری دیگر مطرح کرده بودم ، با این حال دوباره آن را بازگو میکنم تا خواننده مشکل پیدا نکند :

      فردی که تحصیلات آکادمیک در زمینه علوم سیاسی و بین الملل دارد و در عین حال پس از گذرندان پله های ترقی به درجات بالای سیاسی مانند سناتوری رسیده و تجربه کافی هم کسب کرده مجاز به کاندید کردن خود برای گرفتن مشاغل مهم سیاسی مانند ریاست جمهوری یا صدراعظمی است و میتواند رهبری جامعه را بر عهده گیرد . قطعن جامعه ای که اینچنین رهبران خود را برمیگزیند جامعه ی پیشرفته و آزاد و ایده آلی خواهد بود .
      No, we won't give up, we won't go away
      'Cause we're not about to live in this mass delusion
      No, we don't wanna hear another word you say
      'Cause we know they're all depending on mass confusion
      No, we can't turn back, we can't turn away
      'Cause it's time we all relied on the last solution
      No, we won't lay down and accept this fate
      'Cause we're standing on the edge of a revolution

    12. یک کاربر برای این پست سودمند از sonixax گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      doubt (01-20-2011)

    13. #7
      شناس
      Points: 2,580, Level: 30
      Level completed: 87%, Points required for next Level: 20
      Overall activity: 0%
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      سر به زیر
       
      doubt آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Dec 2010
      نوشته ها
      75
      جُستارها
      2
      امتیازها
      2,580
      رنک
      30
      Post Thanks / Like
      سپاس
      509
      از ایشان 179 بار در 70 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      1 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی sonixax نمایش پست ها
      خوب من منظور خودم را از افراد شایسته و نخبه در جستاری دیگر مطرح کرده بودم ، با این حال دوباره آن را بازگو میکنم تا خواننده مشکل پیدا نکند :

      فردی که تحصیلات آکادمیک در زمینه علوم سیاسی و بین الملل دارد و در عین حال پس از گذرندان پله های ترقی به درجات بالای سیاسی مانند سناتوری رسیده و تجربه کافی هم کسب کرده مجاز به کاندید کردن خود برای گرفتن مشاغل مهم سیاسی مانند ریاست جمهوری یا صدراعظمی است و میتواند رهبری جامعه را بر عهده گیرد . قطعن جامعه ای که اینچنین رهبران خود را برمیگزیند جامعه ی پیشرفته و آزاد و ایده آلی خواهد بود .
      این پله های ترقی را که شما میگویید دو حالت دارد یا(1)به وسیله ی مردم کسب شود یا(2)از راه های دیگر.
      (1):اگر به وسیله ی مردم کسب شود که باز شامل قاعده ی کافی نبودن اگاهی های سیاسی مردم میشود .
      (2):اگر از راه های دیگر کسب شود که منجر به آریستوکراسی میشود که دوستمان نیز به آن اشاره کرد.

      حال از آنجایی که به قول دوستان هدف اصلی گفتگو اقناع نیست من فقط به بیان نظر خود بسنده میکنم.

      از دیدگاه من مردم و شایستگان هر دو خواهان نوعی سعادت جامعه هستند،مردم بیشتر به رفاه و ابعاد فردی مینگرند و شایستگان به منفعت و ابعاد اجتماعی توجه دارند، هر دوی این ها تعریفی از سعادت جامعه را در بر میگیرد و نبود هریک باعث لنگ ماندن این سعادت میشود،به عنوان مثال اگر اتنخاب سرنوشت جامعه به کلی به دست مردم بیفتد به بعد اجتماعی و سرفرازی ملی توجه کمتری میشود(1) و منافع محلی به منافع ملی ترجیع داده میشود و اگر به دست شایستگان بیفتد به عظمت کشور و بزرگی ملی توجه میشود و محرومیت ها بر سر مردم سرازیر میشود(2)در نتیجه با این تفاسیر باید به دنبال راه حل و ساز و کاری بود که تعادلی میان این دو به وجود آورد ،از دیدگاه من بهترین روش پارلمانی متشکل از هر دو جبهه میباشد که به نوعی اپوزیسیون و کنترل کننده ی یکدیگر باشند تا در صورت خارج شدن هریک از موازین، نقش کنترلی در مقابل دیگری داشته باشد.

      (1):به ضعف های این شکل از حکومت در جستاری دیگر اشاره خواهم کرد.
      (2):این شکل از حکومت به آریستوکراسی منجر میشود که نوعی دیکتاتوری پنهان در خود دارد که به معایب آن در پست اول اشاره شد.

    14. یک کاربر برای این پست سودمند از doubt گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (01-21-2011)

    15. #8
      دفترچه نویس
      Points: 124,056, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.9%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Activity Award
      A Believer
       
      Empty
       
      Ouroboros آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Dec 2010
      نوشته ها
      3,417
      جُستارها
      54
      امتیازها
      124,056
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      3,154
      از ایشان 10,830 بار در 3,278 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      51 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      دیکتاتوری فاقد مشروعیت، مستعد ِ فساد بسیار(بدلیل عدم پاسخگویی)، مستعد ِ ارتجاع، مستعد سرکوب و چیزی ذاتا شر است. طرفداران ِ دیکتاتوری اغلب فاشیستهای نژادپرست یا کمونیستهای ِ به اصطلاح انقلابی هستند. دموکراسی هم تنها آزادی ِ فرد در ارتباط با سیاست را، آنهم به نحوی بسیار محدود تضمین می کند و دیکتاتوری فرد در برابر فرد، جامعه در برابر فرد، اکثریت بر اقلیت، و همچنین سرکوب ِ و بی عدالتی و «دیکتاتوری» جاری در اقتصاد، فرهنگ و باقی ِ ارکان جامعه را دست نخورده باقی می گذارد. هرچند «دموکراسی ِ مستقیم» برخی از این ایرادات را برطرف می کند، اما باز هم چنگی به دل نمی زند.

      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی doubt نمایش پست ها
      به عنوان مثال اگر اتنخاب سرنوشت جامعه به کلی به دست مردم بیفتد به بعد اجتماعی و سرفرازی ملی توجه کمتری میشود
      سرفرازی ِ ملی دیگر چه صیغه ای ست؟
      «منطق را باید که به جنون آلوده، کور و نابود کرد. ایمان می‌باید همه‌ی خرد، هوش و شعور آدمی را زیر پا لگدکوب بکند.» مارتین لوتر

    16. 2 کاربر برای این پست سودمند از Ouroboros گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      doubt (01-21-2011),sonixax (01-21-2011)

    17. #9
      مدیر تالار
      Points: 415,656, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      چخه
       
      شاد و سر حال
       
      sonixax آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      کره ی زمین
      نوشته ها
      9,055
      جُستارها
      109
      امتیازها
      415,656
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      47,038
      از ایشان 15,062 بار در 7,071 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      89 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Ouroboros نمایش پست ها
      دیکتاتوری فاقد مشروعیت، مستعد ِ فساد بسیار(بدلیل عدم پاسخگویی)، مستعد ِ ارتجاع، مستعد سرکوب و چیزی ذاتا شر است. طرفداران ِ دیکتاتوری اغلب فاشیستهای نژادپرست یا کمونیستهای ِ به اصطلاح انقلابی هستند. دموکراسی هم تنها آزادی ِ فرد در ارتباط با سیاست را، آنهم به نحوی بسیار محدود تضمین می کند و دیکتاتوری فرد در برابر فرد، جامعه در برابر فرد، اکثریت بر اقلیت، و همچنین سرکوب ِ و بی عدالتی و «دیکتاتوری» جاری در اقتصاد، فرهنگ و باقی ِ ارکان جامعه را دست نخورده باقی می گذارد. هرچند «دموکراسی ِ مستقیم» برخی از این ایرادات را برطرف می کند، اما باز هم چنگی به دل نمی زند.
      کاملا موافقم ، دیکتاتوری هیچ دستاوردی ندارد و سرتاسر شر است ، ولی دیکتاتوری ها با هم قابل قیاس نیستند چرا که برخی آبادانی می آورند و برخی نابودی - مثل مقایسه صدام حسین است با هیتلر !

      هر دو جانی و فاسد هستند ولی یکی عراق را نابود کرد و دیگری جهانی را برای مردم خودش فتح کرده بود .

      ولی هر دو در یک چیز مشترکند ، اگر دیکتاتوری دستاوردی نداشته باشد شروع به کشتن مردم میکند برای حفظ قدرتش ، و اگر دستاورد های فراوان داشته باشد خیالاتی شده و فکر میکند نیست در جهان است و باز دست به کشتار میزند و سر انجام هر دو محکوم به فنا هستند .
      No, we won't give up, we won't go away
      'Cause we're not about to live in this mass delusion
      No, we don't wanna hear another word you say
      'Cause we know they're all depending on mass confusion
      No, we can't turn back, we can't turn away
      'Cause it's time we all relied on the last solution
      No, we won't lay down and accept this fate
      'Cause we're standing on the edge of a revolution

    18. یک کاربر برای این پست سودمند از sonixax گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      doubt (01-21-2011)

    19. #10
      شناس
      Points: 2,580, Level: 30
      Level completed: 87%, Points required for next Level: 20
      Overall activity: 0%
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      سر به زیر
       
      doubt آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Dec 2010
      نوشته ها
      75
      جُستارها
      2
      امتیازها
      2,580
      رنک
      30
      Post Thanks / Like
      سپاس
      509
      از ایشان 179 بار در 70 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      1 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Ouroboros نمایش پست ها
      دیکتاتوری فاقد مشروعیت، مستعد ِ فساد بسیار(بدلیل عدم پاسخگویی)، مستعد ِ ارتجاع، مستعد سرکوب و چیزی ذاتا شر است. طرفداران ِ دیکتاتوری اغلب فاشیستهای نژادپرست یا کمونیستهای ِ به اصطلاح انقلابی هستند. دموکراسی هم تنها آزادی ِ فرد در ارتباط با سیاست را، آنهم به نحوی بسیار محدود تضمین می کند و دیکتاتوری فرد در برابر فرد، جامعه در برابر فرد، اکثریت بر اقلیت، و همچنین سرکوب ِ و بی عدالتی و «دیکتاتوری» جاری در اقتصاد، فرهنگ و باقی ِ ارکان جامعه را دست نخورده باقی می گذارد. هرچند «دموکراسی ِ مستقیم» برخی از این ایرادات را برطرف می کند، اما باز هم چنگی به دل نمی زند.



      سرفرازی ِ ملی دیگر چه صیغه ای ست؟

      -حال که دموکراسی و دیکتاتوری هر دو چنگی به دل نمیزنند،نظر شما در این باره چیست؟


      -صیغه که برای افعال و آخونداست ،اسم ها را نمیدانم!

      سرفراز ؛ مقابل سرافکنده . باافتخار.
      - سرفرازی ؛ سرفراز بودن . افتخار. خودستایی . تفاخر

      ملی ؛ گاهی توسعاً در زبان فارسی «دولتی» را نیز به سبب وابستگی دولت به ملت ، ملی گویند.
      «لغت نامه دهخدا»
      ویرایش از سوی doubt : 01-21-2011 در ساعت 09:47 PM

    برگ 1 از 8 12345678 واپسینواپسین

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    جُستارهای همانند

    1. فرتورهای دینی/سیاسی
      از سوی sonixax در تالار سیاست و اقتصاد
      پاسخ: 56
      واپسین پیک: 01-16-2014, 02:18 AM
    2. پاسخ: 5
      واپسین پیک: 11-11-2013, 06:50 PM
    3. چه زمانی می توانیم، کسی را متهم به نژادپرستی و یهودی ستیزی کنیم؟
      از سوی بهمنیار در تالار تاریخ، فرهنگ، همبود
      پاسخ: 3
      واپسین پیک: 05-05-2013, 03:21 PM
    4. اندیشه شناسی
      از سوی chera در تالار فلسفه و منطق
      پاسخ: 8
      واپسین پیک: 02-21-2013, 07:47 PM
    5. الفبای پارسی
      از سوی sonixax در تالار ادبسار
      پاسخ: 42
      واپسین پیک: 01-29-2013, 11:31 PM

    کلیدواژگان این جُستار

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •