• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    برگ 34 از 34 نخستیننخستین ... 1516171819202122232425262728293031323334
    نمایش پیکها: از 331 به 338 از 338
    Like Tree3پسندها

    جُستار: بیخدا و ارزش های اخلاقی

    1. #331
      سخنور یکم
      Points: 5,769, Level: 49
      Level completed: 10%, Points required for next Level: 181
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      کوشا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2013
      نوشته ها
      742
      جُستارها
      7
      امتیازها
      5,769
      رنک
      49
      Post Thanks / Like
      سپاس
      10
      از ایشان 202 بار در 171 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      8 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)

      Red face

      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی sonixax نمایش پست ها
      1 - نژادپرستی چه ربطی به متدین بودن داره ؟
      2 - شما مدعی بودید که اخلاقیات در دین ضمانت اجرایی دارد یعنی فرد دیندار آدم کش و دزد و جانی و متجاوز و ... نمیشود!
      3 - کلن داستان چه ربطی به تبلیغ دین داشت ؟ :))
      توضیح لازم داده شد.




      در صدر اسلام تنها در یک کشتار علی 700 نفر از یهودیان بنی قریظه را که اسیر هم بودند گردن میزند !
      هفتصد منهای میلیاردها نفر می شود !!!
      لطفا بقیه آمار فراموش نشود.

    2. #332
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,554 بار در 7,514 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      چند تن به یکی!؟

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    3. یک کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Alice (12-04-2013)

    4. #333
      دفترچه نویس
      Points: 83,861, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.8%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      HE
       
      Empty
       
      Dariush آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2012
      ماندگاه
      No man's land
      نوشته ها
      3,040
      جُستارها
      30
      امتیازها
      83,861
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      3,020
      از ایشان 8,976 بار در 2,888 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      چند تن به یکی!؟

      من دیگر حال و حوصله ی پاسخ دادن به ایشان را ندارم! نوشتن «یکسری» چیزها که کنتور نمی اندازد و میتواند تا ابد ادامه داشته باشد،‌ وانگهی انرژی و حال و حوصله ما هم بینهایت نیست!
      Confusion will be my epitaph
      As I crawl a cracked and broken path
      If we make it we can all sit back
      And laugh
      But I fear tomorrow I'll be crying,
      Yes I fear tomorrow I'll be crying
      .Yes I fear tomorrow I'll be crying

    5. 2 کاربر برای این پست سودمند از Dariush گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (12-04-2013),sonixax (12-04-2013)

    6. #334
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,554 بار در 7,514 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Dariush نمایش پست ها

      من دیگر حال و حوصله ی پاسخ دادن به ایشان را ندارم! نوشتن «یکسری» چیزها که کنتور نمی اندازد و میتواند تا ابد ادامه داشته باشد،‌ وانگهی انرژی و حال و حوصله ما هم بینهایت نیست!
      خودفریبی خودفریبی است; ایشان هم میبیند و بروشنی گفته برایش هیچ[١] سود و انگیزه‌ای[٢] ندارد امید[٣] و باور اش به جهان پس از مرگ و زندگی
      جاودان را دربرابر این چیزهاییکه اینجا پیش‌مینهند[٤] (خرد, فرنود[٥], ...) ببازند; کورسو امید هر چند ناچیز اینور, به از پذیرش حقیقت تلخ و بُرّنده‌یِ آنور.

      در جای دیگر هم بسیاری نمیخواهند خودفریبی اشان را دربرابر دورنمای فندآوری[٦] و نابودی هومنی[٧] بپذیرند, اینجا
      هم هر چه بگویید سودی ندارد; خواننده چه میتواند بکند؟ فرهودِ[٨] تلخ را بپذیرد چه از دید روانی بدست میاورد؟ هیچ.

      ----
      ١. ^ hic+idan::Hicidan || هیچیدن: از بین رفتن; محو شدن Bahman i Heydari, Mazdak i Bâmdâd, Mehrbod i Vâraste to be annihilated Vernichtet werden
      ٢. ^ an+gix+tan::Angixtan || انگیختن: به جنبش افتادن; تحریک شدن MacKenzie, ϢDict-Pâ, _Dehxodâ to be stimulated stimuliert werden
      ٣. ^ Âmâdan || آمادن: آماده کردن; حاضر کردن Dehxodâ, Mehrbod i Vâraste to ready; to bereiten
      ٤. ^ piš+nehâdan::Pišnehâdan || پیشنهادن: پیشنهاد کردن _Dehxodâ, Ϣiki-En to suggest vorschlagen
      ٥. ^ far+nud::Farnud || فرنود: برهان; استدلال; دلیل Ϣiki-En, Ϣiki-De, ϢDict-Pâ, _Dehxodâ, https://daftarche.com/Dasâtir reason Begründung; Grund
      ٦. ^ fand+âvar+i::Fandâvari || فنداوری: تکنولوژی Ϣiki-En technology Technologie
      ٧. ^ human+i::Humani || هومنی: بشریت humanity; mankind Menschheit || هومنی: یک هومن a human ein Mensch
      ٨. ^ far+hud::Farhud || فرهود: حقیقت Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ, _Dehxodâ, Dasâtir truth Wahrheit

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    7. یک کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (12-04-2013)

    8. #335
      دفترچه نویس
      Points: 83,861, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.8%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      HE
       
      Empty
       
      Dariush آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2012
      ماندگاه
      No man's land
      نوشته ها
      3,040
      جُستارها
      30
      امتیازها
      83,861
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      3,020
      از ایشان 8,976 بار در 2,888 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      در جای دیگر هم بسیاری نمیخواهند خودفریبی اشان را دربرابر دورنمای فندآوری[٤] و نابودی هومنی[٥] بپذیرند, اینجا
      هم هر چه بگویید سودی ندارد; خواننده چه میتواند بکند؟ فرهودِ[٦] تلخ را بپذیرد چه از دید روانی بدست میاورد؟ هیچ.
      احتمالا این را در مورد من گفته اید. من از زمانی که در مورد تکنولوژی از خودتان خوانده ام و پی اش را گرفته ام، نسبت بدان هرگز بی تفاوت نبوده و نیستم و بر آن خوشبینی گذشته را هرگز ندارم. در این مورد کارهایی هم کرده ام( در حدی که از دستم برآمده) که نمیتوانم آنها را اینجا بازگو کنم، اما خلاصه این است که محیط دانشی ای که من در آن هستم حداقل چند تنی را در این مورد آگاه ساخته ام و با چند استاد دانشگاه نیز گفتگو کرده ام و با یک استاد ایرانی الاصل در یکی از دانشگاههای معروف آمریکا از سریق ایمیل نیز گفتگویی جالب و ارزنده داشته ام که در وقتی مناسب پس از ویرایش آن را در همان جستار نقل خواهم کرد. خلاصه همانقدر که توانسته ام از ابزارها و فرصتهایی که داشتم برای آگاه کردن افرادی که در این حوزه فعال هستند بهره برده ام و کوشیده ام که آنها را به اندیشیدن در این مورد وادارم. من در برابر آنچه درست است ساکت نخواهم ماند چرا که همانطور که پیش از این گفتم، دانستن را فارغ از مسئولیت نمیدانم.
      Confusion will be my epitaph
      As I crawl a cracked and broken path
      If we make it we can all sit back
      And laugh
      But I fear tomorrow I'll be crying,
      Yes I fear tomorrow I'll be crying
      .Yes I fear tomorrow I'll be crying

    9. 4 کاربر برای این پست سودمند از Dariush گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (12-04-2013),Mehrbod (12-04-2013),sonixax (12-04-2013),مزدك بامداد (12-05-2013)

    10. #336
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,554 بار در 7,514 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Dariush نمایش پست ها
      احتمالا این را در مورد من گفته اید. من از زمانی که در مورد تکنولوژی از خودتان خوانده ام و پی اش را گرفته ام، نسبت بدان هرگز بی تفاوت نبوده و نیستم و بر آن خوشبینی گذشته را هرگز ندارم. در این مورد کارهایی هم کرده ام( در حدی که از دستم برآمده) که نمیتوانم آنها را اینجا بازگو کنم، اما خلاصه این است که محیط دانشی ای که من در آن هستم حداقل چند تنی را در این مورد آگاه ساخته ام و با چند استاد دانشگاه نیز گفتگو کرده ام و با یک استاد ایرانی الاصل در یکی از دانشگاههای معروف آمریکا از سریق ایمیل نیز گفتگویی جالب و ارزنده داشته ام که در وقتی مناسب پس از ویرایش آن را در همان جستار نقل خواهم کرد. خلاصه همانقدر که توانسته ام از ابزارها و فرصتهایی که داشتم برای آگاه کردن افرادی که در این حوزه فعال هستند بهره برده ام و کوشیده ام که آنها را به اندیشیدن در این مورد وادارم. من در برابر آنچه درست است ساکت نخواهم ماند چرا که همانطور که پیش از این گفتم، دانستن را فارغ از مسئولیت نمیدانم.
      نیوشنده‌یِ[١] من شما نبودید داریوش جان, تنها این بود که باید همدردیِ بسیار بالاتری با این دسته داشت.

      بدید من دشواری این نیست کسی براستی نمیداند ب.ن.[٢] چه خدا باشد چه نباشد هرکس در این جهان میتواند آدم کشته و تبه کند و در زندگی بد باشد: خدا
      تنها پس از مرگ پادافره[٣] میدهد, همانجور که در نبود خدا هم تنها پس از تَبه گوشمالی میدهند و به زندان میاندازند = دو آتوریته و فرایندی یکسان.

      هر مسلمانی بیگمان این را میداند, ولی اگر در این پدافند[٤] ذهنی فرورفته باشد که اگر خدا نباشد جهان آشوب میشود و همه آدمخوار
      و درّنده و اهریمن, اینجا دیگر هر چه بگوییم با اینکه مسلمان خود بخوبی درست‌ اش را میداند, ولی همچنان روی نگر اش پاخواهدفشرد[٥].

      همه‌یِ ما هم که اینجا هستیم در بازه‌ای[٦] از زمان[٧] به خداناباوری روی‌آورده‌ایم چون آنرا جدا از تلخیِ درونی اش (خدا و زندگی جاودان نیست, همه‌یِ ما
      یکروزی نیست میشویم), آنرا ایدون[٨] در زندگیسودمند یافته‌ایم. اگر خداناباور باشیم بجای نیایش[٩] به پروردگار ناهستومند[١٠], ناچار‌ ایم خود امان
      بدنبال دَرمان چنگار[١١] باشیم و بجای افتادن به خاک افتادنِ درگاه[١٢] خدا و بخشایش[١٣] خواهی خود امان خانه‌هایِ پادلرزه[١٤] بسازیم و سونامی‌ها را مهار کنیم.




      ----
      ١. ^ ni+yuš+and+e::Niyušande || نیوشنده: شنونده; مخاطب Ϣiki-En, Ϣiki-De, _Dehxodâ listener Zuhörer
      ٢. ^ B.N. || ب.ن.: برای نمونه for example zum Beispiel
      ٣. ^ pâd+afrah::Pâdafrah || پادافره: سزایی که دربرابر بدی (افره) داده شود Ϣiki-En punishment Bestrafung
      ٤. ^ pad+âfand+idan::Padâfandidan || پدافندیدن: دفاع کردن Ϣiki-En to defend verteidigen
      ٥. ^ pâ+fešordan::Pâfešordan || پافشردن: پافشاری کردن; اصرار ورزیدن Ϣiki-En, ϢDict-Pâ, _Dehxodâ to persist
      ٦. ^ bâz+e::Bâze || بازه: فاصله Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ interval Intervall
      ٧. ^ Zamân || زمان: وقت time Zeit
      ٨. ^ ey+dun::Eydun || ایدون: فعلا ϢDict-Pâ, _Dehxodâ for the time being; actually gegenwärtig
      ٩. ^ Niyudan || نیودن: عبادت کردن Ϣiki-En to pray beten
      ١٠. ^ hast+umand::Hastumand || هستومند: موجود; داراي هستي Ϣiki-En, Ϣiki-De, Mehrbod i Vâraste existent; existing
      ١١. ^ cang+âr::Cangâr || چنگار: سرطان Ϣiki-En, ϢDict-Pâ, Ϣiki-Pâ, _Dehxodâ cancer Krebs
      ١٢. ^ dar+gâh::Dargâh || درگاه: درب; پرت https://daftarche.com/Farhangestân port Port
      ١٣. ^ baxš+udan::Baxšudan || بخشودن: عفو کردن Ϣiki-En, ϢDict-Pâ, _Dehxodâ to forgive verzeihen
      ١٤. ^ pâd+larz+e::Pâdlarze || پادلرزه: ضد زلزله anti-earthquake Anti-Erdbeben
      ویرایش از سوی Mehrbod : 12-04-2013 در ساعت 08:25 PM

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    11. 2 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (12-04-2013),Dariush (12-04-2013)

    12. #337
      مدیر تالار
      Points: 415,656, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      چخه
       
      شاد و سر حال
       
      sonixax آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      کره ی زمین
      نوشته ها
      9,055
      جُستارها
      109
      امتیازها
      415,656
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      47,038
      از ایشان 15,062 بار در 7,071 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      89 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی کوشا نمایش پست ها
      هفتصد منهای میلیاردها نفر می شود !!!
      لطفا بقیه آمار فراموش نشود.
      عزیزم نوشته ها رو با دقت بخون !
      در ضمن شما فعلن ثابت بفرمایید همش 1500 نفر در صدر اسلام به دست محمد و علی کشته شدند ! 700 تایش را که ما فقط در رابطه با یک ماجرا به شما نشان دادیم !
      800 تای بقیه پای شما :)))
      No, we won't give up, we won't go away
      'Cause we're not about to live in this mass delusion
      No, we don't wanna hear another word you say
      'Cause we know they're all depending on mass confusion
      No, we can't turn back, we can't turn away
      'Cause it's time we all relied on the last solution
      No, we won't lay down and accept this fate
      'Cause we're standing on the edge of a revolution

    13. یک کاربر برای این پست سودمند از sonixax گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (12-04-2013)

    14. #338
      دفترچه نویس
      Points: 83,861, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.8%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      HE
       
      Empty
       
      Dariush آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2012
      ماندگاه
      No man's land
      نوشته ها
      3,040
      جُستارها
      30
      امتیازها
      83,861
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      3,020
      از ایشان 8,976 بار در 2,888 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      نیوشنده‌یِ من شما نبودید داریوش جان, تنها این بود که باید همدردیِ بسیار بالاتری با این دسته داشت.

      بدید من دشواری این نیست کسی براستی نمیداند ب.ن. چه خدا باشد چه نباشد هرکس در این جهان میتواند آدم کشته و تبه کند و در زندگی بد باشد: خدا
      تنها پس از مرگ پادافره میدهد, همانجور که در نبود خدا هم تنها پس از تَبه گوشمالی میدهند و به زندان میاندازند = دو آتوریته و فرایندی یکسان.

      هر مسلمانی بیگمان این را میداند, ولی اگر در این پدافند ذهنی فرورفته باشد که اگر خدا نباشد جهان آشوب میشود و همه آدمخوار
      و درّنده و اهریمن, اینجا دیگر هر چه بگوییم با اینکه مسلمان خود بخوبی درست‌ اش را میداند, ولی همچنان روی نگر اش پاخواهدفشرد.

      همه‌یِ ما هم که اینجا هستیم در بازه‌ای از زمان به خداناباوری روی‌آورده‌ایم چون آنرا جدا از تلخیِ درونی اش (خدا و زندگی جاودان نیست, همه‌یِ ما
      یکروزی نیست میشویم), آنرا ایدون در زندگیسودمند یافته‌ایم. اگر خداناباور باشیم بجای نیایش به پروردگار ناهستومند, ناچار‌ ایم خود امان
      بدنبال دَرمان چنگار باشیم و بجای افتادن به خاک افتادنِ درگاه خدا و بخشایش خواهی خود امان خانه‌هایِ پادلرزه بسازیم و سونامی‌ها را مهار کنیم.

      پارسیگر
      متوجه منظور شما هستم. من نیز معمولا میکوشم آدمها را با پیش زمینه های ذهنی و فرهنگی شان قضاوت کنم. با اینحال همه تلاش انسانها در این است(یا به نظرم باید باشد) که زبانی مشترک و همگانی برای گفتگو پیرامون آنچه که نمیتوان تنها با احساسات و گرایشات روانی در موردشان آگاهی یافت و استنباط کرد، ساخته شود و این زبان یکجا میتواند علم باشد، یکجا منطق و یکجا هم اخلاق. سعی ما باید این باشد که اینها آنقدر جهانشمول باشد که بحث کردن در مورد نتایج ثانویه آنها ، نیازی به بحث در مورد درستی خود منطق یا اخلاق نداشته باشد. در اینحالت وقتی کسی تمام اینها را نمیپذیرد یا توان دریافتنشان را ندارد، بحث قدری کسل کننده و خستگی زا است و آدم نمیتواند کاری کند جز اینکه آرزوی موفقیت و رستگاری برای طرف مقابل کند!

      من چندی پیش با کسی پیرامون آنارشیسم گفتگو میکردم. با اینکه انسان باسوادی بود، هرچه کوشیدم نتوانستم مفهوم آتوریته و سازوکار آن (به ویژه آنگاه که با سرمایه داری درمی آمیزد) را به او بفهمانم. یعنی او انسانها را شایسته سرکوب میدانست و ذهنش آنچنان در حدود پیشینه زندگی اش گیر کرده بود که هرگز شرایطی جز آن را نمیتوانست تصور کند. همدردی در این مواقع آخرین راهکاری است که برای تسکین خود میتوانیم بیابیم وقتی که تمام تیرهای ما به سنگ میخورند.
      Confusion will be my epitaph
      As I crawl a cracked and broken path
      If we make it we can all sit back
      And laugh
      But I fear tomorrow I'll be crying,
      Yes I fear tomorrow I'll be crying
      .Yes I fear tomorrow I'll be crying

    15. 2 کاربر برای این پست سودمند از Dariush گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Alice (12-04-2013),sonixax (12-04-2013)

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    کلیدواژگان این جُستار

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •