• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    برگ 3 از 6 نخستیننخستین 123456 واپسینواپسین
    نمایش پیکها: از 21 به 30 از 55

    جُستار: پیشگیری از خستگی

    1. #21
      سخنور یکم
      Points: 15,939, Level: 81
      Level completed: 18%, Points required for next Level: 411
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      انفجار!!!
       
      Empty
       
      Rationalist آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Aug 2012
      ماندگاه
      اتاق قرمزم!
      نوشته ها
      626
      جُستارها
      16
      امتیازها
      15,939
      رنک
      81
      Post Thanks / Like
      سپاس
      583
      از ایشان 1,197 بار در 508 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      13 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      مهربد گرامی؛ کتابی که برای دانلود معرفی کردید شامل کپی رایت می باشد و من هم خود را ملزم به رعایت حقوق نویسنده آن می دانم و از این رو کتاب را پس از دانلود از بین بردم!
      ولی می توان پیرامون ''جریان روانی'' بر اساس مقاله ویکی پدیا گفتگو نمود.
      شما خودتان چه اندازه در این رابطه مطالعه داشته اید؟
      پرده ی آخر تراژدی من: انفجار

    2. 3 کاربر برای این پست سودمند از Rationalist گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Mehrbod (09-09-2012),Ouroboros (09-09-2012),sonixax (09-09-2012)

    3. #22
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,554 بار در 7,514 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Rationalism Ideology نمایش پست ها
      مهربد گرامی؛ کتابی که برای دانلود معرفی کردید شامل کپی رایت می باشد و من هم خود را ملزم به رعایت حقوق نویسنده آن می دانم و از این رو کتاب را پس از دانلود از بین بردم!
      ولی می توان پیرامون ''جریان روانی'' بر اساس مقاله ویکی پدیا گفتگو نمود.
      شما خودتان چه اندازه در این رابطه مطالعه داشته اید؟
      درود،
      من درباره خستگی پژوهشی نکرده‌ام، دانسته‌های پراکنده‌ای که ولی داشتم را اینجا آوردم.
      درباره خود خستگی مانند شما دنبال راهکار هستم و اگر شما نیز کم کم دانسته‌ها و پژوهش‌هایتان را بیاورید میتوانیم با آزمایش عملی به درستی آنها پی ببریم.

      هرآینه نَسک بالا یک آمیخته‌ای از روانشناسی، فلسفه و ... برای خوشی‌آور کردن کار و زندگی است و فراتر از فرهشت خستگی تنها میرود، ولی آنرا هم دربر گرفته.

      روی هم رفته خستگی روانی چنانکه بالا هم گفتیم بیخود نیست و کارکرد دارد.
      مغز آدمی میکوشد بُن‌مایه‌هایش را در راه درست هزینه کند و خستگی روانی در این دید چیز بیشتری از کاری نیست که priority یا برگزیدگی خود را از دست داده باشد.
      ناخودآگاه تا آنجاییکه میدانیم هست (پیرامون گفتگوها در جستار http://www.daftarche.com/%D8%AF%D8%A...623/#post14880) و خواب دیدن میتوان آنرا پایور (اثبات) کند.

      پس خستگی روانی میبینیم که همیشه بد نیست و برنامه بجایی هم هست. از سوی دیگر، خستگی روانی تا آنجا که میدانیم نهان ناخودآگاه آدمی
      درست میکند، پس اگر ما در یک کاری نخواستیم خستگی روانی داشته باشیم ولی به هر روی خسته بودیم، یک ستیز میان خودآگاه و ناخودآگاه ما پیش آمده.

      راهکارهای ما اکنون میتوانند پیرامون این باشند که چگونه ناخودآگاهمان را با گزینش خودآگاهمان همسو کنیم.




      پ.ن.
      درباره کتابها نیز حق با شما است. هر آینه اگر بیرون از ایران هستید میتوانید آنرا نگاهی سرسری انداخته و اگر خوشتان آمد بخرید که بیشتر از 10 دلار هم نیست.
      اگر هم ایران هستید که خوب خرید شدنی نیست و برای همین pdf توانایی خواندن آن را میدهد.
      این ویژگی آزاد بودن دانلود کتابها را نیز بزودی میبندیم که جستجوپذیر (searchable) نباشند.

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    4. 3 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Rationalist (09-11-2012),Russell (09-11-2012),sonixax (09-11-2012)

    5. #23
      سخنور یکم
      Points: 15,939, Level: 81
      Level completed: 18%, Points required for next Level: 411
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      انفجار!!!
       
      Empty
       
      Rationalist آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Aug 2012
      ماندگاه
      اتاق قرمزم!
      نوشته ها
      626
      جُستارها
      16
      امتیازها
      15,939
      رنک
      81
      Post Thanks / Like
      سپاس
      583
      از ایشان 1,197 بار در 508 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      13 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      درود،
      من درباره خستگی پژوهشی نکرده‌ام، دانسته‌های پراکنده‌ای که ولی داشتم را اینجا آوردم.
      درباره خود خستگی مانند شما دنبال راهکار هستم و اگر شما نیز کم کم دانسته‌ها و پژوهش‌هایتان را بیاورید میتوانیم با آزمایش عملی به درستی آنها پی ببریم.
      آری خوب است؛ ولی امیدوارم که در این رابطه من تنها نباشم که تلاش می کند! بلکه از شما نیز چشم داشت تلاش و فعال بودن دارم!


      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      راهکارهای ما اکنون میتوانند پیرامون این باشند که چگونه ناخودآگاهمان را با گزینش خودآگاهمان همسو کنیم.



      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      درباره کتابها نیز حق با شما است. هر آینه اگر بیرون از ایران هستید میتوانید آنرا نگاهی سرسری انداخته و اگر خوشتان آمد بخرید که بیشتر از 10 دلار هم نیست.
      اگر هم ایران هستید که خوب خرید شدنی نیست و برای همین pdf توانایی خواندن آن را میدهد.
      ایران بودن یا نبودن من مهم نیست؛ بلکه مهم سیستم اخلاقی ام می باشد، که آن را اجرا کنم!
      پرده ی آخر تراژدی من: انفجار

    6. 3 کاربر برای این پست سودمند از Rationalist گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Mehrbod (09-14-2012),Russell (09-14-2012),sonixax (09-14-2012)

    7. #24
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,554 بار در 7,514 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      بَیوسِش[1] - Expectation

      یکی از فاکتورهای بیاندازه مهم دیگر بدید من در راستای شناخت «خستگی»، فرایند چشمداشتن یا بَیوسیدَن[2] است.

      بیوسش یکی از پایه‌ای‌ترین کارهایی است که مغز آدم می‌انجامد و از کوشش مغز در پیشبینی[3] آینده میاید. اگر ما یک چیزی ببیوسیم و آنگونه که میخواستیم
      پیش برود، به ما سرخوشی و لذت دست میدهد؛ زمانی هم که رویدادها بر پاد پیشبینی‌های ما رخ میدهند، احساس ناامیدی و دلسردی جای آن را میگیرند.

      همانجور که در بالا گفتیم، بسیاری از فرایندهای طبیعی بریخت نارژگین[4] (non-linear) رخ میدهند و در فَربود[5] و واقعیت پیشبینی ناپذیر هستند؛
      ما تنها برای برخی از آنها ژنتیکی آمادگی رویارویی بی اینکه هرگز خسته شویم را داریم، بسیاری دیگر ولی از دامنه کنترل خستگی ما بیرون میروند.


      فرایند بیوسش بریخت ساده برای همین فروم خودمان میشود اینکه پیش از تایپ کردن نام انجمن daftarche.com، پیش خود ببیوسیم که اکنون چه کسانی چه
      پیک‌های تازه‌ای فرستاده‌اند و چشمداشت دیدن جُستارهایی داغ و پُرپیک را داشته باشیم؛ در فربود زمانیکه نام سایت را تایپ میکنیم یکی از این دو آینده باز میشوند:

      A. پیشبینی ما [تا اندازه زیادی] درست از آب درامده و انجمن داغ و پرتکاپو است.
      B. پیشبینی ما [تا اندازه زیادی] نادرست از آب درآمده و جُستارهای سوت و کور میابیم.

      اکنون اگر پیشبینی ما همخوانی[6] با فَربود داشته و A بود، به ما یک سُهش[7] و احساس سرخوشی دست داده و از پیشبینی درستمان لذت میبریم.
      در سوی دیگر، اگر پیشبینی ما همخوانی نداشته و B بود، به ما اندکی احناامیدی و دلسردی دست داده که چرا فربود همانی که میبیوسیدیم نشد.


      در راهکاریابی برای خستگی، ما به پیوند دو فرایند بَیوسش و بَرگزیدگی[8] (priority) دادن مغز میرسیم؛ چنانکه بالا گفتیم مغز میکوشد بُن‌مایه‌های[9]
      زیستیخود را در راههای که بیشترین سود را میرسانند هزینه نموده و برگزیدگی دهد، ولی چگونه مغز میتواند کار بدردبخور را از نابدردخور بازشناسد؟

      در اینجا میتوان گفت که بسآمد[10] (frequency) درستی و نادرستی بَیوسش‌ها[1] میتواند یکی از فاکتورهای سرنوشتساز در «ناامیدی» باشد؛ مغز میتواند
      بسادگی با شمارش و گرفتن بارهایی که ناامید شده‌ایم (چشمداشت‌های ناهمخوان[11] با فربود و واقعیت) و با بارهایی که چشمداشت‌‌هایمان با فربود همخوانی داشته،
      به یک برآورد[12] زمخت ولی کارا در فرگزینی (تصمیم‌گیری) دست یابد: "آیا اینکار - سر زدن به انجمن دفترچه در بالا - ارزش آن را دارد که در آینده نیز تکرار شود یا خیر".


      در هنگام کار و از روی پیچیدگی پیشبینی[3] ناپذیر بیشتر فرایندهای کاری، زمانهایی که پیشبینی‌های ما برپاد آنچه میاندیشیم درمیایند زیاد بوده و این یکی از فاکتورهایی است که
      مایه خستگی و دلزدگی و سرانجام ناامیدی از دنبال نمودن کار میشود، هنگامیکه در فربود[5] شاید اگر کمی بیشتر کار و انرژی هزینه میشد به فرجام[13] خواستنی میرسیدیم - و شاید هرگز نمیرسیدیم.



      راهکارها

      پیشبینی نکردن و نداشتن چشمداشت
      از آنجاییکه پیشبینی فرایندی سخت و دشوار است، بهترین کار در زمینه‌هایی که بهتر دیده میشوند پیشبینی نکردن آگاهانه آینده و نداشتن کوچکترین بیوسش و چشمداشتی از پیرامون[14] خود است.
      در این رویکرد ما در فرهود[15] (حقیقت) به خوشی‌ای که از کار کردن میبریم نیز میافزاییم، چرا که:

      1. اگر پیشبینی نکنیم و فرجام کار خوب باشد، بریخت سورپرایز دریافت شده و لذت میبریم.
      2. اگر پیشبینی نکنیم و فرجام کار خوب نباشد، از آنجاییکه پیشبینی‌ای نداشته‌ایم، پس احساساتی و ناامید نشده و با ذهنیتی باز و منطقی آنرا ارزیابی[16] میکنیم.



      دوراندیشی
      بجای پیشبینی میتوانیم دوراندیشی کنیم. دوراندیشی نیازی به پیشبینی ندارد و به رویکردگزینی برمیگردد. رویکردگزینی میشود داشتن رویکرد در برابر
      برآیه[17] یا outcome هایی که کنش‌های ما میتوانند در پی داشته باشند.
      برای نمونه اگر بخواهیم برای کاری از کسی کمک بگیریم، بجای پیشبینی پیش
      خودمان با "حتما میپذیره"، میتوانیم با رویکردگزینی اینچنین گزینه‌هایمان را پیشاپیش آماده کنیم:

      اگر پذیرفت:
      دشواری از میان رفت

      اگر نپذیرفت:
      چه کسان دیگری میتوانند بجای او کمک کنند؟
      ایا راهی میماند که انگیزه‌اش از کمک کردن را پس از نه پاسخ گرفتن زیاد کنم؟
      اگر به هیچ روی کمک نکرد، چکار دیگری میتوانم بکنم؟

      هرآینه نباید فراموش کرد که اگر در رویکردگزینی همه گوشه‌های پنهان و ناپنهان را در نگر نگیریم، خود میشود یک پیشبینی‌ای[3] همراه با ناامیدی و رنجش.
      برای نمونه پیش از زنگ زدن شاید فراموشیده باشیم که پول تلفن از روی دیرپرداخت قطع شده و همه برنامه‌های ما پس از برداشتن تلفن نقش بر آب شوند!




      بهکرد پیشبینی
      این راهکار بیشتر به راهکاری جادویی میماند، اگر ما میتوانستیم آینده را بهتر پیشبینی کنیم هماکنون نیز کرده بودیم و نیازی دیگر به بازاندیشی نمیرفت.

      ولی در فربود[5] راه‌هایی هست که همه ما میتوانیم پیشبینی‌های بهتری بکنیم و برای نمونه با
      به میان کشیدن فرایند نارجگینی، پیش‌بینی‌های کمتر و بلند-زمان‌تری[18] بزنیم که در ریخت معمولی نمیکنیم.
      این راهکار نیاز به کارکشتگی بسیار دارد و بهتر است با رویکردی گرایندیک (probabilistic) دست به این
      دسته از پیشبینی‌ها زده و همچنین نیاز به بازکردن گُستره ارزیابی و پایین آوردن «شمارش ارزیابی کارایی‌‌ها» دارد.



      بهکرد پیشبینی -> گستره ارزیابی[16] کارایی - Performance evaluation

      ارزیابی کارایی چیزی بیشتر از نگاه به کار انجام شده و سپس ارزیابی و همسنجی[19] آن بیشتر نیست. فرایند ارزیابی یک چیز از دو بخش ساخته شده:
      ارزیابی زدن پیشبینی‌های پیشین خودمان با کارایی کنونی: آیا کار همانجور که میاندیشیدیم پیش رفته؟
      پیشبینی پنهان‌وار (implicitly) آینده: اگر تا امروز اینجور کارایی پیش رفته، پس تا دو هفته دیگر چه خواهد شد؟

      برای نمونه تارنمای خودمان، اگر ما دوراندیشانه بدنبال داغ کردن جُستارهایمان باشیم و اگر بازه[20] زمانی ارزیابی را روی 4 ساعت یکبار بگذاریم: هر چهار ساعت یکبار به تارنما آمده و ببینیم جُستارها چه اندازه داغ شده‌اند، پیشبینی و بَیوسش[1] ما از داغ بودن جستارها و دیدن پیک تازه نافرجام بوده و دلسرد خواهیم شد.
      هرآینه اگر ما همچنان دوراندیشانه بدنبال داغ شدن جُستارهای تارنما باشیم، ولی هر 2 روز یکبار سر بزنیم، اینبار بی کوچکترین دگرشی[21]
      ما جُستارهای داغ زیادی میبینیم و حس دلگرم شدن به کار جای دلسردی را میگیرد، بی اینکه کوچکترین چیز دیگری دگرسته باشد!

      این کار در فرهود[15] بمانند کاهش نوفه[22] یا noise reduction میباشد. به زبان ساده اگر جایی سر و سدا بود، بجای پرداختن به
      سر و سدا و نوفه میتوان به کار دیگری پرداخته و بگذاریم پس از خوابیدن سر و سداها، داده‌های پالایش[23] شده خود به ما برسند.

      به نمونه دیگر، اگر کسی هر روز روزنامه را به دقت بخواند، از آنجاییکه داده‌های پالایش نشده زیادی
      را پردازش میکند کارکرد خود در پیشبینی[3] آینده را سدها بار در برابر کسی که بجای روزنامه هفته‌نامه را میخواند پایینتر آورده.

      رویکردهای بهتری همیشه هستند که میتوان با جستجو یافت. برای نمونه دنبال نکردن رسانه‌ها[24] و گذاشتن اینکه خبرهای مهم خود خودشان
      را به گوش ما برسانند: در این ریخت آدمهای دیگر همه خبرها را خوانده و پردازش نموده و با شور و هیجان مهمترین‌هایشان را برای ما میگویند.






      ----
      1. ^ آ ب پ Bayuseš || بیوسش: چشمداشت Ϣiki-En, Dehxodâ expectation
      2. ^ Bayusidan || بیوسیدن: چشمداشتن, انتظار بردن Dehxodâ to expect
      3. ^ آ ب پ چ piš{pišvand}+bin+i{pasvand}::Pišbini || پیشبینی: prediction
      4. ^ Nâražgin || None: نارژگون; ناخطی; غیر خطی non-linear
      5. ^ آ ب پ far+bud::Farbud || فربود: فرابود; آنچه فرای ما هست; واقعیت Ϣiki-En reality
      6. ^ Hamxwâni || همخوانی: تطابق, هم‌خورد; مطابقت Ϣiki-En match
      7. ^ Sohidan || سهیدن: حس کردن MacKenzie to sense
      8. ^ bar+gozid+eg+i{pasvand}::Bargozidegi || برگزیدگی: اولویت priority
      9. ^ bon+mâye::Bonmâye || بنمایه: منبع Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ resource || بنمایه: منبع زیستی biological resource
      10. ^ bas+âmad::Basâmad || بسامد: بسیار آمدن Ϣiki-En frequency
      11. ^ ham+xwânidan::Hamxwânidan <— Hamxwândan || همخوانیدن: همخوانی کردن Ϣiki-En to match
      12. ^ bar+âvardan::Barâvardan || براوردن: تخمین زدن Ϣiki-En to estimate || براوردن: برطرف کردن to fullfill | || براوردن: بالا آوردن; بربردن Dehxodâ
      13. ^ Farjâm || فرجام: پایان; خاتمه Ϣiki-En, www.loghatnaameh.org conclusion; ending
      14. ^ pirâ+mun::Pirâmun || پیرامون: محیط Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ perimeter
      15. ^ آ ب far+hud::Farhud || فرهود: فرهوده; حقیقت Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ, Dehxodâ truth
      16. ^ آ ب arz+yâftan::Arzyâftan || ارزیافتن: یافتن ارزش Ϣiki-En to evaluate
      17. ^ bar+ây+e::Barâye || برایه: نتیجه ⚕Heydari☉, Ϣiki-En result
      18. ^ Boland-Zamân || بلند-زمان: مدت طولانی long-term
      19. ^ ham+sanjidan::Hamsanjidan || همسنجیدن: مقایسه کردن to compare
      20. ^ bâz+e::Bâze || بازه: فاصله‌یِ زمانی Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ interval
      21. ^ Digarestan <— Degarestan || دیگرستن: تغییر کردن Ϣiki-En to change
      22. ^ Nufe || نوفه: اختلال ⚕Heydari☉, Ϣiki-En noise
      23. ^ Pâludan || پالودن: تمیز کردن; پاک کردن Ϣiki-En, Ϣiki-En to refine; to clear
      24. ^ Rasâne || رسانه: اندوه و دریغ خوردن Dehxodâ, Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ bemoan; lament
      ویرایش از سوی Mehrbod : 04-14-2013 در ساعت 01:23 AM
      Russell, Rationalist and Alice like this.

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    8. 4 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Alice (09-19-2012),Aria Farbud (03-22-2014),Rationalist (09-15-2012),sonixax (09-15-2012)

    9. #25
      سخنور یکم
      Points: 15,939, Level: 81
      Level completed: 18%, Points required for next Level: 411
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      انفجار!!!
       
      Empty
       
      Rationalist آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Aug 2012
      ماندگاه
      اتاق قرمزم!
      نوشته ها
      626
      جُستارها
      16
      امتیازها
      15,939
      رنک
      81
      Post Thanks / Like
      سپاس
      583
      از ایشان 1,197 بار در 508 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      13 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      مهربد گرامی؛ این راهکار می تواند در کاهش خستگی موثر باشد، ولی کافی نیست.
      ضمن اینکه در همین راهکار همچنان بسیاری از چشم داشت ها ناخودآگاه هستند؛ شما با این مشکل چه می کنید؟



      ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــ
      آیا در چم تفاوتی میان واژگانِ ''فربود'' و ''فرهود'' وجود دارد؟
      پرده ی آخر تراژدی من: انفجار

    10. 3 کاربر برای این پست سودمند از Rationalist گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Mehrbod (09-16-2012),Russell (09-16-2012),sonixax (09-16-2012)

    11. #26
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,554 بار در 7,514 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Rationalism Ideology نمایش پست ها
      مهربد گرامی؛ این راهکار می تواند در کاهش خستگی موثر باشد، ولی کافی نیست.
      آری بسنده که نمیکند، ولی در آغاز راه هستیم و باید همه اینها را در خورجین ابزارهای خود داشت



      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Rationalism Ideology نمایش پست ها
      ضمن اینکه در همین راهکار همچنان بسیاری از چشم داشت ها ناخودآگاه هستند؛ شما با این مشکل چه می کنید؟

      این دشواری نیست و پیشتر هم به آن پرداخته شد. خودآگاه و ناخودآگاه دو آبخوست (جزیره) جدا از هم نیستند.

      به گفته دیگر، خودآگاه و ناخودآگاه پیوندی دیالکتیک با هم دارند، خودآگاه روی ناخودآگاه می‌هَناید
      (اثر میگذارد) و ناخودآگاه روی خودآگاه و از اندرکنش (interaciton) این دو است که اندیشه ما ریخت میگیرد.

      پس اگر چیزی که بالا گفتیم را خواننده بخواند، آموزه در خودآگاه میماند و به ناخودآگاه نیز میرود.
      اینبار زمانیکه ما میخواهیم برای نمونه درباره یک چیزی پیشبینی کنیم، ناخودآگاه فرَهشت (theme) را به
      خودآگاه میاورد و ما به یاد میاوریم که نباید بریخت پیشین پیشبینی کنیم و از آموزه فراگیری شده نوین بجایش سود میجوییم.



      اینکار را در روشن خوابی یا lucid dreaming هم می‌انجامند:

      http://www.daftarche.com/%DA%AF%D9%8...647/#post15829
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Alice
      آیا کسی از دوستان رویای روشن (رویایی که در آن میدانیم بیدار نیستیم) می بیند؟
      یکی از تکنیکهای Lucid Dreaming بهره جستن از شیوه Reality Testing می باشد ، RT
      این شیوه کارامدترین راه می باشد ، به این گونه که شما در درازای روز با برنامه ریزی (برای نمونه هر پنج دقیقه یک بار) این پرسش را از خود میکنید : "من بیدار هستم یا خواب؟" سپس پاسخ میدهید ، و پس از مدتی تمرین و بازگویی این پرسش ، یک بار در رویا این پرسش را از خود میکنید !
      ولی ، باید در نظر داشته باشید که ممکن است از روی عادت (در زمانی که بیدار بودید) پاسختان این باشد که "خب ، من بیدارم" ، از این رو در درازای روز هنگامیکه از خود می پرسید "من بیدار هستم یا خواب؟" یک آن باید به همه چیز شک کنید و سپس پاسخ دهید !
      این "شک" باعث میشود مرز بین رویا و واقعیت در خواب برایتان روشنتر باشد ،
      این گام نخست بود !
      تقریباً هر فردی رویای روشن را برای چندین بار تجربه میکن ؛ کسانی که ناشی ترند به محض آگاه شدن در خواب به گونه ای خود را بیدار میکنند ، یا با کشتن خودشان در رویا ، یا ضربه زدن (Kick) و ... !




      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Rationalism Ideology نمایش پست ها
      ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــ
      آیا در چم تفاوتی میان واژگانِ ''فربود'' و ''فرهود'' وجود دارد؟
      آری، فربود یا فرابود به آنچه می‌نمارد (اشاره میکند) که فراتر از ما و بیرون از "جهان ذهنی ما" هست = reality
      فرهود به آنچه مینمارد که ما از جهان بیرونی درمیابیم = truth

      نمونه خوب آن لغزش‌های اندیشیک مانند خطای چشم هستند که ما میدانیم فربود یک چیز است و فرهودی که «ناخودآگاه» درمیابیم چیز دیگر.

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    12. 5 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Alice (09-19-2012),Aria Farbud (03-22-2014),Rationalist (09-19-2012),Russell (09-19-2012),sonixax (09-20-2012)

    13. #27
      سرنویسنده دوم
      Points: 47,012, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      بدون وضعیت
       
      هیچ
       
      Alice آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Sep 2012
      نوشته ها
      1,716
      جُستارها
      8
      امتیازها
      47,012
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      2,739
      از ایشان 4,155 بار در 1,601 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      75 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      این جستار برایم بسیار سودمند بود :)
      اکنون که می نگرم Expectation یا همان بَیوسِش (!) که فرمودید در ایجاد خستگی و دلسرد شدنِ من در بعضی مسائل بسیار تاثیرگذار بود و من تا بحال به آن توجه نداشتم !
      چشم براه پست های بعدی هستیم ...
      Catwoman: from here, Bane's men patrol the tunnels. And they're not your average brawlers
      Batman: Neither am I

    14. 4 کاربر برای این پست سودمند از Alice گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Aria Farbud (03-22-2014),Mehrbod (09-19-2012),Russell (09-19-2012),sonixax (09-20-2012)

    15. #28
      سخنور یکم
      Points: 15,939, Level: 81
      Level completed: 18%, Points required for next Level: 411
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      انفجار!!!
       
      Empty
       
      Rationalist آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Aug 2012
      ماندگاه
      اتاق قرمزم!
      نوشته ها
      626
      جُستارها
      16
      امتیازها
      15,939
      رنک
      81
      Post Thanks / Like
      سپاس
      583
      از ایشان 1,197 بار در 508 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      13 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      یکی از روشهایی که من از آن برای کاهشِ خستگی سود می برم؛ تهیه یک لیست از مفاهیم و واژگانی است که برایم انگیزه زا و بر ناخودآگاهم تحریک کننده هستند. زمان هایی که از فعالیت در یک جستار اندک اندک دچارِ خستگی می شوم به محتویات آن لیست می اندیشم؛ دشواری ها و رنج های منفیِ برخی عناوینِ لیست و دست یافتن به هدفِ موردنگرم و رسیدن به آسودگی را تجسم می نمایم و فرنودهای منطقی ام را برای ادامه فعالیتم مرور می کنم. برای نمونه برخی از انگیزه زا ترین مفاهیم برای من چنین هستند: جمهوری اسلامی و رنج هایی که به خاطر آن به من و بسیاری از انسانها رسیده، اسلام و پلیدی هایش(ارتداد،سنگسار،تروریس و...). در این روش تجربیات شخصی و شخصیت هر کسی ممکن است بر مفاهیمی متفاوت حساس و انگیزه زا باشد. باز هم برای نمونه آنچه به طور کلی از اسلام و ج. ا بیان نمودم، برای خودم به گونه ای که در زندگی تجربه داشتم در تحقیر شدن ها،طردشدن ها،مورد بی عدالتی ها، تمسخر ها و... بیشتر انگیزه می گیرم. این روش برای من تا اندازه زیادی مفید بوده و امیدوارم شما هم از آن نتیجه بگیرید!
      پرده ی آخر تراژدی من: انفجار

    16. 5 کاربر برای این پست سودمند از Rationalist گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Alice (09-24-2012),Mehrbod (09-24-2012),Ouroboros (09-24-2012),Russell (09-24-2012),sonixax (09-24-2012)

    17. #29
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,554 بار در 7,514 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      فرزام‌گِرایی[1] - Perfectionism

      اگر نخستین دشمن در خستگی «بَیوسِش[2]» باشد، دومین دشمن بیگمان «فرزام‌گرایی» است

      فرزام‌گرایی یکی از بزرگترین بازدارنده‌های احساسی در انجام ندادن و پس‌افکنش[3] کارها به آینده است.

      Sticky
      زمانیکه ما میخواهیم یک کار را بفرزامی هر چه بیشتر بیانجامیم، این «حس» که بیشمار
      لغزش (اشتباه) میتوانیم داشته[4] باشیم، بزرگترین بازدارنده احساسی در آغازیدن کار خواهد بود.



      در فرهود[5] (حقیقت) به انجام رساندن بیشتر کارها خود فرایندی نارژگین[6] را دنبال میکند. برای نمونه اگر انجام یک کاری بگوییم نیاز به 100 یکان[7] انرژی
      داشته باشد، به انجام رساندن کار تا 90 درسد آن تنها 30 یکان انرژی میگیرد، از 90 تا 95 درسد 30 یکان انرژی دیگر، و از 95 تا 100 درسد 40 یکان انرژی خواهد گرفت!

      برای نمونه اگر کار ما نوشتن یک نوشتار باشد، 90 درسد کار میشود نوشتن شالوده و پایه‌ی نوشتار که فردید[8] را برساند، 5 درسد دیگر میشود ویرایش[9] و گرفتن
      لغزش‌هایی که در کاربرد واژگان و یا تایپ پیش آمده، 5 درسد دیگر ولی میشود نگاه به جایگاه هر واژه، بررسی درستی همه واژگان نوی بکار رفته، بازبینی بیشتر در اینکه
      همه چیز همانگونه که دقیقا میخواستیم نوشته شده باشد و جایگزینی واژگان با همچَم‌های[10] بهتر و روی هم رفته هر چیز ریز و معمولا نه چندان مَهند[11] دیگری که آنجا هست.


      رویکردهای وابسته به فرزام‌گرایی[1] (بد):


      بهینش[12]: رویکردی که کَس میکوشد فرایندها را تا جایی که میشود ببهیند، بریختی که هیچ بخشی از کار نابهینه‌تر از آن چیزی که میتوانست باشد نشود.

      زیبایی‌شناسی[13]: رویکردی که کس میکوشد همه چیز به زیباترین ریخت و دیس[14] خود باشد.
      بسیاری از زمانها همه فرایندهای وابسته میتوانند بهین[15] بوده، ولی همچنان از دید زیبایی‌شناسی بخشی از کار لنگ بزند.


      در گزیرش[16] و برای نمونه برنامه‌ریزی رایانه‌ای، فرایافتی[17] داریم بنام satisficing (ساخته از دو واژه satisfy + suffice) یا پارسی[18] نزدیک آن () که به فرایندی می‌نِمارد[19] (اشاره میکند) که ما هیچگاه نخواهیم توانست براه[20] پردازش پَرسون[21] به پاسخ برسیم، در برآیه با خوارزم‌های[22] (algorithm)
      گوناگون تنها بدنبال پاسخ‌هایی میگردیم که یک آستانه خوشنودپذیری را رد کنند یا به گفته دیگر، راهکاری نَزدین[23] به راهکار بِهین[15] میابیم.



      روی هم رفته، زمانیکه میخواهیم یک کار را بیانجامیم، اگر دچار فرزام‌گرایی[1] شده باشیم، فرجام[24] کار را در ذهن خود پایان یافته و بسیار زیبا و بهین میبینیم. این انگاره[25] (تصور)
      اگرچه بسیار زیباست، ولی خود مایه این میشود که نخواهیم کار را بیاغازیم، چرا که دورنمایی بسیار سخت و پیچیده از کار برای خودمان ساخته‌ایم که خودآگاه و ناخودآگاه میدانیم برای رسیدن به این فرجام فرزام‌، باید انرژی بسیار بسیار زیادی هزینه کنیم.


      در اینجا فرایند پدافندین ذهنی، پس‌افکنش[3] درون شده و هر فعالیت دیگری (کتاب خواندن، بیرون رفتن، فیلم
      دیدن و ..) در برابر آنچه میخواهیم انجام دهیم خواستنی‌تر شده و با کشاندن ما بسوی خود، از کار بازمی‌دارند‌مان.



      راهکارها

      رویکرد خوشنودپذیری

      با گزینش این رویکرد، در ذهن خود انجام هر فرایندی را تنها تا جایی انجام شده بیانگارید (تصور کنید) که تنها "کار کند". از افتادن در دام فرزام‌گرایی[1] خودداری نموده
      و بجای اندیشیدن به فرجام[24] بسیار زیبا و خواستنی کارتان، یک فرجام کثیف و نه چندان حرفه‌ای ولی انجام شده را ببینید که تنها دشواری از میان برداشته شده.

      برای نمونه اگر میخواهید یک نوشتاری بنویسید، پیش از آغاز، یک نوشتار بسیار زیبا و پایان یافته که همه بخش‌های آن بدقت و درستی سر جای خود جای گرفته‌‌اند
      و واژگان بزیبایی کنار یکدیگر آمده‌اند را نیانگارید! بجای آن یک نوشته درهم برهم که تنها فردید[8] شما را میرساند را بیانگارید و سپس در راستای رسیدن به این انگاره[25] نوشتن را بیاغازید.

      پس از پایانیدن این دست‌نوشت کثیف آغازینی، نخست به خودتان برای به پایان رساندن آن شادباش و خسته نباشید بگویید‌ ، سپس با ارزیابی[26] اگر براستی نیاز به کار بیشتر داشت دوباره یک فرجام[24] نه چندان زیبا، ولی اندکی بهتر را بیانگارید که کار بسیار کمتری برده و در کمترین زمان میتوان انجامیده و روند را از نو بیاغازید.

      اگرنه که بکوشید تا جای شدنی تنبل بوده و اگر کارتان را راه میانداخت دیگر به آن نپردازید.



      پذیرفتن لغزش‌ها و انبار کردن فرایند رسیدگی

      اگر هنگام نوشتن ایرنگی[27] در کار خود میبینید آن را آگاهانه نادیده بگیرید. بیاد داشته[4] باشید که در هر کاری خواه ناخواه لغزش‌هایی رخ خواهند داد، تا زمانیکه این لغزش‌ها
      مایه نارسایی یا از کار افتادگی نباشند نیازمند زمان و ویرایش[9] شما نیستند و در فرهود[5] نه تنها نیازمند نگرش شما نیستند، که نباید آنها را درست کنید.

      در نوشتن برای نمونه این میتواند دربرگیرنده لغزش‌های تایپی، نوشتاری، واژگانی و .. باشند.

      در کنار پذیرفتن بخشی از لغزش‌ها، میتوانید یک بازه زمانی برای رسیدگی به لغزش‌های مهند[11] در نگر بگیرید. در نمونه نوشتن، میتوانید یک نوشتار را بی
      انیکه به لغزش‌های خود دست بزنید را نخست نوشته، سپس هر چهار یا پنج پاراگراف یکبار یا هتا بهتر از آن، زمانیکه نوشته پایان یافت برگشته و لغزش‌ها
      را، آنهم نه همه آنها که تنها آنهایی که براستی ارزش درست شدن دارند را بویرایید[9].

      این رویکرد انبار کردن لغزش‌ها از دید زمان و از دست ندادن شکیبایی بی اندازه مَهندی دارد و با انجام
      تنها یکبار آن میبینید که فرایند لغزش‌گیری نه تنها دردآور نیست که نکته‌هایی هم از خودتان به خودتان میاموزاند.


      ----
      1. ^ آ ب پ چ Farzâmgerâyi (farzâm+gerâ+yi)|| فرزامگرایی: گرایش به فرزامی; کمال‌گرایی ϢEn, Dehxodâ Perfectionism
      2. ^ Bayuseš|| بیوسش: چشمداشت Expectation
      3. ^ آ ب Pasafkaneš|| پسافکنش: به آینده موکول کردن ϢEn Procrastination
      4. ^ آ ب Dâte (dât+e)|| داته: قانون Law; rule
      5. ^ آ ب Farhud|| فرهود: فرهوده; هوده=حق; حقیقت ϢEn Truth
      6. ^ Nâražgin|| None: نارژگون; ناخطی; غیر خطی Non-linear
      7. ^ Yekâ|| یکا: واحد اندازه‌گیری Unit
      8. ^ آ ب Fardid|| فردید: منظور Purpose; intention
      9. ^ آ ب پ Virâstan|| ویراستن: ویرایش کردن; تصحیح کردن To edit
      10. ^ Hamcam|| همچم: مترادف Synonym
      11. ^ آ ب Mehand (meh+and)|| مهند: مهم Important; significant
      12. ^ Behineš (behin+eš)|| بهینش: بهینه‌سازی ϢEn Optimization
      13. ^ Zibâyišenâsi|| زیباییشناسی: شناخت زیبایی; دریافت زیبایی ϢEn Aesthetics
      14. ^ Disidan|| دیسیدن: فرم گرفتن; دیس گرفتن To form
      15. ^ آ ب Behin|| بهین: ϢEn Optimal
      16. ^ Gozireš|| گزیرش: تصمیم گیری Decision making
      17. ^ Farâyâft|| فرایافت: پنداره‌ای که از چند پنداره‌یِ دیگر ساخته شده باشد; مفهوم Concept
      18. ^ Pârsik (pârs+ik)|| پارسیک: زبان پارسیِ نزدیکتر به پهلویک D Persian persisch
      19. ^ Nemâridan|| نماریدن: اشاره کردن; نماره کردن To point
      20. ^ Barâye (bar+âye)|| برایه: خروجی Outcome
      21. ^ Parsun|| پرسون: باریک; دقیق Precise
      22. ^ Xvârzmidan|| خوارزمیدن: الگوریتم کردن To algorithmize
      23. ^ Nazdin|| نزدین: تقریبی ϢEn Approximate
      24. ^ آ ب پ Farjâm|| فرجام: پایان; خاتمه ϢEn, www.loghatnaameh.org Conclusion; ending
      25. ^ آ ب Engâre|| انگاره: ایده www.loghatnaameh.org, ϢEn Idea
      26. ^ Arzyâftan (arz+yâftan)|| ارزیافتن: یافتن ارزش ϢEn To evaluate
      27. ^ Irang|| ایرنگ: خطا; لغزش Error
      ویرایش از سوی Mehrbod : 03-19-2013 در ساعت 12:50 AM
      Rationalist and Alice like this.

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    18. 3 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Alice (09-24-2012),Russell (09-24-2012),sonixax (09-24-2012)

    19. #30
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,554 بار در 7,514 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      آیین‌ها - Rituals

      در راستای خسته نشدن میتوان جدا از پیشنهادهای[1] بالا، آیین‌هایی را نیز شهبانوی مِندار (ملکه ذهن) خود نمود.
      پیروی از «آیین» گویا ریشه در فرگشت[2] دارد و یا دست‌بالا به ساختار مغز و پِی‌دانش[3] (neuroscience) برمیگردد.


      آیین‌ها کارهایی ساده‌ای هستند که "پیش" و "میان" و "پس" از کار میتوان انجامید. بهترین راه برای گزینش آیینی که با خوی شما بیشترین سازگاری
      را داشته باشد آزمایشِ آیین‌های گوناگون است. آزمایش نمونه‌وار میتواند آزمودن کارهایی همچون یک پیاده‌روی کوتاه تا درست کردن چایی/قهوه پیش از آغازیدن کار باشد.

      Sticky بجا آوردن آیین‌‌های خویش، یکی از بهترین راه‌ها برای از میان بردن خستگی و بازبرانگیزش خود بویژه در آغازش کار است.



      آیین‌های بسیار گوناگونی داریم. با شناخت و یا درست کردن آیین‌های ویژه خود و بمانند راز نگه داشتن میتوانید بگونه‌ای مغزتان را
      بوتاریک[4] و آماده بکار کنید. ترفند در یافتن آیینی است که تنها و تنها برای خودتان معنی‌دار باشد و کار کند. آیین همانجور که گفتیم
      نیازی نیست نه پیچیده باشد نه زمان‌بر، هر کاری تا زمانیکه برای خودتان معنی ویژه‌‌ای داشته یا سرخوشی‌آور باشد میتواند در جایگاه آیین بکار رود.

      ترفند نیز چنانکه گفتیم در یافتن آیین و کاربرد آن است. هر چه یک آیین بیشتر بکار رود، در بارهای
      پسین با بجا آوردن آن مغز تند‌تر آماده شده و انگیزه بسیار بالاتری برای کار کردن خواهید داشت.

      شماری از آیین‌های پیشنهادی که در سه زمان نامبرده میتوانند جای بگیرند:

      بلند شدن و گامیدن[5] (قدم زدن)
      درست کردن چای/قهوه/داغ‌شکلات/...
      پیاده‌روی
      خاموشاندن آهنگ و خاموشی برای چند دَم
      اصلاح کردن (shaving) برای مردان
      پوشیدن جامه‌ای (لباسی) ویژه
      ...

      با یافتن و آزمودن کارهای گوناگون برای خود چند آیین بگزینید که پیش از آغاز کار و در میان و پس از پایان کار انجام دهید. این کارهای کوچک
      هم مایه استراحت شما بوده و هم چنانکه بالا گفتیم، بشیوه‌ای جادویی مغز شما را سامه‌ایک نموده و فرایند کار کردن را با خود گره میزنند.

      ویژگی‌های خواستنی برای یک آیین:

      انجامش برایتان خوشایند باشد.
      چندان زمانبر نباشد.
      کمابیش همیشه بآسانی شدنی باشد.
      ...




      مهادهای[6] پایستگی خوشی و درد

      دو مهاد پایستگی (اصل دوام) درباره خوشی و درد داریم که در نوشتارهای پسین با آنها زیاد سر و کار خواهیم داشت.

      مهاد پایستگی درباره خوشی و درد دو چهره دارد:


      در فرایند‌های دردناک، بریدن یکباره فرایند بهترین و کم‌دردترین رویکرد است.

      در فرایندهای خوشایند، بریدن چندباره فرایند بهترین و خوشی‌آورترین رویکرد است.

      برای نمونه، اگر شما به خوردن شکلات کژخو[7] شده باشید، بهترین رویکرد نه در کاهشِ تدریجیِ گسارش[8] شکلات روزانه, که بُریدن ناگهانی و یکجایِ آن است.

      در سوی دیگر، در فرایندهای خوشایند بگوییم یک کتاب خواندن ساده، اگر همه کتاب را یکسره بخوانید خوشی بسیار کمتری خواهید
      برد تا زمانیکه هر چند گاه یکبار کتاب را کنار گذاشته و بروید برای خودتان یک چایی آورده و اندکی به کارهای دیگر بپردازید و دوباره به آن برگردید.

      مغز زمانیکه از فرایند درد میکشد، اگر آنرا کم کم ببُرید درد نیز همانگونه باهستگی کاسته میشود. ولی با گسستن
      ناگهانی فرایند شاید در آغاز اندکی درد فراوان باشد، ولی در بازه[9] زمانی بسیار کوتاهی درد به پایین‌ترین تراز خود خواهد رسید.

      مغز زمانیکه از فرایند خوشی میبرد نیز باهستگی خود را به آن آموخته کرده و از خوشایندی فرایند کم کم کاسته
      میشود. با گسستن فرایند، اینبار مغز از نو به آموخته شدن پرداخته و خوشی دوباره به مانند دَم نخست فراوان میشود.





      دِرَنگِش[10] - Taking a break

      جدا از آیین‌یابی، فرآیند "لختی درنگیدن" یا *taking a break یکی از کارهای بایا[11] برای رویارویی با خستگی است.

      در پژوهش‌های گوناگون دیده شده که مغز بهترین کارکرد خود را زمانی نشان میدهد که کار اندک همراه با درنگ‌های بسیار باشد.


      این گِرایندانه[12] (احتمالا) درست بر پاد همه آموزه‌هایی است که تاکنون شنیده‌اید. چیزهایی مانند تمرکز، کار سخت، دیسیپلین داشتن را بیآناموزید[13]!

      کار سخت و تمرکز زیاد و رویکردهای اینچنینی نه تنها هیچ یاری‌ای نمیرسانند، که خود یکی از بزرگترین فرنود‌هایِ[14] خستگی به شمار میروند.


      اکنون با نگاه به دو مهاد[6] پایستگی خوشی و درد چند رویکرد میتوان گزید:

      اگر کار خسته کننده شد:

      کار را یکباره ببرید. اگر اینکار را نکرده و روی دنبال نمودن آن پافشاری کنید، احساس «خستگی» کم کم بریخت
      احساس «بیزاری» در آمده و شانس شما در اینکه بتوانید در آینده دوباره کار را بیاغازید (انگیزه داشته باشید) را کمتر و کمتر خواهد کرد


      اگر کار خوشایند بود:

      هتا اگر کار خوشایند بود و نمیخواستید بدرنگید، باز هر چند گاه یکبار، نمونه نیم ساعت یکبار خودتان را وادار به بریدن کار کرده و لختی بدرنگید (استراحت کنید).

      این همچنانکه گفتیم نه تنها مایه برهم خوردن نگرش (تمرکز) شما نمیشود، که بر پایه مهاد پایستگی
      خوشی بالا، کار را برای شما خوشی‌آورتر نیز نموده و شور بسیار بیشتری برای بازگشت به آن و پی گیری‌اش خواهید داشت!

      با دنبال نمودن این دو رویکرد در کمترین زمان خواهید دید که انگیزه‌یِ بس بیشتری برای به سراغ کارها رفتن و پیگیری آنها یافته‌اید.





      لختی درنگیدن[10] از dorood bar shoma,... | Facebook






      ----
      1. ^ piš{pišvand}+nehâdan::Pišnehâdan || پیشنهادن: پیشنهاد کردن Dehxodâ, Ϣiki-En to suggest
      2. ^ far+gaštan::Fargaštan || فرگشتن: بسیار گشتن; دگرستن; فراگشتن; تکامل یافتن www.thefreedictionary.com to evolve
      3. ^ pey+dâneš::Peydâneš || پیدانش: دانش شناخت یاخته‌هایِ پِی (عصبی) Ϣiki-En neuroscience
      4. ^ but+âr+ik::Butârik || بوتاریک: شرطی Ϣiki-En conditional
      5. ^ Gâmidan || گامیدن: رفتن و قدم زدن Dehxodâ, Ϣiki-En to walk
      6. ^ آ ب meh+âd::Mehâd || مهاد: اصل Ϣiki-En principle; law
      7. ^ kaž+xu::Kažxu || کژخو: معتاد Ϣiki-En addicted
      8. ^ Gosâridan <— Gosârdan || گساریدن: مصرف کردن Dehxodâ, Ϣiki-En to consume
      9. ^ bâz+e::Bâze || بازه: فاصله Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ interval
      10. ^ آ ب derang+idan::Derangidan || درنگیدن: توقف کردن Ϣiki-En, fa.wiktionary.org, Dehxodâ to pause
      11. ^ bây+â{pasvand}::Bâyâ || بایا: لازمه; ضروری fa.wiktionary.org, Ϣiki-Pâ, Dehxodâ requisite
      12. ^ ger+ây+and::Gerâyand || گرایند: احتمال, اگرآیند probability
      13. ^ ân+âmuxtan::Ânâmuxtan || آناموختن: چیزی را از مغز بیرون کردن; فراموش کردن Ϣiki-En to unlearn
      14. ^ far+nud::Farnud || فرنود: استدلال; منطق; دلیل Ϣiki-En reason
      ویرایش از سوی Mehrbod : 04-19-2013 در ساعت 04:23 AM
      Alice and Aria Farbud like this.

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    20. 5 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Alice (09-26-2012),Aria Farbud (03-16-2014),Rationalist (09-26-2012),Russell (09-26-2012),sonixax (09-26-2012)

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    جُستارهای همانند

    1. پاسخ: 45
      واپسین پیک: 11-19-2015, 08:59 PM
    2. نکاتی پیرامون استفاده از کامپیوتر
      از سوی sonixax در تالار رایانه، اینترنت، تلفن‌های همراه
      پاسخ: 25
      واپسین پیک: 09-20-2011, 10:55 AM

    کلیدواژگان این جُستار

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •