• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    برگ 1 از 2 12 واپسینواپسین
    نمایش پیکها: از 1 به 10 از 18

    جُستار: کارکرد زبان در اندیشه

    1. #1
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,554 بار در 7,514 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)

      کارکرد زبان در اندیشه

      یکی از آوندهای من، یا بهتر بگوییم مهندترین آوند من در بکارگیری پارسی کارکرد مهند زبان در اندیشه است.

      برداشت فراگیر کنونی میان زبان‌شناسان این است که زبان یک چیز فرگشتیک بوده و گوناگونی زبان‌های زنده امروزین
      نخشی در فرایند اندیشیدن ندارد، یا اگر دارد این نخش اندک و چشمپوشیدنی است.

      به سخن دیگر، مردمان جهان با همه زبان‌های گوناگون کمابیش یکجور میاندیشند و زبان نخشی در تراز هوتادین (کیفی) اندیشه ایشان ندارد.


      نخستین بار که من از این برداشت آگاه شدم برایم بسیار شگفت‌انگیز و دور از باور آمد، چرا که دستکم در میان زبان‌های ساختگی، یا همان زبان‌های برنامه‌ریزی رایانه‌ای
      هر کس که بیشتر از یک ارزن دانش داشته باشد میداند که گرچه همه زبان‌های ترازبالا (high-level) سرانجام به زبان ماشین یا assembly
      می‌ترزبانند، ولی دگرسانی بسیار ژرف و بزرگی میان آنها هست، و اگرچه درست به مانند زبان‌های زنده میتوان با همه زبان‌های
      برنامه‌ریزی ترازبالا (یا هتا ترازپایین) به برآیند خواستنی (= اندیشه خواستنی) رسید، ولی راه و هزینه رسیدن به آن بسیار بسیار می‌دگرد!

      در نگرش به زبان‌های زنده نیز چنین چیزی بیگمان هست. زبان پایه‌ای‌ترین ابزار ما در اندیشیدن است و بسختی بتوان چنین چیزی را نادیده گرفته یا گفت هنود کمی دارد.

      در این جُستار من میکوشم پاره‌هایی از ماتیکان (کتاب) آپلود شده Through The Language Glass را ترزبانم و در کنار آن از سرچشمه‌های دیگر نیز در راستای نشان دادن دگرسانی میان زبان‌های زنده سود ببرم.

      خوانندگان نیز میتوانند نگر خودشان را در کنار آن آورده و بگویند که به دید ایشان زبان چه اندازه در اندیشه‌اشان نخش دارد.
      فایل های پیوست شده فایل های پیوست شده
      Russell, Ouroboros and Unknown like this.

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    2. 6 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Alice (11-04-2012),Anarchy (11-04-2012),Russell (11-04-2012),Soheil (03-29-2014),sonixax (11-04-2012),Unknown (11-06-2012)

    3. #2
      دفترچه نویس
      Points: 124,056, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.9%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Activity Award
      A Believer
       
      Empty
       
      Ouroboros آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Dec 2010
      نوشته ها
      3,417
      جُستارها
      54
      امتیازها
      124,056
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      3,154
      از ایشان 10,830 بار در 3,278 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      51 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      آفرین خوب است،
      به نظر بدیهی می‌رسد که افکار برساخته و برآمده از زبان باشند. و نیز آشکار است که بسیاری عواطف، حالات، افعال و چیزها وجود دارند که در زبان فارسی نیست، و این به چم وجود نوعی ناتوانی در شخص متکلم به فارسی جهت «بیان»(در معنای کلی‌تر آن)خواهد بود.. پدیده‌ای مخرب که جهت برطرف کردن آن باید هرچه زودتر فکری کرد: یا وارد کردن مستقیم آن واژگان بیگانه که باعث ناهمگونی و از ریخت افتادن بیشتر زبان و پدید آمدن دشواری‌های گرامری خواهد شد، یا ساختن معادل‌های جدید برای آنها.. مثلا یک ایرانی «می‌داند» که «نوستالژی» یا «دژاوو» به چه چیز اشاره می‌کنند، اما واژه‌ای برای «بیان» آنها ندارد.. اگر این مانع برطرف بشود و شخص بتواند بدون نیاز به پل زدن میان زبان‌های گوناگون مقصود خود را برساند شاید اندیشیدن را تسهیل بکند، و اگر هم نه، دستکم بیان اندیشه بی‌گمان آسان‌تر خواهد شد و بهم چسباندن دو جمله‌ی ده کلمه‌ای در گفتار روزمره امری مطلقا غیرممکن نخواهد بود..
      «منطق را باید که به جنون آلوده، کور و نابود کرد. ایمان می‌باید همه‌ی خرد، هوش و شعور آدمی را زیر پا لگدکوب بکند.» مارتین لوتر

    4. 4 کاربر برای این پست سودمند از Ouroboros گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (11-04-2012),Mehrbod (11-04-2012),Russell (11-04-2012),sonixax (11-04-2012)

    5. #3
      سرنویسنده دوم
      Points: 47,012, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      بدون وضعیت
       
      هیچ
       
      Alice آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Sep 2012
      نوشته ها
      1,716
      جُستارها
      8
      امتیازها
      47,012
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      2,739
      از ایشان 4,155 بار در 1,601 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      75 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      پیش از همه این داستان ها نیکوتر است من یک کران نمایی پایه ای از زبان را روشن سازمـــــ...

      زبان یک توانایی ویری است و ریخت های گوناگون آن ؛ به انگیزه ی کاربرد گفتار ، نمودی آوایی به خود گرفته است !

      برای نمونه ؛ نخستین آدمیان ، گرچه زبان ویژه ای نداشتند و نمی توانستند با یکدیگر گفتگو کنند ؛ پَن هنگامیکه
      درباره پدیده های گوناگون زندگی خود اندیشه میکردند ؛ بیگمان از این توانایی بهره می جُستند ! سپس برای گفتگو و پیوندسازی با دیگران از نمود جنبشی (بوسیله جنبش سر و دست و...) سود بردند و دیرتر نمود آوایی آنرا ساختند که امروزه به ریخت زبان های گوناگون ؛ چون پارسی و انگلیسی و... آنان را می شناسیم ! (دبیره هم پیوندی با زبان ندارد که نخستین آن نیز از آن گوپتیان بود و دبیره های دیگر چون لاتین و دبیره عربی ، از هیروگلیف می تراود)

      کنون هم زمانیکه ما با خود سخن می گوییم و می اندیشیم به پارسی است و یا یک عرب با زبان خودش با خود اندیشه می کند و سخن میگوید ؛ هتا کر و لالها نیز بی برو برگرد به اندازه دیگران از این توانایی ویری (زبان) برخوردارند که تنها به جای نمود آوایی ، نمود جنبشی ( جنبش لب ها و دست و...) را بکار می گیرند !


      بر این پایه زبانهای گوناگون هرکدام شاخه ای از یک سرشاخه بزرگتر ؛ که همان "زبان" به چم یک توانایی ویری باشد شمرده می شوند !

    6. 5 کاربر برای این پست سودمند از Alice گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (11-04-2012),Mehrbod (11-04-2012),Russell (11-04-2012),Soheil (03-29-2014),sonixax (11-04-2012)

    7. #4
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      آغازگر جُستار
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,554 بار در 7,514 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Alice نمایش پست ها
      [COLOR=#ff0000]

      بر این پایه زبانهای گوناگون هرکدام شاخه ای از یک سرشاخه بزرگتر ؛ که همان "زبان" به چم یک توانایی ویری باشد شمرده می شوند !

      آلیس جان من نگرت را درست نگرفتم، شاید پاسخ به این چند پرسش روشنتر کند:


      1. آیا یک آدم کر و لال که خواندن نمیداند، تراز اندیشیک یکسان با کسی دارد که میتواند بخواند؟
      2. آیا شیوه اندیشیدن کسی که تنها انگلیسی میداند و کسی که تنها چینی میداند یکسان است؟
      3. یا تراز اندیشیک (فکری) کسی که انگلیسی میداند، یکسان با کسی است که تنها زبان نماره (اشاره) میداند؟

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    8. 3 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (11-04-2012),Russell (11-04-2012),sonixax (11-04-2012)

    9. #5
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      آغازگر جُستار
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,554 بار در 7,514 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      ماتیکان Through the Language Glass (از ورای آییینک/شیشه زبان) درباره یک پیشگزاره بیشتر نیست:


      Does the complexity of a language reflect the culture and society of its speakers, or is it a universal constant determined by hamun nature?




      آیا ساختار یک زبان بازتابی از فرهنگ و همبود سخنگویان آن است، یا اینکه پایا‌یی (ثابتی) جهانیک است که براه سرشت آدمی روشن میشود؟


      به سخن دیگر، آیا میتوان گفت که ساختار دگرسان دو زبان زنده به دو تراز اندیشیک گوناگون می‌انجامد، یا اینکه دو تراز اندیشیک یکسان در دو ساختار گوناگون زبان خود را می‌نمایانند؟


      ماتیکان که نگارشی زیبا و گاه خنده‌آور دارد، با نگرش به نمونه‌های بیشمار میکوشد نشان دهد که گزاره یکم درست است: اینکه ساختار دگرسان زبان به اندیشه دگرسان می‌رسد و یا بهتر بگوییم، همکنشی که این دو (زبان و
      اندیشه) بر یکدیگر دارند بسیار ژرف‌تر و گسترده‌تر از آنی است که زبان‌شناسان امروز کوشیده‌اند به ما بپذیرانند.

      برخی از نمونه‌های بکار رفته این چنین هستند:

      1. مارِش* رنگ - Color perception
      2. مارش اسپاشیک* - Spatial perception
      3. مارش پَرگیریک* - Environmental perception
      4. ..

      که به آنها یک به یک خواهیم پرداخت.



      * ماردَن -> مارِش = to perceive, notice, feel
      * اسپاش، اسپاشیک = space, spatial
      * پرگیر = Environment

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    10. 2 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (11-04-2012),sonixax (11-04-2012)

    11. #6
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      آغازگر جُستار
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,554 بار در 7,514 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      مارش پرگیریک

      اینکه چگونه زبان در مارش ما از جهان و چگونگی رخداد رویدادها می‌هَناید (اثر میگذارد)، فراتر از آن میرود که پیش خود گمان میکنیم.
      پرگیر (environment) چیزی بیشتر از جهان پیرامون ما نیست. در این نگاه، یک رویداد ساده در پرگیر را میتوان اینگونه دید:

      زمانیکه می‌نِپاهیم* یک سنگ از ورای اسپاش به سوی زمین می‌جنبد.




      ما این رویداد را اینگونه در مانه‌ی (ذهن) خود میبینیم:

      سنگه می‌افتد.
      .The stone falls

      این شیوه نگرش که در زبان‌های هندواروپایی و پارسی که یکی از آنهاست دیده میشود، اینگونه به نگر ما میاورد که
      تنها راه در روشنسازی چنین رویدادی نیز همین باشد. ولی این ناگزیری در بخشش رویداد به "سنگ" و "افتادن" یک پندارِ پوچ بیشتر نیست.

      در فَرهود (حقیقت) و تا همین چند دهه پیش بنادرستی اینگونه انگاشته میشود که تنها راهی که میتوان چنین رویدادی را توضیح
      داد همین بوده و کمابیش همه زبان‌شناسان درباره‌اش همرای بودند، هر آینه یک استثنا به ما نشان داد که اینچنین نمیباشد!

      زبان نوتکا Nootka، که در آبخوست ونکوور Vancouver Island بکار میرود بشیوه سراسر دگرسانی کار میکند. در نوتکا هیچ پنداره‌ای که برابر کارواژه "افتادن"
      ما باشد نیست، بجای آن کارواژه‌یِ ویژه‌ای به نام "سنگیدن - to stone" داریم که به جنبشِ سنگ می‌نمارد، که در توضیح رویداد این کارواژه با برواژه "پایین" همراه میشود.

      پس رویدادی که ما به "سنگ" و "افتادن" بخش میکنیم، در نوتکا چیزی مانند "[آن] پایین می‌سنگد" در میاید!



      • نِپاهستن = to observe
      ویرایش از سوی Mehrbod : 02-24-2013 در ساعت 10:57 AM

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    12. 3 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (11-04-2012),Russell (11-04-2012),sonixax (11-04-2012)

    13. #7
      سرنویسنده دوم
      Points: 47,012, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      بدون وضعیت
       
      هیچ
       
      Alice آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Sep 2012
      نوشته ها
      1,716
      جُستارها
      8
      امتیازها
      47,012
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      2,739
      از ایشان 4,155 بار در 1,601 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      75 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      مهربُد عزیز ؛ چون پرسشهایت پیوند سر راستی به گفتار من نداشت ؛ اگر رواداشت بداری من از پرسش هایت می گذرم و جُستار را برایت روشنتر می سازمــــ... !

      .................................................. .................................................. ..........................................

      برای همه ما پیش آمده که هنگام گفتگو کردن گاهی گزاره ای را به نادرست بکار می بریم و بی درنگ لغزش خود را ویرایش می کنیم !
      زبان شناسان فرنودآوری میکنند که لغزش یادکرده به سبب لغزش در "زبان" نیست ؛ زبان نیروی ست ویری که همچون جدول ضرب عاری از هرگونه لغزشی ست ! سهو و کاستی در عمل ضرب یا گفتار رخ می دهد !

      من میکوشم که ساده تر بیان کنم ؛
      همه ما "زبان" را از بَدو زایش در خانه به کمک پدر و مادر می آموزیم ؛ حال آنکه برای آموختن"دبیره و نوشتار" گزیری نداریم جز رفتن و آموختن از مکتب و آموزشگاه ! آنهم در درازایی کمابیش یکساله و با کوشش و برزش بسیار ؛

      دگرسانی یادگیری زبان و نوشتار در چیست ؟

      پاسخ اینجاست :

      زبان شناسان باور دارند که "زبان" ریشه در ذات آدمی دارد و نیرویی ست ویری که همواره از آغاز تاریخ بشریت با او بوده و هست ؛ خط و نوشتار اما پیشینه درازی ندارد !

      نوشتار خاستگاه فرهنگی و همبودین دارد ؛ برای آموختن خط الزاماً باید آنرا مانند دیگر ساخته های بشریت از راه درس و آموزشگاه بیاموزیم !
      زبان اما همانگونه که بارها گفته شد ؛ توانایی ذاتی ماست و ما در گاه کودکی و یادگیری آن ؛ این استعداد ذاتی خود را در ریخت زبان های گوناگون ؛ بسته به همبودی که در آن هستیم ؛ (انگلیسی پارسی و...) ساختاربندی می کنیم ! برای همین یادگیری زبان به درس و مدرسه نیاز ندارد و هر انسانی از این توانایی برخوردار است ! (کر و لال ها)

      این یک کران نمایی پایه ای و باریک از زبان بود !

      پ ن : اگر بخواهیم به روند فرزامش زبان و اصول آن در گستره تاریخ نگاهی فراگیر بیاندازیم ؛ در می یابیم که آدمیان در آغاز ، زبان (توانایی ویری) را به ریخت گفتار درآورند ؛
      سپس با یاری خط آن را به شکل نوشتار ! برای همین هم هنگام نوشتن گزاره ای آن را در ذهن خود بازگو می کنیم !

    14. 3 کاربر برای این پست سودمند از Alice گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (11-05-2012),Russell (11-04-2012),sonixax (11-04-2012)

    15. #8
      دفترچه نویس
      Points: 146,654, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 34.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Community Award
      بدون وضعیت
       
      Empty
       
      Russell آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2010
      نوشته ها
      6,147
      جُستارها
      65
      امتیازها
      146,654
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      19,613
      از ایشان 15,276 بار در 5,851 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      67 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      جالب هست این جستار با توجه به اینکه من هم چندیه با خواندن کتاب جناب استیون پینکر (The Stuff of Thought) درباره زبان این مساله زبان و زبانروانشناسی برایم جالبتر شده.به عبارت او زبان پنجره ایست به طبیعت انسان و چگونگی تفکر انسانها را نشان میدهد.از همه جالبتر این قابلیت دیدن موضوعات از زوایای متفاوت و تفاوتهای ظریف در زبان و مخصوصا افعال است.

      "Democracy is now currently defined in Europe as a 'country run by Jews,'" Ezra Pound



    16. 3 کاربر برای این پست سودمند از Russell گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (11-05-2012),Mehrbod (11-04-2012),sonixax (11-04-2012)

    17. #9
      دفترچه نویس
      Points: 407,749, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      آغازگر جُستار
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,613
      جُستارها
      186
      امتیازها
      407,749
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,017
      از ایشان 21,554 بار در 7,514 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Russell نمایش پست ها
      جالب هست این جستار با توجه به اینکه من هم چندیه با خواندن کتاب جناب استیون پینکر (The Stuff of Thought) درباره زبان این مساله زبان و زبانروانشناسی برایم جالبتر شده.به عبارت او زبان پنجره ایست به طبیعت انسان و چگونگی تفکر انسانها را نشان میدهد.از همه جالبتر این قابلیت دیدن موضوعات از زوایای متفاوت و تفاوتهای ظریف در زبان و مخصوصا افعال است.
      هر چند در این کتاب درباره Steven Pinker آمده که بیشتر به سرشتین بودن زبان بها میدهد تا کارکرد زبان (+ فرهنگ) در اندیشه.


      For some critics, such as Steven Pinker, the fact that our mother
      tongue constrains neither our capacity to reason logically nor Our ability
      to understand complex ideas is an irredeemable anticlimax. In his
      recent book, The Stuff of Thought, Pinker argues that since no one has
      ever managed to show that speakers of one language find it impossible,
      or even extremely difficult, to reason in a particular way that comes
      naturally to the speakers of another language, then any remaining
      effects of language on thought are mundane, unsexy, boring, even trivial.

      Obviously, what's sexy is a matter of personal taste. But in what follows,
      I hope to show that while the actual effects oflanguage on thought
      are very different from the wild and woolly claims of the past, they are
      far from boring, mundane, or trivial.

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    18. 4 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Alice (11-04-2012),Anarchy (11-05-2012),Russell (11-04-2012),sonixax (11-04-2012)

    19. #10
      دفترچه نویس
      Points: 146,654, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 34.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Community Award
      بدون وضعیت
       
      Empty
       
      Russell آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2010
      نوشته ها
      6,147
      جُستارها
      65
      امتیازها
      146,654
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      19,613
      از ایشان 15,276 بار در 5,851 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      67 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      هر چند در این کتاب درباره Steven Pinker آمده که بیشتر به سرشتین بودن زبان بها میدهد تا کارکرد زبان (+ فرهنگ) در اندیشه.
      البته اندیشه شدیدتر درباره سرشتین بودن زبان وجود دارد ولی پینکر هم معتقد است المانهای سرشتین در زبان هست،ولی چنین ادعایی که این نویسنده درباره او کرده درست نیست تا جایی که من فهمیدم،در کتاب من مخالفتی با تفاوتها بین زبانهای مختلف ندیدم برعکس مثال از این اختلافها کم نزده در کتاب.

      "Democracy is now currently defined in Europe as a 'country run by Jews,'" Ezra Pound



    20. 3 کاربر برای این پست سودمند از Russell گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (11-05-2012),Mehrbod (11-04-2012),sonixax (11-04-2012)

    برگ 1 از 2 12 واپسینواپسین

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    کلیدواژگان این جُستار

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •