• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    برگ 2 از 4 نخستیننخستین 1234 واپسینواپسین
    نمایش پیکها: از 11 به 20 از 37

    جُستار: چامه‌سرایان گمنام

    1. #11
      سخنور یکم
      Points: 13,575, Level: 75
      Level completed: 82%, Points required for next Level: 75
      Overall activity: 99.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      mosafer آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Sep 2012
      نوشته ها
      912
      جُستارها
      9
      امتیازها
      13,575
      رنک
      75
      Post Thanks / Like
      سپاس
      448
      از ایشان 1,533 بار در 771 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      10 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      با شمایم نشنیدید ؟
      جوابم بدهید
      تشنگی کشت مرا جرعه ی آبم بدهید
      تشنه ام وای اگر آب به دستم نرسد
      دست کم آب ندادید سرابم بدهید
      سال ها هست که این شهر به خود مست ندید
      عقل ارزانی تان باد شرابم بدهید
      درد عشق است که جز مرگ ندارد مرحم
      چوبه ی دار مهیاست طنابم بدهید
      خواب تا مرگ،کسی گفت فقط یک نفس است
      قسمتم مرگ نشد فرصت خوابم بدهید
      گفته بودید که هر جرم عذابی دارد
      عاشقی جرم بزرگی ست عذابم بدهید


      حمیدرضا رجایی رامشه

    2. یک کاربر برای این پست سودمند از mosafer گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      khayyam (07-21-2013)

    3. #12
      شناس
      Points: 2,501, Level: 30
      Level completed: 34%, Points required for next Level: 99
      Overall activity: 7.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خواب آلود
       
      khayyam آواتار ها
      تاریخ هموندی
      May 2012
      ماندگاه
      Earth
      نوشته ها
      67
      جُستارها
      0
      امتیازها
      2,501
      رنک
      30
      Post Thanks / Like
      سپاس
      76
      از ایشان 220 بار در 67 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      3 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      ازهمان روزی که دست حضرت قابیل،
      گشت آلوده بخون حضرت هابیل
      از همان روزی که فرزندان آدم

      زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید،
      آدمیت مرد
      گرچه آدم زنده بود.

      ازهمان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
      ازهمان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند،
      آدمیت مرده بود.

      بعد،دنیا هی پراز آدم شد و این آسیاب،
      گشت وگشت،
      قرن ها از مرگ آدم هم گذشت،
      ای دریغ،
      آدمیت برنگشت!

      قرن ما،
      روزگار مرگ انسانیت است!
      سینهء دنیا زخوبی ها تهی است،
      صحبت از آزادگی،پاکی،مروت ابلهی است،
      صحبت ازموسا وعیساومحمد نا بجاست،
      قرن موسی چمبه ها است!

      من که از پژمردن یک شاخه گل،
      از نگاه ساکت یک کودک بیمار،
      ازفغان یک قناری در قفس،
      از غم یک مرد،در زنجیر،
      حتی قاتلی بر دار!
      اشک در چشمان وبغضم در گلوست
      و ندرین ایام،زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست
      مرگ او را از کجا باور کنم؟

      صحبت از پژمردن یک برگ نیست،
      وای!جنگل را بیابان می کنند!
      دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند،
      هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا
      آنچه این نا مردمان با جان انسان می کنند.

      صحبت از پژمردن یک برگ نیست
      فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
      فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
      فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
      در کویری سوت و کور،
      در میان مردمی با این مصیبت ها صبور،
      صحبت از مرگ محبت،مرگ عشق،
      گفتگواز مرگ انسانیت است.
      فریدون مشیری
      "Philosophy is questions that may never be answered. Religion is answers that may never be questioned"

    4. 3 کاربر برای این پست سودمند از khayyam گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (07-23-2013),Russell (07-21-2013),sonixax (07-21-2013)

    5. #13
      شناس
      Points: 2,501, Level: 30
      Level completed: 34%, Points required for next Level: 99
      Overall activity: 7.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خواب آلود
       
      khayyam آواتار ها
      تاریخ هموندی
      May 2012
      ماندگاه
      Earth
      نوشته ها
      67
      جُستارها
      0
      امتیازها
      2,501
      رنک
      30
      Post Thanks / Like
      سپاس
      76
      از ایشان 220 بار در 67 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      3 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      تو شبیه برادرم هستی، یه برادر که وارثِ درده

      یه برادر که مثل من عمری زیر ساطور زنده‌گی کرده

      توسری خورده سرسری نشده، خونده از یه جهان بی‌برده

      یه برادر که با صداش شاید ورق روزگار برگرده



      من همه راهو اشتباه رفتم، کی‌ می‌گه رؤیا، دنیا می‌سازه؟

      هر درختی یه روز تبر می‌شه، هر زن آبستن یه سربازه

      تیغ توقیف رو رگِ واژه‌س، مهر ممنوع روی پروازه

      راهِ رفتن همیشه بن‌بسته، راهِ برگشت تا ابد بازه



      پس باید رو به شعر برگردم، بسه همدیگه رو نفهمیدن

      بسه تو چارچوب جون کندن، بسه تو یه مدار چرخیدن

      همیشه چاه رو نشون دادم به صداهایی که نمی‌دیدن

      اونا که با ترانه‌هام آخر روی پیستِ سقوط رقصیدن



      حس سطل زباله‌ رو دارم لب به لب از سرنگ و ته‌سیگار

      حس یه یاکریم که فهمیده لونه‌شو ساخته روی چوبه‌ی دار

      من یه جوک توی مجلس ترحیم، من یه پروانه‌ام توی رگبار

      من یه زندانی‌ام که عمرش رو مشت می‌کوبیده به تن دیوار



      تلی از خواب‌های مکروهم، تلی از بغض‌های تعزیری

      خسته از بورس بشکن و باسن، خوندنه از سر شکم‌سیری

      توی عصری که حتا با عکسِ خودتم توی آینه درگیری

      چه‌جوری می‌شه زندگی رو نوشت، وقتی لحظه به لحظه می‌میری



      وقتی که گاندیای امروزی کفش کلوین‌کلاین می‌پوشن

      وقتی که میمونا دارن نفتِ گربه‌ی آسیا رو می‌دوشن

      وقتی که غولای مبارز هم بی‌قراره بلیطِ گوگوشن

      خب دیگه عادیه که مطرب‌ها خودشونو به پول بفروشن



      حالا که استخونای شاملو، زیر سنگِ شکسته می‌پوسه

      حالا که آخرین چریک داره چکمه‌ی دیکتاتور رو می‌بوسه

      حالا که مرکز جهان امروز تخت‌خوابِ یه نشمه‌ی روسه

      دیگه فرقی نداره دنیامون توی دستِ کدوم دیوثه



      تو شبیه برادرم هستی، یه برادر که خوب می‌بینه

      یه برادر که خوب می‌دونه، معنی گوله رو توی سینه

      ما کتک خورده‌ی یه کابوسیم، تو زمانی که رؤیا ننگینه

      تو زمانی که وزن این هستی، مثل وزن سکوت سنگینه


      یغما گلرویی
      "Philosophy is questions that may never be answered. Religion is answers that may never be questioned"

    6. 3 کاربر برای این پست سودمند از khayyam گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (07-23-2013),Russell (07-23-2013),sonixax (07-23-2013)

    7. #14
      رهگذر
      Points: 2,831, Level: 32
      Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
      Overall activity: 99.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خونسرد
       
      shahin آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Dec 2012
      نوشته ها
      27
      جُستارها
      0
      امتیازها
      2,831
      رنک
      32
      Post Thanks / Like
      سپاس
      203
      از ایشان 71 بار در 27 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      1 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود
      با سار ِ پشت پنجره جایم عوض شود
      هی کار دست من بدهد چشم های تو
      هی توبه بشکنم و خدایم عوض شود
      با بیت های سر زده از سمت ِ ناگهان
      حس می کنم که قافیه هایم عوض شود
      جای تمام گریه ، غزل های ناگــــــزیر
      با قاه قاه ِ خنده ی بی غم عوض شود
      سهراب ِ شعرهای من از دست می رود
      حتی اگر عقیده ی رستم عوض شود
      قدری کلافه ام و هوس کرده ام که باز
      در بیت های بعد ، ردیفم عوض شود
      حـوّای جا گرفته در این فکر رنج ِ تلخ
      انگــار هیچ وقـت به آدم نـمی رسد
      تن داده ام به این که بسوزم در آتشت
      حالا بهشت هم به جهنم نمی رسد
      با این ردیف و قافیه بهتر نمی شوم!
      وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود ( ناشناس ، این شعر حس خوبی بهم میده)
      Dariush این را پسندید.

    8. 4 کاربر برای این پست سودمند از shahin گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Alice (08-07-2013),Dariush (08-07-2013),sonixax (08-08-2013),undead_knight (08-08-2013)

    9. #15
      دفترچه نویس
      Points: 83,861, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.7%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      HE
       
      Empty
       
      Dariush آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2012
      ماندگاه
      No man's land
      نوشته ها
      3,040
      جُستارها
      30
      امتیازها
      83,861
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      3,020
      از ایشان 8,976 بار در 2,888 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی shahin نمایش پست ها
      وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود
      با سار ِ پشت پنجره جایم عوض شود
      هی کار دست من بدهد چشم های تو
      هی توبه بشکنم و خدایم عوض شود
      با بیت های سر زده از سمت ِ ناگهان
      حس می کنم که قافیه هایم عوض شود
      جای تمام گریه ، غزل های ناگــــــزیر
      با قاه قاه ِ خنده ی بی غم عوض شود
      سهراب ِ شعرهای من از دست می رود
      حتی اگر عقیده ی رستم عوض شود
      قدری کلافه ام و هوس کرده ام که باز
      در بیت های بعد ، ردیفم عوض شود
      حـوّای جا گرفته در این فکر رنج ِ تلخ
      انگــار هیچ وقـت به آدم نـمی رسد
      تن داده ام به این که بسوزم در آتشت
      حالا بهشت هم به جهنم نمی رسد
      با این ردیف و قافیه بهتر نمی شوم!
      وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود ( ناشناس ، این شعر حس خوبی بهم میده)
      بسیار عالی بود،سپاس. به گمانم این را (یا چیزی شبیه به این را)از اسماعیل خوییِ نازنین پیش از این خوانده بودم، اما مطمئن نیستم.
      Confusion will be my epitaph
      As I crawl a cracked and broken path
      If we make it we can all sit back
      And laugh
      But I fear tomorrow I'll be crying,
      Yes I fear tomorrow I'll be crying
      .Yes I fear tomorrow I'll be crying

    10. 3 کاربر برای این پست سودمند از Dariush گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      shahin (08-09-2013),sonixax (08-08-2013),undead_knight (08-08-2013)

    11. #16
      رهگذر
      Points: 2,831, Level: 32
      Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
      Overall activity: 99.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خونسرد
       
      shahin آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Dec 2012
      نوشته ها
      27
      جُستارها
      0
      امتیازها
      2,831
      رنک
      32
      Post Thanks / Like
      سپاس
      203
      از ایشان 71 بار در 27 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      1 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Dariush نمایش پست ها
      بسیار عالی بود،سپاس. به گمانم این را (یا چیزی شبیه به این را)از اسماعیل خوییِ نازنین پیش از این خوانده بودم، اما مطمئن نیستم.
      خواهش میکنم استاد ، به احتمال زیاد شبیه بوده ، چون کنجکاوی در این باره تا جایی پیش رفت که برای یابنده شاعر این شعر چند هزار دلار جایزه تعیین شد ، هر چند ثمری نداشت .

    12. 3 کاربر برای این پست سودمند از shahin گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Dariush (08-11-2013),sonixax (08-09-2013),undead_knight (08-09-2013)

    13. #17
      دفترچه نویس
      Points: 90,825, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      The last militant
      judgmentalist
       
      Empty
       
      undead_knight آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2012
      ماندگاه
      Hell inc
      نوشته ها
      3,623
      جُستارها
      14
      امتیازها
      90,825
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      9,174
      از ایشان 7,829 بار در 3,090 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      36 Post(s)
      Tagged
      2 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی shahin نمایش پست ها
      خواهش میکنم استاد ، به احتمال زیاد شبیه بوده ، چون کنجکاوی در این باره تا جایی پیش رفت که برای یابنده شاعر این شعر چند هزار دلار جایزه تعیین شد ، هر چند ثمری نداشت .
      من سرچ کردم انگار به شاعری به نام "الهام دیداریان" منتسب شده،البته تکرار در منابع فارسی هیچ دلیل خوبی برای اطمینان نیست:))
      To ravage, to slaughter, to usurp under false titles, they call empire; and where they make a desert, they call it peace
      Tacitus-

    14. 5 کاربر برای این پست سودمند از undead_knight گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (08-10-2013),Dariush (08-11-2013),Russell (08-10-2013),shahin (08-10-2013),sonixax (08-10-2013)

    15. #18
      رهگذر
      Points: 2,831, Level: 32
      Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
      Overall activity: 99.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خونسرد
       
      shahin آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Dec 2012
      نوشته ها
      27
      جُستارها
      0
      امتیازها
      2,831
      رنک
      32
      Post Thanks / Like
      سپاس
      203
      از ایشان 71 بار در 27 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      1 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی undead_knight نمایش پست ها
      من سرچ کردم انگار به شاعری به نام "الهام دیداریان" منتسب شده،البته تکرار در منابع فارسی هیچ دلیل خوبی برای اطمینان نیست:))
      البته به نظرم قضیه دلارا بیشتر به خاطر اضافه کردن به گیرایی و جذابیت شعر بوده نبایدجدی گرفت ، من فکر میکردم این شعر رو باید یک مرد گفته باشه ،به همین دلیل از هر بهانه ای استقبال میکنم، بله اقا این روزا به تن ماهی هم نمیشه اطمینان کرد. مناظره معروف ایرج میرزا :ایرج میرزا با حاج حسین ملک دوستی و مناظره داشت . گویا ملک به ایرج میرزا قول داده بود که غاز و بوقلمون برایش بفرستد(باج سبیل) و این وعده را به فراموشی سپرده بود . ایرج طی رباعی این موضوع را به ملک یادآوری کرده:
      ایرج:اقوال پر از مکر و فسون تو چه شد؟
      الطاف ز حد و عد برون تو چه شد؟
      با آن همه وعده ها که بر من دادی
      غاز تو چه شد ؟بوقلمون تو چه شد؟
      ملک التجار:

      ایرج ز خراسان طلب غاز نمود
      باب طمع و آز به من باز نمود
      غافل بود او که غاز با بوقلمون
      چون دانه نبود جمله پرواز نمود!
      ایرج:

      حیف است که خلف وعده آغاز کنی
      با شعر مرا از سر خود باز کنی!؟
      با داشتن هزارها بوقلمون
      از دادن یک بوقلمون ناز کنی!؟
      ملک التجار:

      ای آنکه سزد خوانم اگر شهبازت
      طوطیست همی کلک شکر پردازت
      چون صرفه نبردم از تو غازی همه عمر
      هرگز ندهم بوقلمون و غازت
      و ایرج با این رباعی به این مناظره پایان داد:

      ای وعده تو تمام بوقلمونی
      یادآر از آن وعده در بیرونی
      از آن همه ثروت وکیل آبادت
      یک غاز به من نمی دهی ای ....؟

    16. 4 کاربر برای این پست سودمند از shahin گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Dariush (08-11-2013),Russell (08-10-2013),sonixax (08-11-2013),undead_knight (08-10-2013)

    17. #19
      دفترچه نویس
      Points: 90,825, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      The last militant
      judgmentalist
       
      Empty
       
      undead_knight آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2012
      ماندگاه
      Hell inc
      نوشته ها
      3,623
      جُستارها
      14
      امتیازها
      90,825
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      9,174
      از ایشان 7,829 بار در 3,090 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      36 Post(s)
      Tagged
      2 Thread(s)
      فرشته‌ی دادگستری‌ها! چه سخت افتاده‌ای به زحمت!
      که هر دو بشقابِ این ترازو، شکست از شدّتِ عدالت

      فرشته! در خواب‌گاهِ دیوان، چه کار کردند جز تجاوز؟
      فرشته! خم شو بگو پری‌ها چه بار دارند غیر حسرت؟

      دعا دعا گریه‌های خود را گذاشتم پیش چشم خورشید
      منم که با قطره‌های باران دخیل بستم به آسمانت

      فرشته گفت: «آسمان ندارم، به تو چه مربوط کار و بارم!
      اگر غزالی، تغزّلت کو؟ چه کار داری به کار دولت!»

      تغزّلم را سکوت خورده به حرمتِ عاشقانِ مرده
      تمام آوازهای خود را چپانده‌ام در گلوی خلوت

      اگرچه هم دائم‌الوضویم نمانده جز کینه روبه‌رویم
      همین‌که شب تا سحر بگویم: به بال‌های فرشته لعنت

      مریم جعفری آذرمانی
      اینم وبلاگش:من شاعرم - شعر
      شعرای اجتماعی سیاسیش قشنگه:)
      To ravage, to slaughter, to usurp under false titles, they call empire; and where they make a desert, they call it peace
      Tacitus-

    18. 3 کاربر برای این پست سودمند از undead_knight گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Dariush (08-11-2013),Russell (08-10-2013),sonixax (08-11-2013)

    19. #20
      سرنویسنده یکم
      Points: 27,966, Level: 98
      Level completed: 62%, Points required for next Level: 384
      Overall activity: 99.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      بدون وضعیت
       
      بی تفاوفت
       
      یه نفر آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Apr 2013
      نوشته ها
      1,285
      جُستارها
      21
      امتیازها
      27,966
      رنک
      98
      Post Thanks / Like
      سپاس
      186
      از ایشان 1,247 بار در 721 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      29 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      خیلی وقته با هیچ چی جز مستی
      یاد روزای خوش نمی افتم
      هیچ چی تو زندگیم جدی نیست
      حتی شعرایی که برات گفتم
      خیلی وقته برای بوسیدن
      هـــیچ شوقی ندارم و سردم
      وقتی می گن چقد با احساسی
      دوست دارم بگم غلط کردم
      عاشقِ خیلـیا شدم هر بار
      دخترای زیادی و دیدم...
      گاهی با عشق رو به راه شدم
      اما از ازدواج ترسیدم
      این دیگه واقعا غم انگیزه
      هیچ چی قلبت رو مبتلا نکنه
      دوست داری یه شب بخوابی و صبح
      زنگِ هیچ ساعتی صدا نکنه
      هیچ چی تو زندگیم جدی نیست
      خیلی خوابم میاد و بیدارم
      کاش ترکم کنی یه شب وقتی
      گم شدم لا به لای گیتارم ...

      رستاک
      فرودگاه ها بوسه های بیشتری از سالن عروسی به خود دیده اند و
      دیوارهای بیمارستان بیشتر از عبادتگاه ها دعا شنیده اند!



    20. 2 کاربر برای این پست سودمند از یه نفر گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      shahin (08-16-2013),sonixax (08-13-2013)

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    جُستارهای همانند

    1. دانش ژنتیک، شبیه‌سازی، آینده و اخلاقیات
      از سوی Anarchy در تالار دانش و فندآوری
      پاسخ: 17
      واپسین پیک: 10-09-2012, 11:54 PM
    2. فرهنگ‌سازی؛ دشواری‌های فرهنگی - اجتماعی ما ایرانیان
      از سوی Mehrbod در تالار تاریخ، فرهنگ، همبود
      پاسخ: 9
      واپسین پیک: 04-26-2012, 07:05 AM
    3. پاسخ: 9
      واپسین پیک: 04-26-2012, 07:05 AM

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •